1524
پیام به ادمین به صورت ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-582cf1fa69
جالب اینجاست که این مساله ناخداهای کشتی، خلبانها و حتی رانندههای اتوبوس رو شامل نمیشه چون این افراد مسیرشون اغلب مشخصه.
Читать полностью…
پژوهشگران در سال 2024 مدارک فوت 9 میلیون آمریکایی رو دیدن و متوجه شدن که رانندگان تاکسی و آمبولانس نسبت به بقیه مشاغل کمتر در اثر بیماری آلزایمر فوت میکنن!
Читать полностью…
مرحوم پرسینجر در نظریه God Helmet یا «کلاه خدا» میگه که اگه لوب گیجگاهی تحت تاثیر یک میدان مغناطیسی ضعیف قرار بگیره فعالیتش افزایش پیدا میکنه افرادی که لوب گیجگاهی حساسی دارن صداها و تصاویری میبینن که به ارواح نسبت میدادن.
چنین آزمایشی واقعا انجام شد.
بویایی کلا جالبترین حس ماست.
بو برای درک شدن از محرک به چند جای مغز میره و هر کدوم هم داستانی میسازه.
مثلا بویی که حس میکنیم به هیپوکامپ میره که مرکز حافظه هست. برای همین بوها معمولا به شکل بسیار شدیدی خاطرات مارو زنده میکنن (هیچوقت از معشوقتون ادکلن کادو نگیرید!!! )
همچنین به آمیگدال هم میره که مرکز حافظه هیجانی ماست و بوها معمولا در ما هیجانی رو ایجاد میکنن.
اینجا ویس گذاشته بودم در این باره
ای بابا. از پست دیروز ناراحت شدن رفتن :)))
Читать полностью…
جاده بهبودی یک مسیر طولانی و پر از دستانداز هست. حتی میتونه به شکل حلزونی هم پیش بره یعنی یک قدم ممکنه حتی به عقب هم بریم ولی در نهایت با تلاش میتونیم دوباره رو به جلو حرکت کنیم.
Читать полностью…
🎶 «ایده ۵» از جبران آلکوسر
@raviravanblog
حتی میشه پا رو فراتر بذاریم و بجای نفرین زرد «کارما بزنه به کمرت» از نفرین علمی «ردپای روانشناختی بزنه به کمرت» استفاده کنیم. :))
Читать полностью…
یک پژوهش جالب در 53 کشور جهان و بررسی بیش از 47 هزار نفر نشون داده که ترتیب خودشیفتگی در این کشورها به این شکله :
بالاترین : آلمان، عراق، چین، نپال، کره جنوبی.
پایینترین: صربستان، ایرلند، انگلیس، هلند، دانمارک.
نکته خیلی مهم اینه که میل جنسی اصلا یک ویژگی پایدار نیست و ممکنه در طول روز و عمر تغییر کنه. برانگیختگی در یک بازه زمانی معین میتونه بالا و در یک بازه زمانی معین دیگه پایین باشه. هورمون، سن، چرخه قاعدگی و... اینها همه موثرن
Читать полностью…
حالا چرا بعضی از افراد میان از چهره درباره شخصیت قضاوت میکنن؟
یک موردش میتونه اثر هالهای هست که میگه افراد اشخاص جذاب رو با ویژگیهای خوب مرتبط میدونن یا اثر شاخ که برعکس این هست و میگه افرادی که به نظرمون جذاب نیستن رو میایم بهشون ویژگی بد نسبت میدیم.
البته یه نکته مهم اینجا تفاوت بین حالت چهره و ساختار چهره هست.
مثلا یک شخص مرزی ممکنه است هنگام تعاملات بین فردی هیجانات شدیدی در چهره نشون بده، یک فرد خودشیفته ممکنه حالتهای غیرکلامی با اعتمادبهنفس یا سلطهگرانه نشون بده یا فرد مبتلا به اسکیزوئید حالت چهره کمهیجان یا بیتفاوت داشته باشه.
اما اینها رفتار و حالتهای موقتی هستن، نه ویژگیهای ثابت صورت.
دلیل اصلیش که مشخص نیست ولی یه فرضیه جالب اینه که این شغلها دائما هیپوکامپ (مرکز حافظه) و سایر مراکز مربوط به حافظه فضایی و مسیریابی رو روشن نگه میداره. این باعث میشه این نواحی قوی بمونن و طرف آلزایمر نگیره.
Читать полностью…
البته بعدها یه پژوهشگری با انجام یک آزمایش این نظریه پرسینجر رو رد کرد. اگه براتون جالبه لایک کنید تا بعد دربارش مطلب بذارم.
Читать полностью…
این عکس «کلاه خدا» پرسینجر هست که در موزه ملی تاریخ آمریکا موجوده.
