50305
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی» عكس،خبر و فيلمهاى خود را براى ما بفرستيد: تلگرام: t.me/Tavaana_Admin 📧 : info@tavaana.org 📧 : to@tavaana.org tavaana.org instagram.com/tavaana twitter.com/Tavaana facebook.com/tavaana youtube.com/Tavaana2010
روایت پدرام محمودی، مالک رستوران ماهور که با اصابت حدود ۲۰ ساچمه به صورتش، بینایی هر دو چشم خود را از دست داد
پدرام محمودی، صاحب یک کافهرستوران، با انتشار ویدئویی از روزی روایت کرده که زندگی او و خانوادهاش برای همیشه تغییر کرد. او میگوید شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در حالی که در محل کارش حضور داشت و در اعتراضات شرکت نکرده بود، هدف اصابت حدود ۲۰ ساچمه به صورتش قرار گرفت و بینایی هر دو چشم خود را از دست داد.
محمودی در این ویدئو از سختیهای زندگی با نابینایی کامل و حسرت دوباره دیدن چهره همسر و فرزند ۹ سالهاش سخن گفته است؛ حسرتی که حالا به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شده است.
به گفته او، در ماههای گذشته تمام مسئولیت تامین مخارج خانواده بر دوش همسرش بوده است. با این حال، مشکلات این خانواده به آسیب جسمی و فشارهای مالی محدود نمانده است. محمودی میگوید با وجود باقی ماندن شش ماه از قرارداد کافهرستوران، مالک هتل برای پایان دادن به قرارداد تحت فشارشان گذاشته است.
با وجود این شرایط، همسر محمودی توانسته فعالیت کافهرستوران را دوباره آغاز کند و برای حفظ تنها منبع درآمد خانواده تلاش کند.
💸 tavaanatech
دلتنگی مادر عرشیا نرجآبادی:
لعنت به کسانی که زندگی شاد ما را خراب کردند
مادر عرشیا نرجآبادی با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«عرشیای عزیزم
دلم برات تنگ نشده ، دلم پیشت جا مونده
داغ تورو تا آخرین نفس بدوش میکشم
کاش دنیا آنقدر بی رحم نبود
لعنت به ۱۹ دی
لعنت به کسانی که زندگی شاد مارو خراب کردن ، امیدوارم تک تکشون درد مارو تجربه کنن»
جاویدنام عرشیا نرجآبادی نوجوان ورزشکار، تنها ۱۸ سال سن داشت. او در ۱۹ دی ۱۴۰۴ در خیابان پیروزی تهران با شلیک گلوله جاودانه شد.
عرشیا در میان خانواده، دوستان و نزدیکانش بهعنوان جوانی پرانرژی، مهربان و آیندهدار شناخته میشد. او تنها چند هفته پیش از کشتهشدن، تولد ۱۸ سالگی خود را جشن گرفته بود و برای آیندهاش آرزوهای بسیاری داشت.
◾️در سایه سانسور و بایکوت خبری کشتهشدگان اعتراضات توسط رسانههای داخلی، خانوادههای داغدار خود روایتگر رنج و دادخواهیشان شدهاند. آنها با انتشار تصاویر و روایتهایشان در شبکههای اجتماعی تلاش میکنند سکوت تحمیلشده را بشکنند، حقیقت را به گوش مردم برسانند و نگذارند نام عزیزانشان و خواست عدالت به فراموشی سپرده شود.
#عرشیا_نرج_آبادی
💸 tavaanatech
گلباران مزار جاویدنام علیرضا رئیسی و بیتابی مادر داغدارش در سوگ فرزند
ویدئو منتشرشده در شبکههای اجتماعی، لحظاتی از گلباران مزار جاویدنام علیرضا رئیسی و بیتابی دردناک مادر داغدارش در سوگ فرزند را به تصویر میکشد.
در سکوت بیابانهای انارک، در حاشیه دشت کویر استان اصفهان، آرامگاه علیرضا رئیسی، جوان ۲۱ سالهای قرار دارد که مادرش همچنان با داغ از دست دادن او دستوپنجه نرم میکند. مادری که بر مزار فرزند جوانش بیتابی میکند و اندوهی جانکاه را به تصویر میکشد.
علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی همراه با ۱۰ نفر دیگر در ارتباط با پرونده میدان علیخانی ملک شهر اصفهان به اعدام محکوم شده بودند.
#علیرضا_رئیسی
💸 tavaanatech
مهرداد فلاحی، پدر دو کودک، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر اصابت گلوله جان باخت
جاویدنام مهرداد فلاحی، تولیدکننده ۴۸ ساله مبلمان، پدر دو فرزند و از اهالی رشت بود. روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی این شهر، هنگامی که دید مأموران جوانان را کتک میزنند، نتوانست بیتفاوت بماند؛ جلو رفت و در برابر خشونت ایستاد، اما گلوله جنگی مستقیماً به قلبش اصابت کرد و جانش را گرفت.
فشارها با کشتهشدن مهرداد پایان نیافت. خانوادهاش میگویند از آنان خواسته شد او را بسیجی معرفی کنند و برای تحویل پیکرش نیز تحت فشار قرار گرفتند و ناچار به امضای تعهد شدند؛ گویی گرفتن جان یک انسان کافی نبود و بازماندگانش نیز باید بهای دادخواهی و حقیقت را میپرداختند.
#مهرداد_فلاحی
💸 tavaanatech
تداوم ۴۵ روز ناپدیدسازی قهری، بازداشت خودسرانه و بیخبری مطلق خانواده از مجید سعیدی، عکاس خبری
با گذشت چهل و پنج روز از بازداشت مجید سعیدی، عکاس خبری برجسته و شناختهشدهی ایرانی، خانواده وی با انتشار پیامی خواستار شفافسازی فوری درباره وضعیت قانونی و محل نگهداری او شدند.
مهدی سعیدی، برادر این عکاس خبری، روز شنبه دوم آبانماه با انتشار پیامی اعلام کرد که پس از پیگیریهای مداوم، نهادهای امنیتی و قضایی همچنان از ارائه اطلاعات اولیه خودداری میکنند. به گفتهی وی، خانواده پس از ۴۵ روز همچنان از محل نگهداری دقیق، نهاد بازداشتکننده، شعبه رسیدگیکننده به پرونده و عنوان قرار قضایی صادره کاملاً بیخبر هستند.
او تأکید کرده است که مطالبهی اولیه و قانونی خانواده، حق برخورداری مجید سعیدی از حقوق اولیه، شفافیت قضایی و پاسخگویی مسئولان دربارهی وضعیت اوست.
مجید سعیدی روز چهارشنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در حالت بلاتکلیفی و محرومیت از حقوق اساسی خود به سر میبرد.
سلب حق تماس، عدم شفافیت در اعلام مرجع بازداشتکننده و نگه داشتن بازداشتشدگان در حالت بیخبری مطلق، رفتاری مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» و بازداشتهای خودسرانه در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی است.
نهادهای بازجو با نقض صریح آیین دادرسی کیفری و سلب اولیه ترین حقوق متهم از جمله دسترسی به وکیل، اطلاعرسانی به خانواده و شفافیت در اتهامات از بازداشتِ بیارتباط با دنیای بیرون بهعنوان ابزاری برای شکنجهی روانی متهم و اعمال فشار بر خانوادهها استفاده میکنند.
این رویهی ساختاری امنیتیسازی، تنها متوجه روزنامهنگاران و عکاسان خبری نیست، بلکه نشاندهنده بیاعتباری کامل حاکمیت قانون و ساختار قضایی دستنشاندهای است که خود به ابزار بازداشتهای نامحدود و اعمال رعب و ارعاب در جامعه بدل شده است.
#مجید_سعیدی #عکاس_خبری #بازداشت_خودسرانه #ناپدیدسازی_قهری
@Tavaana_TavaanaTech
اسقف ماینتس کفیل سیاسی محبوبه شعبانی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در ایران، شد
«پتر کولگراف»، اسقف شهر ماینتس آلمان، کفالت سیاسی محبوبه شعبانی، معترض ۳۳ ساله و امدادگر داوطلب محبوس در مشهد را که به اعدام محکوم شده است، بر عهده گرفت و خواستار لغو فوری این حکم و آزادی بیقیدوشرط وی شد.
محبوبه شعبانی در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ در مشهد، با استفاده از موتورسیکلت شخصی خود، مجروحان خیابانی را به مراکز درمانی منتقل میکرد.
او در ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت، متحمل ضربوجرح شدید و حبس طولانیمدت در سلول انفرادی شد. متعاقباً شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد این مهندس معمار و فعال امدادگر را به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که در ۴ مهر ۱۴۰۵ به وکیل وی ابلاغ شد و او تنها دو روز بعد مجدداً به سلول انفرادی انتقال یافت. خانم شعبانی که سرپرست والدین خود را پیشتر از دست داده، در شرایط کنونی از حمایت خانوادگی محدودی نیز برخوردار است.
اسقف کولگراف روز جمعه ۲۳ اکتبر در دیداری که به هماهنگی بهروز اسدی، فعال حقوق بشر، در محل اقامت خود در ماینتس برگزار شد، با صادر خواندن این حکم تأکید کرد: «نمیتوان با چنین بیعدالتی شدیدی کنار آمد؛ شاید ندانی کفالت سیاسی تا چه حد مؤثری خواهد بود، اما دست روی دست گذاشتن و تلاش نکردن هرگز راه درستی نیست.»
پذیرش کفالت سیاسی محبوبه شعبانی در چارچوب طرح انجمن بینالمللی حقوق بشر آلمان (IGFM) صورت گرفته است. اسقف ماینتس پیشتر نیز کفالت سیاسی زندانیان برجستهای چون آریان فرزامنیا، محمود مهرابی و نسرین ستوده را بر عهده داشته است.
جرمانگاری اقدامات امدادی و صدور احکام مرگ برای شهروندانی که به یاری مجروحان شتافتهاند، الگوی دیگری از سرکوب عاری از موازین حقوق بشری توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است.
#محبوبه_شعبانی #کفالت_سیاسی #نه_به_اعدام #پتر_کولگراف #بهروز_اسدی
@Tavaana_TavaanaTech
فراخوان گزارشگر ویژه سازمان ملل برای مستندسازی سرکوب فرامرزی و فشار بر خانوادههای دادخواه و معترضان در ایران
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، از قربانیان نقض حقوق بشر، خانوادههای آنها، مدافعان حقوق بشر، سازمانهای مدنی و کارشناسان خواست اطلاعات و مستندات خود را برای تهیه گزارش بعدی او به شصتوچهارمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل ارسال کنند.
بر اساس فراخوان منتشرشده در وبسایت دفتر حقوق بشر سازمان ملل، این گزارش علاوه بر بررسی تحولات حقوق بشری ایران، بهویژه از شهریور ۱۴۰۵ به بعد، بر سرکوب فرامرزی، فشار بر خانوادههای قربانیان، حقوق زنان و تبعیض جنسیتی متمرکز خواهد بود.
در این فراخوان به اقداماتی از جمله تهدید، ارعاب، نظارت و آزار مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور، فشار بر بستگان آنها در ایران، محدودیتهای سفر، مصادره اموال و استفاده از خدمات کنسولی برای اعمال فشار اشاره شده است.
همچنین از خانوادههای افرادی که بازداشت، ناپدید، کشته یا اعدام شدهاند، خواسته شده است اطلاعاتی درباره پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و روانی این اقدامات ارائه کنند.
#نقض_حقوق_بشر #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت مجدد نصرتالله نظری، فعال سیاسی و مدنی اهل کوهدشت؛ انتقال به زندان مرکزی خرمآباد
نصرتالله نظری، فعال سیاسی و مدنی اهل کوهدشت در استان لرستان، روز ششم مهرماه ۱۴۰۵ با یورش مأموران اداره اطلاعات به محل کسب خود بازداشت و به زندان مرکزی خرمآباد منتقل شد. او پیشتر در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شده و به پنج سال حبس و دو سال تبعید محکوم شده بود.
به گفته یک منبع مطلع، مأموران اداره اطلاعات حدود ساعت ۱۰ صبح ششم مهرماه با ورود به مغازه نصرتالله نظری در کوهدشت، با برخوردی توهینآمیز او را بازداشت کردند.
مأموران پس از انتقال این فعال مدنی، بار دیگر به محل کسب او بازگشته و بدون حضور و اطلاع وی، مغازه را تفتیش کرده و تلفن همراهش را ضبط کردند. این در حالی است که نیروهای امنیتی در جریان بازداشت قبلی او در دیماه نیز یک دستگاه تلفن همراه دیگرش را ضبط کرده بودند.
نصرتالله نظری در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و حدود دو ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات و زندان مرکزی خرمآباد، تحت بازداشت موقت گذراند. او پس از این مدت با معرفی ضامن آزاد شد.
در تیرماه ۱۴۰۵، حکم پنج سال حبس و دو سال تبعید برای این فعال سیاسی صادر شد. به گفته منبع مطلع، به دلیل ثبتنشدن اعتراض به حکم در مهلت مقرر، امکان استفاده از پابند الکترونیکی نیز در حال حاضر برای او فراهم نشده است.
نصرتالله نظری از فعالان سیاسی و مدنی باسابقه کوهدشت است.
این فعال مدنی اکنون بار دیگر در زندان مرکزی خرمآباد نگهداری میشود. تاکنون جزئیاتی درباره اتهامات منجر به صدور حکم پنج سال حبس و دو سال تبعید و همچنین وضعیت حقوقی کنونی پرونده او منتشر نشده است. احتمال میرود که برای اجرای حکم او را بازداشت کرده باشند.
#نصرت_الله_نظری #کوهدشت #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
مادر ستاره رفیعی بر سر مزار دخترش:
امیدوارم خون تو دامن همهشون رو بگیره
مادر جاویدنام ستاره رفیعی، با حضور در مزار دخترش و انتشار این ویدئو نوشت:
«دختره خوشگلم دیگه توانی برای زندگی کردن ندارم ولی خوشحالم چون احساس میکنم به زودی میام پیشت و دوباره میبینمت»
شکاف اعتماد
تاملی بر چالشهای زیست غیردینی در ایران
چالش «اعتماد اجتماعی» برای خداناباوران و دینناباوران در ایران، نه یک مسئله صرفا اعتقادی، که پیامد پیوند تاریخی «اخلاق» با «دین» در ساختار فرهنگی جامعه است. این انگاره که «دینگریزی مساوی با بیاخلاقی است»، یکی از پایدارترین پیشفرضهایی است که انزوای اجتماعی و فشارهای روانی گستردهای را برای این گروه رقم زده است.
نقد اصلی به این وضعیت، خلط میان «منبع اخلاق» و «پایبندی به اخلاق» است. جامعه در نگاهی سنتی، اخلاق را «فرمان الهی» و در نتیجه، خداناباوران را فاقد قطبنمای اخلاقی میپندارد. این نگرش، هم نوعی تقلیلگرایی در مفهوم اخلاق است و هم نادیده گرفتن امکان شکلگیری کنش اخلاقی بر پایه خرد، همدردی و مسئولیتپذیری اجتماعی سکولار.
تبعات این بیاعتمادی، فراتر از فضای خصوصی خانواده، به ساحت عمومی نیز سرایت کرده است. وقتی «اعتماد» به «شروط اعتقادی» گره میخورد، سرمایه اجتماعی تضعیف میشود؛ چرا که مشارکت شهروندان بر اساس توانمندیها و پایبندی به اصول اخلاقی مشترک (مانند صداقت و قانونمداری) نیست، بلکه بر اساس فیلترهای عقیدتی است. این امر نه تنها فرصتهای شغلی و تحصیلی را به انحصار گروهی خاص درمیآورد، بلکه موجب پنهانکاری، گسست نسلی و افزایش استرس روانی در میان افرادی میشود که زیست عقیدتیشان با جریان غالب جامعه متفاوت است.
گذار از این وضعیت، نیازمند بازتعریف مفهوم «اخلاق» در فضای عمومی است. اخلاق زیست جمعی، فارغ از ریشههای متافیزیکی، باید بر پایه حقوق برابر، احترام به حریم خصوصی و رواداری متقابل استوار باشد.
جامعهای که در آن «سلامت اخلاقی» فرد، نه از طریق پیشداوریهای عقیدتی، بلکه با معیار تعامل او با دیگران سنجیده شود، جامعهای امنتر و شکوفاتر خواهد بود. برای دستیابی به این مهم، ترویج گفتمانی که «تنوع جهانبینیها» را نه به مثابه تهدیدی برای امنیت اخلاقی، بلکه به عنوان واقعیتی اجتنابناپذیر در جهان مدرن بپذیرد، ضرورتی انکارناپذیر است.
به نظر شما، مهمترین گام برای اصلاح این نگاه سنتی و بازسازی اعتماد اجتماعی در سطوح خرد و کلان چیست؟
#رواداری #ناباورمندان #پیش_داوری
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اعتصاب غذای هادی جلالی، معلم زندانی در جیرفت در اعتراض به محرومیت دارویی و نگهداری در بند جرائم خشن
هادی جلالی، معلم و فعال صنفی محبوس در زندان جیرفت، در اعتراض به شرایط ناانسانی نگهداری، عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و محرومیت عمدی از دسترسی به داروهای حیاتی خود دست به اعتصاب غذا زده است.
بر اساس گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، آقای جلالی در تماس با وکیل مدافع خود اعلام کرده است که مسئولان قضایی و زندان با درخواست مرخصی و همچنین درخواست استفاده از پابند الکترونیکی او مخالفت کردهاند.
بر اساس اظهارات این معلم زندانی، دستکم پنج تن از زندانیان سیاسی در بین متهمان جرائم خشن و عمومی نگهداری میشوند و داروهای تجویزشده برای بیماری وی در اختیارش قرار نمیگیرد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با صدور بیانیهای، محروم ساختن زندانی از دارو و خدمات پزشکی و همچنین نگهداری معلمان و زندانیان سیاسی در کنار مجرمان خطرناک را شدیداً محکوم کرده است. این نهاد صنفی ضمن مطالبه فوری دسترسی هادی جلالی به مراقبتهای پزشکی، اعزام به مرخصی و بهبود وضعیت نگهداری وی، تأکید کرده است که مسئولیت مستقیم حفظ سلامت و جان این معلم زندانی بر عهده مقامهای قضایی و سازمان زندانهاست.
#هادی_جلالی #اعتصاب_غذا #معلمان_زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
مهندسی توهم و اطاعت:موشکافی ادبیات حماسی و تجمعات شبانه، حامیان استبداد
✍متین زمانیان، فعال دانشجویی
ما سالهاست که در متن این تسویه حساب روزمره با تاریکی زیستهایم؛ زندگیمان به اجبار به این تجمعات شبانه، ترددهای فرساینده و عربدهکشیهای سازمانیافته طرفداران حکومت گره خورده است؛ از سلب عمدی آرامش و ارعاب خیابانی گرفته تا هجمههای روانی مدامی که قرار است امنیت روانی جامعه را به گروگان بگیرند.
اما بیایید برای لحظهای این ماشین محقر بقای استبداد را از بنیان و با دقتنظر جامعهشناختی و روانشناختی موشکافی کنیم تا بفهمیم دقیقا چه سازوکار پیچیدهای باعث میشود یک مشت انسان، با اراده خویش بر طبل جنگ، تباهی و استمرار سلطه بکوبند.
مولفه نخست این ماشین عظیم شستوشوی مغزی و مهندسی معکوس آگاهی، استفاده ابزاری و رذیلانه دستگاه قدرت از ادبیات، شعر و بنمایههای حماسی است؛ شعارهایی تهی، موزون و پر از لافهای توخالی که دقیقا قوه تخیل انسانهای وامانده را هدف قرار داده و حس کاذب رسالت تاریخی را در ذهن آنها فعال میکنند. در پس این حماسهسراییهای پوشالی، ترسی فلجکننده از فروپاشی درونی هرم قدرت و وعدههای دروغینی پنهان شده است که تلاش میکند با به خدمت گرفتن زیباییشناسی کاذب، جماعت را درون حصار توهم خود نگهدارد.
مولفه دوم در این مضحکه سازمانیافته، روانشناسی تودهها و پدیده جامعهشناختی «همنوایی کور» است؛ فرض کنید هزار نفر در یک میدان ایستادهاند؛ اگر لایههای این حضور فرمایشی را بشکافیم و دلیل حضور فرد هزارم را بیپرده واکاوی کنیم، درخواهیم یافت که انگیزه اصلی او نه شناخت ایدئولوژیک، که صرفا وجود حیاتی و مکانیکی ۹۹۹ نفر دیگر است. این همان «حس تعلق گلهای» است؛ ترسی مرگبار از طردشدگی و این هراس ساختاری که «اگر همگام با این جماعت همشکل نباشم، فردا چگونه مرا خطاب خواهند کرد و هویتم چه میشود؟»
نکته به غایت هولناکتر اینجاست که در این ساختار توتالیتر، جان انسان تا مرز صفر تنزل پیدا میکند و دستگاه تبلیغاتی به صراحت به مخاطبانش القا میکند که ارزش زیستن شما تنها در گرو فدا شدن برای حفظ همین حلقههای بسته و تجمعات شبانه است. آنها با ایجاد وابستگی انگلی به جمع، به فرد تهیدست و بیهویت، عنوان جعلی «غیور، عزیز و خودی» میبخشند و مرگ در راه این توهم هرمی را تنها بلیت ورود به رسمیت شناخته شدن معرفی میکنند.
در نهایت، باید به عمق فاجعه پی برد که این تجمعات شبانه، هرگز یک پدیده خودجوش اجتماعی نیستند، بلکه دقیقا نقطه کانونی برای تزریق دوزهای مرگبار توهم، فعالسازی غده هیپنوتیزم جمعی و راهاندازی ماشین خرد کردن اراده انسانیاند؛ ابزارهایی دقیق که با بالا بردن ضریب تاثیرگذاری بر مغزهای شستهشده، فرد را به مهرهای بیاراده و کور در بازی بقای دیکتاتور تبدیل میکنند.
منتشر شده در رسانه تحکیم ملت
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی انسانی را در محیطی نگه میدارند که میداند بیمارش میکند — این دیگر مجازات نیست؛ این شکنجهی زمانمند است.
نمیدانم چه تعداد
صدها یا هزاران نفر؟
در زندانهای ایران، در همین لحظه، در حال ذرهذره آب شدن هستند.
نامهایشان را نمیدانیم.
چهرههایشان را نمیبینیم.
صدایشان بهگوشمان نمیرسد.
اما اگر ما ننویسیم، اگر نگوییم، اگر فراموش کنیم — آنها دیگر وجود نخواهند داشت
پیامی از همراهان
@Tavaana_TavaanaTech
چه چیزهایی جان یک گفتوگوی سازنده و انسانی را شکل میدهد
گفتوگو زمانی به معنای واقعی سازنده و اثرگذار میشود که فضایی امن، متعادل و مشارکتی برای تبادل دیدگاهها فراهم باشد. نخستین شرط چنین فضایی، پرهیز از اصرار بر رأی است. وقتی افراد تنها برای دفاع از موضع خود وارد گفتوگو میشوند، ارتباط به جدل تبدیل میشود؛ اما هنگامی که با ذهنی باز حاضر شوند و امکان تغییر یا اصلاح نگاه خود را بپذیرند، گفتوگو به بستری برای رشد فکری و شناخت متقابل بدل میگردد.
از سوی دیگر، گفتوگو زمانی ثمربخش خواهد بود که هر فرد بتواند آزادانه نظر خود را بیان کند؛ آزادیای که در آن هیچکس به دلیل دیدگاه متفاوت توبیخ یا حذف نمیشود. این آزادی بیان نه تنها به بروز صداهای پنهان کمک میکند، بلکه عمق مسائل را آشکار و زمینه خلاقیت جمعی را فراهم میسازد.
با وجود این آزادی، ادب و ملایمت در شیوه بیان ضرورتی انکارناپذیر است. احترام به دیگری، زمانی که نقدی جدی مطرح میشود، باعث میشود پیام بهدرستی دریافت شود و مقاومت ذهنی ایجاد نگردد. ملایمت، نشانه ضعف نیست؛ بلکه پلی است برای گفتوگویی پایدار و انسانی.
یکی دیگر از پایههای گفتوگوی موثر، حضور و مشارکت واقعی همه افراد ذینفع است. تصمیمی که بدون حضور صاحبان تجربه و تاثیرپذیران اصلی گرفته شود، نه عادلانه است و نه قابل دوام. مشارکت گسترده، زاویههای دید گوناگون را در کنار هم قرار میدهد و زمینه تصمیمگیری جامعتر را مهیا میسازد.
در نهایت، روحیه همکاری به جای رقابت و تضاد جان گفتوگوی سازنده را شکل میدهد. همکاری یعنی تلاش برای فهم مشترک، یافتن نقاط اتصال و ساختن راهحلهایی که منفعت جمعی را تقویت کند. در چنین فضایی، هدف نه پیروزی فردی است و نه شکست دیگری، بلکه رسیدن به حقیقت و تصمیمی بهتر برای همه است.
در مجموع، گفتوگو زمانی شکوفا میشود که احترام، مشارکت و همدلی بر آن حاکم باشد؛ جایی که انسانها نه برای غلبه، بلکه برای فهمیدن و ساختن گرد هم میآیند.
#گفتگو #دیالوگ #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مادر عرفان ساریخانی، برای او نوشته بود:
«نمیدونم و یادم نیست اول ابان ۱۴۰۱ که دفن شدی من چجوری بدون تو اومدم خونه،داغ اولاد اتیشی هست که هر روز شعله ور تر میشه
امیدوارم هر کسی تو این روزا این اتیش رو پر رنگتر کرد و به جای مرحم نمک روی زخم ما شد به همان درد بسوزد که ما مادرای داغدیده سوختیم.»
علیه فراموشی
عرفان ساریخانیدشتی، ۲۱ ساله ساکن تهرانپارس بود که در اعتراضات سال ۱۴۰۱ حضور فعالی داشت، در تاریخ ۲۶ مهرماه مفقود شد و پیکرش در ۲۹ مهر ماه در حوالی جاجرود پیدا شد. پیکر عرفان در حالی که بینی و صورتش شکسته شده بود، پیدا شد.
مزار عرفان ساریخانی ردیف ۸۰ شماره ۳۵ در بهشت زهرا ست و در ردیف پایین علی سیدی دیگر جانباخته راه آزادی آرام گرفته است.
خانوادههای دادخواه را در مسیر سخت دادخواهی تنها نگذاریم
#عرفان_ساریخانی_دشتی #عرفان_ساریخانی #عرفان_دشتی #برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تداوم بیخبری از امیرسالار داوودی؛ محرومیت از تماس با خانواده و جلوگیری از دسترسی وکیل به پرونده
امیرسالار داوودی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، از زمان بازداشت در ۱۹ مهرماه ۱۴۰۵ تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته و محل نگهداری و وضعیت او همچنان نامعلوم است. همچنین مقامهای قضایی از دسترسی وکیل او به پرونده جلوگیری کردهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، با وجود گذشت حدود دو هفته از بازداشت داوودی، او همچنان از تماس و ملاقات با خانواده و وکیل محروم است. این در حالی است که حتی وکیلی از فهرست وکلای مورد تایید قوه قضاییه، موضوع تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، وکالت او را پذیرفته، اما اجازه مطالعه پرونده به وی داده نشده است.
داوودی صبح یکشنبه ۱۹ مهرماه، هنگام حضور در جلسه دادگاه انقلاب اصفهان برای دفاع از موکلش، مهشاد کشانی، بازداشت شد. او پیشتر وکالت علیرضا سپاهی، زندانی سیاسی اعدامشده، را نیز بر عهده داشت و درباره اجرای حکم اعدام او و ازدواجش با مهشاد کشانی در زندان اطلاعرسانی کرده بود.
رئیس کل دادگستری اصفهان، بازداشت داوودی را با انتشار مطالب او درباره این دو زندانی مرتبط دانسته و از اتهاماتی از جمله «نشر اکاذیب رایانهای» و «تبلیغ علیه نظام» سخن گفته است.
بازداشت داوودی بر وضعیت پرونده دیگر موکلانش نیز تاثیر گذاشته است. او به همراه شهرزاد شهبازی، وکالت ترانه و رومینا رحیمی را بر عهده داشت. بنا بر اطلاعات دریافتی، پس از بازداشت داوودی، دادگاه از ورود وکیل جایگزین به پرونده این دو زندانی جلوگیری کرده است؛ موضوعی که بهویژه با توجه به محکومیت ترانه رحیمی به اعدام، نگرانیها را افزایش داده است.
در همین حال، شهرزاد شهبازی در استوری اینستاگرام خود از سکوت شماری از وکلا و عملکرد کانون وکلا در قبال بازداشت داوودی انتقاد کرده و نوشته است: «بسیاری از دوستان در کانون [...] از بردن نام امیرسالار داوودی حتی در مجازی هراس دارند!»
او همچنین هشدار داده است که مبادا برخی افراد در آستانه انتخابات کانون وکلا، از نام و پرونده داوودی برای جلب رای استفاده کنند.
تداوم بیخبری از محل نگهداری این وکیل دادگستری، محرومیت او از ارتباط با خانواده و جلوگیری از دسترسی وکیل به پرونده، نگرانیها درباره رعایت حقوق قانونی و وضعیت او را افزایش داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
شلنبرگ، فیلسوفی که پرسید:
پس چرا خدا خودش را پنهان کرده؟
جی. ال. شلنبرگ، فیلسوف دین کانادایی و استاد دانشگاه مونت سینت وینسنت، در سال ۱۹۹۳ کتاب پنهانماندن الهی و عقل انسانی را منتشر کرد؛ اثری که حوزهای کاملا تازه در فلسفه دین تحلیلی گشود. پیش از او، استدلال فلسفی غالب علیه وجود خدا «مسئلهی شر» بود: اگر خدایی قادر و خیرخواه مطلق هست، پس چرا رنج و بلا در جهان وجود دارد؟
شلنبرگ پرسشی کاملا متفاوت طرح کرد نه درباره رنج، بلکه درباره سکوت: اگر خدایی با عشقی کامل وجود دارد، چرا اصلا خودش را آشکار نمیکند تا هرکس صادقانه بهدنبالش میگردد، او را بیابد؟
استدلال او که بعدها به «استدلال اختفای الهی» معروف شد، اینگونه پیش میرود: اگر خدایی کاملا عاشق وجود داشته باشد، هر انسانی که در برابر او مقاومت نمیکند و توان برقراری رابطهی معنادار با او را دارد، باید در موقعیتی باشد که بتواند به او باور آورد.
اما افرادی وجود دارند که صادقانه و بدون لجاجت بهدنبال خدا گشتهاند، شواهد و استدلالها را با دقت بررسی کردهاند، و با اینحال به باور نرسیدهاند. شلنبرگ این وضعیت را «بیباوری غیرمقصر» نامید.
نتیجه منطقی استدلال این است: اگر چنین بیباوری غیرمقصری واقعا وجود داشته باشد، پس خدایی با آن تعریف از عشق کامل وجود ندارد.
شلنبرگ در کتاب خرد تردید نمونههایی از این افراد را توصیف کرد: کسانی که همه عمر ایمان داشتهاند و دوست دارند همچنان باور داشته باشند، اما بررسی صادقانه و دقیق شواهد، ناخواسته باورشان را فرسوده کرده است؛ آنها ملحد سرسخت نیستند، بلکه زائرانیاند که با صداقت کامل، هنوز به مقصد نرسیدهاند.
او پیشاپیش به توجیهات رایج الهیات سنتی پاسخ داد؛ از جمله این ادعا که «خدا میخواهد ایمان آزادانه باشد» را رد کرد، چون به باور او، آشکارشدن خدا الزاما آزادی انتخاب را از بین نمیبرد.
شلنبرگ در آثار بعدیاش، بهجای الحاد قطعی، مدلی بهنام «غایتباوری شکاکانه» (Ultimism) پیشنهاد داد؛ گشودگی فروتنانه نسبت به واقعیتی غایی و نامعلوم، فراتر از خدای شخصی ادیان سنتی.
دیدگاه او امروز در فلسفه دین تحلیلی همواره مورد توجه و گفتگو است؛ دهها مقاله و کتاب، چه در دفاع و چه در نقد استدلال او، همچنان منتشر میشوند.
#باور #آتئیسم #خداناباور #شلنبرگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مادر ستاره رفیعی بر سر مزار دخترش:
امیدوارم خون تو دامن همهشون رو بگیره
مادر جاویدنام ستاره رفیعی، با حضور در مزار دخترش و انتشار این ویدئو نوشت:
«دختره خوشگلم دیگه توانی برای زندگی کردن ندارم ولی خوشحالم چون احساس میکنم به زودی میام پیشت و دوباره میبینمت»
از ستایش کوروش و داریوش در شعارهای حکومتی تا بستن مسیر پاسارگاد در روز بزرگداشت کوروش!
کوروش و داریوش حالا به نامهای محبوب تبلیغات حکومتی تبدیل شدهاند، نامهایی که هر وقت لازم باشد احساسات ملی مردم را برانگیزند، در سخنرانیها و تجمعات شبانه با افتخار تکرار میشوند.
ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، آخوندی را در یکی از تجمعات شبانه حکومتی نشان میدهد که با شعار «ایرانی واقعی کسی است که در جنگ تمدنی، میراثدار کوروش و داریوش باشد»، تلاش میکند با استفاده از نام پادشاهان ایران باستان، احساسات ملی حاضران را برانگیزد.
اما تناقض عجیب و جالب از جایی آغاز میشود که همین مردم بخواهند هفتم آبان، برای بزرگداشت کوروش، به پاسارگاد بروند. آنجا دیگر خبری از افتخار به کوروش نیست و جای این شعارهای فریبنده را محدودیتهای امنیتی و مسدود شدن مسیرهای منتهی به آرامگاه و حتی بازداشت و زندانی کردن شرکت کنندگان در این مراسم، میگیرد.
اما این تناقض فقط به پاسارگاد محدود نمیشود. در بخشی از تولیدات سینمایی و تلویزیونی جمهوری اسلامی نیز از نامهای اصیل ایرانی برای شخصیتهای تبهکار، فاسد و منفی استفاده میشود؛ موضوعی که انتقادهایی را درباره نحوه بازنمایی هویت ایرانی برانگیخته است.
💸 tavaanatech
تداوم بازداشت و نگرانی از وضعیت سعید حسنی، شهروند بهائی، پس از چهار ماه بلاتکلیفی
سعید حسنی، شهروند بهائی ساکن شیراز، با گذشت چهار ماه از بازداشت، همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان عادلآباد این شهر به سر میبرد.
او در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۵ توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در بازداشت موقت به سر میبرد و تاکنون وضعیت پرونده و زمان احتمالی آزادی او مشخص نشده است.
با وجود پیگیریهای مکرر خانواده برای اطلاع از وضعیت او و روند رسیدگی به پرونده، هیچ پاسخ روشنی از سوی مقامات مسئول ارائه نشده است. تداوم بازداشت و نبود شفافیت دربارهٔ وضعیت پرونده، نگرانی خانواده و نزدیکان این شهروند بهائی را نسبت به شرایط نگهداری و وضعیت سلامت او افزایش داده است.
سعید حسنی پیشتر نیز در سال ۱۳۹۵ توسط مأموران وزارت اطلاعات در شیراز بازداشت شده بود. پرونده مربوط به آن بازداشت نیز با گذشت یک دهه، همچنان تعیین تکلیف نشده و به نتیجه نهایی نرسیده است.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
از نزاع برای برتری تا تلاش برای فهم
مسیری که کمتر گفتوگویی آن را کامل طی میکند
یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) شرطی را صورتبندی کرد که بعدها به یکی از پرارجاعترین مفاهیم فلسفه سیاسی بدل شد: «وضعیت گفتار آرمانی» (Ideal Speech Situation). از نظر او، گفتوگویی که واقعا به تفاهم بینجامد، نیازمند فضایی است که در آن هیچ طرف از موضع قدرت یا برتری سخن نگوید و همه مشارکتکنندگان فرصت برابر برای طرح استدلال داشته باشند. هابرماس این را نه توصیف واقعیت هر گفتوگویی، بلکه معیاری برای سنجش کیفیت آن میدانست؛ هرچه گفتوگو از این شرط فاصله بگیرد مثلا با ورود تهدید، تحقیر یا تلاش برای غلبه از مسیر فهم مشترک دور و به سمت نزاع برای برتری منحرف میشود.
هانری تاژفل، در نظریه «هویت اجتماعی» که از دهه ۱۹۷۰ بسط داد، پدیدهای را توضیح داد که به بحث هابرماس بعد تجربی میافزاید: وقتی فرد احساس کند هویت گروهیاش مورد تهدید یا حمله است، واکنش رایج نه بازنگری، بلکه «تصلب هویتی» است، چسبیدن سفتتر به مواضع گروه خودی و فاصلهگرفتن بیشتر از طرف مقابل. این یافته توضیح میدهد چرا گفتوگویی که با خصومت آغاز میشود، اغلب نتیجه معکوس میدهد: نه نرمتر شدن موضع طرفین، بلکه سختتر شدن آن.
دانیل یانکلوویچ، جامعهشناس آمریکایی، در کتاب «گفتوگو مغز دموکراسی است» (۱۹۹۹) میان «مباحثه» (Debate) و «دیالوگ» (Dialogue) تمایز روشنی گذاشت: هدف مباحثه اقناع یا شکستدادن طرف مقابل است، اما هدف دیالوگ، فهمیدن منطق درونی دیدگاهی است که با آن مخالفیم، حتی اگر در پایان همچنان با آن موافق نباشیم. از نظر او، بسیاری از شکستهای گفتوگوی عمومی، نه از تفاوت عقیده، که از خلط ناخودآگاه این دو قالب سرچشمه میگیرد.
نمونهای که این چارچوب را ملموس میکند، پروژهی «گفتوگوهای عمیق» (Deep Canvassing) است که سازمانهای مدنی آمریکایی از اواسط دههی ۲۰۱۰ در موضوعات بحثبرانگیز اجتماعی بهکار بردند؛ پژوهش دیوید برومن و جاشوا کالا که در نشریه Science (۲۰۲۰) منتشر شد نشان داد گفتوگوهای غیرقضاوتی و مبتنی بر پرسیدن از تجربه شخصی مخاطب نه استدلال مستقیم برای قانعکردن او در ایجاد تغییر پایدار نگرش، اثربخشتر از روشهای مرسوم اقناعی ظاهر شد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این یافتهها برمیآید، این است که سرنوشت یک گفتوگو، پیش از آنکه به محتوای اختلاف بستگی داشته باشد، به قالبی گره خورده که آن اختلاف در آن بیان میشود.
#رواداری #گفتگو #دیالوگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جزئیات تازه از پرونده ایلیا بنرشید؛ نقش اطلاعات سپاه در بازداشت مجدد و صدور حکم اعدام برای معترض ۲۳ ساله
جزئیات تازهای از پرونده ایلیا بنرشید، معترض ۲۳ ساله عرب ساکن شاهینشهر اصفهان که به اعدام محکوم شده، منتشر شده است. بر اساس این اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه پس از آزادی موقت این شهروند با قرار وثیقه، بار دیگر او را بازداشت کرده و گزارش این نهاد امنیتی مبنای اصلی اتهامات و حکم صادرشده علیه او قرار گرفته است.
به گزارش سازمان حقوق بشر کارون، به نقل از پویا بنرشید، دایی این زندانی سیاسی، ایلیا در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شاهینشهر بازداشت شد و پس از مدتی با تودیع وثیقه آزاد شد. با این حال، چند ماه بعد نیروهای اطلاعات سپاه بار دیگر او را احضار و بازداشت کردند.
پویا بنرشید که خارج از ایران زندگی میکند، در گفتوگو با این سازمان، بازداشت مجدد خواهرزادهاش را نتیجه فشارهای امنیتی و پروندهسازی اطلاعات سپاه دانسته و تاکید کرده است که اتهامات مطرحشده علیه او بیاساس است.
بر اساس دادنامه صادرشده از شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان، ایلیا بنرشید به اتهام «محاربه» از طریق تخریب اموال عمومی در اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ به اعدام محکوم شده است. این حکم روز ۲۸ مهرماه در زندان دستگرد اصفهان به او ابلاغ شد.
دادگاه همچنین او را به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۹ ماه و یک روز حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
پیشتر نیز شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو شاهینشهر در خردادماه ۱۴۰۵، در بخش دیگری از پرونده، حکم شش ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق علیه او صادر کرده بود.
بر اساس اسناد قضایی منتشرشده، ایلیا بنرشید فاقد سابقه محکومیت کیفری بوده و در روند رسیدگی از داشتن وکیل انتخابی محروم مانده است. دادگاه با حضور وکیل تسخیری برگزار شده و گزارش اطلاعات سپاه شاهینشهر از مستندات اصلی صدور حکم بوده است.
این جوان ۲۳ ساله که پیش از بازداشت در یک گیمنت مشغول کار بود، اکنون در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشود.
سازمان حقوق بشر کارون با انتقاد از نقش نهادهای امنیتی در روند رسیدگی به این پرونده و محرومیت متهم از وکیل انتخابی، خواستار اقدام فوری نهادهای بینالمللی برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام ایلیا بنرشید شده است.
#نه_به_اعدام #ایلیا_بنرشید
@Tavaana_TavaanaTech
گلباران مزار جاویدنام علیرضا رئیسی و بیتابی مادر داغدارش در سوگ فرزند
ویدئو منتشرشده در شبکههای اجتماعی، لحظاتی از گلباران مزار جاویدنام علیرضا رئیسی و بیتابی دردناک مادر داغدارش در سوگ فرزند را به تصویر میکشد.
در سکوت بیابانهای انارک، در حاشیه دشت کویر استان اصفهان، آرامگاه علیرضا رئیسی، جوان ۲۱ سالهای قرار دارد که مادرش همچنان با داغ از دست دادن او دستوپنجه نرم میکند. مادری که بر مزار فرزند جوانش بیتابی میکند و اندوهی جانکاه را به تصویر میکشد.
علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی همراه با ۱۰ نفر دیگر در ارتباط با پرونده میدان علیخانی ملک شهر اصفهان به اعدام محکوم شده بودند.
#علیرضا_رئیسی
💸 tavaanatech
گلباران دیوارهای مسدود؛ تداوم دادخواهیِ شکستناپذیر در خاوران
مرسده قائدی، زندانی سیاسی سابق و از اعضای خانوادههای دادخواه اعدامشدگان دهه ۶۰، با انتشار متنی از ایستادگی دوبارهی خانوادهها در برابر درهای بستهی خاوران خبر داد. با وجود آنکه نزدیک به سه سال است ساختار سرکوب درِ خاوران را به روی خانوادهها بسته، آنان روز جمعه اول آبان ۱۴۰۵ بار دیگر پشت این درهای مسدود گرد آمدند، عکس عزیزانشان را پای دیوارها چیدند و خاک این گورستان جمعی را گلباران کردند.
به گفتهی خانم قائدی، سیاست ممانعت از سوگواری، بیخبر گذاشتن خانوادهها، پنهانسازی پیکرها و تخریب مزارها، جریانی بههمپیوسته و تاریخی از جنایت است که از دهه ۶۰ تا سرکوبهای امروز در سراسر کشور ادامه دارد. با این حال، همانگونه که مادران خاوران نگذاشتند این تاریخ دفن شود، امروز نیز پیوند دادخواهی از خاوران تا سنندج محکمتر از همیشه در برابر حکومتی ایستاده که میخواهد یاد کشتهشدگان را بزداید.
جلوگیری از حضور خانوادهها بر مزار فرزندانشان و اعمال فشارهای امنیتی مکرر بر مادران و بستگان دادخواه، نشانه هراس ساختاری جمهوری اسلامی از حافظه جمعی و حقیقت است. ممانعت از سوگواری سادهترین حق انسانی است که توسط حاکمیت جرمانگاری شده، اما مقاومت ایستادهی خانوادهها اثبات میکند که هیچ دیواری توان محو حقیقت، سلب حق دادخواهی و پایان دادن به پاسخگو کردن آمران و عاملان این جنایات را ندارد.
#خاوران #مادران_خاوران #دادخواهی #دهه_شصت
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت دیاری عبدی، دانشآموز دبیرستانی در سنندج، بدون ارائه حکم قضایی
دیاری عبدی، دانشآموز سال آخر دبیرستان و اهل سنندج، روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است. بنا بر گزارشهای منتشرشده، بازداشت این دانشآموز بدون ارائه حکم قضایی صورت گرفته است.
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ماموران امنیتی دیاری عبدی را در محدوده پل مردوخ شهر سنندج بازداشت کردهاند. تاکنون در گزارشهای موجود، اطلاعاتی درباره علت بازداشت، اتهام احتمالی یا نهاد امنیتی مسئول دستگیری او ارائه نشده است.
همچنین محل نگهداری این دانشآموز پس از بازداشت مشخص نیست و اطلاعاتی درباره وضعیت او در دسترس قرار نگرفته است. نامشخص بودن محل انتقال و دلایل بازداشت، ضرورت روشن شدن وضعیت حقوقی و شرایط نگهداری او را افزایش میدهد.
#دیاری_عبدی
بیگانههراسی، غریزه یا عادت؟
نگاهی از دریچه انسانشناسی تکاملی
جان توبی و لدا کازمیدز، بنیانگذاران روانشناسی تکاملی در دانشگاه کالیفرنیا (سانتا باربارا)، در مقالات مشترک خود از دههی ۱۹۹۰ استدلال کردند که ذهن انسان، به دلیل میلیونها سال زندگی در گروههای کوچک و رقیب، سازوکاری تکاملیافته برای تشخیص سریع «درونگروه» از «برونگروه» دارد. اما نکته مهم پژوهش آنها این بود که این سازوکار، محتوای ثابتی ندارد: مرز میان «خودی» و «غریبه» را فرهنگ و تجربه تعیین میکند، نه ژنها بهطور مستقیم؛ به بیان آنها، ذهن «آمادهی دستهبندی» است، اما اینکه چه کسی در کدام دسته قرار میگیرد، کاملا قابل تغییر است.
رابرت سیالدینی و همکارانش، و نیز پژوهشهای بعدی رابرت کورزبان، نشان دادند در آزمایشهای کنترلشده، وقتی ترکیببندی گروهها بهصورت مصنوعی و بر پایه معیاری بیربط (مثل رنگ پیراهن تصادفی) تغییر میکرد، واکنشهای سریع تبعیضآمیز شرکتکنندگان نیز به همان سرعت جابهجا میشد؛ یافتهای که نشان داد خودِ مرزبندی گروهی، بیش از محتوای نژادی یا قومی آن، محرک اصلی واکنش است.
جوزف هنریش، انسانشناس تکاملی دانشگاه هاروارد، در «عجیبترین افراد جهان» (۲۰۲۰) استدلال میکند بخش بزرگی از آنچه امروز «غریزه» طرد غریبه تلقی میشود، در واقع محصول هنجارهای فرهنگی قرنها شکلگرفته است، نه برنامهریزی ژنتیکی ثابت؛ از نظر او، جوامعی که نهادهای تجاری و حقوقیشان مبتنی بر تعامل با غریبهها بنا شده (نه فقط خویشاوندان)، در طول نسلها هنجارهای اعتماد گستردهتری نیز پروراندهاند.
نمونهای که این انعطافپذیری را نشان میدهد، جوامع شکارگر-گردآورنده امروزی مانند خادزای تانزانیاست؛ مردمشناسانی مانند کریم هیل و همکارانش در مطالعات میدانی نشان دادهاند در این جوامع، برخلاف فرض رایج، شبکههای همکاری اغلب فراتر از روابط خویشاوندی مستقیم گسترش مییابد و افراد بهطور منظم با گروههای غیرخویشاوند تبادل منابع و کمک متقابل دارند؛ الگویی که نشان میدهد همکاری با «غیرخودی»، نه استثنا، بلکه بخشی دیرینه از تاریخ تکاملی همکاری انسانی بوده است.
آنچه از کنار هم گذاشتن این یافتهها برمیآید، تصویری است از بیگانههراسی نه بهعنوان سرنوشت ثابت زیستی، بلکه بهعنوان قابلیتی که فرهنگ و بافت اجتماعی، جهت و شدت آن را تعیین میکند.
#بیگانه_هراسی #دیگری #علوم_شناختی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بازداشت امید و چمران احمدینژاد با یورش نیروهای اطلاعات سپاه در اهواز؛ بیخبری از محل نگهداری آنان
امید احمدینژاد، ۳۷ ساله، و چمران احمدینژاد، ۳۳ ساله، دو فعال سیاسی و از بستگان یاسر احمدینژاد زندانی سیاسی سابق، بامداد چهارشنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵ در دو عملیات همزمان توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران در اهواز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
به گفته یک منبع مطلع، مأموران اطلاعات سپاه وابسته به قرارگاه ابوالفضل، حدود ساعت دو بامداد در دو گروه جداگانه به محل سکونت و کار این دو شهروند یورش بردند.
یک گروه از مأموران با ورود به منزل چمران احمدینژاد در منطقه زیتون کارمندی اهواز، او و همسرش را بازداشت کردند. همسر چمران پس از بررسی تلفن همراهش آزاد شد، اما مأموران چمران را با خود بردند و وسایل شخصی او، از جمله تلفن همراه و لپتاپش را نیز ضبط کردند.
همزمان، گروه دیگری از نیروهای اطلاعات سپاه با مراجعه به شهرک صنعتی شماره چهار اهواز، امید احمدینژاد را بازداشت کرده و کیس کامپیوتر او را نیز با خود بردند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، امید و چمران احمدینژاد پسر عموی یکدیگر و پسرعموهای یاسر احمدینژاد هستند.
امید احمدینژاد پیشتر نیز در سال ۱۴۰۲ بازداشت شده و به مدت یک سال در زندان مرکزی یاسوج زندانی بوده است.
از زمان بازداشت این دو شهروند تاکنون، هیچیک تماسی با خانواده خود نداشتهاند و محل نگهداری آنان همچنان نامعلوم است.
تاکنون اطلاعاتی درباره اتهامات احتمالی مطرحشده علیه امید و چمران احمدینژاد منتشر نشده و مقامهای امنیتی و قضایی نیز توضیحی درباره دلایل بازداشت و وضعیت آنان ارائه نکردهاند.
#امید_احمدی_نژاد #چمران_احمدی_نژاد #اهواز #یاسوج
@Tavaana_TavaanaTech
محرومیت درمانی و نگهداری در شرایط طاقتفرسا؛
آخرین وضعیت هادی جلالی، معلم و زندانی سیاسی در زندان جیرفت
هادی جلالی، معلم اهل کرمان و زندانی سیاسی محبوس در زندان جیرفت، در شرایطی سخت و بدون دسترسی به خدمات درمانی و داروهای حیاتی، دوران حبس خود را سپری میکند.
بر اساس اطلاعات منتشر شده از منابع مطلع، این معلم زندانی با وجود ابتلا به بیماریهای اعصاب و روان، به دستور مسئولان زندان از دریافت داروهای تخصصی خود محروم مانده است. علاوه بر تداوم قطع خدمات پزشکی، اصل تفکیک جرائم در خصوص او رعایت نشده و مسئولان زندان جیرفت وی را در بند جرائم کیفری عمومی نگهداری میکنند. گزارشها حاکی است که آقای جلالی از امکانات اولیه زیستی محروم بوده و به شکل «کفخواب» در شرایطی طاقتفرسا به سر میبرد.
هادی جلالی اوایل شهریورماه سال جاری جهت اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان جیرفت منتقل شد.
حکم محکومیت وی خردادماه ۱۴۰۴ در شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان عینا تأیید شد.
او پیشتر در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمان با اتهام ادعایی «بر هم زدن امنیت کشور» به دو سال و هفت ماه حبس تعزیری محکوم شده بود؛ اتهامی که دستگاه قضایی مصادیق آن را به پروندهسازیهای امنیتی نظیر «اقدام رسانهای» و «ارتباط با دول متخاصم» استناد داده است.
این فعال صنف معلمان طی سالهای اخیر بارها هدف بازداشتهای خودسرانه، پروندهسازی نهادهای امنیتی و فشارهای قضایی قرار داشته است. محرومیت عمدی زندانیان سیاسی و عقیدتی از خدمات پزشکی و نگهداری آنان در شرایط غیرانسانی، مصداق بارز شکنجه خاموش و نقض آشکار حقوق اولیه زندانیان محسوب میشود.
#هادی_جلالی #معلمان_زندانی #محرومیت_درمانی #سرکوب_معلمان
@Tavaana_TavaanaTech
ضرب و شتم شدید دانشآموز کلاس یازدهم با دسته صندلی توسط معلم در بم
یک دانشآموز کلاس یازدهم به نام امیرحسین، روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵، در یکی از دبیرستانهای منطقه دهبکری شهرستان بم، بر اثر ضربوشتم توسط معلم دچار جراحت شدید از ناحیه سر و صورت شد. این حادثه زمانی رخ داد که دانشآموز برای پرسیدن سوالی درباره برگزاری کلاس درس به کلاس دیگری مراجعه کرده بود.
به گزارش رسانههای داخلی در ایران، پس از پایان زنگ ورزش، امیرحسین برای اطلاع از وضعیت برگزاری آخرین ساعت درسی به مقابل کلاس دوازدهم رفت. بنا بر اظهارات شاهدان، تعدادی از دانشآموزان او را به داخل کلاس هل دادند و معلم بدون بررسی علت حضور وی، با استفاده از دسته صندلی ضرباتی به سر و صورت او وارد کرد.
علی افشاریپور، پدر این دانشآموز، با درخواست برخورد قانونی با معلم، مدعی شده که این نخستین رفتار خشونتآمیز او علیه فرزندش نبوده است. به گفته وی، همین معلم سال گذشته نیز گلوی امیرحسین را بهشدت فشار داده بود و دخالت دیگر معلمان مانع از ادامه آن حادثه شده بود.
#خشونت_علیه_کودکان
«ما دیدیم چه کسانی پرنیان را کشتند»؛ دادخواهی مادر پرنیان دبیری و افشای فشارهای حکومتی برای «شهید»نامیدن فرزندش
مادر جاویدنام پرنیان دبیری، نوجوان ۱۶ سالهای که در جریان اعتراضات سراسری دیماه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد، با انتشار ویدیویی در صفحه شخصی خود، ابعاد تازهای از جنایت رخداده و فشارهای امنیتی بر خانوادهاش را افشا کرد.
او در این ویدیو با اشاره به تماسهای مکرری که از سوی نهادهای حکومتی برای قبول عنوان «شهید» برای پرنیان صورت گرفته، قاطعانه میگوید: «ما دیدیم چه کسانی پرنیان را کشتند؛ چطور از ما میخواهید او را شهید اعلام کنیم؟» او با یادآوری لحظه کشتهشدن فرزندش تأکید میکند که هنگام اصابت گلوله، پدر پرنیان کنار او بود، دستش را زیر سر او گذاشت و گرمای خون فرزندش را حس کرد.
مادر پرنیان همچنین با انتقاد شدید از برخورد دوگانه حکومتی و تبلیغات رسمی میگوید، هنگام رفتن به مزار دخترش بیلبوردهای رسمی را دیده و میپرسد چرا حکومت هرگز برای جنایت کشتن دانشآموزان در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه پلاکاردی نصب نکرد؟ او با طرح پرسشی عمیق دربارهی نبودِ هرگونه افق دادخواهی در ساختار موجود میگوید: «آیا اگر امروز برای دادخواهی شکایت کنم، عدالت برقرار میشود، یا به اتهام بغی، محاربه و جاسوسی به اعدام محکوم میشویم؟»
پرنیان دبیری، نوجوان ۱۶ ساله ساکن شهرک بهارستان تهران، شامگاه ۱۹ دیماه هنگامی که همراه پدر و مادرش در حال کمک به یک زوج برای فرار از دست نیروهای سرکوبگر بود، از پشت سر هدف گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت.
#پرنیان_دبیری #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech