shaheen_nejad | Unsorted

Telegram-канал shaheen_nejad - کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

1323

در این کانال آموزگفتارها، مقالات و کتابهای شاهین نژاد در زمینه تاریخ، فرهنگ و سیاست برای بهره گیری هممیهنان منتشر می شود. دامنه مطالب و اموزگفتارها، اندیشه ایرانشهری و شاهنامه پژوهی می باشد برای ارتباط با دکتر شاهین نژاد @ShaheenNejad

Subscribe to a channel

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

به مناسبت روز کورش، هفتم آبان ، در شهر مادرید

@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

یادش گرامی
چه آرزوهای بزرگی برای ایرانیان داشت و چه ناگوار تنهایش گذاشتند.
افسوس …
@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

https://youtu.be/T1y9hFMQ2ig?si=MTF7vS_td7av_GU6

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

شکایت سه زندانی ناشناس،
در دوره پهلوی از
پرویز ثابتی
یک «پرونده‌سازی مبتذل» است.

@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

⁨ چه تعداد جمهوری‌خواهِ وطن‌دوست می‌شناسید؟
همراه با شاهین نژاد


@shaheen_nejad
@irangarairp

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

https://www.youtube.com/watch?v=F9D8aZIqg6Q

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

جهان غرب طی سده‌های گذشته، به‌ویژه از دوران رنسانس، بخش مهمی از هویت تمدنی خود را بر میراث یونان و روم باستان بنا کرده است. بازگشت به فلسفه، هنر، ادبیات و اندیشهٔ سیاسی آن دوران، از سرچشمه‌های نوزایی اروپا بود و این میراث در نظام‌های آموزشی و سنت‌های فکری کشورهای غربی نیز جایگاهی ماندگار یافت. ازاین‌رو، اینکه مارکو روبیو در آتن از عظمت یونان باستان و ضرورت بازگشت به ارزش‌ها و فضیلت‌های تمدن غرب سخن می‌گوید، نه شگفت‌آور است و نه به‌خودی‌خود جای اعتراض دارد. غرب حق دارد به میراث تاریخی و تمدنی خود افتخار کند و برای پاسداری و نوزایی آن بکوشد.
مسئله از آنجا آغاز می‌شود که غرب در بازخوانی مناسبات تاریخی خود با تمدن ایرانی، تنها بر جنگ‌های یونانیان و هخامنشیان تکیه کند و ایران باستان را در جایگاه دشمن تمدنی خویش قرار دهد؛ حال آنکه همان جهان یونانی‌ـ‌رومی که غرب امروز خود را وارث آن می‌داند، روزگاری در کنار جهان ایرانی، دو چشم زمین را تشکیل می‌دادند.
ساموئل هانتینگتون در کتاب مشهور برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی، پس از جنگ سرد، هویت‌های تمدنی را از عوامل مهم شکل‌دهندهٔ مناسبات و کشمکش‌ها جهانی دانست. او تمدن غرب را با میراث تاریخی، فرهنگی و مذهبی ویژه‌ای تعریف کرد و ایران معاصر را در مجموعهٔ گستردهٔ تمدن اسلامی جای داد.
هانتینگتون تفاوت‌های تاریخی، زبانی و مذهبی ایران با جوامع عربی و دیگر کشورهای مسلمان را نادیده گرفت، اما در طبقه‌بندی او از تمدن‌های جهان امروز، ایران به‌عنوان تمدنی مستقل شناخته نمی‌شود.
اینجا بار دیگر یکی از خطاهای مهم تمدن غرب در شناخت ایران آشکار می‌شود: یکسان انگاشتن تمدن اسلامی، که نظم سیاسی حاکم بر ایران امروز از آن برخاسته است، با تمدن تاریخی ایرانی.
فتح اسلام و تحولات پس از آن، اثری ژرف و ویرانگر بر بنیادهای نهادی تمدن ایرانی گذاشت؛ بااین‌حال، نتوانست همهٔ عناصر هویت ایرانی را از حافظه و زندگی اجتماعی مردم ایران بزداید.
پس از فتح اسلام، ایران به میدان کشمکش میان میراث تمدن ایرانی و نظم تمدنی اسلامی تبدیل شد؛ نظمی که بر ایران چیره گشت، اما هرگز نتوانست هویت ایرانی را در خود حل کند. جمهوری اسلامی نیز صورت معاصر همان سلطه است؛ اما با وجود همهٔ تلاش‌هایش، نتوانسته تمدن اسلامی را جایگزین هویت ایرانیان کند. خیزش دوبارهٔ ایران‌گرایی، گواهی بر تداوم این هویت تاریخی است.
در این زمینه، سخنرانی روبیو با گفتمان تمدنی هانتینگتون شباهت‌هایی دارد. هر دو بر اهمیت هویت تاریخی غرب، میراث یونانی‌ـ‌رومی و ضرورت پاسداری از تمدن غرب تأکید می‌کنند. اما هنگامی که نبردهای هخامنشیان و یونانیان در کنار تهدیدهای معاصر قرار می‌گیرد، خطر آن وجود دارد که مرز میان تمدن ایرانی باستان و نظام سیاسی اسلامی حاکم بر ایران امروز نادیده گرفته شود.
این خلط تاریخی تنها مسئله‌ای مربوط به گذشته نیست؛ برای شناخت چالش‌های امروز غرب نیز اهمیت دارد.
گسترش جریان‌های اسلام‌گرا، چالش‌های ناشی از تعارض احکام شریعت اسلامی با قوانین مدنی و سکولار، و ضعف‌هایی که در برخی نهادهای سیاسی و فرهنگی جوامع غربی مشاهده می‌شود، پرسش‌های جدی دربارهٔ توان این جوامع برای پاسداری از بنیادهای تمدنی خود ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، شناخت دقیق تفاوت میان تمدن ایرانی و تمدن اسلامی، و تشخیص اینکه کدام‌یک را باید طرف تقابل تمدنی غرب دانست، اهمیتی فراتر از یک بحث تاریخی پیدا می‌کند.
اگر در نگاه غرب، ایران هخامنشی و جمهوری اسلامی به‌واسطهٔ نام مشترک ایران در امتداد یک هویت تمدنی واحد قرار گیرند، نه‌تنها گذشتهٔ ایران به‌درستی شناخته نمی‌شود، بلکه امکان شناخت نیروهای تاریخی و فرهنگی مؤثر بر آیندهٔ این کشور نیز محدود خواهد شد.
تاریخ ایران و روم، پیوندهای فکری ایران و یونان، مناسبات ایرانیان و یهودیان و تجربهٔ نوسازی دوران پهلوی، همگی ضرورت نگاهی متفاوت به این مسئله را یادآوری می‌کنند.
نوزایی ایرانی؛ فرصتی برای ایران و غرب
امروز در ایران، توجه دوباره به فلسفه و میراث زرتشتی، نمادهای ملی و اندیشهٔ ایرانشهری را می‌توان در لایه‌ای قابل‌توجه از جامعه مشاهده کرد. این گرایش بیانگر تلاشی برای بازاندیشی دربارهٔ هویت تاریخی ایران و نسبت آن با نظم سیاسی و مذهبی حاکم است.
از دیدگاه ایران‌گرایانه، آیندهٔ ایران در بازسازی نهادهایی نهفته است که بتوانند بر پایهٔ هویت تاریخی ایرانی، خردورزی، حاکمیت قانون، آزادی اندیشه و استقلال نهادهای مدنی، ظرفیت توسعه و نوسازی پایدار را فراهم آورند.
عبور از ساختار سیاسی اسلام‌گرای حاکم و بازگشت به میراث فرهنگی خود، در این دیدگاه، بخشی از چنین بازسازی تمدنی است.

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

پطرس پاتریکیوس (Peter the Patrician)، دیپلمات و تاریخ‌نگار رومی سدهٔ ششم میلادی، در روایت تاریخی خود از مذاکرات ایران و روم در روزگار نرسه، شاهنشاه ساسانی، سخنانی از فرستادهٔ ایرانی نقل می‌کند که در آن، دو شاهنشاهی به دو روشنایی در جهان تشبیه می‌شوند و باید همچون دو چشم، پیوسته بر زیبایی یکدیگر بیفزایند، نه آنکه با دشمنی در پی نابودی متقابل باشند.
این اندیشه چند سده بعد در مناسبات رسمی دو قدرت جلوه‌ای تازه یافت. در نامه‌ای منسوب به خسرو پرویز، شاهنشاه ساسانی، خطاب به موریس، امپراتور روم شرقی، که تئوفیلاکت سیموکاتا (Theophylact Simocatta)، تاریخ‌نگار رومی، آن را حفظ کرده است، آمده است: «خداوند مقرر داشت که سراسر جهان از آغاز به‌واسطهٔ دو چشم روشن شود.» این دو چشم، شاهنشاهی ایران و امپراتوری روم بودند.
این تصویر در رفتار سیاسی دو دربار نیز نمونه‌ای چشمگیر یافت. هنگامی که خسرو پرویز در سال ۵۹۰ میلادی در پی شورش بهرام چوبین تاج‌وتخت خود را از دست داد، به قلمرو روم پناه برد و از موریس یاری خواست. موریس، امپراتور همان قدرتی که بارها با ایران جنگیده بود، به او پناه و پشتیبانی نظامی داد. سپاهیان رومی در بازگرداندن خسرو به قدرت در سال ۵۹۱ میلادی نقشی تعیین‌کننده داشتند. بنابراین رابطهٔ ایران و روم فقط به شناسایی متقابل در نامه‌ها محدود نبود: امپراتور روم در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای بازگرداندن فرمانروای شاهنشاهی رقیب به تخت او کوشید.
این تعبیر تنها تعارفی دیپلماتیک نبود، بلکه بازتاب تصوری از نظم جهانی بود که در آن، شاهنشاهی ایران و امپراتوری روم خود را دو قدرت برخوردار از مشروعیت و مسئولیت جهانی می‌دانستند.
آنها در برابر اقوام و نیروهایی که از نگاهشان سرکش و بیرون از نظم سیاسی جهان آن روزگار به شمار می‌رفتند، برای خود نقشی در پاسداری از ثبات و نظم جهانی قائل بودند. در مناسبات دیپلماتیک نیز فرمانروایان ایران و روم گاه یکدیگر را با عنوان‌هایی چون «برادر» خطاب می‌کردند؛ عنوان‌هایی که از جایگاه ویژهٔ آنان در نگاه یکدیگر حکایت داشت. این زبان دیپلماتیک گاه به تشبیه رابطهٔ دو فرمانروا به رابطهٔ پدر و فرزند نیز گسترش می‌یافت؛ چنان‌که تیبریوس دوم، امپراتور روم شرقی، در مذاکرات صلح با خسرو انوشیروان، شاهنشاه ایران را در جایگاه پدر و خود را در جایگاه فرزند قرار داد. هراکلیوس، امپراتور دیگر روم شرقی، نیز در نامه‌نگاری با خسرو پرویز از او خواست که وی را همچون فرزند خود بداند.
این تصویر از جایگاه دو قدرت، در نامه‌نگاری‌های دیپلماتیک میان شاهنشاهان ساسانی و امپراتوران روم نیز بازتاب یافته است. یوحنا مالالاس (John Malalas)، تاریخ‌نگار سدهٔ ششم میلادی، در کتاب گاه‌نگاری خود، نامه‌ای از قباد یکم، شاهنشاه ساسانی، خطاب به یوستی‌نیانوس، امپراتور روم شرقی، نقل می‌کند که با این عبارت آغاز می‌شود: «قباد، شاهنشاه، از خورشید برآینده، به فلاویوس یوستی‌نیانوس قیصر، از ماه فرو‌رونده.» در این تعبیر، شاهنشاهی ایران با خورشید خاور و امپراتوری روم با ماه باختر پیوند می‌یابد؛ تصویری که با وجود رقابت و کشمکش میان دو قدرت، از جایگاه برجستهٔ هر دو در نظم سیاسی جهان آن روزگار حکایت دارد.
البته پرواضح است که ایران و روم هرگز دو متحد همیشگی نبودند. هر دو برای گسترش قدرت خود جنگیدند و گاه کوشیدند دیگری را شکست دهند یا بر او برتری یابند. اما این رقابت سیاسی و نظامی میان دو تمدن را نباید با ناسازگاری ذاتی تمدنی آنها یکسان انگاشت.
ایران و روم می‌توانستند رقیب باشند، بی‌آنکه موجودیت تمدنی یکدیگر را انکار کنند. آنها نه‌تنها در میدان جنگ با یکدیگر روبه‌رو شدند، بلکه در هنر، معماری، دیپلماسی، آیین‌های فرمانروایی و سازمان‌دهی قدرت نیز بر یکدیگر اثر گذاشتند.
مفهوم «دو چشم زمین» بیان فشردهٔ همین حقیقت تاریخی است: دو تمدن بزرگ می‌توانستند در عین استقلال و رقابت، یکدیگر را نه‌تنها اجزای مهم نظم جهانی، بلکه تکمیل‌کنندهٔ یکدیگر بدانند.
و تاریخ نشان داد که نادیده‌گرفتن این اصل و کوشش برای حذف یکی از دو قدرت، چگونه می‌توانست هر دو را به ورطهٔ نابودی بکشاند. خسرو پرویز، همان شاهنشاهی که در نامهٔ خود ایران و روم را دو چشم زمین خوانده بود، پس از کشته‌شدن موریس در سال ۶۰۲ میلادی، جنگی علیه روم آغاز کرد که به‌تدریج ابعادی فراتر از خون‌خواهی یک متحد یافت و موجودیت امپراتوری روم شرقی را با خطر جدی روبه‌رو ساخت. این کوشش برای برهم‌زدن موازنهٔ دو قدرت، سرانجامی فاجعه‌بار داشت. جنگی طولانی و فرساینده، هر دو قدرت را چنان تضعیف کرد که اندکی بعد، فتوحات سپاهیان اسلام به فروپاشی شاهنشاهی ساسانی و از دست رفتن بخش‌های بزرگی از قلمرو شرقی روم انجامید. بدین‌ترتیب، دو قدرتی که روزگاری یکدیگر را دو چشم زمین می‌خواندند، پس از جنگی ویرانگر، در برابر نیرویی تازه به‌شدت آسیب‌پذیر شدند.

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

پاسخ گروه اندیشه و آموزش حزب رستاخیز ایرانگرایان به جناب مارکو روبیو

دو چشم زمین
خطای تاریخی در شناخت تمدن ایرانی در برابر تمدن غرب
گروه اندیشه و آموزش پارمان رستاخیز ایرانگرایان
هفتم اکتبر ۲۰۲۶، در سومین سالگرد حملهٔ حماس به اسرائیل و آن جنایات وحشیانه، مارکو روبیو، وزیر امور خارجهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا، در تپهٔ پنیکس آتن، در برابر آکروپولیس و یادگارهای باشکوه یونان باستان، سخنرانی مهمی دربارهٔ گذشته و آیندهٔ تمدن غرب ایراد کرد. در روزی که خاطرهٔ آن جنایات و پیامدهای اسلام‌گرایی بار دیگر در کانون توجه قرار داشت، وزیر امور خارجهٔ آمریکا نه در اورشلیم، بلکه در آتن ایستاد و سخنان خود را با یادآوری لشکرکشی خشایارشاه، شاهنشاه هخامنشی، و ویرانی نیایشگاه‌های آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد آغاز کرد.
در این میان، پیش از هر چیز، شایسته است از مارکو روبیو برای مواضع صریح او در محکومیت سرکوب و کشتار ایرانیان قدردانی کنیم. او در سخنانی که یک روز پس از نطق آتن، در لیسبون ایراد کرد، با اشاره به کشتار معترضان و حتی تیر خلاص زدن نیروهای جمهوری اسلامی به مجروحان بستری در بیمارستان‌ها، از عملکرد سازمان عفو بین‌الملل به‌شدت انتقاد کرد و با این موضع‌گیری، همچون برادری در کنار ملت ایران ایستاد.
اما این قدردانی و احترام مانع از آن نیست که به سخنرانی او در آتن از منظری تاریخی و تمدنی بنگریم و این پرسش بنیادی را مطرح کنیم که آیا می‌توان کشمکش‌های تاریخی ایران و یونان را با رویارویی‌های امروز غرب و اسلام‌گرایی هم‌سنگ دانست، یا تمدن ایرانی را با به‌اصطلاح تمدن اسلامی یکسان انگاشت؟
از همین منظر، تقارن تاریخی سخنرانی او در آتن تأمل‌برانگیز است. اورشلیم، شهری که تاریخ بازسازی معبد آن با فرمان کوروش بزرگ و پشتیبانی داریوش هخامنشی پیوند خورده است، در برابر آتنی قرار می‌گیرد که خاطرهٔ نبردش با خشایارشاه پس از بیست‌وپنج سده همچنان در روایت سیاسی غرب زنده است. یکی یادآور نقش هخامنشیان در بازسازی زندگی دینی یهودیان پس از تبعید بابلی است و دیگری یادآور جنگی میان قدرت‌های بزرگ جهان باستان.
روبیو در سخنرانی خود، یونان را سرچشمهٔ بسیاری از ویژگی‌های بنیادین تمدن غرب، از فلسفه و خردورزی تا فضیلت، میهن‌دوستی و جست‌وجوی برتری دانست. انتخاب تپهٔ پنیکس، جایگاه گردهمایی شهروندان آتن با چشم‌اندازی از آکروپولیس و پارتنون، یادآور روزگار پریکلس و خطابه‌های تاریخی آتنیان بود. او با ستایش از ایستادگی آتنیان و اسپارتیان در برابر سپاهیان ایران، خواستار بازگشت غرب به اعتمادبه‌نفس تاریخی، قدرت سیاسی و توانایی دفاع از ارزش‌های تمدنی خویش شد. این سخنرانی، در گوهر خود، فراخوانی برای بازگشت به ارزش‌ها و فضیلت‌های تمدن غرب است؛ فراخوانی که در برابر گسترش ووکیسم و گرایش‌های گاه خردستیزانهٔ جریان‌های چپ‌لیبرال و گلوبالیست در فضای فرهنگی و سیاسی غرب در درازای دو دههٔ گذشته، درخور توجه و دفاع است. چنین فراخوانی برای ما ایرانیان نیز آشنا و الهام‌بخش است.
اما در پس این روایت، پرسشی اساسی نهفته است: آیا تمدن ایرانی، که خشایارشاه و هخامنشیان نمایندگان آن بودند، در حقیقت دشمن تاریخی و تمدنی جهان غرب بوده است؟ و آیا می‌توان کشمکش‌های جهان امروز را با بازخوانی نبردهای ایران هخامنشی و یونان باستان توضیح داد؟
