2102
مجله فرهنگ و علوم انسانی💡 ادمین: @Mrseed6863 اینستاگرام: https://www.instagram.com/asre_andishe/
اراده مستقل در شرایط استثنایی
شباهت های فراوان واقعه عاشورا و انقلاب اسلامی و بویژه شهادت حسین گونه رهبر انقلاب بارها دستمایه تحلیل های گوناگون بوده است اما مایلم یکبار از منظری متفاوت یعنی از دریچه نظریه تصمیم استثنایی (Exception) کارل اشمیت به آن نگاه کنم.
نکته اصلی عاشورا این نیست که امام حسین(ع) شهید شد بلکه این است که در شرایطی که تقریباً همه نخبگان سیاسی، دینی و اجتماعی جهان اسلام منطق بقا را پذیرفته بودند، حسین(ع) تنها کسی بود که تشخیص داد وضعیت به نقطهای رسیده که حفظ نظام موجود مساوی با نابودی حقیقت آن نظام است. یعنی مسئله او مرگ و زندگی نبود؛ بلکه تشخیص یک وضعیت استثنایی بود.
در شرایط عادی، عقل سیاسی میگوید موازنه قوا را حفظ کن، هزینهها را کاهش بده و بقای ساختار را مقدم بدار اما در شرایط استثنایی، همین عقل سیاسی ممکن است به ابزار نابودی حقیقت تبدیل شود. هنر حسین(ع) این بود که تشخیص داد زمان، زمان محاسبه عادی نیست.
مقایسه انقلاب اسلامی با عاشورا هم نشان می دهد شباهت آن دو در شهادت نیست؛ بلکه در نوع مواجهه با نظم جهانی است.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، جمهوری اسلامی میتوانست مانند بسیاری از دولتهای منطقه در نظم مسلط جهانی ادغام شود و هزینههای تقابل را کاهش دهد.
اما رهبران انقلاب طی دههها بر این گزاره اصرار داشتند که مسئله صرفاً اختلاف بر سر منافع نیست؛ بلکه نزاع بر سر حق تصمیمگیری مستقل است.
اینجاست که شباهت عمیق پدیدار میشود:
یزید از حسین فقط بیعت نمیخواست؛
میخواست مرجع تشخیص حق و باطل را از مدینه به شام منتقل کند.
آمریکا نیز فقط تغییر یک سیاست منطقهای را نمیخواهد؛ میخواهد مرجع تصمیمگیری راهبردی از تهران به نظم هژمونیک جهانی منتقل شود.
در هر دو مورد، نزاع بر سر قلمرو یا قدرت نیست؛ نزاع بر سر مرجعیت تصمیم است.
با این نگاه، شهادت حسین(ع) از یکسو و شهادت رهبر انقلاب را نباید صرفاً از زاویه فداکاری دید.
مسئله این است که آیا با حذف رهبر، مرکز تصمیم مستقل نیز حذف میشود یا نه؟
اگر حذف شود، دشمن پیروز شده است؛
حتی اگر هزاران نفر زنده بمانند و اگر حذف نشود، دشمن شکست راهبردی خورده؛ حتی اگر رهبر کشته شده باشد.
از این منظر، مهمترین شباهت عاشورا و این رخداد در مظلومیت یا شهادت نیست بلکه در این حقیقت است که هر دو آزمونی برای سنجش ظرفیت یک امت در تولید اراده مستقل پس از حذف رهبر هستند.
عاشورا ثابت کرد که شیعه توانست مرجعیت حق را از حسین(ع) به یک سنت تاریخی منتقل کند.
پرسش امروز هم این است که آیا ساختار سیاسی، نخبگان، نیروهای اجتماعی و بدنه مؤمن به ایران و انقلاب میتوانند قدرت تصمیم مستقل را بدون حضور رهبر بازتولید کنند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، آنگاه شباهت با عاشورا در سطحی بسیار عمیقتر از شعارهای رایج شکل میگیرد؛ زیرا در هر دو مورد، دشمن نه برای کشتن یک فرد، بلکه برای پایان دادن به یک اراده تاریخی مستقل اقدام کرده و معیار موفقیت یا شکست نیز نه تعداد کشتهها، بلکه بقای آن اراده پس از حذف رهبری است.
✍️ دکتر محمدرضا اخضریان کاشانی
#عصراندیشه
@Asreandisheh
✍️ سر مار در تجریش است
محمد رضا اسلامی: دیشب دقایقی برای تنفس در فضای مراسمهای شب عاشورا، بچهها را به حیاط امامزاده صالح تجریش بردم. یک پرواز از کالیفرنیا تا فرانکفورت، یک پرواز از فرانکفورت تا استانبول، و پس از ساعتها انتظار در فرودگاه استانبول نهایتا پرواز کاسپین تا تهران، طی این مسیر طولانی به شوق اینکه بچهها بتوانند حال و هوای شب عاشورای ایران را تجربه کنند. چند نکته درباره آنچه که دیشب بود:
۱- از اوایل شب تا نیمه شب میدان تجریش عجیب بوی زندگی میداد. صدها دستفروش در حال فروختن انواع و اقسام غذا و لباس و… بودند و انبوه جمعیت قدمزنان. انگار که پیرامون میدان تجریش یک بازار بزرگ است از فروش بلال ذرت و انواع تغذیه و … «بوی زندگی». چنان سرزنده که به یاد حرف مهندس سیدمحمد بهشتی میافتی که میگوید: ایرانیان با زندگی کردن به نبرد تباهی میروند. «جریان زندگی در ایران» در طول اعصار متوقف شدنی نبوده و نیست. راز ماندگاری ایران.
هدایت ترافیک و انبوه این جمعیت کار دشواریست. نمیدانم مسئول پلیس تجریش کیست ولی هر شب با چنین انبوه جمعیتی، چه کار دشواری را عهدهدار است در سکوت.
۲- نکته دیگری که جلب توجه می کرد، حضور بانوانی بود که با پوشش اختیاری در کنار دستههای عزاداری ایستاده بودند یا مراسم را تماشا میکردند. گویی جلوهای از شهری که در آن تفاوتهای ظاهری الزاماً به معنای گسست فرهنگی یا عاطفی نیست. انسانهایی با سبکهای متفاوت زندگی، در کنار یکدیگر، در یک آیین مشترک.
۳- مراسم دیشب را محمدحسین پویانفر اجرا کرد. برای شروع غزلی را در آواز دشتی، محزون و به زیبایی خواند. غزل جدید بود و استوار. غزل جانبخش. مشخص بود که از محصولات جدید کارخانه ذهن شاعر ایرانی است. و حنجره، شش دانگ، پر و پیمان. شارل هانری دوفوشه کور (حافظ شناس فرانسوی) در اجلاس یونسکو در شیراز گفت: غزلِ فارسی را باید شنید، نباید خواند، چون غزل فارسی «شنیدنی» است. وای که پویانفر غزل را چه شنیدنی کرد. زیبا و روحبخش.
۴- در میانه مراسم یک لحظه چشمم به سیمای جوان کنار دستی افتاد. آرام سینه میزد و بیصدا اشک میریخت. یک لحظه تجسم کردم که تلویزیون اینترنشنال، خلوصِ این جوان را با واژه “ساندیسخور” خطاب میکند. از پنجره نگاهِ اینترنشنال، این چند هزار انسانی که در این هوای گرم بدون وجود دستگاههای خنککننده در گوشه حیاطِ امامزاده ای نشسته اند «مردم» نیستند. اینها را پول دادهاند که جمع بشوند، پول گرفتهاند که برای حزنی که در قلوب است گریه کنند، و پول گرفتهاند که در چنین حال و هوایی سینه بزنند و اشک بریزند. همین قدر حقیر و سادهانگارانه.
۵- در مقطعی که کارخانه چرخ گوشت نتانیاهو بهراه افتاده بود و مشغول سلاخی در غزه بود او در مصاحبه ای گفت: «ما باید سر مار را قطع کنیم. سر مار در غزه نیست در تهران است». او سرانجام بعد از زنجیره ای از کشتار، علی خامنهای را کشت. به زعم نتانیاهو سر مار قطع شد ولی مأموران موساد الان صد و هفده شب است که از این میدان برای او تصاویر این جمعیت هزاران نفری را مخابره میکنند. ماموران موساد این اشکها و ارادهها را میبینند و اینقدر باهوش هستند که بدانند این گِردهم آمدنها پولکی ممکن نیست. ماجرا چیزی فراتر از حقارتِ پول است. و مگر این ماجرا فقط در امامزاده صالح است؟ همزمان در میدان انقلاب همین ماجراست. در شیراز، در تبریز و اصفهان، در مشهد و بجنورد و بیرجند و ساری و… جمعیتی از مردمانی که اینترنشنال Motivation اینها را ساندیس قلمداد می کند، اما محل «پیوند» قلوب اینها حبّ چیز دیگری است.
۶- اسرائیل همین میدان تجریش را در جنگ تابستان پارسال با موشک منفجر کرد. ولی مگر «جریان زندگی» در اینجا قطع شد؟
مگر می توان «مسئله» را با بمب حل کرد؟
مگر می توان مسئله را با کشتن حل کرد؟ اگر ماجرا با کشتن حل شده بود، که اینهمه سال کشتار در فلسطین و لبنان «مسئله» را حل کرده بود.
تو گمان می کنی سر مار را زده ای، ولی با این هزاران نفر "انسان" که هر شب می آیند چه خواهی کرد؟
آیا همه آنها را هم خواهی کشت؟ با آنها که بعد از اینها خواهند آمد چه خواهی کرد؟
با بمب میتوانی افراد را حذف کنی، اما مگر میتوان با بمب باورها، هویتها یا آیینهایی را که در حافظه تاریخی یک جامعه ریشه دارند از میان ببری؟
۷- «مسئله اسرائیل» یکی از مسائل انسان معاصر است. حکومتی شکل گرفته که قائل به این نیست که مسائل انسانی را نمیتوان با کشتن حل و فصل کرد. مسئله اسرائیل نحوه «تعریف انسان» (Definition) است. تأسیس کشور اسرائیل در سال ۱۹۴۸ با جنگی همراه بود که به آوارگی اجباری ۷۰۰٬۰۰۰ انسان انجامید و جمعیت "پناهندگان" را ایجاد کرد. جنگهای بعدی اعراب و اسرائیل، از جمله جنگ شش روزه در ۱۹۶۷، منجر به اشغال کرانه باختری و نوار غزه توسط اسرائیل شد.
📌ادامه پست بعدی
به اصل خویش بازگردیم
📌حسین کازرونی نوشت: توان آفندی اصلی ما نه موشک و پهپاد، بلکه «نهضت» و «قیام» است. نقطه قوت تاریخی ما توانایی به حرکت درآوردن انسانها و جریانهای اجتماعی و اعتقادی بوده، نه صرفاً ساختن ساختارها و سازمانهای رسمی.
اشتباه راهبردی این بود که بخش بزرگی از ظرفیت مقاومت در منطقه را در قالب سازمانسازی تعریف کردیم. همه غیرت و توان شیعیان و آزادگان جهان را به ساختارهای رسمی گره زدیم و در نتیجه دست حرکتهای نهضتی را بستیم. در حالی که اسرائیل بیش از آنکه از موشکهای ما بترسد، از ناامن شدن محیط پیرامونی خود و گسترش تهدیدهای غیرقابل پیشبینی هراس دارد.
زیرساخت ذهنی باید تغییر کند. باید به فهمی بازگشت که در دهه شصت و هفتاد وجود داشت؛ فهمی که ابتکار عمل، تحرک و عملیاتهای ویژه را بخشی از معادله قدرت میدانست، نه امری استثنایی و حاشیهای.
مسئله کمبود توان نیست. ظرفیت وجود دارد، اما اراده واقعی برای استفاده از آن دیده نمیشود. بخش مهمی از این وضعیت نیز محصول رقابتهای فرساینده و ناکارآمد درون ساختارهای امنیتی و نظامی است؛ رقابتهایی که توان تصمیمگیری و اقدام را تحلیل میبرند و همه چیز را در ذیل سیاست تنشزدایی متفرق و فشل میکنند.
اینکه در برخی پروندهها ناچار میشوی مستقیماً از نیروهای خودت استفاده کنی، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه ناتوانی در بهرهگیری از ظرفیتهای گستردهتر است. گاهی به نظر میرسد نمایش سازمان و واحد، از خود نتیجه مهمتر شده است.
در برابر رژیمی که بخش مهمی از موجودیت امنیتی خود را بر تعقیب و حذف دشمنانش بنا کرده، نمیتوان با ذهنیت محافظهکارانه و صرفاً اقتصادی عمل کرد.
تا زمانی که تصمیمات کشور در چارچوب سیاستهای اتاق بازرگانی طراحی میشود و پول، محور سیاستگذاری است، نتیجهای جز این نخواهد داشت.
درک قدرت یعنی وقتی به جان و مال تو ضربه میزند، تو نیز مستقیماً جان و مال او را هدف بگیری، نه سیستم دفاعیاش را.
حالا مدام موشک به فلان و بهمان پایگاه بزن، سولهها را هدف قرار بده و به آن دلخوش باش!
چشم در برابر چشم، بچرخ تا بچرخیم این مدلی نیست؛ باید به خود جرأت داد.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
محمد رضا جلایی پور:
همهٔ کارکنان رسانهٔ ملی که زیر تهدید مدام بمباران نگذاشتند صدا و سیما خاموش شود، به ویژه آنها که در برنامههایی همچون زمانه و منایرانم همبستگیهای فراگیرتری ساختند؛
یکایک مرزبانان خاکی و آبیِ ایران که در شرایط تشدید تهدیدهای تجاوز، رخصت ناامنی و تجاوز مرزی را ندادند؛
یکایک ایرانیانی که بعد از تهدید زیرساختها، روی پلها و دور نیروگاههای ایران زنجیرهٔ انسانی ساختند؛
یکایک داوطلبان هلال احمر و کارکنان آتشنشانی و نهادهای مدنی و عمومی امدادرسانی که چهل روز به قربانیان تجاوز به کشورمان و در شرایط سخت خدمات کارساز رساندند؛
همهٔ همراهان کمپینهای مستقل دفاع میهنی همچون «به نام ایران» که از روز اول جنگ با طرحهای میدانی و رسانهایشان مارپیچهای سکوت را شکستند، صدای کودکان میناب و دلاوران ناو دنا و هزاران شهید ایران در داخل و خارج کشور شدند، هزاران نفر با سلایق مختلف را در بیانیهها و کنشهای نمادین همبسته کردند و الگوهایی برای ساختن همبستگیهای فراگیرتر و تکثرپذیر و بهرهگیری از هنر و ادبیات در فضای عمومی و خیابان پروردند که تکثیر شد؛
یکایک ایرانیان خارج از کشور که زیر فشار و ضرب اپوزیسیون فاشیستی و وابسته به اسراییل، محور تجمعهای ضد تجاوز به ایران در شهرهای بزرگ جهان شدند؛
صدها هزار اهالی کشمیر و عراق و پاکستان و یمن و ترکیه که با تجمعهای اعتراضی باشکوه و کمکهای نقدیشان به یاری ایرانیان آمدند؛
سازندگان جوان و خلاق ویدیوهای لگویی و انیمهای که در شرایط ضعف دیپلماسی عمومی ایران تاثیر جهانی داشتند؛
هنرمندانی همچون محسن چاوشی که از همان روزهای اول جنگ خطشکنی کردند و خوش درخشیدند و سرمایهٔ اجتماعی و هنریشان را در خدمت دفاع میهنی قرار دادند؛ و هنرمندانی همچون علی قمصری که ابتکارشان را در خدمت حفظ ایران و سرمایههای زیرساختیاش قرار دادند؛
مداحانی همچون مهدی رسولی و حسین طاهری و محمدحسین پویانفر که در این جنگ با نوحههای حماسی و محبوبشان مقاومت و شور ضروری برای دفاع میهنی را پروردند؛
همهٔ فرماندهان و مدیران عالیرتبه در نهادهای عمومی که زیر تهدید مدامِ ترور، خدمترسانی تماموقت کردند و حتی یک نفر ریزش و پیوستن به جبههٔ دشمن نداشتند؛
یکایک کارکنان صنعت حمل و نقل و صاحبان کسب و کارهای خرد و بزرگ که بخشی از کالاها و خدمات ضروری را ارائه میکردند و حتی در رمضان و نوروز و شرایط جنگی هم تعطیلات نداشتند؛
رهبران و کنشگران سیاسی و مدنی هزینهدادهای که در روزهای جنگ انتقادهایشان در سیاست داخلی را مسکوت گذاشتند و با ارتفاعگیری ملی از همان ابتدا تمامقد و گرم و بسیجگر وارد میدان دفاع میهنی شدند؛
همه کارشناسان و راهبرد اندیشانی که بدون اینکه موظف باشند و بیمزد و منت، با دهها ساعت وقتگذاری، پیشنهادها و ایدههای کارساز برای عبور ایران از این گردنه را میپرداختند و به هر طریق ممکن به دست تصمیمگیران و تصمیمسازان میرساندند؛
دلاوران لرِ هموطنمان که با برنو به نبرد مجهزترین نیروهای عملیات ویژه متجاوزان در دشت و کوهستان رفتند؛
۱۶ میلیون جانفدا که ظرف چند روز برای دفاع از ایران داوطلب شدند؛
و شهید لاریجانی که هم راوی قدرت ملی در هر دو جنگ بود و هم پرورندهٔ تدبیرهایی که به چنین نتیجهٔ عزتمندانهای برای ایران ختم شد.
یکایک ما سوارانِ کشتیِ ایران و حتی فرزندان و نوادگانمان مدیون رشادت و مجاهدت و ایثارگری قهرمانان و نیروهایی هستیم که یاد شدند. بالنده و پاینده باد ایران!
#عصراندیشه
@Asreandisheh
حسین قتیب: جنگ دوازدهروزه و چهلروزه، ورای همه روایتها و داوریها، یک واقعیت سیاسی بنیادین را آشکار کرد: در لحظه خطر، مرز اصلی سیاست نه میان اصلاحطلب و اصولگراست، نه میان انقلابی و غیرانقلابی، بلکه میان آنان است که در کنار ایران ایستادند و آنان که با سکوت، تردید، توجیه یا همراهی، به متجاوز میدان دادند.
بازگشت به شکافهای پیشین، با هر نام و نشانی، بازتولید همان وضعیتی است که جامعه را فرسوده و سیاست را از مسئله اصلی دور میکند. امروز ایران در برابر یک تهدید واحد ایستاده است، و در چنین لحظهای، وفاداری به سرزمین باید بر همه برچسبهای فرسوده سیاسی تقدم داشته باشد.
ما اکنون زیر یک پرچم ایستادهایم: ایران.
آن که به دنبال تفرقه است را طرد کنید.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌تاملی در برکناری دکتر موسی نجفی در ظهر روز جنگ
نظر به برکناری دکتر موسی نجفی از ریاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نکات ذیل قابل تامل است:
1- آمدن و رفتن مدیران در کشور امری طبیعی است ولی چه دلیلی میتواند باعث شود که در ظهر روزی که موج جدید جنگ شروع شد، مدیری را که اتفاقا هم در مدیریت سازمان ذیربط و هم در به خدمت گرفتن سازمان برای دفاع ملی بسیار موفق عمل کرده است، برکنار کنند؟ دکتر نجفی ضمن حفظ آرامش و ثبات اداره بزرگترین پژوهشگاه علوم انسانی کشور، ظرفیت این مجموعه علمی را در مسیر جهاد تبیین و پشتیبانی جنگ به خدمت گرفت و اولین خروجی آن کتاب #روایت_اول بود که به روایت استادان علوم انسانی از #جنگ_رمضان و دفاع میهنی می پرداخت. کدام دانشگاه و پژوهشگاه بدین سرعت توانست چنین خروجی به روزی ارایه دهد؟ کار دومی که ایشان به سرعت در حال انجام بود تدوین فرهنگنامه جنگ رمضان برای ثبت و ارتقای دانش عمومی از بعث مردم ایران و جنگ رمضان بود که با این تغییر آینده آن در هاله ای از ابهام قرار میگیرد. برکناری مدیر موفقی که دقیقا بر نیاز کشور تمرکز کرده و به موازات سایر ارکان کشور به جهاد تبیین علمی پرداخته آنهم در روزی که جنگ دوباره شدت گرفته است معنای مثبتی ندارد.
2- دوره حکم مدیران وقتی تمام میشود طبیعی است که بلافاصله نسبت به جابجایی ایشان اقدام میشود و طبعا ریاست پژوهشگاه علوم انسانی هم چیزی نیست که از این قاعده مستثنی شود ولی پرسش اینجاست که حکم دکتر نجفی در سال 1404 تمام شده بود وزیر علوم که اراده جدی ای در تغییر مدیران قبلی و جایگزینی نیروهای مطلوب خود را دارد، چرا نسبت به تغییر ایشان اقدام نکرده بود؟ آیا غیر از این است که اراده ای فراتر از وزارت علوم مانع شده بود؟ واقعیت این است که طبق اظهارات دکتر نجفی و برخی افراد دیگر، رهبر شهید با تغییر ایشان مخالفت کرده بود و همین باعث توقف فرآیند تغییر ایشان شده بود. فلذا تغییر ایشان چندماه بعد از شهادت رهبر شهید و درست روزی که همه توجه ها به موج جدید تهاجم متمرکز بود، در عین دهنکجی به رهبر شهید، نوعی سواستفاده از شرایط جنگی است.
3-دکتر موسی نجفی در دوره مسوولیت پژوهشگاه علوم انسانی توانست کارهای متعددی از جمله انتشار مجموعه فاخر استعمار را انجام دهد که بازتاب زیادی در محافل علمی و سیاستی کشور داشت. او در مقام یک نظریه پرداز انقلاب اسلامی بنا به توصیه رهبر شهید در برخی جلسات مهم کشور شرکت میکرد. مثلا در دیداری که رهبر شهید با پوتین داشت بنا به تاکید رهبری، ایشان هم در جلسه حضور داشت تا بهتر بتواند در تظبیق نظریه پردازی با واقعیتهای سیاست عمل کند. کاری شبیه الکساندر دوگین در روسیه و سایرین در کشورهای غربی. اشاره هم شد که بعد از جنگ دوازده روزه و در جنگ رمضان، دکتر نجفی بسیار کوشید که نقش پژوهشگاه را در خدمت بزرکترین مساله روز جامعه ایران یعنی جنگ تحمیلی سوم تقویت کند. این مهم را در کنار نامه رییس دانشگاه تهران به همراه پانزده رییس دانشگاه کشور که از منصوبان وزارت علوم جدید هستند، برای خویشتن داری در جنگ قرار دهیم تا ذهنمان روشنتر شود.
موارد فوق نشان میدهد که ما صرفا با یک تغییر مدیریتی عادی مواجه نیستیم بلکه با اتفاق #شبه_کودتای_علمی مواجهیم.
شواهد نشان میدهد که اراده ای در دولت برای تکرار این شبه کودتاها در سایر حوزه های مدیریتی وجود دارد که در آینده نزدیک در سواستفاده از دوران گذار فعلی و شرایط جنگی، به اشکال مختلف تکرار خواهد شد.
✍آیدین قراباغی
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌مهندسی خاورمیانه؛ بریتانیا چگونه زمین بازی را برای اسرائیل چید؟
🔹بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد مرزهای امروز خاورمیانه نتیجه یک «معماری استعماری» دقیق پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی است؛ پروژهای که هدف نهایی آن نه دولتسازی، بلکه ایجاد جای پا برای صهیونیسم بود.
🔹در حالی که بریتانیا در عراق و اردن با تشکیل پادشاهیهای تحت نفوذ، فرآیند «دولتسازی دستنشانده» را پیش برد، در فلسطین مسیر متفاوتی را انتخاب کرد؛ واژه حقوقی «قیمومیت» پوششی شد تا هویت ملی فلسطینیان رسماً انکار شود.
🔹طبق این تحلیل، بریتانیا با استفاده از خلاء قدرت پس از توافق «سایکس-پیکو»، عمداً فلسطین را از روند تشکیل دولت مستقل خارج کرد تا با تکیه بر اعلامیه بالفور، بستر تغییر بافت جمعیتی و تولد اسرائیل را فراهم کند.
🔹این تفاوتِ معنادار در رویکرد استعمار (دولتسازی در همسایگان و هویتزدایی در فلسطین)، ریشه اصلی بحرانهای خونین و بیثباتیهای مداوم در دهههای اخیر منطقه شناخته میشود.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
آذری جهرمی: بمب بعدی ترامپ و نتانیاهو از جنس تورم است
محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات دولت روحانی، در کانال تلگرامی خود با اشاره به گرانیهای اخیر نوشت:
🔹بمب بعدی ترامپ و نتانیاهو شاید از جنس باروت نباشد؛ از جنس "تورم" باشد! میدان نبرد، سفره مردم، اجارهبهای مسکن و ... است.
🔹پدافند اقتصادی کشور آماده است، یا خدایناکرده مجددا غافلگیر میشویم؟
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌صفهای مردم در کلانتریهای ویران شده
عظیم محمودآبادی: چند روز پیش به اتفاق یکی از دوستان در یکی از بلوارهای غرب تهران بودیم که در مسیر با ویرانههای یک کلانتری که در جنگ تحمیلی اخیر مورد حمله قرار گرفته بود، مواجه شدیم. در پیادهرویی که در جنب همان ساختمان تخریب شده کلانتری قرار داشت، صف چند نفرهای بود که روی نیمکتهای استقرار یافته، احتمالا منتظر رسیدگی به پروندههایشان بودند. راستش در نگاه اول خیلی متاسف شدم از اینکه شرایطی پیش آمده که مردم مجبورند برای پیشبرد کارهای قضایی- انتظامی خود بعضا در این اماکن تخریب شده حاضر شوند و در شرایطی که هیچ در شان آنها و ایران عزیز نیست نیروهای انتظامی به رتق و فتق امورشان بپردازند.
اما بلافاصله فکر دیگری از جهت دیگری نیز به ذهنم رسید و آن اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران – با همه ایرادات و اشکالاتی که به حق به آن وارد است – اما در متن جامعه خود از چنان مشروعیت و کارآمدی برخوردار است که شهروندان برای حل و فصل منازعاتشان و احقاق حقوق خود، تنها و تنها همان مراکز قضایی و انتظامی را به رسمیت میشناسند و حاضرند در ویرانههای ساختمان تخریب شدهای که منتسب به نهادهای رسمی نظام است زیر آفتاب بایستند تا به امورشان رسیدگی شود.
این سرمایه کوچکی نیست؛ ما میدانیم که در سالهای قبل از انقلاب اسلامی و زمانی که نامشروعی حکومت پهلوی در اوج خود قرار داشت بسیاری از آحاد جامعه ایران – خاصه متدینین – به طاغوت و نامشروع بودن محاکم قضایی و مراکز انتظامیِ شاه باور داشتند لذا سعی میکردند مسائل فیمابین خود را از مسیرهای دیگر نظیر مراجعه به ائمه جماعات یا ریشسفیدان محلی و مساجد حل کنند.
در واقع نظام سیاسی پهلوی درست در زمانی که به ظاهر در نقطه اوج قدرت خود قرار داشت و از سوی ایالات متحده آمریکا به مرتبه ژاندارمی منطقه نائل شده بود، بسیاری از شهروندانش تره هم برایش خُرد نمیکردند و آن را شایسته داوری در مورد کوچکترین منازعات میان خود نمیدانستند. اما قدرت سیاسی در ایران امروز که مورد وحشیانهترین حملات قرار گرفته و از بسیاری ساختمانهای اداری – انتظامیاش، جز ویرانهای باقی نمانده تنها مرجع و ملجاء مردم برای حل و فصل منازعات فیمابین خودشان است.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
🌕 مقتل شهید، مزار اوست
🖋سید حسین شهرستانی
چه بهتر و درستتر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش در تهران باشد. او در اینجا مبارزه کرد، با مردم سخن گفت، خندید و گریست، عبادت کرد، حسین حسین گفت و به سینه زد و همینجا ایستاد تا منزل و محل خدمتش، مشهد و مقتلش باشد.
مردم نیز نزدیک به سه ماه است اینجا را به زیارتگاه نوظهور و پرشور تهران، این پایتخت مقاومت تبدیل کردهاند.
خود حادثه و جریان عواطف عمومی تعیین کننده آن است که هیچ کجا برای دفن رهبر شهیدمان بهتر از مقتل او در قلب پایتخت ایران اسلامی و عاصمه مقاومت اسلامی نیست.
در سنت دینی و ملی ما نیز، اصولا مقتل شهیدان، مزار ایشان بوده است. مزاری که خود یادگار رخداد قدسی شهادت است و همواره در متن ضربآهنگ روزمرگی، چراغ تذکر به لحظه رخداد مقدس را روشن نگاه میدارد.
تهران، اینک داستانی و رازی دارد همچون کربلا و و نجف و قم. این داستان و این راز موهبت خدا و تقدیر تاریخ برای تهران است.
چرا باید پیکر شهید را برداریم و به جای دیگر که خاطره رخداد شهادتش را در برندارد ببریم؟
چنانچه شهیدانی که در جبهه ها به شهادت رسیدند را به شهر و دیار خود میبریم و این بهترین انتخاب است، حاج قاسم بهترین مزارش، همان گلزار شهدای کرمان است تا چراغی برای شهرش باشد، شهری که در آن بالیده است. او هم میتوانست در زینبیه یا کربلا و نجف دفن شود اما کرمان مزار درست حاج قاسم است.
رهبر شهیدمان هم اگر رسماً وصیت نکردهاند که جایی در قم یا مشهد دفن شوند، بهتر است در نقطه شهادت سرخ و پرافتخارش دفن شود تا همگان در همیشه تاریخ بدانند او کجا بود و تا آخر ماند و چهسان شهید شد.
شهید را از شهر بیرون نکنیم. مرکز شهر تهران، قلب پایتخت، در وسط معرکه حیات و سیاست و اقتصاد و فرهنگ، یکطرف خیابان جمهوری، یکطرف خیابان انقلاب، در گرماگرم زندگیمان، رهبر شهیدمان را نگاه داریم که او به این جغرافیا، روحی تازه بخشیده و خواهد بخشید.
همین امروز آنجا، خیابان کشوردوست، زیارتگاهی شده است. اگر میخواهید این زیارتگاه، سالیان بعد صرفا موزهای سرد و رسمی نشود، شهید را از میان زائرانش بیرون نبرید.
مزار شهید، مقتل اوست. این تقدیر تاریخ و سنت سلف صالح و مظهر اراده لایزال الهی و کانون سرخ تجدید خاطره مقدس و حیاتبخش شهادت سیدعلی حسینی خامنهای است.
مردی بیهمتا با حیات و مرگی بیمثال که تهران، کربلای اوست. تهرانی که دیگر تهران قبل نخواهد بود. اگر چراغ مزار شهید بزرگش در قلب شهر روشن بماند.
و السلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا
#شهید
#مزار
#سیدحسین_شهرستانی
#عصراندیشه
@Asreandisheh
👆 قطعهای از گفتوگوی «عصر اندیشه» با محمدرضا جلائیپور در نقد «کوراستعماریِ» بخشی از روشنفکران و نیروهای سیاسی
👈 متن کامل گفتوگو
@jalaeipour
(@vahidkargar28)
کلانتری نیلوفرو خیلی بد زدن، ی دخترست خیلی وقتا میاد کنار خرابی ها وایمیسته یواشکی گریه میکنه.
لابد پدر یا برادرش رو اینجا از دست داده. لابد چیزی هم از طرف نمونده ک نمیره بهشت زهرا و میاد اینجا گریه میکنه.
روانم بهم میریزه هرسری میبینمش.
Emily (@EmilyAmraee)
صاحب نونوایی و دو تا دختر فروشندهای که نیم ساعت قبل حمله شیرین ازشون نون شیرمال خرید کشته شدند. نون هنوز روی میز آشپزخونه بود که اونها توی میدون نیلوفر تیکهپاره شدند.
Jalal Samiee (@JalalSamiee)
شب دوم جنگ (١٠ اسفند ١۴٠۴) میدان نیلوفر با سه اصابت پیاپی درحالی هدف حملات شد که مردم در خیابان مشهور غذاها در پیادهرو نشسته بودند. در کافهی روبهروی کلانتری، در دو رستوران میدان و... آدمها کشته شدند. چندبار با این دو خانم وقت خرید بگوبخند داشتم... محلهی زیبا جهنم شد.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
وافق و چند نکته/ سهند ایرانمهر
اگر توافقی که اکنون از آن سخن گفته
میشود پا بگیرد، باید پذیرفت آنچه از ۹ اسفند تا امروز به نام «جنگ» شناخته شد، عملاً به پایان رسیده است؛ نه فقط بهعنوان یک درگیری نظامی، بلکه بهعنوان تصوری از جنگ که خود را «راهحل» معرفی میکرد.
آن ضدمنطقِ جنگطلبی که با استدلال و بحث قانع نمیشد و همچنان بر طبل جنگ میکوبید، اکنون در میدان واقعیت نسبت خود را با عقل و منافع ملی آشکار کرده است و هواخواهان آن نه تنها در این مورد که در موارد دیگر هم به دلیل نگاهی از اساس اشتباه و دور از واقعیت سرخورده خواهند شد. این جنگ، در نهایت، علیه منافع ایران و مردم ایران عمل کرد و مسیر آینده را دشوارتر ساخت.
اعلام توافق حتی اگر به سرنوشت توافقهای پیشین دچار نشود بازهم به معنای پایان تخاصم ایران و آمریکا نیست به ویژه آنکه حالا منطق ژئوپلتیک آن بر سایر زمینهها میچربد. منطق این تقابل، عمیقتر از یک جنگ یا یک توافق است و به اشکال دیگری ادامه خواهد یافت؛ بهویژه آنکه این جنگ، وجه دیگری از ایران را نیز آشکار کرد و معادلات آینده منطقه و جهان ناگزیر از درنظر گرفتن آن خواهند بود.
با این همه، اگرچه عبور ایران از این دوران، خود دستاورد کوچکی نیست، اما چالشهای اصلیتر همچنان پیش روست؛ چالشهایی در ساحت اقتصاد، اجتماع و سیاست که تعیین میکنند این مرحله صرفاً یک «عبور» بوده یا نقطهای برای بازاندیشی. نحوه مواجهه با این آینده، تا حد زیادی وابسته به آن است که جمعبندی و تحلیل نهایی از این دوره، تا چه اندازه با واقعیت منطبق باشد؛ زیرا خطای تحلیلی در فهم آنچه گذشت، میتواند هزینههای سنگینتری از خود بحران برجای بگذارد.
منبع: کانال وانس اپ نویسنده
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌دیدار شی جینپینگ و دونالد ترامپ در پکن
🔹رؤسای جمهور چین و آمریکا در نخستین دیدار رودرروی خود از ماه اکتبر، بر اولویت منافع مشترک بر اختلافات و ضرورت تبدیل شدن به شریک تجاری و سیاسی تأکید کردند.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌بازداشت معاون دبیرکل سازمان ملل در فرودگاه اسرائیل
🔹روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت گزارش داد که سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی (شاباک) صبح امروز (چهارشنبه) ژیل میشو معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در امور ایمنی و امنیت را هنگام ورود به سرزمینهای اشغالی بازداشت کرده است؛ اقدامی که به گفته این رسانه صهیونیستی موجب ایجاد بحران دیپلماتیک برای رژیم اسرائیل شده و این رژیم را در وضعیتی دشوار قرار داده است.
🔻ایرنا
#عصراندیشه
@Asreandisheh
از آن روز تا به امروز بزرگان اسرائیل میخواهند «مسئله انسان» و منازعه را با زور حل کنند. سر مار را در تهران قطع کردند و اکنون شگفتزده از این نشستهاند که پس چرا بعد از کشتن آن مرد هنوز این جمعیت هزاران نفری در میدان تجریش، در میدان انقلاب و در صدها میدان دیگر در صدها شهر دور هم جمع می شوند و برای حسین سینه میزنند؟
«مسئله اسرائیل» قائل نبودن به این واقعیت است که با انباشت "خون" نمی شود مسائل جوامع انسانی را حل کرد. راه حل، خون نیست.
«مسئله اسرائیل» یکی از مسائل انسان معاصر است. مسئله ای حل نشده.
/channel/solseghalam/2694
#عصراندیشه
@Asreandisheh
حسین پاک نوشت:
يا أهلَ لا إلهَ إلا الله،
من در جنوب لبنان، در حالی که جنگندهها و پهپادهای دشمن لحظهای مجاهدان و مردم را رها نمیکنند، و در شرایطی که فاصلهای با پیوستن به امام خویش ندارم، بدون هیچ انگیزه سیاسی به شما میگویم:
این تأخیر در واکنش، موجب از دست رفتن چیزهایی میشود که دیگر قابل بازگشت نیستند.
من به تفاهم نقضِ غرض و سرنوشت آن کاری ندارم؛ سخن من چیز دیگری است. این روند، اصل نهضت را در لبنان از میان میبرد.
با پشتگرمی به امام شهیدم و قائد مقتدرم میگویم: اگر زمان از دست برود، زمین از دست خواهد رفت.
ملت ایران، فریب دوگانه «معیشت یا جنگ» را نخورید. این یک جنگ وجودی است. تأخیر در رویارویی، ما را تنها ضعیفتر میکند.
حزبالله مهمترین رکن امنیتساز ایران در منطقه است. در هر نبرد آینده، اگر حزبالله نباشد؛ اگر آن هزاران فدایی که در سختترین روزها برای ایران جان میدهند نباشند؛ اگر ارتش و نیروی هوایی دشمن در جبههای دیگر درگیر نشوند، مسیر بسیار دشوارتر خواهد شد.
برخی با تأخیر در ضربه و واکنش، اثرگذاری آن را از بین میبرند و سپس به همین کاهش اثرگذاری استناد میکنند تا اصل اقدام را زیر سؤال ببرند.
فریب دوگانه دروغین آمریکا و رژیم صهیونیستی را نخورید. دشمن، زمان را سلاح خود کرده است؛ و هر روز تأخیر، هزینهای سنگینتر بر ما تحمیل میکند.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
حسین موسویان: تفاهمنامه پایان جنگ، سند اقتدار و توانمندی رهبر ایران است | مقاومت ایران در جنگ ۳۶۷ روزه به تئوری «گزینه نظامی» خاتمه داد
سید حسین موسویان، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران و استاد دانشگاه پرینستون:
🔹تفاهم ایران و آمریکا با اعلام دو پایتخت و کشورهای واسطه نهایی شده و قرار است جمعه ۱۹ ژوئن در ژنو امضا شود و مذاکرات اصلی ۶۰ روزه آغاز گردد.
🔹مهمترین بخش این توافق ۳ اصل ابتدایی است: ترک مخاصمات مسلحانه، احترام به حاکمیت ملی، و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر. اگر توافق نهایی بر اساس این بند صورت گیرد، شاهد تحولات مهمی در تأمین صلح و ثبات و امنیت منطقه خواهیم بود.
🔹بعد از انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، گمانهزنیهای گستردهای در مورد سلامت و توانایی ایشان مطرح شد. این تفاهمنامه سند اقتدار و نشانه توانمندی ایشان در تصمیمگیریهای بزرگ برای آینده ایران است.
🔹بعد از انقلاب، گزینه حمله نظامی به ایران مهمترین خواسته اسرائیل بود و همه روسای جمهور آمریکا این گزینه را در دستور کار داشتند. اما ترامپ تنها رئیسجمهوری بود که این ریسک را پذیرفت. مقاومت ایران در جنگ ۳۶۷ روزه آمریکا-اسرائیل، در حقیقت به تئوری «گزینه نظامی» و «تغییر رژیم در ایران» خاتمه داد.
🔹توافق نهایی در صورتی به صلح پایدار خواهد انجامید که واشنگتن و تهران در مورد کلیه اختلافات و نگرانیهای اساسی متقابل گفتگو کنند، مذاکرات وزرای خارجه ۸ کشور حاشیه خلیج فارس آغاز و نظام جدید همکاری و امنیت شکل گیرد، و با وساطت آمریکا، اسرائیل و ایران به تهدیدات نظامی-امنیتی متقابل خاتمه دهند.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
🔴 اینها اگر فیلم بود وسطش سالن سینما را ترک میکردم!
🔺چند وقت پیش در لابلای یک یادداشت دیگری نوشتم «اگر پنج سال قبل پای یک فیلم سینمایی مینشستم که نشان میداد از سوی آمریکا به ایران حمله نظامی میشود و در ساعت صفر جنگ رهبری و تمام فرماندهان اصلی نظامی کشور یک جا ترور میشوند، به همه مراکز و تاسیسات نظامی ایران تا حد کلانتری محلات حمله میشد و کشور در کمتر از ۲۴ساعت به مرحله اداره زیرزمینی امور میرسد، در حدی که احتمالا یک بخشدار هم در ساختمان بخشداری نتوان پیدا کرد؛ اما ایران تنها ۲ساعت بعد از شروع چنین جنگی به ۷پایتخت در منطقه حمله گسترده موشکی میکرد، تنگه هرمز را مسدود میکرد و تا ۱۰۰روز بزرگترین ارتش جهان نه توان آن را پیدا میکرد که این تنگه را باز کند و نه قدرت آفندی و موشکی ایران را از کار بیاندازد و در این فضای اداره زیرزمینی کشور که کلانتریها هم تخلیه شدهاند حتی یک شهر کوچک مرزی سقوط نکند و دست آخر ایران زمان آتشبس را تعیین کند و...» قطعا همان اواسط فیلم، سالن سینما را ترک میکردم و میگفتم این فیلم بیش از حد پروپاگاندایی و اگزجره است و درصدی به شعور مخاطبانش احترام نگذاشته است.
🔹اما خب چه میشود گفت؟ ما این فیلم غیرقابل باور را در این صد و چند روز زندگی کردیم. در یک نبردی که بسیار از هجوم اسکندر مقدونی و چنگیز مغول و ارتش متفقین هم بزرگتر بود ما تاریخیترین مقاومت میهنی را از خودمان نشان دادیم.
🔸حجاب معاصرت چندان اجازه نمیدهد که بفهمیم تمام اینها یعنی چه، اما خب بعدها هرکه در کتاب تاریخ به این جنگ و داستان دفاع ما میرسد با حیرت و غرور و افتخار، آن را میخواند. گوارای وجود آیندگان باد افتخار به این تاریخ و نقطه پایانی که بر قرنها اضطراب برای بقا ایران و حفظ تمامیت سرزمینیاش گذاشتیم.
🔹یکصد و چند روز پیش اهریمنان زمانه از پایان جنگ در چند روز الا چند هفته گفتند. اهدافشان هم مشخص کردند.
1️⃣ نابودی توان موشکی ایران
2️⃣ نابودی قدرت دریایی ایران
3️⃣ نابودی و خارج کردن مواد غنیسازیشدن ایران
4️⃣ تغییر نظام سیاسی ایران
5️⃣ مالکیت بر جزایر جنوبی و منابع نفتی ایران
و به پیوست تمام اینها: تسلیم بی قید و شرط
◽️ما تا ساعت آخر این جنگ موشکهایمان به هر تعداد و با هر هدفی که انتخاب خودمان بود شلیک شد.
◾️ما تا ساعت آخر جنگ تعیین کردیم که کدام کشتی از تنگه عبور کند و کدام پشت دروازه بماند.
◽️ما سرنوشت اورانیومها را حتی از شروط پایان جنگ خارج کردیم.
◾️و آن دو مورد آخر هم که ارزش پاسخگویی ندارد و لفظش هم به دهان نجس دشمنان بزرگ بود.
✅ ایران با تنی زخمی و با داغی ابدی از فقدان نیکوترین فرزندانش این جنگ را به انتها رساند. آنان تن به تن برای اقتدار و استقلال وطن ذبح شدند اما حالا خلیج، از هر زمانی فارستر است. تهدید ایران علیه دشمنانش از هر زمانی معتبرتر است، ایمان به توان دفاعیمان از هر زمانی بالاتر است. و ایران برای ما وارثان این ایام سخت از هر زمانی ایرانتر و عزیزتر است.
✍️ محمدصادق فرامرزی
#عصراندیشه
@Asreandisheh
برآورد خطرناک واشنگتن از ذهنیت تهران
علی عبدی: در شرایط فعلی، آمریکا به یک شناخت و برآورد خطرناکی از ایران رسیده است.
ایران در ایام جاری به آمریکا اثبات کرده است که حتی پس از جنگ 40 روزه نیز، خطوط قرمز بسیار کم و منعطفی دارد. ایران دارد به جهان نشان میدهد که اعتقادی به طرح ابتکاری نظامی/امنیتی -بخصوص زیرآستانه تنش- ندارد؛ ایران در مقابل نقض آتش بس، صرفا موردی و موزائیکی جواب میدهد.
1- کارایی حملات محدود برای آمریکا و ناکارآمدی آن برای ایران
متاسفانه توانایی نظامی ایران برای ایجاد خسارت و تلفات در حملات نقطهای و موردی پهپادی/موشکی - در سایه فقدان عملیات های مبتکرانه - بسیار ناچیز است و ارزش بازدارندگی نظامی (با توجه به پدافند عامل و غیر عامل دشمن) آن نزدیک به صفر است. آمریکا متوجه شده است که ایران صرفا زمانی میتواند خسارت قابل توجه نظامی ایجاد کند که فرصت شلیک نرخ بالا پیدا کند.
مثال: آمریکا میتواند با یک موج حمله هوایی، یک پتروشیمی را از کار بندازد، ولی ایران در عوض، نیازمند چند روز عملیات برای اصابت موفق و ایجاد خسارت معادل در یک واحد نفتی حاشیه خلیج است. بنابراین، درگیری در شرایط آتش بس به آمریکا این فرصت را میدهد که در قالب حملات محدود موثر، خسارت زیادی بزند و در عوض نیز با حمله محدود واکنشی ایران مواجهه شود (که توانایی ایجاد خسارت راهبردی بسیار ناچیزی دارد).
2- راهبرد غیرنظامی سرکوب نرخ پرتاب شهرکهای موشکی
در شرایط فعلی، تداوم مذاکرات و آتشبس، راهبرد موثری برای جلوگیری از شلیکهای نرخ بالا و مداوم از طرف ایران است. در چنین معادلهای، آمریکا دلیلی نمیبیند متحمل خسارتهای اقتصادی و راهبردی تنگه هرمز شود ولی از فرصت ضربات محدود راهبردی علیه ایران، صرف نظر کند. در واقع آمریکا پس آنکه در جنگ 40 روزه با موانع نظامی و راهبردی جدی روبرو شد، اکنون با حدود 2 ماه آزمایش خطا، راهی برای استمرار عملیات نظامی موثر و در عین حال - سرکوب نرخ پرتاب ایران - پیدا کرده است.
3- سناریوهای آینده
در شرایط فعلی، به نظر میآید آمریکا به عمد حملات را به صورت محدود ولی مستمر انجام میدهد تا مانع واکنش جدی تهران شود. چه بسا بیانیههای تهدیدآمیز دیروز ترامپ و هگزت، با هدف بالا بردن انتظار ایران نسبت به حمله آمریکا بوده است. حملات دیشب در عوض بسیار محدود بود. این راهبرد، ناچیز بودن حملات را القا میکند و ذهنیت مسئولین و افکار عمومی کشور را به حملات مستمر، عادت میدهد.
در چنین شرایطی، زمینهسازی تدریجی برای تحمل حملات زیرساختی، ترورهای رده پایین و سپس رده بالا و در نهایت عملیات هلیبرن، در ایران مهیا میشود. چه بسا با همین دست فرمان، بزودی آمریکا مجاب شود که میتواند با نهایت حدود 40 نفر کشته، در تاسیسات راهبردی هلیبرن کند و پرونده اورانیوم غنیشده را یکسره کند. این هزینه، کاملا در آستانه تحمل آمریکاست و زمینه اعلام پیروزی را فراهم میکند.
راهکاری پیشنهادی - همانطور که بارها مطرح شده است - ابتکار عمل در موازنه تنش است. ایران متاسفانه در شرایط فعلی، فاقد افق نظامی/امنیتی ابتکاری است... در شرایط فعلی، آمریکا انگیزهای برای توافق ندارد و در سایه انفعال ما، بالآخره راهی برای دور زدن اهرم فشارهای راهبردی خواهد یافت.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
معادلهی این دو شب را مرور کنیم؟ سقوط یک آپاچی که البته آن گردن نگرفتیم در برابرِ ضربه خوردنِ سیستمهای راداری، مخابراتی، پدافندی و حتی منابع آبِ جزایرمان. حالا برقراری این معادله در درگیریهای جنوب را طی چندماه تصور کنید. یعنی چندماه این روند تکرار شود: یک فالس فلگ، زدن زیرساختهای نظامی و مدنی ما و پاسخهای همیشگی و اخطاری ما که معنایش صرفا «تکرار نشود» است. و خب طبیعی است که طرف مقابل تکرار میکند چون میداند باز هم همان چرخه همیشگی برقرار است. میداند سطح تنش از طرف ایران بالا نمیرود. معنای برقراری چندماههی این روند یک چیز است: مرگ تدریجی ما. مردن با چشمهای باز. راه نجات هم مشخص است. تغییر پارادایم در پاسخ دادن. عبور از خطوط قرمز. چرا عبور نمیکنیم؟ ابلهانهاش این است که دل به جداسازی جبههی آمریکا از اسرائیل بستهایم. راه فرار برای ترامپ را نمیخواهیم ببندیم. واقعگرایانهترش چیست؟ از تغییر پارادایم در پاسخهایمان میترسیم چون احتمال جدی وجود دارد که واکنش طرف مقابل به این تغییر پارادایم، حمله اتمی باشد. و ما سلاح اتمی نداریم. همان سلاحی که بیست سال است هزینههای داشتنش را دادهایم.
🖌️ کانال نانوشته ها
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌نقش چین در جنگ
چین در بحران جاری در نقش یک فرصت طلب محافطه کار ظاهر شده است. از یکسو با ابزارهای دیپلمانیک و ارسال قطعات با کاربری دو گانه، مانع از فروپاشی کامل توازن قوا به نفع آمریکا می شود، واز سوی دیگر با عدم تعهد نظامی مستقیم به ایران و حفظ کانال های اقتصادی با اعراب، خود را به عنوان شریک آینده و معمار نظم جدید خاورمیانه معرفی می کند.
چگونه و با چه برهان هایی؟
۱- اولویت نخست چین، حفظ یک رابطه آرام (هر چند لرزان) با واشنگتن است. پکن به هیچ وجه نمی خواهد به خاطر ایران وارد یک رویارویی نظامی یا دیپلماتیک مستقیم با آمریکا شود.
در عین حال، چین آماده است تا در صورت هرگونه تغییر یا تضعیف ساختار حاکمیتی در منطقه بتواند مناسبات اقتصادی خود را با بازیگران بعدی حفظ کند.
هم چنین به نظر می رسد چین نقش کلیدی در متقاعد کردن تهران برای پذیرش توافق های اولیه آتش بس داشته است. در همین ارتباط میانجیگری پشت پرده چین (مانند طرح پیشنهادی پاکستان) ادامه دارد؛ زیرا استمرار جنگ را مخل امنیت کلان خود می داند.
۲- یکی از بزرگترین چالشهای پکن در این جنگ، آسیب به شریانهای اقتصادیاش بوده است.
اگرچه چین منابع تامین نفت خود را متنوع کرده، ولی در پی بسته شدن تنگه هرمز و درگیریهای دریایی اخیر، واردات نفت این کشور از منطقه خلیج فارس حدود ۲۵ درصد کاهش یافته که هزینه سنگینی را به اقتصاد چین و پالایشگاه های کوچک تحمیل کرده است.
۳- تحلیلگران اندیشکده چتم هاوس باورمندند:، چین در نهایت برنده استراتژیک این جنگ خواهد بود، چه توافقی حاصل شود و چه نشود.
درگیری پرحجم آمریکا در این جنگ، ذخایر موشکی و مهمات کلیدی پنتاگون را به شدت کاهش داده و تمرکز واشنگتن را از شرق آسیا و بحران تایوان منحرف کرده است؛ این دقیقاً همان چیزی است که پکن از آن استقبال میکند.
با مشخص شدن آسیبپذیری سیستمهای دفاعی گرانقیمت غربی در برابر پهپادها و موشکهای ارزانقیمت، کشورهای عربی خلیج فارس به سمت خرید تسلیحات ارزانتر و تولید انبوه چینی و ترکیهای متمایل شدهاند که این امر نفوذ ژئوپلیتیک چین در بازار تسلیحات منطقه را تقویت میکند.
#یدالله_کریمی_پور
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌چرا غدیر مهم است؟
📄آیت الله حائری شیرازی: چرا غدیر مهم است؟ ببینید، نماز، ستون دین است، اما خود نماز هم یک ستون میخواهد. این چراغها را نگاه کنید. آیا اگر برق نباشد، اینها کار میکنند؟ خیر! «نماز» مثل این «چراغ» است و «ولایت» مثل «برق» است.
⚡️ روشنتر برایتان بگویم؛ شما در خانهتان فریزر دارید. غذا را در فریزر میگذارید و گاهی یک سال سالم میماند؛ درست است؟ مگر نمیگویید فریزر این هنر را دارد؟ برقِ فریزر را خاموش کنید؛ حالا یک هفتۀ دیگر برو سراغ چیزی که درونش گذاشتهای. این چیزی که یکسال حفظ میشده، در عرض یک هفته فاسد میشود! ماجرا این است. نماز، مثل یخچال، نگهدارنده است؛ اما روحش ولایت است؛ با ولایت است که کار میکند و مؤثر است.
⚡️ برق، وارد یخچال میشود؛ خنککنندۀ غذا میشود. همین برق، وارد فریزر میشود و یخزننده میشود. این برق میرود به بخاری، گرمکننده میشود. میرود به چراغ، روشناییبخشِ اتاق میشود. همان برق است؛ اما هر جا رفت، یک کار میکند.
ولایت میرود به روزه، اخلاص میآید: (فَرَضَ اللَّهُ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلْإِخْلاصِ)
ولایت میرود به نماز، تکبر را برمیدارد: (وَ اَلصَّلاَةَ تَنْزِیهاً لَکمْ مِنَ اَلْکبْرِ)
ولایت میرود به جهاد، عزت برای اسلام میشود: (و الجهادَ عزّاً للاسلام)
⚡️ قبل از غدیر، مردم با ولایتِ پیغمبر (ص) که مثل برق بود، نمازشان مؤثر بود، روزهشان مفید بود؛ همۀ این عبادات، آنها را از ظلمت به سوی نور میبُرد. در غدیر، رسول خدا(ص) میخواست خداحافظی کند؛ اما برق نباید قطع بشود. اول وصلشان میکند به این برق جدید، بعد خودش میرود تا یک لحظه خاموشی نداشته باشند و برق قطع نشود.
وقتی امیرالمؤمنین علی (ع) را کنار گذاشتند، چه کردند؟ تمام انشعابهای داخلی خانه را قطع کردند. برق قطع شد و همهچیز به خاموشی رفت. این بود ماجرا. در غدیر آنها را وصل کردند و بعد از رحلت، برق را قطع کردند.
⚡️ خب، حضرت فاطمه (س) چرا ناراحت شدند؟ چرا عصبانی شدند؟ چرا اینقدر گریه میکردند؟ چرا مردم به ایشان میگویند: یا روز گریه کن و شب آرام باش، یا شب گریه کن و روز آرام باش»؟ برای «مردم» گریه میکرد. رسول خدا (ص) اینقدر زحمت کشید، اما آنها زحمتهایش را ضایع کردند. وقتی که خلافت غصب شد، سلمان فارسی آمد، اما جرئت نمیکرد عربی حرف بزند. یک جملهٔ فارسی گفت و رفت: «کردید و نکردید!» یعنی زحمت کشیدید، همهکار کردید، اما انگار هیچ کاری نکردید. انگار هیچ!
⚡️ خب، بگویید ببینم؛ یخچال یا فریزری که به برق وصل نباشد، به چه کار میآید؟ باید بایستی و فقط نگاهش کنی! برای دکور خوب است! نماز بیولایت هم خیلی قشنگ است. امام جماعت مسجدالحرام آنقدر قشنگ نماز میخواند و آنقدر زیبا حمد و سوره میخواند که انسان حظّ میکند، اما فقط برای دکور است. هیچ خاصیتی ندارد. باید روح داشته باشد و روحش ولایت است.
⚡️ شما نگاه کنید، انسانی یک ساعت قبل زنده بود و راه میرفت، یکدفعه چه شد که افتاد؟ چشمش سر جایش است، گوشش سر جایش است، اما حس ندارد. مُرد. چرا؟ روح رفت، برق رفت.
نماز، چشم است، روزه، گوش است، امربهمعروف، زبان است، اما این زبان، کار نمیکند؛ باید روح داشته باشد تا این چشم کار کند. وقتی روح رفت، تمام این اعضا بیحس میشوند. نماز هم همینطور است. ولایت، جان است و نماز، جسد. غدیر روزی بود که خدا در این جسدِ عبادات، روح دمید. روز غصب خلافت، روزی بود که این روح از بدن رفت و نماز و روزه، مُرده شدند. بودند، اما مُرده!
#عصراندیشه
@Asreandisheh
مشاور سابق اوباما: تهران دیپلماسی ترامپ را تهدید جنگ میداند / دستیابی به توافق پایدار بسیار بعید است
ولی نصر، مشاور سابق اوباما در فایننشال تایمز:
🔹در تهران این دیدگاه مسلط است که با توجه به سابقه ترامپ، وعده دیپلماسی میتواند تهدید جنگ را افزایش دهد. تهران شک دارد آمریکا به دنبال صلح پایدار باشد، نه مهار ایران در انزوا و ضعف.
🔹رهبران ایران کنترل تنگه هرمز و حفظ اورانیوم با غنای بالا را کلید بازدارندگی میدانند. هر توافق پایداری به غرامت اقتصادی و لغو پایدار تحریمها گره خورده است. آمریکا خواستار امتیاز ایران در هر دو زمینه است و این دستیابی به توافق پایدار را بسیار بعید میکند.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
دو فرصت از دستندادنی برای فراگیرسازی اجتماعات شبانهء حفاظت از ایران
📌محمدرضا جلایی پور نوشت: در تجمعهای تا امروز ۹۰ شبهء «جنبش ضداستعماری و خیابانیِ حفاظت از ایران» در صدها شهر و دهها میدان پایتخت، به شهادت نظرسنجیهای معتبر و مشاهدههای میدانی بخش بزرگ و متکثری از ایرانیان یک یا چند بار یا مستمر شرکت کردهاند و در هدف حفاظت از ایران و زیرساختهایش و ناممکنسازی اهداف متجاوزان کامیاب بودهاند، اما هنوز برای فراگیرتر و تکثرپذیرتر شدن همبستگی در این اجتماعات گامهای بلندی باید و میتوان برداشت.
در روزهای پیش رو دو فرصت برای ممکنسازیِ همبستگیِ فراگیرتر و تکثرپذیرتر ایرانیان در خیابان از دستندادنی است. این دو فرصت هر چه بیشتر دریافته شود تجربههای جمعی و قابهای قدرتمندتر و موثرتری برای پر کردن دست ایران در گردنههای پرمخاطرهء پیش رو میسازد:
۱- جشن پیروزی بعد از اعلام نهایی شدن تفاهم موقت احتمالی: پیروزی دفاع میهنی در برابر دو قدرت اتمی بدون عدول از اهرمها و لوازم قدرت دفاعی و ملی ایران حقیقتا جشنگرفتنی است. در کنار برنامههایی که اکنون با محوریت مداحان در میادین برگزار میشود، برگزاری کنسرت زنده و خیابانی در میادین بزرگ توسط هنرمندان محبوب و شاخص و نیز سخنرانیهای کوتاه و موثر نمایندگان طیف وسیعتری از نیروهای سیاسی و اجتماعی و هنرمندانِ پای کار ایران میتواند به این هدف کمک کند و به نحو تاثیرگذاری راوی فتح ملی و رشادت شهدای ایران میشود.
۲- پخش زندهء بازیهای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی در میادین اصلی شهرها، بدون هر ضمیمهای: طیف وسیعتر و متکثرتری از شهروندان ایران میتوانند حول حمایت از ورزش ملی همبسته شوند.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
عبدالکریم سروش: ایستادگی سپاه و ارتش ایران، مایه غرور ما و موجب شگفتگی جهانیان شد/ناکامی متجاوزان در برابر ایران، باعث سوختگی دماغ رضا پهلوی گردید!
سروش:
🔹درکنار ایستادگی و مقاومت تحسینبرانگیز نظامیان ایران، آنچه که موجب شادمانی بیشتر ما شد، سوختگی دماغ کسانیاست که زیر سایه بیگانگان رفتند و دست ذلت و گدایی پیش آنان دراز کردند و تجاوزشان علیه میهن را بزک کردند؛ اینها در این جنایت، سهیم و متهم ردیف اول هستند که باید مجازات شوند.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
خیلی از کسب و کارهای آنلاین (آنها که باقی ماندند) هنوز ضرر سه ماه قطعی اینترنت را به درستی درک نکردهاند. اکثرا این انتظار را داشتهاند که با وصل اینترنت به دوران قبل از قطعی برخواهند گشت اما چیزهایی مثل حذف یا کاهش رنک سایتشان در نتایج گوگل به دلیل قطعی تازه پس از شروع کار معلوم میشود و اینکه چقدر در فروش و بازدید صفحات آنها تاثیر خواهد داشت.
همچنین در این مدت ممکن است تغییراتی در الگوریتمهای کوگل یا شبکههای اجتماعی یا برای نمایش محتوای کاربران ایجاد شده بود که آنها فرصت تطبیق با آن را پیدا نکردند
در نهایت ممکن است عادتهای کاربران نیز پس از این سه ماه تغییر کرده باشد (بطور مثال تغییر در علاقه آنها به دیدن محتوایی با موضوع خاص و متفاوت از قبل که باعث پیشنهادهای تازه توسط الگوریتمهای شبکههای اجتماعی با این علایق جدید کاربر و کنار رفتن محتوا براساس علایق قبلی است)
Alireza Shirazi | علیرضا شیرازی (@alirezashirazi)
#عصراندیشه
@Asreandisheh
اما ابراهیم چه کرد؟ او نه چندان زود رسید نه چندان دیر. او بر خر خویش نشست و آهسته به راه افتاد. در همهی این مدت او ایمان داشت، او ایمان داشت که خدا اسحاق را از او نمیخواهد، با این همه اگر او را میخواست آماده بود تا وی را قربانی کند. او به لطف محال ایمان داشت، زیرا در اینجا جایی برای محاسبات بشری نبود و بیگمان پوچ بود که خداوند، که لحظهای پیش اسحاق را از او خواسته است لحظهای بعد خواست خویش را پس بگیرد. او از کوه بالا رفت، و حتی در لحظهای که دشنه برق میزد ایمان داشت، ایمان داشت که خدا اسحاق را نمیخواهد. او به یقین از سرانجام کار در شگفت بود اما با حرکتی مضاعف به وضعیت نخست خویش بازگشت و از این روی اسحاق را شادمانهتر از بار اول بهدست آورد.
ترس و لرز | سورن کیرکگور | ترجمهی عبدالکریم رشیدیان
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌زهران ممدانی، شهردار نیویورک:
🔹تورم در بالاترین حد خود در سه سال گذشته است. همه چیز گرانتر شده است، مواد غذایی، بنزین، مراقبتهای بهداشتی، بلیط هواپیما.
🔹محاسبه ساده است. هر دلار آمریکایی که در خارج از کشور برای جنگ هزینه میشود، دلاری است که میتوانست در داخل کشور برای پرداخت هزینه یک زندگی آبرومندانه خرج شود. وقت آن رسیده که معادله را تغییر دهیم.
#عصراندیشه
@Asreandisheh
📌عراقچی وزیر امورخارجه در شبکه ایکس نوشت:
🔻هر کسی که فکر میکند ایران به دونالد ترامپ توافقی میدهد که میتواند به آن ببالد، در خیالپردازی زندگی میکند. آیتالله سید علی خامنهای فقید، ژنرال قاسم سلیمانی و فهرستی طولانی از رهبران ارشد ایران. تهران پس از آن، او را با یک پیروزی دیپلماتیک تزئین نخواهد کرد.
🔹ایران ممکن است زمانی که منافعش را تامین کند، مذاکره کند. اما به ترامپ پاداش نخواهد داد. به او جامی نخواهد داد. و چیزی را که بتواند آن را به عنوان یک برد بفروشد، امضا نخواهد کرد.
🔹اگر ترامپ از نفوذ ایران بر تنگه هرمز خشمگین است، تهران دلیل کمتری برای واگذاری آن دارد. این کارت یکی از قویترین کارتهای ایران است و آن را فقط برای آرام کردن خشم او به او نخواهد داد. برعکس، ترامپ میتواند تا پایان دوره ریاست جمهوریاش خشمگین بماند. ایران در پی نجات غرور او نیست.
#عصراندیشه
@Asreandisheh