nazariyehadabi | Unsorted

Telegram-канал nazariyehadabi - ادبیات، فلسفه و سینما

43153

نخستین فرسته‌: https://t.me/NazariyehAdabi/1 تبلیغ و تبادل: @M_arkhay

Subscribe to a channel

ادبیات، فلسفه و سینما

گنجینه فرهنگ جاوید
کتاب هایی که ارزش خوندن دارن؛ از رمان‌های ماندگار تا آثار ادبی شاخص 📚 کلیک کن و لذت ببر👇
/channel/farhangejavid_pub

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

ضیا موحد بر وجوه اشتراک و افتراق بین سعدی و سروانتس تاکید کرد: البته میان هر دو چیز می‌توان شباهت‌هایی پیدا کرد، حتی اگر هیچ شباهتی با هم نداشته باشند؛ زیرا همین هیچ شباهتی با هم نداشتن شباهت آن‌ها می‌شود. اما هنرمندان اصیل و بزرگ، بدون شک مشترکات مهمی دارند همچنان که تفاوت‌های مهمی.
وی در شرح تفاوت‌های آشکار میان سعدی و سروانتس افزود: به اجماع مورخان ادبیات غرب، سروانتس، نویسنده و در واقع پایه‌گذار اولین رمان اروپایی است و به اقرار خودش، او به صد سال تسلط رومانس و داستان‌های دور از واقع شوالیه‌های افسانه‌ای پایان داد. البته وی در حوزه‌ی شعر، شاعری است متوسط و سایر آثار دیگر او نیز در مقایسه با دن‌کیشوت اهمیتی ندارد و تاثیرگذار نبوده‌ است.
موحد افزود: سعدی متعلق به سنتی است متفاوت با سنت‌های غربی و قیاس‌نا‌پذیر با سنت رومانس و رمان‌نویسی، اگرچه می‌توان شباهت‌هایی میان مقامه‌نویسی شرقی و رمان‌نویسی سروانتس یافت: به اعتبار به دنبال هم آمدن رویدادها و داستان‌های متفرق بدون ساختاری منسجم. در واقع گاهی داستانی که در دن‌کیشوت در چند صفحه با طول و تفصیل آمده، در گلستان یا بوستان در چند سطر به زیبایی خلاصه شده است. دیگر آن‌که سعدی در غزل عاشقانه، خلاف سروانتس، در اوج عظمت و بی‌همتایی‌ست. از سوی دیگر نه تنها در غزل بلکه در انواع قالب‌های شعری از مثنوی گرفته تا قصیده، قطعه و ترجیع‌بند و در واقع در نظم و نثر خالق آثاری ممتاز و ماندگار است. خلاصه آنکه جامعیت ادبی و تنوع بی‌همتای آثار سعدی را نمی‌توان با آثار سروانتس که در واقع در شاهکار ماندگار دن‌کیشوت خلاصه و محدود می‌شود، مقایسه کرد.

#سعدی
#سروانتس


@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

سالمن: آقای سارتر پدیدارشناسی چیست؟ هستی‌شناسی چیست؟

سارتر: خیلی ساده است: هوسرل پدیدارشناسی را مطالعه ی ساختارهای اصلی آگاهی می دانست.‌ هستی‌شناسی اما مطالعه‌ی موجودات است. نظریه‌ای که درباره‌ی چیزهای بنیادی در جهان که واقعیت را شکل می‌دهند. کاری که من انجام دادم و راهبر این کار هایدگر بود، کسی نمی‌تواند بدون هستی‌شناسی دست به پدیدارشناسی بزند. نمی‌شود آگاهی را به گونه‌ای در نظر بگیریم که گویی عرصه‌ای معلق و جدا از جهان است.

«اگزیستانسیالیسم»، ص ۳۱

-رابرت سالمن

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

مسابقه شبانه حدس فیلم از روی عکس بهمراه جوایز نقدی هر شب ساعت ۲۳ در کانال تخصصی فیلم و سریال تلگرام ( کلوپ سینما )
@cinematical_club


دانلود و تماشای رایگان فیلم و سریال از طریق ربات ما به آدرس
@cinematical_club3_bot


تحلیل و اخبار و حواشی فیلمها و سریال های جدید و جذاب خارجی در کانال و گروه چت ما
@cinematical_club1


جایزه ویژه ۷/۰۰۰/۰۰۰ ریال با کسب حداقل بیست امتیاز از بخش مسابقه


همراه ما باشید در کانال کلوپ سینمایی تلگرام
@cinematical_club

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

مردم میگن کمونیست‌ها چرا هیچ‌وقت به یک کشور کمونیستی پناهنده نشدن؟!

