drbehrouzmoradi | Unsorted

Telegram-канал drbehrouzmoradi - بازسازی گفتمان دینی

2538

@Behrouz_Moradi44 دکتر بهروز مرادی؛ فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی دين و فرهنگ از دانشگاه‌های هلند، قرآن‌پژوه، نویسنده، دین‌پژوه، شاعر، مترجم، پژوهشگر اجتماعی و مطالعات شهری

Subscribe to a channel

بازسازی گفتمان دینی

«تشنه»

🖍بهروز مرادی

در این شرایط که بوی جنگ، فضای زندگی را فراگرفته
و غبار کینه، درون‌ها را تیره کرده
و بدبینی‌ها بر کوس دشمنی می‌کوبند
و دشمن‌خویی، دوستی‌ها را در بند می‌کنند
و آتشِ تنفر، درخت صلح را ز ریشه می‌سوزاند،
تشنه‌ی آبی ز چشمه‌ی زندگی‌خواهان بودیم که پیدا نیست
و محتاج دلی دریایی بودیم تا در ضمیر باران، آینه بکارد
و در پی کلامی ز عشق بودیم که ابلیس درون نگذاشت بر زبان‌ها جاری شود
و چشم‌انتظار باران یکرنگی و صفا بودیم که منیّت و ریا ره آن بر زمین دل ببست
و مشتاق مهرِ یاران خدا بودیم که قهرِ بدخویان آن را به وادی حسرت درانداخت
و کوچه به کوچه سخن راست را جستیم، اما دروغ‌ها نگذاشتند تا چهره‌ی زیبایش پیدا باشد.

اینک سایه‌ی جنگ همچون دیوی سیاه به کشتن زندگی راسخ است، چراکه جنگ‌های درون، به کشتن آرامش و صلح درون راغب‌اند
و تنفر نمی‌گذارد نفرین ویرانی جای خویش به دعای عشق بسپارد.

٩ آبان ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

سلسله پیام‌هایی از نهج‌البلاغه(۶٨)


          " شرح حکمت شماره ٢٠ "


«بخشیدن خطای انسان‌های بامرام»





              توسط بهروز مرادی؛
    فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی دین
                      از هلند



                  ٨ آبان ١۴٠۵

🌿@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«زندگی بهشتی»

🖍بهروز مرادی

یکی از نام‌های بهشت در قرآن؛ دارالسَّلام است، یعنی سرای صلح و سلامت.
پس برخلاف دیدگاه عموم اسلام‌باوران و اسلام‌ناباوران؛ ترمینولوژی اسلام و فرجام نیک مسلمانی بر صلح استوار است و نه بر جنگ.

بهشت سرای صلح است.
همچنین "سلام" نامی از نام‌های زیبای خداوند در قرآن است. ریشه‌ی این کلمه‌ی مقدس؛ "سَلَمَ" می‌باشد ازجمله به معنی صلح و سلامت.
پس بهشت سرای صلح و سلامت است و آن سرا نام خویش از خداوند وام گرفته، چراکه خداوند مظهر صلح و سلامت است و از همین روی، حضرت حق نام والای خویش به سرای جاودانه‌ی بهشت برین وام داده تا انسان بداند بهشت از جنس خداوند است و او نیز اگر طالب بهشت است، باید از جنس سلام یعنی صلح و سلامت باشد.

این نام‌ها چنین می‌گویند که کسانی وارد بهشت خواهند گردید که از همین جنس صلح و سلامت باشند.
پس جنگ‌طلبان و جنگ‌خواهان از حضور در بهشت محروم خواهند بود، چراکه پروژه‌ی خلقت انسان مبنی بر تزکیه‌شدن، تعلیم‌دیدن، پرورش‌یافتن، حکمت‌آموختن، رشدکردن و معنوی و اخلاقی شدن، تنها در صلح امکان تحقق می‌یابد.

جنگ از آن‌جا که ویران می‌کند، امنیت درون و بیرون را از بین می‌برد، انسان‌ها را می‌کُشد، سامان‌های آباد را نابود می‌سازد و فقر و فلاکت و تباهی می‌آفریند، مانع از اجرای طرح خداوند در صلح و آرامش می‌شود.

باری آیه‌ی ٣۶ سوره‌ی بقره نیز دغدغه‌ی فرشتگان مبنی بر خونریز بودن انسان را مطرح نموده، اما خداوند به صلح‌گراییِ اختیاریِ انسان امید بسته و بهشت را سرای صلح قرار داده است.

دلالت دیگر دارالسَّلام؛ طبق ریشه‌ی "سَلَمَ" بر سلامت نفس و روان و سبک زندگی انسان استوار گردیده است. از این دلالت چنین استنباط می‌شود که بهشتیان همان کسانی‌اند که از سلامت روان و نفس برخوردارند. آن‌ها از سویی؛ کشمکش‌ها و جنگ‌ها و تضادهای درون خود را به نفع صلح درون حل نموده‌اند و در صلح با خود می‌زیند و از این مقامِ زیستن به آرامش رسیده‌اند و از سویی دیگر؛ از کینه‌ها و کدورت‌ها و خشونت‌ها و نفرت‌ها و دشمن‌خویی و دشمن‌جویی و بدخویی و بدگویی و بدبینی و بدجنسی و خودآزاری و دیگرآزاری رهایی یافته‌اند و دعای خیر را جایگزین نفرین‌های شرّ نموده‌اند و آینه‌ی دل را به نور بندگی خدا جلا داده‌اند و زنگارها از نفس زدوده‌اند و خود را برای زیستن بدون ریا و نفاق و دورویی، خالص نموده‌اند و صفای درون‌شان آنان را لایق آرامش و صلح درون ساخته و بهشت از درون‌شان آغازیده و لاجرم بهشت از بیرون را به ارث خواهند برد.

۴ آبان ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

سلسله مباحث نوگرایی قرآنی (٢٣٧)

      
 
«بررسی سوره‌ی لیل»  



👈 تلاش‌ها مختلف و متفاوت‌اند
👈 تلاش در راه نیکو به مقصدی نیک می‌رسد
👈 تلاش در راه ناراست به سرانجامی دردناک منتهی می‌شود


           بهروز مرادی: قرآن‌پژوه و 
    دکترای جامعه‌شناسی دین از هلند


                   ١ آبان ١۴٠۵

🌿@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

و پاسخ بنده به نقد ایشان:👇

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

سلام دوستان همراه،
وقت شما به خیر و نیکی.

یکی از روحانیون محترم به نام آقای موسی آقایاری، نقدی روانه‌ی فرسته‌ی ٢۴ مهر اینجانب با عنوان "روز پرستار و تحریف تاریخ" نموده که در اینجا به اشتراک گذاشته می‌شود:👇

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«خدا نیز قربانی تروریسم دینی»

🖍بهروز مرادی

اخیراً فردی را به ظنّ تلاش برای ترور یکی از سیاست‌مداران دولت‌های قبلی دستگیر کرده‌اند. این اولین بار نیست که تاریک‌اندیشان درصدد حذف مخالفان و دگراندیشان برمی‌آیند.
چه روشن‌اندیشانی که قربانی افکار تروریستی نشده‌اند.

این اقدامات تروریستی هنگامی بوی فاجعه می‌دهند که به نام دفاع از دین و خدا صورت بگیرند.

به نظر می‌رسد که در برخی تجمعات شبانه بستر لازم برای قطبی‌سازی جامعه و تولید انرژی تروریستی و به‌کارگیری ماده‌ی تخریبی آن علیه غیرخودی‌ها که اینک دامنه‌ی آن‌ها بسیار گسترده شده‌اند، فراهم گردیده است.

اما این فقط برخی مسلمان‌نماها نیستند که بر خدا و تعالیم پیامبرانش دروغ برمی‌بندند و نام متعالی او را خرج تروریسم و تاریک‌اندیشی می‌کنند. خدا نزد پیروان همه‌ی ادیان قربانی تروریسم است: اسراییلیانی بسیار، از یهودیت، تفسیری جنایتکارانه به دست می‌دهند و گاه حتی برای فلسطینیان حق حیات قائل نمی‌شوند و کشتن آنان را خواست خدای‌شان می‌خوانند.

آمریکاییانی بسیار که خود را پیروان باورمند مسیحیت می‌دانند، کشتن دیگران و حتی بی‌گناهان را منطبق بر ایمان دینی خود درمی‌یابند، آنچنانکه حتی کشتن کودکان در مدرسه‌ی میناب را با مرام دینی خود سازگار می‌یابند.

