8741
نگاهی به دنیای روزنامهنگاران و روزنامهنویسی تماس @amontajabi اکبر منتجبی @motaherii محمد طاهری @M_heidari25 آگهی: مینا حیدری کانال دوم: سبک زندگی روزنامهنگاران @journalistslifestyle کانال سوم: روزنامهنگاران اقتصادی @Economicjournalists
.
این نشست امروز از ساعت ۱۰ صبح برگزار می.شود
@journalistsclub1
جدال قلمی هفتصبح و رجانیوز
بین روزنامهی هفتصبح و سایت رجانیوز یک جدال قلمی در گرفته است.
پس از آنکه علی خصریان نمایندهی رادیکال مجلس در شبکه ابکس، محل دپوی محصولات پتروشیمی لرستان را افشا کرد، روزنامه هفت صبح این موضوع عدم بینش سیاسی این نماینده خواند و تلویحا رفتار او را نابخردانه قلمداد کرد و نوشت: مسئله اصلی، مخالفت با مبارزه با فساد نیست؛ بلکه پرسش درباره مرز میان شفافیت و انتشار اطلاعات حساس اقتصادی در شرایط جنگی و تحریمی است.
سایت رجانیوز در حمایت از علی خضریان وارد شد و هفت صبح را متهم کرد که متوجه نشده آن نماینده مجلس درصدد افشای فساد بوده است.
هفت صبح نیز در پاسخ نوشت که رجانیوز تلاش میکند با دوقطبیسازی سیاسی، اصل بحث را به حاشیه ببرد. این سایت میان «افشای فساد» و «انتشار اطلاعات حساس و عملیاتی» خلط کرده و هرگونه نقد به رفتار رسانهای خضریان را به «حمایت از فساد» تقلیل داده است. ضمن اینکه رجانیوز تلاش میکند مفهوم امنیت ملی را کاملاً جناحی بازتعریف کند.
متن پاسخ هفتصبح را اینجا بخوانید.
@journalistsclub1
.
توئیت اشتباه درباره آرش و فردوسی
بسیاری همچون آقای سقاب اصفهانی رئیس سازمان بهینهسازی و مديريت راهبردی انرژی به اشتباه تصور میکنند داستان آرش، داستانی است که در شاهنامه فردوسی آمده است.
نه آقای سقاب. داستان آرش، سرودهی فردوسی نیست. در شاهنامه فقط نامی به تلمیح از او برده شده است.
داستان آرش در ادبیات عامه، جدا از اشارات مختصر، اساساً در دنیای ادب فارسی به فراموشی سپرده شدهبود تا اینکه احسان یارشاطر در کتاب داستانهای ایران باستان آن را دوباره زنده کرد. مضمون این داستان به سرعت در میان نویسندگان و شاعران مورد توجه قرار گرفت و در سالهای بعد موضوع آثار متعددی شد.
شعر بلند سیاوش کسرایی به نام آرش کمانگیر نخستین منظومهٔ حماسی است. به دنبال آن، نادر ابراهیمی داستان کوتاهی به نام آرش در قلمروی تردید را نوشت و پس از او، مهرداد اوستا یک مثنوی با عنوان حماسهٔ آرش را منتشر کرد و سرانجام آرش اثر بهرام بیضایی منتشر شد که نمایشنامهای در باب آرش است.
@journalistsclub1
تحلیل جعلی کارشناس صداوسیما بر اساس تصویر جعلی
تصویر جعلی از دونالد ترامپ که با هوش مصنوعی ساخته و پردازش شده بود، در ساعات گذشته پربازدید شد. این تصویر از سوی یک کارشناس صداوسیما جدی گرفته شد و آن کارشناس بدشانس، تحلیل خود را بر اساس همین عکس جعلی ارائه کرد.
این تصویر، مشتگرهکردهٔ ترامپ را در کنار ایلان ماسک و جنسن هوانگ (مدیرعامل انویدیا)، زیر پرچم حزب کمونیست چین نشان میدهد.
زیرنویس این تصویر ساختگی نیز با لوگوی تلویزیون ملی چین آمده است: «ترامپ، جنسن هوانگ و ایلان ماسک به حزب کمونیست چین اعلام وفاداری میکنند.».
صداوسیما باید پیش از هر تحلیلی، اصالت تصاویر را با ابزارهای تشخیص محتوا بسنجد، نه این که تصاویر جعلی را واقعی نشان دهد و بر اساس آنها تحلیل غلط ارائه کند.
@journalistsclub1
برندگان جایزه شجاعت در روزنامهنگاری اعلام شدند
چهار روزنامهنگار از سه کشور، برندگان جایزه «شجاعت در روزنامهنگاری» بنیاد بینالمللی زنان رسانه شدند.
الهه و الناز محمدی، دو خواهر روزنامهنگار حوزه اجتماعی از ایران، در کنار جورجیا فورت از آمریکا و نای مین نی از میانمار، چهار نفری هستند که این جایزه را در سال ۲۰۲۶ مشترکاً دریافت کردند.
🔸بنابر آنچه در سایت این بنیاد آمده است، جورجیا فورت، خبرنگار تلویزیونی از ایالات متحده، در جریان پوشش اعتراضات ضد مهاجرتی دستگیر شده و با اتهامات فدرال مواجه است. همچنین نای مین نی از میانمار، خبرنگار یک رسانه آنلاین، به دلیل گزارشهایش از نقض حقوق بشر در این کشور مجبور به مخفی شدن شده است. الهه و الناز محمدی نیز به دلیل شجاعت در مستندسازی خشونت علیه زنان، برنده این جایزه شدند. (لینک)
🔸 علاوه بر جایزه اصلی «شجاعت در روزنامهنگاری»، این بنیاد هر ساله دو جایزه دیگر نیز اهدا میکند. امسال، فرنچی می کومپیو از فیلیپین موفق به دریافت جایزه «عدالت برای زنان روزنامهنگار والیس آننبرگ» شد. این جایزه به خبرنگارانی تعلق میگیرد که بهناحق بازداشت یا زندانی شدهاند. او که از سال ۲۰۲۰ در زندان به سر میبرد، به دلیل گزارشهایش از خشونتهای دولتی در فیلیپین بازداشت شده است.
همچنین هر ساله جایزه عکاسی خبری «آنیا نیدرینگهاوس» نیز به یک عکاس اهدا میشود که فعلا برای این جایزه کسی اعلام نشده است.
🔸 بنیاد بینالمللی زنان رسانه (IWMF) یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در واشنگتن دیسی است که در سال ۱۹۹۰ توسط جمعی از روزنامهنگاران زن آمریکایی تأسیس شد. از آن زمان تاکنون، این بنیاد هر ساله جوایز «شجاعت در روزنامهنگاری» را به زنان اهدا میکند. مبلغ جایزه حدود ۲۰ هزار دلار آمریکا است.
در سالهای اخیر، برندگان این جوایز چهرههای مختلفی بودهاند:
🔸 سال ۲۰۲۵: صنع عاطف (افغانستان)، یوسرا البگیر (سودان-بریتانیا) و ماریتزا ال. فلیکس (آمریکا-مکزیک)
🔸 سال ۲۰۲۴: لورن چولیجان (آمریکا) و مونیکا ولاسکز ویلاسیس (اکوادور)
🔸 سال ۲۰۲۳: مریم ترزا مونتانیو دلگادو (مکزیک)، یلدا معیری (عکاس ایرانی)، آینور (جمهوری آذربایجان) و گروهی از خبرنگاران روزنامه واشنگتن پست.
@journalistsclub1
واکنش و عصبانیت روزنامهی پایداریها به روزنامهی کارگزارانیها
روز گذشته روزنامه سازندگی بخشی از سخنان مسعود پزشکیان را که به سخنان امام علی و نهجالباغه استناد کرده بود، به عنوان تیتر یک برگزید که از لحظه انتشار در فضای مجازی با واکنش مخالفان مذاکره روبرو شد و امروز نیز روزنامهی ایرانیان به مدیر مسئولی بیژن نوباوه عصو جبهه پایداری به سازندگی واکنش نشان داد و آن تیتر را که برگرفته از سخنان رئیس جمهور بود، تسلیمطلبی خواند.
@journalistsclub1
اطلاعیه مرکز لرزهنگاری: لحظاتی پیش زلزلهٔ ۴.۶ ریشتری مرز استانهای تهران و مازندران را لرزاند.
@journalistsclub1
به دنبال زمین لرزه لحظاتی پیش در تهران، تمامی پایگاه ها و امدادگران هلال احمر بصورت کاملا آماده باش درآمدند
@journalistsclub1
لحظاتی پیش زلزلهای تهران را لرزاند
@journalistsclub1
استودیو چندرسانه ای گیتی تصویر
ویژه برای رسانه های کشور
ضبط پادکست
ضبط ویدیو کست
خدمات تدوین و ساخت تیزر و کلیپ
ضبط و تدوین مصاحبه و گفتگو
تولید برنامه های اختصاصی رسانه ای
مجهز به استودیو دیجیتال و ویدیو مپینگ
ضبط همزمان با ۶ دوربین
استودیو عکاسی
با مدیریت ساتیار امامی
۰۹۱۲۳۵۴۴۴۰۶
@journalistsclub1
.
بازگشت محسن کدیور به رسانههای ایران
خبرگزاری ایرنا با محسن کدیور، اندیشمند دینی که در آمریکا زندگی میکند یک گفتگوی تفصیلی انجام داده است.
آقای کدیور در این گفتگو ارتکاب جنایات جنگی ترامپ و نتانیاهو در ایران را «بربریت مدرن» توصیف میکند و میگوید: تمدن ایران لقمه گلوگیری است که متجاوزان طمعکار را خفه خواهد کرد.
این اندیشمند دینی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد تحت فشار سیاسی قرار گرفت و از دانشگاه تربیت مدرس اخراج و چاپ کتابهای او ممنوع شد. آقای کدیور سال ۱۳۸۷ به دعوت دانشگاه ویرجینیا و برای تدریس عازم آمریکا شد و تاکنون در این کشور مانده است.
او در گفتگو با ایرنا میگوید: هر بمبی که جان هموطنی را میگرفت انگار زخمی به بدن خودم بود، و وقتی موشکی به تاسیسات متجاوزان خصوصا اسرائیل اصابت میکرد بیاختیار شادمان میشدم. یک ابرقدرت و یک رژیم جنایتکار با پیشرفتهترین سلاحها به ایران حمله کردند، اما نتوانستند به اهداف خود برسند. امروز ایرانی بودن به یک ارزش تبدیل شده است.
@journalistsclub1
صدور نخستین رأی قطعی به نفع یک روزنامهنگار در برابر اقتباس غیرمجاز
فیلمنامه «درخت گردو» برگرفته از دو گزارش ادبی است
برای نخستین بار، شکایت یک روزنامهنگار درباره استفاده غیرمجاز از آثار ادبیاش به نتیجه رسید و دادگاه تجدیدنظر استان تهران رأی قطعی را به نفع «زهرا کشوری» صادر کرد؛ رأیی که حق پدیدآورندگی این گزارشهای ادبی را به رسمیت شناخت.
محمد داسمه، وکیل زهرا کشوری، اعلام کرد:« فیلمنامه فیلم سینمایی «درخت گردو» شباهتهای گسترده و قابلتوجهی با دو گزارش ادبی موکلش داشت. این گزارشها با عنوانهای «هنوز ساعت همان ۵ عصر است» (۱۳۹۳) و «مرهمی بر تاولهای ۲۹ ساله امامقادر» (۱۳۹۵)، بر اساس بند یک ماده ۲ قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان، در شمار آثار ادبی دارای حقوق پدیدآورنده قرار میگیرند.»
به گفته داسمه، پس از طرح دعوای حقوقی در محاکم تهران و طی تمام مراحل دادرسی، رأی بدوی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید و قطعی شد. او افزود:«این رأی اکنون لازمالاجراست و درخواست صدور اجراییه نیز صادر شده است.»
وکیل پرونده تأکید کرد: «رأی صادره نشان داد گزارشهای خانم کشوری صرفاً گزارشهای معمول روزنامهنگاری نیست، بلکه واجد ویژگیهای «اثر ادبی» و برخوردار از حمایتهای کامل قانونی است. »داسمه خاطرنشان کرد که این نخستین بار است که یک روزنامهنگار توانسته بر اساس قانون حمایت از حقوق مؤلفان و هنرمندان، نسبت به استفاده غیرمجاز از گزارشهای ادبیاش اقامه دعوا کند و در نهایت با رأی قطعی دادگاه بهعنوان صاحب حق شناخته شود.
فیلم سینمایی «درخت گردو» اثری در ژانر درام و جنگی است که بر اساس یک داستان واقعی و تلخ ساخته شده است. این فیلم به فاجعه بمباران شیمیایی در روستای رش هرمه در سردشت در تیرماه سال ۱۳۶۶ میپردازد.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است که روایت آن در سه بازه زمانی مختلف (سالهای ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵) جریان دارد و زندگی مردی به نام «قادر مولانپور» را دنبال میکند که در جریان بمباران شیمیایی، تمام اعضای خانواده خود (همسر باردار و سه فرزندش) را از دست میدهد و خود نیز سالها بعد بر اثر عوارض ناشی از آن جان میسپارد.
این مرد، سالها پس از فاجعه، به عنوان شاهد عینی در دادگاهی در لاهه (هلند) برای احقاق حقوق مردم آسیبدیده حاضر میشود.
فیلم با ساختاری شبهمستند، تلاش دارد با به تصویر کشیدن رنج قربانیان سلاحهای شیمیایی، پیامی ضدجنگ و علیه فراموشی این حادثه تلخ تاریخی ارائه دهد. *با تشکر از کارشناسان رسمی دادگستری و انجمن صنفی روزنامه نگاران
@journalistsclub1
مرگ خبرنگار
نگاهی به ماجرای اخراج خبرنگاران و نمایشنامهی مرگ فروشنده
اکبر منتجبی
یک
در دوران دانشجویی یکی از کتابهایی که باید بسیار میخواندیم و نقد و بررسی میکردیم، نمایشنامه مرگ فروشنده اثر آرتور میلر بود. حالا چرا یاد این کتاب افتادم؟ چند هفتهای است که بحث تعدیل و اخراج روزنامهنگاران به مهمترین مسئله این حرفه و صنف تبدیل شده است. مدیران به دلایلی چون جنگ، قطعی طاقتفرسای اینترنت، رکود و تورم و... خبرنگاران و روزنامهنگارانی را که روزی باعث شهرت رسانهها شده بودند، اخراج میکنند تا مبادا تیغ تیز چاقویی که این روزها بُرنده شده، به خودشان برسد!
دو
در داستان مرگ فروشنده ویلی لومن، فروشندهی سالخورده، تمام عمرش را صرف این باور کرد که دوست داشتنی بودن و مهارت در رابطه، کلید موفقیت است اما در پایان میفهمد این معادله نهتنها او را بالا نکشید، بلکه بهآرامی فرسوده و تهی کرده و حالا در معرض اخراج قرار گرفته است.
ویلی محصول سیستمی بود که ارزش انسان را با موفقیت اقتصادی میسنجید. خطای ویلی، دروغ گفتن به دیگران نبود، بلکه دروغ گفتن به خودش بود. او نمیپذیرفت که یک کارگر معمولی با محدودیتهای واقعی است. اساساً آن سیستم اجازه نمیداد او از معمولی بودن ارتقا یابد. اما ویلی بهجای مواجهه با واقعیت، به خاطرات پناه میبُرد، گذشته را بازسازی میکرد و آیندهای خیالی میساخت.
چند روز پیش یکی از دوستان میگفت ما در ایران، نه باراک راوید داریم و نه آکسیوس. به همین دلیل است که مردم روزنامهها را نمیخرند! برخلاف گفتهی او، من به خوبی به یاد دارم در این سی سالی که مشغول امر روزنامهنگاری هستم، هم باراک راوید داشتیم و هم آکسیوس اما خب نگذاشتند!
سه
روزنامهنگاران بسیاری را میتون نام برد که خبرهای دست اول منتشر میکردند. رضا زندی، نازنین خسروانی، ایرج جمشیدی، سحر نمازیخواه، هنگامه شهیدی، رضا تاجیک، مریم شبانی، زینب صفری، زهرا علیاکبری، فرید مدرسی و... این لیست پایانی ندارد. در همین دوره نیز دوستان خبرنگاری در حوزه دیپلماسی را میشناسم که خبرها و توئیتهای آنها منبع خبری است.
پس ما باراک راوید داشتیم؛ هنوز هم داریـــم اما مجموعهای از نگاهها و تصمیمها مانع شد تا این خبرنگاران فعالیتهای خود را ادامه داده یا انگیزهای برای ادامه دادن داشته باشند و بعدتر در جایگاه اصلی خود قرار بگیرند. ناگزیر نیز بسیاری از آنها سرخورده شدند، این حرفه را رها کردند و یا مهاجرت را برگزیدند. آیا کسی سراغ آنها را گرفت؟ آیا کسی نگران از دست رفتن چنین سرمایههایی شد؟ متاسفانه نه. چرا؟ چون آنها خبرنگاران معمولی نبودند و سیستم خبرنگار و مدیران مسئول معمولیتری میخواست!
چهار
دقیقا در نمایش مرگ فروشنده، بیف پسر ویلی، نقطهٔ مقابل پدر بود. او به پدرش میگفت باید بپذیریم ما آدمهای معمولی هستیم! این جمله در جهان ویلی یک فاجعه بود، چون کل هویت او بر انکار همین حقیقت بنا شده بود. ویلی فکر میکرد اگر لبخند بزند و خوشبرخود باشد، جهان به او پاسخ میدهد اما در نهایت، مدیر شرکت، بدون توجه به سابقه و وفاداری ویلی او را کنار گذاشت و سیستمی که ویلی به آن ایمان داشت، در لحظهٔ نیاز، او را حذف کرد!
همین اتفاق برای خبرنگاران رخ داد. بسیاری مانند ویلی دریافتند سالها وفاداری، زحمت و حتی نامآوری و شهرتآفرینی برای رسانههایی که در آن کار میکردند، بههنگام بحران مالی، تضمینکنندهٔ ماندگاریشان نیست.
مدیران رسانهها نیز گاه ناگزیر و گاه با منطقی صرفاً اقتصادی، خبرنگاران و روزنامهنگارانی را کنار میگذارند که زمانی سرمایهٔ اصلی مطبوعات بودند. ویلی در پایان آن نمایشنامه به شکلی تراژیک خودکشی میکند تا با پول بیمه، برای خانوادهاش «ارزش» تولید کند.
پنج
شنیدم برخی از مدیران نیز به خبرنگاران اخراجی گفتهاند اگر میخواهید بیمه شما قطع نشود، هفتهای چند مطلب بدهید تا بهجای حقوق، بیمه شما را رد کنیم! از این تراژیکتر سراغ دارید؟
پرسش واقعا این است که اگر تمام عمرت را صرف اثبات ارزش خود از طریق نوشتن، گزارش کردن و دیده شدن رسانهای کردهای که سود تمام و کمال آن به جیب مدیران رفته است، آیا واقعا به عنوان یک روزنامهنگار زندگی کردهای یا نه فقط کارگری استثمار شده بودهای؟
@journalistsclub1
صفحات دوازده تا هجده روزنامهی باشگاه روزنامهنگاران ایران
@journalistsclub1
صفحه یک تا پنج روزنامهی باشگاه روزنامهنگاران ایران
@journalistsclub1
طعنه خیمه به تندروهای اصولگرا
جدیدترین شماره مجله خیمه، با عکسی از مرحوم علی لاریجانی و تیتر «نوشتند: شمر هم به کربلا آمده بود» طعنه سنگینی به اصولگرایان تندرو است.
عبارت «شمر هم به کربلا آمده بود» اشاره به یک هیاهوی رسانهای و انتقادات تند در فضای مجازی دارد. این موضوع در واقع کنایهای بود که برخی اصولگرایان و فعالان رسانهای آنها علیه حضور علی لاریجانی مطرح کردند.
ماجرا از این قرار بود که پس از انتشار تصاویری از حضور علی لاریجانی در مراسم پیادهروی اربعین و مسیر نجف به کربلا، برخی از آنها هشتگها و دستنوشتههایی با مضمون طعنهآمیز «شمر هم به کربلا آمده بود» منتشر کردند.
هدف آنها از این کنایه این گروه با این جمله به عملکرد سیاسی گذشته لاریجانی اعتراض داشتند و با کنار هم قرار دادن این دو نام، تلاش میکردند حضور او را در مراسم پیادهروی کربلا زیر سوال ببرند.
@journalistsclub1
درخشش مستند تهران امجدیه
مستند تهران-امجدیه؛ به کارگردانی محمود مولایی که یکی از روزنامهنگاران با سابقه ورزشی ایران است به عنوان برترین کارگردان فیلم مستند وررزشی توسط انجمن ورزشی نویسان آسیا برگزیده شد.
این مستند رویکردی تاریخی دارد، از گذشته شروع میکند و به امروز میرسد. تهران - امجدیه از همان دقایق آغازین و با توجه به نمایش عکسها، بریده روزنامهها و تصاویر مسابقات و رویدادها در استادیوم امجدیه، تماشاگر را با خود همراه و خودش را از اغلب مستندهای تاریخی، ورزشی و مصاحبه محور این روزها دور میکند.
مستند تهران - امجدیه با استفاده درست از آرشیو و روایت منحصر به فرد و نگاه اجتماعیاش به تهران و پیرامون آن مستند را اثری برجسته ساخته است.
تهران امجدیه مستندی است که از بیم و امیدهای یک ورزشگاه پیر در میان شهر تهران با همه آمال و آرزوهایش سخن میگوید.
تهران-امجدیه به کارگردانی محمود مولایی و تهیه کنندگی مصطفی شوقی در خانه مستند تولید شده است.
@journalistsclub1
چند ساعتی است که پیامرسان بله از دسترس کاربران خارج شده است
@journalistsclub1
بررسی آسیبهای روحی روزنامهنگاران
دفتر توسعه آموزش رسانه با برگزاری نشستی تخصصی با عنوان «بررسی ترومای روزنامهنگاران» تلاش میکند یکی از کمتر دیدهشدهترین بحرانهای حرفه رسانه را به بحث عمومی بگذارد؛ بحرانی که در سکوت، روان خبرنگاران و روزنامهنگاران را فرسوده کرده است.
در این نشست که با حضور خانم بنفشه سامگیس روزنامهنگار حوزه اجتماعی، دکتر هادی خانیکی استاد دانشگاه، و دکتر امیرحسین جلالی ندوشن روانشناس برگزار میشود، ابعاد مختلف فشارهای روانی ناشی از فعالیت رسانهای مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
این نشست شاید بتواند آغاز گفتوگویی گستردهتر درباره مسئولیت نهادهای رسانهای در قبال سلامت روان کارکنان خود باشد؛ چرا خبرنگاران «ماشین تولید خبر» نیستند، آنها انسانهایی هستند که بار روانی جامعه را نیز حمل میکنند.
نشست «بررسی ترومای روزنامهنگاران» روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشت از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه هرات، پلاک ۱۱ برگزار میشود.
حضور در این نشست برای عموم آزاد است
@journalistsclub1
من چریک نبودم
جلد دوم خاطرات بهروز گرانپایه منتشر شد. آقای گرانپایه از روزنامهنگاران قدیمی و صاحب قلم است.
جلد اول این کتاب سال ۱۴۰۳ منتشر شده بود و اکنون دومین جلد آن به پیشخوان کتاب فروشیها رسید.
آقای گرانپایه در روزنامههای مختلفی فعالیت کرده است و در جلد دوم از خاطرات خود درباره تشکیلات سیاسی امت که به مدیریت حبیب.الله پیمان فعالیت میکرد نوشته و تلاش کرده نمایی از این تشکیلات و نشریه را بازآفرینی کند.
گرانپایه در ادامه خاطرات خود به حضورش در موسسه کیهان با مدیریت سیدمحمد خاتمی اشاره میکند که حدود چهار سال و نیم در این روزنامه بود و با جایگزینی مهدی نصیری به جای خاتمی، او نیز از این روزنامه رفت چون نصیری به دلیل چاپ مطلبی از محمدعلی سپانلو در کیهان، عصبانی شده و فرد دیگری را به نام محمود اسعدی، جایگزین بهروز گرانپایه کرد و از گرانپایه خواسته بود زیر نظر اسعدی کار کند که او هم نپذیرفته بود.
خاطرات گرانپایه سرشار از مطالب خواندنی است.
@journalistsclub1
گزارش مقدماتی لرزه تهران
بزرگی: ۴.۶ ریشتر
محل وقوع: مرز استانهای تهران و مازندران - حوالی پرديس
تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: 1405/02/22 23:46:07
عمق زمینلرزه: 10 کیلومتر
نزدیکترین شهرها:
8 کیلومتری پرديس (تهران)
10 کیلومتری بومهن (تهران)
11 کیلومتری رودهن (تهران)
نزدیکترین مراکز استان:
41 کیلومتری تهران
77 کیلومتری كرج
@journalistsclub1
برخی از خبرنگاران اطلاع دادند که در کرج هم لرزش زلزله کاملا احساس شد.
@journalistsclub1
برخی از خبرنگاران گزارش دادند سمت شرق تهران لرزش زلزله بسیار بیشتر بود
@journalistsclub1
یک روز جهانی که در تقویم ما نیست!
امروز، روز جهانی زن در ریاضیات است که به افتخار تولد مریم میرزاخانی، ریاضیدان بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است.
او استاد دانشگاه استنفورد بود و در سال ۲۰۱۴ بهدلیل پژوهشهای پیشگامانهاش در زمینهٔ «دینامیک و هندسهٔ سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» برندهٔ مدال فیلدز شد؛ بالاترین و معتبرترین جایزهٔ ریاضیات که آن را «جایزهٔ نوبل ریاضیات» نیز مینامند.
خانم میرزاخانی در در 22 اردیبهشت ماه سال 1356 بدنیا آمده بود.
اگرچه در تقویمهای جهانی این روز ثبت شده، اما متأسفانه تقویم رسمی ایران چنین روزی را ندارد.
دلیل این کمتوجهی روشن نیست. مریم میرزاخانی الهامبخش نسلهای جدیدِ پیشگامان علم، بهویژه دختران جوان، بود و ثابت کرد که علم هیچ مرز زبانی و جنسیتی نمیشناسد.
@journalistsclub1
بگومگوی خبرنگاران با سخنگوی دولت نشان میدهد که خبرنگاران اظهارات ایشان را درباره قطعی اینترنت و اینترنت طبقاتی نپذیرفتهاند...
@journalistsclub1
شکایت صداوسیما از آپارات؛ دادگاه حکم پرداخت ۳۶۰۰ میلیارد تومانی داد
پلتفرم آپارات با انتشار بیانیهای از صدور حکم جدید دادگاه بهخاطر شکایت صداوسیما خبر داد. رأیی که بر اساس آن مدیرعامل این شرکت به پرداخت حدود ۳.۶ همت خسارت محکوم شده است.
این پرونده به انتشار محتوای بارگذاریشده توسط کاربری در کانال «نفیسه جون» در بستر این پلتفرم مرتبط است. دادگاه در این رأی مسئولیت محتوای منتشرشده در آپارات توسط کاربران را متوجه پلتفرم و مدیرعامل آن دانسته است.
آپارات همچنین با اشاره به سابقه این اختلافات اعلام کرده است طی ۱۱ سال گذشته با ۲۶ پرونده و شکایت از سوی صداوسیما مواجه بوده اگرچه در پروندهای مشابه رأی کیفری صادرشده علیه مدیرعامل آن در دیوان عالی کشور و در فرآیند ماده ۴۷۷ نقض و منجر به برائت شده بود اما با طرح شکایت جدید و استناد به محتوای متفاوت، رسیدگی مجدد انجام و رأی تازه و بیسابقهای صادر شده است.
منبع: شرق
@journalistsclub1
اعلام جرم علیه اعتماد و آنا به خاطر انتشار اظهارات عباس عبدی و صادق زیبا کلام
مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرد:
هفته گذشته، در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانههای منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار گیرد.
@journalistsclub1
فایل پیدیاف شماره نهم روزنامهی باشگاه روزنامهنگاران ایران
@journalistsclub1
صفحات شش تا یازده روزنامهی باشگاه روزنامهنگاران ایران
@journalistsclub1
پیوند سنت و مدرنیسم رسانهای
شماره نهم روزنامه باشگاه روزنامهنگاران ایران در ۱۸ صفحه منتشر شد؛ روزنامهای که تلاش میکند میان روزنامه کاغذی و رسانههای چندرسانهای پیوندی تازه برقرار کند؛ اقدامی که شاید بتواند آغازگر دورهای جدید در روزنامهنگاری تعاملی و تلفیق رسانه مکتوب با تصویر متحرک در ایران باشد.
در این شماره، کریم نیکونظر، روزنامهنگار و پادکستر، تحلیلی درباره چگونگی آغاز جنگ نوشته است. همچنین یادداشت عباس عبدی با این محور که خیابان جای مذاکره نیست مورد بررسی قرار گرفته است.
از دیگر مطالب این شماره میتوان به دو یادداشت رضا خجستهرحیمی و هادی حیدری درباره محمودرضا بهمنپور، مدیر نشر نظر، اشاره کرد. بررسی اینترنت پرو و ابعاد مختلف آن نیز از دیگر موضوعاتی است که در این شماره مورد توجه قرار گرفته است.
در این شماره همچنین دو صفحه اینفوگرافی با موضوع «وظیفه روزنامهنگاران در جنگ چیست؟» منتشر شده؛ موضوعی که در نشست دفتر توسعه آموزش رسانه با حضور علی ربیعی، ماشاالله شمسالواعظین و عبدالله گنجی بررسی شد.
صفحات دیگر این شماره را هم ببینید، بخوانید و نظرات خود را برای ما ارسال کنید.
@journalistsclub1