-
📗 🎨 🎧 این کانال برای اشخاصی است که علاقمند به کتابخوانی می باشند:داستان صوتی_شعر_موسیقی_بریده کتاب #داستان_کوتاه_خود_را_برای_کانال_به_پی_وی_بنده_بفرستید:https://t.me/parsai_69
آنقدر نزدیک شد لب های جانان بر لبم
تا که آمد از خیال بوسه یی جان بر لبم
خیره شد چشمم در آن لب های عشق انگیز پاک
مهر خاموشی زد آن چشم درخشان بر لبم
خواندم از تصویر جانان دوش خط آرزو
زان نگه نقش تبسم خورد پنهان بر لبم
روز و شب در کلبه ی ویرانه ای دیوانه وار
اشک در چشمم به رقص و نام توران بر لبم
هر زمان در آشیان آرزو چون کودکان
لرزه ریزد دردمندی های هجران بر لبم
درد اگر درد تو باشد، ای حبیب بی وفا
کافر عشقم گر آید نام درمان بر لبم
مرحبا چشمم، که از لطفش همه شب تا سحر
نور پاشد بوسه های اشک غلطان بر لبم
همچنان "امید" آن دارم که برگیرد لبش
دوش آن مهری که زد لب های جانان بر لبم
✍مهدی اخوان ثالث
📘ارغنون_صفحه ۵۴
🦌
@neday_honar
هر فصل از آن جهانی است ، هر برگ داستانی
ای دفتر تن تو ، از هر کتاب خوش تر
چون پرسم از پناهی ، پشتی و تکیه گاهی
آغوش مهربانت ، از هر جواب خوش تر
💙حسین منزوی
🦌
@neday_honar
کلمات ،
در تو
نگاه می کنند
زبان ،
از جائیکه
خنجر
می خورد ،
بریده
می شود ،
تنها ،
با چشمانم ،
می توانم ،
بگویم که
دوستت دارم.
#حمید_عمادی
🦌
@neday_honar
واژگان برابرِ تنوین دارِ عربی در فارسی
🦌
@neday_honar
چه باشد ار بنوازی نیازمندی را؟
که با خیال رخت دم به دم به راز آمد
عراقی
🦌
@neday_honar
📻نمایش رادیویی
📘مرغ دریایی
✍آنتوان چخوف
🦌
@neday_honar
هر جا گل های نیایش رُست
من چیدم
دستی گلی دارم
سهراب سپهری
💙بیکلام
🦌
@neday_honar
و گفت: «از کسانی باش که اندوه از دل برگیری و از کسانی مباش که اندوه به دلی هو نهی. و از کسانی باش که مشغول دلی را فارغ کنی، از کسانی مباش که فارغ دلی را مشغول کنی.»
📘نوشته بر دریا
ذکر ابوالحسن خرقانی
✍شفیعی کدکنی
🦌
@neday_honar
در حافظه هرچه بخواهی هست،
حافظه نوعی داروخانه یا آزمایشگاه شیمی است، که در آن اتفاقی دستت گاه به دارویی آرامبخش و گاه به زهری خطرناک میرسد!
📘 جستجوی زمان از دست رفته
✍🏻مارسل پروست
🦌
@neday_honar
روا بُوَد که چنین بیحساب دل ببری؟!
💙 سعدی
🦌
@neday_honar
زنی کــه خودش نان خود را درمی آورد بسیار محترم تر از زیباترینِ زنان است!
ماری ولستون کرافت
انگلستان ۱۷۵۹_۱۷۹۷
نویسنده _ادیب_فیلسوف_سفرنامه نویس
🦌
@neday_honar
"دلم"
آن لحظه
که دستهایِ جوانم
در روشناییِ روز
گلبارانِ سلام و تبریکهایِ دوستانِ نیمهرفیقم میگشت،
دلم
سایهای بود ایستاده در سرما
که شالِ کهنهاش را
گره میزد!
✍حسین پناهی
📘 سالهاست که مُردهام؛ دفترِ پنجم از مجموعهٔ چشمِ چپِ سگ، چاپِ دارینوش، تهران ۱۳۸۴.
🦌
@neday_honar
گر چه تو دوری از برم، هم رهِ خویش میبرم
شب همه شب به بسترم، یادِ تو را به جای تو
حسین منزوی
🦌
@neday_honar
تو ای زن
تنها آفریدهی خدا،
بلکه مخلوق مردان زمین نیز هستی.
رابیندرانات تاگور
🦌
@neday_honar
هدیه ی من برای تو
که شعلهی آتش کوچک منی
دو بوسه است
💙عبدالوهاب بیاتی
🦌
@neday_honar
هم چنین فرد باش خاقانی
کآفتاب این چنین دل افروز است
خاقانی
🦌
@neday_honar