artresearchh | Unsorted

Telegram-канал artresearchh - 🔰 پژوهش هنر

3569

⤵ تاریخ هنر ⤵درس‌گفتارها ⤵ فلسفة هنر و زیبایی‌شناسی ⤵ مکاتب ادبی‌ و هنری ⤵ مقاله‌ها و کتاب‌های ارزشمند ⤵ معرفی و تفسیر آثار هنری ⤵ اساطیر انتقاد و پیشنهاد: @am_zalpour آنچه در کانال عرضه می‌شود برای بهره‌مندی مخاطبان است و دیدگاه مدیر کانال نیست.

Subscribe to a channel

🔰 پژوهش هنر

ای خسرو جَم‌قَدر و فریدون‌مَنظر
دارای سکندر رَوشِ خورشید اثَر

هر روز تو باد روز عید اکبر
هر روز ز نوروزی تو فتح و ظفر
قطعۀ ترکیبی نسخ، ثلث و نستعلیق
کتب سید حسین ۱۰۸۸ [ه‍ .ق.]
کتبه محمد کریم غفرله
موزه سالار جنگ، حیدرآباد
.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

«مجلس سماع صوفیان کرام در باغ حضرت شهاب‌الدین شاه‌جهان پادشاه غازی»

سده ۱۷ م. / ۱۰۶۸ ه‍ .ق. (؟)
کار غلامان
گواش روی کاغذ
54.3 × 39.5 سانتی متر
موزه هند، کلکته

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

مسجد ۸۵۰ سالۀ نوری (نورالدین) و گلدسته کج آن (الحدباء) که در سال ۱۳۹۶ خورشیدی (۲۰۱۷ م.) در جنگ موصل بدست داعش منهدم شد. کلیساهای زیادی هم در آن ایام تخریب شد.

سال ساخت این مسجد ۷۳-۱۱۷۲ میلادی، کمی پس از مرگ نورالدین زنگی به پایان رسید و در آغاز یک مدرسه اسلامی در آن جای گرفت. گلدستۀ این مسجد بعدها کج شد و زمانی که ابن بطوطه، جهانگرد سده‌های میانه، به این محل رسید، این مناره کج بود. در ساخت مسجد جامع نوری از هفت ردیف آجرکاری تزئینی استفاده شده بود که با اشکال هندسی پیچیده، به سمت بالا درهم‌ تنیده بودند.

البته در سال ۲۰۲۵ با حمایت مالی امارات، مناره و مسجد بازسازی شد.

عکس نخست مربوط به ۱۹۳۳، عکس دوم پس از تخریب و عکس پایانی پس از بازسازی‌ست.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

بیشتر ایرانیان این نکته را نمی‌دانند که یکی از تأثیرگذارترین بناهای یادبود زرتشتی، به جای ایران، ازبکستان و یا تاجیکستان، در شهر «شی آن» چین قرار دارد.

تابوت سنگ‌مقبرۀ «شی جون» که قدمت آن به ۱۴۰۰ سال پیش، دودمان جوئو شمالی، بر می‌گردد، به یک سغدی اهل سمرقند تعلق داشت که در دربار یکی از پادشاهان چینی به مقام «سابائو» یا رئیس بازرگانان رسیده بود.

از جمله نقش‌مایه‌های روی دیواره‌های سنگی آن عبارتند از:

موبدان با دهان‌های پوشیده
«سروش» در هیئت نگهبانی با بدن پرنده
پل چینوت (صراط) و صحنه داوری روح
ضیافت زیر سایه تاک‌ها
کاروان‌های شتر در حال عبور از پهنۀ اوراسیا
کتیبه‌ای دوزبانه به خطوط چینی و سغدی

این اثر، صرفاً هنر وام‌گرفته‌شده از یک کشور بیگانه نیست، بلکه گواهی است بر اینکه مردمان فارسی زبان آسیای مرکزی باورها، زبان و هنر خود را تا شهر «چانگ آن» با خود برده بودند و چینی‌ها آن را روی سنگ جاودانه ساختند.