به همین منوال، دین تروریست‌ها گاه هندوست، گاه بودایی، گاه شینتویی و گاه.....

اما قرآن می‌گوید که خدای حقیقی؛ خدای صلح است:

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (حشر:٢٣)
" اوست خدایی که جز او معبودی نیست. هموست فرمانروای پاک و مقدس، [مظهر] صلح، امنیت‌بخش، محافظت‌کننده و حامی، عزتمندِ شکست‌ناپذیر، جبران‌کننده، باکبریا و باعظمت. مبرا و منزه است از آن شرکی که به او می‌ورزند."

"سلام" در این آیه که یکی از نام‌های خداوند متعال است؛ از ریشه‌ی "سَلَمَ" و ازجمله به معنی "صلح" است و نیز "سلامت" و "درود" و "سلام" و" آرامش".

از این آیه چنین برمی‌آید که خداوندِ قرآن مظهر صلح و وجودی گریزنده از جنگ است و انسان‌ها را به صلح و پرهیز از ستیزه با دیگران دعوت می‌کند:

"و خداوند دعوت می‌کند به سوی منزلگاه صلح و سلامت و هر که را که بخواهد به راه راست هدایت می‌کند." (یونس:٢۵)

او از جنگ پرهیز می‌کند و پرهیز می‌دهد تا صلح برقرار باشد، تا آبادی‌ها به وادیِ ویرانی اندر نیوفتند، تا جان نوزادان و نونهالان و نوجوانان و جوانان و زنان و مردان تباه نشود، تا عمرها بر باد نیستی نرود، چراکه او آنان را نه به‌خاطرِ جنگ و کشتن و کشته‌شدن، که برای به‌ثمررساندنِ پروژه‌ی خلقت‌شان آفریده تا سامان‌های نیک برپا سازند، خیر را تحقق ببخشند و بر آبادی‌ها بیفزایند. انسان در سایه‌ی صلح و زندگی در آرامش است که از تاریکی به روشنایی بیرون می‌آید.

پس پیامبرانش را نفرستاده تا با مردم پیکار کنند یا مردم را بگمارند تا با دیگران بستیزند، یا مخالفان خود را به قتل برسانند، بلکه آن‌ها انسان‌ها را تعلیم می‌دهند تا آنان در صلح و سلامت با یکدیگر بزیند و در آرامش راه رشد و تعالی خود را بجویند و بپویند. حضرت رسول‌ص مأموریت یافت که حتی با کافرانی که هیچگاه ایمان نمی‌آورند، در صلح زندگی کند.

بسیار قابل توجه است که نام دیگر بهشت در قرآن؛ دارالسلام است یعنی سرای صلح و سلامت. (انعام:١٢٧). این بدین معنی‌ست که جنگ‌طلبان و تروریست‌ها در بهشت جایی ندارند.

در قرآن؛ انسانِ خونریز مغضوب فرشتگان است: ر.ش.به: بقره:٣٠

اینچنین است که قرآن هیچ تهاجمی علیه دیگرانِ متفاوت را نمی‌پذیرد و حتی کافران را در دین کفر خود آزاد می‌گذارد. ر.ش.به سوره‌ی کافرون.

با این وصف؛ آن‌که برخی پیروان ادیان را به سوی تروریسم فرامی‌خواند و سوق می‌دهد، وسوسه‌ی ابلیس درون است و نه خواست خداوند سلام.

٢۵ مهرماه ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«روز پرستار و تحریف تاریخ»

🖍بهروز مرادی

روزی که به نام پرستار در تقویم ایران درج گردیده؛ یادآور یکی از تحریفات تاریخ اسلام است.
این تحریف، موجودیت خود را از قرائت مخدوش نقش حضرت زینب(س) در واقعه‌ی عاشورا وام گرفته است.
همچنین در روایات غالب، ایشان را مصیبت‌دیده‌ای نالان و غمگین و اشکبار معرفی می‌کنند که مصائب پشت او را خم کرده، آن‌چنان‌که ایشان را ام‌المصائب لقب داده‌اند.

یک تحریف بزرگ در این خصوص مربوط است به پرستارنامیدن حضرت زینب‌س. غافل از اینکه در واقعه‌ی کربلا همه‌ی مردان همراه حضرت حسین(ع) کشته شدند و هیچ مجروح جنگی وجود نداشت که نیاز به تیماری و پرستاری داشته باشد. بازماندگان که زنان و دختران بودند نیز به اسارت گرفته شدند. بنابراین نقش پرستاری که برای ایشان قائل شده‌اند، فاقد وجاهت تاریخی است.

حضرت زینب پرستار نبود و پرستارنامیدن زنی که چنان استوار دیکتاتورهایی همچون ابن‌زیاد و یزید را با فرازهایی بلند به محاکمه می‌کشاند، برای نادیده‌گرفتن نقش اصلی اوست.

او در مدت کوتاهی که پس از واقعه‌ی کربلا زنده بود، با تشکیل کلاس‌های آموزشی و تفسیر قرآن، در راستای آگاهی‌بخشی به مردم گام برداشت و در راستای بیداری مردم نسبت به فساد و ستمگری حکومت دینی یزید، نقشی اساسی ایفا نمود.

ترسیم چنین تصاویر مخدوشی از ایشان، همواره سوژه‌ی مناسبی جهت گرم‌کردن مجالس ذکر مصیبت و روضه‌خوانی گریه‌محور فراهم آورده، درحالی‌که این تصویر، دون شأن این زن والامقام در تاریخ مبارزات ضد دیکتاتوری مذهبی است.

به گواه تاریخ؛ حضرت زینب‌س در هیچ مرحله‌ای از واقعه‌ی عاشورا به گریه و زاری نپرداخت و حتا در مراسم ختمی که همسرش عبدالله بن جعفر برای شهدای کربلا در مدینه برگزار نمود، شرکت نکرد، علیرغم اینکه در مدینه حضور داشت. این نشان‌دهنده‌ی این امر است که ایشان گریه و زاری و عزاداری برای شهدای کربلا را عمل بایسته و صحیحی پس از عاشورا نمی‌دانست.

قدرت روحی_روانی ایشان را بهتر است از زبان علی بن حسین(ع) بشنویم:

"در فاصله‌ی میان کوفه و شام، عمه‌ام زینب تمام نمازهای واجب و مستحب خود را ایستاده خواند و حتا در روز ۱۱ محرم نیز نماز ایشان ترک نشد. در آن حال که ما را از کنار کشته‌شدگان کربلا عبور می‌دادند، مشاهده‌ی اجساد رهاشده در زمین که هنوز کسی آن‌ها را به خاک نسپرده بود، سخت بر من ناگوار آمد آن‌چنان‌که سینه‌ام را در هم فشرد و اضطراب و پریشانی و هراس بسیار بر من غالب آمد و چیزی نمانده بود که جان از تنم بیرون رود. عمه‌ام زینب در همان حال مرا دید و گفت: "تو را چه شده که می‌بینم جان خود را به کف گرفته و می‌خواهی قالب تهی کنی ای بازمانده‌ی جد و پدر و برادرم؟"


کاروان اسیران که به کوفه رسید، زنان کوفی نان و خرما و گردو برای اسیران آورده بودند. زینب(س) آن‌ها را به کناری انداخت و گفت:

صدقه بر ما حرام است و اشاره کرد ساکت باشند و سپس آن سخنان شگفت انگیز خود را خطاب به مردم ایراد کرد، ازجمله:

" ای مردم کوفه! ....چه زشتکاری کردید. خشم خدا را خریدید و در آتش دوزخ جاوید خزیدید. می‌گریید؟ بگریید که سزاوار گریستنید، نه در خور شادمانه زیستن. داغ ننگی بر خود نهادید که روزگاران برآید و آن ننگ نزداید. این ننگ را چگونه می‌شویید و پاسخ کشتن فرزند پیامبر را چه می‌گویید؟ .... هرآینه باد در دست دارید و در معامله‌ای که کردید، زیانکار و به خشم خدا گرفتار و خواری و مذلّت بر شما باد. ..."

بدینسان زینب‌س نشان داد نه تنها مصیبت او را به زانو درنیاورده و از زبان نینداخته، بلکه او هشیار و قدرتمند و مسلط بر احساسات و هیجانات خود چنان سخنان گیرا و سنجیده و موزون و تأثیرگذار و تکان‌دهنده‌ای بر زبان می‌راند که مردم را سخت تحت تأثیر خود قرار می‌دهد که بسیاری از شنوندگان را دچار عذاب وجدان می‌سازد و برخی از زنان نیز خانه‌ی شوهرانی که در قتل حسین(ع) و یارانش شرکت کرده بودند را ترک کردند.

همین سخنان که فرازی کوتاه از آن در اینجا آمده بعلاوه‌ی سخنان زینب(س) نزد ابن زیاد حاکم کوفه چنان مردم کوفه را منقلب نمود که به مرور سبب شکل‌گیری قیام توابین و سپس قیام مختار ثقفی گردید. البته تاریخ را که راویان نظام مردسالاری نوشته‌اند، این نقش عظیم را برای یک زن اعتراف نمی‌کنند. آن‌ها همه در تبدیل زن به سوژه‌ای جنسی و ابژه‌ای مصرف‌گرا و حذف کنشگری سیاسی_اجتماعی او مشترک‌الموضع‌اند.

٢۴ مهرماه ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«مالک نفت»

🖍بهروز مرادی

شنیدم که یکی از مدافعان فلاکت مردم به نام میرسلیم گفت که مالک نفت ایران، نه مردم ایران، بلکه خدا و پیغمبر است.

چنین خوانش مخدوش و آغشته به سفسطه‌ای، بی‌تردید دست‌ها را برای غصب و غارت نفت مردم به نام خدا و پیغمبرش بازمی‌گذارد، قاچاق سوخت را مشروعیت می‌بخشد و تصاحب مصلحتیِ اموال ملی و فساد در مدیریت منابع طبیعی را خالی از اشکال می‌بیند.

خوانش دینیِ حق‌انکارانه و خودخداپنداریِ آدمیان در بسیاری موارد زیربنای عدم سلامت گفتاری و فساد کرداری آن‌ها و نیز سازنده‌ی نظام ظلم و تبعیض و ستم و اجحاف و جور است، درحالی‌که پیامبران برای دعوت همگانی به پاسداشت حق‌ها مبعوث گردیدند.

میرسلیم اما نگفت که آن خدا و پیغمبری که او آن‌ها را مالک نفت مردم ایران دانسته، چرا و چگونه این مالکیت را به او و همدستانش داده‌اند تا آن‌ها نفت را به هر صورتی که تشخیص دادند، به تاراج برند و از قِبَلِ آن غارتگری، زیستن شاهانه سهم آن‌ها باشد و زیستن فلاکت‌بار سهم اکثریت مردم؟

٢٠ مهرماه ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«کاندیداتوری من در انتخابات شورای شهر»

🖍بهروز مرادی

اگر در انتخابات شورای شهر تهران شرکت کنم و به شورا راه پیدا نمایم، تلاش خواهم کرد پی‌گیر خشک‌شدن یا خشک‌کردن درختان بوستان‌ها و تفرجگاه‌هایی همچون سرخه‌حصار و چیتگر و جمشيديه و... بشوم و سعی می‌کنم اعضای مافیای کشتن درختان و بریدن و بردن و فروختن این سبزقامتان زندگی‌ساز را پیدا و به دادگاه بکشانم، حتی اگر آن‌ها از دادگاهی که محاکمه‌شان می‌کند، قوی‌تر باشند.

اگر به شورا راه پیدا کنم، تلاش می‌کنم ساختمان‌هایی که به حریم حقوقی کوه‌های تهران تجاوز کرده، تبدیل به آوار شوند تا کوه دوباره کوه باشد.
همچنین علیه کسانی که برای دامنه‌ی کوه، مجوز و کاربری مسکونی تعریف و صادر نموده‌اند و قصرها و برج‌ها و باروها و ویلاها و خانه‌ها ساخته‌اند را اقامه‌ی دعوی خواهم نمود.

آلودگی هوای تهران مسئله‌ی مهم بعدی‌ست که برای مدیریت آن تلاش می‌کنم جراحی‌های بزرگ صورت گیرد. در این راستا تلاش خواهم کرد که وسایل نقلیه‌ی آلوده‌کننده‌ی هوا از جاده‌ها حذف یا جایگزین شوند و هرجا کارخانه‌ی خودروساز به عنوان عامل اصلی آلوده‌کننده‌ی هوا معرفی شود، آن کارخانه با همه‌ی قدرتش پاسخگو شود.

برای کاهش نرخ تصادفات، تلاش می‌کنم راهنمایی و رانندگی، به افزایش جریمه و مجازات‌های تکمیلی بازدارنده در مورد استفاده از تلفن همراه حین رانندگی مجاب گردد.

تلاش می‌کنم کودکان کار به‌گونه‌ای ویژه سازماندهی شوند.

تلاش خواهم کرد که تحصیل در مدارس دولتی واقعاً رایگان بشود و مدارس غیرانتفاعی که عامل سازماندهی بی‌عدالتی اجتماعی و تعمیق شکاف طبقاتی‌اند به مرور از نظام آموزشی حذف شوند.

تلاش خواهم کرد زور و استبداد و تحمیل و نابرابری و تبعیض از نام دین در سطح شهر سوءاستفاده نکند و ناظمان جامعه‌ی شهری و روستایی، آزادی خلق را بپذیرند و با دیگران متفاوت مدارا کنند.

تلاش می‌کنم ایجاد آلودگی صوتی از ساعت ١٠ شب تا ٧ صبح از سوی همگان حتی هیئت‌های عزاداری ممنوع شود.

تلاش می‌کنم دست فسادکاران، زمین‌خواران، رانت‌خواران، بوستان‌خواران و سایر غارتگران تهران از منافع شهروندان و منابع شهری و ملی کوتاه شود. تلاش خواهم نمود که تهران‌خواران و تاراج‌گران در هر سِمَت و لباس و از هر تبار و خانواده و قبیله که باشند افشا و پاسخگو گردند، چراکه پاسداری از حق از همه‌ی آن‌ها برتر و گرامی‌تر است.

البته با چنین برنامه‌هایی معلوم است که عمر حضور بنده آن‌گاه در شورای شهر کوتاه خواهد بود، چراکه قدرتمندان غارتگر، مزاحمین را از سر راه خود برمی‌دارند، بالاخص آن کسانی که به من رأی داده بودند تا از دل شورا برای آن‌ها منبع تولید رانت یا کسب منفعت یا احراز سمت یا دریافت مجوز یا وام و.... باشم، بزودی از حضور من در شورا ناامید و از رأیی که به بنده داده‌اند پشیمان خواهند شد و چون بسیاری از آن‌ها نه دغدغه‌ی عدالت اجتماعی دارند و نه اقدامات در راستای سالم‌سازی نظام مدیریت جامعه را فهم می‌کنند، بزودی با اتهاماتی که برای حذف من تدارک دیده خواهد شد، همدست و همداستان و از گرد من پراکنده خواهند گردید، چراکه انسان دشمن آن چیزی و کسانی می‌شود که آن‌ها را نمی‌فهمد.
ابلهان تعظیم مسجد می‌کنند
در خرابیِ اهل دل جد می‌کنند

تازه فراموش کردم که عنوان کنم که شخصی مثل بنده که برنامه‌های انتخاباتی خود را شفاف و بدون فریب خلق و به‌دور از وعده‌های توخالی انتخاباتی و بدون دروغ اعلام خواهد کرد، بعید است تأیید صلاحیت بشود و اگر هم صلاحیت من برای گرم‌کردن تنور انتخابات تأیید شود، چرا این مردم به کسی باید رأی بدهند که او به هیچکدام‌شان وعده‌ی رانت و سِمَت و جبران مالی نخواهد داد؟

مضاف بر این‌ها؛ تهیه‌ی آن میلیاردها تومان هزینه‌ی تبلیغات انتخاباتی یا باج‌دهی برای راهیابی به لیست یک گروه پرنفوذ برای بنده امکانپذیر نمی‌باشد.

پس به این دلایل، اینجانب از کاندیداتوری درانتخابات شورای شهر انصراف می‌دهم.

١۶ مهرماه ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«بیماری‌های نفسوسوماتیک»

🖍بهروز مرادی

در روانشناسی؛ بیماری‌های جسمی با منشأ روانی را "سایکوسوماتیک" می‌نامند.
بر این اساس؛ روانشناسان بر این باورند که اختلال در روان و ذهن می‌تواند جسم فرد را بیمار کند. به‌عنوان مثال؛ ممکن است درد گردن یا کمر، پا یا دست، معده یا رحم یا عضوی دیگر از بدن از روان او یا هیجانات مخرب او نشأت گرفته باشد. روان ناآرام و هیجانات مخرب به بدن فرد آسیب می‌زنند و آن را بیمار می‌کنند.

اما روانشناسی از درمان برخی اختلالات همچون کبر و پیامدهای آن‌ها مانند خودشیفتگی ناتوان است. یکی از دلایل این ناکامی؛ بی‌توجهی روانشناسی به ریشه‌ی عمیق‌تر این اختلالات است. از نظر قرآن؛ زیربنای وجودی و روانی فرد نفس می‌باشد:

وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا﴿۷﴾
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴿۸﴾
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا﴿۹﴾
وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا﴿۱۰﴾

"سوگند به نفس و آن كس كه آن را سامان داد(۷)
سپس پليدكارى و پرهيزگارى‏‌اش را به آن الهام كرد(۸)
كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد(۹)
و هر كه آلوده‏‌اش ساخت قطعا درباخت"(۱۰) (شمس:١٠-٧)
بر این اساس؛ در نفس همه‌ی آدمیان، دو امکان پلیدی (فجور) و حفظ خود از پلیدی (تقوا) به صورت بالقوه تعبیه گردیده است. نفسی که پاکسازی، زنگارزدایی، پرورش‌یافته، به‌سامان، رشدیافته و مدیریت‌شده باشد، به بهروزی و رستگاری می‌رسد، اما اگر آدمی از نفس خود زنگارها نزداید، بر روی آن کار نکند، آن را در بند شهوات و هوی‌وهوس و تمناهای دل و وسوسه‌های شرّرساننده قرار بدهد، آن را پاک و تزکیه و متعادل نسازد و موجبات رشد و پرورش و بالیدنش را فراهم نیاورد و به‌جای بندگی خدا، در پی دیده‌شدن باشد، در این‌صورت فرصت زندگی خود را تباه ساخته و آن را درخواهد باخت و زندگی و دیگران را ویران خواهد ساخت.

چنین نفسی دچار بیماری منیّت و کبر است و از این ویژگی بنیادین شیطانی؛ تفاخرورزی و خودمحوری و خودپسندی و خودبرتربینی و خودمداری و خودشیفتگی و ریا و فسق (نفاق غیرعمد) و کج‌فهمی و کج‌پنداری و خودآزاری و دیگرآزاری و کودک‌آزاری و نفرت‌پراکنی و بدخواهی و بداخلاقی و بدسرشتی و دروغگویی و فحاشی و تخریب انسان‌های دیگر و غیبت‌کردن و پایمال‌کردن حق (ظلم) و خشونت کلامی و سیمایی و رفتاری و حسادت و شرّرسانی به محیط اطراف تولید خواهد شد.

رویکرد غالب چنین فردی به زندگی تخریبی‌ست و این تخریب هم شامل جسم و روان خود او خواهد بود و هم شامل سایر انسان‌ها و محیط پیرامون خود.

سرچشمه‌ی چنين بیماری‌هایی، نه روان و ذهن، بلکه نفس تزکیه‌نشده‌ی فرد و کبر و من‌محوری اوست. از این روی، چنین بیماری‌هایی را "
نفسوسوماتیک" می‌نامم.

بدین ترتیب؛ کبر، سرچشمه‌ی اصلی اختلالاتی همچون حسادت، خودشیفتگی، بدخواهی، بدگویی، تخریب دیگران، منفی‌بینی، کج‌اندیشی، تعصب، خشونت پنداری، خودستایی، تنفر، کینه، کدورت، حس انتقام‌جویی و.... است که این اختلالات، هیجانات مخربی تولید می‌کنند که نه تنها دیگران را آزار می‌دهند و تخریب می‌کنند، بلکه به جسم خود فرد نیز آسیب وارد می‌آورند.

درماندگی روانشناسی در درمان خودشیفتگی ازجمله از آن روی است که روانشناسان، روان را زیربنای رفتار فرد می‌دانند و تأثیرات علّیِ نفس بر روان را مدنظر قرار نمی‌دهند و از منشأ خودشیفتگی که کبر است، غلافل‌اند و عموماً خود را به خودشیفتگی که معلول کبر نفسانی‌ست، مشغول می‌دارند، درحالی‌که فرد خودشیفته به‌علت ابتلا به کبر و خودبرتربینی، دچار پندار کامل‌بودن و توهم دانایی است و درنتیجه خود را از درمانگران نیز برتر می‌پندارد و طبیعی‌ست که یا تن به درمان نمی‌دهد و یا در صورت مراجعه به آن‌ها، با دادن اطلاعات ناصحیح و مخدوش، جریان درمان را به گونه‌ای به انحراف می‌برد که نفس و روان بیمارش جان سالم به‌در ببرند!

چنین فردی تنها با خودآگاهی از اشکالات درون خود و اذعان به آن‌ها ممکن است تن به تغییر خود بدهد.
او در این راه دشوار، به سلوکی معنوی نیاز دارد تا در جریان آن زنگار از آینه‌ی غبارگرفته‌ی نفسش بزداید تا در آینه‌ی صافی‌شده‌ی درون خویش، خودِ واقعی خویش را ببیند و ناظر ضعف‌ها، اشکالات، نقصان‌ها، کاستی‌ها و نقاط تاریک وجود خود بشود و بدین ترتیب در سایه‌ی خودآگاهی غیرسوءگیرانه به دیدن و سپس ترمیم نفس و تعمیر درون خویش نائل آید.

پیش‌نیاز صیرورت در این طریقت‌؛ احساس نیاز به تکامل و رشد و تعالی در راستای تحقق من حقیقی خویش و همکاری با پروژه‌ی خداوند در خلقت خویش در سایه‌ی عشق به خدا و اجزای خلقت اوست.

در این‌صورت است که او می‌تواند در مسیر سلامت شخصیت بزید و موفق به رهایی از اسارت چیزهای این‌جهانی و تصاویر متوهّمانه از خویشتن جعلی و من کاذب و کبر خود بشود.

١۵ مهرماه ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«علل گرایش جامعه به خرافه و رمالی»

🖍بهروز مرادی

مشاهدات و گزارشات از این امر حکایت می‌کنند که در سال‌های اخیر، خرافه و رمالی و جادو و جنبل در جامعه‌ی ايران از اقبال گسترده‌ای برخوردار گردیده است. اگر اطرافيان خود را معيار ميزان اين اقبال قرار دهيم نيز پی به اين فرآيند رو به رشد خواهيم برد.

گرايش به رمالي مختص جامعه‌ای خاص همچون ايران نيست و ردپای آن در ساير جوامع هم به چشم می‌خورد. حتي در جوامع غربی نيز هستند مردمانی كه برای تاثيرگذاشتن بر روند وقايع يا پيش‌بينی زندگی آينده‌شان دست به دامان آن‌هايی مي‌شوند كه ادعای برخورداری از قدرت پيشگويی آينده يا تغيير روند رخدادهای آتی را دارند. همين موضوع پرده از اين واقعيت برمی‌دارد كه آگاه‌بودن از آينده برای همه‌ی مردم جاذبه دارد.

گاهی نيز افراد در مسير حوادثی ناخوشايند قرار دارند و برای رهایی‌يافتن از آن حوادث نمی‌توانند از توانایی‌های عقلی خویش برای کمک به خود بهره بگیرند. از این روی؛ توسل‌جستن به رمالی از یک نظر ريشه در غيرقابل پيش‌بينی بودن زندگی و غیبت عقلانیت برای حل مسائل دارد.

هرگاه نظام اجتماعی و سیاسی نیز، آبستن رخدادهایی باشد كه نتوان با كمك تحليل علّی و با استفاده از توانایی عقلی آن‌ها را پيش‌بينی نمود، آن‌گاه فرد غیرخردمند، خود را در موقعيت استیصال درمی‌یابد و ممکن است برای برون‌رفت از آن وضعیت به خرافه و رمالی پناه ببرد.

گاهی اوقات نيز اين گرايش از عجول‌بودن و شكيبانبودن فرد ناشی می‌شود که آنچنان صبوری نتواند که بتواند شاهد جریان عادی زندگی باشد.

مراجعه به رمال‌ها معمولاً كار آن‌هایی‌ست كه از خرد تحلیل‌گر برخوردار نیستند، فاقد ساختار ذهنی متأثر از عقل علّی‌اند و توانايی ارزيابی و شناخت و ردیابیِ نتايج و پيامدهای اعمال خود را ندارند و فاقد آن آگاهی‌اند که بدانند حوادث چرا به وقوع می‌پیوندند و نقش خود آن‌ها در وقوع اتفاقات زندگی‌شان چیست. آنان به تلاش و نتايج آن بي‌اعتمادند و به كُنه زندگی نتوانسته‌اند اعتماد كنند و گرچه حتی ممكن است بی‌سواد هم نباشند، اما از سواد كافی برای زندگی‌کردن بر پایه‌ی عقل خویش بهره‌مند نشده‌اند.

گرايش به رمالی در جامعه نتيجه‌ی زندگی در همسايگی خرافات نیز می‌باشد. اگر فرد تصور كند كه زندگی‌اش نه توسط خود او و قانونمندی‌های قابل كنترل و پيش‌بينی‌پذیر، بلكه توسط نيروهایی موهوم و غيرقابل پیش‌بینی و غيرقابل كنترل اداره و هدايت می‌شوند، آن‌گاه برای مهار و مديريت آن نيروهای فرضی دست به دامان كسی می‌شود كه مدعی آگاهی از آن نيروها و توانایی تسلط بر آن‌هاست. از اين زاويه، رمالی در نقطه‌ی مقابل دين‌داری توحيدی قرار می‌گيرد، چراكه اديان توحيدی قائل به وجود چنين نيروهايی خارج از اراده‌ی خداوند نمی‌باشند.

نظام‌های سیاسی فاسد همواره از گرایش مردم به خرافات استقبال نموده‌اند، چراکه خرافات سبب به انحراف بردنِ ذهن مردم عوام از علل اصلی بیچارگی و فلاکت آن‌هاست. چنین نظام‌هایی بسیار مشتاق‌اند تا دین، قالب و محتوا و ظاهر و باطنی خرافی بپذیرد تا نیروهای پرورش‌دهنده، حرکت‌زا و رهایی‌بخش آن توسط باور به غالبیّتِ نیروهای موهوم بی‌اثر و خنثی گردند. پیامد این مشغولیّتِ فریب‌کارانه و مسخ‌کننده ازجمله این است که بسیاری از مردم، نظام سیاسی را نه علت بدبختی‌های خود می‌بینند و نه برای حل مسائل جمعی خود و تغییردادن اوضاع بحران‌زده‌ی خود، به نیروی کنش‌گریِ جمعی خود متوسل می‌گردند.

چنین است که انسان‌های ناخردمند، به جای اندیشیدن راه‌های خردمندانه برای تغییر اجتماعی_سیاسی، منتظر اقدامات نیروهای موهوم‌اند.

بسیاری از این خرافه‌گرایان، به جای فعال‌سازی عقل چاره‌اندیش صبور، نفرین را برای آسیب‌زدن و دعا را برای بهره‌مندشدن برمی‌گزینند، حال آنکه اولی به خود افراد بازمی‌گردد و دومی بدون اثربخشی به نومیدی می‌انجامد.

به هر حال، گرايش به رمالی در جامعه هم خرافه‌گرایی اجتماعی را برملامی‌سازد، هم از روحيات تلاش‌گريزانه‌ی مردم پرده برمی‌دارد، هم از ترس آن‌ها از روند غيرقابل پيش‌بينی رخدادها حكايت می‌کند و هم بيانگر رويكرد غيرتحليلی جامعه‌ای‌ست كه ماهيت كارها را آگاهانه نمی‌شناسد و پيامدها را نمی‌تواند تشخيص دهد و پيش‌بينی كند و همواره خود را مستأصلانه در معرض وقوع حوادث ناگوار می‌بيند و ترس از حال و آينده دارد و درنتیجه برای نجات از دست فلاکت و بیچارگی و بدبختی و بهبود اوضاع خود منتظر و دست‌به‌دامانِ نیروهای موهوم یا بیرونی‌ست.
پر بی‌راه نیست اگر بگوییم که عموم همین افرادند که از حمله‌ی خارجی برای تغییر اوضاع داخلی استقبال می‌کنند.

۵ مهرماه ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

برترین تدبیر؛ صداقت و راستگویی‌ست.
دروغ نجات نمی‌دهد.


🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«ملاقات گره‌گشا»

🖍بهروز مرادی

ترامپ دشمن ایران است. تردیدی در این نیست. ارتش دولت او به خاک ایران‌زمین تجاوز نموده، هواپیماهایش زیرساخت‌های سرزمین ایران را بمباران، موشک‌هایش مدرسه‌ی میناب و ورزشگاه لامرد و مجلس عروسی قشم و تأسیسات نفتی خارک و..... را ویران و ایرانیان را کشته است.

اما جنگ‌ها قرار نیست جاودان باشند. آن‌ها تاریخ اعتبار دارند. باید هرچه زودتر منسوخ شوند، چراکه جنگ همان شرّ است و کارگزار شرّ و نماینده و مصداق شرّ.

جنگ‌ها باید پایان بپذیرند تا انسان بتواند در احیای زندگی شرافتمندانه، بذر امید بکارد و شوق ساختن درو کند.

پس اگر دشمن پیشنهاد مذاکره و ملاقات و صلح داد، باید همه‌ی آن‌ها را پذیرفت و به جنگ پایان داد تا سبزه‌ها دوباره برویند، پرستوها دوباره به آشیانه‌های‌شان بازگردند، کبوتران سپید آزادی را در آسمان پرواز کنند و انسان رؤیاهایش را در صلح و آرامش و امنیت بجوید و بیابد و بزید.

اکنون که ترامپ برای ملاقات با آقای دکتر پزشکیان اعلام آمادگی نموده، شایسته است از این فرصت تاریخی در نیویورک در راستای حصول منافع ملی، توقف جنگ و به سرانجام رساندن مذاکرات صلح استفاده شود.

در این امر آنچه مهم است، منافع و مصالح ملی‌ست و بدطینتان و کاسبان ضلالت و جمع حسودان در راه رسیدن به این هدف مشروع اگر زبان به ملامت بگردانند، باکی نیست که:

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

اگر ملاقات با دشمن، گره فروبسته از کار مردم می‌گشاید، پس با او می‌توان و می‌باید ملاقات نمود تا آفتاب صلح شرافتمندانه بتواند از پس ابرهای تیره‌ی جنگِ ویران‌گرِ زندگی‌کُش بر ایران بتابد و باران رونق زندگی بر مردم ببارد.

٣١ شهریور ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«وجوب و اختیار در عبادت»

🖍 بهروز مرادی

استاد محمد مجتهد شبستری در یادداشتی تلگرامی چنین بیان نموده‌اند که وجوب عبادات را می‌بایست از آن برداشت و آن را در مقام توصیه مطرح نمود.
او که بزرگترین هرمنوتیک‌دان ایرانی است، بدون تردید در بازگشایی مسیر نواندیشی اسلامی در ایران معاصر نقشی برجسته ایفا نموده است. اما این یادداشت اخیر ایشان نشان می‌دهد که استاد دست کم در این نوشته دین را همچنان از زاویه‌ای فقهی و سنتی می‌نگرد، چراکه به نظر می‌رسد تلقی ایشان از واجب، همان است که در فقه سنتیِ احکام‌محور مراد گردیده است.

البته ایشان به‌درستی به نقد فقهی می‌پردازد که به‌جای باطن‌گرایی، آداب‌گراست و در عبادت و شعائر عمدتاً به مدیریت و مهندسی جسم مسلمان مشغول است و ساحت روان را به کنار می‌نهد و از توصیه‌هایش فضیلت و زیست اخلاقی زاده نمی‌شود.

اما نکته‌ی مهم این است که نمی‌بایست فلسفه‌ی عبادت را در دایره‌ی تنگ و نارسای فقه سنتی چنان به محدودیت گفتمانیِ واجب و غیر واجب کشاند تا از پی آن، موجبات نسخ آن در دوران پساسنت فراهم گردد.

باری؛ واجب آن است که اگر ریشه‌ی قرآنی یا سنت نبویِ تأییدشده داشته باشد، برای در تعادل نگاه‌داشتنِ وجود انسان، مقام وجوب یافته و رعایت آن برای پایندگی حضور در فضای بندگی و پایداری سلامت نفس و نظارت بر چگونه‌بودن خویش ضرورت دارد.

انسان از نظر قرآن بدون تردید مختار است که عبادت را به کناری نهد و در این کتاب، این آزادی برای وی به رسمیت شناخته شده و در دین هیچ اجبار و تحمیلی روا نیست، اما آدمی باید بداند که با وانهادنِ عباداتِ وصل‌کننده به حضرت حق، سلامت نفس و تعادل باطنی خویش را در معرض خطرِ ناشی از روزمرگی و مسخ‌شدگی و هم‌هویتی با چیزهای این‌جهانی قرار می‌دهد.

وقتی که خداوند در قرآن به حضرت رسول‌ص می‌فرماید که به جز نمازهای روزانه، پاره‌ای از نیمه‌شب را نیز به عبادت بپردازد، معلوم می‌دارد که عبادت نه تنها حتی برای فردِ به مقامِ نبوت رسیده تعطیل‌بردار نیست، بلکه هر چه آدمی مقام معنوی بلندتری می‌یابد، به عبادت بیشتر و وسیع‌تری نیازمند می‌شود تا فربهی عبادت، وی را در مسیر پویای تعالی وجودی‌اش در مرتبتِ فراز نگاه دارد و او را همواره به بر بکشد و بر صدر تعالی بنشاند، چراکه روزمرگی سبب می‌شود که آدمی از وجود متعالی خویش دور شود. فعالیت‌های مشغله‌ساز زندگیِ روزمره می‌تواند آدمی را غرق در ازخودبیگانگی و خودفراموشی کند و او را از حقیقت وجودی خویش دور سازد و همین امر وجوب عبادت مداوم را ایجاد می‌کند و ضرورت می‌بخشد.

نظر به اینکه شکل عبادت در ادیان مختلف، متفاوت است و پیامبران مختلف اشکال مختلفی از عبادت را در بافتار تاریخی متفاوت نهادینه ساخته‌اند، هر نفیِ عبادتی لازم است با جایگزینی صورت عبادی دیگری همراه باشد تا پیوستگی و وصل «منِ محدود» با «منِ بینهایت» تداوم یابد. دین نمی‌تواند بپذیرد که آدمی آنچه را که سلامت نفس و وجود او در گرو وجوب آن است را در مسیر پویای زندگی به کناری نهد و قطره را در خشکیِ بیابان رها سازد و تصور کند که بدون پیوستگیِ پاینده و وصل مدام به اقیانوس بیکران وجود قادر خواهد بود از قیود مردگی‌سازِ روزمرگی در امان بماند.

٣١ شهریور ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

🌿@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«تعصب علیه تفکر»

🖍بهروز مرادی

آدمی اگر نظراتی که به آن‌ها اعتقاد دارد را از طریق تحقیق بی‌طرفانه و بررسی صادقانه و برهان عاقلانه درنیافته باشد، تحقیق و بررسی و برهان‌آوری بر او اثر نخواهد کرد و استدلال منطقی نظرات او را تغییر نخواهد داد.

اگر نظرات و بیانات او ریشه در احساسات جریحه‌دارشده، وابستگی عاطفی، عقده‌های روانی، معیارهای جسمانی، هواهای نفسانی، کمبودهای شخصیتی، منافع دنیوی، خواهش‌های دلی، ظاهر دیگری، تعلق خانوادگی، پیوند خویشاوندی و یا روابط گروهی داشته باشد، آن‌گاه دیگر استدلال و برهان و منطق و اعلام نتایج تحقیق علمی و واشکافی عقلانی ابعاد مسئله و پیامدسنجی و تحلیل خردمندانه‌ی نتایج و آثار و تشریح واقعیت و تبیین حقیقت بر نظرات متعصبانه‌ی او اثر نخواهد کرد.

اینان به‌جای بحث منطقی؛ مشاجره،
به‌جای استدلال؛ تعصب،
به‌جای تحلیل؛ پافشاری بر نظر بی‌بنیان،
به‌جای اندیشه؛ مغلطه،
به‌جای دیدن؛ کوری،
به‌جای شنیدن؛ کری،
به‌جای اعتراف به حقیقت؛ حاشا،
به‌جای صداقت؛ دورویی،
به‌جای راستگویی؛ دروغ
و به‌جای گفت‌وشنود؛ سخنان خام مغرضانه را تکرار می‌کنند و از سخن حق خواهند گریخت و علیه حق‌گویان سخن خواهند گفت و حفظ مقام کاذب خویش را در تخریب دیگرانِ نیک خواهند یافت.

اگر آدمی که دیدگاه‌هایش در مسیر کشف حقیقت و به‌دور از تعصب و جهل و سوگیری شکل گرفته، بر حال چنین کسانی واقف گردد و این وقوف را در روابط خود به کار بندد، آن‌گاه پختگی پیشه خواهد کرد و از مشاجره با تعصب‌ورزان و جاهلان و ستیزه‌گران پرهیز خواهد نمود.
به‌همین‌خاطر است که قرآن به حضرت رسول‌ص می‌گوید: "به اینان سلامی بگو و بگذر".

٨ آبان ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«زندگی دوزخی»

🖍بهروز مرادی

جنگ دوزخ است. سایه‌ی شوم این دوزخ مکرر، یک‌بار دیگر خود را بر سر ایران گسترانیده است.

در غیاب جنگ، پیامدهای ویرانگر آن، دوزخ را در زندگی مردم نمایندگی می‌کنند. تورم زنجیردریده، گرانی کالاهای اساسی، وحشت از بی‌افقی آینده، ناپایداری آرامشی که همیشه قبل از طوفان است، این‌ها ازجمله‌ی اجزای تشکیل‌دهنده‌ی دوزخِ برساخته‌اند که آستانه‌ی تحمل رنج را در میان مردم ظاهراً بسیار بالا برده، اما روان آنان را باطناً ناخوش‌احوال و زندگی را عملاً غیرممکن نموده است.

زیستن در چنین دوزخی به تاب‌آوری سطح بالایی نیاز دارد. بسیاری از همین روی بار خود می‌بندند و می‌روند. از میان اینان، رفتن نخبگان از همه دردناک‌تر و جبران‌ناپذیرتر است. هر بار که نخبگان، موج موج این وطن را ترک می‌کنند، از خود می‌پرسم پس چه کسی این وطن را باید وطن کند؟

جنگ‌ها را دیوان به راه می‌اندازند و دیوانگان از آن استقبال می‌کنند و ددان بر آتش آن می‌دمند و زندگی و مردم و سامان‌های نیک و آبادی‌ها قربانیان آن‌اند.

سایه‌ی جنگی دیگر بر فراز خانه‌هایی که تشنه‌ی زندگی‌اند، آواز بوم‌ها را بر بام‌ها منتشر نموده است.
اگر فضیلت‌پیشگانی تقدیس‌گرِ زندگی نباشند تا جنگ را با تمام قوا از تقدیر مردم دور کنند، آن‌گاه زمانه‌ی مکررنمودن تاب‌آوری فرامی‌رسد.

برای آن‌که ایران سرانجام آباد بشود، باید بمانیم، تاب بیاوریم و جنگ را مغلوب کنیم.

جنگ ویرانی‌ست و ما دیرزمانی‌ست که تشنه‌ی آبادی هستیم.

ایران ما نیازمند جنبش نه به جنگ و تکریم زندگی‌ست.

٣ آبان ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

با سلام و سپاس از نقد محترمانه‌ی شما.

ابتدا می‌پردازم به شائبه‌ی پرستاری حضرت زینب‌س. اگر در واقعه‌ی کربلا، مردی مجروح وجود نداشت، پرستاری نیز محلی از اعراب پیدا نمی‌کرد.
ممکن است تصور شود که منظور؛ پرستاری حضرت زینب‌س از امام سجادع بوده است. در این‌صورت، چند ایراد، چنین فرضی را غیرممکن می‌سازد:
اول اینکه چرا عمه از پسر برادر بیمارش پرستاری می‌کند و نه مادر یا خواهران آن پسر؟

دوم اینکه دو پسر حضرت زینب‌س در واقعه‌ی عاشورا شهید شدند و غم و اندوه آن دو برای درگیرکردن احساسی مادرشان کافی بود.

سوم اینکه چرا پرستاری از یک نفر آن‌هم در مدت زمانی کوتاه، آنچنان کافی‌ست که به فردِ تیمارکننده لقب پرستار ببخشد؟ یک لقب را زمانی به یک فرد اعطا می‌کنند که آن فرد، عملی را به کرات و به مدت زمان طولانی درخصوص افراد بسیار انجام داده باشد. پرستاری فرضی از یک نفر در مدتی کوتاه به صورت موردی نمی‌تواند او را واجد لقب پرستاری نماید. روز پرستار باید به نام کسی باشد که تمام عمرش را باعشق صرف پرستاری از هزاران بیمار نموده باشد. شایسته است که روز تولد حضرت زینب‌س را روز رسواکردن ظلم حکومتی به نام دین نام‌گذاری کنند.

چهارم اینکه شائبه‌ی بیماری امام سجادع بسیار قابل تردید است، چراکه وی به همراه سایر اسیران کربلا با پای پیاده مسیر کربلا تا کوفه و سپس تا شام را پیموده و چنان راه‌پیمایی از توان یک فرد بیمار خارج است.

در گفتگویی که میان حضرت زینب‌س با امام سجادع در آن مسیر تا کوفه و شام در تاریخ بازتاب یافته، از بیماری امام سجادع و ناتوانی ایشان در پیاده‌روی سخنی به میان نیامده.

همه‌ی این‌ها نشان می‌دهند که امام سجادع در واقعه‌ی کربلا بیمار نبوده و به نظر می‌رسد آن امام به‌خاطر کم‌سن‌وسالی در جنگ شرکت داده نشده و نه به خاطر بیماری.

اما مسئله‌ی مهم دیگر؛ عدم شرکت حضرت زینب‌س در مراسم عزاداری شهدای کربلا در مدینه است. همسر ایشان عبدالله‌بن جعفر تا بازگشت آن حضرت به مدینه صبر کرد تا زینب‌س در آن مراسم حضور یابد، اما آن حضرت از شرکت در آن مراسم خودداری ورزید، علیرغم اینکه دو تن از پسران ایشان به نام‌های محمد و عون نیز در واقعه‌ی عاشورا شهید شده بودند
(بنت الشاطی، ۱۳۵۲: ۸-۱۶۷).

چرا زینب س در چنین مراسمی شرکت نکرد؟
به نظر می‌رسد پاسخ این سئوال را می‌توان در گفتگویی که زینب‌س در شب عاشورا با امام حسین‌ع داشت جستجو کرد. در این گفتگو امام حسین‌ع به زینب‌س چنین فرمود:

«خواهرم! تقوا پیشه کن و به سکینت الهی خود را آرام بخش و بدان که زمینیان و آسمانیان همه می‌میرند و .... تو را سوگند می‌دهم که در مرگم به صورتت سیلی نزنی و واویلا سر ندهی. ای خواهرم! مبادا شیطان صبر و شکیبایی‌ات را از کف تو برباید و نباید در کشته‌شدن من گریبان چاک زنی و روی خود بخراشی. ... »
(رسولی محلاتی، ۱۳۸۲: ۱۰۲-۹۹).

این سخنان مشخص می‌کنند که شیون و زاری و گریه و عزاداری قرار نبود جزیی از واکنش مسلمانانِ پیرو حسین‌ع در مقابل قتل عام آزادگان کربلا باشد چرا که عزاداری می‌تواند پیام محتوایی عاشورا را در خود هضم کند و هدف «نه گفتن» امام حسین‌ع و یاران آزاده‌اش به حکومت فاسد و ستمکار یزیدی را به انحراف ببرد.
او می‌بایست انرژی معنوی و اعتقادی خود را به جای صرف‌کردن در عزاداری و سازماندهی ماتم و زاری، در مسیر بیدارکردن مسلمانانِ مسخ‌شده‌ی حامی ظلم و چسبیده به پوسته‌ی دین مصروف می‌داشت، که حسین‌ع و یارانش آنهمه زیبایی و شکوه خلق نکردند تا پیروان‌شان به عزاداری و گریه بپردازند، بلکه چنین ریل‌گذاری در دین، رهروانی آگاه و بیدار می‌خواند که: تا ظلم و اجبار و زورگویی به نام دین هست، شیون و زاری، دلخواهِ حکومتِ یزیدی است تا انرژیِ بالقوه‌ی ستم‌ستیزیِ مردمان در راه عزا به هدر برود.

اما روحانیت سنتی قرن‌هاست که در خصوص شجاعت و بلاغت و استواری حضرت زینب‌س در بیدارسازی مسلمانان و مقابله با حکومت جور به نام دین سکوت اختیار نموده، چراکه نمی‌تواند بپذیرد که او امام عصر خویش بود. پس لاجرم دست به تحریف تاریخ زده و نقش جعلی پرستاری برای ایشان برساخته است.

اما مهم‌ترین دستاورد استراتژی آگاهی‌بخش زینب‌س این است که اگر او نبود، از اسلام یک دینِ جعلیِ حکومتی باقی می‌ماند و مرگ تشیع فرا می‌رسید و مسلمانان نیز جمیعاً اسلام را با اجرای احکام شرعی زیر لوای هر حکومت ستمکاره و ظالمی اشتباه می‌گرفتند. پرستارنامیدن حضرت زینب‌س یک جعل و تحریف در تاریخ اسلام است تا روحانیتی که برای گرم‌کردن مجالس ماه محرم همواره در پی گریه‌کنندگان بیشتر است، سوژه‌ی تولید اشک بیابد.

با احترام؛ بهروز مرادی

منابع:
بنت‌الشاطی، عایشه(۱۳۵۲). زینب؛ بانوی قهرمان کربلا. ترجمه: حبیب چایچیان و مهدی آیت‌الله‌زاده نایینی. تهران:امیرکبیر.

رسولی محلاتی، سیدهاشم(۱۳۸۲). حضرت فاطمه زهراس و زینب کبری‌س. تهران:سفیر صبح.

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

نویسنده محترم ،
بزرگ‌ترین اشکال نوشته شما این است که برای اثبات عظمت حضرت زینب س ، میان عقل و عاطفه، مبارزه و پرستاری، شجاعت و سوگواری تقابل ساخته‌اید؛ گویی زنی که گریه می‌کند، دیگر نمی‌تواند سیاست‌مدار باشد و زنی که از بیمار و کودک مراقبت می‌کند، از مبارزه با ظلم بازمانده است!!! این چه معیار نادرستی برای سنجش عظمت یک انسان است؟

حضرت زینب را نباید از اشک جدا کرد تا شجاعتش را اثبات کنیم؛ شجاعت او آن‌قدر بزرگ است که نیازی به انکار اشک‌ هایش نداریم

اول ، از اینکه مردان میدان کربلا به شهادت رسیدند، نمی‌توان نتیجه گرفت که هیچ نیازی به مراقبت و پرستاری وجود نداشته است. امام سجاد ع بیمار بود و زنان و کودکان بازمانده نیز در شرایطی دشوار به مراقبت نیاز داشتند. افزون بر این، پرستاری صرفاً مداوای مجروح جنگی نیست. مراقبت از بیمار، حمایت از آسیب‌دیدگان و رسیدگی به بازماندگان نیز جلوه‌هایی از آن است. پس استدلال شما حتی از نظر منطقی، نتیجه‌ای را که ادعا می‌کنید اثبات نمی‌ کند

دوم ، نامگذاری روز پرستار به مناسبت ولادت حضرت زینب، به معنای انکار نقش سیاسی و حماسی ایشان نیست. یک شخصیت تاریخی می‌تواند از ابعاد گوناگون الگو باشد. چرا باید برای برجسته کردن خطبه‌های روشنگرانه ایشان، نقش مراقبتی و عاطفی او را کم‌اهمیت جلوه داد؟ آیا فضیلت‌های انسانی با یکدیگر رقابت دارند؟

سوم، ادعای اینکه حضرت زینب در هیچ مرحله‌ای گریه نکرد یا عزاداری را قبول نداشت، ادعایی تاریخی است و سند معتبر می‌خواهد. از کجا به این یقین رسیده‌اید؟ آیا برای اثبات اینکه کسی هرگز گریه نکرده، می‌توان صرفا به نبودن گزارشی در منابع مورد استناد خود تکیه کرد؟ این نه روش دقیق تاریخ‌ پژوهی، بلکه نتیجه‌ گیری فراتر از شواهد است.

چهارم، خطبه‌ های کوبنده حضرت زینب در کوفه و شام، نشانه شجاعت، بصیرت و قدرت افشاگری اوست؛ اما از این خطبه‌ها نمی‌توان نتیجه گرفت که ایشان سوگواری را نفی می‌کرده است. همچنین نسبت دادن شکل‌گیری قیام توابین و مختار به سخنان ایشان، بدون بررسی اسناد و عوامل متعدد تاریخی، نیازمند احتیاط است

حقیقت تلخ اینجاست: شما به نام مبارزه با تحریف، تصویری یک‌بعدی را رد می‌کنید و تصویری یک‌ بعدی دیگر می‌ سازید و بدتر تحریف می کنید.

حضرت زینب هم می‌ توانست داغدار باشد، هم مراقب بیمار و کودک، هم عابدی استوار و هم خطیبی که دستگاه ستم را به محاکمه می‌ کشید. این ابعاد نه متناقض‌اند و نه کاهنده عظمت او.

اگر هدف، دفاع از حقیقت تاریخ است، باید با سند سخن گفت، نه با پیش‌داوری.
حضرت زینب برای اثبات شجاعتش مجبور نیست گریه نکرده باشد؛ همان‌ گونه که برای اثبات عظمتش لازم نیست پرستاری را از او بگیریم. عظمت او در جمع شدن مهر و مقاومت، عبادت و آگاهی ، اندوه و ایستادگی است؛ نه در حذف بخشی از انسانیت او برای اثبات بخشی دیگر.

✍ موسی آقایاری

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

پاک‌سازی نفس؛ مقدمه‌ی تعلیم‌پذیری و روشن‌شدگی درون



بهروز مرادی


🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

سلسله پیام‌هایی از نهج‌البلاغه(۶٧)


          " شرح حکمت شماره ٢۶ "

     
         «ماه پشت ابر نمی‌ماند»



👈 دروغ را نمی‌توان برای همیشه پوشاند
👈 دورویی را نمی‌توان همیشه حاشا کرد
👈 عدم صداقت بالاخره آشکار می‌شود
👈 لغزش‌های زبانی و حالت چهره، بدیِ پوشانده‌شده را افشا می‌کنند





              توسط بهروز مرادی؛
    فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی دین
                      از هلند



                  ٢۵ مهرماه ١۴٠۵

🌿@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«کرامت فراموش‌شده»

🖍بهروز مرادی

آقای دکتر پزشکیان! باور کنید با اختصاص آن ١ یورو و نیم به مبلغ کالابرگ، نه تنها هیچ دردی از مردم دوا نمی‌شود، بلکه این نوع افزایش‌ها نوعی بی‌حرمتی به شأن آدمیانی‌ست که حضرت حق در قرآن کریم آن‌ها را گرامی داشته و صاحب کرامت دانسته.

براستی هنگامی‌که هزینه‌ی تشکیل زندگی؛ میلیاردی و مخارج ادامه‌ی زندگیِ باکیفیت؛ صدهامیلیون‌تومانی‌ست، این افزایش‌های تحقیرآمیز، بیشتر به‌سخره‌گیری مقام آدمیّت است تا گشودن گره‌ای از کلاف فروبسته‌ی زندگیِ پرمشقّت آنان.

به‌جای آنکه از آن اندکی که در دست شما قرار می‌دهند، به مردم اختصاص دهید، چاقوی جراحیِ حکمرانی را در دست گیرید و اضافات وخیم را از بدنِ در احتضار حکمرانی ببُرید و کارهایی بکنید کارستان و آنچه از حق مردم به دست دیگرانِ بی‌ثمر و جیره‌خوارانِ بی‌اثر داده‌اند را به خزانه بازگردانید و نوکری مردم کنید و نه نوکری صاحبان ثروت و به‌خاطرِ ایران، اندیشه‌ی اصلاح امور را به دوردست‌ها توسعه دهید و خود را از بند تعهد به صاحبان قدرت برهانید.

٢٠ مهرماه ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

کلام نو به هر کسی اثر نمی‌کند


🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

سلسله مباحث نوگرایی قرآنی (٢٣۶)

      
 
«واشکافی عبارت دارالسلام در قرآن»  


👈 بهشت؛ سرای صلح و سلامت
👈 بهشت؛ منزلگاه صلح‌طلبان
👈 جنگ‌طلبان جایی در بهشت ندارند
👈 سلام از نام‌های خداوند است
👈 جنگ مصداق دیگرآزاریِ سازمان‌یافته
👈 سلامت درون و برون در گرو صلح و آرامش





           بهروز مرادی: قرآن‌پژوه و 
    دکترای جامعه‌شناسی دین از هلند


                    ١۶ مهرماه ١۴٠۵

🌿@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

سلسله پیام‌هایی از نهج‌البلاغه(۶۶)


          " شرح حکمت شماره ٢٨ "

     
         «برترین زهد»





              توسط بهروز مرادی؛
    فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی دین
                      از هلند



                  ٩ مهرماه ١۴٠۵

🌿@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«حق اعتراض»

🖍بهروز مرادی

جناب آقای دکتر پزشکیان در یکی از مصاحبه‌های اخیر خود در نیویورک با رسانه‌ها چنین گفت که معترضین در ایران از حق اعتراض برخوردارند.

ای‌کاش ایشان می‌گفت که معترضین چگونه باید از این حق مشروع دینی و مدنی و انسانی و سیاسی استفاده کنند که سرکوب، دستگیر، زندانی و کشته نشوند.

۴ مهرماه ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

سلسله مباحث نوگرایی قرآنی (٢٣۵)

      
 
    «قرآن و آزمون‌های زندگی»  



👈 آزمون‌ها همگانی‌اند
👈 همه سالی یک یا دوبار آزمون می‌شوند
👈 آزمون‌ها برای ظالمان و مؤمنان
👈 آزمون تقکیک راستگویان از دروغگویان
👈 حتی پیامبران هم آزمون شدند
👈 مهم: تفسیر آزمون است
👈 مردودی در آزمون و تکرار آن با شدت بيشتر





           بهروز مرادی: قرآن‌پژوه و 
    دکترای جامعه‌شناسی دین از هلند


                  ۴ مهرماه ١۴٠۵

🌿@drBehrouzMoradi

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

سلام همراهان گرامی
وقت به خیر و نیکی

باخبر شدم که در این کانال، زیر فرسته‌های من برای شما تبلیغات ارسال می‌شود.
جهت اطلاع لازم به تأکيد است که این تبلیغات بدون اطلاع من توسط خود تلگرام ارسال می‌شود و بنده هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارم. 🌴🌹🌳

Читать полностью…

بازسازی گفتمان دینی

«رزمایش جانفداها»

🖍بهروز مرادی

مبادا حکومت تصور کند که با رزمایش جانفداها می‌تواند در دل مردم مبتلا به فقر و محرومیت و نداری و فلاکت مالی و نومیدی چنان رعب ایجاد کند که آن‌ها در فکر اعتراض نباشند.

چنین تصوری بدون تردید بسیار خطا خواهد بود اگر حکومت از جانفداها بخواهد برای ترساندن مردم گرفتار در رنج و درد و بحران مالی و معیشتی و اقتصادی و درآمدی و تورم وحشت‌آور و گرانی رعب‌انگیز و تیرگی افق‌های زیستن استفاده کند.

بحران‌ها چنان توسعه‌یافته و عمیق و شدید و بزرگ و همه‌جانبه و متکثرند که به راهکارهای مناسب علمی و ملی و تخصصی نیاز دارند.

راه این است که بساط فسادهای کلان و خرد برچیده و سایه‌ی جنگ بر سر ایران برداشته شود و کارکرد اصلی حکومت؛ رفع مشکلات بر سر راه تأمین زندگی شرافتمندانه و باکیفیت برای همه‌ی ایرانیان باشد.

اگر نمی‌دانند لازم است بدانند که اوضاع بسیار وخیم‌تر از آن است که بتوان با رزمایش جانفداها بر بحران‌ها سرپوش گذاشت یا اینکه آن ایران‌دوستان را به رخ معترضان احتمالی آینده کشاند.

٣١ شهریور ١۴٠۵

🌿
@drBehrouzMoradi

Читать полностью…
Subscribe to a channel