1718
@bazaryabimodern118 صفحه دکترسبک روح مدرس،مشاوراجرایی، بازاریابی وبرندینگ تلفن 09213163749 www.hassansabokroh.blogfa.com Www.hassansabokroh.blogsky.com Www.hassansabokroh.blog.ir Email:mmodernmarket1987@gmail.com www.Instagram.com/Bazaryabimodern1987
💢تصمیم نگرفتن خودش یک تصمیم است
@Bazaryabimodern1987
👈پیتر دراکر، پدر مدیریت مدرن، معتقد است: زمانی باید سراغ تصمیمگیری برویم که تصمیم نگرفتن به بدتر شدن شرایط منجر میشود ... برای همین، همیشه باید منافع، هزینهها و ریسک تصمیمگیری را با منافع، هزینهها و ریسک تصمیم نگرفتن مقایسه کنید
👈برای همین است که بسیاری از مدیران حرفهای در موضوعات مختلفی تصمیم نمیگیرند و صبر میکنند تا شرایط به مرور زمان تغییر کند
👈این دسته از مدیران به خوبی متوجه شدهاند که لزوماً نباید در مورد هر موضوع و مشکلی تصمیمگیری کنند، بلکه باید برخی مسائل را به زمان بسپارند تا به مرور حل شوند
👈عدم تصمیمگیری زمانی اهمیت بیشتری مییابد که متوجه میشویم هزینهها و ریسک تصمیمگیری و عمل کردن به تصمیم اتخاذ شده، بسیار بالاتر از کاری نکردن است
👈به بیان دیگر، خیلی وقتها حرکت نکردن و سکون، کمهزینهتر و کمریسکتر از تصمیمگیری خطرناک است
👈به قول ویل راجِرز، نشستن و منتظر ماندن در مسیری درست، بهتر از حرکت کردن در مسیری خطرناک و پرهزینه است
@Bazaryabimodern1987
💢چرا از ارزیابی سالانه خوشمان نمیآید؟
@Bazaryabimodern1987
👈شرکتها معمولاً به این سه دلیل ارزیابی سالانه را دوست ندارند:
1️⃣مدیران معمولاً در مطرح کردن نقاط ضعف کارکنان، با آنها راحت نیستند و از ارائه بازخوردهای منفی به کارمندان خود میترسند
2️⃣بسیاری از مدیران و کارکنان، وقتی نقاط ضعف آنها مورد بحث قرار میگیرد، از خودشان رفتار دفاعی نشان میدهند و به جای پذیرفتن بازخوردها به عنوان ابزاری برای ارتقای عملکردشان در آینده، نتایج ارزیابی را به چالش میکشند
3️⃣مدیران و کارکنان معمولاً توانایی و عملکرد خود را بیشتر از واقعیت، ارزیابی میکنند. در نتیجه، تصور میکننند ارزیابی صورت گرفته، مغرضانه و غلط است
👈برای کاهش مقاومت مدیران و کارمندان در برابر ارزیابیهای سالانه باید به دو موضوع کلیدی توجه کنیم:
1️⃣نباید به دلیل مقاومت در برابر ارزیابی سالانه، این کار را متوقف یا تضعیف کنیم، بلکه باید ارزیابی سالانه را با جدیت تمام دنبال کنیم و حتی سراغ ارزیابیهای ماهانه و فصلی هم برویم تا مدیران و کارمندان به مرور زمان با ارزیابی عملکردشان کنار بیایند و به آن عادت کنند
2️⃣باید شیوۀ ارزیابی درست و به خصوص نحوۀ ارائه بازخورد به کارمندان را به تمام مدیران شرکت آموزش بدهیم، چون اگر کارمندان متوجه شوند که مدیرشان در ارزیابی آنها صادق است، نتایج ارزیابی را راحتتر میپذیرند و خودشان را اصلاح میکنند
@Bazaryabimodern1987
💢8 راهبرد پیروزی در بازار
@bazaryabimodern1987
1️⃣برقراری روابط سازنده و اطمینانآفرین با مشتریان
2️⃣نزدیک شدن فروشندگان شرکت به مشتریان با هدف افزایش شناخت نیازها، خواستهها و انگیزههای آنها
3️⃣پاسخگویی سریع، دقیق و درست به درخواستهای مشتریان
4️⃣مشارکت سازندۀ مدیران ارشد شرکت در جلسات تیم فروش با مشتریان
5️⃣تلاش برای گسترش سبد محصولات و خدمات خریداری شده توسط مشتریان
6️⃣زیر نظر گرفتن دقیق رقبا و واکنش به موقع به برنامهها و کمپینهای بازاریابی آنها
7️⃣ارائه پیشنهاد به هر مشتری بر اساس ویژگیها و شرایط خاص آن مشتری
8️⃣ارائه مشاورههای سودمند به مشتری در زمینۀ کسب و کار او
@bazaryabimodern1987
💢بدون درخواست از مشتری به پیش نرویم
@Bazaryabimodern1987
👈هر وقت در سمینارهایم به فروشندگان میگویم: «هیچ وقت بدون درخواست کردن از مشتری، در فرایند فروش به جلو حرکت نکنید»، با مخالفت تعداد زیادی از فروشندگان مواجه میشوم
👈این دسته از فروشندگان، درخواست کردن از مشتری را مخالف فروش حرفهای میدانند و معتقدند هر نوع درخواستی از مشتری باعث تضعیف جایگاه فروشنده میشود
👈اما واقعیت این است که درخواست کردن از مشتری برای رفتن به مرحلۀ بعدی فرایند فروش، نه تنها غیرحرفهای نیست، بلکه یک رفتار کاملاً حرفهای است
👈در حقیقت، اگر از مشتریمان نخواهیم که به مرحلۀ بعدی فرایند فروش بیاید، هیچ وقت نمیتوانیم تشخیص بدهیم کدام مشتری بالقوه را میتوانیم به مشتری بالفعل تبدیل کنیم و کدام مشتری را نمیتوانیم و در نتیجه باید او را رها کنیم
👈پس هیچ وقت از طرح درخواستهایی مثل «تنظیم قرار ملاقات بعدی»، «تنظیم وقت برای بررسی محصول»، «هماهنگی ارسال پیشنویس قرارداد» و «هماهنگی برای دریافت چک پیشپرداخت»، امتناع نکنید و بدانید که این قبیل درخواستها بخش مهمی از فرایند فروش هستند
@Bazaryabimodern1987
💢قانون اهرم
@bazaryabimodern1987
👈هدف اصلی ما در مدیریت زمان، این است که «علامت ضربدر» زندگیمان باشیم
👈برای این منظور باید این گونه فکر کنیم که مدیریت زمان مساوی است با فعالیت شمارۀ 1 ضربدر فعالیت شمارۀ 2
👈وقتی به مدیریت زمان این گونه نگاه میکنیم، تشویق میشویم تا فعالیتی را وارد معادله کنیم که مقدار بیشتری دارد و در نتیجه، حاصل ضرب ما را افزایش میدهد
👈بر این اساس، باید زمانمان را به فعالیتهایی اختصاص بدهیم که اصطلاحاً «نقطۀ شدت» زندگی و کسب و کار ما هستند، به این معنا که میتوانند تاثیر شگرفی بر نتایج و موقعیت ما داشته باشند
👈برای مثال، همۀ ما میدانیم که دنیای آینده، دنیای هوش مصنوعی است. پس اگر بتوانیم مهارتمان در استفاده از هوش مصنوعی را افزایش بدهیم، نتایج شگرفی در آینده به دست میآوریم
👈برای همین میتوانیم «یادگیری مهارت استفاده از هوش مصنوعی» را به عنوان «نقطۀ شدت» وارد معادلۀ مدیریت زمانمان بکنیم تا بتوانیم خروجی این معادله را افزایش بدهیم
👈در ادبیات مدیریت زمان، به عاملی که «نقطۀ شدت» قدرتمندی دارد، اصطلاحاً عامل «اهرم» هم میگویند، به این معنا که به ما کمک میکند نتایج بسیار بهتری نسبت به گذشته به دست آوریم
👈برای همین است که ارشمیدس، فیلسوف مشهور یونانی، همیشه میگفت: «اگر به من محلی برای ایستادن و اهرمی که به اندازۀ کافی قوی و بلند باشد، بدهید، میتوانم با آن اهرم جهان را جابهجا کنم»
👈بر این اساس اگر میخواهیم مدیریت زمان را به خوبی یاد بگیریم، باید اهرمهای زندگی و کسب و کارمان را بشناسیم و بیشترین زمانمان را به آنها اختصاص بدهیم
@bazaryabimodern1987
💢21 فعالیت اصلی یک مدیر بازاریبای
@Bazaryabimodern1987
1-تعیین هدفها و طراحی استراتژیهای بازاریابی شرکت
2-تجزیه و تحلیل مستمر محیط بازارهای هدف شرکت
3-بخشبندی بازارهای بالقوۀ شرکت و تعیین بازارهای هدف آن
4-متمایز کردن محصولات و خدمات شرکت از رقبای آن
5-قیمتگذاری و تغییر مستمر قیمت محصولات شرکت با توجه به شرایط بازار و رقبا
6-مدیریت سبد محصولات شرکت به معنای افزودن و کاهش اقلام موجود در آن
7-طراحی و اجرای کمپینهای تبلیغاتی برای برندها و محصولات شرکت
8-طراحی و اجرای برنامههای روابط عمومی برای افزایش محبوبیت برندها و محصولات شرکت
9-طراحی و اجرای برنامههای ترویجی برای افزایش فروش برندها و محصولات شرکت
10-برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان و شبکههای توزیع شرکت
11-مدیریت روابط شرکت با شرکای بازاریابی آن مانند نمایندگیها، شرکتهای پخش و غیره
12-مدیریت خدمات مشتریان شرکت
13-حفظ یکپارچگی بین برنامهها و کمپینهای گوناگون شرکت
14-مدیریت کانالهای توزیع و فروش شرکت
15-یافتن مشتریان و بازارهای جدید برای برندها و محصولات شرکت
16-توسعه و معرفی برندها و محصولات جدید
17-جمعآوری اطلاعات و هوشمندی بازاریابی مورد نیاز شرکت
18-مدیریت سبد برندهای شرکت
19-مدیریت تیمها و فروشندگان شرکت
20-مدیریت تیمهای بازاریابی شرکت
21-ارتقای عملکرد واحد بازاریابی شرکت
@Bazaryabimodern1987
💢الگوبرداری واقعاً چیست؟
@bazaryabimodern1987
👈الگوبرداری (Benchmarking) یکی از مهمترین استراتژیهای موفقیت در کسب و کار است. این استراتژی به دو مفهوم به کار برده میشود:
1️⃣الگوبرداری به معنای سنجش همخوانی با شرکتهای موفق
🔸اهداف، استراتژیها و برنامههای بازاریابی و کسب و کارمان را با شرکتهای موفق مقایسه میکنیم تا متوجه شویم کجای کارمان ایراد دارد تا بتوانیم آن ایرادات را رفع کنیم
🔸برای مثال، مدیران ارشد شرکتهای موفق بخشی از وقت هفتگیشان را برای تعامل با مشتریان اختصاص میدهند. حالا اگر میخواهیم موفق شویم، باید بسنجیم که مدیران ارشد شرکت ما چقدر از زمانشان را برای تعامل با مشتریان اختصاص میدهند؟
2️⃣الگوبرداری به معنای تقلید از رقبا
🔸محصولات، قیمتها و سایر اجزای آمیخته بازاریابیمان را با موفقترین رقبای خود مقایسه میکنیم تا متوجه شویم که چه اصلاحاتی را باید در آمیخته بازاریابیمان ایجاد کنیم
🔸برای مثال، با بررسی رقبای موفقمان متوجه میشویم که آنها در حال تغییر بستهبندی محصولاتشان، با تمرکز بر استفاده از بستهبندیهای دوستدار محیط زیست هستند، در نتیجه ما هم باید برای عقب نماندن از رقبا، دنبال به فکر تغییر بستهبندیمان باششم
@bazaryabimodern1987
💢طراحی تبلیغات پرقدرت
@bazaryabimodern1987
👈متخصصان تبلیغات به خوبی میدانند که تغییر یک کلمه یا یک عبارت، چگونه قدرت یک تبلیغ را دو چندان میکند و توجه مخاطبان را به شدت جلب میکند
👈به همین دلیل، تحقیقات گستردهای در زمینۀ کلمات پرقدرت انجام شده است که طبق آنها، استفاده از این کلمات در تبلیغ، اثرگذاری آن را افزایش میدهد:
✅رایگان
✅برای شما
✅کاهش دادن
✅نتایج بهتر
✅سلامتی
✅عشق
✅اثبات شده
✅پول
✅جدید
✅آسان
✅ایمن
✅ضمانت شده
✅کشف کردن
👈از سوی دیگر، و برخلاف بسیاری از تصورات، مشتریان ابتدا با «احساسشان تصمیم میگیرند که چه چیزی بخرند» و سپس، «تصمیمشان را با منطقشان توجیه میکنند»
👈به همین دلیل، اگر از این پنج احساس اصلی انسانی به درستی در تبلیغمان استفاده کنیم، اثرگذاری و قدرت تبلیغمان را دوچندان میکنیم:
1️⃣احساس ترس
2️⃣احساس علاقه و عشق
3️⃣احساس طمع
4️⃣احساس گناه
5️⃣احساس غرور
👈از بین این پنج احساس، احساس ترس، و به خصوص «ترس از دست دادن یک چیز با ارزش، مثل ترس از دست دادن فرصت برای خرید محصول در زمان برگزاری جشنوارۀ فروش»، قویتر از سایر احساسات انسانی است
👈پس میتوانیم با استفاده به موقع و درست از احساس ترس، روی رفتار مشتریانمان اثر بگذاریم
@bazaryabimodern1987
🔵 ۵ مرحله رسیدن به بازارهای جهانی*
@bazaryabimodern1987
*۱*. شروع صادرات
*۲*. شناخت بازار
*۳*. شروع کمریسک
*۴*. ساخت مزیت رقابتی
*۵*. نتیجه و رشد جهانی
@bazaryabimodern1987
۱۰ تکنیک مؤثر و کاملاً کاربردی برای نهاییسازی فروش
@bazaryabimodern1987
۱) تکنیک فرضِ فروش انجامشده
در این روش، فروشنده طوری رفتار میکند که گویی مشتری تصمیم به خرید گرفته است.
بهجای پرسیدن «آیا خرید میکنید؟» میگویید:
«ارسال فردا مناسبتر است یا هفته آینده؟»
این تکنیک ذهن مشتری را از «آیا بخرم؟» به «چگونه بخرم؟» منتقل میکند.
۲) تکنیک انتخاب محدود
دو گزینه مثبت و قابل قبول پیش روی مشتری قرار میدهید که هر دو به خرید منتهی میشوند.
مثال: «پرداخت نقدی را ترجیح میدهید یا اقساط؟»
این روش حس کنترل را به مشتری میدهد و تصمیمگیری را سادهتر میکند.
۳) تکنیک سؤال تأییدی
با پرسیدن سؤالاتی که پاسخ آنها «بله» است، مسیر ذهنی مشتری را به سمت خرید هدایت میکنید.
مثال: «آیا این ویژگی دقیقاً همان چیزی نیست که دنبالش بودید؟»
جمع شدن چند پاسخ مثبت، مقاومت ذهنی مشتری را کاهش میدهد.
۴) تکنیک ایجاد فوریت
با محدودیت زمانی یا تعدادی، مشتری را به تصمیم سریعتر تشویق میکنید.
مثال: «این شرایط فقط تا پایان امروز فعال است» یا «فقط سه عدد از این مدل باقی مانده».
فوریت باید واقعی و منطقی باشد، نه ساختگی.
۵) تکنیک حل مسئله
ابتدا مشکل مشتری را شفاف میکنید و سپس محصول را بهعنوان راهحل معرفی میکنید.
مثال: «گفتید تحویل سریع برایتان مهم است؛ ما ارسال ۲۴ ساعته را تضمین میکنیم.»
این تکنیک فروش را از «فروش محصول» به «حل مشکل» تبدیل میکند.
۶) تکنیک امتحان بستن فروش
در طول مذاکره، با سؤالات مشورتی میزان آمادگی مشتری را میسنجید.
مثال: «اگر بخواهید استفاده کنید، کدام رنگ را ترجیح میدهید؟»
اگر پاسخ مثبت بود، میتوانید مستقیم وارد مرحله نهایی شوید.
۷) تکنیک جمعبندی منافع
مزایایی را که برای مشتری مهم بوده، خلاصه میکنید.
مثال: «پس این محصول هم هزینه شما را کاهش میدهد و هم سرعت کارتان را بالا میبرد. آماده شروع هستید؟»
این جمعبندی ذهن مشتری را منسجم میکند.
۸) تکنیک سکوت
بعد از ارائه پیشنهاد نهایی، سکوت کنید.
بسیاری از فروشندگان با ادامه صحبت، اثر پیشنهاد را از بین میبرند.
سکوت حرفهای، فشار روانی ملایمی ایجاد میکند که مشتری را به پاسخ و تصمیم سوق میدهد.
۹) تکنیک رفع آخرین مانع
مستقیم و محترمانه میپرسید:
«آیا مانع خاصی باقی مانده که باعث تردید شما شده؟»
وقتی آخرین مانع شناسایی و رفع شود، مسیر خرید هموار میشود.
۱۰) تکنیک درخواست مستقیم
گاهی بهترین کار، درخواست شفاف و محترمانه است.
مثال: «اگر سؤالی باقی نمانده، اجازه بدهید قرارداد را آماده کنیم.»
بسیاری از مشتریان منتظر همین درخواست هستند، اما فروشنده از گفتن آن میترسد.
نکات کلیدی برای اجرای موفق
• گوش دادن فعال، پایه تمام این تکنیکهاست
• بدون اعتمادسازی، نهاییسازی تبدیل به فشار میشود
• اگر خودتان به محصول ایمان نداشته باشید، مشتری هم نخواهد داشت
• انعطافپذیر باشید؛ یک تکنیک برای همه جواب نمیدهد
• تمرین مداوم، این مهارتها را طبیعی و حرفهای میکند
با ترکیب این تکنیکها با شناخت مشتری و تسلط بر محصول، میتوانید فرآیند فروش را با اقتدار، آرامش و حرفهایگری به پایان برسانید.
@bazaryabimodern1987
💢با «بله» گرفتن از مشتری، حواسمان پرت نشود
@bazaryabimodern1987
👈هر وقت فروشندهای به من میگوید: «چند وقت است از تمام مشتریانم «بله» گرفتهام و هیچ کسی به من «نه» نگفته است»، به شدت نگران میشوم، چون مطمئنم که یک جای کار میلنگد
👈این حرف را از روی تحقیقات علمی میگویم: در حالت طبیعی، برای «بله» گرفتن از یک مشتری، باید حداقل از پنج مشتری «نه» بشنویم
👈پس هر وقت که چنین شرایطی وجود ندارد، یعنی مشکل بزرگی وجود دارد که فروشنده از آن بیخبر است
👈برای مثال، ممکن است رقبا قیمتشان را به دلیل شرایط پیشرو افزایش دادهاند، ولی شرکت ما هنوز این کار را نکرده و در نتیجه، مشتریان به سمت ما هجوم آوردهاند
👈یا ممکن است فروشندگان شرکت برای «بله» گرفتن از مشتریان، از تکنیکهای غیراخلاقی مثل «وعدۀ پوچ دادن» استفاده میکنند و بعداً ما را با مشکل مواجه خواهند کرد
👈یا شاید هم مشتریان به دلیل کمتجربگی و بیاطلاعی به ما «بله» میگویند، ولی وقتی محصولمان را مصرف میکنند، متوجه میشوند که به دردشان نمیخورد و در نتیجه میزان نارضایتیشان افزایش مییابد
👈پس هیچ وقت اجازه ندهید «بله»های مشتریان، حواستان را نسبت به شرایط بازار پرت کند. به بیان دیگر، همیشه از تعداد زیادی «بله»هایی که از مشتریان میشنوید، نگران شوید
@bazaryabimodern1987
۱۰ تکنیک مؤثر و کاملاً کاربردی برای نهاییسازی فروش
@bazaryabimodern1987
۱) تکنیک فرضِ فروش انجامشده
در این روش، فروشنده طوری رفتار میکند که گویی مشتری تصمیم به خرید گرفته است.
بهجای پرسیدن «آیا خرید میکنید؟» میگویید:
«ارسال فردا مناسبتر است یا هفته آینده؟»
این تکنیک ذهن مشتری را از «آیا بخرم؟» به «چگونه بخرم؟» منتقل میکند.
۲) تکنیک انتخاب محدود
دو گزینه مثبت و قابل قبول پیش روی مشتری قرار میدهید که هر دو به خرید منتهی میشوند.
مثال: «پرداخت نقدی را ترجیح میدهید یا اقساط؟»
این روش حس کنترل را به مشتری میدهد و تصمیمگیری را سادهتر میکند.
۳) تکنیک سؤال تأییدی
با پرسیدن سؤالاتی که پاسخ آنها «بله» است، مسیر ذهنی مشتری را به سمت خرید هدایت میکنید.
مثال: «آیا این ویژگی دقیقاً همان چیزی نیست که دنبالش بودید؟»
جمع شدن چند پاسخ مثبت، مقاومت ذهنی مشتری را کاهش میدهد.
۴) تکنیک ایجاد فوریت
با محدودیت زمانی یا تعدادی، مشتری را به تصمیم سریعتر تشویق میکنید.
مثال: «این شرایط فقط تا پایان امروز فعال است» یا «فقط سه عدد از این مدل باقی مانده».
فوریت باید واقعی و منطقی باشد، نه ساختگی.
۵) تکنیک حل مسئله
ابتدا مشکل مشتری را شفاف میکنید و سپس محصول را بهعنوان راهحل معرفی میکنید.
مثال: «گفتید تحویل سریع برایتان مهم است؛ ما ارسال ۲۴ ساعته را تضمین میکنیم.»
این تکنیک فروش را از «فروش محصول» به «حل مشکل» تبدیل میکند.
۶) تکنیک امتحان بستن فروش
در طول مذاکره، با سؤالات مشورتی میزان آمادگی مشتری را میسنجید.
مثال: «اگر بخواهید استفاده کنید، کدام رنگ را ترجیح میدهید؟»
اگر پاسخ مثبت بود، میتوانید مستقیم وارد مرحله نهایی شوید.
۷) تکنیک جمعبندی منافع
مزایایی را که برای مشتری مهم بوده، خلاصه میکنید.
مثال: «پس این محصول هم هزینه شما را کاهش میدهد و هم سرعت کارتان را بالا میبرد. آماده شروع هستید؟»
این جمعبندی ذهن مشتری را منسجم میکند.
۸) تکنیک سکوت
بعد از ارائه پیشنهاد نهایی، سکوت کنید.
بسیاری از فروشندگان با ادامه صحبت، اثر پیشنهاد را از بین میبرند.
سکوت حرفهای، فشار روانی ملایمی ایجاد میکند که مشتری را به پاسخ و تصمیم سوق میدهد.
۹) تکنیک رفع آخرین مانع
مستقیم و محترمانه میپرسید:
«آیا مانع خاصی باقی مانده که باعث تردید شما شده؟»
وقتی آخرین مانع شناسایی و رفع شود، مسیر خرید هموار میشود.
۱۰) تکنیک درخواست مستقیم
گاهی بهترین کار، درخواست شفاف و محترمانه است.
مثال: «اگر سؤالی باقی نمانده، اجازه بدهید قرارداد را آماده کنیم.»
بسیاری از مشتریان منتظر همین درخواست هستند، اما فروشنده از گفتن آن میترسد.
نکات کلیدی برای اجرای موفق
• گوش دادن فعال، پایه تمام این تکنیکهاست
• بدون اعتمادسازی، نهاییسازی تبدیل به فشار میشود
• اگر خودتان به محصول ایمان نداشته باشید، مشتری هم نخواهد داشت
• انعطافپذیر باشید؛ یک تکنیک برای همه جواب نمیدهد
• تمرین مداوم، این مهارتها را طبیعی و حرفهای میکند
با ترکیب این تکنیکها با شناخت مشتری و تسلط بر محصول، میتوانید فرآیند فروش را با اقتدار، آرامش و حرفهایگری به پایان برسانید.
@bazaryabimodern1987
رفتارهای مدیران که کارمندان را دلزده میکند
@bazaryabimodern1987
یک رهبر اثرگذار فقط بر نتایج تمرکز نمیکند؛ او نیازها، انگیزهها و دغدغههای تیمش را هم میشناسد. بیتوجهی به این موارد، بهتدریج تعهد و بهرهوری کارکنان را کاهش میدهد. در ادامه، مهمترین گلایههایی که کارمندان از مدیران خود دارند را مرور میکنیم:
🔹 بیتوجهی به مشکلات و تعارضها
حدود یکچهارم کارکنان معتقدند منابع انسانی و مدیریت، در حل اختلافات و چالشهای کاری عملکرد رضایتبخشی ندارند.
🔹 اعتبار گرفتن مدیر از زحمات کارکنان
۱۷٪ کارکنان گفتهاند مدیرانشان از ایدههای آنها اعتبار کسب میکنند، بدون اینکه سهمی برای خودِ ایدهپرداز در نظر گرفته شود.
🔹 نبود مسیر رشد شغلی
تنها ۴۱٪ کارکنان اطمینان دارند که کارفرمایشان به پیشرفت حرفهای آنها کمک میکند.
🔹 نبود انگیزه و الهامبخشی
فقط ۳۵٪ کارکنان مدیر خود را فردی الهامبخش میدانند که اشتیاق کاری ایجاد میکند.
🔹 قدردانی ناکافی
۶۳٪ کارکنان احساس میکنند تلاشها و دستاوردهایشان بهاندازه کافی دیده و قدردانی نمیشود.
🔹 بیتوجهی به استراحت و مرخصی
در حالیکه ۸۰٪ مدیران مدعی حمایت از مرخصی کارکنان هستند، ۶۷٪ کارکنان تجربه متفاوتی دارند و از مخالفت با درخواستهای مرخصی خود گفتهاند.
🔹 ابهام در شرح وظایف
۵۷٪ کارکنان از نبود دستورالعملهای روشن و وظایف مشخص شکایت دارند.
🔹 نداشتن زمان فردی با مدیر
نیمی از کارکنان میگویند مدیران برای جلسات گروهی وقت دارند، اما برای گفتوگوی فردی زمان کافی اختصاص نمیدهند.
🔹 بیتوجهی شخصی مدیران
۳۶٪ کارکنان گفتهاند مدیران حتی نام آنها را نمیدانند یا ارتباط انسانی حداقلی برقرار نمیکنند.
🔹 احساس نابرابری در پرداخت حقوق
تنها ۲۰٪ کارکنان معتقدند حقوقشان منصفانه است.
🔹 نبود شفافیت سازمانی
عدم شفافیت، بهویژه در موضوع پرداختها و تصمیمات مدیریتی، یکی از عوامل مهم نارضایتی است.
🔹 فقدان بازخورد مؤثر
بازخورد منظم یکی از ابزارهای کلیدی رشد است، اما بسیاری از کارکنان آن را دریافت نمیکنند.
🔹 مدیریت ذرهبینی (Micromanagement)
۶۸٪ کارکنان گفتهاند کنترل بیشازحد مدیران، روحیه آنها را تضعیف کرده است.
🔹 تبعیض و رابطهمحوری در ارتقا
بیش از نیمی از مدیران پیش از ارزیابی رسمی، گزینه مورد علاقه خود را برای ارتقا انتخاب میکنند؛ ۷۵٪ کارکنان نیز تجربه تبعیض را گزارش کردهاند.
@bazaryabimodern1987
💢5 بخش اصلی برنامۀ بازاریابی
@bazaryabimodern1987
👈بر این اساس، اجزای اصلی یک برنامۀ بازاریابی عبارتند از:
1️⃣تجزیه و تحلیل شرایط بازار
2️⃣هدفهای اصلی شرکت در بازار
3️⃣استراتژیهای اصلی شرکت در بازار
4️⃣برنامۀ اقدام جهت اجرای هر استراتژی
5️⃣معیارهای پایش میزان اجرای هر استراتژی
@bazaryabimodern1987
💢زنگها و سوتها
@bazaryabimodern1987
👈زنگها و سوتها (Bells and whistles) اصطلاحی در مدیریت تبلیغات است که منظور از آن «مزایایی از محصول است که در یک کمپین تبلیغاتی تمرکز میکنیم تا بتوانیم توجه مخاطبان هدفمان را جلب کنیم»
👈برای داشتن زنگها و سوتهای جذاب در تبلیغات باید به این چهار نکته توجه کنیم:
1️⃣در تبلیغاتمان باید حداکثر روی سه مزیت تمرکز کنیم نه بیشتر چون تحقیقات مختلف نشان میدهد وقتی تعداد مزایای محصول که در تبلیغاتمان روی آن تمرکز کردهایم از سه مورد بیشتر میشود، مخاطب هدفمان هم گیج میشود و هم مزایای سوم به بعد را به طور کلی فراموش میکند
2️⃣در تبلیغاتمان بهتر است روی مزایایی دست بگذاریم که اولا رقبا روی آن دست نگذاشتهاند و ثانیا آن مزایا برای مشتریان واقعا مهم هستند
3️⃣بهتر است به مزایای انتخابیمان در طول زمان وفادار باشیم به این معنا که سه مزیت مهم و متفاوت از رقبا را انتخاب کنیم و سپس در طول زمان آنها را در کمپینهای مختلف تبلیغاتیمان بازگو کنیم تا کامل در ذهن مخاطبان هدفمان حک شوند
4️⃣بهتر است مزایای انتخابیمان را به روشهای گوناگونی بیان کنیم. برای مثال، بیامو روی مزیت رقابتی «لذت بردن از رانندگی» تمرکز کرده و این مزیت را در کمپینهای تبلیغاتی مختلفش به صورتهای متفاوتی نشان میدهد
@bazaryabimodern1987
💢قانون فشار زمان
@bazaryabimodern1987
👈وقتی خودمان را برای انجام کاری در موعد مقرر، تحت فشار میبینیم، مجبور میشویم از زمانمان بهتر استفاده کنیم
👈برای همین است که بسیاری از انسانها، تنها زمانی کاری را به اتمام میرسانند که با سررسید اکید و جدی مواجه شوند
👈ما به این موضوع، اصطلاحاً قانون «فشار زمان» میگوییم. این قانون با یکی از قوانین پارکینسون هم مرتبط است که طبق آن: کارها تا موقعی که کل زمان اختصاص یافته به آن به پایان برسد، ادامه مییابند
👈فرض کنید به یکی از کارمندانمان برای انجام کاری یک روز وقت دادهایم، در حالی که میتواند این کار را دو ساعته انجام بدهد
👈طبق قانون فشار زمان، کارمند مذکور سعی میکند کار محوله شده را یک روزه انجام بدهد، ولی طبق قانون پارکینسون، آن قدر این کار را آرام آرام انجام میدهد که به جای دو ساعت، انجام آن یک روز طول بکشد
👈در نتیجه، هر وقت میخواهیم زمان خودمان یا کارمندانمان را مدیریت کنیم، باید به هر دو قانون مذکور توجه کنیم، به این معنا که هم باید ضربالعجل جدی و مشخصی را برای انجام کار مدنظرمان تعیین کنیم و هم آن ضربالعجل را کمتر از حد مورد انتظار کارمندمان در نظر بگیریم
@bazaryabimodern1987
.💢انتخاب رسانه تبلیغاتی
@bazaryabimodern1987
👈رسانههای تبلیغاتی، پرهزینهترین بخش یک برنامۀ بازاریابی به حساب میآیند. به همین دلیل، باید در انتخاب آنها خیلی دقت کنیم
👈برای این منظور، میتوانیم میزان اثرگذاری هر رسانه را بسنجیم تا بدانیم آیا تبلیغی که در آن رسانه انجام دادهایم، مقرون به صرفه بوده یا نه
👈شرکتهای حرفهای برای این کار از این سه معیار استفاده میکنند:
1️⃣نرخ پاسخ که به ما نشان میدهد چند درصد از مخاطبان هدف یک رسانه، به پیام تبلیغاتیمان واکنش نشان دادهاند
2️⃣نرخ جذب که به ما نشان میدهد چند درصد از مخاطبانی که به پیام تبلیغاتیمان واکنش نشان دادهاند، از ما خرید کردهاند
3️⃣هزینۀ جذب مشتری که به ما نشان میدهد به ازای هر مشتری که از ما خرید کرده، چقدر هزینه کردهایم
👈برای محاسبۀ این سه معیار، فرض کنید یک کمپین ارسال نمونۀ رایگان به 100 مشتری هدف را اجرا کردهایم که برای ما 300 دلار هزینه برداشته است
👈اگر بعد از اتمام این کمپین، 10 مشتری با ما تماس بگیرند و اطلاعات بیشتری راجع به محصول بخواهند، در این صورت، نرخ پاسخ کمپینمان، 10 درصد است
👈اگر از این 10 مشتری که با ما تماس گرفتهاند، دو نفرشان محصول مورد نظر را بخرند، در این صورت، نرخ جذب کمپین ما، 20 درصد است
👈با توجه به هزینۀ 300 دلاری اجرای این کمپین و نرخ جذب آن، میتوانیم بگوییم هزینۀ جذب مشتری در این کمپین، 150 دلار به ازای یک مشتری بوده است
👈بعد از محاسبۀ این سه معیار، باید به این سوال مهم پاسخ بدهیم که آیا اجرای کمپین مورد نظرمان، موفق بوده یا نه؟
👈برای پاسخ به این سوال، باید هزینۀ جذب مشتری از کمپین مورد نظر را با حاشیه سود محصول مورد نظر، مقایسه کنیم
👈برای مثال، فرض کنید حاشیه سود محصولمان 100 دلار است. در این حالت، چون برای جذب یک مشتری، 150 دلار هزینه کردهایم، پس کمپین مورد نظرمان کاملاً شکست خورده است
👈ولی اگر فرضاً حاشیه سود محصولمان 200 دلار باشد، در این حالت، چون حاشیه سودمان بیشتر از هزینۀ جذب مشتری است، پس کمپین مورد نظرمان کاملاً موفق بوده است
@bazaryabimodern1987
.💢انتخاب رسانه تبلیغاتی
@bazaryabimodern1987
👈رسانههای تبلیغاتی، پرهزینهترین بخش یک برنامۀ بازاریابی به حساب میآیند. به همین دلیل، باید در انتخاب آنها خیلی دقت کنیم
👈برای این منظور، میتوانیم میزان اثرگذاری هر رسانه را بسنجیم تا بدانیم آیا تبلیغی که در آن رسانه انجام دادهایم، مقرون به صرفه بوده یا نه
👈شرکتهای حرفهای برای این کار از این سه معیار استفاده میکنند:
1️⃣نرخ پاسخ که به ما نشان میدهد چند درصد از مخاطبان هدف یک رسانه، به پیام تبلیغاتیمان واکنش نشان دادهاند
2️⃣نرخ جذب که به ما نشان میدهد چند درصد از مخاطبانی که به پیام تبلیغاتیمان واکنش نشان دادهاند، از ما خرید کردهاند
3️⃣هزینۀ جذب مشتری که به ما نشان میدهد به ازای هر مشتری که از ما خرید کرده، چقدر هزینه کردهایم
👈برای محاسبۀ این سه معیار، فرض کنید یک کمپین ارسال نمونۀ رایگان به 100 مشتری هدف را اجرا کردهایم که برای ما 300 دلار هزینه برداشته است
👈اگر بعد از اتمام این کمپین، 10 مشتری با ما تماس بگیرند و اطلاعات بیشتری راجع به محصول بخواهند، در این صورت، نرخ پاسخ کمپینمان، 10 درصد است
👈اگر از این 10 مشتری که با ما تماس گرفتهاند، دو نفرشان محصول مورد نظر را بخرند، در این صورت، نرخ جذب کمپین ما، 20 درصد است
👈با توجه به هزینۀ 300 دلاری اجرای این کمپین و نرخ جذب آن، میتوانیم بگوییم هزینۀ جذب مشتری در این کمپین، 150 دلار به ازای یک مشتری بوده است
👈بعد از محاسبۀ این سه معیار، باید به این سوال مهم پاسخ بدهیم که آیا اجرای کمپین مورد نظرمان، موفق بوده یا نه؟
👈برای پاسخ به این سوال، باید هزینۀ جذب مشتری از کمپین مورد نظر را با حاشیه سود محصول مورد نظر، مقایسه کنیم
👈برای مثال، فرض کنید حاشیه سود محصولمان 100 دلار است. در این حالت، چون برای جذب یک مشتری، 150 دلار هزینه کردهایم، پس کمپین مورد نظرمان کاملاً شکست خورده است
👈ولی اگر فرضاً حاشیه سود محصولمان 200 دلار باشد، در این حالت، چون حاشیه سودمان بیشتر از هزینۀ جذب مشتری است، پس کمپین مورد نظرمان کاملاً موفق بوده است
@bazaryabimodern1987
💢واقعیت تصمیمگیری
@bazaryabimodern1987
👈زمانی که در کالج درس میخواندم، معمولاً شبها با هم اتاقیام راجع به خرید موتورسیکلت صحبت میکردیم
👈از بین ما دو نفر، این من بودم که برای نخستین بار توانستم موتورسیکلت بخرم؛ آن هم یک موتورسیکلت قدیمی با لاستیکهای صافِ صاف
👈بعد از خریدن موتورسیکلت تصمیم گرفتم به دیدن دوستم بروم. برای این منظور باید از نیوجرسی به تینِک میرفتم که مسیری طولانی و دشوار بود
👈برای شروع این سفر طولانی مطمئن بودم که لاستیکهای صاف چندان هم خطرناک نیستند، البته به شرطی که باران نبارد
👈اما متاسفانه در مسیر برگشت با طوفان شدیدی روبهرو شدم و تصمیم گرفتم مثل خیلی از ماشینها کنار جاده توقف کنم، اما بعد از مدتی پشیمان شدم، چون احساس کردم توقف در کنار جاده فقط من را خیستر میکند
👈برای همین، به مسیرم ادامه دادم و با هر سختی و مصیبتی که بود، در نهایت به سلامت به خانه رسیدم
👈من از همان اول میدانستم که این تصمیم با ریسک بالایی همراه است، اما اصولاً مشکل خاصی با این ریسک نداشتم و احساس میکردم هیجان ناشی از این سفر طولانی آن هم با یک موتورسیکلت قدیمی، ارزش مواجهه با ریسکهایش را دارد
👈در دنیای واقعی، هیچ تصمیمی بدون ریسک نیست، پس نباید فکر کنیم اگر مهارتمان در تصمیمگیری را ارتقا بدهیم، یعنی میتوانیم ریسکهایی که با آن مواجه میشویم را کاهش بدهیم
👈برای همین، هنگام تصمیمگیری همیشه باید از خودمان بپرسیم: آیا تمام ریسکهای مرتبط با این تصمیم را شناسایی کردهایم؟ آیا توانایی پذیرش ریسکهای این تصمیم را داریم؟
👈ضمناً یادمان باشد که هر چقدر ریسکپذیرتر باشیم، نتایجی که از تصمیماتمان میگیریم هم جذابتر است و در مقابل، هر چقدر ریسکگریز باشیم، نتایج ضعیفتری را به دست میآوریم
👈برای مثال، همین چند سال پیش بود که یک خانۀ خیلی خوب به قیمت 300 هزار دلار را به یکی از دوستانم معرفی کردم. اما او که به شدت ریسکگریز بود، با این بهانه که بازار مسکن در حال رکود است، از خریدن آن خانه امتناع کرد
👈اما دوست دیگرم که ریسکپذیر بود، آن خانه را خرید و دو سال بعد به قیمت 1 میلیون دلار فروخت
👈پس یادمان باشد، یکی از مهمترین جنبههای تصمیمگیری، افزایش قدرت ریسکپذیریمان است
@bazaryabimodern1987
💢منافع واقعاً چیست؟
@bazaryabimodern1987
👈منافع (Benefits) به بیان ساده عبارت است از «مزایا و فوایدی که از ویژگیهای یک محصول عاید مشتری میشود»
👈به طور کلی منافع یک محصول را میتوان به دو دسته زیر تقسیم کرد:
1️⃣منافع عملیاتی (Functional benefits) که شامل منافع ملموسی است که از مصرف محصول عاید مشتری میشود
2️⃣منافع غیرعملیاتی (Non-functional benefits) که شامل منافع غیرملموسی است که از مصرف محصول عاید مشتری میشود
👈برای مثال، یک ساعت لوکس را در نظر بگیرید. منافعی مثل «دقت بالا در نشان دادن زمان» یا «مقاومت در برابر ضربه»، جزء منافع ملموس آن به حساب میآیند و در مقابل، «ارتقاء جایگاه اجتماعی فرد» یا «افزایش اعتماد به نفس فرد»، جزء منافع غیرملموس آن هستند
👈مشتریان معمولا به منافع غیرملموس بیشتر اهمیت میدهند تا به منافع ملموس ولی در ظاهر نشان میدهند که به منافع ملموس اهمیت میدهند
👈با توجه به مطالب گفته شده میتوان گفت که مشتریان هر محصولی را برای بهرهمندی از منافع آن میخرند. به همین دلیل، تبدیل ویژگیهای محصول به منافع مهم و قابل فهم برای مشتری، یکی از تواناییهای مهم فروشندگان حرفهای است
👈برای تبدیل ویژگیهای محصول به منافع مشتری میتوانیم از تکنیک «مصاحبه نردبانی» استفاده کنیم
👈در این تکنیک، یکی از ویژگیهای محصول را در نظر میگیریم و سپس این سوال را مطرح میکنیم: «چرا این ویژگی برای مشتری مهم است؟» سپس برای پاسخی که میدهیم مجددا سوال «چرا مهم است؟» را مطرح میکنیم تا جایی که به یکی از نیازها و خواستههای اساسی مشتری برسیم
👈برای مثال، فرض کنید میخواهیم یک دستگاه آسیاب برقی خانگی را بازاریابی کنیم که «تیغه فولادی» دارد. برای تبدیل این ویژگی به منفعت باید بپرسیم «چرا داشتن تیغه فولادی برای مشتری مهم است؟»
👈در پاسخ میتوانیم بگوییم «چون تیغه فولادی محکمتر است». حالا باید مجددا بپرسیم «چرا محکم بودن تیغه برای مشتری مهم است؟» و میتوانیم بگوییم «چون دیرتر میشکند یا میتواند مواد غذایی سفت را هم خیلی راحت آسیاب کند»
👈با در نظر گرفتن سوال و جوابهای فوق میتوانیم بگوییم که «آسیاب کردن مواد غذایی سفت» یکی از منافع محصولمان است و در جلسات فروش، کاتالوگ، وبسایت و غیره به جای این که بگوییم «آسیاب ما تیغه فولادی دارد»، میتوانیم بگوییم «آسیاب ما سختترین مواد را هم خیلی راحت خرد میکند»
@bazaryabimodern1987
💢4 اصل اساسی در طراحی شغل
@bazaryabimodern1987
👈یکی از مهمترین وظایف مدیران، به خصوص مدیران منابع انسانی، طراحی شغل است. هر چند در نهایت نمیتوانیم شغل ایدهآلی را برای تمام کارمندانمان طراحی کنیم، ولی نتایج تحقیقات گوناگون نشان میدهند اگر این چهار اصل را رعایت کنیم، شغل مطلوبتری را برای کارمندانمان طراحی خواهیم کرد:
1️⃣فعالیتها را ترکیب کنید
👈طبق این اصل باید فعالیتهای خرد و کلان گوناگونی را با هم ترکیب و به کارمندمان محول کنیم. در این صورت، کارمند احساس میکند باید هم وظایف روزمره و هم وظایف بزرگی را انجام بدهد و در نتیجه، رضایت شغلیاش افزایش مییابد
👈یادمان باشد، بدترین نوع طراحی شغل این است که یک سری کارهای روزمره را به یک کارمند و یک سری کارهای بزرگ و استراتژیک را به کارمند دیگری واگذار کنیم
2️⃣اجازه دهید کارکنان با مشتریان خود ارتباط داشته باشند
👈مشتری، کسی است که از کالا یا خدمت تولید شده توسط کارمند استفاده میکند. بر این اساس، مشتری ممکن است فرد یا گروهی در بیرون یا داخل شرکت باشد
👈وقتی شغل کارمند را جوری طراحی میکنیم که مرتب با مشتری خود سروکار و تعامل دارد، میتواند کارآییاش را بهتر بسنجد و از مشتری بازخورد بگیرد. در نتیجه، نسبت به شغل خود احساس مالکیت میکند
3️⃣شغلها را به صورت عمودی توسعه دهید
👈توسعۀ عمودی یک شغل یعنی برخی از وظایفی که قبلاً بخشی از شرح شغل یک مدیر محسوب میشده را به کارمندی که زیردست آن مدیر کار میکند، واگذار کنیم
👈با این کار، فاصلۀ بین مدیر و کارمند را کاهش میدهیم و در نتیجه بهرهوری کارمند افزایش مییابد
4️⃣مسیرهایی برای بازخورد ایجاد کنید
👈وقتی شغل را به گونهای طراحی میکنیم که کارمند مرتب بازخورد میگیرد، میتواند عملکرد خود را به طور مرتب ارزیابی کند و در نتیجه، نقاط قوت و ضعف خود را سریعتر شناسایی نماید
👈اگر بخواهیم در مورد حالت ایدهآل صحبت کنیم، خوب است که کارمند بلافاصله پس از این که کار خاصی را انجام داد، بازخورد مربوط به آن را هم دریافت کند
🔆@bazaryabimodern1987
💢با «بله» گرفتن از مشتری، حواسمان پرت نشود
@bazaryabimodern1987
👈هر وقت فروشندهای به من میگوید: «چند وقت است از تمام مشتریانم «بله» گرفتهام و هیچ کسی به من «نه» نگفته است»، به شدت نگران میشوم، چون مطمئنم که یک جای کار میلنگد
👈این حرف را از روی تحقیقات علمی میگویم: در حالت طبیعی، برای «بله» گرفتن از یک مشتری، باید حداقل از پنج مشتری «نه» بشنویم
👈پس هر وقت که چنین شرایطی وجود ندارد، یعنی مشکل بزرگی وجود دارد که فروشنده از آن بیخبر است
👈برای مثال، ممکن است رقبا قیمتشان را به دلیل شرایط پیشرو افزایش دادهاند، ولی شرکت ما هنوز این کار را نکرده و در نتیجه، مشتریان به سمت ما هجوم آوردهاند
👈یا ممکن است فروشندگان شرکت برای «بله» گرفتن از مشتریان، از تکنیکهای غیراخلاقی مثل «وعدۀ پوچ دادن» استفاده میکنند و بعداً ما را با مشکل مواجه خواهند کرد
👈یا شاید هم مشتریان به دلیل کمتجربگی و بیاطلاعی به ما «بله» میگویند، ولی وقتی محصولمان را مصرف میکنند، متوجه میشوند که به دردشان نمیخورد و در نتیجه میزان نارضایتیشان افزایش مییابد
👈پس هیچ وقت اجازه ندهید «بله»های مشتریان، حواستان را نسبت به شرایط بازار پرت کند. به بیان دیگر، همیشه از تعداد زیادی «بله»هایی که از مشتریان میشنوید، نگران شوید
@bazaryabimodern1987
۱۰ تکنیک مؤثر و کاملاً کاربردی برای نهاییسازی فروش
@bazaryabimodern1987
۱) تکنیک فرضِ فروش انجامشده
در این روش، فروشنده طوری رفتار میکند که گویی مشتری تصمیم به خرید گرفته است.
بهجای پرسیدن «آیا خرید میکنید؟» میگویید:
«ارسال فردا مناسبتر است یا هفته آینده؟»
این تکنیک ذهن مشتری را از «آیا بخرم؟» به «چگونه بخرم؟» منتقل میکند.
۲) تکنیک انتخاب محدود
دو گزینه مثبت و قابل قبول پیش روی مشتری قرار میدهید که هر دو به خرید منتهی میشوند.
مثال: «پرداخت نقدی را ترجیح میدهید یا اقساط؟»
این روش حس کنترل را به مشتری میدهد و تصمیمگیری را سادهتر میکند.
۳) تکنیک سؤال تأییدی
با پرسیدن سؤالاتی که پاسخ آنها «بله» است، مسیر ذهنی مشتری را به سمت خرید هدایت میکنید.
مثال: «آیا این ویژگی دقیقاً همان چیزی نیست که دنبالش بودید؟»
جمع شدن چند پاسخ مثبت، مقاومت ذهنی مشتری را کاهش میدهد.
۴) تکنیک ایجاد فوریت
با محدودیت زمانی یا تعدادی، مشتری را به تصمیم سریعتر تشویق میکنید.
مثال: «این شرایط فقط تا پایان امروز فعال است» یا «فقط سه عدد از این مدل باقی مانده».
فوریت باید واقعی و منطقی باشد، نه ساختگی.
۵) تکنیک حل مسئله
ابتدا مشکل مشتری را شفاف میکنید و سپس محصول را بهعنوان راهحل معرفی میکنید.
مثال: «گفتید تحویل سریع برایتان مهم است؛ ما ارسال ۲۴ ساعته را تضمین میکنیم.»
این تکنیک فروش را از «فروش محصول» به «حل مشکل» تبدیل میکند.
۶) تکنیک امتحان بستن فروش
در طول مذاکره، با سؤالات مشورتی میزان آمادگی مشتری را میسنجید.
مثال: «اگر بخواهید استفاده کنید، کدام رنگ را ترجیح میدهید؟»
اگر پاسخ مثبت بود، میتوانید مستقیم وارد مرحله نهایی شوید.
۷) تکنیک جمعبندی منافع
مزایایی را که برای مشتری مهم بوده، خلاصه میکنید.
مثال: «پس این محصول هم هزینه شما را کاهش میدهد و هم سرعت کارتان را بالا میبرد. آماده شروع هستید؟»
این جمعبندی ذهن مشتری را منسجم میکند.
۸) تکنیک سکوت
بعد از ارائه پیشنهاد نهایی، سکوت کنید.
بسیاری از فروشندگان با ادامه صحبت، اثر پیشنهاد را از بین میبرند.
سکوت حرفهای، فشار روانی ملایمی ایجاد میکند که مشتری را به پاسخ و تصمیم سوق میدهد.
۹) تکنیک رفع آخرین مانع
مستقیم و محترمانه میپرسید:
«آیا مانع خاصی باقی مانده که باعث تردید شما شده؟»
وقتی آخرین مانع شناسایی و رفع شود، مسیر خرید هموار میشود.
۱۰) تکنیک درخواست مستقیم
گاهی بهترین کار، درخواست شفاف و محترمانه است.
مثال: «اگر سؤالی باقی نمانده، اجازه بدهید قرارداد را آماده کنیم.»
بسیاری از مشتریان منتظر همین درخواست هستند، اما فروشنده از گفتن آن میترسد.
نکات کلیدی برای اجرای موفق
• گوش دادن فعال، پایه تمام این تکنیکهاست
• بدون اعتمادسازی، نهاییسازی تبدیل به فشار میشود
• اگر خودتان به محصول ایمان نداشته باشید، مشتری هم نخواهد داشت
• انعطافپذیر باشید؛ یک تکنیک برای همه جواب نمیدهد
• تمرین مداوم، این مهارتها را طبیعی و حرفهای میکند
با ترکیب این تکنیکها با شناخت مشتری و تسلط بر محصول، میتوانید فرآیند فروش را با اقتدار، آرامش و حرفهایگری به پایان برسانید.
@bazaryabimodern1987
👑 ۵ اصل کلیدی هوش سرمایهگذاری در شرایط بحران
@bazaryabimodern1987
1️⃣ تصمیم بر پایه داده، نه هیجان
توی وضعیت بحران ، هیجانات بازار افزایش پیدا میکنه. سرمایهگذار هوشمند تصمیمهای خودش رو بر اساس دادههای اقتصادی، گزارشهای مالی و تحلیل منطقی انجام میده.
2️⃣مدیریت ریسک پیش از کسب سود
در اقتصادهایی مثل ایران، حفظ سرمایه اهمیت بیشتری از سودهای سریع داره. کنترل ریسک، اصل کلیدی سرمایهگذاری پایدارِ.
3️⃣ تمرکز بر داراییهای مقاوم
کسب و کار هایی که با جریان نقدی قوی، بدهی پایین و فعالیت توی صنایع ضروری مثل انرژی، کالاهای اساسی و صادراتمحور، توی بحرانها تابآوری بیشتری دارن.
4️⃣تنوعبخشی هوشمند
ترکیب داراییهای مختلف مثل سهام بنیادی، داراییهای ارزی و کالاها می تونه اثر نوسانات شدید اقتصادی را کاهش بده.
5️⃣ انضباط ذهنی و نگاه بلندمدت
سرمایهگذار هوشمند اسیر ترس و هیجان بازار نمیشه و تصمیمهای خودش رو با دیدی راهبردی و بلندمدت انجام میده .
✨ در آخر هم
هوش سرمایهگذاری یعنی توانایی دیدن فرصتها توی دل بیثباتی و تبدیل اطلاعات و تحلیل به تصمیمهای سنجیده و پایدار.
@bazaryabimodern1987
💢طراحی تبلیغات پرقدرت
@bazaryabimodern1987
👈متخصصان تبلیغات به خوبی میدانند که تغییر یک کلمه یا یک عبارت، چگونه قدرت یک تبلیغ را دو چندان میکند و توجه مخاطبان را به شدت جلب میکند
👈به همین دلیل، تحقیقات گستردهای در زمینۀ کلمات پرقدرت انجام شده است که طبق آنها، استفاده از این کلمات در تبلیغ، اثرگذاری آن را افزایش میدهد:
✅رایگان
✅برای شما
✅کاهش دادن
✅نتایج بهتر
✅سلامتی
✅عشق
✅اثبات شده
✅پول
✅جدید
✅آسان
✅ایمن
✅ضمانت شده
✅کشف کردن
👈از سوی دیگر، و برخلاف بسیاری از تصورات، مشتریان ابتدا با «احساسشان تصمیم میگیرند که چه چیزی بخرند» و سپس، «تصمیمشان را با منطقشان توجیه میکنند»
👈به همین دلیل، اگر از این پنج احساس اصلی انسانی به درستی در تبلیغمان استفاده کنیم، اثرگذاری و قدرت تبلیغمان را دوچندان میکنیم:
1️⃣احساس ترس
2️⃣احساس علاقه و عشق
3️⃣احساس طمع
4️⃣احساس گناه
5️⃣احساس غرور
👈از بین این پنج احساس، احساس ترس، و به خصوص «ترس از دست دادن یک چیز با ارزش، مثل ترس از دست دادن فرصت برای خرید محصول در زمان برگزاری جشنوارۀ فروش»، قویتر از سایر احساسات انسانی است
👈پس میتوانیم با استفاده به موقع و درست از احساس ترس، روی رفتار مشتریانمان اثر بگذاریم
@bazaryabimodern1987
💢الگوبرداری واقعاً چیست؟
@bazaryabimodern1987
👈الگوبرداری (Benchmarking) یکی از مهمترین استراتژیهای موفقیت در کسب و کار است. این استراتژی به دو مفهوم به کار برده میشود:
1️⃣الگوبرداری به معنای سنجش همخوانی با شرکتهای موفق
🔸اهداف، استراتژیها و برنامههای بازاریابی و کسب و کارمان را با شرکتهای موفق مقایسه میکنیم تا متوجه شویم کجای کارمان ایراد دارد تا بتوانیم آن ایرادات را رفع کنیم
🔸برای مثال، مدیران ارشد شرکتهای موفق بخشی از وقت هفتگیشان را برای تعامل با مشتریان اختصاص میدهند. حالا اگر میخواهیم موفق شویم، باید بسنجیم که مدیران ارشد شرکت ما چقدر از زمانشان را برای تعامل با مشتریان اختصاص میدهند؟
2️⃣الگوبرداری به معنای تقلید از رقبا
🔸محصولات، قیمتها و سایر اجزای آمیخته بازاریابیمان را با موفقترین رقبای خود مقایسه میکنیم تا متوجه شویم که چه اصلاحاتی را باید در آمیخته بازاریابیمان ایجاد کنیم
🔸برای مثال، با بررسی رقبای موفقمان متوجه میشویم که آنها در حال تغییر بستهبندی محصولاتشان، با تمرکز بر استفاده از بستهبندیهای دوستدار محیط زیست هستند، در نتیجه ما هم باید برای عقب نماندن از رقبا، دنبال به فکر تغییر بستهبندیمان باششم
@bazaryabimodern1987
نشانههای عزت نفس سالم شامل موارد زیر است:
@bazaryabimodern1987
1. باور به ارزشمندی خود: فرد میداند که ارزشمند است، حتی اگر کامل نباشد.
2. پذیرش اشتباهات: بهجای سرزنش افراطی خود، اشتباهاتش را میپذیرد و از آنها درس میگیرد.
3. جرأتمندی: میتواند محترمانه «نه» بگوید و خواستههایش را بیان کند.
4. مقایسه نکردن مداوم خود با دیگران: تمرکزش بر رشد شخصی خودش است، نه رقابت ناسالم.
5. آرامش درونی: تأیید دیگران برایش مهم است اما وابسته به آن نیست.
6. هدفمندی: برای زندگی خود هدف دارد و برای رسیدن به آن تلاش میکند.
7. خودمراقبتی: به سلامت جسم و روان خود اهمیت میدهد.
8. پذیرش تعریف و انتقاد: تعریف را انکار نمیکند و از انتقاد سازنده ناراحت نمیشود.
9. ثبات رفتاری: در شرایط مختلف شخصیت نسبتاً باثباتی دارد و نقش بازی نمیکند.
@bazaryabimodern1987
برای رسیدن به فروش انفجاری:
@bazaryabimodern1987
1️⃣ شناخت دقیق بازار و مشتری : بدونی چه چیزی لازم دارن و دنبال چی هستن
2️⃣ پیام جذاب و واضح : ارزش محصولت رو سریع منتقل کن
3️⃣ ایجاد انگیزه خرید : محدودیت زمانی، تخفیف هوشمند یا هدیه کوچیک
4️⃣ بهبود تجربه خرید : فرآیند ساده، پشتیبانی سریع و پاسخگویی مناسب
5️⃣ پیگیری بعد از خرید : مشتری راضی دوباره برمیگرده و تبلیغ رایگان میکنه
@bazaryabimodern1987
💢بسیاری از کارمندان در پی چالش نیستند
@bazaryabimodern1987
👈یکی از مهمترین سوالاتی که بسیاری از مدیران به آن بیاعتنا هستند، این سوال است: آیا همه کارمندان در شغل خود دنبال چالش هستند؟
👈جالب است بدانید که شواهد علمی، این فرض که اکثر کارمندان در پی یک شغل چالشی و پرهیجان هستند را تایید نمیکنند
👈در حقیقت، درست است که بسیاری از کارمندان خواهان شغلهای پیچیده و چالشی هستند، اما تعداد زیادی از آنها هم یک شغل روتین و یکنواخت را ترجیح میدهند
👈این امر بدین دلیل است که شغلهای پیچیده و چالشی، نیاز انسانها به رشد فردی را ارضا میکنند، اما واقعیت این است که شدت نیاز به رشد فردی در همه انسانها یکسان نیست
👈تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده، نشان میدهد که حدوداً 15 درصد انسانها نیاز شدیدی به رشد فردی دارند و در نتیجه، از شغلهای چالشی استقبال میکنند
👈برای همین، باید فرض کنیم که بیشتر کارمندانمان به دنبال یک شغل آرام و بدون چالش هستند و اگر آنها را درگیر شغلهای چالشی کنیم، بهرهوریشان به شدت کاهش مییابد
👈از سوی دیگر، از آن 15 درصد کارمندانی که نیاز شدیدی به رشد فردی دارند هم بخش قابل توجهی از آنها این نیازشان را در محیطهای غیرکاری برآورده میکنند
👈پس نباید تصور کنیم که میتوانیم با افزایش چالش و پیچیدگی شغلی میتوانیم عملکرد کارمندانمان را افزایش بدهیم
@bazaryabimodern1987
🔴 در بحران به دنبال 20 درصدیها باش🔴
@bazaryabimodern1987
🔴 مشتریان 20 درصدی
مشتریان مهم و سودده خود را شناسایی و روی آنها تمرکز کنید
به خصوص مشتریانی که در کوتاه مدت میتوانند شما را به سود برسانند
🔴منبع درآمد 20 درصدی
منبع درآمد اصلی در کسب و کار شما که بخش اعظم درآمد شما از آن حاصل میشود
آن را شناسایی و به خوبی مدیریت کنید
🔴 نیروهای فروش 20 درصدی
مراقب باشید در بحران ترک کار نیروی انسانی، 20 درصدیها را از دست ندهید چون سرمایه اصلی کسب و کار شما هستند
🔴هزینههای 20 درصدی
به دنبال راههای کاهش هزینه باشید و فقط آن 20درصد هزینهای که برای بقای کسب و کارتان نیاز دارید نگه دارید و مابقی را تا جای ممکن حذف کنید
🔴 در زمان بحران باید با جدیت قانون 20/80 یا قانون پارتو را اجرا کنید
در هر بخش به دنبال 20 درصد مهم و 80 درصد کم اهمیت باشید
در کوتاه مدت شاید لازم باشد 80 درصدیها را حذف کنید یا به حداقل برسانید یا کمترین توجه را به آنها کنید
به 20 درصدیها توجه کنید، آنها را شناسایی کنید و تمرکز و اولویتتان را روی آنها بگذارید
@bazaryabimodern1987