پاسخ به این پرسش را باید در تاریخی جست که بسیار پیچیده‌تر و شگفت‌انگیزتر از روایت پیروزی یونانیان بر ایرانیان در سالامیس است.
از سارد تا سالامیس؛ جنگ قدرت‌ها یا برخورد تمدن‌ها؟
تاریخ رویارویی هخامنشیان و یونانیان با ورود خشایارشاه به آتن آغاز نشد. پیش از آن، شهرهای یونانی ایونیه در آسیای صغیر علیه فرمانروایی هخامنشیان شوریده بودند. در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، شورشیان ایونی با پشتیبانی آتن و اِرِتریا به سارد، یکی از مهم‌ترین مراکز اداری شاهنشاهی ایران، حمله کردند و بخش‌هایی از شهر در آتش سوخت.
این رخداد به گسترش رویارویی میان هخامنشیان و دولت‌شهرهای یونانی انجامید؛ اما برخلاف تصویری که گاه از این جنگ‌ها ارائه می‌شود، جهان یونانی در آن روزگار یک واحد سیاسی یا تمدنی یکپارچه در برابر ایران نبود. برخی دولت‌شهرهای یونانی با هخامنشیان جنگیدند، برخی بی‌طرف ماندند و گروهی دیگر در کنار ایران قرار گرفتند. حتی بخش مهمی از ناوگان دریایی خشایارشاه از نیروهای شهرهای یونانی آسیای صغیر تشکیل شده بود.
یکی از شگفت‌انگیزترین شخصیت‌های این دوران، آرتمیس یکم، فرمانروای هالیکارناسوس در کاریه، بود؛ زنی که نه‌تنها در کنار خشایارشاه در نبرد سالامیس شرکت کرد، بلکه از فرماندهان برجستهٔ ناوگان ایران و مشاوران مورد اعتماد شاهنشاه به شمار می‌رفت.

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

https://www.youtube.com/live/77JTx3wZKt4?is=RHIcaN5oT4TFq-JT

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

🔘یکشنبه ۱۲ مهر ۲۵۸۵ شاهنشاهی

اینها حوثی‌هایی هستند  که در اخبار می‌شنویم که ثروت ملی ما ایرانیان خر ج آنها می‌شود!
عمق استراتژیک ج.ا را خوب بنگرید؛

گروهی وحشی که  قات (مواد مخدر) مصرف می‌کنند، همه جا اسلحه حمل می‌کنند و برای جان انسان ارزشی قائل نیستند!!

یکی شون یهویی از کنترل خارج شد و اون یکی رو کشت ، به همین راحتی.

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

https://youtu.be/BF7oIkDjHkk?is=qmKPjNGyVYy9-Wt0

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

@shaheen_nejad

https://www.youtube.com/live/LCtU8I2D26s?is=uIfpLFGcuNK0Jnd0

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

https://youtu.be/iNsFkaSCMH8?is=KEaTk8EwfZC4EH1U

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

می‌گویند از یک عرزشی پرسیدند: «تو چرا اینقدر پست و پلید و فرومایه‌ای؟»
پاسخ داد: «پس هنوز پدرم را ندیده‌ای!»
حالا حکایت چپ‌های ایرانی و پدر معنویشان چپ اروپایی است، نماینده حزب چپ‌ آلمان die Linke سخنانش را در پارلمان یک کشور سکولار با جمله «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» به پایان می‌برد، آن وقت شما اینجا می‌نشینید و به ریش خسرو گلسرخی می‌خندید!

#لشکر_فرومایگان
#مارکسیسم_اسلامی

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

تقلب دیگری از سوی چپ‌های حاکم بر برزیل

هنگامی که قدرت را به چپ‌ها می‌بازی، دیگر با روش‌های دموکراتیک نمی‌توانی آن را پس بگیری.

رقابت میان بولسونارو، ملی‌گرا، و لولا، گلوبالیست:

دور اول:

🏆 بولسونارو: ۵۶٫۱ میلیون رأی
لولا: ۵۳٫۹ میلیون رأی

دور دوم:

🏆 لولا: ۶۴٫۱ میلیون رأی (۱۰٫۲ میلیون رأی بیشتر)
بولسونارو: ۵۹٫۸ میلیون رأی (۳٫۷ میلیون رأی بیشتر)

برای اینکه متوجه شوید این نتیجه چقدر بعید است، مجموع آرای تمام نامزدهای حذف‌شده در دور اول فقط ۹٫۳۳ میلیون رأی بود.

@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

چهار نامزد نخست وزیری که از نتیجه انتخابات نمایندگان مجلس اسراییل بخت تشکیل کابینه ائتلافی دارند:

نتانیاهو از لیکود، راست‌گرا و بسیار سخت‌گیرانه بت جوهوری اسلامی

گادی آیزنکوت از حزب یاشار، راست میانه و سخت‌گیرانه به جمهوری اسلامی.

نفتالی بنت از حزب باهم، راست‌گرا و بسیار سخت‌گیرانه به جمهوری اسلامی.

یائیر لاپید از حزب یش عتید، میانه‌گرا و سخت‌گیرانه در مسائل امنیتی.

رقابت اصلی میان نتانیاهو و آیزنکوت است

@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

ای کسانی که پیش ما امروز
از خطرهای جنگ می‌گویید...
جنگ ویرانی و ضرر دارد،
ما ولی کم مگر زیان دادیم؟
جنگ ضد کیان این خاک است،
ما ولی کم مگر کیان دادیم؟
از چه باید بترسد آن قومی
که گذر کرده از دل دوزخ؟
ملتی که گذاشته روی
جسم بی‌جان کودکانش، یخ!
از چه باید بترسد آن مادر
که جگرگوشه‌اش نرفته به جنگ،
ولی از جبهه‌ی برادرها،
شده پیشانی‌اش نشان تفنگ!
از چه وحشت کند پدر دیگر،
او که بالای دار دیده پسر،
او که با جرم داغ‌داری هم
رفته زندان، که پس دهد کیفر!

🎙مه‌زاد رازی
📜جنگ
[#آهنگ]
🔅@Iranshahr_Sassani🔅

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

واقعیت آنچه امروز در غرب می گذرد

https://www.instagram.com/reel/DembINhxqwQ/?psln=cm5qeDQ3M2V4cHl6

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

محبوبیت ساسانیان در میان ایرانیان چندین سده پس از قادسیه

قطران تبریزی
قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید »
شمارهٔ ۴۵ - در مدحِ امیر ابوالحسن علی لشکری


بادِ نوروزی همی آرایشِ بستان کُنَد

تا نگارش چون نگارستانِ چینستان کند

آفتابِ شهریاران جهان، میرِ اجل

آنکه تیغش با اجل هر ساعتی پیمان کند

خسروی لشگرشکن سالارِ شاهان، بوالحسن

آنکه کمتر سائلش، با مُعطیان احسان کند

دشمنانش هر کجا باشند در
زآنکه دانست او که روزه پیش فروردین بود

در پی این ملک را، نوروز در شعبان کند

این جهان بوده‌ست دائم مُلکَتِ ساسانیان

باز سالارش خدا بر ملکت ساسان کند

نیست کس در گوهرِ ساسانیان چون لشگری

تا پسِ آن چون نیاکان شاهیِ ایران کند

همچو اَفریدون بگیرد مُلکِ عالم سربه‌سر

وآنگهی تدبیر ملکِ خیلِ فرزندان کند

روم و گرجستان به فرمانِ منوچهر آوَرَد

هند و ترکستان به زیرِ حکم نوشِروان کند

او به تختِ مُلکِ ایران بر نشیند در سِطَخر

کِه‌ترین فرزندِ خود را مهتر آران کند

تا همی فرمانِ داور خاک را ساکن کند

تا همی تقدیرِ یزدان چرخ را گردان کند

ملکِ او را از زوالْ ایمن همی گردون کند

جانِ او را از فنا ایمن همی یزدان کند

شاد بنشیند به کامِ دل بر ایوانِ شهی

وز فروغِ رویِ خویش آراسته ایوان کند

@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

اهمیت این تحول به مرزهای ایران محدود نمی‌شود؛ چراکه ایرانی که پس از برکناری اقتدار سیاسی روحانیت، نهادهای خود را بر پایهٔ اصول فلسفی و فرهنگی ایرانی از نو بنیان نهد، می‌تواند درس‌های ارزشمندی برای جهان غرب در رویارویی با چالش تازهٔ اسلام‌گرایی داشته باشد و روابطی نوین با غرب برقرار سازد.
این رابطه می‌تواند نه بر تقابل تمدنی اسلام و غرب، بلکه بر منافع متقابل، دادوستد فرهنگی، احترام به استقلال یکدیگر و سازگاری دو تمدن ایرانی و غربی استوار باشد. همانند دو چشم زمین، این دو تمدن می‌توانند با وجود رقابت‌های گریزناپذیر، یکدیگر را به رسمیت بشناسند، از یکدیگر بیاموزند و مکمل یکدیگر باشند.
چنین تحولی همچنین می‌تواند تجربه‌ای اندیشه‌برانگیز برای غرب در شناخت و رویارویی با اسلام‌گرایی فراهم آورد؛ تجربهٔ جامعه‌ای که طی تاریخ خود با مسئلهٔ نسبت میان هویت تمدنی، اقتدار مذهبی و نهادهای سیاسی درگیر بوده است.
اما سخنرانی روبیو در آتن، افزون بر پرسش‌های تاریخی و تمدنی، مسئله‌ای راهبردی را نیز پیش روی ایرانیان قرار می‌دهد: تفاوت میان اشتراکات تمدنی و هم‌سویی سیاسی در جهان امروز.
تاریخ ایران و غرب از ظرفیت سازگاری و تکمیل‌کنندگی این دو تمدن حکایت دارد؛ اما این اشتراک تاریخی به‌خودی‌خود تضمین‌کنندهٔ شناخت درست ایران از سوی سیاست‌گذاران غربی نیست. بازخوانی جنگ‌های هخامنشیان و یونانیان به‌عنوان یکی از سرچشمه‌های هویت تمدنی غرب، حتی هنگامی که هدف آن دفاع از ارزش‌های غربی باشد، می‌تواند در شناخت جایگاه تمدن ایرانی ابهام ایجاد کند.
از این دیدگاه، پیام ما به وزیر امور خارجهٔ آمریکا، آقای مارکو روبیو، این است که تمدن غربی، که میراث‌دار جهان یونانی‌ـ‌رومی است، و تمدن ایرانی، هر دو با تهدیدی جدی از سوی ضدتمدن اسلامی، که با آزادی اندیشه و میراث فرهنگی آنها سر ستیز دارد، روبه‌رو هستند. از این رو، ضروری است که در بازخوانی گذشته، رقابت‌های تاریخی ایران و یونانیان به‌منزلهٔ دشمنی تمدنی ایرانیان و غربیان در روزگار ما نمایانده نشود و جبهه‌ای تازه میان این دو میراث تمدنی پدید نیاید؛ آن هم در روزگاری که شناخت درست تهدید مشترک و رویارویی با آن اهمیتی بنیادین دارد.
از منظری دیگر، مناسبات تاریخی ایرانیان و یهودیان نیز از جایگاهی ویژه برخوردار است؛ رابطه‌ای که ریشه‌های آن به دوران هخامنشیان و بیش از دو هزار و پانصد سال تاریخ مشترک بازمی‌گردد.
کوروش بزرگ با فتح بابل و فراهم‌آوردن امکان بازگشت تبعیدیان یهودی و بازسازی معبد اورشلیم، جایگاهی ماندگار در حافظهٔ تاریخی و دینی یهودیان یافت. نام او در متون مقدس یهودی با احترام یاد شده و این خاطرهٔ تاریخی، از نمونه‌های برجستهٔ مناسبات ایران باستان و قوم یهود است.
این پیوند در طول تاریخ، با حضور دیرینهٔ جوامع یهودی در ایران و مناسبات فرهنگی و اجتماعی آنان با دیگر ایرانیان ادامه یافت. روابط ایران و اسرائیل در دوران پهلوی نیز فصل معاصری از تاریخ این پیوندها بود، نه نقطهٔ آغاز آنها.
امروز، در برابر تهدیدهای جمهوری اسلامی، نزدیکی مردم ایران و اسرائیل اهمیت تازه‌ای یافته است. پیشینهٔ تاریخی این دوستی، همراه با منافع مشترک امنیتی و سیاسی، می‌تواند زمینهٔ مشارکتی راهبردی را فراهم آورد که بر شناخت متقابل، همکاری و احترام به آیندهٔ دو ملت استوار باشد.
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که پیوندهای تمدنی، هرچند ارزشمند، به‌تنهایی برای تعیین شرکای راهبردی کافی نیستند. شناخت دقیق منافع مشترک و ماهیت چالش‌هایی که دو جامعه با آن روبه‌رو هستند، در شکل‌گیری روابط پایدار نقشی تعیین‌کننده دارد.
از این منظر، میراث دوستی ایرانیان و یهودیان و امکان همکاری میان ایران و اسرائیل در آینده، یکی از ابعاد مهم بازاندیشی در جایگاه ایران در جهان امروز است؛ به‌ویژه در شرایطی که شناخت تمدن ایرانی در بخشی از گفتمان سیاسی غرب همچنان با ابهام همراه است.
روابط ایران و غرب نیز در آینده خالی از رقابت نخواهد بود. منافع ملی همواره می‌توانند متفاوت باشند؛ اما رقابت، همان‌گونه که تاریخ ایران و روم نشان می‌دهد، الزاماً دشمنی تمدنی نیست.
شاید اکنون، پس از گذشت بیش از چهارده سده از پایان شاهنشاهی ساسانی، زمان آن رسیده باشد که هم ایرانیان و هم غربیان بار دیگر در معنای تاریخی آن استعارهٔ کهن درنگ کنند.
ایران و روم، با همهٔ جنگ‌ها و اختلافاتشان، روزگاری یکدیگر را دو چشم زمین می‌خواندند؛ دو قدرتی که با وجود رقابت، جایگاه تمدنی یکدیگر را به رسمیت می‌شناختند و می‌توانستند در ساختن جهان پیرامون خود مکمل یکدیگر باشند.
امروز نیز شناخت تمدن ایرانی، مستقل از تمدن اسلامی حاکم بر آن، می‌تواند دریچه‌ای تازه برای درک گذشته و ساختن آینده بگشاید.
دو چشم زمین برای آن نبودند که یکدیگر را نابود کنند؛ هر یک، در کنار دیگری، می‌توانست جهان را روشن‌تر ببیند.

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

از فلسفهٔ زرتشت تا رنسانس اروپا؛ پیوندهایی فراتر از میدان جنگ
پیوند ایران و جهان اروپایی به روابط سیاسی و نظامی محدود نبود.
ایرانیان و بسیاری از اقوام تاریخی اروپا از میراث زبانی و فرهنگی هندواروپایی برخوردارند. بااین‌حال، تمدن ایرانی صرفاً شاخه‌ای از این میراث مشترک نبود، بلکه جهان‌بینی و هویت مستقل خود را پرورش داد. یکی از بنیادهای این هویت را باید در فلسفهٔ زرتشت، جایگاه راستی و خرد، مسئولیت اخلاقی انسان و سنت‌های فکری و فرهنگی ایران باستان جست‌وجو کرد.
تماس‌های فکری میان ایرانیان و یونانیان نیز پیشینه‌ای کهن دارد. در ایونیه، جایی که نخستین مکاتب فلسفی یونانی با نام‌هایی چون تالس، آناکسیماندروس و آناکسیمنس شکل گرفتند، جهان یونانی در ارتباط نزدیک با سرزمین‌ها و فرهنگ‌های خاور نزدیک قرار داشت و سپس بخشی از آن در قلمرو هخامنشیان جای گرفت.
در چنین فضایی، آشنایی یونانیان با مغان ایرانی و آموزه‌های زرتشتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نویسندگان و اندیشمندان یونانی نیز در آثار خود از مغان ایرانی و آموزه‌های مشهور به زرتشت سخن گفته‌اند و برخی پژوهشگران تاریخ اندیشه نیز از اثر احتمالی مفاهیم و آموزه‌های ایرانی بر بخش‌هایی از فلسفهٔ آغازین یونان بحث کرده‌اند. هرچند تعیین دقیق مسیر و گسترهٔ این اثرگذاری همچنان محل پژوهش است، تصور پیدایش فلسفهٔ یونانی در جهانی کاملاً جدا از فرهنگ‌های پیرامون آن، تصویری ناقص از تاریخ اندیشه به دست می‌دهد.
این شناخت فرهنگی در سده‌های بعد نیز از میان نرفت.
یکی از نمونه‌های چشمگیر آن در شاهکار رافائل، «مکتب آتن»، دیده می‌شود. در این نقاشی مشهور رنسانس، در کنار چهره‌های بزرگ سنت فلسفی یونانی، شخصیتی حضور دارد که در تفسیرهای رایج تاریخ هنر، زرتشت دانسته می‌شود و کره‌ای آسمانی در دست دارد. حضور زرتشت در این تصویر یادآور جایگاه نام و حکمت ایرانی در تصور فکری و هنری اروپای رنسانس است.
روابط ایران و اروپا در سده‌های بعد نیز، با وجود دگرگونی‌های ژرف مذهبی و سیاسی، ادامه یافت.
در روزگار صفوی، ایران در برابر گسترش قدرت عثمانی قرار گرفت؛ قدرتی که هم‌زمان یکی از رقیبان اصلی شماری از دولت‌های اروپایی بود. به‌ویژه در دوران شاه عباس یکم، تلاش‌های دیپلماتیک برای گسترش همکاری میان ایران و قدرت‌هایی چون هابسبورگ‌ها علیه عثمانیان صورت گرفت. حضور برادران شرلی و رفت‌وآمد هیئت‌های سیاسی میان ایران و اروپا، جلوه‌هایی از این مناسبات بودند.
بدین‌ترتیب، حتی در دورانی که تشیع به یکی از ارکان ساختار سیاسی ایران تبدیل شده بود، پیوندهای سیاسی و منافع مشترک ایران با برخی قدرت‌های اروپایی همچنان وجود داشت.
در دوران پهلوی، روابط ایران و غرب وارد مرحلهٔ تازه‌ای شد. کوشش برای بازسازی نهادهای اداری، آموزشی، قضایی و اقتصادی ایران، در کنار احیای هویت ملی و توجه دوباره به میراث تاریخی ایران، با بهره‌گیری گسترده از دستاوردهای تمدن مدرن غرب همراه بود.
اما این نوسازی با مانعی نهادی روبه‌رو بود. دستگاه روحانیت شیعی که طی سده‌ها شبکه‌های مستقل مالی، آموزشی و اجتماعی خود را حفظ کرده بود، همچنان از قدرت سازمانی قابل‌توجهی برخوردار بود. انقلاب ۱۳۵۷ و استقرار جمهوری اسلامی نشان داد که این شبکه توانسته است پس از فروپاشی نظام پهلوی، اقتدار سیاسی را در چارچوب مشروعیت فقهی بازسازمان‌دهی کند.
دوران پهلوی تلاشی برای احیای هویت تاریخی ایران و بازسازی نهادهای مدرن آن بود؛ تلاشی که با بهره‌گیری از دستاوردهای تمدن غرب همراه شد. اما انقلاب ۱۳۵۷ و استقرار جمهوری اسلامی نشان داد که نهادهای ریشه‌دار روحانیت شیعی توانسته‌اند بر این کوشش غلبه کنند.
در همین تجربهٔ تاریخی است که اهمیت تمایز میان تمدن ایرانی و تمدن اسلامی آشکار می‌شود. این دو را نه‌تنها نمی‌توان تمدنی واحد انگاشت، بلکه کوشش برای نوزایی هویت و نهادهای ایرانی با ایستادگی و سرانجام غلبهٔ نیروهای مدافع نظام اسلامی روبه‌رو شد.
از این دیدگاه، تمدن ایرانی و تمدن غرب در برابر تمدن اسلامی با چالشی مشترک روبه‌رو هستند؛ اما یکسان‌انگاری تمدن ایرانی با تمدن اسلامی، که نظام حاکم بر ایران امروز بر پایهٔ آن استوار است، مانع شناخت درست این اشتراک می‌شود.
خطای تمدنی؛ از هانتینگتون تا نگاه امروز غرب

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

آرتمیس بر هالیکارناسوس و چند جزیره و شهر پیرامون آن فرمان می‌راند. او با پنج کشتی به سپاه دریایی ایران پیوست و به روایت هرودوت، پیش از نبرد سالامیس به خشایارشاه هشدار داد که از درگیری دریایی با یونانیان خودداری کند. هرچند شاهنشاه سرانجام تصمیم دیگری گرفت، آرتمیس پس از نبرد نیز جایگاه خود را در میان مشاوران او حفظ کرد.
حضور این زن فرمانروا در جبههٔ ایران برای آتنیان چنان ناخوشایند بود که به روایت هرودوت، برای دستگیری او ده‌هزار دراخما جایزه تعیین کردند. در همان زمان که آتنیان آرتمیس را دشمن خود می‌دانستند، او در دستگاه فرمانروایی هخامنشی از اعتبار و احترام برخوردار بود.
نکتهٔ جالب‌تر آنکه آرتمیس از همان شهری برخاسته بود که چند سال بعد، یکی از مشهورترین تاریخ‌نگاران جهان باستان در آن زاده شد: هرودوت، نویسندهٔ کتاب تاریخ و مشهور به پدر تاریخ‌نگاری.
هرودوت را معمولاً تاریخ‌نگاری یونانی می‌شناسیم؛ تعریفی که از نظر زبان و سنت فرهنگی درست است، اما بخش مهمی از واقعیت تاریخی زندگی او را پنهان می‌کند. هالیکارناسوس، زادگاه هرودوت، در زمان تولد او بخشی از شاهنشاهی هخامنشی بود. بنابراین هرودوت، این روایتگر بزرگ جنگ‌های ایران و یونان، نه‌تنها در قلمرو فرمانروایی ایران و به‌عنوان یکی از اتباع شاهنشاهی هخامنشی زاده شد، بلکه دوران کودکی و بخشی از جوانی خود را نیز در همان قلمرو گذراند.
این واقعیت به‌تنهایی تصویری متفاوت از جهان باستان پیش روی ما می‌گذارد. فرمانروای هالیکارناسوس در کنار خشایارشاه علیه آتنیان می‌جنگید، درحالی‌که تاریخ‌نگار نامدار همان شهر بعدها نبردهای ایران و یونان را به زبان یونانی برای نسل‌های آینده روایت می‌کرد. مرزهای فرهنگی، زبانی و سیاسی در آن روزگار بر یکدیگر منطبق نبودند و فرمانروایی ایران بر سرزمین‌های یونانی، مانع تداوم زبان و فرهنگ یونانی در آن سرزمین‌ها نشده بود.
اما شاید شگفت‌انگیزترین نمونهٔ روابط ایران و یونان را باید در سرنوشت مردی جست که در سوی دیگر میدان سالامیس قرار داشت: تمیستوکل.
تمیستوکل، سیاست‌مدار و فرماندهٔ نامدار آتنی، از چهره‌های اصلی پیروزی یونانیان در نبرد سالامیس بود؛ همان نبردی که بعدها به یکی از نمادهای ایستادگی یونانیان در برابر شاهنشاهی ایران تبدیل شد. بااین‌حال، این قهرمان آتنی سال‌ها بعد، در پی کشمکش‌های سیاسی در زادگاه خود، ناگزیر به ترک آتن شد و پس از مدتی تبعید و آوارگی در سرزمین‌های یونانی، سرانجام به شاهنشاهی ایران پناه برد.
او به دربار اردشیر یکم، جانشین خشایارشاه، راه یافت و مورد پذیرش و پشتیبانی قرار گرفت. اردشیر نه‌تنها به او پناه داد، بلکه منابع درآمد و جایگاهی در قلمرو فرمانروایی خود در اختیارش گذاشت.
در این رویداد، جلوه‌ای از فرهنگ پهلوانی، جوانمردی و رواداری ایرانی را می‌توان دید که در آن حتی دشمن پیشین نیز هنگامی که پناه می‌جوید، می‌تواند از پشتیبانی و حرمت برخوردار شود.
اما اهمیت این داستان‌ها از جوانمردی و پناه‌دادن به دشمن فراتر می‌رود. سرگذشت تمیستوکل، در کنار همراهی فرمانروایان و نیروهای یونانی با شاهنشاهی هخامنشی، نشان می‌دهد که دو تمدن ایرانی و یونانی، با وجود رقابت‌ها و جنگ‌های سیاسی و نظامی، از ظرفیت سازگاری تمدنی برخوردار بودند. اگر میان این دو تمدن ناسازگاری بنیادین و آشتی‌ناپذیری وجود داشت، چگونه ممکن بود یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان یونانی برای حفظ جان خود به همان شاهنشاهی پناه ببرد که زمانی در میدان نبرد با آن جنگیده بود؟
بنابراین نبردهای ایران و یونان را نمی‌توان به‌سادگی نشانهٔ برخورد دو تمدن ناسازگار دانست. این جنگ‌ها در بستری از رقابت‌های سیاسی، منافع متعارض و مناسبات پیچیدهٔ قدرت شکل گرفتند؛ درحالی‌که همان دو جهان، در زندگی فرهنگی و سیاسی خود، توانایی شناخت و پذیرش یکدیگر را داشتند.
اگر چند سده در تاریخ پیش برویم، به روزگاری می‌رسیم که ایران و روم، به‌عنوان دو قدرت بزرگ تمدنی جهان، این شناخت متقابل را در زبان دیپلماتیک خود نیز آشکارا بیان می‌کردند.
دو چشم زمین؛ ایران و روم در نگاه یکدیگر
در اواخر دوران باستان، شاهنشاهی ساسانی و امپراتوری روم برای چندین سده بر سر سرزمین، نفوذ، بازرگانی و برتری سیاسی رقابت کردند. با وجود جنگ‌های ویرانگری که گاه ابعادی جهانی در مقیاس جهان شناخته‌شدهٔ آن روزگار داشتند، میان شاهنشاهی ایران و امپراتوری روم روابط دیپلماتیک شگفت‌انگیزی برقرار بود که از شناخت متقابل و جایگاه ویژهٔ هر یک در نگاه دیگری حکایت می‌کرد.

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

پاسخ گروه اندیشه و آموزش حزب رستاخیز ایرانگرایان به جناب مارکو روبیو

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

https://youtu.be/iUrNBY3tr54?is=Q8QuaUg9AGqZiLm6

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

https://youtu.be/1cQ4hfFH9P0?is=B5al2wiYaaufHDb1

@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

https://youtu.be/P5dl3qmDMEg?is=HXFQAdwy9cCLc0qD

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

@shaheen_nejad

Читать полностью…

کانال رسمی دکتر شاهین نژاد

🔴 مقایسه ارزش برگ‌های اسکناس با یک برگ دستمال‌کاغذی!

@SepehrAzadi

Читать полностью…
Subscribe to a channel