panevisdotcom | Unsorted

Telegram-канал panevisdotcom - سایت پانویس

2729

گزیده‌ای از مطالب و مینیمال‌های سایت پانویس تماس فقط از طریق سایت نویسنده: www.Panevis.com کانال سایت محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom کانال جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti

Subscribe to a channel

سایت پانویس

‌
گروه «رمان‌خوانی و فیلم» برای اعضای دوره‌های خودشناسی رایگان است.

علاقمندان به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند.

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
خلوت‌گاه مهمان‌کُش برای نیمۀ دوم شهریور و نیز برای مهر ماه و آبان ماه پذیرای متقاضیان دورهٔ خلوت‌نشینی و چله‌نشینی است.

جهت دریافت اطلاعات و ثبت تاریخ مد نظرتان با »مدیــر« هماهنگ کنید.

@mehmankosh

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
روشنفکر، هنرمند
جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti

Читать полностью…

سایت پانویس

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

تأملی بر حکمتِ «به خانه‌ها از درهایشان وارد شوید.»

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

دربارهٔ سکوتِ در جهتِ ارضای میلِ مقابله

موضوعات:
نفرت، خشم، haterها، سکوت، «جواب ابلهان خاموشی‌ست»، جنگ و ستیز، مقابله

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

شما کجا هستید؟

حتماً شما هم نمونهٔ اینگونه تصاویر را دیده‌اید که در تصویر کهکشانی پر از ستاره، نقطه‌ای بسیار ریز و حتی غیرقابل‌دیدن را علامت زده‌اند و نوشته‌اند «شما اینجا هستید».

بسیار خوب. اینگونه نگاه کردن به موضوع، این پیش‌فرض را در بر دارد که انسان را عبارت از این جسمش بداند. اینطور نیست؟ وقتی انسان خودش را(انسان بودنش را) همین جسم فیزیکی بداند، آنوقت اینگونه تصاویر و خرد و کوچک بودن «انسان»(با آن تعریف) معنی پیدا می‌کند. روشن است.

فرد وقتی در دنیای شناخت خویش غوطه می‌رود چیزها در مورد خودش متوجه می‌شود و می‌شناسد، به وضوح درمی‌یابد که او جسمش نیست. اینکه چیست را در اینجا به آن کاری نداریم. همین که متوجه می‌شود جسم نیست. و عظمت انسانی او به جسمش نیست، کوچکی یا بزرگی یا زیبایی و زشتی جسمی.

انسان بودن انسان به کیفیت روانی‌ئی است که در آن دارد زیست می‌کند. حقیقت، عبارت از صرف جسم نیست. در کلاس‌ها بررسی کرده‌ایم این موضوع را که مثلاً وقتی شما جلوی آینه می‌ایستید، آیا تا به حال این سوال برایتان - حتی بصورت گذرا و لحظه‌ای - مطرح نشده است که «این کیست؟»؟ این جسمی که در آینه دیده می‌شود کیست؟ و آیا اگر مثلاً این بدن چهره‌ای دیگر و اندامی متفاوت می‌داشت، آیا همین فرد می‌بود؟

اصطلاح «لامکان» که در عرفان مطرح است، چنانکه در جلسات توضیح مفصل داده شده، مربوط به درک همین موضوع است که انسان عبارت از صرف جسمش نیست. حقیقت انسانی فرد در دنیایی «بی چون» است و در حال زیستن. فکر، لفظ، انسان را متعین می‌کند به مکان و زمان. در حالی که ذات و فطرت انسان لامکان و لازمان است.( و می‌دانیم که زمان اصولاً وجود ندارد، فقط حرکت هست.)

باری، جان کلام اینکه اینگونه تصاویر مذکور، انسان را موجودی مادی و محصور به مکانی که دارد زندگی می‌کند می‌داند. البته که حتی چنین نگاهی امید است که تبختر و تکبر توهمی انسان را از انسان بگیرد و مفید است، در عین حال، این حقیقت نیست. انسان به اندازهٔ آگاهی، شناخت و معرفتش است. و آگاهی‌اش تا به هر «جا» برود، او همانقدر است، که «هر که را افزون خبر، جانش فزون».

