14559
روشنگری را فراموش نکنید. شعار روشنگری به قول کانت از این قرار است که در به کار گیری فهم خود شهامت داشته باشیم. هدف از ایجاد این کانال هم، همین روشنگری و روشنفکری است. رواج بدهید این مکتب عالمگیر را... پل ارتباطی:@Zahramehr لطفا مطالب همراه لینک فوروارد شو
قرائت قلبی قرآن
جلسهی پنجاه و نهم
عبدالکریم سروش
@Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ
اگر آنچه [از نیّتهای فاسد و افکار باطل] در دل دارید آشکار کنید یا پنهان سازید، خدا شما را به آن محاسبه میکند.
بقره/٢٨۴
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
پرسید چگونهای؟
گفت: چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک برتختهای بمانند؟
گفتند: صعب باشد.
گفت: حال من هم چنین است.
تذکره الاولیاء
@Tafakkor
صدام حسین حاکم عراق فاصلهی چندانی با حملهی نظامی آمریکا (جنگ دوم خلیج فارس) نداشت. جرج بوش پسر، رئیس جمهوری آمریکا، تهدید کرده بود که به زودی به خاک عراق لشکرکشی خواهد کرد. صدام در پی جدی شدن این تهدید، وزرا و مسئولین بلندپایه رژیمش را به حضور خوانده بود تا در این باره با یکدیگر تبادل نظر کنند. صدام جلسه را با محکوم کردن تهدید آمریکا آغاز کرد و سپس از وزرایش خواست در این باره نظر بدهند. اول از همه، علی حسن المجید وزیر دفاع صحبت کرد. او گفت: "آمریکاییها آدمهای احمق و خودبزرگ بینی هستند، ما نبرد با آمریکا را به داخل خاک آمریکا خواهیم برد". سپس طاها یاسین رمضان، معاون رئیس جمهور، گفت: "قهرمانان واقعی عراق هزاران جوانی هستند که به خودشان بمب میبندند و آمریکا را منفجر خواهند کرد." سپس نوبت به قصی، پسر صدام حسین رسید. قصی که مدیر تولید سلاحهای نامتعارف عراق بود، خطاب به پدرش گفت: "ما میدانیم، و همه برادران حاضر در اینجا میدانند، که ما، به یاری خداوند، از همهی ظرفیتها و تواناییهای لازم برخورداریم. ما صرفا با یک اشارهی ساده از جانب حضرتعالی میتوانیم خواب را از سر مردم آمریکا بپرانیم و جنگ را به خیابانهای آمریکا ببریم. قربان، من فقط از شما میخواهم که یک اشارهی کوچک به من بکنید. قسم به سر مبارکتان، که اگر شب آمریکاییها را به روز و روزشان را به جهنم تبدیل نکردم، از شما خواهم خواست که همینجا در حضور برادران حاضر در این اتاق، سرم را از بدنم جدا کنید. اگر آن طور که میگویند بن لادن توانسته حملات یازده سپتامبر را انجام بدهد پس، خدا به سر شاهد است، ما ثابت خواهیم کرد آنچه که در یازده سپتامبر رخ داد در قیاس با بلایی که خشم و غضب صدام حسین بر سر آمریکاییها خواهد آورد چیزی جز یک پیک نیک نبوده است.
آمریکاییها عراق را، رهبر عراق را، بچههای عراق را نشناختهاند"پس از پایان جلسه، صدام پسرش را مسئول دفاع از بغداد کرد و…
بیژن اشتری
@Tafakkor
آخرین باری که به حرفهای شما گوش کردند کِی بود؟
اگر مثل اکثر مردم باشید احتمالا به یاد آوردن آن برایتان دشوار خواهد بود. به زمانی بیاندیشید که چند تن را در حال گفتگو پیرامون مسئلهای دشوار مشاهده کردید، گفتگوی آنها چگونه پیش رفت؟ آیا توانستند عمق مطلب را بشکافند؟ آیا به تفاهمی مشترک دست یافتند که ماندنی بوده باشد؟ یا اینکه افرادی چوبی و مکانیکی بوده و هر یک فقط دربارهی نگرانیها و احساسات خود واکنش نشان میدادند و فقط نگرانیها و احساسات خود را مدنظر قرار میدادند و فقط آنچه را موافق نظرات از قبل شکل گرفته خودشان بود میشنیدند؟ علیرغم نیت ِخیرمان، اکثراً در مدت گفتگو منتظر اولین فرصتی هستیم تا اظهارات و عقاید خود را ارائه دهیم، و هنگامی که بحث داغ میشود آهنگ گفتگوهایمان شبیه به جنگ مسلحانهی خیابانی میشود؛ تو اشتباه می کنی! این حرف خنده دار است! و امتیازها نصیب کسی میشود که زودتر اسلحهی خود را بکشد یا مدت طولانیتری قلمرو خود را حفظ کند. شخص آشنایی اخیراً به شوخی میگفت: مردم به حرفهای یکدیگر گوش نمیدهند، بلکه برای حملهی مجدد سلاح خود را دوباره پُر میکنند. وقتی که تلویزیون صحنه هایی از نمایندگان مردم و رهبران جامعهی ما را تحت نام مباحثهی مستدل و معقول در حال جانبداری، هو کردن و شیشکی بستن در جلسات کنگره یا پارلمان و غیره به نمایش میگذارد در مییابیم اشکالی جدی در کار است. آنها نیز چنین درکی دارند اما به نظر میرسد از انجام هر گونه اقدامی در این باره عاجزند.
ویلیام اسحاق
گفتگو و هنر با هم اندیشیدن
@Tafakkor
ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺨﺠﻴﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪّﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻧﻘﻞ ﺍﺳﺖ؛
ﻣﺎ ﺭﺍ به قصد ﺷﮑﺎﺭ ﺁﻫﻮ به دﺷﺖ ﻗﺰﻭﯾﻦ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﺶ ذﺭﻋﯽ ﺑﻪ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻡ.
ﻣﻦ به چشم ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﺧﻄﺎ ﺭﻓﺖ!
ﻭﻟﯽ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ به شدت ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﻤﺎﻣﺘﺮ ﻫﻮﺭﺍ ﻭ ﻫﻴﺎﻫﻮ ﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ؛ «ﺩﺳﺖ مریزاد!، ﺍﻋﻠﯿﺤﻀﺮﺗﺎ! ﮐﻪ ﺗﯿﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺭﺩ»
ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺑﻪ ﻣﻼﺯﻣﻴﻨﻢ گفتم؛
ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﮏ ﻭ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺗﻨﮓ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﮏ ﺍﺳﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ این تملقها ریشۀ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ.
@Tafakkor
آیا هرگز به خودتان گفتهاید، ای کاش یک بار دیگر میتوانستید با کسی که خیلی دوستش داشتید و او را از دست دادید گفتگو کنید؟
یا فرصت دیگر بهدست میآوردید تا آن زمان از دست رفته را، زمانی که تصور میکردید او تا ابد زنده و با شما خواهد بود جبران کنید؟
اگر چنین است، بدانید چنانچه سالها زندگی کنید، روزها بگذرانید، هیچ یک از آنها جای آن روزی را که در آرزویش هستید نمیگیرد.
میچ آلبوم
@Tafakkor
کُدهای مغزی- ۶
پرسشگری, فعال سازی ذهن, دانشِ بنیان
فايل صوتي ورکشاپ
دکتر محمد جواد عظیمی
@Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ
او حق را به وعده خویش، تحقق میبخشد؛ هر چند مجرمان کراهت داشته باشند
یونس/۸۲
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
تمرین ارزشهایی را میدیدم که زمانی مادرم به من یاد داده بود؛ اینکه چطور میتوانی نه با کوبیدن دیگران که با بالا بردن آنها قدرتمند شوی.
@Tafakkor
تئوری انتخاب
فصل پنجم قسمت ٨/٧
خوانش: علی صاحبی
@Tafakkor
بر اساس تئوری انتخاب، تنها کسی که میتوانیم کنترلش کنیم؛ خود ما هستیم. اگر رابطهیِ ناموفقی داریم، باید بیندیشیم و ببینیم خود من چه میتوانم انجام دهم که باعث بهبودی رابطهام شود و نه این که سعی کنم دیگری را تغییر دهم.
تقریبا در تمامی موارد هنگامی که دست از کنترل بیرونی بر میداریم، طرف مقابا نیز تغییر میکند." اما تئوری انتخاب چیزی ورای رهایی از کنترل بیرونی است.
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
وَمَن يُؤتَ الحِكمَةَ فَقَد أوتِيَ خَيرًا كَثيرًا
و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است.
بقره/۲۶۹
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
تنهایی به معنای عدم وجود جمع و گروه نیست؛ بلکه بیشتر مبیّنِ این است که ایدهآلی که از جمع و گروه در ذهن داریم محقق نشده است.
@Tafakkor
علم الهدی :خوشبختانه حرکات دیپلماتیک و میانجیگری به بن بست رسید
پ. ن: بنبست دیپلماسی در ادبیات سیاسیون تندرو نه یک فاجعه انسانی، که مجوزی برای تداوم مناقشه و حفظ انسجام درونگروهی از طریق تولید بحران است؛ نگاهی که در آن رنج انباشته و تلفات انسانی به کالایی مصرفی برای توجیه استراتژیهای فرسایشی بدل میشود و مفهوم «خوشبختی» به معنای مسدود شدن راههای گریز از جنگ و تثبیت وضعیت بحرانی معنا پیدا میکند.
زهرا مهر
@Tafakkor
اندیشیدن و آزادی
شیوهی استبداد حکومتهای مستبد ایرانی، عدم امنیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در معنای وسیع آن، تجاوز خودسرانهٔ حکومتها به حقوق مردم، انحصار بخشهای حساس و کلیدی اقتصاد ایران در دست دولت و قدرت بیچون و چرای سلاطین که بالاتر از هر قانونی، در هستی مردم و حاصل کار و زحمت مردم حق تصرف داشتند و همه چیز مملکت را ملک طلق حکومت میدیدند، قطعاً از عوامل موثر در جدایی بین ملت و دولت بوده است.
اما این بخش از واقعیت انکارناپذیر تاریخ ما، نباید ما را از واقعیت مسلم دیگری در تاریخ ایران غافل کند و آن واقعیت مسلم، چگونگی شکلگیری قدرت دینی و سیاسی روحانیون شیعه است در ایران؛ از دوره صفوی تا دوره معاصر. تاثیر نظریه شیعه درباره حکومت به طور عام و تاثیر تلقی خاص شیعه از حکومت در دوره قاجار، گسترش امکانات سیاسی و اجتماعی روحانیون، به عنوان یک قدرت مسلم در کنار و در برابر قدرت حکومت، در شکلگیری عقاید مردم ما درباره دولت و حکومت نقش اساسی داشته است.
نقش روحانیون شیعه و تلقی مذهب شیعه در دولت ستیزی و مخالفت روشن و آشکار آنان با شکلگیری جامعه مدنی و رشد و گسترش دستاوردهای عرفی و مهمتر از همه مخالفت آنان با قانونی شدن عرف، بخشی از واقعیت انکارناپذیر تاریخ این دوره است.
مشروطه ایرانی
ماشاالله آجودانی
@Tafakkor
عمیقترین عشق، شریک شدن در تنهایی یکدیگر است
@Tafakkor
وقتی گروهی خود را فراتر از قواعد عمومی میپندارد، حتی مقدسترین مکانها نیز از گزند نمایش قدرتطلبانهاش در امان نمیمانند؛ مسئله فقط فریاد زدن در یک حرم نیست، بلکه این تصور خطرناک است که میتوان به نام باورهای شخصی، هر فضایی را به صحنه تسویهحساب سیاسی بدل کرد، بیآنکه مسئولیتی متوجه عاملان آن شود. تناقض تلخ آنجاست که کسانی برای پاسداری از حرمت مقدسات ادعا دارند، اما هنگام مواجهه با مخالفان سیاسی، همان حرمتی را نادیده میگیرند که مدعی دفاع از آناند. اگر اعتراض به مسئولان حق شهروندی است، این حق نه مجوز ارعاب است و نه امتیازی انحصاری برای گروهی خاص؛ و اگر قانون برای همه نوشته شده، نمیتواند در برابر عدهای به تعلیق درآید. خطر از جایی آغاز میشود که یک اقلیت پرهیاهو، مصونیت خود را با حقانیت اشتباه میگیرد و هزینه رفتارهایش را نه خودش، بلکه جامعهای میپردازد که زیر فشار مشکلات اقتصادی، ناچار است پیامد تصمیمها و تنشهایی را تحمل کند که در شکلگیری آنها نقشی نداشته است.
هیچ باوری با فریاد، مشروعیت نمییابد و هیچ ادعای مقدسی، کسی را از پاسخگویی در برابر قانون معاف نمیکند.
زهرا مهر
@Tafakkor
من جامعهای را تصور میکنم که در آن مردم به قانون طوری نگاه میکنند که گویی ساخته و پرداختهی خود ایشان است و لذا آن را دوست میدارند و بدون احساس زحمت، خود را مقید به رعایت آن میدانند.
در این جامعه، مردم به این جهت قدرت مشروع و مرجعیتِ حکومت را احترام میکنند، که آن را یک ضرورت میدانند نه این که برای آن منشاء الهی قائل باشند، و علایق و عواطفی که نسبت به رئیس دولت ابراز میکنند ابداً از روی شیفتگی و فریفتگی نیست. احساسی است که از روی تعقل و خاطرِ جمع به دست آمده است. در این جامعه هر کس حق و حقوقی دارد و چون از این بابت مطمئن است که این حقوق برای او پیوسته محفوظ میماند میان همهی طبقات اعتمادی راسخ و اطمینانی موثق و نیز یک نوع حاضر خدمتی و گشاده رویی متقابل پدیدار میشود که در آن نه از تکبر و خودبینی خبری هست و نه از نانجیبی و سفلهگی.
توکویل
@Tafakkor
پیچیدگیهای روانی مسئله برابری و انصاف
(قسمت اول)
دکتر آذرخش مُکری
@Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ
کسی که [در راه خدا] بکوشد فقط به سود خودش می کوشد
عنکبوت/۶
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
ایدههای انقلابی و حامیان آن، تقریبا همیشه به دستِ خودِ انقلاب نابود میشوند.
کارل پوپر
@Tafakkor
تئوری انتخاب
فصل پنجم قسمت ٨/٨
خوانش: علی صاحبی
@Tafakkor
زندگی مثل شرکت در آزمون هنرپیشگی است؛
تنها چیزی که بر آن کنترل داری،
نقشآفرینی خودت است.
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا
پس مغفرت کن بر توبه کنان
غافر/٧
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
زمانی که یاد بگیرید چگونه میتوانید به بهترین دوست خود تبدیل شوید، موقعیت فوقالعادهای خواهید داشت.
@Tafakkor
وقتی کسی حالت ایران را با اوضاع فرنگ تطبیق میکند، غرق حیرت میشود که با این همه نعمات طبیعی که خداوندِ عالم به ایران عطا فرموده، اولیای این دولت باید چه قدر تدبیر کرده باشند که چنین مُلکی را به این چنین ذلت رسانیده باشند.
دفتر تنظیمات
میرزا ملکمخان ناظم الدوله
@Tafakkor
همبستگی با وجود تفاوت؛ تنها راه عبور از استبداد
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است. مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذفِ یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم؛ پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
@Tafakkor
انسان هرقدر کمالات داشته باشد، درست به همان اندازه هم میتواند خدا را بشناسد و او را یاد کند و نه بیشتر. اگر انسان بهرهمند از علم باشد، که یک کمال است، از کمال علمی خدا آگاه میشود، اگر انسان عشقورز باشد از عشقورزی خدا آگاه میشود، اگر بخشاینده و رحیم باشد از بخشایندگی و رحمت خدا آگاه میشود. انسان هرقدر دربارۀ عشق و محبت کتاب بخواند، نمیفهمد عشق و محبت چیست، مگر اینکه کسی به او عشق و محبت را بچشاند و او بچشد و یا اینکه عشق و محبت از درونش به علتی سرازیر شود؛ یعنی خود عاشق شود. کسی میتواند محبت را به دیگری منتقل کند که به او محبت چشانده شده است، اینها مسائل درونی است، چشیدنی و ممارستی و آگاهشدنی است، جوشیدنی است، تجربهکردنی است. رابطۀ انسان و خدا هم این چنین است. ما انسانها متناسب با ظرفیت وجودی خودمان از خدا و کمالات خدا آگاه میشویم. بذر خدایی در خودآگاهی ما رشد میکند.
محمد مجتهد شبستری
@Tafakkor
آموزش اطاعت یا پرورش تفکر؟
نبرد آزاداندیشی
با ساختارهای جزماندیش حکومتی
در علوم سیاسی و جامعهشناسی، نظامهای ایدئولوژیک و مذهبی تمامیتخواه، برای تداوم سلطه و تثبیت گفتمان خود، به ابزاری بنیادین نیاز دارند؛ «جزماندیشی» (Dogmatism) در این ساختارها نه یک پدیده اتفاقی، بلکه یک «مهندسی معکوس آگاهی» برای تحقق کنترل اجتماعی است.
این نظامها با اتکا به دو بازوی اجرایی، جهانبینی شهروندان را محدود میکنند:
۱. ایدئولوژیکسازی سیستم آموزشی:
در این نظامها، آموزش از «تولید دانش انتقادی» به «بازتولید باورهای رسمی» تغییر کارکرد میدهد. با حذف تفکر نقادانه و جایگزینی آن با حافظهمحوری ایدئولوژیک، نظام تلاش میکند ذهن پرسشگر را از دوران کودکی به یک «پذیرنده منفعل» تبدیل کند. این روند باعث میشود «شک علمی» بهعنوان یک ناهنجاری اخلاقی یا امنیتی بازتعریف شود.
۲. تبلیغات غیرمستقیم و بدعتگذاری:
تبلیغات دینی در این جوامع فراتر از دعوت به ایمان، ابزاری برای تنظیم رفتار اجتماعی است. ترویج روایات خاص از دین (که عموما با بدعتگذاری همراه است تا با نیازهای سیاسی روز هماهنگ شود)، فضایی ایجاد میکند که در آن «اطاعت» بهعنوان «فضیلت» و «تامل» بهعنوان «انحراف» تلقی میگردد. این «مهندسی هنجارها» باعث میشود که جامعه بهصورت خودکار، مخالفان ایدئولوژی حاکم را طرد کند.
هدف مشخص است؛ مهندسی کنترل اجتماعی. نتیجه این جزماندیشیِ سیستماتیک، «اتمیزه کردن» جامعه است. وقتی شهروندان قدرتِ تحلیل فراتر از چارچوبهای دیکتهشده را از دست میدهند، توانایی سازماندهی برای تغییر و کنش جمعی نیز کاهش مییابد. در واقع، این حکومتها با جزماندیشی، «زمینه فکریِ نافرمانی» را در نطفه خفه میکنند تا ثبات ساختار قدرت حفظ شود.
وظیفه شهروند در چنین ساختاری مقاومت در برابر جزمگرای است؛ در برابر این تکنیک کنترل حکومتی، «آزاداندیشی» صرفا یک امر ذهنی نیست، بلکه یک «کنش سیاسی-اجتماعی» است. آزاداندیشی در اینجا به معنای بازگشت به «عقلانیت انتقادی» است. وظیفه شهروند آزاداندیش عبارت است از:
تطبیق فکتها با روایتهای رسمی:
به چالش کشیدن دادههای ایدئولوژیک و جستجوی حقیقت در منابع مستقل.
ترویج شک روشمند:
آموزش گفتگو به جای تقابل احساسی و تشویق دیگران به پرسشگری.
مقاومت در برابر برساختهای کاذب:
رد بدعتهای مذهبی که برای سرکوب حقوق شهروندی به کار میروند.
آزاداندیشی در تقابل با جزماندیشی، نه تنها راهی برای رشد فردی، بلکه تنها مسیر خروج از چنبره کنترل اجتماعی و بازپسگیریِ عاملیت انسانی است. جامعهای که آزاد میاندیشد، به سادگی به بند جزمیتهای ساختگی درنمیآید.
@Tafakkor
وقتی عزیزی را از دست میدهیم گمان میکنیم به راستی همه چیز تمام شده اما حقیقت این است که او در ما ادامه پیدا میکند؛ در خاطرات حرفها و رفتارهایی که از او آموختهایم زندگی ادامه پیدا میکند، و آنها که دوستشان داشتیم در رگهای ما و در قصههایی که برای آیندگان میگوییم تجلی پیدا میکنند و ما وارثانی هستیم که تا همیشه عشق آنها را بر دوش میکشیم.
شاهرخ مسکوب
@Tafakkor
به یاد جانباختگان دی ماه،
به یاد خانوادههایی که هنوز چشمبهراهاند...
قرائت قلبی قرآن
جلسهی پنجاه و هشتم
عبدالکریم سروش
@Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
و خداوند گشايشگری داناست
بقره/۲۶۸
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
نصرانی را گفتند اسلام بیاور گفت: اگر اسلام آن است که بایزید (بسطامی) است نتوانم و اگر این است که شمایید نخواهم.
تذکرة الاولیا
@Tafakkor
کسی را نمیتوان با تهدید و اجبار، به راه رستگاری کشاند. چرا که اگر قرار باشد ایمانِ حقیقی تنها از دل برخیزد، آنگاه آنچه بهزور بر زبان رانده شود، نه نشان ایمان بلکه نشانهی ترس است. دین باید با اقناع و دعوت درآمیزد، نه با شمشیر و مجازات. و حکومتی که خود را مأمور هدایت روح انسانها بداند، دیر یا زود به ستمگری بدل خواهد شد.
@Tafakkor