68493
این همه تقلاها و جدالهای فکریِ ما چه بهایی خواهد داشت ، اگر محبت در دلهایمان نقصان گیرد؟ (کانت) . . تبلیغات: @makhfigah_tablighat . . . . کانال فرهنگی مخفیگاه هیچ صفحه دیگری ندارد . ادبیات فلسفه هنر موسیقی تاریخ و معرفی کناب
ارائۀ این نوشته در راستای سئوال بسیاری از دوستانی است که می پرسند چرا چین به کمک ایران نمی شتابد.
***
خلاصۀ مقالۀ «چین در انتظار است و مینگرد، در حالی که آمریکا با همه ببرهایش گلاویز شده است»
ونران جیانگ — از نشریۀ _The South China Morning Post_, 5 March 2026
این مقاله استدلالی صریح و برنده دارد: ایالات متحده در دام پراکندگی استراتژیک گرفتار آمده و دیگر یارای آن را ندارد که اراده و توان خود را یکسره بر مهار چین متمرکز کند. حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، منطقه را به کام آتش کشیده — و این در حالی است که جنگ اوکراین در سال پنجم خود همچنان میسوزد، تنش با ونزوئلا و کوبا دوباره جوش زده، و غزه لحظهای آرام نگرفته است. ترامپ با این وعده به قدرت رسید که آمریکا را از این گردابهای دور دست بیرون خواهد کشید تا نیرویش را روی چین متمرکز کند؛ اما واقعیت کنونی، وارونه آن وعده است — آمریکا اکنون عمیقتر از هر زمان دیگری در این درگیریها فرو رفته است.
جنگ تجاری و فناوری ترامپ علیه چین نیز به نتیجهای کاملاً معکوس انجامیده است. آنچه قرار بود چین را زمینگیر کند، در عمل اراده چین را برای خوداتکایی در پیشرفت تکنولوژی و اقتصادی خود را صیقل زده وستون فقراتش را محکمتر کرده. در همین حال، دیوان عالی کشور آمریکا با محدود کردن اختیارات تعرفهای رئیسجمهور، نه فقط بازوی فشار اقتصادی او را شکسته، بلکه شکنندگی بنیادین رویکرد یک جانبه گرایانهاش را برای همه آشکار کرده است.
متحدان سنتی واشنگتن نیز دیگر صفهای یکپارچهای ندارند. رهبران فرانسه، بریتانیا، کانادا و آلمان یکی پس از دیگری راهی پکن شدهاند — نه از سر عشق به چین، بلکه از سر محاسبه سرد اقتصادی و کاهش وابستگی به واشنگتنی که دیگر قابل اتکا نیست. در ظاهر هنوز در کنار آمریکا ایستادهاند، اما در عمل دارند راه فرار خود را هموار میسازند. این ریاکاری حسابشدهای است که نشان میدهد اعتماد به رهبری آمریکا تا چه عمقی فرسوده شده است.
در این فضایی، چین استراتژی دیرین «نشستن بر قله کوه و تماشای جنگ ببرها» را با سردخونی و انضباط تمام به اجرا گذاشته است. اما این انتظار، انفعال نیست — خویشتنداری آگاهانهای است که از عمق یک سنت فکری کهن سر برآورده. پکن نه انگیزهای دارد ونه دلیلی که به خاموش کردن آتشهایی کمک کند که رقیبش را مشغول، پراکنده و فرسوده نگه میدارند. تلاش ترامپ برای از سرگیری گفتگو با پکن — از جمله سفر برنامه ریزیشده به بیجینگ — از نظر جیانگ نه یک چرخش استراتژیک، بلکه اعترافی ضمنی به ضعف است؛ نشانهای که آمریکا در برابر سختترین رقابت تاریخ معاصرش به نفسگیری نیاز دارد و دیگر از موضع قدرت مذاکره نمیکند.
نتیجهای که مقاله به آن میرسد چنین است: آمریکا قدرتی است که به هر سو کشیده شده است، و توانش را در چند جبهه هدر میدهد. آمریکا در نبردهایی که خود آغاز کرده گیر افتاده است. چین اما از این فرصت تاریخی با درایت و بردباری بهره میبرد — اقتصادش را در برابر فشارهای خارجی مقاوم تر میکند، پیوندهایش را با روسیه و دیگران استوارتر میسازد، نفوذش را بیسروصدا و پیوسته گسترش میدهد، و با شکیبایی تمام منتظر میماند تا رقیبش در نبردهای خودخواسته از نفس بیفتد.
____
یادداشت پایانی: استعاره ببر از سر تصادف انتخاب نشده است. ریشهاش در سونتزو و سیوشش تدبیر است .در این نوشته تاکید شده است که زیرکترین رزمنده کسی نیست که بیشتر میجنگد، بلکه کسی است که میداند کِی نجنگد.
*
/channel/negahideegar
دکلمه شعر معروف "قاصدک" با صدای شاعر: مهدی اخوان ثالث (از آلبوم قاصدک با آهنگسازی مجید درخشانی)
قاصدک!
ابرهای همه عالم
شب و روز
در دلم میگریند ...
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
عموجان! میخوای دکتر بشی یا مهندس؟
خاطره پوریا سپتا در سن ۱۵ سالگی از "مهدی اخوان ثالث" مربوط به سال ۱۳۶۸:
امروز عمو اخوان خانه ی ما بود. ضمن حرفهایی که از این در و آن در می زد گفت، و در واقع خطاب به من گفت: "ببین عمو جان، من در آن اوایل که به تهران آمدم و در ورامین مشغول کار شدم حال روحی ام خیلی بد بود اما تنها دلخوشی ام به همان چندتا شعری بود که می گفتم. شعر به من حال و هوای دیگری می داد، حتی باعث می شد که من از وضع خودم متاسف نباشم و به وضع دیگران حسرت نخورم. شعر به من غرور می داد. عمو جان، تو الحمدلله خوب درس می خوانی و شاید مثل همه که میخواهند دکتر و مهندس بشوند، دکتر و مهندس بشوی، اما پزشکی یک شغل است مثل مشاغل دیگر. گیرم وضع مادی و مقام اجتماعی یک دکتر بالاست، ولی در نظر من یک پزشک با یک کفاش فرقی ندارد. آدم اگر بی درد باشد، اگر اهل معنا نباشد، اگر فقط به مسائل مادی بیندیشد به مفت نمی ارزد.
البته لازم نیست همه شاعر یا نویسنده باشند یا بشوند. همین که آدم به فرهنگ و ادب کشورش علاقه داشته باشد و از کتاب بیگانه نباشد می شود آدم. اگر کسی به یکی از رشته های هنر، مثلا به شعر، به داستان، به نقاشی یا موسیقی علاقه و توجه داشته باشد زندگی اش هدف و معنا پیدا می کند، دلش گرم می شود، از زندگی حیوانی یا گیاهی جدا می شود و می شود آدم ...
✏️ آنچه خواندید از کتاب "دفترهای زمانه" (بدرودی با مهدی اخوان ثالث و دیدار و شناخت م. امید) گردآوری و تدوین سیروس طاهباز، سال ۱۳۷۰ است.
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
علم نوین نورواستتیک چیست؟ چرا مغز ما به هنر و شعر نیاز دارد؟
در نگاه مدرن هنر اغلب حوزه لوکس و حاشیه پنداشته می شود اما علم نوین نورواستتیک که به عنوان یک دانش میان رشته ای در حوزه علوم اعصاب و روانشناسی به بررسی واکنش مغز و سیستم عصبی در مواجهه با آثار هنری می پردازد ثابت می کند که رویارویی با هنر، تلاشی نمایشی نیست، بلکه بازسازی بنیادین مدارهای عصبی در سخت افزار زیستی ماست. در این بخش از برنامه های "کانال مخفیگاه" به این می پردازیم که از نگاه این علم وقتی ما به یک شاهکار ادبی یا هنری توجه می کنیم در سطح سلولی مغز چه رخ می دهد.
----
🔻 خروج از فرسایشِ محاسبه با فعالسازی شبکهی پیشفرض (DMN):
در مغز انسان شبکهای به نام DMN (شبکهی حالت پیشفرض) وجود دارد؛ زمانی که ما درگیر کارهای بیرونی و حل مسائل روزمره هستیم، این شبکه خاموش و سرکوب میشود. اما مطالعات دانش نوین نورواستتیک ثابت کردهاند وقتی با آثار هنریِ اثرگذار مواجه میشویم، این شبکه—بهویژه در قشر پیشپیشانیِ داخلی (mPFC)—به شکل معجزهآسایی فعال میشود. این پدیده نشان میدهد که هنر مغز را از چرخه فرسایشیِ محاسبه خارج کرده و به درونیترین لایههای «خود» (Self) و تفکر خودارجاعی دسترسی پیدا میکند.
🔻پاداشِ بیولوژیک و ترشح دوپامین: تجربهی یک اوج هنری، سیستم پاداش مغز را تحریک کرده و ترشح دوپامین (نوروترانسمیتر کلیدی در تنظیم انگیزه، پیشبینی پاداش و هدایت رفتارهای هدفگرا در مغز) و مسکنهای طبیعیِ درونزاد را به همراه دارد. این دقیقاً همان حسِ رهایی و تعالی پس از مواجهه با یک اثر هنری ناب است (مثلاً یک شعر)؛ گویی تنِ خسته از هیاهوی جهان، پناهگاهی امن یافته است.
✏️ این مطلب، به نوعی پیوستی است علمی به نگاهِ عمیقی که (پست قبل) در شعر سهراب سپهری خواندیم؛ آنجا که میگفت: «کارِ ما نیست شناساییِ رازِ گلِ سرخ / کارِ ما شاید این است / که در افسونِ گلِ سرخ شناور باشیم...» این شناور بودن در افسونِ زیبایی، دقیقاً همان پاداشِ بیولوژیک و ترشحِ دوپامینِ زیباییشناختی در مغز است. هنر، شعر و فلسفه، تجملیاتِ اضافی زندگی نیستند؛ بلکه سیستم دفاعی مغز انسان در برابرِ روزمرگیاند. پناه بردن به مخفیگاهِ فرهنگ و هنر، بازگشت به اصالتِ بیولوژیکِ خویش است.
همچنان با ما همراه باشید ...
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
⏳بردهداری سرعت؛ آیا دنیای مدرن دارد فرصت زیستن را از ما میگیرد؟
جامعهشناس و نظریهپردازِ برجسته «هارتموت روزا» معتقد است: «سرعتِ فزاینده، بیش از آنکه انسان را به مقصد برساند، فرصت زیستن در زمان و توان سفر کردن را از او میگیرد ...
🔍 امروزه «سرعت» تنها یک ویژگیِ ابزاری برای جابهجایی یا انتقالِ داده نیست؛ بلکه به ایدئولوژیِ مسلط تبدیل شده است. همهچیز باید سریعتر انجام شود: ارتباطات، تولید، مصرف، آموزش، تفکر و حتی عواطف، عشق و زندگی. پندارِ رایج این است که سرعتِ بیشتر مساوی با پیشرفت و کارآمدیِ بالاتر است. اما در این شتابِ سرسامآور، متفکران بزرگی همچون روزا (در نظریهی شتاب اجتماعی) و پل ویریلیو هشدار میدهند که این روند ما را به سوی نوعی ازخودبیگانگی پیش میبرد. در این میان، یک پرسشِ بنیادین سر برمیآورد که در این بخش از مطالب کانال مخفیگاه از دو زاویه به آن میپردازیم: ما در حال تسخیرِ آیندهایم، یا در حالِ از دست دادنِ «زمانِ زیسته»ایم؟
----
🌐 از «تجربه» تا اطلاعاتِ شتابزده: در سنتِ پیش از مدرن، زیستِ انسانی با ریتمِ کندِ طبیعت، فصلها و آیینها گره خورده بود؛ ریتمی که به انسان اجازه میداد تا رویدادها را هضم کند و آنها را به «تجربه» بدل سازد. اما دنیای مدرن سرمایه و فناوریِ دیجیتال، زمان را به واحدهای خرد و قابلسنجش تقلیل دادهاند. در فرهنگِ سرعت، «تجربه» جای خود را به «اطلاعاتِ لحظهای» داده است. ما مداوم در حالِ اسکرول کردن، گذر کردن و مصرفِ سطحیِ محرکهای گوناگون هستیم. وقتی بازهی توجه به چند ثانیه کاهش مییابد، ذهن دیگر فرصتی برای رسوب دادنِ معنا پیدا نمیکند و همهچیز به همان سرعتی که واردِ میدانِ دید ما میشود، به دستِ فراموشی سپرده میشود ...
----
♻️ زوالِ درنگ و مرگِ تفکر اصیل: فلسفه، هنر و تفکرِ عمیق، فرزندانِ «درنگ» هستند. سقراط در میانهی بازارِ آتن میایستاد تا شهروندان را به مکث وا دارد؛ چون میدانست اندیشه در تقاطعِ توقف و پرسشگری متولد میشود. اما کیشِ سرعت، مکث را به معنای عقبماندگی، تنبلی یا ناکارآمدی تعبیر میکند. در جهانِ پرشتابِ امروز، فرصتِ بر سرِ یک ابهام ایستادن، زل زدن به یک پرسشِ بیجواب یا عمیق شدن در لایههای پنهانِ یک پدیده از دست رفته است. پاسخها آماده، سریع و بستهبندیشده پیش از آنکه پرسشی شکل بگیرد، به سوی ما پرتاب میشوند. این سرعتِ مداوم، در واقع نوعی فرسایشِ آرامِ توانِ تحلیل و تخیل است.
----
✏️ هدف ما از طرح مسئله لزوم مقاومت عاقلانه در برابر شتاب و احیای حقِ کند بودن، عصیان علیه بازارِ سرعت، دعوت به بازگشت به گذشته نیست، بلکه تلاشی است برای بازپسگیریِ «زمانِ انسانی». در دنیایی که تلاش میکند همهچیز را در کوتاهترین زمانِ ممکن به مصرف برساند، ایستادن، کند شدن و حرمتِ درنگ را پاس داشتن، رادیکالترین شکلِ مقاومت است. حیاتِ فکری انسان زمانی از زیر آوارِ این سرعتِ کشنده نجات پیدا میکند که بیاموزیم گاهی برای رسیدن به عمقِ معنا، باید از حرکت باز ایستاد؛ چرا که همهی حقیقت در خطِ پایانِ مسابقهی سرعت منتظرِ ما نیست!.
+ همچنان با ما در مخفیگاه همراه باشید...
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
چهار سال قبل در چنین روزی ...
مهسا امینی (تهران ۱۴۰۱ - ۱۳۷۹ سقز) به همراه خانوادهاش برای دیدن فامیل از سقز به تهران سفر کرده بود./ پدربزرگ مهسا امینی در مراسم خاکسپاری نوهاش شعری از "شیرکو بیکس" با عنوان «تهران برای هیچکس نمیخندد» خواند.
📸 عکس: آرامگاه مهسا امینی در روستای آیچی از توابع شهرستان سقز، کردستان ایران
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
🌊 اقیانوسها؛ قلب تپنده و تنظیم کننده اقلیم زمین
کرهی زمین یا کرهی آب؟
ما بر روی سیارهای زندگی میکنیم که شاید نامِ «زمین» بر آن مسلط باشد، اما بیش از ۷۱ درصد از سطح آن را اقیانوسها پوشاندهاند؛ گسترهای بیکران که ۹۷ درصد از تمام آبهای سیاره را در خود جای داده است. بیایید با هم نگاهی دیگر به این سیستم عظیم و دقیقِ ریتمیک بیاندازیم، اگر اقیانوسها نبودند، اختلاف دمای مرگبار میان استوا و قطبها، حیات را در بخش بزرگی از سیاره غیرممکن میساخت. این حوضههای آبی عظیم، فراتر از یک چشمانداز زیبا و پررمز و راز، نقش حیاتیِ سیستم تنظیمکنندهی حرارتی زمین را بر عهده دارند که بر پایه چهار مکانیسم فیزیکی عمل میکند:
۱- ظرفیت گرمایی و اینرسی حرارتی بالا: آب دریا برای افزایش دما به انرژی فوقالعاده زیادی نیاز دارد. این ویژگی باعث میشود اقیانوسها بخش عظیمی از انرژی خورشید را بدون نوسانات شدید دمایی جذب و ذخیره کنند و از تغییرات ناپایدار اقلیمی جلوگیری نمایند.
۲- سینک حرارتی سیاره: لایههای سطحی و مختلط اقیانوسها بیش از ۹۰ درصد از گرمای اضافی ناشی از تغییرات جوی را در خود فرو بردهاند و به عنوان سپر حمایتی اقلیم زمین عمل میکنند.
۳- گردش دماسنجی: جریانهای عظیم اقیانوسی، آبهای گرم مناطق استوایی را به سمت قطبها هدایت کرده و آبهای سرد عمقی را بازمیگردانند؛ این جابجاییِ پیوسته، توزیع متوازن حرارت را در سراسر کره زمین تضمین میکند.
۴- شار گرمای نهان (تبخیر و تقطیر): تبخیر آب از سطوح گرم اقیانوس، انرژی خورشیدی را به شکل گرمای نهان در جو ذخیره میکند. این انرژی با جابجایی بخار آب و ایجاد بارش، موتور محرک چرخههای آبوهوایی است.
-----
✏️ الکساندر فون هومبولت (بنیانگذار اقلیم شناسی) در سفرنامههای خود اقیانوس را نه صرفاً یک تودهی آب، بلکه «یک موجود زندهی بزرگ با ضربانهای منظم» توصیف میکند؛ نگاهی شاعرانه که قرنها بعد، فیزیک مدرن و اقیانوس شناسی مدرن با کشف سیستمهای گردش دماسنجی و تبادل حرارتی به آن رسید.
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
🎨 تابلو: حافظ در میخانه
نقاش: آنسلم فوئرباخ
خلق: 1852
مالک: گالری مانهایم
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
بحرانِ شرق و غرب؛ پاسخِ حافظ به رومن گاری
چند روز پیش در «کانال مخفیگاه» از زبان رومن گاری در کتاب "مردی با کبوتر" پرسیدیم: «این جدایی بیرحمانه میان شرق و غرب، میان روسیه و آمریکا، میان کمونیستها و کاپیتالیستها، از چه روست؟ آیا ما همان گندمی را که شما میکارید نمیکاریم؟ آیا ما همان سگی را که شما نوازش میکنید، نوازش نمیکنیم؟... و آیا بالاخره ما همه با هم برادر نیستیم؟»
امروز برای پاسخ به این دردِ کهنهٔ بشر، به سراغ حافظ شیرازی میرویم. حافظ در یکی از بیتهای درخشانش، به وسعت هزاران کتاب، ریشهٔ تمام این تنشها و شکافها را کشف و معرفی میکند. این عصارهٔ نگاهِ تساهلگرایانه و انتقادیِ او به مناقشات میان انسانهاست...
---
🔹 توهمِ مالکیت بر حقیقتِ مطلق
علتِ جنگ و درگیری میان ملتها، مذاهب، قومها و اندیشهها در میان انسانها، در ظاهر همیشه بر سر «حقیقت» است؛ چرا که حداقل یک طرفِ دعوا خود را صاحبِ انحصاریِ حقیقت میداند و طرفِ مقابل را باطل. اما حافظ نقطهتخلیهٔ ماجرا را تغییر میدهد و راز بزرگی را فاش میکند: او اتفاقاً علت این اختلافات را در «عدمِ حضور حقیقت» میداند!
پیام بنیادین حافظ این است که تمام کینهتوزیها و جنگهای میان انسانها از آنجا سرچشمه میگیرد که هر گروه گمان میکند «حقیقتِ مطلق» را دو دستی در مشت دارد. در حالی که آنچه بر سر آن میجنگند، چیزی جز دروغ، کجفهمی، پوستهها و روایتهای ذهنی نیست. در واقع حافظ میگوید آنان که از سرشتِ انسانی، عشق و مهر تهی میشوند، تعصبات، مذاهب، مرزها و اندیشهها را به سنگری برای جنگ تبدیل میکنند...
---
🔹 حافظ و بحران انسان مدرن
رومن گاری این تضاد را با زبانی تلخ در دنیای مدرن به تصویر میکشد، اما حافظ ریشهٔ آن را در این حقیقت میخشکاند که: تا وقتی با حالتِ نزاع با یکدیگر روبرو میشوید، این خودْ گواهی روشن بر عدمِ حضور حقیقت در میان شماست.
نوکِ پیکان حافظ به سمتِ کسانی است که پیشقدمِ نزاع، تنش و جنگ هستند تا حرف و مقصود خود را از طریقِ هتکِ حرمت به ساحتِ انسانیت به کرسی بنشانند؛ بیحرمتی به انسانیتی که از منظر حافظ هرگز در دایرهٔ حقیقت نمیگنجد.
صلح پایدار در جهان پارهپارهی امروز، زمانی جوانه میزند که انسان از برجِ عاجِ طمع و تعصباتِ خشک (فکری، قومیتی، مذهبی، جنسیتی، نژادی، ملی و غیره) پایین بیاید، بپذیرد که حقیقت فراتر از قالبهای تنگِ ذهنیِ اوست، و دست از جنگهای پوچ، ساختگی و نزاعهای بیپایان بردارد. حافظ مفسرِ بزرگِ وضعیتِ تراژیکِ انسان است؛ از نظر حافظ، راه نجات عبور از تعصب، ریا و خودبینی و رسیدن به فروتنیِ رندانه است؛ جایی که انسان با پذیرش حقیقت و کنار گذاشتن قضاوت دیگران، به صلح درونی میرسد.
✏️ حالا برویم سراغ اصل مطلب؛ حتماً به شدت کنجکاو هستید تا بدانید درباره کدام شاهبیتِ حافظ صحبت میکنیم و این بیتِ تاریخی کدام است؟ آیا قبلاً آن را خواندهاید؟ شاید هم تا حالا درست حدس زده باشید، حافظ میفرماید:
جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنه
چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند ...
#حافظ_شیرازی
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند / کان کس که گفت قصهٔ ما هم ز ما شنید ...
شعر: حضرت حافظ
با صدای خسرو آواز ایران محمدرضا شجریان
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
دعوت به مشارکت در یک پژوهش علمی در حوزه سلامت روان
اگر در ماههای اخیر درگیر "افکار ناامیدکننده" و یا "افکار خودکشی" بودهاید، مشارکت شما میتواند به شناخت بهتر عوامل روانشناختی مرتبط و بهبود خدمات پیشگیری کمک کند.
در این مطالعه تنها کافی است به چند پرسشنامه استاندارد پاسخ دهید (حدود ۲۰ دقیقه).
* کاملاً محرمانه و ناشناس
* بدون ثبت نام یا دریافت اطلاعات هویتی
* صرفاً برای اهداف علمی
شرکت شما داوطلبانه است و عدم مشارکت هیچ تأثیری بر خدمات درمانی یا مشاورهای شما نخواهد داشت.
🔗 لینک پرسشنامه:
https://survey.porsline.ir/s/jRbsGg2F
در صورت احساس ناراحتی هنگام پاسخگویی، میتوانید با یک فرد متخصص یا «اورژانس اجتماعی ۱۲۳» تماس بگیرید.
"در باب عظمت ولفگانگ گوته و شیفتگی او نسبت به ایران و حافظ شیرازی"
هنرمندان و دانشمندان بزرگ متعلق به همه عالم بشریتند زیرا برای هنر و فرهنگ کار میکنند، گذشت زمان که ملک اسکندر و جلال سزار و ناپلئون و قدرت نادر و بیسمارک را به آسانی از میان میبرد و از آنان چیزی نمیگذارد، آثار این بزرگان واقعی را نمیتواند محو کند.
تیمور با سپاه فراوان و آزمندی فراوانترش از خاطرهها فراموش میشود اما حافظ شیرازی هنوز زنده است و زمان و مکانی را که تیمور در آرزوی حکم فرمایی بر آن بود را در اختیار دارد زیرا گذشت قرون و بُعد کشورها و قاره ها را بر بقای نام و خاطره او اثری نیست.
یوهان ولفگانگ گوته نیز مانند حافظ از بزرگترین مردمان تاریخ جهان و از زمره آن سازندگان واقعی کاخ تمدن و فرهنگ بشری است و تا فرهنگ و تمدن در جهان باقی است، عالم بشریت نام آن را فراموش نخواهد کرد، در دوره گوته بسیار کسان بودند که هر یک چندی آقای اروپا و جهان را کردند، ولی ناپلئون، ولینگتون، بلوخر، مترنیخ و امثال اینان همه رفتند، او ماند. اکنون که صفحات تاریخ ورق میخورد خوب معلوم میشود که جهانگران واقعی آن عصر گوته ، بتهوون و امثال ایشان بودهاند نه آنان که از محصول کارشان در تاریخ جز یادی باقی نمانده است.
نقادان ادب جهان او را یکی از ارکان چهارگانه ادب جهان نام نهادند و این جمله درباره او به کرات گفته شده که: "از زمان یونانیان تا اکنون عالم بشریت به هیچکس اندازه گوته مدیون نیست". تا کنون بیش از دو هزار کتاب درباره او نوشته شده است اتفاقی که شاید فقط برای دو یا سه نفر افتاده است. این مرد جهانی، در همه عمر، بشر ماند، بشری فکر کرد و برای بشر چیز نوشت و در آن روزگار که تازه دوره تحصیلهای ملی فرا رسیده بود و عصر ناسیونالیسم آغاز میشد، وی با نبوغ خود این دوره را پشت سرگذاشت و منادی حکومت جهانی و ادب جهانی و حکمت جهانی شد ، شاید سر عظمت او در همین باشد که وی یکی از پیشروان آن جهادی بود که سالهاست عالم بشریت برای ایجاد یک جامعه جهانی بزرگ بر اساس آزادی و همکاری مشترک معنوی و مادی آغاز کرده است.
ولی اگر گوته برای تمام جهانیان یکی از سازندگان عالیقدر کاخ فرهنگ و هنر و ادب و تمدن جهان است، اما برای ملت ایران، این مرد اختصاصا، دوستی بزرگ است زیرا قلم و هنر بدیع وی بود که دنیا را شیفته ادب ایران مخصوصا شیفته حافظ آسمانی ما کرد. چنانکه یک نویسنده بزرگ آلمانی گفت: در هیچ دورهای از تاریخ جهان نمیتوان شاعری را یافت که نسبت به شاعر کشوری دیگر نظیر تجلیلی را که گوته از حافظ ایران کرده بجای آورده باشد ...
#شجاع_الدین_شفا
-----
✏️ آنچه خواندید بخشی از یادداشتی است که در تاریخ دوم آذر ۱۳۲۸ "شجاع الدین شفا" بعنوان مترجم کتاب دیوان شرقی غربی اثر ولفگانگ گوته نوشت، شجاع الدین شفا در همان سال این اثر معروف گوته را برای اولین بار به فارسی ترجمه کرد.
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
"شرق و غرب"
آنکه خود و
دیگران را بشناسد،
در اینجا نیز درخواهد یافت
که: مشرق و مغرب
دیگر از یکدیگر جدا نیستند.
اندیشمندانه
میانِ این دو جهان
به نرمی تاب خوردن
و بالیدن را میپذیرم؛
پس میان شرق و غرب
جُنبان بودن و پوییدن،
بهترین راه است!
شاعر: #یوهان_ولفگانگ_گوته
کتاب: دیوان شرقی-غربی
سال انتشار: ۱۸۱۹
--------
✏️ گوته را آخرین غول فکری جهان مدرن میدانند؛ معمار مفهوم «ادبیات جهانی» و از آخرین نوابغ تاریخ که تمام پهنههای معرفت و علوم بشری (از ادبیات، فلسفه و هنر گرفته تا سیاست، کالبد شناسی، حقوق، هواشناسی، اقلیم شناسی، گیاهشناسی، نورشناسی و زمینشناسی و ...) را درنوردید.
📸 عکس: بنای یادبود حافظ/گوته که در سال ۲۰۰۰ در میدان معروف «بتهوون» شهر تاریخی وایمار آلمان افتتاح شد. این اثر شامل دو صندلی بزرگ سنگی نمادین است که به یادبود مواجهه و دیالوگ فکری میان دو قلهی ادبیات شرق و غرب جهان (گوته و حافظ) خلق شده است. گوته از شیفتگان بزرگ شعر، ادب و فرهنگ ایران، بهویژه "حافظ شیرازی" بود.
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
تماشای آثار هنری،
تحلیلهای فلسفی و روانکاوی را در کانال amorfati دنبال کنید :
/channel/Love0fFate
🌐 ماجرای افلاطون، هملت و اخبارِ امشب
در دنیایی زندگی میکنیم که به نوعی تمام دانش انسانها توسط رسانهها شکل میگیرد و ساخته میشود، اما همزمان به همهچیز با شک و بدگمانی نگاه میکنیم! پارادوکس عجیب انسان مدرن این است: حتی ابزارها و مفاهیمی که با آنها دروغهای رسانه را افشا میکنیم، خودشان حاصل کارکرد همان رسانهها هستند. امروز در کانال مخفیگاه به این موضوع میپردازیم؛ با ما همراه باشید...
-----
▪️نیکلاس لومان، جامعهشناس معاصر آلمانی در کتاب «واقعیت رسانههای جمعی» درست دست روی همین پارادوکس بنیادین میگذارد و مینویسد:
«هر آنچه درباره جامعهمان، یا در واقع درباره جهانی که در آن زندگی میکنیم میدانیم، از طریق رسانههای جمعی میدانیم. این امر نهتنها درباره دانش ما از جامعه و تاریخ، بلکه درباره دانش ما از طبیعت نیز صادق است. آنچه ما درباره استراتوسفر میدانیم دقیقاً همان چیزی است که هزاران سال قبل افلاطون درباره آتلانتیس میدانست: نقل آن را شنیدهایم. یا به قول هوراشیو [در هملت]: "من هم چنین شنیدهام و تا حدودی باور دارم." از سوی دیگر، ما آنقدر درباره ذات رسانههای جمعی میدانیم که قادر نیستیم به این منابع اعتماد کنیم. ما با بدگمانی نسبت به دستکاری اخبار از خود دفاع میکنیم، بدون آنکه این بدگمانی اثر چندانی داشته باشد؛ چرا که دانشی که از خودِ این بدگمانی به دست میآوریم نیز باز هم همان شکلی را به خود میگیرد که دانش در رسانههای جمعی دارد.»
------
+ موتور محرک رسانهها چیست؟
لومان در ادامه توضیح میدهد که هر سیستم اجتماعی با یک کد دوگانه (Binary Code) کار میکند؛ سیستم حقوق با کد «قانونی/غیرقانونی» و سیستم اقتصاد با کد «پرداخت/عدم پرداخت». اما کد اختصاصی رسانه «اطلاعات/غیراطلاعات» است:
- خاصیت فرار و آنی «اطلاعات»: اطلاعات به محض بیان شدن، ارزش خود را از دست میدهد و به «خبر کهنه» تبدیل میشود. یک خبر فقط در لحظه «جدید بودن» حاوی اطلاعات است.
- موتور محرک بازتولید دائمی: همین زوالِ آنی، رسانه را ناچار میکند بیپایان به دنبال جنجال، غافلگیری و رویداد تازه بگردد تا چرخه خود را زنده نگه دارد.
- استقلال از حقیقت مطلق: معیار اصلی رسانه لزوماً «کشف حقیقت» نیست، بلکه «جدید و متمایز بودن» است. رسانه واقعیت را بر اساس نیاز خود به تولیدِ مداومِ تازگی بازسازی میکند.
--------
✏️ به زبان ساده، ما به صداقت رسانهها اعتماد نمیکنیم، بلکه به «ناگزیر بودنِ» آنها اعتماد میکنیم. رسانهها نقشه ناقصی از جهان به ما میدهند، اما چون تنها نقشه موجود است، همه بر اساس همان حرکت میکنیم.
این یک واقعیت تلخ است، اما تمام ماجرا نیست؛ زیرا حتی در میان این جریان مسلط رسانههای جمعی، هنوز رسانههایی مانند کاتال مخفیگاه و مخاطبانی آگاه وجود دارند که میکوشند به دور از تحمیل، تحریک و شتابزدگی، درست در دلِ همین پارادوکس مدرنیسم، راهی برای تفکر و مواجهه نقادانه با واقعیت بگشایند ...
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
لحظه دیدار نزدیک است...
دکلمه 'لحظهی دیدار" باصدای شاعر فقید استاد مهدی اخوان ثالث و اهنگسازی مجید درخشانی
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
اخوان ثالث، پلی میان فردوسی و نیما:
تحلیلها و کتابها و مقالات و ستایشهای زیادی توسط محققان و منتقدان و کارشناسان ادبی درباره سبک اخوان ثالث نوشته شد اما شاید بهتر است دیدگاه خود این شاعر بزرگ را در این مورد بدانیم:
من هم از کار نیما یوشیج الهام گرفتم و هم خودم برداشت داشتم. در مقدمه زمستان گفتهام که میکوشم اعصاب و رگ و ریشههای سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به امکانات قدیم و آنچه مربوط به هنر کلامی است را به احساسات و عواطف و افکار امروز پیوند بدهم یا شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم.
مهدی اخوان ثالث
-----
🎧 در ادامه با هم شعری از این شاعر بزرگ ایرانی را با صدای خودش گوش میکنیم...
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
مسئلهٔ ازدواج و دوراهیِ شوپنهاور: امنیت مالی یا عشق؟
آرتور شوپنهاور در بخشی از کتاب «جهان همچون اراده و تصور» دست روی یکی از پیچیدهترین پارادوکسهای انسان در مورد انتخاب پارتنر و همسر زندگی میگذارد که امروز در کانال مخفیگاه به آن میپردازیم، او مینویسد:
«ازدواجی که صرفاً از روی عشق سر میگیرند، قاعدتاً به بدبختی میانجامند؛ زیرا در آنها رفاه و ثباتِ فرد، فدای شور و اشتیاق میشود. از سوی دیگر، ازدواجی که از روی مصلحت و ثروت انجام شود، اگرچه منافع و امنیتِ فردی را تأمین میکند، اما روانِ فرد را از یک نیاز عمیق انسانی محروم میسازد.
✏️ به باور شوپنهاور، انسان هنگام انتخاب، مدام بین دو نیروی متضاد قرار دارد: «عقلِ سنجشگر و جویای امنیت» در برابر «کششِ عمیق و شورِ روانی». او معتقد است دستیابی همزمان و کامل به هر دو سمتِ این ترازو، یکی از نایابترین اتفاقات در تجربهٔ زیستهٔ بشر است.
با توجه به این نگاه شوپنهاور که بدست آوردن هر دو مورد در یک زمان را امری نادر میداند، بهترین نوع نگرش انسان در زمان انتخاب کدام است؟
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
"راز گل سرخ"
پرده را برداریم / بگذاریم که احساس هوایی بخورد
ساده باشیم / ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت / کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ / کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم / دست در جذبهی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم / صبحها وقتی خورشید درمیآید متولد بشویم / روی ادراک، فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل، نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی / ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم / بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
نام را باز ستانیم از ابر، از چنار از پشه از تابستان / روی پای تر باران به بلندی محبت برویم / در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم / کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن، پی آواز حقیقت بدویم ...
سهراب سپهری
✏️ انچه خواندید "بخش پایانی شعر بلند "صدای پای آب" است که سهراب سپهری آن را در تابستان سال ۱۳۴۳ در قریه چنار شهر کاشان نوشت،
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
روزگار عاشقان در این وطن دلخواه نیست/ خانهای مانند مخفیگاه نیست ...
#موسیقی
A house like makhfigah
قطعه: "خانهای مانند مخفیگاه"
شعر: سیدمحمدحسینی زرآبادی
آلبوم: مکتب مخفیگاه
مرداد ۱۴۰۵
(پست موقت)
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
«افسانهی مخفیگاه» نام سومین قطعه از آلبوم «مکتب مخفیگاه» است، با شعری از سیدمحمد حسینی زرآبادی.
🎼 The Legend of Makhfigah / Coming soon...
✏️ نام دیگر این قطعه (جدل در مخفیگاه) میباشد؛ این شعر با نگاهی تجربهگرا، به تعالی قدرت دانش و ادب در مواجهه با مخالفان میپردازد. محرکها و سختیهای "زمانه" اغلب باعث میشوند تا هر باور و نقدی در غیاب «آداب سخن» به توهین، حاشیه و هرزهگویی تنزل یافته و بحث در چرخهای پوچ از جدل گرفتار شود. با این حال، در نهایت تنها سیستم «ادبیات و اندیشهورزی» است که نقصها را جبران کرده و انسان را با اراده و تلاش برای «آموختن دانش و ادب»، به تعادل و تعالی میرساند.
🎧 قطعه کامل «افسانه مخفیگاه/جدل در مخفیگاه» به زودی منتشر خواهد شد...
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
برنامه گلهای تازه (شماره 48)
بیا و کشتی ما در شطِ شراب اتداز / غریو و ولوله در جان شیخ و شاب انداز...
🎧 غزلی از "حافظ شیرازی" با اجرای محمدرضا شجریان، جلیل شهناز، ناصر افتتاح در دستگاه چهارگاه با دکلمه فخری نیکزاد
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
مرا چشمیست خونافشان ز دست آن کمانابرو / جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو...
شعر: حافظ شیرازی
خواننده: علیرضا افتخاری
اهنگساز: محمد آذری
تنظبم: مجتبی میرزاده
البوم: راز گل
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
🕊
در این کلاس، به پرسشهایی میپردازیم که مدتها ذهن انسانها را به خود مشغول داشتهاند...
و تو را دعوت میکنیم به سفری درونی
سفری به نام ارتعاش روح...
لینک دانشکده روح شناسی👇
/channel/+EJrmGDNlbgkzNDI8
این یک تصویر خیالی از تحقق رویای ولفگانگ گوته دانشمند، فیلسوف و شاعر بزرگ آلمانی در ملاقات و همنشینی با لسان الغیب "حافظ شیرازی" است.
-------
#شعر
ای حافظ آسمانی!
اگر روزی دنیا بسر آید
آرزو دارم با تو
و در کنار تو باشم
همراه تو باده بنوشم
و چون تو عشق ورزم
زیرا این افتخار،
بزرگی من و
مایه حیات من است.
#ولفگانگ_گوته
کتاب: دیوان شرقی غربی
+ بنای یادبود اصلی گوته/حافظ در میدان بتهوون شهر وایمار (لینک مشاهده)
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدایا مرهمی ...
شعر: حافظ شیرازی
با خوانندگی، آهنگسازی و نوازندگی "فرامرز اصلانی"
۱۹۷۸ میلادی
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر / مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد ...
قطعه: جهان تازه
شعر: حضرت حافظ
خواننده: داریوش اقبالی
آهنگساز: فرزین فرهادی
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
این جدایی بی رحمانه میان شرق و غرب، میان روسیه و آمریکا، میان کمونیست ها و کاپیتالیست ها، از چه روست؟ آیا ما همان گندمی را که شما می کارید نمی کاریم؟ آیا ما همان سگی را که شما نوازش می کنید، نوازش نمی کنیم؟ آیا جنگل های ما به همان زبان جنگل های شما زمزمه نمی کنند؟ آیا گاوهای مزارع ما شب ها همان صدایی را نمی دهند که گاوهای شما؟
آیا همان شبنمی که هرشب روی گل های بسیار ناچیز ما می نشیند، از همان شبنم شما نیست؟ آیا قصه های دایه های ما همان خوشبختی را نوید نمی دهند که قصه های دایه های شما؟ و آیا بالاخره ما همه با هم برادر نیستیم!
#رومن_گاری
کتاب: مردی با کبوتر
ترجمه: لیلی گلستان
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
قطعه Angst (وحشت وجودی) اثری از گروه بزرگ "رامشتاین" یکی از پیشگامان موسیقی جهان که در این شعر به موضوع (رسانه) پردلخت.
✏️ مفهوم کلی شعر: رسانهها با تزریق مداوم اخبارِ ترسآور و استرس زا و خلق دائم هیجان و دشمنان فرضی، جامعه را در پارانویا، شک، گیجی و سرگردانی مطلق فرو میبرند تا ذهن و روح تودهها را اماده تسلیمِ و اطاعت از قدرتهای پشت پرده کنند.
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
ثبتنام دوره تحلیل فیلم Shot by shot آغاز شد...
در این دوره با نگاهی عمیقتر و جدیتر به تحلیل سینمایی میپردازیم و لایههای هر فیلم را تحلیلگرانه میکاویم.
همچنین هر جلسه با تکیه بر آرای صاحبنظران و نظریهپردازان این حوزه، خوانشی دقیق، ژرف و چند لایه از پنج فیلم منتخب سینما خواهیم داشت.
برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام به پاسخگو پیام دهید
@Negaaraan_admin
نگاران؛ ادبیات و داستان.