ﻣﺮاﻗﺒﻪ ﻣﻦ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﺳﺎﻥ اﺳﺖ
ﻫﻴﭻ ﺗﻤﺮﻳﻨﻲ اﺣﺘﻴﺎﺝ ﻧﺪاﺭﺩ
ﻣﻦ ﻓﻘﻄ ﻣﻴﺮﻗﺼﻢ و
ﻣﻲ ﺧﻮاﻧﻢ و
ﻫﻤﻪ اﻳﻨﻬﺎ ﺭا ﺩﺭ ﺳﻜﻮﺕ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﻴﻜﻨﻢ.
ﻓﻘﻄ و ﻓﻘﻄ ﻫﻤﻴﻦ.....
#اﺷﻮ
@oshoi
زمانی که تعلیم و تربیت این حقیقت را بپذیرد که:
هر انسان موجودی منحصر به فرد است و به هیچکس دیگر شبیه نیست، این آغاز انقلابی بزرگ خواهد بود.
#اشو
@oshoi
#سوال_از_اشو
منظور شما از اینکه به ما میگویید مراقبه کنیم چیست؟
برای مایی که تماما در ذهن هستیم مراقبه چگونه میتواند رخ دهد؟
#پاسخ
در سکوت استراحت کن، افکار میگذرند
نیازی نیست نگران باشی
چه می توانی بکنی؟
خواسته ها میآیند و میروند، آنها را تماشا کن که میآیند و میروند، هیچ ارزش گذاری نکن، نگو این خوب است، این بد است!
نگو آهااا؛ این چیزی عالی و روحانی است، بسیار خوب است کمی احساس در ستون مهره ها، شاید مورچه ای از پشتت بالا میرود و تو فکر میکنی که کندالینی ات بیدار شده،
یا فقط تخیلات، شاید نوری در درونت ببینی، که کار سختی نیست.
میتوانی نور ببینی، میتوانی رنگهایی ببینی، رنگهای روان گردانی، میتوانی چیزهای زیبایی احساس کنی، ولی تمامش تخیلات و بازی ذهن توست. هر چقدر هم رنگی و زیبا باشند توهمی است.
شروع نکن به گفتن اینکه مسیح، يا كريشنا يا بودا روبروی تو ایستاده است، و اینک تو به آن بینش غایی نزدیکتر و نزدیکتر شده ای.
آگاه باش که هر چیزی که در مراقبه ات رخ میدهد فقط یک فکر است، پس بدون هیچ انتخاب و ارزش گذاری آن را تماشا کن.
اگر بتوانی هشیارانه از هر آنچه در درون و بیرون رخ میدهد آگاه باشی و بی انتخاب بمانی، مراقبه روزی اتفاق خواهد افتاد، مراقبه چیزی نیست که تو باید انجامش بدهى.
فقط میتوانی یک کار بکنی:
و آن آموختن هنر مشاهده گری و تماشا کردن است، بدون هیچ قضاوتی
آنگاه یک روز فقط آسوده هستی و در آن آسودگی هشیاری خالص وجود دارد.
تمام افکار ناپدید شده اند، تمام خواسته ها از بین رفته اند، ذهن در جایی یافت نمیشود، وقتی ذهن پیدا نشود آنوقت مراقبه وجود دارد. وضعیت بی ذهنی همان مراقبه است.
پس تو مرا سوءتفاهم کرده بودی، وقتی میگویم مراقبه کن منظورم تماشا کن است. وقتی میگویم روی آواز پرندگان مراقبه کن، فقط منظورم این است که آن را تماشا کن، نمیگویم تمركز كن یا در مورد آن فکر کن، اینگونه ذهن وارد میشود.
من با تمرکز مخالف هستم و چون طرفدار تماشا کردن هستم میتوانی هر چیزی را مشاهده کنی.
میتوانی در بازار بنشینی و مردم را تماشا کنی و این مراقبه خواهد بود.
میتوانی در ایستگاه قطار بنشینی و انواع صداها را بشنوی و آنچه رخ میدهد را
"فقط تماشا کنی."
قطارهایی که می آیند و مسافرانی که پیاده میشوند و صدا زدن باربرها و دستفروشان و سپس قطار دور میشود و سکوتی بر آن ایستگاه حاکم میشود، و تو "فقط" تماشا میکنی، هیچ کاری نمیکنی.
و آهسته آهسته شروع میکنی به آسوده شدن. تنشهایت از بین میروند. آنگاه بینش در تو مانند غنچه ای باز میشود و به یک گل تبدیل میگردد. عطری خوشایند و عالی آزاد میشود. در آن سکوت، حقیقت هست، برکت هست، سعادت هست.
#اشو
@oshoi
مراقبه یعنی:
خالی شدن از تمام محتویات ذهن، خاطرات، تصاویر ذهنی، افکار ؛ آرزوها؛ انتظارات، طرح ونقشه ها.
تو باید خودت را ازهمه ی این محتویات خالی کنی
بزرگ ترین روز زندگی زمانی فرا میرسد که درخود چیزی برای دور ریختم نیابی و خالی باشی.
درآن فضای کاملا خالی، فقط زمانی خالی است که ذهن درمیان نباشد
فضایی که سرشار از وجود است،
خالی از ذهن اما سرشار از #خود_آگاهی است.
پس از واژه ی" #خالی" نترس
بار آن منفی نیست.
فقط بارهای اضافی و به درد نخور را که بر اساس عادت قدیمی باخود حمل میکنی خالی میکند.
خالی میکند چیزهایی را که مانع تراشی میکنند، سنگینی می آفرینند و همچون یک کوه سنگین هستند.
همچنین که کاملا خالی شوی،
از تمام چارچوب ها رها میشوی.
به بی کرانگی آسمان میشوی
این همان تجربه خداوندی است که یا هر اسم دیگری که به آن میدهی.
میتوانی آن را دارما، حقیقت یا نیروانا بنامی. معنای همه آن ها یکیست.
#اشو
#مراقبه_هنر_شور_و_سرمستي
@oshoi
#سوال_از_اشو
باگوان عزیز؛ چرا انسان تا بدین حد در رنج است؟
#پاسخ
زیرا در زندگی اش، جار و جنجال بسیار هست، اما موسیقی خاموش نیست.
زیرا در زندگی اش وراجی های افکار هست، اما خلوت درون نیست.
زیرا در زندگی اش نا آرامی احساس و نگرانی هست، اما صبر و شکیبایی نیست.
زیرا در زندگی انسان هجوم دیوانه وار به این و سو و آن سو هست،
" اما آرام و قرار، بی مقصد نیست"
و در آخر اینکه،
زیرا در زندگی اش " #خود"
حضوری فراوان دارد،
اما " #خدا " به هیچ وجه.
#اشو
@oshoi
فهمیدن همانند آتش است، به کلی تو را میسوزاند
تویی که سر تا پا نفسانیت و ذهن محوری،
بُعدی تازه به وجودت میبخشد.
تبدیل به ابری میشوی که در آسمان در حال حرکت است. بال در میآوری.
هیچ تجربهای را بدون یادگیری درسهایش، به راحتی از دست نده.
هر لحظهای با ارزش است، درسهایش را یاد بگیر.
فردا به هنگام طلوع خورشید، تو همان فرد سابق نخواهی بود.
باید چیز جدیدی آموخته باشی.
هر لحظهاش با ارزش است و باید بیاموزی.
بخاطر داشته باش:
منظورم از آموختن و یادگیری: دانستن بیشتر نیست بلکه فهمیدن بیشتر است.
حتی شایدفردی بیسواد هم زیاد بفهمد. در حالی که ممکن است اکثر تحصیل کردهها و به اصطلاح دانشگاهیان هیچ فهمی نداشته باشند.
متوجه فرق این دو مقوله میشوید؟
دانش از حافظه و ذهن نشات میگیرد
فهم از تجربه و هستی تو نشات میگیرد.
#اشو
بازگشت به منبع
#برگردان :محسن خاتمی
@oshoi
میخواهم حقیقتی را به تو بگویم،
شاید برایت تلخ باشد، اما حقیقت است.
هیچ کس، چه همسرت فعلی ات، و چه آن جفتی که در آینده رویایش را می بینی،
چنین تعهدی ندارد تا خوشبختی را در سینی زرین به تو تقدیم کند. حتی اگر هم بخواهد، نمی تواند.
عشق واقعی از تلاش برای رفع نیاز توسط اتکاء به دیگری به دست نمی آید، بلکه از رشد، توسعه، غِنا و بلوغ درون خودمان حاصل میشود
و هنگامی که به چنین عشق وارسته ای دست یابیم ،آنگاه چنان سرشار خواهیم شد که عاشقان بسیاری برای دریافت آن به سوی ما جذب خواهند شد.
تمام مرشدان و مردمان روشن ضمیر در طول قرون و اعصار این را بارها و بارها تکرار کرده و گفته اند که:
"ما تنها به این دنیا آمده و تنها نیز از دنیا خواهیم رفت و تمام باهم بودنها توهم است"
همین گرایش به "باهم بودن" از تنهایی برمیخیزد. زیرا تنهایی سبب آزار ما است
ما میخواهیم تنهایی خویش را در یک رابطه غرق کنیم. برای همین است که اینهمه درگیر به اصطلاح عشقهایی میشویم که واقعا عشق نیستند.
سعی کن نکته را بگیری، معمولاً تو میپنداری که عاشق زن یا مردی شده ای، زیرا که او زیبا و یا جذاب است، ولی این حقیقت ندارد، حقیقت درست مخالف این است.
تو عاشق شده ای زیرا که نمیتوانی تنها باشی، نزدیک بود تا از تنهایی سقوط کنی.
تو حوصله ات سر رفته است، کلافه ای
،تو میخواهی از خودت نیز به نوعی پرهیز کنی.
و مردمانی هم هستند که عاشق زن یا مردی نمیشوند، آنوقت عاشق پول مـی شـوند. آنان به سوی پول جذب می شوند و یـا بـه سـوی بـازی قدرت کشانده می شوند و سیاست مدار میشوند، این هم به نوعی پرهیز از تنهایی است.
اگر انسان را مشاهده کنی، اگر خودت را عمیقاً مشاهده کنی، تعجب خواهی کرد، تمـام فعالیتهای تو میتواند حول یک محور جمع شود و آن محور این اسـت کـه تـو از تنهایی خودت می هراسی، تمام چیزهای دیگر تنها یک بهانه است. سبب واقعی تمام ارتباط ها این است که تو خود را بسیار تنها می یابی
#اشو
@oshoi
ماهیت رویا گونه زندگی را ببین ...
همه چیز دیر یا زود ناپدید می شود
اقامت ما در این کاروانسرای کهنه طولی نمی کشد
دیر یا زود وقت عزیمت است ...
همه چیز ناپدید می شود و فقط شهود توست که باقی می ماند
پس #شاهد_باش
ناظری ساکت و خاموش باش و تمام زندگی را مشاهده کن ....
شهود تو تنها کلیدی است که به قفلهای بسته می خورد
نه اینکه شهود تو لزوما مسئله ای را برایت حل کند
اما تو را قادر می سازد تا آن را زندگی کنی .
#اشو
#زوربای_بودایی
@oshoi
گنج در درون ماست و ما از آن بی خبریم،
بخشی از وجود ماست و ما همه جا آن را جستجو میکنیم، مگر در درونمان.
از این روست که بدبخت و بیچاره و ناکام و ناامیدی،
#به_درون_خود_بنگر،
#به_وجود_خود_بنگر
تا پادشاهی خداوند از آن تو شود.
تو هرگز این گنج را گم نکرده ای،
حتی برای یک لحظه.
در حقیقت حتی اگر هم بخواهی آن را گم کنی نمی توانی.
#گنج_خود_وجود_توست،
اما تصمیم هایی که گرفته ای،
حماقت هایی که به خرج داده ای تو را گدا ساخته است.
فراموش کرده ای که چگونه زبان نوشته های درونت را بخوانی، ولی در وداها، تورات و انجیل جستجو میکنی.
تو دانشوری بزرگ خواهی شد، اما ثروتمند هرگز. همچنان مثل گذشته فقیر خواهی ماند.
ثروتمندی تنها از یک راه حاصل میشود و آن جستجوی درون است،
زیرا گنج؛ گنجی که پایان ناپذیر است در درون ماست.
به درون خود بنگر، #خود_را_جستجو_کن، تا نشاطی عظیم بیابی، نشاطی بی پایان.
تنها در آن زمان است که زندگی معنا می یابد، قبل از آن هرگز،
تنها در آن زمان زندگی، زندگی است، قبل از آن هرگز....
#اشو
#خود_را_به_هستی_واگذار
@oshoi
#انجام_دهنده
و
#مشاهده_کننده
شاهزاده ای بود که شاگرد بودا شده بود.
در همان روز اول بودا به او گفت:
به شهر برو و در فلان خانه را بزن و برای غذا از آن خانه گدايی کن.
شاهزاده هم همين کار را کرد و برگشت.
ولی پس از بازگشتن به بودا گفت:
مرا ببخشيد ولی من ديگر به آن خانه نمی روم.
بودا از او پرسيد چه اتفاقی افتاده است؟
آن مرد جواب داد:
من قبل از اينکه به آن خانه برسم همه اش فکر می کردم که چه غذايی دوست دارم. وقتی که به در آن خانه رسيدم، خانم صاحبخانه درست همان غذايی را که دوست داشتم آماده کرده بود.
من خيلی متعجب شدم ولی اين مسئله را به حساب تصادف گذاشتم.
بعد که غذا را خوردم به ذهنم رسید که من بعد از غذا معمولا استراحت میکنم و درست در همان لحظه خانم صاحبخانه گفت:
ای برادر اگر دوست داری که بعد از غذا استراحت کنی من خوشحال می شوم تا در خانهء من باشيد چون خانهء من با وجود شما پاکسازی خواهد شد.
با خودم فکر کردم که اين هم تصادفی است.
وقتی دراز کشيدم درست در زمانی که فکر کردم اين تخت خواب و اين خانه هيچ کدام مال من نيست و من دارم در يک جای غريبه استراحت می کنم،
خانم صاحبخانه از پشت سرم گفت:
اين تخت خواب نه مال من است نه مال شما و اين خانه نيز نه مال من است نه مال شما،
ترسيدم!
خيلی سخت بود تا اين مطلب را باور کنم که همه چيز اتفاقی باشد.!
آن موقع اينجا بود که من از آن خانم پرسيدم:
آيا افکار من به شما می رسد؟
آيا شما از امواج فکر من آگاه می شويد؟
آن خانم توضيح داد که: به دليل مديتيشن های مداوم افکارش متوقف شده و خيلی راحت می تواند افکار ديگران را ببيند.
در اين لحظه من واقعاً حيرت کردم و دوان دوان از آنجا دور شدم.
لطفا مرا ببخشيد ولی من ديگر نمی توانم فردا به آنجا بروم.
بودا پرسيد: چرا نمی توانی؟ ً
آن مرد جواب داد:
خواهش می کنم از من سوال نکنيد و مرا هم ديگر به آنجا نفرستيد.
ولی بودا دوباره از او سوال کرد و بالاخره با اصرار بودا آن مرد گفت:
ديدن آن زن زيبا افکار شهوانی در ذهن من ايجاد کرد و او هم به راحتی می توانست افکار مرا بخواند.
حالا من چگونه می توانم دوباره او را ببينم؟
بودا گفت:
تو بايد دوباره به آنجا بروی اين قسمتی از مديتيشن تو است، فقط به اين طريق تو میتوانی از افکارت آگاه باشی،
به اجبار بودا آن مرد مجددا به آن خانه رفت ولی ديگر آن مرد قبلی نبود.
در واقع روز اول که به آنجا رفته بود تمام راه را در خواب بود. زيرا از افکاری که در سرش می گذشت آگاه نبود.
روز دوم با آگاهی اين راه را می پيمود، يعنی می توانست به افکارش نگاه کند. زيرا از افکارش می ترسيد. وقتی که قدم به خانهء آن زن گذاشت تمام توجهش را به درونش معطوف کرد.
زير ا بودا به او گفته بود:
فقط به درون خودت نگاه کن و کار خاصی انجام نده و به هر فکری که از سرت می گذرد را فقط نگاه کن،
وقتی که شروع به مشاهدهء خودتان کنيد دو جریان انرژی در شما شروع به حرکت می کنند.
یکی همان کاری که قصد انجام دادنش را داريد و ديگری فقط انرژی #مشاهده_گر است.
وقتی شاگرد بودا در روز دوم در منزل آن زن مشغول خوردن غذايش بود اين دو جريان وجود داشت. يکی مربوط به شخصی بود که مشغول خوردن غذا بود و ديگری مربوط به شخصی بود که در درونش در حال مشاهده کردن بود.
در هند و کلا در تمام جهان می گويند:
آن شخص مشاهده گر شما هستيد و شخص انجام دهنده شما نيستيد.
شاگرد بودا هم وقتی مشاهده کرد بسيار متعجب شد. شادان و خندان به نزد بودا برگشت و گفت:
بسيار عالی است من يک چيز بزرگ کشف کردم، من دو تجربهء مجزا داشتم.
يک تجربه مربوط به زمانی بود که من کاملا خود آگاه بودم و افکار من متوقف شدند، وقتی با آگاهی به درون خود نگاه می کنم افکار متوقف می شوند.
تجربهء دوم زمانی است که افکار متوقف می شوند، در آن موقع است که در می يابيم که:
انجام دهنده و مشاهده کننده
متفاوت از هم میباشند.
بودا گفت:
اين کليد اصلی عرفان است و شخصی که اين کليد را پيدا کند، همه چيز را پيدا کرده است.
مشاهده گر افکارتان باشيد ولی فکر کننده نباشيد. به همين دليل است که ما عرفا را #شاهد می ناميم نه متفکر.
بودا يک متفکر نيست،
ماهاويرا، زرتشت همهء آنها شاهد هستند.
يک متفکر شخص بيماری است.
افرادی که اين نکته را نمی دانند فکر می کنند، و افرادی که می دانند فکر نمی کنند بلکه تنها مشاهده می کنند.
آنها همه چيز را می بينند و برايشان واضح است. راه ديدن مشاهدهء افکار درونی است.
وقتی که نشسته ايد، ايستاده ايد، راه می رويد و....
تمام جريانات افکار را که در سرتان می گذرد مشاهده کنيد و به واسطهء آنها هويت پيدا نکنيد. اکثر انسانها گمان می کنند که افکارشان هستند ولی شما اجازه دهيد تا افکارتان به تنهايی جريان پيدا کنند و شما هم از افکارتان مجزا باشید.
#اشو
@oshoi
#موسیقی_بیکلام
از:مصطفی آوشار اوغلو
بنام:همه را پشت سر بگذار
@oshoi
#مراقبه
با دستانت برقص:
در ﺳﮑوت بنشین و اجازه بده انگشتانت خودشان حرکت بکنند
حرکت را از درون حس کن
سعی نکن آنرا از بیرون ببینی، چشمانت را بسته نگه دار ، بگذار انرژی بیشتر و بیشتر در دستانت جاری شود
دستها عمیقا با مغز در ارتباطند
دست راست با سمت چپ مغز ،
دست چپ با سمت راست مغز
اگر دستانت آزادی کامل برای ابراز کردن داشته باشند تنشهای زیادی که در مغز انباشته شده است آزاد خواهد شد
این آﺳﺎن ترین راه برای رھﺎ کردن ﺳرﮐوب ھﺎ و ناراحتی های مکانیسم مغز است.
دستانت به خوبی قادر به انجام این کار هستند.
ﮔﺎھﯽ می بینی که دست چپ بالاست، ﮔﺎھﯽ دست راست
هیچ الگویی را تحمیل نکن،
ھر آنچه که نیاز انرژی باشد، همان فرم شکل خواهد گرفت
وقتی سمت چپ مغز بخواهد انرژی آزاد کند ﯾﮏ ﻓرم ﺷﮑل میگیرد و وقتی سمت راست مغز بسیار انباشته از انرژی باشد آنگاه شکل دیگری خواهد بود،
تو می توانی از طریق حالت دستها مراقبه گر بزرگی شوی
پس فقط بنشین و بازی کن،
به دستها اجازه بده و شگفت زده خواهی شد؛
اﯾن ﺟﺎدوﯾﯽ است که فقط دستهایت انجامش خواهند داد
#اشو
#کتاب_نارنجی
@oshoi
#سماع_ﺻوﻓﯽ
سماع ﺻوﻓﯽ ھﺎ ﯾﮑﯽ از ﺑﺎﺳﺗﺎﻧﯽ ﺗرﯾن ﺗﮑﻧﯾﮏ ھﺎ اﺳت، ﯾﮑﯽ از ﻧﯾروﻣﻧد ﺗرﯾن ھﺎ.
ﭼﻧﺎن عمیق اﺳت که حتی یک تجربه کوچکش می تواند ﺗو را ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺗﻔﺎوت ﺳﺎزد.
چرخش ﺑﺎ چشمان ﺑﺎز،
ﻣﺎﻧﻧد ﭼرخیدن ﮐودﮐﺎن ﺧردﺳﺎل،
ﮔوﯾﯽ ﮐه وﺟود درونی ات ﻣرﮐز ﺷده و ﮐل بدﻧت ﭼرخ، ﺗو در ﻣرﮐزی، اﻣﺎ ﮐل ﺑدن ﻣﯽ ﭼرخد.
ﺗوﺻﯾه ﺷده ﮐه سه ﺳﺎﻋت قبل از ﺳﻣﺎع،
ھﯾﭻ ﻏذا و نوشیدنی ﺧورده ﻧﺷود.
ﺑهتر اﺳت ﮐه پاها لخت ﺑﺎﺷﻧد و ﻟﺑﺎس راﺣﺗﯽ ﭘوﺷﯾده ﺷود.
ﻣدﯾﺗﯾﺷن ﺑه دو ﻣرﺣﻠه ﺗﻘﺳﯾم ﻣﯽ ﺷود :
#ﭼرخش_و_سکون
ﻣﯽ ﺗواﻧد ﭼﮭﺎر ﺳﺎﻋت طول ﺑﮑﺷد ،
زﻣﺎن ثابتی ﺑرای چرخیدن وﺟود ﻧدارد
پیشنهاد ﺷده ﮐه ﺣداﻗل ﯾﮏ ﺳﺎﻋت طول ﺑﮑﺷد ﺗﺎ اﻧرژیِ ﮔرداب ﮐﺎﻣﻼً حس شود .
چرخش ﺑﺎﯾد در جهت عکس عقربه ھﺎی ﺳﺎﻋت ﺑﺎﺷد ،
دﺳت راﺳت ﺑﺎﻻ باشد ، ﮐف دﺳت رو به بالا
و دست چپ پایین و کف دست چپ رو به پایین .
ﮐﺳﺎﻧﯽ ﮐه ﺑﺎ چرخیدن عکس عقربه های ساعت اﺣﺳﺎس ﻧﺎراﺣﺗﯽ ﻣﯽ ﮐنند،
ﻣﯽ ﺗوانند در ﺟﮭت ﻋﻘربه ھﺎی ﺳﺎﻋت بچرخند .
بگذار بدنت نرم و چشمانت باز بمانند ،
اﻣﺎ ﻧﺎﻣﺗﻣرﮐز ، ﺗﺎ ﺗﺻﺎوﯾر ﻣﺑﮭم و ﭘﯾﭻ و ﺗﺎب گونه باشد . ساکت بمانید .
ﭘﺎﻧزده دقیقه ی اول به آھﺳﺗﮕﯽ بچرخید .
ﺳﯽ دﻗﯾﻘه ی ﺑﻌد ﮐم ﮐم ﺳرﻋت را زﯾﺎد ﮐﻧﯾد
ﺗﺎ زﻣﺎﻧﯽ ﮐه چرخیدن ﺗﻣﺎم ﺷود و ﺷﻣﺎ ﮔرداب اﻧرژی ﺷوﯾد
پیرامون طوفان انرژی اما #شاهد در ﻣرﮐز، ﺳﺎﮐت و ﺳﺎﮐن.
وﻗﺗﯽ چنان سریع بچرخید که نتوانید در آن حالت بمانید،
ﺑدن ﺧودش ﺧواھد اﻓﺗﺎد.
اﺟﺎزه ندهید که افتادن تصمیمی از جانب خودتان باشد
و ﺳﻌﯽ نکنید افتادنتان را هدایت و کنترل کنید ؛
اﮔر ﺑدنتان نرم باشد،
ﺑه نرمی ﺧواهید اﻓﺗﺎد و زﻣﯾن اﻧرژی ﺗﺎن را ﺟذب ﺧواھد ﮐرد
زمانی که می افتید مرحله دوم مدیتیشن آغاز می شود .
ﻓوراً روی شکمتان بچرخید تا ناف برهنه ﺗﺎن ﺑﺎ زﻣﯾن در ارﺗﺑﺎط ﺑﺎﺷد.
اﮔر ﮐﺳﯽ از اﯾن ﻧوع دراز کشیدن احساس ناراحتی زیادی کند ،
ﺑﺎﯾد به پشت بخوابد .
حس کن بدنت با زمین در آمیخته مانند کودکی که به سینه مادرش چسبیده .
چشمانت را بسته نگه دار و به مدت پانزده دقیقه ساکت و پذیرا باش.
بعد از مدیتیشن خاموش و غیر فعال بمان
ﺑﻌضی ها ﻣﻣﮑن اﺳت در طﯽ مراقبه ﺳﻣﺎع اﺣﺳﺎس ﺗﮭوع کنند،
اﻣﺎ اﯾن احساس باید طی دو سه روز از بین برود.
اﮔر تهوع ادامه پیدا کرد مدیتیشن را انجام ندهید .
#اشو
#کتاب_نارنجی
@oshoi
جاری شو..
با سکوت و آرامش و مدیتیشن
به هستی نزدیک تر شو
جاری شو..
اما یک چیز را به یاد داشته باش
تو یک شاهد هستی!
#اشو
@oshoi
مدیتیشن بر علیه فعالیت نیست.
منظور از مدیتیشن فرار از زندگی نیست.
مدیتیشن راه و روش جدیدی از زندگی را به تو یاد می دهد.
تو مرکز گردباد می شوی، زندگی ات شاد تر و پر شور تر و شفاف تر و خلاقانه تر می شود.
با این وجود از تمام اینها، #جدا_هستی،
همچون شاهدی که از فراز تپه نگاه میکند.
#شاهد_درون صرفا تماشاگر اتفاقات اطرافت است.
تو کننده نیستی ، تو تماشاگری.
کل راز مدیتیشن در مشاهده گر شدن است.
فعالیتها در سطح خودش اتفاق می افتد و مشکلی وجود ندارد.
از چاه آب میکشی و هیزم می شکنی. می توانی کارهای کوچک و بزرگی انجام دهی اما فقط یک چیز اجازه داده نمی شود :
در مرکز بودنت را نباید از دست بدهی
آن آگاهی و مشاهده گری باید کاملا آرام و شفاف بماند.
#اشو
@oshoi