cineemagic | Unsorted

Telegram-канал cineemagic - Cinemagic

-

«بهترین حرفۀ دنیا، تماشاگرِ سینما بودن است.» ـــ ژان پیر ملویل • ارتباط با ما: @Mzzl666 • گروه گفتگو: https://t.me/+-xoY5s4WW5hmMzg8 • آرشیو اختصاصی: https://t.me/+t0uL-Xhw1-hiOTI0

Subscribe to a channel

Cinemagic

هیچ اتفاقی نمی افته، هیچ کس نمیاد، هیچ کس نمیره، خیلی وحشتناکه

در انتظار گودو

ساموئل بکت
شاتی از «مجلس رقص آتشنشانان» اثر میلوش فورمن
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

از این منظر، شباهت فیلم با نقاشی «Riesengebirge Landscape with Rising Fog» انکار نشدنیست؛
در اینجا منظره صرفا پس‌زمینه‌ی رویداد نیست بلکه سوکوروف با حذف کنش و یا حداقلی کردن امر انسانی، خود آن منظره را به عنوان حامل وضعیت انسانی نشان می دهد. در نهایت مه، سکون، رنگ و فضای طبیعی، تجربه‌ی سوگ و مالیخولیا را به زبان بصری منتقل می‌کنند.

#سینمای_اروپا
#سینمای_روسیه
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

از طرف دیگر خلیج بیوه‌ ها به جای اینکه دائما مخاطب را به سمت اتفاق بعدی هل بدهد، دوست دارد در یک وضعیت بماند. در سکوت یک خانه، در یک نگاه طولانی، در یک مکث، در فضایی که ظاهرا اتفاقی در آن نمی‌ افتد اما زیر سطحش چیزی در حال جوشیدن است.
در نهایت چیزی که اثر را متمایز میکند نه یک تووییست خاص یا حتی معمای مرکزی، بلکه لحن و جهان منحصر به‌ فردش است. جهانی که در آن وحشت، سوگ و ابزوردیسم کنار هم زندگی میکنند. جهانی که قواعد خودش را دارد و قرار نیست برای جلب حداکثری رضایت تماشاگر از آنها کوتاه بیاید.

@Cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

«خلیج بیوه‌ها»، سریالی که با ۱۴ جایزه امی، رکورد تاریخ سریال‌های کمدی را شکست
«خلیج بیوه‌ها» داستان جزیره‌ای کوچک و منزوی است که پس از مرگ مشکوک چند مرد، آرامش ظاهری‌اش به‌ هم میریزد. شهردار جزیره درگیر ماجرایی میشود که خیلی زود از یک معمای جنایی ساده فراتر می‌رود؛ پای یک جزیره نفرین‌شده، افسانه‌های محلی و رازهایی قدیمی به میان می‌آید و آن جامعه کوچک را در موقعیتی قرار می‌دهد که تشخیص واقعیت از خرافه و تراژدی از مضحکه، چندان ساده نیست.
اما چیزی که خلیج بیوه‌ها را شاهکار میکند، خود معما نیست؛ شیوه‌ای است که سریال ژانرها را روی هم می‌اندازد و از ترکیب آنها هویت خودش را می‌سازد.
در سطح اول همه چیز آشناست:جامعه کوچک، رمز و راز، مرگ مشکوک و افسانه های یک جزیره مخاطره آمیز.
همه اینها می‌توانستند در خدمت یک معما- جنایی اتوکشیده و سرراست باشند که تمام ارزشش را از افشاگری نهایی بگیرد اما سریال علاقه‌ای به این فرمول های نخ نما ندارد
اثری که میتواند دقایقی تو را مضطرب کند، بعد بخنداندت و بعد دوباره تو را به یک سکوت سنگین برگرداند بدون اینکه این تغییرات لحن ذره‌ای تصنعی به نظر برسند و این مهم ترین دستاورد فرمی سریال است

Читать полностью…

Cinemagic

جاده ی خاطرات
Things of life 1970
Directed by Claude Sautet

بسیاری از آثار رمانتیک سینمایی، روابط را به غم فراق، حسرت وصال، نوازش و زمزمه های عاشقانه و در نهایت چند دیالوگ تکراری و کلیشه های مرسوم و نخ نما شده محدود کرده و چشم خود را به جنبه های دیگر این پدیده ی انسانی می بندند و حتی گاهی در بیان آن الکن می مانند.
در همین بین رجوع به فرانسه، سرزمین عشاق، چاره ساز است؛ کافی ست به رویای خود، کافه ی «ریک» در کازابلانکا رجوع کنیم و نوای پیانوی آن به گوشمان بخورد یا با قطار «وایلدر» و «لوبیچ»، در پاریس همراه شده تا متوجه شویم روزهای سخت اشغال و حکومت اشغالی «ویشی» هم نمی تواند فرانسه و جلوتر از آن، خاطراتش را از بین ببرد. جست و جوی ابعاد مختلف عشق در هر زمان و مکان این سرزمین شدنی ست. جای تعجبی ندارد که در چنین سرزمینی، کارگردانی چون «کلود سوته» و فیلمی مانند «اصول و ارزش های زندگی»، متولد شوند؛ فیلمی که همچون خود فرانسه، در مورد اهمیت خاطرات و قدم زدن در بیکران آن سخن می گوید؛ روابطی که پس از گذار شوق و ذوق اولیه، بدون هیچ خاطره ای، محکوم به فنا اند و گاهی همین خاطرات می توانند رشته های از هم گسسته ی این پیوند را به هم وصل کرده و گره گشای کشمکش های تمام نشدنی یک انسان باشند.
موسیقی «فیلیپ سارد» به عنوان عضو جدانشدنی فیلم، همچون دریچه ای به خاطرات و جهانی جز دنیای ما عمل می کرده و هم ما و هم «پیر» را در این سفر درونی همراهی میکند.
در نهایت «سوته» در جای جای فیلم هشداری جدی می دهد؛ فاصله ی مرگ و زندگی در چشم برهم زدنیست و بهتر است این فرصت اندک را غنیمت بشماریم...

لینک دانلود فیلم

#موسیقی_متن
#معرفی_فیلم
#سینمای_اروپا
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

خوشا به سعادت دوران‌هایی که آسمان پرستاره نقشه تمام راه‌های ممکن است! خوشا به سعادت دوران‌هایی که راه‌هایش با نور ستارگان روشن می‌شود! همه چیز در این دوران‌ها تازه است، اما با وجود این آشنا به نظر می‌رسند؛ همه چیز سرشار از ماجرا است، اما با وجود این جزئی از آن دوران‌ها است. جهان پهناور است اما چون خانه می‌ماند، زیرا آتشی که در جان شعله‌ور است همان سرشت ذاتی ستارگان را دارد.

جرج لوکاچ
نظریه ی رمان

Deep Sky 2023

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

Title: Paper Plane
Director: Saoirse Ronan
Genre: Short
Year: 2026
Country: United Kingdom and Ireland
Language: English
Runtime: 15m
Festival: Venice Film Festival
Awards: 1 Nominee

خلاصه داستان:
دختر جوانی که از رفتار پدرش خسته و ناراحت است، تصمیم می‌گیرد به خانه برنگردد. او با سکوت و فاصله گرفتن از خانواده، اعتراضش را نشان می‌دهد. در این میان، هواپیماهای کاغذی تبدیل به راهی برای ارتباط میان او و مادرش می‌شوند.


🔖 Download . Download 🔖


Cinemagic

Читать полностью…

Cinemagic

بزرگ و کوچک، همچون ایده ها هم دو فرم و هم دو تصور را مشخص می‌کنند. از هم متمایزند، اما قابلیت این را دارند که در یکدیگر تداخل کنند. در عین‌ حال واجد یک معنای سوم و مشخص‌کننده‌ی خیال‌هایی بصری‌اند که حتی سزاوارتر این است که ایده‌ ها نامیده شوند؛ اگرچه این نکته در مورد همه‌ی کارگردانانی که بررسی می‌کنیم صدق می‌کند، مایلیم سینمای کنش‌مدار هرتزوگ را از این جنبه به‌عنوان نمونه‌ی اعلای آن قلمداد کنیم؛ چراکه کارنامه‌ی هرتزوگ براساس دو مضمون وسواس‌گونه تقسیم‌بندی می‌شود که همانند دو مایه‌ی بصری و موسیقایی‌اند.

در یکی، مردی که بزرگ‌تر از زندگی است، در محیطی به‌سر می‌برد که خودش از زندگی بزرگ‌تر است و کنشی را در سر می‌پروراند که به بزرگی همان محیط است.

ژیل دلوز

#یک_فیلم_یک_قاب
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

فصلنامه ی سینما نوستالژیا
شماره ی اول، تابستان 1405

سرمقاله:
دموکراتیک کردن نقد فیلم
سینمای کلاسیک:
نقد فیلمهای چهارشب یک رویابین، داستان تابستان، ایثار، مصائب ژاندارک، در حضور یک دلقک، چشم چران
سینمای روز:
نقد فیلمهای اتاق های پشتی، نبرد پشت نبرد، شیفتگی
سینما و تئاتر:
اتللو به روایت ولز
نظریه فیلم:
مقدمه ای بر کتاب هنر تصویر متحرک
جهان مولف:
هیچکاک، معمار اضطراب هستی

سردبیر و مدیر مسئول: یاشار یوسفی
ویراستار و صفحه آرا: ارشیا موسوی
گرافیک و طراحی جلد: مائده یاوری
مسئول روابط عمومی: علی حسینی

نویسندگان این شماره:
تارا امیرخانی، سید امیر حسین حجتی، مهراب زمانی، پارسا سلطانی، اردشیر شیبانی، محمد مهدی صفری، امیرحسین هادی، پریسا یارمحمدیان، یاشار یوسفی


@NostalgiaCinematheque

Читать полностью…

Cinemagic

اما منشا این آغاز و رهایی چیست؟
باید کمی به قبل و فیلم «چهره» برگردیم؛
جایی که میزانسن گوتیک و تزئینات باروک و پیچیدگی ساختاری همچنان خودنمایی می کنند اما در عین حال یک اعتراف تلخ و طعنه آمیز از تصنعی بودن عناصر نمایشی و باشکوه آثار پیشین برگمان _مثلا «مهر هفتم»_ در مرکز فیلم است و به زعم منتقد بزرگ «رابین وود»، قرابت نزدیکی با خودآگاهی شاعر نامدار، «ییتس» از جلوه های غیرضروری و بیرونی ای دارد که جوهره ی هنرش را تهدید می کرد.

I made my song a coat
Covered with embroideries
Out of old mythologies
From heel to throat

W.B.Yeats


بدین ترتیب آهسته آهسته جسارت برهنه قدم زدن در ساحت هنر برای برگمان میسر شد؛ این برهنگی عاری از خودنمایی و تعمد است و نمود یک انضباط عظیم شخصی و خودانتقادی یک هنرمند بزرگ است.

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

واکنش خودروفسکی وقتی بهش گفتن بنظرشون داخل فیلم هاش از «خشونت» زیادی استفاده می‌کنه.

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

کمپوزیسیون های استنلی کوبریک!

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

کوروساوا سر صحنه یوجیمبو ۱۹۶۱

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

میشیما کارگردان فیلم (patriotism)خطاب به سارتر:

میشیما آن‌ قدر از سارتر بدش میامد که حتی وقتی حرفی از سارتر نقل می‌کرد، اول تأکید می‌کرد که «من از سارتر متنفرم».

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

کوروساوا خطاب به برگمان

آقای برگمان عزیز
هفتادمین سالروز تولدتان را تبریک می گویم. کارهایتان را هر بار که می بینم عمیقا تحت تاثیر قرار می گیرم و بسیار از آنها آموخته ام و دلگرم شده ام. امیدوارم همچنان سالم و سرحال باشید و برایمان فیلم هایی کم نظیر بسازید.
در ژاپن دوره می جی (اواخر قرن ۱۹)، نقاشی می زیست به نام تسای تومیوکا. او، در دوران جوانیش نقاشی های خوبی کشیده بود، ولی وقتی به هشتاد سالگی رسید، یکباره نقاشی هایی کشید که بر کارهای قبلی اش بارها برتری داشت؛ گویی که هنرش به شکوفایی باشکوهی دست پیدا کرد. هر بار که نقاشی های او را می بینم، متقاعد می شوم که انسان تا به هشتاد سالگی نرسیده، نمی تواند کارهای حقیقتا عالی اش را خلق کند.
آدمی به شکل نوزادی متولد می شود، به یک نوجوان مبدل می شود، از مرز جوانی می گذرد، زندگی مستقلش را آغاز می کند و دست آخر قبل از آن که دفتر زندگی اش بسته شود، به کودکی باز می گردد. به عقیده من، این آرمانی ترین شکل زندگی است.
فکر می کنم موافق باشید که انسان در این دوران کودکی مجدد است که می تواند بی هیچ قید و بندی آثار حقیقتا خالص بیافریند.
من اکنون 77 ساله ام و معتقدم که کار واقعیم تازه شروع شده است. بیایید به خاطر سینما از پا ننشینیم.

با گرم ترین درودها
آکیرا کوروساوا – 1987
ترجمه مجید اسلامی
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

بوی خوش خشونت

«هتلبان شب» اثر «لیلیانا کاوانی»، یک بازنگری جنجالی_در زمان خود_از بازماندگان جنگ جهانی دوم و رویکردهای متفاوت افرادِ گروه های مختلف در مواجهه با دنیای پسا جنگ و خاطرات تلخ روزهای گذشته ست.

داستان فیلم با افسر سابق نازی، «مکس» آغاز می شود که به صورت شبانه در هتلی مجلل مشغول به کار است. کمی جلوتر متوجه می شویم این هتل، محل ملاقات افسران سابق نازی و قرارگاهی برای تعیین و تبیین جلسات روانشناسی و اعترافات دست جمعی، برای خلاصی از گناهان گذشته است.

این بار قرعه به نام «مکس» افتاده و از او خواسته می شود خود را برای اعتراف آماده کند. در همین زمان او مجددا با زنی به نام «لوسیا» برخورد می کند؛ زنی که در روزگار جنگ، اسیر و بازیچه ی «مکس» بوده و رابطه ای سادومازوخیستی با وی داشته تا اینکه خود او نیز کم کم به «مکس» کشش پیدا می کند.
سر انجام این دو، پس از مدت ها، با شوری خشونت آمیز که ناشی از عقده و خفقان تمام این سال ها بوده است به یکدیگر می پیوندند و شرایط بازداشتگاه را بازسازی می کنند.

درام روانشناسانه ی «کاوانی» با دقت در پرداخت کارکترهای اصلی خود، اثر خشونت جنگی و حرکت آن به زیر پوست افراد را جزء به جزء بررسی می کند تا بتواند نمود آن در تک تک کنش هایشان، از مکث های ناشی از تردید و شهوت «مکس» و سکوت و سکون آزاردهنده ی «لوسیا» گرفته تا اتمسفر پر از خفقانِ کافکا گونه ی حاکم بر خلوتشان را شکار کند؛ استفاده از این ترفند، دوربین پر از طمأنینه و زوم های نرم ِ«کاوانی» به همراه بازی اعجاب انگیز «بوگارد» که خشم، شک و علاقه ای جنون آمیز را همزمان در یک سطح قرار می دهد، باعث شده «خشونت» در این اثر از یک مفهوم انتزاعی فراتر برود و همچون هوا، آب و... عنصری برای زندگی، حس کردن و حتی مهر ورزیدن باشد؛
پس از هر کنش خشونت آمیز، چهره ی لطیف عشق این دو نمایان می شود، بعد از خشونت مشکلات رنگ می بازند و... انگار در دنیای «مکس» و «لوسیا» سرچشمه ی همه چیز به این مفهوم باز می گردد و در دنیای بیرون نمی‌توان برای این رابطه جایگاهی متصور بود؛ حتی برای چند لحظه قدم زدن.

شاید جوهره ی اصلی این دیدگاه در پاسخ مکس به هم قطارانش نهفته باشد؛ او مردیست که در طول شب کار می کند، چون در روشنایی روز شرمسار است.

لینک دانلود فیلم

#فیلم_هفته
#معرفی_فیلم
#سینمای_اروپا
#سینمای_ایتالیا
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

