ehsanmohammadi95 | Unsorted

Telegram-канал ehsanmohammadi95 - روزنوشت‌های احسان محمدی

24395

🎓دکترای فرهنگ و ارتباطات 📡مشاور رسانه‌ای 📰روزنامه‌نگار 📺 کارشناس رادیو و تلویزیون 📚 کتاب‌ها‌: جنگ بود، مارکز در تاکسی، شیوه دلبری و متروآشوبی و گنجینه‌پنهان 🔰صفحه اینستاگرام: ehsanmohammadi94 🔰توئیتر: ehsanm92

Subscribe to a channel

روزنوشت‌های احسان محمدی

10 نکته درباره ملکشاهی از «وضعتان چونه؟» تا سلحشوری در جنگ

✍️ احسان محمدی - عصر ایران

🔹 ملکشاهی قبل از اینکه یک پهنه جغرافیایی در استان ایلام باشد، یک ایل است با همان مختصات ایلی که در آن خون و ریش‌سفید کارکرد دارد. ملکشاهی‌ها در همه این سال‌ها از وفادارترین مردم این سرزمین بوده‌اند، ایستاده مقابل دشمن؛ مردمی که ریشه در مادها دارند و تلاش برای جدایی‌طلبی آخرین اتهامی است که به آن‌ها می‌شود چسباند.
👇👇👇
asriran.com/004k7C

@MyAsriran

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

توئیت ۶ سال پیش و حرف امروز …
حیف از آن همه تلاش …
🖋 @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

🎥 در دوران هر دو حکومت فیلم ساخت، تئاتر روی صحنه برد، تدریس کرد، کتاب نوشت و به گنجینه هنر این سرزمین گوهر افزود.
خون دل هم‌ خورد اما محترم زیست و در قلب هر کس‌ که دل با #ایران دارد، جاودانه است.

کاش همه ما که برایش سوگواریم ‌یک‌هزارم او رد پای ارزشمند به جا بگذاریم.
#بهرام_بیضایی

روحش در آرامش ابدی 🙏

🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

همزمان با صدسالگی احمد شاملو منتشر شد

پرتره‌های بهزاد شیشه‌گران از احمد شاملو بی‌شک مشهورترین آثار نقاشی و طراحی‌ست که از چهره‌ی الف‌بامداد خلق شده است، آثاری که در نهایت استادی، حالات، احساسات و جهان شاعر بزرگ معاصر احمد شاملو را به روی کاغذ آورده است.

نشر وزن‌دنیا در صدمین سال زادروز احمد شاملو، مجموعه‌آثار بهزاد شیشه‌گران از چهره‌ی شاملو را در کتابی نفیس با عنوان «شاملو، صد پرتره» با پیشگفتاری از علی‌اصغر قره‌باغی منتشر کرده است.

این کتاب در قطع رحلی بزرگ در ۲۴۸ صفحه بر روی کاغذ گلاسه و با جلدسازی نفیس با قیمت ۳میلیون و ۵۰۰هزار تومان همزمان با ۲۱ آذر ۱۴۰۴، که صدمین زادروز شاعر است، در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

لینک خرید این اثر با امضای بهزاد شیشه‌گران👇👇👇
https://B2n.ir/jp2928

@vaznedonyabooks

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

🎵یمّا! انا من اقول یمّا!
جانِ مادر!
وقتی صدایت می‌کنم جانِ مادر ...

🎵 قلبی یموت والله، یمّا!
قلبم هزاران بار می‌میرد جانِ مادر ...

✍️احسان محمدی

◾️تقدیم به؛

همه‌ی آنها که جز خدا یاریگری ندارند

همه‌ی آن‌ها که جز بازوان خودشان جان‌پناهی ندارند

همه‌ی آن‌ها که از عزیزان‌شان زخم می‌خورند و حتی نمی‌توانند پیش کسی فریاد کنند

همه‌ی آن‌ها که مُرده‌اند اما نفس می‌کشند، راه می‌روند و اشک می‌ریزند

همه‌ی آن‌ها که از خشم و ناامیدی حتی نمی‌توانند گریه کنند

همه‌ی آن‌ها که روزی فکر کردیم انسانِ امنِ روزگارند اما روزش که رسید خنجر در قلب‌مان چرخاندند

همه‌ی آن‌ها که هنوز بی‌دلیل دوستشان داریم

همه‌ی آن‌ها که هنوز بهانه زنده ماندن هستند در این بیهودگی و تکرار

همه‌ی آن‌ها که ...

🎵 دَلّلول دَلّلول یا وَلد یا إبني دَلّلول
بخواب کودکم، بخواب

🎵عَدوک عَلیل و ساکن الچول
الهی دشمنت ناتوان و آواره صحرا شود ....

#لالایی_عربی
#مینا_دریس
◾️@ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

📱 کاش کار با #موبایل هم گواهینامه لازم داشت!

✍️ احسان محمدی

🚗 یک نفر ماسک به صورتش زده و سوار یک #خودرو بدون پلاک می‌شود، رانندگی هم نمی‌داند، چراغ قرمز را رد می‌کند، قوانین راهنمایی و رانندگی را می‌شکند، به همه ماشین‌های دیگر صدمه می‌زند، عابران را زیر می‌گیرد، می‌کُشد یا زخمی می‌کند و دیوا‌نه‌وار به پیش می‌تازد... شما چه حسی دارید؟

معتقدید هر کسی آزاد است هر طور رانندگی کند و ما نباید دیگران را #قضاوت کنیم؟ ناراحت می‌شوید که چرا او بدون گواهینامه سوار ماشین شده و لازم است پلیس متوقفش کند؟

خودتان دست به کار می‌شوید و سعی می کنید جلویش را بگیرد یا فقط سرتان را به نشانه افسوس تکان می‌دهید؟

🌐 این افراد ماسک‌زده و بی‌ترمز و قانون‌شکن در #شبکه‌های_مجازی هم این روزها می‌تازند. آبروی افراد را حراج می‌کنند، به حریم خصوصی دیگران تعرض می‌کنند، دست به فحاشی‌های رکیک و هتاکی می‌زنند، اخاذی می‌کنند، روح و روان دیگران را خراش می‌دهند و تمام قاعده های اخلاقی را در هم می‌شکنند.

گاهی اوقات هم چنان آدم‌هایی را تحت فشار قرار می‌دهند که آن بخت برگشته‌ها حتی دست به خودکشی می‌زنند. واکنش شما به این افراد چیست؟ کاش کار با موبایل هم گواهینامه لازم داشت!