شدن عزیزم اینم سرنوشت چند تن از آنها:

-میکائیلیان از رهبرای نسل اول حزب رفت شوروی و بعد به جرم جاسوسی برای آلمان تیربارونش کردن

-احسان الله خان دوستدار رفیق کوچک جنگلی به شوروی پناهنده شد اما استالین خودش و پسرش را کشت.

-لادبن اسفندیاری برادر نیما یوشیج با پنجاه و دو نفر دیگه به عشق کمونیسم راهی شوروی شد استالین هم هر ۵۳ نفر رو اعدام کرد.

و خیلی‌های دیگر که به معنای واقعی شلوارشون رو در آوردن و توی گولاک به گاری بستنشون

حالا شما اگه کمونیست بودید به بهشت آمال خودتون پناهنده می‌شدید؟

*گولاک: اردوگاه‌های کار اجباری جمهوری سوسیالیستی شوروی

@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

خاطرات هوشنگ گلشیری نویسنده، منتقد، سردبیر ادبیات معاصر از هم‌بندی با اعضای حزب توده

گلشیری خالق «شازده احتجاب»، «کریستین و کید»، «بره گمشده راعی»، «معصوم پنجم یا حدیث بردار کردن آن سوار که خواهد آمد»، «حدیث ماهیگیر و دیو»، «در ولایت هوا»، «آینه های دردار»، «جن نامه» است.

@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

به فلسفه‌ی نفرت‌انگیز هگلی نگاه کنیم، آن حکمت من‌درآوردی شرم‌آوری که جنبش خودکار دیالکتیکی مفاهیم و لذا اندیشه ماشین عینی‌ای را که خود به خود و آزادانه در هوا یا افلاک جست‌و‌خیز می‌کند و دست نوشته‌های هگل و هگلی‌ها نشانه‌ها و اثر انگشت‌هایش هستند، به عنوان روشی فلسفی جایگزین تحقیق و تفکر دقیق و صادقانه‌ی خود شخص می‌کرد. ولی این‌ها صرفاً زاییده‌ی جمجمه‌هایی بسیار ضخیم و توخالی‌اند؛ و نه تنها چیزی مطلقاً عینی نیستند بلکه بی‌نهایت ذهنی و همچنین ابداع اذهان بسیار معمولی‌اند. پس بیایید طول و تداوم این برج بابل را در نظر بیاوریم و به آسیب بی‌حدوحسابی فکر کنیم که این فلسفه‌ی مطلقاً مهملی که با وسایل عجیب و غریب به جوانان زحمت‌کش تحمیل شده است لاجرم به نسلی که با آن بزرگ شده‌اند و لذا به کل دوران وارد کرده. آیا اذهان بی‌شمار نسل فعلی دانشجویان با این فلسفه کاملاً فاسد نشده‌اند؟ آیا پر از افکار منحط نشده‌اند و در جایی که انتظار فکر داشته‌اند به عبارات تو خالی و لفاظی‌های بی‌معنی و زبان تهوع‌آور هگلی رضایت نداده‌اند؟ آیا کل نگاه‌شان به زندگی احمقانه نشده و بی‌معنی‌ترین و وحشیانه‌ترین و حتی عامیانه‌ترین طرز تفکر افکار اصیل و رفیعی را که هم‌چنان الهام‌بخش اسلاف بلافصل‌شان بوده نابود کرده است؟ مخلص کلام، آیا جوانانی که در گرمخانه‌ی فلسفه.ی هگل رشد کرده‌اند شبیه انسان‌هایی نیستند که به لحاظ عقلی اخته شده‌اند و توانِ فکری ندارند و کله‌شان پر از مضحک‌ترین پیش‌فرض‌های ممکن شده؟

«متعلقات و ملحقات»، ص ۱۴۳

-آرتور شوپنهاور

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

موسیقی متن فیلم سینمایی «مظنونین همیشگی (۱۹۹۵)»

-The Usual Suspects 1995
-By "John Ottman"



@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

دی ولت: جناب پروفسور پوپر، شما به دلیل اختلافات شدیدی که با فیلسوفانی چون هگل، مارکس و هایدگر دارید موجب جنجال زیادی شده اید ـ آن هم : نه فقط در آلمان. حتى فيلسوفی چون افلاطون هم برای شما تابو نیست. گفته اید که علم اخلاق افلاطون به نظر شما مشمئزکننده است. چرا انتقادات شما عمدتاً و مرتباً علیه ایـن چـهار فيلسوف صورت می گیرد؟

کارل پوپر: من هرگز سعی نکرده ام جنجالی به وجود آورم و تصور نمی کنم که جنجالی ایجاد کرده باشم ؛ حداکثر مرا نفی و طرد کرده اند . مـن فقط با جهان بینی هایی مبارزه کرده ام که (آنها را سراسر دروغ ، خطرناک و فاسد می دانم)، و این مبارزه نیز هرگز زمینه اصلی کار من نبوده. علائق اصلی من در زمینه های دیگری است. من نمی خواهم در باره خودم حرف بزنم ؛ ولی هنگامی که دی ولت از من پرسش هایی در باره خودم میکند ، تلاش میکنم ، نه با ملاحظات و تذکراتی خودستایانه ، بلکه به طور کارشناسانه به آنها پاسخ دهم . این بیان شما که گویا من همواره به ضدیت با این چهار فیلسوف می پردازم ممکن است موجب سوءتفاهم شود. به نظر من، هگل ، و به مراتب بیشتر هایدگر، فیلسوفانی كاملاً تهی و شووینیست هایی بی اهمیت هستند. من در باره هایدگر حتی به اندازه نیم صفحه هم ننوشته ام ، اما در باره مارکس یک کتاب نوشته ام . موضوع افلاطون کاملاً چیز دیگری است. او فیلسوفی بزرگ بود. پایه گذار فلسفه بود و ایده های بسیار بزرگ و باارزشی داشت. اما من سعی کردم نشان دهم که حتی فیلسوفی بزرگ هم می تواند حرف های بسیار بدی بزند. در دورانی که نوعی دوران روشنگری بود،در زمانی که سایر متفکران مخالف برده داری بودند، نوشته های افلاطون همچون اندیشه های برده داری متکبر است و او از برده داری دفاع میکند. آنچه گفتم واقعیت است و باید سرانجام زمانی گفته می شد. او خواهان برقراری دیکتاتوری فلسفه افلاطونی بود و در دهمین جلد از آثار بزرگ خود ، یعنی در رساله قوانین می گوید که دگراندیشان را باید در سلول‌های انفرادی زندانی کرد و اگر اظهار پشیمانی نکردند میتوان آنها را کشت.

«میدانم که هیچ نمی‌دانم» ص ۸۸-۸۷

-کارل پوپر

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

موسیقی متن فیلم سینمایی «مرغزار گریان (۲۰۰۴)»

-The Weeping Meadow 2004
-By "Eleni Karaindrou"

@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

مسأله‌ی اصلی همیشه اخلاق است: این امری مقدّس و خدشه‌ناپذیر است، چیزی که باید پاس‌اش بداریم. هم‌چنین، این بنیان و آرمان همه‌ی نظرورزی‌ها و کاوش‌گری‌های ماست. همه‌ی نظرورزی‌های متافیزیکی معطوف به آن‌اند. خدا، و جهان دیگر، یگانه‌ آماج همه‌ی تحقیقات فلسفی مایند، و اگر خدا و آن جهان با اخلاق سر آشتی نداشته باشند، پس سراپا بیهوده‌اند.

