1711
🌸رمان ایرانی / رمان خارجی 🌸کتابهای ما را از کتابفروشیها و شهرکتابهای معتبر سراسر ایران بخواهید 🌸سایت فروش آنلاین http://aamout.ir واتساپ کتابفروشی آموت ۰۹۳۶۸۸۲۸۱۸۰ ☎️021 44232075 ☎️021 66499105 🌸کتابنامهی نشر آموت https://t.me/aamout/13191
*نشر آموت* در پیامرسان بله
كانال نشر آموت @aamout
كانال آموتخانه @aamoutkhaneh
كانال كتابفروشی @aamoutbookstore
«رستگاری» روایت غمانگیزِ نبردیست میان پل فان دِمبُرخ، سوسیالیستی آزاداندیش، و کشیشی قدرتمند در یک دهکده بسته و مذهبی. فان، تنها نجار و مغازهدار روستاست و همراه همسرش زندگی آرامی دارد؛ اما در این جامعه کشاورزی که همهچیز بر مدار ایمان و فرمان کلیسا میچرخد، او تنها کسی است که کتاب میخواند و جرئت میکند در وجود خدا تردید کند. همین شکورزی، از نگاه مردم و بهویژه کشیش تازهوارد — مردی یکچشم، عبوس و سختگیر — تهدیدی برای وحدت و ایمان جمعی به شمار میرود. حضور فان نظم دیرسال دهکده را برهم میزند و شعلهٔ دشمنی را میافروزد؛ دشمنیای که به تدریج به نبردی آشکار میان فردی متفکر و جامعهای خُرد و خشکمغز بدل میشود.
«آلفونسوس ژوزفوس دی ریدر» (۱۸۸۲ – ۱۹۶۰) شاعر و نویسندهی بلژیکی، آثارش را با نام «ویللم اِلسخوت» منتشر کرده است. السخوت در خانوادهای نانوا متولد شد و در رشتهی اقتصاد و تجارت تحصیل کرد. عموم آثار این نویسنده، بر دو محور تجارت و زندگی خانوادگی بنا شدهاند و شخصیتپردازیهای دقیق و انتقاد از طریق طنز از امتیازهای آثار اوست. ویللم اِلسخوت در سال ۱۹۲۰ با دریافت نشانی از پادشاهی بلژیک، لقب شوالیه را به دست آورد. او سرانجام در هفتادوهشتسالگی بر اثر سکتهی قلبی درگذشت. سالها پس از مرگش، برندهی جایزهی دولتی ادبیات نیز شد.
سامگیس زندی، متولد ۱۳۳۹ زنجان و مترجم زبانهای هلندی و دانمارکی.
از این مترجم، پیشتر ترجمهی رمانهای «اندوه بلژیک» (نوشتهی هوگو کلاوس)، «فرشته ساز» (نوشتهی استفان برایس) و «پنیر هلندی» (نوشتهی ویللم السخوت) در نشر آموت منتشر شده است.
/channel/aamout/17947
@aamout
سه زنـدگی، در دو زمان متفــاوت، بهشکلی رازآلود به هـم پیـوند میخورند.
در قرن نوزدهم، اوپالین از ازدواجی اجباری میگریزد و در دنیایی که برای زنان جایی ندارد، بهدنبال استقلال و صدای خویش میگردد.
در زمان حال، مارتا از رابطهای ویرانگر رها میشود و در جستوجوی بازسازی زندگیاش به دوبلین میآید. همزمان، هنری، پژوهشگری دانشگاهی که بهدنبال کتابفروشیای اسرارآمیز است، برای پیشبرد پژوهشی که بودجهای برایش دریافت کرده، وارد دوبلین میشود.
سرنوشت این سه غریبه در میان قفسههای کتابفروشیای افسانهای در هم گره میخورد تا...
* این کتاب را به خاطر ماهیت جادویی و جذب کنندهاش دوست داشتم.
تانیا ای. ویلیامز (نویسنده)
* مهم نیست چه باری را به دوش میکشیم - خیانت، سؤاستفاده، عشق از دست رفته- همیشه میتوانیم رشد کنیم، با حقیقت وجودمان روبهرو شویم و قدم به دنیایی شگفتانگیز بگذاریم.
شری رابرتس (نویسنده)
* نویسنده حسرت آن روزهای کتابفروشی سیلویا بیچ را که کسانی مثل ازرا پوند، جیمز جویس، تی. اس. الیوت و ارنست همینگوی به آنجا رفتوآمد داشتهاند و کتاب میخواندند، به اشتراک میگذارد.
مارک استیب (نویسنده)
خواهش میکنم سرزمین از همگسیخته را بخوان!
خدیجه زمانیان: در روزهایی که به استیصال میرسم، روزهایی که درماندگی وادارم میکند مدتها به یک لیوان چای زل بزنم و بخار آن را تماشا کنم، روزهایی که کاری نمیتوانم بکنم جز تماشای دنیای عجیب اطرافم معمولا برای فرار از این اضطرار، پریشانی، تهیدستی و درماندگی فقط به #عاشقانه_ها پناه میبرم.
از خیلیها میشنوم که این روزها چه کسی دل و دماغ خواندن دارد آن هم #رمان_عاشقانه؟ ولی برای من خواندن عاشقانه همیشه مُسَکن بوده یک درمان برای زخمی که با هیچ چیز التیام نمییابد جز گذشت زمان و من این زمان را با خواندن #عاشقانه_ها میگذارنم تا ذهنم را آرام کنم تا روحم را درمان کنم تا باز بتوانم بلند شوم.
عاشقانه ها برای من همیشه کارساز بودهاند. بی برو برگرد و دیگر حالا باور دارم تنها چیزی که در مواقع عجز به کمکم آمده خواندن یک عاشقانه ناب بوده تا کمی ذهن پریشانم را آرام کنم تا باز بتوانم در دنیای بی ثبات، دنیایی که همه چیز در آن وارونه شده زندگی کنم .
یادم هست چه عاشقانههایی من را نجات دادند فعلا نام نمیبرم چون فهرستی طولانی خواهند شد اما در این روزها که خیلی چیزها امان ما را بریده، کمرمان را خم کرده و حالمان را بد، #سرزمین_از_هم_گسیخته را خواندم و بسیار لذت بردم. هر سه شخصیت داستان؛ گابریل، فرانک و بث بسیار خوب و جذاب خلق شدهاند چنان که رفتار و احوالاتشان بر دل مخاطب مینشیند. مخصوصا فرانک که بسیار عاشق و بسیار دوست داشتنی است و به گمانم چنین شخصیتی فقط در داستانها و مخصوصا فقط در همین کتاب وجود دارد و مابهازای بیرونی ندارد.
با آنکه داستان درباره عشقی ممنوعه است و چنانکه پشت جلد نوشته شده ممکن است از داستان این نتیجه گرفته شود که یک ارتباط عاشقانه ممنوعه چه پیامدهای فاجعهباری به دنبال دارد اما نویسنده اصلا وارد فضای قضاوت نشده و با واکاوی شخصیتهای داستانش، قضاوت را بر عهده مخاطب میگذارد. ازین حیث خانم کلر لزلی هال بسیار در رمان اولش، موفق ظاهر شده و راستش به نبوغ و قدرت نویسندگیاش حسرت خوردم و با خودم گفتم: کاش من این داستان را نوشته بودم!
با آنکه لحظه لحظه داستان پر است از هیجان اما آرامشی بر داستان سایه انداخته که آن را لطیف کرده است. این آرامش هم در خلوتها دیده میشود هم در زندگی روزمره و حتی به زعم من در فضای دادگاه. این حجم از آرامش در این داستان برای من عجیب است و این بر نمیآید جز از نویسندهای که تجربههای زیسته بسیار دارد؛ با قلم و طبیعت مانوس است چون هم روزنامهنگار است و هم در مناطق ییلاقی و بکر زندگی کرده، این تجربه از او قدرتی ساخته که حالا در رمانش آن را نمایان کرده است.
اما امان از آن ضربه آخر؛ ضربهای که انتهای کتاب از افشای یک حقیقت بر خواننده وارد میشود و داستان را در ذهن مخاطب ماندگار میکند. راستش من به آخر داستان رسیدم مات و مبهوت مانده بودم و حتی نمیتوانستم کتاب را زمین بگذارم. نمیدانم یک نویسنده چطور در اولین قدم نویسندگی میتواند اینگونه بنویسد و مهارتهایش را در نوشتن به رخ بکشد؟
دوست دارم یقه هر آدمی که روبرویم است بگیرم و به او بگویم:«خواهش میکنم، #سرزمین_از_هم_گسیخته» را بخوان!
#سرزمین_از_هم_گسیخته
(رمان عاشقانه خارجی)
نوشتهی کلر لزلیهالی
ترجمهی رفیع رفیعیصفایی
۳۵۲ صفحه | نشر آموت
دور غم هم میرقصیم ...
از آنجایی که این رمان مانند یک مجموعه داستان کوتاه است، هر فصل با یک کاراکتر جدید در یک فضای جدید شروع میشود. هر یک از این شخصیتها خصوصیتهای فیزیکی و شخصیتی منحصر به فرد خود را دارند، در میان افراد و در جایی زندگی میکنند که با فصلهای دیگر متفاوت است.
«به خانه بیا» به مهاجرت بزرگ هم میپردازد که طی آن در خلال سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۳۰ حدود ۱.۶ میلیون آفریقایی-آمریکایی از مناطق روستایی جنوب به شهرهای صنعتی شمال مهاجرت کردند. پنج میلیون نفر دیگر نیز از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰ این کار را انجام دادند. این مهاجرت بزرگ باعث شکوفایی فرهنگ در این شهرهای بزرگ شد، از جمله نیویورک در دهه ۱۹۲۰ که زادگاه رنسانس هارلم بود.»
متن کامل گفتگو
#به_خانه_بیا
نوشتهی یا جآسی
ترجمهی سارا نجمآبادی
۴۸۴ صفحه | نشر آموت
سیمین تیموری: رمان «سرزمین از هم گسیخته» از اون کتابهاست که با سر و صدا وارد نمیشه. آروم میاد، انقدر آروم که شاید اول حتی جدیش نگیری، اما هرچی جلوتر میری، میفهمی این سکوت اتفاقی نیست.
چیزی که توی این رمان برام مهمه، مدل روایتشه.
«کلر لزلیهال» عجله نداره. نمیخواد با حادثه شوکهات کنه یا احساساتو هل بده جلو. تنش رو کمکم میسازه؛ با نگفتنها، با مکثها، با انتخابهایی که اول کوچیک به نظر میان و بعد میبینی خیلی بزرگتر از چیزیان که فکر میکردی.
تصویرها خیلی واضح توی ذهنم شکل گرفتن. یه جاهایی واقعاً خودم رو وسط داستان دیدم و احساسات، درست همونجایی که باید، به جونم نشست. نه زودتر، نه دیرتر.
نثر کتاب سادهست، اما سادهانگارانه نیست.
هر جمله سر جای خودشه و هیچ حسی به زور تحمیل نمیشه. نویسنده به شعور خواننده اعتماد داره و همین باعث میشه روایت طبیعی و باورپذیر جلو بره.
جالب اینجاست که بعضی جاها، ذهن و احساسم بیاختیار پرت میشد وسط فضای
#ما_تمامش_میکنیم از کالین هوور؛ نه بهخاطر شباهت داستان، بلکه از همون جایی که احساس، بیسروصدا و ناگهانی، وسط روایت جا خوش میکنه.
بعد از تموم شدن کتاب، ذهنم بین کلمهها و روایتی موند
که اصلاً حدس نمیزدم قراره به کجا برسه. انگار یه چیدمان پازلی از آدمها توی ذهنم ساخته شد
و بعد، همون پازل، آروم آروم شکست.
سرزمین از هم گسیخته دربارهی عشق نیست؛ دربارهی انتخابهاست. دربارهی همون لحظهای که میفهمی بعضی تصمیمها تموم میشن، اما اثرشون نه.
این کتاب قرار نیست آرومت کنه.
قراره بعد از اینکه تمومش کردی، یه چیزی ته ذهنت تکون بخوره
و ولت نکنه.
#سرزمین_از_هم_گسیخته
نوشتهی کلر لزلیهال
ترجمهی رفیع رفیعیصفایی
۳۴۹ صفحه | نشر آموت
دایه میگوید
دنیا تماشاخانه است
و سر در نمیآورم
این چه تماشاخانهای است که
فقط بخش زاریاش نصیب ما شده.
#خاما
نوشتهی یوسف علیخانی
۴۴۸ صفحه | نشر آموت
چاپ نهم رسید
#مزرعه_حیوانات
نوشتهی جورج اورول
ترجمهی عباس زارعی
۱۲۸ صفحه | نشر آموت
چاپ سوم رسید
#خانه_پیش_از_تاریکی
نوشتهی رایلی ساجر
ترجمهی ساره خسروی
۴۶۴ صفحه | نشر آموت
خبرگزاری کتاب: شاری لاپنا، نویسنده کانادایی، اولینبار با رمان مهم و پرفروش #زن_همسایه معروف شد. این رمان بیش از نیم میلیون نسخه فروش رفت.
پس از آن، چند رمان دیگر هم نوشته. لاپنا وکیل است و با پروندههای جنایی آشناست و اغلب رمانهایی که نوشته فضایی معمایی- جنایی و پلیسی دارند. در آثار او معمولا معمایی مطرح میشود، حالا در بعضی داستانها آدمربایی بوده بعضی قتل و غیره...که مخاطب باید کشف کند که حقیقت ماجرا چه چیزی بوده است؟ قاتل کیست و داستان از چه قرار است؟ که این خود باعث کشش موضوع از سمت مخاطبان میشود.
#زن_همسایه
نوشتهی شاری لاپنا
ترجمهی عباس زارعی
۳۰۴ صفحه | نشر آموت
#مهمان_ناخوانده
نوشتهٔ شاری لاپنا
ترجمهٔ عباس زارعی
۲۸۶ صفحه | نشر آموت
#کسی_که_می_شناسیم
نوشتهٔ شاری لاپنا
ترجمهٔ عباس زارعی
۳۰۸ صفحه | نشر آموت
#غریبه_ای_در_خانه
نوشتهٔ شاری لاپنا
ترجمهٔ عباس زارعی
۳۲۲ صفحه | نشر آموت
فرسکیتا
مادری
با جادویی زنانه
دخترها
این جادو را
به ارث میبرند
زندگی
سخت است
و جادو
همیشه
بها میخواهد.
#قلب_دوخته
(رمان خارجی)
نوشتهی کارول مارتینز
ترجمهی کامران حسینی
۴۰۸ صفحه | نشر آموت
چاپ ششم رسید
#زندانی
(رمان خارجی)
نوشتهی فریدا مکفادن
ترجمهی رضا اسکندریآذر
۳۳۸ صفحه | نشر آموت
روزنامه آرمان ملی (بیتا ناصر): هارلن کوبن (۱۹۶۲) نویسنده مشهور و معمایینویس مشهور آمریکایی است که بعد از تحصیل در رشته علوم سیاسی، در ۲۶ سالگی وارد عرصه نویسندگی شد و از همان ابتدا توانست نظر طیف قابل توجهی از مخاطبان انگلیسیزبان را به خود جلب کند. از او که نخستین نویسندهای است که سه جایزه مهم اِدگار، شِیمِس و آنتونی را از آن خود کرده و بیش از ۳۰ رمان در کارنامه ادبی دارد، بیش از ۱۰ رمان به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده که محدثه احمدی، مترجم جوان و پرکار این روزهای بازار نشر، نقش بسزایی در این میان داشته است.
او که اخیرا ترجمهی رمان «پیدایت میکنم» نوشتهی هارلن کوبن را با نشر آموت روانه بازار کرده، پیشتر نیز رمانهای «جنگل»، «رنگ عدالت» و «همخون» را از این نویسنده و با همین نشر به انتشار رسانده بود. با او دقایقی را به گپوگفت درباره رمان جنایی-معمایی «پیدایت میکنم» اختصاص دادیم
#پیدایت_می_کنم
نوشتهی هارلن_کوبن
ترجمهی محدثه احمدی
۳۶۸ صفحه | نشر آموت
کانال نشر آموت
در پیامرسان «بله»
http://ble.ir/aamout
@aamout
منتشر شد:
#رستگاری
(رمان عاشقانه خارجی)
نوشتهی ویللم السخوت
ترجمهی سامگیس زندی
۱۷۰ صفحه | ۲۵۰ هزار تومان
نشر آموت
هیچکس اینجا قسم نمیخورد ...
@aamout
منتشر شد:
#کتابفروشی_گمشده
(رمان عاشقانه خارجی)
نوشتهی ایوی وودز
ترجمهی نفیسه حسنزاده
۴۲۸ صفحه | ۵۵۰ هزار تومان
نشر آموت
کتابها بهت کمک میکنن زندگی رو بزرگتر و بهتر از چیزی که تو رویا میبینی، تصور کنی
@aamout
یک تراژدی ساده، اما باشکوه
رعنا پورصادق: اگر یک کتابخوان حرفهای نباشید، حتما علاقه کتابخوانها به کتاب و این وابستگی وسواسی آنها را به خواندن درک نخواهید کرد.
سخت است برای کسی که خودش درگیر کلمات نیست از جادوی کلمات گفت. از این حس خاص بعد از خواندن آخرین کلمات کتاب؛ این دوباره برگشتن و خواندن، حس عجیبی که هر بار دلت نمیخواهد این کتاب تمام شود و گفتن از کتابی که نمیتوانی رهایش کنی، سختتر است.
سرزمین از هم گسسته را با غم خریدم، غم آخرین کتابی که احتمالا تائیدش کردید و این آخرین یادگاری از شما عجیب دلنشین است. راستش را بگویم نمیخواستم به این زودیها بخوانمش، ولی صحبت با سیمین جانم باعث شد، زودتر از برنامهریزیهایم به سراغش بروم.
عجیب کتاب دلنشینی است. نه شروع طوفانی و چشمگیری داشت و نه شخصیتهایش در صفحات اول دلت را میبردند. یک داستان خانوادگی پر از عشق که هرگز نمیتوانی آیندهاش را پیش بینی کنی.
کلر لزلی هال انگار نه به قصد پرفروش بودن در چند هفته ابتدایی که گویی برای ماندگاری و درگیر کردن مخاطب جلو آمده است.
هر جمله کتاب در درستترین جایگاهش به مخاطب عرضه شده است و بهترین ابزار برای گیج نکردن مخاطب همان انتخاب روایت چند زمانی است. داستان هم گذشته را روایت میکند، هم از حال میگوید و هم در چند فصل دیگر برگهای از آینده را رو میکند.
سرزمین از هم گسسته همانقدر که یک ماجرای عاشقانه است، معمایی نیز هست. همانقدر که عشق مادری در آن موج میزند، غم از دست دادن هم دارد. یک تراژدی باشکوه که در عین سادگی مجذوبتان میکند. روایتی ساده اما دردناک. عشقی که از هر صفحه کتاب میریزند همپای غمی است که در گوشه گوشه صفحاتش جا خوش کرده است.
سرزمین از هم گسسته همان کتابی است که میتواند هر کسی را عاشق کلمات کند.
حتی اگر در ماه یک کتاب میخوانید، بگذارید کتاب این ماه روحتان را نوازش دهد، به این داستان باشکوه اجازه خودنمایی بدهید....
.
#سرزمین_از_هم_گسیخته
(رمان عاشقانه خارجی)
نوشتهی کلر لزلیهالی
ترجمهی رفیع رفیعیصفایی
۳۵۲ صفحه | نشر آموت
دور غم هم میرقصیم ...
مردم
کاری را که میخواهند انجام بدهند
انجام میدهند
#هنوز_هم_من
نوشتهی جوجو مویز
ترجمهی مریم مفتاحی
۶۱۴ صفحه | نشر آموت
برای اينكه بدانيد
بخشهای مختلف خانه
چطور شكل گرفته
و چه اتفاقات مهمی
در آن رخ داده،
به اين كتاب،
به تاريخ تمدنی كوچک،
احتياج خواهيد داشت...
#تاریخچه_خصوصی_خانه
نوشتهی بیل برایسون
ترجمهی علی ایثاریکسمایی
۵۲۸ صفحه | نشر آموت
همه داستانهای ماری کوبیکا در سبک معمایی-جنایی نوشته شده ولی همیشه یک مضمون خانوادگی نیز در داستانهای این نویسنده به چشم میخورد. نکتهای که او را اندکی از باقی نویسندگان متمایز میکند سبک روایت غیرخطی و شخصیت ها است طوریکه در داستانهای کوبیکا ما معمولا با بیشتر از یک راوی مواجه هستیم. این قضیه موجب میشود با داستان از نقاط مختلفی روبهرو شویم مانند تصویری که هرلحظه یک گوشهای از آن روشن میشود و ما آن را میبینیم.
کامل این گفتگو
#دختر_خوب
نوشتهی ماری کوبیکا
ترجمهی فرشاد شالچیان
۴۱۴ صفحه | نشر آموت
#زن_دوم
نوشتهی ماری کوبیکا
ترجمهی فرشاد شالچیان
۴۵۲ صفحه | نشر آموت
#شرمنده_نیست
نوشتهی ماری کوبیکا
ترجمهی فرشاد شالچیان
چاپ سوم رسید
#شیفت_شب
نوشتهی الکس فینلی
ترجمهی مریم مفتاحی
۳۹۶ صفحه | نشر آموت
سیدرضا حسینی: شاید بسیاری رمان «جیمز» را جوابی به «ماجراهای هاکلبریفین» بدانند اما خود آقای اورت معتقد است «جیمز» را در پاسخ و در واکنش به «ماجراهای هاکلبریفین» ننوشته است. پرسیوال اورت میگوید که در رمان خودش با مارک تواین گفتوگو و همهی آن چیزهایی را بیان میکند که تواین در رمان خودش آنها را ننوشت و و در واقع نتوانست بنویسد. دوستی هاک و جیم در «ماجراهای هاکلبریفین» همان زمان هم نوعی تابوشکنی محسوب میشد و مارک تواین در نوشتن داستانی که به دوستی یک پسر نوجوان سفیدپوست با یک برده سیاهپوست میپرداخت، به قدر کافی شهامت و جسارت به خرج داده بود، گرچه انبوه کلیشهها و برچسبهای نژادپرستانهای که در این رمان دیده میشوند، تازه بعدها آماج حملات و انتقادها قرار گرفتند. پرسیوال اورت در رمان «جیمز» با روایت ماجراهای جیم در واقع به نهاد بیرحم و خشن بردهداری در آمریکای قرن نوزدهم و به همهی آن چیزهایی میپردازد که این نهاد از بردههای سیاهپوست گرفته بود، و اولین و مهمترین آنها هویت بردگان سیاهپوست بود.
#جیمز
نوشتهی پریسیوال اورت
ترجمهی سیدرضا حسینی
۳۴۴ صفحه | نشر آموت
علاقمندان به کتاب «انسان در جستجوی معنا» عاشق این کتاب میشوند.
دکتر «ادیت اگر» در نوجوانی همراه خانوادهاش به اردوگاه آشویتس نازیها فرستاده میشود
و با وجود تمام وقایع و تجربههای طاقتفرسا از هولوکاست، جان سالم به در میبرد
اما حتی پس از دریافت مدرک دکترای روانشناسی،
چند دهه از عمرش را
به پنهان کردن گذشته،
خودداری از یادآوری وقایع
و احساس گناه یک بازمانده میگذراند.
تا اینکه
سیوپنج سال پس از پایان جنگ جهانی دوم،
به آشویتس بازمیگردد
و سرانجام میتواند التیام یابد.
وی پس از بهبودی،
سالهاست
به سربازان، پرسنل ارتش و افرادی که دچار آسیب فیزیکی روانی شدهاند
و کسانی که به اختلال اضطراب پس از سانحه دچارند،
مشاوره میدهد
و به آنها میآموزد که
چگونه تسکین و بهبود یابند.
این کتاب انگیزشی با رویکردی همدلانه، آگاهانه و طنزآمیز به شما کمک میکند تا: ️
وقتی همهٔ امیدتان را از دست دادهاید، شهامت خود را باز یابید
باورهای محدودکنندهتان را رها کنید
با اندوه و شرم برخورد مناسب داشته باشید
#موهبت
نوشتهٔ ادیت اگر
ترجمهٔ آرتمیس مسعودی
۲۲۰ صفحه/ نشر آموت
لارا ایوانز
کارمند شرکت مُد لباس
بیماری سرطان
ناامیدی
و
کشف راه مبارزه با آن
به وسیله کوهنوردی
امید به زندگی
تا ...
#صعود_زندگی_من
نوشته لارا ایوانز
ترجمه علی ایثاریکسمایی
۲۱۶ صفحه | نشر آموت
چاپ سیزدهم رسید
#سالار_مگس_ها
نوشتهی ویلیام گلدینگ
ترجمهی دکتر ناهید شهبازی
۳۲۰ صفحه | نشر آموت
روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی| «من پیش از تو» ترجمه مریم مفتاحی. چه کسی گمان میکرد این کتاب به چاپ ۹۸ برسد؟ آثار نویسنده این رمان، جوجو مویز، پیشتر در سطحی گسترده با نسخههای میلیونی به فروش رفته بود. با این حال کسی در ایران سراغش نرفته بود. تا اینکه سال ۱۳۹۴ اولین بار با ترجمه مریم مفتاحی از سوی نشر «آموت» منتشر شد و تا همین حالا حدودا سالی ۹ بار تجدید چاپ شده است.
این میزان فروش فارغ از نسخههایی است که بهصورت قاچاق و غیرقانونی توزیع شده و به فروش رفتهاند. در واقع مخاطب این رمان در ایران بسیار هم بیشتر بوده. با این حال عدهای گمان میکنند موفقیت مترجم یکشبه بهدست میآید و فقط پای بخت و اقبال در میان است. درحالیکه شاید کمتر کسی بداند مریم مفتاحی پیش از انتشار این رمان، ۱۲ کتاب دیگر ترجمه کرده بود. در این گفتوگو درباره همین پیشینه صحبت کردهایم و رسیدهایم به رمان پرفروش «من پیش از تو».
چاپ ۹۸ رسید
#من_پیش_از_تو
نوشتهی جوجو مویز
ترجمهی مریم مفتاحی
۵۳۶ صفحه | نشر آموت
#امواج_گرسنه
نوشتهی آمیتاو گوش
ترجمهی ناهیده هاشمی
۵۸۸ صفحه | ۷۵۰ هزار تومان
نشر آموت
نامزد جایزهی ادبی نوبل
پيا
جوان بنگالي
بزرگشده
در آمريکا
برای تحقيق دربارهی دلفينها
به سانداربانز میرود
ساکنان جزيره معتقدند
هرکس
بدون داشتن قلبی پاک و سليم
در ميان اين کانالهاي پر آب
و دهليزهاي تو در توي آنها
دست به خطر بزند
هرگز باز نخواهد گشت.
یکی از مشخصههای رمان «امواج گرسنه» دامنه تحقیقات آمیتاو گوش درباره زندگی و فرهنگ هندیها بوده است. نویسنده در یادداشت پایانی کتاب به تمام منابع اشاره کرده است.
نویسنده در این رمان به مسائل اجتماعی، حوادث طبیعی، فرهنگ، آداب و رسوم و مشکلات مردم فقیر هندوستان میپردازد.
این نویسندهی هندی در سبک پستمدرن مینویسد. داستانهای او در زمانها و مکانهای مختلف سیر میکنند و تصویری را ارائه میکنند که دارای جریانی نامتقارن است. در نتیجه این ترفند، موضوعات و پیرنگهای فرعی و پیچیدهای در داستان ایجاد شده و باعث میشود واقعیت و تخیل در حد غیرقابل تمایزی در هم تنیده شوند.
معرفی از محمد بندهزادگان
aamout.ir
@aamout
اگرچه رمان #امواج_فلورانس بهظاهر شاخصههای رمان دیستوپیایی و ضدآرمانگرا را ندارد و خبری از جامعهی سرکوبگر و نظم سیاسی یا ایدئولوژیک معیوب در آن نیست
اما دیستوپیای درونی است
و مسالهاش:
تنهایی بنیادین انسان
ناتوانی از ارتباط واقعی
فرسایش معنا و هویت
حضور دائمی غیاب و مرگ
یوتوپیا (آرمانشهر) یعنی دنیایی ایدهآل و خوب،
دیستوپیا یا (ضد آرمانشهر) یعنی کابوسِ همان رؤیا
aamout.ir
@aamour