688
یادداشتهای محمدمهدی حاتمی (دانشآموختهی دکتری فلسفه) @Mohammad_Mehdi_Hatami
آتنیان، گریز از مرگ دشوار نیست، گریز از بدی دشوار است. زیرا بدی تندتر از مرگ میدود. [...] اگر در این گمانید که با کشتن آنان [=منتقدان و حسابرسان] میتوانید مانع از آن شوید که کسی بتواند زندگی زشت شما را در برابر دیدگانتان قرار دهد و شما را شرمنده سازد سخت در اشتباهید. زیرا این روش نه انجامپذیر است و نه موافق شرافت. والاترین و انجامپذیرترین روشها این است که انسان سلب آزادی دیگران را نکند، بلکه بکوشد که خود هر روز بهتر و خردمندتر گردد.
– سقراط
📕 دورهی آثار افلاطون، ۱۳۶۷، افلاطون، ترجمهی محمدحسن لطفی و رضا کاویانی، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، رسالهی آپولوژی، صص: ۳۷ و ۳٨.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
بیرون جهیدن و کنار کشیدن از بعضی موقعیتها، روابط، شغلها، رفاقتها، بدهبستانها، گروهها، گعدهها و... لطف بزرگی است که آدمی به شخصیت خود میکند. وقتی آدمی نمیتواند جلویِ هرزهکاری و بویناکی و بوزینهصفتی را بگیرد، بهتر است بیصدا به سویی دیگر برود و ذهن و ضمیر و چهره و جامه خود را آلوده نکند. زندگی آدمی کوتاه است و آنهمه فرصت نیست تا بخشی از آن را صرف کژکاران و یاوهبافان و لافزبانان و دروغچهرگان کند. گاهی ندانستنِ همین نکتهی ساده، آدمی را چند سال معلق و معطل نگاه میدارد.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
میدانم کسی در این اتاق نیست
و شهر خالی است
و همهی میدانهای این شهر خالی، خالیست
اما من کوچههای غبارآلود را دوست دارم
و باران کوچههای غبار آلود را.
من آنها را که شکست خوردهاند
و غمگیناند
دوست دارم
و آنها را که پیروز شدهاند
و باز غمگیناند
دوست دارم.
– مارینه پطروسیان (شاعر ارمنستانی)
https://echolalia.ir/%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
📌 The Best Philosophy Lectures on YouTube
https://jaredhenderson.substack.com/p/the-best-philosophy-lectures-on-youtube
درود
کانال تلگرامی اَزدانامه را به دوستان خود معرفی کنید↓:
/channel/azdanameh
و نقدها، نظرها و پیشنهادهای خود را بهصورت ناشناس با من مطرح کنید↓:
/channel/Payamesh_bot?start=002pvx7WLO
▪️فصلنامۀ ادبی ـ فرهنگی قلم
▪️شمارهٔ سیوپنجم و سیوششم
▪️زمستان ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵
@faslnameyeqalam
سیوپنجمین و سیوششمین شمارۀ فصلنامۀ ادبی ـ فرهنگی قلم منتشر شد.
@faslnameyeqalam
📌 رابطهی عاشقانهی آبلار و هلوئیز
پیتر آبلار از مشهورترین فیلسوفان و منطقدانان قرون وسطی است. هلوئیز نوزده ساله با آبلار، استاد برجستهی فلسفه و منطق در پاریس، دیدار میکند. آنها عاشق هم میشوند و به دیدارهای مخفیانهشان ادامه میدهند. هلوبرت، از بستگان هلوئیز و از مقامات کلیسا متوجه رابطهی او با آبلار میشود و با توطئهای آبلار را عقیم میکند و هلوئیز به عنوان راهبه در دیری مشغول میشود. نامههای عاشقانهی آن دو در شناسهی مجازی زیر آمده است که حاکی از عشقی شورانگیز بین آن دو است.
https://www.sacred-texts.com/chr/aah/index.htm#contents
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نقاشی فوق، لحظهای را تصویر کردهاست که هلوبرت رابطهی عاشقانهی آبلار با هلوئیز را میفهمد!
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 شعردرمانی (Poetry Therapy)
شعردرمانی، استفاده از زبان، نماد و داستان در زمینههای درمانی، آموزشی، رشد فردی و جامعهسازی است. در شعردرمانی، از شعر، ترانه، استعاره، داستان و ... برای التیام یافتن، رشد شخصی و افرایش خودآگاهی استفاده میشود.
انجمن ملی شعردرمانی (NAPT) سازمانی غیرانتفاعی و میانرشتهای است که از شعردرمانی حمایت میکند. گروهی از روانشناسان، مددکاران اجتماعی، مشاوران، پزشکان، پرستاران و... عضو این انجمن هستند. برای دسترسی به اطلاعات بیشتر در زمینهی شعردرمانی به شناسهی زیر مراجعه کنید:
https://poetrytherapy.org/
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
آیا نباید من خودم را نهان کنم، مانند کسی که طلا قورت داده باشد، - تا اینان روحم را چاک ندهند [بهرِ بیرون کشیدن آن طلا]؟
📕چنین گفت زرتشت؛ کتابی برای همهکس و هیچکس، فریدریش ویلهلم نیچه، ترجمهی منوچهر اسدی، نشر پرسش، ۱۳۹۳، صص: ۲۵۸ و ۲۵۹
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 دربارهی عشق
امروز بعد از کلاس فلسفهی سیاسی همراه دوستی پیادهروی کردیم و به پیشنهاد او دربارهی عشق گپ زدیم. از آنجا که گفتوگوها طولانی بود و ثبت همهی آن ممکن نیست، خلاصهای از آن را مینویسم:
۱. مهمترین عنصرها در عشق صداقت، تعهد و وفاداری است؛
۲. عشق ارزشهای اخلاقی را در آدمی پرورش میدهد: صبوری، از خودگشتگی، مهربانی، دگرپروری و...؛
۳. عشق را میتوان در دو دسته جای داد: عشق هورمونبنیاد و عشق فرهنگبنیاد. عشق هورمونبنیاد خیلی زود و با چند رابطهی جنسی فروکش میکند اما عشق فرهنگبنیاد تا سالها دوام مییابد؛
۴. کسی که در عشق خیانت میکند، شاید اندکی لذت ببرد اما در بلندمدت رنج میبرد و خود نیز رهاشدگی و درماندگی عمیقی را تجربه میکند؛
۵. کسی که همزمان چند پارتنر دارد، نمیتواند طعم عشق را بچشد چون عشق نیازمند تمرکز بر فردی ویژه است؛
۶. اگر کسی واقعاً عاشق کس دیگری باشد، احتمالاً به خیانت فکر نمیکند و بودن یک نفر ذهن او را از دیگران بینیاز میکند؛
۷. عشقورزی تکنیک روانشناختی نیست، بلکه اساساً هنجار است و هنجار با اخلاق پیوند دارد نه با تکنیک صرف؛
٨. کسی که میکوشد از طریق برچسبهای سادهانگارانهای مثل پارتنر اجتنابی، پارتنر وابسته و... رابطهاش را مدیریت کند، خیلی زود خسته میشود و شکست میخورد؛
۹. پاداش عشق سکس نیست، بلکه بودن کسی در کنار آدمی در لحظههای بحرانی است. سکس بخشی از رابطهی عاشقانه است نه تمام آن؛
۱۰. جذابیت تنانه زود فروکش میکند اما برای عشق علاوه بر جذابیت تنانه، چیزهایی دیگری مثل احترام، اعتماد، علائق مشترک و... نیاز است؛
۱۱. سکسهای متعدد با پارتنرهای متفاوت، علیرغم جذابیت اولیهاش دستاورد قابل اعتنایی نیست. امروزه هر مرد یا زنی میتواند بهسهولت کسانی زیادی را بیابد که از آنها تمتع جنسی ببرد. سکس وقتی معنادار است که حاصل رابطهی عاطفی عمیق و مطمئن باشد؛
۱۲. در دنیای امروز سکس امری راحتالوصول است اما عشق بسیار کمیاب شده است؛
۱۳. کسی که خیانت میکند چون خودش و دیگری را ابزار بهرهوری جنسی کرده است ابتدا به انسانیت خودش ضربه میزند و از آنجا که خودش را به شیء جنسی تقلیل داده عمیقاً ضربه میخورد؛
۱۴. روانشناسی اگر در کنار دانشهای هنجاری قرار نگیرد وضعیت عشقورزی را بهتر نمیکند، بلکه بدتر میکند. عباراتی مثل ”چندپارتنری چیزی طبیعی است“ نشاندهندهی این فاجعه است. زشتکرداری را نباید با روانشناسی کادوپیچ کرد؛
۱۵. متأسفانه در جامعهی ما عشق شبیه کلیپهای یک دقیقهای اینستاگرام شدهاست: فوران کوتاهمدت دوپامین و رفتن سراغ کلیپ بعدی و نفر بعدی؛
۱۶. افرادی مثل آقای ... و خانم ... (سانسور به دلیل اینکه شاید راضی نباشند) نشان میدهند که عشق چیزی دور از دست نیست و اگر دو نفر با صداقت و تعهد بکوشند میتوانند رابطهای عاشقانه و سالم بسازند و از گرمای رابطهی عاشقانه شور و امید بگیرند.
پنجشنبه، ۱۱ تیر ۱۴۰۵
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 این چهار نفر!
دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی و دکتر منوچهر ستوده در سویس در حال الاکلنگسواری!
عکاس: ایرج افشار
پ. ن: هر سه نفر در سویس مهمان محمدعلی جمالزاده بودهاند.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 آزمون منطق ۲
دوشنبه، ٨ تیر ۱۴۰۵، ترم مجازی – آزمون مجازی
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 که خااااااک بر سرشان!
پسرانِ فلان سه بدبختند
که چهارم نزاد مادرشان
این بَدَ است، آن بَتَر، به نام ایزد
وان بترتر! که خاک بر سرشان! 😅
– سعدی
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
یکی از اشتباهات رایج اینست که عموماً تصور میشود اگر کسی نگرشی بدبینانه به هستی دارد، لزوماً نمیتواند زندگی لذتبخشی داشته باشد. در این نگرشِ اشتباه، بدبینی همان افسردگی یا ناامیدی تلقی میشود. اما بدبینی همان افسردگی یا ناامیدی نیست. این سه چه بهلحاظ علائم روانشناختی و چه بهلحاظ تحلیل فلسفی متفاوتند.
بدبینی نوعی نگرش فلسفی به هستی است که چنین ویژگیهایی دارد:
۱. هستی و انسان ضرورتاً رو به بهبود و پیشرفت ندارد؛
۲. هستی ضرورتاً طوری طراحی نشده که برای من موفقیت و لذت ایجاد کند؛
۳. هر چیزی در هستی تغییرپذیر است (ثروت، جوانی، دوستی و...) و ثبات امری نایاب است؛
۴. در هستی شرّ (بیماری، فقر، فلاکت، زشتی، مرگ و...) هست و بعید نیست علیرغم همهی تلاشهای من و شانسهای زندگیام، شرّ دامنگیر من شود؛
۵. من هر چقدر بکوشم و هر چقدر خوششانس باشم، باز ناتمامم. هیچگاه نمیتوانم کامل شوم و نقص همواره در من خواهد بود؛
۶. انسان موجودی تماماً عقلانی و اخلاقی نیست بنابراین نباید از رفتارهای زشت و زیانآور او تعجب کرد. (بعید نیست انسان شبیه حیوانات درندهخو رفتار کند.)
فرد بدبین، میتواند در چارچوب این نگرش فلسفی، زندگی خوب و خوشی داشته باشد و لزوماً چنین نیست که در قبرستانها سکنی بگزیند.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 سلسله جلسات افلاطونخوانی
(مطالعهی گروهی رسالههای افلاطون)
افلاطون یکی از بزرگترین اذهان تاریخ بشر است. او در رسالههای خود هنر و فلسفه را بههم میآمیزد و به زیبایی به ما میآموزد از سطحینگری بپرهیزیم، شک کنیم، جسور باشیم، به نادانی ریشخند بزنیم، در جستوجوی حقیقت و فضیلت کوشا باشیم، و از پرسیدن نهراسیم؛ چنانکه قهرمان زندگی او، سقراط، چنین بود و در این راه کشته شد.
در جلسات افلاطونخوانی، با لذت گفتوگوی فلسفی همراه میشویم، متن رسالهها را خطبهخط میخوانیم و اندیشیدن را، از یکی از مهمترین انسانهایی که بر کرهی زمین گام نهادهاست، میآموزیم.
🔖جلسهی اول: مطالعهی رسالهی آپولوژی [= دفاعیهی سقراط در دادگاه آتن]
⏰ زمان: پنجشنبه، ٨ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱٨
🏛 مکان: کرمانشاه، چهارراه نوبهار، کوچهی ۱۰۷، کوچهکتاب
💠 کانال تلگرامی انجمن فکر و فلسفهی کرمانشاه (اَفَک)
@PhilosophyforKermanshah
📌 درس اخلاقی امروز: در اهمیت رکگویی و فریبندادن خود و دیگران 😅
بقّالی زنی را دوست میداشت. با کنیزکِ خاتون پیغامها کرد که من چنینم و چنانم و عاشقم و میسوزم و آرام ندارم و بر من ستمها میرود و دی چنین بودم و دوش بر من چنین گذشت. قصّههای دراز فرو خواند. کنیزک به خدمت خاتون آمد گفت: «بقّال سلام میرساند و میگوید که بیا تا تو را چنین کنم و چنان کنم!» گفت «به این سردی؟» گفت: «او دراز گفت اما مقصود این بود!» اصل مقصود است باقی دردسر است.
📕 مولوی، فیه ما فیه، فصل هجدم،
https://ganjoor.net/moulavi/fhmfh/sh18
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 انتخاب چهار استاد فلسفه به عنوان اعضای جدید «آکادمی بریتانیا»
آکادمی بریتانیا اخیراً ۹۲ عضو جدید خود را معرفی کرده است که در میانشان چهار استاد فلسفه حضور دارند. این چهار تن عبارتند از:
بئاتریس لونگنس از دانشگاه نیویورک
ریچار پتیگرو از دانشگاه آکسفورد
نیکلاس شی از دانشگاه لندن
جیمز وارن از دانشگاه کمبریج
این افراد به پاسداشت مشارکتهای برجستهشان در علوم انسانی و علوم اجتماعی به عضویت این آکادمی پذیرفته شدهاند. https://dailynous.com/2026/07/20/four-philosophy-professors-among-new-british-academy-fellows/
📌 چهار خطای مصطفی ملکیان
[امروز با دوستی، گفتوگویی تلفنی داشتم و بحث به مصطفی ملکیان، متفکر معاصر، کشیده شد. چهار خطای ملکیان را، که در آن گفتوگو به نظرم میرسید، به او گفتم. بد ندیدم آن را، بهاجمال، با خوانندگان کانال نیز به اشتراک بگذارم.]
از خطاهای مصطفی ملکیان باور همزمان به «اصالت فرد» و «اصالت فرهنگ» است. فرهنگ، امری جمعی است؛ نه فردی. واحدِ ساخت، پرورش و تغییر فرهنگ، اجتماع است؛ نه فرد. هستیشناسیِ پذیرفتهشدهی او، با نظریهی توضیحی–تحولیاش سازگار نیست و این تناقضی غالباً دیدهنشده در فکر اوست.
خطای دیگر ملکیان، تمایز «فرهنگ» و «سیاست» و اصالت دادن یکی نسبت به دیگری است. این دو، نوعاً متمایز نیستند و نمیتوان به سادگی بینشان تمایز برقرار کرد. بنابراین، نامعقول نیست که از «فرهنگ سیاسی» یا «سیاست فرهنگی» سخن بگوییم. فرهنگ و سیاست آمیختهاند و رابطهشان یکسویه نیست که بتوان یکی را در برابر دیگری اصیل و لذا دارای تقدم دانست.
خطای سوم او، بیتوجهی نسبت به «حقوق» است. جهان مدرن، بیش از آنکه جهانی اخلاقی باشد، جهانی حقوقی است. بخشی کوچکی از خیر اخلاقی، از منابع هنجارگذار حقوق است اما بخش عمدهی خیر اخلاقی، به وجدان فرد احاله داده شده است. آنچه روابط مدرن را تنظیم میکند عمدتاً حقوق است نه اخلاق. بیتوجهی به آن، فهم ما را از جهان مدرن مخدوش میکند.
خطای چهارم او، نداشتن نگرش تاریخی نسبت به مفاهیم است. او به زمینهی تاریخی شکلگیری و تحول مفاهیم بیتوجه است بنابراین علیرغم اینکه نظراً مخالف ذاتگرایی است، در تعاریف و تحلیلهای خود به ذاتگرایان نزدیک میشود و درست از همانجا ضربه میخورد که آن را نقد کرده است.
اشاره به این خطاها ارزش فکر او را کم نمیکند. او، مسیری را با جدیت رفته است و دستاوردهایی داشته است. از مسیر او میتوان آموخت و از خطاهایش بر کنار بود.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
گر بمانیم زنده بر دوزیم
دامنی کز فراق چاک شده است
ور بمردیم عذر ما بپذیر
ای بسا آرزو که خاک شده است
خدا، ایران عزیز و مردمانش را حفظ کند. ای کاش میتوانستم برای این کشور و زخمهای بیشمار آن کاری شایسته بکنم. حیف!
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
درود. چند قطعه شعر نیز از من در فصلنامهی قلم چاپ شده است؛ ذیل عنوان «خون از دهان خورشید میپاشید». اگر خواندید، خوشحال میشوم نظرتان را بخوانم.🌹
Читать полностью…
... این است حال علی و روزگارش و قومش که به پایان آمد و احمق کسی باشد که دل درین گیتی غدّار فریفتگار بندد و نعمت و جاه و ولایت او را به هیچ چیز شمرَد و خردمندان بدو فریفته نشوند [...] و بزرگامردا که او دامن قناعت تواند گرفت و حرص را گردن فرو تواند شکست [...] و استاد رودکی گفتهاست و زمانه را نیک شناختهاست و مردمان را بدو شناسا کرده:
”این جهان پاک خوابکردار است
آن شناسد که دلش بیدار است
نیکی او به جایگاه بد است
شادی او به جای تیمار است
چه نشینی بدین جهان هموار؟
که همه کار او نه هموار است
دانش او نه خوب و چهرش خوب
زشتکردار و خوبدیدار است“
و علی را که فروگرفتند، ظاهر آن است که به روزگار فروگرفتند، چون بومسلم و دیگران را، چنانکه در کتب پیداست. و اگر گویند که در دل چیزی دیگر داشت، خدای -عزَّ و جلَّ- تواند دانست ضمیر بندگان را؛ مرا با آن کاری نیست و سخن راندن کار من است. و همگان رفتند و جایی گرد خواهند آمد که رازها آشکارا شود. و بهانهٔ خردمندان که زبان فرا این محتشم بزرگ توانستند کرد آن بود که گفتند «وی را به امیر نشاندن و امیر فروگرفتن چه کار بود؟» و چون روزگار او بدین سبب به پایان خواست آمد، با قضا چون برآمدی؟ نعوذُ باللّهِ منَ القضاءِ الغالبِ السُّوءِ.
📕 ابوالفضل بیهقی، تاریخ بیهقی، باقی ماندهی مجلد پنجم، فروگرفتن حاجب علی.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
#معرفی_فیلم
«مدرسهای که میرفتیم» از ساختههای کمتر دیده شدهی داریوش مهرجویی است. فیلم در سال ۱۳۵۹ ساخته شد و تا یک دهه بعد اجازهی نمایش نیافت. اکران عمومی نیز مشروط به سانسور عمده بود.
داستان از این قرار است که دانشآموزان مدرسهی عدل آفاق میخواهند تئاتری اجرا کنند اما ناظم مدرسه، که در غیاب مدیر، مسئولیت مدرسه را بر عهده دارد، اجازهی چنین کاری را نمیدهد. دانشآموزان، روزنامهدیواریای تهیه میکنند و اعتراضشان را بیان میکنند. ناظم، خشمگین میشود و... .
«مدرسهای که میرفتیم» بهلحاظ سینمایی نسبتاً ضعیف است اما حاوی نکات اجتماعی تأملبرانگیزی است و دست کم به یک بار دیدن میارزد.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 زنیکهی پولکی 😅
[... حداقل صادق بود!]
حکایت شده است که کسی به زنی که وی را آرزومند بود، نوشت: خیالت را فرمان ده که در خواب بر من گذرد. زن پاسخ نوشت: دیناری بفرست تا خود به بیداری به نزدت آیم.
📕 شیخ بهایی، کشکول، دفتر دوم، بخش دوم، قسمت دوم
https://ganjoor.net/bahaee/kashkool/d2k/sh4
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
”من میجویم یک اصالت را، یک حق را، سادگی را، روشنی را، یک آدمی را با همهٔ صداقتها، مخزنی از حکمت را، قداستی را در شناخت، یک انسان بزرگ را! ... هنوز هیچ بشر بزرگی را ندیدهام. این روزها چشمِ مردمانِ گرانمایه برای دیدن آنچه بزرگ باشد، کارآمد نیست. زمانهٔ معاصر، فرمانرواییِ عوامالنّاس است.“
📕چنین گفت زرتشت؛ کتابی برای همهکس و هیچکس، فریدریش ویلهلم نیچه، ترجمهی منوچهر اسدی، نشر پرسش، ۱۳۹۳، ص۳۷۶.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 استکان قاجاری!
درحضور مظفرالدینشاه، یک نفر را استکان به مقعدش کردهاند. تمام فرورفته. دکتر آوردهاند که درآورد. در ضمن کار، شکسته. گفت فخرالملک را چندی قبل تخممرغ به مقعدش کردهاند، بعد به حضور رفته، تخم کرده است. این است شاه ما و ذوق و سلیقه و تفنن و عیش او و اینها هستند رجال ما.
📕 یادداشتهای روزانه، محمدعلی فروغی، چاپ علم، ۱۳۹۰، ص ۲۴٨.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 لطف یکی از دوستان عزیز
از آرزوهای خودم این است که «دبیرستان فلسفه» تأسیس کنم. تعدادی نوجوان مستعد را بیابم. همهی درسهای سه سال دبیرستان با زمینهی فلسفی ارائه شود و نهایتاً فارغالتحصیلان دیپلم فلسفه بگیرند. سپس با دانشها و مهارتهای فلسفی وارد جامعه و رشتههای مختلف دانشگاه شوند.
متأسفانه، دولت اجازهی چنین کاری را نمیدهد. اما خُب لنگان لنگان جلو میرویم.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
📌 اعلامیهی جهانی حقوق بشر
فارغ از اینکه با حقوق بشر موافقید یا مخالف، متن اعلامیه را بخوانید. متأسفانه خیلیها بدون اینکه متن را خوانده باشند، بیاطلاع موافقت یا مخالفت میکنند!
در یکی از جلسات «فلسفهی سیاسی» به حقوق بشر، مبانی آن، شیوههای توجیه آن و مهمترین نقدهای وارد بر آن میپردازیم و بحث میکنیم آیا حقوق بشر، واقعاً در زمرهی حقها هستند یا خیر.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
از روحانیون و بازرگانان و ثروتمندان کسی قمه نمیزد اما در میان فقیر فقرا قمهزنی امر مقبولی بود.
– محمدعلی موحد
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh
این پیام را هم یکی دانشآموزانم، روز معلم برایم فرستاد. خواهرش در دانشگاه دانشجوی من بود و خودش در مدرسه، دانشآموزم. امیدوارم هر دو سالم و شاد و موفق باشند.
💠 اَزدانامه | محمدمهدی حاتمی
@azdanameh