9659
دانشکدهی مجازی محیطی برای یاریِ نومتفکران و بروز اندیشان تهیه و ارایهی پراهمیتترین پوشههای شنیداریِ فاخر و درسگفتارها و نیز نوشتارها، مقالات و جستارهای درخور تامل و نوآور به منزلهی معرفی و نمایاندن. 🔰 به عالمِ نامتناهیِ تفکر خوش آمدید.
.
و این سکانس ماندگار از سریال بازماندگان که در آن کوین گاروی یک کیسه پلاستیکی را روی سرش میکشد و با نوارچسب دور گردنش محکم میکند تا جریان هوا قطع شده و کمکم به مرز خفگی برسد.. کوین دقیقاً اندکی قبل از اینکه بیهوش شود، کیسه را پاره میکند و آن را از روی سرش برمیدارد... این مواجهه جسمانی و آگاهانه کوین با مفهوم مرگ، بیارتباط با مواجهه اصیل هایدگری نیست، هایدگر میگوید مرگ، امکانِ خاصِ دازاین است، امکانِ ناممکن شدنِ همۀ امکانات... و مواجهه اصیل با مفهوم مرگ آنجاست که بدانیم و آگاه باشیم که «میمیریم» و مردن آن چیزی است که هر دازاینی باید خودش آن را در زمان مقررش بر عهده گیرد...
حالا کوین شبیه به فیگورهای فرانسیس بیکن خودش را در مرز انفجار قرار داده و در آستانه و لبۀ پرتگاهی ایستاده تا در آن تنگنای شفاف، کشاکشِ اروس و تاناتوس را شاهد باشیم، تمنایِ رحلت و تقلای دگربارهای برای رجعتِ تن به زندگی و رفت و بازگشت چندباره میانِ این دو منزلگاه... جایی که چیزی به نام «خودکشی» با چیزی به نام «خودزندگی» در نزدیکترین نقطه به هم میایستند و مرزهای مرگ و زندگی برای همیشه از میان برداشته میشود... یک رویارویی مجسم و برهنه با اضطرابِ همیشگیِ مرگ و لمسِ احتضارِ بدن از زیر یک لایۀ شیشهای ... چیزی شبیه به یک محاکمۀ کافکایی و کشاندنِ پای مرگ به درون یک محفظۀ پلاستیکی، جایی که کوین خودخواسته، عامدانه و آگاهانه نعش خودش را تا آستانۀ مرگ حمل میکند و بهسانِ یک ماهی که از آب بیرون افتاده باشد، از میانِ خلائی بلعنده دوباره به درونِ آب جست میزند و نبضِ زندگی را تا روزی دگر کِش میدهد...
#حسام_محمدی
🔰انبارستان @anbar100
.
اکنون پیش از این که به هگل بپردازیم، بد نیست ذکري کوتاه از فیلسوفِ بزرگ، فیخته، نیز به میان آوریم. پیش از هر چیز این نکته از زندگینامۀ فیخته جلب توجه میکند که فیخته بنابر محتوایِ مکاتباتي که از او از دورانِ جوانیِ او بهجا مانده است خود اظهار میکند که تا پیش از مطالعۀ کتابِ سنجش خردِ عملیِ کانت، در گونهاي افسردگیِ ناشی از جبرباوری به سر میبرده است. مطالعۀ بحث آزادی در فلسفۀ عملیِ کانت زندگیِ فیخته را چندان دگرگون میکند که پایِ پیاده رهسپارِ شهرِ کونیگزبرگ میشود تا دستِ نویسندۀ این اثر، یعنی کانت، را بوسه دهد. از این لحظه به بعد است که فیخته از یک افسردۀ جبرگرا به فیلسوفِ آزادی بدل میشود و مینویسد: «فلسفه اگر به درستی دریافته شود اساساً چیزي نیست جز تحلیلِ مفهومِ آزادی». به این ترتیب و با کانت، مفهومِ آزادی چونان رکني رکین وارد فلسفۀ ایدئالیسم آلمانی میشود. ایدئالیسم آلمانی چنان که خواهیم دید اصلاً و اساساً چیزی نیست جز فلسفۀ آزادی؛ فلسفهاي که بهخصوص در نزد یکي از بزرگترین نمایندگانِ آن یعنی هگل در نهایت حولِ مفهومِ آزادی میگردد. بهاینترتیب و چنانکه امیدوارم بتوانم در آینده ترسیم کنم، هرگونه انتسابِ «جبر علّیِ تاریخ» به هگل یک معنا بیشتر ندارد و آن این که کسي که چنین ادعایي میکند حتی الفبایِ فلسفۀ هگل را نیز نمیداند.
معرفیِ برخي منابع (به درخواستِ دوستان):
یکی از منابعِ خوب در بابِ تاریخِ مفهومِ جبر، واژهنامۀ معروفِ تاریخیِ فلسفه به ویراستاریِ یوآخیم ریتر است. البته مقالۀ Determinismus این واژهنامه در مقایسه با سایر مقالات متأسفانه کوتاه است و بخش هگلِ آن نیز دو سه سطر بیش نیست. من در نوشتنِ بخشِ دوم یادداشت بالا از این مقاله نیز استفاده کردم و نقلِ قول از اسپینوزا بهطور مشخص از همین مقاله بود.
منبعِ من در بابِ تحولِ فکریِ فیخته بر اثر آشنایی با اثر کانت درسگفتارهایِ صوتیِ پروفسور یاکوبز از دانشگاه مونیخ دربارۀ فیخته بود. این درسگفتارها بصورت کتابي از نشر زورکامپ نیز در دسترس هستند.
بهترین منبع دربارۀ این که فلسفۀ عملی بهخصوص در سنت ایدئالیسم چیزی جز فلسفۀ آزادی نیست، کتابِ هگل از تُماس زُرن هُفمان است که پیشتر هم در کانال ایدئالیسم آلمانی آن را معرفی کرده بودم.
اما بهترین و مهمترین منابع بهخصوص در مورد فلسفۀ کانت و هگل خودِ آثارِ اصلی این دو فیلسوف هستند که هر علاقمندِ جدی به این دو فیلسوف حتماً باید این آثار را (ترجیحاً از روی اصل آلمانی و ترجیحاً زیر نظر استادِ درستوحسابی) خوانده باشد، یا اگر نخوانده است در برنامۀ مطالعه داشته باشد.
#حامد_صفاریان
🔰انبارستان @anbar100
«مرگ مسئلهای نیست؛ تولد است که فاجعه است.» این جمله از امیل چوران، فیلسوف و نویسنده بدبین رومانیاییـفرانسوی، بازتاب نگاه عمیقاً اگزیستانسیالیستی و تلخ او به هستی است. چوران زندگی را سرشار از رنج، اضطراب و پوچی میدید و معتقد بود انسان ناخواسته به جهانی پرتاب میشود که آکنده از درد و بیمعنایی است. از این منظر، تولد آغاز گرفتاری در چرخهای از خواستن، ناکامی و زوال است؛ در حالی که مرگ پایان این کشمکش و رهایی از آگاهیِ رنجآور به شمار میآید. او با زبانی شاعرانه و گزنده، به تناقض بنیادین وجود انسان اشاره میکند: میل به بقا در جهانی که تضمینی برای معنا ندارد. با این حال، سخن چوران دعوت به ناامیدی صرف نیست، بلکه تلاشی است برای روبهرو شدن صادقانه با تاریکیهای زندگی و اندیشیدن به مسئولیت ما در قبال رنجی که ناخواسته به آن پا میگذاریم.
نشر صوتی نیک
🔰انبارستان @anbar100
بیژن عبدالکریمی: حکومت بخشی از جامعه را نادیده گرفته / حاکمیت نتوانسته با بخش بزرگی از جامعه ارتباط بگیره
▪️جناب عبدالکریمی کمی خجالتی هستند یا دستکم حواسش نیست دارد چه چیزی را بیان میکند!
جنگ، جنگِ سنت و مدرنیته است به عبارتی همان ستیز شیخ و شاه اگر شیخ مدرنیته را به رسمیت نشناسد که البته که تاکنون نشناخته است.
درد بزرگی ست که شما برای ایران بمیری و شما اینها رو ضد ایرانی بپنداری!؟
_ بله درد بزرگی ست جانباختن در هر دو طیف و قطب، چرا که همگی ایرانی هستند.
🔰انبارستان @anbar100
🧠 مرجع تخصصی روانشناسی: همهچیز در یک فولدر!
(دسترسی رایگان به برترین منابع آموزشی)
• کنکور ارشد/دکتری
(جزوات نفرات برتر، تستهای سال گذشته، صفر تا صد وزارت بهداشت)
• کارگاههای معتبر
(دکتر صاحبی، شخصیت، اختلالات DSM5، مشاوره زناشویی)
• کتابهای نایاب + پایاننامهها
(خلاصههای یکبرگی، ترجمه مقالات نوروساینس، پرسشنامههای استاندارد)
🎧 پلاسهای طلایی:
ـ مکالمه حرفهای انگلیسی (اصطلاحات روزمره، انیمیشن زبان اصلی)
ـ تربیت فرزند، رواندرمانی، سواد رابط
✅ همین الان عضو شوید!
▫️ کافیست دکمه ADD را بزنید
▫️ فولدر همیشه در تلگرام شما فعال میماند
لینک عضویت فوری👇
/channel/addlist/4temmrVTw55kNmY0
ورد ارگانیسم به ساحت روح
دانشگاه رضوی
مواجهه با غرب
وحید مقدادی
🔰انبارستان @anbar100
توضیح مقدماتی (2)
در فلسفۀ اروپاییِ دورانِ جدید، قرنِ هفدهم قرنِ دوباره سربرآمدنِ مناقشات بر سرِ مفهومِ جبر بهشمار میرود. علتِ این امر نیز چیزي نبود جز سربرآوردن و قوتگرفتنِ علومِ تجربی در اروپا، که مبنایِ آن کشفِ قوانینِ تغییرناپذیرِ طبیعت توسطِ عالمانِ علومِ طبیعی بود. به این ترتیب مفهومِ جبر که پیش از آن در نزد متفکران در رابطه با علم یا ارادۀ خداوند در معنای سلبی یا ایجابی توضیح مییافت، اکنون با سربرآوردنِ بحث بر سرِ جبرِ علّیِ قوانین طبیعت صورتي تازه به خود گرفته بود. بهاینترتیب، دو مفهومِ «جبرِ علّی» و «آزادیِ اراده» در یک وضعیتِ تضاد در برابرِ هم قرار گرفتند و فیلسوفان را به خود مشغول داشتند. پرسشِ اصلی در این میان این بود که آیا اعمالِ انسانی نیز تابعِ جبرِ علّیِ حاکم بر قوانین طبیعت هستند یا خیر، بلکه برای اعمالِ انسان منشأ دیگری باید قائل بود. بزرگترین فیلسوفِ جبرگرا که برای اعمالِ انسانی بکلی قائل به جبرِ علّی بود باروخ اسپینوزا است. موضعِ اسپینوزا از این حیث حائزِ اهمیت است که از یک سو خودِ او فیلسوفِ بزرگي در تاریخِ فلسفه بهشمار میرود (و در چشم هگل یکي از بزرگترین فیلسوفان است که البته چنان که توضیح خواهم داد هگل راه خود را از همان ابتدا از او جدا میکند)، و از سوی دیگر، اکثرِ فیلسوفانِ دیگر برخلافِ او معمولاً موضعي میانهروتر اتخاذ کردهاند و در پیِ گونهاي آشتی میانِ جبر علّی و آزادیِ اراده بودهاند. در این معنا موضعِ اسپینوزا در تاریخِ فلسفه بسیار خاص است. البته موضعِ اسپینوزا پیچیدگیهایِ خاصِ خود را دارد و یک قائلبودنِ صرف به جبرِ علّی و بیاعتناییِ مطلق به آزادی نیست. اسپینوزا «ضرورت» را متضادِ «تصادف» میداند و «آزادی» را همین ضرورتِ در تضاد با تصادف میداند. چنین مفهومي از آزادی البته ناظر بر آزادیِ ارادۀ انسان نیست بلکه آزادی را در مفهومِ خداوند لحاظ میکند. اسپینوزا معتقد است که «فقط خداوند علتِ موثرِ همۀ چیزها است و ضرورتاً باید هم چنین باشد، و همۀ کنشهایِ ارادی تعینِ خویش را از او مییابند». در این میان نباید رابطۀ اینهمانیِ طبیعت و خداوند در نزدِ اسپینوزا را فراموش کرد.
بحث بر سر تضادِ جبر و آزادی پس از اسپینوزا از طریق آرایِ دکارت و لایبنیتس به راسیونالیسم کریستیان ولف و از رهگذر اندیشۀ ولف به اندیشۀ کانت، که در ابتدا بسیار تحت تأثیر فلسفۀ ولف بود، انتقال یافت، و چنانکه میدانیم نقطۀ عزیمت ایدئالیسمِ آلمانی نیز چیزی نیست جز فلسفۀ کانت. کانت میانِ اجبارِ (Zwang) طبیعی و اجبارِ اخلاقی تمایز قائل میشود و این موردِ اخیر را به مثابۀ گونهایي جبرِ اراده قابلِ وحدتیافتن با آزادی لحاظ میکند. طبیعتِ اخلاقیِ انسان این امکان را به انسان میدهد که خود غایاتي قصوا برای خود وضع کند و خود را پیروِ آن نماید. کانت بحثِ آزادی را در آنتینومیِ سومي که در سنجش خردِ ناب مورد بحث قرار میدهد طرح نموده و تنها راهِ برونرفتِ آزادی از چنگالِ جبرِ علّی را قائل بودن به آزادی چونان قوهاي نومنال (دربرابر فنومنال) میداند و بهاینترتیب و با انتقالِ بحثِ آزادی از سپهرِ خردِ نظری به سپهرِ خرد عملی قائل به امکانِ وحدتي است میانِ آزادی و علیت به معنایی خاص، چنانکه در خردِ عملی، میانِ آزادی و جبر دیگر تضادی در کار نباشد. آزادی در این معنا محصولِ جبرِ قانونِ اخلاقی (و نه جبر علّی حاکم بر طبیعت که مختصِ حوزۀ خرد نظری و فاهمه است) خواهد بود، چراکه قانونِ اخلاقی در مقامِ «غایتِ قصوا» معلولِ هیچ علتي نیست. نقطۀ اوجِ مفهومیِ این بحث در نزد کانت مفهومِ خودبرایِخودقانونگذاری یا همان Autonomie است که اگر بهدرستی دریافته شود میتوان در آن راهحلِ کانت در وحدتبخشی به اجبار و آزادی را بهروشنی دید.
دانستنِ همین اندازه کافیست تا تشخیص دهیم که حوزۀ اعمالِ انسانی و تجلیاتِ آن در اخلاقیات و تاریخ و فرهنگ و مانندِ آن در نزد کانت دیگر ذیلِ قانونِ علت و معلولِ صرف در معنای پیشاکانتیِ کلمه در نزدِ عالمانِ علومِ طبیعی نخواهد گنجید بلکه سرآغازِ اندیشیدن بدان مفهومِ خودبرایِخودقانونگذاری است که مفهومي است بسیار فراتر از علیتِ صرفِ حاکم بر طبیعت. بنابراین از منظرِ فلسفۀ کانت نیز «جبرِ تاریخ» به این معنا که هر اتفاقی که افتاده است بنا بر قانون علت و معلول جبراً باید میافتاده است سخني پوچ و بیمعنا و ناشی از یک بدفهمیِ آشکار نسبت به مبانیِ این فلسفه خواهد بود. چنین برداشتي عمل انسان و خودِ انسان را به موجودی طبیعی و فنومنالِ صرف فرومیکاهد، درحاليکه که تمامِ همّ کانت آن بود که نشان دهد که چنین نیست.
🔰انبارستان @anbar100
🧠 مرجع تخصصی روانشناسی: همهچیز در یک فولدر!
(دسترسی رایگان به برترین منابع آموزشی)
• کنکور ارشد/دکتری
(جزوات نفرات برتر، تستهای سال گذشته، صفر تا صد وزارت بهداشت)
• کارگاههای معتبر
(دکتر صاحبی، شخصیت، اختلالات DSM5، مشاوره زناشویی)
• کتابهای نایاب + پایاننامهها
(خلاصههای یکبرگی، ترجمه مقالات نوروساینس، پرسشنامههای استاندارد)
🎧 پلاسهای طلایی:
ـ مکالمه حرفهای انگلیسی (اصطلاحات روزمره، انیمیشن زبان اصلی)
ـ تربیت فرزند، رواندرمانی، سواد رابط
✅ همین الان عضو شوید!
▫️ کافیست دکمه ADD را بزنید
▫️ فولدر همیشه در تلگرام شما فعال میماند
لینک عضویت فوری👇
/channel/addlist/X9_9PJApMzM3MjI0
اگر اندیشهتان ثابت است
احتمالا بیمارید.
از منظر نیچه، ثباتِ مطلق در اندیشه نه فضیلت، بلکه نشانهای از ایستایی حیات است. او انسان را موجودی در حال «شدن» میداند، نه «بودن». هر باوری که خود را حقیقت نهایی اعلام کند، در واقع تلاشی است برای گریز از پویایی و خطرِ بازآفرینی خویشتن. در چارچوب ارادهٔ معطوف به قدرت، اندیشه باید همواره در معرض دگرگونی و فرارَوی از خود باشد؛ زیرا زندگی، در بنیاد خود، تفسیرِ مداوم و بازآرایی ارزشهاست. از اینرو، ذهنِ ثابت نه نشانهٔ استحکام، بلکه علامتِ ناتوانی در تحملِ سیلانِ هستی است.
نیچه
🔰انبارستان @anbar100
.
دروغ در ابتدا پیروز میشود و حقیقت در پایان.
🔰انبارستان @anbar100
کتاب طرحواره درمانی جفری یانگ
جلد دوم
ترجمه حسن حمیدپور
🔰انبارستان @anbar100
چرا معروف است که چپ هرگز نفهمید؟
🔰انبارستان @anbar100
.
هیچوقت به ادمی که خیانت کرده است اعتماد نکن حتی اگر بخاطر تو خیانت کرده است.
ماکیاولی
🔰انبارستان @anbar100
درود و عرض ادب ،
با اینکه توان و حوصله ای برای تولید و نشر پادکست Zoom in Zoom out نداشتم و انجام این مهم را در فردای ایران آزاد تصور میکردم .
دل نوشته هایی که این روزهای سخت برای حفظ در تاریخ مینویسم را بهانه ای یافتم برای گفتن از آینده ، گفتن از امید و گفتن از ایران .
اپیزودهای فصل پنجم پادکست Zoom in Zoom out با عنوان ای ایران مرهمی کوچک است بر زخم عمیق وطن مان .
رادشیرازی
اپیزود سوم «رنسانس» به واکاوی تحولی عمیق میپردازد که چهل روز پس از یک مقطع خونین، فراتر از یک انقلاب ملی، به کالبدشکافی تولد «ایران نوین» بدل شده است.
در این قسمت، نقش پیشران نسل زد در درهمشکستن ساختار خرافات و جایگزینی آن با خرد محض و پرسشگری بررسی میشود.
این روایت، ایران را نه یک مرز جغرافیایی محصور، بلکه شبکهای جهانی میبیند که در آن تخصص ایرانیان خارج از کشور با شجاعت معترضان داخلی پیوند خورده است. این اپیزود با ترسیم افقی از دموکراسی غیرمتمرکز، سکولاریسم و برابری، بر این باور است که جامعه از عصر انتظار برای منجی عبور کرده و خود به معمار طلوعی بیبازگشت بدل شده است.
رادشیرازی
🔰انبارستان @anbar100
.
نمیدانم دارم روزهایم را میکشم
یا روزهایم دارند مرا می کشند
در هر حال جنایتی در حال وقوع است.
داستایوفسکی
🔰انبارستان @anbar100
دکتر داروین صبوری
جمهوری خواهی و چپ
🔰انبارستان @anbar100
«خدایگان و بندگی؛ ورود ارگانیسم به ساحت روح»
تأملی درباره مواجهه با غرب
وحید مقدادی
دوشنبه ۲۴ آذر 1404
🔰انبارستان @anbar100
درود و عرض ادب ،
با اینکه توان و حوصله ای برای تولید و نشر پادکست Zoom in Zoom out نداشتم و انجام این مهم را در فردای ایران آزاد تصور میکردم
دل نوشته هایی که این روزهای سخت برای حفظ در تاریخ مینویسم را بهانه ای یافتم برای گفتن از آینده ، گفتن از امید و گفتن از ایران
اپیزودهای فصل پنجم پادکست Zoom in Zoom out با عنوان ای ایران مرهمی کوچک است بر زخم عمیق وطن مان .
رادشیرازی
رستاخیز اراده؛ جهشی فراتر از انقلاب
اپیزود دوم «جهش ژنتیکی در اراده جمعی»، روایتی است از تولد یک هویت تازه در دل ویرانی. ما امروز شاهد پدیدهای فراتر از یک انقلاب خونین هستیم؛ این یک تکامل غریزی و جهشی اپیژنتیک در حافظه تاریخی ملتی است که آگاهی را جایگزین انتظار کرده است.
در این اپیزود بررسی میکنیم که چگونه جامعه با عبور از ترس و ناامیدی، به «درخشیدن از درون» رسیده و زیرساختهایی موازی برای زیستن در شکافهای یک سیستم متلاشی خلق کرده است. این متن، داستان بازگشت «فَرّ ایرانی» و بازیابی کدهای حماسی در DNA ملتی است که سوختن را بخشی از آیین «شدن» میداند.
سفری از استیصالِ «چه خواهد شد» به شکوهِ «من هستم».
رادشیرازی
🔰انبارستان @anbar100
روانکاوی | روانشناسی عمیق | خودشناسی واقعی
اینجا جاییست برای
دیدن آنچه سالها نادیده گرفتهای…
احساساتی که سرکوب شدهاند،
الگوهایی که تکرار میشوند،
و زخمهایی که هنوز حرف میزنند.
در این کانال میخوانید:
• تحلیل روانکاوانه روابط عاطفی
• سبکهای دلبستگی و تروما
• سوگواری، اضطراب، ترسهای پنهان
• مسیر بازگشت به خودِ اصیل
اگر دنبال درمان سطحی نیستی
و میخواهی خودت را بفهمی نه فقط آرام شوی،
اینجا جای توست.
برای آگاهی تازه همراه ما باشید.
/channel/khanehytahlil
فیلسوفان مخالف دموکراسی
امیر عرب لو
1. افلاطون: او در اثر مشهور خود جمهور به نقد دموکراسی پرداخته و آن را نظامی ناپایدار و نامعقول میداند. افلاطون باور داشت که دموکراسی ممکن است به دیکتاتوری منجر شود زیرا مردم معمولاً از عقل خود برای انتخاب رهبران استفاده نمیکنند.
2. آریستوکلس (آریستوتل): اگرچه وی نظریهای نسبت به دموکراسی ارائه داده است، اما او دموکراسی را به عنوان یک نظام سیاسی غیرمؤثر و به شدت وابسته به اغراض جمعی و حاکمیت عامه میدید.
3. تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر: این دو متفکر در مکتب فرانکفورت، دموکراسی را به عنوان یک نظام تحت تأثیر فرهنگ مصرفگرایی و کنترل اجتماعی توصیف کردند و نسبت به تحقق واقعی دموکراسی به شدت تردید داشتند.
4. فردریش نیچه: او به شدت به دموکراسی انتقاد کرد و آن را نشاندهدنده ضعف اخلاقی و ذهنی جامعه میدانست. نیچه به جای آن اصولی چون نخبگی و برتری افراد را ارجح میداند.
5. هانس-گئورگ گادامر: او با انتقاد از دموکراسی به ضرورت نگاه فرهنگی و فلسفی در سیاست تأکید کرد.
🔰انبارستان @anbar100
خطر جمهوری خواهی
دکتر داروین صبوری
🔰انبارستان @anbar100
عزت نفس و سلامت روان
دکتر شکیبا
🔰انبارستان @anbar100
کتاب طرحواره درمانی جفری یانگ
جلد اول (یک)
ترجمه حسن حمیدپور
🔰انبارستان @anbar100