4815
﷽ کانال تحلیلی-خبری گروه خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد @mersadcss ارتباط با ادمین: @Mers_ad
♨️نتانیاهو: ائتلاف عربستان، قطر و ترکیه «پیمان ابراهیم» را به خطر میاندازد
🔺بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، نزدیکی دیپلماتیک عربستان سعودی به قطر و ترکیه را تهدیدی جدی برای گسترش «پیمان ابراهیم» و مانعی بزرگ در مسیر عادیسازی روابط ریاض و تلآویو توصیف کرد. نتانیاهو در یک کنفرانس خبری با ابراز نگرانی از شکلگیری این بلوک غیررسمی، مدعی شد این ائتلاف با هدف مقابله با نفوذ "اسرائیل" و امارات در منطقه ایجاد شده و از نیروهایی حمایت میکند که مشروعیت "اسرائیل" را به چالش میکشند.
🔺این شکاف دیپلماتیک در پی تنشهای بیسابقه میان ریاض و ابوظبی در یمن و جنگ غزه تشدید شده است؛ تا جایی که گزارشها از تلاش برای پیوستن ترکیه به پیمان نظامی عربستان و پاکستان تحت عنوان «ناتوی اسلامی» حکایت دارد. در حالی که امارات با تقویت همکاریهای امنیتی و اقتصادی با رژیم صهیونیستی و نزدیکی به هند به این تحرکات واکنش نشان داده، نتانیاهو تأکید کرد که عادیسازی تنها در صورت خروج ریاض از این ائتلافهای رقیب و پذیرش یک «اسرائیل قدرتمند و امن» میسر خواهد بود.
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️چراغ سبز دولت ترامپ به فروش تسلیحات ۱۶ میلیارد دلاری به عربستان و رژیم صهیونیستی در اوج تنش با ایران
🔺پنتاگون اعلام کرد دولت ترامپ با فروش احتمالی تسلیحات به ارزش ۱۵.۷ میلیارد دلار به عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی، در بحبوحه تنشهای فزاینده با ایران موافقت کرده است. این بسته تسلیحاتی شامل قراردادی ۹ میلیارد دلاری برای عربستان سعودی جهت خرید ۷۳۰ موشک رهگیر پاتریوت (PAC-3) و تجهیزات مرتبط از شرکت لاکهید مارتین است که با هدف ارتقای سیستم پدافند هوایی و مقابله با تهدیدات موشکهای بالستیک و کروز انجام میشود.
🔺همزمان، چهار قرارداد به ارزش مجموع ۶.۷ میلیارد دلار برای اسرائیل تایید شده که شامل ۳۰ فروند بالگرد تهاجمی آپاچی AH-64E، بالگردهای سبک تجسسی و ۳۲۵۰ دستگاه خودروی تاکتیکی سبک (JLTV) است. وزارت دفاع آمریکا هدف از این اقدام را تقویت توان دفاعی متحدان منطقهای در حفاظت از زیرساختهای حیاتی و مرزها عنوان کرد.
🔺نهایی شدن این معاملات منوط به تایید کنگره است که بر اساس آن، قانونگذاران ۱۵ روز برای اعتراض به قرارداد رژیم صهیونیستی و ۳۰ روز برای عربستان فرصت دارند. با این حال، فرآیند ساخت و تحویل نهایی این تجهیزات ممکن است چندین سال به طول انجامد.
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ هرمز بر لبه جنگ؛ خلیج فارس در برابر خطرناکترین آزمون اقتصادی دهههای اخیر
🔺 تحلیل بخش اقتصادی روزنامه «العربی الجدید» در فوریه ۲۰۲۶ به بررسی وضعیت بحرانی تنگه هرمز و پیامدهای فاجعهبار هرگونه درگیری نظامی بر اقتصاد کشورهای عضو شورای همکاری میپردازد. این گزارش استدلال میکند که خلیج فارس اکنون با جدیترین چالش ژئواکونومیک خود از زمان جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰ روبروست. قرار گرفتن هرمز در کانون تنشهای میان ایران و ایالات متحده، نه تنها جریان انرژی جهانی را با تهدیدی بیسابقه مواجه کرده، بلکه ثبات مالی پایتختهای خلیج فارس را که برای پیشبرد پروژههای بلندپروازانه خود به امنیت این آبراه وابستهاند، به لرزه درآورده است. افزایش سرسامآور هزینههای بیمه دریایی و تغییر مسیر کشتیهای تجاری، نخستین نشانههای این آزمون اقتصادی دشوار است.
🔺 وابستگی کشورهای خلیج فارس به تنگه هرمز برای صادرات نفت و گاز، پاشنه آشیل استراتژیهای توسعه آنها محسوب میشود. حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد نفت مصرفی جهان و بخش عظیمی از گاز مایع (LNG) قطر از این گذرگاه عبور میکند. اگرچه عربستان سعودی و امارات خطوط لولهای را به سمت دریای سرخ و دریای عمان (مانند خط لوله شرق به غرب و خط لوله فجیره) احداث کردهاند، اما این زیرساختها تنها ظرفیت انتقال بخشی از تولیدات آنها را دارند. کشورهای کوچکتری نظیر کویت و قطر تقریباً به طور کامل به باز ماندن هرمز وابستهاند و هرگونه انسداد، حتی به صورت کوتاهمدت، به معنای توقف درآمدهای ارزی و فلج شدن بودجههای ملی این کشورها خواهد بود.
🔺 بحران کنونی فراتر از بخش انرژی، قلب تپنده اقتصادهای غیرنفتی منطقه را نیز هدف قرار داده است. مدلهای اقتصادی دبی و دوحه که بر پایه لجستیک جهانی، هوانوردی و گردشگری بنا شدهاند، به شدت به تصور «ثبات و امنیت» وابستهاند. سایه جنگ بر تنگه هرمز، این تصویر را مخدوش کرده و باعث فرار سرمایههای خارجی و کاهش تقاضا در بخشهای کلیدی شده است. ایرلاینهای بزرگ منطقه با چالش افزایش قیمت سوخت و تغییر مسیرهای پروازی روبرو هستند و پروژههای عظیم عمرانی در عربستان که به جذب سرمایهگذاری بینالمللی چشم دوختهاند، با تردید جدی سرمایهگذاران مواجه شدهاند. آزمون بزرگ سال ۲۰۲۶ این است که آیا این کشورها میتوانند بدون امنیت هرمز، به رویای تنوعبخشی اقتصادی خود ادامه دهند یا خیر.
🔺 در لایه دیپلماتیک، این فشار اقتصادی باعث شده است تا پایتختهای خلیج فارس به «وضعیت اضطراری» وارد شوند. ریاض و ابوظبی علیرغم اختلافات عمیق در پروندههای منطقهای، در هراس از بسته شدن هرمز با یکدیگر همنظر هستند. آنها به جای تشویق واشنگتن به برخورد نظامی، اکنون در حال فشار بر دولت ترامپ برای استفاده از ابزارهای فشار غیرنظامی و باز نگه داشتن مسیرهای گفتگو با تهران هستند. این کشورها به خوبی درک کردهاند که در صورت وقوع جنگ، اولین اهداف تلافیجویانه، ایستگاههای آبشیرینکن و پالایشگاههای آنها خواهد بود که میتواند یک بحران اقتصادی را به یک فاجعه انسانی تمامعیار تبدیل کند.
🔺 در نهایت، العربی الجدید نتیجه میگیرد که تنگه هرمز همچنان تعیینکننده سرنوشت سیاسی و اقتصادی شبهجزیره است. تا زمانی که شکوفایی منطقه به یک نقطه آسیبپذیر گره خورده باشد، استقلال راهبردی این کشورها محدود خواهد ماند. بحران سال ۲۰۲۶ یادآوری تلخی است که حتی تریلیونها دلار سرمایه و مدرنترین صنایع نیز در برابر بسته شدن یک آبراه ۳۹ کیلومتری ناتوان هستند. نتیجه این تقابل مشخص خواهد کرد که آیا خلیج فارس میتواند به مسیر رشد خود ادامه دهد یا دوباره در چرخهای از درگیریهای فرسایشی و رکود اقتصادی فرو خواهد رفت که تمام دستاوردهای دهههای اخیر را به باد میدهد.
#عربستان #امارات #قطر #بحرین #کویت
https://www.alaraby.co.uk/economy/%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D9%89-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%8الخلیج-%D8%A3%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A3%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D9%85%D9%86%D8%B0-%D9%89%D9%82%D9%88%D8%AF
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ آیا عربستان سعودی در حال فاصله گرفتن از ایالات متحده است؟
🔺 یادداشت علی شهابی در نشریه نیوزویک به تاریخ انتهای ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی این پرسش کلیدی میپردازد که آیا ریاض در مسیر جدایی راهبردی از واشنگتن قرار دارد یا خیر. این تحلیل با عنوان «آیا عربستان در حال فاصله گرفتن از ایالات متحده است؟» به مقابله با روایتی میپردازد که اخیراً در رسانههای آمریکایی شکل گرفته و مدعی است پادشاهی سعودی دیگر متحدی قابلاعتماد برای آمریکا نیست. شهابی استدلال میکند که آنچه ناظران غربی به عنوان «فاصله گرفتن» تعبیر میکنند، در واقع بلوغ سیاسی یک قدرت میانی است که به جای پیروی کورکورانه، سیاست «اول عربستان» را برای تأمین منافع ملی و تحقق چشمانداز ۲۰۳۰ در پیش گرفته است.
🔺 یکی از شواهد اصلی این تغییر رفتار، امتناع ریاض از پیوستن به ائتلافهای نظامی تحت رهبری آمریکا، از جمله عملیات «نگهبان رفاه» برای مقابله با انصارالله در دریای سرخ است. نیوزویک اشاره میکند که در حالی که بحرین به عنوان تنها کشور عربی به این ائتلاف پیوست، عربستان سعودی علیرغم حضور در مجاورت دریای سرخ، ترجیح داد از این نبرد دریایی فشرده فاصله بگیرد. این تصمیم نشاندهنده اولویتهای جدید پادشاهی است که نمیخواهد امنیت و پروژههای اقتصادی خود را فدای استراتژیهای تهاجمی واشنگتن کند که لزوماً با منافع بلندمدت ریاض همسو نیستند.
🔺 در حوزه انرژی نیز واگرایی مشهود است؛ جایی که عربستان با افزایش تدریجی تولید نفت و اولویت دادن به سهم بازار بر قیمتهای نجومی، عملاً در مسیر متفاوتی از خواستههای برخی جناحهای سیاسی در واشنگتن گام برداشته است. شهابی معتقد است که پادشاهی دیگر مایل نیست برای توازن بودجه دیگران، سهم بازار خود را فدا کند. این دکترین اقتصادی که بر پایه استقلال عمل بنا شده، نشان میدهد که ریاض در حال گذار از یک «شریک کوچک» به یک بازیگر مستقل است که از ابزار نفت برای تحکیم موقعیت جهانی خود و نه صرفاً به عنوان ابزار فشار دیپلماتیک برای واشنگتن استفاده میکند.
🔺 یادداشت نیوزویک همچنین به رقابت میان عربستان و امارات به عنوان عاملی در بازتعریف روابط با آمریکا میپردازد. در حالی که امارات متحده عربی پیوندهای خود را با هند و رژیم صهیونیستی در قالب پیمانهای جدید تقویت کرده است، عربستان با تشکیل بلوکهای نوین با ترکیه و پاکستان، به دنبال ایجاد یک موازنه قدرت مستقل است که در آن وابستگی به چتر امنیتی آمریکا لایهبندی شده و متنوع باشد. این راهبرد «پوشش ریسک» به ریاض اجازه میدهد تا در جهان چندقطبی ۲۰۲۶، همزمان با حفظ پیوندهای امنیتی با واشنگتن، روابط استراتژیک خود را با پکن و مسکو نیز گسترش دهد.
🔺 در نهایت، شهابی نتیجه میگیرد که رابطه میان ریاض و واشنگتن از یک پیوند ایدئولوژیک و سنتی به یک رابطه «مبادلهای و مبتنی بر واقعگرایی» تغییر شکل داده است. پادشاهی سعودی اکنون بیش از هر زمان دیگری بر حاکمیت ملی و استقلال در تصمیمگیری تأکید دارد و انتظار دارد واشنگتن این واقعیت جدید را به رسمیت بشناسد. به جای فاصله گرفتن، ما شاهد بازتعریف یک اتحاد قدیمی هستیم که در آن عربستان سعودی دیگر حاضر نیست هزینههای سیاستهای منطقهای آمریکا را بدون دریافت تضمینهای امنیتی و اقتصادی متناسب پرداخت کند.
