bozorganej | Unsorted

Telegram-канал bozorganej - چهره ها

1513

در این کانال به شرح حال بزرگان و مشاهیر جهان در زمینه های مختلف... میپردازم. و بنا دارم با بی طرفی کامل این کار را انجام دهم. http://shamad.saramad.ir/_layouts/ShamadDetail.aspx?shamadcode=1-1-69362-61-3-2

Subscribe to a channel

چهره ها

⚜توجه توجه⚜

با یاری یزدان پاک چاپ نوبت دوم کتاب
✨داستان های شاهنامه فردوسی به نثر امروزی✨
در حال انجام است.
دوستانی که تمایل به خرید کتاب دارند، میتوانند از امروز با آیدی زیر در تلگرام تماس گرفته و ثبت نام کنند.
به محض آماده شدن ، کتاب برای دوستان ارسال خواهد شد.
مشخصات کتاب:
444 صفحه
قطع وزیری
قیمت 50000 تومان بعلاوه هزینه پست
(هزینه کتاب و پست هنگام ارسال گرفته خواهد شد و کتاب فوری پست میشود.)
@farinaz48

Читать полностью…

چهره ها

https://t.me/joinchat/AAAAAEEZ6Lb-Pe2A4ckGKQ
فهرست الفبایی کانال چهره ها
👆👆👆

Читать полностью…

چهره ها

💥امیرهوشنگ ابتهاج
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥امیرهوشنگ ابتهاج
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥امیرهوشنگ ابتهاج
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥امیرهوشنگ ابتهاج و همسرش
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥امیرهوشنگ ابتهاج
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥جلال همایی
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥جلال همایی
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥جلال همایی
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥اُسکار کلود مانه
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥اُسکار کلود مانه
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥اُسکار کلود مانه
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥اُسکار کلود مانه
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

💥اُسکار کلود مانه
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

توجه توجه‼️❕‼️

با یاری یزدان پاک چاپ اول کتاب
💥داستان خسرو و شیرین به نثر امروزی💥
در حال انجام است.
دوستانی که تمایل به خرید کتاب دارند، میتوانند از امروز با آیدی زیر در تلگرام تماس گرفته و ثبت نام کنند.
به محض آماده شدن ، کتاب برای دوستان ارسال خواهد شد.

مشخصات کتاب:
68 صفحه
قطع رقعی
قیمت 10000 تومان بعلاوه هزینه پست
(هزینه کتاب و پست هنگام ارسال گرفته خواهد شد و کتاب فوری پست میشود.)
@farinaz48

Читать полностью…

چهره ها

🐾🐾🐾
شخصیتی که در آینده به آن میپردازیم ونوس ویلیامز تنیسور امریکایی است.
🐾🐾🐾

Читать полностью…

چهره ها

نمونه شعر و ترانه:

مطلع غزلی از سایه:

ای عشق همه بهانه از توست
من خامُشم این ترانه از توست

یک رباعی از سایه:

مست از خواب برانگیختمش
دست در زلف کج آویختمش
جام آن بوسه که می‌سوخت مرا
تا لب آوردمش و ریختمش

مطلع غزلی دیگر از سایه:

مژده بده مژده بده یار پسندید مرا
سایهٔ او گشتم و او بُرد به خورشید مرا

شعر نو از سایه:

آفتابا چه خبر؟

این همه راه آمده‌ای

که به این خاک غریبی برسی؟

ارغوانم را دیدی سر راه؟

مثل من پیر شده ست؟

چه به او گفتی؟ او با تو چه گفت؟

نه، چرا می‌پرسم

ارغوان خاموش است

دیرگاهی ست که او خاموش است

آشنایان زبانش همه رفته ند

ارغوان ویران است

هر دومان ویرانیم.


@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

ابتهاج مهر ۱۳۹۲ در گفتگویی با محمد قوچانی، مهدی یزدانی‌خرم و علیرضا غلامی که در مجله مهرنامه منتشر شد گفته بود: «من به سلامت تئوریک سوسیالیسم باور دارم. هنوز باور دارم که هیچ راهی جز سوسیالیسم پیش پای بشر نیست. کمونیسم هم یک آرمان دور است. تا به قول معروف یک انسان طراز نوین ساخته نشود که هر کس به اندازه کارش بخواهد و بهره‌مند شود، کمونیسم قابل تحقق نیست.»

مهرنامه گفته‌است این گفتگو اولین گفتگوی مطبوعاتی هوشنگ ابتهاج با یک نشریه است.

او در این گفتگو دربارهٔ احمد شاملو گفته‌است: «وقتی شاملو مُرد من در مراسمش گریه کردم. یکی از دوستان به من گفت سایه گریه می‌کنی؟ فکر می‌کرد من نباید برای شاملو گریه کنم! گفتم این چه حرفی است؟ من برای کدام یک از رفقایم مرثیه ساخته‌ام؟ مهدی اخوان ثالث، شاملو،کسرایی، شهریار؟ درد نبودن این‌ها چنان برای من عظیم است که اصلاً کلمه پیدا نمی‌کنم.»

خاطرات:
هوشنگ ابتهاج سال ۱۳۹۱ در ۸۵ سالگی خاطرات خود را در گفتگو با میلاد عظیمی در کتاب پیر پرنیان اندیش عنوان کرد. در این کتاب هوشنگ ابتهاج به بیان عقاید و نظرات خود دربارهٔ بسیاری از چهره‌های به‌نام موسیقی، شعر و سیاست در زمان خود می‌پردازد. او در این کتاب تأیید می‌کند که آزادی‌اش از زندان در سال ۱۳۶۳ بعد از نامه محمدحسین شهریار به سید علی خامنه‌ای و بیان این نکته که «وقتی سایه را زندانی کردند، فرشته‌ها بر عرش الهی گریه می‌کنند» صورت گرفته‌است. ابتهاج یک سال بعد از زندان آزاد می‌شود.
ابتهاج در گفتگو با مجله مهرنامه در مهر ماه ۱۳۹۲، در بارهٔ روابطش با حزب توده گفته‌است: «عضو حزب توده نبودم، اما همیشه سوسیالیست بودم و به توده‌ای‌ها احترام می‌گذاشتم و رفیق آن‌ها بودم و با آن‌ها هم‌عقیده بودم.
در سال ۱۳۵۸ خورشیدی، هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران که عبارت بودند از باقر پرهام، احمد شاملو، محسن یلفانی، غلامحسین ساعدی و اسماعیل خوئی تصمیم به اخراج هوشنگ ابتهاج، به‌آذین، سیاوش کسرائی، فریدون تنکابنی و برومند گرفتند. این تصمیم نهایتاً به تأیید مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران رسید و منجر به اخراج کل عناصر توده‌ای، به همراه این پنج تن، از کانون نویسندگان ایران شد.
غلامحسین یوسفی دربارهٔ شعر سایه می‌گوید: «در غزل فارسی معاصر، شعرهای سایه در شمار آثار خوب و خواندنی است. مضامین گیرا و دلکش، تشبیهات و استعارات و صور خیال بدیع، زبان روان و موزون و خوش‌ترکیب و هماهنگ با غزل، از ویژگیهای شعر اوست و نیز رنگ اجتماعی ظریف آن یادآور شیوهٔ دلپذیر حافظ است. از جمله غزلهای برجستهٔ اوست: دوزخ روح، شبیخون، خونبها، گریهٔ لیلی، چشمی کنار پنجرهٔ انتظار و نقش دیگر.»
اشعار نو او نیز دارای درون‌مایه‌ای تازه و ابتکاری است؛ و چون فصاحت زبان و قوت بیان سایه با این درون‌مایهٔ ابتکاری همگام شده، نتیجهٔ مطلوبی به بار آورده‌است.
در شعر پس از نیما در حوزهٔ غزل تقسیماتی را با توجه به شاعرانی که در آن زمان حضور داشته‌اند انجام داده‌اند که در این بین نام‌هایی چون هوشنگ ابتهاج، منوچهر نیستانی،حسین منزوی، محمدعلی بهمنی و سیمین بهبهانی به چشم می‌خورد.
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

سایه هم در آغاز، همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساساً شاعری غزل‌سرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود؛ دنبال کرد.

سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعهٔ «نخستین نغمه‌ها» را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود. «سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپاره‌است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی. مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمی‌گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزل‌های خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که می‌توان گفت تعدادی از غزل‌های او از بهترین غزل‌های این دوران به‌شمار می‌رود.

سایه در مجموعه‌های بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با کتاب شبگیر خود که حاصل سال‌های پر تب و تاب پیش از سال ۱۳۳۲ است به شعر اجتماعی روی آورد. مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازه‌ای در شعر معاصر گشود.

سایه پس از درگذشت احسان طبری در بهار ۱۳۶۸، مثنوی «قصه خون دل» را به یاد و در رثای او سرود. بسیاری از کارشناسان برآنند که بخش عمده‌ای از معروفیت ابتهاج، مدیون وابستگی او به حزب توده ایران بوده‌است.

