2538
@Behrouz_Moradi44 دکتر بهروز مرادی؛ فارغالتحصیل جامعهشناسی دين و فرهنگ از دانشگاههای هلند، قرآنپژوه، نویسنده، دینپژوه، شاعر، مترجم، پژوهشگر اجتماعی و مطالعات شهری
سلسله مباحث نوگرایی قرآنی (٢٣۶)
«واشکافی عبارت دارالسلام در قرآن»
👈 بهشت؛ سرای صلح و سلامت
👈 بهشت؛ منزلگاه صلحطلبان
👈 جنگطلبان جایی در بهشت ندارند
👈 سلام از نامهای خداوند است
👈 جنگ مصداق دیگرآزاریِ سازمانیافته
👈 سلامت درون و برون در گرو صلح و آرامش
بهروز مرادی: قرآنپژوه و
دکترای جامعهشناسی دین از هلند
١۶ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
سلسله پیامهایی از نهجالبلاغه(۶۶)
" شرح حکمت شماره ٢٨ "
«برترین زهد»
توسط بهروز مرادی؛
فارغالتحصیل جامعهشناسی دین
از هلند
٩ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«حق اعتراض»
🖍بهروز مرادی
جناب آقای دکتر پزشکیان در یکی از مصاحبههای اخیر خود در نیویورک با رسانهها چنین گفت که معترضین در ایران از حق اعتراض برخوردارند.
ایکاش ایشان میگفت که معترضین چگونه باید از این حق مشروع دینی و مدنی و انسانی و سیاسی استفاده کنند که سرکوب، دستگیر، زندانی و کشته نشوند.
۴ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
سلسله مباحث نوگرایی قرآنی (٢٣۵)
«قرآن و آزمونهای زندگی»
👈 آزمونها همگانیاند
👈 همه سالی یک یا دوبار آزمون میشوند
👈 آزمونها برای ظالمان و مؤمنان
👈 آزمون تقکیک راستگویان از دروغگویان
👈 حتی پیامبران هم آزمون شدند
👈 مهم: تفسیر آزمون است
👈 مردودی در آزمون و تکرار آن با شدت بيشتر
بهروز مرادی: قرآنپژوه و
دکترای جامعهشناسی دین از هلند
۴ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
سلام همراهان گرامی
وقت به خیر و نیکی
باخبر شدم که در این کانال، زیر فرستههای من برای شما تبلیغات ارسال میشود.
جهت اطلاع لازم به تأکيد است که این تبلیغات بدون اطلاع من توسط خود تلگرام ارسال میشود و بنده هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارم. 🌴🌹🌳
«رزمایش جانفداها»
🖍بهروز مرادی
مبادا حکومت تصور کند که با رزمایش جانفداها میتواند در دل مردم مبتلا به فقر و محرومیت و نداری و فلاکت مالی و نومیدی چنان رعب ایجاد کند که آنها در فکر اعتراض نباشند.
چنین تصوری بدون تردید بسیار خطا خواهد بود اگر حکومت از جانفداها بخواهد برای ترساندن مردم گرفتار در رنج و درد و بحران مالی و معیشتی و اقتصادی و درآمدی و تورم وحشتآور و گرانی رعبانگیز و تیرگی افقهای زیستن استفاده کند.
بحرانها چنان توسعهیافته و عمیق و شدید و بزرگ و همهجانبه و متکثرند که به راهکارهای مناسب علمی و ملی و تخصصی نیاز دارند.
راه این است که بساط فسادهای کلان و خرد برچیده و سایهی جنگ بر سر ایران برداشته شود و کارکرد اصلی حکومت؛ رفع مشکلات بر سر راه تأمین زندگی شرافتمندانه و باکیفیت برای همهی ایرانیان باشد.
اگر نمیدانند لازم است بدانند که اوضاع بسیار وخیمتر از آن است که بتوان با رزمایش جانفداها بر بحرانها سرپوش گذاشت یا اینکه آن ایراندوستان را به رخ معترضان احتمالی آینده کشاند.
٣١ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«شَبَه مدرنیسم»
🖍بهروز مرادی
از کنارشان که رد میشوی، گوشهایت در امنیت نیستند، چراکه ممکن است همان چند لحظه تا ردشدنت چندین نوع فحش و ناسزا و حرف رکیک و چرند و نازیبا و نامحترمانه بشنوی.
سیگارکشیدن و مشروبخواری و دود و بوی گُل در ریه فروکردن و سگگردانی و برهنگی و بیمبالاتی در رفتار جسمی و جنسی و بیهودهزیستن را با مدرنیسم اشتباه گرفتهاند و چون نه کتاب میخوانند که با تاریخ رنسانس آشنا باشند و نه تشنهی شناخت حقیقتاند که واقعیت جامعه و ارزشهای حقوقی و فرهنگی و ارتباطاتی و مدارای اجتماعی و نظام دموکراسی و شاخصها و مؤلفههای مدرن را از طریق پژوهش دریابند و رعایت کنند، هرجومرج ذهنی و حبوبغض احساسی را با دیکتاتورخواهی سیاسی در هم آمیختهاند و ملغمهای بس نگرانکننده برای آیندهی ایران تدارک دیدهاند.
جامعهی ایران نیز که در پی اضمحلال دین سلامتمحور رحمانی، سرچشمههای اخلاق و مهر و درستکاری و معنویت و راستگویی و معنا و راستی را گم کرده، توان گشودن چشمان آنها بر حقیقت زندگی را از دست داده است.
شهوت شهرت در مُصلحان سابق اجتماعی نیز چنان دامن گسترده که آنان بهجای اندیشیدن در امر اصلاح نسل پوک و پوچ، دنبالهرو آنها شدهاند و افزایش دنبالکنندههای خود را در تأیید این راه ایرانبربادده یافتهاند.
افقها چنان تیره مینمایند که امید در اندیشهی خلق پهلوانان رویینتنیست تا ایران را از اینهمه دیو سیاه برهانند.
٣٠ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«آنچه آقای زیباکلام نگفت»
🖍بهروز مرادی
آقای دکتر صادق زیباکلام گفت که در سالها و قرنهای گذشته، کشوری به نام فلسطین هرگز وجود نداشته که چیزی به نام سرزمینهای اشغالی وجود داشته باشد.
اما او نگفت که:
١. کشوری به نام اسراییل نیز وجود نداشته است.
٢. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و نیز پایان سلطهی استعمارگران اروپایی بر خاورمیانه، کشورهایی مانند اردن و لبنان و سوریه و عراق و کشورهای حوزهی خلیجفارس بر مبنای بافت جمعیتی غالب هر منطقه بهوجود آمدند. در منطقهای که کشور اسراییل فعلی وجود دارد، در سال ١٩١۴؛ یهودیان تنها ٨ درصد (یعنی چند ده هزارنفر) جمعیت آن را تشکیل میدادند و آن منطقه از دیرباز منطقهای فلسطینی شناخته میشد و طبق همان قانون نانوشته برای تشکیل کشورهای جدید، طبیعی بود که کشوری مبتنی بر بافت جمعیتی ٩٠ درصدی آن منطقه تشکیل شود، یعنی کشور فلسطین.
٣. فلسطینیها از قرنها پیش اکثریت جمعیتی آن منطقه را تشکیل میدادهاند، بهگونهای که نقشههای قدیمی موجود تا قبل از تشکیل کشور اسراییل در سال ١٩۴٨، نام فلسطین را در آن منطقه نوشتهاند و هیچ اثری از اسراییل در نقشههای قدیمی وجود ندارد.
۴. فلسطینیها چنان در آن منطقه از اکثریت مطلق برخوردار بودند که دارای پرچم و واحد پول ملّی (پوند) بودند و پوند فلسطینی در زمان استعمار انگلیس نیز در آن منطقه رایج بود.
۵. یهودیان بویژه توسط انگلیسیها به آن سرزمین منتقل گردیدند تا در راستای خواست و هدف استعماری آن کشور، بافت جمعیتی منطقه به نفع یهودیان تغییر کند، آنچنان که تشکیل کشور اسراییل توجیهپذیر بشود.
۶. جنبش صهیونیسم درپی یافتن یا ساختن یک وطن برای یهودیان، حتی مناطقی در آفریقا را مدنظر داشت و این نشان میدهد که کشور اسراییل با طرحی استعماری در این منطقه انتخاب و ساخته شده است.
٧. علیرغم راهاندازی موج انتقال یهودیان به منطقهی فعلی بویژه توسط استعمار بریتانیا، یهودیان در سال ١٩۴٣ تنها ٣٠ درصد از جمعیت آن مکان را تشکیل میدادند و درنتيجه هنوز امکان تشکیل کشور اسراییل فراهم نشده بود، چراکه حتا آن زمان فلسطینیها اکثریت آن منطقه را تشکیل میدادند.
٨. از ابتدای دههی چهل قرن بیستم و با کشتار یهودیان توسط آلمان نازی، از سوی اروپاییان و آمریکاییان به مرور احساس همدردی با قربانیان و بازماندگان یهودی صورت میگرفت و همین همدردی گویا مجوزی برای تشکیل کشوری یهودی و همکاری استعماری بریتانیا با این طرح گردید.
٩. هنگامی که قطعنامهی ١٨١ مجمع عمومی سازمان ملل برای تشکیل دو کشور مستقل فلسطین و اسراییل در ٢٩ نوامبر سال ١٩۴٧ صادر گردید، فلسطینیان ۶٢ درصد و یهودیان ٣٨ درصد آن مناطق را تشکیل میدادند.
١٠. قابل توجه است که در همان قطعنامه قید گردیده که دو کشور در مناطق فلسطینی تشکیل شود. این بدین معنیست که این منطقه از سوی سازمان ملل و کشورهای عضو به عنوان منطقهای فلسطینی شناخته میشد.
١١. علیرغم برتری جمعیتی فلسطینیان بر یهودیان در زمان صدور قطعنامهی مذکور، به موجب آن قطعنامه؛ ۵۵درصد از اراضی به یهودیان سپرده شد و ۴۵ درصد به فلسطینیان. به همین خاطر بود که کشورهای عربی و وجدانهای آزادهی جهان، مفاد آن قطعنامه را ناعادلانه دانسته و نپذیرفتند.
١٢. در جنگهایی که درپی همین تبانی استعماری و تبعیض قدرتهای غربی علیه فلسطینیان درگرفت، نیروهای یهودی مجهز به سلاحهای پیشرفتهی غربی، مناطق فلسطینی را اشغال میکردند و بر زمینهای آنها مسلط میگشتند. نه تنها بسیاری از همان مناطق، بلکه سابقاً صحرای سینا در مصر و امروزه مناطقی از سوریه و اردن و لبنان همچنان در اشغال اسراییلیان قرار دارند.
تصور نمیکنم آقای زیباکلام این مسائل را نداند. بنابراین موحب شگفتی بنده است که وی این واقعیات تاریخی را در سخنان خود کتمان مینماید.
٢٨ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«جنایت علیه کودک و تنبیه انضباطی»
🖍 بهروز مرادی
فیلم خشونت خیابانی و تعرض جنسی علیه یک کودک توسط مأموران حکومتی که امروز در فضای مجازی منتشر گردید، آنچنان شنیع، شوکهکننده، وحشتناک و حاوی خشونت است که نتوانستم لینک آن را در اینجا به اشتراک بگذارم.
متعاقباً از سوی مقامات آذربايجان شرقی اعلام گردید که این فیلم مربوط به خرداد ماه امسال است و کودک در یک درگیری خيابانی دستگیر شده بود و خاطیان تنبیه انضباطی شده و برای مجازات تکمیلی به مراجع ذیربط معرفی گردیدهاند.
نوع رفتار با کودکان، یک شاخص و معیار برای تعیین میزان سلامت درونی انسانها و بویژه مقامات رسمیست.
کودکان آسیبپذیرترین قشر جامعهاند و اینهمه خشونت و اذیت و آزار و توهين و بدرفتاری و تهاجم به حریم شخصی یک کودک آنهم به صورت گروهی توسط مأموران مسلح که در فیلم نمایان است، یک جنایت فجیع میباشد و شایسته است مجازاتی متناسب و در خور آن برای مرتکبان آن رفتار در نظر گرفته شود.
بر اساس تجربهی زیسته، چنین کسانی در کشورهای دارای سلامت مدیریتی، برای همیشه از کار در ادارهی پلیس منفصل گردیده و تا سالهای متمادی آنها را در زندان نگه میدارند تا آن زمان که اطمینان حاصل شود که حضورشان در جامعه موجب آسیبزدن به شخصیت و زندگی کودکان نمیشود.
مدارا با جنایتکارانِ کودکآزار، همکاری و همدستی با تهاجمات و تعرضات بعدی آنهاست.
٢۶ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
سلسله پیامهایی از نهجالبلاغه(۶۵)
" شرح حکمت شماره ٢۵۶ "
«حسد علیه سلامت جسم»
توسط بهروز مرادی؛
فارغالتحصیل جامعهشناسی دین
از هلند
٢۶ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«آزادی زندان!»
🖍بهروز مرادی
سرانجام آخرین آجرهای دیوار زندان گوهردشت کرج فرو ریخت و زندان از زندانیکردن رهایی یافت!
در میان اینهمه تلخی که بر زندگی مردم چیره گشته و با اینهمه باران مصیبت که بر جان مردم باریدن گرفته و علیرغم زیستن در طوفان بلاهایی که سر بازایستادن ندارند، شنیدن خبر فروریختن دیوارهای زندانی که متهم است روزگاران دراز دگراندیشان و حقطلبان و ظلمستیزان و عدالتخواهان و آزادگان و راستاندیشان و رهگشایان را در خود جای داده بود، بسیار خوش و دلنواز و شادیبخش و مفرح وجود و نوازشگر روح و تازهکنندهی روان و امیدبخش انسانهای معناگرا و ستمستیز و حقخواه است.
تا باد چنین بادا!
٢۴ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
این نقد امروز ٢٢ شهریور در روزنامهی همدلی چاپ شده
Читать полностью…
به همین خاطر معجزاتی که فیلم تلاش نموده آنها را به زمان کودکی ایشان نسبت بدهد در چارچوب گفتمان محوری "قرآن به عنوان معجزهی پیامبر خاتم" نمیگنجند و ذهن آگاه مخاطب قرآنی، چنین نسبتدادنی را جعل تاریخ اسلام و تحریف تاریخچهی زندگی آن حضرت میداند و نمیتواند آنهمه تحریف را بپذیرد.
چنین است که این فیلم، مخاطب قرآنی را به مرحلهی مادون قرآنی تنزل میدهد و از حضرت رسول(ص) و تاریخ زندگی ایشان قرائتی تحریفشده به دست میدهد و چهرهی نوگرانهی ویژهی او در میان رسولان الهی را وامینهد و تأکید رسالت ایشان بر عقلانیّت را به هیچ میانگارد.
فیلم، معجزهی عقلانی حضرت (قرآن) را به کناری مینهد و از او پیامبری میسازد که مریض در حال احتضار را شفا میدهد و برای گرسنگان ماهی از دریا فراهم مینماید. به نظر میرسد فیلمنامه سایهی روش پیامبری حضرت عیسی(ع) را بر زندگی حضرت رسول اسلام(ص) افکنده، شاید بدین علت که مخاطب اصلی فیلم را نه مسلمانان، بلکه غربیهایی فرض نموده که با دیدن چنین تصاویر معجزهگرایانهای از پیامبر اسلام دچار اینهمانی شوند و پیامبری حضرت رسول(ص) را بپذیرند و به رسمیت بشناسند و در پی آن فیلم را تحسین نمایند. غافل از اینکه چنین قرائتی، مقام حضرت رسول(ص) را نه تنها ارتقا نمیبخشد، بلکه ماهیت و نوع رسالت آن بزرگوار را تا سر حد مابقی پیامبرانِ سنّتی پیشین، تعریف و همانندسازی میکند. فیلم میخواهد حضرت رسول(ص) را یکی مثل بقیهی پیامبران بنیاسرائیل معرفی نماید تا برای رسالت ایشان سندیّت و مشروعیّت بتراشد، درحالیکه مقام حضرت رسول(ص) بهخاطر معجزهی قرآن ویژه و منحصر به فرد است و در مسیر تکامل بشر و دین در فرآیند عقلانیشدن جوامع بشری در بالاترین شکل دعوت به خدا قرار گرفته است، چراکه ایشان به جای احساسات و جسم بشریّت، قوهی عقلانی و جنبهی خودآگاهی و عمیقترین لایهی وجودی او را از طریق برانگیختن عنصر عقل استدلالی و برهانآوریِ تأملیِ وی مخاطب پیام خود قرار داده است. مایهی تأسف است که فیلمنامه چنین درکی زیبا و متعالی از اسلام به مخاطب ارائه نمیدهد و با نسبتدادن معجزات جسمانی به آن حضرت نشان میدهد که قادر به درک ارزش متعالی متن حکمتآموز قرآن و معجزهبودن آن نبوده است.
نکتهی دیگر اینکه فیلمنامه عمدتاً به دوران طفولیّت و دورهی ماقبل بعثت و رسالت حضرت رسول(ص) پرداخته و از این نظر با نامی که برای فیلم انتخاب گردیده، هماهنگی ندارد. بهتر آن بود که نام فیلم نشان دهد که موضوع فیلمنامه؛ زندگی کودکی پیشا-رسالت است.
کاستیهای این فیلم با وجود دیالوگهای ضعیف و محدود آن وارد مرحلهی جدیتری میشود. مخاطب محتواگرا از چنین فیلمی دیالوگهای بسیار قوی و تأثیرگزار در خور شأن والای حضرت رسول بزرگوار و زندگانی تاریخساز ایشان را انتظار دارد، در حالی که فیلم بیشتر از طریق خلق صحنههای اکشن و تأکید بر کیفیت مسائل فنی با مخاطب ارتباط برقرار میسازد و از این نظر انتظارات مخاطب معناگرا و محتواطلبِ دیندار را برآورده نمیسازد.
موسیقی فیلم نیز نه اسلامی است، نه ایرانی، نه شرقی و نه عربی، بلکه عمدتاً ماهیتی مسیحی و غربی دارد و از این لحاظ با محتوای اسلامی فیلم سنخیّتی ندارد. این موسیقی یادآور فیلمهای مسیحی است و گویی برای مخاطبانی با سلیقهای غربی ساخته شده است. استفاده از متخصصینِ موسیقیدان و فیلمساز غربی برای ساخت این فیلم فینفسه خالی از اشکال است، اما مطلب این است که این حضور نه تنها بر کیفیت و درونمایهی درونگرایانه و خلاقانهی فیلم نیفزوده، بلکه آن را از محتوایی که میبایست و میتوانست داشته باشد، دور ساخته است. از سوی دیگر جای این پرسش است که چنین متخصصانی کدام خلاء را پر ساختهاند و کدام وظیفه را انجام دادهاند که متخصص ایرانی قادر به انجام آن نمیباشد؟ فیلم از ظرفیتهای محتوایی شرقی (عربی، اسلامی، ایرانی) بههیچوجه بهرهی وافی و کافی نبرده و از این لحاظ خود را در مضیقه قرار داده و موهبتی را از خویش ستانده است.
از سوی دیگر به نظر میرسد فیلمنامه به منظور پرهیز از درافتادن به گردونهی تفرقه میان شیعه و سنّی از به تصویر کشیدنِ شخصیت های صدر اسلام تا آنجا که ممکن بود، پرهیز نموده است. اما تأکید ویژهی فیلم بر نقش جناب عبدالمطلب و جناب ابوطالب، مسیر فیلم را از برجسته بودنِ شخصیتهای دست اول صدر اسلام منحرف میسازد. از سویی دیگر با قرائت تنها چند آیه در پایان فیلم، مخاطب را به سوی فضایی احساسی سوق میدهد تا دست آخر پایان خوش و تأثیرگزاری را برای تماشاگر فیلم رقم بزند و بیننده را راضی به بیرون از سینما بفرستد. اما با این کار به ورطهی پراکندهگویی شعارگونه فرومیغلتد و این مانورهای ظاهرنمایانه هیچگونه مشکلی را از ضعیفبودن فیلمنامه حل نمیکند.
🌿@drBehrouzMoradi
ادامه 👇
«بیماریهای نفسوسوماتیک»
🖍بهروز مرادی
در روانشناسی؛ بیماریهای جسمی با منشأ روانی را "سایکوسوماتیک" مینامند.
بر این اساس؛ روانشناسان بر این باورند که اختلال در روان و ذهن میتواند جسم فرد را بیمار کند. بهعنوان مثال؛ ممکن است درد گردن یا کمر، پا یا دست، معده یا رحم یا عضوی دیگر از بدن از روان او یا هیجانات مخرب او نشأت گرفته باشد. روان ناآرام و هیجانات مخرب به بدن فرد آسیب میزنند و آن را بیمار میکنند.
اما روانشناسی از درمان برخی اختلالات همچون کبر و پیامدهای آنها مانند خودشیفتگی ناتوان است. یکی از دلایل این ناکامی؛ بیتوجهی روانشناسی به ریشهی عمیقتر این اختلالات است. از نظر قرآن؛ زیربنای وجودی و روانی فرد نفس میباشد:
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا﴿۷﴾بر این اساس؛ در نفس همهی آدمیان، دو امکان پلیدی (فجور) و حفظ خود از پلیدی (تقوا) به صورت بالقوه تعبیه گردیده است. نفسی که پاکسازی، زنگارزدایی، پرورشیافته، بهسامان، رشدیافته و مدیریتشده باشد، به بهروزی و رستگاری میرسد، اما اگر آدمی از نفس خود زنگارها نزداید، بر روی آن کار نکند، آن را در بند شهوات و هویوهوس و تمناهای دل و وسوسههای شرّرساننده قرار بدهد، آن را پاک و تزکیه و متعادل نسازد و موجبات رشد و پرورش و بالیدنش را فراهم نیاورد و بهجای بندگی خدا، در پی دیدهشدن باشد، در اینصورت فرصت زندگی خود را تباه ساخته و آن را درخواهد باخت و زندگی و دیگران را ویران خواهد ساخت.
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴿۸﴾
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا﴿۹﴾
وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا﴿۱۰﴾
"سوگند به نفس و آن كس كه آن را سامان داد(۷)
سپس پليدكارى و پرهيزگارىاش را به آن الهام كرد(۸)
كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد(۹)
و هر كه آلودهاش ساخت قطعا درباخت"(۱۰) (شمس:١٠-٧)
«علل گرایش جامعه به خرافه و رمالی»
🖍بهروز مرادی
مشاهدات و گزارشات از این امر حکایت میکنند که در سالهای اخیر، خرافه و رمالی و جادو و جنبل در جامعهی ايران از اقبال گستردهای برخوردار گردیده است. اگر اطرافيان خود را معيار ميزان اين اقبال قرار دهيم نيز پی به اين فرآيند رو به رشد خواهيم برد.
گرايش به رمالي مختص جامعهای خاص همچون ايران نيست و ردپای آن در ساير جوامع هم به چشم میخورد. حتي در جوامع غربی نيز هستند مردمانی كه برای تاثيرگذاشتن بر روند وقايع يا پيشبينی زندگی آيندهشان دست به دامان آنهايی ميشوند كه ادعای برخورداری از قدرت پيشگويی آينده يا تغيير روند رخدادهای آتی را دارند. همين موضوع پرده از اين واقعيت برمیدارد كه آگاهبودن از آينده برای همهی مردم جاذبه دارد.
گاهی نيز افراد در مسير حوادثی ناخوشايند قرار دارند و برای رهاییيافتن از آن حوادث نمیتوانند از تواناییهای عقلی خویش برای کمک به خود بهره بگیرند. از این روی؛ توسلجستن به رمالی از یک نظر ريشه در غيرقابل پيشبينی بودن زندگی و غیبت عقلانیت برای حل مسائل دارد.
هرگاه نظام اجتماعی و سیاسی نیز، آبستن رخدادهایی باشد كه نتوان با كمك تحليل علّی و با استفاده از توانایی عقلی آنها را پيشبينی نمود، آنگاه فرد غیرخردمند، خود را در موقعيت استیصال درمییابد و ممکن است برای برونرفت از آن وضعیت به خرافه و رمالی پناه ببرد.
گاهی اوقات نيز اين گرايش از عجولبودن و شكيبانبودن فرد ناشی میشود که آنچنان صبوری نتواند که بتواند شاهد جریان عادی زندگی باشد.
مراجعه به رمالها معمولاً كار آنهاییست كه از خرد تحلیلگر برخوردار نیستند، فاقد ساختار ذهنی متأثر از عقل علّیاند و توانايی ارزيابی و شناخت و ردیابیِ نتايج و پيامدهای اعمال خود را ندارند و فاقد آن آگاهیاند که بدانند حوادث چرا به وقوع میپیوندند و نقش خود آنها در وقوع اتفاقات زندگیشان چیست. آنان به تلاش و نتايج آن بياعتمادند و به كُنه زندگی نتوانستهاند اعتماد كنند و گرچه حتی ممكن است بیسواد هم نباشند، اما از سواد كافی برای زندگیکردن بر پایهی عقل خویش بهرهمند نشدهاند.
گرايش به رمالی در جامعه نتيجهی زندگی در همسايگی خرافات نیز میباشد. اگر فرد تصور كند كه زندگیاش نه توسط خود او و قانونمندیهای قابل كنترل و پيشبينیپذیر، بلكه توسط نيروهایی موهوم و غيرقابل پیشبینی و غيرقابل كنترل اداره و هدايت میشوند، آنگاه برای مهار و مديريت آن نيروهای فرضی دست به دامان كسی میشود كه مدعی آگاهی از آن نيروها و توانایی تسلط بر آنهاست. از اين زاويه، رمالی در نقطهی مقابل دينداری توحيدی قرار میگيرد، چراكه اديان توحيدی قائل به وجود چنين نيروهايی خارج از ارادهی خداوند نمیباشند.
نظامهای سیاسی فاسد همواره از گرایش مردم به خرافات استقبال نمودهاند، چراکه خرافات سبب به انحراف بردنِ ذهن مردم عوام از علل اصلی بیچارگی و فلاکت آنهاست. چنین نظامهایی بسیار مشتاقاند تا دین، قالب و محتوا و ظاهر و باطنی خرافی بپذیرد تا نیروهای پرورشدهنده، حرکتزا و رهاییبخش آن توسط باور به غالبیّتِ نیروهای موهوم بیاثر و خنثی گردند. پیامد این مشغولیّتِ فریبکارانه و مسخکننده ازجمله این است که بسیاری از مردم، نظام سیاسی را نه علت بدبختیهای خود میبینند و نه برای حل مسائل جمعی خود و تغییردادن اوضاع بحرانزدهی خود، به نیروی کنشگریِ جمعی خود متوسل میگردند.
چنین است که انسانهای ناخردمند، به جای اندیشیدن راههای خردمندانه برای تغییر اجتماعی_سیاسی، منتظر اقدامات نیروهای موهوماند.
بسیاری از این خرافهگرایان، به جای فعالسازی عقل چارهاندیش صبور، نفرین را برای آسیبزدن و دعا را برای بهرهمندشدن برمیگزینند، حال آنکه اولی به خود افراد بازمیگردد و دومی بدون اثربخشی به نومیدی میانجامد.
به هر حال، گرايش به رمالی در جامعه هم خرافهگرایی اجتماعی را برملامیسازد، هم از روحيات تلاشگريزانهی مردم پرده برمیدارد، هم از ترس آنها از روند غيرقابل پيشبينی رخدادها حكايت میکند و هم بيانگر رويكرد غيرتحليلی جامعهایست كه ماهيت كارها را آگاهانه نمیشناسد و پيامدها را نمیتواند تشخيص دهد و پيشبينی كند و همواره خود را مستأصلانه در معرض وقوع حوادث ناگوار میبيند و ترس از حال و آينده دارد و درنتیجه برای نجات از دست فلاکت و بیچارگی و بدبختی و بهبود اوضاع خود منتظر و دستبهدامانِ نیروهای موهوم یا بیرونیست.
پر بیراه نیست اگر بگوییم که عموم همین افرادند که از حملهی خارجی برای تغییر اوضاع داخلی استقبال میکنند.
۵ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
برترین تدبیر؛ صداقت و راستگوییست.
دروغ نجات نمیدهد.
🌿@drBehrouzMoradi
«ملاقات گرهگشا»
🖍بهروز مرادی
ترامپ دشمن ایران است. تردیدی در این نیست. ارتش دولت او به خاک ایرانزمین تجاوز نموده، هواپیماهایش زیرساختهای سرزمین ایران را بمباران، موشکهایش مدرسهی میناب و ورزشگاه لامرد و مجلس عروسی قشم و تأسیسات نفتی خارک و..... را ویران و ایرانیان را کشته است.
اما جنگها قرار نیست جاودان باشند. آنها تاریخ اعتبار دارند. باید هرچه زودتر منسوخ شوند، چراکه جنگ همان شرّ است و کارگزار شرّ و نماینده و مصداق شرّ.
جنگها باید پایان بپذیرند تا انسان بتواند در احیای زندگی شرافتمندانه، بذر امید بکارد و شوق ساختن درو کند.
پس اگر دشمن پیشنهاد مذاکره و ملاقات و صلح داد، باید همهی آنها را پذیرفت و به جنگ پایان داد تا سبزهها دوباره برویند، پرستوها دوباره به آشیانههایشان بازگردند، کبوتران سپید آزادی را در آسمان پرواز کنند و انسان رؤیاهایش را در صلح و آرامش و امنیت بجوید و بیابد و بزید.
اکنون که ترامپ برای ملاقات با آقای دکتر پزشکیان اعلام آمادگی نموده، شایسته است از این فرصت تاریخی در نیویورک در راستای حصول منافع ملی، توقف جنگ و به سرانجام رساندن مذاکرات صلح استفاده شود.
در این امر آنچه مهم است، منافع و مصالح ملیست و بدطینتان و کاسبان ضلالت و جمع حسودان در راه رسیدن به این هدف مشروع اگر زبان به ملامت بگردانند، باکی نیست که:
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
اگر ملاقات با دشمن، گره فروبسته از کار مردم میگشاید، پس با او میتوان و میباید ملاقات نمود تا آفتاب صلح شرافتمندانه بتواند از پس ابرهای تیرهی جنگِ ویرانگرِ زندگیکُش بر ایران بتابد و باران رونق زندگی بر مردم ببارد.
٣١ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«وجوب و اختیار در عبادت»
🖍 بهروز مرادی
استاد محمد مجتهد شبستری در یادداشتی تلگرامی چنین بیان نمودهاند که وجوب عبادات را میبایست از آن برداشت و آن را در مقام توصیه مطرح نمود.
او که بزرگترین هرمنوتیکدان ایرانی است، بدون تردید در بازگشایی مسیر نواندیشی اسلامی در ایران معاصر نقشی برجسته ایفا نموده است. اما این یادداشت اخیر ایشان نشان میدهد که استاد دست کم در این نوشته دین را همچنان از زاویهای فقهی و سنتی مینگرد، چراکه به نظر میرسد تلقی ایشان از واجب، همان است که در فقه سنتیِ احکاممحور مراد گردیده است.
البته ایشان بهدرستی به نقد فقهی میپردازد که بهجای باطنگرایی، آدابگراست و در عبادت و شعائر عمدتاً به مدیریت و مهندسی جسم مسلمان مشغول است و ساحت روان را به کنار مینهد و از توصیههایش فضیلت و زیست اخلاقی زاده نمیشود.
اما نکتهی مهم این است که نمیبایست فلسفهی عبادت را در دایرهی تنگ و نارسای فقه سنتی چنان به محدودیت گفتمانیِ واجب و غیر واجب کشاند تا از پی آن، موجبات نسخ آن در دوران پساسنت فراهم گردد.
باری؛ واجب آن است که اگر ریشهی قرآنی یا سنت نبویِ تأییدشده داشته باشد، برای در تعادل نگاهداشتنِ وجود انسان، مقام وجوب یافته و رعایت آن برای پایندگی حضور در فضای بندگی و پایداری سلامت نفس و نظارت بر چگونهبودن خویش ضرورت دارد.
انسان از نظر قرآن بدون تردید مختار است که عبادت را به کناری نهد و در این کتاب، این آزادی برای وی به رسمیت شناخته شده و در دین هیچ اجبار و تحمیلی روا نیست، اما آدمی باید بداند که با وانهادنِ عباداتِ وصلکننده به حضرت حق، سلامت نفس و تعادل باطنی خویش را در معرض خطرِ ناشی از روزمرگی و مسخشدگی و همهویتی با چیزهای اینجهانی قرار میدهد.
وقتی که خداوند در قرآن به حضرت رسولص میفرماید که به جز نمازهای روزانه، پارهای از نیمهشب را نیز به عبادت بپردازد، معلوم میدارد که عبادت نه تنها حتی برای فردِ به مقامِ نبوت رسیده تعطیلبردار نیست، بلکه هر چه آدمی مقام معنوی بلندتری مییابد، به عبادت بیشتر و وسیعتری نیازمند میشود تا فربهی عبادت، وی را در مسیر پویای تعالی وجودیاش در مرتبتِ فراز نگاه دارد و او را همواره به بر بکشد و بر صدر تعالی بنشاند، چراکه روزمرگی سبب میشود که آدمی از وجود متعالی خویش دور شود. فعالیتهای مشغلهساز زندگیِ روزمره میتواند آدمی را غرق در ازخودبیگانگی و خودفراموشی کند و او را از حقیقت وجودی خویش دور سازد و همین امر وجوب عبادت مداوم را ایجاد میکند و ضرورت میبخشد.
نظر به اینکه شکل عبادت در ادیان مختلف، متفاوت است و پیامبران مختلف اشکال مختلفی از عبادت را در بافتار تاریخی متفاوت نهادینه ساختهاند، هر نفیِ عبادتی لازم است با جایگزینی صورت عبادی دیگری همراه باشد تا پیوستگی و وصل «منِ محدود» با «منِ بینهایت» تداوم یابد. دین نمیتواند بپذیرد که آدمی آنچه را که سلامت نفس و وجود او در گرو وجوب آن است را در مسیر پویای زندگی به کناری نهد و قطره را در خشکیِ بیابان رها سازد و تصور کند که بدون پیوستگیِ پاینده و وصل مدام به اقیانوس بیکران وجود قادر خواهد بود از قیود مردگیسازِ روزمرگی در امان بماند.
٣١ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
علیه آزادی و حقوق رسانهای»
🖍بهروز مرادی
دشمنی ترامپ با اصحاب رسانههای منتقد از جنس دشمنی حاکمانِ دیکتاتور در جهان سوم است که زندانهایشان پر از روزنامهنگار و خبرنگار و فعالان جامعهی مدنیست.
ترامپ خبرنگاران ٣ شبکهی منتقد معروف تلویزیونی آمریکایی را از حضور در کاخ سفید منع نموده است. این کار خلاف قوانین دموکراسی و نظام حقوق رسانهای آمریکاست. حتی در صفحهی خود عکسی توهینآمیز از ٣ کیسهی زباله منتشر ساخت که روی آن کیسهها نام همان ٣ شبکهی منتقد نوشته شده بودند.
این یک اتفاق عجیب در تاریخ دموکراسی آمریکاست که شخصی خودشیفته همچون ترامپ را در رأس حاکمیت خود مینشاند و او همچون حاکمی خودکامه بر حقوق مخالفان خود میشورد.
براستی فرقی نمیکند خودشیفتهها کجا و در کدام کشور بر سرکار باشند، آنها هرکجا که باشند:
👈 انتقادپذیر نیستند و درصورت انتقاد از آنها، به سرعت عصبانی میشوند و پرخاش میکنند و به عیبجویی متقابل میپردازند و با این کار در منتقدان خود احساس گناه ایجاد و آنها را از حقوق خود محروم میکنند و اگر بتوانند آنها را به زندان میافکنند.
👈 خود را برتر از آنی میبینند که قوانین معنوی و اخلاقی و مدنی را رعایت کنند. این حاکمان فراتر از قانون قرار دارند.
👈 میل شدیدی دارند در مرکز توجه باشند و نیازمند تأیید و متکدی تحسين هستند.
👈 بااینکه خود را عقل کل میدانند، اما عمل آنها در بیشتر مواقع نه از عقل، بلکه از من خودشیفتهی آنها نشأت میگیرد.
👈 گاه با زبان و گاه با رفتار و گاه با حالات خود به دیگران این پیام را مخابره میکنند که: "من از تو بهترم و بهتر میفهمم."
👈 با بهتر از خودشان نمیتوانند رابطه داشته باشند. به آنها حسادت میکنند و رابطهی با آنان را دچار بحران میسازند.
👈 با هر کس که آنها را تأیید و تحسین کند، موافق میشوند.
👈 با تخریب دیگران و بدگویی از آنها، خودشان را بهتر از سایرین نشان میدهند.
👈 با هر کس که آنها را تأیید و تحسین نکند، بد میشوند و تخریب او را حق خود میپندارند.
👈 خود را منحصر به فرد تصور میکنند.
👈 با دیگران وارد تنش میشوند. حتی با دولتهای دوست، دعوا میکنند و بحران خلق میکنند.
👈 تحمل عقیده و نظر مخالف را ندارند و با شنیدن سخن مخالف برآشفته میشوند.
👈 تکگویی و پرحرفی میکنند و اطاعت مطلقه میطلبند و منطق در سخنانشان غایب است.
👈 نسبت به توانایی و واقعیت وجودی و رفتاری خود دچار توهّم و اغراق هستند.
👈 در رفتار؛ خودمحور و خودرأی و تکرو هستند و روشنگری دیگران بر رفتار آنها اثر ندارد.
👈 چارچوب شخصیتی مشخصی ندارند و اگر قرار باشد از خود رفع اتهام کنند، به راحتی به دروغ متوسل میشوند و واقعیت را تحریف میکنند تا توهماتی که نسبت به خود دارند، آسیب نبیند.
👈 مشکلاتی که خود ایجاد میکنند را فرافکنی میکنند.
👈 الگوی ذهنی آنها این است: "من خوبم و از همه سرم، دیگرانی که مرا تأیید نمیکنند، خوب نیستند."
👈 قرارگرفتن دیگران در مرکز توجه را برنمیتابند، حتی اگر آن فرد، از همپیمانان باشد، او را تخریب میکنند.
👈 در دیگران به خردی و حقارت مینگرند و تمایل به استثمار دیگران دارند و زورگویی میکنند.
👈 در خصوص آنچه هستند، تصويری غیرواقعی و خودستایانه دارند. پس رفتارشان نمایشی است. آنها تلاش میکنند تا تصویر توهمآمیزی که از خود دارند را به دیگران ارائه دهند.
👈 انتظار دارند همه از آنها اطاعت، به آنها لطف و از آنها تمجید کنند و هرچه میگویند را بپذیرند و برترین شخصیت تاریخ لقب بگیرند.
👈 اگر ببینند کسی مورد توجه قرار گرفته، به او حسادت و شخصیت او را تخریب میکنند.
👈 بیثبات هستند و مواضع آنها دائم تغییر میکند.
👈 تصور میکنند بیش از دیگران استحقاق دارند و این ویژگی، آنها را از رفتار و قضاوت منصفانه دور میسازد و همیشه حق را به خود میدهند و نمیپذیرند که اشتباهی کردهاند.
👈 خود را بر همهچیز ارجح میدارند و درنتیجه ممکن است در این مسیر چیزها و روابط را تخریب کنند.
👈 خودبزرگبین هستند و واقعاً تصور میکنند که هیچوقت خطا نمیکنند و همیشه کسانی را پیدا میکنند تا خطاهایشان را به گردن آنها بیندازند.
٣١ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«سالگرد جنگ»
🖍بهروز مرادی
هفتهی پیشِ رو؛ سالگرد آغاز تجاوز نظامی رژیم جنایتکار صدام حسین به خاک ایرانزمین است.
مقابلهی ابتدایی مردمی با دست خالی در مقابل آن تهاجم و سپس دفاع اقشار مختلف ایرانیان از وطن منجر به خلق حماسههای ماندگار در تاریخ و حافظهی ملّی گردیده است.
اما جنگ بااینهمه همواره مصائب اجتنابناپذیر خود را همراه دارد و هم در زمان جنگ و هم پس از پایان جنگ، تأثیرات مخرب خود را بر جان و روان و اقتصاد و تجارت و وضعیت مالی و اجتماعی و فرهنگی و هنری و ادبی و سیاسی و مسکونی و معیشتی و... مردم باقی میگذارد. این تأثیرات گاه درازمدت و در حافظهی ملّی پایدارند.
این است که این پرسشی بسیار صحیح و بجاست که چرا پس از بازپسگیری همهی مناطق اشغالی در سال ١٣۶١، جنگ را تمام نکردند تا جان جوانان وطن و خاک آباد ایران حفظ بشود؟
آری ادامهی جنگی که قابلیت پایانیافتگی دارد دیوانگی و استقبال از ویرانگیست، چراکه در جنگها گاه آدمها نه با بمب و موشک و تفنگ، که با تورم و گرانی کالاها و محاصرهی اقتصادی و تحریمهای کمرشکن و توسعهی فقر و نبودن آرامش و امنیت و نیز تهدید جانی و بیسرانجامیِ زیستن و بیافقی و نومیدی و ترس و اضطراب و آسیبهای روانی دق میکنند و میمیرند.
آغازگران و دوستدارانِ ادامهی جنگ بدون تردید موجوداتی اهلینشدهاند که کشتن کودکان و لرزیدن مادران و دلِ شکستهی پدران و ویرانکردن خانهها و کارخانهها و بيمارستانها و دانشگاهها و تباهکردنِ عمر و امنیتزدایی از زندگی را به هیچ میانگارند.
جنگ فراهم آوردن دوزخ پیشاپیش در جهان است توسط کسانی که چون توان ساختن زندگی زیبا را ندارند، به ویرانکردن آن همّت میگمارند.
٣٠ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«قدرت واقعیت اجتماعی»
🖍بهروز مرادی
بررسی تحولات اجتماعی در جوامع مختلف در طول تاریخ ازجمله حاوی این درس مهم است که برخی گروههای محافظهکار و سنّتی و متعصّب در مقابل تغییر اجتماعی و فرهنگی از خود مقاومت نشان میدهند.
تعداد اندکی از افراطکاران این گروهها ممکن است در مقابل تغییر اجتماعی و فرهنگی، واکنشی خشونتآمیز از خود ابراز بدارند.
اکنون که جامعهی ایران از روسری اجباری زنانه عبور کرده، مقاومت آن گروههای نامعتقد به آزادی دینی و انسانی و فرهنگی و مدافع دین تحمیل و زور و اجبار تأثیری در جلوگیری از این تغییر اجتماعی و فرهنگی نخواهد داشت.
واقعیت اجتماعی و فرهنگی آنگاه که با گفتوشنود منطقی بر ذهنهای بسته اثر نکند، خود را سرانجام با قدرت گسترش خود به متعصبان و ناعاقلان و خردنورزان تحمیل میکند.
آنکس که منطق و برهانآوری عقلانی و استدلال انسانی او را متوقف نسازد، قدرت واقعیت اجتماعی او را لاجرم متوقف خواهد نمود.
گروههای تحمیلگرِ پوشش اجباری به زنان دیر یا زود درخواهند یافت که پذیرش هرچه زودتر این واقعیت به آرامش ذهنی خود آنها نیز خواهد انجامید.
آنان به این آرامش برای تجدیدنظر در نوع دینداری استبدادی و تحمیلیشان و زیست مسالمتآمیز با دیگران متفاوت در جامعه نیاز دارند.
٢٨ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«هدررفت بودجه؛ مصداق فساد»
🖍بهروز مرادی
جامعهی ایران چنان در شوکهای پیاپی ناشی از گرانیِ وحشتآورِ کالاها و تورم رعبانگیزِ وحشی، گیج و پریشان و دیوانه شده که هنوز امکان و فرصت واکنش خود را به اینهمه فاجعه به دست نیاورده است. اما دیرهنگامی و تأخیر در این واکنش میتواند انرژی بسیار مخربی را در خود ذخیره نماید.
امیدها داشتیم که دولت آقای دکتر پزشکیان با باندهای زر و زور و تزویر و مافیای فساد و غارت و رانت در افتد و ایران را از چنگ ایرانخواران درآورد و به مردم پس بدهد.
امید داشتیم که بودجهی آن مؤسسات مذهبی و فرهنگی و دینی و حکومتی را که بودجهی هنگفتی از بیتالمال مردم دریافت میکنند و فاقد بازدهی مثبت در راستای خیر عمومی و منافع ملّی میباشند، قطع نماید.
برخی از این سازمانها از این قرارند:
صداوسیما، حوزههای علمیه و سازمانهای زیرمجموعهی آن همچون تبلیغات اسلامی حوزه، شورای عالی حوزههای علمیه، مرکز خدمات حوزهی علمیه.
و همچنین مرکز کمک به معیشت روحانیون، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ستاد حمایت از خانواده، مجمع جهانی تقریب مذاهب، بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس، سازمان تبلیغات اسلامی، مؤسسه آموزشی امام خمینی، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، حرم امام خمینی، مؤسسه مصباح یزدی، مؤسسه نشر آثار امام خمینی، آستان مقدس حضرت امام، سازمان اوقاف، ستاد مرکزی راهیان نور، قرارگاه قریب بقیةالله، جامعةالمصطفی العالمیه، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و جماعات و ادارات، حسینیهها، تکیهها، موکبهای عزاداری خیابانی و ... .
اما خبرهای رسمی از آن حکایت میکند که شوربختانه همواره به تعداد این مؤسسات افزوده میشود و برای قدیمیها و تازهواردها ردیف بودجهای بسیار کلان تعریف میشود و سالانه هزاران میلیارد تومان از خزانهی ملت به حساب این ارگانها واریز میگردد، بدون آنکه درنتیجهی عملکرد آنها، جایگاه دین و اخلاق و ادب در جامعه رفیعتر شده باشد و فرهنگ زندگی پاک و درستکارانه در جامعه گسترش یافته باشد و یا این سازمانها نقشی در فسادزدایی و اخلاقیترکردن رفتار در جامعه یا پرورش انسانهای معنوی و منصف و فرهیخته و دستپاک و بافضیلت و باتقوا ایفا نموده باشند.
پرداخت مبالغ هنگفتی از بیتالمال به چنین ارگانهایی بدون رضایت مردم مصداق دزدی و بنابراین حرام است.
فیلمی که از جلسهی علنی مجلس در ادامه منتشر میشود، اظهارات بنده را تأیید میکند.
٢٧ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
بازگشت مرگخواهی به خود فرد
🌿@drBehrouzMoradi
«خون مهسا»
🖍 بهروز مرادی
در چهارمین سالگرد مرگ مهسا امینی؛ دختر مظلوم ایران که خون بیگناهش ملتی را به جوش و خروش درآورد، از آقای دکتر پزشکیان انتظار میرود مرگ یا قتل احتمالی این دختر مظلوم را محکوم کند، عاملان آن واقعهی دلخراش را شناسایی و جهت دادخواهی به مرجعی دادگستر معرفی نماید تا در پیشگاه ملت ایران محاکمه و مجازات شوند.
او حتی اگر با ایست قلبی هم فوت کرده باشد، مسئولیت جان شیرینش بر گردن کسانیست که قلبش را با ستم و بیرحمی و ظلم از حرکت بازایستاندند.
همچنین انتظار میرود که اجازهی برگزاری آزادانهی مراسم سالگرد بر سر مزار وی را صادر نمایند تا مگر از خانوادهی مرحومِ مظلوم و وجدانهای بیدار آزادگان دلجویی شود، تا ایران کشوری برای قربانیکردنِ مظلومان نباشد.
شایسته است آقای دکتر پزشکیان از خود بپرسد اگر امام علیع اکنون در این مملکت بر مسند امور بود، در مقابل بر خاک افتادن مهسا چه میکرد؟
درست است که در این کشور، دلجویی از ستمدیدگان رسمی نیست و احقاق حق مظلومان به عادتی حکومتی تبدیل نگرديده و برعکس، عادت بر این است که به اشتباهات اعتراف نشود و خطاهای حتی گران اصلاح نگردند و بر خطاها پافشاری میشود، اما بااینهمه عادتهای نادرست فاقد ارزشاند و اصرار بر خطا آدمی را در خطاکاری توسعه میدهد و تکرار خطا به خطا مشروعیت نمیبخشد. عادتها محتاج بازبینی و بازاندیشیاند و تکرار کور آنها نشان از غلتیدن در درهی نادانی و ناآگاهی و کبر است.
٢۵ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
«خداوند قربانی»
🖍بهروز مرادی
خلبان F15 آمریکایی گفت پس از اینکه متوجه شد که چتر نجاتش آسیب دیده و بازنمیشود، به خدا پناه برد و از او یاری خواست و اینکه بدون بازشدن چتر نجاتش به زمین فرود آمد و زنده ماند را یاری خدا نامید.
هنگامی که این سخنان را بر زبان میآورد، در چهره و چشمان او اثری از ریا ندیدم. او براستی تصور میکند که تجاوز نظامی با یک هواپیمای تهاجمی به خاک یک کشور دیگر و بمباران وحشتناک یک سرزمین و کشتن انسانهای غیرنظامی اعم از مرد و زن و کودکان معصوم و نیز بمبافکندن بر سر منابع و زیرساختهای دیگر مردمان هیچ اشکالی ندارد و اگر حین ارتکاب چنین جنایاتی در مخمصه افتد، خداوند او را کمک خواهد کرد تا از مخمصه جان سالم به در برد.
چنین موجودات متوهّم و خودشیفتهای را در سایر ادیان نیز میتوان یافت و دید؛ همچون یهودیانی که بر این باورند که خداوند به آنها حق کشتن کودکان معصوم و انسانهای غیرنظامی را داده و یا مسلمانانی که دچار این توهماند که خدا به آنها حق کشتن مخالفان و دگراندیشان را داده یا مسیحیان و هندوها و بوداییها و سایر دینورزانی که جنایات خود علیه سایر انسانها را به گردن خداوند میاندازند.
رابطهی معناداری میان خودشیفتگی و ارتکاب جنایت وجود دارد.
براستی خداوند سبحان، قربانی خوانش بیمارگونهی پیروان خودشیفتهی ادیان از حق است.
٢۴ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
تلاش عدهای یهودی برای یافتن و ربودن (و شاید از بین بردن حضرت در سنین کودکی) جنبهی تاریخی فیلم را ماهیتی ماجراجویانه و سوگیرانه میبخشد، فیلمنامه را به وادی اغراقگویی در میافکند و جنبهی روایتگونهی تخیلی آن را تقویت میکند. مضاف بر این، این تأکید افراطگونه، دشمنی توهّمآمیزی برای کلیمیها با آن حضرت درنظر میگیرد که همهی فیلم را تحتالشعاع خود قرار داده و برجستهسازی این دشمنی در این فیلم که فرصتی برای پردازش درونمایهی پیام و رسالت والای حضرت در آن مهیا نشده، خالی از ضرورت و عاری از الزام و غیرمنطبق با دادههای تاریخی و قرآنی است.
مخاطب محتواگرا و معنوی با دیدن این فیلم به این نتیجه میرسد که فیلم در مسیر تحریف حرکت کرده و حرفی ویژه برای گفتن ندارد و چیزی بر ایمان و تقوای او نیفزوده و دغدغههای دینی او را پاسخی درخور نداده و از این لحاظ نتوانسته انتظارات او را برآورده سازد.
برجستهشدن تکنیک و شکل به جای محتوا نه تنها نتوانسته ضعفهای محتواییِ این فیلم را در به تصویر کشیدن شخصیتی در خور مقام والای حضرت رسول(ص) بپوشاند، بلکه به نظر میرسد فیلم، بیشتر سلیقهی مخاطب غربی را مد نظر قرار داده که برای او دیدن صحنههای پرجاذبه و اکشن و ماجراجویانه بر محتوای پیامی دینی ارجحیت دارد. مطلب از این قرار است که بینندهی آگاه از تاریخ اسلام و گفتمان قرآن هنگامی که از سینما خارج میشود و به روح و ذهن ارزیاب خود رجوع میکند، خود را با تحریف زندگی آن حضرت روبهرو میبیند و درمییابد که این فیلم سرمایهی دینی او را ارتقا نبخشیده بلکه مخدوش نموده است.
کوتاه سخن اینکه این فیلم گویی بیشتر برای مخاطب غربی و در مسیر سلیقههای او ساخته شده و نه برای مشتاقان مسلمان، بویژه اینکه در این فیلم راجع به مهمترین معیار برتری در اسلام -یعنی تقوا که تسلط بر خویشتن است- سکوتی عجیب اتخاذ گردیده است. عجیب به این خاطر که فیلمنامه مشغول مجابکردن تماشاگر نسبت به معجزهگر بودن پیامبر اسلام در زمان کودکی در سطح جسمانیست و از معیارها و ارزشهای محتوایی اسلام و بویژه تقوا که میزان تعیین مقام انسانها نزد خداوند اسلام است، غافل مانده است. این ضعفها این شائبه را در ذهن قوی میسازد که مبادا سازندگان فیلم با ساختن این فیلم تنها در پی انجام و اجرای سفارشی خاص بودهاند و جاودانهکردن نام خود نزد مخاطبان غربی را مد نظر قرار دادهاند، تا جاودانهکردن نام حقیقی و پیام راستین حضرت رسول کریم (ص). الله اعلم.
پایان
🌿@drBehrouzMoradi
«شکل و تحریف بهجای محتوا و معنا»
(نقدی بر فیلم محمد رسول الله(ص) آقای مجیدی)
🖍دکتر بهروز مرادی؛ قرآنپژوه و جامعهشناس فرهنگ و دین
در سال 1394 که فیلم محمد رسولالله مجید مجیدی پس از تبلیغات بسیار و انتظاری طولانی سرانجام روی پرده رفت، این نقد را برای چند روزنامهی داخلی فرستادم. اما دستاندرکاران همهی روزنامهها آنزمان گفتند که از بالا دستور گرفتهاند که نقدی نسبت به این فیلم چاپ نکنند.
چندی پیش به مناسبت میلاد حضرت رسول کریم(ص) در تالار وحدت برنامهای برگزار گردید و در آن برنامه، آقای مجیدی نیز حضور یافت و از فیلم خود تعریف و تمجید بسیار و از عدم استقبال از این فیلم در سطح جهانی و کشورهای اسلامی ابراز ناخرسندی نمود. این امر سبب شد تا خاطرهها در این باره زنده شود و برآن شوم تا یکبار دیگر برای چاپ نقد فیلم ساختهی ایشان اقدام نمایم، شاید این نقد به سمع و نظر ایشان برسد و ایبسا دریابد که چرا فیلمی که پر از اشکال و ایراد باشد، با عدم استقبال مواجه میگردد:
فیلم محمد رسولالله ماجرای تولد و حتا پیشا-تولد حضرت رسول(ص) را روایت میکند و تا سن نوجوانی پیش میآید و البته تا حدی بسیار اندک به دوران پسا-بعثت نیز نقبی میزند. فیلم از نظر تکنیکی و فنی بسیار جذاب است، فیلمبرداری، صدابرداری و صحنهسازی آن بسیار جالب توجه است و گفته میشود پرخرجترین فیلم تاریخ سینمای ایران باشد. اما پرسش این است که تا چه اندازه این فیلم انتظارات دینی مشتاقان حضرت رسول(ص) را برآورده نموده است.
از همان ابتدای فیلم، شادیهای پر رنگ مردم عادی هنگام متولدشدن حضرت رسول(ص) تأکیدی اغراقآمیز در خود نهفته دارد. براستی تولد یک کودک پسر در میان مردم قریش چه دلیل عقلانی برای برپایی یک جشن قبیلهای میتواند داشته باشد؟ در حالی که آنها از اینکه این کودک خاص خواهد بود، هیچ اطلاعی نداشتند.
مهمتر اینکه فیلم اصرار خاصی در متقاعدسازی تماشاگر دارد برای پذیرفتن معجزات حضرت محمد(ص) در دوران کودکی و از این لحاظ نه به سوی محور قراردادن پیام قرآنی پیامبر خاتم، بلکه به سوی برجستهسازی یک ویژگی در شخصیت پیامبر حرکت میکند که دلیل قانعکنندهای برای آن وجود ندارد. چرا یک پیامبر در دوران کودکی و پیش از آغاز دوران بعثت باید دارای معجزه باشد؟ کارکرد معجزه در رسالت یک پیامبر چیست؟ نقش معجزه در مأموریت یک پیامبر بدان خاطر بود که مخاطبان او خود را با نشانهای غیرمعمول و خارقالعاده مواجه ببینند و به رسالت الهی او ایمان بیاورند. معجزهی حضرت رسول کریم(ص) اسلام همانا "قرآن" میباشد و با این انتخاب، مخاطب اسلام موجودی عقلانی درنظر گرفته شده و پیوسته به تفکر و تعقل در آیات و نشانههای اینجهانی دعوت گردیده است. اسلام از این طریق از رسالت سنّتی نبوّت فاصله گرفته و مخاطب خود را وارد مرحلهی مواجهی عقلانی با مقولهی نبوّت نمود. حضرت رسول(ص) عقلانیت مخاطب را مورد خطاب قرار داده و خواهان آن بود که انسان نه بخاطر قدرت شفابخشی جسم بشر (آنچنان که پیامبران پیشا-اسلامی انجام میدادهاند و عمدتاً با احساسات مردم رابطه برقرار میساختهاند)، بلکه بهخاطر به رسمیتشناختنِ سطح دیگری از قوهی بشر که عقلِ استدلالی است به وادی وجود خدا و پرستش موحدانهی او گام نهد. ازجمله از این حیث است که اسلام دین تکاملیافتهتری نسبت به ادیان ماقبل خویش است، چراکه پیامبرش بهجای معجزهی جسمانی و حسی، عقل بشر را مخاطب پیام خود قرار میدهد و کتابش از بشر میخواهد با تأمل خردورزانه در پدیدههای عیان به حقایق نهان دست یابد و با کمک عقلانیّت خویش به سوی خدا راهی پیدا کند. این روش و رویکرد جدیدی در گفتمان نبوّت الهی بود. پس پیامبر اسلام(ص) برخلاف پیامبران سنّتی پیش از خود، به جای احساسات، عقل بشر را برمیانگیخته و این آغازی بدیع در رسالت سلسلهی پیامبران الهی بوده و به همین خاطر است که او پیامبر خاتم است، چون ایشان از آن طریق حجّت را بر بشریت تمام نمود.
بدین ترتیب رویه و شیوهی دعوت آن حضرت، خاص خود ایشان است و وجود مبارک ایشان از راه و رسم احساسی و حسی و لمسی پیامبران پیش از خود پیروی ننموده، بلکه خود رویهی بدیع خردمحورِ خویش را در دعوت داشتهاند. اما فیلم بدون درک چنین مقامی، قصد دارد از حضرت رسول(ص) پیامبری سنّتی ترسیم نماید که مقام نبوتش از طریق به رسمیت شناختن قدرت معجزهگری ایشان در سطح جسمانی اثبات گردد. فیلمنامه معجزهی جسمانی را بر معجزهی عقلانی برتریت داده و از این حیث به وادی ارتجاع درافتاده و نشان میدهد که درکی از جریان و سیر عقلانی جریان نبوت الهی و تکامل ادیان و چرایی معجزهبودن قرآن ندارد.
🌿@drBehrouzMoradi
👇ادامه