armin_yusefi | Unsorted

Telegram-канал armin_yusefi - بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

325

کانال آرمین یوسفی شاعر، نویسنده و فیلم‌ساز -مجموعه شعر «بی‌نظمی»، نشر چشمه(برنده جایزه کتاب سال قیصر امین‌پور، تقدیر شده جایزه احمد شاملو...) کانال پادکستِ «رادیو بی‌نظمی»: @radiobinazmi لینک‌های مربوط به من: https://zil.ink/armin.yousefi

Subscribe to a channel

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

یه زمانی نوشتم «آن طرف‌ها که تویی، بارانی نمی‌گیرد که برگردی؟» ولی خب زیادی رمانتیک بود و من زیادی امیدوار.
بارون هم دلیل بیشتری برای موندنه تا رفتن.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

برای تو چه بگویم
بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟
بگویم غمینگم و مرگ کاری نمی‌کند؟

غلامرضا بروسان

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

آخرین لحظه‌ی شنی را از گلوی ساعت بیرون بکش
آخرین شعاع نور را از چشم‌های سیاه شب
آخرین را از اولینی که هیچ‌گاه گاهِ اول را به خود ندیده است.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

هم‌زمان با فینال جام‌جهانی ۱۹۶۶، بین انگلیس و آلمان غربی، استنلی کوبریک درحال فیلمبرداری «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» بود. تیم فیلم‌سازی یه تلویزیون آورد سر صحنه و وقتی انگلیس گل قهرمانی رو زد، می‌گن از شدت خوشحالی استودیو می‌لرزید.
توی عکس هم اثرات جوگیرشدن آقای کوبریک رو می‌بینید.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

«انسان می‌تواند هم‌‌زمان که دارد برای زندگی تلاش می‌کند و می‌‌جنگد، به رفتن و گم‌وگورشدن هم فکر کند.»

‏• یادداشت‌های زیرزمین؛ فئودور داستایفسکی

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

مایا درن: دو جور سینما وجود دارد: سینمای افقی که بر رویداد و طرح قصه تاکید می‌کند و سینمای عمودی که پی‌آمدهای یک لحظه را می‌کاود؛ تاکید سینمای عمودی بر این نیست که چه اتفاقی افتاده است، بلکه به دنبال این است که اتفاق چه احساس و معنایی دارد.

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

این کانال نقد فیلم منه.
رفقا سلام. من توی یوتیوب یه کانال نقد و معرفی فیلم ساختم تا به‌صورت دقیق‌تر فیلم‌ها رو بررسی کنم. اگه مخاطب نقدهای من هستید و می‌دونید که وقت می‌ذارید و ویدیوها رو می‌بینید، پس لطفاً سابسکرایب کنید.
معرفی کانال به رفقای فیلم‌بازتون هم باعث خوشحالی من خواهد بود:

criticpod?sub_confirmation=1" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@criticpod?sub_confirmation=1

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

ماجرای Under the open sky 2020 شباهت زیادی به مردمان امروز ما دارد؛ جایی که بسیاری می‌کوشند تا بتوانند عادی زندگی کنند؛ درحالی‌که شریف‌بودن و شریف‌ماندن در چنین جامعه‌ای همچون پنجه‌درپنجه‌ی‌غول‌افکندن است‌.
شخصیت اصلی فیلم یک یاکوزای سابق است که حالا بعد از ۱۳ سال، از زندان آزاد شده و می‌کوشد تا به زندگی عادی بازگردد. بااین‌حال، این فیلم تنها روایت تلاشی برای عادی زندگی‌کردن نیست؛ بلکه به سویه‌های درونی ناآرام انسان‌ها می‌پردازد که عادی‌بودگی را برایشان دشوار می‌سازد و تأثیرات نابه‌هنجاری‌های کودکی را بر جامعه‌گریزی انسان‌ها در بزرگسالی به‌بهترین‌نحو و در روایتی مینی‌مالیستی به نمایش می‌کشد.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

شان بیکر که یکی از اومانیست‌ترین فیلم‌سازان امروز به حساب می‌آید، در فیلم جدیدش، «آنورا» (Anora 2024) بار دیگر به‌سراغ زندگی افرادِ به‌حاشیه‌رانده‌شده، به‌ویژه کارگران جنسی، رفته است. آنورا در اوج صحنه‌های اروتیکش، غباری از اندوه را به هوا می‌پراکند و توأمان کمدی را با تراژدی در هم می‌آمیزد و به‌مرور بار تراژدی را چنان سنگین می‌کند که قلب تماشاگر را به‌سختی می‌فِشُرد.
آنورا را می‌توان بازآفرینی داستان سیندرلا دانست که این‌بار در هیئت رقاصی به صحنه آمده و انتظار شاهزاده‌ای را می‌کشد که اتفاقاً این شاهزاده به‌سبک ساختار اجتماعی امروزی، کسی نمی‌تواند باشد جز یک الیگارش روس.
این‌جاست که تقابل دیرینه‌ی روسیه و ایالات متحده باز هم خودنمایی می‌کند که الیگارش روس سرمایه دارد و می‌تواند همه‌چیز را ازجمله انسان‌ها  بخرد؛ اما همچنان رؤیای آمریکایی‌شدن را در سر می‌پروراند. حتی کلیسا و تمام ساختارهای آمریکا دست‌به‌سینه در برابر سرمایه‌ی پسر روس سر خم می‌کنند و در نقطه‌ی اوج فیلم، تنها کسی که پای هویت خود می‌ایستد، آنوراست که عملاً جایی در چنین سیستمی ندارد.
شان بیکر در آنورا نگاهی بسیار تیزبین دارد و دوربین او چنان موشکافانه ابعاد روایت را واکاوی می‌کند تا فیلم‌ساز مطمئن شود که هرآنچه را که باید، ما می‌بینیم. او بار دیگر نشان می‌دهد که انسان را به تمامیتِ انسانیتش می‌شناسد و به‌خوبی می‌تواند زوایای پنهان روح آدمی را به‌گونه‌ای به تصویر بکشد که مخاطب در حین خندیدن، رنج شخصیت‌ها را لمس کند.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