برای ایرانیان جاده ابریشم تنها بخشی از تاریخ نیست، بلکه بخشی از خاطرات گذشتۀ خود آنان نیز هست.

https://x.com/SimiaoLin/status/2108518972576682443

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

دو کارست نیکو کزو آدمی
به ناز بهشت و تنعم رسد
یکی آنکه فرمان ایزد بَرَد
دگر آنکه خیرش بمردم رسد
چلیپای نستعلیق
مشقه محمد شریف
۱۰۸۵ ه‍ .ق.
موزه ملی ایران
موزه دوران اسلامی
.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

صفحۀ عنوان نسخۀ مناجات مولانا
(امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب صلی‌الله علیه)

حدود ۱۲۰۰ م. حـ . ۶۰۰ ق.
منسوب به عراق، احتمالاً موصل
مرکب، آبرنگ مات و طلا روی کاغذ
صحافی چرم مراکشی
۱۷.۴ × ۱۳.۱ سانتی‌متر
شماره اثر: ۱۹۹۵.۳۲۴
موزه متروپولیتن، نیویورک

اگرچه سلجوقیان و جانشینان آنها سعی در ترویج اسلام سنی و سرکوب شیعیان داشتند، اما تلاش‌های آنها نه سیستماتیک بود و نه کاملاً موفق؛ همانطور که وجود این کتاب گواهی می‌دهد.

این نسخه خطی به دلیل شباهت بین خوشنویسی بسمله یا عنوان آغازین آن و صفحۀ نخست کتاب الدریاق (کتاب پادزهرها)، مورخ 595 ه‍ .ق. / 1198-1199 میلادی در کتابخانه ملی فرانسه، پاریس، به جزیره نسبت داده شده است. در هر دو نسخۀ خطی، خط جدید، با حروف عمودی کشیده و حروف پایینی مورب، در زمینه‌ای از شاخ و برگ‌های تزئینی قرار گرفته و در بخش‌های تذهیب‌شده، طومارها وجود دارد.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

ابن قتیبه (۲۱۳ - ۲۷۶ ق. / ۸۲۸-۸۸۹ م.) در کتابش، عیون الاخبار، که از گونۀ نصیحت‌الملوک است، به طور گسترده به ارزش‌های اجتماعی نخبگان و سرآمدان می‌پردازد.

این اثر شامل مباحثی در موضوعات گسترده‌ای از جمله سلطان، حرب، شودد (سروری و سیادت) علم و بیان، اخوان، طعام و نساء است. او در کتاب اول (کتاب السلطان) ویژگی‌های یک کاتب خوب را شرح می‌دهد و به صراحت از مردی با معلومات جامع‌‌الاطراف سخن می‌گوید که علاوه بر آن، دانش‌هایی چون ریاضیات، مهندسی عمران، محاسبات اخترشناسی و هندسه را نیز می‌داند:

«ایرانی‌ها می‌گفتند کسی که نتواند آب‌ها را به جریان اندازد؛ در کناره و بستر رودخانه‌ها حفره‌هایی حفر کند و آب‌کَندها را سد کند و زمان‌های جزر و مد روزانۀ آب را رصد کند؛ استهلال ماه نو و تأثیرات مرتبط با آن را نشناسد؛ سنجش مقیاس‌ها و اندازه‌گیری مثلث چهارضلعی و ذوزنقه را نداند و درست‌کردن پل‌های ضربی و سنگ‌چین و چرخ آب و دلو برای بالاکشیدن آب را نتواند؛ چگونگی ابزارهای کارگران و جزئیات محاسبات را نداند؛ در استعدادش برای کتابت نقصان است.» [عیون الاخبار، جلد ۱ (بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۷۱ ق.) ص ۱۰۴]

کتاب «هنر اسلامی و فرهنگ بصری» فیرچایلد راگلس، بهنام صدری، ص ۴۸.
.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

قطعۀ ترکیبی
حافظ عثمان
۱۶۸۹ م. ۱۱۰۰ ق. ۱۰۶۷ ش.
برگی از یک مرقّع خوشنویسی
کاغذ، مرکب و طلا
۲۳۲ × ۱۶۲ میلی‌متر
موزه ثاقب صابونچی

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

از سرمشق‌های قدیمی استاد اخوین
مرحمتی استاد اسدی
@khoshnevisirani

#کالیگرافی #خوشنویسی #خطاطی #هنر #نستعلیق #سرمشق #اخوین

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

کلیسای هوهانس مقدس یا کلیسای جان مقدس (سهرل)
ایران، شبستر

جایگاه نخست در رقابت جهانی ویکی دوست‌دار یادمان‌های ۲۰۲۰.

لین بنا یک کلیسا متعلق به کلیسای حواری ارمنی می‌باشد که در روستای سهرل، ۱۳ کیلومتری جاده آسفالته تبریز-مرند و در ۳۵ کیلومتری تبریز واقع در شهرستان شبستر، بخش صوفیان می‌باشد. ساخت و ساز این ساختمان در سال ۱۸۴۰ میلادی؛ به پایان رسید. این بنا به سبک معماری ارمنی طراحی شده‌است.

این بنا بر روی ویرانه‌های کلیسایی از سده‌های پنجم و ششم میلادی به وسیلۀ یکی از ثروتمندان ارمنی به نام هاگوبوف و به دست معماران روسی ساخته شده‌است. این کلیسا پلانی به طول ۱۸ متر دارد. عرض آن تا جلوی صحن محراب ۷/۵متر و بعد از آن ۵/۴ متر است. [ویکی‌پدیا]

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ.

[ سوره نمل ، آیه 30 ]

قطعۀ ثلث تذهیبی
ایران، آغاز سدۀ ۲۰ میلادی
گواش و ورق طلا روی کاغذ
61 در 45 سانتی‌متر
ساتبی، دوحه

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

حال و روز دومین بنای بزرگ ایران!

ارگ قورتان در حاشیهٔ بخش انتهایی زاینده‌رود، جایی که جریان رودخانه از حرکت ایستاده و بعضاً به مردابی متعفن تبدیل شده است، از دیدنی‌های تاریخی شرق اصفهان است.
ارگ قورتان از یادگاران دوران ساسانی است و سازهٔ نخستین آن در قرن پنجم میلادی بنا شده است.
دومین بنای بزرگ خشت و گلی ایران به شمار می‌رود.
حال و روزش دیدنی است! ادمی را از فرط خشم و عصبانیت به مرز فغان و زاری می‌رساند!
ارگ ظاهراً به حال خود رها نشده است، اما اگر رها می‌َشد، بسیار کمتر از وضعیت کنون آسیب می‌دید!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

چهار پسر بامزه (بخشی از اثر)

ایران، ۱۴-۱۹۱۳ میلادی
هارالد لوندبرگ سوئدی
موزه نوردیک، سوئد

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

«هنرمندان اسلامی در موافقت با اخلاف کلاسیک و بیزانسی، در سرلوح کتاب برای تکریم نویسنده یا حامی اثر، و یا حتی هر دو، نگاره‌ای تمام‌صفحه می‌آوردند. این کار که ریشه در آثار کلاسیک داشت، در تمثال قدیسان بیزانسی دوباره به کار گرفته شد و اینها خود منبع بلاواسطۀ نوع اسلامی آن گردید. از آن پس بود که اندیشۀ نویسنده محذوف شد، و نیز از آن پس بود که پس‌زمینۀ طلایی و بخش‌های روشن در جامه‌آرایی لحاظ گردید. سهم نگارگری اسلامی در وهلۀ نخست به ریزه‌کاری‌های لباس‌ها و معماری محدود می‌شد. به‌تدریج دایرۀ انتخاب وسعت یافت و ارجاع به محتوای اثر (کتاب التریاق، ۱۱۹۹ م. / ۵۹۶ ق. که در پاریس نگه‌داری می‌شود؛ رسائل اخوان الصفا، ۱۲۸۷ م. / ۶۸۶ ق.؛ مختار الحکم و محاسن الکلم) یا به فعالیت‌های زندگی درباری (کتاب التریاق، که در وین نگه‌داری می‌شود و کتاب الاغانی) را در بر گرفت.

حتی در صفحه‌آرایی برخی از سرلوح‌های کتاب، که در آنها از نحوۀ تقسیم‌بندی فضای تصویر در نقاشی‌های چندلتۀ عاجی تقلید شده، تأثیر بیزانس خود را نشان می‌دهد‌. از نقش‌مایه‌های شمایل‌نگارانه‌ای نظیر فرشتگان یا الهه‌های پیروزی و استفادۀ نمادین از چین‌خوردگی‌های پرده در پس‌زمینه که بگذریم، کاربرد فراوان رنگ آبی و طلایی در تقلید از میناکاری و تذهیب حروف بیزانس بی‌کم‌و‌کاست ذائقه‌ای بیزانسی به برخی از این صفحه‌های سرلوح می‌بخشد. دربارۀ جامه‌پردازی و ریزه‌کاری‌های لباس‌ها نیز چنین است.

با توجه به اینکه نقاشی‌های اسلامی مربوط به شمال بین‌النهرین در محیطی عمدتاً مسیحی صورت می‌گرفت، و این که نقاشی یعقوبی تأثیر بسزایی بر آنها داشت، این موضوع شگفت‌آور نیست. در اثری که با لوح انتهایی پایان می‌پذیرد، طرح کار - شاید در تبعیت از طرح قرآن‌ها - همسان طرح سرلوح است (کتاب التریاق ۱۱۹۹ م./۵۹۶ ق.، مختارالحکم و محاسن الکلم). صفحه آرایی همۀ این صفحه‌های سرلوح به سرعت مبدل به محملی برای انتقال پیام‌های پیچیده گردید که در برابر موضوعات مختلفی نظیر باطل‌السحر، شیوۀ زندگی درباری یا فعالیت محققانه، موضِعی جانب‌دارانه یا نفی‌کننده می‌گرفت.

نگاه نقاشی‌های مزبور نیز با وجود همۀ ذائقۀ بیزانسی‌شان به جانب شرق است. به عنوان نمونه برخی صورت‌ها را با چشم‌های بادامی و گونه‌های بزرگ از سفالینه‌های زرین‌فام عهد سلجوقیان می‌شناسیم در حالی‌که همتای تمثال‌های دیگر را بهتر از هر جا در ظروف مینایی می‌توان یافت.»


[کتاب هنر و معماری اسلامی، رابرت هیلن‌برند، ترجمۀ اردشیر اشراقی، نشر روزنه، ۱۳۸۵، ص ۱۲۴-۱۲۷].

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

درون من نیز بسیار چیزها که تا همیشه ماندنی‌شان می‌پنداشتم نابود شده‌اند، و چیزهایی تازه سر برکشیده‌اند که رنج‌ها و شادی‌های تازه‌ای می‌زایند که آن وقت‌ها گمانش را هم نمی‌کردم، همان‌طور که درکِ رنج‌ها و شادی‌های گذشته اکنون برایم دشوار شده است.

| در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته
| مارسل پروست

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

زهی اَبرویت قبلۀ پاک‌دینان
به ناز تو خوش خاطرِ نازنینان

فسون‌های آن چشم جادو چگویم
کزو بسته شد نُطق سِحرآفرینان

چه پنهان فتادست راز میانت
که گم‌شد در او فکر باریک‌بینان

[جامی]
قطعه نستعلیق تذهیبی
رقم شاه‌محمود (نیشابوی)
موزه سالار جنگ، حیدرآباد

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

هر دم کمند زلفت صیدی دگر بگیرد - ( سعدی )
قلمی شد

( با تشکّر از آقای مصطفی سلیمی )

#عباس_اخوین
#نستعلیق_معاصر
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

غزلی از حافظ
محمد احصایی

.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

فصاحت سَحبان و خطُّ ابن مقله وحمکت لقمان و زهد ابن ادهم اذا اجتمعت فی المرء والمرءُ مفلس فلیس له قدرٌ بمقدار درهم یا من بدنیا اشتغل.

قطعۀ نسخ
حررهُ النّجات
موزه ملی ایران
موزه دوران اسلامی
.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

«صورت برشاوس چنانچه در آسمان است.»


از نسخۀ ترجمه صُوَر الکواکب عبدالرحمن صوفی
مشهد؟، حـ .۳۳-۱۶۳۰ م. ۱۰۴۰ تا ۱۰۴۲ ه‍ .ق.
کاتب: محمد باقر الحافظ (فعال ۱۶۳۰-۱۶۳۳)
مترجم: حسن بن سعد قائنی اصفهانی (فعال ۱۶۳۳)
حامی: ابوالفتح منوچهرخان، والی کل مشهد (فعال ۱۶۲۴-۱۶۶۴)
مجموعه اسپنسر

بِرساوُش یا پرساوش، دیوکُش یا سوار (به یونانی: Περσεύς، به انگلیسی: Perseus، به فرانسوی: Persée)

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

از سفر قطره، مثنوی و مجالس

همچو قطرهٔ خایف از باد و ز خاک / که فنا گردد بدین هر دو هلاک‌
چون به اصل خود که دریا بود جَست / از تَفِّ خورشید و باد و خاک رَست‌
(مثنوی، د چهارم)

و داستان سفر این قطره به سوی دریا در مجالس سبعه (با تلخیص).

«اگر سیل با قوّت از کوهسار، غلط‌غلطان عاشق‌وار، به دریا باز رود، و به دریا پیوندد، با چندین دست و پا، که آب‌ها دست و پای یکدیگرند... این چه عجب باشد؟
عجیب، صعب و دشوار و غریب آن باشد که قطرهٔ تنها مانده، در میان کوهساری، یا در دهان غاری، یا در بیابان بی‌زنهاری، از آرزوی دریا، که معدن آن قطره است، آن قطرهٔ بی دست و پا، تنها مانده بی‌پا و پاافزار، بی‌دست و دست‌افزار، از شوق دریابار، بی‌مدد سیل و یار، غلطان شود و بیابان را می‌بُرد به قدم شوق، سوی دریا می‌دواند بر مرکبِ ذوق.

ای قطرهٔ بیچاره، خاکْ خصم تو، بادْ خصم تو، تابِ آفتابْ خصم تو، مقصدت که دریاست سخت دور است،
ای قطرهٔ بی دست و پا، در میان چندین اعدا، جانب دریا چون خواهی رفتن؟...

آن قطره‌... محجوب گشته در عالم آب و گل، از شوق جان و دل، چون ماهی بر خشکی می‌طپد و قطره‌های دیگر با او یار نمی‌شوند...
بعضی قطره‌ها با خاک درآمیختند، بعضی قطره‌ها بر برگ‌ها درآویختند، بعضی قطره‌ها به وسوسهٔ ظلمات خود را چارمیخ کردند، بعضی قطره‌ها به دایگی درختان قصدِ بیخ کردند،
هر قطرهٔ جانی به چیزی مشغول شد: یکی به خیاطی، یکی به کفشگری و یکی به سودای اخیی، یکی به سماع چنگی و یکی به بو و رنگی، از دریاش فراموش شد.

اکنون همان کار که آن سیل‌ها، که صدهزار قطره بودند، جمع شدند، راه کردند و راه رفتند به قوّت همدیگر... این یک قطرهٔ از یاران مانده، همان راه و بیابان باپهنا تنها پیش گرفت بی‌یار و بی‌پیشکار و بی‌پشت‌دار... دشت‌ها و وادی‌ها که آن سیل‌های با صدهزار قطره بُریدند، او تنها می‌بُرد...

عزیز من! آن قطرهٔ جانی که در فراق دریا قرار گرفته باشد و یاد دریا نمی‌کند، گاهی در برگی می‌آویزد، گاهی در خاک می‌آمیزد، مگر بی‌ادبی کرده است، که او را بند بر پای نهاده‌اند، بند زرّین، بند سیمین، بند مُجَوْهَر. او عاشق آن بند شده است، چنانکه از عشق سیم و زر، آن بند را بند نمی‌بیند. او را پند مده که بند او از آن سخت‌تر است، که پند راه یابد.

پس چو آن قطره، کار صد هزار قطره کرد، این قطره نباشد، سیل باشد در صورت قطره...»

همچو قطرهٔ خایف از باد و ز خاک / که فنا گردد بدین هر دو هلاک‌
چون به اصل خود که دریا بود جَست / از تَفِّ خورشید و باد و خاک رَست‌
ظاهرش گم گشت در دریا ولیک / ذاتِ او معصوم و پابرجا و نیک‌

هین بده ای قطره خود را بی‌نَدَم / تا بیابی در بهایِ قطره یَم‌
هین بده ای قطره خود را این شرف / در کف دریا شو آمِن از تلف‌

خود که را آید چنین دولت به دست؟ قطره را بحری تقاضاگر شده‌ست‌
اللَّه اللَّه زود بفروش و بخر / قطره‌ای دِه بحرِ پُر گوهر ببَر...
...
پ.ن.
از ماهی مجالس سبعه
و
از مجلس دوم مجالس سبعه
.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا ۚ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ.

[هود، آیه ۱۱۲]

قطعۀ رقاع نرکیبی
استاد طاوسی
۱۴۴۶ ق. ۱۴۰۳ خورشیدی

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

دیدار

برگی از نسخۀ شاه و گدا بدرالدین هلالی
احتمالاً اصفهان، حـ . ۱۵۹۰ م. ۹۹۸ ق. ۹۶۸ ش.
گواش، طلا، کاغذ
موزه ملی سوئد، استکهلم

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

مژده ای دل که مسیحانَفَسی می‌آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید
جرعه‌ای دِه که به میخانۀ ارباب کرم
هر حریفی ز پی مُلتمسی می‌آید

چلیپای نستعلیق
بی‌رقم، هندوستان
برگی از یک مرقّع
پشت صفحه پرترۀ یک صاحب‌منصب هندی
عرضه در مزایده‌ها

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

همنشینی بِه از کتاب مخواه
که مصاحب بود گه و بیگاه
بهجت ‌افزای جان و راحت دل
هرچه دلخواه تست ازو حاصل
این چنین همدم لطیف که دید
که نرنجید و هم نرنجانید
صفحۀ افتتاحیۀ یک نسخه
ایران، سدۀ ۱۷ میلادی
نستعلیق، تذهیب و تشعیر
مرکب، رنگ و طلا روی کاغذ
۵۳ × ۴۰.۷ سانتی‌متر
۲۸ × ۱۷.۶ سانتی‌متر
موزه لوور پاریس
.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

در بابِ اهمیّت "مقالات شمس‌تبریزی"

به نظر راقم این سطور معرفی و شناخت دقیق شخصیت و اندیشه‌های مولانا مستلزم مطالعه و بررسی تعالیم و عقاید شمس تبریزی است. به دیگرسخن تبیین آرا و افکار شمس، مقدمه‌ی شناخت و تشریح جهان‌بینی و سلوک مولانا می‌باشد.
اما این سخن، آن تفسیر را برنمی‌تابد که بنابراین، بازجُست آرا، احوال و اقوال شمس صرفأ به طفیل ضرورت شناسایی دنیای مولانا توجیه می شود. هرگز چنین نیست. ورود در منظومه‌ی پُر ستاره‌ای که «شمس» منیرِ آن هر پژوهشگرِ بصیر را تنبیه می‌دهد که در فضای ناپیدا کرانی بال گشوده است که آفاق آن، از یک سو دل و جان را صفا و طراوت می‌بخشد (بُعدِ معنوی و روحانی)، و از دیگر سو، عقل و اندیشه را اقناع و اشباع می‌سازد (بُعد اندیشگی). هرچند اینک آثار بزرگانی چون شمس و مولانا بیشتر به قلمرو «ادبیات» تعلق دارد ولی کیست که منکر باشد آنچه ما «ادبیات» می‌خوانیم، گنج زَخّاری است مملو از دُرَر و گوهرهای هوش‌رُبا و دل‌انگیزی که هر اندیشه‌گری را مفتون و خاضع می‌سازد. قصد تطویل نیست تنها تذکار این نکته را در نظر داریم که ما مقالات و گفتار شمس را تنها به عنوان اثری «ادیبانه» (به معنای محدودکلمه) نمی‌نگریم. بلکه درعین حال _و از منظری فراتر_آن را سندی دیگر از اوراق پُر برگ و بار هویت فکری قوم خویش تلقی می‌کنیم. این قلم دور نمی‌بیند که این لُعبت تازه به بازار پُر نگار زبان فارسی درآمده، دل از هوشمندان و اندیشه‌پردازان هم برباید. و به عنوان متنی فکری_فلسفی نیز اذهان جویندگان را به خود متوجه سازد و نشان دهد که فرزانگی دیرینه سال ایرانی، به شرط به جای آوردن ادبِ پژوهش و تحقیق، همچنان پُرطراوت و بالان مایده‌ی آسمانی خِرد و عرفان و انسانیت را پیشکش ارباب فضل خواهد ساخت.

حسین مختاری:  خرداد ۱۳۸۲.

@golhaymarefat

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

هارالد لوندبرگ (۱۸۷۹–۱۹۱۹) در سال ۱۹۱۲ به ایران سفر کرد. هدف این بود که به عنوان مربی در سپاه ژاندارمری که حکومت شاه قصد داشت برای مقابله با راهزنانی که مانع حمل‌ونقل و تجارت می‌شدند، ایجاد کند، ثبت نام کند. این کار با کمک سربازان سوئدی که از خدمت عادی خود مرخصی گرفته بودند، انجام شد. در چندین مورد، ژاندارم‌ها و فرماندهان سوئدی آنها در نبرد آشکار با طوایفی که کاروان‌ها را غارت می‌کردند و غیره، درگیر شدند. لوندبرگ تا پایان سال ۱۹۱۴ در ایران ماند و در آنجا با همسر آینده‌اش، پرستار ماری-لوئیز فلیگاره، آشنا شد. در طول سفر بازگشت، آنها در بمبئی ازدواج کردند و در بهار ۱۹۱۵ به سوئد بازگشتند. لوندبرگ سپس به حرفه خود در ارتش سوئد بازگشت اما در ماه مه ۱۹۱۹ بر اثر آنفولانزای اسپانیایی درگذشت. آرشیو خانوادگی لارس لوندبرگ (با شماره ثبت ۱۹۹۶/۰۳۴) شامل عکس‌ها و خاطرات والدینش از دوران اقامت‌شان در ایران است.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

ایزدخواست، آباده، فارس

از سفر اکتشافی شیراز
۱۹۱۳ - ۱۹۱۲ میلادی
ژنرال یالمارسون سوئدی

هارالد یالمارسن از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۵ به عنوان فرمانده ژاندارمری ایران خدمت کرد.

دهخدا:

«نام قلعه‌ای است در اراضی ولایت فارس که به اصفهان اقرب است و آن را ایزدخواست گویند. سبب تسمیه‌اش را نوشته‌اند که لشکری بدانجا مقام کرده بودند چندان برف ببارید که بیشتر آنها در زیر برف بمردند. فردا که سؤال و گفتگو شد که چرا چنین وهنی اتفاق افتاد بزرگ ایشان گفت: «ایزد خواست» و در آنجا توقف کردند و اموات را دفن کرده قریه‌ای بنا نمودند به این نام معروف و موسوم شد. (انجمن‌آرا) (آنندراج): در آن موضع دیهی بنا کردند و یزدخواست نام نهادند یعنی خدا هلاک ایشان خواست.»

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

دو صفحه از نسخۀ مصوّر «کتاب الدریاق» (رساله در مارگَزیدگی)

۱۱۹۹ م./ ۵۹۶ ق.
۱۴×۲۱ سانتیمتر
کتابخانه ملی فرانسه

خوانش کتیبۀ کوفی به خط نسخ در بالای صفحه.

نگارش این کتاب در هنگام خورشیدگرفتگی صورت گرفته است و احتمالاً گمان می‌کرده‌اند که تأثیر دستورالعمل‌های آن را بالا خواهد برد. در باور عامه، خورشیدگرفتگی زمانی است که جوزای عظیم‌الجثه، خورشید یا ماه را ببلعد؛ بنابراین صورت ماه (که منشأ بابلی دارد) در شکم مارهاست. بازتاب‌های تصویرگری بودایی شایان‌ توجه است.

کتاب الدریاق «کتاب تریاق»)، کتابی از پادزهرهای جالینوسی است، یک کتاب عربی قرون وسطایی که ظاهراً بر اساس نوشته‌های جالینوس تالیف شده است. در این اثر استفاده از تریاق (Theriac) که یک ترکیب دارویی باستانی است و در ابتدا به عنوان درمانی برای نیش مارهای سمی استفاده می شده، توضیح داده شده است.

Читать полностью…

🔰 پژوهش هنر

خطابه دوم از مجالس سبعه، تمرین مولانای نوجوان؟

مشهور است که مجالس سبعه مولانا، تحریر هفت مجلس وعظ و خطابه او بوده است. در خصوص تاریخ این مجالس، اختلاف نظر است که چه زمانی بوده است خصوصا که این خطابه‌ها به شکلی کلّی بازنگری شده‌اند که شاهد آن ورود ابیات مثنوی و حتی اشعار سلطان ولد است. همچنین صورت برخی قصص مذکور هم، به مثال از کلیله و دمنه، که با عبارات منابع اصلی تطابقی بسیار نزدیک دارند، خبر از نوعی بازنویسی می‌دهند. به گمان من امّا صورت ابتدایی مجلس دوم، یعنی پیش از آن تغییرات بعدی، به ظاهر تمرین خطابهٔ مولانای نوجوان بوده است که برای ما به یادگار مانده است و اگر چنین باشد، از منظر نقد ادبی و شناخت بهتر ما از مولانا، اهمّیت دیگری خواهد داشت.

امّا نشانه‌ها و شواهد چیست؟

این خطبه با دعایی در حقّ پادشاه وقت آغاز می‌شود امّا نام پادشاه در این مجلس نیامده و عناوین آن کلّی است: «پادشاه وقت، شاه معظّم، که ملجاء اقاصی و ادانی روی زمین است از تاب آفتاب نوائبش نگاه دار...»

پس از آن ذکر استادی می‌شود که به ظاهر، و به فرض، در مجلس حاضر بوده است. نام او چیست؟ «مولانا فلان الملّة و الدّین، نصیر الاسلام و المسلمین، ناصح الملوک و السلاطین...» که «استاد ناصح و مربی مُشفق این دعاگوی است و التفات خاطر مبارک وی به هیچ جا از احوال این داعی جدا نیست...»

و پس از آن، و مهمتر، دعا در حقّ پدر و مادری است که در آن عهد در قید حیات بوده‌اند: «آن دعایی که فرض و حتم است و افتتاح و ختم سخن جز بدان دعا نشاید، دعای مادر و پدر است که نشو و نمادهندهٔ این نهالند. خداوندا ایشان را در پناه افضال خود آسوده دار، همچنانکه این ضعیف را به زیر پر و جناح تربیت خود بپروریدند، جناح و پرّ احسان خود، بر سر ایشان دار»
مومنه خاتون، مادر مولانا، به سال ۶۲۲ در لارنده از دنیا رفته است که اینک قبرش هم در همانجاست، یعنی در هجده سالگی مولانا. پدر او هم که در قونیه و در بیست و چهار سالگی او فوت شده است.

شواهد را که کنار هم بگذاریم، می‌بینیم که گویی این مجلس اصلاً در حضور کس یا کسانی نبوده است! چنین می‌نماید که صورت این گفتار، با آن عبارت‌پردازی‌ها، سخنان موزون و سجع‌گویی‌های مفرط، که محلّ نقد مولاناپژوهان (*) هم بوده است، به واقع تمرین خطابهٔ مولانای جوان، پیش از هیجده سالگی بوده است، با ذکر القاب پادشاه وقت با عناوینی کلّی به طریق معهود، تا وقتی لازم بوده نام پادشاه هم افزوده شود. همچنین است آن استاد فرضی «فلان الملة و الدین» در میان مجلس. اصلا ذکر این استاد بی‌نام، جدای دعای پدر و مادر، نشان می‌دهد که این خطابهٔ طالبِ علم جوانی بوده با قریحه و ذوق ادبی بسیار قوی واگرنه ما با همه اسنادی که از شرح احوال مولانا داریم، از این استاد «ناصح الملوک و السلاطین» نشانی نداریم که مولانای پیش از دیدار با شمس، یا پس از آن، در کمال پختگی و با مقام و جایگاهی که دارد، از او به عنوان «استاد ناصح و مربّی مشفق» خود نام ببرد.

نوشتن و آماده کردن این قالب‌ها، تمرینی بسیار رایج بین همه خطبای جوان بوده است، همچنان که شاعران قصیده‌گو تغزّل‌های خود را، فارغ از این که شعر برای کدام ممدوح و مجلس باشد، از پیش آماده می‌کردند، همچنان که منشیان دیباچهٔ نامه‌های خود را. ما بعدها در بین مکتوبات مولانا هم نامه‌هایی می‌بینیم که خطاب به «فلان الملة و الدّین» نوشته شده و اصلاً ناتمام است، نامه‌هایی آماده در قالب‌های رایج، تا به گاه و به هنگام نیاز به کار آید.

اگر براستی، صورت و شالوده ابتدایی آغازین این مجلس یادگار طبع‌آزمایی مولانای حدوداً هفده ساله باشد و نشانی از قریحهٔ ادبی او، تصوّر کنید که چه منظری دیگر در شناخت بهتر مولانا می‌گشاید؟ گمان است دیگر...
تا بنگشاید دری را دیدبان / در درون هرگز نجنبد این گمان
چون گشاده شد دَری حیران شود / مرغ اومید و طمع پرّان شود

پ.ن.
(*) استاد عزیز محمّد علی موحّد، که عمر پر عطایش دراز باد، در مقدّمهٔ کتاب «اسطرلاب حقّ»، در توضیح این که مولانا پیش از دیدار با شمس، شیفته لفظ‌پردازی و درازگویی بوده است، نمونه و قطعاتی از عبارت‌پردازی‌ها و سخنان موزون همین مجلس آورده‌اند منتهی چنین احتمالی نداده‌اند. مثالی دیگر که هر پژوهنده‌ای، در هر مقام از فضل و دانش، در قالب فرضیه‌های خود پیش می‌رود و شواهد خود را هم در این چارچوب می‌جوید و می‌یابد و تفسیر می‌کند. شواهد بیش از آن که مشهود باشند، معقول‌اند و اگر اصلا، بسته به موضع ناظر، دیده شوند، باز سنجش اهمّیت و دوری و نسبت و سابقه و لاحقه آن‌ها، نقش «به علّت» یا «علی‌رغم» ‌آن‌ها، مدلولات و ملزومات آن‌ها، همگی در سایه و متاثر از آن فرضیه ابتدایی و موقعیّت ذهنی ناظر یا پژوهنده است. برای مثالی دیگر از تفسیر متفاوت شواهد، رک: چشم بر عین و غین
.
نمونه‌ای از مجالس سبعه
.

Читать полностью…
Subscribe to a channel