8890
● کافه هدایت ● فیسبوک : www.facebook.com/sadegh.hedayat.official/
کار کشوری که بیشتر از مدرسه و بیمارستان مسجد میسازه، تمومه. چیز درستی ازش درنمیاد.
#عسل_و_حنظل
#طاهر_بن_جلون
کیست که شراب شرنگآگین تو را نچشد؟
#مرگ
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
دوره مردانگی و گذشت و هنرنمائی و دلاوری با رستم و هرکول سپری شد. در اسلام باید از روی پهلوانانی مانند زینالعابدین بیمار و امام حسین که تکیه به نیزه غریبی میکند گرده برداشت.
#توپ_مرواری
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
تاريكی همه چيز را فراگرفته است و همه ما نيز با آنان در تشييع خاموش شركت داريم...
چهار کوراتت زهی
تی اس الیوت
@Sadegh_Hedayat
سیاست چیز گهی است. کار من نیست. تو یک مملکت حسابی سیاست را میدهند دست متخصص، نه دست من و امثال من. ولی ضمناً همهمان بچه سیاستیم. با سیاست کاری نداریم، سیاست با ما کار دارد. وقتی هم پایش بیفتد باید حقش را گذاشت کف دستش. سارتر همین کار را کرد. با سلام و صلوات به آمریکا دعوتش کردند. اولاً یک ربع ساعت بهش در رادیو وقت دادند که حرف بزند. به جای اینکه راجع به ادبیات و فلسفه صحبت بکند، پرید به وضع آمریکا. سیاهها، حقکشی، راسیسم.
#صادق_هدایت
به نقل از #مصطفی_فرزانه
@Sadegh_Hedayat
در میهن باستانی بطور معجزآسا ادامه به زندگی میدهم. باید ادامه داد؟ جزو برنامه مقدس آفرینش است!
نامه به حسن #شهید_نورایی
#صادق_هدايت
@Sadegh_Hedayat
ای فتنه و فساد! تو چه زود در انديشه مردان نوميد رخنه میكنی .
#شکسپیر
@Sadegh_Hedayat
تمام کارهايى که در این خراب شده انجام میگیرد به قدری عجیب و غریب است که از حد تصور خارج است. گمان نمیکنم در هیچ جای دنیا خلائی به این کثافت و مسخرگی وجود داشته باشد. اما چه میشود کرد در اینجا ترکمانمان زدهاند و راه گریز مسدود است.
#نامه_به_حسن_شهید_نورایی
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat©
بله ما غمگینیم ..!
یا من غمگینم ...
میدانم ...
ولی همین است که هست ..!
شاید نسل بعد بتوانند ..
از چیزهای شاد هم بگویند ...
#هوشنگ_گلشیری
@Sadegh_Hedayat
لختیها عاقلند که میگویند باید به طبیعت برگشت، انسان هر چه از طبیعت دور بشود بدبختتر میشود. آفتاب طلایی، چشمههای درخشان، میوههای گوارا، هوای لطیف.
#س_گ_ل_ل
#صادق_هدايت
@Sadegh_Hedayat
خدا بخواهد كه باد سرِ بازی داشته باشد
حالا يا با موهای او،
يا با دلِ من
چه فرقی میكند...
#عباس_معروفی
#سال_بلوا
@Sadegh_Hedayat
خاطرم سرشار باد
از یاد آن زمان که به من بگویی دوستم داری
و من شادمانه و دگرگون
تا سپیده دم خواب در چشم نیاورم.
#خورخه_لوئیس_بورخس
@Sadegh_Hedayat©
چه کسی نجاتم میدهد؟
و آشوبی که در عمق وجودم است به سختی دیده میشود؛
من مثل داربست مشبک گیاهی هستم که جان دارد، داربستی که سفت کار گذاشته شده و میخواهد به پایین بیفتد.
#یادداشتها
#فرانتس_کافکا
@Sadegh_Hedayat©
آنچه که به من دادهای
در دستان یخ زدهام فشردهام
سپس آن را با لبهایم و بزاق دهانم
که طعم مرگ میدهند
به خاک سپردهام...
ژرژ باتای
@Sadegh_Hedayat
یاد حرف پرفسور شوشتری میافتم که به من گفت در کشتی فرانسویها که ساحل مملکتشان را از دور دیدند به رقص درآمدند در صورتیکه ایرانیان از دیدن ساحل مملکتشان بخودشان میلرزند...
نامه به #مجتبی_مینوی
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
اگر زمانی ایران سرزمین علم و هنر بوده امروزه از دولت سر یکدسته گردنهگیر، محتکر و مقاطعهکار تبدیل به سرزمین بیزنس و پولدرآری و بچاپبچاپ شده است. هیچ رابطه معنوی و فرهنگی با سایر جاهای دنیا ندارد و مردم منتر یکدسته شیاد کلاهبردار شدهاند.
#اشک_تمساح
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
من به خانواده اعتقاد ندارم. خانواده یه دروغه. اونایی که تموم این دنیا رو جوری ساختن که بتونن از مردم بهرهبرداری کنن و بهشون مسلط باشن این دروغ رو درست کردن. آدم تنها، زودتر طغیان میکنه و وقتی با کسای دیگهس تن به سرنوشت میسپاره. خانواده بلندگوی نظامیه که به تو اجازهی اطاعت نکردن نمیده! خانواده اصلاً مقدس نیست. تنها چیزی که هست چند تا مرد و زنن که قراره همنام باشن و زیر یه سقف زندگی کنن. اکثرشون همدیگه رو دوست ندارن. با وجود این، یه سری دلبستگیا به وجود میان و مث درختایی که جلو طوفان سینه سپر میکنن، تو وجود ما ریشه میدن! مث گرسنگی و تشنگی نمیشه باهاشون طرف شد! حتا با منطق و اراده نمیشه از دستشون فرار کرد! آدم گمون میکنه فراموششون کرده ولی یهو میبینه دوباره زنده شدن و بیرحمتر از هر جلادی یه طناب رو دور گردنش انداختن و نفسش رو گرفتن!
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد #اوریانا_فالاچی
@Sadegh_Hedayat
فهمیدم که یکنفر همدرد قدیمی داشتهام - آیا این نقاش قدیم، نقاشی که روی این کوزه را صدها، شاید هزاران سال پیش نقاشی کرده بود، همدرد من نبود؟ آیا همین عوالم مرا طی نکرده بود؟ تا این لحظه من خودم را بدبختترین موجودات میدانستم ولی پی بردم زمانیکه روی آن کوهها در آن خانهها و آبادیهای ویران که با خشتهای وزین ساخته شده بود مردمانی زندگانی میکردهاند که حالا استخوان آنها پوسیده شده و شاید ذرات قسمتهای مختلف تن آنها در گلهای نیلوفر کبود زندگی میکرد - میان این مردمان یکنفر نقاش فلکزده، یکنفر نقاش نفرینشده، شاید یکنفر روی قلمدانساز بدبخت مثل من وجود داشته، درست مثل من - و حالا پی بردم، فقط میتوانستم بفهمم که او هم در میان دو چشم درشت سیاه میسوخته و میگداخته - درست مثل من - همین بمن دلداری میداد.
#بوف_کور
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
صدها هزار نفر را محکوم به مرگ و بدبختی میکنید و رجز میخوانید... گورکنهای بیشرف.
#حاجی_آقا
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
مُردَم ز محنت ای غم...
از جانِ من چه خواهی...؟
#رهی_معیری
@Sadegh_Hedayat©
در کافه ها، تخته سطح میز ،سرحد میان دو دنیای مختلف را تشکیل میدهد. از سطح این تخته به بالا ،دنیای روشن، دنیای شاد، دنیای بازوهای پاک و برهنه و سر انگشت های آراسته، دنیای لب های سرخ و خندان، دنیای چشم های پر اشتیاق وعشق خواه است.
اما از سطح تخته به پایین اوضاع به کلی جور دیگر میشود، اینجا دنیایی است پر از سایه های ساکن یا متحرک، جولانگاه سگ ها و گربه ها و حشرات و آرامگاه ساق پای انسان هاست!
#قضیه_ساق_پا
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat©️
حالا دیگر آینده اینجاست، در سینهی من است. و تنها تغییر ممکن، مرئیشدن زخمهای پنهان است.
#گفتوگو_با_کافکا
#گوستاو_یانوش
@Sadegh_Hedayat
زندگانی از مرگ جداییناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. از ستارهٔ آسمان تا کوچکترین ذرهٔ روی زمین دیر یا زود میمیرند.
مرگ
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
کدام بازوی خوب، کدام ساعتِ خوش، باز پس آرد به من این دیار را که از او خوابهای من میاید و کوچکترینْ حرکاتِ من؟
«شهرها» اشراقها
آرتور رمبو،ترجمه بیژن الهی
@Sadegh_Hedayat
عجالتاً وضعیت بسیار درهم و برهم است و بطور صریح نمیشود گفت که از این میان چه بیرون خواهد آمد.
نامه به حسن #شهید_نورایی
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
دانشمندانِ ایرانی که در صدرِ اسلام لغات و اصطلاحاتِ پهلوی را در زبانِ عربی وارد کردند، همین رویه را در پیش گرفتند. چنانکه آقای بِیلی نیز اشاره میکند: «اکنون باید موضوع پیچیدهتری را درنظر بگیریم. دنیای بوداییِ آسیای میانه تا حدی اصطلاحاتِ فنیِ ایرانی را پذیرفت. هرچند بیشتر متمایل به اخذ اصطلاحاتِ فنیِ هندِ بودایی بوده. در مغربِ ایران دو جنبشِ نیرومند مذهبی یعنی مانویان و مسیحیان در دورهی ساسانیان مبلغهایی به خارج میفرستادند و در آخرِ دورهی ساسانی مسلمانها آمدند. آنها به نوبهی خودشان خیلی از اصطلاحاتِ معمولِ فارسی را برای بیان عقایدِ تازه اختیار کردند*.»
ولیکن در زبانِ عربی این لغات و اصطلاحات را نتوانستند به مفهومِ اصلیِ خود بهکار ببرند. مانند لغت «دین» که در عربی بهمعنیِ مذهب استعمال شد و یا لغت «فردوس» که در زمان ساسانیان بهمعنی بوستان و شکارگاهِ پادشاهان بوده است** و چون هردو آنها ریشهی اوستایی دارد بنابراین نمیتوان وضع این لغات را به یعرب بن قحطان نسبت داد.
#صادق_هدایت
#دربارهی_ایران_و_زبان_فارسی
@Sadegh_Hedayat
آنچه از نوشتههای پهلوی بهجا مانده و روشن گردیده، نشان میدهد که زبانی است بسیار پُرمایه و دقیق و ادبی. حال اگر به لغاتِ نامأنوس و مهجوری برمیخوریم که فهمِ آن برای ایرانیانِ امروز دشوار است، گناه زبان نمیباشد؛ زیرا این لغات دارای ریشهی علمی است و تحول دقیقی را پیموده و سابقهی چندینهزار ساله دارد و مفهوم خود را کاملا حفظ کرده است. برخی از لغاتِ پهلوی دارای معانی و مفهوم بسیار دقیق است بهطوری که دانشمندانِ پهلویدانِ امروز، از آنجا که به زبانهای بیگانه ترجمهناپذیر میباشد، عین این لغات را در ترجمههای خود حفظ میکنند تا خواننده گمراه نشود. مانند: دین، فره، دروج، دیو، فرشکرت، مینو، گیتی، فَروَهَر، خِرَد، دیوان، و غیره...
#صادق_هدایت
#دربارهی_ایران_و_زبان_فارسی
@Sadegh_Hedayat
چنان میگذرانم که مردی در یک مهمانخانه غریب. آلاحمد هم به سراغ من نمیآید. چنان میگذرانم مثل کسی که به سرزمینی آمد و دزد او را زد و نجات خواست و کسی به او کمک نکرد.
از هر حیث موقتی میگذرانم. من فقط با پاکنویس بعضی شعرها خودم را سرگرم داشتهام. به آیندهی خوب نگاه میکنم و از این جهت است که پایداری دارم و زندهام.
یادداشتهای روزانه
#نیما_یوشیج
@Sadegh_Hedayat
هزاران نسل بشر باید بیاید و برود تا یکی دو نفر برای تبرئه این قافله گمنام که خوردند و خوابیدند و دزدیدند و جماع کردند و فقط قازورات از خودشان بیادگار گذاشتند به زندگی آنها معنی بدهد؛ به آنها حق موجودیت بدهد. آنچه که بشر جستجو میکند دزد و گردنهگیر و کلاش نیست، چون بشر برای زندگی خودش معنی لازم دارد. یک فردوسی کافی است که وجود میلیونها از امثال شما را تبرئه بکند و شما خواهی نخواهی معنی زندگی خودتان را از او میگیرید و به او افتخار میکنید. اما حال که علم و هنر و فرهنگ ازین سرزمین رخت بر بسته، معلوم میشود فقط دزدی و جاسوسی و پستی باین زندگی معنی و ارزش میدهد:
همای گو مفکن سایه شرف هرگز
بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد!
#حاجی_آقا
#صادق_هدایت
@Sadegh_Hedayat
عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را
بوی پیراهنی ای باد بیاور ، ور نه
غم یوسف بکشد ، عاشق کنعانی را
دور از چاک گریبان تو آموخت به من
گل من غنچه صفت ، سر به گریبانی را
آه از این درد که زندان قفس خواهد کشت
مرغ خو کرده به پرواز گلستانی را
لیلی من ! غم عشق تو بنازم که کشی
به خیابان جنون ، قیس بیابانی را
اینک آن طرف شقایق ، دل من مرکز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ی نعمانی را
همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، کو ؟
آن که سامان بدهد این همه ویرانی را
#حسین_منزوی
@Sadegh_Hedayat