1109
*This Is Real PUNK* Punk Albums Of All Time Friend channels: @Metal_And_Rock_Archives @PUNK_METAL @PUNK_FOR_EVER @unite_world_folklore @Reggae4Chill @HXRRXR @World8Bit @WaveArt @Kurdish_Music_Archive
تقابل Crass با Conflict
خب در مقدمه باید گفت که بند کراس یکی از تاثیرگذارترین بندهای تاریخ پانک است و یکی از مهم ترین ویژگی های کراس، نحوی فعالیت آنها بود که فقط یک بند برای تولید موزیک نبودن بلکه دنبال ساختنِ یک کامیونیتی امن برای افرادی که نمیخواستن تن به قواعد سیستم بدهند، بودند.در همین مسیر یک زندگی اشتراکی و همراه با همکاری و همیاری و همدلی شکل گرفت که تولیدات کراس فراتر از تولید آلبوم موسیقی رفت و همینطور به معنای واقع فرهنگ diy رو اجرایی کردن؛ آن هم با رویکردی ضد اقتدار طلبانه و آنارشیستی.
در ادامه یکی از بندهای مهم دیگر در پانک و به طور دقیقتر آنارکوپانک، بند کانفلیکت، تشکیل شد؛ که در اوایل کارشون با کراس همکاری داشتن و کمک میگرفتن.
اما در ادامهی مسیر اختلاف بینشون به وجود میاد.
اختلافی که هنوز هم بین بخش جدیی از آنارشیستها و افراد ضد اقتدار طلب و ضد سیستمهای کنترلیِ بشر امروزه هم به شکل قویی موجود است.
دیدگاه بند کراس در این تقابل با سیستم
طلحطلبانه یا همان پَسیفیسم بود یعنی مبارزات باید از راه مسالمت آمیز دنبال بشود. اینجا نباید مبارزاتِ صلحطلبانه را با منفعل بودن اشتباه گرفت. بند کراس بسیار رادیکال بودن و مهمتر از آن اهل عمل و اکت بودن نه صرفا شعار ولی خط قرمزی که داشتن درگیریهای فیزیکی و خشونتآمیز بود.
و در مقابل بند کانفلیت به سمت Direct Action (دایرِکت اَکشِن) یعنی کنش مستقیم متمایل شدن. یعنی صرفا کار هنری کردن و اقدامات فرهنگی کافی نیست برای مبارزه و زمین زدن سیستم، بلکه باید با آن به همان شکل که خود سیستم دست به خشونت مستقیم میزند مقابله به مثل کرد و وارد عمل شد و از هر اقدامی برای ضربه زدن به سیستم نباید غافل شد. و نقطهی عطف این تفاوت دیدگاه زمانی بود که در برخی از لایوهای کانفلیکت گروههای سازمان یافتهی آنارشیستی شرکت میکردن و بعد از اجرا درگیری میان آنارشیستها و پلیس شکل میگرفت و رسما قضیه از یک اجرای موسیقی تبدیل به یک مبارزهی تمام عیار خیابانی میشد.
اینجا نیاز هست باز اشارهای شود به جریان دیگری بین آنارشیست ها که به اسم class war شناخته میشه. این جریان معتقد بود که کل مبارزات جامعهِ شکل طبقاتی داره.
اما دیدگاههای کراس بیشتر متمایل بود به فردگرایی و رشد شخصی خود فرد و بالا بردن آگاهی خود. و تاکیید روی مفاهیمی همانند صلح، ضدیت با خشونت، آزادیِ فردی، فمینیسم، حقوق حیوانات و ضدیت با اقتدار طلبی.
و این دو زوایهی متفاوت باعث شد که این دو بند در تقابل باهم قرار بگیرن و در کامیونیتی پانک همچنان این دو دیدگاه متفاوت باعث تقابلها و بحثهای جدی میشود.
@PUNK_ALBUMS x @PunkRockerz
پانکِ امروز!؟
بحث رو از این شروع میکنم که ما در این روز ها تاریخ حدود 50ساله از پانک داریم، که به راحتی میتوانیم در آن کند و کاو کنیم. و حتی با نگاهی گذرا بخواهیم این سال ها را ورق بزنیم متوجه میشم که پانک آزمون و خطاها، تجربیات مختلف، متفاوت و متنوعی داشته؛ چه از لحاظ موسیقیایی و چه از لحاظ تکامل اندیشه و ایده ها و دیدگاه ها. و امروز ما از این پنج دهه عمر پانک میتوانیم یک سری الگو و پترن پیدا کنیم.میتوانیم ایدهای فراگیر تر پیدا کنیم.
و آن این است که "پانک امکانِ جور دیگری اندیشیدن است."
از گذشته مثال بیاریم. دورهای بود که برای جور دیگری فکر کردن و یا بهتر بگم تجربه کردن نیاز بود از آن موزیک پر زرق و برق و دنیای راکاستاری بیرون آمد، به کمک ابداع فرمی نو از زیبایی شناسیِ موسیقی که بر پایهی آماتوریسم بنا شده بود. ساده سازی ساختار، کوتاه شدن تایم موزیک، شیوهی زیست متفاوت، ادبیات متفاوت بیان احساسات و همینطور نقد صریح و تند دیدگاه ها و ارزش های جامعه.
و حالا وضعیت امروز چیست؟
امروز دیگر در وضعیتی هستیم که در تمام زمینهها و ابعاد مختلفِ هنر، ساختار شکنی رخ داده است؛ به حدی که میشود با صراحت گفت ساختاری امروز موجود نیست!. این موضوع نیاز به بحثی بسیار مفصل و جدا دارد که سعی میکنم بعدا به آن بپردازم.
پرسش اصلی من این است که پانک امروز چه معنای دارد؟
به شخصه باید بار دیگر به این پرسش برگردم.در قدم های اول میخوام از مسائل سطحی و خیلی قابل لمس شروع کنم. و در اینجا نگاهی به ارزش های امروز میکنم و عملکرد پانک در مقابل آن را بررسی میکنم.
الان یکی از اصلی ترین ارزش ها و فرمول های موج عامه پسند برای تولید اثر هنری، به طور ویژه موسیقی، ساده سازی و مینیمالیسم کردن آن است. و این تماما در راستای صنعت سرگرمیِ این روزگار است. در نتیجه پانک، که یک زمان از این امکان برای تقابل با سیستم فکری و فرهنگی، که تلاش آن دسته بندی کردن آسان قشر ها و به کالا کردن آنان و همینطور مشارکت دادن آنان در بازتولید این به کالا شدگی، در زمینه های مختلف، استفاده میکرد، از بین رفته است.
یکی دیگر از امکان های مهمی که پانک ایجاد کرد بحث آماتور بودن در امر تولید اثر هنری، به طور ویژه موسیقی، بود؛ که این امر هم امروزه به یک فرمول بسیار رایج و در خدمت بازتولید ابتذال موجود در سطح جامعه است.
مسئله ملموس دیگر در پانک امر کوتاه بودن تایم موزیک ها بود و در خلال این تایم کم بیان صریح دیدگاه ها و نظرات بود که به طرز وحشیانهای به صورت مخاطب کوبیده میشد.ولی این دو امکان هم به طور کامل در اختیار صنعت تولید و بازتولید ابتذال است. در حدی که برای بیشتر شنیده شدن و مورد توجه واقع شدن و همینطور برای قرار گیری در امر الگوریتم پخش، باید موزیک کوتاه و لیریک بسیار ساده باشد. بیان صریح مسائل هم دیگر به امری آنچنان عادی و بسیار سطحی رسیده است که امروزه بسیار از مفاهیم تو خالی شدن. در نتیجه امروز اگر بر فرمول گذشتهی پانک بریم جلو نه تنها هیچ تاثیری ندارد،همانطور که شاهدیم دیگر هیچ جریان و جنبش فرهنگی و حرکتی در پانک دیده نمیشود، بلکه کاملا در خدمت بازتولید همان سیستم فاسد فرهنگی است که با ولعی سیری ناپذیر در تلاش برای به کالا کردن هر آنچیزی است که میتوان درک کرد و امروزه زیست کرد تا باشد همه به سهم خود بقای این سیستم راه تضمین کنند.