«درس‌گفتارهای متافیزیک»


-کانت

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

امروزه، می‌توانیم بر موضعی که کارل پوپر، فردریش هایک، و ریموند آرون همواره در مقابلِ متفکرانی چون ماکیاولی، ویکو، مارکس، اسپنگلر، و توین‌بی به‌خود می‌گرفتند، مهر تأیید بزنیم. گروهِ نخست، به‌حق، استدلال می‌کردند که تاریخ هرگز پیش از آن‌که رخ دهد «نوشته» نمی‌شود؛ برمبنای متنی ازلی نوشته‌ی خداوند، طبیعت، منطق، یا مبارزه‌ی طبقاتی و ابزار تولید پیش نمی‌رود. بلکه زایشی مدام و تغییرپذیر است که می‌تواند از غیرمنتظره‌ترین پیچ‌ها، تکامل‌ها، پس‌رفت‌ها، و تناقض‌ها عبور کند و پیش برود. پیچیدگی‌اش هماره تهدیدی است که کسانی را که در تقلای پیش‌بینی و توضیحِ آن هستند گمراه می‌سازد.
حق داریم از روندهای کنونی چون خیزشِ دوباره‌ی فرد در برابر دولت؛ آزادی اقتصادی در برابر برنامه‌ریزی مرکزی؛ مالکیت خصوصی و بنگاه اقتصادی در برابر جمع‌باوری و دولت‌سالاری؛ دموکراسی مشروطه در برابر دیکتاتوری و مرکانتیلیسم به وجد آییم. اما نباید خودمان را فریب دهیم. هیچ‌یک از این‌ها «نوشته‌شده» نبوده‌اند. هیچ نیروی پنهانی، که در دخمه‌ی کهنه‌پرستی و وحشت‌آفرینی‌ای که مردم سراسر جهان را اسیر فقر و تحقیر کرده پرورش یافته و به کمین نشسته، [مسبب پیروزی بر کمونیسم] نبوده است. این پیروزی‌ها—و تمام دیگر پیروزی‌های مشابه که اخیراً الهام‌بخش مبارزان علیه جباریت بوده‌اند—نتیجه‌ی تلاشِ سختِ جنبش مقاومتی جسور و خیره‌سر از قربانیان بوده‌اند، که برخی اوقات از محلِ نومیدی الیگارش‌های کمونیست هم مدد گرفته‌اند. این دسته‌ی آخر، در رویارویی با ضرورتِ تغییر در سایه‌ی ناتوانی کمونیسم در حل مشکلات بغرنج اقتصادی و اجتماعی، خود را در تسخیر فجایعِ ملی کاملی یافت که عدمِ اصلاح قطعاً به ارمغان می‌آورد.
غلبه‌ی آزادی بر تمامیت‌خواهی قاطع و مسلّم بوده است، اما هنوز راه درازی تا تثبیتِ کامل دارد. به‌واقع، دشوارترین بخشِ مبارزه پیشِ روست. برچیدن دولت‌سالاری و پراکنشِ نیروی اقتصادی و سیاسی‌ای که بوروکراسی‌ای مستبد از چنگ مردم درآورده بود، کارهای به‌غایت دشوار و پیچیده‌ای هستند. این کار نیاز به فداکاری‌های عظیمِ مردمانی دارد که هنوز تحت این توهم که دموکراسی سیاسی و آزادی اقتصادی راه‌حلی فوری برای تمام مشکلات پیشِ چشم می‌گذارند، در محنت و رنجی مدام هستند. این مردمان باید بر میراث بُهت و سخت‌انگاری‌ای که جمع‌باوری پشتِ سر برجای گذاشته غلبه کنند. باید این فرض بی‌خویشتن‌سازِ پرورده‌ی کمونیسم را که تمام مشکلات باید ابتدا به پیشگاهِ دولت برده شوند تا راه‌حلی برای‌شان بیابد، و این‌که خود دست‌به‌کار حل مشکل شوند آخرین راه‌ چاره است، کنار بگذارند. ایجادِ چنین تغییر عظیم و گسترده‌ای در جان‌های خفته و رفتارهای دیرین چالشی بس ترسناک‌تر از بیرون راندن دیکتاتورهای کم‌اهمیتِ کوته‌فکر است.