#عربستان
https://www.newsweek.com/is-saudi-arabia-drifting-away-from-the-u-s-opinion-11437350
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ بدون تعهد متقابل؛ تعمیق پیوندهای دفاعی امارات و هند در مسیر استقلال راهبردی
🔺 تحلیل اخیر المانیتور در ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی ابعاد نوین روابط استراتژیک میان امارات متحده عربی و هند در پی سفر رسمی شیخ محمد بن زاید به دهلینو میپردازد. امضای «نامه اعلام تمایل» (LOI) برای ایجاد یک مشارکت دفاعی استراتژیک، نشاندهنده گام بلند ابوظبی برای تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود است. با این حال، نکته محوری این توافق که در عنوان گزارش المانیتور با عبارت «بدون قید و شرط» توصیف شده، اجتناب آگاهانه دو طرف از ارائه تضمینهای دفاعی متقابل و الزامی است که به آنها اجازه میدهد بدون درگیر شدن در تعهدات امنیتی سخت، همکاریهای نظامی خود را توسعه دهند.
🔺 این رویکرد «بدون قید و شرط» بازتابدهنده دکترین استقلال راهبردی هر دو کشور است که در آن تعمیق پیوندها منجر به سلب اختیار عمل در بحرانهای منطقهای نمیشود. برای امارات، هند به عنوان یک قدرت هستهای و صاحب صنایع پیشرفته دفاعی، گزینهای ایدهآل برای کاهش وابستگی مطلق به چتر امنیتی ایالات متحده محسوب میشود. برای دهلینو نیز، این مشارکت بخشی از معماری جدید «غرب آسیا» است که به هند اجازه میدهد بدون ورود به تنشهای فرقهای یا ائتلافهای نظامی سنتی، نفوذ استراتژیک و اقتصادی خود را در خلیج فارس گسترش دهد.
🔺 المانیتور این توافق را با پیمان دفاع متقابل میان عربستان سعودی و پاکستان که در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد، مقایسه میکند. در حالی که ریاض و اسلامآباد متعهد شدند که هرگونه تهاجم به یکی را تهاجم به دیگری تلقی کنند، ابوظبی و دهلینو آگاهانه از چنین تعهدی خودداری کردهاند. این تفاوت رویکرد نشاندهنده واگرایی استراتژیک میان عربستان و امارات است؛ جایی که ریاض به دنبال ائتلافهای سخت نظامی برای مقابله با تهدیدات است، امارات بر ایجاد شبکهای منعطف از شرکا تمرکز دارد که حاکمیت و آزادی عمل آن را محدود نمیکند.
🔺 در لایهای فراتر از همکاریهای نظامی، این پیمان دفاعی با اهداف اقتصادی کلان پیوند خورده است. دو کشور توافق کردهاند که حجم تجارت غیرنفتی خود را تا سال ۲۰۳۲ به ۲۰۰ میلیارد دلار برسانند که دو برابر سطح کنونی است. این پیوند عمیق اقتصادی در حوزههای فضا، انرژی و فناوریهای پیشرفته، پشتوانه محکمی برای مشارکت دفاعی فراهم میکند. از نگاه المانیتور، امارات با این حرکت در حال تثبیت موقعیت خود به عنوان یک هاب ژئواکونومیک است که از طریق پیوند با قدرتهای نوظهور آسیایی، وزن خود را در برابر فشارهای واشنگتن و رقابتهای منطقهای با ریاض افزایش میدهد.
🔺 رقابتهای فزاینده میان عربستان و امارات در پروندههایی نظیر یمن و شاخ آفریقا، ابوظبی را وادار کرده تا به دنبال شرکایی خارج از مدارهای سنتی باشد. در حالی که عربستان بر تقویت محورهای قدیمی تمرکز دارد، امارات با جذب هند به عنوان یک شریک دفاعی، در حال ترسیم نقشهای جدید برای امنیت خلیج فارس است که در آن «قابلیتهای حرفهای» بر «تضمینهای متقابل» اولویت دارند. این دکترین جدید که المانیتور آن را راهبردی هوشمندانه توصیف میکند، به امارات اجازه میدهد تا در جهان چندقطبی ۲۰۲۶، موازنهای ظریف میان منافع خود و ائتلافهای بزرگ برقرار کند.
#امارات #عربستان
https://www.al-monitor.com/originals/2026/01/no-strings-attached-uae-india-deepen-defense-ties-balk-mutual-guarantees
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ چرا عربستان صلح را رها میکند؟ بازگشت به دکترین قدرت در خلیج فارس
🔺 تحلیل نشریه نشنال اینترست در ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی چرخش تند در سیاست خارجی پادشاهی سعودی و عبور از دوران تنشزدایی به سمت کنشگری تهاجمی میپردازد. این گزارش استدلال میکند که ریاض پس از چند سال تمرکز بر صلح و دیپلماسی برای پیشبرد پروژههای اقتصادی، اکنون به این نتیجه رسیده که رویکرد منعطفش از سوی رقبا و متحدان به عنوان ضعف تعبیر شده است. نشنال اینترست معتقد است که بازگشت عربستان به استفاده از قدرت نظامی، بهویژه علیه داراییهای نظامی امارات در یمن، نشاندهنده پایان دکترین آرامش به هر قیمت و آغاز مرحلهای است که در آن ثبات منطقه باید صرفاً بر اساس پارامترهای ریاض تعریف شود.
🔺 این گزارش تأکید میکند که محرک اصلی این تغییر رفتار، سرخوردگی پادشاهی از استراتژیهای تجزیهطلبانه و مداخلهجویانه امارات در دریای سرخ و شاخ آفریقاست. ریاض معتقد است که حمایت ابوظبی از بازیگران غیردولتی و تضعیف حاکمیت مرکزی در کشورهایی نظیر یمن و سودان، مستقیماً امنیت ملی و مرزهای عربستان را تهدید میکند. حمله هوایی دسامبر ۲۰۲۵ به بندر المکلا پیامی نمادین بود مبنی بر اینکه عربستان دیگر اجازه نمیدهد مدلهای امنیتی موازی در حیاط خلوتش رشد کنند. از نظر پادشاهی، صلح واقعی بدون تثبیت قدرت مرکزی و مهار گروههای نیابتی که منافع دیگران را پیش میبرند، امکانپذیر نیست.
🔺 نشنال اینترست به تضاد میان آرمانهای اقتصادی چشمانداز ۲۰۳۰ و واقعیتهای ژئوپلیتیک اشاره میکند. در حالی که محمد بن سلمان برای میزبانی جام جهانی و اکسپو به منطقهای آرام نیاز دارد، به این درک رسیده است که صلح تحمیلی از سوی رقبای منطقهای میتواند به معنای حاشیهنشین شدن دائمی عربستان در بازار انرژی و لجستیک باشد. بنابراین، ریاض اکنون در حال گذار به یک سیاست خارجی است که در آن بازدارندگی نظامی مکملِ جذابیتهای اقتصادی است. این دکترین جدید به معنای رها کردن صلح نیست، بلکه تغییر تعریف صلح از یک توافق دوجانبه به یک نظم تحت رهبری عربستان سعودی است.
🔺 در سطح بینالمللی، این تغییر رفتار چالشی جدی برای دولت دوم ترامپ ایجاد کرده است. واشنگتن که بر روی همگرایی عربی علیه ایران حساب باز کرده بود، اکنون با عربستانی روبروست که ابایی از برخورد سخت با دیگر متحد اصلی آمریکا یعنی امارات ندارد. نشنال اینترست معتقد است که ریاض در حال آزمایش مرزهای حمایت ترامپ است تا ببیند واشنگتن تا حد حاضر است برتری هژمونیک پادشاهی را در برابر بلندپروازیهای امارات به رسمیت بشناسد. این وضعیت نشان میدهد که عربستان به دنبال خروج از زیر سایه مشاورههای خارجی و ترسیم نقشهای است که در آن خود به عنوان پلیس منطقه عمل میکند.
🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه میگیرد که آنچه خروج عربستان از مسیر صلح به نظر میرسد، در واقع تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی نظم دولتمحور در خاورمیانه است. ریاض با حمله به مواضع امارات در یمن و تقابل با طرحهای تجزیهطلبانه در سودان، در حال ارسال این پیام است که هیچ پروژهای در شبهجزیره و دریای سرخ بدون هماهنگی و تأیید پادشاهی به نتیجه نخواهد رسید. سال ۲۰۲۶ سالی خواهد بود که در آن قدرتهای منطقهای متوجه میشوند عربستان جدید، برای حفظ ثبات مدنظر خود، ترسی از رها کردن ابزارهای دیپلماسی سنتی و بازگشت به میدان نبرد نظامی ندارد.
#عربستان #امارات
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-is-saudi-arabia-abandoning-peace
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ مروری بر برخی از مهمترین تحولات هفتههای اخیر، بخش اول
🔘فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی، در اظهاراتی روابط با امارات را برای ثبات منطقه «حیاتی» خواند، اما تداوم آن را مشروط به خروج کامل ابوظبی از یمن دانست. بنفرحان در نشست خبری در ورشو گفت تصمیم امارات برای ترک کامل یمن میتواند پایه حفظ روابط قوی و مثبت میان دو کشور و در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس باشد. اگرچه امارات اعلام کرده نیروهایش را بهطور کامل خارج کرده، اما لحن قاطع ریاض نشان میدهد این امر هنوز رخ نداده و آینده ائتلاف استراتژیک دو کشور، اکنون به پایان قطعی مداخله ابوظبی در یمن گره خورده است.
🔘بنابه گزارشی از بلومبرگ، ترکیه در مراحل پیشرفتهای از مذاکرات برای پیوستن به «پیمان دفاع راهبردی متقابل» (SMDA) با عربستان و پاکستان است؛ ائتلافی که با دارا بودن بند «حمله به یکی برابر با حمله به همه» (مشابه بند 5 ناتو)، پس از حمله رژیم صهیونیستی به دوحه قطر شکل گرفت. این همگرایی که در برخی رسانهها از آن به «ناتوی اسلامی» یاد شده، قدرت مالی ریاض، بازدارندگی هستهای اسلامآباد و صنعت دفاعی پیشرفته آنکارا را با هدف ایجاد یک بلوک قدرت بومی به هم پیوند میدهد. محرک اصلی این پیمان، بیاعتمادی به تعهدات امنیتی واشنگتن، مقابله با تهدیدات رژیم و مدیریت تنشهای منطقهای با ایران، هند و افغانستان عنوان شده است. این پیمان با توجه به تنشهای کنونی میان ریاض-ابوظبی نیز اهمیتی دو چندان پیدا میکند.
🔘سومالی و مصر به طور فزایندهای به سمت همگرایی بیشتر با عربستان و دوری از امارات هستند؛ دولت سومالی -که اخیراً نیز مورد حمایت قاطع ریاض در برابر شناسایی سومالیلند قرار گرفته- همه توافقات با ابوظبی – ازجمله قراردادهای مربوط به بنادر راهبردی- را لغو و پروازها از امارات را نیز ممنوع کرده است. همچنین گزارش شده قاهره نیز اطلاعات محرمانه مربوط به فعالیتهای ابوظبی در یمن را در اختیار ریاض قرار داده است.
🔘در پی تشدید تنشها و تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی بهطور رسمی و مستقیم اعلام کردند که اجازه نخواهند داد از خاک، حریم هوایی یا آبی آنها برای هرگونه اقدام نظامی یا لجستیکی علیه تهران استفاده شود. محمد بن سلمان و مقامات اماراتی بر دیپلماسی و احترام به حاکمیت ملی تأکید کردهاند. با این حال، واقعیت میدانی حاکی از وضعیتی مغایر با این مواضع است؛ و برخی گزارشها از ارسال تجهیزات به عربستان و نیز استقرار جنگندههای انگلیسی در قطر خبر میدهند.
🔘بنابه گزارشها، امارات متحده عربی از طرح مدیریت فرودگاه بینالمللی اسلامآباد عقبنشینی کرده است. در حالی که چارچوب این قرارداد خصوصیسازی در اوت ۲۰۲۵ نهایی شده بود، مذاکرات به دلیل عدم معرفی یک شریک محلی از سوی امارات و کاهش تمایل این کشور به پروژه، با شکست مواجه شد. این رخداد در سایه تغییرات ژئوپولیتیک منطقه، از جمله پیمان دفاعی جدید پاکستان با عربستان و در مقابل، نزدیکی دفاعی و تجاری امارات به هند صورت میگیرد. با وجود تاریخچه همکاریهای هوایی، نوسازی بخش فرسوده هوانوردی پاکستان برای سرمایهگذاران به چالشی جدی تبدیل شده است.
🔘تنشهای اخیر میان عربستان سعودی و امارات، موجب نگرانی عمیق در بازارهای مالی و تجاری منطقه شده است. بنابه گزارش بلومبرگ، با وجود حجم مبادلات ۲۲ میلیارد دلاری، شرکتهای بینالمللی از ترس تکرار تجربه تحریم قطر، در حال تدوین طرحهای اضطراری هستند. گزارشهایی مبنی بر دشواری دریافت ویزای تجاری عربستان برای شرکتهای مستقر در امارات منتشر شده که با سیاست ریاض برای انتقال دفاتر مرکزی شرکتها به خاک خود همسو است. علیرغم رقابت شدید برای تبدیل شدن به قطب مالی منطقه، مقامات هر دو کشور پالسهایی مبنی بر تمایل به تنشزدایی ارسال کردهاند و فعالیتهای بانکی تاکنون با اختلال جدی مواجه نشده است.
