19439
وبسایت no-atheism.net اینستاگرام instagram.com/no_atheism فیسبوک fb.com/islamway1434 آپارات aparat.com/asteira ربات کانال(برای ارسال شبهات و دریافت پست تصادفی) @NoAtheism_bot ⚠توجه: سؤالات فقهی و مباحث مربوط به اختلاف فرق اسلامی پاسخ داده نمیشود.
گذار از بازدارندگی راهبردی به خاموشی
بحران امروز جهان اسلام در برابر موج توهینهای سازمانیافته در غرب به قرآن کریم، پیامبر اسلامﷺ و سایر مقدسات اسلامی، الزاماً به کمبود احساسات، ایمان یا غیرت دینی در میان تودههای مسلمان مربوط نمیشود. مردم مسلمان هر بار با خشم و خروش، عشق و وفاداری خود را به مقدساتشان نشان دادهاند؛ اما مشکل اصلی و ریشهای، نبود اراده اجرایی، سکوت مرگبار و فاصله عمیق میان قدرت سیاسی دولتها با وظیفه بدیهی دفاع از حریم دین است.
امروز وقتی رسانهها، نهادها، و چهرههای سیاسی غربی مانند ترامپ به بهانه دروغین «آزادی بیان» به مقدسات مسلمانان یورش میبرند، واکنش رسمی بسیاری از دولتهای اسلامی چنان ضعیف و شرمآور است که حتی به صدور یک بیانیه ساده محکومیت نیز قد نمیدهد؛ و در معدود مواردی هم که بیانیهای صادر میشود، تنها در حد ابراز تأسف تشریفاتی، چند کلمه دیپلماتیک کلیشهای و فرونشاندن موقت خشم افکار عمومی است و بس.
این رویکرد سراسر منفعلانه و بیخاصیت، به طرف مقابل این سیگنال خطرناک را مخابره میکند که اهانت به مقدسات مسلمان، «هیچ هزینهای ندارد». وقتی دشمن ببیند که هتاکیاش با هیچگونه اقدام متقابل سیاسی، تحریم اقتصادی، بازنگری در روابط تجاری یا حتی احضار سفرای کشور هتاک مواجه نمیشود، طبیعی است که این دستاندازیها را نهادینه کند و روزبهروز بر گستاخی خود بیفزاید.
این شکاف عمیق، ریشه در تناقض میان ادعای هویت اسلامی این دولتها و منافعمحوری و ترسهای عملگرایانه آنها دارد. در منطق اسلام، حریم مقدسات خط قرمزی تغییرناپذیر و حیاتی است؛ اما در معادلات حاکمان وابسته یا مصلحتاندیش، این اصل مقدس بهآسانی فدای حفظ صندلی قدرت، خوشخدمتی به قدرتهای بزرگ، و حفظ روابط اقتصادی و سیاسیِ زودگذر میشود. نتیجه این معامله خسارتبار روشن است؛ جهان اسلام که روزی با اقتدار و بازدارندگی راهبردی خود مانع از هرگونه تعدی میشد، امروز به ناظری ناراضی، خموده و کاملاً بیاثر تقلیل یافته است.
با این حال، مرور تاریخ پربار اسلام به روشنی ثابت میکند که عزت، امنیت و بازدارندگی در برابر دشمنان، هرگز با التماس، سکوت و بیانیههای بیرمق به دست نیامده، بلکه همواره محصول اقدام قاطع عملی، انسجام امت و غیرت دینی حاکمان بوده است؛ اصلی که امروز بیش از هر زمان دیگری جای خالی آن در پیکره جهان اسلام احساس میشود. در اینجا ذکر دو مورد برای تفهیم این موضوع قابل تأمل است:
1) قاطعیت صلاحالدین ایوبی در برابر هتاکی ارناط: هنگامی که رینالد دو شاتیون معروف به ارناط، حاکم صلیبی قلعه کَرَک، در زمان آتشبس به کاروان حجاج بیتالله الحرام تاخت و پس از غارت، با به کار بردن سخنانی سخیف ساحت پیامبر اسلام را مورد اهانت و استهزا قرار داد، صلاحالدین ایوبی به واکنشهای دیپلماتیک یا مکاتبه بسنده نکرد، بلکه نذر کرد تا شخصاً او را مجازات کند. پس از پیروزی قاطع در نبرد حطین و اسارت پادشاهان صلیبی، صلاحالدین در حضور دیگر اسرا خطاب به ارناط فرمود: «من انتقام محمدﷺ را از تو میستانم» و خود شخصاً او را به کیفر رساند [1] تا همگان بدانند هتاکی به پیامبرﷺ بیپاسخ نخواهد ماند.
2) پاسخ عملی هارون الرشید به نامه توهینآمیز امپراتور روم: زمانی که نقیفور اول (امپراتور روم شرقی) به قدرت رسید، با ارسال نامهای سراسر تحقیر و نقض عهد، حاکمیت اسلامی را تهدید کرد، هارونالرشید هیچگونه گفتگو یا دیپلماسی فرسایشی را نپذیرفت، بلکه در پاسخی کوبنده بر پشت همان نامه نوشت: «از هارون امیر مؤمنان به نقیفور سگ روم؛ نامه تو را خواندم و پاسخ آن چیزی است که با چشم خود خواهی دید، نه آنچه با گوش بشنوی» ؛ سپس بیدرنگ با لشکری بزرگ روانه نبرد شد و قلعه هرقله را فتح کرد و امپراتور روم را به کرنش واداشت [2].
وقتی گذشته پربار اسلام را با وضعیت امروز مقایسه میکنیم، یک حقیقت تلخ اما روشن خودنمایی میکند؛ دفاع از مقدسات دینی با پند و اندرز، نصیحت و آه و افسوس به جایی نمیرسد.
اقتدار و بازدارندگی سیاسی جهان اسلام زمانی دوباره زنده و احیا خواهد شد که دولتهای مسلمان دست از شعار بردارند و برای هرگونه اهانت به مقدسات، هزینههای سنگین اقتصادی، سیاسی، تجاری و رسانهای تعریف کنند. آنها باید اراده عملی و قاطع خود را به میدان بیاورند؛ نه اینکه در برابر هتاکیها، تنها به چند خط بیانیه تشریفاتی و کلیشهای اکتفا کنند یا از آن تلختر، در بسیاری از مواقع دست روی دست گذاشته و به سکوت مرگبار و خفتبار تن بدهند.
📚 پینوشتها:
[1] نک: النوادر السلطانية والمحاسن اليوسفية، ابن شداد، ص129؛ سير أعلام النبلاء، الذهبی، ج21، ص285.
[2] نهایة الارب فی فنون الادب، النویری، ج22، صص152 – 153؛ العبر فی خبر من غبر، الذهبی، ج1، صص227 - 228.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
وقتی میل و خواسته به واقعیت تبدیل میشود!
وقتی سخنی از آلدوس هاکسلی Aldous Huxley -نویسنده و خداناباور مشهور- دربارۀ میل تحققیافته خواندم، به یاد گفتوگویی افتادم که سالها پیش با جوانی در اواخر دهۀ بیست زندگیاش داشتم. او از من خواست برای گفتوگو دربارۀ «مسائل وجودی» با یکدیگر دیدار کنیم. در یکی از کافهها ملاقات کردیم و گفتوگویی آرام، یا بهتر بگویم سرد و بیروح، میانمان شکل گرفت؛ از شور و اشتیاق معمول در چنین بحثهایی خبری نبود.
از جانب او نوعی بیمیلی احساس میشد. کمکم برایم روشن شد که او نه در ایمان، بلکه در الحاد خود دچار تردید شده است. به نظر میرسید هدفش از این دیدار آن بود که نسبت به تصمیم خود برای خداناباوری اطمینان خاطر پیدا کند و صرفاً از استحکام برخی مسائل مطمئن گردد.
پس از آنکه طبق معمول دربارۀ چند موضوع اساسی صحبت کردیم، لبخندی زدم و گفتم: دوست دارم با من صادق باشی؛ چرا خداناباور شدی؟ چون به نظر میرسد مسئلۀ تو چندان ارتباطی با مباحث علمی ندارد. او نیز لبخندی زد و گفت: چیزهایی در زندگیام هست که نمیتوانم از آنها دست بکشم. عاشقشان هستم و به آنها اعتیاد دارم؛ اما ایمان زندگی را به کامم تلخ میکند! دلم همواره میان انجامدادن آن کارها و احساس گناه و معصیت در کشمکش است. دیگر تحمل این جهنم را ندارم. حتی وقتی آن کارها را انجام میدهم، دیگر مانند گذشته از آنها لذت نمیبرم؛ زیرا نفس سرزنشگرم پیش از انجامشان، هنگام انجامشان و پس از آن، پیوسته مرا ملامت میکند!
او در ادامه گفت: تکالیف دینی پرهزینه، خستهکننده و دشوارند و انجام ندادنشان نیز برایم بسیار دردناک است. برای خواندن نماز صبح از خواب برمیخاستم و این کار برایم سخت بود. اگر هم نمازم قضا میشد، وجدانم مرا سرزنش میکرد و غم و اندوه بر وجودم چیره میشد؛ عذابی که توان تحملش را نداشتم.
به همین دلیل میخواستم از همه اینها آسوده شوم و تنها راهی که پیش رویم میدیدم، کنار گذاشتن سرچشمۀ این ملامتها و سرزنشها بود: ایمان!
وقتی این سخنان را از او شنیدم، احساساتی متضاد در دلم پدید آمد. نمیدانستم باید از صراحتش تشکر کنم که راه را کوتاه کرده و روشن ساخته بود که مسئله، مسئلهای علمی نیست، بلکه جانبداری آگاهانه و ارادی از میلی است که میخواهد بیهیچ ملامت و نظارت و عذابوجدانی در دنیای واقعی مجال بروز پیدا کند، یا باید به حالش تأسف بخورم که چگونه شیطان توانسته او را به اشتباه بیندازد و فریب دهد و ایمان و وجدان را در نظرش به باری سنگین در زندگی تبدیل کند!
آن دیدار برایم درس مهمی داشت: پیش از آنکه وارد گفتوگویی بیحاصل و جدلی فرسایشی شوی که مدام به دور خود میچرخد، باید انگیزۀ واقعیِ تغییر باورهای طرف مقابلت را بشناسی؛ زیرا چهبسا که محرک اصلی او نه مسائل علمی و نه شبهات عقلی، بلکه مسائل روانی یا خواستههایی شخصی باشد که پشت ظواهر پرزرقوبرق و تکراریِ استدلالهای علمی و عقلی پنهان شدهاند.
آلدوس هاکسلی میگوید:
«من انگیزههایی داشتم که باعث میشد نخواهم جهان دارای معنا باشد؛ ازاینرو فرض را بر این گذاشتم که جهان واقعاً هیچ معنایی ندارد. برای من و بیشتر همعصرانم، فلسفۀ بیمعنایی در اصل ابزاری برای رهایی بود؛ از یکسو رهایی از یک نظام سیاسی و اقتصادی مشخص و از سوی دیگر، رهایی از یک نظام اخلاقی معین.»
و چنانکه داستایفسکی -نویسنده روس- گفته است:
«اگر خدا وجود نداشته باشد، همهچیز مجاز است.»
✍️ نویسنده: دکتر عایض الدوسری
🔖 بازبینی ترجمه و نشر: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❓ آیا انسان فقط ماده است؟
آیا حقیقت انسان تنها در ماده خلاصه میشود؟ اگر چنین است، کرامت انسانی، ارزشهای اخلاقی و هدف زندگی بر چه اساسی استوارند؟
📖 برگرفته از کتاب «آیا الحاد منشأ پوچگرایی در جهان است؟»
✍️ نویسنده: هیثم طلعت
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 3: علم غیب؛ اختصاص غیب به اللّه یا آگاهی پیامبران (علیهمالسلام)؟!
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 19
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله سومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات قرآن کریم پیرامون «علم غیب» میپردازد؛ شبههای که بر مبنای ناسازگاری میان نفی علم غیب از غیر خدا در آیاتی از قرآن کریم و اثبات آگاهی برخی پیامبران (علیهمالسلام) بر امور غیبی در آیاتی دیگر شکل گرفته است. نویسنده با بهرهگیری از روش تفسیر قرآن به قرآن، قواعد اصولی و کلامی، و با استناد به احادیث صحیح و اقوال مفسران متقدم و متأخر، منشأ این شبهه را در خلط میان «علم غیب ذاتی، ازلی، مستقل و فراگیر الهی» با «اطلاع غیبی عطایی، محدود، و وحیانی پیامبران (علیهمالسلام)» تبیین کرده است...
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
عمربنسید-رحمهالله- (متوفی: 1863م)، طالب علمی که در آفریقا ربوده شد، و به عنوان برده به آمریکا منتقل گردید...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
⁉️ ریشۀ نفرت اسلام از یهود
✍️ مقالۀ «ریشۀ نفرت اسلام از یهود»
✍️ یادداشت «ابنسینا و انقلاب جنسی»
__________________
@pezhvaak_ch
👈 ریشۀ نفرت اسلام از یهود
این نوشتار به فرضیهای دربارهٔ سیرۀ پیغمبر ﷺ میپردازد که نفرت از یهودیان در دوران مدنی را ناشی از شکست و ناکامی سیاسی در جنگ قدرت میداند. هدف نوشتار، افزون بر نقد این فرضیه، بررسی دلایل اسلامنیاوردن یهودیان و نیز ارزیابی ادعای تقلید اسلام از یهودیت، با تکیه بر قرآن، منابع سیره و آثار یهودی است.
چه چیزی در زندگی ما تغییر کرده است؟
اگر چند دهه پیش از کسی میپرسیدید: «از زندگی چه میخواهی؟» با آرامش و رضایت میگفت:
«پردهپوشی و حفاظت خدا، رزق و روزی کافی و فرزندانی صالح.»
امّا اگر امروزه همین سؤال را از کسی بپرسید، پاسخ او با اضطراب، آرزوهای بیپایان و تلاش مداوم برای رسیدن به اهدافی همراه است که حتی پس از رسیدن به آنها، باز هم سیرش نمیکنند.
چه چیزی تغییر کرده است؟
مشکل ما در عصر حاضر لزوماً «کمبود امکانات» نیست؛ بلکه «بالا رفتن توقعات» است. فرهنگ مصرفگرای مدرن توانسته بسیاری از چیزهای غیرضروری را به نیازهای اساسی تبدیل کند و در وجود ما احساس دائمیِ فقر و محرومیت به وجود آورد؛ بهگونهای که با وجود نعمتهای فراوانی که الله تعالی به ما بخشیده، باز هم خود را نیازمند و محروم میبینیم.
این معضل اساسی بر سه حقیقت استوار است که بسیاری از ما از آنها غافلیم:
۱. توهم «سکوی نقرهای»؛ روانشناسی مقایسه
ما خوشبختی خود را فقط با آنچه داریم نمیسنجیم؛ بلکه آن را با داشتههای دیگران مقایسه میکنیم. در گذشته، دایرهٔ مقایسه ما بیشتر به همسایهها و خویشاوندان محدود میشد؛ اما اکنون، به لطف فضای مجازی، تقریباً تمام جهان به محیط مقایسهٔ ما تبدیل شده است.
ما لحظههای گزیدهای از زندگی دیگران را میبینیم؛ سفرهایشان، غذاهایشان، موفقیتهایشان و بهترین لحظات زندگیشان را، سپس، ناخودآگاه، پشتصحنهٔ زندگی معمولی خودمان را با صحنههای انتخابشدهٔ زندگی دیگران مقایسه میکنیم و احساس میکنیم از زندگی عقب ماندهایم.
۲. گرفتار شدن در «چرخهٔ بیپایان»
در روانشناسی پدیدهای وجود دارد که میتوان آن را «سازگاری تدریجی فزاینده» نامید؛ یعنی انسان خیلی زود به نعمتهای جدید عادت میکند، لذت و اشتیاق اولیهاش از بین میرود و دوباره چشم به چیزی بالاتر میدوزد.
کسی که دائماً به دنبال ظاهر بهتر، امکانات بیشتر و دارایی بیشتر است، شبیه کسی است که از آب دریا مینوشد؛ هرچه بیشتر بنوشد، تشنهتر میشود. خوشبختی فقط در زیاد داشتن نیست؛ بلکه در تواناییِ لذت بردن از داشتهها و قدردانی از آنهاست.
۳. از دست دادن «مرکزیت اخلاقی»
وقتی دل انسان از تعلق به آخرت و تلاش برای بر جای گذاشتن اثری نافع خالی شود، امور مادی کمکم به معیار ارزش او تبدیل میشوند.
انسان به جای آنکه بندهٔ خدا باشد، به کسی تبدیل میشود که دائماً میخواهد در نگاه مردم، موفق و جذاب به نظر برسد. و فاصلهٔ زیادی است میان آزادیِ بندگی خدا و ذلتِ تلاش دائمی برای جلب رضایت و تحسین دیگران.
چگونه تعادل از دسترفته را بازگردانیم؟
راه خروج از این چرخه، رها کردن دنیا و کنارهگیری از زندگی نیست؛ بلکه زهدی آگاهانه است؛ یعنی دنیا را در دست داشته باشیم، اما اجازه ندهیم در قلبمان جای بگیرد.
این مسیر را میتوان با سه گام آغاز کرد:
۱. پذیرفتن معیار «کفایت و برکت»
رزق و روزی فقط یک عدد و مقدار نیست؛ مهمتر از مقدار، اثری است که آن رزق بر آرامش روح، رشد عقل و اندیشهٔ انسان میگذارد. رزق اندکی که آرامش و اطمینان به همراه داشته باشد، از رزق فراوانی که اضطراب و پریشانی به دنبال دارد، ارزشمندتر است.
۲. تمرین «رژیم دیجیتال»
باید پنجرههایی را که هوای مقایسه را وارد قلبمان میکنند، ببندیم.
لازم نیست از تمام جزئیات زندگی افراد مشهور، ثروتمندان یا حتی اطرافیانمان باخبر باشیم. حفظ آرامش و رضایت قلب، ارزشمندتر از ارضای یک کنجکاوی زودگذر است.
۳. بخشنده باشیم
لذتِ گرفتن و مالک شدن، معمولاً کوتاه است؛ اما لذتِ بخشیدن، ساختن و اثر گذاشتن، ماندگارتر است و روح انسان را از معنا سرشار میکند. به دنبال ایدهای باشید که از طریق آن به مردم سود برسانید؛ دانشی که بتوانید منتشر کنید؛ یا خانوادهای که بتوانید پشتیبان آن باشید.آنگاه خواهید دید که مادیات، کمکم در نگاهتان کمارزش میشوند.
این زندگی سفری کوتاه است. انسان برای جمع کردن مال و بیشتر داشتن آفریده نشده است؛ بلکه آمده تا چراغی باشد که خیر و آگاهی بتاباند. پس بیایید بارهای اضافی را سبک کنیم، جهت خود را اصلاح کنیم و به یاد داشته باشیم:
ثروتمندترین انسان کسی نیست که بیشترین دارایی را دارد؛ بلکه کسی است که دلش به خدا غنیتر، از وابستگی به غیر او آزادتر و از آرامش و سلامت سرشارتر است.
خداوند ما و شما را حفظ کند و به ما دلهایی راضی و قانع و عقلهایی آگاه و روشن عطا فرماید.
✍️ نویسنده: دکتر عبدالکریم محمد الحسن
🔖 برگردان فارسی: المیرا حسینی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📺 پایان حرفۀ یک کشیش
مدت زیادی بود که ویدئوهایی از یک کشیش ایرانی در فضای مجازی دستبهدست میشد. در این فرصت به سطح علمی او میپردازیم و به چند شبهه که دربارۀ اسلام مطرح کرده است پاسخ میدهیم.
مقدمه 00:00
شاهکار کشیش در نقد ترجمۀ الهیقمشهای 02:06
آیا سیوطی قائل به تحریف قرآن است؟ 03:44
معنای ﴿الصمد﴾ چیست؟ 05:56
آیا قرآن دربارۀ شرک مسیحیان اشتباه کرده است؟! 12:44
در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید
#ویدئو
__________________
@pezhvaak_ch
هوان کُل (Juan Cole) تاریخنگار و استاد تاریخ در دانشگاه میشیگان
"واقعا عجیب است که میبینیم اروپاییها و آمریکاییها، مسلمانان را شیفتهی خشونت و جنگ توصیف میکنند
در حالی که اگر به تعداد کشتههایی که دو تمدن اروپایی و آمریکایی در ۱۵۰ سال اخیر سبب آن شده است بنگریم تفاوت، کاملا روشن است".
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
ممکن است اعتراض شود که در خودِ قرآن، غیرمسلمانان حرامزاده خواندهشدهاند: ﴿عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ﴾ [القلم: ۱۳]، و این نشان میدهد که ازدواج غیرمسلمانان در اسلام بهرسمیت شناخته نمیشود! اما دو نکته در این اعتراض مشهور مورد غفلت قرار میگیرد:
نخست. مسلّم نیست که معنای «زنیم» همین باشد؛ ابن جوزی در تفسیر این واژه چهار دیدگاه آورده است [۷] و دربارۀ معنایش اتفاقنظری وجود ندارد.
دوم. سیاق این آیات دربارۀ هر غیرمسلمانی نیست؛ در این سیاق، نُه صفت یاد میشود که نزد برخی مفسران دربارۀ فرد مشخصی است -چنانکه ولید بن مغیره را نام بردهاند- و نزد برخی دیگر در مذمت کسانی است که این صفات را داشته باشند. [۸] شاهد این است که مثلاً «حَلّاف» (=کسی که بسیار سوگند میخورد) صفتی نیست که در تمام غیرمسلمانان باشد، لذا ﴿فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ﴾ [القلم: ٨] از فرمانبرداری تکذیبکنندگان قرآن نهی میکند، سپس در آیات دهم تا سیزدهم از فرمانبرداری دارندگان صفات نهگانۀ ذکرشده نهی میشود. [۹]
بنابراین خطبۀ عقد -چه عربی و چه فارسی- یک ورد جادویی نیست؛ اعلام رسمی یک تعهد حقوقی است که دین آن را پشتوانۀ اخلاقی و شرعی روابط دو نفر قرار میدهد. ازدواج در ملتهای دیگر نیز مرز نکاح و سِفاح بوده است، هرچند شروط ازدواج آنها با شروط ازدواج اسلامی تفاوت دارد و اگرچه اسلام ازدواجهای آنان را برای خودشان به رسمیت شناخته باشد، اما یک مسلمان باید بر اساس آدابی که خداوند اراده کرده و تشریع فرموده ازدواج کند. پیداست که شریعتِ خدایِ حکیم به سعادت انسانها میانجامد و خود آنان از ترک ازدواج زیان میبینند، خصوصاً زنان که در روابط آسیبپذیرترند و ریسک بزرگتری متحمل میشوند.
محمد عمر خسرو
ناشر: «رد شبهات ملحدین»
📚 پینوشتها:
[1] Will Durant, The Story of Civilization, vol. 1 (New York: Simon and Schuster, 1942), 25.
[۲] الموسوعة الفقهية الكويتية، ج٤١ (الكويت: وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية، ١٤١٢)، ٢٣٩.
[۳] ابن عثيمين، الشرح الممتع على زاد المستقنع، ج١٢ (الرياض: دار ابن الجوزي، ١٤٢٢)، ٣٨.
[۴] القدوري، التجريد، ج٩ (القاهرة: دار السلام، ١٤٢٧)، ٤٤٢٩.
[۵] ابن قدامة المقدسي، المغني، ج١٠ (الرياض: دار عالم الكتب، ۱۴۱۷)، ٥.
[۶] ابن تيمية، مجموع الفتاوى، ج٣٢ (المدينة المنورة: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، ١٤٢٥)، ١٧٥.
[۷] ابن الجوزي، زاد المسير، ج٤ (بيروت: دار الكتاب العربي، ١٤٢٢)، ٣٢١-۲۲.
[۸] ابن عطية، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج٥ (بيروت: دار الكتب العلمية، ١٤٢٢)، ٣٤٧.
[۹] أبو عبد الله الرازي، التفسير الكبير، ج٣٠ (بيروت: دار إحياء التراث العربي، ١٤٢٠)، ٦٠٣.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
تلبیس شیطان؛ ترک نماز به بهانه مشکلات زندگی
برخی افراد به دلیل تجربه سختیها و مشکلات در زندگی، نماز را ترک میکنند. استدلال آنها این است که چون نماز نماد شکرگزاری است و زندگی دشواری دارند، پس خواندن آن بیفایده است. در پاسخ باید گفت:
اولاً: این نگرش، ریشه در تفکری مادیگرایانه و گاهی ناامیدانه دارد که معنای واقعی عبادت و نقش خداوند متعال را درک نمیکند. در چنین شرایطی، کلید حل این مسئله، بازاندیشی در فهم ما از عبادت، شکرگزاری، و جایگاه خداوند در تمام جنبههای زندگی، بهویژه در سختیها است. عبادت خداوند تنها شکرگزاری در برابر نعمتها نیست، بلکه او ذاتاً محبوب و پرستیدنی است و لایق است که از غضبش ترسید و به رحمتش امیدوار بود و برایش سجده برد.
ثانیاً: عبادت، به ویژه نماز، صرفاً عملی در زمان خوشبختی و فراغت نیست؛ بلکه در وهله اول، ارتباطی حیاتی میان انسان و خالق است. این ارتباط، منبعی برای آرامش روحی، قدرت درونی، و امیدواری در دل مشکلات است. مشکلات زندگی، هرچند سخت و دشوار باشند، نباید موجب قطع این پیوند مقدس شوند. بالعکس، در مواقع بحران، نیاز به توسل به خداوند و یاری جستن از او، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. ترک نماز در این دوران، به معنای نادیده گرفتن این نیاز اساسی روح انسان است.
ثالثاً: شکرگزاری نیز مفهومی عمیقتر از صرفاً تشکر در برابر نعمتهای ظاهری دارد. شکر در دین به معنای پذیرش مشیت الهی، صبر در برابر قضا و قدر، تلاش برای بهبود اوضاع با اتکاء به خداوند، و یافتن درسهای ارزشمند در رنجهاست. حتی در بدترین شرایط، انسان میتواند با درک تواناییهای درونی و درسهایی که از سختیها میآموزد، خداوند را شکر گوید. این درک صحیح از شکرگزاری، مانع از ناامیدی شده و فرد را به سمت تلاش و امیدواری هدایت میکند.
رابعاً: نگاه مادیگرایانه به زندگی، هنگامی که با موانع روبرو میشود، به سرعت به یأس و ناامیدی میانجامد. اما دین، با تأکید بر جهان غیب، پاداش اخروی، و حضور همیشگی خداوند، بستری برای پرورش امید فراهم میآورد. اقامه نماز، حتی در دشوارترین شرایط، نشاندهنده ایمان راسخ به قدرت الهی و عدم تسلیم در برابر مشکلات است. این عمل، به خودی خود، باعث تقویت روحیه، افزایش تابآوری، و یافتن راههایی برای عبور از بحران میشود.
بنابراین، ترک نماز به بهانه مشکلات، فرد را از مهمترین منبع حمایت معنوی و روانی محروم میکند. چراکه نماز، تنها برای روزهای آرام و بیدغدغه نیست، بلکه ابزاری حیاتی برای عبور از بحرانهاست. با کمک گرفتن از صبر و نماز، میتوانیم بر سختیها و مشکلات زندگی غلبه کنیم. خداوند متعال در آیه 153 سوره بقره میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}، ترجمه: «ای اهل ایمان از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگیها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید زیرا خدا با صابران است.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
مجموعۀ رد شبهات ملحدین، عید سعید قربان را به همۀ مسلمانان جهان، بهویژه شما مخاطبین گرامی و خانوادۀ محترمتان، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض مینماید.
این روز فرخنده، یادآور ایثار و اطاعت بیچونوچرای ابراهیم (علیهالسلام) و اسماعیل (علیهالسلام) در راه پروردگار است؛ نماد بندگی خالصانه و پیروزی ایمان بر تمامی آزمونهای سخت الهی.
باشد که این عید بزرگ، مایۀ برکت، وحدت و سربلندی امت اسلام باشد، و دلهای ما را از نور تقوا و معنویت روشن سازد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
مجموعۀ «رد شبهات ملحدین» عید سعید فطر را به همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض مینماید.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
در وبسایت Haaretz نوشتهای از ایهود اولمرت (نخستوزیر پیشین رژیم اسرائیل) منتشر شده است که بر صهیونیستهای خردباختۀ ایرانی و غیر ایرانی که بدون دریافت حتی یک پاپاسی، با ادعای حقوق بشر و آزادی، از این رژیم خونخوار و جنایتکار حمایت میکنند، حجت را تمام میکند:
تلاشی خشونتآمیز و مجرمانه برای پاکسازی قومی در بخشهایی از کرانه باختری در جریان است. گروههای مسلح شهرکنشین، فلسطینیان ساکن آنجا را آزار میدهند، آسیب میرسانند، زخمی میکنند و حتی میکشند. این یورشها شامل آتش زدن باغهای زیتون، خانهها و خودروها، ورود به منازل و حملۀ فیزیکی به افراد است.
آنها به گلههای گوسفند نیز آسیب میرسانند، پراکندهشان میکنند و اقدام به دزدیدنشان میکنند. این آشوبگران -تروریستهای یهودی- با نفرت و خشونت به فلسطینیان هجوم میبرند و هدف واحدی دارند: وادار کردن آنها به فرار از خانههایشان. همۀ این اقدامات با این امید انجام میشود که زمین پس از آن، در مسیر تحقق رویای الحاق کامل تمام سرزمینها، برای سکونتدادن یهودیان آماده شود.
مأموران پلیس و سربازان بر تمام این موارد چشم میبندند. کسانی که سعی میکنند از آشوبگران دفاع کنند، ادعا میکنند مخالف خشونتاند و اینکه این آشوبگران اقلیت کوچکی از چند ده نوجوان شرور هستند و شهرکنشینان را نمایندگی نمیکنند. اما در واقع ما با صدها جوان خشونتطلب روبهرو هستیم که بدون مسلح شدن به ابتکار و الهامبخشی وزیر امنیت ملی، ایتامار بنگویر، نمیتوانستند چنین آشوبی بهپا کنند. به عبارت دیگر، در کرانۀ باختری یک شبهنظامی (ملیشیا) در حال فعالیت است که با حمایت، پشتیبانی و کمک -مستقیم و غیرمستقیم- مقامات دولتی اسرائیل عمل میکند.
به دلیل یک شوخی ساده و خودمانی امباپه، با مؤسس جمهوری خلق چین پس از دیدن جوک «دیکتاتور» – که با توجه به اینکه مائو تسهتونگ یک نماد مقدس چینی است و نباید به آن دست زد، موجی از خشم در چین برانگیخت – چین اقدامات زیر را انجام داد:
• شرکتهای چینی قراردادهای تبلیغاتی خود با این بازیکن را لغو کردند.
• پخش تمامی مسابقات «لیگ فوتبال اسپانیا» در چین ممنوع شد.
• تمامی محتواهای دیجیتال مربوط به این بازیکن و باشگاه رئال مادرید حذف شد!
این در حالی است که این بازیکن عذرخواهی کرد، باشگاه عذرخواهی کرد و لیگ فوتبال اسپانیا به طور کامل عذرخواهی کرد!
برخی ممکن است این واکنش را اغراقآمیز بدانند، اما قطعا پس از امروز، هیچ بازیکن، هنرمند یا فرد مشهوری جرات نخواهد کرد که یک نماد چینی را به شکلی تمسخرآمیز یا منفی، و شاید حتی کل چین را مورد بدگویی قرار دهد...!
در مقابل، رئیس جمهور یک کشور بیرون میآید و عامدانه نام پیامبرِ امت میلیاردی را به سخره میگیرد، اما هیچ مقام رسمیای اعتراض رسانهای هم ثبت نکرد!
و به پیامبر ما، اهل بیت و همسرانش، و مادران مؤمنان، در سرزمین اسیر و اشغالشدهمان اهانت میشود، و نه سفیری اخراج شد، نه مؤسساتی تحریم شدند، و نه کسی خواستار عذرخواهی شد؛ بلکه این کار تکرار و چندبار تکرار شد، تا جایی که اهانت به امت در هر فرصت و زمانی برایشان عادی و آسان شد.
و صدها هزار نفر از برادران ما را کشتند و میلیونها نفر را گرسنه نگه داشتند، اما هیچ شراکت، پیمان یا عادیسازی روابطی فسخ نشد.
خداوند نیامرزد کسی را که خون ما را فروخت و ما را در میان ملتها خوار کرد، و خداوند نیامرزد کسی را که آنها را مقدس میشمارد و بر تختهای سلطنتشان تثبیت میکند.
✍️عبدالرحمن الکسار
🔖 ترجمه: عادل حیدری
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 4: تجدد علم الهی؛ آیا آزمون بندگان برای علم یافتن اللّه است؟
✍️تحقیق و گردآوری: محمدعزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 17
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله چهارمین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی و پاسخگویی به شبههٔ تعارض ظاهری آیات در خصوص «تجدد علم الهی» میپردازد. نویسنده با تکیه بر روش تفسیر قرآن به قرآن، احادیث صحیح، ادبیات عرب و اقوال مفسران اثبات میکند که میان نصوص قرآنی مربوطه هیچگونه تعارضی نیست، زیرا ابتلا و آزمون در حق پروردگار نه برای کشف مجهول، بلکه برای «ظهور معلوم ازلی در عالم واقع»، تمییز مؤمن از منافق، اقامهٔ حجت بر بندگان و ترتّب عدل در پاداش و کیفر بر اساس عمل محققشده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
#سلسله_کلیپهای_سفر_یقین | قسمت ۵۲
عنوان: آیا جایزهٔ نوبل را به من خواهند داد؟!
سخنران: پروفسور ایاد قنیبی حفظهالله
ترجمه: خداداد مطاعیپور
زیرنویس و نشر: کانال «رد شبهات ملحدین»
بدون شک، یکی از عوامل تأثیرگذار در پذیرش نظریهٔ تکامل (فرگشت) در دنیای معاصر، این مسئله است که بسیاری از برندگان جایزهٔ نوبل به این نظریه باور دارند. از همین رو، برخی از ملحدان از این موضوع بهعنوان ابزاری برای زیر سؤال بردن دیدگاه مخالفان و تمسخر باورمندان به وجود خالق استفاده میکنند.
پروفسور ایاد قنیبی در این کلیپ، این مسئله را بررسی میکند و میکوشد با ارائهٔ دلایل و استدلالهای علمی، نشان دهد که صرفِ باور داشتن برندگان جایزهٔ نوبل به نظریهٔ تکامل، بهخودیخود دلیل علمی معتبری برای اثبات درستی آن نیست.
مشاهده و نشر این کلیپ را به تمام کسانی که در زمینهٔ نقد الحاد و بررسی انتقادی اندیشههای رایج در جهان غرب فعالیت میکنند، پیشنهاد میکنیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
ما امت إقرأ (بخوان) نیستیم!!
استاد نایف بن نهار به تصحیح یک اشتباه رایج در بین مسلمانان میپردازد که خواندن و مطالعهی محض را از ویژگیهای امت اسلام میشمارند!
استاد نایف با عمیق شدن در مفاهیم قرآن کریم توضیح میدهد که چرا نباید بدون ضابطه به این مسئله باور داشته باشیم.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: سقوط ارزشها (اخلاق جهان در پی نفی اسلام چه شد؟)
✍️تألیف: م . ش
📄تعداد صفحات: 14
🗂ناشر: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
ما در عصری زندگی میکنیم که انسان، علیرغم فتحِ قلههای تکنولوژی و تسخیرِ فضا، در درهی عمیقِ "معنا" گم شده است. مدرنیته، آنگونه که در زرورقِ آزادی و رفاه پیچیده شده، در واقع حصاری است که دیوارهای آن را "نیازهای کاذب" و سقفش را "فردگراییِ مفرط" تشکیل میدهد. این کتاب، تلاشی است برای واکاویِ این بحرانِ بزرگ؛ تلاشی برای پرسش از این حقیقت که چرا جهانِ مدرن، علیرغم تمامِ پیشرفتهای مادی، از "کرامتِ انسانی" فاصله گرفته و به جایِ آرامش، به اضطرابِ وجودی تن داده است؟
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 2: امر به فحشا
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 20
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
این مقاله دومین شماره از مجموعه «نقد شبهه تناقضهای قرآنی» است که با رویکردی روشمند، به تحلیل و پاسخگویی به شبههٔ «امر به فحشا» میپردازد؛ شبههای که ادعا میکند میان آیات نکوهش فحشا و آیاتی که از «امرِ الهی به فسق» سخن میگویند، مانند آیه هلاکت مترفین، تعارض وجود دارد.
نویسنده با ترسیم دقیق ساختار منطقی این شبهه و بررسی دقیق سیاق و تفاسیر قرآنی، تلاش میکند تا ضمن رفع این ابهام، تبیین کند که چگونه فهم نادرست منجر به چنین برداشتهای ناصواب از آیات قرآن شده است.
🔻فهرست مطالب
1. طرح شبهه
2. منشأ خطا و مغالطات شبهه
3. پاسخ اجمالی
4. پاسخ تفصیلی
5. نتیجه نهایی
6. منابع و ارجاعات
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
📽 استاد محمد قطب (رحمهالله)
🔻کلیپی بسیار مهم و قابل تأمل که در آن موضوعات بسیار مهم ذیل تبیین میشوند:
▪️ روش اسلام در درمان نا امیدی.
▪️ وظیفهی مسلمانان در زمان انتشار و چیرگی فساد.
▪️ چگونگی تربیت اسلامیِ نسل جدید در زمان فتنهها.
📝 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: نقدِ شبهه شماره 1: درباره منشأ خیر و شر
✍️تحقیق و گردآوری: محمد عزیز فتحی
📄تعداد صفحات: 21
#️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین
#معرفی_مقاله
نویسنده در این مقاله به بررسی یکی از شبهات رایج درباره منشأ خیر و شر در قرآن کریم میپردازد و نشان میدهد که میان آیات قرآن در این باره تناقضی وجود ندارد. نویسنده ابتدا ادعای شبههگران را مطرح میکند که چرا در برخی آیات، همه چیز به خداوند نسبت داده شده و در برخی دیگر، شرور به نفس انسان منسوب شده است. سپس توضیح میدهد که...
#سلسله_پاسخ_به_شبهات_تناقضات_قرآنی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین
فمنیسم با الحاد تفاوتی ندارد!
اگر بخواهی مظلومیت زنان را در یک سرزمین به پایان برسانی زنان فمنیست را بر آن سرزمین مسلّط کن!
زنان فمنیست، یک مشت زن ملحد میباشند که خواستار فحشا و بدکارگی هستند؛ البته متاسفم بدکارگی نه بلکه "تجارت سکس"!
پافشاری و حرص عجیب و غریب زنان فمنیست بر عادیسازی روسپیگری در کشورهای ما به تو ثابت میکند که در برابر دینِ شخصِ "ابلیس" قرار داریم که زیر نام "فمنیسم" فعالیت میکند.
بیشتر زنان فمنیست اعم از باحجاب یا چپگرا در یک چیز با هم متفق هستند که عبارتست از: "آزادیِ انجام زنا".
یعنی اینکه تو حق داری زنا نکنی اما حق نداری که جلوی تجارت سکس! را بگیری.
در حالی چنین باوری دارند که یکی از ثوابت اسلام اینست که:
- زنا از گناهان کبیره میباشد.
- و عادیسازی زنا و پذیرش آن و اینکه برای هر کس که بخواهد مشکلی ندارد کفر اکبر است که شخص را از دایرهی دین خارج میکند.
تجارت سکس، اصطلاحی است که از سوی زنان فمنیست برای حذف برچسب اجتماعیای که به روسپیگری زده میشود ساخته شده است.
با اینکه:
- دست درازی به بدن به معنای دست درازی کردن به ذات انسان است.
- و تجارت سکس عبارتست از جنایت تجاوز جنسی کامل که برای آن پول دریافت میشود!
- عجیب است که وزارت دادگستری آمریکا در سایت رسمی خودش، پژوهشی را نشر داده است که در ۵ قاره انجام شده و پیرامون تاثیرات روانی روسپیگری است و روشن میسازد که بیشتر زنان روسپی از اضطراب پس از شوک PTSD رنج میبرند درست به اندازهی سربازانی که در جنگهای بزرگ و وحشتناک مشارکت میکنند.
گفتمان فمنیسم در کشورهای خاورمیانه در دو جمله خلاصه میشود که عبارتست از: "ای دختران و زنان میخواهیم به مکان ارضای شهوت برای مردان گرگصفتی تبدیل شویم تا با طرفداران مردسالاری و نفوذ پدرسالاری مقابله کنیم".
"اجازه بدهید که هر مردی، شما را با مقداری پول به دست بیاورد زیرا شما زندانی نیستی بلکه زنی انقلابی میباشی"!
البته در میان انواع فمنیسم باید به "فمنیسم حجابی" پرداخت که از همه عجیبتر است زیرا تلاش میکند اسلام را به فمنیسم بچسباند در حالی که انواع فمنیسمها تا بالاترین حد ممکن به دین توهین میکنند.
اکنون که داری این سخنان مرا میخوانی تصور کن که فمنیستهای کشورهای ما بتوانند با پشتیبانیهای مالی نامحدودی که منبع آن را نمیدانیم مدارسی را برای آموزش فمنیسم تاسیس کنند.
تصور کن که این زنان بتوانند قوانینی را در مجلس تصویب کنند که برای انتشار فحشا و زنا در جامعه زمینهسازی میکند.
🔻 قوانینی از جمله:
▪️ اینکه هر دختری میتواند خودش را بدون اجازهی ولیّ خود به ازدواج کسی دربیاورد.
▪️ اینکه ازدواج به پروسهای برای تجربه کردن تبدیل میشود چنانکه دختر حق دارد آن را در ۶ ماههی اول تمام کند.
اینکه زن بتواند شوهرش را بخاطر طلاق از فرزندانش محروم کند طوری که آنها را فقط دو ساعت در ماه از راه دور ببیند!
قطعا نسلهای آینده به ما خواهند خندید یا ما را نفرین خواهند کرد به سبب موادی درسی که فمنیستها موفق به تصویب آن شدهاند.
قانونگذاران فحشا و زنا برای نابودی نسلهای آیندهی جوانان نقشه میکشند.
قانونگذاران فحشا و روسپیگری، اصطلاحات را تغییر دادهاند و نام خود را فمنیست گذاشتهاند.
قانونگذاران فحشا و بیاخلاقی، آشکارا خواستار خرید و فروش زنان در بازارهای روسپیگری میشوند.
مظلومیت زنان قبل از اینکه به دست زنان چپگرای فمنیست پایان یابد دارد به دست زنان فمنیست محجبه به پایان میرسد.
بنابراین دختر مسلمانی که با چنگ زدن به ایمان و ثوابت دینی، خود را برتر میداند باید همراه با مردانِ پایبند به شریعت پروردگار در روی فمنیستهای اسلامستیز بایستند:
﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾ [التوبة: ۷۱]
ترجمه: «مردان و زنان مؤمن، دوستان و یاوران یکدیگرند. همدیگر را به کار نیک میخوانند و از کار بد باز میدارند و نماز را چنان که باید میگزارند و زکات را میپردازند و از خدا و پیامبرش فرمانبرداری میکنند. آنان کسانیند که خداوند به زودی ایشان را مشمول رحمت خود میگرداند. براستی که خداوند، توانا و حکیم است.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان کتاب: اسلام و مشکل جنسی
✍️نویسنده: محمد قطب
📝مترجم: خداداد مطاعیپور
📄تعداد صفحات: 103
#️⃣ناشر: رد شبهات ملحدین
#معرفی_کتاب
بهجرئت میتوان گفت که هیچ دورانی از تاریخِ دور و درازِ بشر، همچون دوران معاصر شاهدِ گسترش بیبندوباری و روابط نامشروع در میان انسانها نبوده است؛ چنانکه کار به جایی رسیده که حتی خودِ غربیها نیز از آن به ستوه آمدهاند.
باید خاطرنشان کرد که بیبندوباری جنسی را دانشمندانِ غربی، برای بشریتِ پساجنگهای جهانی ارائه کردند تا از شدتِ آشفتگی و فلاکتی که خود پدید آورده بودند، بکاهند؛ اما دریافتند که آزادیِ بیقیدوشرطِ جنسی، نهتنها راهحل نیست، بلکه آن وضعیت را چنان تشدید میکند که از کنترل خارج میشود. اکنون نیز که این پدیده از سوی کشورهای غربی حمایت میشود و به شکل یک «صنعت» درآمده است، آنان از ارائه راهحلی مناسب و درست برای بشر امروزی درماندهاند.
اینجاست که اسلام با راهحلِ درست و منطقیِ خود به میدان میآید تا بشریت را از فلاکتی که تمدنِ غیراخلاقی غرب در آن گرفتار کرده است، نجات بخشد و از مرتبهی حیوانیتی که در آن سقوط کرده، به مقام انسانیت برساند.
استاد محمد قطب، فساد موجود و عوامل آن در جهان امروز و بهویژه جهان اسلام را ریشهیابی کرده و سپس به ارائه مناسبترین درمان و راهحلِ ممکن برای بشر پرداخته است که از دلِ دین آسمانی سرچشمه میگیرد؛ پیشنهاد میشود خواندن این کتاب را از دست ندهید.
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
بارها شنیدهام که پرسیدهاند: اگر دو جوان به یکدیگر دل ببندند، چه نیازی به عقد شرعی وجود دارد؟ آیا خواندن چند کلمۀ عربی آنقدر مؤثر است که رابطه بدون آن حرام و با آن حلال باشد؟
سوالات خوبی هستند، زیرا با پاسخدادنشان ابهامات و کجفهمیهایی که حتی بخشی از دینداران به آن مبتلا هستند برطرف میشود.
عشق، اعتماد، همراهی و همصحبتی واژگان زیبایی هستند، اما ازدواج تنها ماهعسل و جفتشدن با یار نیست. ازدواج یعنی سازماندهی روابط جنسی و ایجاد خویشاوندی و انتقال دارایی و تعریف حقوق و مسئولیتها نسبت به یکدیگر و فرزندان. نهاد ازدواج در اسلام مهریه دارد، نفقه دارد، افراد تازهای را وارد دایرۀ محارم میکند، موجب ارث است و دو طرف را کامیافته (=محصَن) میگرداند. تمام این موارد آثار حقوقی خاصی دارند و ضروری است که علاقه و آرزوهای مشترک را با قراردادی صریح اعلان کرد و آن را از طریق قانون رسمیت بخشید. ویل دورانت (۱۹۸۱ م) میگوید: «از همان وقت که مالکیت خصوصی، ازدواج و حکومت پیدا شد، قانون نیز همراه آن بود». [۱]
اگر عقدی نباشد، همهچیز تنها تا وقتی که روابط عاطفی و جنسی خوب پیش برود شیرین است، اما بهمحض اختلاف یا جدایی، هیچ چارچوبی برای حمایت از طرف ضعیفتر، حفظ حقوق فرزندان یا تعیین تکلیف اموال مشترک وجود ندارد. اگر دو نفر بگویند «ما تصمیم گرفتهایم با هم زندگی کنیم» به این معنا نیست که حساب همهچیز را کرده باشند و یکی از طرفین بهراحتی میتواند در یک لحظه طوری پایان همهچیز را اعلام کند که انگار هرگزی تعهدی در میان نبوده است. آیا گفتن «خانهام برای توست» بدون بستن قرارداد، مالکیت قانونی ملک را منتقل میکند؟ پس ازدواج شبیه قراردادی آماده برای تنظیم امور همسران است.
اگر بگویی: پذیرفتم که باید عقدی قانونی در میان باشد، اما چرا باید عربی باشد؟
میگویم: نزد جمهور فقیهان اسلام، کسانی که عربی نمیدانند، میتوانند ایجابوقبول را با الفاظی معادل «زَوَّجتُ» و «أَنکَحْتُ» در زبان خود بگویند [۲]، «چه به انگلیسی باشد و چه فرانسوی، آلمانی یا روسی». [۳] نزد گروهی از فقها حتی اگر عربی بدانند، باز هم عقد صحیح است، چنانکه قَدُّوری حنفی (۴۲۸ هـ) میگوید: «نکاح با الفاظ عربی، فارسی و زبانهای دیگر نیز منعقد میشود» [۴]. همچنین بر خلاف تصور بسیاری از مردم، شرط نیست که خطبۀ ایجابوقبول را «آخوندها» بخوانند و اگر عادت بر این بوده است، دلیلش آن است که مردم به احکام ازدواج آگاه نبودهاند تا خودشان آن را برگزار کنند.
شاید بگویی: پس تکلیف ملتهای غیر مسلمان چیست که عقد اسلامی ندارند؟
در عموم فرهنگهای غیراسلامی مفهوم ازدواج وجود داشته است و میان نهاد ازدواج و روابط بیبندوبار فرق قائل بودهاند. از نصوص دینی هم چنین بر میآید که اسلام، تفاوتی که جوامع دیگر میان ازدواج و زناکاری میگذاشتهاند را به رسمیت میشناسد و ازدواجی که غیرمسلمانان بر اساس دین خود انجام میدهند را صحیح میداند، چنانکه در قرآن آمده است: ﴿وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ﴾ [القصص: ۹] و ﴿وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ﴾ [المسد: ۵]؛ میبینیم که خداوند آسیه را زنِ فرعون و امجمیل را زنِ ابولهب نامیده است. ابن قدامه (۶۲۰ هـ) نوشته است که در این موضوع اختلافی وجود ندارد و «قرار نیست که ازدواجشان شروط ازدواج مسلمانان -چون ولی و شاهد و ایجابوقبول- را داشته باشد» [۵] و ابن تیمیه (۷۲۸ هـ) میگوید: «صحیحبودن ازدواج کافران از نظر لحوق نسب و ثبوت فراش میان مسلمانان مورد اختلاف نیست و اگر زوج کافری مسلمان شوند، بهاجماع بر ازدواج قبلی خود اقرار میشوند». [۶] سنت پیغمبر نیز گواه درستی این قاعده است؛ ایشان از افراد تازهمسلمان دربارۀ نوع نکاحشان نمیپرسیدند و آن را فسخ نمیکردند، مگر ازدواجی -مانند جمع همزمان دو خواهر- که اساساً در اسلام قابلقبول نباشد.
ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
عفت قرآنی
واژۀ «عفت» در ذهن همۀ ما به «حجاب» گره خورده است، اما قرآن در این باره چه به ما میآموزد؟
ابن فارِس، لغتشناس نامی قرن چهارم، عفت را «خودداری از ناشایست» میداند [۱] و راغب اصفهانی مینویسد که «عفت، حصول حالتی نفسانی است که با آن از غلبۀ شهوت امتناع میشود». [۲]
از عقل و شرع پیداست که محدودۀ شایست و نشایست وسیعتر از پوشش و امور جنسی است، لذا راغب اصفهانی در اثر دیگرش به بیان نمودهای مختلف عفت در انسان میپردازد و میگوید: «عفت آدمی کامل نمیشود، مگر آنکه عفت در دست و زبان و گوش و چشمش جریان یابد؛ وقتی زبان عفیف نباشد تمسخر و تجسس و غیبت و بدگویی و سخنچینی میکند و به دیگران لقب زشت میدهد، و بیعفتی چشم در نگریستن به چیزهای حرام و زینت دنیایی است که به شهوات ناپسند منجر میشود، و گوش بیعفت هم شنیدنیهای قبیح را میشنود!». [۳]
مادۀ «عفف» در چهار آیۀ قرآنی بهکار رفته است:
۱) عفت در برابر زنا و مقدمات آن؛ فرموده است: ﴿وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...﴾ [النور: ۳۳] «کسانی که امکانات ازدواج را ندارند، باید در راه عفت بکوشند، تا آنکه خداوند از فضل خود بینیازشان سازد!».
۲) عفت در پوشش؛ پس از اینکه زنان فرتوت و ازکارافتاده را مشمول نوعی تخفیف در پوشش میکند، میافزاید که اگر از این تخفیف استفاده نکنند بهتر است: ﴿...وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ...﴾ [النور: ۶۰] «و اگر عفت ورزند، برایشان بهتر است!».
۳) عفت در خواستنِ از خلق؛ خداوند از شُکوه فقیرانی میگوید که «عفت» مانع میشود دست حاجتشان به سوی مردم دراز کنند و اگر کسی آنان را نشناسد، گمان میکند که توانگرند: ﴿...يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ...﴾ [البقرة: ۲۷۳].
۴) عفت در برابر مال یتیم؛ فرموده است: ﴿وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ﴾ [النساء: ۶] «و هرکس ثروتمند است، عفت بورزد!».
جالب توجه است که قرآن کریم، همانطور که عفت را در برابر زنا و مال یتیم ذکر کرده است، هر دو را در صیغۀ ﴿وَلَا تَقْرَبُوا﴾ نیز شریک ساخته است؛ در آیهای ما را از نزدیکشدن به زنا نهی میکند: ﴿وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا...﴾ [الإسراء: ۳۲]، سپس ما را به فاصلۀ یک آیه از نزدیکشدن به مال یتیم میترساند: ﴿وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ...﴾ [الإسراء: ۳۴].
پس گسترۀ کاربرد این معنا در قرآن نشان میدهد که عفت تنها در پوشش و پاکدامنی جنسی خلاصه نمیشود، بلکه یک ملکۀ اخلاقی همهجانبه است و همانقدر که پوشش و پاکدامنی مهم و ضروری است، عفت در اموال و حقوق دیگران هم مهم و ضروری است.
📚 پینوشتها:
[۱] ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج۴ (القاهرة: مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي وأولاده بمصر، ١٣٩٢)، ۳.
[۲] الراغب الأصفهاني، المفردات في غريب القرآن (دمشق: دار القلم، ١٤١٢)، ٥٧٣.
[۳] الراغب الأصفهاني، الذريعة إلى مكارم الشريعة (القاهرة: دار السلام، ١٤٢٨)، ٢٢٤.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
فضل الهی و ناتوانی اسباب
سِنَّم از پنجاه فراتر رفته است. هرچقدر بیشتر پا به سال میگذارم، این باور در من عمیقتر میشود که تنها با فضل الهی بوده که -باتوجه به لطفی که خداوند به من داشته- به این نقطه رسیدهام. در همین حین، شدت این پرسش انکاری در من شعلهورتر شده است: در تمامی این سالیان، من کیستم تا به وارسی دقیق مسیرهایی مشغول شوم که مرا به این نقطه رسانده است؟
هرچقدر سالیان واپسین جلو میرفت، این باور در درونم روشنتر و ریشهدارتر میگشت و طرز فکر انجام کارها از راه اسباب -یا همان گرفتن اسباب- برایم پیچیدهتر میشد و هرچه تلاش میکردم تا چگونگی کارکرد این اسباب -با این درهمتنیدگی، ارتباط عمیق با یکدیگر و اثرگذاریاش- در رساندن من به این جایگاه را بفهمم، حقیقت آن برایم گنگتر میشد و بیش از پیش در هالهای از ابهام قرار میگرفت.
اما در نقطۀ مقابل، گذشت روزها و تجربههای پیدرپی، به شفافیت، قوت و ضرورت این باور که «هرچیزی به فضل خداست» افزوده است. این باور، اندیشهای اجتنابناپذیر است که خودش خود را اثبات میکند؛ لیک ما چه بسیار از آن رویگردان بودهایم، یا از آن غفلت ورزیدهایم!
آنچه اینجا از آن پرده برداشتم به معنای نادیدهانگاری اسباب نیست، بلکه مشخصکردن مرزهای آن است. اسباب اینگونه است که هرگاه به جهان بپردازیم، برایمان نمایان میگردد؛ اما هرگاه هستی را تنها به اسباب برگردانیم، معنای خود را از دست میدهد. اسباب کارآمد است، ولی خودش را نمیتواند توضیح دهد و آن را یارای بیان راز تأثیرش نیست و از ضمانت نتایجش برنمیآید. هنگامی که توجه به اسباب شدت یابد، شمار اسباب بهگونهای افزایش مییابد که -نسبت به ما آفریدگان ناتوان- به فضایی مهآلود تبدیل میشود.
همچنین نسبتدادن نعمت به خداوند نتیجۀ کمفهمی ما نیست، بلکه نتیجۀ بلوغی وصفناپذیر است. چه اینکه در گذر تجربهها آشکار میشود که خود اسباب، در تقابل با فضل الهی نبوده، بلکه نمایانگر آثار تدبیر الهی است و اینکه این اسباب تنها با اذن او داده میشود و جز با تسخیر او تاثیرگذار نیست و استمرار آن تنها در صورتی است که خداوند از نابودی آن جلوگیری کند.
هر اندازه که عقل به پختگی رسد و توهم خودبسندگی از هم بپاشد، توحید هم زلالتر میشود و اقرار به اینکه «همه چیز از جانب خداست» دیگر تنها شعار فرمانبرداری نخواهد بود، بلکه این شعار عصارۀ شناخت خواهد شد. رسیدن به این فهم بهخودیخود نعمتی الهیست، بهنحویکه نمیتوان چنین فضلی را جبران کرد. سپاس خدای را، همیشه و پیوسته، به اندازۀ آسمانها و زمین و به پری میان آن دو و آنچه او پس از این خواهد؛ سپاس از آن خداوندِ گوینده این گفته، که گفتهاش نیز حق است: ﴿وما بكم من نعمة فمن الله﴾.
✍️ د. عبدالله الشهری
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: اصلیترین مشکلات امت
✍️نویسنده: احمد سید
📝مترجم: خداداد مطاعیپور
📄تعداد صفحات: 9
🗂ناشر: رد شبهات ملحدین
bit.ly/4aUcmmO
#معرفی_مقاله
استاد احمد سید (حفظه الله) در این مقالهی کوتاه از بزرگترین مشکلات کنونی امت و عواملی که در پدید آمدن آنها نقش دارند سخن گفته است.
ایشان عصر کنونی را برههی مهمی در تاریخ امت میداند که کنش یا انفعال آن میتواند در رقم زدن قرنهای آیندهی مسلمانان نقش بسزایی ایفا کند.
از همین روی راهکارهایی را برای برونرفت از این بزنگاه دشوار مطرح میکند که میتواند راهگشای مسلمین در این مسیر خطرناک باشد.
این مقاله به تمام کسانی که دغدغهی عزت اسلام و تمکین مسلمانان را دارند پیشنهاد میشود.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
📚عنوان مقاله: آیا الحاد منشأ پوچگرایی در جهان است؟
✍️نویسنده: هیثم طلعت
📝ترجمه و نشر: رد شبهات ملحدین
📄تعداد صفحات: 11
bit.ly/4qDzDzb
#معرفی_مقاله
نوشتار تقدیمی به بررسی رابطه بین الحاد و پوچگرایی میپردازد. نویسنده در این اثر به انتقاد از جهانبینی الحادی و مادیگرایی میپردازد و به مفهوم کلی انسان در دیدگاههای مادی و تأثیرات آن بر اخلاق و ارزشها اشاره میکند. این نوشتار به طور خاص به مسائلی مانند مادیگرایی، جدایی از ارزشهای متافیزیکی و عبور از مرزهای اخلاقی میپردازد. همچنین در بعضی بخشها، نویسنده نگرشهای تاریخی و اجتماعی مرتبط با تفکر الحادی را مورد بررسی قرار میدهد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین