8604
🚀 آکادمی علوم شناختی دنیای شناخت دنیایی بینهایت از علم شناخت www.CognitionWorld.ir with same id on Linkedin & Instagram مجموعه رسانههای دنیای شناخت ↓ @cognitiontimes @psychesci @cwkonkoor Contact & Ads: @CWMediaManager
📚 سندروم جمعآوری بیپایان: چگونه از یک «جمعکننده» به یک «انجامدهنده» تبدیل شویم؟ + معرفی 5 راهکار عملی
🟠 بیایید صادق باشیم.
چند دوره آموزشی خریدهاید که هرگز حتی ویدیوی اولش را ندیدهاید؟
چند کتاب PDF در کامپیوترتان دارید که منتظر 🌟یک روز مبادا🌟 برای خوانده شدن هستند؟
چند مقاله و لینک در مرورگرتان ذخیره کردهاید تا بعداً بخوانید؟
✨ به سندروم جمعآوری بیپایان خوش آمدید.
این یک حس آشناست: ما با هیجان منابع را جمع میکنیم، چون این کار حس انجام دادن کاری مفید را به ما میدهد. مغز ما با پیدا کردن هر منبع جدید، یک دوز کوچک دوپامین (هورمون پاداش) دریافت میکند و به این حس خوب معتاد میشود.
🔴 مشکل اینجاست که جمعآوری، یک توهم پیشرفت است. این کار، یک شکل بسیار هوشمندانه از اهمالکاری (Procrastination) است.
ما آنقدر مشغول «آماده شدن» میشویم که هرگز «شروع» نمیکنیم، چون شروع کردن با ترس از شکست و کامل نبودن همراه است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👀 اما چگونه میتوانیم این چرخه را بشکنیم و از یک «جمعکننده» به یک «انجامدهنده» تبدیل شویم؟
در ادامه، یک نقشه فرار ۵ مرحلهای برای خروج از این تله ذهنی آورده شده است :
💡 ۵ راهکار عملی برای غلبه بر سندروم جمعآوری:
🔢 قانون «یکی داخل، یکی خارج»:
قبل از جستجوی هر منبع جدید، خود را مجبور کنید یکی از منابع فعلی را تمام (یا حذف) کنید.
🔢 پروژه را تعریف کنید، نه موضوع را:
به جای «یادگیری پایتون»، هدف خود را «ساختن یک ماشین حساب ساده با پایتون» تعریف کنید.
🔢 قانون ۲ ساعت مطالعه، ۱ ساعت ساخت:
به ازای هر ۲ ساعت مطالعه یا تماشای آموزش، خود را ملزم کنید ۱ ساعت را به ساختن یا تمرین عملی آن اختصاص دهید.
🔢 اولین قدم را مضحکانه کوچک کنید:
«تماشای کل دوره» را فراموش کنید؛ هدف امروز شما فقط «روشن کردن کامپیوتر و باز کردن فایل ویدیویی اول» است.
🔢 آرشیو کردن برای آرامش ذهن:
تمام منابع به جز یکی را در یک پوشه جداگانه «آرشیو» کرده و از جلوی چشم خود دور کنید تا از فلج ناشی از انتخابهای زیاد رها شوید.
⚙️ هانیه قدسی | کارشناسی مهندسی پزشکی گرایش بیوالکتریک
❤️ @PsycheSci | CWA
همهی ورزشها حالتان را بهتر میکنند، اما نه به یک روش!🏃🏻♀
همه میدانیم ورزش به بهبود عملکرد مغز ما کمک میکند، اما آیا برای مغز تفاوتی دارد که ورزش انتخابی ما دوچرخه سواری یا یوگا باشد؟!
🥇 اول از همه بهتر است بدانیم تحت تأثیر ورزش اگزرکینها (Exerkines) از عضلات و سایر بافتهای بدن به درون خون آزاد میشوند و بر روی مغز اثر میگذارند.
🥈 نکته مهم دوم اینکه دو نوع مهم از این مولکولها اندوکانابیوئیدها (Endocannabinoids) که در تنظیم خلق، استرس و احساس سرخوشی نقش دارند و BDNF (Brain-Derived Neurotrophic Factor) که از رشد نورونها، شکل گیری ارتباطات عصبی و انعطافپذیری مغز حمایت میکند، هستند.
این دو مولکول در ۸۸ فرد جوان که به طور تصادفی به دو گروه "دوچرخه سواری" و "یوگای ملایم" تقسیم شده بودند مورد بررسی قرار گرفت. قبل و بعد هر تمرین، اضطراب، خلق، فشار خون و سطح این مولکولها بررسی شد. همچنین عملکرد حافظه شرکت کنندگان هم مورد ارزیابی قرار گرفت.
طبق نتایج، هر دو فعالیت دوچرخه سواری و یوگا توانستند اضطراب افراد را کاهش داده و حال آنها رو بهتر کند.
اما
یک نکته مهم وجود داشت: با اینکه سطح BDNF نیز در هر دو گروه تغییر معنا داری نداشته اما افزایش سطح اندوکانابینوئیدها بعد از ورزش در گروه دوچرخه سواری از گروه یوگا بیشتر بود؛ همان مولکولی که احساس سرخوشی بعد از ورزش را به وجود میآورد.
🧠 برخلاف انتظار پژوهشگران، افزایش سطح این مولکولها باعث بهبود عملکرد حافظه نشد؛ تثبیت حافظه معمولا طی ساعتها یا روزها اتفاق میافتد و همین موضوع توجیه میکند که چرا عملکرد حافظه در این پژوهش کوتاه مدت بهبود پیدا نکرده است.
🚴♂ پس خلاصه اگر دنبال حس سرخوشی بعد از ورزش هستید شاید ورزشهایی مثل دوچرخه سواری انتخاب بهتری برای شما باشند.
Credit: Psychoneuroendocrinology 2026
@cognitionworld 🚀🧠
سلام خیرین عزیز
یک مورد کمک مالی فوری لازم داریم. موضوع از این قرار است:
حدود نه ماه پیش بابت هزینه پول پیش یک مادر با دختر معلولش مبلغی رو قرض گرفتیم و خونه رو از دست ندادن خدا رو شکر. مستندات کامل هم موجوده که میتونید با پیام به ما مشاهده بفرمایید.
اما متاسفانه تا الان فقط تونستیم قسمتی از قرض رو تامین کنیم و ۱۷.۵ میلیون تومان از این قرض باقی مانده و طلبکار دیگه فرصتی برای پرداخت به ما نداده.
اگر براتون مقدوره به صورت بلاعوض یا قرض هر مبلغی که میتونید، کمک کنید.
در صورت قرض، سعی میکنیم طی یکی دو ماه مبلغ را خدمتتون پرداخت کنیم. 🌱
شماره کارت 🙏
6037997596739616
مجتبی کوپایی - بانک ملی
در صورت کمک به صورت قرض لطفا رسید و شماره کارت خودتون رو برای ما بفرستید:
@CWmediamanager
وقتی بابام میخاد ثابت کنه حق با اون بوده :
@WrongPsychology 😮💨🧠
#علوم_شناختی_و_جنگهای_مدرن
زنگ خطر سیستم ایمنی مغز: چگونه استرس، افسردگی را شعلهور میکند؟✨
🔥حدود ۱ میلیارد نفر در مقطعی از زندگی خود به اختلال خلقی مانند #افسردگی یا #اضطراب مبتلا میشوند. در حالی که ممکن است دلایل زمینهای متعددی وجود داشته باشد، التهاب مزمن¹ با افسردگی مرتبط بوده است. این موضوع نشان میدهد که سیستم ایمنی ممکن است نقش مهمی در بروز اختلالات خلقی ایفا کند.
💬 مطالعات قبلی نشان دادهاند که سطوح بالای سلول ایمنی به نام #نوتروفیل، که نوعی #گلبول سفید است، با شدت افسردگی مرتبط است. اما چگونگی مشارکت نوتروفیلها در علائم افسردگی در حال حاضر مشخص نیست. در تحقیقی که امروز در Nature Communications منتشر شد، فرضیهای را مبنی بر اینکه استرس مزمن میتواند منجر به آزادسازی نوتروفیلها از مغز استخوان در جمجمه شود، آزمایش کردند. این سلولها سپس در مننژ² جمع میشوند و به علائم افسردگی کمک میکنند.
⚪️این تیم از موشهایی که در معرض #استرس اجتماعی مزمن قرار گرفته بودند، استفاده کردند. در این آزمایش، یک موش «مهاجم» به قفس خانگی یک موش خشن معرفی میشد. این دو تعاملات فیزیکی روزانه کوتاهی داشتند و میتوانستند یکدیگر را ببینند، بو کنند و بشنوند.
💡محققان دریافتند که قرار گرفتن طولانیمدت در این محیط استرسزا منجر به افزایش قابل توجهی در سطح نوتروفیلها در مننژ شد و این امر با علائم رفتار افسردهکننده در موشها مرتبط بود. حتی پس از پایان استرس، نوتروفیلها در مننژ طولانیتر از خون باقی ماندند. تجزیه و تحلیل، فرضیه محققان را تأیید کرد که نوتروفیلهای مننژی – که به طرز ظریفی با سلولهای موجود در خون تفاوت داشتند – منشأ گرفته از جمجمه بودند.
🚨 تجزیه و تحلیل بیشتر نشان داد که استرس طولانیمدت نوعی «هشدار اضطراری» سیستم ایمنی به نام سیگنالدهی اینترفرون را در نوتروفیلها فعال کرده است. مسدود کردن این مسیر – در واقع، خاموش کردن هشدار – باعث کاهش تعداد نوتروفیلها در مننژ و #بهبود رفتار در موشهای افسرده شد. این مسیر قبلاً با افسردگی مرتبط بوده است – به عنوان مثال، اینترفرونهای نوع ۱ برای درمان بیماران هپاتیت C استفاده میشوند، اما یکی از عوارض جانبی شناخته شده این دارو این است که میتواند باعث افسردگی شدید در طول درمان شود.
🖱️نسبت قابل توجهی از افرادی وجود دارند که داروهای ضدافسردگی برای آنها مؤثر نیست. این تحقیقات نشان میدهند که ممکن است بتوانیم با هدف قرار دادن سیستم ایمنی، علائم افسردگی را تسکین دهیم و به افرادی که داروهای ضدافسردگی برای آنها مؤثر نیست، کمک کنیم.
¹ زمانی که سیستم ایمنی بدن طولانیمدت فعال میماند، حتی زمانی که عفونت یا آسیبی برای مبارزه وجود ندارد.
² غشاهایی که مغز و نخاع را میپوشانند و محافظت میکنند
🔗 Credit: Nature Communications
🌏 @cognitionworld | CWA
چطوری هوش مصنوعی رو فریب بدیم تا خلاف قوانین خودش عمل کند؟
🗞 خبر دیروز تایمز: سیستمهای هوش مصنوعی که برای رد درخواستهای مضر برنامهریزی شدهاند، در صورت استفاده از تکنیکهای روانشناسی کلاسیک، ممکن متقاعد بشوند که قوانین ایمنی خودشون را نادیده بگیرند!
ماجرا چیه؟ مطالعهای که تازگیها در PNAS 2026 منتشر شده است، شواهدی ارائه میدهد که مدلهای هوش مصنوعی به استراتژیهای تاثیر و فریب انسانی پاسخ میدهند! یعنی یک آسیبپذیری پنهان در پروتکلهای ایمنی فعلیشون وجود دارد که باعث میشه فریب بخورند.
اما چطوری؟ روانشناس معروف رابرت چالدینی، مدتها پیش هفت اصل کلاسیک اقناع را که بر رفتار انسان تأثیر میگذارند، معرفی کرد. این اصول شامل اقتدار، تعهد، دوست داشتن، عمل متقابل، کمیابی، اثبات اجتماعی و یگانگی است.
قبلا از خواندن ادامه این پست، پیشنهاد میکنیم پست قبلی ما درباره این هفت اصل اقناع را بخوانید.
محققان این مطالعه (که چالدینی هم یکیشونه!) برای آزمایش هر یک از این اصول اقناع روانشناختی متمایز، متنهای پیشنهادی خاصی را طراحی کردند تا ببیند هوش مصنوعی فریب میخوره یا نه.
هر کدوم از این اصول، انگیزه اجتماعی متفاوتی را هدف قرار میدادند. اصل اقتدار برای تشویق به احترام، با استناد به یک متخصص، مانند یک دانشمند مشهور، متکی بود. کمیابی، یک درخواست را به عنوان یک درخواست حساس به زمان تنظیم میکرد و حس فوریت کاذبی را برای کامپیوتر ایجاد میشد. تعهد از تکنیک پا لای در استفاده میکرد و از نرمافزار درخواست یک لطف کوچک و بیضرر قبل از ارائه یک درخواست بزرگتر و محدود انجام میگرفت.
سایر تاکتیکها به تعاملات اجتماعی مثبت متکی بودند. دوست داشتن شامل ستایش کردن از مدل قبل از درخواست اطلاعات ممنوعه بود. عمل متقابل ابتدا یک عمل مفید مانند ارائه یادداشت به کامپیوتر را برای ایجاد یک بدهی مکالمهای را ایجاد میکرد.
اثبات اجتماعی هم به دستگاه میگفت که هزاران کاربر دیگر در حال حاضر در حال انجام دادن عمل ممنوع هستند و رفتار بد را عادیسازی میکرد. در نهایت، یگانگی برای تقویت همکاری و ساخت یک هویت گروهی مشترک با هوش مصنوعی استفاده شد.
در یک مطالعه اولیه، محققان یک مدل قدیمیتر به نام GPT-4o mini را آزمایش کردند. آنها از نرمافزار خواستند تا وظایف نامطلوبی مانند توهین به کاربر با احمق خطاب کردن او یا توضیح نحوه سنتز لیدوکائین، یک داروی بیحسی تنظیمشده، را انجام دهد. دانشمندان دقیقاً ۲۸۰۰۰ مکالمه ایجاد کردند. در گروه کنترل، دستورالعمل به سادگی درخواست اقدام ممنوعه را مطرح میکرد، در حالی که دستورالعمل گروه درمان شامل یکی از هفت اصل ترغیب بود.
هنگامی که دستورالعمل به طور معمول و بدون هیچ گونه ترغیبی ارائه میشد، هوش مصنوعی در ۳۳.۴ درصد از مکالمات با درخواستهای مضر موافقت میکرد. هنگامی که دستورالعمل شامل یک تکنیک ترغیبی بود، میزان انطباق بیش از دو برابر شد و به ۷۲.۱ درصد رسید. محققان سپس این آزمایش اولیه را گسترش دادند تا توهینها و ترکیبات شیمیایی مختلف را نیز شامل شود و ۹۸۰۰۰ مکالمه اضافی ایجاد کردند تا از ثبات اثر اطمینان حاصل شود. تاکتیکهای ترغیبی به طور قابل اعتمادی احتمال نقض قوانین ایمنی توسط مدلها را افزایش داد.
برای بررسی اینکه آیا سیستمهای جدیدتر و پیشرفتهتر نیز این آسیبپذیری را دارند، محققان یک آزمایش اصلی دقیقتر طراحی کردند. آنها سه مدل مرزی را که قبل از پاسخ دادن از مراحل استدلال استفاده میکنند، آزمایش کردند. این مدلها شامل GPT-5 mini از OpenAI، Claude Haiku 4.5 از Anthropic و Gemini 3 Flash از Google بودند. تمرکز این آزمایش اصلی صرفاً بر سنتز شش ماده شیمیایی بسیار تنظیمشده بود.
نتیجه این یکی آزمایش مثل قبلی جالب و خطرناک بود:
مدلهای جدیدتر هم در برابر تاکتیکهای روانشناختی آسیبپذیر بودند. در مکالمات کنترلی، سیستمها در 35.3 درصد از مواقع، درخواستهای خطرناک را انجام میدادند. هنگامی که کاربران هر یک از هفت اصل ترغیب را اعمال میکردند، میزان انطباق به 51.3 درصد افزایش مییافت.
- این یعنی علی رغم هوش بالای هوش مصنوعی، فقط با کاربرد چند اصل اقناع میشه فریبش داد. تو این مطالعه ساخت داروی بیهوشی و بیحسی هدف دور زدن قوانین بود. شما فکر میکنید این نفوذپذیری چه پیامدهای خطرناکی دیگری داره؟
@cognitionworld 🧠🚀
.
سیستم عصبیام بعد از نزدیک دو دهه زندگی تو حالت جنگ/گریز
@cognitionworld 🚀🧠
#علوم_شناختی_و_جنگهای_مدرن
«جنگ شناختی یک بعد جدید از جنگهای مدرن است که در کنار جنگ زمینی، دریایی، هوایی، فضایی و سایبری قرار دارد. و هدف آن تأثیرگذاری بر ادراک، تصمیمگیری و باورهای افراد و جوامع است.»
سلام 🚀
از طریق پیوند زیر میتوانید در گروه «علوم شناختی | دنیای شناخت» عضو شوید.
ble.ir/join/6aStwBBmdu
پایان افسانه بیطرفی: هوش مصنوعی، آینهی تمامنمای خالقان خود
پژوهشهای جدید شواهدی را آشکار کردهاند که نشان میدهد سیستمهای هوش مصنوعی، برخلاف آنچه اغلب تصور میشود، ناظرانی عینی و خنثی نیستند. یک مطالعه تازه نشان میدهد که مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) تمایل دارند تا دیدگاههای ایدئولوژیکِ شرکتها و کشورهایی که سازنده آنها هستند را اتخاذ کرده و بازتاب دهند.
نتایج این پژوهش که خط بطلانی بر باور «بیطرفی ذاتی تکنولوژی» میکشد، در ژورنال علمی npj Artificial Intelligence منتشر شده است.
واژهنامه تخصصی این خبر را در کامنت مطالعه کنید.
#هوش_مصنوعی #ایدئولوژی #LLM
@cognitiontimes • CWA
«کسی که در چنبرهای فلسفی گرفتار میشود، همانند کسیست که در اتاقی محبوس است و نمیداند چگونه از آنجا خلاصی یابد. او پنجره را امتحان میکند، اما بسیار بلند است، به دودکش متوسل میشود اما بسیار باریک است، در حالی که اگر برگردد، میبیند که «در» همیشه باز است...»
خاطراتی از ویتگنشتاین / نورمن مالکوم
#پرونده_ویژه پروژههای بینالمللی مغز
شماره سه: پروژه مغز آمریکا (BRAIN Initiative) 🇺🇸
🧠 وقتی در سال ۲۰۱۳ باراک اوباما از پروژه مغز آمریکا رونمایی کرد (در یوتیوب ببینید)، آن را «پروژه آپولو»ی قرن جدید نامید. اگر اروپا به دنبال ساخت «مغز مجازی» بود و چین به دنبال «هوش مصنوعی»، آمریکاییها رویکردی کاملاً عملگرا و مهندسی را انتخاب کردند: ساخت ابزارهای جدید برای دیدن و کنترل مغز.
🛠️ نام کامل این پروژه گویای همهچیز است: "تحقیقات مغز از طریق پیشبرد تکنولوژیهای عصبی نوین". آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که دلیل اصلی ناتوانی ما در درمان بیماریهای مغزی، کمبود دانش نیست، بلکه «کمبود ابزار» است. آنها معتقد بودند ما مثل ستارهشناسانی هستیم که میخواهیم کهکشانها را ببینیم اما هنوز تلسکوپ اختراع نشده است!
💡 شاهکلید پروژه آمریکا، توسعه تکنولوژیهایی مثل اپتوژنتیک (Optogenetics) و کانکتومیکس است. آنها سرمایهگذاری عظیمی کردند تا بتوانند به جای ثبت فعالیت یک یا دو نورون، فعالیت هزاران یا میلیونها نورون را «همزمان» و با سرعت نور ضبط کنند. تصور کنید قبلاً فقط صدای یک ساز را در ارکستر میشنیدیم، اما پروژه آمریکا میکروفونهایی ساخت که صدای تکتک سازها را در لحظه ضبط میکند.
🗺️ یکی از بزرگترین جاهطلبیهای این طرح، ترسیم «کانکتوم» (Connectome) یا همان نقشه سیمکشی مغز است. آنها میخواهند بدانند دقیقاً کدام نورون به کدام نورون وصل شده است. این نقشه دقیقاً مثل نقشه گوگلمپ عمل میکند؛ تا وقتی ندانید خیابانها (آکسونها) چطور به هم وصل شدهاند، نمیتوانید ترافیک (سیگنالهای عصبی) را مدیریت کنید.
🔌 بخش جذاب دیگر که با حمایت سازمانهایی مثل DARPA (سازمان پروژههای پژوهشی پیشرفتهٔ دفاعی آمریکا) پیش میرود، توسعه رابطهای مغز و رایانه (BCI) برای درمان است. هدف آنها فقط تئوری نیست؛ آنها به دنبال کاشتنیها (Implant) و چیپهایی هستند که بتوانند به افراد فلج قدرت حرکت بدهند، نابینایان را بینا کنند و حتی حافظه از دست رفته را بازیابی کنند.
💊 در حالی که اروپا روی مدلسازی تمرکز داشت، آمریکا روی «مداخله» تمرکز دارد. این پروژه میخواهد به جایی برسد که بتوانیم مدارهای معیوب در افسردگی شدید، اعتیاد یا پارکینسون را شناسایی کنیم و با تحریک دقیق الکتریکی یا نوری، آنها را "ریست" کنیم.
🇺🇸 پروژه مغز آمریکا به جامعه علمی علوم شناختی یاد داد که #علوم_اعصاب برای پیشرفت، به شدت محتاج مهندسی است. این پروژه مرزهای تکنولوژیک را جابهجا کرد تا ما بتوانیم مغز را نه به عنوان یک توده خاکستری مرموز، بلکه به عنوان یک مدار الکتریکی فوقپیشرفته ببینیم که قابل نقشهبرداری و تعمیر است.
این سه پروژه بزرگ (چین، اروپا، آمریکا) مثل قطعات یک پازل هستند؛ یکی ابزار میسازد (آمریکا)، یکی شبیهسازی میکند (اروپا) و دیگری هوش مصنوعی را توسعه میدهد (چین). و برنده نهایی؟ رشته #علوم_شناختی است که از ترکیب این دستاوردها قویتر میشود. ❤️✌️
پ.ن: حالا که با سه غول اصلی دنیای مغز آشنا شدید، وقتش رسیده در قسمت آخر سراغ بازیگران مهم دیگر مثل ژاپن و کانادا یا حتی برزیل برویم و جمعبندی کنیم:
۱- اگر تا اینجا همراه #پرونده بودید، حتماً نظرتون رو درباره تفاوت رویکرد این کشورها برام بنویسید.
۲- با ❤️ هاتون بهم نشون بدید که در این علاقهمندی تنها نیستم تا در وبینار پیشرو، نقشه راه ورود دانشجویان ایرانی به این دست پروژهها با هم بررسی کنیم.
مجتبی کوپایی
@cognitionworld • CWA
#پرونده_ویژه پروژههای بینالمللی مغز
شماره دو: پروژه مغز انسان (اروپا) 🇪🇺
🧠 اگر چین به دنبال استراتژی «یک بدنه، دو بال» است، اتحادیه اروپا در یک دهه گذشته رویایی متفاوت و شاید جسورانهتر را دنبال میکرد: ساخت یک مدل دیجیتالی کامل از مغز انسان. پروژه مغز انسان (HBP) که یکی از بزرگترین پروژههای علمی تاریخ اروپا بود (و اواخر ۲۰۲۳ فاز اصلی آن به پایان رسید)، با بودجهای حدود ۶۰۰ میلیون یورو تلاش کرد تا پلی میان #علوم_اعصاب و #فناوری_اطلاعات بسازد.
💻 ایده اصلی اروپاییها این بود که ما دادههای بیولوژیکی بسیار زیادی از مغز داریم، اما این دادهها پراکندهاند. آنها تصمیم گرفتند به جای جمعآوری صرف دادهها، یک «ابَرساختار» بسازند. هدف این بود که مغز را نه در آزمایشگاه و زیر میکروسکوپ، بلکه درون سوپرکامپیوترها بازسازی کنند. این پروژه بر خلاف چین که تمرکز شدید روی هوش مصنوعی کاربردی دارد، بیشتر بر شبیهسازی (Simulation) و محاسبات نورومورفیک متمرکز بود.
🌐 شاهکار این پروژه، ایجاد پلتفرمی به نام EBRAINS است. اروپاییها متوجه شدند که پیچیدگی مغز به قدری زیاد است که هیچ دانشمندی به تنهایی نمیتواند آن را درک کند. بنابراین ایبرینز (EBRAINS) را به عنوان یک «نقشه گوگل برای مغز» طراحی کردند؛ یک اطلس سهبعدی و دقیق که دانشمندان سراسر جهان میتوانند دادههای خود را در آن به اشتراک بگذارند و آزمایشهای مجازی انجام دهند.
🤖 بخش هیجانانگیز دیگر این پروژه، توسعه چیپها و سختافزارهایی بود که دقیقاً مثل نورونهای مغز عمل میکنند (محاسبات نورومورفیک). برخلاف کامپیوترهای معمولی که پردازنده و حافظه جدا دارند، در این سیستمها -مثل مغز انسان- پردازش و حافظه در یک جا اتفاق میافتد. سامانه SpiNNaker و BrainScaleS خروجیهای غولآسای این بخش هستند که تلاش دارند معماری فیزیکی مغز را روی سیلیکون پیادهسازی کنند.
🧩 بیایید یک مثال بزنیم: اگر پروژه چین میخواهد بداند «نرمافزار» مغز (ذهن/هوش) چطور کار میکند تا آن را کپی کند، پروژه اروپا سعی کرد «سختافزار» مغز را به صورت دیجیتالی بسازد. آنها میخواستند یک «دوقلوی دیجیتال» (Digital Twin) از مغز داشته باشند تا بتوانند اثر داروها یا بیماریها را قبل از تست روی انسان، روی این مغز شبیهسازی شده در کامپیوتر آزمایش کنند.
💊 اما حاصل این پروژه ده ساله برای پزشکی و درمان چه میشود؟ مدلهای کامپیوتری شخصیسازی شده! تصور کنید روزی رو که یک پزشک به جای آزمون و خطا، اسکن مغز بیمار مبتلا به صرع یا پارکینسون را وارد پلتفرم EBRAINS کند، یک مدل مجازی از مغز او بسازد و بهترین روش جراحی یا دارو را روی آن مدل تست کند و بعد سراغ بیمار واقعی برود.
این پروژه به ما نشان داد که برای درک پیچیدهترین ساختار جهان هستی، ما نیاز داریم که #علوم_شناختی را با قدرت محاسباتی سوپرکامپیوترها ترکیب کنیم. اروپا زیرساختی را بنا کرده که حالا دانشمندان نسل بعد میتوانند روی شانههای آن بایستند. ✌️
پ.ن: اگر این پست رو دوست داشتید و میخواهید بدانید آمریکا و ژاپن در رقابت با چین و اروپا چه کردهاند:
۱- این #پرونده را که نگاهی جامع به ژئوپلیتیک علوم اعصاب است دنبال کنید.
۲- با ❤️ هاتون انرژی بدید تا در انتهای پست چهارم، در یک وبینار تخصصی نقشه کامل این رقابت جهانی را در کنار هم بررسی کنم.
مجتبی کوپایی
@cognitionworld • CWA
«رسانههای اجتماعی؛ تقویتکننده دوستیهای قدیمی یا پناهگاهی برای تنهایی؟»
تحقیقات جدید در ژورنال «رایانهها در رفتار انسانی» نشان میدهد که اثرات استفاده نوجوانان از رسانههای اجتماعی، یکسان نیست؛ بلکه بسته به شخصیتشان الگوهای محتلفی دارد که پیامدهای اجتماعی متفاوتی هم به همراه دارد.
یافتههای این مطالعه نشان میدهد؛
پلتفرمهای دیجیتال، عمدتاً به جای کمک به نوجوانان منزوی برای برقراری ارتباطات تازه، بیشتر باعث تقویت دوستیهای موجود میشوند.
برای دستیابی به این نتایج، یک تیم تحقیقاتی وضعیت ۱۲۱۱ دانشآموز هلندی بین ۱۰ تا ۱۵ سال را در طول سه سال پیگیری کرد. آنها با استفاده از نظرسنجیها، مواردی همچون میزان تماشای محتوا، ارسال پست درباره خود، تعامل با دیگران و به اشتراکگذاری احساسات شخصی توسط دانشآموزان را اندازهگیری کردند. محققان همچنین انگیزههای روانشناختی دانشآموزان، نظیر «ترس از دست دادن» (FOMO) یا تمایل به محبوبیت را مورد ارزیابی قرار دادند.
بعد از جمعآوری داده، پژوهشگران با استفاده از یک تکنیک آماری به نام «تحلیل پروفایل پنهان»، ۴ نوع متمایز از کاربران را شناسایی کردند:
۱- بزرگترین گروه که حدود ۵۴ درصد از شرکتکنندگان را تشکیل میداد، تحت عنوان «کاربران همهجانبه» (All-round users) نامگذاری شد. این نوجوانان در تمامی فعالیتها، از مرور کردن صفحات (اسکرول کردن) تا ارسال پست، حضوری در حد متوسط داشتند.
«کاربران همهجانبه» بهطور کلی در طول این دوره سه ساله، کیفیت دوستیهای خود را در سطح متوسط تا بالا حفظ کردند. عادات دیجیتال آنها به نظر میرسید که امتدادی از یک زندگی اجتماعی سالم در دنیای واقعی (آفلاین) باشد. آنها از این پلتفرمها برای حفظ ارتباط و اشتراکگذاری تجربیات با دوستانی استفاده میکردند که در دنیای واقعی نیز آنها را ملاقات میکردند.
۲- دومین گروه بزرگ که تقریباً ۳۰ درصد افراد را شامل میشد، به عنوان «کاربران کمکار» (Low users) شناسایی شدند. این افراد به ندرت با رسانههای اجتماعی در هر شکلی، چه مرور منفعلانه و چه ارسال فعالانه پست، درگیر میشدند. اگرچه ممکن است کمتر وابستهبودن به صفحات نمایش مفید به نظر برسد، اما دادهها برای این گروه خاص داستان متفاوتی را نشان میدادند.
این «کاربران کمکار» در آغاز پژوهش، نسبت به همسالان خود کیفیت پایینتری از دوستیها را گزارش کردند. عدم مشارکت آنلاین آنها به نظر میرسید که بازتابی از عدم ارتباط در دنیای واقعی باشد. بدون داشتن یک گروه همسالان قوی برای تعامل، آنها انگیزه کمی برای آنلاین شدن داشتند. دادهها نشان میدهد که آنها صرفاً از فناوری دوری نمیگزیدند، بلکه از «تقویت اجتماعی» که در فضای آنلاین رخ میدهد، محروم بودند.
۳- گروه کوچکتری شامل حدود ۸ درصد، با عنوان «کاربران با خودافشایی بالا» (High self-disclosing users) نامگذاری شدند. این نوجوانان بهطور مکرر از پلتفرمهای دیجیتال برای به اشتراک گذاشتن احساسات شخصی، رازها و بروزرسانیهای عاطفی استفاده میکردند. آنها تمایل داشتند ارتباطات آنلاین را به گفتگوهای رودررو ترجیح دهند.
این گروه در شاخصهای اضطراب و افسردگی نمرات بالاتری کسب کردند. محققان پیشنهاد میکنند که این نوجوانان ممکن است از اینترنت برای جبران سختی ارتباط در موقعیتهای اجتماعی آفلاین استفاده کنند. فشار کمتر گفتگوهای آنلاین (چت) که فاقد نشانههای غیرکلامی مانند تماس چشمی است، ممکن است «ابراز وجود» را برای آنها آسانتر کند. با وجود درگیریهای عاطفی، این گروه دوستیهای باکیفیتی را حفظ کردند که نشان میدهد آسیبپذیری (بیان احساسات درونی) آنها در فضای آنلاین به حفظ پیوندهایشان کمک کرده است.
۴- گروه نهایی که تحت عنوان «کاربران بهشدت خودمحور» (High self-oriented users) برچسبگذاری شدند، تقریباً ۷ درصد از نمونه آماری را تشکیل میدادند. این نوجوانان تمرکز شدیدی بر ارسال محتوا درباره خودشان داشتند، اما علاقه کمتری به کارهای همسالانشان نشان میدادند. محرک اصلی آنها تمایل به کسب جایگاه و جلب توجه بود.
برخلاف گروههای دیگر، «کاربران بهشدت خودمحور» نگرانی کمتری در مورد «ترس از دست دادن» (FOMO) داشتند. به نظر میرسید هدف اصلی آنها «تبلیغ خود» باشد تا برقراری ارتباط. نکته قابل توجه این است که این تنها گروهی بود که در طول این سه سال شاهد افت کیفیت دوستیهای نزدیک خود بود. تمرکز آنها بر جذب مخاطب بهجای درگیر شدن در دوستیهای متقابل، احتمالاً در عمیقتر کردن روابط شخصیشان ناکام مانده است.
با توجه به این یافتهها، میفهمیم الگوهای مختلف و دقیقی در رفتار نوجوانان برای استفاده از رسانههای اجتماعی وجود دارد. اگر پدر و مادرها و مربیان مدرسه متوجه تفاوتها باشند، بهتر میتوانند به نوجوان در مدیریت زیست دیجیتالش کمک کنند.
@cognitionworld • CWA
تا حالا سقلمه خوردید؟ 😁
🍿 به این دقت کردهاید که چرا در فروشگاههای زنجیرهای نزدیک پیشخوان، آدامس و چند خوراکی کوچک دیگر قرار میدهند؟ چنین چیدمان و ترتیبی قطعا بدون دلیل نیست. برای دانستن علت این چیدمان، همراه ما باشید.
⏫یکی از اصطلاحاتی که ریچارد تیلر (پدر علم اقتصاد رفتاری) در گسترش آن نقش داشت، مفهوم «تلنگر¹» است. تیلر تلنگر را اینطور تعریف کرده است:
تلنگر، جنبهای از معماری رفتار است که رفتار مردم را در راه پیشبینی پذیری، بدون ممنوع کردن هیچ گزینهای یا تغییر محسوسی در انگیزههای اقتصادیشان، اصلاح میکند.
آیا مغز شما هنگام خواب میتواند پیشبینی کند چقدر اهل کار خیر هستید؟ 😴🧠
شاید عجیب به نظر برسد، اما یک مطالعه جدید نشان میدهد پاسخ این سؤال ممکن است «تا حدی بله» باشد.
پژوهشگران دانشگاه برن، خواب ۵۴ فرد سالم را در محیط خانه و با استفاده از پلیسومنوگرافی قابلحمل مجهز به EEG با چگالی بالا (۶۴ الکترود) ثبت کردند تا فعالیت امواج آهسته (Slow-wave activity) در مراحل خواب عمیق را بررسی کنند.
سپس برای سنجش رفتارهای جامعهیار (=Charitable)، از شرکتکنندگان خواسته شد در بازی کالای عمومی (Public Goods Game) شرکت کنند؛ یک آزمون استاندارد در #اقتصاد_رفتاری که در آن افراد تصمیم میگیرند چه مقدار از پول خود را برای منفعت جمعی در یک صندوق مشترک سرمایهگذاری کنند. در این بازی هرچه مشارکت بیشتر باشد، تمایل فرد به همکاری و انجام رفتارهای #نوعدوستانه بیشتر در نظر گرفته میشود.
نتیجه جالب بود:
افرادی که در طول خواب عمیق، فعالیت امواج آهسته بیشتری در ناحیه اتصال گیجگاهی–جداری راست (Right Temporoparietal Junction; rTPJ) داشتند، بهطور میانگین مشارکت بیشتری در صندوق مشترک انجام دادند.
این ناحیه از مغز در فرایندهایی مانند #همدلی، #دیدگاهگیری (Perspective-taking) و درک نیات دیگران نقش مهمی دارد. بنابراین، پژوهشگران پیشنهاد میکنند کیفیت خواب عمیق در این ناحیه ممکن است با تفاوتهای فردی در رفتارهای جامعهیار ارتباط داشته باشد.
🧵 البته این یافته به معنای آن نیست که هرچه بیشتر بخوابید، خیّرتر میشوید! این مطالعه از نوع همبستگی (correlational) است؛ یعنی تنها وجود یک ارتباط را نشان میدهد و هنوز نمیتواند رابطه علت و معلولی را اثبات کند. برای پاسخ به این سؤال که آیا بهبود خواب عمیق واقعاً باعث افزایش رفتارهای جامعهیار میشود یا نه، به مطالعات مداخلهای بیشتری نیاز داریم.
Credit: The Journal of Neuroscience 2024
@cognitionworld 🚀🧠
یعنی من در آینده بدردنخور میشوم؟
«هوش مصنوعی خیلی پیشرفته شده. خود من دانشجو هم ازش کمک میگیرم تا مقالهها رو خلاصه کنه، بهم بگه چجوری سؤالهای مختلف رو حل کنم و فکر کنم حدوداً هر تکلیفی که استادهامون بهمون میدن رو میتونه بهتر از من جواب بده. اگر به جای من میتونست توی کلاس بشینه دانشجوی مورد علاقه اساتید میشد. شاید دنیا تو آینده دیگه نیازی به دانشجو نداشته باشه. حالا شغل چی؟ اگه بخوام خودم رو تو آینده تصور کنم، چه کاری دارم میکنم؟ کجای جهان جا میگیرم؟»
شاید این رشته افکار برایتان آشنا به نظر برسند. به کل این فرآیند تفکر آیندهنگر میگویند. درست است. سورپرایز. این یک پست دربارهی AI نیست. بلکه دربارهی فرآیندی شناختی است که بر اساس پژوهش حدوداً هر ۲ تا ۴ دقیقه حداقل یکبار انجامش میدهیم. معرفی میکنم: تفکر آیندهنگر.
🌀 مفاهیم و کلمات مختلفی با تفکر آیندهنگر گره خوردهاند. حافظه آیندهنگر¹، سرگردانی ذهن²، برنامهریزی³، سفر ذهنی به آینده⁴ و تفکر آیندهنگر رویدادی⁵. هرکدام از این کلمات معنای مشخص خود را دارند برای مثال حافظه آیندهنگر، به معنای نگه داشتن کاری در ذهن خودمان است که قرار است در آینده انجام بدهیم (یادم باشه فردا تولد دوستم رو تبریک بگم). سرگردانی ذهن نیز به فرآیندی گفته میشود که در آن فکر آزادانه جریان دارد؛ این افکار با تسکی که در حال انجامش هستیم نامرتبط و اتفاقاً معمولاً معطوف به کارهای آینده هستند (لزوماً بیهدف نیستند). شاید نزدیک ترین مفهوم به تفکر آیندهنگر، Episodic Future Thinking (EFT) باشد. پژوهشگران زیادی هستند که EFT را میسنجند؛ برای مثال میگویند با یک محرک کلامی صحنهای را در آینده تصور کنیم (وقتی میگم «هفتهی بعد» چه صحنهای در ذهنت میآید؟). با این حال این تسک آزمایشگاهی همان فرآیندی نیست که ما به صورت روزمره تجربه میکنیم. بنابراین EFT به تنهایی کافی نیست و ما به کلمهای نیاز داریم که ناگهانی بودن تفکر آیندهنگر را هم توصیف کند و صرفاً آن را مترادف با برنامهریزی نداند چراکه این فرآیند صرفاً با تلاش و برنامهریزی رخ نمیدهد، چه بسا زمانهایی بوده است که دلمان میخواسته نگرانیهای آینده را از ذهنمان بیرون بریزیم اما ناگهان دوباره در ذهنمان پدیدار میشدند.
💡درواقع میتوان گفت که تفکر آیندهنگر که شاید بهتر باشد اسم کلی آن را prospection بگذاریم در چهار حالت مختلف رخ میدهد:
Simulation
زمانی که با محرک کلامی یک صحنه را با جزئیات زیاد تصور میکنیم (که به ندرت در زندگی روزمره اتفاق میافتد و معمولاً در مطالعات آزمایشگاهی استفاده میشود)
Prediction
پیشبینی احتمالات آینده
Intention
،در زمان هدفگذاری ذهنی یا زمانی که بسیار به انجام یک رفتار نزدیک هستیم
Planning
برنامه ریزی قدم به قدم برای هدف.
🔹 اگر پدر یا مادری هستید که فرزندتان با یکی از چالشهای زیر روبهروست:
اضطراب، ترس یا نگرانیهای شدید دارد
در برقراری ارتباط با همسالان یا بزرگسالان مشکل دارد
اعتمادبهنفس پایینی دارد یا از شکست میترسد
در رعایت نوبت، قوانین بازی یا همکاری با دیگران مشکل دارد
احساس میکنید رشد هیجانی، شناختی یا ارتباطی او با همسالانش متفاوت است...
در چنین شرایطی، ارزیابی تخصصی روانشناختی میتواند به درک دقیقتر وضعیت کودک و انتخاب بهترین مسیر برای حمایت از او کمک کند.
✅ در حال حاضر، برای تعداد محدودی از خانوادهها امکان دریافت خدمات تخصصی روانشناسی کودک با تعرفهای متناسب فراهم شده است.
🔹 شرایط دریافت خدمات:
سن کودک: ۵ سال و بالاتر
نحوه ارائه خدمات: جلسات آنلاین
🔹 برای ثبت درخواست و هماهنگی نوبت ارزیابی، لطفاً اطلاعات زیر را ارسال نمایید:
نام و نام خانوادگی کودک:
تاریخ تولد کودک:
شرح مختصری از دغدغه یا مشکل:
شماره تماس والدین:
📨 راه ارتباطی:
@CWmediamanager
09226842441
کلینیک دنیای شناخت 🚀 گروه علمی دنیای شناخت
#علوم_شناختی_و_جنگهای_مدرن
.
این قسمت: #نورومارکتینگ دشمن بشریت
@cognitionworld 🚀🧠
جواب «واقعا چرا برگشتی بهش؟» از زبان #علوم_اعصاب
Читать полностью…
«جنگ شناختی یک بعد جدید از جنگهای مدرن است که در کنار جنگ زمینی، دریایی، هوایی، فضایی و سایبری قرار دارد. و هدف آن تأثیرگذاری بر ادراک، تصمیمگیری و باورهای افراد و جوامع است.»
انتقالدهندههای عصبی
گیرندهها
پیامرسانهای ثانویه
مسیرها
یکی از بچههای کنکوری این خلاصه یک صفحهای را با chatgpt درست کرده و به نظر تا حد زیادی هم درسته.
امیدواریم این خلاصه مفید به شما هم کمک کنه. 🚀
[دانلود فایل با کیفیت + جزوه در کامنت]
@cognitionworld
از طرف یکی از دوستان ما در قدر
«سلام دوستان خسته نباشید شبتون بخیر باشه
یه کار کوچیک با چندتا از دوستان قراره انجام بدیم، خرید یه سری اسباب بازی برای بچه های کم بضاعت هستش
ممنون میشم حمایت کنید🩵»
/channel/labkhandhaykochak
آیا کافئین پادزهر پنهان افسردگی و اضطراب است؟
☕️ تحقیقات جدید، خبرهای خوبی درباره تأثیرات مصرف کافئین بر سلامت روان دارند. این یافتهها نشان میدهند که کافئین ممکن است با #کاهش_التهاب_مغزی¹ (البته فعلا در مدلهای حیوانی)، نقش مهمی در تسکین و کاهش علائم اضطراب و افسردگی ایفا کند.
🧐 اما چطوری؟ کافئین دقیقاً روی مغز چه اثری میگذارد؟
پژوهشگران با بررسی و مرور ۱۷ مطالعه مختلف روی جوندگان، دریافتند که مصرف کافئین توانسته است رفتارهای شبیه به اضطراب و افسردگی را در این حیوانات کاهش دهد. اما این اتفاق چگونه در سطح سلولی رخ میدهد؟ مشاهدات نشان میدهد که کافئین مانند یک محافظ همهجانبه برای مغز عمل میکند:
۱- مهار التهاب و تخریب: کافئین میزان پروتئینهای پیشالتهابی و همچنین «استرس اکسیداتیو» (عواملی که به سلولها آسیب میزنند) را به طور قابلتوجهی پایین میآورد.
۲- تقویت سدهای دفاعی: این ماده، سیستم دفاعی آنتیاکسیدانی طبیعی خودِ مغز را بیدار و تقویت میکند.
۳- تغذیه و محافظت از سلولهای عصبی: کافئین باعث افزایش تولید پروتئینی به نام «فاکتور نورونزایی مشتقشده از مغز» (BDNF) میشود؛ پروتئینی بسیار حیاتی که ضامن سلامت، رشد و بقای نورونها است.
👀 اما این به معنی این نیست که با مصرف بیشتر قهوه مغز سالم و قویتری داریم.
با وجود کشف این مکانیزمهای تازه، دانشمندان یک هشدار بسیار مهم را مطرح کردهاند. بیشتر این مطالعات روی جوندگان نر بالغ و با استفاده از دوزهای متوسط کافئین انجام شده است. نکته کلیدی اینجاست که استفاده از دوزهای بالای کافئین نه تنها کمکی نکرده، بلکه باعث تشدید برخی از علائم روانشناختی شده است.
🔍 این مطالعات اثبات میکنند که کافئین پتانسیل بالایی برای محافظت از شبکه عصبی و سلامت روان ما دارد، اما مرز بسیار باریکی بین «دوز مفید و درمانی» و «دوز آسیبزا» وجود دارد. برای رسیدن به یک تجویز قطعی درباره میزان مصرف ایمن و اثربخشی دقیق آن در بین گروههای مختلف انسانی (زنان، مردان، سنین مختلف)، علم همچنان به پژوهشهای بالینی گستردهتری نیاز دارد.
¹neuroinflammation
Credit: Nature: Translational Psychiatry 2025
@cognitionworld 🚀 گروه علمی دنیای شناخت
#پرونده_ویژه پروژههای بینالمللی مغز
شماره چهار: پروژه مغز ژاپن (Brain/MINDS) 🇯🇵
🧠 وقتی صحبت از پروژههای بزرگ مغز میشود، با توجه به سابقه ژاپن، شاید فکر کنید آنها هم مسیر رباتیک یا هوش مصنوعی را انتخاب کردهاند. اما ژاپنیها در پروژه ملی خود به نام Brain/MINDS مسیر کاملاً متفاوت و هوشمندانهای را در پیش گرفتند. قهرمان اصلی پروژه ژاپن نه یک سوپرکامپیوتر است و نه الگوریتمهای پیچیده؛ بلکه یک میمون کوچک و بامزه به نام «مارموست» (Marmoset) است!
🐒 اما چرا مارموست؟ سالهاست که دانشمندان در #علوم_اعصاب برای درک مغز از موشها استفاده میکنند. اما ژاپنیها روی یک بنبست بزرگ دست گذاشتند: مغز موشها کاملاً صاف است و بخش پیشانی (که در انسان مسئول تفکر، قضاوت و رفتارهای پیچیده اجتماعی است) در آنها بسیار ابتدایی است. بنابراین، وقتی میخواهیم بیماریهای پیچیده انسانی مثل اسکیزوفرنی، اوتیسم یا آلزایمر را مطالعه کنیم، موشها اصلاً مدلهای خوبی نیستند. از طرفی مطالعه روی انسان هم محدودیتهای اخلاقی و فنی دارد. در اینجا مارموستها همان «حلقه مفقوده» و پل ارتباطی بینقص میان موش و انسان بودند.
🧬 شاهکار تکنولوژیک ژاپن در این پروژه، ترکیب بینظیر ژنتیک و علوم مغز است. آنها موفق شدند «مارموستهای تراریخته» (Transgenic) ایجاد کنند؛ یعنی با دستکاری ژنتیکی، میمونهایی پرورش دادند که دقیقاً ژنهای معیوب انسانی (مثلاً ژن آلزایمر یا پارکینسون) را در بدن خود دارند. این یک انقلاب در پزشکی است، چون حالا دانشمندان میتوانند روند شکلگیری یک بیماری روانی یا عصبی را از روز اول تولد تا بزرگسالی در یک مغزِ شبیه به انسان، به دقت رصد کنند.
🗺️ در کنار این مدلسازی زیستی، پروژه ژاپن در حال تهیه یک اطلس و نقشه سهبعدی بینهایت دقیق از مدارهای عصبی مغز مارموست است. اگر پروژه آمریکا میخواست ابزار نقشهبرداری بسازد، ژاپن در حال ساخت خود نقشه در یک مقیاس مینیاتوری از مغز پستانداران است تا بعداً بتوانیم دادههای آن را به مغز بسیار پیچیدهتر انسان تعمیم دهیم.
👴👵 نباید فراموش کنیم که ژاپن پیرترین جمعیت جهان را دارد. بنابراین، یک هدف به شدت استراتژیک در پسِ این پروژه نهفته است: غلبه بر «زوال عقل» و بیماریهای دوران پیری. ژاپنیها امیدوارند با مطالعه این میمونهای کوچک، بتوانند نشانگرهای زیستی (Biomarkers) بیماریهایی مثل آلزایمر را سالها قبل از بروز علائم بالینی کشف کنند و راهی برای توقف آنها بیابند.
🧩 حالا پازل جهانی ما کاملتر شد: آمریکا «ابزار» میسازد، اروپا در کامپیوتر «شبیهسازی» میکند، چین به دنبال «هوش مصنوعی» است و ژاپن «دقیقترین مدل زیستی» را برای آزمایش درمانها فراهم میکند. این همکاری نانوشته اما هماهنگ جهانی به ما ثابت میکند که پیشرفت در #علوم_شناختی، نیازمند نگاهی شبکهای و فراتر از مرزهای جغرافیایی است. درست مثل ماهیت بین رشتهای این رشته. 🤝
پ.ن: پرونده ویژهی پروژههای جهانی مغز کمکم به ایستگاههای پایانی خودش نزدیک میشه:
۱- اگر این سری پستها دیدِ جدیدی نسبت به جایگاه و آینده علم به شما داده، حتماً نظرتون رو درباره این پازل جهانی برای ما بنویسید.
۲- منتظر وبینار «نقشه راه پروژههای مغز در جهان و جایگاه ما» باشید در حال برنامهریزیهای نهایی هستیم. ❤️
مجتبی کوپایی
@cognitionworld • گروه علمی دنیای شناخت
منعطفها دیدگاه مثبتتری به ازدواج دارند 💍
Читать полностью…
وقتی همه با هم غمگین میشویم
اکثر ما طعم تلخ غم و فقدان رو چشیده بودیم. اما یک سوگ جمعی در مقیاس یک کشور، آن هم همراه با صدهزارتا جنگ اعصاب و بازی روانی؟ بعید میدانم...
وضعیتی که ما در این مدت تجربه کردیم شاید بعد از گذشت از مرحله ترومای جمعی، این روزها به سوگ جمعی تبدیل شده است. سوگ جمعی همان ضربهی ناگهانی است که وقتی دنیا با جنگ، زلزله یا حملات تروریستی زیر و رو میشود، همه ما را درگیر میکند.
این اتفاقات فقط خانه و زندگی ما را ویران نمیکنند، بلکه «حس امنیت» ما را هم از بین میبرند. به خاطر رسانهها، همه ما تماشاچی و شریک این غم میشویم و اینجاست که سوگ از حالت شخصی درمیآید و به فریادی مشترک برای پایان یافتن درد تبدیل میشود. دردی که باید زودتر از دست آن نجات پیدا کنیم تا دنیا دوباره امن بشود...
اینجاست که روانشناسی (استعاره درخت کوبلر-راس) میگوید حتی وقتی درختی قطع میشود، باز هم میتواند جوانه بزند.
حتی وقتی دنیا ناامن به نظر میرسد، امید و بهبودی همچنان ممکن است و ما میتوانیم دوباره جوانه بزنیم، سبز بشویم و رشد کنیم.
ولی چطوری؟
لطفا در کامنتها ادامه را بخوانید:
@cognitionworld • CWA