🌐 معتقدید هر کسی آزاد است هر طور رفتار کند و ما نباید دیگران را قضاوت کنیم؟ ناراحت می‌شوید که چرا او بدون شعور لازم وارد این فضا شده؟

آرزومندید که مدیران شبکه های مجازی آنها را محدود کنند؟ نمی‌گویید کاش برای ورود به شبکه های اجتماعی و فعالیت در این فضا آموزش می‌دیدند، اگر خطایی می‌کردند جریمه ای می‌شدند و ...

🌐 این روزها مرز فضای واقعی و مجازی شکسته شده، دیگر مثل قبل نمی‌توان بین آنها خط کشید. ما به شدت از این فضا تاثیر می‌گیریم و گاهی آنقدر در آن غرقیم و با دوستان مجازی مشغولیم که با آدم های واقعی وقت نمی‌گذرانیم، لازم نیست این فضا کمی محترما‌نه‌تر شود و هتاکان و فحاشان محدود شوند؟

🌐 ما در دنیای واقعی #فحاشان را تحمل نمی‌کنیم، اگر پیگیر باشیم می توانیم آنها را به دادگاه بکشانیم و برابر ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی حتی قاضی برایشان حکم شلاق یا جریمه نقدی صادر کند اما در شبکه های مجازی با آدم های بدون چهره و بدون‌نام و با هویت کاملاً نامشخص باید چکار کرد؟

🌐 روزنامه‌نگاران، فعالان اجتماعی و سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و ... هر روز انگار جیره ثابتی برای فحش شنیدن دارند، ماجرا وقتی دردناک می‌شود که ناسزاهای جنسی را با آزادی تمام نثار خانواده ها می‌کنند، به چه جرمی؟ فقط برای یک اظهارنظر که ممکن است طرف نپسندد؟

🌐 رنج آور نیست که شما با نام و هویت مشخص مطلبی را بنویسید که نهادهای نظارتی و امنیتی می‌بینند و ممکن است برای آن تاوان بدهید اما افراد ناشناسی رکیک‌ترین فحاشی‌ها را نثارتان کنند؟ مگر می‌شود از صبح تا شب دادگاه رفت و از این افراد شکایت کرد؟! از چند‌نفر؟!

🌐 باور دارم تلفن همراه در دست یک انسان بی‌مسئولیت و هتاک، خطرناک‌تر از خودرو زیر پای کسی است که گواهینامه و صلاحیت رانندگی ندارد.

هنوز هیچ سیستمی در کشور نداریم که افراد را ملزم کند بعد از خریدن تلفن همراه دوره آموزشی حداقلی ببیند تا به خود و دیگران صدمه نزند اما می‌توان هتاکان و فحاشان را محدود کرد.

🌐 نباید به هتاکان و فحاشان میدان داد. آنها شایسته حضور در فضای مجازی و کنار ما نیستند. این موضوع، محدود کردن آزادی بیان نیست، محدود کردن دشمنان آزادی است.

#آزادی یعنی مسئولیت. کسی که نتواند مسئولیت و نقش خود در برابر جامعه را بپذیرد قطعاً برای آزادی دیگران هم حرمتی قائل نیست.
🖋 @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

‎ آیا سیاسیون حق دارند طرفدار تیم خاصی باشند؟

ویدیوی کامل را اینجا ببینید👇
‏https://youtu.be/MrmSpdwuZj8?si=eTRD7V1eS4bxOZvo
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

قسمت نهم منتشر شد

در این قسمت از رسانه آبی‌ها، گفت‌وگویی متفاوت با احسان محمدی داریم؛ جایی که او صریح و دقیق از یکی از مشکل‌های عمیق فرهنگی فوتبال ایران می‌گوید:

«با کوچک کردن آدم‌ها بزرگ نمی‌شوید… و متأسفانه در کشور ما عذرخواهی هنوز یک رفتار مرسوم نیست!»


این گفت‌وگو وارد بحث‌های مهمی مثل فرهنگ رسانه‌ای، احترام، مسئولیت‌پذیری، نقدپذیری و رفتار هواداری می‌شود. جایی که دکتر محمدی توضیح می‌دهد چرا فوتبال ایران به جای ساختن و رشد، گاهی در چرخه‌ی تحقیر، مقصرسازی و فرار از مسئولیت گیر می‌کند.

یک گفت‌وگوی صادقانه، آرام و عمیق؛ برای همه‌ی کسانی که به فوتبال نگاه اجتماعی‌تر و انسانی‌تر دارند.

لینک تماشا:
https://youtu.be/MrmSpdwuZj8?si=eTRD7V1eS4bxOZvo

📱 سابسکرایب یوتیوب
youtube.com/@TheBluesMedia

📱 فالو اینستاگرام
instagram.com/theblues.media


#هوادار_آگاه 🔵
#هوادار_ناجی_استقلال ⭐️👑⭐️
#رسانه‌_آبی‌ها ⌛

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

◼️یک جامعه چطور «سقوط» می‌کند؟

✍️ احسان محمدی

◼️ وقتی بچه‌هایش باور می‌کنند که «درس خوندن وقت تلف کردنه و فیزیک و شیمی هیچ‌جای زندگی به درد نمی‌خوره!» اما علف و گُل کشیدن و قلیان دود کردن و سگ بغل زدن و در کافه وقت و عمر تلف کردن و به فکر مهاجرت بودن می‌شود ارزش ... دخترهایش تلاش می‌کنند الهه‌های سکسی شوند و پسرها متخصصان مُخ‌ زدن!

◼️ وقتی روزنامه‌نگارش از نوشتن یک متن عادی ناتوان می‌شود، غلط املایی دارد اما برای تمام ارکان کشور نسخه رویایی می‌نویسد.

◼️وقتی بلاگرها به مرجع فکری مردم تبدیل می‌شوند، میلیون‌ها دنبال کننده دارند و ویدیو ختنه‌سوران بچه‌هایشان میلیون‌ها دقیقه وقت و عمر مردم را به خودش مشغول می‌کند اما تیراژ کتاب به زیر 100 جلد برسد!

◼️وقتی پول خدا می‌شود، سکه حُکم می‌کند و زندگی شرافتمندانه، «بی‌عرضه بودن» ترجمه می‌شود.

◼️ وقتی سیاسیونش «دلال»، اهل فکرش «پروژه‌بگیر»، اهل بازارش «کلاهبردارهای متقلب»، پزشک‌هایش «متخصص دور زدن مالیات» و کاسبان «دین» از باورمندان سبقت بگیرند.

◼️وقتی رسانه‌های رسمی‌اش جای آدم‌های چاپلوس و مجیزگو می‌شوند که برای رضایت مدیران برنامه اجرا می‌کنند و برایشان احساس و درد و نیاز مردم پشیزی ارزش ندارد!

◼️وقتی سلبریتی‌ها به عنوان رهبران اجتماعی معرفی می‌شوند و برای همه چیز نسخه صادر می‌کنند.

◼️وقتی آدم‌های عاقل ساکت و منزوی و سرخورده می‌شوند و مثل لاک‌پشت توی خودشان می‌خزند و فضا را دلقک‌ها و تشنگان دیده شدن دست می‌گیرند

◼️وقتی دانشگاهش به کارگاه تولید مدرک و مقاله‌های کیلویی و پایان‌نامه‌های مضحک که حتی دانشجو و استاد نمی‌خوانند تبدیل می‌شود، سیاسیون بدون حضور در کلاس «دکتر» می‌شوند و بازیگر سینما با بادیگارد وارد آن می‌شود تا خدای نکرده در اتاق دفاع از تز مورد حمله سارقان، آدم‌ربایان و قاتل‌ها قرار نگیرند!

◼️وقتی آدم‌ها یاد می‌گیرند که همیشه «دیگری» مقصر است و خودشان حتی در زندگی شخصی‌شان نقش و قصور نمی‌بینند و سرشان تا کمر توی زندگی دیگران است ...

◼️وقتی هر قاتل و چاقوکش و خائن به وطنی صرفاً به دلیل اینکه توسط «حکومت» مجازات می‌شود تبدیل به قهرمان و اسطوره می‌شود.

◼️وقتی پول و پارتی به قانون «بیلاخ» نشان می‌دهد، ضعیف‌ترها در تار عنکبوب مقررات گرفتار می‌شوند و قوی‌ترها آش را با جایش می‌زنند زیر بغل ...

جوامع به سادگی نابود می‌شوند ... خیلی ساده.
مثل وقتی که موریانه تمام پایه‌های چوبی ساختمانی را آرام آرام خورده‌اند.

حالا یک‌بار دیگر این متن را بخوانیم، ببینم خود ما در کجای این ماجرا قرار داریم؟ فرشته‌های سفید هستیم یا کسانی که نیاز داریم یک گام برای بهبود و توسعه خودمان قدم برداریم؟
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

💳 ۱۳۰ تومن و یک فحش؛ تصویر یک سیستم بی‌اعتماد!

✍️ احسان محمدی

کارتن کوچکی را با اتوبوس از شهرستان برایم فرستاده بودند. از باربریِ ترمینال زنگ زدند، رفتم بگیرم. یک حجره شلوغ، به‌غایت کثیف، درهم‌وبرهم، با دفترهای قدیمی و چرک‌مُرده که مردی میانسال با ریش انبوه و موهای کم‌پشت، بی‌حوصله جواب مردم را می‌داد. خودم را معرفی کردم. کارت شناسایی خواست. گفت:

– میشه صد و سی تومن!

کارت بانکی دادم.
– نمیشه کارت‌به‌کارت کنی؟

این جور مواقع حتی اگر بتوانم این کار را بکنم، انجامش نمی‌دهمو به نظرم دور زدن قانون است و سودجویی. کارت بانکی‌ام را با نارضایتی گرفت و همان‌طور که داشت فحش‌های دُرشت به اداره مالیات و کارمندهایش می‌داد، گفت:

– خودشون نشستن رو صندلی، بعد هی پول مُفت از ملت می‌گیرن!

گفتم:

– این‌طور فحش می‌دی، یک درصد فکر نمی‌کنی که من ممکنه یکی از اون کارمندای اداره مالیات باشم؟

جا خورد. سرش را آورد بالا و بعد انگار به حس غریزی‌اش اعتماد کرد که دارم شوخی می‌کنم، برای همین با همان اعتمادبه‌نفس گفت:

– من حرفمو می‌زنم! از هیچ‌کی نمی‌ترسم! اینا دزدن، همه‌شون!

❌ چه خوشمان بیاید و چه نیاید، تا زمانی که «مالیات» به‌درستی از همه گرفته نشود و البته مردم مطمئن نباشند که مالیات گرفته‌شده توسط دولت برای بهبود کیفیت زندگی آن‌ها خرج می‌شود، این سیستمِ دور زدن و «کارت‌به‌کارت کن» وجود دارد، از مطب شیک پزشکان تا دفتر خاک‌گرفته‌ی باربریِ ترمینال!
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

⌛️ این بود زندگی؟! (3)

✍️ احسان محمدی

⏳ هر شب در اینستاگرام عکسی با تیتر «این بود زندگی؟!» منتشر می‌کنم تا یادم نرود: «خبری نیست!»

این کار نه در نفی امید و تلاش بلکه برای لذت بردن از «معمولی بودن» است، اینکه با حسرت ستاره‌ها را نگاه نکنیم. این عکس‌ها یادمان می‌آورد که آنها هم پیر می‌شوند و گاه چنان از یاد می‌روند که انگار نبوده‌ یا اصلاً گذشته پرافتخاری نداشته‌اند.

❌ هیچ‌کس و هیچ‌چیز ماندنی نیست، همه در یک صف طولانی آرام آرام به سمت خط پایان قدم می‌زنیم و در مه غلیظ فراموشی فرو می‌رویم و احتمالاً لحظه آخر سر برمی‌گردانیم که: «این بود زندگی؟!»

⏳ نه عارف شده‌ام نه مرتاض، اتفاقاً با ولع دنبال یاد گرفتن و کار کردنم اما شاید از عوارض گذشتن از نیمه عمر است که این جمله از قصه‌ی بر دار کردن حسنک وزیر ورد زبانم شده: «احمق مردا که دل در این جهان بندد، که نعمتی بدهد و زشت باز ستاند!»

⏳ و حرف آخر از #محمود_درویش:

تُنسیٰ کَأنَّکَ لَمْ تَکُن
تُنسی کَمَصرعِ الطائرٍ
کَکَنیسَةٍ مَهجورةٍ
تُنسی …

فراموش می‌شوی، گویی که هرگز نبوده‌ای!
مانند مرگ یک پرنده
مانند یک کنیسۀ متروکه
فراموش می‌شوی …
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

قصه‌های نان و نمک(49)/ یک عکس ساده که نجاتت می‌دهد!

✍️ احسان محمدی

🔹 برای سخنرانی و برگزاری یک کارگاه در مشهد...
👇👇👇
asriran.com/004e25

@MyAsriran

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ریاض. عربستان سعودی🇸🇦

✍️ احسان محمدی

چندسال است این جمله را تکرار می‌کنم: «نفت؟ گاز؟ معدن؟ نه! ما هیچ‌چیزی مهمتر از کودکان برای آینده #ایران نداریم. همه‌ی بچه‌ها در مدارس فوتبال، بازیکن نمی‌شوند اما شهروند می‌شوند و آینده بهتر ایران به حال خوب آنها بستگی دارد. مراقبت از کودکان در فوتبال مهمتر از هر‌ جام و افتخاری است.»

خوشحالم اقدامات فدراسیون فوتبال ایران طی سه سال گذشته در حوزه مراقبت از کودکان، به‌ ویژه آموزش بیش از ۷ هزار بازیکن، مربی و خانواده در شهرهای مختلف، معرفی افسران مراقبت از کودکان در باشگاه‌های لیگ برتر، برگزاری کارگاه آموزشی برای مربیان A آسیا و ... مورد توجه قرار گرفت.

امسال کنفرانس بنیاد رؤیای آسیا (AFC Dream Asia Foundation) با محوریت «مراقبت از کودکان» در شهر ریاض عربستان سعودی برگزار شد.

همراه مدیران ارشد فیفا، یوفا، کنفدراسیون فوتبال آفریقا، چهره‌هایی از دانشگاه کلمبیا و سازمان ملل متحد در پنل‌ها و نشست‌هایی مشارکت کردیم.

🙏 برخورد گرم رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا شیخ سلمان بن ابراهیم و میزبانی درجه یک عربستان‌ آموزنده بود.

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

❌ رندی در جایگاه سوخت: اُکتان بریزم؟

✍️ احسان محمدی

⛽در اتوبان قزوین-تهران برای بنزین زدن وارد جایگاه شدم. معمولاً از کارگرها خواهش می‌کنم بنزین بزنند تا به این بهانه انعام کوچکی بدهم.

سه پسر جوان کنار هم ایستاده‌ بودند و با هم شوخی می‌کردند، یکی از آنها شروع کرد به بنزین زدن. دوستش به او مکمل اکتان داد، از آینه دیدم. گفتم لطفاً مکمل نریزید!

گوش نکرد و مکمل را ریخت توی باک. دوباره گفتم این کار را نکند. ادامه داد.

- ماشینت نیاز داره! واسه موتور خوبه!

⛽ پیاده شدم و اعتراض ‌کردم که حق ندارد بدون اجازه من و وقتی دارم مخالفت می‌کنم مکمل بریزد توی ماشین. انگار نمی‌شنید. رفتم سراغ مسئول جایگاه و گفتم به چه حقی کارگرش این کار را کرده؟

معلوم‌ بود که اولین بارش نیست. درمانده نگاهی به پسرها انداخت، تا من رفته‌ بودم دفتر، یک مکمل پر دستش گرفته بود و نشان داد:

- شوخی کردم! نریخته بودم!

احساس می‌کردم مثل یک احمق بازیچه چند بچه‌ی رند شده‌ام که می‌دانند کارشان خلاف است. صاحب جایگاه و مسئول آمدند که ماجرا را جمع کنند. همه می‌دانستیم چه شده.

⛽ این یک روش کثیف در جایگاه‌های پمپ بنزین است، تا چشم به هم بزنی بدون اجازه مکمل را می‌ریزند توی باک و پول‌ کلانی می‌گیرند به خصوص اگر‌ راننده زن باشد، ماشین خارجی یا حتی مردی که حدس بزنند ممکن است خیلی چانه نزند و‌ توی رودربایستی پول را بدهد.

از این رندی‌ها بدم می‌آید. محکم ایستادم و گفتم موضوعم پول نیست، زرنگ‌بازی است. پسر سرش را انداخته بود پایین، نگران شدم ادامه بدهم صاحب جایگاه که آشکارا کفری شده برایش دردسر درست کند. کارت کشیدم، پول بنزین و انعام دادم و به پسر گفتم:

- وظیفه من بود برای زحمتی که کشیدی و بنزین زدی پول بدم ولی حق نداری و نداشتی بدون اجاز‌ه چیزی توی ماشین کسی بریزی!

⛽ سکوت می‌کند ولی معلوم است خودش و دوست‌هایش از کار من بدشان آمده. می‌دانم اهمیتی ندارد و باز همین کار را با کسان دیگری می‌کنند. سوار شدم و باقی مسیر هر چه صدای موزیک را بلند می‌کردم تا به این موضوع فکر نکنم، تلخی این چند دقیقه محو نمی‌شد.
🖋 @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

پنجمین سالگرد درگذشت …

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

مادورو در نمایشگاه پوشاک تهران!

✍️احسان محمدی

بدون اینکه سرم را برگردانم می‌توانم حدس بزنم که مرد بالای 50 سال سن دارد.

- من گوشیمو باز کردم دیدم «مادورو» رو گرفتن فکر کردم از این عکسای فوتوشاپیه که بچه‌ها می‌سازن. بعد دخترم اومد سیر تا پیاز ماجرا رو برام گفت. میگفت بابک زنجانی نوشته 2 میلیارد دلار پول ما هم این وسط سوخت. انگاری ما اونجا سرمایه‌گذاری کرده بودیم، الان که ونزوئلا میشه یه ایالت جدید امریکا اونم دود میشه میره هوا. یعنی شانس نداریم به خدا. هر جای زمین یه اتفاقی بیفته ما توش ضرر می‌کنیم.

↙️ نمایشگاه صنعت پوشاک است، دیوار به دیوارش نمایشگاه صنعت شیشه. هوای سرد بیرون توی صورت آدم سیلی می‌زند اما داخل سالن‌ها گرمای مطبوعی برقرار است. فکر می‌کنم به اینکه هزاران کیلومتر دورتر اتفاقی افتاده و اینجا زندگی بسیاری از ما دستخوش اخبارش است، به هزار و یک دلیل گفتنی و نگفتنی!

غرفه‌دارها عموماً دخترهایی هستند که خیلی پوشش رسمی ندارند، چیزی که تا همین پنج سال پیش جریمه داشت و احتمالاً غرفه را پلمپ می‌کردند حالا امری طبیعی شده است، نه بازرسی چک می‌کند و نه حتی خیلی باعث جلب توجه مردها و زُل زدن می‌شود. انگار همه عادت کرده‌ایم به چیزی که دهه‌ها اکیداً ممنوع بود و هزینه‌های اجتماعی بسیاری برایش دادیم که غیرقابل برگشت هستند. نتیجه تصمیمی دیرهنگام.

مغزم با حرف‌های مرد مدام تصویر مادورو با دستبند را می‌گذارد کنار لبخند قلدرمابانه ترامپ و اینکه سال‌ها بعد وقتی یک نفر در نمایشگاه پوشاک قدم بزند، آیا با دیدن تی‌شرتی که احتمالاً عکس مادورو را رویش چاپ کرده‌اند به تصمیم‌های دیرهنگامی که بسیار خسارت خلق کردند هم فکر می‌کند یا نه؟
🖋 @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

📺 قوی‌ترین مخدر دنیا!

در هیچ عصری این همه صاحب‌نظر نداشتیم، اینکه هر کس با هر سطحی از سواد، صرفاً به واسطه داشتن فالوور به خودش اجازه می‌دهد در جایگاه دانای کل قرار بگیرد و برای همه نسخه بپیچد و دیگران را از اساس نفی می‌کند، نشانه پیشرفت اجتماعی و آزادی بیان نیست، نشانه غلبه هیجان بر خرد است.
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

📺 همین و بس!

از منشور کورش تا فردوسی و ... پس چرا اثر ندارد؟

ویدیوی کامل را اینجا ببینید👇
‏https://youtu.be/MrmSpdwuZj8?si=eTRD7V1eS4bxOZvo
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

🏵 تبریک روز مادر به سبک توئیتری‌ها/طنز

🏵 به مناسبت #روز_مادر در توئیتر بعضی از جملات پرتکرار مادرها را لیست کرده‌اند که هرجای ایران باشیم و به هر زبانی حرف بزنیم خیلی از آن‌ها را از زبان مادرهایمان شنیده‌ایم و خاطره مشترک است.

بعضی از این توئیت‌ها که دست‌چین شده‌اند را بخوانید:

🗓 روز "آدم گشنه‌ش باشه سنگ هم میخوره" مبارک (اشکان مدیری)

🗓 روز "همینو وسایلش رو خریده بودیم تو خونه درست میکردیم بهترم بود" مبارک (hania)

🗓 روز "بخور خدا رو شکر کن خیلیا همینم ندارن " مبارک (امیر واقعی)

🗓 روز "شنبه بری، یک‌شنبه برمیگردی" مبارک (رباب ساریجالو)

🗓 روز "مامان و یامان" مبارک (دختر ارشمیدس)

🗓 روز "من که حرفی ندارم به بابات بگو" مبارک (aɢnɛs)

🗓 روز "همون‌جاست" مبارک ( مایی)

🗓 روز "تو خوشحال باشی منم خوشحالم مامان جان" مبارک (آمیتیش)

🗓 روز "ایشالا یه دختر عین خودت گیرت بیاد" مبارک (دختر شیرینی‌فروش)

🗓 روز "مردم بچه دارن ماهم داریم" مبارک (آنیوفسکی)

🗓 روز "بذار مادر بشی" مبارک (ماریا کاسارس)

🗓 روز "ولت کردم که این شدی" مبارک (m.yamini)

🗓 روز "مراقب خودت هستی دیگه؟ گولت نزنن کلیه تو دربیارن" مبارک (AVAdej)

🗓 روز "من تورو اینجوری تربیت کردم؟" مبارک (شایمیک)

🗓 روز "تو چهل سالتم بشه بازم برا من بچه‌ای" مبارک (دارسی)

🗓 روز "بخدا اگه بیام پیداش کنم وای به حالت" مبارک! (Ehsan)

🗓 روز ‌‌‌"من همه بچه‌هامو یه اندازه دوست دارم" مبارک (No one)

🗓 روز "من کادو نمیخوام به جای کادو به حرفم گوش کن"مبارک (عتیق)

🗓 روز "بشقابتو بیار من سیرم" مبارک (m.hossein.arabnejad)

🗓 روز "سیب زمینیا کمه دست نزنیااا" مبارک (m.t)

🗓 روز "صبر کن اینا برن من میدونم و تو" مبارک (vida)

🗓 روز " اون در یخچال بیصاااااابو ببند خراب شد" مبارک (miiitmiiit)

🗓 روز" من نمیدونم شما به کی رفتین .. من که اینطور نبودم" مبارک (Azam.malekzade)

🗓 روز "چشماتو ببندی خوابت میبره" مبارک (mt)

🗓 روز "بذار بابات بیاد، اگه بهش نگفتم" و هیچوقتم نمیگفت، مبارک (بیکران جان)

🗓 روز "مامان جان من به خاطر خودت میگم" مبارک( P♡♡/!/€)

🗓 روز "من چه گناهی کردم که خدا شما رو به من داد" مبارک (MirFenderski

🗓 روزِ "بیا بخور جون بگیری زبونتو درازتر شه جونمو بگیری" مبارک (ویلی‌وُنکا)

🗓 روز "نمیخوای لباساتو از روی مبل جمع کنی؟" مبارک (mahsa)

🗓 روز "بیا ببینم این چیه تو اتاقت" مبارک (فانووس)

🗓 روز "برو واست دعا کردم، خیالت راحت" مبارک (آمنو اسید)

🗓 روز "تو هم لنگه بابات، هرچی اون‌ریخت تو جمع کردی" مبارک (miiiitmitti)

🗓 روز "بیا بخور به خدا خوشمزه‌س اگه خوشت نیومد یه چیز دیگه برات درست می‌کنم" مبارک (مجله هنری ژوان)

🗓 روز "من همسن تو بودم دوتا بچه داشتم" مبارک (رباب ساریجالو)

🗓 روز "جان مامان غذاتو بخوریاااا" مبارک (رباب ساریجالو)

🗓 روز "یعنی دو دقیقه هم وقت نداشتی زنگ بزنی بگی دیر میای، بعد واسه دوستات صدبار صدبار زنگ میزنی" مبارک (لیدا آشتیانی)

🗓 روز "زود بیا خونه بابات عصبانیه" مبارک (رویا راعی)
🖋 @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

✅ گفته‌ها و کم‌گفته‌هایی از 8 آذر 76

ویدیو کامل را اینجا ببینید👇
https://telewebion.com/episode/0x16420235
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

📺 با احترام به یوزارسیف، مختار، جومونگ و همه طلبکاران بالفطره!

ویدیوی کامل را اینجا ببینید👇
‏https://youtu.be/MrmSpdwuZj8?si=eTRD7V1eS4bxOZvo
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

🔥🔥 آتش!
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

📚 ده نکته کوتاه برای آغاز کتاب‌ خواندن

✍️احسان محمدی

آن‌چه در زیر می‌آید بخشی از تجربه‌های شخصی بعد از سال‌ها کتاب خواندن است که به نوشتن چند جلد کتاب انجامید و هنوز هم ادامه دارد.

1️⃣ هیچ‌وقت برای شروع کتاب‌خوانی دیر نیست. احساس جا ماندن و وحشت نکنید. اگر دیگران در رسانه‌ها مدام از بولگاکف و تولستوی، گابریل گارسیا مارکز و نیکوس کازانتزاکیس می‌گویند.

به تجربه می‌گویم بعضی از این عزیزان خودشان هم کتاب‌های این نویسندگان را نخوانده‌اند! شروع کنید. فتح اورست هم با اولین قدم شروع می‌شود. شما هم با اولین کتاب شروع کنید. با یک زندگی‌نامه یا داستان‌های کوتاه. خیلی زود گره می‌خورید به کتاب.

2️⃣ لازم نیست هر چه دیگران می‌خوانند شما هم بخوانید. این یک مسابقه برای فخرفروشی نیست. هر کتابی که دوست دارید و با ذائقه و سلیقه‌تان جور در می‌آید را بخوانید. مطمئن باشید کم‌کم مطالعه‌تان عمیق‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌شود.

3️⃣ از پول دادن برای خرید کتاب احساس خسارت نکنید. یک کتاب ممکن است 20 سال در کتابخانه شما بماند یا بعد از خواندن به دیگری هدیه بدهید. کتاب، هزینه نیست، سرمایه است. یک سرمایه فکری.

اگر وقت خرید رفتن ندارید الان هزاران کتاب‌فروشی توی گوشی همراه شماست. با حوصله در اینترنت بچرخید، در مورد کتاب اطلاعات گیر بیاورید و بخرید. تمیز و دقیق می‌آورند در خانه.

4️⃣ اگر شروع به خواندن کتابی کردید و لذت نبرید، آن را کنار بگذارید. عمر، کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که خودتان را آزار بدهید و البته دنیای کتاب بی‌اندازه وسیع. یک کتاب دیگر بردارید و بخوانید.

هر کتابی که موج‌اش همه را می‌گیرد لزوماً شاهکار نیست. به ویژه در اینستاگرام. نیازی به خجالت نیست چون کتابی که برای دیگران شاهکار است ممکن است به کام شما خوش نیاید. اصولاً با احتیاط به مُد نزدیک شوید. از لباس تا کتاب!

5️⃣ هم‌زمان خواندن دو یا چند کتاب عیبی ندارد. خود مغز بلد است چطور فایل‌هایش را دسته‌بندی کند. تداخل ایجاد نمی‌شود و هر بار بعد از خواندن یک صفحه همه شخصیت‌ها سر جایشان قرار می‌گیرند.

6️⃣ اگر کتابی در کتابخانه دارید که خوانده‌اید یا تمایلی به خواندنش ندارید به مراکز تبادل کتاب یا جاهایی که کتاب دست دوم می‌خرند ببرید. اگر به دیگری ببخشید که بسی نکوتر.

7️⃣ دوست دارید بچه‌هایتان کتاب بخوانند؟ بعید است یک کودک با دستور والدین کتاب‌خوان شود. آن‌ها به ما نگاه می‌کنند، وقتی خودمان کتاب نمی‌خوانیم و تمام مدت سرمان توی گوشی است، انتظار داریم آن‌ها با کتاب سرگرم شوند؟ بچه‌ها رفتار ما را بیشتر باور می‌کنند تا گفتارمان را.

8️⃣ اگر هزینه خرید کتاب نو ندارید، کتاب دست دوم بخرید. این روزها حتی در اینترنت هم می‌شود کتاب‌ دست دوم خرید. حتی می‌توانید با دوستان کتاب‌خوان دورهمی کتاب بخوانید یا به هم کتاب قرض بدهید.

9️⃣ موقع خرید کتاب، با کتابفروش‌ها حرف بزنید. بسیاری از آن‌ها خوش‌فکر هستند و اشراف کامل به بازار کتاب دارند، پیشنهادهای خوبی می‌دهند به ویژه در مورد آثار ترجمه شده. چون بعضی از ترجمه‌ها ممکن است یک کتاب خوب را غیرقابل تحمل کنند.

🔟به جای تکرار مکررات دیگران کتاب بخوانیم، به جای خواندن اخباری که جز حال بد هیچ حسی منتقل نمی‌کنند، به جای باور هر آنچه صاحبان قدرت می‌گویند کتاب بخوانیم، اما فقط یک کتاب نخوانیم.
🖋 @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

❤️ زیبایی محض در فوتسال ایران

بازوبند کاپیتانی «آرمان سازگار»، کاپیتان تیم «وارو انرژی کردستان» در مسابقات لیگ دسته اول کشور قبل از شروع دیدار مقابل استقلال تهران توسط مادرش بسته شد.

👏 ایده «استادیوم‌های خانواده‌دوست» باعث شده فوتسال هر روز زیباتر، محبوب‌تر و دلنشین‌تر ‌شود.
@Fut5alPlus
🇮🇷 @iranfutsalorganization

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

◼️قندِ شیرینِ روزهای تلخ ایران

آیتم غم‌انگیز به یاد صابر کاظمی ستاره فقید والیبال ایران 🏐🇮🇷

🎙️صدای محمدرضا تندروان
✍️ متن از احسان محمدی
📺 برنامه ورزش و مردم، شبکه یک
@varzeshomardomonline
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

🥗 ظرف غذای محمود احمدی‌نژاد!

✍️ احسان محمدی

بوی قورمه سبزی همه طبقه را پر کرده. سر ظهر است و یکی از همکارها دارد توی آشپزخانه غذا گرم می‌کند. رستوران هست اما بعضی از کارکنان ترجیح می‌دهند با خودشان غذا بیاورند، کسانی برای صرفه‌جویی این کار را می‌کنند و عده‌ای هم معتقدند «هیچی غذای خونه نمیشه!»

مغزم می‌رود سراغ احمدی‌نژاد. شنیده بودم که غذای ریاست جمهوری را نمی‌خورد و معمولاً از خانه غذا می‌آورد. دست‌پخت همسرش. آن موقع بعضی اطرافیانش این را نمادی از ساده‌زیستی عنوان می‌کردند، اینکه تا چه اندازه به فکر صرفه‌جویی و بیت‌المال است.

کاری به منوی غذایی خلق خدا ندارم اما در همه دوره‌ها معتقد بودم و هستم که این کارها اگر نمایشی است هیچ فضیلتی ندارد، اتفاقاً برعکس، یک مدیر آن هم در حد رئیس جمهوری باید غذای خوب بخورد، خوب استراحت کند و حتی تفریحات خوبی داشته باشد تا بتواند بهتر کار کند. بدن انسان و به صورت ویژه «مغز» نیازمند مراقبت است، اینکه به اسم ساده‌زیستی عذابش بدهیم چه سودی برای خلق خدا دارد؟

می‌خواهد محمود احمدی‌نژاد باشد یا حسن روحانی و باقر قالیباف، مهمترین وظیفه مقامات، تقلا برای بهبود زندگی مردم است، اینکه روی حصیر بنشینند، نان خشک بخورند و سوار ماشین زهوار در رفته بشوند و ممکلت را به فنا بدهند از نظر بیشتر مردم، فقرنمایی و ریاکاری است. بنز سوار شوید، خاویار بخورید و گلف بازی کنید اما زندگی و و معیشت مردم را بهتر بکنید. همین!

(قصه‌های نان و‌ نمک/ عصرایران)
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

🐃 نبرد تاپاله گاو!

🌏 جهان جای عجیبی است، بیش از چیزی که فکر می‌کنیم! این ویدیو را خوب نگاه کنید:

↙️ به شوق و سرخوشی و لذتی که می‌برند، از پیرهای مو سفید کرده تا نوجوان‌های نوبالغ و جوان‌های خوش اندام!

↙️ به بوی شناور در هوا!

↙️ به کودکان خردسالی که در آغوش بزرگترها دوست دارند زودتر بزرگ شوند و به این جشن بپیوندند!

↙️ به برنامه‌ریزی، به هماهنگی، به گرامیداشت تاپاله و گاو!

↙️ به پروتکل‌های بهداشتی، به نظافت، به میکروب، به ویروس!

↙️ به اینکه چه فرایندی در مغز آدم ممکن است شکل بگیرد که باور کند «خدایش در میان تاپاله به دنیا آمده!»

↙️ به اینکه اگر کسی برود جلو و بگوید این کار حماقت است چه بلایی ممکن است سرش بیاید؟

↙️ به قصه‌ها، شعرها، باورها و اعتقادی که سالها پشت این غلتیدن در تاپاله است ...
به ...

🌏 جهان جای عجیبی است، خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم یا حتی بتوانیم فکر کنیم!
🖋 @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

قصه‌های نان و نمک (44)/ مرغ همسایه در آلمان، ایران و چین!

✍ احسان محمدی

🔹یکی از علایقم «روانشناسی تکاملی» است، اینکه دنبال کنم رفتار انسان امروزی تا چه اندازه تحت تأثیر تجربیات اجداد اولیه ما شکل گرفته یا آدم‌ها در چهارگوشه جهان چه نقاط اشتراکی دارند؟
-برای همین ویدیوها و حتی طنزهای ساخته شده در ...
👇👇👇
asriran.com/004d0w

@MyAsriran

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

👮‍♂️ پلیس آلمان و تاسیس واحدهای «مقابله با نفرت‌پراکنی اینترنتی»

✍️ احسان محمدی

پاول دوروف مالک تلگرام در یادداشتی نوشت: «من دارم ۴۱ ساله می‌شوم اما حس و حال جشن گرفتن ندارم. نسل ما دارد زمانش را برای نجات اینترنت آزادی که پدرانمان برای ما ساختند از دست می‌دهد. کشورهایی که روزگاری مظهر آزادی به شمار می‌رفتند، اکنون در حال اجرای سیاست‌هایی تیره و هراس‌انگیزند ...»

در این مورد چند نکته را با خبرنگار روزنامه جوان عنوان کردم:

⚠️ پلیس آلمان از ۱۰ سال پیش واحد‌هایی تحت عنوان مقابله با «نفرت‌پراکنی آنلاین» (online hate units) تشکیل داد. ابتدا هدف از این کار «مراقبت از مهاجران مقابل راست‌گرایان» عنوان شد، اما امروز کار به پیگرد ترول‌های اینترنتی، توهین‌ها و نگاه‌های منتقدانه کشیده شده است. یک دادستان برجسته این کشور در پاسخ به اعتراضات فعالان حقوق بشر گفت، ما از «گفت‌و‌گو و دموکراسی» محافظت و جریمه‌های مالی سنگین وضع می‌کنیم، حتی ضبط تلفن همراه را برای کنترل این رفتار‌ها انجام خواهیم داد.

⚠️ آنچه امروز به عنوان «نظارت» و «کنترل» در فضای دیجیتال می‌بینیم، صرفاً عملکرد دولت‌های اقتدارگرا نیست، بلکه محصول تغییر پارادایم جهانی است. شبکه‌های اجتماعی پدیده‌ای نوظهور هستند که کمتر از ۲۰سال است در اختیار مردم قرار گرفته‌اند. نه فقط شهروندان، بلکه خود دولت‌ها و سیاستگذاران با محیطی جدید و ناشناخته روبه‌رو شده‌اند و در حال آزمون و خطا هستند. همین موضوع باعث شده است همه کشور‌ها نظارت، کنترل و حتی سانسور داشته باشند، اما شکل و ظاهر نظارت‌ها و کنترل‌ها با یکدیگر متفاوت شود.

⚠️ برخی آمار از وجود نزدیک به ۷۰۰ هزار دوربین در لندن خبر می‌دهد که شگفت‌انگیز است، در واقع شهروندان وقتی از خانه خارج می‌شوند تا بازگردند، تحت نظارت صد‌ها دوربین هستند. این دوربین‌ها صرفاً برای حفظ امنیت نیستند، بخش زیادی برای محافظت از نهاد‌های حکومتی نصب شده‌اند. بخشی از این نظارت مربوط به مدیریت شهری و بخشی دیگر به حکمرانی ملی مربوط است.

⚠️ ابزار‌های نظارتی مدرن فقط محدود به سرکوب آشکار نیستند بلکه به شکلی زیرپوستی و همه‌جانبه وارد زندگی روزمره شده‌اند. دوربین‌های شهری، پایش کلیدواژه‌ها در مکالمات و الگوریتم‌هایی که رفتار جمعی را تحلیل می‌کنند، همه جزئی از شبکه‌ای گسترده‌اند که فضای عمومی را به سامانه‌ای برای شناسایی و واکنش سریع تبدیل کرده است، همان چیزی که دوروف آن را ابزار نهایی کنترل می‌نامد.

⚠️ شاید اولین باری که رصد شهروندان به اسم «مبارزه با تروریسم و مراقبت» همگانی شد، بعد از ۱۱ سپتامبر بود که اعلام شد ایالات‌متحده فهرستی از واژه‌های حساس را تعریف کرده است که اگر در مکالمات افراد شنیده می‌شد، آن فرد به سرعت در معرض شناسایی و پیگیری قرار می‌گرفت.
این نوع رصد و پایش، مختص حکومت‌های بسته یا اقتدارگرا نیست. امروز در اغلب کشور‌های جهان، چه توسعه‌یافته و چه در حال توسعه، نهاد‌های امنیتی با ابزار‌های متنوع، فعالیت شهروندان در فضای دیجیتال را زیر نظر دارند.

⚠️ کشوری که با مسدود کردن سرویس‌هایی مانند گوگل، اینترانت ملی خود را راه‌اندازی کرده است، شبکه‌ای بسته که هم نیاز‌های داخلی را تأمین می‌کند و هم امکان کنترل کامل‌تری در اختیار دولت می‌گذارد. این تصمیم در نگاه حاکمیت چین، نه صرفاً سرکوب، بلکه شکلی از مراقبت از شهروندان تلقی می‌شود.

⚠️در ایالات متحده امریکا وقتی به کنگره حمله شد صد‌ها نفر را با رصد فضای مجازی دستگیر و محاکمه کردند، در فرانسه علیه مؤسس تلگرام رسماً شکایت شد که در اعتراضات خیابانی مهاجران نقش داشته، در بریتانیا این موضوع با دستگیری افرادی که متهم به تولید یا بازنشر پیام‌های توهین‌آمیز یا آزاردهنده بودند، پیگیری شد و در اتحادیه اروپا موضوع کنترل چت (chat control) درباره الزام پلتفرم‌ها برای اسکن محتوای پیام‌ها (برای کشف سوءاستفاده جنسی از کودکان) داغ است که البته همه می‌دانند فقط هدف آن نگرانی برای کودکان نیست و در کنارش رصد گسترده شکل می‌گیرد.
🖋️ @ehsanmohammadi95

Читать полностью…

روزنوشت‌های احسان محمدی

◾️خوشا به حالت استاد شجریان!

✍ احسان محمدی

1⃣ ما سوگوار خودمان هستیم،  #استاد_شجریان را بهانه کرده‌ایم برای بغض کردن، برای دریغا دریغ. احساس تنهایی می‌کنیم از رفتن کسی که همیشه انگار مطمئن بودیم در هر بزنگاهی کنارمان می‌ایستد. دوشادوشمان و حالا مثل خانه‌ای قدیمی شده‌ایم که دیوارش ریخته و باد می‌آید و توی دلش چنگ می‌زند.

2⃣ #سروش_صحت در فیلم #جهان_با_من_برقص داستان مردی را روایت می‌کند که برای سالم زیستن از دود و دم تهران فرار می‌کند و به جای دنجی در شمال پناه می‌برد. شیر گاو می‌خورد و دم‌نوش گیاهان و... اما به سرطان مبتلا می‌شود و طنز تلخ ماجرا این است که دوستش حمید که کارخانه سوسیس و کالباس دارد و صبحانه کله‌پاچه می‌زند آنقدر سالم است که زن جوان گرفته، برنامه دارد بچه‌دار شود و حتی به کانادا برود!

#محمدرضا_شجریان کوه‌نوردی می‌کرد، عاشق طبیعت و گل و گیاه بود، از محصولات باغ و باغچه‌اش می‌خورد و حتی به گمانم گندم کاشته بود و از آرد آن نان می‌پخت و... اما سرانجام گرفتار سرطان شد. شوخی تلخ روزگار است. دنیای عجیبی است، تاریخ پر از آن‌هاست که خون خلق می‌خوردند و هیچ‌شان نشد!

3⃣ من هم دلتنگ استاد شجریان هستم اما کاش هر کدام از ما یک هزارم آنچه او زیست را زندگی کنیم.

فخر موسیقی شد، خوشنویسی کرد، آشپز ممتازی شد، ساز ساخت، نجاری کرد، برای مردم خوشنام‌تر از هر سیاستمردی شد، در همه جای جهان احترام دید، ۸۰ سال در اوج بود، فرزندانی پرورش داد که مایه مباهاتند، صدای مردمش شد، عکسش را بر در و دیوار زدند، با ربنایش افطار کردند و...

حالا که بعد از رنج بیماری کتاب زندگی‌اش را بست و رفت میلیون‌ها ایرانی چنان غمگین‌اند که انگار یکی از اعضای خانواده‌شان را از دست داده‌اند. مگر چند نفر در این کشور تا این اندازه خوش‌بخت زیسته‌اند و عاقبت به‌خیر شده‌اند؟

تنها حسرتم برای او این #وداع_غریبانه است. اینکه سزاوار بدرقه‌ای باشکوه‌تر از این بغض‌های خاموش ما در شبکه‌های اجتماعی است.

4⃣ حرف آخر اینکه مُرده آن است که نامش به نکویی نبرند، مُرده آن است که پشت‌ هنرمندان وطن‌دوستی چون تو را خالی کرد، اجازه کنسرت نداد و گمان کرد می‌تواند نامت را از یاد مردم ببرد وگرنه محمدرضا شجریان تا آخرین روز دنیا که حتی یک نفر فارسی بداند، زنده است.

5⃣ بعضی‌ها را خدا بغل کرده است، مهرشان به دل مردم چنان نشسته که با هیچ دستور و اخم و تَخمی قابل پاک کردن نیست، شجریان یکی از آنهاست.

خوشا به حالت آقای شجریان که محترم زیستی و در قلب مردم این سرزمین تا همیشه زنده‌ای و خوشا به سعادت ما که در روزگار تو زیستیم و از صدایت لذت بردیم.
🖋 @ehsanmohammadi95

Читать полностью…
Subscribe to a channel