austro_libertarian | Unsorted

Telegram-канал austro_libertarian - AUSTRO LIBERTARIAN

3345

لسه‌فر به این معنی است: بگذارید افراد انتخاب کنند که چگونه می‌خواهند در تقسیم کار اجتماعی شرکت کنند و بگذارید خودشان تعیین کنند که آنتروپرنرها چه چیزی باید تولید کنند. 👤لودویگ فون میزس کانال مطالعه: @LibertyReader

Subscribe to a channel

AUSTRO LIBERTARIAN

سرقت اکتبر


در ۶ ژوئیه ۱۹۶۰، کاستروئیسم «قانون ۸۵۱» را امضا کرد که به «قانون سپر» معروف است. یک ماه بعد، در ۶ اوت، کاسترو و دورتی‌کوس «قطعنامه ۱» را صادر کردند و شرکت برق کوبا، شرکت تلفن کوبا، پالایشگاه‌های «اسو»، «تکزاکو» و «سینکلر» و ۳۶ کارخانه قند با سرمایه ایالات متحده را مصادره کردند. در آن زمان، مجموع سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در جزیره به حدود ۸۲۹ میلیون دلار می‌رسید. پرداخت وعده‌داده‌شده به صورت اوراق قرضه با سررسید حداقل ۳۰ ساله و سود ۲ درصد بود که قرار بود از محل ۲۵ درصد مازاد شکری تأمین شود که ایالات متحده دیگر آن را نمی‌خرید. هیچ‌کس هرگز مبلغی دریافت نکرد.

در شب ۱۳ اکتبر ۱۹۶۰، شورای وزیران «قانون ۸۹۰» را تصویب کرد. روز بعد، رادیو اسامی شرکت‌ها را اعلام کرد. حدود ۳۷۶ شرکت بزرگ با سرمایه کوبایی (برخی منابع عدد ۳۸۲ را ذکر می‌کنند) یک‌شبه به دارایی‌های رژیم ملحق شدند. این فهرست شامل ۱۰۵ کارخانه قند، ۱۸ کارخانه تقطیر، ۶۰ کارخانه نساجی، ۱۳ فروشگاه بزرگ، ۸ شرکت راه‌آهن، ۴۷ انبار مواد غذایی، داروخانه‌های «سارا» و «جانسون»، کارخانه‌های صابون‌سازی «کروسیاس» و «ساباتس»، فروشگاه «ال‌کانتو» و کارخانه‌های تقطیر «باکاردی» و «خوزه آرچابالا» (مالک هاوانا کلاب) بود. «قانون ۸۹۱» نیز همان روز بانک‌های خصوصی را بلعید. تنها دو بانک کانادایی از این سرنوشت در امان ماندند.

در ۱۴ اکتبر، افسران مسلح با یک پرونده وارد دفتر فروش «باکاردی» در هاوانا شدند. در ۱۵ اکتبر، همین کار را در دفتر مرکزی سانتیاگو انجام دادند. آن‌ها خانواده‌ها را مجبور به امضای سند سلب مالکیت کردند. خانواده‌ها پیش‌تر مخمرها و علائم تجاری خود را خارج کرده بودند. در کاردناس، به خانواده «آرچابالا» دستور داده شد که فقط با لباسی که به تن دارند، آنجا را ترک کنند. دو تن از مدیران آن کارخانه تقطیر ده سال را در زندان سپری کردند. کارلوس نونز پرز، مالک «بانکو نونز» که دومین بانک جزیره با ۲۲ شعبه و ارزشی در حدود ۸ میلیون دلار بود، تنها پیشنهادی معادل ۱۰ هزار پزو دریافت کرد.

تا پایان سال ۱۹۶۰، کاستروئیسم ۹۵ درصد اقتصاد را تحت کنترل داشت. «اصلاحات شهری» در ۱۴ اکتبر، هر کسی را که بیش از یک خانه داشت، خلع ید کرد. «دومین اصلاحات ارضی» در سال ۱۹۶۳، سقف مالکیت مزارع خصوصی را به ۶۷ هکتار کاهش داد. رژیم در متن خودِ قانون ۸۹۰ نوشت که این شرکت‌ها «سیاستی مغایر با منافع انقلاب دنبال کرده بودند.» هیچ راهکار قانونی برای مقابله با این مصادره وجود نداشت. دودکش کارخانه‌ها و حروف تراشیده‌شده «باکاردی» در سانتیاگو، به عنوان سیاهه فهرستی از یک سرقت باقی ماند که هرگز غرامت آن پرداخت نشد.

آنچه ملی‌سازی نامیده شد، در واقع سلب مالکیت آشکار از کارخانه‌ها، کارخانه‌های تقطیر، بانک‌ها و کسب‌وکارهای کوبایی بود تا حزب بتواند آن‌ها را مدیریت کند؛ تا زمانی که همه را به ویرانی کشاند. کسانی که «ال‌کانتو»، برندهای نوشیدنی یا کارخانه‌ها را ساخته بودند، دیگر هرگز در سرزمین خود حتی آجری روی آجر نگذاشتند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

دربارهٔ ماجرای «میلی‌گلد»

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

اریک هونکر، جلاد دیوار مرگبار

اریک هونکر، متولد ۲۵ اوت ۱۹۱۲ در نوین‌کیرشنِ زارلند، از همان دوران جوانی به دلیل وفاداری مطلق به دستورات مسکو، در سلسله‌مراتب کمونیسم آلمان پله‌های ترقی را پیمود. در سال ۱۹۳۵، او به دلیل فعالیت‌های زیرزمینی توسط نازی‌ها دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد؛ دوره‌ای که بعدها از آن برای ترسیم چهره‌ای قهرمان و قربانی از خود استفاده کرد. با پایان جنگ و آزادی، او به‌سرعت در حزب اتحاد سوسیالیستی (SED) رشد کرد و در سال ۱۹۶۱، به چهره اصلیِ مسئولِ ساخت «دیوار برلین» تبدیل شد؛ استحکاماتی مرگبار که شهر را به دو نیم کرد و مرز را به میدان تیراندازی علیه مردم بدل ساخت.

از سال ۱۹۷۱ که به مقام دبیرکلیِ SED رسید و از ۱۹۷۶ که ریاست شورای دولتی را بر عهده گرفت، هونکر کنترل مطلق خود را بر آلمان شرقی تثبیت کرد. تحت فرمان او، شبکه جاسوسی «اشتازی» گسترش یافت و با نفوذ به خانه‌ها، کارخانه‌ها و حتی حریم خصوصی خانواده‌ها، هرگونه نشانه‌ای از نارضایتی را در نطفه خفه کرد. دستور شلیک به کسانی که قصد عبور به غرب را داشتند، تنها در بخش برلین به مرگ بیش از ۱۴۰ نفر منجر شد و صدها تن دیگر نیز در طول نوار مرزی داخلی جان خود را از دست دادند. در حالی که تبلیغات رسمی، توهمِ «بهشتِ کارگران» را می‌فروخت، واقعیتِ روزمره چیزی جز کمبود کالا، صف‌های بی‌پایان و ترسِ مداوم نبود.

هونکر و همسرش مارگوت (وزیر آموزش و پرورش)، در انزوایی پرزرق‌وبرق در مجتمع مسکونی «واندلیتس» زندگی می‌کردند؛ منطقه‌ای محصور با ویلاهای لوکس، فروشگاه‌های اختصاصی مملو از کالاهای غربی و امکاناتی که شهروندان عادی حتی تصورش را هم نمی‌کردند. آن‌ها آنجا، دور از مردمی که بهشان فرمانِ فداکاری‌های ابدی می‌دادند، زندگی می‌کردند. او همچنین پیوندهای نزدیکی با دیکتاتورهایی نظیر فیدل کاسترو داشت؛ کسی که چندین بار میزبان رسمی‌اش بود و با او در دفاعِ سرسختانه از سخت‌گیرانه‌ترین مدلِ استالینیستی اشتراک نظر داشت.

در دهه ۱۹۸۰، زمانی که میخائیل گورباچف تلاش کرد فضا را کمی باز کند، هونکر قاطعانه مخالفت کرد و اصلاحات را «خیانت» خواند. لجاجت او، آتشِ نارضایتی‌هایی را شعله‌ور کرد که در نهایت به تظاهرات گسترده سال ۱۹۸۹ انجامید. در ۱۸ اکتبر همان سال، او تحت فشارِ عمومی و فروپاشی قریب‌الوقوع نظام، مجبور به استعفا شد. پس از اتحاد آلمان، مقامات او را به دلیل مسئولیت مستقیمش در مرگِ افراد در مرزها، بازداشت و محاکمه کردند. محاکمه در سال ۱۹۹۲ آغاز شد، اما در سال ۱۹۹۳ به دلیل وضعیت جسمانی وخیمش آزاد شد تا بتواند به شیلی تبعید شود و نزد خانواده‌اش برود.

او ماه‌های پایانی عمرش را در آنجا سپری کرد و در ۲۹ مه ۱۹۹۴ درگذشت، بدون آنکه تاوان کامل جنایاتش را بدهد. پس از آن، بخش‌هایی از چپِ غربی کوشیدند تصویر او را تلطیف کنند و او را عملاً پیرمردی رنجور جلوه دهند که قربانیِ تاریخ شده است؛ تلاشی برای به سکوت واداشتنِ سرکوب‌های سیستماتیک و امتیازاتِ وقیحانه‌ای که دوران قدرت او را رقم زد. هونکر به شکلی عریان، دروغین بودنِ پروژه‌ای را برملا کرد که وعده برابری می‌دهد، اما تنها زندان، امتیازات ویژه برای رهبران، و رنج برای مردم به بار می‌آورد.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی ...

در ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۰، کمونیست‌ها ترونگ وان دانگ (Truong Van Dang)، کشاورز ۶۷ ساله‌ای را از لانگ تری (Long Tri) در استان لانگ آن (Long An) ویتنام ربودند. او را به یک «دادگاه خلق» بردند و به جرم... خرید زمین کشاورزی و خودداری از واگذاری آن به کشاورزی دیگر، به مرگ محکوم کردند.

......

در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۲، فعالان گزارش دادند که حملات و بمباران‌های بی‌هدفِ رژیم سوسیالیست بعثی سوریه، منجر به کشته شدن حدود ۱۵۰ نفر شده است که اکثر آنان غیرنظامی بودند و نیمی از این تلفات تنها در حومه دمشق رخ داده است.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی ...

در ۲۹ سپتامبر ۱۹۵۷، در تأسیساتی در نزدیکی «کیشتیم» در اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی، یک سیستم خنک‌کننده که فاقد نگهداریِ مناسب بود، از کار افتاد و یک مخزن پر از مواد رادیواکتیو منفجر شد. ۲۰۰ نفر جان باختند و صدها هزار نفر دیگر در معرض تابش قرار گرفتند. شوروی‌ها این واقعه را تا سال ۱۹۹۰ مخفی نگه داشتند.

......

در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۶، واحدی از شبه‌نظامیان مارکسیست «فارک» (FARC)، یک هدف غیرنظامی را رهگیری کردند و معلم مدرسه‌ای محلی به نام «آگوستو سزار پارخا لوپز» را در ایتوانگو، واقع در استان آنتیوکیا در کلمبیا، برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه، به صورت صحرایی اعدام کردند.

......

در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۲، فعالان گزارش دادند که بیش از ۱۲۰ نفر، که اکثریت قریب به اتفاق آنان غیرنظامی بودند، در حملات مداوم رژیم سوسیالیستی بعثی به پایگاه‌های مخالفان کشته شدند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

از دید یک چپ، اگر پول کافی برای مخارجش نداشته باشد، حتما مقصر افراد زیر هستند:

کارآفرین
سرمایه‌داری
سوداگران
تجار
بانکدارها
رانت‌خوارها
سرمایه‌گذاران
همسایه‌ای که استخر دارد
کسی که قهوه‌ی گران می‌خورد
کسی که کتانی برند می‌پوشد
کسی که دو تا آپارتمان دارد
کسی که به جای خرج کردن، پس‌انداز می‌کند
کسی که پول خودش را سرمایه‌گذاری می‌کند
کسی که ترفیع شغلی می‌گیرد
همکارِ پردرآمدتر
آن فامیلی که خانه به ارث برده
کسی که مغازه باز کرده
کسی که اجاره می‌گیرد
کسی که سهام می‌خرد
کسی که کامپیوتر گران‌قیمت دارد
کسی که کسب‌وکار راه انداخته
کسی که حقوق خوب می‌گیرد
کسی که در دانشگاه خصوصی درس خوانده
کسی که خانه می‌خرد تا آن را اجاره دهد
کسی که رئیسش را «استثمارگر» نمی‌داند

🧐 به عبارت دیگر، همه مقصرند، جز خودش با تمام بی‌کفایتی‌اش.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

اثر کبری: وقتی مشوق‌های دولتی به ضد خود تبدیل می‌شوند

وقتی دولت استعماری بریتانیا در هند تلاش کرد جمعیت مار کبری را کنترل کند، در نهایت با تعداد بیشتری مار نسبت به شروع کار مواجه شد.

آنچه رخ داد، به یکی از مشهورترین - و در عین حال مضحک‌ترین - درس‌های علم اقتصاد بدل شد و توضیح می‌دهد که چرا بسیاری از سیاست‌ها به این دلیل شکست می‌خورند که انگیزه‌ها را در محاسبات خود لحاظ نمی‌کنند.

در تلاشی برای کاهش تعداد مارهای سمی کبری در دهلی، مقامات برای هر مار کبری که کشته و تحویل داده می‌شد، پاداشی تعیین کردند. در ابتدا، به نظر می‌رسید که این سیاست کارساز است: مارهای مرده آورده می‌شدند و پاداش‌ها پرداخت می‌شد. اما کارآفرینان محلی خیلی زود فهمیدند که می‌توان به راحتی از این راه پول درآورد. آن‌ها شروع به پرورش اختصاصی مارهای کبری کردند تا آن‌ها را بکشند و جایزه بگیرند. وقتی دولت متوجه این ترفند شد و برنامه را لغو کرد، پرورش‌دهندگان با هزاران مار که دیگر ارزشی نداشتند، تنها ماندند. آن‌ها به جای اینکه همچنان به این مارها غذا بدهند، به سادگی همه را در طبیعت رها کردند.

جمعیت مارها که به طور موقت کاهش یافته بود، در نهایت از آنچه پیش از اجرای طرح پاداش بود، بزرگ‌تر شد. این ماجرا به «اثر کبری» معروف شد؛ یک نمونه‌ی کلاسیک از «انگیزه‌های وارونه». دولت با ایجاد پاداش مالی برای مار مرده، ناخواسته بازاری برای مار زنده ایجاد کرده بود. این سیاست در نظر نگرفته بود که مردم چگونه به انگیزه‌ای که ایجاد کرده است، واکنش نشان خواهند داد.

این الگو هر زمان که دولت‌ها سعی می‌کنند با پاداش یا تنبیهات خام، بدون درک نحوه‌ی انطباق افراد و بدون در نظر گرفتن پیامدهای ثانویه و ثالثیِ سیاست‌هایشان، مهندسیِ خروجی کنند، تکرار می‌شود. وقتی سیاست‌گذاری، نبوغ انسانی و منفعت‌طلبی شخصی را نادیده می‌گیرد، اغلب نتیجه‌ای دقیقاً برعکسِ آنچه قصدش را داشته، به بار می‌آورد.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

زمان تمرکززدایی فرا رسیده است!

تمرکززدایی تنها ساختار سیاسی است که در عمل دولت را مهار و منضبط می‌کند؛ نظام کانتونی سوئیس با ۷۰۰ سال تجربه، گواه این مدعاست.

بیست‌وشش کانتون برای جذب شهروندان و کسب‌وکارها با یکدیگر رقابت می‌کنند. شیوه اداره «آپنتسل اینرهودن» با «زوریخ» فرق دارد و زوریخ هم سازوکاری متفاوت از «ژنو» دارد. وقتی بازل مالیات‌ها را از حد تحمل مهندسان و کارآفرینانش فراتر می‌برد، آن‌ها باروبندیل می‌بندند و به «زوگ» کوچ می‌کنند؛ کانتونی که نرخ مالیات شرکتی خود را زیر ۱۲ درصد نگه داشته است. نتیجه؟ بازل درآمدهایش را می‌بازد؛ درسی که نیاز به توضیح اضافه ندارد.

مسئله اصلی، تمرکزگرایی است. هر بار که یک نهاد فدرال تصمیمی را که پیش‌تر در اختیار کانتون‌ها بود می‌بلعد، «علامت‌دهی قیمتی» از بین می‌رود، امکان «آزمون و خطا» می‌سوزد، و «حق خروج» سلب می‌شود. بروکسل در سراسر اتحادیه اروپا همین سازوکار را سرکوب می‌کند؛ به همین دلیل است که کشاورزان فرانسوی و صنعتگران آلمانی، هر دو بر سر یک بوروکراسیِ ناشنوا فریاد می‌کشند، بی‌آنکه راه فراری داشته باشند.

رقابت میان دولت‌ها، لویاتانِ قدرت را دقیقاً همان‌گونه مهار می‌کند که رقابت میان بنگاه‌ها مانع از قیمت‌گذاری انحصاری می‌شود. این رقابت را حذف کنید تا ببینید دولت‌ها دقیقاً کاری را می‌کنند که هر انحصارگری انجام می‌دهد: دوشیدن حداکثری رعایای به دام افتاده، در ازای ارائه کمترین خدمات ممکن.

نظام کانتونی کار می‌کند چون قدرت را در نزدیکی همان کسانی نگه می‌دارد که هزینه‌اش را تأمین می‌کنند، و اگر کار بالا گرفت، راه گریزی برایشان باز می‌گذارد.

قدرت و مسئولیت را از چنگال بوروکرات‌هایی که هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر نشسته‌اند بیرون بکشید؛ آن را در چارچوب بخش‌هایی مهارپذیر، محلی کنید، و آن‌گاه نظاره‌گر شکوفایی منطقه‌تان باشید.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

📕 کتاب

آشوب برنامه‌ریزی شده

👤 نویسنده: لودویگ فون میزس

«مسئله همواره یکسان است: دولت یا بازار. راه‌حل سومی وجود ندارد»



📌 ترجمه فارسی: پوریا فرج‌پور


- گفتار مقدماتی

۱. شکست مداخله‌گرایی

۲.خصلت دیکتاتوری، ضددموکراتیک و سوسیالیستیِ مداخله‌گرایی

۳. سوسیالیسم و کمونیسم

۴.تجاوزگری روس‌ها

۵. ارتداد تروتسکی

۶.رهایی شیاطین

۷. فاشیسم

۸.نازیسم

۹. تجربه شوروی

۱۰. اجتناب‌ناپذیری ادعایی سوسیالیسم


◽️@utfinance◽️

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی ...

در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، رژیم سوسیالیستی بعث عراق به خرمشهر در ایران حمله کرد. پس از هفته‌ها گلوله‌باران و نبرد، شهر به ویرانه‌ای بدل شد. در پی آن، عراقی‌ها مرتکب جنایات جنگی متعددی شدند، از جمله غارت و تجاوز به زنان ایرانی.

…...

در ۲۲ سپتامبر ۱۹۳۹، تقریباً یک ماه پس از امضای پیمان مولوتف-ریبنتروپ، نازی‌ها و شوروی‌ها برای جشن گرفتن فتح مشترک لهستان، رژه نظامی مشترکی در برست-لیتوفسک برگزار کردند.

…...

در ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۸، مقامات کمونیست چین در «رویجین» جلسه‌ای برگزار کردند و اعضای کمون‌ها و شبه‌نظامیان را با دستور حمله به «دشمنان طبقاتی» آزاد گذاشتند. در این رویداد، بیش از ۵۰۰۰ نفر با شلیک گلوله یا به شیوه‌های وحشیانه‌تری همچون سنگسار، ضربات چاقو و ضرب و شتم کشته شدند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

📚 معرفی کتاب

«نظریه آشوب»

👤 رابرت مورفی

✍️ ترجمه: مهران خسروزاده

📌 سفارش از سایت نشر آماره:
https://nashreamareh.ir/product/economics/international/ashoob/


◽️@UTfinance◽️

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی در ...

۲۰ سپتامبر ۱۹۵۱، نخستین مرحله از «عملیات اوسن»، که یکی از کارزارهای متعدد «کولاک‌زدایی» بود، آغاز شد؛ زمانی که شوروی حدود ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ لیتوانیایی را به استان ایرکوتسک در سیبری تبعید کرد. بیشتر این افراد، خویشاوندان دگراندیشان بودند یا از پیوستن به مزارع اشتراکی سر باز زده بودند.

......

۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱، سازمان ملل متحد گزارش داد که رژیم سوسیالیستی بعث سوریه از مارس همان سال، ۲۷۰۰ نفر، از جمله ۱۰۰ کودک را به قتل رسانده است. این گزارش مواردی از اعدام‌های صحرایی، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و ناپدیدسازی‌های قهری را مستند کرده بود.

......

۲۰ سپتامبر ۲۰۰۴، شی تائو، روزنامه‌نگار، نویسنده و شاعر چینی، توسط نیروهای امنیتی دولتی در چانگشا در استان هونان بازداشت شد. او به اتهام «ارائه غیرقانونی اسرار دولتی به خارج» به ده سال زندان محکوم شد؛ جرم او استفاده از یک حساب ایمیل شخصی برای ارسال یادداشت‌هایی به یک وب‌سایت حامی دموکراسی در خارج از کشور، درباره سانسور رژیم در پانزدهمین سالگرد کشتار میدان تیان‌آن‌من بود.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

در بازار آزاد، نه رنگ پوست افراد اهمیتی دارد و نه دین و مذهبشان؛ تنها چیزی که مهم است این است که آیا می‌توانند چیزی تولید کنند که تو بخواهی بخری یا نه. این کارآمدترین سیستمی است که تا به حال کشف کرده‌ایم تا کسانی را که از هم نفرت دارند، وادار کنیم با یکدیگر معامله کنند و به هم یاری برسانند.

میلتون فریدمن

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

شاید بدیهی به نظر برسد، اما باورتان بشود یا نه، این موضوعات در کله‌ی چپ‌گرایان فرو نمی‌رود:

۱. فقر با چاپ پولِ بیشتر از بین نمی‌رود.
۲. بیکاری با ممنوع کردنِ اخراجِ کارکنان حل نمی‌شود.
۳. تورم با سرکوبِ قیمت‌ها ریشه‌کن نمی‌شود.
۴. کمبودِ کالا با اعلامِ رایگان بودنِ همه‌چیز، جبران نمی‌شود.
۵. تولید با دستور دادن به مردم برای «بیشتر تولید کنید» افزایش نمی‌یابد.
۶. رفاه با بازتوزیعِ آنچه موجود است، ایجاد نمی‌شود.
۷. مالیات‌ها «مشارکت» نیستند؛ آن‌ها دزدی‌اند.
۸. مسکن با ممنوعیتِ افزایشِ اجاره‌بها، در دسترس‌تر نمی‌شود.
۹. غذا با تعیینِ دستوریِ قیمت، فراهم نمی‌شود.
۱۰. دستمزدها فقط به این خاطر که دولت عددِ بزرگ‌تری را روی کاغذ می‌نویسد، بالا نمی‌روند.
۱۱. مدارا با سانسورِ افرادِ نابردبار تحمیل نمی‌شود.
۱۲. برابری در برابر قانون، مستلزمِ این نیست که همه داراییِ یکسانی داشته باشند.
۱۳. مصرف را نمی‌توان با نابود کردنِ پس‌اندازها برای همیشه زنده نگه داشت.
۱۴. کسری بودجه، صرفاً چون با بدهی تامین مالی شده، ناپدید نمی‌شود.
۱۵. امتیاز و رانت، صرفاً چون نامش را «عدالت اجتماعی» بگذارید، از ماهیتِ امتیاز (ویژه‌خواری) بودن خارج نمی‌شود.

کله‌هایشان آن‌قدر سفت است که حتی ابتدایی‌ترین مسائل هم در آن فرو نمی‌رود.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

در چهارچوب اقتصاد بازار مفهوم رقابت البته به معنی تعارض خصمانه بر سر منافع ناسازگار نیست. اگر چه گاه ممکن است رقابت موجب تحریک احساس نفرت و کینه‌ورزی همراه با قصد آسیب به دیگران شود که همین روانشناسان را در تشخیص تمایز میان مفهوم رقابت و تخاصم دچار مشکل می‌کند. اما پراکسیولوژیست باید این تمایزها را تشخیص داده و در تفکیک میان تخاصم و رقابت دچار سردرگمی نشود. هدف رقبا تعالی و برتری، در به انجام رساندن عملکردهایشان در یک نظام رقابتی متقابل است و کارکرد چنین رقابتی اختصاص دادن جایگاه افراد در نظام اجتماعی بر پایهٔ خدمت به کل جامعه به بهترین نحو ممکن است که همهٔ اعضا را در بر گیرد. این روش انتخاب بهترین افراد برای اجرای امور است و در چنین اجتماعیِ انواع مختلف انتخاب برای انسان‌ها وجود دارد. اما آنجا که اختصاص موقیت‌های اجتماعی نه بر اساس رقابت بلکه بر اساس تصمیم یک دیکتاتور صورت می‌گیرد افراد دیگر در پی عرضه‌ی توانایی‌ها و خلاقیت‌های‌شان برای کمک به دیکتاتور تصمیم‌گیرنده نخواهند بود (چراکه در تعیین جایگاه خود هیچ نقشی نداشته و ندارند و همین موجب انگیزه‌زدایی در آنان خواهد شد. مترجم) و البته چنین اجتماعی رقابتی نخواهد بود.
در نهایت ما بایستی از مفهوم اصطلاح‌شناسی بر این مهم تاکید کنیم که مفهوم رقابت متقابل با نابودی متقابل که در بستر تحلیل نظامی کاربرد دارد متمایز است. رقابت متقابل یک اصطلاح اجتماعی است که اصطلاحات نظامی نمی‌تواند مناسب با آن باشد چنانکه تعبیر فتح بازار (به عنوان اصطلاح نظامی) تصویری گویا از رقابت متقابل در بازار عرضه نمی‌کند. اینکه یک شرکت تولیدی بتواند محصولات بهتر و ارزان‌تری در بازار نسبت به رقبایش عرضه کند با مفهوم (فتح) سنخیتی ندارد و این امر تنها از منظر استراتژی تجارت و کسب‌وکار قابل فهم خواهد بود.

بریده‌ای از کتاب کنش انسانی؛ اثر فون میزس؛ ترجمه‌ی سلیمان عبدی؛ ص ۲۰۲

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

⚜️فرانک.ای. فِتِر (۱۸۶۳-۱۹۴۹): شخصیت بزرگی که به فراموشی سپرده شده است⚜️

نویسنده: جفری هربنر*
برگردان به پارسی: محمد سرافراز

«هر تئوری در نهایت بایستی دو آزمون را پشت سر بگذارد: اول، سازگاری درونی و دوم، سازگاری با واقعیت».
مقدمه
در دورۀ مابین بنیان­‌گذاران مکتب اتریشی (منگر، بوهم باورک و وایزر) و نسل بعدی آن (به رهبری میزس و هایک)، فرانک آلبرت فِتِر پرچم­‌دار سنّت اتریشی بود. رسالۀ او در سال ۱۹۰۴ (اصول علم اقتصاد) تئوری عمومی اقتصادی در چارچوب سنّت اتریشی معرفی کرد که تا زمان انتشار رسالۀ لودویگ فون میزس (Nationaloekonomie)، بی­‌نظیر بود.
با این حال، فرانک فِتِر، اتریشیِ اهل آمریکایی بود که مدّت‌­ها قبل از مهاجرت بین دو جنگ از اتریش، به سبب نقش و مشارکتی که در سنّت اتریشی داشت، نادیده گرفته شد.


🔶@IIFOM_CO

🌐 https://iifom.com/eco63/

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

در نظام سرمایه‌داری، همه به شکلی چشمگیر از ثروت سرمایه‌داران منتفع می‌شوند؛ چراکه این ثروت در مسیر تولید کالاها و خدماتی سرمایه‌گذاری می‌شود که مردم می‌خرند.

به‌عنوان نمونه، وقتی فردی یک خودرو می‌خرد، در واقع دارد از تمام ثروت انباشته‌ای که سرمایه‌داران در خطوط تولید خودرو تزریق کرده‌اند بهره می‌برد—و نه فقط خودروسازی، بلکه از ثروتی که در کارخانه‌های فولاد، معادن سنگ‌آهن، و تمامی بخش‌هایی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم برای ساخت آن خودرو لازم بوده‌اند نیز استفاده می‌کند؛ زنجیره‌ای که حتی میدان‌های نفتی و نیروگاه‌های برق را هم در بر می‌گیرد.

در سرمایه‌داری، نفع شخصی تک‌تک افراد در این است که دیگران تا جای ممکن ثروتمندتر شوند؛ زیرا هرچه ثروت آن‌ها بیشتر باشد، به عرضه کالاهای بیشتر، متنوع‌تر و باکیفیت‌تر در بازار می‌انجامد. از همین رو، وجود میلیاردرها در نهایت به نفع و در خدمت منافع همگان است.

جورج رایزمن

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

در اول اکتبر ۱۹۴۹، مائو تسه‎‌تونگ تأسیس جمهوری خلق چین را اعلام کرد. پس از آن چه رخ داد؟

رژیم کمونیستی مجموعه‌ای از «اصلاحات» فرهنگی، اقتصادی و کشاورزی را به اجرا گذاشت که به سرکوب گسترده، قحطی و مرگ‌ومیر انجامید. پژوهشگران برآورد می‌کنند که دست‌کم ۶۵ میلیون نفر بر اثر این سیاست‌های ناکام کمونیستی جان باختند.
کمونیسم یعنی همین.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

ده اصل اقتصاد بازار 📜

۱️⃣ مالکیت خصوصی (Property): افراد حق دارند آنچه متعلق به آن‌هاست را تملک کنند، به کار بگیرند و مبادله نمایند.

۲️⃣ مبادله داوطلبانه (Voluntary Exchange): تجارت بر پایه توافق متقابل شکل می‌گیرد، نه اجبار.

۳️⃣ قیمت‌ها (Prices): قیمت‌ها حامل اطلاعات حیاتی درباره کمیابی، تقاضا و ارزش هستند.

۴️⃣ رقابت (Competition): فضای رقابتی، نوآوری، کاهش هزینه‌ها و بهبود کیفیت کالاها را تشویق می‌کند.

۵️⃣ سود و زیان (Profit and Loss): موفقیت پاداش می‌گیرد و اشتباهات پیامد و هزینه در پی دارند.

۶️⃣ کارآفرینی (Enterprise): افراد در ایجاد کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری و پذیرش ریسک آزادند.

۷️⃣ پول سالم (Sound Money): پولِ باثبات، امکان پس‌انداز، محاسبه اقتصادی و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت را فراهم می‌کند.

۸️⃣ حاکمیت قانون (Rule of Law): قراردادها اجرا می‌شوند و حقوقِ آحاد جامعه به شکلی برابر محافظت می‌گردد.

۹️⃣ بازارهای باز (Open Markets): گردش آزاد کالا، خدمات، سرمایه و ایده‌ها، رفاه را گسترش می‌دهد.

🔟 مسئولیت‌پذیری (Responsibility): آزادی در حیات اقتصادی، در گروِ صداقت، اعتماد و مسئولیت‌پذیری فردی است.

بازارها بر پایه آزادی، قانون، مالکیت، اعتماد و حکمرانی باثبات بنا می‌شوند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

ژنتیک مارکسیستی

اتحاد جماهیر شوروی زمانی سعی کرد علم ژنتیک را از میان بردارد.

تروفیم لیسنکو، بذرشناس کم‌سوادی که با وعده‌ی افزایش معجزه‌آسای محصولات کشاورزی به قدرت رسید (دقیقاً همان چیزی که رژیم در پی‌اش بود)، دهه‌ها تحقیق ژنتیکی تثبیت‌شده را به عنوان «شبه‌علم بورژوایی» رد کرد. او در عوض، این ایده را ترویج داد که ویژگی‌های اکتسابیِ یک جاندار در طول عمرش، می‌تواند به فرزندانش منتقل شود. به عقیده لیسنکو، اگر گندم «آموزش» می‌دید که در شرایط سرد زنده بماند، نسل‌های آینده‌ی آن، این مقاومت را به ارث می‌بردند.

با حمایت پرشور استالین، دیدگاه‌های لیسنکو به دکترین رسمی دولت تبدیل شد. ژنتیک در دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی ممنوع گشت. دانشمندان برجسته‌ای که از علم سنتی دفاع می‌کردند، محکوم، بازداشت و حتی اعدام شدند. برجسته‌ترین قربانی، نیکلای واویلف بود؛ یکی از بزرگترین ژنتیک‌دانان و به‌نژادگران گیاهی جهان که در سال ۱۹۴۳ در زندان شوروی بر اثر گرسنگی جان باخت.

روش‌های لیسنکو در سراسر کشاورزی شوروی با نتایج فاجعه‌باری به کار گرفته شد. تکنیک‌های او بارها در تحقق وعده‌های افزایش محصول شکست خورد و به کمبودهای مزمن مواد غذایی دامن زد. اما از آنجا که نظریات او با ایدئولوژی مارکسیستی همسو بود—ایدئولوژی‌ای که بر قدرت محیط تأکید داشت و مفاهیم «بورژواییِ» وراثتِ ثابت را رد می‌کرد—این نظریات از گزند انتقاد مصون ماندند.

این صرفاً نمونه‌ای از «علمِ بد» نبود؛ بلکه پروژه‌ای سیاسی و عامدانه بود که در آن دولت تلاش می‌کرد واقعیت بیولوژیکی را تابع الزامات ایدئولوژیک کند. هرگاه شواهد تجربی با جهان‌بینی رژیم تضاد پیدا می‌کرد، آن شواهد سرکوب شده و مدافعانش مجازات می‌شدند.
امروز نیز تکرار همین سناریو را می‌بینیم: جریان‌های سیاسی نهادها را وادار می‌کنند ادعاهای مناقشه‌برانگیز زیست‌شناختی—به‌ویژه پیرامون جنس و جنسیت—را بپذیرند، حتی وقتی آشکارا با اصول مسلم ژنتیک، غده‌شناسی و زیست‌شناسی تکاملی در تعارض‌اند. هر زمان که ایدئولوژی بخواهد بر حقیقت علمی حکم براند، ثمره‌ای جز تباهی علم و انحراف سیاست عمومی نخواهد داشت.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی، در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲، فعالان گزارش دادند که بر اثر تداوم بمباران‌ها و حملات رژیم سوسیالیست بعث در شهرهای مختلف سوریه، بیش از ۱۳۰ نفر کشته شده‌اند که اکثر آنان غیرنظامی بوده‌اند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

در ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۱، بیش از ۵۰ هزار معترض در سراسر سوریه به خیابان‌ها آمدند. واکنش نیروهای امنیتی رژیم سوسیالیستی بعث به این اعتراضات، منجر به کشته شدن ۱۲ معترض شد؛ از جمله دختر ۱۸ ساله‌ای که پیش از مرگ، شکنجه و مثله شده بود.
...
در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۳، راحله داوود، پژوهشگر برجسته اویغور و متخصص فرهنگ عامه و سنت‌های اویغوری، شش سال پس از ناپدید شدنش، توسط دادگاهی در چین و پس از محاکمه‌ای که به صورت غیرعلنی برگزار شد، به اتهام «به خطر انداختن امنیت ملی» به حبس ابد محکوم شد.
...
در ۲۳ سپتامبر ۱۹۶۷، کشتاری در شهر یانگ‌چون چین آغاز شد؛ این اتفاق پس از آن رخ داد که مقامات محلی دستور کارزاری علیه «ضد انقلابیون» را صادر کردند. در این واقعه بیش از ۲۵۰۰ نفر کشته شدند. شیوه‌های قتل شامل تیراندازی، ضرب و شتم، غرق کردن، چاقوکشی، سنگسار و سوزاندن زنده زنده بود.
...
در ۲۳ سپتامبر ۱۹۸۳، پس از سوءقصد به جان منگیستو هایله ماریام، رهبر رژیم سوسیالیستی «درگ» در اتیوپی، «وحشت سرخ» به دستور او آغاز شد. هزاران نفر دستگیر و اعدام شدند. سازمان عفو بین‌الملل تخمین می‌زند که شمار کشته‌شدگان به ۵۰۰ هزار نفر رسیده است.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

هواداران سوسیالیسم… خود را لیبرال می‌نامند، اما قصدشان برانداختن آزادی است. خود را دموکرات می‌خوانند، اما تشنه‌ی دیکتاتوری‌اند. خود را انقلابی می‌دانند، اما می‌خواهند دولت را به قدرتی مطلق بدل کنند.
آن‌ها وعده‌ی مواهبِ باغ عدن را می‌دهند، اما نقشه‌شان این است که دنیا را به یک اداره‌ی پستِ عظیم تبدیل کنند؛ جایی که در آن، تک‌تکِ آدم‌ها، جز یک نفر، کارمندانِ دون‌پایه‌ی یک دیوان‌سالاریِ بی‌روح باشند.

لودویگ فون میزس

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

شنیده‌اید که خوآن پرون اقتصاد آرژانتین را به خاک سیاه نشاند، اما در واقعیت چه رخ داد؟

پرون در مارس ۱۹۴۶ بانک مرکزی آرژانتین را ملی اعلام کرد و اختیار قیمت‌گذاری بر صادرات گوشت گاو و گندم را به یک آژانس دولتی به نام «ای‌آپی» (IAPI) سپرد. همین یک حرکت، گلوی دو صنعتی را فشرد که شکم کشور را سیر می‌کردند.

آژانس «ای‌آپی» غلات را با قیمت‌های دستوریِ خودش از کشاورزان می‌خرید و سپس همان غلات را به قیمت واقعی در بازارهای جهانی می‌فروخت و این مابه‌التفاوت را به جیب می‌زد. در تمام سال‌های پایانیِ دهه ۱۹۴۰، کشاورزان تقریباً نصف قیمت بین‌المللی گندم را دریافت می‌کردند. واکنش آن‌ها تنها راه عقلانیِ ممکن بود: کمتر کاشتند. دامداران نیز با انگیزه‌های اقتصادیِ مشابهی مواجه شدند و گله‌های خود را کاهش دادند. در نتیجه، صادرات گوشت گاو آرژانتین از ۴۰۰ هزار تُن در سال ۱۹۴۶ به کمتر از ۲۰۰ هزار تُن در سال ۱۹۵۲ سقوط کرد.

ملی‌سازی بانک مرکزی به این معنا بود که پرون تخصیص اعتبارات بانکی را مستقیماً زیر سلطه گرفت. او سیل وام‌های ارزان‌قیمت را روانهٔ بخش صنعت کرد، در حالی که بخش کشاورزی از فرط بی‌پولی و نبودِ سرمایه تلف می‌شد. ذخایر ارزی که پیش از سال ۱۹۴۶ انباشته شده بود، تا سال ۱۹۵۲ دود شد و به هوا رفت.

«سیگنال قیمت» تنها ابزاری است که یک اقتصاد برای انتقال هم‌زمان مفاهیم کمیابی و فرصت به میلیون‌ها تولیدکننده در اختیار دارد. اگر این سیگنال را در دو بخش از مولدترین بخش‌های خود سرکوب کنید، تولید فرومی‌پاشد.

تا سال ۱۹۵۵، زمانی که ارتش پرون را از قدرت خلع کرد، سهم آرژانتین از تجارت جهانی گندم از جایگاهی مسلط به حضوری عملاً بی‌اهمیت سقوط کرده بود. کشوری که روزگاری اروپا را سیر می‌کرد، زوال کشاورزی خود را با دست خویش و از طریق سیاست‌های سوسیالیستیِ عامدانه‌ای مهندسی کرد که از کمترین سواد اقتصادی بی‌بهره بودند.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

یک بحثی هم پیش اومده در مورد اینکه اقتصاد اتریشی علم نیست چون فاقد ابطال پذیریه.
اولم باید در جواب کسانی که این سوال پیش اومده براشون بگم که چیستی علم و اینکه چه چیزی علمه و چه چیزی علم نیست در درون علم نمیشه بهش رسید.
این بحث رو باید در فلسفه علم بررسیش کرد. که خب در این مورد ما نظرات متفاوتی داریم. از فایرابند بگیر تا کوهن و پوپر و سایرین.
در مورد ابطال پذیری پوپر هم این سیستم در علوم طبیعی کاربرد داره و خب دلیل اینکه این چارچوب رو به علوم انسانی هم تسری میدن نتیجه اقدامات پوزیتیویست هاست که فکر میکنن هر علمی لاجرم باید منطبق با علوم طبیعی مثل فیزیک باشه.
روش شناسی علوم انسانی با علوم طبیعی متفاوته.
در علوم طبیعی ما پیرامون رو مشاهده میکنیم و لازمه مشاهده هم تجربه اس اما در علوم انسانی ما درون نگری داریم و این درون نگری الزاما نیازمند متوسل شدن به تجربه نیست. به عبارتی یعنی صحت و سقم گزاره ها در علوم طبیعی لاجرم به آزمون و خطا وابسته است اما در علوم انسانی اینطور نیست چون ما خودمون موضوع مطالعه در این علوم هستیم.
پس علم میتونه به دو دسته تقسیم بشه.
علوم تجربی و استقرایی.
علوم قیاسی و بدیهی.
ریاضیات، اصول منطق و ... این ها علم هستند اما شامل معیار ابطال پذیری نمیشن چون جز علوم تجربی و استقرایی نیستند بلکه در دسته علوم قیاسی و بدیهی قرار دارند.
این در مورد پراکسیولوژی یا علم کنش شناسی و به طبعش علم اقتصاد هم صادقه.
علم اقتصاد، علم تجربی استقرایی نیست بلکه علم قیاسی بدیهی هستش.
قوانینی مثل قانون بازدهی نزولی، مطلوبیت ذهنی، قانون مشارکت ریکاردو، قانون سی، هزینه فرصت، قانون گرشام، برابری ریکاردویی، منطق کنترل قیمت، قانون گودهارت، قضیه کوز و ... همه این ها قوانینی هستند که صدق جهان شمولی دارند و خب علمی هم هستند.
آیا ریاضیات علم نیست؟ اگر هست ۲+۵=۷ آیا ابطال میشه؟ یا ۵=۵ چطور؟
پس چرا به ریاضیات شبه علم نمیگیم؟
اقتصاد هم دقیقا همین طوره.
علاوه بر تمام این گفته ها خود چارچوب ابطال پذیری آیا شامل ابطال پذیری میشه یا خیر؟ اگر ملاک ابطال پذیری باشه و ابطال پذیری ابطال بشه پس ملاک خوبی واسه تشخیص علم از شبه علم نیست.
اگر ابطال پذیری ابطال نمیشه پس ابطال پذیری هم به عبارتی مبتنی بر گفته های دوستان شبه علمه.
آیا عقلانیه با یک شبه علم، علم رو از شبه علم جدا کنیم؟
ابطال پذیری جناب پوپر در حیطه علوم تجربی بسیار درست و به جاست اما در حیطه علوم انسانی کاری از پیش نمیبره.
حتی در حیطه تاریخ علم اقتصاد هم اثری از ابطال پذیری و روند رو به رشد علم اقتصاد وجود نداره طوری که روتبارد در این زمینه از کوهن کمک میگیره برای توضیح فراز و فرود تاریخ علم اقتصاد.
میزس هم نقد های فراوانی در این باره داره که روش شناسی علوم انسانی با علوم تجربی متفاوته. اتم علوم انسانی ما انسان ها هستیم و ما برای پی بردن به برخی مسائل اصلا نیازی به آزمون و خطا و رجوع به تجربه نداریم با یک نگاه به درون خودمون میفهمیم مسائلی هستند که همواره صادق و بدیهی اند و هیچ راه فراری ازشون نیست.
زیر بنا علم اقتصاد هم همین مسائل بدیهی هستند.

@TribooNAzaaaD

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

آلمان در سال ۱۹۴۸ نظام کنترل قیمت‌ها را کنار گذاشت و نظاره‌گر آن شد که چگونه اقتصادش ظرف هجده ماه از خاکستر خود برخاست.

لودویگ اِرهارد این کار را یک‌جانبه و به تنهایی انجام داد. در ۲۰ ژوئن ۱۹۴۸، او کنترل‌های قیمت و دستمزد به‌جامانده از دوران نازی‌ها—که نیروهای اشغالگر متفقین همچنان حفظش کرده بودند—را لغو کرد؛ سپس پشت رادیو رفت و پیش از آنکه کسی بتواند جلویش را بگیرد، آنچه را انجام داده بود به گوش مردم آلمان رساند. مقامات اشغالگر آمریکایی خشمگین شدند. ژنرال لوسیوس کلی خواستار توضیح شد. ارهارد به او گفت که او کنترل‌ها را «اصلاح» نکرده، بلکه آنها را «ملغی» کرده است.

نتایج بی‌درنگ ظاهر شد. ظرف چند روز، کالاها دوباره در قفسه مغازه‌ها نمایان شدند. آلمانی‌هایی که هر داراییِ ملموس و باارزشی را احتکار می‌کردند، دوباره دست به معامله زدند؛ چراکه با اصلاح پولی و آزادسازی قیمت‌ها، نگه‌داشتن مارک برای نخستین بار پس از سال‌ها توجیه‌پذیر و عقلانی شده بود. تولید صنعتی ظرف شش ماهِ پس از این اصلاحات، ۵۰ درصد جهش کرد.

شخصیت شرور این ماجرا «کنترل قیمت‌ها» است؛ و البته اقتصاددانان و بوروکرات‌هایی که اصرار دارند این دستکاری‌ها به‌جای تولید هرج‌ومرج، آن را مهار می‌کند. کنترل قیمت به تولیدکننده فرمان می‌دهد که دست از تولید بکشد، و به مصرف‌کننده پیام می‌دهد که احتکار کند. بدون استثنا و هر بار. بازار سیاه آلمان پس از جنگ گواه این مدعا بود: در حالی که اقتصاد رسمی از کمبود تلف می‌شد، این اقتصاد غیررسمی و غیرقانونی بود که شکم مردم را سیر می‌کرد. کاری که ارهارد کرد صرفاً این بود که با آزادسازی قیمت‌ها، دست‌وبال همان بازار سیاه را باز و آن را آزاد کرد.

چه بدانید و چه ندانید، شما نیز از این برهه تاریخی منتفع هستید؛ زیرا این ماجرا پرونده یک بحث تجربی را بست که مداخله‌گرایان از آن زمان تاکنون مدام در پی نبش‌قبر آن بوده‌اند. سازوکار قیمت‌های آزاد، تولید را بدون نیاز به یک برنامه‌ریز مرکزی هماهنگ می‌کند. اگر سرکوبشان کنید، نصیبتان قفسه‌های خالی و صف‌های طویل خواهد بود. آلمانِ ۱۹۴۶ هر دوی این‌ها را داشت؛ آلمانِ اواخر ۱۹۴۸ هیچ‌کدام را.

آنچه به‌اصطلاح «معجزه اقتصادی» (Wirtschaftswunder) خوانده شد، معجزه نبود؛ ارهارد صرفاً همان منطق بنیادین اقتصادی را پیاده کرد که فریدریش هایک پیش‌تر در سال ۱۹۴۵ در رساله «کاربرد دانش در جامعه» صورتبندی کرده بود. هیچ مرجع مرکزی‌ای به آن داده‌های پراکنده، محلی و مدام متغیری که قیمت‌ها در خود فشرده و مخابره می‌کنند، دسترسی ندارد. بوروکرات‌هایی که می‌کوشند «قیمت درست» تعیین کنند، صرفاً ناکارآمد نیستند؛ بلکه از نظر معرفت‌شناختی از عهده این کار ناتوان‌اند. هایک استدلال نظری را پی ریخت، و سپس ارهارد این آزمایش را روی ملتی گرسنه اجرا کرد و درستی‌اش را به اثبات رساند.

آلمان غربی در طول دهه ۱۹۵۰ سالانه حدود ۸ درصد رشد کرد. در آن سو، آلمان شرقی که با همان بافت جمعیتی و زیرساخت صنعتی مشابهِ پیش از جنگ، برنامه‌ریزی متمرکز شوروی را پیش می‌برد، دچار رکود شد و در نهایت دیواری بنا کرد تا مانع از فرار شهروندانش شود. این مقایسه، شفاف‌ترین و دست‌نخورده‌ترین «آزمایشِ کنترل‌شده‌ای» است که اقتصاد سیاسی تا به حال به چشم خود دیده: یک ملت واحد با تاریخی یکسان، اما با نهادهایی بنیاداً متفاوت.

درس ماجرا روشن است: شکوفایی و رفاه از دل حقوق مالکیت امن، پول باثبات و مبادله داوطلبانه سرچشمه می‌گیرد. ارهارد هر سه این‌ها را در یک نیمروز به مردم آلمان غربی هدیه داد.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی ...

در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۷، شورشیان کمونیست ارتش نوین خلق (NPA) در فیلیپین به مدرسه‌ای در کاوایان، شهرستانی در منطقه بیکول، از راه دور شلیک کردند. در این حمله، یک پسر ۱۵ ساله به نام وینسنت پکیرو کشته شد.

......

در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۲، بیش از ۱۵۰ نفر، عمدتاً در دمشق و حلب، در ادامه حملات رژیم سوسیالیستی بعثی در سوریه کشته شدند. تقریباً تمامی قربانیان غیرنظامی بودند.

......

در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۱، چهار معترض در سراسر سوریه توسط نیروهای امنیتی رژیم سوسیالیستی بعثی، که به سرکوب اعتراضات ادامه می‌دادند، کشته شدند. یکی از جان‌باختگان کودکی ۱۱ ساله بود که از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بود.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

چنین روزی در، ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۹، بوریس یلتسین از یک فروشگاه مواد غذایی در تگزاس بازدید کرد و از کیفیت و تنوع محصولات آن شگفت‌زده شد. او بعدها درباره اتحاد جماهیر شوروی گفت: «فکر می‌کنم ما با پایین نگه داشتن سطح زندگی مردم‌مان در مقایسه‌ای چنین فاحش با آمریکایی‌ها، در حق آن‌ها جنایت کرده‌ایم.»
کمونیسم یعنی همین.

@austro_libertarian

Читать полностью…

AUSTRO LIBERTARIAN

پدر «والتر چیشِک» کشیشی آمریکایی بود که پلیس مخفی شوروی او را بازداشت کرد؛ تنها به این «جرم» که جرئت کرده بود در رژیمی کمونیستی—که کمر به نابودی مذهب بسته بود—رسالت کشیشی‌اش را به‌جا آورد.

او پس از تحمل ۵ سال انفرادی در زندان بدنام لوبیانکا، به ۱۵ سال کار اجباری در اردوگاه‌های گولاگ محکوم شد، اما هرگز حاضر نشد از ایمان و باورهایش دست بکشد. زندگی او گواهی است بر شجاعت، ایمان، و ایستادگی در برابر سرکوبگری تمامیت‌خواهانه کمونیسم.
کمونیسم یعنی همین.

@austro_libertarian

Читать полностью…
Subscribe to a channel