10826
چترم را کنار ایستگاهی در مه جا گذاشته ام خیس و خسته آمده ام و حالا شاعر که نه،. . . . بارانم 🌧📚☕ شنیده میشوید ♡☔♡ نظر،پیشنهاد،انتقاد،تبلیغ👇 @khisebaraaanbot
══ ❤️ ══ ❥
🛑 دانـش ریڪی • انرژیدرمانـی
◉ Reiki•Knowledge
▪️▪️
- عشق کجا از بین میره؟!
+ جایی که من در برابر «آنچه تو هستی» میجنگم
_و تو!
+ و تو در برابر «آنچه من هستم» مقاومت میکنی.
@khise_baraaan🌧
شایدم قراره فقط یکم دیرتر از پسش بربیای، همین.
@khise_baraaan🌧
دوست داشته شدن آدمو قوی میکنه.
@khise_baraaan🌧
مشکلِ شرعی ندارد بوسه از لب های تو
میوهی بیرون زده از باغ، حقِ عابر است...
# محمد_شیخی
@khise_baraaan🌧
اما عزیزِ من داستان تو هنوز تمام نشده!
تو خواهی خندید، در جایی که قبلا گریسته بودی…
@khise_baraaan🌧
موی سفید یعنی
زندگی سرت داد زده، تو ساکت موندی...
@khise_baraaan🌧
حرف بزنید...
ترسِ از دست دادن، آدمها را لال میکند!
ترسِ از دست دادن، آدمها را ضعیف، توسری خور و بیاهمیت جلوه میدهد!
آدمهای ضعیف،
زودتر و بیشتر از دست میدهند...
دلخوریهایتان را بگویید، خواستههایتان را بگویید، و شنونده منطقیِ حرفهای طرفِ مقابلتان باشید...
طرفِ مقابلتان در تمامِ موارد، آگاه به نیازهای شما نیست.
اگر برایش مهم باشید، پس خواستههای شما هم به همان میزان برایش بااهمیت است...
شما بیتوقع نیستید،
فقط شجاعتِ گفتن ندارید...
تلنبار شدنِ حرفها ، شما را تبدیل به یک آدمِ عصبی با عقدههای بسیار میکند...
به مرور با برآورده نشدنِ خواستههای مَگوتان، سرد و سردتر میشوید و رابطهای که آنقدر برایتان عزیز است، اینگونه از دست میرود...
حرف بزنید و بدانید
تنها کسی که می تواند از شما دفاع کند،
خودتان هستید...
#پریسا_زابلیپور
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
لمس موهای لطیفت آرزوی شانه هاست
لحظه ای با تو نشستن بهتر از افسانه هاست
علت هر پیله ای را پاره کردن عشق توست
پیش چشمانت پریدن حاجت پروانه هاست
بس که زیبایی تمام شاعران عاجز شدند
از تو گفتن یا نوشتن چالش پرچانه هاست
کار و بار شهر را تعطیل کرده یاد تو
فارغ از یاد تو بودن رونق میخانه هاست
از خدا چیزی نمیخواهم به جز آغوش تو
در وطن آرام بودن حسرت بیگانه هاست
گرچه آغوش کم من لایق وصل تو نیست
گنج را در خود نهفتن عادت ویرانه هاست
ناز کن...تک دختر رویایی دنیای من
دلبری کردن فقط شایسته ی دردانه هاست
فکر کن در خانه باشی من بیایم بعد کار
بوسه ای داغ از لبانت بهترین عصرانه هاست
توی چادر یا کپر هم می شود خوشبخت بود
هر کجا باشی یقینا عاشقی در خانه هاست
بعد تو مردم مرا این طور یادم می کنند
شاعر بیچاره را.... دیوانه ی دیوانه هاست
#حمیدرضا_گلشن
@khise_baraaan🌧
آنها از معشوقههایشان طلب فساد می کنند
اما برای خواهرنشان آرزوی پوشیدگی و عفت دارند
سپس برای خود همسری پاکدامن می خواهند.
متاسفم... شما زباله دان تاریخ هستید.
#محمود_درویش
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
قلب عاشق پیشهاش همسایه و همسوی ماست
یک ستاره درمیان حلقهی بازوی ماست
کفر چشمانش خدایی کرد تنهایم نمود
دین و ایمانش اسیر خلوت پهلوی ماست
ای بسا آرام گیرم لحظهای با یاد او
در زمان بیقراری یاور و دلجوی ماست
لرزشی پیچیدهاست بر تار و پود پیکرم
این همه دلدادگی اسرار تو در توی ماست
آدرس دلدادگی با او به مقصد میرسد
در میان کوچههای شهر دل پیجوی ماست
رقص زیبای نسیم و شانهی دلدادگان
بر سماوات و زمین همراه با هوهوی ماست
نیست جز آغوش او دیگر برایم لانهای
چون کبوتر بچهای او بر سر زانوی ماست
بوی گلهای بهاری میدهد بوی جنون
زمزم لبهای شیرینش مِیِ مینوی ماست
رندی و افتادگی با نسخهی داروی اوست
در میان پنجههایش حلقهی گیسوی ماست
✍️#بیژن_عظیمی
@khise_baraaan🌧
اینو یه جا پین کن احتمالا لازمت میشه:
ارتباط مجدد با کسی که به شما آسیب رسانده، بیاحترامی به نسخهای از شماست که رنج کشیده است.
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
قسم به اشک من این روسپی خودمختار
به نخ به نخ شدنم زیر پاکت سیگار!
قسم به قلب من این برهای که گرگ شده
همین سلیطه که در سینهام بزرگ شده!
قسم به زلف تو آن مو به مو تماشایی
همان ستارهی دنبالهدارِ رویایی!
که زندگی لقب یک درختِ سوخته بود!
که عشق، یک زنِ غمگین خودفروخته بود!
قسم به پای من این جفتِ سختبیبنیاد
همین که میکشدم سمت هر چه باداباد!
قسم به گُردهام این زخمیِ نمکخورده
همین عجوزهی از هر کسی کتک خورده!
که در شکستِ من اینجا کسی سهیم نبود
که در جهانِ چرندم خدا کریم نبود!
قسم به چشم تو آن دو سیاه خانهخراب
همان دو مستِ تلو خورده گوشهی محراب!
قسم به شانهام این شاخهی تبر دیده
همین دو کوهِ موازیِ دردسر دیده!_
که از اصول که از چارچوب میترسم!
که مثل شعرم از روز خوب میترسم!
#محمد_جهانجو
@khise_baraaan🌧
مىگفت كه ما زنها خوشبختيم چون:
بلديم خام رو پخته كنيم، طعمهاى بد رو چشيدنى كنيم.
زخمها رو ببنديم،
دكمههاى افتاده رو بدوزيم،
لكهها رو ببريم،
آلودگىها رو بشوريم،
اشكها رو پاک كنيم،
سامان بديم به نابسامانيها،
و منظم كنيم بىنظمىها رو.
با بغض توى گلو لبخند بزنيم،
باكمردرد خريد كنيم،
با خواب آلودگى كاردستى ناتموم كودكان رو تموم كنيم.
لبهامون رو رنگ شادى بزنيم و با پشت صاف و گردن افراشته، مستقيم توى چشماى زندگى نگاه كنيم و بگيم:
«تو هرچقدرم سخت باشى زندگى، من از تو سخت ترم.»
ما زنها فقط زندگى رو نمىسازيم، ما خودِ خودِ زندگى هستيم...
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
نیستی حال دلم گویاست از ناچاری ام
ابری ام، بارانی ام، مثل هوای ساری ام
خاطرت در خاطراتم یکّه تازی میکند
تو بگو در گوشه ی ذهنت به خاطر داری ام
سیزده سال است دارم مات میبینم تورا
تو سراغ از من نمیگیری که در بیداری ام
عشق شاعر کرد من را اعترافش سخت نیست
بعد از آن کرده هوای بوسه ات سیگاری ام
مادرم پرسید "دردین جانیمه دردین ندی "
بغضومو اوتدوم ده دیم قلبیم یانیر بیماری ام
#مهدی_رستگار
@khise_baraaan🌧
در حقیقت بنده بیشتر به رنگ چاییم اهمیت میدم تا نظر شما.
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
به غیر فتح نگاهت بهانهای که ندارم
کجاست منزل چشمت؟ نشانهای که ندارم
ببین غبار گرفته است راه دفتر دل را
چگونه از تو بخوانم؟ ترانهای که ندارم
بریز تا که ببینم، حریر موی رهایت
بمان کنارم و بنگر به شانهای که ندارم
گذشتم از قفس و نور شد تمام وجودم
اسیر پنجهی عشق، آب و دانهای که ندارم
خیال وصل تو گم شد رسد به من چه نصیبی؟
بدون بودنِ در دل و خانهای که ندارم
تمام راه دویدم، دلم قرار ندارد
سفر به پهنه دل، بیکرانهای که ندارم
در این سکوت و نظاره، مقیم کوی تو هستم
برای غیر شما، عاشقانهای که ندارم
#بیژن_عظیمی
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
جانِ من بر لب رسیده، کی رسد جان شما !
باید از آهم بسوزد دست و دامانِ شما
دل بریدم از جهان از بس که پابندش شدم
تا به کی باشم اسیر خود، پریشان شما؟!
سخت بیزارم من از آئین ظاهربینتان
چون ندیدم جز به رنگ کفر، ایمان شما
در میان ازدحام این همه زخم و سکوت
عمر من طی شد عزیزان کنج زندان شما
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
با تن مجروح، کی گردند میهمان شما
کوله ام بارغم و میکوچم از این شهر شوم
جنگ تا کی بی سپر، رفتم ز میدان شما
دل شکستن نیست بی کیفر، یقین دست خدا!
دستِ تقدیر ست؛ می گیرد گریبانِ شما
#فریبا_قربان_کریمی
@khise_baraaan🌧
برای کسی که دوستون داره خیلی بجنگید؛
ولی برای اینکه دوستون داشته باشه ، اصلا...
@khise_baraaan🌧
🌧📚☕️
پیچیده در پیراهن من بوی پاییز
احساسهای نوبر و نوجوی پاییز
آویخته از شانههای شهر شرقی
نارنجی و یاقوتی گیسوی پاییز
بر زردی پیراهن پُرچین این باغ
سنجاق گشته سبزی ناجوی پاییز
در کوچه، بر دیوار و بر دستان رود است
گل واژههای رنگی جادوی پاییز
رام است زیر گامهای سرکش او
هر سو دویده در زمین آهوی پاییز
آورده با خود حرفهای تازهای را
در باغ پیچیده است تا هوهوی پاییز
بیرون بیا از زیر چتر هر چه تکرار
با طرحهای تازه، با الگوی پاییز
این تاج رنگین، سخت میزیبد به جانش
تا پادشاهی میکند بانوی پاییز
#زیـنـب_بـیـات
@khise_baraaan🌧
══ 💜 ══ ❥
💟 چگونه چشــم ســوم را فعال کنیم ؟!
👈 بیــداری ڪندالینــی
◉ KUNDALINI_AWAKENING
▪️▪️
ولی
تا
وقتی
حالت
با
خودت
خوب
نباشه
با
هیچکس
دیگهای
هم
حالت
خوب
نمیشه:)
@khise_baraaan🌧