42647
📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علومانسانی 📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید: https://B2n.ir/bp3486 🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6 🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd 🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6 📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan
🎯 پژوهشها نشان میدهند وابستگی والدین به گوشی اضطراب کودکان را افزایش میدهد
♦️گاردین، دارا کر — پژوهشی با عنوان «مامان، گوشیات را بیشتر از من دوست داری؟» نشان میدهد که وابستگی والدین و مراقبان به تلفن همراه و صفحهنمایشها میتواند اضطراب و احساس ناامنی را در کودکان و نوجوانان تشدید کند.
♦️پژوهشگران با بررسی تجربههای ۶۰۰ نوجوان ۱۲ تا ۱۷ ساله در آمریکا دریافتهاند که وقتی نوجوانان در موقعیتی که به توجه والدینشان نیاز دارند، با بیتوجهی آنها بهدلیل استفاده از گوشی روبهرو میشوند، احساس میکنند نادیده گرفته شدهاند، کنار گذاشته شدهاند یا برای والدینشان اهمیتی ندارند. دون گرانت، نویسندۀ اصلی این پژوهش، به بلومبرگ گفته است که استفادۀ مداوم والدین از تلفن همراه میتواند در کودکان دلبستگی ناایمن ایجاد کند، وضعیتی که خود به اعتمادبهنفس و عزتنفس پایین میانجامد.
♦️این پژوهش مهر تأییدی است بر مطالعات پیشین که نشان داده بودند استفادۀ افراطی والدین از گوشیهای هوشمند میتواند آسیبزا باشد. برای مثال، پژوهشی در چین در سال ۲۰۲۳ نشان داد که وابستگی والدین به گوشی، احتمال اعتیاد کودکان به صفحهنمایش را افزایش میدهد. همچنین پژوهشی در آمریکا در سال ۲۰۲۴ نشان داد که نادیدهگرفتن کودکان بهدلیل استفاده از گوشی، رابطۀ والد و فرزند را سردتر میکند و احتمال غر زدن، قهر کردن و بروز خشمهای ناگهانی را در کودکان افزایش میدهد.
🔗 گاردین | ۹ ژوئیه ۲۰۲۶ | Parents’ attachment to phone screens can lead to anxiety in children – study
🔗 دارا کر؛ گزارشگر فناوری و علم است.
@tarjomaanweb
🎯 بازگشت یک چالشِ فراگیر؛ ورزشکاران آمریکایی چالش سطل آب یخ را زنده میکنند
♦️واشینگتن پست، دنیل وو — این روزها بزرگترین ستارههای فوتبال آمریکایی یک سنتِ اینترنتیِ ده ساله را زنده کردهاند؛ چالشی که در آن افراد با ریختنِ آب یخ بر سر خود، برای تحقیق دربارۀ بیماری «اسکلروز جانبی آمیوتروفیک» یا همان «ایالاس» (بیماریِ تحلیلبرندۀ سیستم عصبی) کمک مالی جمعآوری میکنند.
♦️کریس جانسون، بازیکن سابق تیم «تنسی تایتانز»، اواخر ژوئن در برنامۀ «گود مورنینگ آمریکا» از بیماری خود گفت و بار دیگر توجه افکار عمومی را به این چالش جلب کرد. او در پیامی نوشت: «چالش سطل آب یخ سالها پیش میلیونها نفر را برای یک هدفِ مشترک متحد کرد و سرنوشتِ مبارزه با این بیماری را تغییر داد. حالا از شما میخواهم دوباره کنار من باشید».
♦️ایدۀ ساده اما جذابِ سال ۲۰۱۴، فیلم گرفتن از ریختن یک سطل آب یخ روی سر، اهدای پول و دعوت از سه نفر دیگر، بهسرعت در فضای مجازی فراگیر شد. طبق گزارش «انجمن ایالاس»، حدود ۱۷ میلیون نفر در این حرکت شرکت کردند و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار اعتبار برای تحقیقات فراهم شد؛ اتفاقی که امروز یکی از درخشانترین نمونههای «کنشگری در شبکههای اجتماعی» به شمار میرود.
♦️با گذشت بیش از یک دهه، کارشناسان معتقدند آن موجِ حمایتِ مالی، با جذب نخبگان به این حوزه و ایجاد گشایش در روشهای تشخیص و مراقبت، دنیای تحقیقات ایالاس را دگرگون کرد. اکنون امید میرود که تکرار این موج، محققان را در رسیدن به هدف نهایی یعنی کشف درمان قطعی کمک کند.
🔗 واشینگتن پست | ۱۶ ژوئیۀ ۲۰۲۶ | A viral trend is back. Has ALS research progressed since the first Ice Bucket Challenge
🔗 دنیل وو؛ خبرنگار واشینگتن پست است که دربارۀ سلامت مینویسد.
@tarjomaanweb
🎯 هوش مصنوعی «شکافی شناختی» میان انسانها ایجاد میکند. چه کسانی شکوفا میشوند؟
♦️آتلانتیک، دیوید بروکس — افراد بر اساس «میزانِ نیازشان به چالشهای فکری» به سه دسته تقسیم میشوند: دستۀ اول کسانیاند که در زندگیشان نیازِ کمی به چالشهای ذهنی دارند. این افراد از هوش مصنوعی برای «برونسپاری فکرکردن» استفاده میکنند.
♦️دستۀ دوم کسانیاند که نیازِ متوسطی به چالشهای فکری دارند و سعی میکنند با هوش مصنوعی زندگیشان را بهینه کنند. این افراد از هوش مصنوعی برای حذفِ سختیها و اصطکاکهایِ روزمره بهره میگیرند. اما دستۀ سوم، یعنی کسانی که در کار و زندگی شخصیشان بیشترین نیاز را به چالشهای فکری دارند، هوش مصنوعی را به ابزاری برای انجامِ کارهای بزرگتر و افزایشِ توانمندیهای شخصی تبدیل میکنند.
♦️وقتی «هوش» فراوان و در دسترس باشد، این «اراده» است که ارزشمند میشود. بنابراین، کسانی که قرار است منشأ تغییر باشند، قطعاً آنهایی نیستند که به دنبالِ آسودگیاند و منفعلانه از هوش مصنوعی برای کمتر کار کردن استفاده میکنند؛ بلکه کسانیاند که در پیِ پیشرفتاند و فعالانه با هوش مصنوعی دستوپنجه نرم میکنند تا تواناییهای ذهنیِ خود را پرورش دهند و کارهای بیشتری انجام دهند.
♦️این موضوع باعث میشود هوش مصنوعی، بهتدریج، «شکافی شناختی» میان انسانها ایجاد کند: افرادِ علاقهمند به چالشهای فکری، یعنی دستۀ سوم، بهرهورتر و رضایتمندتر میشوند و دو دستۀ دیگر بهنوعی «فرودستیِ ذهنی» دچار میشوند. احتمالاً تصویری که از این حرفها برایتان ترسیم شده آیندهای تیرهوتار با شکافی عمیق در تواناییهای شناختی ماست. اما این لزوماً به معنایِ ناامیدی برای بشریت نیست. آنچه مهم است این است که هوش مصنوعی، با نشان دادنِ محدودیتهای خود، به ما کمک میکند تا معنای واقعیِ انسانبودن را کشف کنیم.
🔗 آتلانتیک | ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶ | The People Who Will Thrive in the AI Age
🔗 دِیوید بروکس؛ سیاستمدار آمریکاییکانادایی و منتقد فرهنگی محافظهکار است.
@tarjomaanweb
🎯 رژیم غذایی سالم برای یکسوم مردم جهان بیش از حد گران است
♦️گاردین، کت لِی — گزارشی جدید نشان میدهد از هر سه نفر در جهان یک نفر توانایی تأمین رژیم غذایی سالم را ندارد، موضوعی که زنگ خطری برای سیاستگذاران در جهتِ بهبودِ دسترسی به مواد غذایی است. گزارش سالانۀ پنج نهادِ سازمان ملل هشدار میدهد که ۲میلیارد و ۶۹۰ میلیون نفر قادر به تأمین سبد غذاییِ متنوع و مغذی نیستند و رسیدن به هدفِ «گرسنگی صفر» تا سال ۲۰۳۰ نیازمندِ تلاشی عظیم و همهجانبه است.
♦️گرسنگی در جهان در سال ۲۰۲۵ برای سومین سال متوالی کاهش یافت و سهم جمعیت گرفتار گرسنگی از ۸.۱ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۷.۸ درصد رسید. در آفریقا نیز نشانههایی از توقف روند صعودیِ گرسنگی که سالها ادامه داشته، دیده میشود. بااینحال، ماکسیمو توررو، اقتصاددان ارشد سازمان خواربار و کشاورزی (فائو) و از نویسندگان این گزارش تأکید میکند که این عدد «بسیار بالا» است.
♦️گزارشِ سال ۲۰۲۶ از وضعیت امنیت غذایی و تغذیه در جهان نشان میدهد که هزینۀ روزانۀ رژیم غذایی سالم برای هر نفر معادل ۴.۲۸ دلار (بر اساس شاخص «برابری قدرت خرید» یا PPP) است. به بیان دیگر، در هر کشور هزینۀ تأمینِ چنین رژیمی برابر است با مقدار پولِ رایجِ آن کشور که قدرت خریدی معادل ۴.۲۸ دلار در ایالات متحده داشته باشد.
🔗 گاردین| ۲۱ ژوئیۀ ۲۰۲۶| Healthy diet too expensive for one in three people globally, UN report finds
🔗 کت لِی؛ روزنامهنگارِ حوزۀ سلامت در گاردین است.
@tarjomaanweb
🎯 مغز افرادی که به دو یا سه زبان صحبت میکنند، اغلب جوانتر به نظر میرسد
♦️واشینگتن پست، ریچارد سیما — پژوهشگران شواهدی یافتهاند که نشان میدهد صحبتکردن به بیش از یک زبان هم نحوۀ کارکرد مغز را تغییر میدهد و هم ساختار آن را. مغز افراد چندزبانه دائماً در حال پایش چیزهایی است که میشنوند و میگویند و آنها را با زبانهایی که میدانند تطبیق میدهد. این چالش مداوم برای توجهکردن، تشخیصدادن و تصمیمگرفتن دربارهٔ اینکه از کدام زبان استفاده کنند -و از کدام زبان استفاده نکنند- ظاهراً مغز را تمرین میدهد و انعطافپذیری و مقاومت آن را افزایش میدهد.
♦️یک پژوهش نشان داد که وقتی وظایف مشابهی به افراد تکزبانه و چندزبانه سپرده میشود، مغز چندزبانهها در مقایسه با افراد تکزبانه، فعالیت مغزی کمتری داشت؛ موضوعی که نشان میدهد دانستن زبانهای بیشتر، مغز آنها را کارآمدتر کرده است. افزایش کارآمدی مغز در دوران سالمندی اهمیت زیادی دارد، بهویژه اگر تغییرات پاتولوژیکی در مغز رخ دهند که میتوانند به بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شوند. الن بیالیستوک از دانشگاه یورک میگوید مغزی که کارآمدتر است، ممکن است بتواند علیرغم کندشدنهایی که با افزایش سن یا بیماری به وجود میآیند، برای مدت طولانیتری به کار خود ادامه دهد.
♦️پژوهشی دیگر نشان میدهد کشورهایی که زبانهای بیشتری در آنها صحبت میشود، با روند کندتر پیری مغز ارتباط دارند. در مقابل، صحبتکردن فقط به یک زبان با تقریباً دو برابر شدن خطر پیری شتابگرفتهٔ مغز ارتباط دارد. پژوهشهای بعدی نشان دادند مغز افرادی که به دو یا سه زبان صحبت میکردند، شش سال جوانتر به نظر میرسید. مغز افرادی که به چهار زبان صحبت میکردند، ۱۳ سال جوانتر به نظر میرسید.
♦️به نظر میرسد دانستن زبانهای بیشتر، ذخیرهٔ شناختی را افزایش میدهد؛ یعنی توانایی مغز برای سازگارشدن و جبرانکردنِ تغییرات زیستی ناشی از افزایش سن یا بیماری. پژوهشها نشان میدهند افراد دوزبانه، دیرتر به زوال عقل مبتلا میشوند و حتی در صورت تشخیص آلزایمر، میتوانند مدت طولانیتری عملکرد خود را حفظ کنند.
🔗 واشینگتن پست | ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶ | This skill may keep your brain younger. Here’s how to learn it
🔗 ریچارد سیما؛ روزنامهنگار علمی است که ستون «مغز مهم است» را در واشینگتن پست مینویسد.
@tarjomaanweb
🎯 «سولومکسینگ»؛ گرایشی نوظهور در میان نسل زد
♦️وایرد، جیسن پارهام — «سُولومَکْسینگ» -که گاهی از آن با نامهای سینگلمکسینگ، اَلُونْمکسینگ یا بایمایسلفمکسینگ نیز یاد میشود- گرایشی نسبتاً نوظهور در میان جوانان است که بر اساس آن، افراد آگاهانه تصمیم میگیرند مجرد بمانند و استقلال شخصی خود را بر قرارهای عاشقانه و روابط عاطفی مقدم بدانند.
♦️بر اساس پژوهشی که مرکز پیو در سال ۲۰۲۳ منتشر کرد، تقریباً نیمی از جمعیت بزرگسال ایالات متحده مجرد هستند. این گزارش تأکید میکند که «اگرچه سهم بزرگسالانِ بدون شریک عاطفی اندکی کاهش یافته و سهم افراد متأهل اندکی افزایش پیدا کرده است، اما این به آن معنا نیست که افراد بیشتری ازدواج میکنند.» در واقع، شمار بیشتری از بزرگسالان اساساً ازدواج را کنار میگذارند و حدود ۸۰ درصد خانوادههای تکوالد را مادران مجرد اداره میکنند.
♦️مجردماندن برای نسل زد نوعی داغننگ نیست. برخی از آنان زندگی مجردی را ارج مینهند و زمانی را که با خود میگذرانند گرامی میشمارند. پژوهشی جدید نشان میدهد که نزدیک به نیمی از بزرگسالان ۱۸ تا ۳۴ساله میگویند مجرد بودن برایشان آرامشبخشتر از رابطه داشتن است. همچنین، ۴۲ درصد از پاسخدهندگان گفتهاند که رابطۀ عاطفی با اهداف شخصی، ثبات مالی یا رشد فردیشان تداخل ایجاد میکند. سولومکسینگ در ماههای اخیر در تیکتاک بهشدت فراگیر شده است؛ نسل زد در این شبکۀ اجتماعی، برای بیان نارضایتی خود از افزایش هزینۀ قرارهای عاشقانه به این مفهوم روی آورد.
🔗 وایرد | ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ | Gen Z Singles Are Trying to Make ‘Solomaxxing’ Aspirational
🔗 جیسن پارهام؛ خبرنگار وایرد
@tarjomaanweb
🎯 از اخبار فرا کنید! اما گریزی از اخبار نیست
— آیا میتوانیم انسانیت را از الگوریتمها پس بگیریم؟
🔴 «از اخبار فرار کنید!» این تیتر مجلۀ شمارۀ ۱۵ ترجمان بود. شش سال پیش، در پروندۀ ویژهای دربارۀ اخبار، از مضرات پیگیری شبانهروزی اخبار گفتیم و از آسیبی حرف زدیم که هجوم «اخبار فوری» میتواند به اندیشه و استدلال بزند. این شش سال، مملو از دگرگونیهای عظیم و خبرهای خوب و بد بوده است. چیزهای بسیاری عوض شده، اما در همۀ این فراز و نشیبها، سلطنت اخبار فوری پابرجا مانده است.
🔴 رویۀ ترجمان در تمام این مدت کمابیش ثابت بوده است. همچنان فکر میکنیم آنچه از خردهاطلاعات و تیترهای هیجانی مهمتر است، آگاهی از بسترها و چشماندازهایی است که خبرها در آن معنا میشود. بدون داشتنِ دیدی عمیق، در اخبار گم میشویم. مجلۀ ترجمان، بهعنوان اساس کار ما، تلاش کرده است تا با محتواگردانی در فضای علوم انسانی، روندهای مهم را نشان دهد و بسترهای بهتراندیشیدن را فراهم کند.
🔴 این روزها، در آستانۀ عصر هوش مصنوعی، لازم است قدمهای بیشتری برداریم. این فناوری جدید، دنیای تازهای پیش پایمان گذاشته است. قابلیتهای خارقالعادهاش نهتنها بسیاری از ناممکنها را ممکن کرده، بلکه آنها را در دسترس عموم نیز قرار داده است. مدلهای پیچیدۀ هوش مصنوعی انبوهی از کارهای سخت و وقتگیر را برعهده گرفتهاند تا ما با فراغ بال بیشتری، در دنیای خبرها سیر کنیم.
🔴 دنیای خبرنگاری و روزنامهنگاری نیز از این تحولات بینصیب نمانده است. تا مدتی پیش، بحث دربارۀ «اخبار جعلی» داغ بود، اما حالا وقتی پا به دنیای اینترنت میگذاریم، احساس میکنیم همهچیز جعلی است. عکسها و ویدئوها را هوش مصنوعی تولید کرده، متنها و تحلیلها را مدلهای بزرگ زبانی نوشتهاند، و شاید مهمتر از همه، ترتیب و نوع محتواهایی که به دستمان میرسد را الگوریتمهای هوشمند برنامهریزی کردهاند.
🔴 محققان هشدار میدهند هوش مصنوعی میتواند باعث «برونسپاری استدلال» شود. به همان اندازه که نوشتههای طولانی و ملالآور تولیدشده با هوش مصنوعی، میتوانند ما را در نوشتن کاهل کنند، «الگوریتمهای پیشنهاددهنده» که خوراک محتوایی ما را برنامهریزی میکنند نیز میتوانند توان جستجوگری و قضاوتمان را کاهش دهند و لذتِ نابِ کشف و دانستن چیزهای جدید را از ما سلب کنند.
🔴 میشود و لازم است که انسانیت را در این عرصه پس بگیریم. ترجمان قصد دارد در حد توان خود، جایگزین کوچکی برای الگوریتمهای پیشنهاددهندهای بسازد که فقط هیجان و سرگرمی و خبرهای فوری را به رسمیت میشناسند. میخواهیم به موازاتِ ادامۀ روند پیشین در مجله، بیشتر به «اخبار» بپردازیم و در فرمهای کوتاه و توصیفی، به اتفاقات مهمی که در جهان میافتد، توجه نشان دهیم.
🔴 معیارها همچنان همان است: محتواگردانیِ دقیق، دستچینشده و صادقانه. فکر میکنیم هنوز بسیاری چیزها هست که اگرچه به اندازۀ خبرهای دمدستی و تیترهای عجیب «هیجانانگیز» نیست، اما دانستنشان مهم است. شاید باید تیترِ ششسال پیش خودمان را کمی ویرایش کنیم: «از اخبار فرار کنید؛ اما گریزی از اخبار نیست».
@tarjomaanweb
🎯 فقر میتواند ژنتیک ما را هم تغییر دهد
📌 کریستین کوپر یکی از آدمهایی است که موفق شدهاند از تلۀ فقر فرار کنند. او میگوید «وقتی تپانچۀ شروع مسابقه به صدا درمیآید، افراد فقیر هنوز تا خط شروع خیلی راه دارند. پس من چگونه از این وضع خلاص شدم؟ اتفاقی». کوپر حالا فردی ثروتمند است، بااینحال همچنان نگرانی و دلهرۀ آینده را دارد. تحقیقات نشان میدهند که استرس ناشی از فقر چطور در بزرگسالی و حتی در نسلهای بعد هم خودش را نشان میدهد.
📌 برگرفته از مطلب «چرا فقر شبیه نوعی بیماری است؟» که در نوزدهمین شمارۀ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
🎬 تدوینگر: علی حاجی سالم
🎤 گوینده: رضا مداح
© کاری از ترجمان علوم انسانی
📍لید را ببینید، دنبال کنید و به دوستانتان معرفی کنید.
🔗 مشاهده در آپارات:
https://B2n.ir/hz8131
لید | در جستوجوی نقشههای ذهنی
@tarjomaanweb
.
🎯 کسی وقت ندارد، اما همه محتاج دانستناند؛ بهتر است «لید» را احیا کنیم
🔴 بیستسال پیش، که اینترنت در حال گسترش عمومی بود، خیلیها خوشبین بودند که دوران بیسابقهای از آگاهی و تساهل و انساندوستی در راه است. حالا آن خوشبینیها دود شده و به هوا رفتهاند. جهان درگیر چنان بحرانهایی است که برخی محققان حتی انقراضِ قریبالوقوع بشر را دور از ذهن نمیدانند.
🔴 آدام توز، مورخ بزرگ آمریکایی-انگلیسی، میگوید ما واردِ دورۀ «بحرانهای چندگانه» شدهایم. دورهای که شاخصۀ آن پیچیدگی و در هم تنیدگیِ فزایندۀ مسائل است. در عصر بحرانهای چندگانه کافی نیست که فقط یک چیز بدانید، هر چند این دانش بسیار دقیق باشد.
🔴 بلکه لازم است علاوه بر تخصص، چیزهای بسیاری بدانید، تا در بافتی از دانش قرار بگیرید که به شما اجازه دهد ارتباط موضوعات با همدیگر را درک کنید و از انواع و اقسام دامهای ظریفی بپرهیزید که شبکههای اجتماعی و بنگاههای خبری پیش پای شما پهن میکنند.
🔴 ضرورتِ دانستنِ چیزهای بسیار در عصرِ بحرانهای چندگانه است که «انتخاب رسانۀ قابلاعتماد» را به مسئلهای تبدیل کرده است که میارزد وقت و هزینۀ کافی برای آن صرف کنیم. «لید» خدمت رسانهای جدید ترجمان، تلاشی است برای ارائۀ بستههای کوچکی از دانستنیهای ضروری در قالب ویدئو.
🔴فلسفۀ «لید» از تاریخِ نامش الهام میگیرد. در قرن نوزدهم، اختراع تلگراف نوید انقلابی عظیم را در روزنامهنگاری میداد. اما مشکلاتی جدی وجود داشت: هزینۀ ارسال پیام با این تکنولوژی جدید بسیار بالا بود و خطوط ارتباطی هر لحظه ممکن بود قطع شود.
🔴 روزنامهنگاران برای فائقآمدن بر این مشکلات دست به ابتکار تازهای زدند. آنها اخبار را در کوتاهترین حالت ممکن و با اولویتدادن به مهمترین اتفاقات ارسال میکردند تا اگر خطها قطع شد، اصلیترین بخشهای پیام منتقل شده باشد. نام این روش را «لید» نوشتن گذاشتند.
🔴 در «عصر حواسپرتی» که هیچکس وقت ندارد، اما همه نیاز به دانستن دارند، ترجمان تصمیم گرفته است «لید» را به سبکی جدید احیا کند. لیدهای ترجمان در قالب ویدئوهایی کوتاه ارائه میشود که عصارۀ گزارشهای ژورنالیستیِ مهم در مطبوعات معتبر جهانی یا کتابهای تازه را در قالبی فشرده ارائه میکند.
🔴متنهای لید با وسواس ترجمه، خلاصهسازی، بازنویسی و ویرایش میشوند و تمرکز آنها، عمدتاً بر کلانحوزههای جامعه، سیاست و فرهنگ خواهد بود. محتوای لید مستقل از محتوای مجله، سایت و شبکههای اجتماعی ترجمان است و آن را باید بهمثابۀ محصولی مستقل در نظر گرفت.
📌 لید را بینید، دنبال کنید و به دوستان خودتان معرفی نمایید.
🔗https://B2n.ir/zn3120
@tarjomaanweb
.
🎯 کسی وقت ندارد، اما همه محتاج دانستناند؛ بهتر است «لید» را احیا کنیم
📌 «لید» برشهایی کوتاه از متنهای بلند است، سرنخهایی حیاتی برای فهم آنچه در جامعه، سیاست و فرهنگ میگذرد، زاویههایی که در ازدحام خبرها و تحلیلها گم شدهاند، اما سمتوسوی فکر و نگاه ما را تغییر میدهند. لید مسیری جدید در کنار مجله، سایت و شبکههای اجتماعی ترجمان دارد. قالب، انتخاب موضوع و منطق روایت خود را دارد، هرچند در حساسیت به ایدههای مهم، انتخاب مسئلههای معنادار و جستوجوی زاویههای کمتر دیدهشده، از همان جهان فکری میآید. هر قسمت از لید، ویدئویی کوتاه است که از دل گزارش ژورنالیستی معتبر یا برشی از کتابی تازه در حوزۀ علوم انسانی بیرون آمده است. مثل همیشه، متنها با وسواس بررسی و بازنویسی شدهاند تا صرفاً نسخۀ خلاصه نباشند، بلکه ما را به مسائل معاصرمان پیوند دهند و نشان دهند به چه چیزی باید توجه کرد.
🎬 تدوینگر: علی حاجی سالم
🎤 گوینده: رضا مداح
© کاری از ترجمان علوم انسانی
🔗 لید را ببینید، دنبال کنید و به دوستانتان معرفی کنید.
لید | در جستوجوی نقشههای ذهنی
@tarjomaanweb
— شیفتۀ پیشرفت، عاشق سلطه
🎯 ماسکیسم چیست؟
🔴 کتاب جدید کوئین اسلوبودیان و بن تارنوف، «ماسکیسم: راهنمایی برای سرگشتگان» میکوشد ایدئولوژیای را توصیف کند که به ظهور ایلان ماسک انجامیده، نیروهای اجتماعیای را بررسی کند که منجر به آن شدهاند و آیندۀ هولناکی را شرح دهد که این ایدئولوژی در پی تحقق آن است. «ماسکیسم» صرفاً چیزهایی که ماسک میگوید، باور دارد یا انجام میدهد نیست. ماسکیسم ایدئولوژیای است که پیرامون او شکل گرفته، از کسانی که تحت تأثیرش هستند تا کسانی که خودِ او دنبال میکند.
🔴 چه نیروهایی ایلان ماسک را ساختهاند؟ نویسندگان میگویند: در اولین قدم، «آپارتاید» در آفریقای جنوبی؛ با اقتدارگراییِ ظاهراً «عقلانی» و تکنوکراتیکش که آمیزهای بود از زندگی مرفه برای سفیدپوستان مهاجر، و نظارت خشن و خشونت دولتی برای اکثریت سیاهپوست.
🔴 ایلان ماسک متولد آفریقای جنوبی است و اوج دوران آپارتاید همزمان بود با اوجگیری رایانههای شخصی، دورهای که رایانهها و سپس مودمها ارزانتر و قدرتمندتر میشدند و به سرعت گسترش مییافتند. این تحول به ماسک جوان امکان داد تا به جهانی فراتر از حباب فاشیستی آفریقای جنوبی دسترسی پیدا کند و جاهطلبیهای جهانی پیدا کند. نزدیکتر که بیاییم، خانوادۀ ماسک را میبینیم: پدربزرگی متکبر و بیرحم که به برتری نژاد سفید باور داشت و به دلیل علاقهاش به آپارتاید و سلسلهمراتب نژادی از کانادا به آفریقای جنوبی مهاجرت کرد، و پدری خشن و آزارگر.
🔴 ماسکیسم گونهای تازه از «اختیارگراییِ فناورانه» است. اختیارگرایی سنتی در پی برچیدن یا خروج از قلمرو دولت است، اما ماسکیسم در پی خروج از دولت نیست، بلکه میخواهد آن را تصرف و کنترل کند.
🔴 البته ماسکیسم خواهان تضعیف دولت است، اما تنها آن بخشهایی از دولت که میتوان آنها را به مالکیت خصوصیِ ماسک منتقل کرد. از طرف دیگر، ماسکیسم طرفدار دولت بزرگ هم هست؛ اما دولتی بزرگ برای ماسک، نه برای دیگران. این نگرش تجسم همان اصل محافظهکارانهای است که در «قانون ویلهویت» خلاصه شده است: «باید گروههایی وجود داشته باشند که قانون از آنان حمایت کند، اما مقیدشان نسازد؛ و درمقابل، گروههایی که قانون آنان را مقید کند، اما حمایتشان نکند». این اصل در سراسر رفتار ماسک دیده میشود.
🔴 ماسک حق خود میداند که بدون پیامد حقوقی از قدرت دولت برای تحت فشار قراردادن یا تعطیلکردن کسبوکارهایی استفاده کند که به دلیل عملکرد نامطلوب پلتفرمش آن را تحریم کردهاند. و واقعاً میتواند پیروز هم بشود.
🔴 ماسک با رمانهای علمیتخیلی رشد کرده و ارجاع به این ژانر و الگوهای آن در کارهایش فراوان است؛ اما جهانبینی الهامگرفته از این ژانر در ذهن ماسک به نژادپرستی و سیاستهای ارتجاعی رایج در آن محدود نمیشود. او شیفتۀ فیلمهای ماتریکس است، بااینحال، نمیخواهد از ماتریکس خارج شود؛ میخواهد کنترل ماتریکس را در دست بگیرد. تارنوف و اسلوبودیان مینویسند این مسیر به مقصدی هولناک میرسد: نوعی پادآرمانشهر که بهدست کسی اداره میشود که گمان میکند سلطۀ تام بر انسانها، قدمی ضروری برای پیشرفت است.
📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «ماسکیسم چیست؟» نوشتۀ کوری دکترو است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
@tarjomaanweb
—رواندرمانی اگزیستانسیال چه میگوید؟
🎯 دیوانگی شاید نوعی سازگاری با جهانی دیوانه باشد
🔴 رواندرمانی اگزیستانسیال را معمولاً با اروین یالوم میشناسیم، اما این سبک رواندرمانی که این روزها خیلی محبوب شده، ریشه در فعالیتهای مجزای چندین رواندرمانگر دارد. در دهۀ ۱۹۳۰ روانپزشکان سوئیسی، لودویگ بینزوانگر و مدارد بوس، کوشیدند ایدههای مارتین هایدگر را به راهوروشی در رواندرمانگری تبدیل کنند. آنها معتقد بودند بهجای تمرکز بیشازحد بر ناخودآگاه باید بر «تجربۀ زیسته» افراد، و معنای زندگی و رنج برای آنها دست گذاشت. از نظر آنها رواندرمانی میبایست علاوه بر بیماریهای روانی، به مفهوم «زندگی خوب» نیز میپرداخت.
🔴 اِمی ون دورزن که تلاشهای پنجاهسالۀ او رواندرمانی اگزیستانسیال را در انگلستان معرفی کرد و جا انداخت، سابقۀ این اندیشهها را عقبتر میبرد و بحث را از فیلسوفان آتنی و متفکران اولیۀ هندو و بودایی شروع میکند.
🔴 ون دورزن که به تازگی کتاب آخرش «آغاز زیستن» را منتشر کرده است، به این موضوع میپردازد که چگونه میتوان، با وجود یا حتی بهسببِ رنجهای زندگی، معنا و شجاعت و آزادی را پرورش داد. به نقل از ویکتور فرانکل میگوید تنها آزادیای که هرگز نمیتوان از ما گرفت «انتخاب نگرش خود در هر شرایطی» است. همچنین به این شعر مولانا اشاره میکند که «چون قفس بشکست، جان بگشاد پر/ سویِ دشت و سویِ بستان و شجر». به باور ون دورزن، بسیاری از این قفسها ساختهٔ خود ما هستند.
🔴 تصمیم ون دورزن برای اینکه به سمت فلسفه و روانکاوی برود، برآمده از یک تجربۀ شخصی بسیار دردناک و اثرگذار بود: در ۱۵سالگی، از جان و دل، عاشق جوان ۲۰سالهای شده بود. اما بعد از دو سال، ناگهان معشوقش ناپدید شد.
🔴 ون دورزن به افسردگی شدیدی دچار شد و دوبار دست به خودکشی زد. پس از دومین بار، به پدرش گفت و پدرش هم مسئله را با مدیر مدرسه در میان گذاشت. مدیر او را صدا زد و مأموریتی به او سپرد: اِمی باید تحقیق میکرد که چرا نوجوانانِ همسنوسال او، اینهمه درگیر بحرانهای عاطفیاند؟ طی همان یک سال گذشته، دو دانشآموز دیگر هم بهخاطر آسیبهای روانی جان باخته بودند. این مأموریت احساس هدفمندی دوبارهای به او بخشید. ون دورزن در گفتگو با گاردین میگوید: «همان رویدادی که شبیه فاجعه است، در آخر نجاتت میدهد».
🔴 ون دورزن کوشیده است تا با الهام از سیمون وی و هانا آرنت، رویکردی زنانهتر به رواندرمانی بسازد که اساس آن، گفتگوهای عمیق سقراطی با مراجعانش است.
🔴 ون دورزن که از همهگیر شدن زبانِ روانشناسی و رواج استفاده از کلماتی مثل «ایدیاچدی» و «خودشیفتگی» خوشحال نیست، میگوید: این فضا شجاعتِ انسان بودن را از ما گرفته است. هفتاد سال پیش، بحثهای فلسفی بخشی از گفتوگوهای روزمره بودند، اما امروز فلسفه از زندگی مردم عادی عقبنشینی کرده و دینداری نیز کاهش یافته است. «با کنارگذاشتن ساختارهای دینی، نوعی آگاهی نسبت به سلامت عاطفی، ذهنی و معنوی نیز از دست رفته، همان فهمی که کمک میکند انسان زندگی معنادار و قابلفهمی داشته باشد و بداند چگونه انسان خوبی باشد».
🔴 ون دورزن میگوید این روزها «خرد» در فرهنگ ما به «کلمهای ممنوعه» تبدیل شده است و جای آن را ستایش مادیات و زبان علم پر کردهاند. اما شاید این کلمۀ ممنوعه همان چیزی باشد که بیشازهمه به آن محتاجیم: «باید خرد را دوباره به جهان بازگردانیم. و این همان هدف اصلیِ جنبش اگزیستانسیال است، ... یادگیری شیوهای متفکرانه برای زندگی، فهم چگونگی حضور در جامعه، و ساختن تمدنی که بهجای نابودیِ خود بتواند آیندهاش را بسازد».
📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «آیا رواندرمانگر اگزیستانسیال، اِمی دورزن، میتواند شیوۀ فکر کردن شما را تغییر دهد؟»است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🎯 وقتی خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، در نهایت مأیوس خواهیم شد
📌 چه کسی موفقتر است؟ چه کسی زیباتر است؟ چه کسی زندگیاش بیشتر دیده میشود؟ مقایسهکردن خود با دیگران به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمرۀ ما تبدیل شده، آنقدر عادی که اغلب حتی متوجهش نیستیم. اما در عصر شبکههای اجتماعی، این مقایسهها دیگر به همکلاسی و همکار و آشنای نزدیک محدود نمیمانند. حالا خودمان را با تمام جهان میسنجیم، آن هم بر اساس نسخههای صیقلخورده و آرمانی از زندگی دیگران. این سنجش بیپایان، ذهن ما را در معرض فرسایشی دائمی قرار میدهد. شاید هنوز بتوان راهی برای رهایی از این وسواس پیدا کرد.
📌 برگرفته از مطلب «مقایسۀ اجتماعی ما را به یأس میکشاند، اما لازم نیست چنین باشد»، نوشتۀ وویْچِخ کافتانسکی، که در شمارۀ سیوپنجم مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
🎬 تدوینگر: علی حاجی سالم
🎤 گوینده: رضا مداح
© کاری از ترجمان علوم انسانی
📍لید را ببینید، دنبال کنید و به دوستانتان معرفی کنید.
🔗 مشاهده در آپارات:
https://B2n.ir/hz8131
لید | در جستوجوی نقشههای ذهنی
@tarjomaanweb
— به نمایشگرتان دست نزنید
🎯 شما حواسپرت نیستید، حواستان را پرت کردهاند!
🔴 همه با نگرانی میگویند که «مرگ کتابخوانی» فرارسیده است. نمایشگرها در حال نابودکردن دستاوردهای تمدناند و باید به «جامعۀ پساسواد» خوشامد بگوییم. اما کارلو لاکونو، کتابدار دانشگاهی در استرالیا، که هر روز شاهد بود چطور جوانان در تالارهای کتابخانه ساعتها در کتابها غرق میشوند، نمیتوانست به آسانی این روایتِ ساده را قبول کند. بله، آمارها میگویند دیگر مردم به اندازۀ سابق کتاب نمیخوانند، اما چیزهای بسیاری هم هست که نمیگویند. لاکونو فکر میکرد مسئله باید چیز دیگری باشد.
🔴 موضع کسانی که معتقدند جامعه رو به انحطاط میرود چون کتابخوانی کم شده، بر خطایی مقولهای استوار است: آنها «فرهنگ نمایشگرها» را پدیدهای واحد با تأثیر یکسان بر همه تلقی میکنند.
🔴 آدمها هم با نمایشگرها معتاد شبکهاجتماعی و نفرتپراکنی میشوند، هم به حجم بیسابقهای از کتاب و مقاله و اطلاعات علمی دسترسی پیدا میکنند. پش شاید مشکل نه نمایشگر، که الگوریتمها باشد. گلوریا مارک از دانشگاه کالیفرنیا دو دهه دربارۀ توان تمرکز افراد بر نمایشگرها تحقیق کرده است. مردم در سال ۲۰۰۴ بهطور متوسط دو دقیقه و نیم روی نمایشگرها تمرکز میکردند؛ سال ۲۰۱۶ این عدد به ۴۷ ثانیه رسید. اما این حواسپرتی بیشتر با الگوهای طراحی خاص ارتباط دارند تا نمایشگرها: اعلانها، برنامههای پاداشدهی متغیر، و اسکرولِ بیپایان.
🔴 در واقع، نمایشگرها بهخودیخود موجب ازبینرفتن تمرکز نمیشوند، بلکه پلتفرمهای رایج امروزی طوری ساخته شدهاند که برای کسب درآمد از تبلیغاتْ تمرکز مردم را به هم بزنند.
🔴 جالب اینجاست که وقتی ناگهان کتاب در دسترس عموم قرار گرفت، «ترس از خواندن» هم رایج بود، چیزی مثل ترس از نمایشگرهای امروز. امی اُربنِ روانشناس میگوید: ابتدا همۀ نسلها میترسند رسانههای جدید جوانانشان را فاسد کنند، بعد سیاستمداران از این ترسها سوءاستفاده میکنند تا حواسها را از معضلاتی چون نابرابری منحرف کنند، سپس با تأخیری طولانی تحقیقاتی آغاز میشوند، و تا بخواهند نشان دهند سود و زیان رسانهها بستگی به طرز استفاده از آنها دارد، فناوری جدیدی ظهور میکند و این «چرخۀ سیزیفوار» دوباره شروع میشود.
🔴 اگر معضل خودِ نمایشگرها بودند، مجبور بودیم به کتاب برگردیم. ولی اگر مشکل از الگوریتمها باشد، باید به مداخلات قانونی و نظارتی رو بیاوریم. زیرا همان نمایشگرهایی که تمرکز را به هم میزنند میتوانند موجب افزایش آن هم شوند.
🔴 ایرادی ندارد اگر مردم رمان نمیخوانند. آنها به محیطی که ما ساختهایم خو گرفتهاند. ما جهانی ساختهایم که از حواسپرتی سود میبرد، ولی افراد حواسپرت را بیمار فرض میکنیم. ما پسا-باسواد نشدهایم، پسا-تکبُعدی شدهایم. آنچه در موضع انحطاطگرایان بیش از هر چیز آزاردهنده است نتیجهگیری آنهاست. آنها تبهکاران را میشناسند -شرکتهای فناوری که عمداً تلاش میکنند آگاهی افراد را از بین ببرند- ولی بعد تسلیم میشوند و میگویند «دیگر هیچچیز مثل قبل نمیشود. به جامعۀ پسا-سواد خوش آمدید». لاکونو این استدلال را نادرست میداند.
🔴 او مینویسد: « ضعف ما در تمرکز شکست اخلاقی نیست، مشکل از طراحی است. ما با الگوریتمهایی میجنگیم که آشکارا طوری تنظیم شدهاند که مدام اسکرول کنیم، نه اینکه چیزی بیاموزیم. بنابراین راه چاره انضباط فردی نیست، ساختار است. باید فضاهای متفاوتی ساخته شود. باید تمرکز را مثل حواسپرتی دسترسپذیر کنیم و تفکر همانقدر طبیعی شود که اسکرولکردن در حال حاضر طبیعی است. انتخاب بین کتاب و نمایشگر نیست. انتخاب بین طراحی عمدی و هرجومرج سودآور است.»
📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «ما حواسپرت نیستیم، حواسمان را پرت کردهاند» نوشتۀ کارلونو لاکونو است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
@tarjomaanweb
🎯 با دوستتان به اختلاف خوردهاید؟ «حرفزدن» همیشه بهترین راهحل نیست
🔴 اوایل دهۀ ۱۹۸۰، یک محقق دانشگاهی که از دوستان دبورا تانن، روزنامهنگاری آمریکایی، بود از اون خواست به مکالمۀ ضبطشدۀ دو دختر دبستانی گوش بدهد. دوستِ تانن در حال تحقیق دربارۀ نحوۀ صحبتکردن بچهها با بهترین دوستانشان بود. در این مکالمه، جولیا به دوستش شنون، میگفت: «من و تو هیچوقت با هم دعوا نمیکنیم» و اگر هم اختلافی پیش بیاید، «با هم حرف میزنیم و حلش میکنیم». تانن مبهوت شد که چقدر این مکالمه شبیهِ باوری عمومی در میان اغلب زنان بزرگسال است که «گفتگو» را راهحل تمام اختلافات میان دوستان میدانند.
🔴 تانن بعدها برای یک گزارش تحقیقی با زنان بسیار مصاحبه کرد تا بفهمد آنها اختلافاتشان با دوستان صمیمی خود را چطور حل میکنند. او دریافت صحبتکردن میتواند نقش مهمی در آرامش و رنج، خصوصاً برای زنان، ایفا کند. زنانی که با هم دوستاند، در مقایسه با مردان، تمایل دارند بیشتر -در دفعات بیشتر و به مدت طولانیتر- و دربارۀ موضوعات شخصیتر صحبت کنند. اما این صحبتها همیشه مرهم دردهایشان نیست. بلکه برعکس، گاهی باعث دلخوریهای طولانی یا حتی از میان رفتن دوستی میشود.
🔴 حفظ دوستیها برای زنان بسیار مهمتر از مردان است. در همین رابطه، محققان دانشگاه کارنگی ملون، رادلسکیا اسنید و شلدون کوئن، دریافتند که مواجهههای اجتماعی منفی با دوستان در میان زنان با افزایش خطر فشار خون بالا مرتبط است.
🔴 باور به اینکه همهچیز را میتوانیم به دوستمان بگوییم، بسیار قدیمی است. اما همیشه درست نیست. طبق نظر زنانی که تانن با آنها صحبت کرد، در بعضی موارد، اینکه به دوستتان بگویید از چیزی که گفته یا کاری که کرده خشنود نیستید ممکن است باعث افزایش خشم هم بشود. مثلاً زنی گفت دوست جدیدش به او گفته که «قالش میگذارد». او از دوستش عذرخواهی کرده و توضیح داده که این طور نیست، اما به خاطر سپرده که در آینده در رابطه با این دوستش محتاط باشد. او با خودش فکر میکرده: «آیا این دوست جدید بیشازحد حساس نیست؟»
🔴 منشأ ناراحتیِ زنی دیگر، چیزی بود که در دوستیهای زنانه متداول است: اینکه بفهمید کس دیگری، پیش از شما، از چیز مهمی اطلاع پیدا کرده. آن زن به تانن گفت که دوستش اعتراض کرده: «چرا، قبل از اینکه به من بگویی، به کس دیگری گفتی که زایمان کردی؟» اما از نظر او این اعتراض کاملاً بیجا بود. چون آن آدم کسی بود که قرار بود روزهایی که او در بیمارستان است، از بچۀ بزرگش مراقبت کند. بههرحال، همین اعتراض باعث شد این دو دوستِ قدیمی از هم فاصله بگیرند و صمیمت آنها کمرنگ شود.
🔴 حرفزدن همیشه راهحل نیست. خیلیها ترجیح میدهند بهجای صحبت دربارۀ اختلافاتی «که رنج آنها را دوباره زنده میکند»، سکوت کنند و بکوشند یا صرفِ حضورداشتن در کنار دوستشان دلخوریشان را تسکین دهند.
🔴 این گزارش تحقیقی در نهایت تانن را به این نتیجه رساند که «همیشه نسخۀ واحدی برای حل اختلافات وجود ندارد». گاهی کلمات میتوانند زخمهایی را التیام دهند که کلمات ایجاد کردهاند. و گاهی هم سکوت بهتر است.
📌 آنچه خواندید مروری است بر مطلب «فقط تویی که میتونم بهش بگم: فراسوی گفتوگوهای دوستانه»، نوشتۀ دبورا تانن و با ترجمۀ الهام آقاباباگلی. متن کامل این مطلب را در وبسایت ترجمان بخوانید.
🔗 لینک مطلب:
https://B2n.ir/uj5846
@tarjomaanweb
📌 شمارۀ سیوهشتم مجلۀ ترجمان منتشر شد.
🔴 شمارۀ سیوهشتم مجلۀ «ترجمان» منتشر شد. پروندۀ این شماره با عنوان «جنگ بیپایان» دربارۀ موضوعی بحث میکند که ما ایرانیان در یک سال گذشته بیش از هر زمان دیگری آن را تجربه کردیم. پرسش اصلی این است که چطور آمریکا با ایدههایی مثل انسانیسازیِ جنگ، کاهش تلفات غیرنظامیان، و رعایت همهجانبۀ موازینِ اخلاقی موفق شد جنگ را به وضعیت مستمر و همیشگی جهان تبدیل کند و نسل جدیدی از جنگهای فرسایشی را به راه بیندازد.
🔴 شمارۀ سیوهشتم مجلۀ ترجمان در ۲۰۸ صفحه و با ۳۱ مطلب منتشر شده است. در این شماره آثاری از ساموئل موین، باربارا اِرِنرایک، استیون ام. والت، جاشوا لیفر، گیدون لویس-کراس، هیوگاسترسون، اسکات آتران، دیوید برامویچ، مایکل هِر و دیگران منتشر شده است.
🔴 توضیحی دربارۀ شمارۀ بهار و مشترکین مجله: متأسفانه بهخاطر وضعیت کشور نتوانستیم شمارۀ بهار ۱۴۰۵ را منتشر کنیم و از این بابت از خوانندگان عزیزمان عذر میخواهیم. بااینحال، مشترکین مجله چهار شمارۀ اشتراک را دریافت خواهند کرد. برای مثال، اگر اشتراکتان از شمارۀ ۳۶ شروع شده و تا الان شمارههای ۳۶ و ۳۷ مجله را دریافت کردهاید، دو شمارۀ دیگر را نیز دریافت خواهید کرد.
🔴 توضیحی دربارۀ وضعیت سایت فروشگاه: همانطور که پیشتر اعلام کردیم، متأسفانه سایت فروشگاه ترجمان بهدلیل اختلال فنی از دسترس خارج شده است. بهزودی سایت جدید فروشگاه راهاندازی خواهد شد، اما تا آن زمان میتوانید شمارۀ جدید مجله را از طریق سفارش در شبکههای اجتماعی ترجمان و همچنین کتابفروشیها و دکههای سراسر کشور تهیه کنید.
🔗 عنوان این شمارۀ مجله «جنگ بیپایان: آمریکا چطور جنگ را به وضعیت دائمی تبدیل کرد؟» است.
📖 ۲۰۸ صفحه
🧰 قیمت با ۱۰ درصد تخفیف: ۴۵۰/۰۰۰ تومان
⭕️ مجلۀ ترجمان را میتوانید از طریق سفارش در بله، تلگرام، اینستاگرام و یا بهصورت تلفنی تهیه کنید.
📞 شمارۀ تماس ۸۱۶۴۰۲۴۱-۰۲۱
@tarjomaanweb
🔴 موری در مقالهای که سال ۱۹۹۶ در نشست انجمن مونپلرن ارائه کرد، به سوالی اساسی پرداخت: چطور میتوان نابرابریهای عظیمی که در اثر سیاستهای نئولیبرال بهوجود میآید را توجیه کرد؟
🔴 پاسخ موری بر مفهوم «سرشت بشر» متکی بود. انسانها «ماهیتاً» با هم متفاوتند و سرمنشأ نابرابریها ژنتیک آنها، ضریبهوشیشان و محیطی است که کودکی خود را در آن سپری میکنند. پس نابرابری جزء لاینفک زندگی بشر است و حقانیت نئولیبرالیسم نیز در این است که این تفاوتهای ماهوی را تأیید میکند و به رسمیت میشناسد. بدینترتیب راست جدید به سلاحی تازه روی آورد: اکنون میشد نئولیبرالیسم را توجیه کرد و گفت نابرابریهای بیرحمانهاش ریشه در چیزی غیر از ساختارهای اجتماعی یا سیاستهای اقتصادی دارد.
🔴 هانس-هرمان هوپ، دیگر عضو انجمن مونپلرن، یک گام دیگر جلو رفت و بر اساس اندیشههای موری، دمکراسی را با عنوان «خدایی که ناکام ماند» زیر سؤال برد. او برای الگوهای رفتار اقتصادی تبیینهایی نژادی میآورد و محافلی برای گفتوگو میان نظریهپردازان اصلاح نژاد، تجزیهطلبیِ قومی و اقتصاد در اتریش به وجود آورد. در آلمان، تیلو زاراتسین، نقشی مشابه به عهده گرفت و گفت: تواناییهای شناختی نژادهای مختلف باهم تفاوت دارد. زاراتسین تجارت آزاد و نژادپرستی را درهمآمیخت و معجونش هستۀ فکریِ حزب راستگرای «آلترناتیو برای آلمان» را ساخت.
🔴 تعجبی ندارد که راست افراطی نئولیبرالیسم را چنین ایدۀ جذابی دیده است. هر دو مساواتخواهی و برابری اقتصادی و همبستگیِ فراملی را به سخره میگیرند. هر دو نظام سرمایهداری را ناگزیر میدانند و شهروندان را براساس معیارهای بهرهوری و میزان تولید میسنجند. شاید جالبتر از همه، هر دو از قهرمانان مشابهی الهام میگیرند. نمونهاش خودِ هایک که در هر دو سمتِ دوقطبی نئولیبرالیسم/پوپولیسم به چهرهای اسطورهای تبدیل شده است. اگر به تبارشناسیهای فکری توجه کنیم، خواهیم دید که راست افراطی نه نقطۀ متضاد نئولیبرالیسم، بلکه فرزند نامشروع آن است.
📌 آنچه خواندید برگرفته از برشی از کتاب حرامزادههای هایک نوشتۀ کوین اسلوبودین است که متن کامل آن با عنوان «بازار آزاد چطور نژادپرستی و بیگانههراسی را در آغوش کشید؟»، و با ترجمۀ علیرضا شفیعی نسب در شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
@tarjomaanweb