از مقاله‌ی «فرهنگِ آزادی»

-ماریو بارگاس یوسا

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

اولین هدف حمله‌ی لیبرال‌ها هم از نظر تاریخی، هم به لحاظ منطقی، حکومت خودکامه بود. اولین حقی که باید تضمین می‌شد، رفتار قانون‌مدار با همگان بود. کسی که هیچ حقوق مشروعی در مقابل دیگری ندارد و کاملاً در اختیار اوست تا مطابق هوسش با او رفتار کند، برده‌ی آن دیگری است. در برخی پادشاهی های وحشی، نظام فقدان حق گاهی به نحوی سازگار در رابطهٔ رعایا و شاه وجود دارد. در این کشور ها، مردان و زنان هر چند از حقوق عرفی شخصی و مالکیت در قبال یکدیگر برخورد دارند. هیچ حقی بر خلاف رضایت پادشاه ندارند.

«لیبرالیسم»، ص ۲۰

-لئونارد هابهاوس

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

موسیقی متن فیلم سینمایی «عزیز از دست رفته (۲۰۰۷)»

-Gone Baby Gone 2007

-By "Harry Gregson-Williams"

@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

وقتی می‌گوییم حاکمیت قانون آزادی تمام جامعه را تضمین می‌کند، فرض ما این است که قانون بی‌طرف است. اگر برای حکومت یک قانون وجود داشته باشد و برای رعایا قانونی دیگر، برای اشراف یک قانون و برای مردم عادی قانونی دیگر، برای ثروتمندان یک قانون و برای دیگران قانونی دیگر، آن‌وقت قانون نمی‌تواند آزادی همگان را تضمین کند. از این منظر آزادی بر برابری دلالت می‌کند. به همین دلیل لیبرالیسم خواهان رویه‌ای است که اِعمال بی‌طرفانه‌ی قانون را تضمین کند و خواهان استقلال قوه‌ی قضائیه برای تضمین برابری بین حکومت و اتباعش است.

«لیبرالیسم»، ص۲۲


-لئونارد هابهاوس

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

دم غنیمت دان، به فتوای خرد دیوانه شو
حاصلی جانا جز این از عقل دوراندیش نیست!

-عماد خراسانی

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

سعدی و سروانتس، دو شهسوار سخن- دکتر ضیا موحد

همایش سعدی و سروانتس؛ فروردین 1393

@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

انیمیشن کوتاه The Cord (بند ناف)

این انیمیشن ۷ دقیقه‌ای (فیلم کامل این انیمیشن در کانال ما قابل دسترسی است)به کارگردانی Olexandr Bubnov در سال ۲۰۱۹ و در کشور اوکراین ساخته شده است. اثر، بدون نیاز به دیالوگ و تنها با روایت تصویری، داستانی نمادین و روان‌شناسانه را بیان می‌کند.

داستان درباره‌ی رابطه‌ی یک مادر و پسرش است؛ پسری که حتی در بزرگسالی نیز همچنان با بند ناف به مادرش متصل مانده است. این بند ناف استعاره‌ای است از وابستگی روانی و عاطفی بیمارگونه که مانع رشد و استقلال فرد می‌شود. مادر با محبت افراطی و کنترل‌گرانه، فرزندش را در حصاری از مراقبت نگاه داشته است. نتیجه این است که پسر، هرچند از نظر جسمی مردی بالغ است، اما از نظر روانی همچنان کودک باقی مانده و ناتوان از زندگی مستقل است.

فیلم با نمادهایی ساده اما قدرتمند نشان می‌دهد که عشق والدین اگر از حد تعادل بگذرد، می‌تواند به جای پرورش، تبدیل به قفس شود. خانه‌ی بسته و فضای تیره‌ی فیلم، محدودیت‌های روانی و محیط خفه‌کننده‌ای را تداعی می‌کند که مادر برای فرزندش ساخته است.


@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

بـه آمــوختن چون فــروتن شـــوی
سخن‌هــای دانندگــان بشنوی

مگوی آن سخن، کاندر آن سود نیست
کز آن آتشت بهره جز دود نیست


-فردوسی

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

نمی‌دونم چرا یاد ابراهیم گلستان افتادم😄

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

تلاشی که چپ‌ها برای نجات بشریت از «منجلاب سرمایه‌داری» انجام می‌دهند به روایت تصویر!⁩


@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

آیا دنیای مدرن در حال نابودی فکر انسان است؟


▪️ تیموتی ویلسون، روان‌شناس اجتماعی، آزمایشی جالب انجام داد. او از دانشجویان خواست تا ۶ تا ۱۵ دقیقه تنها در اتاق‌های خالی به فکر کردن بپردازند. نتیجه؟
۵۰٪ از آنها نتوانستند این کار را تحمل کنند و آن را خسته‌کننده یافتند!

▫️ آیا دنیای مدرن ما را از اندیشیدن دور کرده است؟


@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود


-خیام

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

▪️مروری بر آثار کن لوچ

▫️تدوین شده در موئسسه‌ی فیلم بریتانیا (BFI)


@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

Maulana Balkhi’s Full Concert at UNESCO - Paris 2024
کنسرت کامل مولانا در یونسکو- پاریس ۲۰۲۴



اين برنامه با پشتيبانى نمايندگى كشور جمهورى تاجيكستان در سازمان يونسكو و همراهى انجمن رودكى در پاريس به مناسبت " هشتصد سال با مولانا جلال الدين بلخى " در تاريخ ۷ و ۸ ژوئن ۲۰۲۴ در تالار يونسكو برگزار شده است.

Lyrics: Molana Ǧalāl al-Dīn Muhammad Balkhi / Rûmî
Vocalists: Sara Naeini, Nigina Amonqulova, Vahid Taj
Composer and Conductor: Arash Fouladvand
Orchestration Assistant: Asal Vaseghnia

Choir: Bahar Choir
Orchestra: Orchestre Philharmonique de Paris-Est
Production: Arash Fouladvand Academy
Video by: Mohammad Reza Kalani
La Maison de l’UNESCO, 7th & 8th June 2024


@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

▪️تماس چشمی بازیگران فیلم‌های پیرو پائولو پازولینی با دوربین در قالب راوی یا ناظر


@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

کنفوسیوس و سعدی، دو منظر اخلاقی-رفتاری به جهان

دکتر ضیا موحد؛ فروردین ۱۳۹۵


@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

▪️بخشی از ترجمه‌ی نمایش‌نامهٔ ریچارد سوم اثر شکسپیر را با صدای عبدالله کوثری، ادیب و مترجم



@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

ال پاچینو: در زندگی هر کس خط‌های هست که وقتی ازشون عبور می‌کنی، هیچ وقت نمی‌تونی برگردی و آدم قبل بشی؛ که بهش میگن خط بی‌بازگشت!

-Carlito way 1993
-Dir: Brian De Palma

@NazariyehAdabi

Читать полностью…

ادبیات، فلسفه و سینما

شوخ‌طبعی شیطنت‌آمیز جین آستین
«بگذارید قلم‌های دیگر از گناه و بدبختی بنویسند.»
جین آستین؛ منسفیلد پارک


نوشته‌های جین آستین اغلب به نظر می‌رسد که برای شما نوشته شده‌اند، چه در حال توصیف خانواده‌های پر جرّوبحث باشند یا ابراز عشق‌های ساده یا شایعات داغ.
شوخ‌طبعی گزنده و بازیگوشی گستاخانه‌اش بر قهرمانان زن داستان‌هایش اثر می‌گذارد، قهرمان‌هایی که با لحن محاوره‌ای و چشمکی توطئه‌آمیز پذیرای خوانندگان هستند.
حتی می‌گویند برخی از خوانندگان احساس می‌کنند محرم اسرار پنهانی نویسنده‌اند.
اما این نوع شوخ‌طبعی منحصر به فردِ غیر جدی تنها یکی از شاهکارهای بسیار اوست که در طنزهای حیله‌گرانه‌‌اش از جامعه، تمدن و عشق‌های سرسری یافت می‌شود. آثار آستین برخورد گیج‌کنندهٔ احساسات و آداب و رسوم را بررسی می‌کند. پیچیدگی داستان‌های آستین است که آن‌ها را روی صحنهٔ تئاتر و پردهٔ سینما برجسته نگه داشته و آثارش را به آسانی با احساسات مدرن سازگار کرده است.
پس امیدواریم خوانندگان جدید تا سال‌های آینده، همچنان در خانم آستین دوستی پیدا کنند.

ویدئو از TED.Ed
ترجمهٔ ماهرخ همتی
تهیه و تنظیم: نشر نی


@NazariyehAdabi

Читать полностью…
Subscribe to a channel