نقاش تصویر

مادر و پسر، اثر کارگردان نامدار روسی، الکساندر سوکوروف، سینما را در چارچوبی با ریتم آهسته و زمانی سوژه مند_ذهنی ارائه می کند و با کمک ارائه حداقلی روایت از یک طرف، و از طرف دیگر با ارائه و انتقال منطق بصری نقاشی به تصویر متحرک، مخاطب را به نقاشی، به خصوص نقاشی‌های «کاسپار دیوید فریدریش»_نقاش رمانتیک آلمانی_ نزدیک می‌کند.
فضای فیلم با سکون، پالت رنگی محدود، لحن نوستالژیک و تاکید بر منظره به جای پیکره‌ی انسانی شکل گرفته و در ادامه، سوکوروف با برداشت‌های بلند و نماهای دور، شخصیت‌ها را در دل منظره قرار می‌دهد و اغلب چنان از آنها فاصله می‌گیرد که سیلوئتشان در محیط حل می‌شود. بافت سطح تصویر، عمق محدود و اعوجاج پیکره ها، آن ها و پس‌زمینه را به یک سطح واحد تبدیل می‌کنند؛ گویی شخصیت‌ها نه در یک فضای واقعی، بلکه درون یک نقاشی حرکت می‌کنند.
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

نبوغ اصلی سریال کمدی سیاه آن است اما جنسش به هیچ وجه تزئینی نیست. شخصیت‌ ها واقعا در موقعیت‌ هایی قرار میگیرند که از یک طرف تلخ و از طرف دیگر مضحک‌ اند و سریال به جای اینکه یکی از این دو وجه را حذف کند، اجازه میدهد هر دو همزمان وجود داشته باشند. همین باعث میشود آدم‌ ها نه قهرمان‌ های تمیز ژانر جنایی باشند و نه قربانی‌ های صرفا تراژیک. آنها آدم‌ هایی ناقص، خود خواه، ترسیده و گاهی احمق‌ اند. اینکه نشان میدهد زندگی بعد از یک فاجعه قرار نیست ناگهان تبدیل به یک تراژدی باشکوه شود. زندگی همچنان ادامه دارد، با تمام ابتذال و حماقت روزمره‌ اش. آدم‌ ها عزادارند، اما همچنان آدم‌ اند و همین‌ جا دارک کمدی و درام سریال به طرز شیرین و لذت بخشی به هم می رسند.
بازی‌ها هم دقیقا همین تعادل میان جدیت و ابزوردیسم را حفظ میکنند. شخصیت‌ ها بیشتر از آنکه تیپ‌ های ژانری باشند، آدم‌هایی با واکنش‌ های غیر قابل‌ پیش‌ بینی‌ هستند و بازیگران اجازه میدهند حتی در جدی‌ ترین موقعیت‌ ها رگه‌ای از مضحکه و بی‌ دست‌ و پایی انسانی باقی بماند. همین اجراهاست که کمدی سیاه سریال را از شوخی‌ های نوشته‌ شده فیلمنامه فراتر میبرد و آن را به بخشی از شخصیت‌ پردازی تبدیل میکند.
اما اگر کمدی سیاه روح سریال باشد، جزیره بدن آن است.
خلیج فقط یک لوکیشن زیبا برای داستان نیست که چند قاب شیک و تمیز تولید کند. جغرافیای بسته جزیره، خودش بخشی از روایت است. جامعه‌ ای کوچک که در آن همه یکدیگر را میشناسند، گذشته‌ ها روی هم انباشته شده‌ اند و هیچ رازی واقعا خصوصی نمیماند. آدم‌ ها نمیتوانند از یکدیگر فرار کنند و مهم‌ تر از آن نمیتوانند از گذشته خودشان فرار کنند.
سریال این حس را فقط با دیالوگ منتقل نمیکند. میزانسن هم به درستی در خدمت آن است. خانه‌ ها، ساحل و مشخصا پنجره‌ ها، درها، راهرو ها، اتاق‌ های بسته و قاب‌ های محصور کننده، مرتب این احساس را ایجاد میکنند که آدم‌ ها در جایی گیر افتاده‌ اند که حتی طبیعت باز جزیره هم همیشه حس آزادی نمیدهد.
این تضاد یکی از جذاب‌ ترین جنبه‌ های بصری سریال است: مناظر زیبا و رها ولی آدم‌ های گرفتار
آرامش بصری در کنار اضطراب
سکوت در کنار خشونت
و طبیعتی که هم پناهگاه است و هم تهدید

فیلمنامه نیز بیشتر از آنکه به چرخش داستانی وابسته باشد، به باز تعریف اطلاعات علاقه دارد. بعضی جزئیات وقتی دوباره به آنها فکر میکنیم معنای دیگری پیدا میکنند. این تفاوت مهمی است میان معمایی که فقط میخواهد غافلگیر کند و معمایی که میخواهد ادراک مخاطب از روایت را تغییر دهد.

@Cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

نگاهی همزمان به جهان بصری اینگمار برگمان و آندری تارکوفسکی

در همین زمینه:

نگاهی همزمان به جهان بصری آندری تارکوفسکی و استنلی کوبریک

#مقاله_ویدئویی

@Cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

"Planet earth ll"
«سیاره زمین 2
»

چند سکانس زیبا و نفسگیر ببینیم از مستند سیاره زمین 2 ، که از بهترین مستند های حیات وحش محسوب میشه
_IMDB: 9.4/10
_2016

#مستند
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

من زیر ستاره کیوان به دنیا آمده‌ام، ستاره‌ای که دورش را دیرتر از همه به پایان می‌رساند، ستاره‌ی مدار انحرافی و تاخیرها.

والتر بنیامین

Satantango 1994

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

دلوز در ادامه توضيحات خود و دسته بندی آثار هرتزوگ، فیلم هایی چون «فیتزکارالدو» و «آگیره خشم پروردگار» را زیرمجموعه ی فرم ′sas طبقه بندی می کند، فرمی که در آن موقعیت اسبق در اثر یک کنش، به موقعیت جدیدی تغییر وضعیت پیدا کرده اما بر خلاف وسترن های آمریکایی، این کنش یک پاسخ منطقی به موقعیت موجود نیست بلکه معلول کنش مندی رویابین کم و بیش دیوانه ای ست که توانایی رقابت با محیطش را دارد.
کنشی که در تفکر دلوز به دو کنش والا و کنش قهرمانانه تقسیم می شود که دومی نتیجه ی کنش قبلی ست؛ فیتزکارالدو، مردیست که رویای برپایی اپراخانه ای جنگلی را در سر می پروراند اما در عین حال طبیعتی بی تفاوت، بی احساس و مقاوم در برابر شور و شیدایی او قرار گرفته و دو ساحت متفاوت، یکی وهم آور که کنش مندی او در آن شکل می گیرد و روحش را به بی کرانگی می کشاند، در تقابل با دومی یعنی ساحتی هیپوتیک که محدودیت های انسانی اش را در دل مناظر جنگل یادآور شده، قرار می گیرند و شاکله اصلی این فرم را می سازند.
بدین ترتیب، فرم ′sas هرتزوگ بر تقابل میان رویای عظیم و فزون خواهی انسان و طبیعتی بی انتها، بی‌تفاوت و مقاوم استوار می‌شود؛ تقابلی که در آن کنش قهرمانانه، تجسم بیرونی کنش والای شخصیت است نه یک امر منطقی.

#سینمای_اروپا
#سینمای_آلمان
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

با مسافری از سرزمین باستان آشنا شدم
که گفت: دو پایه عظیم و بی تنه
در صحرا ایستادند، بر روی شن،
چهره‌ای خردشده افتاده که نیمی در شن‌ها فرو رفته‌است، چهره‌ای که اخم و لب چروکیده‌اش، و ریشخند فرمانی که دیگر کسی اطاعت نمی‌کند،
می توان گفت پیکرتراش چه خوب آن شور را خوانده
که هنوز زنده ماندند، مهر شده روی این چیزهای بی روح،
دست مجسمه‌سازی که آنها را تقلید کرد و دل فرعون که آن احساس‌ها را پروراند؛
و روی پایه این کلمات ظاهرند:
"نام من اوزیمندیاس ، پادشاه پادشاهان:
ای توانمندان، به یادگارانم نگاه کنید و ناامید شوید!"
هیچ چیز دیگر نیست. گرداگرد زوال
وزان خرابه عظیم، بی‌کران و بی‌آب و علف،
شن‌ها و دیگر هیچ تا بیکران گسترده‌اند

اوزیمندیاس
اثر پرسی شلی


قابی از فیلم Judgment at Nuremberg 1966


#یک_فیلم_یک_قاب
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

هنرمندی که با پوشاندن جامه بر کارکتر ها و آثارش تا حدی از راز های آن ها محافظت می کند و حالا جرات قربانی کردن تمام آن هارا پیدا کرده است.
مسیری که برگمان از سه گانه خود آغاز کرد و تا «پرسونا» و «شرم» آن را بسط داد، در حقیقت چیزی جز آشکار کردن خویشتن در مقابل واقعیت نیست‌؛ در «همچون یک آینه» این فرایند، این "آشکار شدگی" بسیار خام، ابتدایی و پنهان است و می توان یکی از جلوه های آن را در نحوه ی استفاده برگمان از «باخ» دید؛ به شکلی که در قسمت نخست سه گانه، تنها یکی از سوئیت های او برای ویولنسل، به عنوان موسیقی فرعی به کار رفته در حالیکه در «سکوت»، این امر به نهایت تعالی می رسد.
در فیلم نخست کارکرد «باخ» در حد تسلی بخش ما و اظهار نظر برگمان و شفقت او نسبت به آدم هایش عمل می کند اما در فضای خفه کننده و برهوت وار «سکوت»، صدای ضعیف باخ که از رادیو به گوش می رسد به خودی خود حقیقت ثبات و یقین است بدون آنکه نماینده ی چیز دیگری باشد.
یقینی که از دست رفته و خیال برگشت هم ندارد...

#سینمای_اروپا
#موسیقی_کلاسیک
#اینگمار_برگمان
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

قهرمان حقیقت
قسمت اول

این موضوع که واکاوی یک اثر هنری در وهله ی اول باید مستقل از خالق خود انجام شود و اثر هنری به عنوان یک وجود زنده ی قائم به ذات، بدون ارجاع بیرونی همچنان معتبر است، موضوع بحث بسیاری از منتقدین و سینماگران این مدیوم است اما با همه این تفاسیر و تضاد ها شکی وجود ندارد که هیچ کارگردانی به اندازه ی «برگمان»، درونیات، تحولات و تکانش های گاه به گاه زندگی شخصی اش را در سیر تطور آثار خود منعکس نکرده و فرم سینمایی اش را بسان آن به بلوغ نرسانیده است؛ پس بدون شک ملاحظه ای بر ارتباط دو سویه ی زیست برگمان و نحوه ی انعکاسشان _در نتیجه گاها نادیده گرفتن این تمایز _ به کشف بهتر و عمیق تر آثار او کمک بسیاری می کند.
یکی از نقاط عطف این تغییرات در سه گانه معروف او رقم می خورد؛ جایی که در آغار «همچون یک آینه»، با بیرون آمدن چهار انسان از دریا، نوید شروعی دوباره و بنیادین داده می شود.

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

#موسیقی
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

در باب استاد :

«اگر روزی فیلمی ساختید و در آن باران، برف یا هر چیز دیگری وجود داشت، هرگز قبل از دیدن تمام آثار کوروساوا و مطالعه‌ی نحوه‌ی تولید آب‌وهوا توسط او، این کار را انجام ندهید.»

— ویم وندرس در کمد معروف کرایتریون

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

Good Bye, Lenin! 2003

@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

زن، پیش از آن‌که خودش را زندگی کند، یاد می‌گیرد خودش را تماشا کند

جان برجر در راه‌های دیدن می‌نویسد:

«شما یک زن برهنه نقاشی کرده‌اید چون از نگاه کردن به او لذت می‌برید؛ یک آینه در دست او گذاشته‌اید تا به‌اصطلاح از منظری اخلاقی، زنی را که برای سیراب کردن شهوت خودتان برهنه نمایش داده‌اید، محکوم کنید. اما عملکرد آینه چیز دیگری بود؛ اینکه این زن، که با خود همچون یک منظره رفتار می‌کرد، نادیده گرفته می‌شد.»

در شب افتتاحیه opening night ساخت جان کاساوتیس ،آینه خودش تبدیل به صحنه می‌شود. میرتل گوردون ،شخصیت اصلی میان همین نگاه‌ها گرفتار است؛ بازیگری که تمام زندگی حرفه‌ای‌اش با «دیده شدن» گره خورده، و حالا باید با تصویری که از خودش روی صحنه و بیرون از آن ساخته شده، روبه‌رو شود.
نانسی، شبحِ آن دختر جوان، بیش از آنکه فقط یک روح باشد، چیزیست که میرتل نمی‌تواند از نگاه کردن به آن دست بکشد؛ تصویری از جوانی، میل و زنی که زمانی می‌شناخته.

_Opening Night — 1977
John Cassavetes
#نقد_فیلم
@cineemagic

Читать полностью…

Cinemagic

#موسیقی_متن
@cineemagic

Читать полностью…
Subscribe to a channel