2803
🔹روایت واقعیت|روایت خیال 🔸 سایت: www.atraf.ir 🔸اینستاگرام: www.instagram.com/atrafpublication 🔸 لینکدین: Linkedin.com/company/atrafpublication 🔸یوتیوب: youtube.com/@atrafpublication 🔸تماس: ۰۹۳۳۵۴۸۱۱۰۵
▫️جلسهٔ بخارای کتاب الفبای ندیدن عصر پنجشنبه، ۱۶ مهر، با صدای رعدوبرق و باران در پسزمینهٔ صدای سخنرانها برگزار شد. رأس ساعت ۵ مهمانها در سالن بودند و جلسه با صحبتهای علی دهباشی شروع شد.
▫️علی دهباشی کتاب را معرفی کرد و بخشی از سخن ناشر را برای حضار خواند.
▫️کیوان سررشته، مترجم کتاب، از فرم متفاوت کتاب حرف زد و اشاره کرد که الفبای ندیدن در قالبی دایرةالمعارفگونه و با نظمی الفبایی مرتب شده است. این فرم توانسته بهخوبی تجربهٔ از دست دادن تدریجی نابیناییِ نویسنده را بازتاب دهد؛ چطور میتوان چیزی را که خطی نیست، آغاز و پایان مشخصی ندارد و پر از جاهای خالی است روایت کرد؟ ما عموماً در روایت به دنبال آن هستیم که همهچیز کامل باشد، آغاز و پایان مشخصی داشته باشد و منظور را کامل و شفاف بیان کند. اما نائومی کوهن پذیرفته است که برخی چیزها گفتنی نیستند، چه بخواهیم چه نخواهیم برخی چیزها جا میمانند و به زبان درنمیآیند. همچنین این فرم کمک میکند که روایت او نه به سمت ارائهی روایتی رمانتیک و پراحساس از درد برود و نه به سمت حسرت و افسوس از دست دادن.
▫️شیوا مسعودی، کارگردان تئاتر و استاد نمایش عروسکی در دانشکدهٔ هنرهای زیبا، سخنانش را با این نکته آغاز کرد که شاید بتوان از جستارهای کوهن برای مواجهه با فقدانهای جمعی در شرایط دشوار این روزها الگو گرفت. او در ادامه به تجربهٔ بیماری خودش، ناتوانیهای مزمن بیماری و تلاشهایش برای انطباق با زندگی حرفهای اشاره کرد. مسعودی بین تئاتر عروسکی و تجربهٔ نابینایی تناظری برقرار کرد و گفت در این نوع نمایش ما با نوعی محدودیت تجریدی و انتزاعی روبروییم و باید با همین محدویت و فقدان، مضمون خلق کنیم. اما همین محدودیت و نقصان در نمایش عروسکی باعث میشود وجوه عمیقتری از جهان برای سازنده آشکار شود؛ وجوهی که اتفاقاً همان محدودیت شیگونهٔ عروسک آن را دیدنی میکند. برای مثال در تئاتر اشیاء ما با موجودیتی طرفیم که بیشترین فاصله را از فیزیک انسانی دارد، اما وقتی شروع میکنیم به کار کردن با اشیاء، گاهی این محدودیت حتی لایههای ژرفتری از جهان انسانی و پیچیدگیهای آن را شفاف میسازد.
▫️محمد محقق، کارگردان تئاتر، که خودش هم با تجربهٔ نابینایی مواجه بود از تمایز تجربهٔ نابینایی آدمهای مختلف گفت. او با اشاره به بخشی از کتاب روی این موضوع دست گذاشت که تجربهٔ نابینایی به عوامل مختلفی در جهان اطراف نابینایان بستگی دارد. محقق تاکید کرد که نابینایی فقط نوعی ادراک متفاوت است و نابینایان میتوانند رابطهٔ منحصربهفرد خودشان را با هنرهای دیداری داشته باشند. او با نقد دشواریهای زندگی نابینایان در ایران به دلیل عدم طراحی دسترسیپذیر شهری و عمومی، به روایتی در کتاب اشاره کرد که در آن نویسنده با شرکت در یک کنش جمعی به نبود تسهیلات مناسب برای کمتوانان در اتوبوسهای شهری اعتراض میکند و آرزو کرد که اینگونه مطالبات جمعی در ایران نیز شکل بگیرد.
▫️عصر دلپذیری بود و همنشینی و همصحبتی با دوستان کتابخوان مثل همیشه برای ما انگیزه و راهنمای ادامهٔ راه نشر اطراف بود.
به زودی بخشهایی از سخنرانیهای این جلسه را در شبکههای اجتماعی اطراف منتشر خواهیم کرد.
@atrafpublication
شبهای بخارا با همکاری اطراف برگزار میکند:
«شب الفبای ندیدن»
با حضورِ
▫️کیوان سررشته، مترجم کتاب
▫️شیوا مسعودی، مدرس،پژوهشگر و کارگردان تئاتر
▫️محمد محقق، کارگردان تئاتر
▫️و علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا و میزبان شبهای بخارا
◾️پنجشنبه ۱۶ مهر
◾️ساعت ۵ بعدازظهر
◾️خانهٔ هنرمندان ایران
دوستی پیشنهاد کرد که «دربارۀ غریبههای جالب بنویس.»
دربارهٔ آن تلألؤِ پیوند که لحظهای میدرخشد؛ همان لحظهای که دستی غریبه دستی دیگر را میگیرد «مواظب باش نیفتی»
آن لحظه که پرتوِ آفتاب از منظرهای میگذرد؛ زیبایی واقعی. و بعد، میرود و دیگر نیست.
...آن پیوند جالب برآمده از مهربانی غریبهها، این که چطور مهربانی به خویشاوندی گره میخورَد. مثل وقتی که پیاده به کارگاهم میروم و مردی را میبینم که بر لبۀ دیوار جلوی دبستانی قدیمی نشسته است. بطریاش، در پاکت کاغذی قهوهایرنگ، دم دستش. از کنارش که میگذرم، میگوید «میتونم یه سؤال شخصی بپرسم؟ » بعد، «شما کورین؟»
پاچهٔ شلوارش را بالا میکشد تا پای مصنوعیاش را نشانم دهد و میگوید «ایبابا... کوری...حتما باید خیلی افتضاح باشه. اجازه میدی ده دلار بهت بدم؟»
پول را نمیگیرم. ولی مهربانیاش را چرا. مهربانیاش را با کمال میل میگیرم.
