-
برای ارتباط با ادمین و ارسال آثار به آیدی زیر پیام دهید https://t.me/jabadzabiii77
پنجاه سال پیش، در اردیبهشت ۱۳۵۴، صدام حسین پس از دیدار با شاه و هویدا در تهران، به مشهد سفر کرد و در حرم امام رضا(ع) حضور یافت.
در عکس مرتضی ذبیحی برادر سید جواد ذبیحی دیده می شود ، ایشان همدر رادیو و همدر حرم امامرضا فعالیت مناجات خوانی و قرآنو ادعیه داشته اند
@navayeirani
برگ سبز برنامه شماره 10 / دستگاه همایون / پالایش شده
خواننده آواز: ذبیحی
تار: مجد
ویولن: خالدی
غزل آواز: کاظم رجوی(ایزد)
سر كوی دوست عمری قدم از وفا زدم من
به هوای وصل جانان پر و بالها زدم من
ز كتاب دهر درسی چو به از وفا ندیدم
به همه كتاب عمرم رقم وفا زدم من
به امید آنكه دستی بزنم به دامن دوست
به جهان و هر چه در آن همه پشت پا زدم من
به فروغ دیده دل شب هجر صبح كردم
به فراغ جان رسیدم چو می صفا زدم من
ز حبیب هر چه دیدم به شكیب خود فزودم
نه به لابه لب گشودم نه دم از جفا زدم من
ز كمان دیده غافل منشین مگر نبینی
چه خدنگی از همین زه به چنان هما زدم من
نه به دیر پا نهادم نه به مسجد و كلیسا
كه ز راه كعبه دل به ره خدا زدم من
چو به كوی آشنایی به از این دری ندیدم
به هزار در نرفتم در آشنا زدم من
@seyedjavadzabihii
استاد سید جواد ذبیحی در مسجد گوهرشاد سخنرانی و بعد در مدح امام رضا آواز میخوانند.
@seyedjavadzabihii
@seyedjavadzabihii
گر سَر طلَبی من سَر، دَر پای تو اندازَم
ور زَر طلبی من زَر، اندَر قدَمَت ریزَم
فردا كه خَلایق را از خاک برانگیزَند
بیچاره منِ مِسكین از خاک تو بَرخیزَم
🍀🍁🌘🎶🕊
🎙مولانا با صدای زنده یاد سیدجواد ذبیحی
🎼گزیده از برنامه رادیویی موسیقایی برگ سبز برنامه شماره ۱۴
📽تهران، بهشت زهرا، قطعه ۳۹، مزار زنده یاد ذبیحی
مزار ایشان در بهشت زهرا
قطعه ۳۹
ردیف ۱۲۶
شماره ۲۹
حاصل سی سال فعالیت مستمر در رادیو همین چند برنامه ست این هم آثار زیان بار از بین بردن ارزش های فرهنگی یک ملت که در آتش تند روی گروهی از مردم بیشعور سوخت .
خیلی شرمنده ی همه هستم که دیگر آثار جدیدی وجود نداره که بذارم
برنامه مسجد سپه سالار 1355 استاد سید جواد ذبیحی
در این برنامه اشعار پر نغز میخوانند و در ادامه امشب شهادت نامه عشاق امضا میشود را میخوانند...
@seyedjavadzabihii
زنده جاوید
آواز استاد احمد مراتب
قصیده از فواد کرمانی
زنده ی جاوید کیست کشته ی شمشیر دوست
که آب حیات قلوب ، در دم شمشیر اوسـت
گر بشکافی هنوز ، خاک شهیدان عشق
آید از آن کشتگان زمزمه ی دوست دوست
آن که هلاکش نمود ساعد سیمین یار
باز به آن ساعدش کشته شدن آرزوست
بنده ی یزدان شناس موت و حیاتش یکی ست
زآنکه به نور خداش ، پرورش طبع وخوست
غیر خدا باطل است در نظر اهل حق
دعوی انّی انا ، کاشف توحید هوست
آن شجری را که حق ، بهر ثمر پرورید
بانگ اناالحق زند ، تا ابد از مغز و پوست
دل چو ز خود غافل است عارف بالله نیست
بر لب جو سال ها ، تشنه لب و آب جوست
گوش دل مؤمن است ، سامع صوت خدا
گرچه ز آواز خلق ، ملک پر از های و هوست
هر که ز کوی مجاز پا به حقیقت نهاد
بر سرش از روزگار مخمصه ی تو به توست
عاشق وارسته را با سر و سامان چه کار
قصه ی ناموس و عشق ؛ صحبت سنگ و سبوست
عاشق دیدار دوست ، اوست که هم چون حسین
زردی رخسار او ، سرخ زخون گلوست
.
هرکه چو او پا نهاد بر سر میدان عشق
بی سر و سامان سرش در خم چوگان چو گُوست
.
