313
بستر رسمی بسیج دانشکده فنیِ پردیس مرکزی دانشگاه تهران (مهندسی شیمی، عمران، پلیمر و علوم مهندسی) ارتباط با ادمین: @Ghalb_Admin
تا ما زنده هستیم، این پرچم در اعتلا خواهد ماند.
ما برا این کشور و این پرچم ایستاده میمیریم.
پس به دانشگاه جمهوری اسلامی ایران با غیرت وارد شوید!
✅ قلب فنی برای ایران می تپد!
🌐@ghalbbasijfani
پرونده ۲۸ مرداد | بخش آخر
مصدق؛ میان آرمان ملی و فهم میدان
داستان دکتر محمد مصدق، قصهی تلخ مردی است که خواست قهرمان ملی شود، اما در میانهی راه، همآغوش سراب شد و در پایان، نه بر دوش مردم، که در غربت احمدآباد، زیر سقف تنهایی، چشم از جهان فروبست. او بیتردید خدمتی بزرگ به ایران کرد؛ ملی کردن نفت، سیلی محکمی بر گونهی استعمار پیر بریتانیا بود. اما تاریخ، تنها با «نیت خوب» قضاوت نمیشود؛ تاریخ، از فرجامها میپرسد. و فرجام مصدق، درس عبرتی است برای هر ایرانی که دل در گرو این آب و خاک دارد.
نخستین خطای راهبردی مصدق، اعتماد به آمریکا بود. او در ذهن خود، واشنگتن را از لندن جدا کرد؛ گمان کرد آمریکا، «دایهای مهربان» است که برای نجات ملتهای تحت ستم آمده است. اما شیطان، همیشه یک شکل ندارد. همان دستکش مخملی که آمریکا برای مصدق تکان میداد، زیرش پنجههای آهنین سیا پنهان بود. مصدق به دیوان لاهه دل بست، به میانجیگری بانک جهانی امیدوار شد، به پیامهای دوستانهی دیپلماتهای آمریکایی اعتماد کرد؛ غافل از آنکه در اتاقهای تاریک واشنگتن، نقشهی حذف او را روی کاغذ میکشند. او نفهمید که بریتانیا و آمریکا، دو سرِ یک اژدها هستند؛ یکی با کلاهخود کهنهی استعماری، دیگری با کراوات تازهی لیبرالی.
تاریخ، این تلخی را بارها تکرار کرده است. و امروز نیز عدهای همان خطای مصدق را از نو تجربه میکنند؛ دیروز میان لندن و واشنگتن فرق میگذاشتند، امروز میان واشنگتن و تلآویو. غافل از آنکه اتاق فرمان یکی است؛ فقط مجریها عوض میشوند.
دومین ضعف مصدق، نشناختن دقیق ایران و مردمش بود. او ایران را از پنجرهی تهرانِ روشنفکر و خیابانهای شیک دید، نه از کوچههای روستا، نه از مسجد و منبر، نه از دل بازار و عشایر. مصدق تصور کرد ملت ایران یکپارچه پشت سر او ایستادهاند، اما جامعهی آن روز ایران، هزارتوی پیچیدهای از منافع و باورها بود. او نتوانست میان آن تکههای پراکنده، پلی بزند. دهقان را نشناخت، بازار را دلخور کرد و عشایر را به حال خود رها نمود.
وقتی کودتا آمد، ملتی که مصدق فکر میکرد سپرش هستند، در خانهها ماندند. نه از آن رو که وطنپرست نبودند؛ بلکه از آن رو که مصدق هیچگاه زبان آنان را نیاموخت و هیچگاه آنان را در پروژهی ملی خود شریک نکرد. قهرمانی که مردم را نشناسد، در لحظهی خطر، تنها میماند.
او شاید میپنداشت دین، مانعِ عقلانیت سیاسی است؛ اما نمیدانست که در ایران، دین نه تنها مانع نیست، بلکه تنها نردبان رسیدن به قلب مردم است. مصدق نتوانست با روحانیت، آنگونه که شایسته بود، ائتلاف پایدار بسازد. سیاست، عرصهی ائتلاف است؛ و مصدق در این عرصه، تنها بازی کرد و تنها ماند.
البته نباید انکار کرد که مصدق، در برابر استعمار پیر ایستاد و نامش در حافظهی ملت ایران ثبت شد. اما او نتوانست آن نقش قهرمان ملی را که آرزویش را داشت، تا انتها بازی کند. سرنوشتش، تلختر از آن بود که یک تراژدی یونانی باشد. او که میخواست نفت را از چنگال استعمار بیرون بکشد، خود در چنگال حصر و سکوت احمدآباد اسیر شد. نه تشییع باشکوهی داشت، نه فریاد ملتی که برای نجاتش به خیابان آمده باشند. او در گوشهای دور از هیاهوی سیاست، پیر شد و خاموش رفت.
شاید اگر مصدق کمی بصیرت داشت، اگر آمریکا را از بریتانیا جدا نمیکرد، اگر مردم ایران را از مسجد و بازار و روستا میشناخت، اگر به دین به عنوان سرمایهی اجتماعی و نه تهدید نگاه میکرد، سرنوشت دیگری مییافت. اما افسوس که تاریخ، فعل «اگر» را نمیپذیرد.
امروز، ما در جمهوری اسلامی، وارث تجربههای تلخ و شیرین تاریخ هستیم. انقلاب اسلامی، از همان روز نخست، درس گرفت که نباید به کدخدا اعتماد کرد؛ نه به آمریکا، نه به هیچ قدرت خارجی. ما یاد گرفتیم که مردم ایران را باید از مسجد شناخت، از روستا، از بازار، از هیئت و از مدرسه. ما فهمیدیم که دین و سیاست در این سرزمین، نه دو دشمن، که دو بال یک پرندهاند. و ما دیدیم که هرگاه وحدت ملی و ایمان دینی کنار هم قرار گرفتند، ایران در برابر طوفانها ایستاد.
تاریخ، آینه است؛ و هر که نخواهد در آن بنگرد، محکوم است به تکرار آن.
یادداشت دانشجویی
✍محمدحسن دیزانی _ فارغالتحصیل مهندسی شیمی
#یادداشت_دانشجویی
#مصدق_و_فهم_میدان
#پرونده۲۸مرداد
✅ قلب فنی برای ایران میتپد!
🌐@ghalbbasijfani
مصدّق و مردم کاغذی؛ کودتای اوباش یا خیزش ملّی؟
در فرهنگ سیاسی ما، واژهٔ «مردم» مظلومترین و کشدارترین کلمه است. رسانههای مسلط و قلمبهمزدها، «مردم» را جمعیتی بیشکل و بیصدا فرض میکنند که وظیفهاش صرفاً کفزدن برای منافع اشراف و کانونهای ثروت و قدرت است. امّا تاریخ شوخی سرش نمیشود؛ حرکتی که اتاقفرمانش برجهای بالاشهر، سوداگران بازار و دلالان وابسته به دلار باشد، هر نام پرطنینی هم به خود بگیرد، هرگز یک قیام اصیل و مردمی نیست.
شعبانبیمخها، دلارهای سیاه و اشرافیت وابسته
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شاهبیت این فریب تاریخی است. سالهاست که دستگاههای تبلیغاتی غرب و چهرههایی چون موسی غنینژاد میکوشند این لکهٔ ننگ را از جایگاه یک کودتای سیاه آمریکایی تا سطح یک «خیزش مردمی» یا تصمیمی قانونی بزک کنند. امّا واقعیت عریانتر از این رتوشهاست.
اسناد تاریخی از دلارهای چمدانی کرمیت روزولت، پیادهنظامِ اجارهای از چماقداران میدان بار و اراذل جنوب شهر، و چراغسبزِ اشراف وحشتزده از ملّیشدن صنعت نفت پرده برمیدارد. کودتای ۲۸ مرداد حاصل پیوند شوم چماقداران خیابانی و ثروتمندان وابسته به غرب بود؛ خنجری که درست به نام «ملّت»، بر پیکر استقلال کشور و بر پشت تودههای زحمتکش و محروم فرود آمد. این فاجعه نشان داد چگونه طبقهٔ مرفه و خودباخته میتواند با دلارهای کثیف و فریب رسانهای، دانشگاه و افکار عمومی را به پادوی منافع بیگانگان بدل کند.
امتداد یک فریب؛ از علاءالدّین تا استودیوهای خارجی
این غفلت تاریخی و نشناختن صفبندی میان «محرومان» و «غارتگران»، سالها بعد دوباره بازتولید شد؛ الگویی که در وقایع دیماه ۱۴۰۴ نیز به چشم آمد. جریانی که خاستگاهش نه سفرهٔ خالی فرودستان و رنجدیدگان، بلکه نوسانات ارزی و کاسبیِ سوداگران پاساژهای لوکس و سرمایهداران شهری بود.
رسانههای ماهوارهای با تردستی همان سناریوی مرداد ۳۲ را بازسازی کردند تا هیاهوی دلالان ارز و طبقات مرفه را به عنوان «انقلاب سراسری مردم ایران» فاکتور کنند. وقتی پروژهای با هدایت اتاقفکرهای غربی و سرمایهٔ دلالان کلید بخورد، فرجامش چیزی جز تأمین منافع استعمار و تحمیل فشارهای سنگینتر بر دوش طبقات ضعیف نیست؛ دامی ویرانگر که اگر فداکاری و هوشیاری و شهادت آگاهانهٔ سیدعلی خامنهای در مقطع حساس اسفند ۱۴۰۴ نبود، میتوانست آن روزها را به تکرار موبهموی فاجعهٔ ۲۸ مرداد بدل کند.
شستوشوی تاریخ برای صید منافع سلطه
چرا جریانی خاص اینقدر اصرار دارد کودتا بودن ۲۸ مرداد را انکار کند؟ زیرا اگر رسماً پذیرفته شود که دستهای بیگانه و پیادهنظام مزدور میتوانند زیر نقاب «مردم» دولتی ملّی و استقلالطلب را ساقط کنند، آنوقت منطق پروژههای امروزشان فرو میریزد. تفکّری که دیروز نوچگی شعبانبیمخ و چمدانهای دلار سازمان سیا را «خواست ملّی» جا میزد، امروز هم دستوپا زدن اشراف و کاسبان بازار را به عنوان صدای واقعی مردم تحمیل میکند.
جنبش راستین ملّی از دل درد و رنج پابرهنگان و برای قطع دست بیگانگان و پایان غارتگری شکل میگیرد، نه از گاوصندوق سرمایهداران و کفپوش پاساژهای پایتخت. تا زمانی که هوشیاری در برابر بازی بیگانگان جایگزین سادهلوحی نشود و این فهم ایجاد نگردد که انقلاب ملّی هیچگاه از طبقات بالایی جامعه نمیجوشد، پیوندِ زراندوزان و اراذل باز هم به نام «ملّت» با منافع این سرزمین معامله خواهد کرد؛ معاملهای شوم که تاوان سنگینش را مردم کوچه و بازار، از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب این خاک، از میناب تا لامرد، با خون و رنج خود پرداخت میکنند.
یادداشت دانشجویی
✍️ محمدیاسین گوهری – ورودی ۱۴۰۲ مهندسی پلیمر
#یادداشت_دانشجویی
#مردم_کاغذی
#بیستوهشت_مرداد
🛑این مجموعه ادامه دارد🛑
۱ از ۴
✅ قلب فنی برای ایران می تپد!
🌐@ghalbbasijfani
عاشورا جغرافیایی است که نه یک روز، بلکه تاریخِ یک جراحت همیشگی است.
گویی دور فلک در این دایره دوار دربند کشیده شده و وقایع آنبهآن تکرار میشوند؛
همانگونه که فرمود آن قتیل عطشان:
«کلُّ یومٍ عاشورا و کلُّ أرضٍ کربلا»
به وسعت بیکرانه تاریخ که مینگری،
از گذشته تاکنون روزهای متمادی را میبینی که عاشورا تکرار شده است، بارها و بارها.
هر بار این جراحت سر میگشاید و خونی که از دل آن میریزد، لعل میشود.
هر زخمهای که از دل این وقایع بر پیکرهٔ زمانه میخورد،
اثری دارد که ۱۴ قرن است روزبهروز ما را به روز موعود نزدیکتر میگرداند.
و هر خون مظلومی که به ناحق بر زمین میریزد،
قطرهای میشود از دریایی که روزی بس نزدیک انشاءالله
جور زمانه را در خود فرو برده و غرق خواهد کرد.
این روزها اما ضربات سنگینتر شده و زخمها کاریتر.
باشد که صبر ما بر این ابتلائات عظیم،
مقدمهای باشد بر وصول عاجل به پیروزی نهایی.
حال، ای مولا و مقتدای ما،
هرچند دلهایمان از این آلام، لبالب از غم و اندوه است، اما
«لایومَ کَیومَک یا اباعبدالله»
دستگیرمان باش و نگاهت را و امدادت را و حضور فرزندت را...
آه، ظهور فرزند رشید و برومند و عزیزت را
برای ما مقدر و نزدیک بگردان.
باشد که به اضطرار دل عمهسادات،
انتصار نهایی در انتها همراه ما باشد.
✅ قلب فنی همچنان می تپد!
🌐@ghalbbasijissue
📕بهما چه گذشت
💥ویژهنامه سالگرد جنگ دوازدهروزه
🫀#قلب_فنی
📌از سنوار تا خامنهای
امروز، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، درست در نخستین سالگرد جنگ ۱۲ روزه، وقتی بر ویرانههای محاسبات قدیمی دشمنان ایستادهایم، باید فلاشبکی به آغاز این مسیر بزنیم. این زنجیرۀ عظیم از تقابلها، فروپاشیها، شهادتها و درنهایت خیزش مقتدرانۀ امروز، همگی ریشه در همان تصمیم دیوانهوار و باشکوه یحیی سنوار در اکتبر ۲۰۲۳ دارد.
📌معجزه فهمها و ساختارها
رهبری شهید از ابتدا هم مردم و هم مسئولین را توصیه میکرد که فقط از خدا بترسند و از جهاد در راه خدا فرار نکنند، اما میدانست که رشد در این ساختار گرچه حتمی است، اما گاهی سخت و زمانبر میشود. برای اینکه فریب حیلۀ «تلۀ تنش» را نخوریم، چند جنگ تجربه کردیم و برای اینکه از وارد شدن به یک درگیری تمامعیار با آمریکا نترسیم، خون قائد شهید بر ریشۀ ما ریخته شد تا استوار در برابر طوفان شدائد روزگار بایستیم و از استقلال خود دفاع کنیم.
✅ قلب فنی برای ایران می تپد!
🌐@ghalbbasijfani
این سطرها قابهایی کوتاه از تاریخاند؛ لحظههایی گذرا که ردّشان هنوز بر صفحهی زمان مانده است.
گاهی یک اتفاق از مرز یک خبر عبور میکند و به سطری ماندگار در تاریخ بدل میشود؛ جایی که جریانها قواعد کهنه را به چالش میکشند.◾️ سکانس دوم | جنگ، میدان عوض میکند
جنگ همیشه در میدانهای کلاسیک شکل نمیگیرد؛ گاهی در اقتصاد، رسانه، سیاست و امنیت، زمین بازی دگرگون میشود.◾️ سکانس سوم | مگسی که بر زخم نشست
در روزهای التهاب، همیشه کسانی پیدا میشوند که بهجای مرهم، بر زخم مینشینند و بر آتش آن میدمند.
دانشگاه یکی از حساسترین صحنههای جامعه است؛ جایی که هر رخداد کوچک میتواند بازتاب کشمکشی بزرگتر باشد.◾️ سکانس آخر | نمیدانی مگر در شعلهها ایران نمیسوزد
شعلهها شاید تنها تصویری گذرا باشند؛ اما یادآور مسئولیتیاند که برای آرامش و آیندهی این سرزمین بر دوش همه ماست.✅ قلب فنی همچنان میتپد!
🫀نشریه #قلب
◾️جنگ رمضان
🔹درس دوازدهم؛ ایران عزیز:
📌 تختهسیاه دیگر سیاه نبود. وقتی نامِ «او» به میان آمد، کلاس از نوری الهی لبریز شد. اینجا، زنگِ اول، مشقِ سربلندی است.معراجی که شهادت به نیمکت های چوبی آن سرایت کرد و همه را راهی آسمان کرد.
#نشریه_تک_برگ
#رژیم_کودک_کش
🫀نشریه #قلب
◾️جنگ رمضان
🔹درس دوازدهم؛ ایران عزیز:
📌 تختهسیاه دیگر سیاه نبود. وقتی نامِ «او» به میان آمد، کلاس از نوری الهی لبریز شد. اینجا زنگِ اول، مشقِ سربلندی است.معراجی که شهادت به نیمکت های چوبی آن سرایت کرد و همه را راهی آسمان کرد.
#پیشخوان
✅قلب فنی همچنان می تپد!
🌐 @ghalbbasijissue
💠«شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ فِيهِ ٱلۡقُرۡءَانُ ...»
📌سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست✨
🔰مراسم افطاریبسیج دانشکده فنی مرکزی
🗓 چهارشنبه 13 اسفند ماه 1404
📍مقابل دانشکده فنی، پردیس مرکزی (انقلاب)
💳 شماره کارت جهت مشارکت در افطاری:6219 8618 0367 5064
(مصطفی کاظمی)
✅قلب فنی، همچنان میتپد...
🌐 @ghalbbasijissue
❗️ آنان که شعارشان "مرگ بر دیکتاتور" است، حتی به اسامی شهدا و کشتهشدگان هم رحم نکردند
📌 در واکنش به هتک حرمت به بوردنگارهی دانشکده فنی در چهلم ۳۱۱۷ شهید و جانباختهی حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴
#بوردنگاره
#مرگبردیکتاتور
#سههزاروصدوهفده
🌐 @ghalbbasijissue
🏴 یادبود چهلم شهدای دیماه
اقامه نماز جماعت ظهر و عصر در صحن دانشگاه
📸 #گزارش_تصویری
بخش اول
🗓 شنبه، ۲ اسفندماه ۱۴۰۴
📌دانشکدگان فنی امیرآباد
🌐 @ghalbbasijissue
فتنه، آزمون است
خامنهای، معیار
قلب فنی تپنده تر از همیشه
🌐@ghalbbasijissue
سلام بر مهدی و منتظران و پیروان راستین او
وَقُلْ
رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ
وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ
وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا
(اسرا، ۸۰)
و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کار و شغلی] به نیکی وارد کن و به نیکی بیرون آور و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده
ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه مبارک باد
قلب فنی تپنده تر از همیشه
🌐@ghalbbasijissue
وقتی گاز، از ابزار قدرت به منبع خسارت تبدیل شد
انرژی، مخصوصاً گاز، یک تصمیم اجرایی ساده نیست.ایران؛ صادرکنندهای که بازار را میشناخت
در تمام دنیا، نفت و گاز مستقیماً به امنیت ملی، سیاست خارجی و قدرت چانهزنی کشورها گره خوردهاند. اما گاز از نفت هم حساستر است؛ چون به خط لوله، قراردادهای بلندمدت و تعهدات حقوقی سفتوسخت وابسته است.
تصمیمی که امروز درباره گاز گرفته میشود، میتواند دههها کشور را درگیر کند.
به همین دلیل است که در تجربههای جهانی، حتی در شرایط جنگی، جریان گاز بهطور کامل قطع نمیشود. گاز یعنی وابستگی طراحیشده ؛ وابستگیای که خروج از آن هزینههای سنگین اقتصادی، حقوقی و حتی سیاسی دارد.
در زمان انعقاد قرارداد کرسنت، ایران نهتنها با بازار گاز منطقه ناآشنا نبود، بلکه صادرکننده فعال گاز محسوب میشد.اعداد دروغ نمیگویند
همزمان، ایران به ترکیه گاز صادر میکرد؛ با قیمتی حدود ۸ دلار برای هر واحد.
اما در قرارداد کرسنت، قیمت گاز برای ۷ سال اول حدود ۰.۷ دلار تعیین شد و برای ۱۸ سال بعد نیز فرمولی بسته، غیرشفاف و کاملاً به ضرر ایران در نظر گرفته شد.
این اختلاف فاحش، نه حاصل بیاطلاعی از بازار بود و نه ناشی ازضعف فنی یا حقوقی.
در همان دوره، وزارت نفت قراردادهایی با فرمولهای متعارف منطقهای منعقد کرده بود.
پس مسئله، ناتوانی نبود؛ مسئله نوع تصمیمگیری بود.
طبق مکاتبات رسمی همان زمان، کل درآمد پیشبینیشده ایران از این قرارداد ۲۵ ساله، حدود ۳.۲ میلیارد دلار اعلام شد.از «گاز ترش» تا بستن دست کشور
در حالی که ارزش واقعی همین حجم گاز در بازار جهانی، حدود ۴۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
این فاصله، خطای محاسباتی نیست.
این فاصله، نتیجه یک انتخاب مشخص در سطح بالای سیاستگذاری انرژی است.
در ساختار حقوقی کشور، متولی قیمتگذاری، تنظیم قرارداد و انتخاب فرمول فروش گاز، مشخص است.
چنین تصمیمی، بدون نقش مستقیم مدیریت ارشد وزارت نفت، اساساً قابل تحقق نبوده است.
یکی از توجیهات اصلی قرارداد، «ترش بودن گاز میدان سلمان» عنوان شد.
در حالی که گاز ترش، یک مسئله کاملاً حلشده فنی است.
با حدود ۶۰ میلیون یورو میشد واحد شیرینسازی احداث کرد؛ رقمی که حتی کمتر از درآمد یک سال فروش منصفانه همان گاز بود.
نکته مهمتر اینجاست:
همین گاز بعدها وارد شبکه مصرف داخلی کشور شد و در پالایشگاهها مورد استفاده قرار گرفت.
گازی که برای صادرات «غیراقتصادی» معرفی شد، برای مصرف داخلی کاملاً قابل استفاده تشخیص داده شد.
در متن قرارداد،حق فسخ مؤثرایران عملاً حذف شد.
یعنی کشور وارد یک تعهد بلندمدت شد، بدون ابزار خروج، حتی در صورت ضرر آشکار.
پیامد کرسنت به همان قرارداد محدود نماند.
قرارداد گاز ایران و ترکیه دارای بند «کاملةالوداد» بود؛ به این معنا که اگر ایران به کشور دیگری گاز ارزانتر بفروشد، طرف مقابل میتواند ادعای تبعیض کند.
افشای قیمت بسیار پایین گاز در قرارداد کرسنت، دقیقاً همین ابزار حقوقی را در اختیار ترکیه قرار داد.
نتیجه: تحمیل حدود ۱۲ میلیارد دلار گاز رایگان به ایران.
این عدد، یک اختلاف حقوقی ساده نیست؛ پرداخت مستقیم از جیب منافع ملی است.
در طراحی اولیه قرارداد، نقطه تحویل گاز بهگونهای تعیین شده بود که حضور نیروهای ایرانی روی سکو، نیازمند دریافت ویزا از کشور ثالث میشد.
این مسئله، مستقیماً حاکمیت ملی را زیر سؤال برد و پرونده را به سطح شورای عالی امنیت ملی کشاند.
ایران از نظر فنی#کرسنت #خسارت_تاریخی #مستندناتواننیست.
توان ساخت پالایشگاه، تجهیزات پیچیده، و دفاع حقوقی در مجامع بینالمللی—even تحت شدیدترین تحریمها—وجود داشته و دارد.
آنچه کشور را به وضعیت امروز رسانده، نبود دانش یا فناوری نیست؛
بلکه تصمیمهایی است که منافع بلندمدت ملت را قربانی مصلحتهای شخصی و یا کوتاهمدت کردند.
ناترازی امروز گاز، کمبودهای زمستانی، فشار بر صنایع و تهدید پایداری شبکه انرژی،
محصول یک سال یا یک دولت نیست؛
حاصل انباشت همین تصمیمهاست.
این یک اتفاق تصادفی نیست.
این نتیجه انتخابهایی است که هزینهشان را امروز مردم میپردازند.
#گزارش_صوتی
🔹کرسنت داستان یک خسارت تاریخی (قسمت اول)
👤مهندس رضا نوشادی
✅قلب فنی همچنان می تپد!
🌐@ghalbbasijissue
اینجا سنگر کسانی است که پای پرچم ایران ایستادهاند.
باغیرت وارد شوید!
✅ قلب فنی برای ایران میتپد!
🌐@ghalbbasijfani
📌پرونده ۲۸ مرداد | بخش دوم
🔹از قرارداد دارسی ۱۹۰۱ تا نفتکشی ترامپ در ونزوئلا
❓آیا یک ملت حق دارد درباره منابع و آینده خودش تصمیم بگیرد؟
✍ فاطمه علائیفر _ ورودی ۱۴۰۴ ارشد مهندسی شیمی
#یادداشت_دانشجویی
#متهم_به_جرم_ایستادگی
#پرونده۲۸مرداد
🔻این مجموعه ادامه دارد...
✅ قلب فنی برای ایران می تپد!
🌐@ghalbbasijfani
مهندسی به سبک چمران.⚙️
"شهید چمران یک الگو است؛ یک دانشمند به معنای واقعی کلمه بود؛ درسخوانده و تحصیلکرده بود اما یک مبارز واقعی، یک مجاهد هم بود، به معنای واقعی کلمه."
شهید ایتالله سیدعلی حسینی خامنهای🩸
📌 گزارش برد بسیج دانشجویی دانشکده فنی مرکزی دانشگاه تهران به مناسبت سالگرد شهادت شهید چمران
#مثل_چمران_هستم
✅️قلب فنی همچنان می تپد!
@ghalbbasijfani
أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)
وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ
مَعَ وَلِيِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ)
✅ قلب فنی همچنان می تپد!
🌐@ghalbbasijissue
📝 اینها نمیدانند ما حتی در شرایطی که نفسمان تنگ است هم دست از تلاش و علمآموزی برنمیداریم. اینها اصالتِ ما را نمیفهمند، اینها سرسختیِ ما را نمیفهمند، ما در هر شرایطی پرچمِ علم و دانشِ کشورمان را بالا نگه میداریم. 🇮🇷✊🏻
📌 این روایتِ یک قلم است. نشان این که هنوز کسانی هستند که قلم به دست میگیرند تا آیندهی روشن را رقم بزنند. ✍️✨ روایت ایران است که ایستاده و به جلو میرود. 🚀
⚫️ به یاد شهدای علمی مقاومت و در رأس آنها دکتر علی لاریجانی 🕊️🎓
روایتی از دکتر اعظم مانی، هیئت علمی دانشکده علوم مهندسی دانشگاه تهران 🏛️
#روایت_قلم 🖊️
#جهاد_علمی 🧠🔬
#بسیج_دانشجویی_فنی 🎓🔧
قلب فنی برای ایران میتپد! ❤️🇮🇷
🌐 @ghalbbasijissue
♨️ پیشخوان نشریه #قلب
این سطرها قابهایی کوتاه از تاریخاند؛ لحظههایی گذرا که ردّشان هنوز بر صفحهی زمان مانده است.
◾️ سکانس نخست | تاریخ، مقاومت ما را تحسین میکند
گاهی یک اتفاق از مرز یک خبر عبور میکند و به سطری ماندگار در تاریخ بدل میشود؛ جایی که جریانها قواعد کهنه را به چالش میکشند.◾️ سکانس دوم | جنگ، میدان عوض میکند
جنگ همیشه در میدانهای کلاسیک شکل نمیگیرد؛ گاهی در اقتصاد، رسانه، سیاست و امنیت، زمین بازی دگرگون میشود.◾️ سکانس سوم | مگسی که بر زخم نشست
در روزهای التهاب، همیشه کسانی پیدا میشوند که بهجای مرهم، بر زخم مینشینند و بر آتش آن میدمند.
دانشگاه یکی از حساسترین صحنههای جامعه است؛ جایی که هر رخداد کوچک میتواند بازتاب کشمکشی بزرگتر باشد.◾️ سکانس آخر | نمیدانی مگر در شعلهها ایران نمیسوزد
شعلهها شاید تنها تصویری گذرا باشند؛ اما یادآور مسئولیتیاند که برای آرامش و آیندهی این سرزمین بر دوش همه ماست.✅ قلب فنی همچنان میتپد!
«تَهَدَّمَتْ وَاللّهِ أَرْکانُ الْهُدی، وَانْطَمَسَتْ أَعْلامُ التُّقی، وَانْفَصَمَتِ الْعُرْوَةُ الْوُثقی»
به خدا سوگند با شهادت علی، ستونهای هدایت فرو ریخت، نشانههای تقوا خاموش شد و دستاویز استوار الهی گسسته گردید…
السلام علیک یا امیرالمؤمنین…
شهادت مظلومانهی مولای عدالت، پدر یتیمان و پیشوای پرهیزگاران، حضرت علی علیهالسلام را به همهی شیعیان و آزادگان جهان تسلیت و تعزیت عرض میکنم.
فریاد میزنم دم مردن به سمت عرش
یا رب به حق حضرت حیدر مرا ببخش
#الهیبِعلیٍّ
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً
✅️ قلب فنی همچنان می تپد
🌐 @ghalbbasijissue
چگونه انقلاب کنیم؟
🔴 وقتی تاریخ انقلابهای تأثیرگذار جهان را بررسی میکنیم، به چند مسئلهی مشترک میان همهی آنها میرسیم که اغلب جرقهای برای آغاز انقلاب بودهاند؛ از جمله داشتن یک ایدئولوژی مشخص و رسانهای که مردم را به تفکر وادارد؛ یعنی «کتاب».
🔴 از انقلاب آمریکا که با رسالهی «عقل سلیم» موجب آگاهی جامعه شد، تا انقلاب فرانسه که با آثار و نظریههای «ژان ژاک روسو» در عصر روشنگری اروپا به ثمر نشست، و نیز انقلاب شوروی که در آن کتابهایی مانند «مانیفست کمونیسم» و «سرمایه» نوشتهی مارکس و انگلس جامعهی کارگری را به حرکت درآوردند. در انقلاب اسلامی نیز این به تفکر واداشتن مردم نقش اساسی داشت. نظریهی «ولایت فقیه» امام خمینی بهعنوان مهمترین نظریهی این انقلاب مطرح شد. همچنین نقش نویسندگان و ایدهپردازانی همچون دکتر شریعتی، آیتالله خامنهای، شهید بهشتی و شهید مطهری را بهوضوح میتوان مشاهده کرد.
🔴 حال با عدهای روبهرو هستیم که خود را برانداز و خواستار انقلاب میدانند؛ در حالی که حتی انقلابی را که در پی آن هستند، دقیق نمیشناسند. نمیدانند با چه ایدئولوژی مشخصی قرار است این انقلاب به ثمر بنشیند. سلطنت را میپذیرند، زیرا دادههایشان محدود به چند کلیپ از قشر مرفه دوران پهلوی است و گمان میکنند اگر در آن زمان حضور داشتند، بیتردید جزو همان قشر بودند. تنها کتاب پرطرفدارشان را میتوان در «پاسخ به تاریخ» محمدرضا پهلوی دید که آن را نیز مطابق میل خود دستخوش سانسور و تغییر کردهاند. این اقلیت چنان دچار فقر نظری شدهاند که سطح نظریهپردازانشان به بازیگر و فوتبالیست تقلیل یافته است.
🔴 نقش علوم انسانی در این جریان دیده نمیشود؛ و طبیعی است، زیرا بیشتر به رفتارهای غریزی باور دارند. نمونهی آن را میتوان در دریدن جوانان، مثله کردن آنان و حتی تهدید به مرگ خشونتآمیز مشاهده کرد.
🔴 در تمام انقلابهای نامبرده، بخش بزرگی از موفقیت آنها ناشی از اقناع، آگاهیبخشی و همراهی جامعه بوده است. چنانکه در انقلاب اسلامی از مساجد و هیئتها برای اقناع و آگاهسازی مردم استفاده شد. اما در آنچه این گروهها «انقلاب» مینامند، مسئلهای به نام اقناع و آگاهی وجود ندارد. مخالفان خود را با فحاشی و افترا میرانند و هرکس از تودهی مردم با آنها همراه نباشد، با تهدید مواجه میشود. تودهای که با نسیمی همراهشان میشود، با همان نسیم نیز از آنها رویگردان میشود؛ تودهای که به «حزب باد» نیز شناخته میشود.
🔴 در نهایت، به این نتیجه میرسیم که برای انقلاب کردن، حداقل نیاز به ایدئولوژی مشخص، نظریهپرداز، اقناع جامعه و رسانهای است که مردم را به تفکر وادارد.
یادداشت دانشجویی
✍️ مصطفی کاظمی – ورودی ۱۴۰۳ شیمی
#یادداشت_دانشجویی
#چگونه_دانشجو_باشیم
#انقلاب
🌐@ghalbbasijissue
🏴 یادبود چهلم شهدای دیماه
برپایی دسته عزاداری
📸 #گزارش_تصویری
بخش دوم
🗓 شنبه، ۲ اسفندماه ۱۴۰۴
📌دانشکدگان فنی امیرآباد
🌐 @ghalbbasijissue
⛔️ آنان که شعارشان "سال خون" بود، بدهکارند نه عزادار
📌 اولین بوردنگارهی دانشکده فنی در چهلم ۳۱۱۷ شهید و و جانباختهی حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴
⬇️ دریافت نسخهی باکیفیت
#بوردنگاره
#سههزاروصدوهفده
🌐 @ghalbbasijissue
زیست انگلی
بازهم یک اتفاق ناراحت کننده دیگر در کشور و بازهم تجمعی در دانشگاه. موضوع تجمعات در این چندسال متفاوت و گاها متضاد بود اما اعضای یک تشکل در همه این تجمعات تلاش میکنند که سردسته باشند. انجمن اسلامی!
این حضور موثر در همه تجمعات در مخالفت با قدرت حاکم ناشی از پرتلاشی و دلسوزی است یا نشان بی اصالتی و تهی بودن از هویت است؟ نشانه ها گواه مورد دوم است.
چه زمانی یک تشکل دانشجویی از آرمانهای خود تهی میشود؟ وقتی که تنها خط مشی آن، مخالفت صرف با نظام حاکم شود. وقتی هویت آن تنها به دیگری بودن برای بسیج و نظام تبدیل شود، آنگاه هر وسیلهای برای رسیدن به این هدف توجیه میشود؛ حتی اگر این به معنای نشستن در کنار افرادی باشد که ماهیتاً در تضاد کامل با ادعاهای دیرین این تشکل باشند.
این شبه تشکل در سال ۸۸ با حمایت از جنبش سبز و با ادعای تقلب در انتخابات، لباس "دموکراسیخواهی" به تن کرد. اما امروز و در این ناآرامیهای اخیر، خود را در جبههای میبیند که سلطنتطلبان رهبر آن هستند ؛ همان کسانی که نماد استبداد و دیکتاتوری در تاریخ ایران هستند.
آیا این تناقض، یک "استاندارد دوگانه" ساده است؟ یا نشان از بیریشگی عمیقتر و فقدان ایدئولوژی مشخص است؟
این تشکل بعد از جنبش سبز همواره به دنبال دستمایهای برای تنفس مصنوعی در فضای کشور بود. روزی به رنگ بنفش درآمد و فریاد مذاکره سر داد، سالی دیگر، مطالبه پوشش را پوششی برای اقدامات خود کرد، زمانی دیگر فیروزهای شد و داد وفاق سر داد و حالا هم که طلایی شده و پشت سر شیر و خورشید شمشیر میزند. وجه مشترک این اتفاقاتی که مطرح شد فقط یک چیز بود، زیست انگلی انجمن در بستر این وقایع کشور. در این نابسامانی فکری و هنگامی که افراد شورای مرکزی ادوار انجمن اسلامی تشکیل شده از اصلاح طلب و پادشاهی خواه و تجزیهطلب و خلاصه همهی مخالفین جمهوری اسلامی باشد، طبیعی است که با این وضع نمیشود از این جمع انتظار کار جدی و موثر داشت و بدون کار موثر چگونه میشود زنده ماند؟ با هیاهو!
این روزها این انجمن دیگر نه "اسلامی" است و نه "دانشجویی". تنها از نام اسلام سوءاستفاده میکند تا بر موج اعتراضات و مطالبات دانشجویان سوار شود و از آن بهرهبرداری سیاسی کند در حالی که در بعضی از اوقات دم خروس بیرون میزند و شخصی به اصطلاح فرهنگی سیاسی از همین تشکل رسما به اسلام توهین میکند. آنها فراموش کردهاند که اسلام، عدالت و حقطلبی را در چارچوب اصول معین میداند، نه در مسیر هوای نفس مسئولین یک تشکل.
طنز تلخ ماجرا هم اینجاست که همین تشکل بعد از حمایت تلویحی از براندازی در سال ۱۴۰۱، سال گذشته از مسعود پزشکیان دعوت کرد و برای رایآوری ایشان به عنوان رییس جمهور نظام جمهوری اسلامی بستر سازی کرد. حالا همینها دوباره مدعی این شدند که همه چیز تقصیر رهبری است و حکومت باید عوض بشود. توضیح بیشتر این تناقض زشت، توهین است به شعور خواننده این متن پس فکر کنیم و بگذریم!
و در آخر ای کاش این تشکل که نامش قدیمی ترین تشکل دانشجویی را یدک میکشد کمی تاریخ خود را مطالعه کند و نسبت به تاریخش مسئولیت پذیر باشد. زمانی این تشکل فکر میکرد، موثر بود، موذن بخشی از جامعه بود؛ چه در زمان انقلابی بودن قبل از انقلاب و دهه های اولیه بعد از آن چه در اصلاحطلبی ایام بعد از آن تلاش میکرد برای حل مشکلات کشور فکر کند و راه حل تولید کند. اما الان از آن ریشه عمیق تنها یک هالهای از توهمات سطح جامعه مانده. برگشت به اصول تشکیلاتشان، هم برای خودشان مفید است، هم برای ما و در مجموع برای همه کشور. حتی اگر میخواهید اپوزیسون باشید فکر کنید و قوی باشید. مثل انجمن اسلامی نباشید!یادداشت دانشجویی
باشد که فکر کنید.
ما دانشجویان دانشگاه تهران مقصریم.
نه بخشی از ما؛ همهی ما
مقصریم، چون در تمام سالهای تحصیلمان خنثی بودیم؛ ساکت بودیم؛ بیاثر بودیم. دانشگاهی که باید بلندگوی اعتراض میبود، به انبار سکوت ما تبدیل شد. ما نتوانستیم حتی ذرهای از احترامی را که مردم ایران برای نام «دانشجو» قائل بودند پاسخ بدهیم؛ احترامی که محصول آگاهی، هزینهدادن و کنشگری نسلهایی بود که پیش از ما ایستادند.
دانشجو زمانی پرچمدار مبارزه با ظلم بود؛
مسئله را میفهمید، ریشه را میشناخت، و فریادش از آگاهی میآمد، نه از هیجان.
اما امروز چه هستیم؟
هیچ.
نسبت به ابتداییترین مسائل کشور بیسوادیم. تکرار میکنم: بیسواد.
از خودمان بپرسیم: در این سالها چند نشریهی دانشجویی خواندهایم؟ چند بحث جدی کردهایم؟ چند مسئله را واقعاً فهمیدهایم؟
دانشجویان، مغز متفکر جامعه بودند؛ نرمافزار تصمیمسازی کشور.
نه داد میزدند، نه نمایش میدادند؛ تحلیل میکردند.
اولویتشان رشد ملت بود، نه تخلیهی تنفر و خشم شخصی.
و امروز؟
حتی نمیدانیم درد ملت چیست.
ارز، انرژی، توزیع ثروت، سیاستگذاریهای غلط؛ اسمها را بلدیم، اما فهمشان را نه. با این جهل، نهتنها شعار دادیم، بلکه ادعای «صدای مردم» هم داشتیم.
دانشجو رادیکال نبود؛ صدای حق بود.
اما حالا دانشگاه اولین جاییست که به آشوب میرسد، اولین جاییست که مرز ملت را رد میکند، و اولین جاییست که اعتراض را به رادیکالیسم کور تحویل میدهد.
دانشگاه، زمانی محل تولید فکر و هدایت جامعه بود؛ اما امروز به بلندگوی تفکرات وارداتی کسانی تبدیل شده است که نه از ایران چیزی میدانند، نه از مردم آن، و نه بهایی برای این سرزمین پرداختهاند.
بیفکر اقدام کردیم، بیمسئولیت فراخوان دادیم، و جاهلانه تصمیم گرفتیم.
شعار مردم دادیم، بیآنکه مردم را بشناسیم.
دانشگاه باید میدان تضارب آرا میبود؛
نه تودهای بتنی با المانهای معماری، و نه سالنی خالی از معنا.
اگر دانشگاه، دانشگاه بود، برنامههایی که قرار بود حق ملت را فریاد بزنند لغو نمیشدند؛ صدای دانشجو پشت درِ نمایشهای سیاسی نمیماند، و دانشگاه به حاشیهی خودش تبعید نمیشد.
دانشجو یعنی مولد علم و تریبون آزاد؛ نه تزئین برنامههای بیربط.
اینها حاشیه نیستند؛ نشانهی سقوطاند.
مشکل، لغو یا برگزاری برنامهها نیست.
مشکل این است که حتی نمیفهمیم باید بپرسیم «چرا».
و آن جملهی قدیمی هنوز زنده است:
«خدا لعنت کند آن دستهایی را که تلاش کردهاند و میکنند قشر جوان و دانشگاه ما را غیرسیاسی کنند.»
شاید اگر دانشجو، دانشجو مانده بود، بوی خون برادران شهیدمان در خیابانها نمیپیچید.
دیگر برای ما احترام قائل نباشید.
بیتوقع، بیاعتنا از کنارمان عبور کنید.
ما نقشمان را باختیم و لایق هیچ هم نیستیم.
یادداشت دانشجویی
✍️ مسعود عباس زاده – ورودی 1402 پلیمر
#یادداشت_دانشجویی
#اغتشاشات
#دانشگاه_تهران
#دانشجو
#ادامه_دارد
🌐@ghalbbasijissue
🔺 [فخر زمان میشویم]
🔹 اردوی راهیانِ نور ۱۴۰۴
🔹 یادواره دانشمند قدرت آفرین کشور شهید محسن فخریزاده
▫️ خواهران: ٢١ الی ٢٥ بهمنماه
▫️ بـــرادران: ٢۴ الی ٢٨ بهمنماه
▫️ مهلت ثبتنام: ١٨ دیماه
🪧 ثبت نام: پرسشنامه/ دفاتر بسیج دانشجویی دانشکدهها
🪩 جهت کسب اطلاعات بیشتر به نشانی زیر مراجعه فرمایید.
برادران | خواهران
@Basijut_rahian
@Basijut_ir