1379
من در قالب موسیقی فکر میکنم در قالب موسیقی خیال پردازی میکنم من زندگیم را در ارتباط با موسیقی میبینم. در واقع موسیقی دنیای من است.
#ChesterBennington
#LinkinPark
گفتوگوی چستر بنینگتون با JoJo Wright در ۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۷؛ یکی از گفتوگوهای پایانی او، جایی که صادقانه از افسردگی و تجربهی شخصی خودش با آن حرف میزند.
چیزی که در حرفهای چستر بیشتر از همه به چشم میآید، صداقتشه. نه سعی میکند افسردگی را ساده جلوه بدهد و نه خودش را شکستناپذیر نشان بدهد؛ از چیزی حرف میزند که خودش با آن درگیر بوده و از سختیِ کنار آمدن با آن میگوید.
شاید در نهایت نتوانست از این نبرد پیروز بیرون بیاید، اما شنیدن حرفهایش امروز، تصویری واقعیتر از چستری به ما میدهد که خیلیها فقط روی صحنه میشناختند.
@bewithmymusics
Artist: #Supertramp
Song: #The_Logical_Song
Genre: #Progressive_Rock
#Pop_Rock
Release: 1979
آهنگ The Logical Song از یک سؤال ساده شروع شد: وقتی بزرگ میشیم، واقعاً چه چیزی از خودمون باقی میمونه؟
خود Roger Hodgson این آهنگ رو بر اساس تجربهی خودش نوشت. بعد از جدایی والدینش، در کودکی به مدرسهای شبانهروزی فرستاده شد؛ جایی که کمکم به او یاد دادند منطقی، مسئول، عملگرا و قابلاعتماد باشد.
اما در این مسیر، چیزی تغییر کرد؛ همان دنیای ساده و جادویی کودکی، جایش را به دنیایی داد که مدام به او میگفت چطور «باید» باشد.
سالها بعد، Hodgson همین تجربه را تبدیل کرد به The Logical Song آهنگی دربارهی بزرگشدن، پذیرفتهشدن و گمکردن بخشی از خودِ واقعیمان.
و شاید برای همین است که سؤال آخر آهنگ اینقدر ماندگار شده:
به من بگو… من واقعاً کی هستم؟
@Bewithmymusics
Artist: #Tiny_Vipers
Song: #Tiger_Mountain
Genre: #Experimental_Folk #Indie_Folk
Released: 2009
اما نمیشود که تا ابد فقط بنشینیم و به زخمهایمان خیره شویم.
@Bewithmymusics
Band: #Nyctalgia
Song: #Time_changed_everything
Genre: #Ambient #Neoclassical
Released: 2009
امیدی داشت، که نمیدانست به چیست.
@Bewithmymusics
Band: #Trivium
Song: #Dead_Inside_Of_Me
Genre: #Melodic_Metalcore
Released: 2026
دربارهی فاصلهایه که بین آنچه واقعاً درونمون میگذره و چهرهای که به بقیه نشون میدیم شکل میگیره
اشک و این همه درد را در خودم خفه میکنم همون نقابی که خشم،و شرم رو پشتش پنهان میکنیم. اما هرچی بیشتر این احساسات رو سرکوب کنیم، مرز بین خود واقعیمون و اون نقاب کمرنگتر میشه تا جایی که باید با بخشی از وجودمون روبهرو بشیم که مدتها ازش فرار کردیم.
وقتی تاریکی درونت چهرهی واقعیات را نشان میدهد
@Bewithmymusics
Band: #Ghost_Bath
Song: #The_Silver_Flower Part 1
Genre: #Shoegaze #Depressive_Black
Released: 2015
این گل از تاریکی روییده
زیبا، سرد و بیرحم
@bewithmymusics
Band: #Insomnium
Song: #One_for_Sorrow
Genre: #Melodic_Death_Metal
Release: 2011
دو روح که از همان ابتدا انگار سرنوشتشان شکست و جدایی بود. یکی از گذشته دل نمیکند و دیگری در جهانی از سایهها و رنج گرفتار میشود؛ جایی که عشق کمکم جای خودش را به اندوه و حسرت میدهد.
در تمام آهنگ، گذشته هنوز زنده است؛ اما چیزی برای بازگشت باقی نمانده. فقط انسانی مانده که میان خاطرات، دیوارهای درون خودش و حسرت چیزی که از دست رفته ایستاده است.
گاهی بعضی آدمها برای ماندن وارد زندگی ما نمیشوند
فقط میآیند تا بخشی از ما را با خودشان ببرند.
@Bewithmymusics
Band: #Slipknot
Song: #Arsenal
Genre: #Alternative #Nu_Metal
Released: 2026
چیزی که در «Arsenal» بیشتر از همه توجهم را جلب میکند، خشمِ سادهاش نیست؛ این است که خودِ آهنگ انگار نمیداند باید به چه چیزی اعتماد کند.
یک لحظه از قدرت حرف میزند، لحظهای دیگر از زندانی که در سرش ساخته شده. از خدا میگذرد، از حقیقت میپرسد، خودش را «از دور خارجشده» مینامد و چند ثانیه بعد با تمام قدرت برمیگردد و میگوید هنوز حرف برای گفتن دارد.
همین تناقض، مهمترین بخش «Arsenal» است. اینجا با یک شخصیت شکستناپذیر طرف نیستیم؛ بیشتر شبیه کسی است که آنقدر از همهچیز عبور کرده که دیگر برایش مهم نیست دیگران چه برداشتی از او دارند. حتی وقتی دربارهٔ حقیقت حرف میزند خودش میپرسد اصلاً حقیقت چیست؟
عنوان «Arsenal» انگار تمام چیزهایی است که یک نفر بعد از سالها در خودش جمع کرده؛ خشم، تجربه، شکست، شک، غرور و دیوانگی. همهٔ اینها تبدیل شدهاند به مهماتِ ذهنی که هنوز تمام نشدهاند.
انگار بعد از تمام آن آشوب، فقط یک نتیجه باقی میماند:
هنوز چیزی برای گفتن مانده.
@bewithmymusics
Band: #Younger_Brother
Song: #Train
Genre: #Progressive_Trance #Downtempo
Released: 2011
ترک«Train» فقط دربارهی یک سفر با قطار نیست؛ قطار اینجا استعارهای از زندگی است؛ سفری که بیوقفه ادامه پیدا میکند و هیچکس را برای رسیدن به خودش منتظر نمیگذارد.
همهچیز از برابر چشم میگذرد؛ آدمها، روستاها، تپهها و لحظههایی که دیگر بازنمیگردند. جهان همچنان در حرکت است، اما گاهی درون آدم درست در نقطهی مقابل آن، آرامآرام از حرکت میایستد.
در میان انبوه مسافران، حس تنهایی پررنگتر میشود؛ انگار هرکس در قطاری مشترک، سفری کاملاً شخصی را پشت سر میگذارد.
تصویر لحظهایست که میبینی زندگی بیوقفه پیش میرود، اما خودت دیگر نمیتوانی با آن همراه شوی؛ تماشای جهانی که مدام دورتر میشود، از پشت پنجرهی قطاری که هنوز در حرکت است.
همهچیز در حرکت است
جز من
@Bewithmymusics
Band: #Devil_Doll
Album: #Dies_Irae
Genre: #Avant_Garde #Progressive_Rock
Released: 1996
موسیقی در مرز کابوس و تئاتر 🎭
@Bewithmymusics
#Wasp
#Miss_You
#Heavy_Metal
#Hard_Rock
2015
ترک MissYou داستان جاناتان استیل است. پسری که در خانوادهاش احساس طرد شدگی میکند و رابطهای عمیق با برادر بزرگترش مایکل استیل دارد.
بلکی لاولس گفته miss you اولین ترانهای بود که برای داستان The Crimson Idol نوشت؛ ترانهای که در آن، جاناتان بر سر مزار مایکل، برادر از دسترفتهاش، با او حرف میزند.
تمام آهنگ در فضای فقدان، دلتنگی و ناتوانی در پذیرفتن نبودن یک عزیز میگذرد؛ جاناتان هنوز با برادرش حرف میزند، صدایش میزند و میپرسد:
Can you hear me now?
حالا صدایم را میشنوی؟
تکرار این سؤال قلب آهنگ است؛ تلاش برای برقراری ارتباط با کسی که دیگر نمیتواند پاسخ بدهد.
اما برای ما، این آهنگ معنایی فراتر از داستان جاناتان و مایکل پیدا میکند.
تقدیم به جاویدنامان دیماه ایران و همهی کسانی که نبودنشان، جای خالی بزرگی در زندگی عزیزانشان و حافظهی این سرزمین باقی گذاشت.
این آهنگ دربارهی آنها نوشته نشده؛ اما دردِ فقدان، مرز نمیشناسد.
و شاید به همین دلیل، این سؤال هنوز اینقدر سنگین است:
Can you hear me now?
حالا صدایم را میشنوی؟
@Bewithmymusics
Band: #Amenra
Song: #A_Solitary_Reign
Genre: #Post_Metal
#Sludge_Metal
Released : 2017
این موزیک برای سوگ ساخته نشد
از دلِ سوگ متولد شد...
ترک «A Solitary Reign» مرثیهای برای پائولت، مادرِ بیورن لِبون، درامر گروه آمِنرا است؛ مادری که به سرطان مبتلا شد و چند ماه بعد از دنیا رفت.
پیش از ساخت آلبوم Mass VI، اعضای گروه با پائولت دربارهی زندگی، عشق، مادر بودن، فرزندش، پیری و مرگ گفتوگو کردند. تنها یک ماه بعد، خبر ابتلای او به سرطان رسید و چند ماه بعد از دنیا رفت. آهنگ که تا آن زمان تنها بخشی از آن نوشته شده بود، پس از مرگ او معنایی کاملاً شخصی پیدا کرد و به یاد او کامل شد.
ترک «A Solitary Reign» دربارهی مواجهه با فقدان است؛ دربارهی دلتنگی برای مادری که دیگر بازنمیگردد، خاطراتی که باقی میمانند و تنهاییای که پس از رفتن او آغاز میشود. در عین حال، ترانه ادای احترامی است به پیوندی میان مادر و فرزند که حتی مرگ هم نمیتواند آن را از بین ببرد.
در نهایت، این آهنگ فقط دربارهی مرگ نیست؛ دربارهی عشقی است که بعد از فقدان هم باقی میماند.
@Bewithmymusics
Through dreams and depth
از دل رؤیاها و عمیقترین لایههای وجودم
My heart froze as she rose
قلبم از تپش ایستاد، وقتی دوباره پیش چشمانم ظاهر شد
Through my inner noise
میان تمام هیاهو و آشوب ذهنم
I heard that voice again
دوباره صدایش را شنیدم
For lust is but a whisper away
چون وسوسه همیشه تنها به اندازه یک نجوا فاصله دارد
Fierce but delicate and frail
نیرومند، اما همزمان لطیف و آسیبپذیر
I hear her again
دوباره صدایش را میشنوم
They rise
دوباره جان میگیرند
Memories through noise
خاطرههایی که از دل آشفتگی سر برمیآورند
The sound of a voice
طنین آن صدا
That left me with no choice
که هیچ راهی جز تسلیم برایم باقی نگذاشت
Blood swell and pulse in waves crash in
خون در رگهایم میجوشد و ضربان قلبم هچون موج میکوبد
I give in
تسلیم میشوم
Forever I'm yours
برای همیشه از آنِ توام
An extended dream where touch was real
رؤیایی طولانی؛ جایی که لمس، واقعی بود
My defense broke as she spoke
با هر کلمهای که گفت، تمام دیوارهای دفاعم فرو ریخت
Only in physical but so unforgettable
شاید تنها حضوری جسمانی بود، اما هرگز از خاطرم پاک نمیشود
And how my heart sang true that day
و آن روز، قلبم صادقانهترین آوازش را خواند
Strong and finely tuned
نیرومند و هماهنگ با تمام وجود
I came through
از همهچیز عبور کردم
To the essence of truth
تا به حقیقت ناب برسم
They rise
دوباره زنده میشوند
Memories through noise
خاطرههایی که از دل آشوب سر برمیآورند
The sound of a voice
طنین آن صدا
That left me with no choice
که مرا بیهیچ اختیاری رها کرد
Blood swell and pulse in waves crash in
خون در رگهایم میجوشد و ضربان قلبم همچون موج میکوبد
I give in
تسلیم میشوم
Forever I'm yours
برای همیشه از آنِ توام
Love is but a whisper away
عشق، تنها به اندازه یک نجوا فاصله دارد
Fierce but delicate and frail
نیرومند، اما همزمان لطیف و آسیبپذیر
@Bewithmymusics
Departure of the frost, of the frozen
با رفتن یخبندان... و هر آنچه در سرما منجمد شده بود
Let them see the cost, what it costs them
بگذار بهای کارشان را ببینند؛ بهایی که باید بپردازند
This penetrating life, skipping the stations of life
این زندگیِ بیرحم، بیآنکه لحظهای درنگ کند، از ایستگاههای عمر عبور میکند.
We are the ones on the lost path
ما همان گمشدگانِ راهیم
Dark trains on the rails of madness
قطارهای تاریک، بر ریلهای جنون در حرکتاند
Falling through the ice between the lively station
در میان ایستگاههای پرهیاهو، از دل یخ سقوط میکنیم.
No one leaves, and no one ever left
هیچکس راه گریزی ندارد...
هیچکس هرگز از این چرخه رها نشده است.
The bolt of self-hate ignites the flame
جرقهی نفرت از خود، شعله را روشن میکند
And it all crashes down from the inside
و همهچیز... از درون فرو میریزد
And it all crashes down on me
و تمام این ویرانی بر سر من آوار میشود
You'll see through ice
تو میتوانی از پشت یخ ببینی
But you cannot reach it
اما هرگز نمیتوانی به آن دست پیدا کنی
And it all crashes down from the inside
همهچیز از درون فرو میپاشد
And it all crashes down for me
و این فروپاشی، سهم من است
You'll see through ice
تو از میان یخ میبینی
But you cannot reach me
اما هرگز نمیتوانی به من برسی
Departure of the soul, stuck in limbo
روح، در برزخ گرفتار مانده و راهی برای رهایی ندارد
The work here is not done, I'll find a way
کار من هنوز تمام نشده؛ راهی پیدا خواهم کرد
Living in lies, I'll have to stop this now
سالها دروغ را زندگی کردهام؛ وقت آن رسیده که پایانش دهم
The train is coming for all
این قطار... برای همه خواهد آمد
Dark trains on the rails of madness
قطارهای تاریک، بر ریلهای جنون پیش میروند
Falling through the ice between the lively station
در میان ایستگاههای پرهیاهو، از دل یخ سقوط میکنیم
The end of all is coming
پایان همهچیز نزدیک است
No one leaves, and no one ever left
هیچکس راه گریزی ندارد...
هیچکس هرگز از این چرخه رها نشده است.
The bolt of self-hate ignites the flame
و باز، نفرت از خود، آتش را شعلهور میکند
And it all crashes down from the inside
همهچیز از درون فرو میریزد
And it all crashes down on me
و این ویرانی بر سر من فرود میآید
You'll see through ice
تو از میان یخ میبینی
But you cannot reach it
اما هرگز به آن نخواهی رسید
And it all crashes down from the inside
همهچیز از درون فرو میپاشد
And it all crashes down for me
و این فروپاشی، تقدیر من است
I'll see through ice
من از میان یخ خواهم دید
But you cannot reach me
اما تو هرگز به من نخواهی رسید
Darkened trails
راههایی که در تاریکی گم شدهان
Imprisonment
اسارت...
Has swallowed me
مرا به کام خود کشیده است
Inside this hell
در دل این جهنم
The air I breathe
هوایی که نفس میکشم
Repulses me
از آن بیزارم
Yet I can't see
با این حال، هنوز نمیتوانم ببینم
For what's inside of me
که چه چیزی در اعماق وجودم پنهان شده است.
@Bewithmymusics
Arise with the new dawn's hour
همراه با نخستین لحظههای سپیدهدم، برخیز.
Breathe in the air so blue
هوای زلال صبح را نفس بکش.
Nightmares of yesterday's sorrows
کابوسهای اندوهِ دیروز
Disappear into the light anew
با نورِ تازهی روز محو میشوند.
Here today, gone tomorrow, it will be
آنچه امروز هست، فردا دیگر نخواهد بود.
Leave your ghosts behind
برای لحظهای...
For a while
سایههای گذشتهات را پشت سر بگذار.
Night came with warm tears
شب با اشکهای گرم از راه رسید.
Now the drops of morning dew
و اکنون، قطرههای شبنمِ صبحگاهی
Arise with the new dawn's hour
با سپیدهدم دوباره برخیز.
And let your eyes reflect the dark
و بگذار چشمانت، تاریکی را نیز بازتاب دهند.
Away with the first light of the day
با نخستین پرتوهای روز رهایش کن.
Let it wash your tears away today
بگذار امروز نور، اشکهایت را بشوید و با خود ببرد.
All that will remain
هر آنچه باقی خواهد ماند...
Nothing here will stay the same
دیگر هیچ چیز مانند گذشته نخواهد بود
Not even this pain
حتی این درد
Here today, gone tomorrow
امروز هست، فردا دیگر نه.
It will pass with time, and leave its mark on you
زمان از کنارش خواهد گذشت، اما ردش را بر وجودت باقی میگذارد.
Embrace this early hour
این سکوتِ نخستین ساعات روز را در آغوش بگیر.
Silent trees and still horizon
درختان ساکت... و افقی که بیحرکت ایستاده است.
You will find it here
پاسخت را همینجا خواهی یافت.
When the wind lifts your broken wings
آنجا که باد، بالهای شکستهات را دوباره به حرکت درمیآورد.
Arise with the new dawn's hour
با سپیدهدم، دوباره برخیز
And let your eyes reflect the dark
و بگذار چشمانت، تاریکی را نیز در خود داشته باشند.
Away with the first light of the day
با نخستین نور روز، رهایش کن.
Let it wash your tears away today
بگذار امروز نور، اشکهایت را با خود ببرد.
And all that will remain
و آنچه در پایان باقی میماند...
Nothing here will stay the same
این است که هیچچیز برای همیشه یکسان نمیماند.
@bewithmymusics
Band: #Pendragon
Song: #If_I_Were_the_Wind
Genre: #Progressive_Rock #Neo_Prog
Release: 2001
در ترک If I Were The Wind
نیک بَرت خواننده و گیتاریست Pendragon از سفری میگه که زندگی پیش روی آدم میذاره؛ سفری که همیشه آرام نیست و پر از طوفان، شکست و لحظههای سختیه که ممکنه آدم رو به زانو دربیاره.
اما در کنار تمام این سختیها، آهنگ از ادامه دادن و پیدا کردن راهی به سمت آرامش میگه؛ از اینکه حتی بعد از سختترین طوفانها، میشه دوباره زندگی رو از سر گرفت.
پایان آهنگ اما حال و هوای شخصیتری پیدا میکنه و مشخص میشه تمام این حرفها خطاب به پسر Barrett بوده؛ جایی که آهنگ با دو کلمهی ساده و ماندگار تمام میشه:
My son, my son.
@Bewithmymusics
Band: #From_the_Mouth_of_the_Sun
Song: #Roads
Genre: #Ambient #Post_Rock
Release: #2017
و اکنون به سقف نگاه میکرد و لبهایش را تکان میداد، مثلِ اینکه مرگ، نجات دهندهی خود را میدید و با او قرار و مدار میگذاشت ....
چخوف
@bewithmymusics
Band: #Ninth_Key
Song: #Dark_Time_Sunshine
Genre: #Alternative_Rock #Rap_Rock #Nu_Metal
Released: 2026
بندNinth Key با«Dark Time Sunshine» سراغ ترکیبی از آلترناتیو راک، رپراک و نیومتال میره؛ ترک با ریفهای سنگین، فضای ملودیک و تغییر ریتمهایی که یادآور دوران طلایی آلترناتیو دهه ۲۰۰۰ هست حالوهوای آشنای Linkin Park رو تداعی میکنه، اما با هویت و صدای مستقل خودش.
اگه با Linkin Park بزرگ شدی، این ترک یه حس آشنا برات داره.
@Bewithmymusics
Band: #Crimson_Vale
Song: #Not_Okay
Genre: #Metalcore #Post_Hardcore
Released: 2026
ترک Not Okay از Crimson Vale روی ترکیب فضای Alternative و Post-Hardcore، ملودیهای ملانکولیک، ریفهای سنگین و Heaviness قابلتوجه تمرکز داره.
ترک با فضایی آرام، سرد و خفه شروع میشه و بهتدریج شدت بیشتری میگیره. گیتارهای Distorted، درامز پرقدرت و تغییرات Dynamics، موزیک رو از فضای درونگرای ابتدای کار به بخشهایی سنگینتر و پرتنشتر میبرن. همین تضاد بین Melancholic Atmosphere و Heaviness، یکی از جذابیتهای اصلی Not Okay هست؛ جایی که فضای احساسی موزیک با شدت و سنگینی در هم ترکیب میشه، بدون اینکه یکی فدای دیگری بشه.
از نظر محتوایی، ترک روی فرسودگی عاطفی، بیحسی و احساس جداشدن از خود متمرکزه و ساختار تدریجی موزیک هم همین حس رو دنبال میکنه.
@Bewithmymusics
Band #Evanescence
Song: #Tell_Me_When_You_Had_Enough
Genre: #Alternative_Metal
Released: 2026
اینجا حرف از خستگیِ ساده نیست؛ حرف از رسیدن به جاییه که دیگه نمیدونی خط قرمز کجاست. وقتی هرچی برات مهمه یکییکی ازت گرفته میشه، وقتی مدام مجبوری خودت رو زیر سؤال ببری و حتی به این فکر کنی که شاید خودت «دشمن» باشی. Evanscence دقیقاً روی همون لحظه دست میذاره؛ لحظهای که تحمل تموم میشه و دیگه چیزی برای از دست دادن باقی نمیمونه.
@Bewithmymusics
Band: #Behemoth
Song: #I_Scvlptor
Genre: #Black_Metal / #Death_Metal
Released: 2026
تصویری از انسان در مقامِ آفریننده و آفریده است
موجودی که پیوسته خودش را میتراشد، با محدودیتهایش میجنگد و در نهایت با فناپذیری روبهرو میشود.
نرگال این موزیک را بازتابی از فرایند همیشگیِ ساختن و شکلدادن به خود میداند
جایی که مسئله، رسیدن به پیروزی نیست بلکه ادامهدادن این مسیر است.
@Bewithmymusics
I reminisce about the confidence that comes with the chaos
یاد اون اعتمادبهنفسی میافتم که آشوب با خودش میاره
I know how to dominate at all costs
میدونم چطور به هر قیمتی مسلط شوم
The prison in my head had the cells tossed
زندانِ توی سرم، سلولهایش را بههم ریخته بود
I fought a fucking god and the god lost
با یک خدای لعنتی جنگیدم و خدا شکست خورد
Sinners, come hither
ای گناهکاران، بیایید اینجا
We can break the rules and leave home or get old and stay bitter
میتونیم قوانین را بشکنیم و خانه را ترک کنیم،
یا پیر شویم و تا آخر در تلخی بمانیم
Nothing in the world can surprise me
دیگه هیچچیز تو این دنیا نمیتونه غافلگیرم کنه
I know all the demons despise me
میدونم تمام شیاطین از من بیزارند
I got a lot to fuckin' say
حرفهای لعنتیِ زیادی برای گفتن دارم
And if you didn't listen then you didn't hear me anyway
و اگر گوش ندادی، پس در هر صورت صدایم را نشنیدی
Let's go, let's go, let's go, let's
بزن بریم، بزن بریم، بزن بریم، بزن
Shut the fuck up
خفه شو، لعنتی
Now I can go a million miles an hour with the best of 'em
میتونم با بهترینهایشان با سرعتی دیوانهوار پیش بروم
but you just wouldn't fuckin' understand like the rest of 'em
اما تو هم مثل بقیه، لعنتی، نمیفهمی
What’s the point of belligerence and syllables that spill out of dirigibles and make the people irritable?
این همه پرخاشگری و کلماتی که از آسمان سرازیر میشن و مردم را کلافه میکنن، چه فایدهای داره؟
Just slow the fuck down
فقط لعنتی، یکم آرومتر
Add a pause to it — put a stop to it
یک مکث بهش بده — جلوش رو بگیر
I know I’m a hack and a has been but motherfucker
میدونم آدم دستوپاچلفتی و از دور خارجشدهای هستم، ولی مادرجنده
I'm a .45 not a MAC-10
من یک کالیبر ۴۵ هستم، نه یک MAC-10
(Oh God, not again)
(اوه خدا، دوباره نه)
I don’t want to be a fad — I wanna feel it
نمیخوام یک مُدِ زودگذر باشم — میخوام واقعاً حسش کنم
I don’t wanna be a trick
نمیخوام یک حقه و نمایش باشم
I wanna treat it like a fact but what the fuck is a fact?
میخوام مثل یک واقعیت با آن رفتار کنم، اما واقعیت اصلاً چیست؟
It’s like the truth but what the fuck is the truth?
شبیه حقیقت است، اما حقیقت اصلاً چیست؟
Well the truth is the world is a killer with no cure
خب، حقیقت این است که دنیا قاتلیست که هیچ درمانی ندارد
Nobody cares when the drugs are so pure
وقتی مواد اینقدر خالصه، دیگه هیچکس اهمیتی نمیده
I wish the voices in my head would find a different subject
کاش صداهای توی سرم موضوع دیگری پیدا میکرد
Change it up or shut the fuck up — crazy does it
بحث را عوض کنید یا لعنتی خفه شوید — دیوانگی خودش کار را پیش میبره
Everyone’s a TV show but there’s nothing worth watching
همه تبدیل به یک برنامهٔ تلویزیونی شدهاند، اما دیگه چیزی ارزش تماشا کردن نداره
I don't give a shit I gotta go
به تخمم نیست، باید برم
I said I gotta go
گفتم که باید برم
shut the fuck up, stop, stop the fuckin' music goddamn it, shut the fuck up
خفه شید، بس کنید، موسیقی لعنتی را قطع کنید، لعنت بهش خفه شید
'Round here I'm god
اینجا من خدام
And I eat the saints
و قدیسها را میبلعم
I got a lot of blood cuz I'm out of fuckin paint
خون زیادی دارم، چون لعنتی دیگر رنگی برایم نمانده
I'm caustic — agnostic
من گزندهام — ندانمگرا
From a distance you're a looker but you're lookin' exhausted
از دور جذاب به نظر میرسی، اما خسته و فرسوده به نظر میآیی
Armageddon has begun, what a concept
آرماگدون آغاز شده؛ چه مفهوم عجیبی
آرماگدون: نبرد نهایی و آخرالزمانی میان نیروهای خیر و شر؛ نمادی از پایان و ویرانی جهان.
Pharmaceuticals can fill you full of contempt
داروها میتوانند وجودت را از نفرت و انزجار پُر کنند
When I swallow the proof, it's obnoxious
وقتی مجبورم حقیقت را بپذیرم، واقعاً چندشآور است
I better hurry up and trust the fucking process
بهتره عجله کنم و به این روندِ لعنتی اعتماد کنم
And to set free us suffering humanity
و بشریتِ رنجکشیدهٔ ما را آزاد کنم
@bewithmymusics
Band: #Virgin_Black
Song: #Our_Wings_Are_Burning
Genre: #Gothic_Doom_Metal
Release: 2003
ترک «Our Wings Are Burning» تصویری تاریک از رنج، ایمانِ زخمی و امیدی است که در دلِ ویرانی باقی میماند. تصاویر روحِ ازهمگسسته، پیکرهای مثلهشده و کودکی رنجدیده، جهانی را نشان میدهند که در آن مرز میان ایمان و درد محو شده است.
«بالهای سوخته» نماد آرزوی رهایی است که خود در آتشِ رنج گرفتار شده؛ اما در نهایت با وجود از دست رفتن همهچیز یک چیز باقی میماند: امید
شاید تمام معنای این اثر در همین جمله خلاصه شود:
همهچیز از دست رفته، جز امید
@Bewithmymusics
آلبوم Dies Irae یکی از آن آثاری نیست که صرفاً شنیده شود؛ باید واردش شد. اثری حدوداً پنجاه دقیقهای که در آن موسیقی، نمایش، ادبیات و هراس روانشناختی در هم تنیدهاند و مرز میان یک قطعهی موسیقی و یک نمایش تاریک را تقریباً از بین میبرند.
در مرکز این جهان، Mr. Doctor قرار دارد؛ مردی که با صدایی تئاتری و گاه جنونآمیز، شنونده را از میان ارگ کلیسا، ارکستر، پیانو، کُر، سکوت و انفجارهای ناگهانی موسیقی عبور میدهد. Dies Irae روایت خطی و سرراستی ندارد؛ بیشتر شبیه ورود تدریجی به ذهنی است که در آن عشق، مرگ، گناه، ترس و میل به جاودانگی با یکدیگر گره خوردهاند.
عنوان اثر، Dies Irae، به معنای «روز خشم» است؛ عبارتی برگرفته از سرود لاتین قرون وسطایی دربارهی روز داوری. این مفهوم با فضای اثر کاملاً همخوان است: مرگ در اینجا فقط پایان نیست، بلکه نوعی مواجههی نهایی با تمام چیزهایی است که انسان در طول زندگی از آنها گریخته است.
یکی از محورهای مهم اثر، عشق و جاودانگی است؛ اما نه عشقی آرام و رمانتیک. در جهان Devil Doll، عشق میتواند به وسواس، ترس از فقدان و میل بیمارگونه به حفظ چیزی برای همیشه تبدیل شود. همین تضاد، بخش بزرگی از تاریکی Dies Irae را میسازد.
از نظر موسیقایی، اثر عمداً قابل پیشبینی نیست. یک لحظه در فضای ارکسترال و تقریباً کلاسیک شناور میشوی و لحظهای بعد با صدای خشن، دیالوگ، کُر یا انفجاری ناگهانی از آن فضا بیرون کشیده میشوی. این تغییرات بیشتر از آنکه برای نمایش تکنیک باشند، برای ساختن اضطراب و بیثباتی استفاده شدهاند.
جالبتر اینکه داستان خود آلبوم نیز به اندازهی موسیقیاش عجیب است. ضبط اولیهی Dies Irae در سال ۱۹۹۳ با آتشسوزی استودیو از بین رفت و پروژه بعدها دوباره ضبط شد. همین اتفاق، ناخواسته، به افسانهی پیرامون Devil Doll اضافه کرد؛ گروهی که از ابتدا هم بیشتر شبیه یک راز زیرزمینی بود تا یک گروه موسیقی معمولی.
در نهایت، Dies Irae بیشتر از اینکه دربارهی «ترس از مرگ» باشد، دربارهی رویارویی انسان با فناپذیری خودش است؛ دربارهی اینکه وقتی پرده کنار میرود و نمایش تمام میشود، چه چیزی از ما باقی میماند.
شاید به همین دلیل باشد که بعد از تمام شدنش، احساس نمیکنی یک آلبوم را به پایان رساندهای؛
انگار یک کابوس را تا انتها دیدهای و تازه چراغهای سالن روشن شدهاند.
«پرده پایین میآید؛ اما نمایش، در ذهن شنونده ادامه پیدا میکند.»
@Bewithmymusics
Band: #Katatonia
Song: #MyTwin
Genre: #Alternative_Metal
Released: 2006
ترکMy Twin بیشتر از اینکه داستان مشخصی را روایت کند، تصویری از تغییر و فروپاشیِ یک نزدیکی عمیق است؛ لحظهای که آدم متوجه میشود فاصلهای شکل گرفته که دیگر نمیتوان با نادیده گرفتنش از کنارش گذشت.
عنوان آهنگ «Twin»،استعاری است؛ Jonas Renkse از این واژه برای اشاره به کسی استفاده میکند که زمانی ارتباطی عمیق و نزدیک با او داشته؛ کسی که انگار همزاد او بوده است.
در ادامه حسهایی مثل سرخوردگی، خشم، تردید و حس طرد شدن پررنگتر میشوند. یوناس مدام گذشته را مقابل چیزی قرار میدهد که اکنون باقی مانده و همین تضاد، بخش زیادی از قدرت موزیک را میسازد.
در نهایت، موزیک به یک پذیرش تلخ میرسد:
بعضی اتفاقها را نمیشود جبران کرد و بعضی فاصلهها آنقدر عمیق میشوند که بازگرداندنِ گذشته دیگر ممکن نیست.
ترک My Twin از آن موزیک هایست که به جای ارائهی یک جواب، تو را با یک سؤال تنها میگذارد:
کدام درد سنگینتر است؛ پایان یک پیوند، یا فهمیدن اینکه از مدتها قبل تمام شده بود؟
@Bewithmymusics
I see distance in your eyes
در چشمانت دوری می بینم
Bury me
مرا به خاک بسپار
To sleep tonight
تا امشب به خواب روم
Your touch divine
لمست ما را از هم جدا می کند
I saw distance in your eyes
در چشمانت فاصله دیدم
He came to claim
او آمد تا بازپس گیرد
What was his
آنچه از آنِ او بود
And for years you lived
و سالها زیستی،
A solitary reign
در فرمانرواییِ تنهایی
I retraced
قدمهایم را بازگشتم،
My steps to your embrace
تا دوباره به آغوشت برسم
I wanted you to stay
میخواستم بمانی،
Yet you died away
اما آرامآرام از میان رفتی
Your touch divides
لمست ما را از هم جدا می کند
I see distance in your eyes
در چشمانت فاصله میبینم
Please sing me to sleep tonight
امشب برایم بخوان تا به خواب روم
And for years you lived
و سالها زیستی،
A solitary reign
در فرمانرواییِ تنهایی
Your touch divine
لمست ما را از هم جدا می کند
The distance in your eyes
آن فاصله در چشمانت
You reside in me
تو در من زندگی میکنی
The sacrifice
آن فداکاری،
Like blood seeping through
مثل خونی که از میان
Your old wounds
زخمهای قدیمیات جاری میشود
I am your old wound
من زخمِ قدیمیِ تو هستم
You took your leave
تو رفتنت را انتخاب کردی،
A new life to lead
تا زندگیِ تازهای را آغاز کنی
Torn from you
از تو جداشده
Inside of you
درونِ تو
Mother mine
مادرِ من.
The most beautiful eyes I could look into
زیباترین چشمانی که میتوانستم به آنها نگاه کنم،
I now see distance in your eyes
اکنون در چشمانت فاصله میبینم.
You lived a solitary reign
تو در فرمانرواییِ تنهایی زیستی.
And to all that ever mattered
و به هر آنچه که روزی اهمیت داشت،
To all I ever loved
به هر آنچه که روزی دوست میداشتم...
@Bewithmymusics
Band: #Placebo
Song: #Without_You_Im_Nohing
Genre: #Alternative_Rock
Released: 1998
هیچ چیزی شاعرانه تمام نمیشود. تنها تمام میشود و ما شعرش میکنیم. اینهمه خون هیچوقت زیبا نبوده است. فقط سرخ بوده است، سرخ
@Bewithmymusics
Band: #Dynazty
Song: #Yours
Genre: #Melodic_Power_Metal
Released: 2022
قصهی جنگی خاموشه
جنگ بین فراموش کردن و حسی که هنوز درون آدم زنده مونده.
گاهی یک صدا، یک خاطره یا یک لحظه کافیه تا تمام چیزهایی که فکر میکردی دفن شدن دوباره برگردن. چیزی که همزمان هم آرامشبخشه و هم دردناک؛ مثل زخمی که هنوز حسش میکنی.
تصویری از تسلیم شدن در برابر احساسیست که نمیشود انکارش کرد جایی که قلب از منطق جلو میزند و میفهمی بعضی چیزها فقط یک خاطره نیستند، بلکه بخشی از وجودت شده اند.
@Bewithmymusics
Band: #Orbit_Culture
Song: #From_The_Inside
Genre: #Melodic_Death_Metal #Groove_Metal
Released: 2023
از «دشمن بیرونی» حرف نمیزند؛ از فروپاشی تدریجی انسان زیر بار نفرت از خود، انزوا و آشوب ذهنی میگوید. استعارههایی مثل قطار، یخ و ایستگاه نماد سفری هستند که شخصیت آهنگ در ذهن خودش طی میکند؛ سفری که هرچه جلوتر میرود، بیشتر در تاریکی فرو میرود.
@Bewithmymusics
«با هر سپیدهدم، بعضی خاطرهها دوباره زنده میشوند...»
به یاد سارینا اسماعیلزاده که این آهنگ رودوست داشت🕊️