در مهرماه سال ۹۵ بیست و سومین جایزه بنیاد موقوفات افشار را که در این بنیاد برگزار گردید به هوشنگ ابتهاج اهداء شد. در این جلسه علاوه بر سید مصطفی محقق داماد و غلامعلی حداد عادل شخصیت‌های برجسته فرهنگی چون محمدرضا شفیعی کدکنی، حسن انوری، فتح‌الله مجتبایی، علی اکبر صالحی، سیدرضا صالحی امیری، احمد مسجدجامعی، عبدالحسین مختاباد، ژاله آموزگار و… حضور داشتند.

کتاب‌شناسی:
این مجموعه‌ها بر این پایه‌اند:

نخستین نغمه‌ها، ۱۳۲۵

سراب، ۱۳۳۰

سیاه مشق، فروردین ۱۳۳۲

شبگیر، مرداد ۱۳۳۲

زمین، دی ۱۳۳۴

چند برگ از یلدا، آبان ۱۳۴۴

یادنامه، مهر ۱۳۴۸ (ترجمه شعر تومانیان شاعر ارمنی، با همکاری نادرپور، گالوست خاننس و روبن)

تا صبح شب یلدا، مهر ۱۳۶۰

یادگار خون سرو، بهمن ۱۳۶۰

حافظ به سعی سایه (دیوان حافظ با تصحیح ابتهاج)

تاسیان مهر ۱۳۸۵ (اشعار ابتهاج در قالب نو)

بانگ نی

از این میان سیاه مشق و تاسیان تنها دفترهایی هستند که ابتهاج با تجدیدنظر در محتوا به چاپ‌های بعدی رساند و مجموعه و چکیدهٔ همهٔ شعرهایش است. بانگ نی نیز در پاییز ۱۳۹۵ بدون آگاهی او منتشر شد.
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

امیر هوشنگ ابتهاج (زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت)، متخلص به، ه. ا. سایه، شاعر ایرانی است.
پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. برادران ابتهاج عموهای او بودند. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌هامنتشر کرد. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام [گالیا] شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری به نام کاروان (دیرست گالیا…) با اشاره به همان روابط عاشقانه‌اش در گیرودار مسائل سیاسی سرود. ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت.

منزل شخصی سایه که از منازل سازمانی شرکت سیمان است در سال ۱۳۸۷ با نام خانه ارغوان به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیده‌است. دلیل این نام گذاری وجود درخت ارغوان معروفی در حیاط این خانه است که سایه شعر معروف ارغوان خود را برای آن درخت گفته‌است.

سایه در سال ۱۳۴۶ به اجرای شعرخوانی بر آرامگاه حافظ در جشن هنر شیراز می‌پردازد که دکتر باستانی پاریزی در سفرنامه معروف خود (از پاریز تا پاریس) استقبال شرکت کنندگان و هیجان آنها پس از شنیدن اشعار سایه را شرح می‌دهد و می‌نویسد که تا قبل از آن هرگز باور نمی‌کرده‌است که مردم از شنیدن یک شعر نو تا این حد هیجان زده شوند.

ابتهاج از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران (پس از کناره گیری داوود پیرنیا) و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل‌ها، تصنیف‌ها و اشعار نیمایی او توسط موسیقی‌دانان ایرانی نظیر شجریان، ناظری و حسین قوامی اجرا شده‌است. تصنیف خاطره انگیز تو ای پری کجایی و تصنیف سپیده (ایران ای سرای امید) از اشعار سایه است. سایه بعداز حادثه میدان ژاله (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) به همراه محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و حسین علیزاده، به نشانه اعتراض از رادیو استعفاء داد.

از مهم‌ترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح او از غزل‌هایحافظ است که با عنوان حافظ به سعی سایه نخستین بار در ۱۳۷۲ توسط نشر کارنامه به چاپ رسید و بار دیگر با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد. سایه سال‌های زیادی را صرف پژوهش و حافظ شناسی کرده که این کتاب حاصل تمام آن زحمت هاست که سایه در مقدمه آن را به همسرش پیشکش کرده‌است.
همسر:
آلما مایکیال (۱۳۳۷-اکنون)
فرزندان:
یلدا، کیوان، آسیا و کاوه
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

🐾🐾🐾
شخصیتی که در آینده به آن میپردازیم امیرهوشنگ ابتهاج شاعر ایرانی است.
🐾🐾🐾

Читать полностью…

چهره ها

آثار:

مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، تصوف اسلامی تألیف عزّالدین محمود کاشانی (تصحیح و تعلیقات) ۱۳۲۵
تاریخ ادبیات ایران ۱۳۴۶
تفسیر مثنوی مولوی ۱۳۴۹
فنون بلاغت و صناعت ادبی ۵۴مولوی‌نامه ۱۳۵۴
اسرار و آثار واقعه کربلا ۱۳۵۷
دیوان عثمان مختاری (تصحیح) با حواشی بسیار مفید
مختاری‌نامه (مقدمه مفصل دیوان عثمان مختاری که بصورت جداگانه منتشر شده‌است)
التفهیم لاوائل صناعه التنجیم ابوریحان بیرونی (تصحیح)
تصوف در اسلام نگارش ۱۳۱۴ و چاپ ۱۳۶۲
تاریخ علوم اسلامی ۱۳۶۴، تقریرات ۱۳۴۸
دیوان سنا ۱۳۶۴
غزالی‌نامه (شرح حال مفصل امام محمد غزالی)
فنون بلاغت و صناعات ادبی
تاریخ اصفهان، در هفت مجلد بزرگ، شامل تاریخ و جغرافیا و رجال و ابنیه و عمارات و مقابر و زبان و عادات و رسوم اصفهان از قدیمی‌ترین ایام تاریخی تا عهد حاضر
ابوریحان‌نامه، کتابی مفصل در شرح حال ابوریحان بیرونی و عقاید و افکار و آراء وی

@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

جلال‌الدین همایی (زادهٔ ۱۳ دی ۱۲۷۸ در اصفهان – درگذشتهٔ ۲۹ تیر ۱۳۵۹ در تهران) نویسنده، ادیب، شاعر، ریاضی‌دان و تاریخ‌نگار معاصر است. همایی قرآن را از حفظ داشت و در شعر تخلصش «سنا» بود. او با جفر،اسطرلاب و نجوم قدیم نیز آشنا بود.
همایی در خانواده‌ای اهل ادب در اصفهان و محله قدیمی پاقلعه (از محلات جنوب شرقی قدیم اصفهان) متولد شد. پدر جلال‌الدین همایی، میرزا ابوالقاسم محمدنصیر فرزندهمای شیرازی بود. نخستین معلمان همایی پدر و مادرش بودند. وی مقدمات فارسی و عربی را نزد پدر و عموی خود آموخت. بنا به گفته خود همایی در شرح حالی از خودوی نحوه صحیح خواندن آیات قرآن و ابیات حافظ و سعدی را از مادر و پدر خود در دوران کودکی فراگرفته است.
وی به مدرسه حقایق در محله مشیر یخچال و سپس به مدرسه قدسیه در محله درب امام اصفهان راه می‌یابد و مقدمات ریاضیات و علوم صرف و نحو عربی را یادمی‌گیرد. سپس به اقامتی بیست ساله در نیم‌ور (نیم‌آورد) در جهت طلبگی در حضور افرادی چون آقا شیخ علی یزدی، آقا سیدمحمدکاظم کرونی اصفهانی و آقا سیدمهدی درچه‌ای، دست می‌زند و به فقیهی صاحب اجازه بدل می‌شود. گفتنی است که در این دورهٔ بیست‌ساله، علاوه بر افزایش سطح علمی، به واسطه سختی‌ها و مشقاتی که در اثر زندگی همراه با تنگدستی برایش پیش می‌آید، او به فردی مهذّب و ساده‌زیست و متواضع بدل می‌شود. در سال‌های بعد، همین دوره است که به کمک او می‌آید و به مدت ۱۲ سال به تدریس درس فقه در دوره‌های لیسانس و فوق لیسانس دانشکده حقوق دانشگاه تهران می‌پردازد؛ و نیز اثرات همین دوره است که بعدها منجر به تألیف «غزالی نامه» در شرح و توصیف احوال امام محمد غزالی از زبان همایی می‌شود.
در اواسط دوران تحصیل به جهت نیاز مالی و به جهت علاقه درونی همایی روی به تدریس می‌آورد و تا سال ۱۳۰۸ مرتضی اردکانی و جعفر آل‌ابراهیم ده‌کردی را تربیت می‌کند. سپس به دعوت ضیاءالدین جناب در پی تأسیس مدرسه متوسطه اصفهان، به تدریس دروس فقه و فلسفه و عربی در مقطع دوم دبیرستان می‌پردازد و شاگردانی چون تقی فاطمی (استاد نامدار ریاضی)، محمد نصیری (رئیس سابق دانشکده حقوق)، کمال الدین جناب (استاد فیزیک) وحسین عریضی (رئیس سابق دبیرستان ادب اصفهان) را پرورش می‌دهد.

چندی بعد همایی به برای تدریس فلسفه و ادبیات به تبریزمی‌رود و همزمان کتاب تاریخ ادبیات خود را می‌نویسد.

در سال ۱۳۱۰ به تهران منتقل شد و به تدریس در دبیرستان‌های دارالفنون و شرف پرداخت. در این دوره شاگردانی چون ذبیح‌الله صفا، حسین خطیبی و علی‌اکبر شهابی را می‌پروراند. در سال ۱۳۱۹ به تدریس در کلاس ششم ادبی که زیر نظر دانش‌سرای عالی آن وقت بوده و مختص شاگردان اوّل و دوم دانش‌سرای مقدماتی کل کشور می‌شده، منصوب می‌شود و پس آنگاه راهی دانشگاه تهران می‌گردد و ۱۲ سال به تدریس درس فقه در دانشکده حقوق می‌پردازد و سپس به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران منتقل و به تدریس صنایع ادبی در هر سه دورهٔ لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری مشغول می‌شود. در سال ۱۳۴۵ درخواست بازنشستگی می‌کند و با وجود موافقت با آن کار تدریس در دانشگاه همچنان ادامه می‌یابد. از جمله شاگردان برجسته‌ای که در محضر استاد همایی پرورش یافته‌اند می‌توان به: محمدرضا شفیعی کدکنی، محمد معین، محمد خوانساری و جمال رضایی اشاره کرد.
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

🐾🐾🐾
شخصیتی که در آینده به آن میپردازیم جلال الدین همایی نویسنده و ادیب و شاعر و ریاضیدان و تاربخ نگار ایرانی است.
🐾🐾🐾

Читать полностью…

چهره ها

مونه در ۵ دسامبر سال ۱۹۲۶ در سن ۸۶ سالگی بر اثر سرطان ریه درگذشت و در گورستان کلیسای ژی ورنی به خاک سپرده شد.

مونه اصرار داشت که مراسم خاک سپاری او ساده برگزار شود لیکن تنها حدود پنجاه نفر در این مراسم حضور داشتند.

خانه، باغ و برکه نیلوفرهای آبی، توسط تنها وارث او، پسرش میشل؛ در سال ۱۹۶۶ به آکادمی هنرهای زیبای فرانسه

(بخشی از انستیتو فرانسه) واگذار شده است.

در سال ۱۹۸۰ خانه و باغ پس از بازسازی و مرمت؛ از طریق بنیاد کلود مونه، برای بازدید افتتاح گردید.

علاوه بر یادگارهای مونه و وسایل دیگر زندگی او؛ این خانه شامل مجموعه‌ای از کارهای حکاکی روی چوب ژاپنی است.

این مکان یکی از دو جاذبه اصلی ژی ورنی است که میزبان گردشگران از سراسر جهان می‌باشد.
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

حال به سبک کار هنرمند امپرسیون در نقاشی می‌پردازیم؛ نقاش امپرسیون بر خلاف اسلاف گذشته‌اش قلم موی آغشته به رنگ را به شکل ضربی و کوبه‌ای بر بوم نقاشی می‌زند و سوژه را خلق می‌کند و از فضای کارگاهش و درونیات افسانه‌ای خودش فاصله می‌گیرد و به طبیعت و قاب‌های لانگ شات در نقاشی می‌رسد و این آهنگ دور دیدن اثر امپرسیونیستی و فاصله ما از اثر به مثابه فاصلهٔ هنرمند از طبیعت، اثر را برای ما زیباتر و دلنشین تر می‌سازد، چون معمولاً امپرسیونیست‌ها در آثارشان نمای باز و به نوعی دور را ترکیب می‌کنند تا همان گونه که ذکر شد بر ناشفاف بودن واقعیت و همین‌طور نسبی بودن آن در مضمون آثارشان تأکید کنند به طوری که در زمان دیدن این آثار در ذهن ما این امر تداعی می‌شود که انگار یک فضای مه آلود حد فاصل ما و جهانی است که به تصویر (سوژه تابلو) درآمده است. ادبیات امپرسیونیسم نسبتاً زود رابطهٔ خود را با ناتورالیسم، پوزیتیویسم و ماتریالیسم (ماده گرایی) می‌گسلد و تقریباً از همان آغاز قهرمان آن واکنش کمال گرایانه‌ای می‌شود که نقاشی پس از انحلال امپرسیونیسم بیان می‌کند. کلود مونه در هنرش از زمانه خود جلوتر بود (به مانند دیگر هنرمندان هم عصر خودش) و سبکی که به وجود آورد الهام بخش بسیاری از شاعران و نویسندگان قرن بیستم شد. از داستان‌های کوتاه فاکنرگرفته تا اشعار سیلویا پلات، و همین‌طور در آثار نویسندگان و شاعران وطنی که نمونه بارز آن را می‌توان در اشعار سهراب سپهری و برخی از آثار احمد شاملو یافت. یا داستان‌های کوتاه گلشیری نیز این امر کاملاً به چشم می‌آید و جالب اینجاست که خود سپهری نیز نقاش سبک امپرسیون بود و در اشعارش هم این حالت مه گرفتگی و خیالی نیز کاملاً مشهود بود؛ مانند شعر مسافر، که در آن فضای غریب و مه آلود در سرتاسر شعر به چشم می‌خورد. پس هنگامی که ما از آثار کلود مونه و سبک امپرسیون صحبت می‌کنیم و آنرا مورد بررسی قرار می‌دهیم به یکی از بنیانی‌ترین نظریه‌های هنری و فلسفی که نحله‌های مختلف (فلسفی و هنری) در قرن بیستم به آن پرداختند روبرو می‌شویم. از پدیدارشناسی در فلسفه تا اشعار و داستان‌های کوتاه در ادبیات مدرن و حتی سبک کوبیسم و سورئالیسم در نقاشی، البته از لحاظ نسبی گرایی نه از لحاظ دید و زمان و مکان.
محتوای نهایی همهٔ انواع امپرسیونیسم یعنی انطباق چیزهای نزدیک و دور، غرابت چیزهای نزدیکتر و غالب چیزهای روزمره که باید با فاصله‌ای خاص و تقریباً ناملموس واقعیت آن را درک کردو حیرت انگیزترین بخش امپرسیونیسم قبول آن توسط روسیه و پیدایش نویسنده‌ای چون آنتوان چخوف است که خلوص ناب امپرسیونیستی در آثارش دیده می‌شود ولی خالصترین بیان ناب امپرسیونیست را می‌توان در آثار و فلسفهٔ برگسون و روشنترین و گویاترین آن را در آثار پروستمی‌توان دیدو در واقع امپرسیون فریادی بود که به دولت فرانسه هشدار داد و آن را از پذیرفتن میراثی عظیم بازداشت.
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

هرقدر که در سبک رئالیسم به ابژه بها داده می‌شد و سعی بر آن بود تا قلم نقاش وفادار و تسلیم ابژه باشد و حتی به قول استادان این سبک؛ نقاشی رئالیستی در نگاه اول مانند عکس به نظر آید، در امپرسیونیسم سعی گشته بر نقش مدرک (درک کننده، هنرمند) تأکید شود زیرا بنابه نگرش جدید آن زمان، پیرامون واقعیت و درک فرد از جهان هستی، که پایه‌گذار پدیدار شناسی در فلسفه و آرایهوسرل و بعدها، هایدگر نیز است، ابژه‌ها و مدرک‌ها ماهیت خود یا هستندگی شان را مرهون مدرک یا آن ذهن درک کننده است. امپرسیونیسم از دید ادبی موضوع داستان یا حکایت یا گزارش نویسی و تجدید خاطره از راه نقش است ودر اصل بیانی است ضد رمانتیک وبه معنای مبتذل شدن و از کف دادن همهٔ صفات قهرمانی یا همان خیزش اسطوره ایی، در نتیجه هر انسانی درک ویژه و خاصی را از جهان هستی دارد، مثلاً هنگامی که من یک لیوان را می‌بینم، آن لیوان برای من وجود دارد و حقیقت پیدا می‌کند؛ و زمانی که من آن را نمی‌بینم و ندیده باشم از حیث وجود برای من خارج می‌شود. پس به نوعی رابطهٔ دیالکتیک بین سوژه (هنرمند) و ابژه (اثر هنری) برقرار می‌شود، پس بنا به همین اصل که در فلسفهٔ پدیدار شناسی قاعده است، هنرمند امپرسیون با توجه به جهان ذهنی خود و ابژه را در ذهن خود می‌آفریند، نه از چشم خود به مانند دوربین عکاسی. در نتیجه حاصل آثاری مانند امپرسیون " طلوع خورشید " اثر مونه می‌شود که در نگاه اول غیرشفاف و حتی نامعلوم به نظر می‌رسد. چون هنرمند پنجره‌ای که ما از آن به مثابه دریچه‌ای برای نگریستن به واقعیت در اختیار داریم را، بر آن شیشه‌ای کدر قرار می‌دهد و بنیان نظری این امر هم بر می‌گردد به نظریهٔ پدیدار شناسی که ذکر شد و همچنین آرای نظرات نسبی گرایی متفکران بعد از نحلهٔ پوزیتیویسم وجود دارد و همین‌طور در آثار امپرسیونیستی (چه در نقاشی و چه در ادبیات) نور سهمی عمده دارد؛ برای مثال در تابلوی امپرسیون طلوع خورشید شاهدیم پرتوهای نور به گونه‌ای غیرشفاف بر دریا و قایق تابیده است. در پس این تکنیک هم نظریه‌ای وجود دارد که امپرسیونیسم خلق یک انسان به عنوان نوری کمرنگ تر یا چراغی کم سوتر در فضای نورانی خورشید است و در کل می‌توان آنرا سبکی باریک بین با گرایشهای موقر، عصبی، حساس و شهوانی و جویای موضوعات ظریف و مطبوع دانست، البته پر واضح است که هنرمند خلاق همواره از نظریه زمان خود جلوتر است و قاعدتاً او این نظریات را نخوانده که بعد هنرش را خلق کند و البته بر کسی پوشیده نیست که هنرمند امروز و هنرمندان معاصر جهان غرب بی‌خبر از نظریه و مطالعه نیستند، اما هنرشان در به اصطلاح جلوتر از زمان خویش بودن است و این امر دربارهٔ کلود مونه کاملاً صادق است زیرا در ابتدا که او آثارش را در سال ۱۸۷۴ پاریس به نمایش گذاشت مورد بی مهری و عتاب منتقدان و دوستداران هنر قرار گرفت، اما رفته رفته همگان بر ارزش کار او واقف گشتند آن چنان‌که اورا به عنوان یکی از پدران سبک امپرسیونیسم می‌شناسند. دربارهٔ مقوله نور این نکته شایان ذکر می‌باشد، که آیا نور ماهیتش ذره است یا موج یا هر دوی آنها؟ از آنجا که درک ما از جهان ابژه‌ها به واسطهٔ نور است، هنگامیکه خود نور ماهیتش در نزد صاحب نظران تبیین کننده‌اش مورد مناقشه است، پس ماهیت ابژه‌های تحت تأثیر آن چقدر نسبی خواهد بود؟ حال در می‌یابیم که سبک امپرسیون و ناشفاف بودن نور و انعکاس آن در کل سوژه‌های خلق شده این آثار بر چه پایه و اساسی است و هنرمند که از زمانه خود جلوتر است، خلاقیتش هم بنا به این امر است، این نظرات را در اثر خود به منصهٔ ظهور می‌رساند.
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

اوسکار-کلود مونه (به فرانسوی: Oscar-Claude Monet) ‏(۱۴ نوامبر ۱۸۴۰ - ۵ دسامبر ۱۹۲۶) از بنیان گذاران نقاشی دریافتگری (امپرسیونیسم) فرانسوی بود. اصطلاح امپرسیونیسم از یکی از نقاشی‌های او با عنوان دریافتی از طلوع آفتاب گرفته شده است.
در پاریس به دنیا آمد و در ژی ورنی زندگی اش پایان گرفت. در آکادمی سویس و مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس تحصیل کرد. با پیسارو، رنوار، سیسلی آشنا شد؛ با مانه وکوربه دیدار کرد. در سال ۱۸۷۴ میلادی نخستین نمایشگاهامپرسیونیستها بر پا شد؛ مونه تا سال ۱۸۸۲ در این نمایشگاه و نمایشگاه‌های بعدی شرکت جست. مجموعهٔ تابلوهای نیلوفرهای آبی را در سال ۱۸۹۹ آغاز کرد. از ۱۹۱۴به بعد در دوره‌ای طولانی به کشیدن چنین تابلوهایی پرداخت. در ۱۹۲۱ مجموعه‌ای از کارهایش مورد قبول دولت واقع گردید و نارنجستان پاریس برای نگهداری آنها بازسازی شد.
مونه مهم‌ترین نمایندهٔ دریافتگری به شمار می‌رود. آثار زیادی از وی به جای مانده و در بسیاری از نگارخانههای مهم دنیا از آنها نگهداری می‌شود.
مونه در ۲۰ سال پایانی عمرش از بیماری آب مروارید رنج می‌برد که به نوبه خود باعث شد تا کارهای وی به دو دوره قبل و بعد از بیماری تقسیم شود.
کلود مونه در سال ۱۸۴۰ در ژی ورنی در هشتاد کیلومتریپاریس چشم به جهان گشود و دوران کودکی خود را در لو آور سپری کرد و در سال ۱۸۸۳به زادگاهش بازگشت وغیر از سفرهایی کوتاه که به لو آور، نرماندی و هلند داشته است، بیشتر عمر خود را در ژی ورنی و پاریس به سر برده است و یکی از مشهورترین آثار او امپرسیون، طلوع آفتاب نام دارد که نام سبک امپرسیون نیز از همین اثر که توسط یک منتقد به استهزاء گرفته شده بود نامگذاری شده است. مونه در طول عمر خود با انسان‌های مشهوری چون، آگوست رودن، گوستاو ژوفروآ، اکتاو میربو، اوژن بودن، «ببر فرانسه» کلمانسو و ادگار دگا رابطهٔ صمیمی داشت و در طول زندگی ۸۷ سالهٔ خودش آثار زیادی خلق کرد و رویکردی جدید به ادبیات و هنر بخشید و شایدامپرسیونیسم جزء معدود اتفاقاتی باشد که گوی سبقت رااز ادبیات ربوده است.
امپرسیونیسم:در کتاب‌های مرجع تاریخ هنر مونه و مانه را پدران سبک امپرسیونیسم دانسته‌اند، سبکی که در نیمه دوم قرن ۱۹، قرن روشنگری و نبوغ، قرن فلسفه و علوم جدید پا به عرصهٔ هنر گذاشت، همان‌طور که در رئالیسم ادبی از نقاشی این سبک در قرن ۱۷ وام گرفته و به نوعی سبک رئالیسم با پایه‌های نظری خود که بر گرفته از فلسفه ٔپوزیتیویسم و رنسانس قرن ۱۶ بود. اساساً سبک رئالیسم (به خصوص در رمان) را پایه‌گذاری کرد.

سبک امپرسیونیسم یک شبه زاده نشد و پایه‌های آن را می‌توان در آرای هگل و نیچه و فلسفهٔ نسبی گرایی آنها دید. سبکی که بیش از هر سبک نقاشی از ادبیات مدرن و به خصوص داستان کوتاه و اشعار مدرنیستی وام گرفته و اما چرا و به چه دلیل می‌توان گفت که سبک مدرنیسم در ادبیات خود را وام دار این سبک یا به نوعی این مکتب می‌داند. امپرسیونیسم هنری است شهری نه تنها به خاطر اینکه نقاشی را از دشت به شهر بازمی‌گرداند، بلکه جهان رااز دریچهٔ چشم فرد شهرنشین می‌نگرد وبه برداشتهایی از برون القا شده با اعصاب خستهٔ انسان مدرن واکنش نشان می دهدو در واقع نقطه اوج رشدی را تشکیل می‌دهد که در آن عناصر پویا و زندهٔ تجربه مورد توجه قرار می‌گیرند و یکسره جهان بینی ایستای قرون وسطایی را منسوخ می‌سازد و می‌توان آن را استیلای لحظه بر بقا و تداوم و این احساس که هر پدیده یک منظومهٔ گذرا و تکرار نشدنی دانست که عبور دوباره نمی‌پذیرد، یعنی جهانی که پدیده‌هایش دائماً در جریان و تحولند ودر مقایسه تمامی هنرهای پیش از خود که همه هنرها نتیجه یک ترکیب بودند امپرسیونیسم را می‌توان نتیجهٔ یک تجزیه دانست. برای این منظور ابتدا به تحلیل و بررسی بنیان‌های نظری این سبک می‌پردازیم و به یقین از آثار کلود مونه آغاز می‌کنیم.
سبک امپرسیونیسم برگرفته از لغت impress به مفهوم تأثیر آنی و اثرگذاری در ذهن است و نقاشان این سبک معمولاً پشت به سوژه خود نقاشی می‌کنند یا به عبارتی ابژه را آنی می‌نگرند و در ذهن خود آنرا تبدیل به سوژهٔ اثر خود می‌کنند و بر روی بوم نقاشی را رسم می‌کنند، اما اینجا تفاوتی را چه از لحاظ فرم و شکل و به وجود آمدن اثر و چه از لحاظ مضمون که در ادامه به این مقوله خواهیم پرداخت، را با سبک‌های ما قبل خود به خصوصرئالیسم (تأکید بر رئالیسم به دلیل تأثیر این سبک در ادبیات و حتی فلسفه است) شاهدیم.
@bozorganej

Читать полностью…

چهره ها

🐾🐾🐾
شخصیتی که در آینده به آن میپردازیم اُسکار کلود مانه نقاش فرانسوی است.
🐾🐾🐾

Читать полностью…
Subscribe to a channel