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ چشماندازها تبدیل به سراب میشوند؛ گسست ریاض-ابوظبی و فروپاشی نظم امنیتی در دریای سرخ
🔺 وبسایت «هورن ریویو» در تحلیلی به قلم «تزاگاب آمار» به تاریخ ۹ ژانویه ۲۰۲۶، به بررسی مرحله جدیدی از تقابل میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی پرداخته است که فراتر از رقابتهای سنتی، اکنون به بازترسیم جغرافیای سیاسی منطقه منجر شده است. این گزارش با عنوان چشماندازهای شکسته استدلال میکند که معماری سنتی همکاریهای خلیج فارس که زمانی ضامن ثبات کریدور دریای سرخ بود، وارد فاز فروپاشی شده و جای خود را به یک رقابت تقابلی آشکار داده است که دیگر تنها به سهمیههای نفتی یا اختلافات دیپلماتیک محدود نمیشود.
🔺 گسست نهایی در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ با حمله هوایی عربستان به محموله تسلیحاتی امارات در یمن رقم خورد، اما ریشه این اصطکاک در یک اختلاف بنیادین بر سر «حاکمیت دولتها» در برابر «پرورش گروههای فرودولتی و تجزیهطلب» نهفته است. طبق این تحلیل، ریاض به شدت نگران استراتژی «امپراتوری دریایی» ابوظبی است که به جای تقویت ساختارهای متمرکز دولتی، بر توانمندسازی بازیگران غیردولتی و چابک مانند دروزیها در سوریه، شورای انتقالی در یمن و نیروهای پشتیبانی سریع در سودان متمرکز شده است تا شبکهای از نفوذ مستقل از چارچوبهای حاکمیتی ایجاد کند. ریاض این رویکرد را «محور تجزیهطلبان» مینامد و آن را تهدیدی وجودی برای تمامیت ارضی و امنیت ملی خود قلمداد میکند.
🔺 این رقابت در شاخ آفریقا به یک آزمایشگاه ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ جایی که به رسمیت شناختن سومالیلند توسط رژیم صهیونیستی با تسهیلگری امارات، خشم سعودی را که خود را نگهبان فدرالیسم در موگادیشو میداند، برانگیخته است. امارات با سرمایهگذاری ۴۴۰ میلیون دلاری در بندر بربره و تغییر سیاست ویزا به نفع پاسپورتهای سومالیلند، عملاً در مسیر تثبیت مناطق خودمختار گام برداشته است.
🔺 گزارش هورن ریویو هشدار میدهد که این وضعیت میتواند به «سودانیزه شدن» اختلافات منطقهای در شاخ آفریقا منجر شود، به طوری که بازیگران محلی برای کسب سلاح و بودجه، ریاض و ابوظبی را علیه یکدیگر بازی دهند. در مقابل، ظهور یک همسویی متقابل میان عربستان، ترکیه و مصر که بر انسجام دولتی تأکید دارند، وزنه جدیدی در برابر مدل اماراتی ایجاد کرده است. نویسنده معتقد است که پایداری منطقه در سال ۲۰۲۶ به این بستگی دارد که آیا این دو قدرت خلیج فارس میتوانند رقابت خود را از طریق دیپلماسی کنترل کنند یا اینکه ابزارسازی از بازیگران فرودولتی و سیاستهای تهاجمی، منجر به عادیسازی تجزیهطلبی و بیثباتی پایدار در دریای سرخ و آفریقا خواهد شد که پایههای حاکمیت ملی را در سراسر منطقه ویران میکند.
#عربستان #امارات
https://hornreview.org/2026/01/09/fractured-visions-the-saudi-uae-schism-and-the-fragmentation-of-the-red-sea-order/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ هراس در ساحل جنوبی؛ واکاوی نگاه کشورهای خلیج فارس به حمله احتمالی آمریکا به ایران
🔺 تحلیل المانیتور در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی فضای سنگین و نگرانکننده در پایتختهای کشورهای خلیج فارس در پی تهدیدات فزاینده دولت ترامپ علیه ایران میپردازد. این گزارش استدلال میکند که برخلاف دوران اول ریاستجمهوری ترامپ، اکنون یک تغییر پارادایم در نگاه متحدان عرب واشنگتن رخ داده است و آنها دیگر تمایلی به تشویق ایالات متحده برای برخورد نظامی با تهران ندارند. کشورهای منطقه که در سالهای اخیر مسیر تنشزدایی و دیپلماسی اقتصادی را در پیش گرفتهاند، هرگونه حمله احتمالی را تهدیدی موجودیتی برای امنیت خود و ثبات بازارهای جهانی انرژی قلمداد میکنند که میتواند دههها سرمایهگذاری آنها را به نابودی بکشاند.
🔺 پادشاهی عربستان سعودی به رهبری محمد بن سلمان، اکنون ثبات منطقهای را پیششرط غیرقابل مذاکره برای تحقق پروژههای عظیم چشمانداز ۲۰۳۰ میبیند. ریاض به وضوح به واشنگتن پیام داده است که به دنبال تکرار سناریوی درگیریهای پرهزینه نیست و از تبدیل شدن به میدان نبرد در جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا اجتناب میکند. مقامات سعودی نگران هستند که هرگونه اقدام نظامی شتابزده، زیرساختهای نفتی و گردشگری آنها را به اهدافی برای تلافیجوییهای سریع تبدیل کند. به همین دلیل، پادشاهی به جای حمایت از گزینه نظامی، بر لزوم یافتن راهحلهای دیپلماتیک که امنیت پایدار را تضمین کند، تأکید دارد.
🔺 امارات متحده عربی نیز که مدل اقتصادی خود را بر پایه امنیت و جذب سرمایهگذاری خارجی بنا کرده است، از تشدید لفاظیهای جنگطلبانه در واشنگتن به شدت نگران است. ابوظبی در ماههای اخیر تلاش کرده تا روابط خود با تهران را به گونهای مدیریت کند که از قرار گرفتن در فهرست اهداف تلافیجویانه در امان بماند. از نگاه امارات، هرگونه اخلال در امنیت دریانوردی در خلیج فارس یا حمله به مراکز تجاری دبی و ابوظبی، ضربهای جبرانناپذیر به اعتبار این کشور به عنوان یک هاب تجاری امن خواهد بود. این کشور اکنون بیش از هر زمان دیگری بر اهمیت تنشزدایی و حفظ کانالهای ارتباطی با همسایه شمالی خود تأکید میکند.
🔺 کشورهای قطر و عمان نیز به عنوان میانجیگران سنتی منطقه، نسبت به عواقب فاجعهبار خطای محاسباتی در واشنگتن یا تهران هشدار میدهند. این کشورها معتقدند که در صورت وقوع جنگ، هیچ طرفی در امان نخواهد بود و کل منطقه وارد یک چرخه ویرانگر از خشونت و هرجومرج خواهد شد. دوحه و مسقط در تلاش هستند تا با انتقال پیامهای دیپلماتیک، از لبه پرتگاه جنگ فاصله گرفته و واشنگتن را به سمت استفاده از ابزارهای غیرنظامی برای مدیریت اختلافات سوق دهند. آنها بر این باورند که امنیت خلیج فارس تقسیمناپذیر است و بیثباتی در یک بخش، به سرعت به تمام منطقه سرایت خواهد کرد.
🔺 در نهایت، گزارش المانیتور تأکید میکند که کشورهای خلیج فارس محدودیتهای سختی را برای استفاده از پایگاههای نظامی آمریکا در خاک خود اعمال کردهاند. این کشورها به صراحت اعلام کردهاند که اجازه نخواهند داد از قلمرو یا حریم هوایی آنها برای انجام حملات تهاجمی علیه ایران استفاده شود تا از هرگونه مشروعیت بخشیدن به حملات تلافیجویانه علیه خود جلوگیری کنند. این موضعگیری نشاندهنده تولد یک بلوک قدرت منطقهای است که علیرغم اختلافات داخلی، در مورد حفظ امنیت سرزمینی خود در برابر ماجراجوییهای قدرتهای بزرگ، به یک همگرایی بیسابقه دست یافته است.
#عربستان #امارات #قطر #عمان
https://www.al-monitor.com/newsletter/2026-01-14/how-gulf-states-view-possible-us-strike-iran
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ بندبازی قاهره میان ریاض و ابوظبی؛ مدیریت بقا در سایه رقابت قطبهای خلیج فارس
🔺 تحلیل انستیتو واشنگتن در ژانویه ۲۰۲۶ به کالبدشکافی راهبرد پیچیده مصر در قبال واگرایی فزاینده میان عربستان سعودی و امارات میپردازد. این گزارش استدلال میکند که بقای اقتصادی و امنیت ملی مصر بیش از هر زمان به این دو رقیب وابسته است و قاهره برای حفظ تعادل، از الگوی تفکیک دقیق استفاده میکند. مصر در مسائل مربوط به نقدینگی سریع و سرمایهگذاریهای کلان به امارات متمایل میشود، اما در پروندههای امنیت منطقهای، خود را با عربستان همسو نگه میدارد. این رویکرد به قاهره اجازه داده تا ضمن جذب میلیاردها دلار سرمایه، استقلال راهبردی خود را در مسائل بنیادین حفظ کند.
🔺 در حوزه اقتصادی، وابستگی مصر به این دو کشور جنبه حیاتی دارد. امارات منبع اصلی تزریق نقدینگی فوری است، اما عربستان ستون استراتژیک اقتصاد مصر محسوب میشود که از طریق سپردههای بلندمدت، فرآوردههای نفتی و حوالههای ارزی کارگران، ثبات کلان این کشور را تضمین میکند. قاهره به جای انتخاب میان این دو مدل، از رقابت پنهان آنها برای دریافت شرایط بهتر بهره میبرد و اجازه نمیدهد هیچیک از این دو رقیب، کنترل مطلق بر داراییهای استراتژیک مرتبط با کانال سوئز را به دست آورند. مصر با تنوعبخشی به ریسکهای خود، تلاش میکند موازنهای میان نفوذ ابوظبی و ریاض در اقتصاد داخلی ایجاد کند.
🔺 سودان به عنوان یکی از خطرناکترین نقاط واگرایی، آزمونی جدی برای دیپلماسی مصر است. قاهره ارتش سودان را تنها شریک نهادی برای حفظ تمامیت ارضی همسایه جنوبی و تأمین امنیت حقآبه نیل میبیند. این در حالی است که امارات متهم به حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع است که از نظر قاهره، تهدیدی برای ثبات نهادی سودان محسوب میشوند. مصر به جای تقابل مستقیم با ابوظبی، خود را در مسیرهای میانجیگری تحت رهبری عربستان لنگر انداخته تا ضمن همسویی با ریاض در حفظ ساختار دولت در سودان، اصطکاک مستقیم با امارات را به حداقل برساند و از فروپاشی نهادهای سودانی جلوگیری کند.
🔺 در دریای سرخ و یمن نیز قاهره به رویکرد نهادمحور عربستان نزدیکتر است. هر دو کشور بر حفظ آزادی کشتیرانی و حمایت از دولتهای مرکزی تأکید دارند. مصر نسبت به الگوی امارات در ایجاد نفوذ از طریق بازیگران فرودولتی و کنترل جزایر بدبین است، زیرا معتقد است این رویکرد میتواند منطقه دریای سرخ را به مجموعهای از حوزههای نفوذ رقیب تبدیل کرده و امنیت کانال سوئز را به مخاطره اندازد. به همین دلیل، قاهره در هماهنگیهای امنیتی دریایی، ریاض را شریک قابلاعتمادتری میبیند که اولویتهای مشابهی در حفظ ثبات کلاسیک و جلوگیری از فرسایش حاکمیت دولتها در منطقه دارد.
🔺 انستیتو واشنگتن تأکید میکند که واشنگتن باید درک کند استراتژی مصر ناشی از آسیبپذیری عمیق است. قاهره برای فرار از فشار انتخاب، گزینههای خود را از طریق پیوستن به بریکس و بهبود روابط با قطر و ترکیه گسترش داده، اما اینها جایگزین حمایت خلیج فارس نیستند. دیپلماسی ایالات متحده باید با ایجاد گفتگوهای ساختارمند میان قاهره، ریاض و ابوظبی، از تبدیل شدن رقابتهای خلیج فارس به عاملی برای بیثباتی مصر جلوگیری کند. موفقیت قاهره در این بندبازی نه تنها برای اقتصاد این کشور، بلکه برای حفظ ثبات در کریدورهای انرژی و استمرار همکاریهای منطقهای با اسرائیل نیز حیاتی است.
#عربستان #امارات
https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/egypts-tightrope-walk-between-saudi-arabia-and-uae
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ پیمان ترکیه-عربستان-پاکستان و بازار امنیتی که جایگزین قطعیتهای قدیمی میشود
🔺 تحلیل گونی یلدیز در نشریه فوربز (۱۱ ژانویه ۲۰۲۶) به بررسی تحولی بنیادین در معماری امنیتی خاورمیانه و جنوب آسیا میپردازد که در آن قطعیتهای قدیمی مبتنی بر چتر حمایتی غرب، جای خود را به یک بازار امنیتی چندلایه و تراکنشی دادهاند. این گزارش با عنوان پیمان ترکیه-عربستان-پاکستان و بازار امنیتی که جایگزین قطعیتهای قدیمی میشود استدلال میکند که منطقه به سمت نظمی جدید حرکت کرده است که در آن امنیت دیگر نه به عنوان یک تضمین ثابت از سوی قدرتهای بزرگ، بلکه به صورت سبدی از داراییهای استراتژیک مدیریت میشود.
🔺 نویسنده در این تحلیل استدلال میکند که تلاش ترکیه برای پیوستن به پیمان دفاعی دوجانبه عربستان سعودی و پاکستان که در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شده بود، نشاندهنده تولد یک بلوک قدرت جدید است که او آن را نه یک ائتلاف صلب، بلکه یک سبد سرمایهگذاری امنیتی توصیف میکند. گونی یلدیز معتقد است که اگر این حرکت تنها به عنوان خروج ترکیه از ناتو یا دوری از غرب تعبیر شود، پیام اصلی آن درک نخواهد شد؛ چرا که داستان واقعی درباره نحوه خرید و فروش امنیت در خاورمیانه است که اکنون بیشتر شبیه به یک سبد داراییهای متنوع و لایهبندی شده عمل میکند تا یک چتر حمایتی واحد. این پیمان سهجانبه پتانسیل پیوند دادن اقتصاد جی-۲۰ عربستان به عنوان قدرت مالی منطقه، توانمندی هستهای و نیروی انسانی پاکستان و صنایع دفاعی پیشرفته و تجربه عملیاتی ترکیه به عنوان دومین ارتش بزرگ ناتو را دارد.
🔺 این همگرایی که برخی آن را ناتوی اسلامی مینامند، به دنبال ایجاد یک محور قدرت مستقل از مدارهای سنتی واشنگتن یا پکن است تا با تهدیدات مشترکی نظیر بیثباتی منطقهای، تروریسم و مداخلات خارجی مقابله کند. یلدیز تأکید میکند که این بازار امنیتی جدید بر پایه خوداتکایی و تنوعبخشی به شرکای استراتژیک بنا شده است، جایی که قدرتهای میانی دیگر منتظر تضمینهای امنیتی آمریکا نمیمانند و به دنبال ایجاد بازدارندگی جمعی از طریق همافزایی قابلیتهای نظامی و اقتصادی خود هستند. این بلوک قدرت جدید که اقتصادهای بزرگی را نمایندگی میکند، میتواند توازن قوا را در پروندههای مختلف از سوریه و لیبی تا یمن و کشمیر تغییر دهد و به عنوان مثال معامله تسلیحاتی اخیر جی-اف-۱۷ میان ریاض و اسلامآباد را نمونهای از این مکانیسم جدید میداند.
🔺 گونی یلدیز تصریح میکند که این پیمان نباید به عنوان یک بلوک امنیتی ثابت نگریسته شود، بلکه باید آن را به عنوان یک پلتفرم منعطف برای سیگنالدهی سیاسی درک کرد که بسته به شرایط زمانی و جغرافیایی میتواند فعال یا غیرفعال شود. در این بازار امنیتی، امنیت به جای یک تعهد ایدئولوژیک ثابت، به کالایی استراتژیک تبدیل شده که بر اساس نیازهای متغیر و در قالب ائتلافهای انعطافپذیر معامله میشود. در نهایت، این تحلیل به شرکتها و تیمهای مدیریت ریسک هشدار میدهد که قطعیتهای قدیمی دوران پسا-جنگ سرد فروپاشیده و نظم جدیدی در حال ظهور است که در آن امنیت خاورمیانه به صورت لایهبندی شده و خارج از ساختارهای سنتی بینالمللی بازتعریف میشود که نیازمند رصد دقیق توسط بردهای مدیریتی است.
#عربستان
https://www.forbes.com/sites/guneyyildiz/2026/01/11/turkey-saudipakistan-pact-and-the-security-market-thats-replacing-old-certainties/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️ اقتصاد سیاسی منازعه ایران و آمریکا، تغییر معادلهی رویارویی
👤 نویسنده: وحید اخوت
🔸 در این روزها نشانهها و اخباری در مورد احتمال حمله آمریکا به ایران شنیده میشود. اخباری که ناشی از حمل و نقلهای هوایی نظامی و گفتهها و شنیدههای غیر رسمی در رسانهها است. چه اینکه در دو مقطع در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نیز این اخبار شدت پیدا کرد و در یک مقطع تمرینات نظامی گستردهای در ایران اتفاق افتاد و حملهی خارجی صورت نگرفت و در مقطع دیگر، حمله رژیم صهیونیستی به ایران به وقوع پیوست.
🔸 مورد عجیبی که این روزها در کنار اخبار جنگ به گوش میرسد، خبر از کشورهای منطقه و حتی رژیم صهیونیستی است که در تماسهایی با ایالات متحده با حمله قریب الوقوع مخالفت کرده و به آمریکا برای تعویق حمله با بهانههای مختلف فشار آوردهاند. خبرها میگوید ایران با کشورهای منطقه اتمام حجت رسمی و جدی کرده و به این واسطه به آمریکا پیام فرستاده که جنگ محدودی در کار نخواهد بود و ایران دایره جنگ را گسترش خواهد داد.
🔸 این مورد از آن سو عجیب است که عادت کردهایم، همواره از سوی رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی برای حمله و فشار به ایران اصرار باشد و از سوی آمریکا، انکار...
🔗 متن کامل يادداشت را از اینجا مطالعه کنید.
©️@mersadcss🔷🔷🔷
♨️ سقوط رؤیاهای دیجیتال؛ پسلرزههای فروپاشی بازار رمزارزها در کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۵
🔺 وبسایت العربی الجدید در گزارشی اقتصادی به تاریخ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی کارنامه بحرانی بازار ارزهای دیجیتال در منطقه خلیج فارس طی سال ۲۰۲۵ پرداخته است. این گزارش با عنوان ۲۰۲۵؛ سال سقوط رؤیاهای ثروت با ارزهای رقمی در خلیج استدلال میکند که سال گذشته میلادی پایان دوران خوشبینیهای افراطی و سرمایهگذاریهای بدون پشتوانه در بازارهای رمزارز برای بسیاری از شهروندان کشورهای منطقه بود.
🔺در این تحلیل آمده است که پس از یک دوره طولانی از تبلیغات گسترده و وعدههای دستیابی به ثروتهای کلان و سریع، سال ۲۰۲۵ به مثابه یک واقعیت تلخ برای سرمایهگذاران خردهپا در کشورهای حوزه خلیج فارس ظاهر شد. نوسانات شدید بازارهای جهانی، ورشکستگی چندین پلتفرم معاملاتی بزرگ و افزایش طرحهای پانزی و کلاهبرداریهای سازمانیافته، میلیاردها دلار از داراییهای خصوصی شهروندان در عربستان، امارات، قطر و کویت را به نابودی کشاند. العربی الجدید معتقد است که خلاءهای قانونی در ابتدای سال ۲۰۲۵ به کلاهبرداران اجازه داد تا با استفاده از نامهای پرزرقوبرق و ادعای حمایت دولتی، نقدینگی عظیمی را از لایههای متوسط جامعه جذب کنند، اما با سقوط ارزش داراییها در نیمه دوم سال، این رؤیاها به کابوسی اقتصادی تبدیل شد.
🔺گزارش تأکید میکند که در حالی که دولتهای منطقه مانند امارات و عربستان به سمت قانونگذاری سختگیرانه و راهاندازی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) حرکت کردند تا ثبات مالی خود را حفظ کنند، اما سرمایهگذاران انفرادی که در ارزهای بیثبات و پروژههای مشکوک سرمایهگذاری کرده بودند، بیشترین آسیب را دیدند. این شکست اقتصادی نه تنها منجر به از دست رفتن پساندازهای زندگی بسیاری از جوانان جویای ثروت شد، بلکه فشار زیادی را بر نهادهای نظارتی و قضایی وارد کرد تا برای بازگرداندن اموال غارت شده و مقابله با جرایم سایبری اقتصادی وارد عمل شوند.
🔺تحلیل مذکور به این نکته اشاره دارد که کاهش جذابیت رمزارزها باعث شده است تا بخشی از نقدینگی سرگردان دوباره به سمت بازارهای سنتیتر مانند املاک و بورسهای داخلی بازگردد. در امارات، علیرغم تلاشهای دبی برای تبدیل شدن به قطب جهانی داراییهای مجازی، شوکهای سال ۲۰۲۵ باعث شد تا بسیاری از پروژههای نوپا با کمبود نقدینگی مواجه شده و تعطیل شوند. در عربستان نیز بانک مرکزی با انتشار هشدارهای مکرر، سرمایهگذاران را از ورود به بازارهای غیرقانونی برحذر داشت، اما جذابیت سودهای نجومی مانع از ضررهای سنگین نشد. در نهایت، این گزارش نتیجه میگیرد که تجربه تلخ سال ۲۰۲۵ باعث بلوغ اجباری در رفتار مالی شهروندان خلیج فارس شده و دوران سرمایهگذاریهای کورکورانه در داراییهای دیجیتال جای خود را به احتیاطی شدید و تقاضا برای امنیت قانونی بیشتر داده است.
#عربستان #امارات #قطر #بحرین #عمان #کویت
https://www.alaraby.co.uk/economy/2025-%D8%B9%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%A3%D8%AD%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%AB%D8%B1%D8%A7%D8%A1-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%82%D9%85%D9%8A%D8%A9-%D9%81%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ صدور سوختهای فسیلی از مسیر رایانش ابری؛ پیوند استراتژیک هوش مصنوعی و نفت در چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان
🔺 وبسایت اندیشکده کارنگی (بخش دیوان) در تحلیلی به تاریخ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی استراتژی نوین پادشاهی سعودی در تلفیق زیرساختهای فناوری اطلاعات با صنعت انرژی پرداخته است. این گزارش با عنوان صدور سوختهای فسیلی از مسیر ابری استدلال میکند که ریاض در حال گذار از یک صادرکننده صرف مواد خام به یک قدرت تکنولوژیک است که از طریق پردازش ابری و هوش مصنوعی، سلطه خود بر بازارهای جهانی انرژی را بازتعریف میکند. تحلیلگر کارنگی معتقد است که شرکت آرامکو با مشارکت غولهای فناوری جهان از جمله گوگل و مایکروسافت، در حال تبدیل کردن میادین نفتی خود به آزمایشگاههای بزرگ داده است تا از این طریق هزینه استخراج را به حداقل رسانده و بهرهوری را در سطحی بیسابقه افزایش دهد.
🔺 این گزارش بر این نکته کلیدی تأکید دارد که عربستان سعودی با سرمایهگذاریهای میلیاردی در مراکز داده و زیرساختهای ابری، به دنبال ایجاد یک مزیت رقابتی جدید در برابر رقبای منطقهای خود، بهویژه امارات متحده عربی است. در حالی که ابوظبی سالها پیش با پروژههایی نظیر G42 پیشگامی در حوزه هوش مصنوعی را آغاز کرده بود، ریاض اکنون با استفاده از اهرم نفت و دادههای عظیم حاصل از دههها استخراج، در حال دور زدن رقیب خود در این نبرد تکنولوژیک است. کارنگی معتقد است که استراتژی جدید سعودی تنها بهینهسازی تولید نیست، بلکه ایجاد نوعی وابستگی دیجیتال جهانی به زیرساختهای سعودی است؛ به گونهای که در آینده، مصرفکنندگان انرژی نه تنها نفت، بلکه خدمات و تحلیلهای مبتنی بر دادههای آرامکو را نیز خریداری خواهند کرد.
🔺 تحلیل مذکور هشدار میدهد که این جهش به سمت ابرهای دیجیتال، پادشاهی را در موقعیت حساسی نسبت به حاکمیت دادهها قرار میدهد. وابستگی فزاینده به فناوریهای آمریکایی در حالی که ریاض به دنبال تنوعبخشی به شرکای خود در شرق است، تضادهای امنیتی جدیدی را ایجاد میکند. با این حال، محمد بن سلمان از این تکنولوژی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف زیستمحیطی ادعایی و کاهش ردپای کربن نیز استفاده میکند تا جذابیت سرمایهگذاری در آرامکو را برای بازارهای غربی حفظ کند. از نگاه کارنگی، صدور نفت از طریق ابر نشاندهنده تولد یک دکترین جدید در خلیج فارس است که در آن ثروت زیرزمینی با قدرت محاسباتی بالا پیوند خورده تا بقای سیاسی و اقتصادی پادشاهی را در عصر پسانفت تضمین کند. این رقابت تکنولوژیک با امارات، لایه جدیدی به تنشهای میان ریاض و ابوظبی افزوده است؛ چرا که اکنون هر دو کشور برای تبدیل شدن به هاب دیجیتال منطقه و جذب نوابغ فناوری، وارد یک نبرد حذفی شدهاند. موفقیت عربستان در این مسیر میتواند به معنای حاشیهنشین شدن دبی و ابوظبی در اقتصاد نوین دیجیتال باشد، چرا که حجم سرمایه و دادههای در اختیار پادشاهی، با هیچ بازیگر دیگری در منطقه قابل مقایسه نیست.
🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه میگیرد که آینده قدرت در خلیج فارس نه در تعداد بشکههای نفت، بلکه در توانایی پردازش دادههایی نهفته است که از این بشکهها حاصل میشود. عربستان با صادرات نفت در پوشش خدمات ابری، به دنبال آن است که حتی در صورت گذار جهان به انرژیهای پاک، همچنان به عنوان قلب تپنده و مغز متفکر سیستم انرژی بینالمللی باقی بماند. این قمار بزرگ بر سر هوش مصنوعی، آخرین قطعه از پازل چشمانداز ۲۰۳۰ است که هدف آن تثبیت جایگاه عربستان به عنوان قدرت برتر و بلامنازع در جهان چندقطبی فرداست.
#عربستان #امارات
https://carnegieendowment.org/middle-east/diwan/2026/01/exporting-fossil-fuels-through-the-cloud?lang=en
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️پیام معنادار اردوغان به بنزاید؛ حمایت از تمامیت ارضی یمن در سایه اختلافات امارات و عربستان
🔺رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری ترکیه، در تماسی تلفنی با محمد بنزاید، رئیس دولت امارات متحده عربی، درباره آخرین تحولات یمن، سومالی و بحران غزه گفتوگو کرد. اردوغان در این تماس با تأکید بر حمایت قاطع آنکارا از «تمامیت ارضی و وحدت» یمن و سومالی، برای مشارکت در تلاشهای صلحآفرین اعلام آمادگی کرد.
🔺این موضعگیری در حالی مطرح میشود که منطقه شاهد تنش بیسابقهای میان امارات و عربستان سعودی بر سر نفوذ در جنوب یمن و همچنین شناسایی «سومالیلند» از سوی رژیم صهیونی است؛ منطقهای که امارات تنها حامی عربی آن به شمار میرود. در حالی که آنکارا بر مسائل حاکمیتی یمن و سومالی تمرکز داشت، بیانیه رسمی ابوظبی بدون اشاره به این دو کشور، تنها بر تقویت روابط دوجانبه و ضرورت بازسازی غزه تأکید کرد.
🔺اردوغان پیشتر نیز در تماس با محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، در مواضعی مشابه، بر اهمیت ثبات یمن و سومالی برای امنیت منطقه تأکید کرده بود.
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ پویاییهای متغیر منطقه و توقف قطار عادیسازی روابط ریاض و تلآویو
🔺 تحلیل خبرگزاری جیاناس (JNS) در فوریه ۲۰۲۶ به بررسی دلایل توقف روند عادیسازی روابط میان پادشاهی سعودی و رژیم صهیونیستی میپردازد و استدلال میکند که پویاییهای جدید منطقهای، این پروژه را به یک انجماد عمیق کشانده است. طبق این گزارش، ریاض از دیپلماسی آرام گذشته فاصله گرفته و به سمت یک همسویی استراتژیک رسمی با محور ترکیه-قطر حرکت کرده است که با تعهدات نظامی و زیرساختی گسترده همراه شده است. تحلیلگران معتقدند که پادشاهی اکنون اولویت خود را بر تقویت جایگاهش در جهان سنی قرار داده و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی را به دلیل هزینههای گزاف سیاسی و اجتماعی آن در شرایط کنونی، از دستور کار فوری خارج کرده است.
🔺 یکی از عوامل کلیدی در این توقف، شکاف فزاینده میان عربستان و امارات متحده عربی است که بر سر مسائلی نظیر سهمیه تولید نفت، رقابت برای تبدیل شدن به قطب اقتصادی منطقه و درگیریهای نیابتی در یمن و سودان به اوج خود رسیده است. پادشاهی در حال نبرد برای تثبیت قدرت محلی خود در برابر بلندپروازیهای ابوظبی است و این رقابت باعث شده تا پادشاهی دیگر به عادیسازی روابط به عنوان تنها دروازه ورود به یک رابطه ویژه با واشنگتن نگاه نکند. در واقع، پیامهای ارسالی از واشنگتن نیز تغییر کرده و عادیسازی روابط با تلآویو دیگر تنها پیششرط برای جلب حمایت همهجانبه آمریکا محسوب نمیشود.
🔺 سختتر شدن موضع عمومی عربستان در قبال مسئله فلسطین، بهویژه پس از تصاویر دردناک جنگ غزه، به مانعی جدی تبدیل شده است. برخلاف تصورات قبلی، پادشاهی دیگر نمیتواند بدون مسیری معتبر و غیرقابل بازگشت به سمت تشکیل دولت فلسطین، گامی به سوی رژیم صهیونیستی بردارد. تحلیلگران معتقدند که محمد بن سلمان با اتخاذ مواضع قاطع در حمایت از حقوق فلسطینیها، در حال سلب فرصت از رقبای خود برای بهرهبرداری مذهبی و سیاسی است. این چرخش به سمت افکار عمومی عربی، عادیسازی را به ریسکی بزرگ برای ثبات داخلی و مشروعیت مذهبی پادشاهی تبدیل کرده است که در حال حاضر تمایلی به پذیرش آن ندارد.
🔺 در حوزه فناوری و هستهای نیز انگیزهها برای عادیسازی کاهش یافته است. اگرچه در اواخر ۲۰۲۵ توافقنامهای میان ریاض و واشنگتن برای همکاریهای هستهای غیرنظامی امضا شد، اما اصرار ایالات متحده بر استانداردهای سختگیرانه منع اشاعه، جذابیت این موضوع را به عنوان مشوقی برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی از بین برده است. از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی پیش روی پروژه چشمانداز ۲۰۳۰ باعث شده تا ریاض به جای ماجراجوییهای جدید ژئوپلیتیک، به دنبال تنشزدایی با ایران و حفظ ثبات در مرزهای خود باشد تا محیطی امن برای تداوم پروژههای عمرانی و جذب سرمایهگذاری باقی بماند.
🔺 در نهایت، کارشناسانی نظیر افراییم اینبار معتقدند که رژیم صهیونیستی باید با نگاهی واقعبینانه به این پویاییها بنگرد و برای دستیابی به عادیسازی، بهایی بیش از ارزش واقعی آن نپردازد. از آنجا که پادشاهی سعودی اکنون خود را درگیر بحرانهای متعددی در لبنان، عراق، سودان و یمن میبیند و نفوذش در این پروندهها با چالش روبروست، عادیسازی با رژیم صهیونیستی دیگر یک اولویت راهبردی فوری برای آنها نیست. نظم جدید منطقه در سال ۲۰۲۶ بر پایه رقابتهای درونائتلافی و تلاش برای تثبیت رهبری در جهان اسلام بنا شده است، امری که پروژه عادیسازی روابط را تا اطلاع ثانوی به حاشیه رانده است.
#عربستان #امارات
https://www.jns.org/shifting-regional-dynamics-stall-saudi-israeli-normalization/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️تحرکات دیپلماتیک ریاض در واشنگتن برای جلوگیری از وقوع جنگ در منطقه
🔺همزمان با افزایش بیسابقه تنش میان واشنگتن و تهران و تهدیدهای دونالد ترامپ مبنی بر حمله احتمالی به ایران، ریاض تحرکات دیپلماتیک گستردهای را برای جلوگیری از وقوع جنگ آغاز کرد. خالد بنسلمان، وزیر دفاع عربستان، در سفری به واشنگتن با مقامات ارشد دولت ترامپ، از جمله مارکو روبیو، وزیر خارجه و پیت هگست، وزیر دفاع، دیدار و بر ضرورت پیشبرد مسیر مذاکره تأکید کرد.
🔺پیش از این، محمد بنسلمان نیز در تماس با رئیسجمهور ایران اطمینان داده که ریاض اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای حمله به ایران نخواهد داد. این در حالی است که وبسایت آکسیوس از مذاکرات فشرده مقامات دفاعی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و عربستان در واشینگتن خبر داده است.
🔺ریاض که از سال ۲۰۲۳ روابط خود را با تهران بهبود بخشیده، اکنون با تکیه بر تجربه سفر سال ۲۰۲۵ وزیر دفاع خود به تهران و دیدار با مقامات ایران، تلاش میکند مانع از برخورد نظامی در منطقه شود. مقامات سعودی هشدار دادهاند که گزینه نظامی مسیر پایداری نیست و تنها به پیچیدگی بحران میانجامد.
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ لابیگری جنونآمیز؛ آیا ترامپ در رقابت میان ریاض و ابوظبی مهرهای محبوب دارد؟
🔺 گزارش اخیر میدل ایست آی به تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی رقابت دیپلماتیک و لابیگری فشرده میان عربستان سعودی و امارات برای جلب نظر دونالد ترامپ پرداخته است. این تحلیل استدلال میکند که برخلاف بحران قطر در سال ۲۰۱۷، ترامپ اکنون با تجربهای بیشتر و منافع اقتصادی گستردهتر در کل منطقه روبروست. میدل ایست آی معتقد است که نزاع کنونی میان این دو متحد سابق که از مرزهای یمن تا نیل امتداد یافته، واشنگتن را در موقعیت دشواری برای انتخاب قرار داده است، چرا که هر دو طرف با وعده سرمایهگذاریهای تریلیون دلاری در اقتصاد آمریکا، به دنبال خرید وفاداری کاخ سفید هستند.
🔺 امارات متحده عربی در این نبرد، بر پیوندهای عمیق خود با رژیم صهیونیستی و نقش محوری در پیمان ابراهیم تکیه کرده است. ابوظبی با وعده سرمایهگذاری ۱.۴ تریلیون دلاری در حوزه هوش مصنوعی و برقراری روابط نزدیک با خانواده ترامپ از طریق شرکتهای رمزارز، سعی دارد خود را به عنوان شریکی مدرن و فناورانه معرفی کند. با این حال، میدل ایست آی اشاره میکند که تردیدهای واشنگتن نسبت به روابط تکنولوژیک امارات با چین و استراتژی این کشور در حمایت از جنبشهای تجزیهطلب در یمن و سودان، جایگاه ابوظبی را در نگاه تیم امنیتی ترامپ تا حدودی متزلزل کرده است.
🔺 در مقابل، عربستان سعودی از وزن سنگین خود به عنوان تنها اقتصاد عضو گروه ۲۰ در جهان عرب و جایگاهش به عنوان رهبر جهان اسلام بهره میبرد. ریاض با اتخاذ رویکردی که بر ثبات دولتهای مرکزی و مخالفت با نیروهای شورشی تأکید دارد، توانسته است نظر بخشهایی از دستگاه اطلاعاتی و امنیتی آمریکا را جلب کند. میدل ایست آی معتقد است که محمد بن سلمان با ارائه چشماندازی که در آن یمن واحد و سودان باثبات اولویت دارند، با تمایل ترامپ برای مداخله حداقلی در بحرانهای پیچیده همسویی بیشتری دارد. همچنین سرمایهگذاریهای عظیم سعودی در پروژههای ساختوساز برند شخصی ترامپ، وزنه ریاض را سنگینتر کرده است.
🔺 دونالد ترامپ در مواجهه با این شکاف، رویکردی کاملاً مبادلهای اتخاذ کرده و سعی میکند از هر دو طرف حداکثر امتیازات را کسب کند. گزارش میدل ایست آی به نفوذ مشاورانی نظیر جرد کوشنر و استیو ویتکاف اشاره میکند که منافع مالی آنها در هر سه کشور قطر، امارات و عربستان توزیع شده است. این وابستگیهای مالی متقاطع مانع از آن میشود که ترامپ به طور کامل یکی از دو برادر را بر دیگری ترجیح دهد. با این حال، سفر اخیر ترامپ به منطقه نشان داد که او برای میزبانیهای مجلل در ریاض و قطر اهمیت بیشتری قائل شده و مدت زمان اقامت خود در امارات را به دلیل تنشهای مرتبط با چین کوتاه کرده است.
🔺 در نهایت، تحلیلگران میدل ایست آی به این نتیجه میرسند که اگرچه نفوذ رژیم صهیونیستی در واشنگتن به نفع امارات عمل میکند، اما در تحلیل نهایی، ترامپ به سمت عربستان متمایلتر است. دلیل این امر، همسویی دیدگاه کلان پادشاهی با ضرورت حفظ نظم سنتی دولتها و توانایی مالی برتر ریاض برای تأمین منافع اقتصادی آمریکا است. رقابت کنونی نشان میدهد که خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ دیگر به صورت یک بلوک واحد با واشنگتن تعامل نمیکند، بلکه به بازاری برای معامله امنیت و نفوذ تبدیل شده است که در آن هر طرف سعی دارد با آخرین پچپچ در گوش ترامپ، موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.
#عربستان #امارات #قطر
https://www.middleeasteye.net/news/frantic-lobbying-does-trump-have-favourite-uae-saudi-rift
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️امارات زیر حملات رسانهای سعودیها / خلفان: ۵۵ سال با ایران اختلاف داریم، این همه به ما توهین نشده!
🔺چرخش بیسابقه در مواضع و روابط عربستان سعودی و امارات، جنگ رسانهای این دو قدرت عربی حاشیه خلیج فارس را نیز به همراه داشته است. در این راستا، رسانههای دولتی سعودی حملات تندی را علیه امارات راه انداختهاند؛ شبکه رسمی «الاخباریه» با پخش تصاویری از آنچه «زندانهای مخفی امارات» در یمن مینامد، ابوظبی را به نقض حقوق بشر و حمایت از گروههای جداییخواه برای بیثبات کردن مرزهای جنوبی عربستان متهم کرده است.
🔺تحلیلگران و روزنامهنگاران سعودی اما پا را فراتر گذاشته و اقدامات امارات را «خیانت به شراکت» توصیف میکنند؛ آنها حتی با هدف قرار دادن انسجام داخلی امارات، تلاش میکنند میان دبی به عنوان قطب تجاری و ابوظبی به عنوان مرکز تصمیمگیریهای سیاسی تفرقه اندازند.
🔺در تندترین واکنشها، چهرههای دانشگاهی بانفوذ سعودی مانند احمد التویجری، امارات را «اسب تروجان اسرائیل» در جهان عرب نامیده و آن را به اجرای پروژههای تخریبی در سودان، لیبی و سومالی متهم کردهاند.
🔺همچنین در فضای مجازی، کمپینهای گستردهای با هشتگهایی نظیر «تحریم گردشگری امارات» به راه افتاده که سفر به دبی و ابوظبی را اقدامی علیه امنیت ملی ریاض معرفی میکنند.
🔺در مقابل اما، رسانههای رسمی امارات رویکردی محافظهکارانهتر اتخاذ کردهاند که ناظران آن را «سکوت تنبیهی» برای تحریک بیشتر ریاض توصیف میکنند. با این حال، چهرههای برجسته و نزدیک به حاکمیت امارات، با ادبیاتی گزنده به این حملات پاسخ دادهاند. ضاحی خلفان، مقام ارشد امنیتی دبی، در مقایسهای جنجالی مدعی شد که ایران طی ۵۵ سال اختلاف، هرگز به اندازه رسانههای سعودی به هویت و ریشه امارات توهین نکرده است. عبدالخالق عبدالله، از آکادمیسینهای نزدیک به حاکمیت نیز، این وضعیت را «فجور در خصومت» نامیده و از شدت کینهٔ ابراز شده از سوی سعودیها ابراز شگفتی کرده است.
🔺فعالان رسانهای اماراتی نیز با تمسخر محتوای رسانههای سعودی، آنها را «گلههای کپیپیست» نامیدهاند که دستورات خود را از یک منبع واحد برای تخریب وجهه ابوظبی دریافت میکنند.
🔺در همین حال، برخی گزارشهای غیررسمی از تلاش امارات برای اعمال محدودیت بر رسانههای سعودی و قطری حکایت دارد. این نبرد رسانهای که یادآور بحران سال ۲۰۱۷ با قطر است، نشان میدهد که تنشهای نهفته بر سر نفوذ منطقهای اکنون به مرحلهای بازگشتناپذیر رسیده است.
#امارات #عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ قمار دوحه بر دیپلماسی؛ چرا قطر در میانه تنشهای ایران و آمریکا بر گفتگو اصرار دارد؟
🔺 تحلیل وبسایت الجزیره در اواخر ژانویه ۲۰۲۶ به واکاوی راهبرد دیپلماتیک قطر در قبال تنشهای فزاینده میان ایالات متحده و ایران میپردازد. این گزارش استدلال میکند که اصرار دوحه بر دیپلماسی، نه ناشی از یک آرمانگرایی سادهلوحانه، بلکه محصول یک مدیریت ریسک راهبردی و هوشمندانه است. در شرایطی که تقابل واشنگتن و تهران وارد فاز بیثباتی شده و تهدیدات نظامی به واقعیتی ملموس تبدیل شدهاند، قطر معتقد است که هرگونه درگیری فراگیر مستقیماً ثبات اقتصادی و زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس را به خطر میاندازد و هزینههای آن فراتر از میدان نبرد خواهد بود.
🔺 دوحه در سالهای اخیر به عنوان میانجیگری معتبر ظاهر شده که قادر است کانالهای ارتباطی محرمانه را حتی در اوج بحرانها باز نگه دارد. تجربه موفق تبادل زندانیان و آزادسازی داراییهای ایران در سپتامبر ۲۰۲۳ نشان داد که دیپلماسی با وجود خصومتهای عمیق، همچنان ممکن است. از نگاه قطر، میانجیگری صرفاً یک هدف نیست، بلکه ابزاری برای ایجاد فضای سیاسی برای خویشتنداری است؛ بهویژه در زمانی که لفاظیهای تند در واشنگتن و تهران، گزینههای صلحآمیز را به شدت محدود کرده است.
🔺 الجزیره بر این نکته تأکید میکند که قطر نسبت به پیامدهای هرگونه اقدام نظامی برای سرنگونی رژیم ایران هشدار میدهد. از دیدگاه دوحه، چنین سناریویی نه تنها به فروپاشی دولت و هرجومرج داخلی در ایران منجر میشود، بلکه موج عظیمی از پناهجویان را راهی کشورهای همسایه کرده و امنیت دریانوردی و بازارهای انرژی را به طور کامل فلج میکند. به همین دلیل، قطر بر این باور است که مسئله هستهای و تنشهای منطقهای تنها از طریق گفتگو قابل مدیریت هستند و فشار حداکثری یا ابزارهای نظامی تنها منجر به نتایج غیرقابل پیشبینی و مخرب برای کل منطقه خواهد شد.
🔺 آزمون دشوار این راهبرد در ژوئن ۲۰۲۵ رقم خورد؛ زمانی که ایران در واکنش به حملات آمریکا به تأسیسات هستهای خود، پایگاه هوایی العدید در قطر را که میزبان نیروهای آمریکایی است، هدف حملات موشکی قرار داد. علیرغم این حمله مستقیم به خاک قطر، دوحه به جای پاسخ نظامی یا تلافیجویانه، به سرعت برای مهار بحران وارد عمل شد و با استفاده از شبکههای دیپلماتیک خود به برقراری آتشبس شکننده کمک کرد. این اقدام نشاندهنده عمق اعتماد به نفس قطر در کارآمدی دیپلماسی حتی در بحرانیترین شرایط امنیتی است.
🔺 در نهایت، موضع قطر اکنون با مواضع عربستان سعودی و عمان همگرایی بیشتری پیدا کرده است. هر سه کشور علیرغم تفاوتهای سیاسی، بر این باورند که تضعیف نفوذ منطقهای ایران نباید از طریق استراتژیهایی دنبال شود که ریسک فروپاشی دولتها را به همراه دارد. این همگرایی منطقهای در تلاش برای انتقال خطرات تصعید نظامی به دولت ترامپ نمایان شده است. از نگاه دوحه، دیپلماسی هرچند ناقص و تدریجی، تنها ابزار موجود برای جلوگیری از تبدیل شدن بحرانها به جنگهای ویرانگر در منطقهای است که امنیت آن به شدت به آرامش و ثبات وابسته است.
#قطر
https://www.aljazeera.com/opinions/2026/1/23/why-qatar-is-betting-on-diplomacy-with-iran
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ مروری بر برخی از مهمترین تحولات هفتههای اخیر، بخش دوم
🔘تلاشهای لبنان برای جذب سرمایههای خلیج فارس با دو رویکرد متضاد از سوی امارات و قطر روبرو شده است. گروه اماراتی «الحبتور» با اشاره به زیان ۱.۷ میلیارد دلاری ناشی از فروپاشی مالی و مسدود شدن سپردهها، لبنان را به اقدام قانونی بینالمللی تهدید کرد. در مقابل، قطر با چراغ سبز به پروژههای زیربنایی، از سرمایهگذاری ۴۰۰ میلیون دلاری در بخش بحرانزده برق لبنان خبر داد. این تضاد نشاندهنده شکاف میان بیاعتمادی سرمایهگذاران خصوصی به اصلاحات بانکی، و تمایل سیاسی برخی دولتها برای حمایت از ثبات لبنان است. سرنوشت نهایی این سرمایهگذاریها به تصویب قوانین اصلاحی و نحوه توزیع زیانهای مالی در پارلمان لبنان بستگی دارد.
🔘میزبانی عربستان از چهرههای جنجالی دموکرات مانند هیلاری کلینتون و جان کری در پنجمین «مجمع آینده املاک و مستغلات» در ریاض (26 تا 28 ژانویه ۲۰۲۶)، موجی از انتقادات را در فضای مجازی برانگیخت. کاربران سعودی با بازخوانی مواضع تند گذشته این شخصیتها و افرادی چون ریچارد برانسون علیه عربستان، به ویژه در جریان بهار عربی و پرونده خاشقجی، از این دعوت ابراز شگفتی کردهاند. همچنین حضور افرادی مانند تاکر کارلسون و پیرس مورگان، که هیچ پیوندی با این رویداد ندارند نیز به این حواشی دامن زد. در مقابل، برخی این اقدام را نشانه تلاش ریاض برای تبدیل شدن به سکوی گفتگوهای جهانی، حتی با مخالفان سابق، میدانند.
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ شکاف در پیمان برادران؛ چرا گسست ریاض و ابوظبی برای امنیت منطقه خطرناک است؟
🔺 یادداشت تحلیلی اورشلیم پست در اواخر ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی تبعات عمیق فروپاشی اتحاد میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید میپردازد. این گزارش استدلال میکند که آن چیزی که زمانی به عنوان زوج قدرت خاورمیانه شناخته میشد، اکنون به یک رقابت مخرب تبدیل شده است که فراتر از رقابتهای اقتصادی، به عرصههای نظامی در یمن و سودان کشیده شده است. از دیدگاه نویسنده، حمله هوایی عربستان به محموله نظامی امارات در یمن، نمادی از پایان عصر هماهنگیهای استراتژیک و آغاز دوران مهار متقابل میان این دو متحد سابق واشنگتن است که میتواند نظم نوپای منطقه را متزلزل کند.
🔺 رژیم صهیونیستی با نگرانی فراوان این گسست را دنبال میکند، زیرا همگرایی خلیج فارس ستون اصلی معماری امنیتی جدید منطقه در برابر نفوذ ایران بوده است. اورشلیم پست معتقد است که وقتی دو قدرت اصلی سنی منطقه انرژی خود را صرف تضعیف یکدیگر در جبهههای نیابتی میکنند، تمرکز و توان لازم برای مقابله با تهدیدات مشترک کاهش مییابد. این یادداشت هشدار میدهد که واگرایی ریاض و ابوظبی میتواند مسیر گسترش پیمان ابراهیم را مسدود کرده و به تهران اجازه دهد تا از خلأهای امنیتی ایجاد شده در دریای سرخ و یمن به نفع خود بهرهبرداری کرده و بازدارندگی جمعی را تضعیف کند.
🔺 نبرد برای رهبری اقتصادی لایه دیگری از این درگیری است که در آن ریاض با استفاده از وزن سنگین خود سعی در حاشیهنشین کردن دبی دارد. قوانین جدید عربستان برای اجبار شرکتها به انتقال دفاتر مرکزی، ضربهای مستقیم به مدل اقتصادی امارات محسوب میشود که سالها بر پایه ثبات و بیطرفی بنا شده بود. امارات نیز در پاسخ، به دنبال تقویت ائتلافهای جایگزین و حفظ برتری خود در حوزههای لجستیک دریایی و هوش مصنوعی است. این رقابت اقتصادی اکنون به یک جنگ سرد تمامعیار تبدیل شده که در آن هر طرف سعی دارد مدل توسعه خود را به عنوان تنها الگوی موفق در خلیج فارس تثبیت کند.
🔺 در نهایت، اورشلیم پست نتیجه میگیرد که ثبات منطقه در گروی مدیریت این رقابت توسط ایالات متحده است. اگر واشنگتن نتواند میان جاهطلبیهای ناسیونالیستی عربستان و استراتژیهای جسورانه امارات توازن برقرار کند، منطقه شاهد بازگشت بیثباتی و قدرتگیری گروههای تندرو خواهد بود. برای رژیم صهیونیستی، این به معنای ضرورت بازنگری در دیپلماسی منطقهای و یافتن راههایی برای همکاری با هر دو قطب قدرت، بدون افتادن در دام اختلافات دوجانبه آنهاست. نظم جدیدی که ترامپ به دنبال آن است، تنها در صورتی پایدار خواهد بود که برادران خلیج فارس به جای تقابل نظامی، به سطحی از همزیستی مسالمتآمیز بازگردند.
#عربستان #امارات
https://www.jpost.com/opinion/article-884459
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ دلالتهای موضع خلیجی در رد تنش با ایران؛ معادلات ثبات و نفت در سال ۲۰۲۶
🔺 تحلیل خبرگزاری عربی ۲۱ در تاریخ ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ به واکاوی دلایل مخالفت قاطع کشورهای حاشیه خلیج فارس با تشدید تنش نظامی میان ایالات متحده و ایران میپردازد. این گزارش استدلال میکند که موضع کنونی این کشورها صرفاً یک ژست دیپلماتیک گذرا نیست، بلکه برآمده از محاسبات دقیق سیاسی و اقتصادی در سایه نگرانی از پیامدهای هرگونه رویارویی نظامی بر بازارهای جهانی نفت و امنیت دریانوردی است. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به صراحت به واشنگتن ابراز داشتهاند که هرگونه تلاش برای بیثباتسازی یا تغییر رژیم در ایران، منجر به هرجومرج گسترده منطقهای و تهدید مستقیم جریان انرژی خواهد شد.
🔺 نگرانی اصلی پایتختهای خلیجی، بهویژه در مورد امنیت تنگه هرمز و احتمال تعطیلی یا اخلال در حرکت نفتکشهاست. مقامات این کشورها در گفتگو با طرفهای آمریکایی تأکید کردهاند که حملات هوایی میتواند به فلج شدن مسیرهای ترانزیت انرژی منجر شود که پیامدهای آن فراتر از منطقه، دامنگیر اقتصاد کل جهان خواهد شد. از این رو، اولویت مطلق این کشورها در حال حاضر، پیشبرد دیپلماسی و کاهش سطح تنش برای محافظت از زیرساختهای استراتژیک نفت و گاز است که ستون اصلی برنامههای توسعه ملی آنها محسوب میشود.
🔺 پادشاهی عربستان سعودی در این میان موضعی بسیار شفاف اتخاذ کرده و اعلام نموده است که در هیچ جنگ احتمالی علیه ایران مداخله نخواهد کرد. ریاض همچنین تأکید کرده است که اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای انجام حملات نظامی به خاک ایران نخواهد داد. این رویکرد نشاندهنده اولویتهای محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، برای حفظ ثبات منطقه به منظور پیشبرد اهداف چشمانداز ۲۰۳۰ است. از نگاه ریاض، ثبات خلیج فارس یک پیشنیاز غیرقابل مذاکره برای جذب سرمایهگذاری خارجی و موفقیت پروژههای اقتصادی پادشاهی است.
🔺 تحلیلگران در گزارش عربی ۲۱ هشدار میدهند که هرگونه تصعید نظامی میتواند توازن قدرت را به نفع رقبای بینالمللی آمریکا تغییر دهد. در صورت بروز جنگ، نفوذ قدرتهایی مانند چین و روسیه در منطقه افزایش خواهد یافت و خطر شعلهور شدن تنشهای فرقه ای طولانیمدت وجود دارد. این موضوع باعث شده است تا کشورهای خلیج فارس به این نتیجه برسند که هزینه یک جنگ فراگیر بسیار فراتر از منافع احتمالی آن است و نباید اجازه داد منطقه دوباره به میدان نبردی برای تصفیه حسابهای واشنگتن تبدیل شود.
🔺 در نهایت، ثبات خلیج فارس در گروی ترجیح دادن دیپلماسی، انعطافپذیری اقتصادی و راهحلهای سیاسی بر مواجهه نظامی است. کشورهای منطقه اکنون به دنبال آن هستند تا از طریق میانجیگری و تقویت همکاریهای منطقهای، مانع از وقوع سناریوهای فاجعهباری شوند که میتواند دههها توسعه و پیشرفت اقتصادی آنها را به نابودی بکشاند. پیام پایتختهای خلیجی به دولت ترامپ روشن است؛ صلح و ثبات در این بخش از جهان تنها از مسیر گفتگو میگذرد و نه از مسیر تهدید و بمباران زیرساختها.
#عربستان #امارات
https://arabi21.com/story/1734222/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ تنش ایران و آمریکا؛ سایه بحران بر سر امنیت و ثبات خلیج فارس
🔺 گزارش ویژه المانیتور در اواخر ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد که بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و اتخاذ رویکردی تهاجمی علیه برنامه هستهای ایران، منطقه خلیج فارس را در آستانه یک انفجار بزرگ قرار داده است. رئیسجمهور آمریکا با اعزام یک ناوگان دریایی و جنگندههای تهاجم استراتژیک به منطقه، تهران را تهدید کرده است که در صورت عدم تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن، گزینه نظامی روی میز خواهد بود. ترامپ این استراتژی را با «کتابچه راهنمای ونزوئلا» مقایسه کرده و تأکید نموده که اراده ایالات متحده برای استفاده از زور علیه اهداف هستهای و نظامی ایران جدیتر از هر زمان دیگری است. این آرایش جنگی، در کنار افزودن سپاه پاسداران به فهرست سازمانهای تروریستی توسط اتحادیه اروپا، فضای دیپلماتیک را به شدت تنگ کرده است.
🔺 کشورهای حاشیه خلیج فارس که خود را در تیررس مستقیم هرگونه درگیری احتمالی میبینند، کمپین دیپلماتیک گستردهای را برای جلوگیری از وقوع جنگ آغاز کردهاند. عربستان سعودی، قطر و عمان با استفاده از دیپلماسی پنهان، در تلاش هستند تا واشنگتن را از انجام حملات نظامی منصرف کنند. در همین راستا، مقامات ارشد دفاعی عربستان با سفر به کاخ سفید، پیامدهای ویرانگر هرگونه تنش نظامی برای امنیت انرژی و ثبات اقتصادی منطقه را گوشزد کردهاند. این کشورها نگران هستند که پایگاههای نظامی آمریکا در خاک آنها، از جمله پایگاه العدید در قطر، به اهدافی برای تلافیجوییهای سریع ایران تبدیل شود.
🔺 واکنش تهران به این تهدیدات، اتخاذ وضعیت «انگشت روی ماشه» بوده است. وزیر امور خارجه ایران هشدار داده است که نیروهای مسلح این کشور آماده پاسخگویی فوری و کوبنده به هرگونه تجاوز در زمین، هوا و دریا هستند. همزمان، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، ضمن اعلام آمادگی برای مذاکرات صادقانه، به ترامپ هشدار داده است که اگرچه او ممکن است بتواند جنگی را آغاز کند، اما هرگز قادر به پیشبینی و مدیریت پایان آن نخواهد بود. این بنبست نظامی باعث شده است تا ایران گزینههای تلافیجویانه خود را از طریق نیروهای نیابتی و فشار بر مسیرهای دریانوردی بینالمللی تقویت کند، امری که مستقیماً امنیت دریانوردی در خلیج فارس را با چالش مواجه میکند.
🔺 پیامدهای اقتصادی این تنشها در حال حاضر در بازارهای جهانی نمایان شده است؛ قیمت نفت با جهشی بیسابقه به بالای ۷۰ دلار در هر بشکه رسیده که بالاترین سطح در پنج ماه گذشته است. رژیم صهیونیستی نیز با وجود استقبال از فشارهای آمریکا، نسبت به عدم انجام حملات نظامی پیشدستانه ابراز نگرانی کرده است، هرچند گزارشها حاکی از آن است که تلآویو ممکن است در نهایت یک توافق محدود را بپذیرد. در این میان، امارات متحده عربی مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و با نزدیکی به روسیه در حوزههای انرژی هستهای و تجارت، تلاش میکند موازنهای میان قدرتهای بزرگ ایجاد کرده و ریسکهای ناشی از تنش ایران و آمریکا را مدیریت کند.
🔺 المانیتور نتیجه میگیرد که وضعیت کنونی خلیج فارس در ژانویه ۲۰۲۶، خطرناکترین لحظه در تاریخ معاصر این منطقه است. تجمع بیش از ۳۰ هزار نیروی نظامی آمریکایی در منطقه و اعزام ۵ هزار نیروی جدید در کنار ناوگان دریایی، ضریب خطای محاسباتی را به شدت افزایش داده است. اگر دیپلماسی کشورهای میانی مانند عمان و قطر نتواند پلی میان تهدیدات ترامپ و مقاومت تهران ایجاد کند، خلیج فارس نه تنها به میدان نبرد تبدیل خواهد شد، بلکه زیرساختهای استراتژیک آن به عنوان گروگانهای این جنگ قدرت، در معرض نابودی قرار خواهند گرفت. اکنون خلیج فارس میان چکش نظامی آمریکا و سندان تلافیجویانه ایران قرار گرفته است.
#عربستان #امارات #قطر #عمان
https://www.al-monitor.com/newsletter/2026-01-27/iran-us-row-puts-gulf-risk
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ از شریک تا رقیب؛ پیامدهای گسست سعودی-اماراتی برای اروپاییها
🔺 گزارش شورای روابط خارجی اروپا (ECFR) به قلم سینزیا بیانکو در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی ماهیت در حال تغییر روابط میان دو قدرت اصلی خلیج فارس و تأثیر آن بر منافع قاره سبز میپردازد. این تحلیل با عنوان از شریک تا رقیب استدلال میکند که شکاف میان ریاض و ابوظبی فراتر از بحران یمن، به یک واگرایی ژئوپلیتیک گسترده در سراسر خاورمیانه، آفریقا و دریای سرخ تبدیل شده است. بیانکو معتقد است که مشارکت اعراب خلیج فارس که زمانی به طور منسجم هماهنگ بود، اکنون جای خود را به یک رقابت ژئوپلیتیک بر سر کنترل منابع اقتصادی، معدنی، انرژی و حتی فناوریهای حیاتی مانند هوش مصنوعی داده است.
🔺 این گزارش تأکید میکند که پادشاهی سعودی در برابر فشارهای عادیسازی روابط با تلآویو مقاومت کرده و معتقد است همسویی استراتژیک میان امارات و اسرائیل به مثابه تلاشی برای محاصره این کشور است. برای اروپاییها، این واگرایی پیامدهای جدی در حوزههای امنیت انرژی و کریدورهای تجاری به همراه دارد. بیانکو اشاره میکند که به دلیل این تنشها، پیشرفت در مسیر زمینی کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) که اسرائیل، اردن، عربستان و امارات را به هم پیوند میداد، بعید به نظر میرسد. از این رو، اروپاییها ممکن است به دنبال شاخههای جایگزینی مانند استفاده از عمان به عنوان نقطه ورود باشند.
🔺 گزارش هشدار میدهد که عربستان سعودی، امارات را به حمایت از پروژههای تجزیهطلبانه و ساختارهای موازی حکمرانی از طریق نیروهای نیابتی متهم میکند. در این میان، امارات خود را به عنوان یک رابط اقتصادی ارزشمند میان بریکس و غرب میبیند و روی این موضوع شرطبندی کرده است که قدرتهای بزرگ حتی در زمان تنش به پناهگاهی امن برای تجارت نیاز دارند.
🔺 تحلیل ECFR به دولتهای اروپایی پیشنهاد میکند که رویکردی متوازن و غیروابسته اتخاذ کنند؛ به این معنا که نباید لزوماً بیطرف بمانند، بلکه باید بر اساس منافع اصلی خود در هر موضوع با یکی از این دو کشور همسو شوند. از نگاه بیانکو، رقابت شدید سعودی-اماراتی مستقیماً بر نفوذ استراتژیک اروپا تأثیر میگذارد و بروکسل باید بر افزایش نقش خود در امنیت دریای سرخ برای محافظت از اتصال جهانی و منافع ژئواکونومیک تمرکز کند. در نهایت، این گزارش نتیجه میگیرد که گسست میان ریاض و ابوظبی بازتابی از شرایط متغیر منطقه است که اروپاییها برای محافظت از منافع خود، نیازمند رویکردی جدید در تعامل با ریاض هستند که اولویتهای ناسیونالیسم جدید پادشاهی را به رسمیت بشناسد.
#عربستان #امارات
https://ecfr.eu/article/from-partners-to-rivals-what-the-saudi-uae-rupture-means-for-europeans/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
🔈 اطلاعیه
با توجه به دسترسی محدود به اینترنت در هفتههای اخیر مدتی امکان به روزرسانی کانال وجود نداشت. با توجه به اینکه در این مقطع اتفاقات و رویدادهای مهمی اتفاق افتاده و همچنان در جریان است، تصمیم گرفتیم تحلیلهای برجسته هفتههای اخیر را به تدریج در کانال پوشش دهیم و اخباری که دیگر رنگ کهنگی به خود گرفتهاست را از دستور خارج کنیم. بنابراین امروز و چند روز آینده به تدریج، تحلیلهای مهم ماه اخیر را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت.
🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️از لغو قرارداد با ابوظبی تا توافق دفاعی با دوحه؛ سومالی در میانه جنگ سرد متحدان منطقهای
🔺قطر و سومالی هفته گذشته با امضای یک توافقنامه همکاری دفاعی راهبردی در دوحه، گام مهمی در جهت تقویت بنیه نظامی این کشور آفریقایی و بازآرایی ائتلافهای منطقهای برداشتند. این پیمان که میان احمد معلم فقی و سعود بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیران دفاع دو کشور به امضا رسید، شامل آموزش نظامی و توسعه ظرفیتهای دفاعی است؛ اما فراتر از ابعاد فنی، نشاندهنده تداوم پرشتاب شکلگیری جبههبندی جدیدی در شاخ آفریقا است.
🔺این توافق درست پس از آن صورت گرفت که موگادیشو به دلیل نقض حاکمیت ملی، توافقات نظامی خود با امارات متحده عربی را لغو کرد. بدین ترتیب، اکنون قطر در کنار عربستان سعودی، به عنوان حامیان تمامیت ارضی سومالی، در برابر محور اماراتی-صهیونی قرار گرفتهاند؛ محوری که با حمایت از استقلال «سومالیلند» و شناسایی آن، خشم دولت مرکزی سومالی را برانگیخته است.
🔺در حالی که ابوظبی و تلآویو با نفوذ در سومالیلند به دنبال تغییر موازنه قوا و کنترل بنادر استراتژیک هستند، قطر با مواضع قاطعی نظیر مخالفت با شناسایی سومالیلند، جایگاه خود را به عنوان متحد اصلی موگادیشو تثبیت کرده است. این همکاری دفاعی جدید، پیامی روشن به محور مقابل است که سومالی قصد دارد با تکیه بر متحدان سنتی خود نظیر قطر و عربستان، مانع از تجزیه کشور و تضعیف حاکمیت فدرال در برابر مداخلات خارجی شود.
#قطر #امارات #عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ دیپلماسی تراکنشی در عصر ترامپ؛ برنده واقعی اتحاد ریاض و واشنگتن کیست؟
🔺 مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در تحلیلی به تاریخ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی ماهیت روابط دوجانبه میان محمد بن سلمان و دولت دونالد ترامپ پرداخته است. این گزارش با عنوان محمد بن سلمان از ترامپ بهرههای فراوانی برد؛ ایالات متحده چه به دست آورد؟ استدلال میکند که روابط ریاض و واشنگتن در سالهای اخیر به اوج یک دیپلماسی شخصیسازی شده و معاملهگرایانه رسیده است که در آن پادشاهی سعودی موفق شده حمایتهای بیسابقهای را در زمینههای نظامی و سیاسی کسب کند.
🔺تحلیل CSIS بر این نکته کلیدی تأکید دارد که محمد بن سلمان با درک دقیق از روحیه تجاری دولت ترامپ، توانسته است حمایت قاطع واشنگتن را در پروندههای حساسی مانند یمن و سودان خریداری کند. بمباران اخیر محموله تسلیحاتی امارات توسط عربستان در بندر المکلا که با سکوت معنادار کاخ سفید همراه بود، نشاندهنده عمق نفوذ ریاض در ساختار تصمیمگیری کنونی آمریکا است. در حالی که عربستان از پوشش حفاظتی و دیپلماتیک آمریکا برای سرکوب رقبای منطقهای خود از جمله امارات متحده عربی بهره میبرد، این پرسش مطرح است که منافع ملی و نهادی ایالات متحده در کجای این معادله قرار دارد.
🔺گزارش اشاره میکند که اگرچه ترامپ از قراردادهای تسلیحاتی کلان و سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری سعودی در زیرساختهای آمریکا به عنوان دستاوردی بزرگ یاد میکند، اما ایالات متحده در مقابل، یک متحد نهادینه را به دست نیاورده، بلکه با شریکی روبروست که تنها تا زمانی همسو میماند که منافع شخصی و پروژههای جاهطلبانه چشمانداز ۲۰۳۰ تأمین شود. واشنگتن با دادن چک سفید امضا به ریاض در درگیریهای منطقهای، عملاً کنترل خود را بر ثبات کریدورهای انرژی دریای سرخ از دست داده و اجازه داده است تا رقابتهای شخصی میان سران خلیج فارس، معماری امنیتی منطقه را به چالش بکشد. این تحلیل هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد بر منافع اقتصادی کوتاهمدت و دیپلماسی دلاری باعث شده است تا آمریکا در برابر اقدامات تهاجمی سعودی در قبال دیگر متحدانش مانند امارات در موضع ضعف قرار گیرد. در واقع عربستان با استفاده از نیاز ترامپ به موفقیتهای اقتصادی سریع، توانسته است دست بازتری در بازتعریف مرزهای نفوذ خود در شاخ آفریقا و شبهجزیره عربستان پیدا کند.
🔺اندیشکده CSIS نتیجه میگیرد که هرچند ترامپ در ظاهر به دنبال خروج از جنگهای بیپایان است، اما وابستگی فزاینده او به محور سعودی در حال کشاندن آمریکا به عمق نزاعهای نیابتی جدیدی است که در آن واشنگتن به جای رهبری، نقش پشتیبانِ ماجراجوییهای ریاض را ایفا میکند. این معامله اگرچه در کوتاهمدت تراز تجاری واشنگتن را بهبود بخشیده، اما در درازمدت اعتبار اخلاقی و نفوذ استراتژیک آمریکا را به گروگانِ جاهطلبیهای فردی در خلیج فارس درآورده است. پادشاهی سعودی اکنون بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود احساس قدرت میکند، نه به این دلیل که توان نظامیاش به تنهایی برتر است، بلکه به این دلیل که توانسته است با استفاده از ابزار ثروت، سیاست خارجی قدرت اول جهان را به نفع پروژههای منطقهای خود و علیه متحدان سابقش به خدمت بگیرد.
#عربستان #امارات
https://www.csis.org/analysis/saudi-arabias-mohammed-bin-salman-got-lot-trump-what-did-united-states-get
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ خنجر در برادری؛ کالبدشکافی نزاع قدرت ریاض و ابوظبی در ویرانههای یمن
🔺 شبکه خبری سیانان در گزارشی تحقیقی به تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی ابعاد خطرناکترین بحران در روابط سنتی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی پرداخته است. این گزارش با عنوان جنگ قدرت امارات و عربستان در یمن استدلال میکند که دوران همکاریهای استراتژیک موسوم به برادران خونی به پایان رسیده و اکنون منطقه شاهد یک بازی با حاصلجمع صفر میان دو قطب قدرت در خلیج فارس است. واقعه بمباران محموله تسلیحاتی امارات توسط عربستان در بندر المکلا در آخرین روزهای سال ۲۰۲۵ نقطه عطف این واگرایی بود که نشان داد ریاض دیگر حاضر به تحمل ماجراجوییهای نظامی ابوظبی در حیاط خلوت خود نیست.
🔺سیانان معتقد است که ریشه این درگیری در تضاد بنیادین میان دو جهانبینی متفاوت نهفته است؛ عربستان سعودی به دنبال یک یمن واحد و باثبات برای تضمین امنیت مرزهای طولانی خود و پیشبرد ابرپروژههای اقتصادی در داخل است در حالی که امارات متحده عربی با نگاهی ژئواکونومیک به دنبال کنترل بنادر و کریدورهای دریایی استراتژیک است که از طریق حمایت از جداییطلبان جنوب یمن محقق میشود. این گزارش تأکید میکند که نزاع در یمن تنها نمادی از یک رقابت وسیعتر برای هژمونی بر کل شبهجزیره عربستان است. محمد بن سلمان با اتکا به نفوذ مذهبی و قدرت مالی پادشاهی در حال بازتعریف نقش ریاض به عنوان تنها رهبر بلامنازع جهان عرب است که مستقیماً جایگاه تاریخی امارات به عنوان هاب تجاری و دیپلماتیک منطقه را تهدید میکند.
🔺سیانان به فشار عربستان بر شرکتهای چندملیتی برای ترک دبی و انتقال به ریاض اشاره میکند و آن را یک تهاجم اقتصادی مستقیم توصیف مینماید. در مقابل محمد بن زاید با استفاده از ابزارهای امنیتی و شبکههای نفوذ خود در آفریقا و شاخ آفریقا سعی در محاصره استراتژیک رقیب خود دارد تا از این طریق وزن خود را در معادلات دریایی به ریاض تحمیل کند. سیانان همچنین به این نکته ظریف اشاره میکند که روابط شخصی میان دو رهبر که زمانی موتور محرکه تحولات منطقه بود اکنون به یک بنبست سرد رسیده است به طوری که تماسهای دیپلماتیک جای خود را به پیامهای نظامی در زمین یمن دادهاند.
🔺 این گزارش همچنین به تأثیر مخرب این شکاف بر سایر پروندههای منطقهای از جمله جنگ در سودان و تلاشها برای حل بحران غزه اشاره کرده و هشدار میدهد که واگرایی این دو متحد بزرگ واشنگتن عملاً دیپلماسی ایالات متحده در خاورمیانه را فلج کرده است. مقامات آمریکایی در ژانویه ۲۰۲۶ با چالشی روبرو هستند که در آن باید میان دو شریک کلیدی که اکنون در جبهههای مختلف سودان و یمن علیه یکدیگر میجنگند توازن برقرار کنند. بر اساس تحلیل سیانان خروج نیروهای اماراتی از یمن در پی فشار ریاض اگرچه از یک تقابل نظامی مستقیم میان دو کشور جلوگیری کرد اما به معنای پایان رقابت نیست بلکه نبرد را به سطوح پیچیدهتر اطلاعاتی و اقتصادی منتقل کرده است.
🔺تحلیلگران هشدار میدهند که تداوم این وضعیت میتواند به تجزیه پایدار یمن و بیثباتی در امنیت انرژی دریای سرخ منجر شود امری که بیش از همه به سود بازیگران ثالث و گروههای افراطی در منطقه خواهد بود. از نگاه سیانان روابط برادرانه خلیجی جای خود را به واقعگرایی سرد و خصومتآمیزی داده است که در آن هر یک از طرفین برای حفظ بقای مدل توسعه خود ناگزیر به تضعیف دیگری است.
#عربستان #امارات
https://edition.cnn.com/2026/01/05/middleeast/uae-saudi-power-struggle-yemen-intl
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ محور جدید ریاض-قاهره-طرابلس؛ تلاش عربستان برای محدودسازی نفوذ امارات در لیبی
🔺 وبسایت عربی ۲۱ در تحلیلی به تاریخ ژانویه ۲۰۲۶ به بررسی همگرایی معنادار میان دولت عبدالحمید الدبیبه در لیبی با عربستان سعودی و مصر پرداخته است. این گزارش با عنوان تقارب ملحوظ بین الدبیبه و عربستان و مصر استدلال میکند که تحرکات اخیر دیپلماتیک نشاندهنده شکلگیری یک محور جدید است که هدف آن ایجاد موازنه در برابر نفوذ بیحد و حصر امارات در پرونده لیبی و تحت فشار قرار دادن خلیفه حفتر، متحد اصلی ابوظبی است.
🔺عربی ۲۱ معتقد است که عربستان سعودی که در گذشته تمایلاتی به اردوگاه شرق لیبی داشت، اکنون با تغییر راهبرد به سمت دولت طرابلس، در حال بازتعریف نقش خود به عنوان میانجی قدرتمند و ثباتبخش است. این گزارش اشاره میکند که الدبیبه با درک شکاف میان ریاض و ابوظبی، هوشمندانه به سمت عربستان متمایل شده تا از وزن سیاسی پادشاهی برای تثبیت موقعیت خود و کاهش فشارهای جناح حفتر بهره ببرد. مصر نیز که به دنبال ثبات مرزهای غربی خود است، در این مسیر با ریاض همسو شده تا از هرجومرجی که گاهی ناشی از مداخلات جسورانه امارات است، جلوگیری کند.
🔺تحلیلگران در این گزارش تأکید دارند که این تقارب سهجانبه پیامی روشن به خلیفه حفتر است که دیگر نمیتواند تنها بر حمایتهای نظامی و مالی امارات تکیه کند، چرا که قدرتهای بزرگ منطقه اکنون به دنبال مسیری هستند که لزوماً از ابوظبی نمیگذرد. عربی ۲۱ به این نکته اشاره میکند که حضور پررنگتر عربستان در پرونده لیبی، فضای مانور امارات را در شمال آفریقا به شدت محدود کرده و باعث شده است تا ابوظبی در موقعیت تدافعی قرار گیرد.
🔷 ملاحظه: در لایهای عمیقتر از این تحولات، مشخص است که عرصه نزاع میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی به سرعت در حال گسترش است و ریاض قصد جدی دارد تا در تمامی جبهههای منطقهای، امارات را به عقب براند. عربستان سعودی با خروج از لاک دفاعی سنتی خود، دایره نزاع را از مرزهای یمن و سودان فراتر برده و در حال ترتیب دادن حملات دیپلماتیک و سیاسی سازمانیافته به مواضع نفوذ امارات در سوریه، لیبی و سومالی است. ریاض با استفاده از ابزارهای مالی کلان و نفوذ معنوی خود، به دنبال قطع شریانهای نفوذ ابوظبی در این کشورهاست. در سوریه، عربستان با نزدیکی به دولت جدید در حال به حاشیه بردن طرحهای اماراتی-اسرائیلی است و امارات را متهم به حمایت از دروزیان جداییطلب کرده است. در شاخ آفریقا نیز با حمایت از دولت مرکزی سومالی، در برابر جاهطلبیهای دریایی امارات در سومالیلند ایستاده است. این استراتژی تهاجمی نشاندهنده آن است که محمد بن سلمان دیگر حضور امارات به عنوان یک بازیگر رقیب و متمرد در حیاط خلوت و حوزههای نفوذ عربستان را برنمیتابد و سال ۲۰۲۶ سالِ رویارویی تمامعیار برای تعیین رهبر بلامنازع جهان عرب خواهد بود.
#عربستان #امارات
https://arabi21.com/story/1729733/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies