quran_zums | Unsorted

Telegram-канал quran_zums - کانون قرآن و عترت(ع)

350

✨ «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ» 🔹 کانال رسمی کانون قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشکی زنجان 📲 اینستاگرام: @Quran_zums 📲 ایتا: eitaa.com/Quran_zums 📩 روابط عمومی: @inbox_zums

Subscribe to a channel

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- نهایتا حوالی ساعت 19 و اذان مغرب -

داستان روز غم انگیز عاشورا این‌طور تمام می‌شود که درحالی که عمر سعد لعنت‌الله علیه دستور نماز جماعت مغرب را می‌داده، سنان بن انس لعنت الله علیه بین مردم می‌تاخته و رجز می‌خوانده که افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید؛
چرا که من بهترین مردمان را کشته‌ام!

و بدأت حکایة زينب سلام‌الله‌علیها...💔

لعنت‌ الله علی اعدائهم اجمعین

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

همه رفتند؛
و تو هنوز بالای تل خون گریه می‌کنی...

[ با حال مناسب گوش بدین. ]

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ
ارْجِعِي إِلَی رَبِّكِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِِي جَنَّتِي...
‌

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حدود ساعت 15 -

- امام علیه السلام به طرف خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند...

- وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره اش علی اصغر را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله کشته شد.

- امام به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام آمدند. بعد از شهادت امام، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴ زخم شمشیر شمرده شد.

- در مقاتل نوشته اند زمانی که امام در آستانه شهادت بود اما کسی جرأت نمی‌کرد به سمت ایشان برود اهل حرم از صدای اسب ایشان ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند.

- کودکی به نام عبدالله بن حسن دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند؛ خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حدود ساعت 13 -

۳۰ نفر از اصحاب امام تا وقت نماز زنده بودند و بعد از این ساعت شهید شدند. بعد از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر، حضرت علی اکبر پسر امام حسین بود. البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی‌هاشم خوانده است. این عبدالله بن مسلم، به طرز ناجوانمردانه‌ای شهید شد. شهادت او بر جوانان بنی هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد و فرمود: «ای پسرعموهای من بر مرگ صبر کنید. به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حدود 12:50 -

حوالی نماز ظهر

حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته‌اند امام خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد؛ نماز شما قبول نمی‌شود.
حبیب به او گفت؛ ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر قبول نمی‌شود؟ به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد. امام از شهادت حبیب متأثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت؛ «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.

امام‌ نماز را شکسته و به قاعده نماز خوف خواند. گروهی از اصحاب به امام‌ اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعید بن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله سیزده تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید؛ آیا وفا کردم...؟


سید بن طاووس چگونگی نماز حضرت را به صورت نسبتا مفصل چنین آورده است:
وقت نماز ظهر فرار رسید. امام حسین (علیه‌السّلام) به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی امر فرمود که با نیمی از یاران، جلوی امام و نمازگزاران بایستند و مراقب دشمن باشند. سپس امام با نیم دیگر، نماز خوف خواند. تیری از جانب دشمن به سوی امام حسین پرتاب شد. سعید بن عبدالله جلو آمد و خود را هدف آن قرار داد. او پیوسته با بدنش امام حسین را از تیر‌های دشمن حفظ می‌کرد. تا پایان نماز آنقدر تیر بر بدن او خورد تا اینکه بر زمین افتاد و گفت: «خداوندا، ایشان را لعنت کن همچنان که قوم عاد و ثمود را لعنت کردی. بارالها سلام مرا به پیامبرت برسان و درد و رنج زخمی که دیده‌ام به او ابلاغ کن. همانا من در یاری خاندان پیامبرت پاداش تو را خواستارم». سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد. رضوان خدا بر او باد. هنگام شهادت او غیر از زخم‌های شمشیر و نیزه سیزده تیر پیکان به بدنش اصابت کرده بود...

طبق گزارش دیگری شهادت سعید بن عبدالله بعد از نماز بوده است. بر اساس این گزارش بعد از نماز ظهر، جنگ شدت یافت و دشمن به امام حسین نزدیک شد و درگیری به امام حسین رسید. سعید بن عبدالله و به قولی شخصی حنفی غیر از سعید در جلوی امام قرار گرفت و در حالی که پیشاپیش امام حسین ایستاده بود، از هر طرف هدف تیر کوفیان قرار گرفت و همواره او را با تیر می‌زدند تا اینکه بر زمین افتاد.

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حدود ساعت 10 -

بعد از تیراندازی، یسار، غلامِ زیاد بن ابیه و سالم، غلام عبیدالله ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین نگاهی به او کرد و فرمود:
«به گمانم حریف کشنده‌ای باشی»
عبدالله آن دو نفر را کشت.
البته انگشتان دست چپش قطع شد.
بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه کوفه(حمله یمین و یسار) شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین علیه‌السلام حمله کرد. اما حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها حمله را دفع کردند.

همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام‌ حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد پانصد تیرانداز فرستاد که دوباره سپاه امام را تیر باران و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن بیست و سه اسب لشکریان امام تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند.
(بعضا ۵۰ و بعضا ۳۸ ذکر شده)
اولین شهید، ابوالشعثا بود و هشت تیر انداخت که پنج نفر از دشمن را کشت. امام او را دعا کرد. گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام حمله کنند، که زهیر و ده نفر به آنها حمله کردند.

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- ساعت حدود 8 -

بعد از سخنرانی امام علیه‌السلام چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که سید القرآء کوفه بود و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب به کوفیان سخنان مشابهی گفتند.
بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف
«هل من ناصر ینصرنی» را سر دادند.
چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر. فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع‌

- حدود ساعت 6 -

امام حسین علیه‌السلام دستور دادند تا اطراف خیمه‌ها خندق بکنند و آن را با خاربوته‌ها پر کنند تا با آتش زدن آن، مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.

روایت؛
حبیب تمام اصحاب را صدا زد و گفت: امام دستور داده اند تا در پشت خیام خندقی حفر کنیم و آن را پر از هیزم کنیم!
اصحاب گفتند؛ به چه خاطر؟! هلال در جواب گفت: چون فردا لشکریان دشمن، فقط از یک سو حمله کنند و ما هم در جلوی خیام صف آرایی کنیم و همگی مدافع حرم و خیام آل رسول باشیم، زیرا ممکن است دشمن نارو زده و از پشت نیز مارا غافل گیر کند.
همگی دست به دست هم دادند و خندقی گرداگرد حرم در پشت خیام حفر نمودند و آن را از شاخه های درخت خرما و نی و خارهای بیابان پر نمودند. و در صبح روز عاشورا حضرت دستور دادند تا آن هیزم های انباشته شده در خندق را آتش زدند که حین جنگ کسی از پشت نتواند حمله کند.

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

صلی الله علیک یا اباعبدالله...

- عرض كرد؛
چگونه به همديگر تسليت بگوييم؟

امام باقر علیه السلام فرمودند، بگوييد: 

أعظَمَ اللّه اُجورَنا بِمُصابِنا بِالحُسَينِ
و جَعَلَنا و إيّاكُم مِنَ الطّالِبينَ بِثارِه‌ مَعَ وَلِيِّهِ
الإمامِ المَهدِيِّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ عليهم السلام.


💠@quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

اعمال شب و روز عاشورا🍃

▪️احیای شب عاشورا

▪️خواندن نماز مستحبی
●چهار رکعت نماز که در آخر شب خوانده شود بهتر است به این نحو که در هر رکعت پس از سوره حمد، هر کدام از آیه الکرسی و سوره‌های توحید و فلق و ناس را ۱۰ مرتبه بخوانیم و پس از سلام صد مرتبه سوره توحید را قرائت کنیم.

●چهار رکعت نماز امیرالمومنین (ع)
در هر رکعت سوره حمد و پنجاه مرتبه سوره توحید بخوانیم و پس از نماز، بسیار ذکر خدا بگوییم و صلوات زیاد بفرستیم و تا می‌توانیم بر دشمنان اهل‌بیت لعن کنیم.

● پنجاه نمار دو رکعتی (صد رکعت نماز) به‌جا آوریم به این نحو که در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه بار سوره توحید را بخوانیم و پس از پایان این نمازها، هفتاد بار بگوییم:

«سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاَّ بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

▪️ترک اعمال و کارهای دنیوی

▪️خودداری از خوردن و آشامیدن بدون قصد روزه

▪️فرستادن لعن و نفرین بر قاتلان امام حسین(ع)، هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کنیم و بگوییم:
اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَینِ (ع)

▪️خواندن هزار مرتبه سوره توحید

▪️خواندن زیارت عاشورا

▪️خواندن زیارت وارث

▪️پوشیدن لباس ساده و داشتن ظاهر مصیبت‌زده

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

السَّلامُ عَلَی أبى الفَضلِ العَبّاسِ
ابنِ أمیرِ المُؤمِنینَ،
المُواسى أخاهُ بِنَفسِهِ،
الآخِذِ لِغَدِهِ مِن أمسِهِ،
الفادى لَهُ الواقى،
السّاعى إلَیهِ بِمائِهِ،
المَقطوعَةِ یَداهُ،
لَعَنَ اللّه ُ قاتِلَیهِ یَزیدَ بنَ الرُّقادِ الحیتى
وحَکیمَ بنَ الطُّفیلِ الطّائِىَّ


سلام بر ابوالفضل عبّاس،
فرزند امیر مؤمنان،
از خود در گذرنده با جان برای برادر،
برگیرنده از دیروزش برای فردایش،
فداییِ او، نگهدارنده،
کوشنده برای رساندن آب به او،
وکسی که دست هایش بُریده شد!
خداوند قاتلانش یزید بن رُقاد حیتی
و حَکیم بن طُفَیل طایی را لعنت کند!

💠@quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

علامه امینی شب تاسوعا و عاشورا براى امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)
صدقه کنار می‌گذاشتند و می‌گفتند:
امشب قلب حضرت در فشار است...

• صدقه امشب را فراموش نکنید.

💠@quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

یا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْن
اِكْشِفْ كَرْبى بِحَقِ اَخْیكَ الْحُسَیْن...

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

السَّلامُ عَلیکَ یا ابنَ رَسُولِ اللهِ وَ ابنَ أَمیرِالمُؤمِنینَ وَ ابنَ الحُسینِ ابنِ عَلِی وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.🤍


فَلَمَّا لَمْ يَبْقَ مَعَهُ سِوَى أَهْلِ بَيْتِهِ خَرَجَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السلام وَ كَانَ مِنْ أَصْبَحِ النَّاسِ وَجْهاً وَ أَحْسَنِهِمْ خُلُقاً فَاسْتَأْذَنَ أَبَاهُ فِي الْقِتَالِ فَأَذِنَ لَهُ ثُمَ‏ نَظَرَ إِلَيْهِ نَظَرَ آيِسٍ مِنْهُ وَ أَرْخَى عَيْنَهُ وَ بَكَى ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ فَصَاحَ وَ قَالَ يَا ابْنَ سَعْدٍ قَطَعَ اللَّهُ رَحِمَكَ كَمَا قَطَعْتَ رَحِمِي فَتَقَدَّمَ نَحْوَ الْقَوْمِ فَقَاتَلَ قِتَالًا شَدِيداً وَ قَتَلَ جَمْعاً كَثِيراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَى أَبِيهِ وَ قَالَ يَا أَبَتِ الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِي وَ ثِقْلُ الْحَدِيدِ قَدْ أَجْهَدَنِي فَهَلْ إِلَى شَرْبَةٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِيلٌ فَبَكَى الْحُسَيْنُ علیه السلام وَ قَالَ وَا غَوْثَاهْ يَا بُنَيَّ قَاتِلْ قَلِيلًا فَمَا أَسْرَعَ مَا تَلْقَى جَدَّكَ مُحَمَّداً ص فَيَسْقِيَكَ بِكَأْسِهِ الْأَوْفَى شَرْبَةً لَا تَظْمَأُ بَعْدَهَا أَبَداً فَرَجَعَ إِلَى مَوْقِفِ النُّزَّالِ وَ قَاتَلَ أَعْظَمَ الْقِتَالِ فَرَمَاهُ مُنْقِذُ بْنُ مُرَّةَ الْعَبْدِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِسَهْمٍ فَصَرَعَهُ فَنَادَى يَا أَبَتَاهْ عَلَيْكَ السَّلَامُ هَذَا جَدِّي يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ عَجِّلِ الْقَدُومَ عَلَيْنَا ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَةً فَمَاتَ فَجَاءَ الْحُسَيْنُ حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهِ وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ وَ قَالَ قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوكَ مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى انْتِهَاكِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَاءُ. قَالَ الرَّاوِي: وَ خَرَجَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ تُنَادِي يَا حَبِيبَاهْ يَا ابْنَ أَخَاهْ وَ جَاءَتْ فَأَكَبَّتْ عَلَيْهِ فَجَاءَ الْحُسَيْنُ فَأَخَذَهَا وَ رَدَّهَا إِلَى النِّسَاءِ.

و چون با آن حضرت به جز خاندانش کسی نماند، علیّ بن الحسین علیه‌السّلام كه از زیباصورتان و نیکوسیرتان روزگار بود برای جنگ بیرون آمد و از پدرش اجازه جنگ خواست. حضرت بلافاصله به او اجازه‏ داد. سپس نگاهی مأیوسانه به او کرد و چشمان خود را به زیر افکند و اشک ریخت، سپس فرمود: بارالها! شاهد باش جوانی که در صورت و سیرت و گفتار شبیه‏ترین مردم به پيغمیرت بود به جنگ این مردم رفت. ما هر گاه به دیدن پيغمیرت مشتاق می‌شدیم به این جوان نگاه می‌کردیم. سپس به فریاد بلند صدا زد: ای پسر سعد! خدا رَحِم تو را قطع کند همچنان که رَحِم مرا قطع کردی. علی اکبر علیه‌السّلام به سمت لشکر دشمن رفت و جنگ سختی نمود و عدّه‏ای را کشت و به نزد پدرش بازگشت و عرض کرد: پدر جان تشنگی جانم را به لب رساند و از سنگینی اسلحه آهنین سخت ناراحتم آیا جرعه آبی هست؟ امام حسین عليه‌السّلام گریه کرد و فرمود: پسر جانم کنی دیگر به جنگ ادامه بده ساعتی بیشتر نمانده است که جدّت محمّد (صلی الله علیه و آله) را ملاقات کنىچی و او با کاسه‏ای لبریز از آب تو را سیراب خواهد کرد؛ آبی که پس از آشامیدن آن هرگز تشنه نخواهی شد. آن بزرگوار به میدان بازگشت و کارزار عظیمی نمود تا آنکه منقذ بن مرّة عبدی لعین تیرى به سوی او پرتاب نمود و از او را از پاى‏ در آورد. علی اکبر علیه‌السلام صدا زد: پدرم خداحافظ. این جدّم است که بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: هر چه زودتر نزد ما بیا. پس ناله‌ای زد و مرغ روحش از قفس تن پرواز نمود. امام حسین علیه‌السّلام آمد تا بر بالینش نشست و صورت خود را بر صورت علی اکبر علیه‌السلام گذاشت و فرمود: خدا بکشد گروهی را که تو را کشتند. چه جرأتی نسبت به خدا و هتک احترام پیغمبر داشتند، بعد از تو خاک بر سر دنیا باد. راوی گفت: زینب سلام الله علیها دختر علی علیه‌السّلام از خیمه‏ها بیرون آمد و فریاد می‌زد: ای دلبندم! ای فرزند برادرم! ‏آمد تا آنکه خود را به روى کشتهٔ آن جوان انداخت. امام حسین علیه‌السلام آمد و بازوی خواهر را گرفت و به سوی زنان حرم برگردانید.

لهوف، سید بن طاوس، ص113


💠@quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

نامش هَفهاف بن مهند راسبی بصری است.
ساعت پنج و شش عصر رسید کربلا.
فکر می کرد آن لشکر سی هزار نفره
که در ظاهر پیروز شدند
لشکر حسین‌اند.
رفت سمت لشکر
گفت مولای من کجاست؟
گفتند مولای تو کیست؟
گفت پسر علی بن ابی طالب.
گودال را نشانش دادند.
فهمید ورق برگشته. فهمید دیر رسیده.
کاش بصره اینقدر از کربلا دور نبود!
رفت سمت‌ گودال. نگفت دیر شده!
نگفت ببخش حسین‌ جان نیامدم به یاری‌ات!
نگفت لیاقت نداشتم با تو باشم!
نا‌امید نشد.
گفت مولای من!
لحظاتی دیگر می آیم زیارت.
زد به دل لشکر. محاصره شد.
شهید شد. افتاد نزدیک گودال.
ای کسانی که فکر می کنید جا مانده‌اید!
هفهاف بصری بعد از حسین شهید شد!
می‌گویند هفهاف آخرین‌ شهید واقعه است.
اما من می‌گویم‌ هفهاف اولین زائر کربلاست!

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حدود ساعت 17 -

- بعد از شهادت امام، عده‌ای لباس‌های آن حضرت را غارت کردند که نوشته اند تمام این افراد بعدها به مرض‌های لاعلاج دچار شدند.

- غارت عمومی اموال امام حسین علیه‌السلام و همراهانش آغاز شد. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه‌ها گذاشت.

- یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن‌مطاع بعد از شهادت امام به کربلا رسید و برای دفاع از حرم امام جنگید تا شهید شد.

- نزدیک غروب آفتاب است...
سر امام را جدا می‌کنند و به خولی می‌دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد. بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر امام و یارانش اسب می‌دوانند تا استخوان‌هایشان هم خرد شود...💔

لعنت الله علی القوم الظالمین...

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حوالی ساعت 16 -

شهادت امام را وقت نماز عصر گفته‌اند.
به روایت تاریخ طبری پیش از آن که امام کشته شود فرموده‌اند به خدا پس از من کسی را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.

آن‌گاه شمر میان کسان بانگ زد که شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند، بکشیدش! گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه در قلب مبارک امام علیه‌السلام فرو برد.

عمر سعد مى‌‏خواست که کار سریعتر تمام شود و انتظار به پایان رسد. به خولى دستور داد که کار را تمام کند. وى پیش رفت تا سر از بدن آن حضرت جدا سازد ولى لرزه بر اندامش افتاد و به عقب برگشت.

این‌جا در شرایطی صحبتی میان شمر‌ و امام شکل گرفت که توان نوشتنش رو ندارم.
به صورت مختصر؛
حضرت لبخندى زد و فرمود؛
آیا مرا مى‌‏کشى در حالى که مى‏‌دانى من کیستم؟
شمر گفت: تو را خوب مى‏‌شناسم، تو را مى‏‌کشم و باکى ندارم...

طبق نقل بعد از شهادت آن حضرت، دگرگونى‏‌هایى در عالم رخ داد که خبر از وقوع حادثه عظیمى مى‏‌داد. در آن وقت غبار شدید توأم با تاریکى و طوفان سرخ آسمان کربلا و اطراف را فرا گرفت، سپاه ابن سعد وحشت کردند و گمان نمودند عذاب نازل شده است...

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حدود ساعت 14 -

 عاقبت امام حسین و حضرت عباس تنها ماندند...
عباس اجازه میدان خواست اما امام او را مامور رساندن آب به خیمه ها کرد.
دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود
«اکنون دیگر پشتم شکست...»

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین
پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین

«أَلَا يَا أَهْلَ الْعَالَمِ إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَيْنَ قُتِلَ عَطْشَانًا…» 🥀

عاشورا، روایت بلند ایستادگی، آزادگی و وفاداری است؛ روزی که خون بر شمشیر پیروز شد و نام حسین(ع) تا همیشه در تاریخ ماندگار گشت.

سالروز شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش را به تمامی عاشقان و شیفتگان آن حضرت تسلیت عرض می‌کنیم.🖤🏴

💠 @quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حدود ساعت 11 -

بعد از این حملات، امام‌ دستور تک تک به میدان رفتن را به یاران داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده‌اند نگذارند کسی از بنی‌هاشم به میدان برود. انگار برای شهادت با هم مسابقه داشتند. ‌بعضی در مقابل نگاه امام‌ شهید شدند. یکی از اولین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می‌توانستم وصیت‌های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین را نشان داد و گفت؛ وصیت من این مرد است.

روایت است یک بار هفت نفر از اصحاب امام در محاصره واقع شدند که حضرت عباس علیه‌السلام محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- ساعت حدود 9 -

روز به وقت چاشت رسیده و شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می‌کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد و اولین تیر را به سمت سپاه امام علیه‌السلام رها کرد و خطاب به لشکریان فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «این‌ها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست. آماده شوید.»
چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند.(تعداد کشته‌شدگان حمله اول پنجاه نفر ذکر شده.)

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ماوقع

- حدود 7:00 -

کمی بعد از طلوع آفتاب.
امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه‌روی سپاه کوفه رفتند و با صدای بلند برای آنها خطبه‌ای خواندند.

• متن خطبه

امام حسین علیه‌السلام در این خطبه خود را معرفی کردند، سپس دعوت کوفیان را علت آمدنشان به عراق را بیان کردند و با نام بردن از برخی از نویسندگان نامه‌ها که در لشکر ابن سعد بودند، دعوت آنان را یادآور شد و بر نپذیرفتن ذلت و بیعت نکردن با یزید بن معاویه تأکید کردند.

از حجّار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام علیه‌السلام پرسید چرا حکم ابن زیاد را نمی‌پذیرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند:
«أَلَا وَإنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيِّ
قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ: بَيْنَ السِّلَّه وَالذِّلَّه؛
وَهَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه...
سخنرانی امام علیه‌السلام حدودا نیم ساعت طول کشده است.

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

#شرح‌ما‌وقع

- 5:47 (حوالی اذان صبح) -

امام حسین علیه‌السلام بعد از نماز صبح
برای اصحاب سخنرانی کردند.
آنها را به صبر و جهاد دعوت کردند.
این دعا را خواندند؛
«اللهم انت ثقتی فی کل کرب...»
خدایا تو در هر پیشامد ناگواری پشتیبان من هستی.
طرف مقابل نيز نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

💠@quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

🔺صاحب مکیال المکارم می نویسد:

🔷 یکی از دوستان صالح من در عالم خواب مولا صاحب الزمان سلام الله علیه را دید که فرمود:

🔹 من دعاگوی هر مومنی هستم كه پس از ذكر مصائب حضرت سيدالشهدا سلام الله علیه برای تعجیل فرج و تایید من دعا كند!

📚 مکیال المکارم بخش۶ ذیل قسمت۲۹

🔻 اولین دعای ما هنگام جاری شدن اشکها در مجالس عزا، دعای فرج منتقم است ...

🌱 اللهم عجل لولیک الفرج🌱


💠@quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

گریه بر زخم‌های حسین(ع)، لب‌های تشنه حسین(ع)، گودی قتلگاه و مصیبت اهل‌بیت(ع) برای این نیست که فقط اشک بریزیم و عبور کنیم، برای اینست که راه حسین(ع) را بشناسیم و فراموش نکنیم.

اگر قرار باشد اشک باشد اما بصیرت نباشد، اگر روضه باشد اما شناخت جبهه حق و باطل نباشد، اگر نام حسین(ع) باشد اما در بزنگاه‌ها از ولیِ حق فاصله بگیریم، آن‌وقت یعنی عاشورا و پیامش را گم کردیم.
حسینی بودن را باید در انتخابها دید.
روضه و اشک بر حسین(ع) مقدمه‌ست، نه مقصد.

▪️ التماس دعا

💠@quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

📜 ماجرای امان‌نامه فرزندان حضرت ام‌البنین

▪️ عبیدالله‌بن‌زیاد طی نامه‌ای به عمربن‌سعد چنین نوشت:
بر آن‌ها یورش ببر تا همه را بکشی و قطعه‌قطعه و مُثله کنی و به‌راستی آن‌ها مستحق این کارند؛ پس اگر حسین کشته شد، اسب‌ها را بر سینه و پشت او بتازان... .
آن‌گاه شمر را مأمور رساندن نامه کرد.

▫️ در این هنگام عبدالله‌بن‌ابی‌المحل‌ _بن‌حزام‌بن‌خالدبن‌ربیعه در مجلس ابن‌زیاد همراه شمر بود. جناب ام‌البنین دختر حزام که همسر امیرمؤمنان على بود و عمهٔ او محسوب می‌شد از این رو به ابن‌زیاد گفت:
خدا خاطر امیر را آسوده گرداند! همانا پسران خواهرزادگان ما با حسین هستند، اگر صلاح بدانید که امان‌نامه‌ای برایشان بنویسید، این کار را بکنید. ابن‌زیاد گفت: باشد. و کاتب خود را امر کرد و امان‌نامه‌ای برای آن‌ها نوشت.

▪️ ابن‌ابی‌المحل را به همراه غلام خود به‌سوی آن‌ها فرستاد. وقتی به خیمه‌گاه آن‌ها رسید فرزندان ام‌البنین را صدا زد و گفت:
این امان‌نامهٔ شماست که دایی‌تان برای شما فرستاده است.
عبّاس و جعفر و عثمان و عبدالله از فرزندان علی که مادرشان ام‌البنین دختر حزام بود، از خیمه‌ها بیرون آمدند و در جواب او گفتند:
سلام ما را به دایی‌مان برسان و به او بگو نیازی به امان‌نامهٔ شما نداریم و امان‌نامهٔ خدا از امان‌نامهٔ فرزند سمیه بهتر است.

▫️ بعد از آن‌که دست رد به سینهٔ عبدالله زدند، شمر پیش آمد و مقابل خیمه‌های امام حسین ایستاد و صدا زد:
فرزندان خواهر ما کجا هستند؟ عبدالله، جعفر، عباس و عثمان؟
امام حسین فرمود:
جواب او را بدهید اگرچه مردی فاجر است. زیرا او یکی از دایی‌های شماست.

▪️ جوانان ام‌البنین گفتند:
چه سودایی در سر داری و از ما چه می‌خواهی؟
شمر گفت:
ای خواهرزاده‌های من! شما در امانید. خود را به همراه برادرتان حسین به کشتن ندهید و بر فرمان امیرالمومنین یزید گردن بنهيد.
جوانان ام‌البنین گفتند:
- لعن و نفرین خدا برتو و امان‌نامه‌ای که آوردی چگونه خود را خویشاوند و دایی ما به حساب آورده‌ای و امان‌نامه برایمان می‌آوری، حال آن که فرزند رسول خدا در امان نیست؟
حضرت عباس صدا زد:
دستانت بریده باد! نفرین باد بر امانی که آورده‌ای ای دشمن خدا! آیا از ما می‌خواهی که برادر و مولای خود حسین، پسر فاطمه را رها کنیم و تحت فرمان نفرین‌شدگان و فرزندان آنان در آییم؟
آنگاه شمر با عصبانیت به‌سوی لشکرگاه خود بازگشت.
       _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

▫️ راوی گفت: امام حسین هنگامی که شتاب لشکر ابن‌سعد را برای شروع جنگ دید و فهمید که رفتار و گفتار موعظه‌آمیز او اثری در این قوم شقی ندارد، به برادرش حضرت عباس فرمود: «برادر جان اگر می‌توانی امروز را از ایشان مهلت بگیر و آن‌ها را از جنگ منصرف نما باشد که امشب را نیز در حضور پروردگارمان به نماز بایستیم زیرا خداوند می‌داند که من نماز خواندن و تلاوت قرآن را دوست دارم.»

▪️ حضرت عباس، از لشکر ابن‌سعد درخواست تأخیر جنگ را نمود. ابن‌سعد سکوت کرد. در این حال عمروبن‌حجاج‌زبیدی گفت:
به خدا سوگند اگر قوم ترک و دیلم هم این درخواست را از ما می‌کردند، می‌بایست می‌پذیرفتم تا چه رسد به این‌که این‌ها فرزندان پیامبرند! پس از این سخن بود که آن‌ها با درخواست امام حسین موافقت نمودند. 

📌 #مقتل ؛ #نهم_محرم

*(منابع: احمد‌بن جابر بلاذری، انساب الأشراف ج ۳ ص ۱۸۳؛ شیخ صدوق، أمالی ۴۶۲، الخصال ج ۱ ص ۶۸ شیخ مفید، الارشاد ج ۱ ص ۲۸۹؛ عزالدین بن اثیر، الكامل فى التاريخ ج ۴ ص ۵۵؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار ج ۴۴ صفحات ۲۹۸ و ۳۹۱؛ علی‌بن عیسی اربلی، کشف الغمه ج ۱ ص ۴۴۰؛ فضل‌بن‌حسن طبرسی، إعلام الورى ص ۲۳۷؛ محمد‌بن‌جریر طبری، تاریخ طبری ج ۵ ص ۴۱۵؛ سیدبن‌طاووس، لهوف صفحات ۱۲۵ و ۱۲۷)

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

عظمت حضرت عباس بن اميرالمومنين از عقول ما خارج است.
امام معصوم(ع) در مورد ايشان می‌فرمايد:
«رَحمَ الله عمَّنا عباس کان نافذ البَصیرة»
خداوند عمویمان عباس را رحمت کند که چشمانش نافذ بود.
یعنی چشمان قمر بنی‌هاشم پرده‌ها را می‌شکافت.

تاریخ صحیح می‌نویسد
امام حسين(ع) خطاب به او فرمودند:
«بِنَفسی أنت»
عباس! جانم به قربانت.
الله اكبر از اين عظمت
كه امام معصوم (ع) اين تعبير را در مورد كسی استفاده كند!

يكي از فضائل حضرت ابوالفضل (ع) اين است كه امام معصوم در مورد او فرمودند؛
براي عباس نزد خداوند مقامي است كه جميع شهداء به آن غبطه ميخورند!
این یک فضیلت را ما نمی‌توانیم هضم کنیم، این همه شهید در اسلام بودند اما جميع آنها به مقام و منزلت قمر بني هاشم غبطه ميخورند!

شفاعت حضرت عباس، باب الحوائج، بسيار قوی است، از ايشان مي‌خواهيم كه شفيع ما باشند و مشكلاتمان حل شود ان‌شاءالله.

• آیت‌الله فاطمی‌نیا

💠@quran_zums

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

•
علی الدنیا بعدك العفا...💔

Читать полностью…

کانون قرآن و عترت(ع)

🌀 قسمت هفتم پادکست قوم نافرمان

♨️ تاریخ اسرائیل از یازده سپتامبر تا تاسیس داعش

Читать полностью…
Subscribe to a channel