17668
هر زمان که درد خیلی کُشنده و شدید باشد، مطالعه، چاقوی درد را کُند میکند، برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده، صرفاً نیاز دارم به کتابها پناه ببرم. 🍸دوستان "کتابخوان" تان را دعوت کنید. 🎁جهت تبلیغات؛ @pish_tabligh
🎈🎈🎈
💎برترین کانالهای تلگرام:
💡چالش و کوییز شعر
@ghazalkhaniiii
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
#رمان_پدر
#نویسنده_فاطمهسونآرا
#قسمت دوم
چند لحظه به صورتم خیره شد بعد دستم را محکمتر گرفت و چاقو را روی انگشتم کشید از درد چیغی کشیدم با دیدن خونی که از انگشتم جاری شده بود چشمانم سیاهی کرد خواست دوباره چاقو را روی انگشتم بکشد که انگشت دست آزادم را داخل چشمش کردم او آخ گفت و من با عجله از جایم بلند شدم و لنگ و لنگان از اطاق بیرون شدم به حویلی رفتم و بلند شکیب را صدا زدم ولی از او خبری نبود با صدای او که اسمم را صدا میزد و برایم هشدار میداد به سوی دروازه ای حویلی رفتم همینکه دروازه را باز کردم کسی را مقابلم دیدم با دیدن مرد مقابلم چشمانم برق زد و گفتم پدر جان
پاهایم سُستی کرد و احساس کردم حالا نقش زمین میشوم که پدرم از بازویم گرفت و مانع افتادنم شد به صورتم دید و چشمانش پر از اشک در همین هنگام چاقو از دست فریدون افتاد و همانطور که زبانش به لُکنت افتاده بود گفت کاکا سرور خان شما اینجا؟ با شنیدن صدای او رنگ نگاه پدرم تغیر کرد مرا به دیوار تکیه داد و خودش با قدم های بلند به سوی فریدون رفت فریدون از ترس عقب عقب رفت پدرم خودش را به او رسانید و از یخنش گرفته داد زد تو با دخترم چی کار کردی؟ فریدون خواست جوابی بدهد که پدرم با دست آزادش مشتی حواله صورت او کرد فریدون تعادلش را از دست داد و به زمین افتاد پدرم دوباره نزدیک او رفت و چند لگد به شکمش زد فریدون از درد نالید ولی پدرم دوباره با لگد به سرش زد فریدون دستانش را روی سرش گذاشت و با التماس گفت بد کردم مرا ببخشید من فقط از او پول خواستم ولی او برایم نداد پدرم تفی به صورت او کرد و گفت الله هیچ زن را شوهری بی غیرت مثل تو ندهد کاش روزی که دست دخترم را در دستت دادم دستم خشک میشد بعد به سوی من آمد با مهربانی دستی به صورت پر از خون و زخمم کشید و غمگین گفت دیگر یک ثانیه ترا در این خانه نمی مانم برو دست و صورتت را بشوی با هم به خانه ما میرویم قطره ای اشک از گوشه ای چشمم پایین چکید و گفتم پدر جان خودت مشکلات زیاد داری نمیخواهم من و شکیب هم بار دوش ات شویم پدرم با جدیت گفت تو و نواسه ام هیچوقت برایم بار دوش نمی باشید راستی شکیب کجاست؟ با نگرانی به اطراف دیدم بعد بلند اسمش را صدا زدم دروازه ای انباری باز شد و شکیب از آنجا بیرون شد به سوی او دویدم و او را در آغوش گرفتم...
#ادامه_فردا_شب
لایک فراموش نشود ❤️
ببینم چند نفر اینجا عاشق رماناند؟ 👀
رماندوستها یک لایک مهمان من! ❤
🍃📖🍃
تنها چیزی که عمیقا بهش اعتقاد دارم اینه که هیچوقت هیچکس رو نمیشه واقعا شناخت؛ ما فقط اون قسمتی از یک شخص رو میشناسیم که خودش اجازه به شناختن داده!☁️🌿
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
🍃📖🍃
آنان که به من بدی کردند ،
مرا هشیار کردند ...!
آنان که از من انتقاد کردند ،
به من راه و رسم زندگی آموختند ...!
آنان که به من بی اعتنایی کردند ،
به من صبر وتحمل آموختند ...!
آنان که به من خوبی کردند،
به من مهر و وفا ودوستی آموختند ...!
🖌"شهید دکتر چمران"
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
🍃📖🍃
صبر داشته باش و ببین ؛
همان کسی که می خواست
تو را زمین بزند ، زمین خورده !
همان کسی که می خواست حرمت
تو را بشکند ، تمامِ غرور و حرمتش شکسته !
همان کسی که قصد آزارِ تو را داشت ،
بی دفاع شده و آزار دیده !
کائنات ، دست بردار نیست ؛
انتقامِ ما را ، از هم می گیرد !
روزی همه مان به هم ،
بی حساب خواهیم شد ...
"نرگس صرافیان طوفان"
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
🧩🧩🧩
💎برترین کانالهای تلگرام:
🦋"تـ𝒕𝒐ـو" "را من چشـــــم در راهم
@kafeh_honar31
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
🔴🟠🟡🟢🔵🟣🔴⚪️
توجه ◀️◀️◀️👑➡️➡️➡️
هزینه ورود به اینکانال ها 1میلیون میباشد
فقط دو دقیقه میزارم تا لینک باطل نشه 👇
/channel/addlist/CLcFsgTf4NVmNTJk
🔴🟠🟡🟢🔵🟣🔴⚪️
💥💥💥
💎برترین کانالهای تلگرام:
🌀انتقال کدهای سرچشمه و زبان نور🛸
@Spiritualguide144
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
🔮🔮🔮
💎برترین کانالهای تلگرام:
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
🍃📖🍃
یه جمله هست که هیچوقت از ذهنم نمیره:
بعضی آدما اگه فقط یه قطره آب بهشون بدی، تا آخر عمر یادشونه و قدردانت میمونن.
ولی بعضیای دیگه، اگه کل اقیانوس رو هم تقدیمشون کنی، بازم فکر میکنن حقشون بوده و انگار هیچ کاری براشون نکردی.
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
📣بسه اقا ما ی غلطی کردیم 2 روز پیش لینک یک کانال هک رو گذاشتیم دوباره این دفعه اخره هرکی نیاز داره سریع جوین بده و دیگه نیاید پی وی!!!!
/channel/+8tuyugPgxa4xOWI0
اخرین باره میزارم⛔️
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
🔴به مناسبت ۲ ساله شدن عمر چنلمون چنل های vip که قیمت یک میلیون هست به ۱۰ نفر اول رایگان میدیم و بعد از ۱۰ نفر به طور خودکار لینک باطل میشه جوین بدین🆕🤩🤩
⛓/channel/addlist/0gknv6UOhVhlNWI0
#تبلیغ_نیست
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
🍃📖🍃
سختی طاعت میگذرد، اما پاداش آن باقی میماند.!!!
لذتِ گناهان میگذرد، اما کیفر آنها باقی میماند. با خداوند باش و اهمیت نده، در تاریکی شب دستانت را به سوی او دراز کن و بگو: پروردگارا، دنیا بدونِ یاد تو و آخرت بدون بخشش تو، و بهشت بدون دیدار تو لذتبخش نیست. . .🌱🪵🌺
🏷ابن جوزی رحمه الله🤍
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
به دنیای واژههایی خوش آمدی که پیش از نوشته شدن، زندگی کردهاند...
قرار نیست اینجا متنهای تکراری ببینی؛
اینجا واژهها از ژرفای قلب متولد میشوند، از ذهن عبور میکنند و بر نوک قلم 🪶جان میگیرند.🦋
جوین نشـდـید واقعا واقعا ضࢪࢪ ڪࢪدین🙃🫰🏻
/channel/Fa_Eran
🫠🫀🦋
#رمان_پدر
#نویسنده_فاطمهسونآرا
#قسمت اول
دستش را دور گلویم گرفته بود و فشار میداد فکر میکردم نفسم بند می آید صدای گریه های شکیب باعث شد چشمانم را به سختی باز کنم شکیب با چشمان اشکبار به من خیره شده بود و از ترس میلرزید همه قدرتم را در پاهایم جمع کرده و لگد محکمی در پای مردی که بی رحمانه مرا زیر لت و کوبش گرفته بود زدم از درد فریادی کشید و با آرنجش به صورتم زد به زور یکی از دستانم را از میان دستش آزاد کردم و دستم را بالا آورده و ناخون هایم را به صورتش کشیدم کنار گوشم نعره زد: بی حیا با شنیدن این کلمه وحشی تر شدم و دستم را بالاتر برده و موهای کم پشتش را میان انگشتانم گرفتم و محکم کشیدم با این کارم دستش را از دور گلویم باز کرد تا موهایش را از دستم آزاد کند با اینکه ترس همه بدنم را گرفته بود ولی فرصت را از دست نداده به او حمله کردم عین وحشی ها به جانش افتادم یک لحظه چشمم به شکیب افتاد که گریه کنان از اطاق بیرون دوید اسمش را صدا زدم و خواستم دنبالش بروم که موهایم از پشت کشیده شد و محکم به زمین خوردم از درد آخ گفتم که با لگد به پهلویم زده خشمگین گفت شجاع شدی بالای من دست بلند کردی؟ از بازویم گرفت و از جایم بلندم کرد دستانش را دوباره دور گردنم گذاشت دیگر طاقت مقاومت نداشتم چشمانم را بستم و لب زدم زود باش مرا بکُش با شنیدن حرفم تعجب کرد و پرسید چی گفتی؟ آهی کشیدم و تکرار کردم مرا بکُش پوزخندی زد و گفت فکر کردی به همین سادگی ترا از بین میبرم؟ حلقه ای دستانش را از دور گلویم باز کرد موهای پریشانم را میان دستش گرفت و سرش را نزدیک گوشم آورده زمزمه کرد آنقدر دردت بدهم که خودت التماس کنی زودتر تمامت کنم دست آزادش را داخل جیب اش برد و با بیرون آوردن چاقوی کوچک قهقه خندید با دیدن چاقو دلم لرزید ولی آنقدر خسته بودم که نمیتوانستم برای نجات خودم کاری کنم سرم را محکم به دیوار مقابلش زد به زمین افتادم و از درد به خودم پیچیدم شوری خون را داخل دهانم احساس کردم نزدیکم آمد و کنارم روی زمین نشست دستم را میان دستش گرفت چاقو را آهسته روی انگشتانم حرکت داد و گفت میخواهی اول کدام انگشتت را قطع کنم؟ مردمک چشمانم لرزید و به سختی گفتم لطفاً بالایم رحم کن پوزخندی زد و گفت تا چند دقیقه قبل میخواستی ترا بکُشم حالا میخواهی بالایت رحم کنم؟....
لایک فراموش نشود❤️
🍃📖🍃
️
#نام_رمان_پدر
#باقلم_فاطمه_سونآرا
هرشبدوقسمتنشرمیشه🤍❤️🤍
🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
🍃📖🍃
باور کنید اگر تمام پاهای دنیا را قطع کنید، نمیتوانید سریع تر بدویید؛
خراب کردن دیگران، تاثیری روی روند رشدتان ندارد.
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
🌸🌸🌸
💎برترین کانالهای تلگرام:
🎁 اشعار ناب و دلنشین
@Hamidrezaabravan
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
🍃📖🍃
اگر خدا قادر مطلق و عالم مطلق و خیر مطلق است چرا در برابر چنین جنایاتی سکوت میکند؟
📚 برادران کارامازوف
👤فئودور داستایفسکی
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
به مناسبت آتش بس چند روزه ایران و امریکا یه سری چنل پیدا کردم باقلوا 😍
یعنی فول ویژه هستن به مدت ۱ ساعت با ظرفیت ۱۰۰ نفر براتون رایگان میزارم حالشو ببرید 😘⏬⏬
/channel/addlist/_4klMSWmmf44OWE0
🍃❤🍃
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد،
بی سواد حقيقی است!
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموختهای و هنوز رشد نکردهای...
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
🍃📖🍃
" خداوندا ".......!
آرامم کن همان گونه که دریا را...
پس از هرطوفانی آرام میکنی...
راهنمایم باش که در این چرخ و فلک...
روزگار بدجور سرگیجه گرفتم...
ایمانم راقوی کن...
که تو را در تنهایی خود گم نکنم...
" خداوندا "......!
من فراموش کارم اگر گاهی...
یا لحظه ای فراموشت کردم...
تو هیچ وقت فراموشم نکن...
" خداوندا ".....!
رهایم مکن حتی اگر همه رهایم کردند...خداوندا تقدیردوستانم را انگونه که صلاح میدانی رقم بزن
" آمین یارب العالمین "
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
ما گمان میکنیم که نقاب هایمان، شخصیت درونیمان را پنهان میدارد اما هر آنچه که در وجودِ خود نمیپذیریم، در نامنتظرهترین لحظات سر بر میآورد و خود را نشان میدهد!
📕 نیمه تاریک وجود
✍️ #دبی_فورد
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
🍃📖🍃
وای از بی شرمیشان
نانت را میدزدند
سپس تکهای از آن را باز میگردانند
و آنگاه امر میکنند که برای این سخاوتشان
از آنها تشکر کنی،
امان از این وقاحتشان....
👤 غسان کنافی
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
🍃📖🍃
تاریخ بارها نشان داده است
حکومتی که آزادی را بگیرد،
حتی اگر اقتصاد را هم نگه دارد،
سقوط میکند.
و حکومتی که هم آزادی را بگیرد
و هم نان را،
فقط زمان سقوطش را جلو میاندازد.
️ 🆔@Mutaliagaran-مطالعه گران🍃
دوستان خواهشا همین تیک تاک من را فالو کنید تازه وارد تیک تاک شدم به کمک تان نیاز دارم
tiktok.com/@m..amir147