aminf16m | Unsorted

Telegram-канал aminf16m - شعر | دکلمه | خسته از پرواز

26617

🎇تبلیغات پذیرفته میشود🎇 🌠 فروش اکانت پرمیوم 🌠 🔗موزیک بیکلام @AMINCHENARY ♨️فروش فیلتر شکن های پرسرعت♨️ 🌗 فـروش اکـانت مـجازی 🌗 🗽سـرتیــم چنــل @lD_IDl 🗽 🇮🇷تاسیس1401/11/28🕰️

Subscribe to a channel

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

✨ #شعر ✨




ناز بانو جان بگردم قد و بالای تو را
خال روی گونه با ان ماه سیمای تو را

باش با من ای گل زیبای باغ عاشقی
چون که دارم با دل عاشق تمنای تو را

برق لبهایت مرا بیخود ز خویشم میکند
تا ببوسم با دل سرگشته لبهای تو را

میکشد اخر مرا چشم فریبایت گلم
هیچ اهویی ندارد چشم شهلای تو را

در میان این همه  عاشق که دیدم بی گمان 
کس ندارد در جهان احساس زیبای تو را

چون خدا میبیند این دلدادگی را بازهم
میستاید هم ،مرا هم دلبری های تو را

انچنان دلبسته ی احساس زیبای تو ام
کس نمیگیرد درون سینه ام جای تو را

مرد مجنونت شدم،حیران و مفتونت شدم
تا که دیدم بیقرار ان قلب لیلای تو را

قبله گاهم شد دلت چون عشق دل پاک منی
میکنم هر دم زیارت قلب شیدای تو را

انچنان لبریز میگردد دلش از عاشقی
هر که میخواند ز دیوانم غزلهای تو را


⏳#‌اسماعیل_حاج_علیان

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🎞 کشفِ جهانِ سینما 🎞

@cinemajou

💎معرفی برترین کانال‌های تلگرام:

🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📚 #شعر 📚





گرچه پیر است این تنم ، دل نوجوانی میکند...
در خیال خام خود هی نغمه خوانی میکند.

شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من...
زیر چشمی بی حیا کار نهانی میکند.

عاشقی ها میکند دل ، گرچه میداند که غم....
لحظه لحظه از برایش نوحه خوانی میکند.

هی بسازد نقشی ازروی نگاری هر دمی...
درخیالش زیر گوشش پرده خوانی میکند.

عقل بیچاره به گِل مانده ولیکن دست خود...
داده بر دست ِ دل و ،با او تبانی میکند.

گیج و منگم کرده این دل، آنچنانی کاین زبان...
همچو او رفته ز دست و ، لنَتَرانی میکند.

گفتمش رسوا مکن ما را بدین شهرو دیار...
دیدمش رسوا مرا ، سطحِ جهانی میکند.

بلبلی را دیده دل اندر شبی نیلوفری...
دست وپایش کرده گم، شیرین زبانی میکند.

#شهریار

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🌸#دکلمه🌸





حواست هست که حواسم بهته؟
حواست هست که نور دیده ی منی؟
حواست هست که بند بند تنمی تو؟
حواست هست که جون منی تو؟
حواست هست که حواسم بهته؟
حواست نیست!نه؟
حواست نبود که رفتی
که ول کردی
که دل کندی
که ریشمو زدی🙂

میگم دلبر  تو منو تو مسیری ول کردی که من کل راهو واس خاطر تو اومده بودم
بعد رفتنت شدم مثل بچه ای که تو مدرسه هیچ دوستی نداره
شدم ی دختر افسرده و ساکت که همدمش شده چند تا دونه عکس
اصلا دوسم داشتی؟
نداشتی؟
نداشتی:)
داشتی که نمیرفتی میدونسی که جونم وصل جونت شده
عاشقم بودی؟
نبودی!
شایدم تو عاشقیو بلد نبودی
مگه میشه به یکی بگی دوستت دارم و بری
اخه تو یجوری تنهام گذاشتی انگار بی اهمیت ترین ادم زندگیت بودم
این رسمش نبودااا دلبر🙂
درسته بابام هس  مامانم هس
ولی تو با رفتنت یتیمم کردی:)

ای ستمگر منی رسوای جهان ایلمیسن

گوزومون یاشینی چون دجله روان ایلمیسن

همنشین ایلمیسن دشمنی ای مایه ناز

رشگدن جانیم آلیب، باغریمی قان ایلمیسن

#به_قلم_بانو_ثمین

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🎬 #شعر 🎬





دل به دلبـــر دادم و دلـدار، دل را دل ندیــــد ..

دلْ به دلبر دل سپرد، دلدار پا از دل کشید !!


دلْ به دنبال دلش، دل دل کنان، دلْخون دلْ

دلْ ز دلبر خواستم، دلبر دلْ از این دلْ برید


دلْ شکست و تیره روزی شد نصیب دلْ، دِلا

دلْ در آتش سوخت، دلبر، بی مهابا شد، پرید


حالْ، دِلْ ماند و غم دِلْدار و اینْ دِلْداده، آهْ ..

داده دِلْ، این دِلْ، دِلِ دلْدار، مُفتْ این دِلْ خرید


دل شکست، دلبر بریدْ و دِلْ ز دلبر سوخت، دلْ

دِلْ بماند و یاد دِلدار و دلِ بی دلْ، دست کشید


#فیض کاشانی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🍁 #شعر 🍁





ائـــــوده بیــــر ایـل آه چکــــــرم خبــر یـوخ
ائــــــودن چیخـــام مـــــن اویـانا ، یار گلی

تای توشلاریم ، چوله چیخـا ، گون چیخـار !
من چیخــــاندا یــاغیش گئتسه ، قـار گلی

یازیق گوزوم آجلیغا دوز داریخما
بوگون سحر باهار گلی بار گلی...

بیزه گله گلمیه بیر کال ایده
قونشوموزا هیوا گلی نار گلی...

خــــــان ائـــــوینه ، شئر گله ، قویروق بولار !
بیزیـــــم ائوه ، کــــــورایت گله ، هــار گلی !

خلقه قونـــــــاق گلی ، گؤزی ســـورمه لی ...!
بیزیم ائـــودن ، کـور گئتمه میش ، کـار گلی !!!

بختیــــــمه آرواد نه چیخـــــــــا ، بیلمیــــــرم ؟
بئللی دی کی ســـــــارساغا ، سوسـار گلی !!!

بیـــــــر \"اوچ اتک\" اندازادیـــــــــــر اگنیــــــــمه !
\"سالیسبــــــــوری\" گن گلمــــه سه دار گلی !!!

دولتلــــی یه یــــــــــاس دا گلـــــه اوینــــــــایار !
بیز کاسیبــــــــا طوی گلـــــــه ، آخســار گلی !!!

غم یوکــــــــوندن ، کدخدانیـــــن حصّــــه سی ...
خـــــردل اولــــــی ، بیزیمکی خــــــــالوار گلی !!!

کتــــــــده بیزی دویولّه ، بیر هــــــاوار یــــــــوخ ...!
بیز بیـــــر کلمه حق دانیشـــــاق ، جــــار گلی ...!

دارغاشــــــاییرتلار بیـــــــزه سرکــــــــار چیخـار !
دار دیبینـــــــدن قـــــورتـــــــولار ، ســـردار گلی !

بوندان بئله ، ئــــــــوزگه گؤره م ، ئـــــــوزگه دن ...
منّــــــــــت چکیـــــــر ، غیـــرتیــــــــمه عار گلی !

ایشــــــــچی ، تویــــوق کسنده من بــــاخانمام ...
بیــــــــلمم نئــــــــــجه اوره گینــــــــده وار گلی ؟

غمــــــدن منیـــــم ، بیر عینـــــــک وار گـؤزومده ...
ایشیـــــــق آیدیــــــــن گـــون ، گــؤزومه تار گلی ...!

عشقیـــــم دوشـــــوب یـــــادیمه ، گـؤزلر داشـار ،
باهـــــــاردا سئـــــل آتلــــــانی چــــــایلـــار گلی ...!

چوخ شـــــــاعیرین طبعی دونــــــار بــــوز کیمی ...
\"شهریــــــــــار\"ین شعـــــــری ده ، قاینـــار گلی ...



#شهریار

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

😋😋😌😌😛🤩☹️😣🔢😢😢


👈➡️👈➡️👈➡️👈➡️👈➡️

🔗
/channel/aminf16m
🔗
/channel/aminf16m
🔗
/channel/aminf16m

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🎬 #دکلمه 🎬




خدایاااا

امشب
باز هم با دلی شکسته آمده‌ام
نه برای شکایت از تو
برای درد دل با همان خدایی که همیشه شنونده اشک‌های بی‌صدای من بوده است.

خدایا
بگو سهم من از این دنیا چه بود؟

چرا هر بار که خواستم به کسی تکیه کنم
شانه‌اش را از من گرفتند؟

چرا هر بار که دلم را به کسی سپردم
آخرش فقط یک قلب شکسته برایم ماند؟

خدایا من خسته‌ام

خسته از این همه تنهایی
از این همه بی‌کسی
از این همه شب‌هایی که با بغض خوابیدم و صبح
با یک لبخند دروغین بیدار شدم
فقط برای اینکه کسی نپرسد:
حالت خوبه؟

چه تلخ است
میان این همه آدم زندگی کنی
اما حتی یک نفر نباشد که نبودنت را حس کند

چه تلخ است آن‌قدر بغض داشته باشی
که دیگر اشک هم توانِ آمدن نداشته باشد.