تعریف عرفانی از انسان اینست که انسان، بواسطهٔ اینکه فطرتش امری معنوی است و از روح حق، پس قابل تعریف نیست، به حکم تسبیح. انسان نیز منزه از وصف است. شما هر تعریفی از خودتان داشته باشید، خودتان را متعین کرده‌اید و محصور. لذا کوچکی و بزرگی انسان و جایگاه او از جنس مکان نیست.

این دراز و کوتهی مر جسم راست
چه دراز و کوتاه آنجا که خداست؟‍!

«شما» «کجا» «هست»اید؟!
‌
‌
‌
-
ایضاً و ایضاً

@Panevisdotcom

Читать полностью…

سایت پانویس

ترجمهٔ جدید از مثنوی معنوی

علاقمندان به ترجمهٔ انگلیسی آثار مولانا جلال‌الدین، رینولد الین نیکلسون و ترجمهٔ بسیار خوبش از مثنوی معنوی(۱۹۲۶ الی ۱۹۳۴) را می‌شناسند. این ترجمه سالهاست برای انگلیسی‌زبانان و حتی تعلیقات آن برای فارسی‌زبانان، که توسط آقای حسن لاهوتی به فارسی ترجمه شده، مورد توجه بوده.

دکتر ابراهیم گمارد، که قبلاً ترجمهٔ کامل وی و دکتر روان فرهادی از رباعیات مولانا را معرفی کرده بودم و همچنین سایت پربار دار المثنوی وی را، در فروم سایت خود اخیراً خبر از بیرون آمدن جلد دوم ترجمهٔ مثنوی معنوی توسط دکتر آلن ویلیامز داده‌اند، که برای علاقمندان حتی فارسی‌زبان نیز خبر خوبی‌ست. آقای ویلیامز خبر از چاپ ترجمهٔ چهار دفتر دیگر، هر سال یک دفتر، نیز داده است.

فایل ضمیمهٔ فوق، حاوی مصاحبه‌ای محققانه با آلن ویلیامز است دربارهٔ ترجمهٔ مذکور ایشان از دفاتر اول و دوم.

چنانچه علاقمند به خرید آنها هستید، از این لینک می‌توانید اقدام کنید. همچنین، توصیهٔ بنده ترجمهٔ دوزبانهٔ دکتر گمارد(و دکتر روان فرهادی) از رباعیات مولاناست، با عنوان:
The Quatrains of Rumi
Translated by
Ibrâhîm W. Gamard



@Panevisdotcom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
دورهٔ خلوت‌نشینی چیست؟

خلوت گرفتن از اصول سلوک است. در سنت تعالیم معنوی خلوت‌نشینی از دیرباز رسم بوده و هست. همچنین در این عصر نیز از آن با عناوینی مانند ریتریت retreat نام برده می‌شود. عزلت و عقب نشستن از زندگی پرعجلهٔ شهری.

دوری گرفتن از زندگی روزمره و شهرنشینی در محلی آرام و در کنار باغ و حیوانات، قطع شدن از تمامی اخبار، اینترنت، گوشی مبایل، هرگونه ارتباط با بیرون از خلوت‌گاه، انجام ورزش، مراقبه(مدیتیشن)، عبادات و نیایش، رسیدگی به درختان باغ و پرندگان، همه از فعالیت‌های دورهٔ خلوت‌نشینی هستند.

"خلوت عصاره‌ سیر و سلوک عرفانی است.
خلوت عارفانه، دوری‌گزیدن از خلق برای متوجه ساختن دل و جان به حضرت حق و سخن‌گفتن با او برای نیل به مقام قرب است. پس خلوت گزیدن از خلق برای قرب به حق است."

در خلوت‌گاه مهمان‌کُش نیز علاوه بر اجرای اصول خلوت‌نشینی که کلیات آن ذکر شد، انجام تمرینات بخصوص همراه با نظارت مربی بر آنها انجام می‌گردد. و خلوت‌نشین‌ها برنامهٔ روزانه دارند که باید به آن برنامه و آداب خلوت‌گزینی ملزم باشند.

شرکت در دورهٔ خلوت‌نشینی آرامستان مهمان‌کُش در حال حاضر فقط برای اعضای دوره‌های خودشناسی میسر است. به دلیل آنکه فرد باید اصولی از خودشناسی و عرفان و سلوک را بداند تا بتواند وارد چله گرفتن و خلوت‌نشینی شود.

باقی توضیحات در مورد آداب خلوت‌گزینی در ابتدای آن دوره به خود افراد داده می‌شود. این مختصر، کلیاتی بود تا آشنایی کلی با فضای چله‌نشینی و خلوت صورت پذیرد.

والسلام.

کانال خلوت‌گاه مهمان‌کُش:
@mehmankosh

Читать полностью…

سایت پانویس

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

مصفاخوانی 91d

خواندن و بررسیِ کتابِ «با پیرِ بلخ»
اثرِ محمدجعفرِ مصفا
جلسهٔ شانزدهم

ادامهٔ فصل ششمِ کتابِ «با پیرِ بلخ» تا ابتدای بخش پرسش‌پاسخِ فصلِ ششم

موضوعات:
حاکمیتِ هویتِ فکری، بیماری عَرَضی و القایی، جوهر و عَرَض، خاشاکِ اندیشه‌های تعبیری، برگشت به فطرت،  آلت بی‌آلتی، وسیلۀ بی‌وسیله‌گی، سیرِ باطنی، سمبلِ مگس و مرغِ اوج، کیفیتِ «بودن»، ترس از عدم، برون‌ریشه‌گی، "إنّ اللّه لا ينظر إلى صوركم ولكن ينظر إلى قلوبكم"، مشاهدهٔ افکار، فکرِ دست دوم، سُخرهٔ اندیشه، قصۀ سه ماهی، کیفیت‌های مختلف ذهن و وجود، مردابِ خودساخته، اشتغال به هویت در تمام عمر، مسیرِ عصبیِ ذهن‌ساخته و عادت، خلاف‌آمدِ عادت، استیصال، در ستایش ناامیدی، دلگرمی و پشت‌گرمیِ ذهنی به اعتباریات و تملکات، ناامید کردن، دوستی، اتوریته و خودباختگی

تا صفحهٔ ۱۲۸ کتابِ «با پیرِ بلخ» خوانده شد. داخل فصل ششم(روز ششم).
‌
+ جهت شرکت در جلسات مصفاخوانی به »ادمین طوبیٰ« پیام دهید.

کانال محمدجعفر مصفا:
@MossaffaDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

دربارهٔ ارتباطات انسانی و دوستی‌ها
حد و مرزگذاری

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌‌
«سونیا فقط یک بار از اُوِه دربارهٔ ردِ سوختگیِ روی دست‌هایش پرسید. خودِ اُوِه هیچ‌وقت دربارهٔ آن حرفی نمی‌زد. سونیا برای اینکه بفهمد اُوِه چگونه خانهٔ والدینش را از دست داده، ناچار شد پاسخ‌های کوتاه و از روی کم‌حرفِی او را، تکه‌تکه، کنار هم بگذارد؛ درست مثل کامل کردنِ یک پازل. و سرانجام فهمید آن جای سوختگی‌ها از کجا آمده‌اند.

بعد از آن، هر بار که کسی از او می‌پرسید: «چرا اُوِه را انتخاب کردی؟» فقط یک جمله می‌گفت: «چون همهٔ مردها از آتش فرار می‌کنند، اما اُوِه به سمتِ آتش می‌رود.»

📖رمانِ «مردی به نام اُوِه»
نوشتهٔ فردریک بکمن
ترجمهٔ حسین تهرانی
نشر چشمه
چاپ ۵۲
صفحهٔ ۱۶۳

+ این رمان در گروهِ رمان‌خوانی در حال خوانده شدن است. علاقمندان به پیوستن به گروهِ «فیلم و رمان» به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند.

گروهِ «فیلم و رمان» تفریحی فرهنگی‌ست برای اعضای دوره‌های خودشناسی.

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
این هفته کلاس کریشنامورتی‌خوانی را تعطیل کرده‌ایم، چرا که کتابِ «تعالیم کریشنامورتی» را تمام کرده‌ایم. اگر خدا بخواهد، از هفتهٔ آینده کتابِ جدیدِ «سکون و حرکت» را قرار است شروع کنیم.

کسانی که دوست دارند از ابتدای کتاب همراهِ جمعِ کریشنامورتی‌خوانی شوند، با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنند.

@Krishnamurti

Читать полностью…

سایت پانویس

دربارهٔ صبر

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
کرامت!

ای دوست،
دستِ حافظ تعویذِ چشم‌زخم است

یا رب، ببینم آن را
در گردنت حمایل
‌
امشب هنگامِ جلسهٔ کریشنامورتی‌خوانی بحث به طلسم و جادو و جادوگری کشیده شد و به کلمهٔ «تعویذ» برخوردیم که آقای مصفا در ترجمهٔ کتابِ «سکون و حرکت» بکار برده است.

یادم به این بیتِ حافظ افتاد و کمی درباره‌اش صحبت کردم. خودِ کلمۀ «تعویذ» یعنی "دعایی که بر کاغذ می‌نویسند و برای دفعِ چشم‌زخم و رفعِ بلا و آفت به گردن یا بازو می‌بندند". حالا ببینید چقدر زیبا حافظ این را بکار برده است:

ای دوست،
دستِ حافظ تعویذِ چشم‌زخم است

یا رب، ببینم آن را
در گردنت حمایل

می‌گوید: ای محبوبِ من، دستِ حافظ تعویذ است برای چشم‌زخم. یعنی دفعِ بلا می‌کند. الهی که این دفع‌کنندۀ بلا(یعنی دستِ منِ حافظ)، بر گردنت آویزان باشد تا از بلا دور باشی. خلاصه‌اش اینکه: الهی دستم بر گردنت باشد!

ببینید چطور و با چه زبان و بیانی و چه تصویرسازی‌ای، و چه بهره‌گرفتنی از عقاید و باورها حرفش را می‌زند. آدم کیف می‌کند.

یک بارِ دیگر بیت را بخوانید:

ای دوست،
دستِ حافظ تعویذِ چشم‌زخم است

یا رب، ببینم آن را
در گردنت حمایل

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

هله!

دربارهٔ هنر و نمایـش
موسیقی و اهل آن

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
آتش‌گردان و خلق مدام

تمثیل پنکه که جیدو کریشنامورتی در مورد «من» می‌زند، تداعی‌کنندهٔ تمثیل «شاخ آتش» جلال‌الدین محمد است. کریشنامورتی تیغهٔ پنکه را یک فکر می‌گیرد که با حرکت تمام تیغه‌ها اینطور بنظر می‌رسد که یک وجود پر و یکپارچه واقعیت دارد. حال آنکه این یک توهم است. فقط تک تیغه‌ها واقعیت دارند. تک تیغه‌های در حال جنبیدن.

به همین صورت، چیزی که ما به عنوان «من»، «خودم»، قائلیم عبارت از تک اندیشه‌هایی است که اکنون در ذهن می‌جوشد. فقط چون ربطش می‌دهیم به اندیشه‌های دیگر، و یک خط فکری برای آن قائلیم، فکر می‌کنیم یک وجود واقعی و ثابت است. و آن را هم «من»(«خودم») می‌دانیم.

اما تمثیل آتش‌گردان مولانا اگرچه بسیار شبیه تمثیل پنکهٔ کریشنامورتی است، اما در مورد «خلق مدام» است:

شاخ آتش را بجنبانی بساز
در نظر آتش نماید بس دراز

آن ز تیزی مستمر‌شکل آمده‌ست
چون شرر کش تیز جنبانی بدست

این درازی مدت از تیزی صنع
می‌نماید سرعت‌انگیزی صنع

کتاب «خلق مدام» اثر توشی‌هیکو ایزوتسو را بخوان، اگر علاقمندی. بامید خدا در این مورد در یکی از جلسات مفصل صحبت خواهد شد.

@Panevisdotcom

Читать полностью…

سایت پانویس

خاطره و ذکر خیری از محمدجعفر مصفا

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
داستان «مسجدِ مهمان‌کُش» را همراه با تحلیلی امروزی در کانال خلوت‌گاه مهمان‌کُش بصورت سریالی منتشر می‌کنیم. هر شب یک بخش.

به »آنجـا« مراجعه کنید.

@mehmankosh

Читать полностью…

سایت پانویس

‌‌
توضیح در ادامه 👇🏼
‌‌
@Panevisdotcom

Читать полностью…

سایت پانویس

چه بگویم؟!
یک خاطره و تجربه

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

آرامستان

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
جلسهٔ لایوِ گفتگو دربارهٔ فیلمِ «چرا گریه نمی‌کنی؟» فردا، یک‌شنبه چهارم مرداد، ساعت هشت شب به وقت ایران برقرار است.

علاقمندان به شرکت، به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند.

(شرکت در گروه «رمان‌خوانی و فیلم» برای اعضای دوره‌های خودشناسی، کریشنامورتی‌خوانی، مصفاخوانی، گعده، مهمان‌کُش، و درسِ حافظ رایگان است.)

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

ورزنه
بیان یک تجربه از تماس دوستی قدیمی

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

تکمله بر پست قبل
دربارهٔ ارتباطات انسانی و گروه و دسته‌بندی کردن

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
دربارهٔ «نمی‌باشد»
‌

Читать полностью…

سایت پانویس

موضوعات:
تمثیل دوربین عکاسی، تصویر ذهنی، زندگی، واقعیت

@PanevisDotCom

Читать полностью…

سایت پانویس

‌
دو روز پیش دوستِ عزیزِ فرهیخته‌ای تماشای فیلم «چرا گریه نمی‌کنی؟» را به بنده توصیه کرده و به ایشان گفتم که تا فردا تماشایش می‌کنم و نظرم را خواهم گفت.

فیلم به کارگردانیِ علیرضا معتمدی است و قصۀ آن "روایت زندگی فردی به نام علی شهناز است که پدر و مادر خود را از دست داده و خود را موظف به مراقبت از برادرِ کوچک‌ترش که به‌ تازگی ازدواج کرده می‌داند. اما بنا بر اتفاق و حادثه‌ای، برادرِ کوچک او نیز از دنیا می‌رود. علی شهناز حال در یأس و ناامیدی بر پیلهٔ تنهایی خود تمام احساس‌های جهان را از خود دور کرده و به پوچیِ مطلق رسیده است.

در این میان، مهم‌ترین معضلِ او این است که گریه نمی‌کند! تمامیِ توصیهٔ همراهان از دوست و همکار او گرفته تا عمه‌اش و دختری که با او رابطهٔ عاطفی جدیدی را آغاز کرده‌ است و "همزاد" او که شتربانی در یکی از نقاط کویریِ فلاتِ مرکزیِ کشور است؛ در مواجهه با او تمام هَمّ و غم‌شان را بر این گذاشته‌اند که در نهایتِ امر او را به گریه کردن دعوت کنند و مدام از او می‌پرسند «چرا گریه نمی‌کنی؟»".

فیلم بسیار خوش‌ساخت، روان، پرصداقت و واقع‌گرا، و خلاصه اینکه تماشایی‌ست.

در گروه «فیلم و رمان» آن را برای تماشا و بحث و گفتگو گذاشته‌ایم و اگر خدا بخواهد، به‌زودی در یک جلسهٔ لایوِ مخصوصِ این فیلم دربارهٔ آن با دوستان به بحث و گفتگو خواهیم پرداخت.

تم‌های اصلی آن، از یک نقطه‌نظر، «دورۀ سوگ»، «گریه»، «احساس پوچی» و «حالِ بد» است. مفصل در این مورد خواهم گفت.

علاقمندان به شرکت در جلسهٔ لایوِ مخصوصِ این فیلم با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنند.

@PanevisDotCom

Читать полностью…
Subscribe to a channel