2895
مَن اینجا باصدایِ بلند و به سبکِ خودم زندگی میکنم 🍃 امیدوارم صدایِ زندگیم براتون دوس داشتنـے باشه 💙 . ارتباط با من 👇😊 Insta: @nazi_abedinpur . https://telegram.me/harfbemanbot?start=ODY1NzMzMDY
دیگه نمیشه کسی رو جدی گرفت؛
کسی اونقدر واقعی نیست که بمونه، کسی اونقدر شبیهت نیست که بتونی از بغضات واسش بگی،
کسی هم اونقدر دوستت نداره که از جهان نترسی، این دیار از درون خالی شده...
.
#نقطه_سرخط
...
@berkeye_kashi
کسی نخواهد دانست که زیرِ هجومِ افکار،
چگونه هر تکهام به گوشهای از این اتاق افتاد
و صبح بی آنکه همراهی داشته باشم،
خود را با زجر جمع کردم و ادامه دادم.
#امیرمحمد_عبداللهی
وقتی دو انسان پخته و معنوی به هم دل میبازند، یکی از بزرگترین پارادوکسهای زندگی اتفاق میافتد، یکی از زیباترین پدیدههای جهان هستی رخ میدهد:
آنها با هم هستند و در عین حال به شدت مستقل و تنها هستند! آنقدر به هم نزدیکند که انگار هر دو آنها یک نفرند، اما در عین حال، به هم بودنشان،
فردیتشان را نابود نمیکند. با هم هستند و تنها هستند، با هم بودنشان کمک میکند که تنها باشند.
دو انسان پخته و معنوی اگر عاشق هم شوند،
بدون حس مالکیت، بدون سیاست، بدون ریاکاری، به هم کمک میکنند که رها باشند.
#فرانک_پورسل
...
@berkeye_kashi
اون حسی که تا لحظه آخر و وقتی خوابت ببره گوشی میگیری دستت و توی سوشال مدیا میچرخی که مغزت تنها نمونه و فکرو خیال نیاد سراغش اسمش چیه؟
.
#نقطه_سرخط
...
@berkeye_kashi
آرزو میکنم آدمی رو پیدا کنید
که وقتی نگاتون میکنه بگه:
«بزرگترین حسرت زندگیم اینه که دیر پیدات کردم و چشمام این همه سال از دیدنت محروم بود...»
کسی که سالها منتظرش بودین، و وقتی پیداش کردین متوجه بشین این حس متقابل بوده
و کلِ زندگیش، دنبالِ آدمی مثل شما میگشته♥️
.
#نقطه_سرخط
....
@berkeye_kashi
تو که غریبه نیستی ولی من گاهی روزای بدونِ تورو تصور میکنم، مثلا فکر میکنم اولین روزِ بعد از نبودنت چجوری از خواب بیدار میشم، حتما طبق عادت گوشیمو برمیدارم میرم تو پیامها و نگاه میکنم ببینم مثلِ هر روز یه شعرِ قشنگ برام فرستادی و صبح بخیر گفتی یا نه بعدش به خودم میقبولونم که تموم شده و دیگه قرار نیست از تو پیامی داشته باشم!
بعدش لبهی تخت میشینم و به چشم های پف کردهی خودم تو آینه نگاه میکنم و دست و صورتمو میشورم، بیحال ترین لباسمو میپوشم و بی آرایش راه میوفتم که برم سرکار... با خودم فکر میکنم باید سرم گرم بشه تا یادم بره !
به دیدارِ اولِ صبحم با دیگران و سوالشون درباره پف چشم هام جوابِ دیشب خوب نخوابیدم میدم و کارمو بدون خوردن صبحانه شروع میکنم !
سرم گرم میشه ولی یادم نمیره
هی گوشیمو نگاه میکنم و منتظرم
منتظرِ زنگ و پیامای وسطِ روزت
دلم برات تنگ شده هایِ وقت و بی وقتت !
به همه چیز فکر میکنم، به هرچیزی که منو یادتو میندازه...
کلِ روزو بیحال و بیحواس میگذرونم و میرم خونه با یه لبخندِ نقاشی شده
نه به امیدِ پیام های آخرشبمون
نه به امید از روزت بگوهایِ دم غروب
میرم که زودتر شب بشه و تنها بمونم تو اتاقم!
میرم که غصه بخورم
غصه بیخبریِ روزِ اولو!
بعدش احتمالا هر روز همین تکرار میشه، روزها و هفته ها و ماه ها و شایدم سالها....
تو که غریبه نیستی ولی من گاهی به نبودنت فکر میکنم، درست وقتی هستی، وقتی باهم خیلی خوشحالیم، وقتی چشامون میخنده...
آخه مامان بزرگ همیشه میگه:گاهی به نبودن آدما فکر کن اونوقت قدرِ بودنشونو بیشتر میدونی!
من گاهی به نبودنت فکر میکنم تا وقتی هستی لحظه های بودنتو با تموم وجود ثبت کنم
ولی تو باش، همیشه باش...خب؟
.
#نازنین_عابدین_پور
....
@berkeye_kashi
«صورتم را در دستهايم گذاشتم و به اين فكر كردم كه نبايد بيش از حد دست و پا بزنم؛ دانستم كه خيلی چيزها به اختيار آدم نيست، زندگی خوابهای گذشته است كه تعبير میشود، زندگی تاب خوردن خيال در روزهايی است كه هرگز عمرمان به آن نمیرسد.»
#عباس_معروفی
....
@berkeye_kashi
اون روزی که اولین بار اینو گوش دادم، پشتِ درِ اتاقِ بابابزرگِ بیمارم، تنها نشسته بودم و صدایِ نالههای پر دردشو میشنیدم و کاری از دستم برنمیومد...
تقریبا ده سال از اون روز گذشته ولی هربار اینو میشنوم دلم تنگ میشه، خیلی زیاد...
من عاشق سؤالهای کوچیکم، سؤالهای بی اهمیت.
صبحونه چی خوردی؟ صبح کی پاشدی؟ داری چیکار میکنی؟
اصلاً یک مرحله ی دیگه ای از دوست داشتنه.
.
#نقطه_سرخط
....
@Berkeye_kashi
نیاز دارم برای یکبارم که شده پشت یک نفر قایم بشم و اون یه نفر سر مشکلاتم،
سر آدمهایی که اذیتم کردن،
سر بغضهایی که داره خفم میکنه،
داد بزنه
که ته دلم ذوق کنم از اینکه
یه نفر رو دارم که سنگمو به سینه میزنه!!
من نیاز دارم برای یکبارم که شده من کنار بایستم،
یکی دیگه مراقبم باشه...
#علی_قاضی_نظام
...
@Berkeye_kashi
تو شبام موتو ندارم
ماه ابروتو ندارم
روبهروم روتو ندارم
حالمو خمار کردی ..
محسن چاوشی ✨️
کیفٌ گذاشتم رویِ پامو سعی کردم بدون اینکه کسی صدایِ زیپشو بشنوه بازش کنم ، کارِ عادی هرروزم حالا اِنقدر بنظرم ترسناک جلوه میکرد که خیال میکردم صدایِ باز شدن زیپ ممکنه مثلِ آژیر خطر عمل کنه و مامانو بِکِشونه تو اتاق ، لب پایینمو گاز گرفتمو جعبه یِ مَخملو از تویِ کیفم بیرون آوردم، نمیدونستم نسترن چی توش قایم کرده اما دلم میخواست ببینم کادویی که مدت ها با جمع کردن پول توجیبی هاش خریده و بخاطرش زنگ تفریح های زیادی را گشنه گذرونده چیه و چه شکلیه!
میدونستم پسرعمَشو دوست داره، اون روزا تازه وارد دبیرستان شده بودیم اما خیلیا مثلِ نسترن زودتر از اینکه به فکر پدرو مادراشون برسه از آب و گِل دراومده بودنو سازِ عاشقیشون حسابی کوک بود .
یادمه یک هفته مونده به ولنتاین پا تخته پٌر بود از اسم ها و کَل کَل هایِ دخترونه که من و عشقم قراره بریم فلان جا و من فلان کادو رو خریدمو جمله های عاشقانه ... درِ جعبه رو که باز کردم بویِ عطرِ مردونه تویِ اتاق پیچید و گل هایِ قرمز رویِ زمین پخش شد تَرس تمام وجودمو گرفت ، بِزورِ نسترن کادویِ ولنتاینشو آوردم خونه که مبادا مامانش از ماجرا بویی ببره و بهشت عاشقانَشو به جَهنمِ سوزان تبدیل کنه.
گل هایِ رو زمینو جَمع کردم و ریختم تو جعبه درِشو بستمو پنجره رو باز کردم میخواستم قبل از اینکه مامان بفهمه باد بیاد و عطرِ این عشقِ کودکانه رو از اتاقم ببره و حسرتامو کم کنه.
ولنتاینو از همونجا شناختم ، از همون استرسی که برایِ قایم کردن عشقِ یک نفر دیگر مٌتحمل شدم و نامه های عاشقانه ای که براشون نوشتم!
حالا اما ولنتاینو بهتر میشناسمو میدونم کوچه و خیابون که از خرس هایِ رنگی و گلو صندوقچه های کوچیک و بزرگ پٌر میشه یعنی عشق پٌررَنگ تر از همیشه قراره خودشو به رٌخِ کسایی بکشه که از ولنتاین فقط پنهان کردنِ کادوهایِ دیگرانو نوشتن نامه های عاشقانه برای معشوقه یِ کسی غیر از خودشونو فهمیدَن و از عشق فقط نداشتنشو یاد گرفتن!...
.
#نازنین_عابدین_پور
....
@berkeye_kashi
ولی بنظرم اونایی که یاد گرفتن بی پشیمونی زندگی کنن خیلی خوشبختن...
Читать полностью…
- چرا با کوچکترین حرفش رنجیدی؟
+ صاحب حرف برایم ارزشمند بود.
گاهی میرویم؛
نه از سر میل به رفتن،
که از سر بیفایدگی ماندن...
.
#نجیب_محفوظ
...
@berkeye_kashi
امشب داشتم این بیکلام رو گوش میدادم هرجور نگاه میکنم هیچوقت امید از زندگیم کاملا نرفته ...
تو تمام لحظه ها حتی تاریک تریناشون میدونستم یجوری میچرخه و درست میشه ✨🦋
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی،
که محکم هستی،
که خیلی میارزی،
و میآموزی و میآموزی،
با هر خداحافظی، یاد میگیری...
.
#بورخس
...
@berkeye_kashi
من در این سالها احساساتی را فهمیدم، و در خود حمل میکنم که توان بیانشان را ندارم. ذهنیتی نسبت به مفاهیم و پدیدهها در من است که نمیتوانم همهاش را بگویم و بنویسم. من برای بیان حس و درکم نسبت به پیرامون کلمه کم میآورم.
.
• فروغ فرخزاد؛ نامه به ابراهیم گلستان
...
@berkeye_kashi
فرد مؤدب میداند که ما بخش عمدهای از وجودمان را در مشاغلمان درگیر میکنیم و به همان اندازهای که از این مشاغل پول کسب میکنیم، نیاز داریم که احترام و شکلی از عشق را نیز دریافت کنیم. پس آدمهای مؤدب آگاهند که کسی که پاسپورتشان را مهر میکند یا ملحفهی تختشان را در هتل عوض میکند نیاز مضاعفی برای لبخند زدن و گفتنِ یکی دو حرف خوشایند دارد. البته که این افراد کارشان را در ازای دریافت پول انجام میدهند اما هر اندازه هم که برخورد فرد با دیگران مختصر و ماشینی به نظر برسد، این پرداخت هرگز تشنگی عاطفیشان را برای داشتن احساس مفید بودن و قدر دانستن از سوی دیگران ارضا نمیکند.
.
📚 درباره خوب بودن
🖋 آلن دوباتن
....
@berkeye_kashi
«بلد بود وقتی یک قاشق توی ظرف هست آن را همیشه طرف معشوقش بگذارد. بلد بود از صدای آب بفهمد که کِی باید حوله به دست پشت در حمام بایستد. بلد بود سر کدام آهنگ صدا را بلند کند چون او آن را بیشتر دوست دارد. بلد بود معشوقش را دوستتر بدارد. بلد بود برایش گل بخرد، بلد بود برایش حرف بزند، بلد بود بخنداندش، بلد بود بغلش کند تا نترسد، بلد بود وقتی گریه میکند چی بگوید یا چی نگوید، بلد بود صبور باشد، بلد بود منتظر بماند، بلد بود گلش را هر روز آب بدهد، بلد بود حواسش به همه چیز باشد.
همهی اینها را بلد بود اما دلش را نداشت به کسی دل بدهد. بلد نبود دوست داشته شود. بلد نبود خودش را رها کند. بلد نبود بشود همهچیِ یک آدمِ دیگر. بلد نبود بگذارد کسی عاشقش بشود. برای همین هم قاشقها مانده بودند توی کشو، حوله آویزان به جارختی، کتاب بالای کتابخانه، چای و دارچین هم توی کابینتِ خانهی بیصدا. برای همین بود که گلفروشهای توی خیابان، حتی نگاهش هم نمیکردند.
#حسین_وحدانی
...
@berkeye_kashi
«هر انسانی، مستحق داشتن کسیست که باعث شود قلبش فراموش کند روزی شکسته است…!»
*تاکید میکنم؛ هر انسان.
قبلِ ازدواج، از خودتون این سوال رو بپرسید: ایا من با این شخص میتونم راجع به فیلمایی که دیدم، کتابایی که خوندم، موزیکایی که گوش دادم و جزئیاتِ روزمرگیم حرف بزنم؟
اگه جوابتون منفی بود حتما تو انتخابتون تجدید نظر کنید :)
.
#نقطه_سرخط
...
@Berkeye_kashi
«جمعه دو قسمت دارد: صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یکجور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر ...»
.
📚 خاطرات پراكنده
👤 گلی ترقى
....
@Berkeye_kashi
این روزا خیلی وقت کم میارم از کارای مورد علاقم دور شدم، مدت هاست کتاب نخوندم و فیلم ندیدم و به شدت خسته ام و کمبود خواب دارم و احساس میکنم اصلا حواسم به سلامتیم نیست و تغذیمم خیلی بَده، کلاس زبانمو بخاطر کارم تک و توک میرم و باشگاه هم ثبت نام کردم و فقط سه جلسه رفتم و ازین کارای نصفه متنفرم که با انگیزه شروع و بخاطر مشغله کاری نصفه نیمه رها میشه!
دوستامو مدت هاست ندیدم و نمیتونم خیلی واسه عزیزانم وقت بذارم.
خلاصه که آشوووووووبم
شما چطور ؟!
.
.
#نقطه_سرخط