خلاصهی کلام، در این روزگار دیگر موضوع ساختارشکنی و نا به هنجار بودن در حیطهی امر ابتذال قرار گرفته است. امروزه برای آنکه از امکان پانک بودن بهر برد که زاویهی دید دیگری به ما بدهد، باید جور دیگری عمل کرد. یکی از اساسیترین و مهمترین مسئلهای که امروزه در جامعه حاکم شده و یک ارزش و هنجار بسیار رایجی شده است، حذف اندیشه و فرار از جدی فکر کردن و پرداختن به پرسش است. امروز پانک میتواند به معنا اندیشیدن عمیق و پرسشگری باشد. پانک امروز نه تنها باید در امر فرم هنری در حیطهی خود پانک بیاندیشد بلکه باید نگاهی انتقادی متفاوتی نسبت به ارزش های حاکم و فرهنگ فراگیر ابتذال داشته باشد و قبلا از اینکه آرتیست ها و افرادی که پانک را آن امکان زیست متفاوت میبینن دست به تولید و اقدام بزنند، باید امر اندیشه در آنان جاری باشد؛ چرا که امروزه مثل گذشته نیست که فقط با اقدامات انفجاری و احساسی و شوک فرهنگی بتوان کاری از پیش برد. امروزه نیاز هست هر قدمی برداشته میشود آنقدر به آن اندیشه شده باشد که با هر بار کوبش پا بر زمین خود لرزهای در سیستم تولید کالای انساننما بیاندازد.@PUNKemrooz Читать полностью…
Bastards Of Young
🔴 زیرنویس چسبیده فارسی
@PUNK_ALBUMS x @PunkRockerz
#معرفی_آلبوم
آلبوم Zen Arcade یکی از آلبومهای بسیار مهم در انتقال هاردکور پانک به سمت آلترناتیو راک است و همینطور باعث ایجاد فضاهای متنوعتر و ملودیک در دل هاردکور پانک دهه ۸۰ شد و تاثیر بسیاری در گسترش مرزهای پانک داشت. این آلبوم از لحاظ مفهومی به دنبال معنای رهایی و آزادیِ فردیست و داستان از فرار از خانه و خانواده شروع میشود و در ادامه فرد با مسائل بسیار جدیتر و عمیقتر در دل جامعه روبهرو میشود و در این میان دچار بحران هویت میشود.
@PUNK_ALBUMS x @PunkRockerz
Metalcore:
متالکور در اواخرِ دههٔ ۱۹۸۰ و اوایلِ دههٔ ۱۹۹۰ از برخوردِ مستقیمِ هاردکور پانک و متال بوجود آمد. دلیلِ شکلگیریِ آن را باید در تلاشِ بخشی از صحنهٔ هاردکور برای سنگینتر کردنِ موسیقیشان، و همزمان تلاشِ بعضی از گروههای متال برای وارد کردنِ انرژیِ بیشتر، سرعت و نگرشِ پانک به موسیقیِ خود جستوجو کرد. در آن دوره، هاردکور همچنان موسیقیای بسیار سریع و خشن بود، اما گروههایی تصمیم گرفتند که از ریفهای سنگینتر، تکنیکهای موسیقیِ متال و ساختارهای تهاجمیتر استفاده کنند، ولی همچنان ویژگیهایی مثلِ اجراهای پرانرژی، فرهنگِ DIY و فضای زیرزمینیِ هاردکور را حفظ کنند.
برخی از بندهای بنیان گذار:
Integrity
Earth Crisis
Starkweather
Converge
یکی از ریشههای بسیار مهمِ متالکور، crossover thrash بود. گروههایی مانندِ D.R.I.، Suicidal Tendencies و Cro-Mags پیشتر نشان داده بودند که میتوان سرعت و خشونتِ هاردکور را با ریفهای ثرش متال ترکیب کرد. اما متالکور یک قدم جلوتر رفت، بهجای اینکه فقط سرعت و ریفهای متال را به هاردکور اضافه کند، عناصرِ سنگینتر و یک سری قواعدِ متال را به مرکزِ موسیقی آورد. ریفهای palm-muted، breakdownها، گیتارهای بسیار دیستورشنشده و تضاد میانِ بخشهای سریع و کند، به تدریج تبدیل به عناصرِ مهمِ این سبکِ جدید شدند.
در شکلگیریِ متالکور، صحنهٔ هاردکورِ دههٔ ۱۹۸۰ اهمیتِ ویژهای داشت. گروههایی مانندِ Integrity، Earth Crisis و Starkweather در مسیرِ متفاوتی نسبت به هاردکورِ سنتی حرکت کردند. آنها از یک سو به موسیقیِ هاردکور وفادار بودند، و از سوی دیگر به شدت تحتتأثیرِ متال، بهخصوص Thrash و Death metal، قرار داشتند. Integrity در کلیولند یکی از نمونههای مهمِ ترکیبِ تاریکی و خشونتِ متال با ساختارِ هاردکور بود؛ Earth Crisis در نیویورک نیز با ریفهای سنگین، breakdownها و صدای بسیار خشن، یکی از الگوهای اصلیِ نسلِ بعدِ متالکور شد. در همین دوره گروههایی مثلِ Converge نیز مرزهای این ترکیب را به سمتِ پیچیدگی و آشفتگیِ بیشتر بردند.
یک عاملِ مهمِ دیگر، Breakdown بود. Breakdown پیش از متالکور در هاردکور وجود داشت، اما در متالکور به یکی از عناصرِ اصلیِ این سبک تبدیل شد. بخشهای سریع و پرتنش ناگهان متوقف میشدند و جای خود را به ریفهایی بسیار کند، سنگین و کوبنده میدادند. این تکنیک با فرهنگِ اجرای زندهٔ هاردکور نیز ارتباطِ مستقیم داشت؛ breakdown فضایی ایجاد میکرد که مخاطبان بتوانند در آن به شکلِ فیزیکی و جمعی واکنش نشان دهند؛ بنابراین متالکور از ابتدا موسیقیای بود که برای انرژیِ فیزیکی و اجرای زنده اهمیتِ زیادی قائل بود.
از طرفی دیگر، متالکور بخشی از واکنشِ صحنهٔ هاردکور به محدودیتهای خودش نیز بود. همانطور که پستهاردکور تلاش کرده بود هاردکور را از نظرِ ساختاری و احساسی گسترش دهد، متالکور تلاش کرد آن را از نظرِ خشونت و وزنِ صوتی گسترش دهد. نوازندگان میتوانستند همچنان ارزشهای DIY و هویتِ زیرزمینیِ هاردکور را داشته باشند، اما موسیقیِ آنها دیگر مجبور نبود صرفاً بر اساسِ فرمولهای کلاسیکِ هاردکور ساخته شود.
در دههٔ ۱۹۹۰، این ترکیب به تدریج گستردهتر شد و متالکور شروع کرد به شکل دادنِ یک استایلِ نسبتاً مشخص؛ و گروههایی مانندِ Hatebreed، Shai Hulud و Poison the Well در گسترشِ این صدا نقش داشتند. در اوایلِ دههٔ ۲۰۰۰ نیز گروههایی مانندِ Killswitch Engage، Unearth و As I Lay Dying عناصرِ Melodic Death Metal را واردِ این سبک کردند و چیزی را شکل دادند که امروزه بسیاری از مردم هنگامِ شنیدنِ واژهٔ Metalcore به آن فکر میکنند.
بنابراین باید میانِ متالکورِ اولیه و متالکورِ ملودیکِ دههٔ ۲۰۰۰ تفاوت گذاشت. متالکور در اصل از هاردکور به سمتِ متال حرکت کرد، نه اینکه صرفاً نسخهای از متال با خوانندهٔ هاردکور باشد. ریشهٔ آن از فرهنگِ هاردکور بود و موسیقیِ متال به آن ریفهای سنگینتر، تکنیکهای بیشتر و فضای تیرهتر داد.
@PUNK_ALBUMS x @PunkRockerz
استانداردسازی: یکی از عواملِ مرگِ پانک
صنعتِ موسیقیِ ابتذالِ حاکم، با استفاده از استاندار سازی و فرموله کردن آثار فرهنگی، کنترل و نفوذ خودش را در واکنش های مخاطبین و همینطور بازخورد ها و مهم تر از آن نحوی تاثیر گذاری اثر فرهنگی، اعمال میکند. این امر به خاطر تولیدات انبوه و متنوع، و از راه القای حق آزادی انتخاب به مخاطب، رخ میدهد. به طور واضح تر، زمانی که یک اثر از مرحلهی تولید تا پخش آن مطابق با نُرم ها و ضوابطِ این استاندارد سازیِ ابتذال پیش برود، خواسته و ناخواسته تن به این قضیه داده که بازخورد و واکنشِ حاصل از اثر، دقیقا در همان چهار چوب استاندارد سازی اتفاق میافتد. برای مثال وقتی یک بند خودش را در دستهی آنارکو-پانک معرفی میکند و همینطور به روشِ هماهنگ با استاندارد سازی دست به تولید و پخش میزند، نه تنها هیچ گونه تفاوتی با یک اثر تماما عامهپسند و وایرال ندارد، بلکه خود تبدیل به یک اپشن در کنار همان آثار قرار میگیرد که صنعت ابتذال و استاندارد سازی بتواند آن را به عنوان گزینهی آلترناتیو به فروش برساند؛ آن هم به اسم حق آزادی انتخاب! و در عمل توهم مبارزه با سیستم راه به مخاطب میفروشد؛ آن هم در یک محیط کاملا شبیه سازی شده و تحت کنترل.
یکی از راههای خروج از این قضیه، عدم تقلید است. حتی اگه این تقلید از آثاری باشد که زمانی خود اخلال و شورشی در استاندارد سازی فرهنگ بودهاند؛ که در پانک این مورد بسیار رایج است.(این راه بیشتر مناسب هنرمندان است که چطور خود را از این چرخه خارج کنند. و در نقطهای میتوان به مخاطبین هم ارتباط داد که به طور مثال همان رفتار ها و واکنش ها را انجام ندهند که در گذشته مرسوم بوده.)
راه دیگر آن است که دیدگاه و معیار و سازمان ارزش گذاریِ آثار هنری که هر فرد دارد را خود به شکل جدی و مستقل باز تعریف کند. زیرا که صنعتِ ابتذال فرهنگ و استاندارد سازی به شکلی فعال نقش در تعیین و القای این ارزش گذاری ها داشته، برای همین راحت میتواند ظاهر سازی کند که مردم فلان سلیقه را دارند در نتیجه باید آثار با آن اصول ساخته شود. و اینجا ما با چند لایه هم طرف هستیم. خطاب من به شکل جدی به سمت قشری هست که اتفاقا سرخوش از این هستند که از حیطهی ارزشِ سازی صنعتِ ابتذال گریختهاند و در توهم این به سر میبرند که خود با استفاده از ارادهی خود ارزشهای دیگری انتخاب کردهاند. برای آزمایش این امر تنها کافیست فرد رجوع کند به یکایکِ علایقی که دارد و در بنیان این سازمانِ ارزش گذاری که به آن باور دارد بیاندیشد، و استدلال کند که چرا و همینطور چگونه از آن صنعت فرهنگ خارج شده است، و چقدر برای رسیدن به این ارزشهای فعلی خود اگاهی داشته است و با فکر و عمیق شدن در مسائل به آن رسیده است.
و در نهایت این یک بحث ادامهدار هست که باید به مرور زمان در آن اندیشید و فکر کرد و عمیقتر شد.
پویزن گرلز (Poison Girls) و جریان آنارکو-فمینیسم
در ابتدا بهتر است از مفهوم آنارکو-فمینیسم یک تعریف مختصر ارائه دهیم. در واقع این مفهوم عمیقتر از خود آنارشیسمِ کلاسیک است که فقط تمرکز بر روی سیستمِ سلطه و اقتدارگرایی و سلسله مراتب دارد. آنارکو-فمینیسم در واقع به روابط و نحوهی کارکرد و الگوی بنیادین این سلطهطلبی اشاره دارد. و در این دیدگاه امر سلطهطلبی مردسالاری، یا درستتر آن پدرسالاری، است که در نهایت در قالب یک حاکمیت تمامیت خواه ظهور میکند و در ساختِ قدرتی سلسله مراتبی خودنمایی میکند. پس آنارکو-فمینیسم در بنیاینِ پیوندهای موجود در خانواده، ازدواج، رابطهی جنسی، کار و تولید، روابطِ کلیِ بین زن و مرد و حتی خود امر زبان، میاندیشد و نقدهای جدی وارد میکند و اساسا خواستار تغییر ارزشها و معیارهای اشتباهِ فعلی است.
از دید آنارکو-فمینیستها آزادی جامعه زمانی مویسر خواهد شد که زن در جامعه به ارزش انسانی و آزادیهای فردی خود رسیده باشد.
ایدهی آنارکو-فمینیسم به قرن نوزدهم برمیگردد ولی بعد از دههها دوباره در فرهنگ پانک جانی نو میگیرد. و ورود این تفکر در پانک از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا در فرهنگ پانک درست است که کلیت کالچر و بندهای مختلف به طور واضح علیه سیستم سلطه و اقتدارگرای هستند اما همچنان در لایهی اولیه این موضوع باقی مانده بودند و همچنان طرز تفکر پدرسالاری و مردانگی سمی وجود داشت و ایدهی آنارکو-فمینیسم بخشی از کامیونیتیِ پانک رو آگاه به وجود این سیستم در دل خود پانک کرد و همگان رو دعوت به مبارزه علیه آن کرد.
وای سابوِرسَا، وکالیست و ترانهنویسِ بند، در دوران فعالیتش در بند پویزن گرلز حدود چهل سال سن داشت و تجربهی مادری کردن و درکی عمیق از روابط در خانواده و نقشهای تحمیلی به زنان را داشت و دیدِ پختهتری نسبت به مسائل داشت. و یکی دیگر از ویژگیهایش این بود که پانک رو تبدیل کرد به موضوعی که فراتر از نسل جوان برود و نسلهای قبلتر هم با آن درگیر شوند.
یکی از مسائلی که پویزنگرلز داشت اختلاف نظری جدیی بود که با بند مهم کراس پیدا کرد.
پویزنگرلز متنی که با نام The Offending Article شناخته میشود منتشر کرد که در آن زبانی بسیار تند علیه افرادی که در راس هرمِ سلطه و همینطور بنیانگزار آن میدانستن استفاده کرده بود. یک بخش از آن راجع به رابطهی انسان با حیوانات بود، که پویزنگرلز معتقد بود که حتی آن بخش از انسانها که رابطهی عاطفی و محبتآمیز با حیوانات دارند در اصل یک رابطهی سلطه جریان دارد که در آن انسان با اهلی کردن حیوانات و در نهایت کنترل کردن زندگی و مرگ آنها این سیستم سلطه را سازمان دهی میکند. و همینطور انتقاد شدیدی به سیستمی داشتن که اساسش بر بیگانگی انسان از خویش است و همینطور صنعت حیوانخانگی که با سوءاستفاده از این شرایط به دنبال پُر کردن این خلاء ساختگی است.
بخش دیگری از متن اشاره به شباهتِ رفتاریِ تفکرات پدرسالارانه و مردانگی سمی در نسبت به حیوانات و زنان دارد. به این معنا که پدرسالاری دقیقا چیزی که از یک زن میخواهد این است که موجودی کاملا مطیع، زیبا، قابل کنترل و فردی بدون هیچگونه استقلال شخصیتی و رفتاری باشد.
و در روند متن به بحث درمورد سواستفادهی تفکرِ مردسالاری سمی از بدن زن میرسیم. این بررسی تا اردوگاههای کار اجباری و مرگِ نازیها هم ادامه پیدا میکند و انگار متن دنبال این پیوستگی تفکر پدرسالاری در طول زمان و دورههای مختلف است و میخواهد نشان دهد که چطور این مسئلهی سلطه در همهی موارد روزمرهی ما نفوذ کرده است.
در ادامه متن توصیههایی به مردان میکند که به جای دگر آزاری و سوءاستفاده از بدنِ دیگری، ضعفها و نقاط آسیب پذیر خودشان را بشناسند و در مورد یک رابطهی سالم و برابر آگاهیشان را بالا ببرند. اما در ادامه یک تهدید جدی وارد متن میشود که این قسمت است که باعث اختلاف جدی با بند کراس میشود. تهدید این است که اگر این سیستم سلطه و تفکر پدرسالاری ادامه پیدا کند به احتمال زیاد زنان دست به مقابله به مثل خواهند زد و حتی اقدام به اخته کردن مردان میکنند. این بخش از دید بند کراس ترویج خشونت طلبی است و به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
به هر روی بند پویزنگرلز یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین بندهای جریان پانک است که نسبت به زمانهی خودش و حتی این روزهای ما عمیقتر به مسائل جامعه و روابط انسانی نگاه کرده است و نقدهای جدی و قابل تامل ارائه داده.
@PUNK_ALBUMS x @PunkRockerz
#Documentary: Bastards Of Young
سال انتشار: 2006
کارگردان: Shannon Hartman
توضیح: مستندی راجع به شکل گیری جریان پانکِ مدرن در اوایل دو هزار که موجی جدید از بندهای ایمو بودند. در این مستند شاهد این هستیم که چطور بندهای مختلف به شکلی مستقل در تلاش هستند که دست به تولید موسیقیی بزنند که نیاز نباشد از سمت رکورد لیبلِ بزرگی به آنان تحمیل شود.
@PUNK_ALBUMS x @PunkRockerz
Indie Rock:
ایندی راک در دههٔ ۱۹۸۰ از دلِ موسیقیِ زیرزمینیِ بریتانیا و آمریکا شکل گرفت و در ابتدا بیشتر از آنکه یک سبکِ موسیقایی مشخص باشد، یک شیوهٔ فعالیت و یک موضع در برابرِ صنعتِ موسیقی بود. واژهٔ indie مخففِ independent است و در اصل به گروهها و هنرمندانی اشاره داشت که آثارشان را بدونِ کمکِ لیبلهای بزرگ و خارج از جریانِ اصلیِ موسیقی منتشر میکردند. بنابراین دلیلِ اصلیِ پیدایشِ ایندی راک را میتوان این دانست که نسلِ جدیدی از آرتیستها میخواستند استقلالِ هنری و اقتصادیِ خود را در برارِ صنعتِ موسیقی حفظ کنند.
برخی از بندهای بنیانگذار:
The Smiths
R.E.M.
Pavement
The Jesus and Mary Chain
این جریان در واکنش به محدودیتهای موسیقیِ تجاریِ راک و پاپ شکل گرفت. در اواخرِ دههٔ ۱۹۷۰ پانک نشان داده بود که یک گروه میتواند بدونِ نیاز به شرکتهای بزرگِ موسیقی، خودش موسیقی را تولید، منتشر و اجرا کند. پس از فروکش کردنِ موجِ اولیهٔ پانک، این ایده در قالبِ شبکهای از لیبلهای مستقل، فروشگاههای موسیقی، مجلات، زینها، ایستگاههای رادیویی و سالنهای کوچک ادامه پیدا کرد و به شاخههای مختلف تقسیم شد. ایندی راک هم از همین زیرساخت استفاده کرد، اما برخلافِ پانک به دنبالِ موسیقیِ خشن و سریع نبود؛ گروهها میتوانستند هر صدایی را که میخواستند بسازند.
در بریتانیا، پستپانک و فرهنگِ مستقلِ دههٔ ۱۹۸۰ نقشِ بسیار مهمی در شکلگیریِ ایندی داشتند. لیبلهایی مانندِ Rough Trade و Creation Records امکانِ انتشارِ آثارِ گروههایی را فراهم کرده بودند که با معیارهای مارکتِ آن زمان سازگار نبودند. گروههایی مانندِ The Smiths، The Jesus and Mary Chain و Primal Scream هرکدام به شکلی متفاوت نشان دادند که موسیقیِ مستقل میتواند هم هویتِ مشخصِ خودش را داشته باشد و هم به مخاطبانِ گستردهتری دست پیدا کند. در آمریکا نیز صحنههایی مانندِ college rock و شبکهٔ لیبلهای مستقل، زمینه را برای رشدِ گروههایی مانندِ R.E.M. و بعدها Pavement فراهم کردند.
اما استقلال فقط مسئلهٔ اقتصادی نبود؛ بسیاری از گروههای ایندی عمداً از صدای بیش از حد تمیز، تولیداتِ پرهزینه و تصویرِ راکاستاریِ موسیقی فاصله گرفتند و خودِ این موضوع بهتدریج به یک زیباییشناسی تبدیل شد.
از نظرِ موسیقایی، سبکِ ایندی راک به ژانری بسیار متنوع تبدیل شد. یک گروه میتوانست از پانکراک یا پستپانک بیاید، گروهی دیگر از فولک و پاپ، دیگری از نویز راک؛ به نوعی میتوان گفت که این سبک هم مثلِ آلترناتیو راک محدودیتِ خاصی نداشت و به همهی گروهها خوشامد میگفت. در دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، شاخههایی مانندِ indie pop، jangle pop، noise pop، lo-fi و math rock در همین فضای مستقل رشد کردند. بنابراین چیزی که این گروهها را کنارِ هم قرار میداد، لزوماً صدای مشترک نبود؛ بلکه شیوهٔ تولید و انتشار، و همینطور دیدگاهشان به موسیقی بود.
در جریانِ اصلی، موفقیت معمولاً به معنای دسترسیِ گستردهتر به مخاطبها، تولیدِ حرفهایتر و سازگاریِ بیشتر با سلیقهٔ مارکت بود؛ اما بسیاری از گروههای ایندی ترجیح میدادند که حتی با وجودِ مخاطبِ کمتر، کنترلِ بیشتری روی موسیقیِ خود داشته باشند. این استقلال به آنها اجازه میداد قطعاتِ نامتعارفتر بسازند، ساختارهای پاپ را بشکنند، صدای ضبطشده را عمداً خام نگه دارند یا حتی در صورتِ شکستِ تجاری هم باز به مسیرِ خودشان ادامه دهند.
با این حال، ایندی هم تا آخر در تضادِ مطلق با موفقیتِ تجاری نماند، و این موضوع شاید از دیدِ خیلی از مخاطبان ناراحتکننده باشد اما برخی طورِ دیگری به آن نگاه میکنند..، گروههایی که در ابتدا کاملاً مستقل بودند، بدونِ حمایت و تاییدِ کلهگندههای صنعتِ موسیقی به موفقیتهای بسیار بزرگی دستیافته بودند و این یک پیروزی برای مخالفانِ جریانِ اصلی به شمار میرفت. در دههٔ ۱۹۹۰، موفقیتِ گروههایی مانندِ Pavement، Guided by Voices و Built to Spill نشان داد که موسیقیِ مستقل هم میتواند مخاطبانِ گستردهای پیدا کند بدونِ اینکه الزاماً تمامِ ویژگیهای جریانِ اصلی را بپذیرد؛ درست مانندِ گرانج و آلترناتیو راک. در دههٔ ۲۰۰۰ نیز موجِ indie rock revival با گروههایی مانندِ The Strokes، Interpol، The White Stripes و Yeah Yeah Yeahs ایندی را به بخشِ مهمی از موسیقیِ جریانِ اصلی تبدیل کرد.
@PUNK_ALBUMS x @PunkRockerz
20 نفر حاضر شدن که در هزینهی ترجمه به ما کمک کنن، اگر تمام این افراد واقعا اینکار رو انجام بدن هزینه تقسیم بر تعداد میشه و یه چیزی حدود 50هزار تومن برای هر نفر درمیاد.
بچههایی که میخوان کمک کنن تا نهایتا دو روز آینده (شنبه) به @UNHXLY666 پیام بدن و اعلام کنن که هستن تا از تعداد نفرات مطمئن بشیم؛ بعد از اینکه تعداد واقعی مشخص شد به بچهها میگیم که هزینه برای هر نفر چقدر میشه و اگه کسی توانایی پرداخت اون مقدار رو به هر دلیلی نداشت اسمش رو از لیست در میاریم که هیچ اشکالی هم نداره همین که قصد داشته بود کمک کنه یه دنیا میارزه.
ولی واقعا این تعداد امیدوار کنندهست، فکر میکردیم نهایتا ۵ ۶ نفر حاضر باشن همکاری کنن اونم فقط کسایی که از قبل میشناسیمشون. البته که هزینهی سنگینی قرار نیست باشه خیلی دیگه بخواد زیاد بشه پول یه پاکت سیگار میشه؛ اما مسئله پول نیست، همین نشون داد که بچهها به کالچر اهمیت میدن و فقط ما نیستیم که حاضریم براش هزینه کنیم، دمشون گرم واقعا
اونایی هم که نمیتونن کمک کنن حتما یه دلیلی براش داشتن فدای سرشون دم اونا هم گرم
عشق به همتون❤️🩹🧷
Band: #Tear_Up
Genre: #Punk_Rock #Oi
Country: United Kingdom 🇬🇧
Album: Repeat Offenders
Released: 2025
Channel ID:@PUNK_ALBUMS