▪️الفبای ندیدن قالبی دور از انتظار برای روایتِ نابینایی دارد.
در این کتاب، فرم فقط ظرف روایت نیست؛ بخشی از معنای آن است.
جستارهای کوتاهِ کوهن در قالب دانشنامهای و با نظم الفبایی کنارِ هم نشستهاند؛ انتخابی هوشمندانه برای بازنماییِ مسیرِ پرپیچوخمِ انطباق او با تغییر تدریجی بیناییاش.
▪️بخشی از یادداشت نائومی کوهن در انتهای کتاب:
«میخواستم جستاری بنویسم دربارهٔ یادگیری بریل و دل باختن به آن، دربارهٔ غافلگیریها و لذتهای بازیابیِ راهی برای خواندن کلمهها روی کاغذِ چاپی.اما فهمیدم نیاز دارم کتابی کامل بنویسم؛ نه فقط دربارهٔ بریل، بلکه دربارهٔ مخترعش، لویی بریل، دربارهٔ خانوادهام، گذشتهام و تلاشهایم برای انطباق و سازگاری مداوم و زندگی را کامل زیستن میان تغییرات مداوم.
...تغییرات پیشرونده و انطباقهای متعدد در زندگیام خلق روایت خطّی واحد را چالشبرانگیز یا حتی محال میکنند. اما قالب دانشنامه سخاوتمندانه از پیچیدگی تجربهٔ من حمایت میکرد.
امیدوارم، مثل هر دانشنامهٔ خوبی، کنجکاویهای موجود را ارضا کند و جرقهٔ کنجکاویهای جدید را بزند.»
▪️الفبای ندیدن را میتوانید با تخفیف اولین خوانندگان از سایت بخرید.
برایم بامزه است که چقدر از آن چیزهایی که بینایی فرضشان میکردم در واقع چیزهایی دیگر از آب درآمدند: حافظهٔ ناخودآگاهم از تعداد قدمهای لازم برای رفتن از اتاقی به اتاق دیگر، یا این که چند درجه چرخش مچ دستم عقربهٔ ترموستات را به حرکت در میآورد. گوش، لمس، عادت؛ و منِ متکی به دیدن، همهشان را به حساب بینایی میگذاشتم.
🎥کتابهای سینمایی اطراف
به مناسبت ۲۱ شهریور، روز ملی سینما
▪️بدهوبستان سینما و روایت از همان اولین جرقههای این اختراع دوستداشتنی شروع شد.
سینما خیلی زود به یکی از شیوههای محبوب قصهگویی و تماشای جهان تبدیل شد و در این مسیر، از ادبیات و روایت بسیار کمک گرفت و بر آن اثر گذاشت.
▪️یکی از پروژههای ما در نشر اطراف انتشار کتابهایی میان رشتهای است که فصل مشترک «روایت» با دیگر حوزههای تخصصی هستند.
در این پست سه کتاب اطراف را معرفی میکنیم که بین دو حوزهٔ روایت و سینما پل میزنند:
🔺روایت و روایتگری در سینما
فیلمها چطور داستانشان را تعریف میکنند؟
نویسنده: وارن باکلند
مترجم: نوید پورمحمدرضا
چاپ سوم
▫️در تیر ماه امسال این کتاب برگزیدهٔ نهمین جایزهٔ کتاب سال سینما در بخش ترجمه شد.▫️
روایت و روایتگری در سینما با کمک مثالهایی از فیلمهای معروف، تصویری از چگونگی کار روایتگری و قصهگویی در سینما پیش چشم خواننده میگذارد. باکلند در این راهنمای کاربردی هم به ریشههای روایت در فیلم میپردازد و هم چهار گونۀ روایی در سینما را بررسی میکند.
🔺قصهها از کجا میآیند
فیلمنامهنویسی و زندگی
نویسنده: اصغر عبداللهی
چاپ هشتم
اصغر عبداللهی در مقدمۀ کتاب قصه ها از کجا می آیند میگوید که قصد داشت متنی دربارۀ نویسندگی بنویسد، ناداستانی که نکات فیلمنامهنویسی و داستاننویسی را به نویسندههای جوان بیاموزد اما به ایدۀ خلاقانهتری رسید: ترکیب این ناداستان با سرگذشت زندگی خودش. او خاطره میگوید و در خلال این خاطرهنگاریها، شیوۀ نوشتن فیلمنامه را هم آموزش میدهد و به نویسندگان غیرحرفهای و علاقهمندان میگوید که چه نکاتی را رعایت کنند تا بتوانند اثری قابلتوجه خلق کنند.
🔺حاشیه همان متن است
احوال و تأملات یک مستندساز
نویسنده: پیروز کلانتری
چاپ دوم
دغدغۀ بزرگ پیروز کلانتری، به تعبیر خودش، این است که «زندگی به درد فیلم بخورد و فیلم به زندگی برگردد». او، در گردش مداوم میان این دو، تجربهاش در جهان فیلم و سینمای مستند ایران را میکاود و به دنبال پاسخی برای بعضی از سؤالهای مشترک ما میگردد.
معرفی کامل، اطلاعات و صفحاتی از این کتابها را میتوانید در atraf.ir بخوانید و اینترنتی سفارش دهید.
@atrafpublication
📚تجدید چاپهای اطراف در تیر و مرداد ۱۴۰۵📚
در دو ماه اول تابستان کمکم به روال و کارهای گذشته بازگشتیم و تعدادی از کتابهای اطراف را تجدید چاپ کردیم.
▫️کتاب تقویم بیهدفی و هوای دوستی که در روزهای اول اسفند پارسال منتشر شدند و کمتر دیده شده بودند حالا به دست مخاطبان بیشتری رسیدهاند و چاپ سومشان منتشر شده است.
▫️جماعت بازندگان، ویرانههای شکست سیاسی و باختن از مرگ، از مجموعهٔ در ستایش شکست، با استقبال خوب در مدت کمتر از شش ماه به چاپ پنجم رسیدهاند. باختن از بدن، کتاب اول این مجموعه هم پیش از این به چاپ پنجم رسیده بود.
▫️کتاب بهترین قصهگو برنده است از قدیمیها و پرفروشهای اطراف است و این تابستان چاپ بیستوچهارمش را منتشر کردیم.
▫️کتاب ما ایوب نبودیم از کتابهای تألیفیِ محبوب اطراف است که چاپ هشتمش را همین روزها به کتابفروشیها فرستادیم.
🔻کتابهای جدید اطراف در راهاند و با کمی تأخیر از برنامهٔ هرساله، به امید خدا در نیمهٔ دوم سال منتشر خواهند شد.
امیدواریم آنچه اطراف در آینده منتشر میکند به نیازهای زمانه و فهم وضعیت ایران معاصر کمک کند.
▫️گوشههایی از جلسهٔ دیروز▫️
بررسی کتاب ملالگریز در برنامهٔ عصر دوشنبههای بخارا
▫️چیزی از شروع جلسه نگذشته بود که سالن اجتماعات باغموزهٔ نگارستان پر شد، مهمانهای تازهوارد دورتادور سالن روی سکوها مینشستند یا در انتهای سالن، ایستاده گفتوگوها را دنبال میکردند. دیدن چهرههای آشنا و دوستان جدید برای ما دلگرمی بود.
▫️جلسه با مقدمهٔ علی دهباشی شروع شد. از نثر دراماتیک و داستانپردازانهٔ ملالگریز گفت و این که کتاب موفق شده است دقت تاریخی را با نثری خواندنی و روان همراه سازد.
▫️حمیدرضا پیشوایی، نویسنده و پژوهشگرِ کتاب ملالگریز، گفت که تلاشش در تألیف کتاب این بوده که هم مخاطب عمومی بتواند کتاب را با لذت دنبال کند و هم مخاطبان متخصص بتوانند از کتاب بهره ببرند. او در ادامه دربارهٔ انتخاب عنوان کتاب صحبت کرد، منظور از ملال در این کتاب صرفاً سر رفتن حوصله یا خسته شدن کودکانه از عمارتها و خراب کردن و ساختن نیست بلکه این ملال نوعی نگاه پوچانگارانه است که گویا به افسردگی پهلو میزند و تصویر پیچیدهتر و چندلایهتری از ناصرالدین شاه میسازد که با تصویر تکبعدی و کاریکاتورگونهٔ او در بعضی از کتابهای تاریخی متفاوت است.
▫️در ادامه، دکتر قیومی با انتقاد از همین نگاه تکبعدی اشاره کرد که نگاه تاریخنگاران معماری به دورهٔ قاجار همواره نگاهی انتقادی بوده است؛ نگاهی که معماری این دورهٔ تاریخی را تقلید محضی از معماری غربی دیده و با همین برداشت سادهانگارانه از روی آن پریده است. در حالی که معماری دورهٔ ناصری از دورههای درخشان معماری ایرانی است و شخصیت ناصرالدین شاه و ملال اگزیستانسیال او نقش برجستهای در شکلگیری آن داشته است.
▫️به نظر دکتر مازیار ایرانیان در طول تاریخ هنر را زندگی میکردهاند، به همین دلیل برای تاریخنگاری هنر ایران باید نوشتههای تاریخیِ معطوف به زندگی و خودنگاریهای افراد را جستوجو کنیم. در مقطع تاریخی قاجار، ایرانیان به نوعی در شرایط آستانگیِ تجدد قرار گرفتند و با نگاهی متفاوت با سنت خود طرف شدند. با رجوع به مکتوبات این عصر میتوان آگاهیهای خوبی از مواجههٔ متفاوت ایرانیان با فرهنگ و هنر جهان را مشاهده کرد. کتاب ملالگریز نحوهٔ جدیدی از تاریخنگاری هنر را ارائه میدهد که در آن با رجوع به اسناد زندگی افراد برجستهٔ یک دوره میتوان به آگاهیهایی دربارهٔ هنر آن دوران دست یافت.
▫️داریوش رحمانیان از منظر سیاسی به کتاب نگاه کرد و روی این نکته دست گذاشت که ملالگریز یکی از مشکلات مهم ما در کشورداری را نمایان میکند: برخوردهای شخصی و سلیقهای با مسائل تخصصی و کلان. در کتاب ملالگریز حکایتی از ممتحنالدولهٔ معمار روایت شده است که با دلیل و برهان با شاه احتجاج میکند، او را از دخالت در معماری بنایی منصرف میسازد و از دخالتهای او در معماری گلایه میکند. این نوع نگاه شخصی و غیرتخصصی به مسائل گوناگون همواره آفت سیاستورزی ایرانی بوده است و کتاب ملالگریز پرتویی بر آن میاندازد.
▫️در پایان علی دهباشی ابراز امیدواری کرد این دست کتابها و پژوهشها ادامه یابد تا با وجوه پیچیدهتر تاریخ ایرانی بیشتر آشنا شویم.
▫️بعد از جلسه، گروههای چندنفرهٔ مهمانان مشغول چای و گفتوگو شدند، به میز فروش کتابهای اطراف سر زدند و به اعضای مختلف نشر دربارهٔ کتابهای اطراف بازخورد دادند.
▫️دلتنگ دیدار و گفتوگو درباهٔ کتابها بودیم و دورهمی عصر دوشنبهٔ بخارا اتفاق خوبی بود در این روزها.
@atrafpublication
در جستجوی نظم ذهنی تازه برای درک پیچیدگی و درهمتنیدگی جهان امروز
▫️انتشار آثار ایدهپردازان نواندیش و شاخص کشورهای مختلف از اهداف همیشگی نشر اطراف بوده است.
در این مسیر، در پی ارائهٔ آثار متفکرانی هستیم که میکوشند بستری برای اندیشیدن خلاقانه، چابک و جستجوگرانه به پرسشهای امروز فراهم آورند تا شاید نظم ذهنی تازهای بیافرینند که فهم آشفتگی جهان جدید را آسانتر کند.
فلاکت روزمره | دربارهٔ ترس و شوخی در زمانهٔ تاریک | هرتا مولر | ترجمه از آلمانی: ستاره نوتاج
هنرمند و زمانه | دربارهٔ نبوغ هنری و افسون ادبیات در زمانهٔ پرآشوب | مارینا تسوتایوا | ترجمه از انگلیسی به فارسی (زبان اصلی روسی): الهام شوشتریزاده
خلاف زمان | دربارهٔ نوستالژی، آرمانشهر و دیگر وارونگیهای تاریخی | دیهگو گاروچو | ترجمه از اسپانیایی: الهام شوشتریزاده
تقویم بیهدفی | دربارهٔ سرگردانی خلاقانه، زیباییشناسی پراکندگی و کلاژ تجربه | ترجمه از انگلیسی: حمیدرضا کیانی
نزدیک ایده | دربارهٔ مکانها و نامکانهایی که در آن فکر میکنیم | زیمونه یونگ و یانا مارلنه مادر | ترجمه از آلمانی: ستاره نوتاج
💬به زودی کتاب جدید این مجموعه منتشر میشود.
عصر دوشنبههای بخارا
به مناسبت انتشار کتاب ملالگریز
▫️دوشنبه ۲۶ مرداد ( دوشنبهٔ هفتهٔ آینده)
▫️ ساعت ۱۷
▫️باغموزهٔ نگارستان
▫️این روزها در جستوجوی یک همکار ویراستار پروژهای و دورکارِ جدید هستیم.
از بیرون شاید ویرایش فقط شبیه پیدا کردن غلطهای متن به نظر برسد. خیلیها فکر میکنند ناشر متن را میدهد دست ویراستار و او هم با نوعی شاقول و گونیا و پرگارِ حرفهای، کجیهایش را راست میکند. اما راستش را بخواهید، ویرایش پیش از هر چیز یعنی یافتن بهترین و ظریفترین راه برای وصل کردن نویسنده به خواننده.
ماجرا فقط اصلاح ایرادهای نگارشی، یکدست کردن رسمالخط، یا جابهجا کردن نشانههای سجاوندی نیست، هرچند همهٔ اینها هم ضروریاند. بخش مهمترِ کار این است که کمک کنی متن زبان باز کند، حرفش را بیلکنت بزند، و منظورِ نویسنده را درست و دقیق به خواننده برساند.
گاهی بهترین ویرایشْ ویرایشی است که چندان به چشم نمیآید، اما باعث میشود متن خوشخوانتر و روشنتر شود. گاهی بهترین ویراستار کسی است که بتواند صدای متن را بشنود و درِ جهان متن را به روی خواننده باز کند. کسی که بداند ویرایش فرایندی طولانی و گفتوگومحور است و صبوری و حوصله، دقت، و توان همکاریِ تنگاتنگ با مترجم یا مؤلف را میطلبد.
شاید به همین دلیل است که یافتنِ ویراستار همیشه از دشوارترین بخشهای کار خیلی از نشرها بوده. احتمالاً ویراستار خوب کم نیست، ولی پیدا کردنش آنقدرها هم ساده نیست. در این سالها چند باری آگهی همکاری در حوزهٔ ویرایش منتشر کردهایم. گاهی خوشاقبال بودهایم و از این مسیر با ویراستارهای حرفهای، کاردان، باتجربه و همراهی آشنا شدهایم. گاهی هم کسانی به این آگهیها پاسخ دادهاند که هنوز فرصت نکردهاند با پیچیدگیها و ظرافتهای کار حرفهای ویرایش آشنا شوند و تصورشان از آن بیشتر به اصلاحات صوری محدود میشود.
با این حال، هر کتاب تازه دوباره ما را به همان پرسش قدیمی برمیگرداند: چه کسی میتواند در مسیر شکل گرفتن این متنِ خاص و پاسخ به نیازهایش همراه ما باشد؟
این روزها برای ویرایش یک کتاب تازه، به صورت پروژهای و دورکاری، دوباره به دنبال چنین همراهی هستیم؛ کسی که زبان و نثرِ فارسی را خوب بشناسد، لحنهای مختلف را تشخیص دهد، و ویرایش را نهفقط مجموعهای از قواعدِ سفتوسختِ ازپیشتعریفشده، که نوعی خواندنِ دقیق و مسئولانه بداند.
اگر دوروبرتان چنین کسی را سراغ دارید، لطفاً نشانی ایمیل نشر اطراف (atrafpub@gmail.com) را به او بدهید تا رزومهاش را برای ما بفرستد.
گاهی بهترین همکاریها و دوستیها از اتفاقی کوچک و ساده آغاز میشوند.
▫️«کم جا داشتیم که محض اتلاف وقت و اصراف خرج می رفتیم ایام سال...»در میان نزدیکان ناصرالدینشاه، بیشتر از همه اعتمادالسلطنه، از ندانمکاریهای شاه حرص میخورد.
◼️
چند وقتی است که در شبکههای اجتماعی و تبلیغاتمان بیشتر از کتابهای جدید اطراف گفتهایم و کمتر از کتابهای کاشوب، که از قدیمیهای اطراف محسوب میشوند، یاد کردهایم. ولی انگار این چند کتاب مسیر متفاوتی از کتابهای دیگر اطراف دارند. بینیاز از یادآوری و معرفی ما، هر سال در چنین روزهایی حضور کتابهای کاشوب در بین سفارشهای سایت و کتابفروشیها پررنگتر میشود و برای ما شیرین است که با برپا شدن پرچمها و علامتهای عزا خیلی از دوستانمان یاد این مجموعه میافتند و سراغش را میگیرند.
🔹دربارهٔ مجموعهٔ کاشوب
هر کدام از ۵ کتاب این مجموعه در یکی از سالهای فعالیت اطراف منتشر شدهاند و در هر جلد نویسندگانی از گروهها و سلایق مختلف، از رابطهشان با عزای امام حسین (ع) نوشتهاند. از کنار هم نشستن این روایتهای مستند، متکثر و متنوع اثری پدید آمده که آینهٔ نسبت نسلهای متفاوت امروز با واقعهٔ سال شصت و یک هجری است. کاشوب شرح زنده شدن ذرهای از درون انسان در فراخوان هرسالهٔ محرم است. روایت محشر هرسالهای است که هنوز هم رستگاریهای کوچک و بزرگ میآفریند.
🔹کتابهای مجموعه به ترتیب سال انتشار:
▪️کآشوب
▪️رستخیز
▪️زانتشنگان
▪️رهیده
▪️مهمانگاه
🔹مشاهده، معرفی کامل و خرید کتابهای کاشوب از سایت اطراف
▫️
مسئلهٔ دوستیْ اختراع راههایی ممکن برای با هم بودن در عین فاصله است.
اختراع راههایی برای زندگی بدون ترس از تنهاییمان.
رهایی از ترسِ تنهایی و پذیرشِ تنهایی در جمع دیگران، در جمع دوستان، بزرگترین چالشِ ما در مواجهه با ماشینِ ترسآفرینی است که همیشه چرخِ قدرت را چرخانده است. هر نوع سلطه مبتنی بر همین ترس از تنهایی است که هم وجهی شخصی دارد و هم وجهی سیاسی: ترس شخصی از طرد شدن و ترس سیاسی از انزوا.
این ترس در کابوسهای ما جولان میدهد و جهانمان را به خوابی پریشان و هولناک تبدیل میکند: عرصهای برای بارها به حال خود رها شدن، از کودکی تا پیری.
▫️هوای دوستی
▫️دربارهٔ اشتیاق به غریبه
▫️مارینا گارسس
▫️ترجمهٔ الهام شوشتریزاده
▫️چاپ دوم
♦️کد تخفیف ۲۵ درصدی bahar برای خرید از سایت atraf.ir تا پایان این هفته معتبر است.
«باید از جایی آغاز کرد: از رؤیاهای روزانه؛ رؤیای رها کردن کار، یا حتی رؤیای آن کوچنشین مغرور و آزاد سوار بر اسب با عقابی بر شانه و افقی بیکران در هر سو. چرا باید اجازه داد واقعیتِ اقتصادی چنین تصویر خیالانگیزی را نابود کند؟ این تصویرِ خیالانگیز است که به ما جان میبخشد.»
از کتابِ
تقویم بیهدفی
دربارهٔ سرگردانی خلاقانه، زیباییشناسی پراکندگی و کلاژ تجربه
تام لاتس، ترجمهٔ حمیدرضا کیانی
@atrafpublication
«زندگی در طبیعت یا عمارت؟ مسئله این بود»
بخشی از کتاب ملالگریز
به مناسبت ۵ اکتبر، روز جهانی معماری
از جوانی، زیستنِ زندگیِ همیشگی برای ناصرالدینشاه کسالتبار بود و یکی از ترفندهایی که در جدال با این ملال به کار میبست، تغییر موقعیت و محیط زندگیاش بود. هر باغ و کاخ تازه امکانی جدید برای تجربههای نزیسته بود.
یکی کوچک و دیگری بزرگ، یکی در میانهٔ شهر و دیگری در دورترین دشتها و کوهپایهها. در رگهایش خون ایلیاتی جریان داشت که او را از این کوه به آن دشت می کشاند.
زندگی در طبیعت یا عمارت؟ مسئله این بود؛ اما ناصرالدینشاه میدانست که نباید این دو را در برابر یکدیگر قرار بدهد. پس میساخت تا بیشتر و بیشتر با طبیعت در ارتباط باشد. این گرایش نیرومند که در عمیقترین لایههای وجودیاش ریشه داشت، در تصمیمهای معمارانهاش هم اثر میگذاشت؛ بیآن که همیشه و همهجا به آن آگاه باشد.
در همهٔ باغها و کاخهای سلطنتی پایتخت، رد این شیفتگی شاهانه به طبیعت پیداست. سلطنتآباد وسیع با چشمانداز زیبایش، عشرتآبادِ نزدیک به شهر با بناهای بدیعش. عمارتهای نیاوران، دوشانتپه، قصر فیروزه و... در چشم او نه کاخهایی پرزرقوبرق برای نمایش شکوه سلطنت، که بیشتر پایگاههایی برای سواری و شکار بودند.
همهٔ این ساختهها برای او در ارتباط با طبیعت معنا مییافت. در درون باغها به تماشای درختها و گلها میرفت؛ و در بیرون کاخها به دیدار دشتها و کوهها.
▪️از کتاب ملالگریز، ناصرالدین شاه معمار و عمارتهایش
حمیدرضا پیشوایی
▪️شرح تصویر: برج انزلی، عکس از آنتوان سوروگین
@atrafpublication
«چرا ترجمه می کنیم؟»
جستار کوتاهی از فابیو مورابیتو
به مناسبت ۸ مهر، روز ترجمه و مترجم
شاید مردمان قرنهای آینده از خودشان بپرسند چرا در زمانهٔ ما این همه ترجمه وجود داشته.
آیندگان ما احتمالاً فقط دو یا سه کلانزبان خواهند داشت و همین فقر زبانی آنها باعث میشود که روزگار ما را زمانهٔ غوطهٔ بیپایان در نوعی ملغمۀ زبانی بدانند؛ ملغمهای از بیشمار زبان و صدها هزار ترجمهای که همهٔ این زبانها، از پراستفادهترین تا منزویترینشان، را به هم وصل میکنند و خودشان هم خیلی وقتها محصول ترجمههایی دیگرند.
مردمان آینده حیرت میکنند که ما اینقدر درگیر دگردیسی متن، بازآفرینی فکری و اهمیت همخوانی متن و ترجمهاش بودهایم. حتی شاید گمان کنند ترجمه از زبانی به زبان دیگر دغدغهٔ دائمی و مهمترین سرگرمیمان بوده.
وقتی فقط دو سه زبان در کل دنیا وجود داشته باشد لابد خیلیها به شک میافتند و میپرسند آیا واقعاً زمانی صدها هزار زبان ـــ با پیوندها و روابطی پیچیده ـــ و صدها هزار لهجهٔ مشتق از آنها وجود داشتهاند. احتمالاً آنها از خود میپرسند زیستن در چنین جهانی، جابهجایی در چنین جهانی، و عاشق شدن در چنین جهانی چگونه ممکن بوده.
و وقتی بفهمند جهان واقعاً زمانی چنین بوده نتیجه میگیرند که کنار آمدن با این تنوع زبانیِ هولناک قاعدتاً وجود بیشمار مترجم را میطلبیده و لابد همهٔ اجزای زندگی روزمرهٔ ما درگیر وجوه مختلف ترجمه بودهاند. وقتی هم که تاریخنگاران با اسناد و مدارک تاریخی ثابت کنند اصلاً اینطور نبوده و فقط کسر بسیار کوچکی از جمعیت با مسائل مربوط به ترجمه سر و کار داشتهاند، مردمان آینده لابد سری تکان میدهند و خدا را شکر میکنند که در زمانهای بسیار دور از زمانهٔ ما به دنیا آمدهاند.
از کتاب به زبان مادری گریه میکنیم
@atrafpublication
-گزارشی از کتابهای دیجیتال اطراف در فصل تابستان-
▪️ در تابستانی که گذشت کتابهای پرفروش اطراف در پلفترمهای کتابخوانی دیجیتال به این ترتیب بودهاند:
▪️ در طاقچه:
- هر برند یک قصه است
- فلاکت روزمره
- ما ایوب نبودیم
- باختن به بدن
▪️ در فیدیبو:
- هر برند یک قصه است
- باختن به بدن
- ویرانههای شکست سیاسی
- بهترین قصهگو برنده است
▪️ کتاب «ملالگریز»، کتاب تألیفی جدید اطراف، هم به طاقچه و هم به فیدیبو اضافه شده است. خواندنش را به علاقهمندان تاریخ و فرهنگ و هنر ایران پیشنهاد میکنیم.
▪️ اگر اهل خواندن کتاب دیجیتال هستید یا خارج از ایرانید و به نسخهٔ کاغذی کتابها دسترسی ندارید، میتوانید همه کتابهای اطراف را در پلتفرمهای کتابخوانی دیجیتال مطالعه کنید.
▪️ اگر همچنان ورق زدن کتابهای کاغذی را به انگشت کشیدن روی صفحههای نمایش ترجیح میدهید:)، سایت اطراف همیشه برای سفارش کتابها و ارسال سریع در دسترس است: atraf.ir
@atrafpublication
📢 کتاب جدید اطراف منتشر شد
▪️ الفبای ندیدن
▪️ییداری حواس، گذر از تصویر، و خواندنِ جهانهای نادیدنی
▪️نائومی کوهن
▪️ترجمهٔ کیوان سررشته
▪️۱۳۶ صفحه
دربارهٔ کتاب
▪️الفبای ندیدن از دل تجربهای کاملاً شخصی، پرسشی عمومی را پیش میکشد: وقتی جهان ما مدام زیر و زبَر میشود، وقتی دیگر از پسِ «خواندنِ» جهان برنمیآییم، چگونه میشود زندگی کرد؟
▪️الفبای ندیدن ماجرای کشفِ نسبتِ تازه با جهان است. نائومی کوهن، شاعر و جستارنویس آمریکایی، در این کتاب از نابینایی تدریجیاش مینویسد؛ از میدان دیدی که هر سال کوچکتر میشود و دایرهٔ ادراکی که گسترش مییابد.
▪️جستارهای کوهن حسرت از دسترفتهها نیست بلکه قصهٔ انطباق است. او امکانهای جدید و نسبت تازهاش با جهان را نه در تأملات انتزاعی، که در جزئیترین تجربههای روزمره جستوجو میکند.
دربارهٔ نویسنده
نائومی کوهن، شاعر، نویسنده و مدرسِ هنری، در خانوادهای دانشگاهی به دنیا آمد و کودکیاش را در میان دانشگاهیان شیکاگو گذراند. در جوانی، ویراستار دانشنامهٔ بریتانیکا شد و بعدتر، در کنار انواع و اقسام تجربههای هنری، فعالیتهای متنوعی مثل سازماندهی کنشهای اجتماعی و درمانگری را هم به کارنامهاش اضافه کرد. او تا کنون دوبار نامزد جایزه پوشکارت شده و آثارش در نشریههایی مثل بالتیمور ریویو، فورث ریور، هیپوکامپوس، تِرِین، و پوئتری به چاپ رسیدهاند.
دربارهٔ مترجم
کیوان سررشته، نمایشنامهنویس، کارگردان و مترجم، در سال ۱۳۶۵ در تهران متولد شده است. او کارشناسی ارشدش را در رشتۀ ادبیات نمایشی گرفته است و از اواخر دهۀ ۱۳۹۰ با نشر اطراف همکاری داشته. در این سالها کتابهایی مثل باختن به بدن، جماعت بازندگان، اگر به خودم برگردم، به خاطره اعتمادی نیست، دیدار اتفاقی با دوست خیالی و اتاق کار با ترجمهٔ او در اطراف منتشر شدهاند.
ساختار کتاب
الفبای ندیدن قالبی دور از انتظار برای روایتِ درد دارد. روایتهای بیماری معمولاً خطی میسازند که از سه مرحلهٔ «پیش از بحران»، «بحران» و «پذیرش» عبور میکند. کوهن از این مسیر خطی فاصله میگیرد. تجربهٔ زیستهٔ او مطلقاً خطی نیست، پس فرم روایتش هم نمیتواند همان منطق معمول را داشته باشد.
جستارهای کوتاهِ او در قالب دانشنامهای و با نظم الفبایی کنارِ هم نشستهاند؛ انتخابی هوشمندانه برای بازنماییِ مسیرِ پرپیچوخمِ انطباق. در این کتاب فرم فقط ظرف روایت نیست؛ بخشی از معنای آن است.
برشی از کتاب
حسی که من به کتابها داشتم شور بود و اشتیاق و عشق. عشق من به کتابها عشقی جوانانه بود، عشق اول. عشق دیداری. بله، لمس هم اهمیت داشت، نوازش رد زخم حروفچینی هر حرف روی کاغذ. ولی آن همه زیبارو در کتابفروشی! معشوق را که انتخاب میکردم، دوست داشتم به او خیره شوم...▪️کتاب جدید را میتوانید با ۱۵٪ تخفیف ویژهٔ اولین خوانندگان از سایت اطراف سفارش دهید.
حالا پیرترم و نابیناتر، و عاشق بریل. عشقم به بریل عشق پیری است. لمس عاشقانه، با چراغهای روشن، با چراغهای خاموش، با چشم باز، با چشم بسته. فرقی نمیکند. سخت عاشق شدهام. سالها طول کشیده تا بالاوپایین و غرابتهایش را بشناسم... نمیشود توضیحش داد. خودتان میدانید عشق چطور است دیگر. آن فهم صمیمانه در توصیف نمیگنجد. چطور میشود دربارۀ جایی که لذت رخ میدهد حرف زد؟
مردی که کفشهایم را تعمیر میکند چکمههایم را بالا میگیرد و میگوید که الگوی ساییدگیها نشان میدهد زیادی تند راه میروم. میگوید «اینقدر تند نرو. آرام بگیر. عجلهای داری؟»
من تند راه میروم چون بین چهار بچهٔ خانوادهام از همه کوچکتر بودم؛ نباید عقب میماندم. تا مدرسه پیاده میرفتم. تا کلاس سفالگری، تا بستنیفروشی ۳۱ طعمی خیابان هارپر کورت پیاده میرفتم. تا خواروبارفروشی و پیتزافروشی و خانهٔ دوستم سارا، زیر باران، پیاده میرفتم. من در جاهایی بزرگ شدم که فسفس کردن و ول گشتن بیخطر نبود.
من تند راه میروم چون بیناییام آنقدر خوب نیست که بتوانم رانندگی کنم. تند راه میروم، به همان دلیلی که آدمها تند رانندگی میکنند: باید جایی باشند، کارهای زیادی دارند که باید در زمان خیلی کوتاهی انجامشان بدهند.
من با عصای سفیدم تندتر راه می روم چون عصا چیزهایی به من میگوید که چشمهایم نمیگویند. روی بتن میلغرد (تند برو)، در زمستان روی یخ فشفش میکند (آرام برو) و توی چالۀ آب قلقل میکند (دور بزن). من نوک عصایم را بیشتر از پاشنۀ چکمههایم ساییدهام.
💬 چند خط از کتاب جدید اطراف که این روزها در چاپخانه است و به زودی منتشر میشود.
📚از همین حالا میتوانید کتاب جدید را با تخفیف ویژه اولین خوانندگان از سایت اطراف سفارش دهید و از اولین خوانندگان کتاب باشید.
@atrafpublication
اینبار در رویدادهای کتابخوانی داروگ بناست کتاب تقویم بیهدفیِ نشر اطراف را بخوانیم و با حضور مترجم کتاب و اهالی نشر، حمیدرضا کیانی و ستاره نوتاج، دربارهی کتاب، فرم ادبیِ جُستار، تجربهی زیسته و برخورد گشوده با جهان پیرامون به مکالمه و گفتوگو بپردازیم.
۳۰ مرداد
ساعت ۱۸
حضور در این رویداد برای همه آزاد و بلامانع خواهد بود.
دوستان میتوانند کتاب را از داروگ تهیه کنند.
@daarvagbookspace
▫️فردا، دوشنبه، ۲۶ مرداد، در برنامهٔ عصر دوشنبههای بخارا دربارهٔ کتاب ملالگریز حرف میزنیم.▫️
این جلسه که با حضور دکتر حمیدرضا پیشوایی، نویسنده و پژوهشگر کتاب ملالگریز و جمعی از پژوهشگران و اساتید تاریخ معماری و هنر ایران برگزار میشود، فرصتی است برای تازه کردن دیدار با دوستان علاقهمند به تاریخ و فرهنگ و هنر ایران، حرف زدن از علاقهها و دغدغههای مشترک و قدردانی از زحمتهای پژوهشگر کتاب ملالگریز.
▫️مشتاق دیدار دوستان جدید و قدیم اطراف هستیم.
▫️در طول نشست، میز فروش کتابهای اطراف با تخفیف هم برقرار است.
🕧زمان: دوشنبه ۲۶ مرداد، ساعت ۱۷ تا ۱۹
📍مکان: باغموزهٔ نگارستان
۹ ساله میشویم...
فهرست کتابهای اطراف و معرفی کتابهای اخیر
▫️بهار و تابستان امسال، در هجوم وقایع و خبرهای بد و خوب، به لطف خدا، برای نهمین سال پیاپی چراغ اطراف را روشن نگه داشتیم.
نسبت به سالهای گذشته آهستهتر و محتاطتر کار میکنیم ولی همچنان، بودن در کنار کتابها و تعامل با کتابخوانها دلخوشی بزرگ این روزهاست. روزهای پرابهام نیمهٔ اول امسال فرصتی بود برای سروسامان دادن به کارهای ناتمام گذشته، بازنگری در روندها و مسیرها، گفتوگو دربارهٔ کتابهای آینده، آیندهٔ کتابها و...
▫️از دوستان کتابفروش زیاد میشنویم که این روزها کتابفروشیها شلوغتر از قبل شدهاند و مردم بیشتر سراغ کتابها میآیند. کتابها و کتابفروشیها پناه روزهای ابهام و نگرانی شدهاند. انگار که در هیاهوی شبکههای اجتماعی و جریانهای زودگذر، بیش از پیش به سکوت و عمق کتابها نیاز داریم.
▪️پوشهٔ ضمیمهٔ این پست، معرفی کتابهای متأخر و فهرستی از همه عناوین نشر اطراف است.
کمک بزرگی است اگر این بروشور را به دست کسانی برسانید که فکر میکنید کتابهای ما را میپسندند یا این روزها به خواندن چیزی تأملبرانگیز و الهامبخش نیاز دارند.
@atrafpublication
کتاب جدید اطراف: ملالگریز
اگر محل، اندازه و اساساً وجود بنایی موافق طبع قبلۀ عالم نمیافتاد، چه باک؟ به یک اشاره حکم میکرد کوچکها را بزرگ، بزرگها را کوچک، و هستها را نیست کنند. مثلاً در ۱۲۸۷ق، ناگهان دریافت که باغ نیاوران «بیمعنی بزرگ است» و صلاح دید که آن را «خیلی کوچک کنند». در ۱۳۰۳ق برعکس، به نظرش آمد که حوضِ باغ گلستان کوچک است و بهتر دانست که بزرگ شود. پس دستور داد که «دو ثلثِ باغ را دریاچه بسازند». ساخت اندرون جدید کاخ گلستان که به نیمه رسید، شاه نتیجه را از نزدیک دید و تازه متوجه شد که «چیز پوچ بیمعنی[ای] شده»؛ پس در یک لحظه به ذهنش رسید که آن را خراب کند.
تصاویری از صفحات کتاب ملالگریز، کتاب جدید اطراف
▪️متن پشت جلد کتاب▪️
ملالگریز پرترهای است از ناصرالدینشاه؛ شاهی که از تبعیدگاهش در کتابهای خشک و رسمیِ تاریخی بیرون جَسته، دوروبَرمان میپلکد، در چشممان زل میزند، و از ما میخواهد تا دوباره نگاهش کنیم. خوب که در چهرۀ خستهاش مینگریم، شاید کسی را به یاد بیاوریم که همین امروز، دیروز یا در گذشتهای کمی دورتر ملاقات کردهایم. آدمی عادی با خردهذوقی هنری، شیفتۀ طبیعت، گاه کودکخو و سرخوش، و گاه افسرده و ملول؛ کسی که در همۀ عمر از دست ملال میگریزد و باز به دامش میافتد.
ملالگریز با کنار هم گذاشتنِ شواهد مستند، جزئیات معمارانه و تصویرهایی از زندگی روزمره میکوشد تاریخ را به سطح تجربۀ انسانی برگرداند. این کتاب نه قصد نقد کارنامۀ سیاسی ناصرالدینشاه را دارد و نه در پی تلطیف مناسبات قدرت است. روایتی است متفاوت از آدمی با دلبستگیهای معمولی که مواجهۀ بازیگوشانه و سرخوشانهاش با جهان، به سبب جایگاهش در سلسلهمراتبِ قدرت، به معماری و شهر، به ساختار سیاسی، و به حافظۀ جمعی ایرانیان گره خورده است.
▪️میتوانید مقدمه و صفحات ابتدایی کتاب را در سایت اطراف بخوانید.
📢 اولین کتاب اطراف در سال ۱۴۰۵ منتشر شد.
▫️ملالگریز
▫️ناصرالدینشاه معمار و عمارتهایش
▫️حمیدرضا پیشوایی
▫️۲۸۰ صفحه
دربارهٔ کتاب
▪️ناصرالدینشاه، با همهٔ جدلهای درونی و بیرونیاش، عصارهٔ روح ایرانی در برههٔ گذار است و دورهٔ قاجار، با همهٔ مسئلهها و تناقضهای جذابش، سرآغاز دوران معاصر در ایران.
▪️ملالگریز روایتی تازه از این برههٔ حساس در تاریخ فرهنگ ایران است که مرکزش ناصرالدینشاه قاجار و جهان معماری اوست؛ کسی که در جستوجوی جای پایی تازه در دنیای جدید، میسازد و خراب میکند و باز میسازد، اما آرام نمیگیرد.
▪️ناصرالدینشاهِ ملالگریز از تبعیدگاه خشک و رسمیاش در کتابهای تاریخ بیرون جسته و از ما میخواهد تا دوباره نگاهش کنیم: انسانی بازیگوش، با خردهذوقی هنری، تماشاگر ریزبین جزئیات، گاه کودکخو و سرکش و گریزان از ملال زندگی، که از قضا در جایگاهی نشسته که خطاهایش دیگر شخصی نمیماند و به سرنوشت یک سرزمین گره میخورد.
دربارهٔ نویسنده
حمیدرضا پیشوایی متولد سال ۱۳۶۳ و دانشآموختۀ معماری و مطالعات معماری ایران از دانشگاه شهید بهشتی است و اکنون نیز به عنوان عضو هیئت علمی در همین دانشگاه فعالیت میکند. حوزۀ پژوهشی و مطالعاتی او تاریخ و نظریه معماری است و بهویژه بر معماری و فرهنگ دورۀ قاجار و معماری دوران معاصر ایران متمرکز است. کتاب ملالگریز برگرفته از یکی از فصلهای رسالۀ دکتری اوست.
برشی از کتاب
در ناصرالدینشاه، هر دوی این گرایشها وجود داشت: هم زندگی در کاخهای باشکوه و هم زندگی در کوهها و دشتها. با این حال، انگار در اعماق قلبش کفۀ دومی سنگینی میکرد. در قیاس با شاهان قاجار، او بیشتر از همه دست به ساختوساز زد؛ در همۀ عمر هوسِ ساختن بناهای باشکوه را در سر داشت، اما هیچگاه با سکونت در آنها آرام نمیگرفت. نمونهاش در ربیعالثانی ۱۳۱۰ق که از نشستن در تالار بسیار مجللِ برلیان دلش گرفته بود و میخواست در آن لحظه هر جایی باشد جز آنجا: «باران سختی میبارید. هوا مثل بهشت، رنگ بنفشههای توی باغْ سبز و خرم، خیلی خیلی باصفا. اما حالا ما در این هوا کجا هستیم؟ توی اطاق برلیان نشستهایم.»🔻کتاب جدید اطراف را میتوانید با ۱۵٪ تخفیف ویژهٔ اولین خوانندگان از atraf.ir سفارش دهید.
🎥
«علف (۱۹۲۵) قصهٔ کوچ گروهی از عشایر بختیاری است که گلّههای خود را از مرکز ترکیه، با گذر از کوههای زاگرس به ایران میآوردند.
دومین مستند قومنگارانهٔ بلندی است که هم از نظر متنقدان و هم از نظر تجاری به موفقیت دست یافت.
فیلمسازان، این کوچ چهلوهشت روزهٔ چند هزار انسان و چندین هزار دام را فیلمبرداری کردند و وقتی در دههٔ ۱۹۴۰ خواستند نسخهٔ بهتری از فیلم را با صدا بسازند، متوجه شدند که با ساخته شدن پلی جدید، مشکل عبور از رودخانه - یکی از دراماتیکترین صحنههای فیلم- بیاهمیت شده و بخش عمدهٔ تردد در آن منطقه دیگر با خط جدید راهآهن صورت میگیرد.»
تقویم بیهدفی
جان لاتس/ ترجمهٔ حمیدرضا کیانی
🔻شصت و سومین نشست جمعههای پردیس کتاب
📔 هوای دوستی
🔅با حضور و سخنرانی :
🎙الهام شوشتریزاده(مترجم)
🎙دکتر علی کاظمیان
🎙مهدیه یاوری(دبیر نشست)
🗓جمعه ۲۹ خردادماه ۱۴۰۵
🕗 ساعت ۱۰صبح
📍 شعبۀ مرکزی پردیس کتاب(مشهد بین ابن سینای ۴و۶) و لایو در اینستاگرام پردیس کتاب 📳
®️@pardis_ketab
®️@pardis_ketab_media
#جمعه_های_پردیس_کتاب #پردیس_کتاب
«چرا چنگیزخان، فرسنگها دور از خانه، همچنان سرزمینها را یکی پس از دیگری میدان تاختوتاز خود میکرد، آن هم در روزگاری که یک روز تمام طول میکشید تا ده فرسنگ راه هموار را با اسبی تازهنفس طی کنند؟
آیا چیزی کور و نسنجیده در سودای سلطه بر جهان نهفته نیست؟
شهوتی بیهدف و مهارنشدنی برای قدرت؟ نوعی بیهدفی خودشیفتهوار؟
در هر حال به سادگی میتوان دید که بیهدفی ثروتمندان از جنس بیهدفی فقرا نیست. و بیهدفی بیقدرتان از جنس بیهدفی قدرتمندان نیست.
قدرت بیهدفی را یکسره به فساد میکشد.»
تقویم بیهدفی
تام لاتس/ ترجمه حمیدرضا کیانی
جدیدترین کتاب اطراف را در آخرین روزهای تخفیف بهاری از سایت اطراف بخرید: