anbar100 | Unsorted

Telegram-канал anbar100 - انبارستان🎧

25566

دانشکده‌ی مجازی محیطی برای یاریِ نومتفکران و بروز اندیشان تهیه و ارایه‌ی پوشه‌های شنیداریِ فاخر و درسگفتارها و نیز نوشتارها، مقالات و جستارهای درخور تامل و نوآور به منزله‌ی معرفی و نمایاندن. 🔰 به عالمِ نامتناهیِ تفکر خوش آمدید. ارتباط. @Irani9

Subscribe to a channel

انبارستان🎧

📕📗📘

💎برترین کانال‌های تلگرام:

🍃  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غمِ دنیا نڪند تنگ ، دلِ دانا را
@kafesaboiebaran

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

انبارستان🎧

پوشه‌ی شنیداری
جامعه باز و دشمنان آن


ترجمه: عزت‌الله_فولادوند
گوینده: لیلی کشفی

پوپر در این کتاب به انتقاد از ایده‌آلیسم، یوتوپیسم و تمامیت‌خواهی می‌پردازد و اهمیت تفکر انتقادی و آزادی بیان را مورد تأکید قرار می‌دهد. او معتقد است که جوامع باید به سمت پذیرش ایده‌ها و نقدهای متعارض بروند تا امکان پیشرفت و اصلاح وجود داشته باشد. این کتاب به‌عنوان یکی از آثار کلیدی در فلسفه سیاسی و نظریه اجتماعی به شمار می‌آید و تأثیر عمیقی بر تفکرات معاصر داشته است.

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

دیدن لبخند آنهایی که رنج می‌کشند
از گریه‌‌ی شان غمگین‌تر است.


🔰انبارستان
@anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

درمان خشم پنهان
دکتر رامشت

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.


▪️واژه به‌مثابهٔ یک برساختهٔ اسمی و واقعیت به‌مثابهٔ یک زندگی جاری

▪️دکتر مجتبی روستا

▫️چرا واژه هیچ‌گاه توانایی بیان واقعیت را ندارد؟

▫️ و چرا خواندن معیارهای تشخیصی، کسی را به یک درمانگر بدل نمی‌کند؟

▫️تولّد «انسان چک‌لیستی» در آزمایشگاه کتاب‌های تشخیصی

▫️نقایض مرگبار DSM، کاپلان و ICD در رویارویی با یک انسان زنده

▫️و در عمیق‌ترین لایه: «اختلال شخصیت»


🔰انبارستان
@anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

CBT panic 3

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

درمان شناختی _رفتاری پانیک 1

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

مردم عزیز ایران،

در این برهه‌ از زمان که سرنوشت‌ساز است، به یاد داشته باشیم که اتحاد و همدلی نه‌تنها رمز بقا، بلکه کلید گشایش درهای امید و آینده‌ای روشن است. بیایید دست در دست یکدیگر، با عشق و احترام، در راستای ترویج امنیت و آرامش گام برداریم و با قلب‌هایی پر از ایثار و فداکاری، نشانه‌گذار راهی برای آینده‌ای پر بارور و شکوفا باشیم.

بی‌گمان، هر یک از ما به عنوان سنگ بنای این سرزمین، مسئولیتی مضاعف بر عهده داریم. بیایید با درک عمیق از درد و رنج یکدیگر، همدیگر را در این سفر طولانی حمایت کنیم. با کلامی دلگرم‌کننده و دستانی پر از محبت، می‌توانیم جاده‌های پرفراز و نشیب را هموار سازیم و به یکدیگر قدرت ببخشیم.

ایران ما، سرزمین فرهنگ، تاریخ و عظمت، نیازمند همت و همدلی همه ماست. بیایید با یکدیگر بایستیم و نشان دهیم که در سایه‌ی اتحاد و همبستگی، می‌توانیم بر هر چالشی فائق آییم.

به امید فردایی سرشار از صلح و دوستی، در کنار هم ایستاده‌ایم. با هم، قوی‌تر از همیشه!


🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.
🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.
🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

انتقادات مشهور بر ادبیات چپ

نقد ادبیات چپ در جهان، به‌ویژه در جریان‌های مارکسیستی قرن بیستم و رئالیسم سوسیالیستی، بیش از آنکه صرفاً یک ارزیابی زیبایی‌شناختی باشد، بازتابی است از تناقض‌های عمیق تاریخی پروژهٔ رهایی‌بخش مارکسیسم در مواجهه با واقعیت‌های پیچیدهٔ انسانی و فرهنگی. این ادبیات، که در اوج خود ادعای جهان‌شمولی و تعهد به محرومان داشت، در عمل به دام محدودیت‌های ایدئولوژیک افتاد که هم دستاوردهایش را تضعیف کرد و هم ظرفیت‌های انتقادی‌اش را به حاشیه راند.

در هستهٔ این جریان، رئالیسم سوسیالیستی که از ۱۹۳۴ در اتحاد شوروی به‌عنوان روش رسمی ادبیات و هنر تثبیت شدقرار دارد. این مکتب، ادبیات را موظف می‌دانست که نمایشی حقیقت‌مند، تاریخی و عینی از واقعیت در سیر انقلابی‌اش ارائه دهد؛ اما این حقیقت‌مندی در عمل به معنای الزام به قهرمان مثبت، پایان خوش مکانیکی، و حذف هرگونه ابهام اخلاقی، تناقض درونی یا تراژدی حل‌نشدنی شد. شخصیت‌ها اغلب به تیپ‌های طبقاتی تقلیل یافتند: کارگر قهرمان، روشنفکر خائن، دهقان ستم‌دیده؛ و فردیت انسانی، با تمام لایه‌های خاکستری و تنش‌های روان‌شناختی‌اش، قربانی این ساده‌سازی شد. آنچه باقی ماند، نه بازنمایی جهان، بلکه تصویرسازی از پیش تعیین‌شده از جهان بود نوعی کلاسیسیسم ایدئولوژیک که بیش از آنکه واقعیت را نشان دهد، واقعیت را طبق نقشهٔ حزبی بازسازی می‌کرد.

این تقلیل‌گرایی، که ریشه در خوانش ارتدوکس و گاه مکانیکی از مارکسیسم داشت، با نقدهای درونی سنت مارکسیستی نیز مواجه شد. گئورگ لوکاچ، برجسته‌ترین نظریه‌پرداز رئالیسم انتقادی بر تمامیت تأکید داشت و مدرنیسم (جویس، کافکا، پروست) را دکادنس بورژوایی می‌دانست؛ اما همین لوکاچ، در دفاع از رئالیسم قرن نوزدهمی (بالزاک، تولستوی)، ناخواسته به سمت توجیه نوعی واقع‌گرایی هنجاری گرایش یافت که بعدها آدورنو و مکتب فرانکفورت آن را به شدت نقد کردند. آدورنو استدلال می‌کرد که رئالیسم سوسیالیستی، به جای افشای تناقض‌های سرمایه‌داری، آن‌ها را با تصویرسازی قهرمانانه می‌پوشاند و به تأیید کاذب بدل می‌شود. فرم، در این رویکرد، فدای محتوا شد؛ زبان به ابزاری گزارشی و تبلیغی تقلیل یافت و از غنای تجربی، چندصدایی و خودانتقادی که در مدرنیسم دیده می‌شود فاصله گرفت.

پارادوکس عمیق‌تر اینجاست که ادبیاتی که ادعای ادبیات برای توده‌هاداشت، اغلب به ادبیاتی نخبه‌گرا و دور از دسترس توده‌ها بدل شد؛ در حالی که نویسندگان غیرمتعهد یا منتقد اورول در برخی آثار، میلان کوندرا، نویسندگان آمریکای لاتین توانستند تأثیر اجتماعی و زیبایی‌شناختی عمیق‌تری بگذارند. مقدس‌سازی مبارزه و عدم تحمل نقد درونی، یکی دیگر از آسیب‌های ساختاری بود: هر نقدی به سوسیالیسم موجود یا به استالینیسم، به ضد انقلابی تعبیر می‌شد و طنز تلخ، اتوکریتیک که در کوندرا یا حتی برخی نویسندگان پسااستعماری دیده می‌شود تقریباً غایب ماند.

پس از فروپاشی بلوک شرق در ۱۹۸۹–۱۹۹۱ ادبیات چپ یا به حاشیه رانده شد یا در دانشگاه‌ها به شکل نظریه انتقادی ادامه یافت؛ اما اغلب بدون تعهد واقعی به مبارزه طبقاتی و بیشتر در خدمت نوعی لیبرالیسم فرهنگی. آنچه باقی ماند، یتیمی تاریخی بود: چپی که زمانی جهان‌شمول بود، امروز عمدتاً در آکادمی محصور شده و از توده‌ها دور افتاده است.

در نهایت، ادبیات چپ جهان در قرن بیستم، در اوج آرمان‌گرایی‌اش، بزرگ‌ترین زندان زیبایی‌شناختی را برای تخیل انسانی ساخت: آن که می‌خواست ادبیات را از بند بورژوازی آزاد کند، خود را در بند یک ایدئولوژی تک‌صدایی زندانی کرد؛ آن که فریاد انسان، همه‌چیز است سر داد، انسان را به نمایندهٔ طبقه تقلیل داد و از او کاراکتری تک‌بعدی ساخت پارادوکس انسان‌ستیزِ انسان‌گرای متعهد.

آن که وعدهٔ پایان تراژدی را با پیروزی حتمی تاریخ می‌داد، تراژدی واقعی انسانی را از ادبیات ربود و به جای کاتارسیس، تسکین ایدئولوژیک عرضه کرد پارادوکس رهایی‌بخشِ تراژدی‌ستیز.

آن که مبارزه را مقدس کرد و نقد خویش را حرام دانست، در نهایت خود را در برابر تاریخ خلع سلاح کرد پارادوکس مقدسِ مبارزه که با تقدیس، مبارزه را به ضد خویش (دگماتیسم) بدل ساخت.

شاید چرخهٔ تناقض‌ها اصطلاحی مناسب و متناسبی برای دلالت بر آن باشد.

چپ ادبی جهان بیش از آنکه جهان را تغییر دهد، جهان را با نقشهٔ خود اشتباه گرفت؛ و دقیقاً به همان میزان که جهان را تغییر نداد، خود را با جهان تغییر داد تا جایی که امروز آنچه از آن باقی مانده، نه ادبیات بزرگ اعتراض که آوار شکوهمندی از یک آرمان‌شکنی آرمانی ست:

شکست‌خورده در پیروزی،
پیروز در شکست،
البته، زیباترین شکست ممکن ادبیات متعهد قرن بیستم.

🫆مجتبی روستا


🔰انبارستان
@anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧





دوست می‌دارم آن را که روان‌اش در زخم‌پذیری نیز ژرف است و پیشامدی کوچک او را نابود تواند کرد.



این‌که نیچه می‌گوید: «سخت شوید» منظورش پوست‌کلفت شدن یا لج کردن و سماجت ورزیدن در مسیرِ غلط نیست! هر چیزي را نباید تاب آورد! تحمّلِ بی‌پایان، بی‌معناست! تحمّل هم آستانه‌اي دارد. دلیر کسي‌ست که با ترس می‌آمیزد و از ترس بالا می‌رود، امّا «نترس» یک بی‌کلّه است که ارزشِ ترس را نمی‌شناسد. مقاومت آنگاه حماسه‌ساز می‌شود که هر لحظه آماده‌ی شکست خوردن باشی! کسي که هیچ برای باختن ندارد، هرگز به پیروزی دست نمی‌یابد. پیروزی آن‌جا شکل می‌گیرد که شکست را آغوش بگشایی شادمانه. ایستادگی مفهومي پیچیده است. هر کلامي به تنهایی، خود را توصیف نمی‌کند. اهلِ معنا باید بود و سفر به اعماق. میوه‌ی سالم و رسیده از شاخه می‌افتد، امّا میوه‌ی کرم‌خورده و پلاسیده به شاخه می‌چسبد. میوه‌ی بر شاخه خشکیده که با هیچ تکاني از درخت جدا نمی‌شود، مقاوم نیست!
 
کسي که از سرِ بیچارگی هر بلایي را به جان می‌خرد و هر خفّتي را می‌پذیرد، نه تنها در حالِ مقاومت نیست، بل‌که سر به تسلیم سپرده است! چه بسیار درماندگاني که تسلیمِ خود را مقاومت می‌نامند و شکستِ خود را پیروزی، تا که تسلّای خاطرشان باشد این وارونه‌نمایی‌ها! انسان‌ها زیرِ بارِ زندگیِ ننگیني که در واقع خودشان به خودشان تحمیل کرده‌اند، هر روز خمیده‌تر می‌شوند و ناگزیر همدیگر را دلداری می‌دهند که: ما داریم مقاومت می‌کنیم و قهرمانانه مشکلات را تاب می‌آوریم! امّا به‌قولِ نیچه خوشا کسي که آزاده‌جان است و مقاومت را می‌فهمد و شرافت‌اش به او می‌آموزد که در برابرِ کدام زخم باید از پا درآید. خوشا کسي که فرو افتادن‌اش زمینه‌سازِ برخاستن‌هاست. خوشا کسي که ظرافت‌اش با مقاومت‌اش هم‌پایه است و به همان اندازه می‌تواند آسیب‌پذیر باشد که سرسختی‌اش می‌طلبد. آه، چه می‌گویم؟! چه انتظارها دارم من...

به قلمِ حامد حجت خواه


🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

▪️▫️تعدد گفتمان‌ها و خطر فرسایش همبستگی ملی در آستانهٔ تهدید خارجی


موضوعیت ایران، هر مسئله‌‌ی کانونی را به پیرامون و حاشیه‌ می‌راند بستر چه با جنایت و چه به حماقت باید حفظ شود
تا فرایندهای توسعه‌ی پایدار از کار نیفتند
.


هر یک از ما از پنجره‌ای متفاوت به این سرزمین می‌نگریم. یکی مشروعیت سیاست را در پیوند با دین معنا می‌کند، دیگری آن را در استمرار تاریخ ملی می‌جوید، یکی رؤیای عدالت طبقاتی در سر دارد، و دیگری حاکمیت قانون و جمهوریت را تنها افق مشروع قدرت می‌داند. این تکثر، فی‌نفسه نه نشانهٔ ضعف و نه علامت بلوغ یک همبودگاه است.

اما پرسش اینجاست: آیا در تحلیل هزینه-فایدهٔ سیاسی خویش، این نکته را به قدر کفایت سنجیده‌ایم که همین تکثر گفتمانی، اگر در شرایط تهدید وجودی خارجی به قطب‌بندی تخریبی بینجامد، چه پیامدی خواهد داشت؟

پرسش این نیست که «چه کسی حکومت می‌کند؟»، پرسش این است که «وقتی هیچ نماند، تو کجا ایستاده‌ای؟». در این میان، خیانت، نه یک جُرم حقوقی، که فروپاشی یک جهان است. ابن خلدون، ماکیاولی، جان لاک و جورج اورول، هر یک به زبانی، از این ورطه سخن گفته‌اند.

▪️ابن خلدون وطن را نه در خاک، که در [عصبیت]می‌جوید؛ آن روح نامرئی که (من های) پراکنده را به (مایِ) تاریخی تبدیل می‌کند. تمدن، حاصلِ این چسبِ متافیزیکی است. در نگاه او، فروپاشی از درون آغاز می‌شود: هنگامی که افراد، منافع قبیله‌ای یا شخصی را بر این «ما» ترجیح دهند. وطن‌فروشی در این دستگاه فکری، یک تصمیمِ سیاسی نیست، یک جهشِ هستی‌شناسانه به سوی عدم است؛ گسستنِ پیوندی که مرگِ تمدن را رقم می‌زند. خائن، عاملِ بیرونی نیست، او محصولِ زوالِ درونیِ عصبیت است.


▪️برای ماکیاولی، سیاست عرصه‌ی خشونتِ ناب و ضرورت است و در این میدان، میهن یگانه سپر در برابرِ بازگشت به بربریتِ جنگِ همه علیه همه است. او در (گفتارها)مرزی قاطع می‌کشد: ستیزِ داخلی برای آزادی، حقِ شهروند است، اما همدستی با دشمنِ خارجی، گناهِ کبیره‌ی سیاست. خائن، در هندسه‌ی ذهنی ماکیاولی، نه فقط یک بدسگال، که یک نابخردِ تراژیک است؛ کسی که برای نابود کردنِ رقیبِ داخلی، خودِ زمینِ بازی را به آتش می‌کشد. ویران کردنِ میهن، پایانِ هر امکانِ سیاسی، حتی امکانِ اعتراض است.

▪️جان لاک، معمارِ قرارداد اجتماعی، حقِ شورش علیه استبداد را در قانونِ طبیعت ریشه‌دار می‌داند. اما این حق یک کنشِ درون‌گفتمانی است، نه یک معامله با قدرتِ خارجی. از نظر او، شهروندان برای حفظِ جان، آزادی و مالکیت، حکومت را به وکالت برگزیده‌اند. همکاری با متجاوزِ خارجی، بازگشت به «وضع طبیعی» است، جایی که هیچ قانونی نیست. وطن‌فروشِ لاکی، نه یک انقلابی، که یک متجاوز به حقوق طبیعیِ هم‌میهنان خویش است؛ کسی که به نام آزادی، دروازه‌های استبدادِ بیگانه را می‌گشاید.

▪️و سرانجام اورول، که در مزرعه حیوانات و ۱۹۸۴، از خیانت نه به مثابه یک عمل، که به مثابه یک واژگونی زبانی پرده برمی‌دارد. او نشان می‌دهد که خیانت، پیش از آنکه در میدان جنگ رخ دهد، در زبان خانه می‌کند. وطن‌فروشی مدرن، خود را در قامتِ شعارهای رهایی‌بخش و کلمات فریبنده پنهان می‌کند (جنگ صلح است، خیانت عشق است). اورول به ما می‌آموزد که در روزگار بحران، وفاداریِ راستین، محافظت از زبان شفاف در برابرِ ایدئولوژی‌های مرگ‌آوری است که از هر دو سوی مرز می‌وزند. خائنِ اورولی، کسی است که مغز را چنان از فسادِ واژگان می‌انبارد که دیگر نتواند تفاوت میان اشغال و آزادی را تشخیص دهد.


در نهایت، وطن‌پرستی در این چهار اقلیم فکری، یک مفهومِ صرفاً احساسی نیست. گرایش‌ها هرچه باشند، وطن‌فروشی در این روزها، نه یک انتخاب سیاسی، که فروختنِ خودِ «امکانِ هر سیاستی» است. آن که به امید فردایی روشن، امروز با آتش بیگانه بازی کند، فردایی برای سوختن باقی نخواهد گذاشت. وطن‌فروشی، فروشِ آن هستی‌ای است که اگر نباشد، نه معترضی می‌ماند، نه اعتراضی، نه حتی گورستانی برای سوگواری بر آنچه از دست رفته.

برای دفاع از ایران هیچ خط قرمز و محدودیتی وجود ندارد چراکه آن  ریشه در روان، هویت و موجودیت دارد.‌ مسامحه، احساس و گفتمان دیگر محلی از اعراب ندارند صرفا قدرت و شمشیر، قاطعانه میدان‌دار مرزهای میهن است.

🫆مجتبی روستا

🔰انبارستان
@anbar100

.

Читать полностью…

انبارستان🎧

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

دکتر رضا محقق


🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

چالش های ذهن خسته در دنیای امروز
دکتر سهرابی

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

داستایوفسکی جمله‌ای معروف دارد که می‌گوید: «اگر می‌خواهی انسانی را بشناسی، از او درباره زن، مذهب و سیاست بپرس»

این عبارت به‌خوبی نشان‌دهنده عمق تفکر و نگرش فلسفی او نسبت به ماهیت انسان و عناصر شکل‌دهنده شخصیت اوست.

داستایوفسکی با اشاره به این سه موضوع، در واقع به ما می‌گوید که برای درک بهتر یک فرد، باید به ارزش‌ها، باورها و افکار او در زمینه‌های اصلی زندگی توجه کنیم.

1️⃣ زنان به‌عنوان نماد عشق، رابطه و عاطفه، می‌توانند نشان‌دهنده احساسات عمیق و تمایلات درونی انسان باشند.

2️⃣مذهب، که نقش مهمی در شکل‌دهی عقاید و اخلاق فرد دارد، می‌تواند نشان‌دهنده نوع نگاه او به زندگی، مرگ و معنای وجود باشد.

3️⃣ همچنین سیاست، بخشی از دنیای اجتماعی است که نشان‌دهنده دیدگاه فرد نسبت به جامعه و تعاملات انسانی‌اش می‌باشد.

از این رو، پرسش درباره این سه حوزه می‌تواند به ما کمک کند تا درک عمیق‌تری از ویژگی‌ها و هویت فرد پیدا کنیم. داستایوفسکی با این جمله، ما را به چالش می‌کشد تا در شناسایی دیگران فراتر از سطح ظاهری برویم و به عمق وجودشان بپردازیم، چرا که شخصیت انسان به‌طور کلی در تعامل با این مسائل شکل می‌گیرد.


🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

ماکیاولی به ما آموخت که قدرت، فرزندِ واقع‌بینیِ بی‌پرده است؛ جایی که اخلاق، تنها نقابی برای نمایش است

و سیاست، هنرِ بقا در غیابِ آرمان‌ها.

در این نگاه، شیر بودن برای ترساندن گرگ‌ها کافی نیست،

بلکه روباه بودن برای شناختِ دام‌ها ضروری است.



🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

CBT panic2


🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.
مرزی که زندگی را از مرگ جدا می‌کند
غالبا تار و مرموز می باشد
کسی چه می‌داند پایان یکی و شروع دیگری کجاست؟

ادگار الن‌پو


🔰انبارستان
@anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.
🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧


.
🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.
🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

حس خوب

مسائل جنسی
دکتر حمید مهرابی



🔰انبارستان
@anbar100

Читать полностью…

انبارستان🎧

.

اغلب مردم زود فریب می‌خورند چون تشنه آرامش فوری‌اند و دام‌هایی را که پشت وعده‌های بزرگ پنهان است، نمی‌بینند.

نیکولو ماکیاولی


ماکیاولی در این جمله ضعف بشر را با صراحت نشان می‌دهد: میل به «آرامش فوری» باعث می‌شود انسان‌ها با وعده‌های بزرگ فریب بخورند و دام‌هایی را که پشت آنها پنهان شده‌اند، نبینند. این جمله انعکاس واقعیت اجتماعی است؛ در جوامعی که بی‌ثباتی، ناامنی یا بحران اقتصادی وجود دارد، مردم آماده پذیرش شعارهای ساده و نجات‌بخش می‌شوند، حتی اگر پشت آن‌ها خطر یا فریب پنهان باشد.


🔰انبارستان @anbar100

Читать полностью…
Subscribe to a channel