42489
📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علومانسانی 📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید: https://tarjomaan.com/shop/product/sub4041/ 🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6 🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd 🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6 📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan
🎯 اِنْشیتیفیکِیشِن
— پلتفرمهای دیجیتال چطور به فنا میروند؟
🔴 کوری داکترو، واژۀ انشیتیفیکیشن را برای توضیح پدیدهای ساخت که پلتفرمهای بزرگ دیجیتال را به فروپاشی میکشاند. این روند به صورت خلاصه چنین است: «پلتفرمها خست با کاربران خوشرفتاری میکنند. بعد، برای رضایت مشتریان تجاری، کاربران را قربانی میکنند و درنهایت مشتریان تجاری را هم قربانی میکنند تا تمام منافع اقتصادی را برای خودشان نگه دارند. سپس از هم میپاشند». از نظر داکترو، اِنشیتیفیکیشن نقشی اساسی در افول محبوبیت صنعت فناوری در افکار عمومی داشته است.
🔴 پل گرومن، اقتصاددان برندۀ جایزۀ نوبل، میگوید مفهومی که داکترو ساخته است، فراتر از سطح شرکتهای تکنولوژیک نیز کاربرد دارد و در واقع توضیح میدهد چطور هر کسبوکار مبتنی بر شبکه رو به فروپاشی میرود.
🔴 کروگمن مینویسد: فرض کنید کسبوکاری را اداره میکنید که محصولش از اثرات شبکهای بهرهمند است: یعنی هرچه کاربرانش بیشتر باشند، برای دیگر کاربران جذابتر میشود. پلتفرمهای اجتماعی مانند فیسبوک یا تیکتاک مثالهای روشن آناند، اما همین منطق درمورد خدماتی چون اوبر یا کالاهایی مثل خودروهای برقی نیز صدق میکند. راهبرد بهینه برای بیشینهسازی سود چیست؟ پاسخ ظاهراً ساده است: ابتدا با ارائۀ خدمات جذاب و کمهزینه شبکۀ بزرگی بسازید، سپس از این پایگاه مشتریان بهرهبرداری کنید.
🔴 در مسیر این بهرهبرداری، فرایند انشیتیفیکشن شروع میشود: با افزایش قیمت، کاهش کیفیت، اجبار به تماشای تبلیغات، یا ترکیبی از همۀ اینها.
🔴 شرکت این مسیر را آنقدر ادامه میدهد که دیگر رشد پایگاه مشتریان متوقف میشود. یعنی دیگر کسی قدم به درون شبکۀ آن نمیگذارد. این دقیقاً وضعیتی است که فیسبوک در آن به سر میبرد. البته شبکۀ قدیمی به آسانی از هم نمیپاشد، بنابراین شرکت در رکود ادامه میدهد. از نظر کروگمن، چرخهای که شرکتها ابتدا خدمات عالی با قیمت پایین ارائه میدهند و درنهایت خدمات ضعیف با قیمت بالا عرضه میکنند الگوی طبیعی حیات هر صنعت مبتنی بر اثرات شبکهای است.
🔴 کاربرها نیز این افول تجربۀ کاربری را یک تراژدی اخلاقی میبینند. این تصور به وجود میآید که روزگاری «آدمهای خوبی» بودند که کسبوکار خود را در خدمت منافع عمومی اداره میکردند، اما بعد یا فاسد شدند، یا زیر فشار سرمایهگذاران وادار شدند چنین کنند.
🔴 دکتراو مینویسد: «همان کسی که زمانی فیسبوک را به پلتفرمی عالی برای ساختن اجتماعات و پیداکردن دوستان بدل کرده بود حالا آن را به دوزخ بدل کرده. شواهد قابلتوجهی وجود دارد مبنی بر اینکه مارک زاکربرگ از همان ابتدا آدم عجیبی بوده و خیلی زود، خیلی پیش از آنکه خدمات را نابود کند، سرمایۀ سرمایهگذاران را جذب کرده بود. پس چه شده؟ مغزش تاب برداشته؟ یا سرمایهگذارانش بیرحمتر شدهاند؟» احتمالاً جواب سادهتر است: این صرفاً طبیعتِ کسبوکار اوست.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «نظریۀ عمومی اِنْشیتیفیکِیشِن» که در سیوششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب گزارشی است از «The General Theory of Enshittification» که نوشتۀ پل کروگمن است. این مطلب در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵ در وبسایت ساب استک منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🔴 همراهان گرامی ترجمان
🔹 متأسفانه سایت فروش دچار اختلال شده و دسترسی ما به سفارشهای جدید مسدود شده است. در تلاشیم تا در سریعترین زمان ممکن این مشکل را برطرف کنیم.
🔹 اطلاعات خرید شما محفوظ است، اما متأسفانه درحالحاضر امکان پیگیری آنها وجود ندارد. بهمحض برطرفشدن مشکل، سفارشهای شما پردازش خواهد شد و به دستتان خواهد رسید.
🔹 پیشاپیش بابت تأخیر در ارسال پوزش میخواهیم و از شکیبایی شما سپاسگزاریم.
@tarjomaanweb
🎯 ترکیه میخواست کشوری «بدون زباله» باشد، اما به زبالهدان اروپا تبدیل شد
🔴 اواخر سال ۲۰۱۶، نزدیک آدانا، کشاورزی ترکیهای در خانهاش نشسته بود که ناگهان کامیونی کنار باغ مرکباتش توقف کرد، انبوهی زباله را خالی کرد، کیسهای کاغذی را آتش زد و روی زبالهها انداخت. زبالهها شعله کشید و ۵۰ هکتار از باغ طعمهٔ آتش شدند. پس از مهار آتش، در میان زبالههای نیمسوخته، بستهبندیهایی با نوشتههایی به یورو و پوند پیدا کرد. او سالها با صادرات میوه به اروپا زندگی میگذراند، حالا از همان مسیر، زبالههای اروپا به مزرعهاش رسیده بود. چند هفته بعد از آتشسوزی، برگهای درختانش زرد شدند، میوهها از شاخه افتادند، و سال بعد درختان دیگر بار ندادند.
🔴 در دههٔ ۱۹۸۰، «بازیافت» بهعنوان راهحلی اساسی برای رفع شر زبالهها مطرح شد. صنعت پتروشیمی مدعی شد که پلاستیک را میتواند بازیافت کند. هرچند اصلِ بازیافت دروغ نبود، اما این تصور که بتوان بخش عمدهای از پلاستیکها را بهطور مؤثر بازیافت کرد در اصل فریبی بزرگ بود، چراکه پلاستیک پس از دو یا سه بار بازیافت چنان مستهلک میشود که دیگر امکان بازگرداندنش به چرخهٔ تولید وجود ندارد. از سوی دیگر، کل فرایند بازیافت بسیار سمی است و مقدار زیادی ضایعات خطرناک تولید میکند.
🔴 در تابستان ۲۰۱۷ امینه اردوغان، بانوی اول ترکیه، وعده داد که کشورش طی ۱۵ سال آینده به کشوری «بدون زباله» تبدیل خواهد شد. عملکرد ترکیه در این زمینه تا آن زمان فاجعهبار بود: اوایل دههٔ ۲۰۰۰، مردم روزانه دهها میلیون بطری پلاستیکی میخریدند و، تا ۲۰۱۰، سالانه ۳۵ میلیارد کیسهٔ پلاستیکی دور ریخته میشد که بیش از ۹۰ درصدشان سر از دشتها یا دریا درمیآوردند. در سالهای بعد، پروژهٔ «بدون زباله» برای امینه اردوغان تحسینها و جوایز بینالمللی به ارمغان آورد و به ابزاری در سیاست خارجی بدل شد.
🔴 اما مشکل کوچکی وجود داشت: تنها چند هفته پس از آنکه اردوغان ابتکارش را مطرح کرد، چین اعلام کرد دیگر زبالهٔ خارجی نمیپذیرد و از همان زمان ترکیه به یکی از بزرگترین دریافتکنندگان زبالهٔ پلاستیکی در جهان بدل شد.
🔴 وقتی چین واردات زباله را متوقف کرد، کشورهای ثروتمند بلافاصله مقصدهای جدیدی پیدا کردند: زبالههای یونان در لیبریا، ایتالیا در تونس، هلند در اندونزی، و زبالههای آلمان در لهستان انباشته شدند. صادرات زباله به آفریقا چهاربرابر شد؛ مالزی به بزرگترین مقصد زبالههای آمریکایی بدل گشت؛ و فیلیپین در واکنش به ارسال کانتینرهایی پر از پوشک کثیف از سوی کانادا این کشور را تهدید به جنگ کرد. کمتر از یک سال پس از آغاز پروژهٔ اردوغان، بیش از ۲۰۰ هزار تُن از زبالههایی که تا پیشازآن به جنوبشرقی چین میرفت این بار به جنوبشرقی ترکیه سرازیر شد.
🔴 بیشتر زبالههای وارداتی ترکیه از بریتانیا میآمد، کشوری که پس از برگزیت با بحران حملونقل و انباشت زباله مواجه بود. دلالان بریتانیایی برای هر تُن پلاستیک تا ۷۰ پوند دریافت میکردند. خیلی زود نیمی از پلاستیکهایی که بریتانیا مدعی بازیافتشان بود به خارج صادر میشد و نیمی از همانها به ترکیه میرسید. طی سه سال پس از آغاز پروژهٔ اردوغان، بیش از ۷۵۰ هزار تُن پلاستیک کهنه از اروپا به آناتولی آمد و ترکیه را به بزرگترین واردکنندهٔ زبالهٔ پلاستیکی جهان تبدیل کرد، به طوری که هر شش دقیقه یک کامیون زباله به آن وارد میشد.
🔴 در اکتبر ۲۰۲۱، رجب طیب اردوغان برای گذاشتن سنگبنای یک کارخانهٔ پتروشیمی به آدانا -محل باغهای همان کشاورز- رفت، مجموعهای در منطقهای صنعتی به وسعت ۲۰۰۰ زمین فوتبال. آدانا دیگر قرار نبود فقط زباله دریافت کند، بلکه بنا بود اقتصادش را بر پایهٔ همین زبالهها بنا کند. و ترکیه نیز دیگر وانمود نمیکرد که در مسیر آیندهای «بدون زباله» است، بلکه تصمیم گرفته بود با تمام قوا وارد تجارت جنونآمیز تولید پلاستیک شود: سالانه ۳ میلیارد پوند پلاستیک، معادل ۶۰ میلیارد بطری آب.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «ترکیه گفت میخواهد کشوری بدون زباله باشد، اما به زبالهدان اروپا تبدیل شد» که در سیوششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب گزارشی است از «Turkey said it would become a ‘zero waste’ nation. Instead, it became a dumping ground for Europe’s rubbish» که نوشتۀ الکساندر کلپ است. این مطلب در تاریخ ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۵ در وبسایت گاردین منتشر شده است.
🔗 لینک خرید شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان:
https://B2n.ir/kz3315
🔗 لینک خرید اشتراک مجلۀ ترجمان:
https://B2n.ir/bp3486
@tarjomaanweb
🔴 همراهان گرامی ترجمان
🔹 خوشبختانه مشکل سایت فروش برطرف شده و میتوانید ثبت سفارش کنید.
🔹 همچنین مشکل دسترسی ما به سفارشها برطرف شده و تمام سفارشهایی که در چند روز اخیر ثبت شده فردا ارسال خواهند شد.
🔹 از صبوری شما در این چند روز سپاسگزاریم.
@tarjomaanweb
🔴 کتاب هفته: زندگی خوب
🔷 بخشی از متن کتاب
🔹 ما در رفاقتهای غیرصمیمی، در محل کار و بهخصوص در شبکههای اجتماعی، معمولاً نسخههایی آرمانی از خود را به نمایش میگذاریم. بهترین وجه خود را نشان میدهیم و پس از مقایسۀ آنچه از یکدیگر میبینیم و آنچه در وجود خود احساس میکنیم، این حس به ما دست میدهد که از دیگران عقبیم. به قول معروف، همیشه باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه میکنیم.
🔹 وقتی از این دریچه به زندگی بنگریم، راحت به این باور میرسیم که زندگی خوب وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، فقط برای دیگران میسر است. زندگی خودمان همیشه آن قدر شلخته و درهم برهم است که نمیتواند خوب باشد.
🔹 اما زندگی خوب همیشه پیچیده است، برای همه. زندگی حتی وقتی خوب باشد هم آسان نیست. هرگز نمیتوان زندگی را از عیبونقص تهی کرد، حتی اگر راهی هم برای این کار وجود میداشت، آن زندگی چنگی به دل نمیزد. چرا؟ چون جانمایۀ زندگی پربار -زندگی خوب- دقیقاً همان چیزهایی است که زندگی را سخت میکند.
🔺 «زندگی خوب» کتاب این هفتۀ ترجمان است. در این هفته میتوانید این کتاب را با ۳۵ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/ru4533
🔸 زندگی خوب: پژوهش ۸۴سالۀ دانشگاه هاروارد دربارۀ شادکامی چه میگوید؟
✍🏻 نوشتۀ رابرت والدینگر و مارک شولتز
✍🏻 ترجمۀ علیرضا شفیعینسب
📚 ۳۳۶ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با ۳۵ درصد تخفیف: ۳۰۳٫۰۰۰ تومان
@tarjomaanweb
🔷 زندگی خوب
🔹 کتاب هفتۀ ترجمان
🔸 فرض کنید یک نفر بهطور ناگهانی در خیابان جلوی شما سبز شود، دوربین را به سمتتان بگیرد و از شما بپرسد «راز زندگی خوب چیست؟». باید سریع و بدون فکرکردن پاسخ دهید؛ اولین پاسخی که به ذهنتان میرسد چیست؟
🔸 پاسخ لحظهایِ شما احتمالاً همان چیزی است که در آن لحظه فکر میکنید خلأهای زندگیتان را پر میکند. اگر مشکل مالی داشته باشید، به «پول» اشاره میکنید؛ اگر یکی از عزیزانتان در بیمارستان باشد، به «سلامتی» اشاره میکنید؛ و اگر زندگیتان کسالتبار شده باشد، از مؤلفههای دیگری مثل سفر، ماجراجویی، شهرت و غیره نام میبرید.
🔸 پاسخ شما هرچه باشد، انعکاسی است از احساسی که در همان لحظه نسبت به خودتان و زندگیتان تجربه میکنید. و دقیقاً به همین دلیل، قابلیت اطلاق به همۀ افراد را ندارد. اما آیا واقعاً میتوان نسخۀ واحدی برای همۀ افراد پیچید و راز «زندگی خوب» را برای همگان کشف کرد؟ این سؤالی است که حدود ۸۰ سال پیش ذهن برخی محققان دانشگاه هاروارد را به خود مشغول کرد.
🔸 آنها پژوهشی را شروع کردند که هنوز بعد از چندین دهه ادامه دارد. ایده این بود که پاسخدادن به این سؤال یک کار لحظهای نیست و نمیشود در خیابان جلوی افراد را گرفت و از آنها سؤال کرد؛ باید تمام دوران عمرشان را با دقت زیر نظر گرفت. و نهفقط تمام دوران عمر خودشان، بلکه نسلهای قبل و بعدشان را.
🔸 پژوهش هاروارد روی افراد مشخصی شروع شد که بعضی از آنها کودک بودند؛ آن افراد پا به میانسالی و سالمندی گذاشتند و حتی از دنیا رفتند، اما پژوهشگران متوقف نشدند و در تمام این سالها مؤلفههای «زندگی خوب» را در مقاطع مهم زندگی این افراد بررسی کردند، و حتی بهسراغ فرزندان و نوههایشان رفتند و همان الگو را ادامه دادند تا دقت و اطمینانبخشیِ پژوهش را هر روز بالاتر ببرند.
🔸 کتاب «زندگی خوب» حاصل این پژوهش شگفتانگیز و بیمانند تا کنون است. رابرت والدینگر و مارک شولتس، مدیران کنونی این پژوهش تاریخی، در این کتاب یافتههای ناب و اعجابآورِ این تحقیق بلندمدت را روایت میکنند؛ ما را به دل زندگی واقعی افراد میبرند و میکوشند از لابهلای این سرنوشتهای گوناگون پاسخ روشن و مستندی به این سؤال بدهند که «راز زندگی خوب چیست؟».
🔺 «زندگی خوب» کتاب این هفتۀ ترجمان است. در این هفته میتوانید این کتاب را با ۳۵ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/ru4533
🔸 زندگی خوب: پژوهش ۸۴سالۀ دانشگاه هاروارد دربارۀ شادکامی چه میگوید؟
✍🏻 نوشتۀ رابرت والدینگر و مارک شولتز
✍🏻 ترجمۀ علیرضا شفیعینسب
📚 ۳۳۶ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با ۳۵ درصد تخفیف: ۳۰۳٫۰۰۰ تومان
@tarjomaanweb
🎯 خانه غمگین است، بمانیم یا برویم؟
🔴 «دلکندن و رفتن» کاری نیست که آدمهای زیادی طرفدارش باشند. بیشترِ ما میل به ماندن داریم. به جایی که نامش را «خانه» گذاشتهایم، احساس تعلق میکنیم و نمیخواهیم از خانواده و دوستان و آشنایان قدیمیمان جدا شویم. شاید به همین دلایل بود که وقتی اندرو، همسرِ جینت کوپرمن، جستارنویس و روزنامهنگار برجستۀ آمریکایی، از او پرسید: «میخواهی برویم کشور دیگری زندگی کنیم؟» جینت برآشفت و با خودش فکر کرد: دوستانم را رها کنم؟ از خانهای پر از کتاب و خرتوپرتهای یک عمر زندگی دل بکنم؟ من آدم جابهجاشدن نیستم».
🔴 اما اگر چارهای جز رفتن نباشد چه؟ اگر شرایط آنقدر سخت شود که ماندن دیگر منطقی نباشد چطور؟ شوهر او نگرانِ خیلی چیزها بود: بیثباتی فزایندۀ اجتماعی و سیاسی، افزایش هزینههای درمان و خوراک، ازبینرفتن حمایتهای اجتماعی، افول علم و آموزش و بحران محیط زیست.
🔴 جینت ابتدا با فکر مهاجرت مخالف بود، اما کم کم به آن علاقه پیدا کرد. شاید میتوانستند کلبهای دلپذیر در کشوری آرام پیدا کنند و از جنجال آمریکا بگریزند. اما زود مشکلات خودشان را نشان دادند: مشکل اول: «دیر شده». بهتر بود سالها قبل که اوضاع بهتر از این بود، مهاجرت میکردند. مشکل دوم: آیا رفتن از کشور، وقتی اوضاع بحرانی است، یکجور خیانت به شمار نمیآید؟ دوستانشان میگفتند: «فکرش را هم نکنید! باید همینجا بمانیم و جلوی ویرانی کشورمان را بگیریم».
🔴 جینت با خود میاندیشید: «دلم میخواهد با آدمهای شاد بگردم، کسانی که صدایشان لحنی شادمانه دارد، گرم و صمیمی لبخند میزنند و حس میکنند که دنیا همان است که باید باشد. کسانی که دوست دارند، با اینکه غریبهایم، با هم بخندیم. اما چنین لحظاتی، در آمریکا روزبهروز نایابتر میشوند.»
🔴 مهاجرت ممکن است باعث بحران هویت و سردرگمی شود. اما برای جینت مهم نبود. تصور اینکه فرانسوی یا ایسلندی شود برایش هیجانانگیز بود. میدانست که هرگز نخواهد توانست هویتی کاملاً جدید برای خودش بسازد، ولی عجالتاً ترجیح میداد به جای افتخار به تابعیت آمریکاییاش، پنهانش کند. در عین حال، از این «احساس سرد و خالی از تعصب» خودش نسبت به مکانی که بالغ بر شصت سال در آن زندگی کرده و آموخته و عشق ورزیده بود، عصبانی بود. از خودش میپرسید: «چه چیز آدم را به این همه زنگار وابسته میکند؟»
🔴 سنکا میگفت هر کدام از ما در دو اجتماع سکونت دارد: محل تولدمان و آن اجتماعی که «حقیقتاً بزرگ و حقیقتاً جهانی است، اجتماعی که نگاهمان به این گوشه یا آن گوشهاش نیست، و آفتاب مرزهایش را مشخص میکند». ولی اگر مجبور به انتخاب شویم، کدام را باید برگزینیم؟
🔴 اوضاع روز به زور بدتر میشود. پس آیا مقاومت مأموریتی بیحاصل است؟ جینت مینویسد: «ما از سیاست مأیوسیم، ولی من احساس تلخ و شیرین ناامیدی مدام از گذر زمان را هم دارم. شاید خرابیها دردناکتر از میزان تحملم شدهاند، و به همین دلیل است که نقشۀ شروعی تازه در جایی دیگر را در سر دارم. آیا طاقت دارم بمانم و ببینم دوستانم مریض میشوند و میمیرند، مکانهای محبوبم بسته یا خراب میشوند، و دلخوشیهای سابق همه از بین میروند؟ شاید تحمل این فقدانها در سرزمینهای دور آسانتر خواهد بود.» ولی در نهایت «میخواهم بمانم، احتمالاً میمانم».
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «خانه غمگین است، بمانیم یا برویم؟» که در سیوششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب گزارشی است از «She’s Leaving Home, Bye-Bye» که نوشتۀ جینت کوپرمن است و عرفان قادری آن را ترجمه کرده است. این مطلب در تاریخ ۳۰ ژوئن ۲۰۲۵ در وبسایت کامنریدر منتشر شده است.
🔗 لینک خرید شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان:
https://B2n.ir/kz3315
🔗 لینک خرید اشتراک مجلۀ ترجمان:
https://B2n.ir/bp3486
@tarjomaanweb
🔴 تا جمعهشب ۲۱ آذرماه میتوانید شمارۀ ۳۵ مجلۀ ترجمان را با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔺 عنوان برخی از مطالب مندرج در شمارۀ سیوپنج فصلنامۀ ترجمان:
🔹 آیا تو موجود آگاهی هستی؟ گفتوگویی بین داوکینز و چتجیپیتی
🔸اگر چتجیپیتی بگوید «ناراحتم»، باید باور کنیم؟
✍🏻 ریچارد داوکینز
🔹 انگار هرچه بیشتر ارتباط برقرار میکنیم، اوضاع بدتر میشود
🔸 فناوریهای ارتباطی چگونه ما را به جان هم میاندازند؟
✍🏻 فیلیپ بال
🔹 کسبوکار پیشگویی
🔸 پیشگوها شکست میخورند و باز برمیگردند. شاید مسئله اصلاً آینده نباشد، ترسی باشد که از حال داریم
✍🏻 جیمز گِلِیک
🔹 مرز انسان و غیرانسان کجاست؟
🔸 در زمانۀ ترس مرزهای انسانبودن تنگ و دامنۀ هیولاشدن گسترده میشود
✍🏻 کالین دیکی
🔹 مغز نمیتواند چند کار را با هم انجام دهد، حتی اگر به این توهمِ رایج باور داشته باشیم
🔸 چندوظیفگی مغز شما را تحلیل میبرد
✍🏻 ریچارد سایتوئیک
🔹 پارادکس سرمایهداری نمادین
🔸 موسی الغربی میگوید سرمایهداران نمادین آگاهانه در حال استثمار فقرا هستند
✍🏻 نیکلاس اسماید
🔹 بهترین جهان ممکن هنوز ممکن است
🔸 چرا همچنان ممکن است در جهان بیاعتبار امروز خوشبین بود؟
✍🏻 سومیت پال-چودری
🔹 نه خوبیم و نه هرگز خوب میشویم
🔸 کتابی جدید از اضطرابی میگوید که مرز علم، خیال و ترس را در هم میریزد
✍🏻 هلنا اِبِرلی
🔺 تعدادی از نسخههای این شمارۀ ترجمان موجود است که تا پایان جمعهشب میتوانید با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با قیمت ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/xt9189
@tarjomaanweb
🔴 تا آخر امشب ۲۱ آذرماه میتوانید شمارۀ ۳۵ مجلۀ ترجمان را با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔺 عنوان برخی از مطالب مندرج در شمارۀ سیوپنج فصلنامۀ ترجمان:
🔹 وقتی مرز فاجعه و سرگرمی محو میشود
🔸 آنسوی شومگردی: از تماشای رنج تا سرگرمی
✍🏻 چارلی وارزل
🔹 اگر تخیل نداشته باشیم از نئولیبرالیسم عبور نمیکنیم
🔸 تغییر سیاستها کافی نیست، باید نگاهمان به انسان را عوض کنیم
✍🏻 بلِیک اسمیت
🔹 در ستایش امیدی که از دل یأس میجوشد
🔸 وقتی خوشبینی راهگشا نیست، شاید یأسْ نقطهٔ آغاز باشد
✍🏻 گال بکرمن
🔹 مقایسۀ اجتماعی ما را به یأس میکشاند، اما لازم نیست چنین باشد
🔸 چرا موفقیت دیگران حالمان را خراب میکند؟
✍🏻 وویْچِخ کافتانسکی
🔹 افسردگی شما به ژنهای همسرتان هم ربط دارد
🔸 ژنتیک اجتماعی نگاه ما به هویت انسان را دگرگون کرده و مرز بین طبیعت و تربیت را برمیدارد
✍🏻 دالتون کانلی
🔹 زمستان تمدن
🔸 سرمایهداری دیجیتال چطور زندگیهای توخالی خلق میکند؟
✍🏻 جاش کوهن
🔹 چرخش اجتماعی: روانکاوی در آستانۀ تحول است یا انقراض؟
🔸 در تنش میان میراث قدیم و خواستههای جدید، روانکاوی در پی بازتعریف خود است
✍🏻 مگی دُهرتی
🔺 تعدادی از نسخههای این شمارۀ ترجمان موجود است که تا پایان جمعهشب میتوانید با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با قیمت ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/xt9189
@tarjomaanweb
🔴 کتاب هفتۀ ترجمان
🔵 معرفی کتاب «عادتهای خوب، عادتهای بد» از زبان بابک حافظی، مترجم کتاب
🔹 بابک حافظی دانشآموختۀ روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. تاکنون آثار مختلفی در حوزۀ علوم انسانی و روانشناسی ترجمه کرده است که از میان آنها میتوان به «عادتهای خوب، عادتهای بد»، «عاقلانه خرجکردن»، «روانشناسی تحولی و آموزش مذهبی» و «در ذهن نوجوانان چه میگذرد؟» اشاره کرد.
🔸 وندی وود، استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در این کتاب حاصل تحقیقات گسترده و طولانی خود بر روی عادتها را ارائه میدهد و با زبانی شیوا توضیح میدهد که مغز انسان چگونه به محیط پیرامون واکنش نشان میدهد و از چه راههایی میتوان عادتهای خوب را جایگزین عادتهای نامطلوب کرد.
🔺 «عادتهای خوب، عادتهای بد» کتاب این هفتۀ ترجمان است. در این هفته میتوانید این کتاب را با ۳۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/eu8712
🔸عادتهای خوب، عادتهای بد: علم ایجاد تغییرات مثبت و پایدار
✍🏻 نوشتۀ وندی وود
✍🏻 ترجمۀ بابک حافظی
📚 ۳۲۸ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با ۳۰ درصد تخفیف: ۲۹۷٫۵۰۰ تومان
@tarjomaanweb
🔴 تا جمعهشب ۲۱ آذرماه میتوانید شمارۀ ۳۵ مجلۀ ترجمان را با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔺 عنوان برخی از مطالب مندرج در شمارۀ سیوپنج فصلنامۀ ترجمان:
🔹 اراجیفِ روانپویشی
🔸 کندوکاو در دوران کودکی همیشه راهحل درمان رنجهای امروز نیست
✍🏻 نیکلاس سرنینگ
🔹 ترس شما از جاماندن بیهوده نیست؛ شاید واقعاً جا ماندهاید
🔸 گاه اندکی اضطراب شما را به انجام کاری مفید سوق میدهد
✍🏻 فِیت هیل
🔹 افول فرهنگ: روایت یک مرگ خاموش
🔸 وقتی هنر به ابتذال میگراید، علم از اخلاق تهی میشود و فرهنگ بدل به مصرف میگردد
✍🏻 الکساندر سولژنیتسن
🔹 سرگردانی توکیو: چه میشود وقتی یک شهر دیگر نماد آینده نباشد؟
🔸 گردشگران و کارگرانی که به توکیو میآیند بهدنبال تصویری از ژاپن هستند که از کودکی به یاد دارند
✍🏻 دیلن لیوای کینگ
🔹 نخبگان از بحران توجه میگویند، چون دیگر کسی به حرفشان گوش نمیدهد
🔸 اگر بحران توجه خودش مایۀ حواسپرتی باشد چه؟
✍🏻 دانیل ایمِروار
🔹 طلا هم کثیف میشود
🔸 طلا هم وسیلهای برای پنهانکردن جریانهای مالیِ غیرقانونی است و هم خود محصولِ فعالیتهای غیرقانونی است
✍🏻 ونسا اوگِل
🔹 فقر نه تقدیر است، نه تنبلی
🔸 برخلاف افسانههای رایج، فقر نتیجهٔ ساختارهای ناعادلانه است، نه کمکاری یا شانس بد
✍🏻 آنیرود کریشنا و دِرک فیلیپسِن
🔺 تعدادی از نسخههای این شمارۀ ترجمان موجود است که تا پایان جمعهشب میتوانید با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با قیمت ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/xt9189
@tarjomaanweb
🔴 تا جمعهشب ۲۱ آذرماه میتوانید شمارۀ ۳۵ مجلۀ ترجمان را با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔺 عنوان مطالب مندرج در بخش «پروندۀ» شمارۀ سیوپنج فصلنامۀ ترجمان:
🔸 مردم هنوز به علم اعتماد دارند، اما مشکل این است که به خیلی چیزهای دیگر هم اعتماد میکنند
🔹 اطلاعاتی که امروز به دست مردم میرسد آنچنان پیچیده و رنگارنگ است که آنها را سردرگم میکند
✍🏻 هایدی جی. لارسن و دیوید ام. برسف
🔸 با زردچوبه به جنگ سرطان بروید (اگر میتوانید)
🔹 چطور دستهای از متخصصان رسانهای تغذیه، براساس تحقیقات علمی، ادعاهای نادرست میکنند؟
✍🏻 بن گُلدِکِر
🔸 درمانهای طبیعی شاید بهتر نباشند، پس چرا همچنان آنها را ترجیح میدهیم؟
🔹 تقسیمبندی داروها به «طبیعی» و «مصنوعی» راه چندان خوبی برای انتخاب شیوۀ درمان نیست
✍🏻 شایلا لاو
🔸 تاریخ چهرهخوانی: چطور شبهعلمی تفننی به قلب ایدئولوژیهای سیاسی قرن نفوذ کرد؟
🔹چهرهخوانی یک شبهعلم قرن نوزدهمیِ مطرود است، اما حضورش هنوز خیلی جاها احساس میشود
✍🏻 آدریان داب
🔸 راهنمای کامل ستیز با ضدواکسنها
🔹 استدلالهای اصلی جنبشهای ضدواکسن چیست و چه ایراداتی دارد؟
✍🏻 دوریت روبنستاین رایس و جاناتان هاوارد
🔸 چطور شبهعلمِ «زبان بدن» شبکههای اجتماعی را تسخیر کرد؟
🔹 متخصصان یوتیوبی با تحلیل بدن سیاستمداران و سلبریتیها بهدنبال کشف حقیقتاند؛ آیا موفق میشوند؟
✍🏻 آملیا تیت
🔺 تعدادی از نسخههای این شمارۀ ترجمان موجود است که تا پایان جمعهشب میتوانید با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با قیمت ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/xt9189
@tarjomaanweb
🔴 کتاب هفته: عادتهای خوب، عادتهای بد
🔵 شبها چه ساعتی خوابتان میبرَد؟
🔹 منظور این نیست که چه ساعتی به رختخواب میروید. منظور این است که دقیقاً چه لحظهای به خواب میروید.
🔹 احتمالاً در کودکی بارها این کار را امتحان کردهاید: به تخت رفتهاید و کمی که چرتتان گرفته، از خودتان پرسیدهاید «الان خوابم؟».
🔹 و البته آنموقع دقیقاً زمانی بوده که خواب نبودهاید؛ یا هنوز به خواب نرفته بودید، یا تازه از خواب بیدار شده بودید.
🔹 واقعیتش این است که دانستن جواب این سؤال ممکن نیست: اول به تختخواب میروید، بعد چشمانتان گرم میشود ... بعد آفتاب میزند و وقتش شده که بیدار شوید.
🔹 عادتها نیز دقیقاً به همین شیوه عمل میکنند. شروع میکنید به ترتیبدادنِ برنامۀ شام یا پساندازِ هفتگی. به انجامدادن این کارها ادامه میدهید ... تا جایی که دیگر «شما» آن کارها را انجام نمیدهید.
🔹 به خودتان میآیید و میبینید ۱۰ سال گذشته و بچۀ بزرگتان دارد به نامزدش توضیح میدهد که دورهمیِ شام همیشه یکی از رسمورسومِ خانوادۀ ما بوده است.
🔺 شما چند سطری از کتاب «عادتهای خوب، عادتهای بد» نوشتۀ وندی وود را خواندید که کتاب هفتۀ ترجمان است. تا پایان این هفته میتوانید این کتاب را با ۳۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/eu8712
🔸 عادتهای خوب، عادتهای بد: علم ایجاد تغییرات مثبت و پایدار
✍🏻 نوشتۀ وندی وود
✍🏻 ترجمۀ بابک حافظی
📚 ۳۲۸ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با تخفیف: ۳۸۲٫۵۰۰ تومان
@tarjomaanweb
🔴 تا جمعهشب ۲۱ آذرماه میتوانید شمارۀ ۳۵ مجلۀ ترجمان را با ۴۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔹 شمارۀ ۳۵ ترجمان با عنوان «موی دماغ علم» و زیرعنوان «چرا آدمها به علم بیاعتماد میشوند و به شبهعلم دل میبندند؟» در تابستان امسال منتشر شد. پروندۀ این شماره در شش مقاله و از جنبههای مختلف به موضوع «شبهعلم» میپردازد و نمونههایی رایج از شبهعلم را معرفی میکند. پرسش محوری در مقالات این پرونده آن است که چرا شبهعلم در موقعیتهای بحرانی همچون همهگیری کرونا تا این اندازه پرطرفدار میشود.
🔹 شایلا لاو، نویسنده و روزنامهنگار حوزۀ علم، به موضوع بدبینی به داروهای «مصنوعی» یا غیرطبیعی میپردازد. آدریان راب، استاد دانشگاه استنفورد، در یکی دیگر از یادداشتهای پرونده از تاریخ چهرهخوانی و فرازونشیبهای آن میگوید و به دلایل زندهماندنِ این شبهعلم در طول تاریخ توجه نشان میدهد. در پروندۀ این شماره، عناوین دیگری نیز به چشم میخورد: «راهنمای کامل ستیز با ضدواکسنها»؛ «چطور شبهعلم ’زبان بدن‘ شبکههای اجتماعی را تسخیر کرد؟»؛ «با زردچوبه به جنگ سرطان بروید»؛ و «مردم هنوز به علم اعتماد دارند، اما مشکل این است که به خیلی چیزهای دیگر هم اعتماد میکنند».
🔹 تعدادی از نسخههای این شمارۀ ترجمان موجود است که تا پایان جمعهشب میتوانید با ۴۰ درصد تخفیف، یعنی با قیمت ۱۸۰٫۰۰۰ تومان، از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/xt9189
@tarjomaanweb
🎯 تا سرحد مرگ خودمان رو سرگرم کردهایم
— چرا کتاب نیل پستمن، با گذشت چهل سال از انتشار، همچنان پرخواننده است؟
🔴 هرازگاهی کتابی دانشگاهی به اثری پرفروش تبدیل میشود. در سال ۱۹۷۹ همه دربارۀ فرهنگ خودشیفتگی کریستوفر لش سخن میگفتند و سال گذشته نیز نسل بیقرار نوشتهٔ جاناتان هایت سرنوشت مشابهی پیدا کرد. معمولاً چنین آثاری زمانی مطرح میشوند که نگرانی عمومی دربارهٔ یک موضوع خاص به اوج میرسد، اما درست همان ویژگیای که سبب موفقیتشان میشود، یعنی ارتباط عمیق با زمانه، اغلب باعث فراموشی سریعشان نیز خواهد شد. بااینهمه، کتاب سرگرمکردن خود تا سرحد مرگ اثر نیل پستمن، پس از چهل سال، همچنان پرخواننده است، چرا؟
🔴 زیدی اسمیت پستمن را «نابغهای پیشگو» میداند و به هر کسی که میشناسد نسخهای از کتاب را هدیه میدهد. جی کنگ، نویسندۀ نیویورکر، نیز ستون خود را با الهام از پستمن «بحثکردن تا سرحد مرگ» نامیده است.
🔴 نقطۀ مرکزی استدلال پستمن این است که هر رسانهٔ تازهای فرهنگ را بازسازی میکند. رسانهها صرفاً حامل پیام نیستند، بلکه شکل اندیشیدن، مفهوم دانایی و قالبهای بیان حقیقت را تعیین میکنند. بهزعم او، در دهۀ ۱۹۸۰ فرهنگ آمریکا از الگوی نوشتار، که بر نظم منطقی و استدلالی استوار بود، بهسوی تلویزیون حرکت میکرد که تابع الزامات نمایش بود. حتی برنامههای آموزشی نیز از منطق تبلیغات تلویزیونی تبعیت میکردند و آموزش را به سرگرمی تقلیل میدادند. پستمن بیش از همه از اخبار تلویزیونی انتقاد میکرد.
🔴 او معتقد بود اخبار تلویزیونی مخاطب را به مصرف اطلاعاتی عادت میدهد که هیچ ارتباطی با زندگی، کنش یا واقعیت ندارد: خبرهایی بیزمینه، بیپیامد و بیاهمیت که تنها کارکردشان سرگرمی است.
🔴 امروزه شبکههای اجتماعی جای تلویزیون را گرفتهاند، اما توصیف پستمن همچنان صدق میکند. رسانههای اجتماعی بهسبب ساختارشان انسجام، دقت و زمینهمندی را ناممکن میسازند. به عبارت دیگر، در جهانی که رقابت برای جلب توجه هر روز شدیدتر میشود، رسانهها بهطور طبیعی بهسوی اغراق، تحریک و مشاجره گرایش پیدا میکنند. مشارکت در جدلهای شبکههای اجتماعی به کاربر حس فعالیت سیاسی میدهد، درحالیکه همۀ این جنجالها بیشتر به سرگرمی شباهت دارد.
🔴 کنگ مینویسد امروز گفتوگوهای سیاسی آنقدر پرهیجان شدهاند که فکر میکنیم هر لحظه قرار است تصمیمات مهمی گرفته یا رد شوند، حال آنکه شکل این گفتوگوها، همان چیزی است که گفتوگوی واقعی را ناممکن ساخته است.
🔴 پستمن نوشتن این کتاب را در سال ۱۹۸۴ آغاز کرد، سالی که عنوان رمان جورج اورول را به یاد میآورد. او میخواست نشان دهد آمریکا نه گرفتار سانسور اورولی، بلکه در حال فرورفتن در خوابآلودگی هاکسلی است، جامعهای که نه با ترس، بلکه با وفور سرگرمی خلع سلاح میشود. اما آنچه حتی او هم پیشبینی نکرده بود این بود که عوامفریبان قرن بیستویکمی میتوانند هر دو ابزار را همزمان به کار گیرند: رسانههای سرگرمکننده را برای کسب قدرت به خدمت بگیرند و سپس از همان قدرت برای سرکوب، سانسور و بهرهکشی استفاده کنند.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «تا سرحد مرگ خودمان رو سرگرم کردهایم» که در سیوششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب گزارشی است از «Still Amusing Ourselves» که نوشتۀ لورا میلر است و در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۲۵ در وبسایت اسلیت منتشر شده است.
🔗 لینک خرید شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان:
https://B2n.ir/kz3315
🔗 لینک خرید اشتراک مجلۀ ترجمان:
https://B2n.ir/bp3486
@tarjomaanweb
🔷 آیا داستانهایی که دربارۀ خودمان میسازیم بیمارمان میکنند؟
🔹 وقتی «تشخیصِ» بیماری به آغاز آن تبدیل میشود
🔸 وقتی بچه بودم، یک روز در تلویزیون خبر مرد خیلی چاقی را دیدم که در خواب سکته کرده بود و مجبور شده بودند او را با جرثقیل از آپارتمان بیرون بکشند. میترسیدم به سرنوشت او دچار شوم. خانم کالفین، معلم کلاس اول، میگوید چند روز پیاپی «فقط ناراحت مینشستی و به غذایت دست نمیزدی». یک هفته قبلتر، روز روزۀ غفران را در مدرسه جشن گرفته بودیم و فکرِ نخوردن از همانجا به سرم زده بود. اولین بار بود که میفهمیدم میشود به غذا «نه» گفت.
🔸 این تصمیم رنگ ایثار و ازخودگذشتگی به خود گرفت. چند روز بعد به مادرم گفتم سرم آنقدر گیج میرود که کم مانده بخورم به دیوار. پدرم روزها بیشتر از یک ساعت تلاش میکرد تا چیزی بخورم، ولی من گوش نمیدادم. پزشکم گفت در یک ماه گذشته وزنم دو کیلو کم شده است. بیمارستان اطفال را توصیه کرد و من را برای مشکل «ناتوانی در غذاخوردن» در بیمارستان پذیرش کردند.
🔸 یکی از پزشکها بعد از صحبت با والدینم، که یک سال قبلتر طلاق گرفته بودند، نوشته بود «مادرش میگوید که پدرش آدمهای چاق را مسخره میکند». پدرم هم گفته منشأ مشکل من مادرم است که «زیادی به غذا حساسیت نشان میدهد». روانشناس نوشته بود «بیماری او نمودی از آسیب در رابطۀ والدینش است؛ او تلاش میکند با رجوع به درونش احساساتی را که به او هجوم میآورند هضم کند» ولی درگیر نوعی «خودسرزنشگری» میشود.
🔸 این توصیفات میتوانست شامل حال هر کسی بشود، اما دکترها نتیجه گرفتند که من به «نوع نادری از بیاشتهاییِ عصبی» مبتلا شدهام. روانکاوی به نام بروخ در دهۀ ۱۹۶۰ نوشته بود که بیاشتهایی عصبی «جستوجوی کورکورانۀ هویت و فردیت» است. واژۀ «بیاشتهایی» چنان تأثیر نیرومندی بر من داشت که میترسیدم تکرارش کنم.
🔸 نونیا پیترزِ انسانشناس در مقالهای با نام «بیاشتهایِ ریاضتکش» میگوید این بیماری در چند مرحله بروز میکند. اول از همان فرهنگی شروع میشود که بسیاری از زنان را به رژیمگرفتن ترغیب میکند، و بعد، تصمیم به نخوردن جدی و جدیتر میشود و به مرحلهای میرسد که انصراف از آن سخت است. پیترز میگوید «وقتی کسی ریاضت را انتخاب کرد، رفتارهای مُرتاضانهاش انگیزههای مرتاضانه به وجود می آورد، نه برعکس».
🔸 در دفتر خاطرات کلاس دومم اینطور نوشتهام: «من یهجور مریزی گرفته بودم که اسمش بیاتشهابیه». پرستار سه مرتبه در روز کنارم مینشست و من غذاها را تماشا میکردم و جز چند لقمه چیزی نمیخوردم. سینیِ غذا را که میبردند، پرستار ۴۵ دقیقۀ دیگر مراقبم بود تا بالا نیاورم. آنموقع حتی نمیدانستم که آدم میتواند بهطور ارادی هم بالا بیاورد.
🔸 بعد از دو هفته، یک روز از غذا خوشم آمد و اصلاً نفهمیدم چطور تمامش را خوردم. پرستار گفت که امتیاز گرفتهام و میتوانم پدر و مادرم را ببینم. انگار طلسم شکست. برای آنکه ملاقاتها تکرار شوند، هرچه در سینی غذا بود میخوردم. بهار آن سال، یکی از روانشناسها نوشت که علائم بیماری برطرف شده. او نتیجه گرفت که بیاشتهاییِ من «یک روش مقابلهای برای تحمل فشارها» بوده است.
🔸 کودکان گاهی خشم و احساسِ عجزشان را با غذانخوردن ابراز میکنند، یکی از معدود روشهای اعتراض که برایشان فراهم است. متخصصان به این کودکان میگویند که این رفتار آشناست و نام خاصی دارد. بعد این بچهها، دانسته یا ندانسته، رفتارشان را منطبق با همان نام و همان گروهی میکنند که گفته میشود به آن تعلق دارند، و تدریجاً رفتاری عمدی به عادتی غیرارادی و تثبیتشده تبدیل میشود.
🔸 حالا شک دارم که اصلاً به آن بیماری مبتلا شده باشم. میگویند اختلالات روانی ما مهارناپذیرند و اختیار زندگیمان را به دست میگیرند، ولی من میگویم قصههایی که خود ما دربارۀ آنها میسازیم، بهخصوص در اوایل بیماری، ممکن است نقش مهمی در شکلگیری آنها داشته باشد. تفاسیر روانپزشکی خنثی نیستند: آنها «بینش» ما، یا داستانهایی که دربارۀ «خود» میسازیم، را تغییر میدهند و شناخت ما از ظرفیتمان را دگرگون میکنند.
🔺 آنچه خواندید برشی است از فصل اول کتاب «بیگانه با خود» نوشتۀ رِیچل اَویو و با ترجمۀ عرفان قادری. برای مطالعۀ بخشهایی از کتاب و تهیۀ آن میتوانید به فروشگاه اینترنتی ترجمان بروید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/wf4668
🔸بیگانه با خود: ذهنهای پریشان و داستانهایی که زندگیمان را تغییر میدهند
✍🏻 نوشتۀ ریچل اَویو
✍🏻 ترجمۀ عرفان قادری
📚 ۲۸۰ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با تخفیف: ۲۷۶٫۳۰۰ تومان
@tarjomaanweb