#سوال_از_اشو
آیا دوست دارید درباره مانترای مشهور تبتی «اوم مانی پادمه هوم» چیزی بگویید؟
Would you like to say something about the famous Tibetan mantra, "Om Mani Padme Hum?
#پاسخ
این زیباترین بیان برای توصیف «تجربهی غایی» است
معنای آن «صدای سکوت، الماس در نیلوفر» است
«اوم» (OM) صدایی است که وقتی ذهن کاملاً خالی از افکار و رویاها میشود، آن را در درونت میشنوی
این کلمه یک مانترا برای «تکرار کردن» نیست؛ تکرار طوطیوار آن فقط یک توهم ایجاد میکند
شما باید در سکوت بنشینید تا آن صدا خودبهخود از درونتان بجوشد.
عبارت «مانی پادمه» نیز نمادی است تصویری از این مراقبه:
شکوفا شدن نرمترین و زنانهترین گل هستی (نیلوفر/قلب) و نمایان شدن ابدیت و جاودانگی در درون آن(الماس آگاهی)
#اشو
کتاب: اوم-مانی-پادمه-هوم
ترجمه و خلاصه شده توسط هوش مصنوعی
@oshoi
حسادت، احساس مالکیت و احساس چسبیدن به دیگران باید کاملا از بین برود.
تمامی وابستگی ها باید ناپدید شود دوستی نیاز به ایثاری عظیم دارد.
در صورتی که تمام وزنه های فوق انداخته شود، عشق پاک و خالص می شود.
در این صورت نه تنها عشق دوستی می آورد، بلکه باعث رهایی نیز خواهد شد.
دوستی پدیده ای است روحانی در جهان کنونی یکی از چیزهایی که در حال ناپدید شدن است دوستی است در حقیقت انسان مدرن توانایی درک دوستی را ندارد. دوستی برای او پدیده ای است ناشناخته ما داستان های کهن را درباره دوستی می خوانیم ولی تصور می کنیم، آن ها فقط افسانه هستند و واقعیت ندارد. فکر می کنیم این داستان ها نمی توانند در واقعیت اتفاق بیفتند زیرا در زندگی امروز هرگز اتفاق نمی افتند. در زندگی امروزی عشق شور شده است. عشق تلخ شده است، عشق مسموم شده است.
ما فراموش کرده ایم چگونه می توان شهدی شیرین از عشق ساخت.
تمام تلاش من این است که به شما کمک کنم یاد بگیرید. چگونه عشق بورزید و چگونه عشق را پاک و خالص گردانید.
عشق بزرگترین گنجینه های موجود در هستی را در خود دارد ولی لازم است تصفیه شود.
در صورتی که آن را تصفیه نکنید بسیار خطرناک است حتی ممکن است باعث نابودی شما گردد.
#اشو
عشق، رقص زندگی
@oshoi
برای اینکه شما بتوانید به حالت مدیتیشن یا مراقبه درآیید کسی نمیتواند به شما بگوید که چنین یا چنان کنید
بلکه فقط می توان گفت که مدیتیشن یا مراقبه چیست.
اگر این معنا را فهمیدید در حالت مدیتیشن یا مراقبه هستید، اگر نفهمیدید که هیچ،
در حالت سکون و آرامشی که از توقف رفت و آمد تفکرات و آرزوها و خواسته های گوناگون بدست می آید و با کنار گذاشتن ذهن، و بی تفاوتی نسبت به اصلیت آن و احساس جریان انرژی درونی حاکم برحواس چندگانه، ناگهان حقیقت تازه ای که همان احساس وجود خویشتن واقعیتان است بر شما آشکار میگردد.
مدیتیشن یا مراقبه آگاهی از این حقیقت است که:
من آن چیزی نیستم که ذهنم می گوید.
بلکه آن چیزی هستم که، پس از گرد روبی ضمیرم از تفکرات و آموخته های محیط ام در آینه روشن آن نقش می بندد.
#اشو
#کتاب_نغمه_زندگی
@oshoi
.
انسان باید بی خواهش باشد، زیرا که تمام خواسته ها عبث هستند.
.
زندگی در اکنون وجود دارد و خواسته ها در آینده.
.
تمامی خواهش ها تو را از زمان حال دور می کند.
#اشو
@oshoi
موسیقی بیکلام
زمزمه هایی در مهتاب
Whispers in the Moonlight
اثری از: Omar Akram
@oshoi
#سوال_از_اشو
چرا مراقبه باید مانند یک بازی کودکانه انجام شود و «جدیت» چگونه مانع رسیدن به آگاهی میشود؟
#پاسخ
«جدیت» یکی از بزرگترین موانع در مسیر مراقبه و رسیدن به آگاهی است، زیرا جدیت ذاتاً با خود تنش به همراه میآورد و یک ذهنِ پر از تنش هرگز نمیتواند در حالت مراقبه قرار گیرد
کسانی که مراقبه را جدی میگیرند، آن را به یک «کار» یا وظیفه تبدیل میکنند
ذهنِ جدی همیشه در پی امنیت، قوانین و تکرار گذشته است و به همین دلیل هیچچیز جدیدی از دلِ جدیت زاییده نمیشود
.
وقتی مراقبه جدی گرفته میشود، افراد آن را به عنوان یک ابزار و وسیله برای رسیدن به یک هدف (مانند آرامش، سکوت یا رسیدن به خدا) میبینند
اما مراقبه پدیدهای کاملاً بیهدف است
و ارزش آن در درونِ خودش نهفته است
جستجوی مستقیم و هدفگرایانه برای رسیدن به نتیجه، خودش باعث ایجاد تنش شده و مانع از وقوعِ آن اتفاقِ عمیقِ درونی میگردد
.
مراقبه باید کاملاً مانند یک بازی کودکانه انجام شود، به دلایل زیر:
بازگشت به رهایی و بازیگوشی:
مراقبه در واقع «بازیِ بازیافته» است؛ یعنی بازگشت به آن حالتِ رها، بیوزن و بیتنشِ کودکی تنها در یک لحظه آرام و بازیگوشانه است که بستر مناسب برای فرود آمدنِ آگاهی و مراقبه فراهم میشود
.
بیهدفی و بودن در لحظه حال:
کار و وظیفه همیشه هدفی در آینده دارند، اما بازی هیچ مقصدی ندارد و فقط برای نفسِ خودِ بازی انجام میشود (مانند هنر برای هنر)
وقتی انسان یاد میگیرد بدون هدفِ پیروزی یا رسیدن به جایی، فقط با هستی «بازی» کند، زندگی به یک جریان پیوسته در لحظه حال تبدیل میشود
.
همسویی با بازی کیهانی:
کل وجود و هستی، یک بازی کیهانی بیهدف (لیلا) است و خداوندِ هستی هرگز جدی نیست، بلکه پیوسته در حال بازیگوشی است
فردی که جدی است هرگز نمیتواند راز و معجزه هستی را درک کند
تمام خلاقیتها و کشفیات بزرگِ تاریخ (مانند کشف نیوتن یا اینشتین) نیز از دلِ ذهنهای رها و بازیگوش بیرون آمدهاند
.
با کنار گذاشتنِ جدیت و پذیرشِ زندگی به عنوان یک شوخی و بازی، تنشهای ذهنِ دستاوردگرا فرو میریزد و انسان میتواند با رهایی کامل، آگاهی و خلاقیت را تجربه کند
#اشو
کتاب: چالش بزرگ Great Challenge
ترجمه و خلاصه شده توسط هوش مصنوعی
@oshoi
.
#مراقبه تلاش برای خنثی سازی چیز هایی هست که جامعه در فکر کار گذاشته است.
#مراقبه یعنی بازگشت و تجربه مجدد معصومیت.
#اشو
@oshoi
عاشق شو،
ورنه روزي كار جهان بسر آيد
بي انكه تو درس مقصود
را در كارگاه آفرينش
خوانده باشي
#اشو
#نردبان_اشراق
@oshoi
موسیقی بی کلام
سفر به سوی باران صلح
قسمت 2 از 2
@oshoi
#سوال
آیا راهنمای درونی (شهود) همان ضمیر ناخودآگاهِ فرویدی است؟
چگونه آنها را از هم تشخیص دهیم؟
(HOW TO DIFFERENTIATE BETWEEN THE DICTATES OF THE UNCONSCIOUS MIND AND THAT OF THE INNER GUIDE?)
#پاسخ_اشو:
ناخودآگاهِ فرویدی، صرفاً زبالهدانیِ غرایز و امیالِ سرکوبشده توسط جامعه است.
وقتی چیزی از ناخودآگاه فرویدی بالا میآید، احساس تنش، درگیری، اضطراب و «سردرد» به شما میدهد؛ زیرا با یک نیروی سرکوبشده و خشن روبهرو هستید.
اما پیامِ «راهنمای درونی» (شهود/Inner Guide) همواره از سکوت میآید و با احساس آرامش، صلح، شادمانی عمیق و «سلامت» همراه است.
راهنمای درونی هرگز با خشونت و تنش ظاهر نمیشود، بلکه همچون چشمهای زلال از اعماق وجود (ناف) میجوشد.
#اشو
راهٍ تائو
ترجمه و خلاصه شده توسط هوش مصنوعی
@oshoi
لازمه یافتن حقیقت این است که بسیاری از کارهای #عبث را رها کنیم ،
هنگامی که به سکوت در اعمال می رسی ،
سکوتی ژرف در کارهایت ،
حقیقت در تو رخ می دهد .
همچون چشمه ای که ناگهان در تو بجوشد .
@oshoi
موسیقی بی کلام
سفر به سوی باران صلح
قسمت 1 از 2
@oshoi
دنیا زمانی جنگ را ترک می کند که: عشق متولد شود
سیاستمداران نمی خواهند شما عاشق شوید. جامعه نمی خواهد عاشق باشید، خانواده هم اجازه عشق به شما نمی دهند.
آنها همگی در پی کنترل انرژی عشق هستند،
چرا که تنها انرژی موجود در جهان است. به همین دلیل ترس وجود دارد.
اگر حرف مرا خوب درک کنی،
ترس را دور میریزی،
سعی کن عاشق شوی،
ولی، عشقی بدون قید و شرط و شروط
وقتی عاشقی، تصور نکن برای دیگری کاری می کنی.
تو در خدمت خودت هستی.
خودت از عشق بهره میبری.
پس منتظر پاداش نمان،
نگو در صورتی عشق می ورزی که دیگران هم عاشق تو باشند.
این مسئله اصلا مهم نیست.
#اشو
#کتاب_شهامت
@oshoi
کسی که زندگی اش #عشق نیست،
نمیتواند در آن زندگی #نیایش داشته باشد!
کسی که نمیتواند خدا را در #هر_ذره ببیند،
نمیتواند او را در #هیچ_جا بیابد!
#اشو
@oshoi
گوراک (عارف روشن ضمیر هندی) میگوید: “ای جوینده، سامادیِ طبیعی بهترین است.”
او میگوید:
با رفتن به کوه و جنگل (فرار و تارک دنیا شدن) گرسنگی برمیخیزد، و با رفتن به شهر مایا برمیخیزد. اسیر توهمات، وابستگی ها و خواسته خواهید شد.
زنی زیبا را میبینید که رد میشود و فریفته میشوید. خانهای زیبا را میبینید و خواستهای برمیخیزد:
“اگر این خانه مال من میبود...!”
اگر در شهر بمانید مایا شما را گیر میاندازد. اگر به جنگل بروید تا از مایا در امان باشید، گرسنگی شما را به دام میاندازد
پس چه خواهید کرد؟
مشکل بزرگی خواهید داشت.
گوراک میگوید: با پرکردن شکم خواست جنسی برمیخیزد…
اگر پرخوری کنی، میل جنسی از همین پرخوری و خوراک اضافه ایجاد می شود. اگر بیش از حد لزوم بخوری، آن خواسته را در تو بر میانگیزد.
چرا تولید خواست جنسی می کند؟
زیرا قادر نخواهی بود تا انرژی اضافه را که به درون فرستادهای در خودت بگنجانی، میخواهد به بیرون برود، اضافی است، مورد نیاز نیست، یک بار اضافه است.
خواسته چیست؟
راهی برای انرژی که بیرون برود
سکس چیست؟
راهی برای بیرون ریختن انرژی. وقتی انرژی زیادی داری که نمیتوانی آن را درخودت نگه بداری، خودش به بیرون جاری میشود، باید که به بیرون جاری شود. یک ظرف فقط می تواند بقدر گنجایش خودش آب در خود نگه بدارد. اگر بیشتر پر شود، سر ریز خواهد شد.
خواسته همان انرژی است که از ظرف شما سر ریز میشود؛ برای همین است که اگر پرخوری کنی، درخواست جنسی گرفتار میشوی.
حالا خیلی دشوار است:
اگر هم خیلی کم غذا بخوری، شب و روز به فکر خوراکهای مختلف هستی.
پس چه خواهی کرد؟ راهش چیست؟
گوراک میگوید:
خودانگیخته باش، به وسط بیا. بقدر ضرورت بخور. به جنگل نرو، زیرا در آنجا گرسنگی خواهی کشید و در رویای غذا خواهی بود. و چنان در شهر به بازی مشغول نشو که چیزی جز شهر در تو باقی نماند، زیرا در رآنجا خواستهها به سراغت میآیند.
ولی چگونه بباید زندگی کرد؟
در شهر طوری زندگی کن که گویی در جنگل هستی، راه میانه همین است.
طوری در خانه بمان که گویی در جنگل زندگی میکنی
در دنیا زندگی کن ولی نگذار که دنیا در تو زندگی کند. همانند برگ گل نیلوفر در آب باش.
پس مقدار مناسبی از خوراک را بخور، آن مقدار که برای مراقبه کافی است، مقداری که برای نیایش و پرستش مورد نیاز است. درست غذا بخور، به بدن چیزهایی بده که برای عملکرد طبیعی خودش نیاز دارد. آن را از خوراک انباشته نکن، وگرنه آن مقدار اضافی برایت درد سر ایجاد خواهد کرد. به افراط کشیده نشو.
یک تعلیم ساده و راحت، ولی چنان است که اگر راه خودش را پیدا کند در قلب تو مانند تیری فرود میآید و زندگیت متحول می گردد.
بخاطر همین گوراک میگوید:
به خوراکت حمله نکن…با خوردن منفجر نشو....و از گرسنگی هم خودت را نکش. گرسنگی نکش. روزه نگیر.
روز و شب روی رازِ برهمن(حقیقت) تامل کن.
درست زندگی کن و راز آن غایت را روز و شب در خودت هضم کن. این کائنات سرشار از اسرار است، آکنده از والاترین زیباییهاست. برکات این زندگی در همه جا حاضر است:
در همین اشعههای خورشید، در آفتابی که روی برگهای سبز میافتد، در گلها، در پرندگان، در مردم…. این زندگی پهناور….
این اسرار را بنوش، خودت را از آنها پر کن و به افراط و تفریط کشیده نشو...
#اشو
تفسیر اشو از کتاب هندی“بمیر، ای یوگی! بمیر” Maran Hey Jogi, Maran
#برگردان: محسن خاتمی
@oshoi
من درباره چیزهای زیادی حرف می زنم
زیرا تعداد شما زیاد است
و من باید در ابعاد گوناگونی صحبت کنم
اما شما فقط آنچه که برای خودتان تغذیه کننده است را جذب کنید
#اشو
@oshoi
خدا دارد توسط کشیشها و به اصطلاح روحانیون به قتل میرسد.
خدا دارد توسط معتقدان کشته می شود.
خدا فقط توسط مراقبه گران شناخته میشود، نه به عنوان موجودی جدا که در جایی میلیونها سال نوری دورتر پنهان شده باشد، بلکه به عنوان وجودی که در درون قلب شما نفس میکشد.
فقط یک مدیتیشن کننده، معبد خدا میشود.
تنها یک مدیتیشن کننده، پاسخی برای همۀ انواع شک های ملحدانه میشود.
#اشو
@oshoi
.
#مراقبه یعنی آنچه را که هست بدون نام مشاهده کردن و مراقبه یعنی دیدن و ماندن در دیدن.
#مراقبه یعنی حرکت به سوی مرکز وجود، یعنی به سمت خود کشیده شدن.
#اشو
@oshoi
#سوال_از_اشو
اشو محبوب در کارهایی که به نظر میرسد هیچ فضایی برای خلاقیت باقی نمیگذارند مثل نظافت، چگونه می توانیم خلاقیت داشته باشیم؟
#پاسخ
سالها کار به عنوان یک مامور پُست به همان اندازه زیباست که نوشتن یک کتاب یا یک نمایشنامه
زندگی از چیزهای کوچک تشکیل شده است، آنها به شرطی باعظمت می شوند که عاشق باشید. بنابراین هر چیزی میتواند فوق العاده پرعظمت باشد.
ـ
اما اگر عشقی در میان نباشد، آنوقت نفس Ego شما مدام میگوید که:
این کار لایق شما نیست. نظافت؟ لیاقت شما این نیست! کار بزرگی انجام بده - ژاندارک شو
همه مزخرف محض است. همه ژاندارکها مزخرف هستند. نظافت کردن میتواند پر عظمت باشد، دنباله رو نفس نباشید - هر موقع نفس آمد که شما را فقط به سمت کارهای بزرگ سوق دهد، فوراً هوشیار شوید و نفس را رها کنید، و بعد کم کم متوجه خواهید شد که چیزهای پیش پا افتاده هم مقدس هستند. هیچ چیز غیرمعنوی نیست؛ همه چیز پاک و مقدس است.
و تا زمانی که هر چیزی برای شما مقدس نشود، زندگی شما نمی تواند مذهبی باشد.
.
آن قدیسان شما واقعا مقدس نیستند. ممکن است فقط در یک سفر نفسانی باشند. این فقط فکر شماست که آنها کارهای بزرگی انجام داده اند - برای همین آنان را یک قدیس می دانید
انسان مقدس یک انسان معمولی است که به زندگی عشق می ورزد
هیزم شکستن، حمل آب از چاه، آشپزی... به خاک دست بزند طلا می شود.
ـ
نه بخاطر اینکه او کارهای بزرگی انجام می دهد، بلکه هر کاری به عالی ترین شکل ممکن انجام می دهد. عظمت ربطی به نوع کاری که انجام می شود ندارد، عظمت در هوشیاری consciousness است که هنگام انجام آن به کار میبریم.
#اشو
نیروانا، آخرین کابوس
@oshoi