Читать полностью…
یه نکته بسیار جالب درباره این موضوع روح هم هست.
اگه به عقیده پرسینجر فقط افرادی که لوب گیجگاهی حساس دارن این احساس رو میکنن که روح دیدن، پس چرا فقط توی یک سری جاهای خاص این اتفاق میفته! ؟
مثلا توی کاخ باکینگهام لندن بیشترین گزارش مشاهده ارواح توی اتاق یا دفتر طبقه اول نقل شده که گفته میشه روح Major John Gwynne، منشی خصوصی ادوارد هفتم، اونجا دیده یا شنیده شده .
یا تراس پشتی کاخ که میگن یک راهب زنجیرشده اونجا دیده میشه.
سوال دیروز من یه فرضیه مندرآوردی از خودم بود که با شکست مواجه شد.
مایکل پرسینجر پژوهشگر کانادایی گفته بود افرادی که به قول خودشون تجربه شنیدن و دیدن ارواح رو دارن معمولا لوب گیجگاهی حساسی دارن.
لوب گیجگاهی محل پردازش دیداری و شنیداری ما هست. یعنی ما تمام چیزهایی که میشنویم و میبینیم رو اونجا درک میکنیم. پرسینجر میگه در این افراد این لوب اونقدر فعاله که گاهی به اشتباه یه سری محرکهای شنیداری یا دیداری رو حس میکنه.
اما در مورد بویایی نکته مهم اینه که این حس یک استثناء است و در قشر حدقهای لوب پیشانی درک میشه! من داشتم نظر سنجی میکردم ببینم آیا روایتی هست که بگه بوی یک موجود ماورایی توسط کسی حس شده یا نه.
به دو دلیل فرضیه من اشتباه از آب در اومد. یکی دانش ناقصم در این زمینه بود. درسته که در بویایی فقط در پیشانی هست ولی به دلیل وجود بخشهایی از پردازش بویایی در لوب گیجگاهی انجام میشه و ثانیا، روایتهایی هست که هم شما تایید کردید و هم به وفور در اینترنت پیدا کردم.
مایکل پرسینجر اخیرا فوت کرد. افرادی هم بودن که نظریهاش رو رد کردن ولی خب همچنان به نظر من حرفش میتونه معتبر باشه.
افرادی که در حال بهبود روانی هستن باید مراقب «تله بهبودی» یا recovery trap باشن.
یعنی آگاه باشن که در مسیر بهبودی نباید از خودشون توقع صبر کافی، قدرت تنظیم هیجان و بینش بالا داشته باشیم. این ویژگیها باید با مرور زمان و دریافت حمایت به دست بیان.
در غیر این صورت فردی که تصمیم به بهبودی داره ولی در ابتدا نتیجه مورد نظر رو نگرفته دچار «تله بهبودی» میشه و خودش رو سرزنش میکنه و این یک درد به دردهاش اضافه میکنه.
مایک ورانو نویسنده و تراپیست 5 راه رو به ما آموزش میده تا بتونیم «ردپای روانشناختی» خودمون رو کشف و اصلاح کنیم.
ابتدا باید کشف کنیم که چه حالاتی انرژی روانی مارو تحلیل میبرن. نگرانی مزمن، راضی نگهداشتن دیگران، تعارضهای حلنشده یا کمالگرایی ؟ به این فکر کنیم مقدار انرژی صرف شده برای اینها ارزش داره واقعا؟
قدم بعدی اینه که باید هیجانهای مثبت خودمون رو تقویت کنیم. نویسنده میگه ذهن مثل تلفن همراه به شارژ و بازیابی نیاز داره. فعالیتهایی مثل بکارگریری خلاقیت، ایجاد روابط معنادار، ورزش، معنویت، شوخطبعی یا حتی لحظات سادهی تأمل و دروننگری میتونن به بازیابی روانی کمک کنن.
سپس آقای ورانو ما رو به دورههای استراحت، ذهنآگاهی و خلوت با خود دعوت میکنه و تاکید میکنه که پژوهشهای روانشناختی بهطور مداوم نشون دادن که این امر میتونه باعث تنظیم هیجانی، تصمیمگیری و بهزیستی کلی بشه.
همچنین، انعطافپذیری روانشناختی پیشنهاد میشه که یکی از مهمترین پیشبینیکنندههای سلامت روان محسوب میشه. یعنی اینکه در مجالهایی مثل علم، فلسفه، معنویت، ادبیات و تجربهی زیسته خرد رو بکار بگیریم و همیشه نسبت به نظرات جدید (و مخالف) گشودگی نشون بدیم.
در نهایت هم نویسنده ذکر میکنه که انسانها موجوداتی رابطهمند هستن. خلقوخو، رفتارها و نگرشهای ما بیش از آنچه تصور میکنیم روی اطرافیان تأثیر میذاره. هر تعامل، ردی از خود بر جای میگذارد.
خبر خوب اینه که ردپای روانشناختی ما ثابت و تغییرناپذیر نیست. هر روز فرصتی تازه هست تا ردپایی از خود بر جای بذاریم که بازتابدهندهی آگاهی بیشتر، شفقت، تابآوری و هدفمندی باشه.
به جای اصطلاح کارما و معنی غیرمنطقی و زردگونهاش به عنوان نظامی فراطبیعی از پاداش و مجازات کیهانی، میتونیم از اصطلاح علمی و دقیق «ردپای روانشناختی» استفاده کنیم.
این اصطلاح میگه هر کاری که ما انجام بدیم یا بهتره بگم الگوی فکری، عاطفی و رفتاری ما یک اثر ماندگار بر زندگی روانشناختی ما و اطرافیانمون داره.
رفتارهای تکرارشونده ما بهتدریج خودکار میشن، الگوهای خاصی رو تقویت میکنن و روی روابط بینفردیمون تاثیر میذارن و در نهایت هم شخصیت مارو شکل میدن.
یک نوع سوءتفاهم توی روابط وجود داره که بهش میگن پیدا کردن «همزخم» یا «شریک زخم». یا همون wound mate.
حتما توی فیلمای آمریکایی اصطلاح soul mate رو شنیدید که به معنی شریک زندگی یا با ترجمه تحتاللفظی «شریک روح» هست.
در نوع شریکزخم شما یک فردی رو پیدا میکنید که ترومای مشابهی داشته و ساعتها یا روزهای اول رابطه بسیار آتشین و خوب پیش میره طوری که فکر میکنید بالاخره شریک زندگی رو پیدا کردید اما بعد از اینکه حرفها زده شد، تروماها به اشتراک گذاشته شد و آتش نخستین فروکش کرد میبینید که نه حسی به اون شخص دارید و نه واقعا شباهت خاصی بهم دارید!
یک مطالعه مروری جدید نشون داده که افزایش دما میتونه اختلالات روانپزشکیِ موجود رو تشدید کنه، رفتارهای پرخاشگرانه رو افزایش بده و عملکردهای شناختیِ پایه رو هم مختل کنه. این یافتهها به این معنیه که تغییرات اقلیمی خطرات گستردهای برای دستگاه عصبی ایجاد میکنن و حتی افرادی را که سابقه اختلالات روانشناختی ندارن رو هم تحت تأثیر قرار میدن.
Читать полностью…
به صورت کلی افرادی که اغلب میل جنسی بالایی دارن معمولا اجتماعیترن، بیشتر به رابطه فکر میکنن و درباره فانتزیهای جنسی هم بازتر فکر میکنن و به بازگو کردن اونها تمایل بیشتری نشون میدن. ولی ساختار چهره ؟ نه ربطی نداره.
پس داداش نکن این کار رو 😂🤷🏻♂️
اما درباره ربط چهره با لیبیدو زنان (میل جنسی)
که باز جواب منفیه !
پژوهشها هیچ ارتباطی بین چهره زنان و میزان میل جنسیشون پیدا نکردن!
البته افراد وقتی جذب جنسی میشن یک سری ویژگیهای ظاهری پیدا میکنن. مثلا مردمک چشمشون گشادتر میشه، یکم سرخ میشن، بیشتر نگاهش میکنن یا لبخند میزنن که همه اینها موقتیان و ربطی به ساختار چهره افراد نداره.
یا اینکه یادمه مدتی پیش یک مقاله خونده بودم که 1000 زن رو توی برزیل بررسی کردن و فهمیدن زنان سایکوپات معمولا یا آرایش نمیکنن یا اگر هم انجام بدن یک نوع آرایش خفیف برای تمامی موقعیتها و مناسبات رو درنظر میگیرن که دلیلش هم عدم توجه این افراد به نظر مردم هست!
Читать полностью…
این سوالات بارها و بارها در محافل علمی مورد بحث قرار گرفته و جواب همیشگی به هر دوی اینها «نه» هست.
اول با اختلالات شخصیت شروع میکنیم.
در واقع انسانها در چند ثانیه اولی که به چهره شخصی نگاه میکنن «فکر میکنن» که میتونن درباره شخضیتش نظر بدن و صفاتی مثل خشن بود، مهربان بودن یا کینهای بودن رو تشخیص بدن که خب این یک سراب هست یه جورایی و با اختلالات شخصیت.
روش درست تشخیص اختلالات شخصیت بر اساس کتب مرجع و پژوهشها رفتار، افکار، هیجانها و روابط میان فردی هست نه چهره شخص.
البته پژوهشهای ضعیف و با حجم کم در اینباره انجام شده که هیچگاه برد و قدرت کافی رو نتونستن ایجاد کنن.