دوست به شمشیر اگر پاره کند پیکرش
منت شمشیر دوست ، بر بدنش مو به موست
@seyedjavadzabihii
ترجیع بند خوانی
با صدای استاد سید جواد ذبیحی
شعر از محتشم کاشانی
در آواز بیات ترک
@seyedjavadzabihii
بر حربگاه، چون ره آن كاروان فتاد
شور نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه، غلغله در شش جهت، فكند
هم گریه، در ملایك هفت آسمان فتاد
هرجا كه بود آهوئى، از دشت پا كشید
هرجا كه بود طایرى، از آشیان فتاد
شد وحشتى، كه شور قیامت زِ یاد، رفت
چون چشم اهل بیت، بر آن كشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم، كار كرد
بر زخمهاى كارى تیغ و سنان، فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا، در آن میان
بر پیكر شریف امام زمان فتاد
بى اختیار نعرهى »هذا حسین« ازو
سر زد، چنانكه آتش از آن، در جهان فتاد
پس با زبان پر گله، آن بضعهى بتول
رو در مدینه كرد، كه یا ایهاالرسول
@seyedjavadzabihii
برنامه بند هفتم ترکیب بند محتشم کاشانی را با صدای ملکوتی استاد سید جواد ذبیحی بشنویم
در دستگاه سه گاه
@Seyedjavadzabihii
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بیقرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمهای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون باد مخالف حبابوار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بیعماری و محمل شترسوار
با آن که سر زد آن عمل از امت نبی
روحالامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
آواز:بیات ترک
سید جواد ذبیحی
از گلهای رنگارنگ مخصوص
فردا که به محشر اندر آید زن و مرد
وز بیم حساب رویها گردد زرد
من عشق ترا به کف نهم پیش آرم
گویم که حساب من از این باید کرد
مولانا
عشق شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
عراقی
@navayeirani
با نهایت احترام توجه تیمسار معظم را معطوف می دارد : مجله فردوسی در شماره 366 صفحه1 هفتم خود شرحی در مورد اینجانب سید جواد ذبیحی با عکسهائی درج نموده که کلیه مندرجات آن کذب محض است و از نظر شعائر مذهبی بسیار مؤهن و زننده می باشد و علاوه براینکه نسبت به اینجانب توهین آمیز است در نظر مردم نیز مورد انزجار قرار گرفته و مرتب از طرف طبقات مختلف به فدوی مراجعه می شود که این شرح و تفضیلات مندرج در مجله مزبور چیست لذا از آن مقام محترم که در همه حال پشتیبان حق و حقیقت می باشد استدعای عاجزانه دارد مقرر فرمایند رسیدگی شود که مجله مزبور روی چه سوابقی دست به این کار زده و آبروی اشخاص را بدون جهت می ریزد ضمنا مندرجات مجله مزبور را جهت استحضار تقدیم می دارد.
با تقدیم احترام فائقه قربانت ذبیحی 11 /8 /37 1ـ این نامه بوسیله چه شخصی داده شده است؟ 2ـ اداره سوم بررسی نماید و بدیهی است نمی بایستی مطبوعات بدون جهت باعث هتک حیثیت اشخاص بشود.
عینا به عرض می رساند.
11 /8 /37
حسین گلپایگانی
متولد 1290 درگذشته 1362
@seyedjavadzabihii
سلام و درود
تقریبا از سال ۹۶ که این کانال را افتتاح کردم روزهای اول با چند عکس در فضای مجازی شروع کردم و به لطف خدا و مردم و حتی نزدیکان و دختران استاد ذبیحی توانستم تعداد زیادی عکس و موسیقی و ...به دست بیاورم و هر چه در دست داشتم را در این کانال قرار دادم .
متاسفانه بعد حذف شدن پیج اینستاگرام بسياري از ارتباط ها حذف شد ولی میراث ایشان در این کانال باقی میماند.
احتمالا کارهای خیلی زیادی در هیئت ها تکیه ها مراسم و ریل های رادیویی و خصوصی صدای سید جواد ذبیحی باقی مانده است که تا به امروز به دست نیامده یا کسی هم داشته بخاطر خساست یا آرشیو داری به اشتراک نگذاشته و در خانه ها خاک میخورد.
به امید اینکه در آینده کارهای بیشتری توسط مردم به این کانال اضافه شود تا میراث سید جواد ذبیحی زنده و محفوظ بماند.
مولانا میفرماید:
من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو
من بندهٔ آن رحمت خندیدهٔ تو
ای آب حیات کِی ز مرگ اندیشد
آنکس که چو خضر گشت خود زندهٔ تو
@Seyedjavadzabihii
برای نخستین بار منتشرمیشود که استاد سید جواد ذبیحی در مسجد گوهرشاد سخنرانی و بعد آواز میخوانند.
@seyedjavadzabihii
24 تیر سالروز ترور ناجوانمردانه استاد نغمه های مذهبی سید جواد ذبیحی است.
@seyedjavadzabihii
برنامه مسجد سه سالار دهه 50 با صدای محمد احمدیان
@seyedjavadzabihii
اجرای شب یازدهم در امامزاده جعفر ورامین
سید جواد ذبیحی
@seyedjavadzabihii
@seyedjavadzabihi
چون خون زحلق تشنهٔ او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانهٔ ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردوننشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روحالامین رسید
کرد این خیال وهم غلط کار، کان غبار
تا دامن جلال جهانآفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بیملال
محتشم کاشانی
@seyedjavadzabihii
مجله ی فردوسی در رابطه با سید جواد ذبیحی
۱۳۳۷
@seyedjavadzabihii
مرشد حسین گلپایگانی معروف به حسین بلبل
از زبان پسرش:
پدرم حاج حسین (1362- 1290) اصولاً سبک خاصی در خواندن داشت. در آغازِ مجلس، از یک گوشه آوازی با اشعاری بسیار نغز و مناسب شروع و با این مناسب خوانی، نوع مجلس را در نظر می گرفت. اشعار را از سروده های شاعران نامی چون صغیراصفهانی، خوشدل تهرانی، منصوری و ... انتخاب می کرد و در آخر گریزی به مرثیه خوانی (روضه) می زد. از ویژگی هایی که در شیوه خواندن ایشان بود، با یک مقدمه در بم شروع و ناگهان به اوج می رفت که این نشیب و فراز، با اشعار و واژگان آن از لحاظ معنی و حس هماهنگی و انطباق مناسبی پیدا می کرد. بیشتر با مرحوم «راشد» هم منبر بود و در «مسجد هدایت» که «آیت الله طالقانی» می آمد، برنامه اجرا می کردعاقبت پیر غلام اهل بیت، محمدحسین گلپایگانی (حاج مرشد حسین) به تاریخ 29 فروردین 1362 و گویا در شب آرزوها و بخشش بسیار (لیلة الرغائب) از جهان فانی رخت بربست و به دیار باقی شتافت. شاعر محترم «خوشدل تهرانی» چه خوش سروده ای را تقدیم سنگ مزار حاج آقا محمدحسین گلپایگانی نمود: «در اینجا خفته گنجی شایگانی/ که بودی در صدا داوود ثانی/ حسین بن علی را مدح خوان بود/ حسین شهره بر گلپایگانی/ سعادت بین که در لیل الرغائب/ به عقبی شد از این دنیای فانی/ به روز جمعه است و عید باقر/ از آن خوشدل مقامش را بدانی
اولین نکته ای که در خصوص اظهارات فوق بسیار مهم جلوه می نماید، مبحث مناسب خوانی است. این که در قدیم ذاکران اهل بیت، «وقت» و نوع مجلس را در نظر می گرفتند و با انتخاب اشعار مناسب و متناسب با مجلس مذکور، «مناسب خوانی» و «متناسب خوانی» را به استادی هر چه تمام تر جلوه می بخشیدند. و اما مطلب مهم دیگر، انتخاب و گزینش اشعار خوب و فاخر است که مسلماً، سرایش شعر خوب هم از عهده شاعر مجرب برمی آید و لذا مورد توجه قرار دادن سروده های شاعران کارکشته و مسلط، از دیگر مسائلی است که مورد توجه قدمای این فن بوده است. نکته دیگر نشیب و فراز و یا فراز و نشیب صوتی و تغییر رژیست های ناگهانی در خواندن است که خود به نوعی، تمهیدی زیبایی شناختی محسوب می شود. این مهم در گفتمانِ آوازی مرحوم محمدحسین گلپایگانی و همچنین در برخی دیگر از قدمایِ فن مرثیه خوانی، مشهود و مبرهن بوده و هست. آشنایی و اشراف به ردیف موسیقی ملی و زنجیره تکه ها و گوشه های آن و بهره گیری از هر تکه، مناسب با حال و هوای شعر و موضوع مجلس، از نکات بسیار بسیار مهم و حایز اهمیتی است که نگارش یک کتاب هم شاید در این خصوص نتواند حق مطلب را آن طور که باید و شاید ادا نماید و البته این که همه چیز و هر چیزی هم در قالب نوشتار، گفتنی و بیان شدنی نیست. این که مستمعان و حضار پس از پایان یافتن مجلس همراه با وی برخاسته و به مجلس دیگری که ایشان در صدد اجرای برنامه بود حرکت می کردند، نشان از جاذبه مجالس مذبور داشته است ولی این «جذبه»، فارغ از احوال متعالی و معنوی حاکم بر مجالس مذکور، قطعاً به «حسن صوت» و سایر مسائلی که در فوق به آنها اشاره شد نیز وابسته بوده است
به قلم آقای ممتازواحد