7987
🌱زندگی، سفری التیام جویانه و عاشقانه از خویش به خویش است.🌱 🔹دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی رشته مشاوره و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و تهران 🖥️خدمات روان درمانی آنلاین www.instagram.com/eltiiamravan ارتباط : @Eltiiamravan
مهم نیست چند سالمونه.
زخمهایی هست که اگر درمان نشن، بهوقتِ تحریک شدن، ما رو برمیگردونن به همون کودکِ ترسیده، خشمگین یا تنها.
رواندرمانی کمک میکنه صدای اون کودک رو بشنویم، بدون اینکه به دیگران آسیب بزنیم.
جهت تنظیم وقت روان درمانی از طریق واتساپ و پیامک:
🆔@eltiiamravan
☎️09123126202
#روانکاوی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
حتی در تاریک ترین لحظه های زندگی، انسان
هنوز یک چیز را از دست نداده است:
حق انتخاب.
شاید نتوانی گذشته ات را تغییر بدهی یا جلوی
رنج را بگیری؛
اما هنوز این آزادی را داری که تصمیم بگیری از
این رنج چه انسانی ساخته شود.
اگر امروز ناامیدی، شاید پیش از فرار کردن از
آن، لازم باشد از خودت بپرسی:
این ناامیدی از کجا آمده؟
رنج فقط زخمی نیست که بر ما تحميل شده
باشد؛
گاهی به پناهگاهی تبدیل میشود که جرات ترک
کردنش را نداریم.
و تا زمانی که این را نبینی
هیچ تغییری آغاز نخواهد شد.
بهزاد
#خود_شناسی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
اگر هنگامی که احساسی را سرکوب میکردیم، میتوانستیم صدایش را بشنویم، شاید آرام در گوش جانمان میگفت:
اینطوری نگام نمیکنی؟ باشه...
کاش راهی غیر درد برای آگاهشدنت بود...
میارزه یه راه دردناکتر پیدا کنم!
من همینجام، کنارت؛
منتظر توجه تو....
علی فلاحتی
جهت تنظیم وقت روان درمانی از طریق واتساپ و پیامک:
🆔@eltiiamravan
☎️09123126202
#روانکاوی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
مادرم را دوست ندارم و تاب این دوست نداشتن را هم ندارم!
عجیب نیست که گاهی عشق همان قدر که می سوزاند خالی میکند. گویی در
جایی از این راه جایی نامعلوم و تاریک مهر از دلی میگریزد و درختی که
زمانی ریشه در خاک جان داشت خشک میشود. مادرم با نگاه سرد و
دستانی که هیچ گاه گرمایشان را نفهمیدم برایم غریبه ای آشناست. او همان
کسی است که اولین واژه را در من کاشت اما حالا حتى كلمات میان ما
فراموش شده اند.
دوست نداشتن او دردناک است. شبیه تیغی است که همزمان که می برد
نمی گذارد نفس بکشم، در این خالی بی مرز چیزی عمیق تر از نفرت و مهیب تر
از محبت رخنه کرده است، یک خلاً!
خلایی که در تاریکی ذهن می پیچد و از من
می پرسد چرا؟ چرا نمی توانی؟
مادرم را دوست ندارم. این جمله را با صدای بلند هرگز نگفته ام اما در سکوت
شبانه ام میان آه های عمیق و خیره شدن به سقف بارها تکرارش کرده ام و در
همان سکوت چیزی در من میشکند. شرم می آید چون چگونه می توان کسی
را دوست نداشت که قلبش را در تپشهای تو جا داده؟ و این شرم زخم را
عمیق تر می کند.
اما آیا این تنها منم؟ یا او هم نقشی در این تراژدی دارد؟ شاید دستان او نیز
زخمی بوده اند، شاید قلبش پر از گره هایی بوده که من هرگز ندیده ام. او شاید
عاشقانه اما خاموش، شاید با ترس یا بی میلی سعی کرده بود مادر باشد.
شاید...
اما این شاید ها دیگر برای تسکین روحم کافی نیستند.
تاب این دوست نداشتن را ندارم چون هر بار که به او نگاه میکنم گویی
خودم را نفی کرده ام. او همان کسی است که زاده ام کرد اما حالا زنجیر این
رابطه بر گردنم سنگینی میکند. چه چیز در او هست که من را می گریزاند؟ و
چه چیز در من هست که تاب عشق ورزیدن ندارد؟
دوست نداشتن مادرم برای من مرزی است میان انسان بودن و بودن در
تاریکی و من در این مرز درمانده ایستاده ام نه راه پیش است و نه راه پس
و تنها باری است که باید به دوش بکشم باری که نه از اوست نه از من... بلکه
از جایی میان سایه های تاریخ این رابطه.
مونا بدر
#والدگری
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
عزت نفس از تکرار جمله های
انگیزشی متولد نمی شود.
عزت نفس از تجربه ای زاده
میشود که در آن کسی
عمیق ترین حقیقت تو را
می بیند...
و به جای ترک کردنت
کنارت می ماند.
سارا اکبرزاده
جهت تنظیم وقت روان درمانی از طریق واتساپ و پیامک:
🆔@eltiiamravan
☎️09123126202
#روانکاوی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
شاید یکی از پنهانترین شکلهای شرم، تلاشِ مداوم برای درست بودن باشد.
نه از آن جنس که آدم دلش بخواهد کاری را خوب انجام دهد؛ از آن جنس که اشتباه کردن، دیگر فقط یک خطا نیست.
خطا، آرامآرام تبدیل میشود به حکمی دربارهی خودمان ؛
و هر اشتباه، انگار زمزمه میکند:
پس کافی نبودی.
گاهی درست بودن، تبدیل میشود به تلاشی برای محافظت از خود در برابر این حسِ عمیقِ کافی نبودن.
تلاشی که شاید زمانی کمک کرده، اما حالا هزینههایی هم با خود به همراه دارد.
وقتی تمام توان ما صرفِ درست انجام دادن، پیشبینی کردن و مراقبت از اشتباه نکردن میشود، تنی که قرار است زندگی را لمس کند، آرامآرام در حالت آمادهباش قرار میگیرد.
احتمال خطا کمتر میشود؛
اما گاهی همراه آن، شوقِ تجربه کردن، جسارتِ قدم گذاشتن و صمیمیتِ نزدیک شدن هم محدودتر میشوند.
زندگی، کمکم به جای آنکه فضایی برای تجربه کردن باشد، تبدیل میشود به مراقبتِ مداوم از اینکه مبادا اشتباهی رخ دهد.
شاید قرار نیست این بخشِ وجودمان را مجبور کنیم که دیگر نترسد یا همیشه رها باشد.
شاید کافی است کمی با آن کنجکاوتر و مهربانتر شویم؛
بفهمیم سالهاست تلاش میکند از چه چیزی محافظت کند.
و شاید در همین فهمیدن، کمی فضا باز شود؛
فضایی برای نفس کشیدن، تجربه کردن و به یاد آوردنِ اینکه انسان بودن، پیش از درست بودن اتفاق میافتد.
عاطفه صادقی
درمانگر التیام روان
#شرم
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
جذّابِ چهچیز و چهکس هستیم؟
این پرسش، محکِ مهمی است
که عیار ما را میسنجد!
آهنربا جذابِ آهن است
پرزگیر، جذابِ ناچیزیها؛ پس
آنچه به «خود» جذب میکنیم
گواهی میدهد در خود چه داریم
جذاب همهچیز و همهکس نباید باشم.
حسام ایپکچی
#شما_فرستادید
#التیام_روان
@eltiiameravan
چگونه پنهانت کنم؟
وقتی که چشمانم
از تو سخن میگویند.
- آریا ابراهیمی
و شب به خیر
#موسیقی
@eltiiameravan
لامای عزیز من؛ محکوم به سکوت بودن وقتی انسان حرفهای زیادی برای گفتن دارد وحشتناک است.
- نامهای از نیچه به خواهرش لاما
ترجمهی مجید هوشنگی
#شما_فرستادید
@eltiiameravan
«عشقها
از فاصلهها نه
که از تردیدها میمیرند»
الیف شافاک
سیامک تقیزاده
و شب به خیر
#موسیقی
@eltiiameravan
بزرگترین فریب نفس آن است که گمان کند برای نجات دیگران آفریده شده است. نفس، حتی خیرخواهی را نیز به ابزاری برای برتری تبدیل می کند.
دوست دارد آموزگار باشد، اصلاح گر باشد، نجات دهنده باشد تا هیچ گاه ناچار نشود شاگرد حقیقت بماند.
از همین روست که گاه انسان در حالی که مشغول ساختن جهان است ویرانی خویش را نمی بیند.
چه بسیار انسانهایی که بی آنکه سخنی بگویند، بیش از هزار واعظ جان آدمی را بیدار کرده اند.
نه از آن رو که حقیقتی تازه آورده اند؛
بلکه از آن رو که در حضورشان انسان دیگر نیازی به تظاهر نداشته است.
#شما_فرستادید
@eltiiameravan
مگر آغوش فقط میان تن هاست ؟
گاه چشمها ساعتها یکدیگر را به آغوش میکشند.
- دلدار
و شب به خیر
#موسیقی
@eltiiameravan
تماشاگرِ خوبی بودن
آذوقهٔ خوب شدن است؛
انسانِ خوب، سخنِ خوب،
فیلمِ خوب، کتابِ خوب و...
ما به شکلِ آنچه تماشا کردهایم
درخواهیم آمد...
خیره و شمارشگرِ زشتیها
و جستوجوگر خطاها نباید بود!
گاه چشمپوشی،
ضرورت دارد برای
پاکیزه نگهداشتنِ
حریمِ تماشای خود
حسام ایپکچی
#شما_فرستادید
#دریاچه_تمبی
@eltiiameravan
میدانم تو هم روزهای آرامی نداری.
قلب من کنار توست. بسیار دوستت دارم، بیشتر از
آن که بشود به زبان آورد. انگشتانت را یکی یکی و
به آرامی، خیلی آرام و طولانی، میبوسم.
- حسین دریابندی؛
مجموعه نامههایی از سربازان در جنگ جهانی دوم
و شب به خیر
#موسیقی
@eltiiameravan
بعضی آدمها هر جا که میروند نور میآورند،
بعضی دیگر وقتی میروند.
چارلز بوکوفسکی
#شما_فرستادید
@eltiiameravan
«امیدوارم کسی را پیدا کنی که به تو یادآوری کند
مجبور نیستی همهچیز را به تنهایی به دوش بکشی. کسی که عاشق همان بخشهایی از تو شود که زمانی فکر میکردی هیچکس هرگز دوستشان نخواهد داشت.»
- بیانکا اسپاراسینو؛ یک یادآوری آرام
#شما_فرستادید
@eltiiameravan
«سلامُ علی لَونَ الحُزن فی عینک.»
سلام بر رنگ اندوه در چشمهایت.
-محمود درویش
و شب به خیر
#موسیقی
@eltiiameravan
امیدوارم سهمت از این همه رنج، سرانجام آرامشی باشد که سالهاست به تو بدهکار است.
#شما_فرستادید
@eltiiameravan
مرا به حرف نگیرید، خسته است دلم
یاسر قنبرلو
و شب به خیر
#موسیقی
@eltiiameravan
مهربان باشیم؛
زیرا هر انسانی در سکوت خويش
با نبردی دست و پنجه نرم میکند
که ما از آن آگاه نیستیم.
گاهی یک لبخند، یک کلام نرم
يا اندکی درک و همدلی می تواند
باری را از دوش کسی بردارد
که مدت هاست زیر سنگيني رنج هايش
خم شده است.
#شما_فرستادید
@eltiiameravan
میخواهم با تمام وجود زندگی کنم،
زندگی را بچشم،
لمس کنم،
در آغوش بگیرم.
و طبیعی است که فکر کردن به زندگی، معنی دیگرش فکر کردن به تو است.
از احمد شاملو به آیدا سرکیسیان
و شب به خیر
#موسیقی
@eltiiameravan
بشقابِ بیمرزی
بشقاب غذای من مرز من است. نه میخواهم کسی بیاجازه چیزی از آن بردارد و نه کسی از روی مهر و بیاجازه چیزی به آن اضافه کند. نمیخواهم کسی برایم غذای بیشتری بریزد. نمیخواهم کسی بگوید که نمیفهمم چقدر باید بخورم، چرا از فلان چیز کم خوردم یا چرا فلان چیز را میخورم. بشقاب غذای من از اولین مرزهای من است. بشقاب غذا از اولین جاهایی است که در خانه یاد میگیرم دیگری حق دارد یا ندارد که بیاجازه و حتی از روی محبت از مرزهای من عبور کند. بشقاب غذا جایی است که بسیاری از ما با آن بیمرز بودن، بدیِ مرز داشتن و ناتوانی در نه گفتن را آموختهایم.
این مفاهیمِ عجیبِ لطف و تعارف، این نههای شنیده نشده و بهرسمیت شناختهنشده، این محبّتهای مرزشکنِ ظاهراً بیهزینه، این من دوستت دارم پس حق دارم هرکجای زندگیات که خواستم حضور داشته باشمها، این من خیرت را میخواهم و بهتر از تو میدانمها، این پدر و مادر را به بهای رنجیدنِ مدام خود نرنجاندنها، این ناراحت نشو که فلانی نرنجدها، این لبخندهای زورکی برای خوشآمدن دیگری از نوزادی تا بررگسالی، این به احساس و عواطف و عقل خود شک کردنها، این نه گفتن را گناه و مرز داشتن را بیحترامی دانستنها، این حتی مالک بدن خود نبودنها، این همه مرز نیاموختنهای پرهزینه، همه اینها از خانه، از سفره غذا، از لباس و از بدن در کودکی آغاز میشوند و به همه جا، به بدن و ذهن در بزرگسالی، به وقت و عمر، به کار و روابط و پول و هر مرز و حریم دیگری کشیده میشوند. عاقبتش هم خیلی وقتها میشود اضطراب و خشم و شرم. چه کسی فکرش را میکند که بخش زیادی از اضطراب در بزرگسالی از همان سفره و بشقابِ غذا آغاز شده باشد.
باید به پشت مرزها برگشت. باید پاسِ ظرف غذا و تن و لبخندهای خود را داشت. باید آزادی و مرز داشتن (که واقعاً با خودخواهی و ندیدن دیگری فرق دارد) را از کوچکترین چیزها آغاز کنیم. باید بتوانیم نه بگوییم، اول به لقمههای غذا و بعد به لقمههای اجبار در همه جا. پس زنده باد بشقاب غذای من وقتی که تنها خودم برای آن تصمیم میگیرم.
محمود مقدسی
#مرزبندی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
تغییر واقعی از لحظهای شروع میشود که توجیه را کنار میگذاری.
جهت تنظیم وقت روان درمانی از طریق واتساپ و پیامک:
🆔@eltiiamravan
☎️09123126202
#روانکاوی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
حتماً برایت پیش آمده کنار کسی بنشینی و در ظاهر همهچیز عادی باشد. گفتوگویی معمولی، چند جمله ساده، حتی شاید خندهای کوتاه. هیچ توهین مستقیمی هم در کار نیست. اما وقتی از او جدا میشوی، حال دلت عجیب سنگین است. کمی به خودت شک داری یا حتی احساس حقارت میکنی.
ما معمولاً این تجربه را ساده توصیف میکنیم:
«نمیدانم چرا، ولی کنار او انرژی منفی میگیرم.»
گاهی در این شرایط پای حسادت پنهان در میان است؛ حسادتی که صاحبش نمیتواند آن را در خودش بپذیرد. چون روبهرو شدن با حسادت یعنی پذیرفتن احساس نقص و کمبود. برای همین بعضی آدمها به جای اینکه این احساس را در خودشان ببینند، ناهشیارانه کاری میکنند که تو آن را احساس کنی.
برای همین تحقیر در این روابط معمولاً مستقیم نیست. بیشتر در قالب جملههای ظریف و دوپهلو ظاهر میشود.
مثلاً وقتی از موفقیتت حرف میزنی، میگوید:
«خب تو که همیشه شانس میاری.»
یا وقتی از برنامههایت میگویی، میشنوی:
«تو کلاً خیلی سادهای، برای همین اینقدر راحتی.»
گاهی هم در قالب تعریف است:
«واقعاً عجیبه که تو با این همه مشغله هنوز هم موفقی!»
یا وقتی از چیزی که برایت مهم است حرف میزنی، آرام میگوید:
«نمیدانم چرا بعضیها فکر میکنند اینقدر این موضوعات مهم است.»
وقتی از تو تعریف میکند اما تهِ جمله میگوید: «برای تو همین هم عالیه»، این تعریف نیست؛ سقف گذاشتن روی توانایی توست.
وقتی در جمع میخندد و میگوید: «تو که همیشه زیادی حساس بودی»، و همه میخندند، این شوخی ساده نیست؛ کمارزش کردنِ توست.
در ظاهر شاید اینها شوخی یا نظر ساده به نظر برسند. اما کمکم میبینی در حضور آن آدم بیشتر از همیشه داری خودت را توضیح میدهی. موفقیتت را کماهمیت تر میبینی. کمتر درباره تواناییهایت حرف میزنی. حتی گاهی بیآنکه بدانی چرا، کمی احساس شرم میکنی.
در واقع، احساسی که او نمیتواند در خودش تحمل کند، آرامآرام در تو فعال میشود. او با حسادت خودش روبهرو نمیشود؛ اما تو بعد از هر دیدار، با تردیدی تازه به خانه برمیگردی.
برای همین است که بعضی آدمها بدون هیچ دعوا یا کلمهی تندی، ما را خسته میکنند. نه چون اتفاق بزرگی افتاده، بلکه چون روان ما ناخواسته شروع کرده به حمل احساساتی که در اصل متعلق به ما نیستند.
گاهی آن چیزی که «انرژی منفی» مینامیم، در واقع سایهی حسادتی است که دیگری نمیتواند در خودش ببیند. و فهمیدن همین نکته، اولین قدم برای این است که خودمان را از وضعیت روانی دیگران متمایز کنیم.
الهام موسویان
#حسادت
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
اگه این روزها
با اینکه زیاد میخوابی، خسته بیدار می شی...
بی دلیل معده درد داری...
حس میکنی توی دنیا گم شدی...
حواست زود پرت میشه...
پوستت ملتهب شده ...
در برابر آدم هایی که دوستشون داری زودتر عصبی میشی...
و بدنت مدام درد میکنه...
بدنت داره میگه:
من تحت فشارم ...
مراقبم باش.
مهدیه مهدیان
جهت تنظیم وقت روان درمانی از طریق واتساپ و پیامک:
🆔@eltiiamravan
☎️09123126202
#روانکاوی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
روانکاوی که همه پاسخ ها را در آستینش داشته باشد یا فکر کند برای تمامی
سوالات پاسخی در اختیار دارد دیگر نیازی به صحبت کردن با مراجعش برای
کشف پاسخ احتمالی نمی بیند.
دونالد وينيكات
روانکاوی بر این فرض بنا نشده است که درمانگر حقیقت را می داند و مراجع
فقط باید آن را بشنود، برعکس درمان از جایی آغاز میشود که هر دو با
کنجکاوی به تجربه مراجع نزدیک میشوند. اگر درمانگر از پیش مطمئن باشد
که پاسخ چیست، دیگر صدای منحصر به فرد مراجع را نخواهد شنید.
بسیاری از مهمترین بینشها نه از دانستن، بلکه از توانایی تحمل ندانستن و
اندیشیدن مشترک متولد میشوند.
درمان زمانی اتفاق می افتد که درمانگر از جایگاه دانای کل فاصله بگیرد. هر
مراجع دنیای روانی منحصر به فردی دارد که با هیچ نظریه ای نمیتوان آن را از
پیش توضیح داد. اگر درمانگر تصور کند همه پاسخ ها را میداند دیگر چیزی
برای کشف کردن باقی نمی ماند.
روانکاوی بیش از آنکه هنر پاسخ دادن باشد هنر همراهی کردن با مراجع در
مسیر یافتن پاسخ هایی است که از دل رابطه درمانی پدیدار میشوند.
صبا سالاروند
#درمان
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
در رواندرمانی، مهمترین بینشها آنهایی هستند که بیمار خودش به آنها دست مییابد، نه آنهایی که از سوی درمانگر ارائه میشوند.
پاتریک کیسمنت
جهت تنظیم وقت روان درمانی از طریق واتساپ و پیامک:
🆔@eltiiamravan
☎️09123126202
#روانکاوی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
کودک دیدهنشده در بزرگسالی ممکن است از اینکه «توی چشم باشد» احساس شرم کند...
مورتیمر خودش را به هر شکلی که میتوانست کوچک میکرد و انگار تلاش میکرد کمترین فضای ممکن را در دنیا اشغال کند. او خودش را در موقعیتی قرار میداد که انگار از دیگران میترسد و درعین حال امیدوار بود که بتواند از آنها چیزهای خوبی بگیرد. این حس را در اتاق درمان هم داشت: بااینکه از بسیاری جهات اجتنابی بود، اما هیچ جلسهای هم غیبت نمیکرد و اتفاقاً هر جلسه زودتر از موعد میرسید.
مورتیمر بهشدت به خلقیات اطرافیانش حساس بود و در واقع آنقدر درگیر خواندن حالات خلقی دیگران بود که دیگر توانایی برقراری ارتباط با خودش را از دست میداد و نمیدانست چه حسی دارد. به همین خاطر، مرزهای بینفردی بسیار ضعیفی داشت و در مراحل ابتدایی درمان برایش خیلی سخت بود که بتواند سر موضع خودش بایستد.
او مدام به من میگفت که از اینکه توجه را به سمت خودش جلب کند و توی چشم باشد متنفر است. احساس در معرض دید قرارگرفتن برای او واقعاً ترسناک بود و باعث میشد که بخواهد از شرم بمیرد.
از کتاب درمان کودک دیدهنشده در بزرگسالی
کاترین استاوفر
مترجم: حامد حکیمی
#شرم
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
اضطرابی که حس میکنیم، هم از جهان میآید، هم از درون ما.
یکی تازه است،
دیگری شاید قدیمیتر از چیزی باشد که فکر میکنیم.
جهت تنظیم وقت روان درمانی از طریق واتساپ و پیامک:
🆔@eltiiamravan
☎️09123126202
#روانکاوی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan
بسیاری از ما سالها صرف این میکنیم که نسخهای پذیرفتنی از خودمان بسازیم؛نه نسخهای واقعی.
خشم را مؤدب میکنیم،نیاز را پنهان میکنیم،حسادت را انکار میکنیم،ترس را پشت اعتمادبهنفس میدوزیم و شرم را زیر لایهای از موفقیت دفن میکنیم. نه چون این بخشها را دوست نداریم؛ چون روزی آموختهایم هر کدام از آنها میتواند بهای سنگینی داشته باشد:
از دست دادن رابطه.
کمکم اتفاق عجیبی میافتد.دیگر از طرد شدن نمیترسیم؛از دیده شدن میترسیم.از آن لحظه،تمام انرژی روان صرف یک کار میشود:مدیریت تصویر.
آدمها ما را میشناسند،تحسینمان میکنند،به ما نزدیک میشوند؛
اما آنچه دوستش دارند،اغلب حاصل ویرایشهای بیشمار ماست،نه خود ما.
برای همین تحسین،عزتنفس نمیسازد.تحسین فقط نقاب را براقتر میکند.
عزتنفس از جای دیگری آغاز میشود؛از لحظهای که چیزی درون تو،بیهیچ آرایشی وارد رابطه میشود.همان بخشی که همیشه گمان میکردی اگر کسی آن را ببیند،فاصله خواهد گرفت.اما این بار، فاصلهای رخ نمیدهد.
نه چون دیگری تو را کامل میبیند؛بلکه چون پیچیدگیات را تاب میآورد.
سارا اکبرزاده
#خود_شناسی
#التیام_روان
#روان_درمانی_آنلاین
@eltiiameravan
http://www.instagram.com/eltiiamravan