یورگوس لانتیموس در فیلم جدیدش، «انواع مهربانی» (Kinds of kindness 2024)، بازگشتی دوباره به سبک فیلم‌سازی‌ موفقِ گذشته‌اش، خصوصاً در لابستر و داگتوث دارد. بااین‌حال، آیا انواع مهربانی هم به‌اندازه‌ی آن‌ها موفق است؟!
فیلم جدید لانتیموس در ۳ اپیزودِ در ظاهر بی‌ربط روایت می‌شود؛ اما مفهومی در آن‌ها هست که هم‌چون هیولایی در سه اپیزود رشد می‌کند. هر‌سه‌ی این اپیزودها به دیکتاتوری عاطفی و تن‌دادگی سادیستی می‌پردازند و این مفهوم که در اپیزود اول و دوم کمی شخصی‌تر است، در اپیزود سوم حالت فرقه‌ای به خود می‌گیرد و پروار می‌شود.
لانتیموس که در این فیلم، برخلاف بیچارگان، به میزانسن شهری بازگشته‌ است، می‌کوشد تا هم‌چون داگتوث و لابستر با خلق تصاویری خشن و انزجارکننده در دل روایتی کمدی، تماشاگر را عذاب دهد؛ چراکه در سینمای پست‌مدرن، تماشاگر عضوی از اثر سینمایی بوده و به یک کنش‌گر تبدیل می‌شود.
بااین‌وجود، گویا لانتیموس تمام توان خود را به متأثرکردن تماشاگر در خلال این تصاویر معطوف کرده است؛ به‌طوری که آن مفهوم اولیه در همان سطح باقی می‌ماند؛ نه عمقی پیدا می‌کند و نه کشفی جدید را در پی‌ دارد. ازاین‌رو، آن‌چه بیشتر بر روی مخاطب اثر می‌گذارد، مشقتِ تحمل ۳ ساعت روایتی‌ست که به جایی نمی‌رسد و مفهومی جدید نمی‌آفریند. حتی اگر بگویید که لانتیموس در انواع مهربانی قصد هجو عرفان‌‌ها و دین‌های خودساخته را داشته، باز هم نمی‌تواند به عمقی راه یابد و در سطحی‌ترین و دم‌دستی‌ترین استعاره‌ها و تمثیل‌ها باقی می‌ماند.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

کفی داشت موتورهایی را که از پیر و جوان گرفته بودند، به ناکجاآباد می‌برد. چشمم افتاد به یکی از موتورها که رویش را کاملاً با روکش پوشانده بودند. به‌طور آشکاری از بقیه‌ی موتورهای توقیفی متمایز بود و روکشش توی ذوق می‌زد. یک‌آن از پشت چراغ‌قرمز پرت شدم به آن لحظه‌ای که این موتور را می‌گرفته‌اند.
حتماً باید مرد جوانی باشد که هنوز آرزو در آن ته‌توهای قلبش زنده است و همچنان به یک سی‌جیِ نو می‌تواند عشق بورزد. پس لابد وضع مالی چندان درست‌ودرمانی هم ندارد و شاید همین موتور را هم با شرایط شدیداً اقساطی از نیروموتور گرفته باشد که بیست تومانی از کویر ارزان‌تر است.
پس کارت موتور و بیمه داشته و توی این هوای سگ‌پز تهران فقط کلاه‌کاسکت سر نکرده یا شاید هم از مهلت بیمه‌اش گذشته و به‌خاطر پول بیمه، هی امروز را به فردا می‌انداخته است.
خلاصه که کلاه یا بیمه یا یک کوفت دیگری نداشته که حالا این‌طور موتورش دارد بر شانه‌های کفی تشییع می‌شود.
لابد آن‌موقع که موتور را گرفته‌اند و روی کفی انداخته‌‌اند، با سرباز چانه زده که برود و رویش را بیندازد و سرباز هم حواله‌اش داده به افسر و افسر هم که دیده چقدر کَنه است، گفته برو. بعد، از کفی بالا رفته و روکش را که معلوم نیست چطور به‌همراه داشته، با دقتِ تمام، طوری که موقع پیاده‌کردن در پارکینگ از سَرِ موتورش نیفتد، روی سی‌جی کشیده است.
حالا و دقیقاً همین حالا هم که موتورش دارد از روبه‌روی من می‌گذرد، دارد آخرین تصویر سی‌جی را در ذهنش تجسم می‌‌کند و با خودش می‌گوید که همین فردا می‌روم و آزادش می‌کنم. احتمالاً هیچ هم از دنگ‌وفنگ آزادی موتور خبر ندارد که موتورها آن‌قدر آن تو می‌مانند که به هم خو می‌کنند و دمِ آزادی «سلامتی سه‌کَس: زندونی و سرباز و بی‌کس» می‌خوانند.
حتماً در همین لحظه نگران رابطه‌ی آفتاب و روکش و رنگ باک سی‌جی است که می‌بیند، صدای بوق می‌آید. صدای بوق می‌آید. صدای بوق ممتددددددد... برمی‌گردم به چراغی که سبز شده است و کفی‌ای که هرچه چشم می‌گردانم پیدایش نمی‌کنم. خیابان خالی شده است از سی‌جی و ماشین‌ها به‌شکل هولناکی به یکدیگر شباهت دارند. هنوز چراغ‌سبزِ سمتی که ایستاده‌ام از چراغِ آن‌طرفی‌ها هزاربرابر کوتاه‌تر است. هنوز هم سی‌جی‌ها در عبور از عرض خیابان، سرِ جانشان قمار می‌کنند.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

تصاویرِ بسته‌ی گل‌ها و گیاهان می‌توانند رمانتیک‌ترین قاب‌های ممکن باشند؛ اما اگر درحال تماشای این تصاویر، صدای ضجه‌ی انسان‌ها را بشنوید و بوی سوزاندن مُرده‌ها را استشمام کنید، چه؟
این رویکرد جاناتان گلیزر در فیلم جدیدش «منطقه تحت‌ نظر» یا «منطقه مورد علاقه» (The Zone of Interest) است. اگرچه گلیزر این فیلم‌ را از یک رمان اقتباس کرده و برای فیلم‌نامه‌ی اقتباسی هم نامزد اسکار شده، اما باید منطقه مورد علاقه را برداشت آزاد او از آشویتس بدانیم.
گلیزر در منطقه مورد علاقه، برخلاف فیلم‌هایی چون پیانیست، پسر شائول، فهرست شیندلر و... ، به‌جای نمایش جنایات، زندگی عادی فرمانده اردوگاه آشویتس، رودلف هوس و خانواده‌اش را در یک خانه و باغ باصفا در مجاورت آشویتس به نمایش می‌کشد. گلیزر سعی می‌کند تا به‌جای تماشای جنایت، تنها با گوش‌هایمان به آن پی ببریم؛ چراکه نمایش کل فاجعه، منجر به مرگ و بی‌حسی می‌شود و تنها زخم است که انسان را با رنج واقعی همراه می‌کند. نمایش کل فاجعه یادآوری کامل است و انسان از یاد نمی‌برد، مگر اینکه به‌طور کامل به یاد بیاورد؛ پس گلیزر نمی‌خواهد که ما تماماً به یاد بیاوریم تا نتوانیم از یاد ببریم.
ازاین‌رو، در منطقه مورد علاقه زندگی عادی افسر نازی و خانواده‌اش را با موسیقی متن هول‌ناک فیلم و صداهای فریاد و گلوله به نظاره می‌نشینیم؛ حال آنکه این صداها خدشه‌ای به زندگی عادی آن‌ها وارد نمی‌کنند؛ کمااینکه وقتی صدای گلوله می‌آید، افسر نازی ثانیه‌ای مکث کرده و دوباره حرف‌هایش را پیش می‌گیرد.
گلیزر می‌خواهد به ما نشان دهد آنانی که دست به اعمال شرورانه می‌زنند، لزوماً هیولا نیستند. این همان نظریه‌ی «ابتذال شر» است که هانا آرنت به‌تأثیر از تفکرات مارتین بوبر در «دو تن در يك تن»، درباره‌ی آدولف آیشمن، یکی دیگر از سران نازی، مطرح می‌کند. او معتقد است که «شر» از جایی دور نمی‌آید، بلکه در همین نزدیکی است. در واقع، شر زمانی ظهور و بروز می‌یابد که یک انسان تعقل خود را کنار می‌گذارد و افسار خود را به دست‌های هنجارهای بازتولیدشده توسط حکومت توتالیتر می‌سپارد. چنین انسانی نمی‌اندیشد و تنها فرمان‌بردار است؛ همان‌طور که آیشمن در دادگاه می‌گوید که اگر من این جنایات را مرتکب نمی‌شدم، کسی دیگری در سیستم آن کار را می‌کرد. به‌این‌ترتیب، در منطقه مورد علاقه هم رودلف هوس را می‌بینیم که ماهی‌گیری می‌کند، به خانواده‌اش مهر می‌ورزد و حتی لحن و طنین صدای خود او نیز بسیار آرام‌بخش و باطمأنینه است.
در نهایت، تماشاگر فیلم جدید گلیزر با یک اثر داستانی مواجه نیست؛ بلکه به تماشای یک تابلوی هول‌ناک می‌نشنید که بیش از نشان‌دادن پنهان می‌کند تا از خلالِ شکاف میان مرگ و واقعیت، همان شکافی که آگامبن بین بیان‌شده و کتمان‌شده قائل است، یقه‌ی ما را بگیرد.
خود گلیزر نیز در مصاحبه‌ای گفته که منطقه‌ی مورد علاقه درباره‌ی اکنون است. ازاین‌طریق، او زندگی عادی ما را به‌مثابه زیستن در خانه‌ای آرمانی مجاور آشویتس فرض می‌گیرد؛ آشویتسی به‌اندازه‌ی جهان امروز.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

بیچارگان (Poor Things 2023) ساخته‌ی جدید یورگوس لانتیموس یک کمدی علمی-تخیلی با رگه‌هایی سورئالیستی است. همکاری دوباره‌ی لانتیموس با بازیگر نقش اول زن این فیلم، اما استون، به ماجرای زنی می‌پردازد که با پریدن از روی یک پل خودکشی می‌کند. جنازه‌ی او درحالی به دست یک دکتر عجیب به نام گادوین باکستر (ویلیم دفو) می‌رسد که هنوز بچه‌ی درون شکمش زنده است. باکستر مغز بچه را در سر مادر گذاشته و برایش نام بلا باکستر را انتخاب می‌کند.
در ابتدای فیلم، بلا باکستر که گادوین را گاد (خدا) صدا می‌زند، جسمی زنانه اما مغزی کودک دارد. به همین خاطر، او نمی‌تواند به‌درستی عضلاتش را کنترل کند و مانند یک عروسک خیمه‌شب‌بازی حرکت می‌کند که نخ‌هایش در دستان گاد است.
کم‌کم با رشد عقلی بلا، او با جنبه‌های مختلف زیستی و روانی خود و دنیای پیرامون آشنا می‌شود؛ به‌طوری که می‌توان الگوی سفر قهرمان جوزف کمپل را برای بلا در نظر گرفت که از خانه آغاز می‌شود، به مواجهه با جهان و خیروشر می‌رسد و دوباره به خانه بازمی‌گردد.
از طرفی، لانتیموس با انتخاب میزانسنی اغراق‌شده سعی می‌کند تا ما را به یاد کارت‌پوستال‌های ویکتوریایی بیندازد و ساختگی بودن کل جهان را به نمایش بگذارد. بیچارگان سفر انسان (به‌طور خاص زن) از آغاز و کشف درون و بیرون است. سفری که از درون شروع شده و دوباره با درون به اتمام می‌رسد.
همچنین، لانتیموس نگاهی هجوآمیز به مقوله‌ی انسان متمدن و قوانین وضع‌شده توسط گاد دارد.
در هنگام تماشای بیچارگان نمی‌توان بازی بی‌نظیر و شجاعانه‌ی اما استون را نادیده گرفت. شجاعتی که در قاب‌بندی و انتخاب زوایای دوربین لانتیموس نیز دیده می‌شود. او با استفاده لنزهایی، مانند آی‌فیش، سعی می‌کند تا حالات ذهنی شخصیت اصلی خود را به نمایش بگذارد و به‌طور مداوم واقعیت را وارد وضعیتی حاد کند. این مسئله با سیاه‌وسفید بودن نماهای خانه‌ی گاد و رنگی‌شدن نماها در خارج از خانه نمود دیگری به خود می‌گیرد.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

فیلم "Passages 2023" فیلمی از آیرا ساکس فیلم‌ساز اهل ایالات متحده است. پسیجز که در کشور فرانسه ساخته شده، به‌شدت وام‌دار جنبش موج نوی این کشور است و ما را به یاد فیلم‌های گدار می‌اندازد.
پسیجز به ماجرای یک مرد فیلم‌ساز آمریکایی و هم‌جنس‌گرا می‌پردازد که در یک مثلث عشقی بین همسرش (یک مرد) و یکی از همکارانش (یک زن) گیر می‌کند. او که برای اولین‌بار رابطه با یک زن را تجربه کرده، دچار احساساتی متناقض شده و سویه‌های جدیدی از درونیات خویش را کشف می‌کند.
زمانی که به داستان فیلم آیرا ساکس نگاهی می‌اندازیم، عملاً با روایت نویی مواجه نیستیم و نمونه‌های بسیاری را می‌توانیم برای آن ذکر کنیم. همچنین، پسیجز روایتی ساده و قابل پیش‌بینی دارد. بااین‌حال، آنچه این فیلم را از سایرین متمایز می‌کند، پرداختن به ابعاد احساسی و متناقض شخصیت‌هاست. ازاین‌رو، ساکس به‌خوبی توانسته به شخصیت‌های خود عمق ببخشید و درگیری‌های درونی آن‌ها را آشکار سازد. در واقع، می‌توان گفت که روایت پسیجز به‌جای حرکت طولی در زمان، به عمق نفوذ می‌کند. البته نباید انتظار یک شاهکار را از پسیجز داشته باشید و در کل، با یک فیلم متوسط مواجه‌ایم.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

هر منظره‌ی مقدسی تابع منطقی معکوس هم هست: سرزمینی که بناست محل عبادت بت‌ها باشد خود به بتی قبیح بدل می‌شود که بدن قربانی شده می‌خواهد.

کسی را تا کنون ندیده‌ام که با دلیل و برهان متقاعد شده باشد از پرستش بت‌ها دست بکشد. باید به بت‌ها ضربه زد ولی نه با چکش تا بشکنند، بلکه، آنطور که نیچه گفته، با چیزی مثل دیاپازون تا صدایشان دربیاید و پوکی درونشان طنین‌ اندازد و تمام بدن‌های قربانی که تاکنون بلعیده‌اند را بالا بیاورند. 

• ویلیام میچل

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

‏بریکینگ‌بد در طول زمان

✍آرمین یوسفی

🔵@Cafe_30nema

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

‏«قلم را در مرکب فرو بردم و بر کاغذ آوردم، از آن خون بر صفحه جاری شد. پوستِ کاغذ شکافت؛ خونِ هزار کس در هر سطر می‌جوشید.»

‏• بهرام بیضایی / طومار شیخ شرزین

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

سینمایی درایتالیا

ناپل، ۱۹۵۶، توماس هوپکر

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

خیره‌ام به حجمی خالی
که روزی اندام تو پُرش می‌کرد.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

‏«جان اسلون» این نقاشی را کشیده با عنوان «ساعت شش عصرِ زمستان»؛ که بی‌شابهت نیست به غروب‌های بوق و دود و جنونِ تهران؛ تا به یاد بیاورم که در این هرج‌ومرج، «من که خیابانی خلوتم، نمی‌دانم از پیری پُر شده‌ام یا از جوانی خالی»*

* سطری از کتابِ «بی‌نظمی»ام، نشر چشمه

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

▫️اصولاً این فیلم‌ساز و نویسنده‌ی فیلم‌نامه درک درستی از شخصیت جوکر به‌مثابه یک نماد آنارشیست ندارن و اون رو تبدیل به یک بیمار روانی کردن که همین مسئله می‌تونه اکتِ سیاسی‌ش رو زیر سوال ببره. از طرفی، فیلیپس توی جوکر ۱ هم خودش رو پشت بازی واکین فینیکس پنهان کرده بود تا ضعف‌های فیلم‌نامه و کارگردانیش آشکار نشن و حالا این ضعف‌ها اون‌قدر گل‌درشت و برجسته شدن که روی بازی هنرپیشه‌ها و در رأسشون، واکین فینیکس هم تأثیر گذاشته و فیلم‌ رو بسیار ضعیف‌تر از نسخه‌ی پیشن کرده.

◾️در واقع، ما با یک دنباله‌ی سینمایی مواجهیم که اصلاً نیازی به ساخته‌شدن نداشته! فیلم جوکر ۲ به‌شکل احمقانه‌ای خودپسنده و دو ساعت از زمان مخاطب رو با سکانس‌های بیهوده‌ی موزیکال، توی زندان و دادگاه، تلف می‌کنه و بیشتر خودخواهی کارگردان رو نشون می‌ده.

▫️با اینکه اون اوایلِ ورود گاگا، کمی با وجهه‌ی موزیکال اثر ممکنه که ارتباط برقرار کنیم، در ادامه اون‌قدر آزاردهنده می‌شه این آوازها که یه‌جایی آرتور فلک به هارلی کویین می‌گه که آوازخوندن رو تموم‌ کن و با من حرف بزن. دقیقاً انگار حرف دل مخاطب رو می‌زنه و ما هم باهاش هم‌صدا می‌شیم که دیگه واقعا این‌همه موزیک و آواز بیهوده‌س.

◾️تاد فیلیپس نگاه بسیار ساده‌انگارانه‌ای به مسائل روانکاوانه داره و به همین خاطره که ما شخصیت جوکر این کارگردان رو تک‌بعدی می‌بینیم. شاید اگر می‌تونست شخصیت رو درست پرداخت کنه، با تخریب هویت آنارشیست جوکر کنار می‌اومدیم و می‌پذیرفتیم که این کارگردان نگاهی متفاوت به یه داستان کمیک داشته.

مشاهده نقد جامع‌تر در کانال یوتیوب

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

رادیو اینترنتی بی‌نظمی - فصل دوم
مرقومه یکم: «به توپ بستن مجلس»
«تهران به زبان می‌آید.»

#اپیزودها

@radiobinazmi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

ما با بی‌نظمی حرف می‌زنیم.
.
رادیو اینترنتی بی‌نظمی - فصل دوم
مرقومه یکم: «به توپ بستن مجلس»
«تهران به زبان می‌آید.»
.
نویسنده و گوینده‌: #آرمین_یوسفی
.
در این قسمت علاوه‌بر نامه قاجاری و داستان کوتاه تهران شنونده‌ی این قطعات نیز خواهید بود:
.
موسیقی با کلام:
تهران - کینگ رام
تهرون - تهران الف
.
و قطعات بی‌کلام:
سال‌های ازدست‌رفته - فردین خلعتبری
.
دیالوگ:
هزاردستان - علی حاتمی
.
هم‌اکنونی می‌توانید این قسمت را در تمام پادگیرها گوش کنید.
https://zil.ink/radiobinazmi
.
@radiobinazmi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

آقای کلینت ایستوود، در سن نودوچهارسالگی، باز هم یک فیلم بی‌نقص ساخته است تا به ما یادآوری کند که حتی فیلم‌های با‌ساختارِکلاسیک هم به خلاقیت نیاز دارند. فیلم «هیئت‌منصفه‌ی شماره‌ی ۲» (Juror No. 2) از فیلم‌نامه‌ای بسیار اصولی و حساب‌شده سود می‌بَرد که می‌توان آن را برای تدریس فیلم‌نامه‌نویسی استفاده کرد. نمودار تحول شخصیت فیلم به‌خوبی تغییرات درونی شخصیت اصلی را به نمایش می‌گذارد و فلش‌بک‌ها و کنش‌های آن، مخاطب را به‌شکلی ایدئال با درونیات او همراه می‌کنند. درست در اوج فیلم‌نامه (جایی که باید چنین باشد) تِم فیلم آشکار می‌شود: «همیشه حقیقت به‌معنای عدالت نیست.»
با تکرار موفقیت، ایستوود این واقعیت را یادآور می‌شود که یک هنرمند واقعی، در هر سنی، هنر واقعی خلق می‌کند.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

هیپنوتیزم‌درمان‌گر به وِرا می‌گوید که از ۱۰ تا ۱ می‌شمرم، تو از پله‌ها پایین می‌روی و از در عبور می‌کنی و دست وِرای کوچک را می‌گیری. شمارش آغاز می‌شود. او از پله‌ها پایین می‌رود و در هوا معلق می‌شود؛ درحالی‌که ورای کوچکی در کار نیست.
فیلم Hypnosen 2023 ساخته‌ی فیلم‌ساز سوئدی Ernst De Geer، به ماجرای زوجی به‌ نام ورا و آندره می‌پردازد که هم‌بنیانگذار یک نرم‌افزار سلامت زنان هستند و باید برای جذب سرمایه‌گذار در یک جلسه مهم پیچینگ شرکت کنند.
در خلال آماده‌شدن برای این جلسه، ورا به‌خاطر دید منفی آندره به سیگارکشیدن به جلسه‌ی هیپنوتراپی می‌رود. در این جلسه ورا می‌فهمد که مشکلش سیگار نیست، بلکه تن‌دادن به خواسته‌های دیگران و تصمیم‌گیری‌های آن‌ها برای او، روانش را به آستانه‌ی فروپاشی کشانده است.
فیلم هیپنوزن یا هیپنوتیزم از آن دسته آثاری‌ست که نه‌تنها شخصیت‌ها، بلکه تماشاگر را با هنجارهای درونی‌اش روبه‌رو می‌کند. این فیلم نقد تندی‌ست به آن نوع از مدرنیزم که از سرمایه‌داری مبتنی بر بازار سرچشمه می‌گیرد و تنها یک شکل زندگی مدرن را برای انسان‌ها قائل است. در این شکل زندگی که عموماً توسط افردا طبقه خرده‌بورژوا برای شبیه‌شدن به سرمایه‌داران تبلیغ می‌شود، هرکسی که از هنجارهای طبقات دارای ابزار کار بیرون بزند، عملاً محکوم به طرد‌شدن و انزوا است. اگر شما نیز به چنین هنجارهایی پای‌بندید، تماشای نماهای این فیلم آزارتان خواهد داد.
بنابراین، این اثر سینمایی را می‌توانیم دنباله‌روی نظریه پسااستعماری بدانیم؛ حال‌آنکه در یک جامعه‌ی مدرن اتفاق می‌افتد و فردِ نابه‌هنجار نیز از همان طبقه‌ی متوسط است.
به‌اینترتیب، درمی‌یابیم که چگونه در جامعه ما نیز نسل جوان با به‌چالش‌کشیدن هنجارهای پذیرفته‌شده توسط نسل‌های قبل که عاملی برای وفاق اجتماعی تلقی می‌شدند، از گفتمان فرهنگی در حاشیه، به گفتمانی مهاجم تبدیل شده‌ و تنها راه دست‌یابی دوباره‌ی این هم‌بستگی، پذیرش تعدد نگرش‌ها و گفتمان‌ها و طرد گفتمان غالب و هنجارهای واحد است.
یکی دیگر از نقاط قوت فیلم مربوط به فیلم‌نامه‌ی آن می‌شود؛ جایی که فیلم‌نامه‌نویس با زبردستی زاویه‌ی دید و کانونی‌شدگی را از ورا به آندره تغییر می‌دهد تا تماشاگر را با دو منظرگاه متفاوت و علت رفتار شخصیت‌ها مواجه کند. چنین تغییری به بازیگرانی قدرتمند نیاز دارد تا بتوانند به‌خوبی در دو نقش اصلی و مکمل، به‌طور هم‌زمان، ایفای نقش کنند که بازیگران این فیلم به‌خوبی از پس آن برمی‌آیند.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

نخ کاموایی که تا لباس معشوقه‌ی ازدست‌رفته ادامه پیدا می‌کند، تصویر مرد ژولیده در گودال آب وَ خیرگی وُ خیره‌ماندن مداوم شخصیت‌ها چیزی‌ست که بلادرنگ ما را به یاد سینمای تارکوفسکی می‌اندازد. آلیچه رورواکر در فیلم نامنتظر و کم‌نظیر خود، «کیمرا» (La chimera 2023)، کمدی گروتسکِ به سبک امیر کاستاریتسارا را با سبک شاعرانه‌ی آندری تارکوفسکی درهم‌آمیخته و سینمایی را خلق کرده که به آن «نئورئالیسم جادویی ایتالیایی» گفته می‌شود.
کیمرا داستان مردی‌ست که گنج‌های درون گورها و مقبره‌های قدیمی را به‌راحتی پیدا می‌کند و همین امر او و دوستانش را به چالش می‌کشد. بااین‌حال، تعریف‌کردن این طرح داستانی فروکاستن کیمرا به سطح است؛ چراکه رورواکر با ایجاد معانی ضمنی، درک مخاطب را از ذهنیت شخصیت‌ها به عمقی چندلایه می‌برد و زبانی هنری را خلق می‌کند که تنها از خلال تماشای فیلم قابل درک است.
رورواکر در کیمرا چندین سبک سینمایی را تلفیق می‌کند تا واقعیت را به چالش بکشد. در بسیاری از لحظات فیلم، شما نمی‌دانید که درحال تماشای خیالات شخصیت‌ اصلی هستید یا اینکه سطح واقعیت روایت درحال نقل‌شدن است؛ ازاین‌طریق وضعیتی حادواقعیت شکل می‌گیرد که مرز ادراک و ابهام را مخدوش می‌کند. در واقع، کیمرا برای کسانی که به سینمای معناگرا علاقه دارند، لذتی دوچندان خواهد داست؛ چراکه دائماً شگردهای سینمایی را برای خلق معانی ضمنی به کار می‌گیرد و یادآور آثار بزرگ سینمای این حوزه، مانند آینه تارکوفسکی و دوران کولی‌های کاستاریتسا است.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

لودویک فوئرباخ معتقد است: «انسان آن چیزی‌ست که می‌خورد.» شاید فلسفه‌ی اولیه‌ی فعلِ خوردن، زنده‌ماندن و تدوام حیات بوده باشد؛ اما امروزه خوردن و چگونه خوردن به سبکی از زندگی تبدیل شده است که می‌تواند مکاشفه‌ی انسان در کشف طعم جهان هستی را به نمایش بگذارد. البته این نگاه تاحدودی سرمایه‌دارنه است؛ چراکه هنوز در این کره‌ی خاکی، انسان‌های زیادی به خوردن برای زنده‌ماندن هم دسترسی ندارند.
«طعم چیزها» (The Taste of Things 2023)، نماینده کشور فرانسه در اسکار، نیز مکاشفه‌ی «تران آن هونگ»، فیلم‌ساز ویتنامی-فرانسوی است. هونگ در سکانس آغازین طعم چیزها، به‌مدت ۳۸ دقیقه به‌ نمایش آرام و باطمأنینه‌ی آشپزی با اشکال قدیمی ابزار و اجاق‌گاز می‌پردازد و پخت غذا را به نیایشی ستودنی بدل می‌کند. در طعم چیزها، دوست‌داشتن یک فرد رابطه‌ی مستقیمی با کیفیت آشپزی برای او دارد و ازاین‌طریق هونگ بیان متفاوتی از عشق را پایه‌گذاری می‌کند.
آشپزی در طعم چیزها نسبت به اغلب فیلم‌های مشابه، سبک و سیاق متفاوتی دارد؛ به‌طوری که تماشاگر خود را در محیط مطبوع آن آشپزخانه‌ی نوستالژیک حاضر می‌یابد و به غذاها سرک می‌کشد و مزه‌ی آن‌ها را می‌چشد.
اگرچه این فیلم روایتی عاشقانه را نیز پی می‌گیرد، اما تقریباً همه‌چیز حول محور آشپزی می‌گردند و با برداشت‌های طولانی آشپزخانه مواجه‌ایم. ازاین‌رو، پس از گذشته مدتی از فیلم و کم‌رنگ‌شدن جذابیت اولیه‌ی نحوه‌ی آشپزی، به‌مرور با فیلمی کسالت‌بار روبه‌رو می‌شویم که روایت ثانویه‌ی آن نیز نمی‌تواند به‌خوبی انسان را سرِ حال بیاورد.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

رادیکال (Radical 2023) ساخته‌ی کریستوفر زالا درامی با رگه‌هایی از کمدی است. رادیکال که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده، به ماجرای معلمی به نام سرخیو می‌پردازد که می‌خواهد در یک مدرسه‌ی دورافتاده، در مرز مکزیک و آمریکا، شیوه‌های نوین آموزشی را پیاده‌سازی کند.
رادیکال بی‌درنگ ما را به یاد فیلم‌هایی ازاین‌دست، مانند انجمن شاعران مرده، می‌اندازد.
اگرچه رادیکال بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده، اما درام قدرتمندی دارد و این مسئله وجه تمایز این فیلم با اغلب فیلم‌هایی‌ست که بر اساس واقعیت ساخته می‌شوند؛ چراکه اصولاً زندگی با درام تفاوت‌هایی اساسی دارد.
فیلم جدید کریستوفر زالا داستان آرزوها و یأس‌هاست و به‌خوبی گیرافتادن انسان‌ها در جبر جغرافیایی را به نمایش می‌گذارد.
از سویی، رادیکال را می‌توان انتقادی تند به نظام‌های بسته‌ی آموزشی دانست؛ همان نظام‌هایی که در اغلب مدارس دولتی (و حتی شاید غیردولتی) خودمان نیز دیده می‌شوند. برای من که سال‌ها با صدای «از جلو نظام، خبردار» ناظم دبستانی از خواب بیدار شده‌ام که اتفاقاً خودم هم در آن مدرسه درس خوانده‌ام، انجماد و عدم تغییر نظام آموزشی و فقدان پرورش در چنین مدارسی بسیار ملموس است. نظامی که به یک سرخیو نیاز دارد که با آن پنجه‌در‌پنجه بیفکند و زیر چرخ‌دنده‌های چنین بوروکراسی‌ غول‌آسایی تاب بیاورد.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

«داستان آمریکایی» (American Fiction 2023) ساخته‌ی کورد جفرسون فیلمی در ژانر کمدی-درام است. داستان آمریکایی به اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی برمی‌گردد؛ زمانی که موج خوانش ادبیات سیاه یا به‌اصطلاح آفریقایی-آمریکایی در ایالات متحده به راه می‌افتد. منتقدان می‌کوشند تا خوانشی دوباره بر این نویسندگان داشته باشند و هنر آن‌ها را به مردم بشناسانند.
شخصیت اصلی داستان آمریکایی، نویسنده‌ای رنگین‌پوست به نام مانک است. او که چندسالی از نگارش آخرین رمانش می‌گذرد، نمی‌تواند ناشری را برای اثر جدیدش بیابد. از طرفی، مشکلات خانوادگی نیز او را در تنگنای مالی قرار می‌دهند؛ ازاین‌رو، تصمیم می‌گیرد تا رویکردی متفاوت را در نویسندگی در پیش بگیرد.
اگرچه داستان آمریکایی یک فیلم کمدی است، اما فیلم‌نامه‌ی آن عمق خوبی دارد و بُعد روانکاوانه شخصیت‌ها را به‌خوبی به نمایش می‌گذارد. جفرسون در این فیلم به توجهِ آزاردهنده‌ی سفیدپوستان به سیاه‌پوستان می‌پردازد. چنین چیزی را ما در جامعه‌ی خودمان نیز می‌بینیم؛ جایی که می‌کوشند به برابری زن و مرد بپردازند؛ درحالی‌که بیان افراطی شعر زنان، فیلم زنان، ادبیات زنان و... بیانگر پابرجابودن کلیشه‌ها و تفاوت‌ها در ذهن‌هاست. وقتی ذهنی به تفاوت میان زن و مرد، سیاه و سفید، و... اعتقاد نداشته باشد، نیازی به این مرزبندی‌ها پیدا نمی‌کند.
از سویی، داستان آمریکایی به چالش همیشگی انتخاب بین فاخر و فقیرماندن، و یا مبتذل و پرفروش‌بودن در هنر اشاره دارد. چالشی که تقریباً بسیاری از هنرمندان با آن مواجه‌اند؛ عده‌‌ی اندکی راه اول را در پیش می‌گیرند و اگر شانس بیاورند، درآمد بخورونمیری خواهند داشت و بسیارند کسانی که عوام‌پسند  می‌شوند.

@armin_yusefi

Читать полностью…

بی‌نظمی‌ها ~ آرمین یوسفی

«کاخ» (The Palace 2023) ساخته‌ی جدید رومن پولانسکی فیلمی تماماً کمدی است که تا حدودی به کمدی اسلپ‌استیک نیز نزدیک می‌شود‌. کاخ به ماجرای جمع‌شدن مهمانانی ثروتمند و اشخاصی سرشناس در یک هتل اشرافی در شب سال نوی ۲۰۰۰ میلادی می‌پردازد. ازاین‌طریق، موقعیت‌هایی طنزگونه خلق می‌شوند که البته چندان هم خنده‌دار نیستند.
کاخ به‌شدت با آنچه از پولانسکی سراغ داریم فاصله دارد. یک اصطلاح رایج بین منتقدان سینما هست که «یک کمدی فقط باید بخنداند.»
بااین‌حال، حتی فیلم پولانسکی در این امر هم چندان موفق نیست؛ چراکه موقعیت‌های کاخ چندان انسان‌ را به خنده وانمی‌دارند و بیشتر موقعیت‌هایی تکراری هستند. به‌هرحال، باید سن‌و‌سال پولانسکی را در نظر بگیریم و بپرسیم که آیا خنداندن نسل جدید توسط هم‌سن‌وسال‌های پولانسکی کار ساده‌ای است؟

@armin_yusefi

Читать полностью…
Subscribe to a channel