976
www.withfarshad.ir Email: withfarshad@gmail.com Instagram: instagram.com/withfarshad Pinterest: pinterest.com/withfarshad
عذرخواهی مثل چراغ راهنمای ماشینه.
بعضيا راهنما نمیزنن.
بعضیا دیر راهنما میزنن.
بعضیا فکر میکنن، همین که راهنما زدن، دیگه همه در هر شرایطی باید بهشون راه بدن.
بعضیا راهنماشون سوخته.
بعضیا میترسن اگه راهنما بزنن بقیه فکر بدی میکنن.
بعضیا هم خیلی خوب از راهنما استفاده میکنن.
#من_عذر_میخوام
@withfarshad
بهنظرم یکی از معیارهای بزرگ شدن، کنترل ما روی شادی و ناراحتیه.
وقتی یاد میگیری که با شادیها زندگیت ذوق کنی، ولی خودتو گم نکنی.
یا وقتی یاد میگیری که به ناراحتیهای پیش اومده توجه کنی ولی متلاشی نشی.
آدما توی این لحظهها پوست میندازن و وارد دورهی جدیدی از زندگیشون میشن.
#دگردیسی
#یادداشت
@withfarshad
داشتم به این فکر میکردم که والد بودن شاید تا جایی به معنی فشارهای اقتصادی، تربیتی، فرهنگی و خانوادگی باشه. ولی از یه جایی به بعد تبدیل به تلاش برای رسیدن به ورژن مناسبتری از خودت میشه. ورژنی که خانواده بهت افتخار کنه.
این فکر رو از یه صحنه از انیمهای که این روزها میبینم گرفتم. اسمش، My Hero Academia هستش. جدا از فضای تخیلیای که داره - البته شاید برای خیلیها جذاب نباشه - دربارهی مفاهیم جالبی هم صحبت میکنه. برای مثال توی یکی از صحنهها، پدری رو نشون میده که مدتها برای «برتر بودن» جنگیده، و توی همین مسیر، جایگاهش رو توی خانواده از دست داده. اینجاست که میفهمه زندگی چیزی فراتر از رقابتهای سطحی داره، و مفهوم قهرمانی هم چیزی فراتر از صرفا قویتر و برتر بودنه.
@withfarshad
تلهی "پروژهسازی از رابطه"
یکی از خطراتِ داشتنِ یک ذهنِ تحلیلگر، اینه که ناخودآگاه کل رابطه رو به چشم یک سیستمی میبینی که باید دائما ارتقا پیدا کنه. این نگاه میتونه باعث بشه که حتی اصطکاکهای سادهی روزمره رو بهعنوان "نقصهایی که باید ریشهیابی بشن" ببینیم. گاهی اوقات، یک سوتفاهم، فقط یک سوتفاهمه و نیازی به "کشفِ روش جدید" برای حل اون نیست.
#یادداشت #خودحرفی
@withfarshad
تصور کن در سن n سالگی هستی. آیا زمانی که به سن 2n برسی، درک و فهمت هم دقیقاً دو برابر میشه؟ اگر پاسخت مثبته، بهنظرت میشه نتیجه گرفت که امروز، تنها نیمی از درک و فهم یک فرد با سن دو برابر خودتو داری؟
بهنظرت جایگاه تجربیات، مشاهدات و آموختهها چه رابطهای با گذر زمان داره؟
#یادداشت #دغدغه
@withfarshad
یکی از زیباییهای زندگی اینه که تورو بارها با افرادی شبیه به خودت مواجه میکنه و بهت این فرصت رو میده که اشتباهات خودت رو از بیرون ببینی و متوجه بشی.
برای من سخته که قبول کنم، کسی که از رفتارش رنج میکشم از جنبههای زیادی شبیه به منه. میشه از این اتفاق درس گرفت یا فراموش کرد.
#یادداشت
@withfarshad
بیشتر از آنکه نگران نتایج کنونیتان باشید، ذهنتان را به مسیر فعلیتان معطوف کنید.
عادتهای اتمی | مارک منسن
@withfarshad
یک آهنگ راک الکتریک و اتمسفریک و حال خوبکن.
@withfarshad
الآن داشتم اهداف سال ۱۴۰۴ خودمو بررسی میکردم. متوجه شدم که فعلا به هیچکدومشون نرسیدم. با اینحال به اهداف دیگهای رسیدم و خوشحالم که با اولویت بیشتر براشون تلاش کردم.
بهنظرم گاهی اوقات، اولویتهای واقعی خودمونو نمیدونیم و فقط برای اهداف تعیین شده، تلاش بیاندازه میکنیم.
نصف سال گذشته. شاید جا داشته باشه، یکبار دیگه هدفهای این سالمونو بازبینی کنیم.
#یادداشت
@withfarshad
قسمتی از صحبتهای ما در اپیزود اول فصل سی و دو با موضوع جایی میان من و ما. شما میتونید نسخهی کامل این اپیزود رو در کستباکس جافکری بشنوید یا در کانال یوتیوب جافکری تماشا کنید! 💎
#جافکری
#پادکست_فارسی
@Jafekri
ما وضعیت مبهم امروز خودمون رو با داستانِ مرتبشدهی دیروزِ یک نفر دیگه مقایسه میکنیم.
@withfarshad
وقتی داشتم برای کنکور ارشد میخوندم، بالاترین رتبهای که بهش فکر میکردم، ۸۰۰ بود. نه تنها برای خودم، بلکه فکر میکردم این بهترین رتبهای میتونه باشه که بچههای دانشگاه ما کسب میکنن. بعد متوجه شدم یکی از دوستام رتبهی پایینتری گرفت و تونست دانشگاه تهران قبول بشه. بعد یه سقفی بالای سرم شکست. احساس کردم احتمالا منم میتونم. برای همین رتبهی ارشدم ۲ رقمی شد.
برای یک شرکتی میخواستم درخواست کار بدم، و احساس میکردم نهایت میتونم x تومن درخواست بدم. با یکی از دوستام که توی شرکت کار میکرد صحبت کردم و بهم گفت راحت میتونی ۲x درخواست بدی. بعد دوباره یه سقفی بالا سرم شکست و منم درخواست ۴x دادم و قبول کردن.
توی یک بازی نهایت رکوردی که داشتم ۱۰۰۰ بود. تا اینکه سارا هم اون بازی رو شروع کرد و بعد از چند تلاش تونست رکورد منو بزنه و امتیازش حدود ۱۲۰۰ شد. بازم همون صدارو بالای سرم شنیدم. از اون روز دیگه حداقل امتیازی که میگرفتم ۱۳۰۰ تا بود.
یه وقتایی ما سقفهایی رو بالای سر خودمون ایجاد میکنیم و بعد از مدتی باورش میکنیم که بعدها اندازهی مارو میسازن.
چندتا سقف بالای سر خودت ساختی؟
@withfarshad
از اونجایی که ویالن شروع به حرف زدن میکنه (1:57)
@withfarshad
وقتی ۲۰ سالم بود، داستانی شنیدم از کسی که توی ۲۸ سالگی یهو شغلشو ول میکنه و میره سراغ کاری که دوست داره. بعد با تمام انرژی اون کار رو ادامه میده تا موفق میشه.
اون موقع بهنظرم خیلی کار عجیبی بود. توی اون سن، مگه آدم فرصت از نو شروع کردن داره؟ چطور جرأت کرده بود؟
الآن که سنم بالاتر رفته، متوجهم که تا ۳۰ سالگی وقت آزمون خطاست. هیچ فشاری روی تو نیست و اتفاق بدی نمیافته.
احتمالا وقتی پا به دههی ۴۰ زندگیم بذارم، متوجه میشم حتی ۳۰ سالگی هم عدد خاصی نیست و آدم میتونه تا ۴۰ سالگی ریسک کنه و اصلا وحشتناک نیست.
انگار همیشه روی خطی ایستادی که وقتی به جلو نگاه میکنی پر از استرس و فشاره. وقتی به عقب نگاه میکنی، متوجه میشی میتونستی آرومتر باشی. ولی متاسفانه پشت سرت هیچ راه نفوذی نداره و مجبوری پا به دنیای روبرو بذاری.
دنیا عجیبیه و ما آدمهای عجیبتری هستیم.
#عجیب_زادگان
#یادداشت
@withfarshad
داشتم به فرآیند علاقهمند شدنمون به طعم تلخ قهوه فکر میکردم. متوجه شدم چقدر عجیبه که ذهن ما میتونه چیزی که در ابتدا انقدر ناخوشاینده رو، صرفاً به خاطر پاداشی که پشتش پنهان شده، به یک نیاز همیشگی و لذتبخش تبدیل کنه. انگار گاهی اوقات، ما استادِ شرطیکردن و فریبدادن خودمونیم.
اتفاقی که میافته اینه که بعد از یه مدت مواجههی تکراری، انگار رزولوشنِ درک مغز بالاتر میره. مغز روی مزهها زوم میکنه و تازه اونجاست که پشت اون طعم تلخ اولیه، چیزای جدید و جذابی رو پیدا میکنه که بار اول اصلاً متوجهشون نمیشده. مثل شنیدن جداگونهی نُتها موسیقی.
یکی از عجایب ذهن ما اینه که همین الگو رو دقیقا در مورد کار کردن هم پیاده میکنه. ما ذاتا میل به راحتی و استراحت داریم، اما خودمونو به زور درگیر کار میکنیم. انقدر این اتفاق رو تکرار میکنیم و از حل کردن چالشها دوپامین میگیریم که رزولوشن ذهنمون برای کار کردن هم بالا میره. دیگه خستگی و فشار رو نمیبینیم و فقط روی جزئیات کار زوم میکنیم.
اینجاست که یه روز متوجه میشیم به جای فرار از رنج، به خودِ کار وابسته شدیم و اون رو تبدیل به هویتمون کردیم. جوری که:
اگه مدام درگیر کار و خستگی نباشیم، پس احتمالا داریم وقتمونو تلف میکنیم. اگر داریم وقتمونو تلف میکنیم، پس احتمالا به اندازهی کافی آدم مفیدی نیستیم.
بهنظرت مرز بین "بالا رفتن درک و رزولوشن ما از یک موضوع" و "فریب خوردن مغز برای وابستگی به اون"، کجاست؟
#وابستگیشکافی #پارادوکس
#یادداشت
@withfarshad
AI Generated Music
Quiet Rebellion - Kelly Boesch
@withfarshad
استودیوی عکاسی ما، هر روز داره زیباتر و کاملتر میشه.
Читать полностью…
اگه آدما سراغ شما نمیان، پس احتمالا شما به اندازهی کافی خوب نیستید.
اگر به اندازه کافی خوب هستید و آدما سراغ شما نمیان، پس احتمالا به اندازهی کافی و موثر درمورد خودتون صحبت نکردید.
اگر به اندازهی کافی و موثر درمورد خودتون صحبت کردید و آدما سراغ شما نمیان، پس احتمالا به اندازهی کافی، مورد نیاز نیستید.
#یادداشت
@withfarshad