خدایاااا
من مگر چه گناهی کرده‌ام؟

چرا هر کسی را از ته دل دوست داشتم
رفت؟

چرا هر کسی را که همه دنیایم صدا زدم
یک روز، مرا با تمام خاطره‌هایم تنها گذاشت؟

گاهی دلم فقط یک آغوش می‌خواهد

نه برای عاشقی

فقط.
برای اینکه چند دقیقه
گریه کنم همین

خدایااا
امشب اگر صدای گریه‌هایم را شنیدی
اگر دیدی دوباره بالش من از اشک خیس شد.
اگر دیدی باز هم با هزار سؤال خوابم برد

فقط مرا ببخش

من دیگر طاقتِ قوی بودن ندارم

خسته‌ام از اینکه همیشه بگویم
حالم خوب است

در حالی که
سال‌هاست حالم خوب نیست

خدایااااا

می‌گویند تو از رگ گردن به ما نزدیک‌تری

پس چرا
این‌همه احساس دوری می‌کنم؟

چرا میان این همه آدم
این‌قدر بی‌کس مانده‌ام؟

اگر قرار است همه بروند

اگر قرار است هیچ دستی
دست مرا نگیرد

اگر قرار است تمام دنیا فراموشم کند

فقط تو

دستم را رها نکن

من دیگر از آدم‌ها چیزی نمی‌خواهم

فقط گاهی دلم می‌خواهد

شب که سر روی بالش می‌گذارم

تو آرام در گوش دلم بگویی.

بنده‌ی من تو تنها نیستی
من همیشه با تو هستم

شاید

همین یک جمله

برای ادامه دادنِ تمام زندگی‌ام.

کافی باشد.

#امین_چناری

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🎬 #شعر 🎬





جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود

عقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بود

عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود

عقل منطق داشت ، حرفش را به کرسی می نشاند
دل سراسر دست و پا می زد، ولی بیهوده بود

حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود

من کی ام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود

ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق
از همان روز ازل هم، جرمِ نابخشوده بود

#فاضل_نظری

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

✔️ چنل موزیکای بیکلاممون ✔️

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

👑 #شعر 👑





من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
لطف‌ها می‌کنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم

دلبرا بنده نوازیت که آموخت؟ بگو
که من این ظَن، به رقیبانِ تو هرگز نَبَرم

همتم بدرقهٔ راه کن ای طایرِ قدس
که دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم

ای نسیمِ سحری بندگیِ من برسان
که فراموش مکن وقتِ دعایِ سحرم

خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار
و از سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم

حافظا شاید اگر در طلبِ گوهرِ وصل
دیده دریا کُنم از اشک و در او غوطه خورم

پایهٔ نظم بلند است و جهان گیر بگو
تا کُند پادشهِ بحر دهان پُر گهرم


#حافظ


غزل شماره ۳۲۸

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🧊 #شعر 🧊



یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور

ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن
وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور

گر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمن
چتر گل در سر کَشی، ای مرغِ خوشخوان غم مخور

دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیب
باشد اندر پرده بازی‌هایِ پنهان غم مخور

ای دل اَر سیلِ فنا بنیادِ هستی بَرکَنَد
چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور

در بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کُنَد خارِ مُغیلان غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور

حال ما در فُرقت جانان و اِبرامِ رقیب
جمله می‌داند خدایِ حالْ‌گردان غم مخور

حافظا در کُنجِ فقر و خلوتِ شب‌هایِ تار
تا بُوَد وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور


#حافظ

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🤩🤩🤩

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

♠️ دکلمه غمگین ♠️



ی پسر ده ۷۰ یی اینارو برام تعریف کرده.  هم سنو سالای خودمم بود تقریبا میگه ۱۸ سالم بود با ی دختری دوس  شدم تا ۲۰ سالگی باهاش بودم....
  تصمیم گرفتیم ک باهم  ازدواج کنیم  رفتم خاستگاریش اما مثل همیشه جواب همه پدرا رو شنیدم ک خدمت رفتی گفتم نه..

فرداش رفتم دفترچمو پست کردم  ۲سال خدمت رفتم رویا عین اون دوسالشو پام موند هرروز  زنگو کلی حرف بعد ۲سال اومدم گفتم بزار یه شغل خوب پیدا کنم ی خورده دستو بالم باز شه حداقل ی عروسی خفن واسش بگیرم...

انقده پام مونده یه خورده من واسش بزارم. چی میشه ؟ 
میگه ی ۲سالی ام کار کردم سنم شد ۲۴
ی خورده مایع تیله ته جیبم جمع شد دیگه کم کم میخواستم برم واسه خاستگاری دوباره نم نمک بریم سر خونه زندگیمون اون موقع ها ی ۱۰ روزی بود ازش خبری نداشتم هر چقد میرفتم در خونشون کسی نبود که جوابمو بده رفتم تو فکر با خودم گفتم نامرد یعنی ولم کرده مث تموم ادمای پولدار دیگه‌ یکی دیگه رو پیدا کردو رفته.. یا شایدم باباش مجبورش کرده

همینجوری تو فکر بودم نشسته بودم در خونشون.. ک یهو باباش جلوم سبز شد ن سلامی ن علیکی  گفت اینجا چیکار میکنی از قیافش معلوم بود اعصاب نداره گفتم اومدم رویارو ببینم ی اخم کردو رفت..

با خودم گفتم بله دیگه باید اخم کنی..  من خرو بگو چ فکرایی واسش داشتم میکردم...  درو زدم اومد بیرون سرشو تکون داد ب معنی اینکه حرفتو بگو گفتم میخوام باهاش حرف بزنم  دیدم باباش با اون سفتو سختی اشک ریخت ..یه ادرس بهم  داد گفت برو بشین  تا دلت میخواد حالا باهاش حرف بزن رفتم ب ادرس دیدم  ادرس ی بیمارستانه داخل بیمارستان مادرشو دیدم  تا منو دید زد زیر گریه گفت دیدی چ بدبخت شدیم  گفتم چیشده توضیح داد فهمیدم رویا سرطان داره سخته خیلی سخت سرطان بد خیم گرفته بود دکتر میگفت خوشبختانش اینکه یک ماه بیشتر زنده نمیمونه
گف خیلی دیر اوردینش... وقتی دیدمش  بش گفتم فک کردی من دست از سرت بر میدارم با من قول قرار ازدواج گذاشتی یادت ک نرفته اشکش ریخت .. گفتم من سرطانو اینا حالیم نیسا باهم ازدواج میکنیم.. خونوادم خیلی مخالفت کردن ولی مهم نبود با رویا ازدواج کردم اما هیچ وقت نتونستیم سر خونه زندگیمون بریم رویا بیمارستان بود و دقیقا یک هفته بعداز ازدواجمون فوت کرد الان دقیقا ۳ سالو ۹ ماه تو خونه جدیدش  من پنچشنبه ها مهمونشم و حسرت میخورم ک چرا  زودتر نرفتم خاستگاریش.، بابت این هیچ وقت خودمو نمیبخشم.. راسی اخرشم گفت ک داستانشو شنیدین ی روحت شاد ب رویا بگید

#ناشناس

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m ≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

‍

🍁 #دکلمه 🍁




زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنید

ساعتی را با معلم صحبت از بابا کنید

صحبت خود را معلم با خدا آغاز کرد

کهنه زخمی از میان زخمها سر باز کرد

ساعتی رفت و تمام بچه ها انشا ء بدست

هر کسی پیش آمد ودفتر نشان داد و نشست

ناگهان چشم معلم بر سعید افتا د و گفت

گوش ما باید صدای دلنوازت را شنفت

دفتر خود را نیاوردی عزیزم پیش ما

نازنین حرفی بزن اینگونه غمگینی چرا؟

سر به زیر و چشم نم آهسته پیش آمد سعید

از غم هجران بابا زیر لب آهی کشید

دفتر اندوه و غم یکبار دیگر باز شد

قصه ی غمگین بابا اینجنین آغاز شد

بچه ها بابای من در زندگی چیزی نداشت

غصه را بر روی غم غم روی ماتم میگذاشت

مادرم وقتی که از دنیای فانی رخت بست

رشته ی تقدیر بابا ناگهان از هم گسست

بلبلی از آشیان زندگانی پر کشید

از نبود مادرم بابا خجالت میکشید

بشنوید اما پس از بابا چه آمد بر سرم

من خجالت میکشم بر چشم سارا بنگرم

روزگار خواهر شش ساله ام بد میگذشت

شمع شبهای وصال از بخت او خاموش گشت

رفتگر در گوشه ای از کوچه ی پر پیچ و خم

بر زمین افتاده بود از کثرت اندوه و غم

از فراق روی همسر در جوانی پیر شد

پیر هجران عاقبت از زندگانی سیر شد

چون در آن سرما کسی در کوچه ی بن بست نیست

آنکه بر روی زمین افتاده پس بابای کیست؟

پیر مردی خسته در صبح زمستان جان سپرد

کودکان خردسال خویش را از یاد برد

بچه ها این سرگذشت تلخ بابای من است

قصه ی غمگین سارا دختری بی سرپرست

لقمه ی نانی برای عمه جانم میبرم

من به سارا جمعه ها اسباب بازی میخرم

کودک ده ساله وقتی همچو بابا میشود

نیمه ای از روز را شاگرد بنا میشود

پینه های دست من گویای درد کهنه ایست

زیر پای فقر باباهای ما امضای کیست؟

چون که انشای غم انگیز سعید اینجا رسید

جای اشگ از چشم آقای معلم خون چکید

چهره ی غمگین آقای معلم زرد شد

از غم و اندوه شاگردش سراپا درد شد

لحظه ای در خود فرو رفت و سپس آهی کشید

پیش چشم کودکان زد بوسه بر دست سعید

بچه ها انشای این کودک پر از اندوه بود

غصه و غمهای او اندازه ی یک کوه بود

گر چه این انشای غمگین مادر و بابا نداشت

درس عشق و عاشقی در جمع ما بر جا گذاشت

پینه های زخمناک این پسر غم آفرید

از زمین تا آسمان اندوه و ماتم آفرید

کاسه ی صبر معلم ناگهان لبریز شد

چشم غمناکش به چشم مرد کوچک تیز شد

گفت یارب دست این فرزند میهن زخمناک

زخم اگر بر دل نشیند زخم دیگر را چه باک؟

گر چه خاک سرزمین پاکم از جنس طلاست

فقر و ماتم گریه و غم سهم باباهای ماست


🩸‌‍‌‍‌‌#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟
@aminf16m ⍟✨

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🍁 #دکلمه 🍁





باران که می‌بارد، انگار آسمان هم چیزی برای از دست دادن داشته
هر قطره‌اش می‌افتد روی شیشه، درست مثل خاطره‌ای که از تو جا مانده
من می‌مانم و اتاقی سرد
و سیگاری که میان انگشت‌هایم می‌سوزد، درست مثل عمرِ دلتنگی‌ام

تو روزی تمام آرامش این دل بودی
همان لبخندی که می‌توانست شلوغ‌ترین غم دنیا را ساکت کند
با تو حتی غروب‌ها هم رنگ زندگی داشتند
حتی باران، بوی امید می‌داد
اما حالا از تمام آن روزها
فقط چند خاطره مانده و یک دلِ خسته که دیگر توانِ باور ندارد

گاهی فکر می‌کنم تو هم آن دورها
زیر همین آسمان گرفته، سیگارت را روشن می‌کنی
و دودش را آرام فوت می‌کنی به هوایی
که دیگر سهمی از من در آن نیست
شاید تو هم برای یک لحظه یادت بیاید
کسی این‌طرفِ دنیا، هنوز در ویرانه‌های دوست‌داشتنت زندگی می‌کند

من اما بعضی شب‌ها
وقتی دردِ نبودنت از تحملم بیشتر می‌شود
پناه می‌برم به تلخیِ مشروب
نه برای فراموشی
چون تو فراموش نمی‌شوی
فقط برای اینکه گلوی بغضم کمتر بسوزد
برای اینکه چند ساعت
خاطراتت آرام‌تر روحم را تکه‌تکه کنند

خاطرات تو عجیب‌اند
همان‌قدر که شیرین بودند
حالا همان‌قدر کشنده‌اند
می‌خندم به روزهایی که فکر می‌کردم ماندنی هستی
و گریه می‌کنم به شبی که فهمیدم
بعضی آدم‌ها تمامِ خوشبختی‌ات می‌شوند
فقط برای اینکه یک روز
تمامِ ویرانی‌ات را کامل کنند

✍️ #کاکتوس ( مجید)

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍
📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📩 #شعر 📩




یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را
تا آب کند این دلِ یخ بسته‏ ی ما را  !

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزان !
من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را !

جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ‏ست‏
با گرم‏ترین پرتو خورشید بیارا

از دیده بَرآنم همه را  جز تو بِرانم‏
پاکیزه کنم پیش رُخت آینه‏ ها را

من برکه ی آرام وُ  تو پوینده نسیمی‏
دریاب ز من لذت تسلیم و رضا را

گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد
آمد که کند شاد و دهد شور فضا را

هر لحظه که گل بشکُفد آن لحظه بهار است‏
فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را

می ‏خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم‏
پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را ؟!

از باده اگر مستیِ جاوید بخواهی‏
آن باده منم، جام تنم بر تو گوارا  !


#سیمین_بهبهانی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

#سعید

#امین


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

♣️ #دکلمه ♣️




اون اوایل که از هم جدا شده بودیم تا اسمش میومد دلمون هُری میریخت دکتر، ولی الان حتی اگه خودشم بیاد آب از آب تکون نمیخوره،میدونی چی میگم؟میفهمی؟
نمیفهمی...
دلم برای خودم تنگ شده، برایِ اون آدمی که قبلا تو آینه میدیدم...
تا حالا دلت برای خودت تنگ شده دکتر؟
میدونستی اوج دلتنگی مالِ وقتیه که دلت برا خودت تنگ شه!؟
خوبما...
فقط دلم یکم پاییز میخواد
دکتر میدونستی چرا همه رفتناشون رو میذارن برای پاییز؟
منم نمیدونم،ولی یکی بود میگفت آدما توی پاییز میرن تا بتونی صدای قدم ها و دور شدنشون رو روی برگا بشنوی،تا فاصله رو بفهمی...بدونی داره میره،بعد که رفت با بارون پاییزی بباری تا کسی فرق اشک و بارونِ روی صورتت رو نفهمه...
این رفتن آدما رو عاشق میکنه دکتر،
موندنه که آدمارو از هم دور میکنه، بی ارزش میکنه...
به قول یارو گفتنی؛ پاییز بهونس، برگ از درخت خسته میشه...
دکتر یه قرص بده پاییز شیم،زرد شیم،بباریم،آفتاب نگاهمون سرد شه،بعد یه دفعه توفان تو دلمون چنگ بزنه...دلمون برگرده سرجاش...
خسته شدیم از بس بهار بودیم...

#امیرحسین_سرمنگانی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🤩🤩🤩

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

✔️ یه گپ لاکچری نامبران ✔️

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📒 #شعر 📒





نشاید گفتن آن‌کس را دلی هست
که ندهد بر چنین صورت دل از دست

نه منظوری که با او می‌توان گفت
نه خصمی کز کمندش می‌توان رست

به دل گفتم «ز چشمانش بپرهیز»
که هشیاران نیاویزند با مست

سرانگشتان مخضوبش نبینی
که دست صبر برپیچید و بشکست

نه آزاد از سرش بر‌ می‌توان خاست
نه با او می‌توان آسوده بنشست

اگر دودی رود بی‌آتشی نیست
و گر خونی بیاید کشته‌ای هست

خیالش در نظر، چون آیدم خواب؟
نشاید در به روی دوستان بست

نشاید خرمن بیچارگان سوخت
نمی‌باید دل درماندگان خست

به آخر دوستی نتوان بریدن
به اول خود نمی‌بایست پیوست

دلی از دست بیرون رفته سعدی
نیاید باز تیر رفته از شست

#سعدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

💫 نمایشنامه 💫( دعوای روز بعداز ازدواج)



👩‍🦰 سعید

👩‍🦰 سعیدددد

🧔‍♂️ جانم عزیز دلم جانم
صبحت بخیر خوشکل من
صبحت بخیر نفس من
چقدر خوبه صبحها بیدار میشم ازاین ببعد اولین کسی که چشمم بهش میفته تویی خورشید تابان من ، پاشو رفتم برات نون تازه گرفتم بایه صبحانه عالی

👩‍🦰 صبح توهم بخیر عشقم ،فدات بشم
صبحانه من که دیدن وبوسیدن توعه
وایی من که هنوز خستگی دیروز تنم مونده
نمیتونم تکون بخورم پاهام تاول زده

🧔‍♂️ چرا دورت بگردم
ولی من دیشب بهترین شب زندگیم بود
امروزم اولین روزیه که انقدر پر انرژی بیدار شدم

👩‍🦰 آره دیگه عزیزم من دیشب کلی لباس عروس تنم بود ۱۰۰ کیلو میشد بااون کفشهای پاشنه بلند ، مادرتم که دستش درد نکنه انقدر به زور منو کشوند اینور اونور پدرمو درآورد

🧔‍♂️ واااااا
عزیزم مادرمنو چیکار داری بنده خدا یه دور باهامون اومد بامهمونا سلام وخوش آمد گویی کردیم واوناهم تبریک گفتند بهمون

👩‍🦰 یه دور؟؟؟ ، فقط یه دور بود ؟؟؟
ده بار منو برد جلو خواهر ها وبرادرهای خودش دولا راست شدم براشون
یه بار خوش آمد میگن به مهمون منو ده دور برد سمت خانواده وخواهروبرادر خودش تعظیم کردم
انقدر نیشگون گرفت از پشت کمرم سیاه وکبود شده
خدایی زشت نیست دیگه توروز عروسی برای سلام وخوش آمدگویی هم دخالت میکنن آخه
انگار ما ازپشت کوه اومدیم


🧔‍♂️ خوب عزیزم خواسته تورو به فک وفامیلا نشون بده وپزتو بده ، کاره بدی نکرده که

👩‍🦰 میدونم عزیزم ولی من خودم میفهمم نفهم که نیستم یا ازپشت کوه نیومدم که
دیگه تواین کارها دخالت که نمیکنن زشته
سن وسالی ازش گذشته
اولا مادر توبود ودوما احترام سنشو نگهداشتم وگرنه میدونستم چجوری جوابشو بدم

🧔‍♂️ عزیزم جوابشو بدم یعنی چی اون مادر توهم هست ، زشته درمورد یه زن ۵۵ ساله اینجوری حرف بزنی

👩‍🦰 منم همینو میگم بخاطر سنش نبود میدونستم چجوری جوابشو بدم

🧔‍♂️ عزیزم کار بدی نکرده ، مادرمن اجتماعیه وباهمه فامیلاش گرم میگیره
مثل پدر ومادر تونیست که ته سالن نشسته بودن نه به کسی خوش آمد میگفتن نه با کسی حرف میزدن انگار باخودشونم قهر بودن
باید به خدمت کار میگفتم یکم شیرینی براشون ببر تا باخودشون آشتی کنند



👩‍🦰 توهین نکن به پدر ومادر من بفهم چی میگی
پدر ومادر من توهرچیزی دخالت نمیکنند
اونا شعورشو دارن وهمه چی رو سپردن دست خودمون

🧔‍♂️ یعنی چییی؟؟
یعنی میخوای بگی پدرو مادر من شعور نداشتن
درست صحبت کن اولین روز زندگیمونه داری گند میزنی تو روزمون
اگه شعور داشتن حداقل به مهمونای خودشون میرسیدن

👩‍🦰 گفتم درمورد پدرو مادر من درست صحبت کن
اونا هرچی باشن دوتا آدم فرهنگین خوب وبد رو تشخیص میدن
مادرت واون دوتا خواهر های عفریطه ات از اولین روز توهمه چی دخالت کردن ونزاشتن من حتی وسایلمو به دلخواه خودم بردارم
آرزوی همه چی موند رو دلم

🧔‍♂️ به خواهر من میگی عفریطه
عفریطه مادرته که تورو ول کرد توسالن همه دنبال این بودن بفهمن پدرو مادرت کیه
یا اون فامیلای دوزاریت ، آخر شب کادو هارو باز کردیم ۳۰۰ تا مهمون داشتید اومدن خوردن پاشیدن ، آخرسرهم ۵۰ تا پاکت پول خالی گذاشته بودن تو سبد برلی کادو
من بیچاره خرجشونو دادم ، خوردنو در رفتن من بجای تو پیش پدرو مادرم خجالت کشیدم
تو وپدرو مادرت انگار نه انگار

👩‍🦰 دوزاری خودتی با اون خانواده ندید بدیدت که معلوم نشد نصف کادو ها چی شد کجا رفت کی برداشت دزدید
مادم ۶ تا النگو خریده بود گذاشت برام ۳ تاش گم شد من میدونم کاره اون خواهرای ایکبیریت بوده
فامیلای من هرچی باشن از تو وخانوادت و فامیلای تو شعور وشخصیتشون بالا تره
ی شب توعروسی سه بار دعوا درست کردن
انگار چاله میدون بود اون وسط ، فوش میدادن وعربده میکشیدن
تازه خودتون باخودتون دعوا میکردید

🧔‍♂️ دیگه داری زیادی حرف مفت میزنی میبندی دهنتو یا ببندم

👩‍🦰 بیخود کردی اصلا من همون دیشب نباید باتو نفهم میومدم تو این خونه ، اشتباه کردم توهم یکی مثل اون پدرو مادرو خواهرتی
من همین الان جمع میکنم میرم بعد شکایت کردم پدرتو درآوردم اونوقت میفهمی چجوری با ی خانم برخورد کنی واگر شعورشو نداشتی ازدواج نکنی

🧔‍♂️ برو بسلامت ، هر کاری دلت میخاد برو دنبالش
هیچ غلطی نمیتونی بکنی
من تورو گرفتم وگرنه خانواده ایی که تو داری کی جرات داره بیاد سمتتون




❤️ زندگی خودتون رو بخاطر رفتار وحرفهای دیگران خراب نکنید
وبه کسی اجازه دخالت توزندگی ندید
هر خانواده ایی باید در چارچوب اون خونه وخانواده براش تصمیم گرفته شود نه بیرون از خونه وبه نظر دیگران که درنهایت آسیب این رفتارهارو فقط شما متحمل میشوید



✍️#جمشیدکوردستان

🩸‌‍‌‍‌‌#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟
@aminf16m ⍟✨

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

/channel/abiyy71

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

♣️ #دکلمه ♣️





سلام. خیلی وقته نگفتم سلام. فکر کردم یادم رفته‌باشه، مث همه‌چی. اما یادمه. سلام.
هزار ساله حرف نزدیم، یعنی حرفی هم نبوده. صبح دوستت گفت حالم رو پرسیدی و نگرانی، گفتم دو خط بنویسم برات. نگران که نیستی، می‌دونم. دوستت این‌جوری گفت.

هوا بارونه این‌جا. صبح رفتم کوه، مه بود. تو بیراهه نشستم و آتیش روشن کردم و کتاب خوندم و مست کردم. مث قدیما. کتابش خیلی قشنگه، اگه مث قبلنا بود تیکه‌های خوبش رو واسه‌ت میفرستادم میگفتم ببین این همینگ‌وی پدسگ چقد خوبه، بعد تو واسه‌م می‌نوشتی اما تو از همه بهتری، قند تو دلم آب می‌شد. اما هیچی مث قبل نیست. می‌خوام بگم از اون آبان که خون از شهر سر رفت، دلم دیگه دل نشد. حتی واسه تو. حتی با تو.

حالا واسّادم بغل پنجره به بارون نگاه می‌کنم. همه‌چی دوره رییس. یا من دور شدم از همه‌چی. آقافروغی داره می‌خونه مث لاک‌پشت تو خودم قایم شدم. من قایم نشدم ولی، نامرئی شدم. مث یه مورچه‌ی سیاه رو یه سنگ سیاه تو یه شب سیاه. هستم اما به چشم نمیام. آدم اگه به چشم کسی که می‌خواد نیاد، بعدش دیگه نامرئی میشه.

کوتاهش کنم که حوصله‌ت سر نره. مث قبل یه دونه‌ی پیزوری برفم، فقط مث قبل کف دست تو آب نمیشم. دستت دوره، خودت دوری، صدات رو یادم رفته از بس صدام نکردی. حالم رو پرسیده‌بودی، پرسیدن نداره، ولی خوبم. هنوز زود گریه‌م می‌گیره، هنوز آدما رو می‌خندونم، هنوز شوخیای مزخرف می‌کنم و بعدش پشیمون میشم، هنوز حسود و کله‌خراب و دیوونه‌م، هنوز وقتی بارون بیاد دلم تنگ میشه برای وقتایی که بارون میومد و پر می‌شدم از شوق دیدنت و گفتن جمله‌ی بیا بغلم سردمه.

شما هم که حال خوبی داری. خبرش رو دارم. خیلی وقته فهمیدم من از هرکی برم، حالش بهتره. حالا بخند و گوشواره شو به گوش دنیا که قشنگه. چه خوبه که حالم رو پرسیدی. دلم تنگ شده‌بود واسه این که واسه‌ت بنویسم. آخر نامه‌س، ته حرفم تویی همیشه.
ای آدم ظریف خواستنی که مث زن شعرهای منزوی حتی نبودنت هم اعجازه، هیچ‌وقت نگفتم برات که لبات سنگ مزارم بود، رفتی و شدم میت بی کفن بی گور. اگه شد گاهی از دور ببوس، سردمه.
همین.

#حمیدسلیمی

#خسته_از_پرواز‍ꦿᬉ‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌

𝐣𝐨𝐢𝐧 ☞︎︎︎ ✨⍟
@aminf16m ⍟✨

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

✔️ درود دوستان بهتر از جان ✔️

یه نکته بگم به مالکای کانالای شعرو دکلمه

لازمه بگم اولا
0️⃣9️⃣ درصد کانالای شعرو دکلمه

تلگرام،روبیکا،بله،..... از چنل ما متنو شعر کپی

میکنن!! حالا بحث من اینه سرتیم عزیز کانال های

شعرو دکلمه حداقل متن برمیداری میزاری کانالت

دیگه اسم نویسنده رو چرا پاک میکنی مشکلی داری؟

دردت با اسم نویسنده چیه؟ سنگینی میکنه بهت؟

فشارمیاره روت؟ نکن عزیزم کارت درست نیس.

❌ ببینم اکانتتو با کانالتو میپرونم ❌

🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

😋😋😌😌😛🤩☹️😣🔢😣😢


👈➡️👈➡️👈➡️👈➡️👈➡️

🔗
/channel/aminf16m
🔗
/channel/aminf16m
🔗
/channel/aminf16m

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🎙 #شعر 🎙





زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی
گر چه ماهِ رمضان است بیاور جامی

روزها رفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشادقدی، ساعد سیم‌اندامی

روزه هر چند که مهمانِ عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی

مرغ زیرک به در خانِقه اکنون نپرد
که نهاده‌ست به هر مجلسِ وعظی دامی

گله از زاهد بدخو نکنم؛ رسم این است
که چو صبحی بدمد، در پی‌اش افتد شامی

یار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی

آن حریفی که شب و روز میِ صاف کَشَد
بود آیا که کند یاد، ز دُردآشامی؟

حافظا گر ندهد دادِ دلت آصف عهد
کام، دشوار به دست آوری از خودکامی


#حافظ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚

#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📚 #شعر 📚





به دامِ عشق افتادم، که بی بنیاد و ویران بود
نفهمیدم که آن بی مهر، فریبنده و پنهان بود

دلم به یار خوش بین بود، که در ظاهر بهار آورد
نمی‌دانستم این گلچین، همان پاییزِ عریان بود

تنم هر دم می لرزید، از سردیِ کلام او
گمان می کردم آغوشش، پر از عشقی که از جان بود

عجب راهِ درازی را، به بیراهه قدم راندم
دریغا کلِ داستانم، برای قصه خوانان بود

به زیرِ چرخِ این گردون، که من محکم بشکستم
دلم خشنود از این تصمیم، ولی محکوم به پایان بود

بِبُر از بندِ این زنجیرِ، که قلبِ سرگردان من
که پایانِ چنین عشقی، فقط افسوس و خسران بود

نشد قسمت که با گل‌ها، عهدی از نو، بربندم
که ترسم باز هم خاری، در لابلای گلدان بود

برو ای عشقِ نااهلم، که من راهِ خودت جَستم
رضایتمندم از دوری، که پایانم پریشان بود

#حامد

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…
Subscribe to a channel