1023
جا برای معاشقه کم بود ما فقط مشاعره کردیم آبا عابدین
با ابرا نسبتی دیرینه داره
که باید وقتی دلتنگه بباره
مثلا فکر کن از درختی که زیر باران شسته شده
قطره قطره نور بچکه
یا چند پرنده که روی آنتن نشستن
یا موج آروم دریا
یا هر تصویر زیبای دیگهای
تو شبیه همهی اینها نیستی؟
چشماتو باز میکنی خورشید میدرخشه
خدا شدی
کافر شدم
خدا منو ببخشه
آبا عابدین
هنوز در مدار توام
یعنی هنوز آنقدر دور نشدهای
پس نمیترسم
ابر کن
خواننده: ساناز قبادی
آهنگ و تنظیم: وحید اختری
ترانه: آبا عابدین
طراح پوستر: امیر منتظری
رکورد، میکیس و مسترینگ: استدیو اورانیا
@aba_abedin_channel
از من درخت مونده و از تو صدای باد
پس کاملا طبیعیه قلبم تورو بخواد
نوشتم پیکرم را پر کرده بودی
و تازه فهمیدم چرا اینهمه گیج بودم
برای همین است که دریا هرگز در لیوان جا نمیشود
و باران وقتی تمام میشود، تمام نمیشود
آبا عابدین
کاش باهات میومدم مینشستم کنارت
تا باهم به این آهنگ گوش کنیم
کاش میدونستی
من هنوز وقتی میام تو خوابت
اول آروم صدات میکنم
تا مطمئن بشم خوابیدی
آبا عابدین
پاهامو تو رودخونهای که از زیر تختخوابم رد میشد شستم
خیلی وقت بود صدای پای ماهیارو نشنیده بودم
اینارو هیچکس نمیدونه، توام به کسی نگو
توی خونهی خودم مدفونم
کشور من و تو قبرستونه
بندری بزن برقصی با من
این حقیقت لب کارونه
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
تو فکر میکنی اگر خدا میفهمید
میتوانست باور کند
که ما هنوز اورا نبخشیدهایم؟
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
تاثیرِ تو در هر نهادی آه میکاشت
پیش از تو هرگز آه را نشنیده بودم
باید کمی با من به سازش مینشستی
من در گزاره مرگ را فهمیده بودم
آبا عابدین
درست فکر میکردم، تمام پنجرهها شکسته بود، من میتوانستم دستم را از پنجره بیرون بیاورم، باد را باور کنم و دستم را روی وزشهای جعدش برقصانم.
میپرسم تو که رهایم نمیکنی؟
برای کشتن من چقد درخت بسه
که تیکه پاره کنی تمام پیکرمو
تبر چرا وطنم؟ بهم سلام نکن
یا بی جواب بذار سوال آخرمو
آبا عابدین
تا برای درختهای شما چند شاخه سکوت میخوانم
بروید و به شعرها بدمید
تا از آن سوی آسمان بپرید
صبور و بیهوا
بیا عزیز من
بشین رو پوستم
مه غلیظ من!
آبا عابدین
بوی تو میآید
و من
مدام فکر میکنم
باید
در آغوش کشیده شوم
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
وقتی چراغارو خاموش میکنی
تاریکی در آغوش میگیردت
شگفتانگیز نیست؟
پس همین اندازه نور برای اینکه دیوارای خونه رو ببینیم کافیه
همينقدر که مطمئن بشیم اگه آینه شکست غرق نمیشیم.
صدام میکنه و برمیگردم سمتش، با دست بهم میگه بیا اینجا.
بهش میگم من از آینه رد نمیشم. ها میکنه و با انگشت یه خط میکشه روی بخار نفسش.
میپرسه وقتی آکواریوم میشکنه ازش آب میریزه بیرون، از آینهمون چی میریزه بیرون اگه بشکنه؟
میگم دلتنگی.
باید به خانه میگفتم لانه
تا بیش از آنکه پرواز را به خاطر میسپردم
صدای بالهایت را میفهمیدم
حالا به تو شبیهترم
چون امروز پرنده بودم
و فردا هم اگر شکار نشوم
باز پرندهام
آبا عابدین
من لگد میزدم
و مادرم هنوز مرا دوست داشت
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
آنها تورا پوچ میخواستند
جنازهات را رها کردند
ما فریاد میزدیم
گل از ما
گل از ما
گل از ما
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
باد نمیاد و هوا سَمیّه
پر شده از ابر سیاه آسمون
شهر پر از وحشت و تاریکیه
مرگ رسیده به خیابونمون
پنجرهها بسته و قفلن درا
زندگی از یاد همه رفته که
هیچکسی اسمِ تو یادش نیاد
خونِ تو از دستِ همه میچکه
بیشتر از اینی که رفتی نرو
دورتر از جای به ظاهر وطن
نامه بده، شعر بخون، گریه کن
دور نشو از من و آوار من
دوری تو بیوطنم میکنه
کشور دلتنگیه اینجا، نرو
مارو به حال خودمون جا نذار
وضعیت جنگیه اینجا نرو
...
آبا عابدین
@aba_abedin_channel