4815
﷽ کانال تحلیلی-خبری گروه خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد @mersadcss ارتباط با ادمین: @Mers_ad
♨️ شریان حیات استراتژیک؛ چگونه بحران هرمز، فجیره را به برندهی اقتصادی امارات تبدیل میکند؟
🔻 تحلیل اقتصادی «ساموئل وندل» در المانیتور، به کالبدشکافی یک جهش ساختاری در ژئوپلیتیک امارات میپردازد: «تبدیل امارت کمتر دیدهشدهی فجیره از یک بندر خلوت به شریان اصلی بقای اقتصادی امارات در پساجنگ». وندل استدلال میکند در شرایطی که نبرد دوباره آمریکا و ایران، ناوبری در تنگه هرمز را به حالت فلج کامل درآورده، فجیره به لطف موقعیت جغرافیایی منحصربهفردش در ساحل دریای عمان و اقیانوس هند، به مرکز ثقل ترانزیت نفت و کالای خلیج فارس تبدیل شده و معادلات لوجستیک منطقه را از نو تعریف کرده است. نویسنده ابعاد این دگرگونی استراتژیک را در سه محور تحلیل میکند:
🔻 یک: جابهجایی ثقل لوجستیک از جبلعلی و شتاببخشی به خطوط لوله:
گزارش فایننشال تایمز مبنی بر تصمیم غول لوجستیک دبی (DP World) برای احداث یک بندر چندمنظوره و ترمینال کانتینری جدید در فجیره، نشاندهندهی یک دکترین تهاجمی برای کم کردن وابستگی به بندر جبلعلی در خلیج فارس است که فعالیت آن پس از جنگ به شدت افت کرد. این طرح در کنار تصمیم شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) برای تسریع در ساخت دومین خطلوله (خط غرب-شرق به مقصد فجیره تا سال ۲۰۲۷ که ظرفیت صادرات غیرهرمزی کشور را دوبرابر میکند)، گویای حرکت امارات به سمت «صفر کردن وابستگی به تنگه هرمز» است.
🔻 دو: بیمهنامهای که به زیربنای پایداری تبدیل شد:
خطلوله حبشان-فجیره (با ظرفیت ۱.۸ میلیون بشکه در روز) که از سال ۲۰۱۲ فعال بود، زمانی صرفاً یک «بیمهنامه تنش» تلقی میشد. اما در شرایطی که صادرات کویت، عراق و قطر به دلیل انسداد هرمز متوقف شد، همین خطلوله مانع از سقوط مالی ابوظبی گردید. فجیره که سال گذشته با وجود رشد اقتصادی ۱۲ درصدی تنها ۱.۷ درصد از تولید ناخالص داخلی امارات را تشکیل میداد و به «خوابآلودهترین شهر رو به رشد جهان» معروف بود، اکنون با اتصال به شبکه ریلی و جذب سرمایههای کلان، در حال تبدیل شدن به اصلیترین هاب ترانزیتی کشور است.
🔻 ۳. محدودیتهای توسعه و تداوم تهدیدات امنیتی:
با این حال، کارشناسانی نظیر جاستین الکساندر تأکید میکنند که فجیره هرگز به «دبی ۲.۰» یا مرکز مالی و فناوری منطقه تبدیل نخواهد شد و ابعاد توسعهی آن به طولانی شدن بحران هرمز بستگی دارد. از سوی دیگر، فجیره در فاصله ۱۱۳ کیلومتری هرمز، از حملات پهپادی و موشکی ایران در امان نبوده و تمرکز بیش از حد زیرساختهای حیاتی امارات در این ساحل، آن را به یک سیبل جذاب برای پاتکهای آتی ایران بدل میسازد. با این وجود، رقابت روزافزون با بنادر عمان و خورفکان شارجه اثبات میکند که جغرافیا و اقتصاد امارات برای همیشه به سمت شرق هرمز تغییر ریل داده است.
https://www.al-monitor.com/originals/2026/07/how-hormuz-crisis-turning-fujairah-uaes-strategic-lifeline
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ بازطراحی نظم پساجنگ در خلیج فارس؛ پتانسیل ریاض برای رهبری نوین منطقهای
🔻 تحلیل حسین بحریکورت در مرکز مطالعات خاورمیانه (ORSAM)، به بررسی کالبدشکافی موقعیت ویژه عربستان سعودی در بازتنظیم نظم پساجنگ میپردازد. جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران و انسداد هرمز، ناکارآمدی دکترینهای گذشته مبتنی بر تکیهی مطلق به چتر امنیتی خارجی را برملا ساخت. با این حال، پادشاهی سعودی به دلیل تحمل آسیب مستقیم کمتر و صیانت از دکترین بازدارندگی بومی، واجد بیشترین انعطافپذیری استراتژیک برای گسترش نفوذ منطقهای و رهبری نظم نوین خلیج فارس است. نویسنده ظرفیتها و چالشهای ریاض را در سه محور تحلیل میکنند:
🔻 یک: حفظ توان بازدارندگی و نوسازی پدافند بومی:
نخستین مزیت ریاض، محدود بودن هدفگیری آن توسط ایران در مقایسه با سایر اعضا بود. حتی در جریان حمله به آرامکو در ۲ مارس، تهران با انکار رسمی و «عملیات فریب» خواندن آن، از تصاعد بحران با ریاض پرهیز کرد؛ امری که منجر به مهار نسبی انصارالله نیز شد. این موقعیت، در کنار بهرهبرداری کامل از خطلوله شرق-غرب به سمت دریای سرخ، به ریاض اجازه داد تا با گشایش چتر حمایتی بر فراز کویت و بحرین، رهبری پیشدستانهی خود را تثبیت کند. همزمان، سعودی با خروج از خریدهای دفاعی محض، خیز کلانی برای ساخت جنگندههای نسل پنجم (نظیر همکاری با پروژه کان ترکیه) و خودکفایی پهپادی برداشته است.
🔻 دو: ظرفیت بالای بازسازی و دموگرافی مصون:
علیرغم انقباض مالی سه سال گذشته و اولویتبندی مجدد پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ (از جمله تعدیل مگاپروژهی «لاین» در نیوم)، جهش قیمت نفت پس از جنگ، ترازنامه مالی ریاض را ترمیم کرد. مزیت کلیدی دیگر سعودی، دموگرافی قوی و جمعیت بومی متراکم آن است؛ برخلاف سایر پادشاهیهای خلیج فارس که اقتصادشان به شدت وابسته به نیروی کار و متخصصان خارجی است و با خروج آنها در زمان بحران دچار شکنندگی ساختاری میشوند، دموگرافی بزرگ سعودی عامل مادی و بالشتک مطمئنی برای بازسازی شتابان ایجاد میکند.
🔻 سه: شکاف ابوظبی-ریاض و ابهام در دکترین واشینگتن:
اما این پتانسیل برای رسیدن به فعلیت، با دو گسل بزرگ روبروست: نخست، واگرایی استراتژیک میان ریاض و ابوظبی در قبال عادیسازی با تلآویو، پرونده ایران و رقابت در یمن، سودان و سومالی؛ امر که چابکی دیپلماتیک امارات را به رقیبی برای نفوذ سعودی تبدیل میکند. دوم، شناور بودن سیاست فرامرزی ترامپ پس از عصر جنگ است. نهایتاً ثبات نظم آتی، نه خودکار، بلکه منوط به توانایی ریاض در موازنه میان خوداتکایی دفاعی، مهار رقابتهای درونشورایی و خلق پلتفرمهای همگرایی بومی خواهد بود.
https://orsam.org.tr/en/yayinlar/seeking-a-post-war-order-in-the-gulf-can-riyadh-expand-its-regional-footprint/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ فروپاشی منطق راهبردی پیمان ابراهیم؛ چرا جنگ ۲۰۲۶ روند سازش را منجمد کرد؟
🔻 تحلیل «عبدالرحیم شلبی» در ریسپنسبل استیتکرافت، به کالبدشکافی فروپاشی زیربنای پیمان ابراهیم در پساجنگ میپردازد. شلبی استدلال میکند که این توافقنامهها از طریق دور زدن هسته اصلی ناآرامی در خاورمیانه—یعنی مسئله فلسطین و ابتکار صلح عربی ۲۰۰۲—تلاش کردند با یک معامله کاسبکارانه، عادیسازی روابط را به حاشیه ببرند. واشینگتن در ازای الحاق امارات، بحرین، مراکش و سودان، امتیازات نظامی و رفع تحریمها را اعطا کرد؛ اما نبرد ۱۲ هفتهای اخیر آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران و بحران هرمز ثابت کرد که بدون حل عادلانه مسئله فلسطین، هیچ منظومه امنیتی در منطقه پایدار نخواهد ماند. نویسنده ابعاد این انجماد استراتژیک را در سه محور کالبدشکافی میکند:
🔻 ۱. پایداری جبهه امتناع و شوک ۷ اکتبر:
کشورهایی مانند عربستان سعودی با آگاهی از وزن خود در جهان اسلام، شرط عدم عادیسازی بدون تشکیل دولت مستقل فلسطین را حفظ کردند. قطر و عمان برای صیانت از دکترین «میانجیگری فعال» و کویت با اتکا به موانع قانونی خود، از پیوستن به این پیمان امتناع ورزیدند. شلبی تأکید میکند که طوفانالاقصی و حوادث پس از آن، پاتک مستقیم گروههای فلسطینی به معاملهای بود که قصد داشت مسئله آنها را از حافظه بینالمللی محو کند؛ شوکی سهمگین که بیثباتی ژئوپلیتیک هرگونه نظم جایگزین را برملا ساخت.
🔻 ۲. زوال چتر امنیتی واشینگتن و ثبات وزنه ایران:
جنگ ۲۰۲۶ دو توهم بنیادی پیمان ابراهیم را منهدم کرد: نخست، ناکارآمدی و عجز ساختاری چتر امنیتی آمریکا در حمایت از متحدانش در برابر حملات موشکی سپاه؛ و دوم، اثبات این واقعیت که ایران یک قدرت منطقهای غیرقابلحذف است که نمیتوان آن را از معادلات خلیج فارس کنار گذاشت. با اصابت موشکها به بنادر کشورهای عربی و فلج شدن ناوبری در هرمز، اصلیترین توجیه امارات و بحرین برای تکیه بر واشینگتن و تلآویو فروریخت.
🔻 ۳. گذار به دکترین «فرزندان ابراهیم» و شرط پایدار صلح:
اشتباه تاریخی پیمان ابراهیم، دعوت از فرزندان اسحاق (رژیم صهیونیستی) به میز مذاکره و رها کردن فرزندان اسماعیل (فلسطین) در پشت درهای بسته بود. شلبی نتیجه میگیرد که هرگونه ساختار آتی، نیازمند جایگزینی دکترین گذشته با توافقنامهای جدید بر پایه «احترام متقابل و تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷» است. صلح واقعی از طریق شوهای نمایشگاهی در کاخ سفید نیست، بلکه فرآیندی مادی و برگشتناپذیر است که با اعطای حق تعیین سرنوشت به فلسطینیان، ثبات واقعی را به خاورمیانه پساجنگ بازمیگرداند.
https://responsiblestatecraft.org/abraham-accords-iran-war/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️چراغ سبز ترامپ به برنامه هستهای غیرنظامی عربستان
🔻دولت دونالد ترامپ در آستانه نهایی کردن یک توافق همکاری هستهای غیرنظامی با عربستان است؛ توافقی که به گزارش رسانههای آمریکایی، میتواند به ریاض اجازه دهد اورانیوم را در داخل کشور غنیسازی کند. بنابه گزارشها، انتظار میرود این توافق که در قالب «توافق ۱۲۳» تنظیم شده، پس از امضای وزیران انرژی دو کشور برای بررسی و تصویب به کنگره آمریکا ارسال شود؛ جایی که احتمالا با مخالفتهایی مواجه خواهد شد.
🔻این توافق که گفته میشود ۳۰ ساله خواهد بود، مشارکت شرکتهای آمریکایی در توسعه صنعت هستهای عربستان را پیشبینی میکند و امکان احداث تأسیسات غنیسازی اورانیوم در این کشور را پس از انجام مطالعات مشترک فراهم میسازد. به گفته منابع آگاه، برخلاف مواضع پیشین واشنگتن، این توافق فاقد برخی تضمینهای سنتی آمریکا برای جلوگیری از استفاده نظامی از فناوری و مواد هستهای است، هرچند منابعی به سیانان گفتهاند محدودیتهایی از سوی آمریکا برای غنیسازی در نظر گرفته شده که جزئیات آن هنوز مشخص نیست.
🔻همچنین شرط عادیسازی روابط عربستان با رژیم صهیونیستی نیز از مذاکرات هستهای حذف شده است. این در حالی است که پیش از این، همکاری هستهای با ریاض بخشی از یک بسته بزرگتر بود که شامل عادیسازی و همچنین توافق دفاعی با آمریکا میشد.
🔻توافق123 میتواند به یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای هستهای منطقه تبدیل شود. برخی نمایندگان کنگره نگراناند اعطای توان غنیسازی به عربستان، زمینه رقابت هستهای جدیدی در خاورمیانه را فراهم کند. این تحولات در حالی رخ میدهد که آمریکا و رژیم صهیونیستی اخیراً با ادعای مهار برنامه هستهای تهران، علیه ایران وارد جنگ شدهاند.
🔗 WSJ | CNN
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️پالایشگاههای آسیایی به دنبال مسیر جایگزین برای نفت عربستان
🔻در پی تهدید یمن به محاصره دریایی عربستان، پالایشگاههای آسیایی به دنبال انتقال نفت سعودی از بندر ینبع از مسیر کانال سوئز و دور زدن آفریقا هستند. این تغییر مسیر در حالی رخ میدهد که جنگ ایران عرضه نفت را مختل کرده و تردد کشتیها در تنگه هرمز را نیز کاهش داده است.
🔻به گزارش رویترز، دو نفتکش حامل نفت عربستان که عازم آسیا بودند، پس از تهدیدهای یمن در دریای سرخ مسیر خود را تغییر دادند. کارشناسان هشدار میدهند استفاده از مسیر سوئز و دماغه امید نیک میتواند تا چهار هفته به زمان حمل محمولهها بیفزاید و هزینههای حملونقل را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
🔻دادههای رهگیری کشتیها نشان میدهد نفتکش Rodos که در ینبع بارگیری کرده و مقصد آن هند است، مسیر خود را به سمت کانال سوئز تغییر داده است. همچنین پالایشگاه کرهای Hyundai Oilbank در حال بررسی استفاده از کانال سوئز و خط لوله SUMED مصر برای انتقال نفت به کره جنوبی است.
🔻«مت اسمیت»، مدیر تحقیقات مؤسسه Kpler، گفت تغییر مسیر نفتکشها نشان میدهد شرکتهای کشتیرانی تهدیدهای یمن را جدی گرفتهاند. این در حالی است که حجم نفت و فرآوردههای نفتی عربستان عبوری از بابالمندب ماه گذشته به رکورد بیسابقه بیش از ۴ میلیون بشکه در روز، رسیده بود.
🔗 Reuters
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ زلزله در اتاقهای خبر خلیج فارس؛ کالبدشکافی جنگ نرم و انشقاق ساختاری در رسانههای عربی
🔻 گزارش افشاگرانهی «زینه حداد» در الاخبار، به بررسی گسلهای پنهان و جابهجاییهای ساختاری در دکترین رسانهای کشورهای خلیج فارس در پی جنگ پنجماههی آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران میپردازد. حداد استدلال میکند که فراتر از ویترین استودیوها، این کارزار نظامی توازن تحریریه و پایداری نیروی انسانی شبکههای بزرگ را به لرزه درآورده است. این بحران خود را در قالب موج استعفاها، جنگ دیدگاهها میان کارمندان عرب و صعود دکترین «بومیسازی کادرها» (سعودیسازی و قطریسازی) عیان ساخته و رسانهها را به ابزار اصلی جنگ نرم در موازنه قدرت تبدیل کرده است. حداد آرایش نوین شبکههای خلیج فارس را در چهار محور کالبدشکافی میکند:
🔻 ۱. «التلفزيون العربي»؛ تنش جبههها و تلهی مافیای سیاسی:
این شبکه قطری به مدیریت عزمي بشاره، درون مقر خود در دوحه با تنش فرسایندهی جناحی میان کارمندان فلسطینی و عرب روبروست. شکاف اصلی میان وفاداران به دکترین مقاومت و طیفی است که همراستا با تهدیدات قطر ضد تهران، به سمت جریان واشینگتن غش کردهاند. این انسداد تحریریهای که حداد آن را به «مافیای سیاسی» تشبیه میکند، با سلب تریبون از حامیان حماس و حزبالله، به موجی از استعفاهای مجریان و نویسندگان جنگی انجامیده است تا در عمق متن، صداهای متمایل به تهران حاشیهنشین شوند.
🔻 ۲. شبکه «الجزيرة»؛ مهندسی قطبیسازی و دکترین ملیسازی:
الجزیره با رشد بسیار سریع شمار بینندگان از طریق برنامه «نقاش الساعة» (نسخه تکاملیافتهی الاتجاه المعاكس)، به قطب اصلی جنگ نرم بدل شد. این شبکه با میزبانی «حسن احمدیان»، دکترین رسانهای ایران را بازتاب داد اما همزمان با قراردادن تحلیلگران سازشکار عرب در برابر او، دکترین دست پنهان را پیش برد. در لایهی اداری، الجزیره بازآرایی ساختاری را برای غلبهی کادرهای بومی قطری بر برنامههای اصلی (از جمله الجزیره مباشر) آغاز کرده است.
🔻 ۳. «الشرق بلومبرغ»؛ هجرت به الرياض و تصفیهی کادرهای عرب:
کریدور رسانهای سعودی با انتقال الشرق از دبی به ریاض (پس از العربیه و MBC) در حال تکمیل دکترین «شهر رسانهای پادشاهی» است. این جابهجایی به دلیل نبود انگیزههای مالی کافی با اعتراض و استعفای کادر روبرو شد. کارمندان عرب از دکترین «سعودیسازی مطلق اتاق خبر» هراس دارند؛ چرا که سیاست تحریریهی الشرق کاملاً بر رویدادهای بومی پادشاهی و گشودن آنتن به روی اپوزیسیون تهران متمرکز شده است.
🔻 ۴. رسانههای اماراتی؛ قمار بلينكس و تقلیل مادی اسکاینیوز:
ابوظبي با وجود بودجههای کلان شبکههای دبی و ابوظبی، در پر کردن خلاء الشرق ناکام ماند. مجموعه IMI با انتصاب «نخله الحاج» (معمار پلتفرم بلينكس) به عنوان مدیر تحول ساختاری در اسکاینیوز عربی، در پی فعالسازی جنگ نرم ضد دکترین مقاومت است. با این حال، به دلیل انقباض بودجه، اسکاینیوز استودیوهای بیروت خود را که پاتوق منتقدان سلاح مقاومت بود، تعطیل کرد و به پوشش میدانی صرف بسنده نمود؛ فصلی نو که در آن، تفنگهای میدان در تهران، آرایش بوروکراتیک استودیوهای عربی را از نو مهندسی میکنند.
https://www.al-akhbar.com/NewspaperArticles/culture/898835
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️تردد در هرمز در آستانه توقف؛ کشتیهای شرکت پرآوازه هم هدف قرار گرفتند
🔻با حمله به دو کشتی شرکت دایناکوم، نگرانیها درباره امنیت تنگه هرمز به شدت افزایش یافته و بلومبرگ در گزارشی نوشت که تردد در این آبراه حیاتی در آستانه توقف کامل قرار گرفته است.
🔻به نوشته بلومبرگ، شرکت دایناکوم اعلام کرد نفتکش غولپیکر آخیلوس (Achilleos) و نفتکش فرآوردههای نفتی کافومالیاس (Kafomalias) در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتهاند. این شرکت که در طول بحران به دلیل ادامه تردد کشتیهایش از هرمز شهرت یافته بود، اکنون خود نیز هدف حملات قرار گرفته است.
🔻در همین راستا، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) روز گذشته از وقوع حادثهای در شمالغرب «کمزار» عمان خبر داد که در آن یک کشتی بر اثر اصابت پرتابهای ناشناس دچار آتشسوزی شد. شرکت دایناکوم بعداً تأیید کرد این کشتی همان کافومالیاس است. این نفتکش که سال ۲۰۲۵ ساخته شده، توان حمل حدود ۷۵ هزار تن بار را دارد. دایناکوم همچنین اعلام کرد نفتکش آخیلوس نیز بر اثر برخورد پرتابه آسیب دیده است.
🔻سازمان UKMTO همچنین از وقوع حادثه برای یک کشتی در سواحل شهر «دبا» در امیرنشین فجیره امارات (سواحل دریای عمان) خبر داد؛ منطقهای که امارات برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، از آن بهعنوان مسیر جایگزین استفاده میکند؛ هم از طریق خط لوله زمینی حبشان–فجیره و هم با عملیات انتقال کشتیبهکشتی (STS) و تردد نفتکشها در آبهای مجاور فجیره. اگرچه این زیرساخت، انعطافپذیری صادرات امارات را در شرایط تنش افزایش داده، اما با تشدید درگیریها، خود این منطقه نیز به یک هدف تبدیل شده است.
#هرمز #امارات #عمان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
https://mecouncil.org/publication/lessons-learned-by-gcc-states-in-the-2026-us-israel-iran-war/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ عبرتهای کییف برای خلیج فارس؛ دکترین خوداتکایی و پاتک پهپادی در جنگ ۲۰۲۶
🔻 گزارش میدانی «رایان کراکر» (دیپلمات کهنهکار و سفیر پیشین آمریکا در عراق و افغانستان) در پایگاه موسسه خاورمیانه، به مقایسهی تطبیقی دو ویترین جنگی جهان یعنی اوکراین و خلیج فارس میپردازد. کراکر پس از سفر ژوئن خود به کییف به دعوت کمیسر عالی پناهندگان سازمان ملل (برهم صالح)، استدلال میکند خروج از آفند روسیه و ایران، نیازمند بازتعریف چهار مؤلفهای است که در ادامه میآید. پساجنگ ۲۰۲۶ عیان ساخت که پادشاهیهای عرب باید به جای شکوههای دیپلماتیک، مدل مقاومت مادی اوکراین را به عنوان دکترین بقای خود کپیبرداری کنند. کراکر تلاقی استراتژیک این دو نبرد را در چهار محور کالبدشکافی میکند:
🔻 یک: گسست از برونسپاری امنیت و دکترین نوسازی پهپادی:
بزرگترین درس مشترک این است که امنیت ملی قابل واگذاری به پیمانکار خارجی نیست. اوکراین بار اصلی جنگ زمینی را خود به دوش میکشد و با تبدیل شدن به یک «ابرقدرت پهپادی»، صدها پهپاد FPV در روز تولید میکند که عمق خاک مسکو را منکوب ساختهاند. کراکر فاش میسازد پس از سفر بهاری ولودیمیر زلنسکی به ریاض، ابوظبی و دوحه، دکترین همکاری نظامی-صنعتی کییف و خلیج فارس برای تولید مشترک تسلیحات ضدپهپادی شتاب گرفته است؛ این همان خوداتکایی مادی است که اعضای شورای همکاری خلیج فارس پس از اصابت ۶۴۰۰ موشک سپاه به خاکشان، برای رهایی از گروگانگیری هرمز به آن نیاز حیاتی دارند.
🔻 دو: واقعیت جنگهای طولانی و محدودیتهای صبر واشینگتن:
آمریکا باید بپذیرد که حریفانش (روسیه و ایران) واجد دکترین «صبر استراتژیک» هستند؛ ریشههای آفند پوتین به قحطی مصنوعی استالین در دهه ۱۹۳۰ بازمیگردد و خصومت تهران با واشینگتن قدمتی نیمقرنه دارد. در مقابل، صبر راهبردی در زمره نقاط قوت سیستم بوروکراسی آمریکا نیست. اگرچه سیستمهای پاتریوت (PAC-3) اهدایی ترامپ در ناتو (اجلاس آنکارا) و چتر پدافندی سنتکام در خلیج فارس نقشی کلیدی در مهار موشکهای بالستیک داشتند، اما کشورهای عربی نباید آیندهی خود را صرفاً به نوسانات کاخ سفید گره بزنند.
🔻 سه: ضرورت ائتلافهای چندرشتهای و حضور ۱۰۰ هزار تنی دیپلماسی:
کراکر سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به منطقه را گامی مثبت برای بازسازی اعتماد خدشهدار شدهی اعضا میداند. واشینگتن برای مهار بحران، علاوه بر انتصاب سفرای رسمی در ریاض، بغداد و کویت، باید یک «گروه ضربت ناو هواپیمابر» را برای مدت نامحدود در خلیج فارس مستقر کند؛ چرا که یک ناو هواپیمابر، ۱۰۰ هزار تن دیپلماسی مادی و بازدارنده است. در سمت مقابل، شش پادشاهی عرب نیز باید اختلافات بوروکراتیک را دفن کرده و دکترین پدافند جمعی خود را عملیاتی سازند.
🔻 چهار: دکترین تابآوری اجتماعی و کاتالیزور ساختارهای پنهان:
اوکراین علیرغم بمبارانهای شبانه، زندگی را در کافهها حفظ کرده، قطارهایش راس ساعت حرکت میکنند و با احداث ۲۰۰ مدرسه زیرزمینی در پناهگاههای هستهای جنگ سرد (نظیر خارکف برای ۱۵۰۰ دانشآموز)، مانع از فروپاشی بستر آموزش شده است. کراکر مقتدرانهترین نماد این تابآوری را حضور همسطح زنان اوکراینی در خط مقدم به عنوان تکتیرانداز و شهردار میدان جنگ میداند؛ درسی بنیادین برای خلیج فارس که ثبات حقیقی با پترودلار خریداری نمیشود، بلکه محصول به کارگیری تمام ظرفیت دموگرافیک جامعه و ایستادگی در زمین سخت است. تداوم حمایت مالی آمریکا از نهادهایی چون UNHCR برای مهار بحران آوارگان در شام و اوکراین، یک ضرورت استراتژیک برای جلوگیری از سقوط اقتدار دولتهای مرکزی و مهار دکترین آفندی پوتین و تهران است.
https://mei.edu/commentary/what-the-gulf-and-america-can-learn-from-ukraine/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ تلهی موازنه ناهمتراز؛ چرا بحرین و کویت به سیبلهای برگزیده تهران تبدیل شدند؟
🔻 تحلیل«راب روب گیست پینفولد» و «دانیا ظافر» در نشریه فارین پالیسی، به کالبدشکافی چرخش استراتژیک دکترین نظامی ایران در پساجنگ میپردازد. نویسندگان استدلال میکنند تفاهمنامه ۱۸ ژوئن و آتشبس شکننده، هرگز نتوانستند خلیج فارس را به ثبات برسانند؛ اما آرایش تهاجمی پهپادی و موشکی سپاه پاسداران دچار یک دگرگونی هوشمندانه شده است. تهران با خروج از فاز بمباران حداکثری امارات، دکترین «اجبار گزینشی» را علیه دو کشور کوچکتر منطقه یعنی بحرین و کویت متمرکز کرده است؛ تاکیکی که ریشه در تزلزل ساختاری شورای همکاری خلیج فارس و تزلزل دکترین امنیتی واشینگتن دارد. نویسندگان محرکهای اصلی این تغییر دکترینال را در سه لایه تبیین میکنند:
🔻 یک: مهندسی سیبلهای میانوزن برای ارسال سیگنال بدون جنگ:
در فاز نخست جنگ (فوریه تا ژوئن)، هدف ایران ایجاد آشوب مطلق در زنجیره تأمین جهانی برای تحمیل آتشبس به ترامپ بود؛ لذا امارات به عنوان هاب مالی منطقه، هدف ۴۵ درصد از ۷۰۰۰ موشک سپاه قرار گرفت. اما در فاز پساجنگ، دکترین تهران به سمت «نمایش اقتدار بدون بازگشت به جنگ تمامعیار» چرخید تا دست بالاتر را در مذاکرات جاری حفظ کند. بحرین و کویت در یک «منطقه خاکستری خطرناک» واقع شدهاند؛ آنها به اندازهای مهم هستند که حمله به آنها واجد ارزش سیگنالدهی استراتژیک به کاخ سفید باشد (میزبانی از ناوگان پنجم در منامه و کمپ عریفجان در کویت)، اما آنقدر برای واشینگتن حیاتی نیستند که دونالد ترامپ مأموریت ارتش را به یک جنگ ویرانگر دیگر پیوند بزند. ایران با این آتش هدایتشده، هزینه هرگونه ائتلافسازی را برای واشینگتن بالا میبرد.
🔻 دو: سقوط گارانتیهای نظامی آمریکا و تلهی دوگانهی اعضا:
پساجنگ ۲۰۲۶ خط بطلانی بر ارزش دکترین «متحد اصلی غیرناتو» کشید. بحرین در سال ۲۰۲۳ توافق جامع همگرایی امنیتی و شکوفایی (CSPA) را با آمریکا امضا کرد که یک دژ تدافعی دوجانبه محسوب میشد؛ با این حال، سپاه از اوایل ژوئیه بدون دریافت پاتک مادی از سوی پنتاگون، منامه و کویت را هدف قرار داد. این انفعال ترامپ، تئوری رها کردن همپیمانان را تثبیت کرد. جالب اینجاست که هر دو کشور با دو استراتژی کاملاً متضاد در برابر تهران به یک خروجی فاجعهبار مشترک رسیدند: بحرین شاهینمزاج با الحاق به پیمان ابراهیم و ائتلاف دریایی غرب (Prosperity Guardian)، و کویت کبوترمزاج با جرمانگاری صهیونیسم، همکاری اقتصادی با تهران و بستن آسمانش به روی ارتش آمریکا در پروژه آزادی هرمز (Project Freedom)، هر دو به یک اندازه منکوب دکترین موشکی سپاه شدند؛ امری که نشان داد استراتژیهای انفرادی در برابر جغرافیا منقضی شدهاند.
🔻 سه: استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» و سقوط شاخصهای مادی:
نویسندگان فاش میسازند که پاتک گزینشی تهران، آسیبهای عمیقی به بنیانهای مالی این دو کشور وارد کرده است؛ آژانس مودیز چشمانداز اعتباری بحرین را به «منفی» سقوط داد و کویت در آوریل گذشته برای نخستین بار پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰، صادرات نفت خود را به صفر رساند. گسیل متأخر حملات ایران به بنادر قطر و عمان و نفتکشهای سعودی اثبات کرد که ویروس ناامنی هرمز در پشت مرزهای منامه قرنطینه نخواهد شد. تا زمانی که حاکمان تهران قادر باشند با بهرهبرداری از رقابتهای درون شورای همکاری و دکترین «تفرقه بینداز و حکومت کن»، حلقههای ضعیف را بدون پاسخ جمعی و دکترین «خودیاری» مجازات کنند، کل شبهجزیره عربی تحت وتوی نظامی تهران باقی خواهد ماند. راهحل نهایی نه در عادیسازی منزوی و نه در دتانت انفرادی، بلکه در قربانی کردن بخشی از خودمختاری استراتژیک اعضا برای خلق یک دکترین پدافندی یکپارچه و بومی است.
https://foreignpolicy.com/2026/07/14/iran-gulf-attacks-kuwait-bahrain-saudi-arabia-uae-trump/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
♨️ تصاویری از آکادمی علوم امنیتی سعد العبدالله در منطقه صنعتی «الشویخ» کویت که امروز هدف حمله پهپادی قرار گرفت.
#کویت
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
📡فعالیت بندر جبل علی ۹۰ درصد کاهش یافت!
بحران اخیر در تنگه هرمز، آسیب پذیری اقتصاد مبتنی بر لجستیک دبی را به روشنی نمایان ساخت. پس از مسدود شدن این تنگه و افزایش تنش های نظامی، فعالیت بندر جبل علی – که مهمترین بندر و قطب تجاری دبی به شمار می رود – تا حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد کاهش یافت. در واکنش به این وضعیت، شرکت جهانی «دیپی ورلد» در حال بررسی امکان توسعهٔ بندر فجیره و احداث یک پایانهٔ کانتینری در کرانهٔ دریای عمان است تا بخشی از مبادلات دریایی امارات متحدهٔ عربی بدون نیاز به عبور از تنگهٔ هرمز انجام پذیرد.
اهداف اصلی این برنامه عبارت است از: ایجاد مسیر جایگزین برای بندر جبل علی، کاهش وابستگی دبی به تنگه هرمز، افزایش گنجایش بنادر واقع در سواحل شرقی امارات، و تدوین یک «طرح اضطراری» برای مواجهه با ادامهٔ درگیری ها یا بازگشت تنش ها. با این حال، جایگزینی کامل بندر جبلعلی کاری دشوار است؛ چرا که این مجموعه، افزون بر خود بندر، شامل منطقهٔ آزاد، انبارها و شبکهٔ گستردهٔ لجستیکی نیز می شود. با این وجود، انتقال بخشی از ظرفیت های آن به فجیره، نشان می دهد که دبی امنیت مسیرهای تجاری را به یکی از اولویت های راهبردی خود تبدیل کرده است.
🐦پادکست فایننشال تایمز
🔖با ما همراه باشید...
#امارات #آیمک #آمریکا #جنگ
📱@suqona
⭕️ احمد الطیب و بن بیه سرداران شورای حکما با نقش پیاده نظام اسرائیل؛پول ابوظبی چگونه کاتالیزور خاموشی و وادادگی شد؟
گزارشی درباره نحوه سربازگیری ابوظبی از میان سران دینی جهان اسلام؛ از شیخ الازهر «احمد الطیب» تا معاون قرضاوی «عبدالله بنبیه» در شورایی برای حکمت سازی فیک با نام شورای حکما
راهی که امارات برای کنار زدن دوحه در پیش گرفت و چراغ سبزی که از غرب دریافت کرد
مسیری که در آن کلیسا، خاخامهای اسرائیل و الازهر کمر همت بستند تا کمر گفتمان مقاومت اهل سنت را بشکنند.
حلقه وصلی به نام النعیمی با اعتقادات عجیب؛ مهره امنیتی اسرائیل و ابوظبی با وظیفه خط دهی به 250 عالم دینی خریداری شده
روایتی از چگونگی تلاش برای تضعیف گفتمان مقاومت، تغییر جایگاه مسئله فلسطین
نقش ترس از اضمحلال و سقوط در تصمیمهای کشورهای خلیج فارس
🔗 ادامه مطلب:
syaaq.com/37784
🏷 #اسلام_سیاسی #مقاومت
@PGulfStudies
♨️مرندی، از نزدیکان تیم مذاکرهکننده ایرانی:
🔻«طی هفتهها، دولت ترامپ به طور مخفیانه در حال برنامهریزی برای حملات هوایی گسترده و یک حمله زمینی با حمایت از رژیمهای دیکتاتوری عربی بوده است. در همین حال، ایران به آرامی خود را برای یک رویارویی بزرگ آماده میکرد. اگر ترامپ این حمله را آغاز کند، آن رژیمهای عربی در خلیج فارس دوام نخواهند آورد».
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️حمله سنگین موشکی به بحرین
🔻دقایقی پیش، پایگاه آمریکا در بحرین هدف حمله سنگین ایران قرار گرفت.
🔻بنابه گزارشها، پایگاه هوایی عیسی و مقر پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا (NSA Bahrain) با دستکم ۳۰ موشک بالستیک هدف قرار گرفته است.
🔻ویدئوهای منتشرشده نشان میدهد ایران در این حمله از موشکهای با کلاهک خوشهای استفاده کرده، که به این معناست که منامه شاهد ریزش صدها بمبچه (ریز مهمات) بوده است.
🔻درهمین حال صدای چندین انفجار مهیب در اطراف مقر محل استقرار فرماندهی پنجم نیروی دریایی شنیده شده است.
#بحرین
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ شبکهی فشار در پساجنگ؛ چرا جبهه واقعی خلیج فارس از آب، ابر و کابلهای زیردریا میگذرد؟
🔻 تحلیل «علیا براهیمی» و «جان جیمز» در اندیشکده شورای آتلانتیک، به کالبدشکافی یک کلانروند در پساجنگ میپردازد: «عبور دکترین نظامی ایران از جنگ سخت موشکی به سمت انهدام زیستبوم دیجیتال و حیاتی پادشاهیهای عرب». نویسندگان استدلال میکنند در جریان نبرد آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران، انسداد تنگه هرمز و سقوط ناوبری، پیشپاافتادهترین لایه از دکترین تهاجمی تهران بود؛ چرا که خط مقدم اصلی این کارزار نه در دریا، بلکه در همافزایی تخریب سه حوزه «آب آشامیدنی، پردازش ابری و کابلهای زیردریا» شکل گرفت. نویسندگان ابعاد این دکترین ترکیبی و را در سه محور کالبدشکافی میکنند:
🔻 یک: تهاجم به دکترین مشروعیت؛ از دپوی آب تا مرکز دادههای آمازون:
حملات ایران واجد دکترین «ضد مشروعیت» بود؛ یعنی نشانه رفتن عقد اجتماعی میان حاکم و شهروند از طریق قطع خدمات اولیه. اصابت پهپادها به مراکز داده «خدمات وب آمازون» (AWS) در امارات—که نخستین حمله نظامی تاریخ به یک سرویسدهنده ابری مقیاسبزرگ محسوب میشود—بانکهای بزرگ نظیر «امارات انبیدی» و سیستمهای پرداخت را فلج کرد. همزمان، حملات موشکی به نیروگاهها و تاسیسات آبشیرینکن در بحرین و کویت (که ۹۰ درصد آب خود را از دریا میگیرند)، نشان داد که به دلیل پیوستگی سیستمیک، حمله به شبکه برق معادل حمله به آب، و حمله به آب معادل خاموشی کمپهای هوش مصنوعی است.
🔻 دو: گروگانگیری کابلهای زیردریا و انقباض دموگرافیک:
ایران با انتشار نقشه کابلهای زیردریا ثابت کرد که زیرساخت دیجیتال منطقه در تیررس میدان است. اعلام وضعیت «فورس ماژور» توسط شرکت فرانسوی «آلکاتل» در ۱۲ مارس و تعلیق پروژه کابل «۲Africa Pearls» متعلق به شرکت متا، اثبات کرد تهران بدون قطع کابل، با گروگانگیری ناوگان تعمیرات، ترانزیت داده را متوقف میسازد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه ۷ نفر از هر ۸ ساکن امارات و قطر از اتباع خارجی هستند، فشار بر کانالهای رمزارز و ایجاد رعب، خطر خروج متخصصان و سقوط دکترین تنوعبخشی اقتصادی (نظیر چشمانداز ۲۰۳۰ سعودی) را در پی دارد.
🔻 سه: ضرورت خلق «شبکه پایداری حاکمیتی»:
پاسخ به این تهدید لایهای، ترمیم انفرادی آسیبها نیست. اعضای شورای همکاری باید یک «شبکه پایداری حاکمیتی» شامل سیستمهای یکپارچه، بانک دیتای مشترک، اتاق فیوژن هوشمند برای تشخیص همزمان حملات سایبری و حملات آبشیرینکن، و اوراق قرضه پایداری ایجاد کنند. ایجاد شبکه برق و پدافند آب مشترک و ناوگان بومی تعمیرات کابل، تنها راه صیانت از مدل زیست خلیج فارس در منطقه خاکستری پساجنگ ۲۰۲۶ است.
https://www.atlanticcouncil.org/blogs/menasource/the-gulfs-real-front-line-in-the-iran-conflict-runs-through-its-water-cloud-and-cables-and-the-links-between-them/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ سیبلهای ثابت در خط آتش؛ چرا چتر امنیتی آمریکا دیگر صیانتکننده خلیج فارس نیست؟
🔻 تحلیل «دکتر مصطفی فتوری» در میدلایست مانیتور، به کالبدشکافی عمیقترین گسل امنیتی در پساجنگ میپردازد. فتوری استدلال میکند حضور متراکم نظامی آمریکا—شامل ۱۳ هزار و ۵۰۰ نیرو در کمپ عریفجان و علیالسالم کویت، ۲ هزار و ۷۰۰ نیرو در پایگاه امیر سلطان سعودی، بیش از ۱۰ هزار نیرو در مرکز سنتکام در العدید قطر، ۹ هزار نیرو در ناوگان پنجم منامه، ۳ هزار و ۵۰۰ نیرو در الظفره امارات و بندر جبلعلی و بنادر عمان—که در کنار پایگاه اینجیرلیک ترکیه و نیروهای غربی کمربند مهار ایران را شکل داده بودند، از یک «بیمهنامه معتبر» به یک «عارضه و تهدید وجودی» تبدیل شده است. نبرد ۱۲ هفتهای آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران عیان ساخت که این دکترین، کشورهای میزبان را به سیبلهای ثابت و بیدفاع در برابر موشکهای سپاه تبدیل کرده است. نویسنده ابعاد این انسداد استراتژیک را در سه محور کالبدشکافی میکند:
🔻 ۱. پارادوکس حاکمیت و تلهی همسایه ابدی:
پادشاهیهای خلیج فارس با هزینهای سنگین دریافتند که خاک حاکمیتی آنها به میدان عملیاتی بدل شده که هیچ مشورتی درباره آغاز آن با آنها نشده بود؛ امری که بنادر، تاسیسات نفتی و کلانشهرهای آنها را در خط مقدم پاتکهای ایران قرار داد. خطای محاسباتی اعضا این بود که آمریکا در نهایت امکان چرخش به سمت خاور دور یا خروج (نظیر تجربه افغانستان) را دارد، اما ایران همسایهای دائمی و غیرقابلحذف است. از سوی دیگر، تبدیل سرزمین به سیبل، دکترینهای توسعه نظیر چشمانداز ۲۰۳۰ سعودی و هابهای تجاری دبی را که بر پایه ثبات مطلق بنا شدهاند، منهدم میسازد؛ آنهم در حالی که پدافند اعضا به جای صیانت از مرزهای بومی، صرف پوشش پایگاههای آمریکا میشود.
🔻 ۲. بنبست پنتاگون و پدیده «گرفتاری امپراتوری»:
این حضور فرامرزی برای واشینگتن نیز به یک پارادوکس تبدیل شده است. هنگامی که دولتهای میزبان تحت فشار افکار عمومی ضد جنگ، اجازه استفاده هجومی یا جاسوسی از پایگاههایشان را نمیدهند، این تاسیسات میلیارد دلاری عملاً فلج میشوند. پایگاههای ثابت به جای اعطای انعطافپذیری عملیاتی، به یک «تلهی امپراتوری» تبدیل شدهاند که حجم عظیمی از ناوشکنها و پاتریوتهای آمریکا را صرفاً برای «حفظ خود پایگاه» مستهلک میکنند. در این میان، مطالبه دوباره ترامپ از اعضا برای پرداخت هزینه صیانت از هرمز—که تا پیش از جنگ خودخواسته او باز بود—بر خشم پایتختهای عربی افزوده است.
🔻 ۳. سقوط توهم پیمان ابراهیم و لزوم همگرایی با قدرت بومی:
جنگ ۲۸ فوریه این توهم را که همراستایی امنیتی با تلآویو از طریق پیمان ابراهیم موجب سود امنیتی میشود، کاملاً منهدم کرد؛ زیرا امنیت را نمیتوان با حذف یک قدرت دائمی بومی بنا نهاد. فتوری نتیجه میگیرد که هرگونه نظم پایدار آتی در خلیج فارس، منوط به خروج از مدل «پادگان خارجی» و پذیرش وزنه ژئوپلیتیک ایران است. این دکترین نیازمند توافق بر سر مدیریت حقوق ناوبری در تنگه هرمز و فرمولی پایدار برای پرونده هستهای است؛ چرا که در زمین سخت پساجنگ ۲۰۲۶، صلح واقعی نه از لوله تفنگهای سنتکام، بلکه از موازنه با همسایه دائمی حاصل میشود.
https://www.middleeastmonitor.com/20260716-sitting-ducks-why-the-us-security-umbrella-no-longer-protects-the-gulf/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ چرا کشورهای همسایه ایران از پاسخ نظامی پرهیز میکنند؟ عجز مادی یا صبر راهبردی؟
🔻 گزارش تحلیلی «سکینه المشخیص» در الحرة، به بررسی دلایل پرهیز کشورهای حوزه آبراه جنوبی از پاسخ نظامی مستقیم به حملههای ایران میپردازد. با وجود گسترش حملهها در پی تزلزل توافقنامههای پیشین و شلیک تعداد زیادی موشک و پهپاد طی ماههای گذشته که نیمی از آنها امارات و بخش دیگری کشورهای بحرین، کویت، قطر و عمان را هدف قرار دادند، موضع این کشورها کماکان در حد محکوم کردن و تاکید بر دفاع از خود باقی مانده است. کارشناسان دفاعی دلایل اصلی این رویکرد را در سه محور تحلیل میکنند:
🔻 ۱. نابرابری در توان هجومی و نبود عمق راهبردی:
سرتیپ سعید الحجری، کارشناس نظامی، بر وجود یک شکاف واقعی در توان هجومی این کشورها تاکید میکند. آنها فاقد عمق جغرافیایی و راهبردی متناسب با انبارهای موشکی و پهپادی ایران هستند. با وجود داشتن جنگندههای پیشرفتهای مانند اف-۱۵، اف-۱۶ و یوروفایتر، به کارگیری آنها به معنای ورود مستقیم به جنگ است که تصمیمی بسیار حساس به شمار میرود. به باور او، بازدارندگی این کشورها نه یک ویژگی درونزا، بلکه «امانتی و وابسته به خریدهای بیرونی» است؛ از این رو بدون پشتیبانی مستقیم آمریکا امکان خنثیسازی توان نظامی ایران را ندارند.
🔻 ۲. آسیبپذیری سامانههای پدافندی:
اگرچه سامانههای پدافندی نظیر پاتریوت و تاد بخشی از تهدیدها را رهگیری میکنند، اما بروز آسیبها در کشورهای کویت، بحرین و قطر نشاندهنده وجود روزنههای امنیتی است. علاوه بر این، هماهنگیهای پدافندی گاه با خطاهایی همراه بوده که چالشهای تازهای در شناساگرهای دفاعی ایجاد کرده است.
🔻 ۳. ترجیح صبر راهبردی و شکاف در تصمیمگیری:
فیصل الحمد، کارشناس دفاعی، بر این باور است که این کشورها کماکان از الگوی «صبر راهبردی» پیروی میکنند. آنها گزینه دفاع فعال، جنگ الکترونیک برای اختلال در شبکههای هدایت پهپاد و در نهایت همکاریهای چندجانبه را مد نظر دارند، اما تمایلی به ورود ناگهانی به یک نبرد همهجانبه ندارند. با وجود تلاشهای امارات برای ایجاد یک پاسخ نظامی هماهنگ و مشترک، کشورهایی مانند عربستان و قطر ترجیح دادهاند از ورود به درگیری مستقیم پرهیز کنند.
🔻 در نهایت، ادامه این فشارها ممکن است این کشورها را به سمت شکلدهی یک پیمان پدافند هوایی یکپارچه، گسترش همکاری با کشورهایی نظیر ترکیه و پاکستان و تقویت تولیدات دفاعی بومی سوق دهد؛ هرچند این طرحها در حال حاضر بیشتر در قالب گفتگو مطرح هستند و تا عملیاتی شدن فاصله دارند.
https://alhurra.com/27609
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️پیام وحدت ریاض و ابوظبی در میانه تحولات پرتنش منطقه/ واکنشی به تهدید یمن؟
🔻با بالاگرفتن سطح تنشها در منطقه، برخی مقامهای ارشد عربستان و امارات، در یک تحول کمسابقه، با انتشار پیامهایی هماهنگ بر استحکام روابط دوجانبه و تداوم همکاریهای راهبردی میان دو کشور تأکید کردند؛ رویدادی که میتواند نشانهای از تقویت هماهنگی میان ریاض و ابوظبی، بهویژه در سایه جنگ ایران و تهدید تازه یمن علیه عربستان به شمار رود.
🔻این پیامها با انتشار تصویری از دیدار خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، و منصور بن زاید، معاون رئیس امارات، از سوی ترکی آلالشیخ (مشاور دربار سعودی و رئیس سازمان سرگرمی عربستان) آغاز شد. وی این دیدار را نمادی از «روابط برادرانه و شراکت ریشهدار» میان دو کشور توصیف کرد. سلمان الدوسری، وزیر اطلاعرسانی عربستان، نیز روابط ریاض و ابوظبی را مبتنی بر تاریخ، میراث مشترک و رهبری همسو دانست و بر مسئولیت رسانهها در مقابله با روایتهای نادرست درباره این روابط تأکید کرد. همچنین عبدالله آل حامد، رئیس سازمان رسانه ملی امارات، نیز از پیوندهای تاریخی و سرنوشت مشترک دو کشور سخن گفت و خواستار انعکاس واقعبینانه این روابط شد. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات نیز با انتشار بیتی از یک شعر مشهور، بر اهمیت وحدت و همگرایی دو کشور تأکید کرد.
🔻این موضعگیریها در حالی مطرح میشود که روابط عربستان و امارات پیش از این، درپی اختلافنظرهایی در برخی پروندههای منطقهای، بهویژه یمن، به شدت تیره شده؛ و نوعی جنگ نرم پیدا و پنهان میان این دو کشور - به ویژه در عرصه رسانهای - به جریان افتاده بود.
🔻در همینحال، همزمان با پیامهای هماهنگ مقامات سعودی و اماراتی، گزارشهایی از احتمال بازگشت عیدروس الزبیدی، رئیس پیشین شورای انتقالی جنوب یمن، به عدن منتشر شده است. این تحولات، نشانهای از تلاش دو کشور آسیبدیده و نگران از جنگ ایران، برای هماهنگی سیاسی بیشتر ارزیابی میشود؛ بهویژه اکنون که فشارهای امنیتی و تهدیدهای اخیر یمن علیه عربستان نیز به سلسله تهدیدات افزوده شده است.
#عربستان #امارات
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️افت بیسابقه صادرات نفت عربستان همزمان با تنشهای خلیج فارس
🔻صادرات نفت خام عربستان در ماه مه برای سومین ماه متوالی کاهش یافت و با رسیدن به ۳.۴۳۴ میلیون بشکه در روز، به پایینترین سطح از زمان آغاز انتشار آمار ابتکار دادههای مشترک نفتی (JODI) در سال ۲۰۰۲ رسید. این رقم در مقایسه با ۳.۹۸۶ میلیون بشکه در روز در آوریل کاهش نشان میدهد و در پی اختلال در حملونقل نفت از خلیج فارس بهدلیل درگیری آمریکا و ایران ثبت شده است.
🔻در مقابل، تولید نفت خام عربستان از ۶.۳۱۶ میلیون بشکه در روز در آوریل به ۶.۵۶۰ میلیون بشکه در روز در ماه مه افزایش یافت. به گفته «جیووانی استونووو» تحلیلگر یوبیاس، علاوه بر تنشهای خاورمیانه، افزایش مصرف داخلی نفت نیز در کاهش صادرات نقش داشته است. همچنین خوراک پالایشگاههای این کشور با ۱۷۵ هزار بشکه افزایش به ۲.۳۸۶ میلیون بشکه در روز و مصرف مستقیم نفت خام با ۱۰۷ هزار بشکه رشد به ۶۴۷ هزار بشکه در روز رسید.
🔻این درحالیست که یمن نیز به تازگی از اعمال محاصره دریایی عربستان خبر داده است؛ اقدامی که میتواند ریسک عرضه انرژی و تجارت جهانی را افزایش دهد. عربستان این ادعا را رد و بر حفاظت از کشتیهای خود تأکید کرده است. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده عرضه جهانی نفت سال آینده ۷.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یابد، که البته مشروط بر تداوم عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز خواهد بود.
🔗 Reuters
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ رنسانس خطآهن حجاز؛ وحشت ژئوپلیتیک تلآویو از حذف از نقشه تجاری خاورمیانه
🔻 تحلیل «بینوی کامپمارک» در میدلایست مانیتور، به کالبدشکافی تقابل دکترینهای ترانزیتی در غرب آسیا پساجنگ میپردازد. توافقنامه ۹ ژوئن میان آنکارا و ریاض برای احیای خطآهن تاریخی حجاز—که با عبور از اردن و سوریه، شبکه ریلی خلیج فارس را به اروپا متصل میکند—مانند یک شوک ژئوپلیتیک، اعصاب لرزان مقامات رژیم صهیونیستیی را تحریک کرده است. این پروژه که با الهام از خط ۱۳۰۰ کیلومتری دمشق-مدینه عهد عثمانی (ساخته شده در ۱۹۰۰) طراحی شده، به همراه نقشه راه فنی پنجسالهی میان ترکیه، سوریه و اردن، پتانسیل بالایی برای منجمد کردن کریدور آمریکایی-رژیم صهیونیستیی IMEC دارد. نویسنده ابعاد این رویارویی و اضطراب ساختاری تلآویو را در سه محور تبیین میکند:
🔻 یک: تلهی انجماد IMEC و هراس از انزوای ابدی:
کریدور هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) که در سپتامبر ۲۰۲۳ رونمایی شد، رژیم صهیونیستی را به عنوان هاب مرکزی اتصال کشورهای عربی به اروپا تعریف میکرد. اما دکترین تهاجمی تلآویو و کارزار نظامی مشترک با واشینگتن علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، این دکترین را به بنبست کشاند. اکنون، پروژه ریلی حجاز با دور زدن فیزیکی و استراتژیک رژیم صهیونیستی، این کشور را با کابوس حذف دائمی از نقشه لُجستیک جهانی مواجه کرده است؛ امری که «میری رگو»، وزیر حملونقل رژیم صهیونیستی، در نامهای اضطراری به بنیامین نتانیاهو آن را «تهدید راهبردی واقعی علیه امنیت ملی و منسوخکننده ابدی مسیر رژیم صهیونیستی» نامید.
🔻 دو: فرافکنی امنیتی تلآویو در برابر دکترین موازنه آنکارا:
مقامات رژیم صهیونیستیی نظیر «ایوب قرا» (وزیر سابق ارتباطات)، با نادیده گرفتن ماهیت تجاری پروژه، اصرار دارند که خط حجاز واجد اهداف نظامی پنهان علیه تلآویو است. همزمان، «مندی صفدی» (از اعضای حزب لیکود) تلاش میکند این هراس را به اروپا نیز سرایت دهد و مدعی است ترکیه از این معبر به عنوان یک اهرم مهار سیاسی علیه قاره سبز بهره خواهد برد. در مقابل، «عمر بولات»، وزیر تجارت ترکیه، صراحتاً دکترین آنکارا را فاش ساخت: «کاهش نفوذ رژیم صهیونیستی در منطقه، ثبات سیاسی، شکوفایی اقتصادی و صلح را برای خاورمیانه و مرزهای جنوبی ما به ارمغان میآورد.»
🔻 سه: محدودیت های امنیتی در زمین سخت شام و دریچهی فرصت:
علیرغم این بیانات، تحقق عینی پروژه ریلی با چالشهای مادی بزرگی روبروست؛ این طرح فاقد یک ساختار مالی منسجم و اسپانسر مقتدر است و بوروکراسی حاکمیتی فرامرزی آن تعریف نشده است. از سوی دیگر، بخش کلانی از ریل باید از خاک سوریه عبور کند که کماکان با کانونهای ناامنی در جنوب و حضور ارتش رژیم صهیونیستی در استان قنیطره دستبهگریبان است. با این حال، تحلیلهای واقعبینانهتر (مانند ارزیابی گالیا لیندناشتراوس در اسرائیلهیوم) نشان میدهد که این پروژه ممکن است در بلندمدت به سود تلآویو باشد؛ چرا که نقشههای رسمی ترکیه کماکان اتصال تاریخی این خط به بندر حیفا را حفظ کردهاند. علاوه بر این، نوسازی شبکه ریلی اردن توسط پترودلارهای سعودی، زیرساخت ضعیف اردن در پروژه IMEC را تقویت کرده و به جای یک تهدید نظامی، دریچهای از فرصتهای تجاری پساجنگ را به روی منطقه میگشاید.
https://www.middleeastmonitor.com/20260713-rivalries-and-anxieties-reviving-the-hejaz-railway/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️تهدید تازه برای نفت عربستان؛ پس از هرمز، نوبت بابالمندب رسید
🔻با اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی یمن، مسیر جایگزین صادرات نفت این کشور نیز با تهدید روبهرو شده است. این تصمیم در حالی اعلام شد که عربستان پس از اختلال در تردد از تنگه هرمز، بخش عمده صادرات نفت خود را به دریای سرخ منتقل کرده است. هنوز جزئیاتی درباره کشتیها، بنادر یا نحوه اجرای این محاصره اعلام نشده و عربستان نیز واکنشی رسمی نشان نداده است. با این حال، در صورت حمله به نفتکشها، بنادر یا بستن تنگه بابالمندب، صادرات نفت عربستان با چالش جدی مواجه خواهد شد.
🔻پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و بسته شدن هرمز، تأسیسات آرامکو در رأس تنوره در ۲ مارس هدف حمله پهپادی قرار گرفت و صادرات نفت از این بندر برای نزدیک به چهار ماه متوقف شد. آرامکو بارگیری نفت از رأس تنوره را همین ۲۶ ژوئن گذشته از سر گرفت. در این مدت، عربستان بیش از ۷۰ درصد صادرات روزانه نفت خام خود را از طریق خط لوله شرق–غرب (موسوم به پترولاین) به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کرد. میانگین صادرات از ینبع در هفتههای اخیر به حدود ۴ میلیون بشکه در روز رسید، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۹۷۳ هزار بشکه در روز بود.
🔻عربستان همچنین در حال بررسی افزایش ظرفیت خط لوله شرق–غرب به میزان یک تا دو میلیون بشکه در روز است تا ظرفیت آن از ۷ میلیون به ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز برسد. این طرح که خبر آن نخستین بار ۷ ژوئیه توسط رویترز منتشر شد، هنوز در مرحله بررسی و مذاکرات اولیه قرار دارد و تصمیم نهایی درباره اجرای آن اتخاذ نشده است.
🔻اهمیت بابالمندب نیز همزمان افزایش یافته است. حجم نفت و فرآوردههای نفتی عبوری از این تنگه در ژوئن ۲۰۲۶ به ۷.۴ میلیون بشکه در روز رسید، در حالی که این رقم در سال گذشته ۴.۲ میلیون بشکه در روز بود. این حجم معادل حدود ۷ درصد تولید جهانی نفت است و شامل صادرات عربستان از ینبع و دیگر محمولههای عبوری از دریای سرخ به سوی کانال سوئز، خط لوله سومد یا بازارهای آسیایی میشود. در صورت بسته شدن کامل بابالمندب، بخش بزرگی از صادرات نفت عربستان با خطر توقف مواجه خواهد شد؛ آن هم در شرایطی که جنگ تاکنون حدود ۱۰ درصد از عرضه جهانی نفت را کاهش داده است.
🔻پیش از آغاز جنگ، حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکرد، اما با تشدید درگیریها، تردد کشتیها به شدت کاهش یافته است. روز گذشته (یکشنبه) تنها ۴ کشتی از این تنگه عبور کردند، در حالی که این رقم روز قبل ۸ کشتی بود. همچنین از روز جمعه تنها سه نفتکش حامل فرآوردههای نفتی و یک نفتکش غولپیکر حامل نفت خام برای بارگیری وارد منطقه شدهاند؛ دو نفتکش نیز در پی انفجار هنگام عبور از مسیر غیرایرانی آسیب دیدند.
🔻برخلاف حملات دریای سرخ در سال ۲۰۲۳ که امکان تغییر مسیر صادرات نفت خلیج فارس از طریق هرمز را فراهم میکرد، اکنون هم مسیر اصلی در هرمز با محدودیت روبهرو است و هم مسیر جایگزین از طریق بابالمندب در معرض تهدید قرار دارد؛ صادرات به چین، هند، کره جنوبی و دیگر بازارهای آسیایی مستقیماً به عبور از بابالمندب وابسته است. در صورت بسته شدن این تنگه، نفتکشها ناچار خواهند شد از مسیر طولانی کانال سوئز، دریای مدیترانه، تنگه جبلالطارق و دماغه امید نیک به سمت آسیا حرکت کنند؛ مسیری که ۴ تا ۶ هزار مایل دریایی به طول سفر میافزاید، زمان حمل را تا ۲۰ روز افزایش میدهد و سالانه ۷ تا ۹ میلیارد دلار هزینه اضافی به ناوگان جهانی کشتیهای کانتینری تحمیل میکند.
🔻در این میان، صادرات ینبع به اروپا همچنان میتواند از مسیر دریای سرخ و کانال سوئز انجام شود، زیرا نیازی به عبور از بابالمندب ندارد؛ از همین رو، حمله به کشتیهای نفتکش و تجاری سعودیِ راهیِ سوئز، میتواند همان گام بعدی یمن در پیوند با تهدید «تنش در برابر تنش» -درصورت تنشزایی مجدد عربستان- باشد.
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️ کتیبهی عبرتهای ۲۰۲۶؛ ۵ درس حیاتی برای عبورِ شورای همکاری از تلهیِ وابستگی
🔻 تحلیل «دکتر علی باکیر» در پایگاه شورای روابط جهانی خاورمیانه، به کالبدشکافی عمیقترین تکانههای مادی و ساختاری نبرد ۱۲ هفتهای آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران بر پیکرهی شورای همکاری خلیج فارس میپردازد. باکیر استدلال میکند تفاهمنامه ۱۴ مادهای اسلامآباد که در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ با میانجیگری پاکستان و قطر میان واشینگتن و تهران امضا شد، صرفاً یک فرجهی موقت ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی تحت نظارت سازمان ملل است. از آنجا که این پیشنویس تنها به مهار دغدغههای هستهای آمریکا و بقای رژیم و رفع تحریمهای ایران پرداخته و آسیبپذیریهای بنیادین اعضای شورا را نادیده گرفته، ۶۰ روز آینده حیاتیترین زمان برای کشورهای عربی است تا شروط مصونیت خود را به متن نهایی تحمیل کنند. باکیر شلیک بیش از ۶۴۰۰ موشک و پهپاد سپاه به سمت شبهجزیره و اردن (معادل ۸۰ درصد از کل حملات فرامرزی ایران) را مایه انهدام توهمات سنتی اعضا دانسته و ۵ درس گریزناپذیر را برای بقای سیاسی نظامهای عربی تبیین میکند:
🔻 یک: امنیت ملی قابل واگذاری به پیمانکار خارجی نیست:
بزرگترین عبرت جنگ ۲۰۲۶ این بود که در اوج بحران، هرگاه منافع واشینگتن و کشورهای عربی زاویه پیدا کرد، منافع آمریکا اولویت یافت. پادشاهیهای عرب با وجود پرداخت صدهای میلیارد دلار برای خرید تسلیحات و میزبانی از مقرهای هجومی سنتکام در اَلعدید و منامه، در برابر باران موشکی تنها ماندند؛ چرا که پنتاگون بخش اعظم پدافند خود را صرف صیانت از رژیم صهیونیستی کرد. تفاهمنامه اسلامآباد حتی یک بند برای گارانتی عدم تهاجم ایران به زیرساختهای غیرنظامی اعضا ندارد؛ لذا «برونسپاری امنیت به یک حامی واحد» منقضی شده و اعضا باید از طریق دکترین «تکثر در شراکتها» و شراکتهای بومی، پدافند موشکی و سایبری خود را خودکفا سازند.
🔻 دو: نه عادیسازی و نه خویشتنداری، هیچکدام بازدارندگی تولید نمیکنند:
تهران دکترین تنشزدایی اعضا—از جمله توافق ۲۰۲۳ ریاض-تهران با وساطت چین—و خویشتنداری نظامی آنها در عدم تلافی حملات را نه یک انتخاب عقلانی، بلکه نشانهی عجز مادی تعبیر کرد. عادیسازی و بازدارندگی دو متغیر جداگانه با طول زمانی متفاوت هستند؛ خویشتنداری بدون داشتن گزینههای معتبر برای تصاعد بحران، دشمن را به تهاجم بیشتر ترغیب میکند. اعضا باید دکترین تدافعی خود را به ابزارهای پاتک مادی نظیر پهپادهای پرسه زن، دکترین سایبری هجومی و اهرمهای تنبیهی مالی مجهز کنند تا تهران بداند ضربه اول بدون پاسخ نخواهد ماند.
🔻 سه: انشقاق درونی شورای همکاری، یک تهدید استراتژیک مرگبار است:
در طول جنگ، شش کشور عربی در قالب شش پادشاهی منفرد و منزوی، شش نبرد جداگانه را بر ضد یک دشمن واحد و هماهنگ پیش بردند، در حالی که ساختارهای دفاع جمعی شورا (مانند سپر جزیره) کاملاً فلج و بلااستفاده ماندند. تهران به طرز هوشمندانهای از این انشقاق برای لایهبندی و فرگمنت کردن پاسخ اعضا بهره برد. عبور از این عارضه، نیازمند تدوین یک دکترین استراتژیک مشترک، اعطای اختیارات حاکمیتی به دبیرخانه شورا در زمان بحران بدون نیاز به اجماع آنی، و احداث یک «اتاق همافزایی و اشتراکگذاری دیتای اطلاعاتی» است تا فضای تفرقه بینداز و حکومت کن ایران کور شود.
🔻 چهار: توسعهی اتصالات زمینی، دکترین اجباری برای بقای مادی است:
انسداد هرمز عریان کرد که ظرفیت خطلولههای کمربندی منطقه (بین ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز) فرسنگها با حجم ترانزیت ۲۰ میلیون بشکهای ماقبل جنگ فاصله دارد و این شکاف زیرساختی، ساختاری است. اعلام وضعیت فورس ماژور توسط کویت و توقف تولید LNG قطر در رأسلفان (که ۲۰ درصد گاز جهان را تأمین میکند و ۹۳ درصد آن وابسته به هرمز است)، نشان داد که تکیه بر یک تنگه صلب، انتحار اقتصادی است. اعضای شورا با دارا بودن ۴.۹ تریلیون دلار دارایی در صندوقهای حاکمیتی، با بحران پول روبرو نیستند، بلکه نیازمند «ارادهی سیاسی» برای تبدیل این ارقام به خطلولههای عابر از شام و شبکههای ریلی مصون از تفنگهای تهران هستند.
🔻 نتیجهگیری:
فرجهی ۶۰ روزهی تفاهمنامه اسلامآباد، آخرین شانس تاریخی شورای همکاری برای بازآرایی توازن قواست. اعضا باید فوراً منافع خود را به متن نهایی توافق واشینگتن-تهران الحاق کنند، ابتکار عملیاتی عمان برای بومیسازی رژیم حقوقی هرمز با مشارکت عراق و ایران را جلو ببرند، و با سرمایهگذاری بر روی سبد گاز غیرهرمزی قطر، خطوط ریلی کویت و پدافند موشکی یکپارچه، خاورمیانهی پساجنگ ۲۰۲۶ را به سمت یک دکترین پایداری نوین هدایت کنند؛ در غیر این صورت، با انقضای فرجهی ۶۰ روزه، جغرافیا کماکان دستبسته تسلیم ارادهی نظامی میدان در تهران خواهد بود.
♨️ نوسان حقارتبار ترامپ در هرمز؛ فرسایش دکترین حقوقی واشینگتن در پساجنگ
🔻 تحلیل «مارک ولر» رئیس مرکز حکمرانی جهانی و امنیت اندیشکده چتمهاوس در پایگاه این اندیشکده، به کالبدشکافی یکی از عجیبترین چرخشهای دیپلماتیک دونالد ترامپ در جریان بحران هرمز میپردازد. ولر استدلال میکند اعلامیه ۱۳ ژوئیه ترامپ مبنی بر انتصاب خودخواندهی آمریکا به عنوان «نگهبان» (Guardian) تنگه هرمز و مطالبهی باج ۲۰ درصدی از ارزش محمولهی هر کشتی عبوری (معادل ۳۰ میلیون دلار برای یک سوپرتانکر و ۱۵ برابر بیشتر از عوارض درخواستی ایران) به عنوان هزینه تأمین امنیت، به همراه بازگرداندن فوری محاصره دریایی ایران، عملاً تفاهمنامه ۱۸ ژوئن اسلامآباد را به ورطهی نابودی کشاند. با این حال، عقبنشینی ناگهانی و ۱۸۰ درجهای ترامپ در ۱۴ ژوئیه و جایگزینی این باج اجباری با «قراردادهای تجاری و سرمایهگذاری اعضای شورا در آمریکا»، ضربهای مهلک و جبرانناپذیر بر اعتبار و پرستیژ حقوقی واشینگتن در خلیج فارس وارد کرد. ولر ابعاد این افتضاح دیپلماتیک و رژیم ناوبری هرمز را در سه محور تبیین میکند:
🔻 یک: تلهی حقوقی تفاهمنامه اسلامآباد و انفعال کاخ سفید:
در متن تفاهمنامه، واشینگتن به طرز شگفتآوری پذیرفت که ایران بدون دریافت عوارض، آزادی ناوبری را «صرفاً برای ۶۰ روز» احیا کند و پس از آن، تهران و مسقط رژیم آیندهی خدمات دریایی را تعریف کنند. تأکید این متن بر «حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی»، ایران را متقاعد ساخت که آمریکا در برابر دکترین کنترل تنگه تسلیم شده است. پاتک ترامپ برای اخاذی ۱۵ برابری از بازار، با مخالفت شدید سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) مواجه شد؛ چرا که طبق ماده ۲۶ حقوق دریاها (UNCLOS)، هیچ کشوری حق تحمیل عوارض بر آبراههای بینالمللی را ندارد. استدلال ترامپ مبنی بر اینکه «چون ایران دزدی کرده، من هم حق دزدی دارم»، مواضع وزیر خارجهاش، مارکو روبیو، را که بر ناوبری آزاد اصرار داشت، کاملاً بیاعتبار کرد.
🔻 دو: بازی ریلگذاری مسیرها و بنبست مدل مالاکا:
تهران کماکان اصرار دارد که خطوط کشتیرانی را به سمت شمال و عمق آبهای سرزمینی خود جابهجا کند تا کنترل مادی بیشتری اعمال نماید؛ امری که نقض توافق سال ۱۹۶۶ با IMO است. در پاسخ، آمریکا و عمان تلاش کردند مسیر را به سمت جنوب و آبهای مسقط سوق دهند که با حملات موشکی و پهپادی سپاه مواجه شد. در جریان مذاکرات هفته گذشتهی عمان با وساطت قطر، کارشناسان مدلی شبیه به تنگه مالاکا را پیشنهاد دادند؛ فرمولی که در آن عوارض عبور ممنوع است، اما یک نهاد مشترک ایرانی-عمانی با حضور بینالمللی میتواند هزینههای متناسبی را صرفاً برای خدمات هدایتگری (Pilotage)، کمکهای پدافند ناوبری و صیانت محیطزیستی دریافت کند؛ طرحی که به دلیل سرسختی تهران به بنبست رسید.
🔻 سه: حکمرانی با توییتر و ضرورت مداخلهی عقلانی قارهای:
رویکرد ترامپ در مدیریت بحران از طریق شبکههای اجتماعی نشان داد که دکترین او شبیه به توافق معدنی تحمیلی سال گذشتهاش بر اوکراین، بر پایهی کاسبکاری از بحرانهای امنیتی دیگران بنا شده است. عقبنشینی سریع او پس از مقاومت کشورهای عربی رخ داد که ترامپ از آنها به عنوان پوششی برای فرار از یک دکترین غیرقانونی بهره برد؛ زیرا هیچ مالک کشتی حاضر نبود محمولهی خود را در شریانی که به شدت در معرض مینها و تهاجم موشکی سپاه است، با تعرفهی تجاری نابودکنندهی ۲۰ درصدی به خطر بیندازد. در نظم پساجنگ ۲۰۲۶، زمان مداخلهی بازیگران عاقل فرا رسیده است؛ چین به عنوان بزرگترین ذینفع ناوبری آزاد باید فشار مادی بر تهران را آغاز کند، و اروپا با رهبری لندن باید مأموریت صیانت از آزادی دریاها را—بدون باجخواهی و تحمیل هزینه به جهان—بر عهده گیرد؛ چرا که جغرافیا را نمیتوان با فانتزیهای تجاری کاخ سفید مدیریت کرد.
https://www.chathamhouse.org/2026/07/trumps-hormuz-fees-threat-further-undermines-us-credibility-gulf
🔹کانال مطالعات خليج فارس
@PGulfStudies
♨️افت شدید فروش سوخت کشتی در فجیره
🔻فروش سوخت کشتی در بندر فجیره امارات در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ بهدلیل جنگ میان آمریکا و ایران و اختلال در تأمین سوخت، بیش از ۵۵٪ کاهش یافت و به حدود ۱.۶۳ میلیون تن (۱۰.۴ میلیون بشکه) رسید؛ رقمی که کمتر از نصف مدت مشابه سال ۲۰۲۵ است.
🔻دادههای «منطقه صنعتی نفت فجیره» (FOIZ) که توسط «استاندارد اند پورز گلوبال» منتشر و خبرگزاری رویترز نقل کرده، نشان میدهد حجم فروش ماهانه نیز در ژوئن به حدود ۸۶۰ هزار تن سقوط کرد. در این ماه، سوختهای کمگوگرد شامل ۵۱٪ و سوختهای پرگوگرد ۴۹٪ از کل فروش را تشکیل دادند.
🔻کاهش شدید فروش، جایگاه فجیره بهعنوان یکی از بزرگترین مراکز سوخترسانی دریایی جهان را نیز تضعیف کرده و به نظر میرسد بندر ژوشان چین در مسیر پیشی گرفتن از آن و تبدیل شدن به سومین مرکز بزرگ جهان قرار گرفته است. روند نزولی فروش از ماه مارس، پس از آغاز جنگ در اواخر فوریه، شروع شد.
#امارات
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️کویت زیر آتش حملات موشکی و پهپادی؛ خسارت به تأسیسات نفت، برق و آب
🔻کویت از بامداد امروز شنبه شاهد موجی از حملات موشکی و پهپادی ایران بود که در پی آن آژیرهای خطر دستکم ۵ بار در سراسر این کشور به صدا درآمد. ارتش کویت مدعی رهگیری شماری از موشکهای بالستیک و پهپادهای مهاجم شده؛ که درپی سقوط ترکشها، در چند منطقه خساراتی برجا گذاشته است.
🔻همچنین اعلام شده حملات، تأسیسات بخشهای نفت، برق و آب را هدف قرار داده و موجب وقوع آتشسوزی و خسارات گسترده شده است.
🔻همزمان، سپاه پاسداران و ارتش ایران اعلام کردند که تأسیسات نظامی آمریکا در کویت، ازجمله در پایگاههای العدیری و علی السالم در کویت و همچنین تعدادی از پلها و مسیرهای ارتباطی در کویت را هدف قرار دادهاند.
🔻در بیانیه ارتش ایران آمده این عملیات در چارچوب پاسخی مؤثر و قاطع به نیروهای آمریکایی انجام شده و مراکز فرماندهی، انبارهای مهمات، تأسیسات لجستیکی، سامانههای پدافند هوایی و دیگر اهداف راهبردی آمریکا را هدف گرفته است.
🔻 در همین حال، وزارت آب و برق کویت گفته دومین نیروگاه تولید برق و تأسیسات آبشیرینکن این کشور نیز در حمله ایران هدف قرار گرفته و بر اثر آتشسوزی، شماری از واحدهای تولید برق بهصورت احتیاطی از مدار خارج شدهاند تا ایمنی تأسیسات، کارکنان و پایداری شبکه برق حفظ شود. این وزارتخانه یادآور شد که روز جمعه نیز یک نیروگاه دیگر در حملهای مشابه آسیب دیده و بخشی از واحدهای تولید برق آن دچار خسارت شده بود.
🔻همچنین اداره آتشنشانی کویت از زخمی شدن تعدادی از نیروهای خود هنگام مهار دو آتشسوزی ناشی از حملات ایران خبر داد.
🔻شرکت نفت کویت نیز اعلام کرد حملات مکرر به مراکز حیاتی بخش نفت، خسارات مالی و تعدادی مصدوم بر جای گذاشته است.
🔻همچنین شرکت هواپیمایی کویت ایرویز از تغییر زمانبندی بیشتر پروازهای خود به دلیل بسته شدن حریم هوایی این کشور در روز شنبه خبر داد.
🔻گفتنی است کویت یکی از مبادی اصلی حملات علیه زیرساختهای نظامی و غیرنظامی ایران طی روزهای گذشته بوده، و تصاویر متعددی از شلیک موشک از خاک این کشور به سمت ایران منتشر شده است.
#کویت
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️نگاهی به برخی از مهمترین رویدادهای جنگ در خلیج فارس در 24 ساعت گذشته
🔻در کویت 🇰🇼، که یکی از مهمترین مبادی حملات اخیر به کشور، به ویژه خوزستان بوده، حملات ترکیبی موشکی و پهپادی ایران تجهیزات، رادارها و دیگر داراییهای نظامی آمریکا را هدف قرار داد. در این حملات یک رادار شناسایی و رهگیری وابسته به سامانه دفاع موشکی، چندین انبار مهم تسلیحات آمریکا، دو سکوی پرتاب موشکهای زمینبهزمین HIMARS، تعدادی موشک ذخیرهشده و یک پایگاه نظامی هدف قرار گرفته و به آتش کشیده شدهاند. انفجارهای پیاپی در نقاط مختلف کشور گزارش شد؛ تصاویر ماهوارهای از آتشسوزی در تأسیسات آمریکایی و انبارهایی در بندر عبدالله حکایت دارد. همچنین گزارشهایی از تخریب کامل یک انبار لجستیکی متعلق به شرکت آمریکایی هالیبرتون و آسیب به تأسیسات شرکت KGL Logistics منتشر شد. وزارت برق کویت اعلام کرد یکی از نیروگاهها و تأسیسات آبشیرینکن هدف حمله قرار گرفته و خساراتی به زیرساختها و شمار زیادی از واحدهای تولید برق وارد شده است. در ادامه، آتشنشانی کویت از مهار دو آتشسوزی در جنوب کشور خبر داد و دولت نیز برنامه صرفهجویی در مصرف برق را آغاز کرد. همچنین مقامهای کویتی اصابت موشکها به دو نقطه و وقوع آتشسوزی را تأیید کردند.
🔻در بحرین 🇧🇭، ارتش ایران اعلام کرد محل استقرار بالگردها و هواپیماهای گشت دریایی P-8 ارتش آمریکا در پایگاه «الصخیر» را با پهپادهای انتحاری «آرش» هدف قرار داده است. همچنین پایگاههای محل استقرار نیروهای آمریکایی، از جمله اردوگاه «الضلع» در الهمله، پایگاه دریایی الحد، مقر ناوگان پنجم آمریکا و پایگاه هوایی عیسی هدف حملات قرار گرفتند. گزارشها از برخورد مستقیم سه موشک به مقر ناوگان پنجم، هدف قرار گرفتن سامانههای پدافندی پاتریوت و آسیب دیدن بخشی از این سامانهها حکایت دارد. همزمان انفجارهای شدید در جزیره محرق گزارش شد و خودروهای امدادی و آتشنشانی به سمت پل ارتباطی بحرین و عربستان اعزام شدند. همچنین تأسیسات نفتی، از جمله پالایشگاهها و شرکت نفت بحرین (بابکو) و یک تأسیسات نفتی در منطقه صنعتی المعامیر، هدف حملات قرار گرفتند. تصاویر منتشرشده نیز دود گسترده ناشی از حملات، پرواز بالگردهای آپاچی و خسارات جدید در مقر ناوگان پنجم، از جمله آسیب به یک آنتن ارتباطی، را نشان میدهد.
🔻در قطر 🇶🇦، پایگاه العدید آمریکا هدف حمله موشکی قرار گرفت. همزمان انفجارهای شدید در دوحه شنیده شده و سامانههای پدافندی برای رهگیری موشکها فعال شدند. وزارت دفاع قطر نیز از حمله موشکی ایران به این کشور خبر داد و گزارشهایی از اصابت مستقیم یک موشک به پایگاه العدید منتشر شد. همچنین تصاویر ماهوارهای نشان داد بخش زیادی از هواپیماهای آمریکایی پیش از حملات از پایگاه العدید خارج شده و احتمالاً به پایگاههایی در سرزمینهای اشغالی و عربستان منتقل شدهاند.
🔻در امارات 🇦🇪، علیرغم تکذیب دولت، گزارشها و تصاویر منتشرشده نشان میدهد موشکهای ایرانی سه ساختمان را بهطور کامل در شهر نظامی زاید در ابوظبی تخریب کردهاند. این کشور همچنین نقش فعالی در حملات علیه ایران دارد؛ چنانکه دادههای رهگیری پروازها از پرواز یک فروند هواپیمای سوخترسان KC-135R Stratotanker نیروی هوایی آمریکا بر فراز خلیج فارس و در نزدیکی سواحل امارات حکایت داشت.
🔻در عمان 🇴🇲، سپاه پاسداران اعلام کرد در سیزدهمین موج عملیات «نصر ۲»، رادار مراقبت دریایی در صخور سلامه و رادار مراقبت هوایی آمریکا در منطقه غنم را منهدم کرده است. همچنین سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا از حمله به یک نفتکش با یک پرتابه ناشناس در شرق خصب و وقوع حادثهای در حدود ۱۰۰ مایل دریایی شرق الدقم خبر داد.
🔻در تنگه هرمز، تحولات امنیتی بر تردد دریایی تأثیر گذاشت. بر اساس دادههای مؤسسه رهگیری دریایی «کپلر»، تعداد عبور کشتیها در روز گذشته (۱۶ ژوئیه) به ۸ مورد کاهش یافت که پایینترین سطح در سه هفته اخیر محسوب میشود و بیشتر ترددها نیز از مسیر آبهای ایران انجام شده است. همچنین گزارشهایی از توقیف یک کشتی در نزدیکی جزیره خارک و ادامه کاهش فعالیت کشتیرانی در منطقه منتشر شد. سپاه پاسداران نیز تأکید کرد که تنگه هرمز همچنان تحت کنترل نیروی دریایی آن قرار دارد.
#کویت #بحرین #امارات #عمان #قطر
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
♨️دسترسی نامحدود امارات به پیشرفتهترین تراشههای AI در ازای حمایت از حمله آمریکا به ایران
🔻وزارت بازرگانی آمریکا با لغو محدودیتهای صادراتی، دسترسی نامحدود امارات به پیشرفتهترین تراشههای هوش مصنوعی، تجهیزات نظامی، ماهوارهها و کالاهای دومنظوره را بدون نیاز به دریافت مجوز آزاد کرده است. این تصمیم بیسابقه در حالی اتخاذ شده که امارات حمایت همهجانبهای از جنگ آمریکا علیه ایران داشته و پیش از این نیز در سال ۲۰۲۴ عنوان «شریک اصلی دفاعی» ایالات متحده را دریافت کرده بود.
🔻در حال حاضر امارات تنها کشور خاورمیانه است که به این سطح از فناوری دسترسی دارد و حتی رژیم صهیونیستی و عربستان نیز از چنین امتیازی برخوردار نیستند.
🔻این سیاست جدید که در ادامه توافق دوجانبه سال ۲۰۲۵ (برای واردات صدها هزار تراشه هوش مصنوعی انویدیا) شکل گرفته، به نهادهای دولتی و شرکتهای اماراتی نظیر G42 و Core42 اجازه میدهد بدون طی کردن فرآیند طولانی مجوز، با غولهای آمریکایی از جمله مایکروسافت، گوگل، متا، اپل، OpenAI، آمازون، xAI و اوراکل همکاری کنند.
🔻در مقابل، این وابستگی ریسکهایی نیز به همراه دارد؛ زیرا در صورت تیره شدن روابط واشنگتن و ابوظبی یا تغییر همکاریهای نظامی میان دو کشور، این دسترسی ویژه میتواند به همان سرعتی که اعطا شده، لغو شود.
🔗 WSJ
#امارات
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
⭕️ چشم امنیتی امارات برای رصد اسلام سیاسی در ۱۰۰ کشور؛ جاسوسی نوین یا مهندسی اسلام در عصر دادهها
۱۰۰ کشور زیر نگاه هدایة با مشاورانی ضد اسلام و نزدیک به رژیم صهیونیستی؛ مرکزی که با شعار مبارزه با افراطگرایی آغاز به کار کرد، به شبکهای بینالمللی برای رصد جریانهای فکری و اسلامی تبدیل شد.
از داعش تا اسلام سیاسی؛ دامنه فعالیت هدایة از گروههای مسلح آغاز شد اما،گفتمانهای اسلامی و جریانهای سیاسی دینی را نیز را در محور رصد خود قرار داد.
این مرکز اماراتی اجرای برنامههای آموزشی خود در کشورهای شیعه از جمله عراق را فراموش نکرد.
حمایت آمریکا و غرب از پروژه ابوظبی؛ هدایة با پشتیبانی نهادهای غربی، از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا، به یکی از بازیگران شبکه جهانی مقابله با افراطگرایی تبدیل شد.
دهها نهاد امنیتی، پژوهشی و فناوری در یک شبکه؛ همکاری هدایة با مراکز اطلاعاتی، امنیتی و تحلیل داده، مرز میان پژوهش دینی، رصد امنیتی و مدیریت گفتمان را کمرنگ کرده است.
🔗 ادامه مطلب:
syaaq.com/37775
🏷 #اسلام_سیاسی #امارات
@PGulfStudies
♨️ چگونه کشورهای عربی میتوانند بحران هرمز را به فرصت استراتژیک تبدیل کنند؟
🔻 تحلیل پایگاه العرب، به بررسی یک کلانروند در پساجنگ میپردازد: «عبور پادشاهیهای خلیج فارس از دکترین مدیریت بحران به سمت دکترین تنوعبخشی کریدوری». این گزارش استدلال میکند که نبرد هرمز در سال ۲۰۲۶ ثابت کرد مفهوم امنیت انرژی دیگر محدود به اسکورت نظامی نفتکشها نیست، بلکه منوط به میزان توانایی مادی کشورها در خلق شاهراههای موازی است. ابوظبی و ریاض با درک این واقعیت تاریخی که جهان ماقبل جنگ ایران با جهان پساجنگ متفاوت است، هرمز را از یک شریان انحصاری و «حق وتوی ژئوپلیتیک تهران» به یکی از مسیرهای اختیاری در شبکهای از راههای ریلی، زمینی و دیجیتال تبدیل کردهاند. این دکترین تهاجمی اعضا برای درهمشکستن تلهی جغرافیا بر سه محور لُجستیکی کلان استوار گشته است:
🔻 یک: دکترین سعودی و جراحی جغرافیا در افق رؤیت ۲۰۳۰: ریاض با شتاببخشی به توسعهی بندر مگاپروژهی «نئوم» در ساحل دریای سرخ و اتصال مادی آن به شبکهی ریلی فرامرزی اردن و سوریه پسا-اسد، عملاً در حال انتقال ثقل لُجستیکی خود از شرق به غرب شبهجزیره است. این اقدامات، بنادر سعودی را به پل زمینی مستقیم اتصال آسیا به اروپا (کریدور خلیج-مدیترانه) بدل ساخته و با دور زدن فیزیکی هرمز، مصونیت مادی کلانی برای صادرات هیدروکربن و جذب سرمایههای خارجی ایجاد کرده است.
🔻 دو: دکترین امارات و تکیه بر ژئوپلیتیک خارج از هرمز: ابوظبی با حداکثرسازی راندمان خطلوله ۳۶۰ کیلومتری حبشان-فجیره، بخش کلان نفت خود را مستقیماً روانه دریای عمان میکند. علاوه بر این، امارات با تکمیل خطآهن استراتژیک خود به سمت سلطنت عمان، یک هاب لُجستیکی مشترک بومی در بنادر خارج از تنگه هرمز احداث کرده تا ترانزیت غیرنفتی کماکان مستقل از ارادهی نظامی سایر قدرتها تداوم یابد.
🔻 سه: سرعتگرفتن IMEC و کریدورهای پردازش داده: کشورهای عربی پروژه IMEC (کریدور هند-خاورمیانه-اروپا) را فراتر از خط عبور کانتینر، به عنوان یک شالودهی چندلایه شامل خطوط انتقال هیدروژن، کابلهای نوری فراقارهای و دکترین «کریدور محاسباتی» نگاه میکنند. خلیج فارس در آستانه تبدیل شدن به سومین قطب هوش مصنوعی جهان پس از آمریکا و چین است؛ لذا یکپارچهسازی دیجیتال گمرکات، ایجاد پنجرهی واحد پرداخت برخط و امنیت دادهها در برابر حملههای هکری، در صدر اولویتها قرار دارد. این مگاپروژهها با الحاق ژئوپلیتیک عراق (پروژه جاده توسعه)، اردن (خطلوله بصره-عقبه) و سوریه، خاورمیانهی پساجنگ ۲۰۲۶ را از یک نقطهی عبور لرزان انرژی به محور مدیریت زنجیره تأمین جهانی ارتقا خواهد داد.
https://alarab.co.uk/%D9%83%D9%8A%D9%81-%D9%8A%D9%85%D9%83%D9%86-%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%8A%D9%84-%D8%A3%D8%B2%D9%85%D8%A9-%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%A5%D9%84%D9%89-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%8A%D8%AC%D9%8A%D8%A9%D8%9F
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies