nashraasoo | Unsorted

Telegram-канал nashraasoo - Aasoo - آسو

30148

@Nashraasoo فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیق‌تر به مباحث امروز تماس با ما:‌ 📩 editor@aasoo.org 🔻🔻🔻 آدرس سایت: aasoo.org اینستاگرام: instagram.com/NashrAasoo فیس‌بوک: fb.com/NashrAasoo توییتر: twitter.com/NashrAasoo

Subscribe to a channel

Aasoo - آسو

چرا زنان مستقل و تحصیل‌کرده هم در رابطه‌ی خشونت‌آمیز می‌مانند؟🔺

«همان‌گونه که اعمال خشونت خانگی علیه زنان ارتباط مستقیمی با تحصیلات، وضعیت اقتصادی - اجتماعی و شغل فردِ خشونت‌گر ندارد، زنان نیز فارغ از سن، تحصیلات، طبقه، و موقعیت اقتصادی و اجتماعی‌شان ممکن است در معرض خشونت خانگی قرار بگیرند و سال‌ها در یک رابطه‌ی آزاردهنده گرفتار بمانند. داشتن پول و حمایت‌های اجتماعی و قانونی شرایط ضروری و اولیه‌ای هستند که می‌توانند به زنان برای ترک یک رابطه‌ی خشونت‌آمیز جرأت و قدرت بدهند، اما این تمام ماجرا نیست.»

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«هفته‌ی قبل وقتی که خبر درگذشت ایوان کلیما، نویسنده‌ی نامدار چک، منتشر شد، نسیم خاکسار یادداشت‌هایی برایمان فرستاد که در سال ۱۹۹۳ در سفری برای شرکت در فستیوال بین‌المللی نویسندگان در دوبلین نوشته بود. در این همایش ایوان کلیما و شخصیت‌های ادبی مهم دیگری همچون نادین گوردیمر، تونی موریسون، هرولد پینتر و شیموس هینی نیز حضور داشتند. از نسیم خاکسار خواستیم که در صورت امکان عکسی هم از این فستیوال بفرستد. عکسی فرستاد با نادین گوردیمر و فریدا چیچک اوغلو، نویسنده‌ی‌ اهل ترکیه، و گفت این تنها عکسی ا‌ست که از این فستیوال دارد.»

aasoo.org/fa/articles/5212
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«انتشار کتاب میراث ادبی فاطمه سیاح در شوروی رویداد جالب‌توجهی در عرصه‌ی تاریخ نقد ادبی در ایران به شمار می‌رود. مدت‌ها گمان بر این بود که همه‌ی مقالات علمی و ادبی و مطبوعاتی فاطمه سیاح در کتابی که محمد گُلبُن در سال ۱۳۵۴ با عنوان نقد و سیاحت منتشر کرده بود، گرد آمده است. اما حالا، نزدیک به نیم‌قرن پس از انتشار آن کتاب، معلوم شده است که فاطمه سیاح، پیش از مهاجرت از شوروی به ایران، مقاله‌های گوناگونی نیز به زبان روسی نوشته و در نشریات معتبر شوروی به چاپ رسانده است و حالا این مقالات به همت آبتین گلکار گردآوری و ترجمه شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است تا تصویر دقیق‌تری از یکی از برجسته‌ترین پیشگامان نقد ادبی در ایران برایمان ترسیم شود.»

aasoo.org/fa/articles/5211
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

درس‌هایی از انقلاب روسیه

اریک فروم، روان‌شناس آلمانی، استدلال می‌کند که نازی‌ها «نابودگر بودند. آنها نه تنها به دشمنان خود نفرت می‌ورزیدند بلکه از خودِ زندگی نیز متنفر بودند». میل به نابودگری در کانون افراط‌گرایی‌، صرف نظر از سوگیری‌اش، جای دارد. جالب اینجاست که پس زدن جهان از نظر احساسی، تقریباً همیشه از توجیه ایدئولوژیکِ نابودگران برای ویرانگری پیشی می‌گیرد.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«من هم مثل شما کوچک‌ترین نشانه‌ای از تغییر استراتژیک در ساخت قدرت ندیده‌ام. جمهوری اسلامی هنوز تلاش می‌کند که دامنه‌ی تجدیدنظر و تغییر، از تاکتیک‌ها فراتر نرود. عقب‌نشینی تاکتیکی در قانون عفاف و حجاب، عقب‌نشینی تاکتیکی در سیاست خارجی و پذیرش تاکتیکی مذاکره، عقب‌نشینی تاکتیکی در ترسیم هویت ایرانیان و پذیرش تاکتیکی سهم هویت ملی.»

aasoo.org/fa/articles/5208
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«کلیما از دهه‌ی ۱۳۷۰ با ما ایرانی‌ها بود. با آن لحن روراست و صمیمی‌اش و با آن چهره‌ی دوست‌داشتنی و موهای بیتلی‌اش‌ بر روی جلد کتاب‌هایش. کلیما نوشتن را از کودکی و در یکی از اردوگاه‌های نازی آموخت. دردآشنا بود. ده‌ساله بود که به آنجا قدم گذاشت و در چهارده‌سالگی از آنجا بیرون آمد. سال‌ها بعد، در بزرگسالی، این تجربه‌های گران‌بار به کارش آمد. او همیشه می‌گفت، «کسی که از این مهلکه جان به در برده باشد از پس تندبادهای زندگی برمی‌آید.» وقتی ممنوع‌القلم شد، به انواع و اقسام کارها، از حمل نعش مرده‌های بیمارستان تا شیشه‌شوری و کارِ گِل تن داد اما خم به ابرو نیاورد. اما مهم‌ترین درسی که در اردوگاه آموخت این بود که، «زندگی رشته‌ای است که هر آن ممکن است گسسته شود.»

aasoo.org/fa/articles/5209
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«یکی از مشهورترین و معتبرترین وزیران دوران محمدرضا شاه پهلوی، علینقی‌ عالیخانی بود، وزیر اقتصاد دهه‌ی ۱۳۴۰، که از دوران وزارتش با‌ عنوان «دوران طلایی اقتصاد ایران» ایران یاد می‌کنند. در این دوره رشد اقتصادی ایران به بیش از ۱۰ درصد و تورم به کمتر از ۲ درصد رسید و پایدار ماند. این رشد پایدار پس از آن هیچ‌وقت در ایران تکرار نشد. در این یادداشت از چند اثر باقی‌مانده از دوران مسئولیت این وزیر با تدبیر در خیابان‌های ایران، به‌ویژه در تهران، یاد کرده‌ام.»
 
aasoo.org/fa/articles/5205
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

مولانا و چالش معنویت طربناک

✍️ شبی مولانا، در حال بازگشتن از یک مجلس پرشور سماع، گذرش به محله‌ی ارامنه افتاد و با شنیدن صدای ربابی که از درِ «شراب‌خانه‌ای» به‌گوش می‌رسید ایستاد و بعد، شروع به چرخ‌زدن کرد و تا نزدیک صبح، در «نعره و صباح» بود. طوری که ارامنه‌ی محله، از خانه‌های خود بیرون دویده و به پای مولانا افتادند.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«وقتی گذار از دوران سرکوب آغاز می‌شود، «گذشته» پرسش دشواری را ‌در برابر جامعه قرار می‌دهد. اکنون جامعه‌ای که سال‌ها در معرض سرکوب و خشونت بوده باید تصمیم بگیرد که با آمران و عاملان جنایت‌ها چه‌ کند. ببخشد؟ فراموش کند؟ مجازات کند؟ «بخشش»، «فراموشی» و «مجازات» هر یک چه معنایی دارند و چطور باید با آنها مواجه شد تا متناسب با رخدادهایی باشند که جامعه از سر گذرانده است. »

aasoo.org/fa/articles/5196
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

چهره به چهره رو به رو: هفت گفتار درباره‌ی طاهره قرةالعین🔺

ای کاش تصویری از طاهره در دست می‌بود، از زنی که این دفتر از آنِ اوست، اولین زنی که خود را صاحب صورت و شمایل کرد، و با خود امکانِ تصویر داشتنِ زنان را آورد، که تا دیده نشوی تصویر نداری. همه از زیبایی چهره‌اش سخن گفته‌اند جز قلم‌موی نقاشی. در زمانه‌ای که هیچ نقاشی جسارت نقش کردن زیبایی زنانه را نداشت و این خود֯ ویژگیِ آن عصر بود، عصرِ زنان بی‌تصویر یعنی زنانِ هیچ در نیمه‌ی سده‌ی ۱۹ در ایران. نقاش رخسارِ دیدنی را نقش می‌کند نه نادیدنی را، نه زنانِ بی‌چهره در پس پرده‌ی حجاب را. طاهره را می‌شد دید، برخلاف همه‌ی زنان. از همین رو وصف زیبایی‌اش در شهر پیچید و ناصرالدین شاهِ جوان و امیر کبیر را به دیدارش کشاند، با این همه نقشی از او در دست نیست، از زنی که چهره‌ی اجتماعی نیز داشت. این دفتر می‌کوشد تا با معنی کردنِ او و واکاوی چهره‌ی درونی او و اثری که از خود گذاشت، با چهره‌نگاریِ جان و روح او، تا آنجا که ممکن است با ضربه‌های قلم‌موی دیگری جبرانِ نبودِ پیکرنگاری او را کند. 

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

نوجوان دیوارنگار، آذرخشی در دل شب

🔸 همه در کمین بودند اما اقدامات تجسسی و امنیتی بی‌فایده بود. نویسنده‌ی ناپیدا به کار خود ادامه می‌داد. سرانجام در ۱۸ اکتبر یکی از مأموران امنیتی موفق شد «تروریستی» را که سرگرم اخلال در «نظم سوسیالیستی» بود دستگیر کند. او نه عامل سازمان‌های خارجی بود و نه پارتیزانی که از دل کوه و جنگل بیرون آمده باشد. پسری شانزده‌ساله بود با لباس فُرم دبیرستان لائوریَن که پس از دستگیری، تنها چهار سال زنده ماند. نوجوانی که رژیم تمامیت‌خواه رومانی را به چالش کشیده بود موگور کالینِسکو نام داشت که در نیمه‌شب ۱۸ اکتبر در حالی که شعار «مرگ بر کمونیسم» را می‌نوشت دستگیر شد.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

بحران جهانی سلامت🔺

✍ پس از معارفه‌ی رئیس‌جمهور جدید، نخستین چیزی که هدف قرار گرفت، کمک‌های خارجی بود. در مرحله‌ی بعد این اقدامات را به نهادهای ملی سلامت نیز گسترش دادند، و برخی از برنامه‌ها را تعطیل کردند، برای مثال هر برنامه‌ای را که به واکسن مربوط می‌شد متوقف کردند. هر برنامه‌ای که با نابرابری نژادی سروکار داشت و تلاش می‌کرد تا شکاف موجود را کاهش دهد تعطیل کردند. برای مثال، اگر تولد نوزادان را در ایالات متحده در نظر بگیرید، نرخ مرگ‌ومیر در میان زنان‌ سیاه‌پوست بسیار بیشتر از زنان سفیدپوست است. فهم چرایی این مسئله و تلاش برای یافتن راه‌حل‌هایی برای آن کاری بود که نهادهای ملی سلامت مشغول انجامش بودند. کمک‌های مالی این نهادها قطع شده است.

✍ این کارها به نام مبارزه با فساد و افزایش کارایی در حال انجام است، هرزمان که می‌گویند مشغول مبارزه با فساد هستند در واقع خرابکاری می‌کنند. برای مثال، در همان سه هفته‌ی اول در «اداره‌ی توسعه‌ی بین‌المللی آمریکا» خوراکی‌هایی به ارزش نیم میلیارد دلار در انبارها و کشتی‌ها فاسد شدند. زمانی که سازمان بازرسی کل، یک نهاد بازرسی مستقل، به سرعت گزارشی تهیه کرد نه تنها اعلام کرد که به خاطر سوءمدیریت، نیم‌میلیارد دلار خسارت وارد شده است بلکه ۸ میلیارد دلار هم به خاطر تعطیلی کارکردهای نظارتی و بازرسی‌ای که مسئول جلوگیری از افتادن این کمک‌ها به دست سازمان‌های تروریستی بودند، از دست رفته است.

✍ تخمین زده می‌شود که اگر این برنامه‌ها و کمک‌ها تا سال آینده متوقف بمانند ۱۶۰.۰۰۰ نفر از بین خواهند رفت که اکثرشان کودکان خواهند بود. اما بیشترین آسیب به برنامه‌های واکسیناسیون مربوط است. همان‌طور که می‌دانید ما در جهان موفق شده‌ایم که نرخ مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال را ۷۵ درصد کاهش بدهیم و ۴۰ درصد از این موفقیت فقط به دلیل واکسیناسیون است. به علاوه قطع حمایت آمریکا از سازمان بهداشت جهانی هم آسیب‌های مستقیم خواهد زد. همچنین تغییر موضع آمریکا نسبت به روسیه و عدم حمایت از ناتو به این معنا است که اروپا باید هزینه‌های دفاعی خود را به سرعت افزایش بدهد. نخستین جایی که بودجه‌اش کاهش خواهد یافت برنامه‌های کمک‌ مالی خارجی اروپا و بریتانیا است. در حال حاضر و در نتیجه‌ی مواضع ایالات متحده، بودجه‌های برنامه‌های مبارزه با اچ‌آی‌وی، کمک به مادران و بهداشت کودکان، مبارزه با مالاریا و تأمین امنیت غذایی در بریتانیا و اروپا کاهش یافته است. فاجعه‌ای در بهداشت عمومی در حال وقوع است.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

بشنوید: یک کتاب: «مستبدان چگونه سقوط می‌کنند و ملت‌ها چطور زنده می‌مانند»

🎙️ در این قسمت از پادکست‌ «یک کتاب» در گفت‌‌وگو با عرفان ثابتی، پژوهشگر علوم اجتماعی، به معرفی کتاب مستبدان چگونه سقوط می‌کنند و ملت‌ها چطور زنده می‌مانند، نوشته‌ی مارسل دیرسوس، می‌پردازیم که تا کنون به ۱۵ زبان ترجمه شده است.

▪️پادکست‌ها و نسخه‌ی شنیداری مقالات ما را در وب‌سایت آسو و همچنین در شبکه‌های اجتماعی و اپ‌های پادخوان با شناسه‌ی NashrAasoo بشنوید.

[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]
@NashrAasoo 🎧

Читать полностью…

Aasoo - آسو

آب در تمدن ایرانی 🔻

✍️ بر اساس جهان‌بینی زرتشتی، هستی میدان نبردی بی‌پایان میان روشنایی و تاریکی بود، جدالی که بر بستر روایتی از آب و خشکی، در قالب اسطوره‌ی رویارویی «تیشتر»، ایزد باران، و «اپوشه»، دیو خشکسالی، بازتاب می‌یافت. پیروزی تیشتر باران و فراوانی می‌آورد و غلبه‌ی اپوشه قحطی و گرسنگی.
کامیابی تیشتر مستقل از معادلات قدرت زمینی نبود. از یک سو، مؤمنان عقیده داشتند که با نیایش‌ها و آیین‌هایشان می‌توانند بر قدرت تیشتر در این نبرد بیفزایند. از سویی دیگر، باور رایج این بود که تیشتر تنها زمانی می‌تواند آب را از دریای اسطوره‌ای «فراخ‌کرد» برگیرد که «اَشاوان» یاری‌اش دهند. اشاوان، یا همان «درستکاران»، در معنای زمینی به آموزگاران دینی و شاهان تعبیر می‌شد، کسانی که به عقیده‌ی مردم به لطف نیروی روحانی خود جریان آب را در قنات‌ها زنده نگه می‌دارند. بنابراین، در اندیشه‌ی زرتشتی، تسلط بر منابع آب نه تنها امری طبیعی بلکه تابع ترکیبی از معادلات قدرت مذهبی، اجتماعی و سیاسی بود.

✍️ پیوند میان باورهای اسطوره‌ای و واقعیت‌های زمینی، زمینه‌ساز نظام‌هایی شد که در آن کنترل آب نه ‌تنها به معنای تأمین معیشت بلکه نمادی از مشروعیت و قدرت حاکمان بود. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که در ایران باستان، سیاست و مدیریت آب پیوندی جدایی‌ناپذیر داشتند و این ارتباط نقش مهمی در پایداری و انسجام جمعیت‌های­­­­­ شهری ایفا می‌کرد. از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی، سلسله‌ی ساسانی بر فلات ایران حکومت می‌کرد و دولت مرکزی به‌طور فعال در توسعه‌ی سیستم‌های آبیاری پرهزینه دخالت می‌کرد. این سیستم‌ها، خواه برای کشاورزی یا تأمین آب شهرهای بزرگ، بخش مهمی از برنامه‌های اقتصادی متمرکز ساسانیان را تشکیل می‌دادند. مسائل آب برای پادشاهان ساسانی چنان اهمیتی داشت که مدیرانی که دانش کافی درباره‌ی آب نداشتند، نالایق شمرده و کنار گذاشته می‌شدند. علاوه بر این، میزان مالیات سالانه بر اساس مقدار آب موجود تعیین می‌شد. مدیریت منابع آبی، ستون فقرات کشاورزی، اقتصاد و حتی ثبات سیاسی در ایران باستان بود.

✍️ همان‌طور که مدیریت هوشمندانه‌ی آب می‌توانست ارکان حکومت را تقویت کند و آن را در مسیر رشد و توسعه قرار دهد، سوءمدیریت و فساد در این منابع حیاتی می‌توانست همان حکومت‌ها را به فروپاشی بکشاند. «فروپاشی هیدرولیک» به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه بر اثر بحران منابع آب، وارد چرخه‌ی بی‌ثباتی و اختلال می‌شوند. هرچند بحران آب آغازگر این چرخه است اما اثر واقعی این بحران زمانی آشکار می‌شود که با مجموعه‌ای از عوامل دیگر ــ فساد اداری، مالیات‌گیری نامتناسب، مدیریت ناکارآمد ــ ترکیب شود. در چنین شرایطی، کشاورزان زمین‌های خود را رها می‌کنند و تولید کاهش می‌یابد. از آنجا که در گذشته کشاورزی منبع اصلی درآمد حکومت‌ها بود و نقشی مشابه صنعت در دوران معاصر داشت، درآمد حکومت به میزان چشمگیری کاهش می‌یافت، تا جایی که کل نظام اجتماعی و سیاسی در معرض فروپاشی قرار می‌گرفت.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

استبداد، حقیقت و دموکراسی در گفت‌وگو با تیموتی اسنایدر

🔸 حقیقت هرگز باب میلِ‌ آدم نیست. هرگز مایه‌ی آرامش خاطر نیست. اما چیزی است که همه به آن احتیاج داریم.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

همسفر با ایوان کلیما در فستیوال بین‌المللی نویسندگان در دوبلین  (سپتامبر ۱۹۹۳)🔺

✍️ ساعت دوازده و پانزده دقیقه‌ی بعد از ظهر است. در رستوران فرودگاه آمستردام نشسته‌ام. زمان پروازم به دوبلین ساعت دو و نیم است. از پیش به من گفته‌اند که در طول پرواز از آمستردام به دوبلین، با ایوان كلیما، نویسنده‌ی چک، همسفرم. دو سال پیش، در یك برنامه‌ی ادبی تلویزیونی در هلند او را دیده بودم. من از ایوان كلیما جز همان بحث و حرفش درباره‌ی داستان و تكه‌ای از داستانش كه در آن برنامه خوانده بود، چیز زیادی نمی‌دانستم. پیش از ضبط گفت‌وگو، گردانندگان همان برنامه‌ی تلویزیونی، ترجمه‌ی چند نوشته‌ی‌ كوتاه از ما سه نفر را برای هر یک از ما فرستاده بودند. برای مثال، نوشته‌ای از او كه در گاهنامه‌ی ادبی «گرانتا» به انگلیسی ترجمه و چاپ شده بود. وقت نكرده بودم که بخوانم. حالا كه فكرش را می‌كنم افسوس می‌خورم که چرا آن را نخوانده بودم. اگر می‌خواندم حالا از جهان اندیشه‌اش چیزی بیشتر می‌دانستم.

✍️ به ساعتم نگاه می‌كنم. دو و ده دقیقه‌ی بعد از ظهر است. حدود نیم ساعتی به وقت پرواز مانده است. در سالن جلوی آخرین بخش بازرسی برای سوار شدن به هواپیما روی نیمكتی نشسته‌ام. ایوان كلیما روبه‌رویم نشسته است. حتی اگر روزنامه‌ای به زبان چک در دستش نبود، باز از چهره‌اش به یک نگاه او را می‌شناختم. شُل و وارفته روی صندلی‌اش افتاده و با همان حال مشغول خواندن روزنامه‌ی توی دستش است. قیافه‌اش مخلوطی است از آرت بوخوالد و میلان كوندرا. در فكرم که به كدام‌بیشتر شبیه است. هی در ذهن عكس آنها را كه در روزنامه‌ها و مجلات دیده‌ام كنار چهره‌ی او می‌گذارم تا به نتیجه‌برسم. 

✍️ ساعت حدوده ده صبح به وقت ایرلند است. برای من و كسانی كه آن روز سخنرانی دارند یك جلسه‌ی مقدماتی گفت و شنود بین خودمان گذاشته‌اند. وقتی که پایین می‌روم در سالن انتظار هتل غیر از آوكورنر، مسئول آن جلسه، نادین گوردیمر، ایوان كلیما و كاخال، نویسنده‌ی ایرلندی، را هم می‌بینم. حدود ساعت سه بعد از ظهر وارد تالار سخنرانی می‌شویم. صندلی‌ها همه تقریباً پر است. در سكوتی كه فضا را فرا گرفته روی صحنه می‌رویم. سكوت جمعیت برای من كه بارها همهمه و پچ‌پچ مردم را پیش از اعلام برنامه در بیشتر جاها شاهد بوده‌ام، احترام‌برانگیز است. آوكورنر با خواندن تكه‌ای از آخرین رمان ایوان كلیما جلسه را افتتاح می‌كند. و بعد در معرفی ما شرحی كوتاه می‌دهد. در جمع شنوندگان حاضر در سالن یك زوج ایرانی هم هستند. وقتی مرد خودش را معرفی می‌كند اسمش به نظرم آشنا می‌آید. خودش خیلی زود من را از گیجی بیرون می‌آورد: «هرمز فرهت، رهبر اركستر سمفونیك ایران تا پیش از انقلاب». هر دو خیلی گرم و صمیمی هستند. سرضرب دعوتم می‌كنند كه روزی را با آنها بگذرانم. اولش تردید می‌كنم. می‌ترسم تفاوت نوع زندگی‌مان، من زندانی سابق زمان شاه و او رشدكرده و بالیده در شرایطی دیگر،‌باعث آشفتگی‌شان شود. با كمی حرف زدن با هم می‌فهمم که اشتباه می‌كنم. قبول می‌كنم.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

مقالات روسی فاطمه سیاح: الگوی آگاهی و اِشراف علمی🔺

✍ فاطمه رضازاده‌ی محلاتی، دختر میرزا جعفرخان و برادرزاده‌ی میرزا محمدعلی محلاتی، معروف به حاج سیاح، است. او پس از ازدواج با پسرعمویش، حمید سیاح، به فاطمه سیاح مشهور شد و حتی پس از جدا شدن از او نیز این نام را حفظ کرد. شاید به همین دلیل است که مقاله‌های روسی او، که با امضای «فاطمه رضازاده» منتشر می‌شد، تا کنون نظر پژوهشگران ایرانی را جلب نکرده بود. فاطمه رضازاده در سال ۱۲۸۱ خورشیدی (۱۹۰۲ میلادی) در مسکو به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی و دانشگاهی خود را در این شهر به پایان رساند و تازه در سال ۱۳۱۲ به ایران مهاجرت کرد و تا پایان عمرِ نسبتاً کوتاهش در سال ۱۳۱۴ در ایران ماند و به تدریس در دانشگاه و فعالیت‌های علمی و مطبوعاتی مشغول بود. به لطف کتاب گُلبُن، درباره‌ی این بخش از کارنامه‌ی سیاح در ایران مطلب بسیار نوشته‌اند و حالا، به همت کتاب گلکار، درمی‌یابیم که سیاح در آغاز راه علمی و ادبی‌اش چه کرده و به چه رسیده است.

✍ نکته‌ی جالب‌توجه و مهمی که هنگام خواندن مقاله‌ها باید در نظر داشت این است که سیاح آنها را در دوره‌ی زمانی ۱۹۳۱-۱۹۲۵ نوشته است، یعنی هنگامی که بین ۲۳ تا ۲۹ سال داشته و تازه (در سال ۱۹۲۵) دانشجوی دوره‌ی دکترا شده، اما به‌رغم جوانی، گام‌های آغازین را بسیار محکم برداشته بود و نوشته‌هایش در نشریات معتبر شوروی چاپ می‌شدند. از جمله، آن‌طور که در مقدمه‌ی مترجم آمده است، در یکی از شماره‌های نشریه‌ی مشهور «نووی میر» که سیاح در آن مقاله دارد آثار نویسندگانی مانند بوریس پاسترناک و آلکسی تولستوی نیز به چاپ رسیده است.

✍ صراحت لهجه و نقد بی‌تعارف و موضع‌گیری جسورانه از خصوصیاتی است که در نوشته‌های بعدی سیاح در ایران نیز به چشم می‌خورد، از جمله در جدال قلمی او بر سر اهمیت رمان و ادبیات با احمد کسروی یا خرده‌گیری‌هایش به آرای ایران‌شناسان خارجی درباره‌ی فردوسی، و حالا می‌بینیم که این ویژگی‌ها از آغاز در او وجود داشته است. سیاح جوان ابایی ندارد که از آندره ژید و اریش ماریا رِمارک و بسیاری نویسندگان مشهور دیگر ایراد بگیرد؛ البته درک‌شدنی است که بخشی از این جسارت در نقد را فضای ایدئولوژیک حاکم بر شوروی در نخستین دهه‌ی پس از انقلاب ۱۹۱۷ به سیاح می‌دهد: در آن فضا، انتقاد از نویسندگان کشورهای «بورژوا»ی غربی، اگر واجب شمرده نمی‌شد، دست‌کم مستحب بود و تشویق می‌شد.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

ایوان کلیما، وجدان پراگ

✍️ این روزهایم در پاییزِ پراگ می‌گذرد. شهری که پانزده سال قبل، در یک روز سردِ فوریه پناهم داد و شد خانه‌ی دور از خانه‌ام. هر کس ماجرای خودش را با پراگ دارد؛ مثلاً همین چند روز پیش برای هزارمین بار از پرویز دوایی ــ که وجودِ نازکش آزرده‌ی گزند مباد‌ ــ پرسیدم: «پس گفتید به پراگ آمدید و عاشق این شهر شدید، نه»؟ گفت: «عاشقش نشدم؛ بدبختش شدم!»

برای ایوان کلیما اما قصه فرق می‌کرد؛ البته که فرق می‌کرد. نویسنده و روشنفکر ۹۴ ساله‌ای که همین روزها در پراگ چشم از جهان بست و خبرِ درگذشتش به دنیا رسید؛ بخشی از وجدانِ این شهر بود، تکه‌ای از زخمِ‌ هنوز خونابه‌چکانِ آن. پراگ شهر زادگاهش بود و شهری که در آن مُرد؛ تختش و تابوتش.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

ما هم رؤیایی داریم🔺

✍ بارها به دوستانم گفته‌ام که به‌رغم رنج و سختیِ حاصل از طولانی شدن فرایند تحول دموکراتیک ایران، و به‌رغم هزینه‌های سنگین حاصل از ادامه‌ی وضع موجود که کمر مردم را خم کرده ‌است، این پیشروی آرام و تدریجیِ جامعه‌ی مدنی را به هر گونه تغییر ناگهانی و فوری در غیاب جبهه‌ای دموکراتیک، ملی و فراگیر ترجیح می‌دهم؛ ضمن اینکه طولانی شدن فرایند موجب تعمیق آن خواهد شد. مگر غیر از این است که امروز گاه با حسرت به انقلاب مشروطه، نهضت ملی و انقلاب ۵۷ نظر می‌کنیم و به علل به ثمر نرسیدن آن مبارزات می‌اندیشیم و درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنیم تا دریابیم که چرا تلاش‌ها و مجاهدت‌های زنان و مردان طالب دموکراسی، عدالت و قانون به سرانجام نرسید و سرنوشت امروز ما این چنین رقم خورد. بنابراین، از فرصتی که نزدیک به نیم قرن اخیر در اختیار ما قرار داده باید تا حد ممکن استفاده کنیم و با درک عمیق‌تر و شناخت دقیق‌تر از پروبلماتیک ایران به استقبال آینده برویم. بر این اساس، دامن زدن به مباحث نظری و تجربی درباره‌ی ایران امروز و تلاش برای پاسخ به پیچیدگی‌های مسئله‌ی ایران را وظیفه‌ای ملی و انسانی می‌دانم که باید با حضور اندیشمندان وطن‌دوست و عدالت‌طلبی همچون شما به سرانجام رسد. 

✍ سرگردانی درباره‌ی نسبت میان اهداف ملی و جهانی سبب شد که نیروهای سیاسی در دوران جمهوری اسلامی دچار خطاهای استراتژیک شوند. به خاطر دارم که در زمان حمله‌ی آمریکا به عراق تحت حاکمیت صدام، بسیاری از فعالان سیاسی در موضع‌گیری با تعارضی جدی مواجه شدند. عده‌ای با افتادن در دام دوگانه‌ی خلق-امپریالیسم، با تأکید بر خوی امپریالیستی آمریکا بر دفاع و حمایت از صدام اصرار می‌ورزیدند و حتی حضور در عراق برای جنگ ضدامپریالیستی را تجویز می‌کردند؛ گروهی نیز بر ضرورت حمایت ضمنی یا علنی از سقوط صدام به‌دست ارتش آمریکا در چارچوب منافع ملی تأکید می‌کردند ــ استدلال آن‌ها این بود که حذف صدام که پیش و پس از انقلاب روابطی پرتنش با ایران داشت، می‌تواند به حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی ایران کمک کند. بعدها شایعات و اخباری درباره‌ی برخی هماهنگی‌ها بین جمهوری اسلامی و آمریکا در جریان سقوط صدام منتشر شد.

✍ از نظر تاریخی، هیچ‌گاه مسئله‌ی ایران به اندازه‌ی امروز پیچیده نبوده است. واکاوی و تبیین این پیچیدگی مستلزم کنار گذاشتن چارچوب‌های تقلیل‌گرا و دوگانه‌ها‌یی مثل «خلق- امپریالیسم» یا «کار- سرمایه» است. در عوض، مدل‌های چندمتغیری که حوزه‌های حاکمیت و نظام حکمرانی، جامعه و مردم، نیروها و گروه‌های مدافع تغییر و جامعه‌ی مدنی و شرایط جهانی را در پیوند و تعامل با یکدیگر می‌بیند در این شرایط کارآمدتر است. در جنگ ۱۲ روزه‌ی اخیر، افراد و گروه‌هایی در داخل و خارج از کشور با ساده‌سازی مسئله متحد یکی از دو سوی منازعه شدند و علیه طرف دیگر اعلام موضع کردند. بنابراین، دسته‌ای همراه با استبداد داخلی علیه امپریالیسم مهاجم متحد شدند و دسته‌ی دیگری با متجاوز خارجی علیه استبداد داخلی همراه گشتند. در این شرایط، تحلیل و موضع‌گیری برای کسانی که در کنار تأکید بر حفظ تمامیت ارضی و محکومیت متجاوز، دغدغه‌ی عدالت، دموکراسی و توسعه داشتند، بسیار دشوار بود. 

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

ایوان کلیما؛ «زندگی رشته‌ای است که هر آن ممکن است گسسته شود»

«سال‌ها قبل در طلب یک جرعه کتابِ خوب، پا به کتابفروشی گذاشتم. ردیف‌های کتاب‌فروشی را گز کردم و از برابر قفسه‌های پرو پیمان گذشتم تا سرانجام کتابی نسبتاً کم‌برگ نظرم را به خود جلب کرد. روی جلد کتاب، عکس برجِ ساعتِ نجومی پراگ دیده می‌شد و در پس زمینه‌ی کهرباییِ طرح جلد، غروب یا شاید طلوع آفتاب؛ گرم ولی غم‌آلود. ورقی زدم. بریده‌هایی از آن را خواندم. به دلم نشست. نویسنده را نمی‌شناختم اما از عنوان کتاب معلوم بود که نویسنده باید از دیار چک باشد. من هم مثل خیلی‌های دیگر که برای اولین بار با روح پراگ آشنا شدند، کلیما را نمی‌شناختم اما هم‌وطنان او مثل چابِک، کافکا، کوندرا، هربال، هاول و ... بیش از آن دلبری کرده بودند که بتوانم در خریدن کتاب درنگ کنم.»

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

آثار الوزرا، یادگارهایی از علینقی عالیخانی در خیابان‌های ایران🔻

✍ وقتی که در خیابان فردوسی از چهارراه استانبول به سمت شمال حرکت می‌کنیم، تابلوی «شرکت فرش ایران» را می‌بینیم ــ یک فروشگاه عظیم با فرش‌های نفیس که نشان از ذوق و هنر ایرانی دارد. این شرکت پیش از عالیخانی به وجود آمده بود اما مقروض و ورشکسته بود. عالیخانی این شرکت را نوسازی کرد، مدیر لایقی در رأس آن گماشت و فرش‌های نفیس را از سراسر ایران در آن گرد آورد و دنیایی از طرح و رنگ و ذوق و تنوع ساخت. او قیمت‌ها را متعادل کرد، تعداد زیادی کارگاه فرش‌بافی در شهرهای ایران ایجاد کرد، شرکت فرش را با دست‌بافته‌های نقاط مختلف غنی ساخت و نمایشگاهی پدید آورد که نماینده‌ی واقعی صنعت فرش‌بافی ایران بود. این شرکت و نمایشگاهش هنوز در خیابان فردوسی خودنمایی می‌کند و یادگار یک وزیر لایق است.

✍ از اوایل دهه‌ی پنجاه، مردم تهران با پدیده‌ی تازه‌ای به اسم نمایشگاه بین‌المللی مواجه شدند. وقتی از بزرگراه چمران به سمت شمال می‌رویم، نرسیده به هتل هیلتون (استقلال امروز) در طرف راست، سر پیچ ولنجک محوطه‌ی بزرگی قرار دارد که چندین کیلومتر مربع وسعت دارد و نامش «نمایشگاه بین‌المللی» است. این نمایشگاه از سال ۱۳۵۰ تا سال ۱۳۵۷ و حتی دو سه سال بعد از آن مکانی برای تهران‌گردی بود. هر سال به مدت ده روز نمایشگاه برپا می‌شد و از صبح تا شب در آنجا غلغله بود و جمعیت در آن موج می‌زد. خانواده‌ها، از زن و مرد و کودک، برای تماشای نمایشگاه هجوم می‌آوردند و با پدیده‌های صنعتی و فناوری دنیا آشنا می‌شدند. در آن زمان کسی به این فکر نمی‌کرد که نمایشگاه ثمره‌ی کار علینقی عالیخانی است اما اگر او نبود زمین نمایشگاه آهسته آهسته خورده می‌شد و حداکثر به یک شهرک مسکونی تبدیل می‌شد، نه مکانی عمومی و عام‌المنفعه.

✍ امروزه در بخش غربی خیابان جمهوری و سراسر خیابان نادری و چهارراه استانبول و پیاده‌رو خیابان فردوسی، دستفروشان، نشسته یا ایستاده، دلار صدهزار تومانی می‌فروشند. شاید نه فقط کسانی که سن و سالی از آنها گذشته، بلکه جوانانی هم که از آنجا عبور می‌کنند حسرت دلار هفت تومانی به دل دارند. هفت تومان که سهل است، در صرافی‌های خیابان فردوسی شش تومان و نُه قران می‌فروختند، یک ریال ارزان‌تر از بانک ملی. این دلار هفت تومانی هم یادگار دوران علینقی عالیخانی بود. تا پیش از دوران وزارت عالیخانی قیمت هر دلار هشت تومان بود و مصرف چندانی نداشت. تلاش و کوشش او سبب رشد اقتصادی شد، قیمت دلار کاهش یافت و به هفت تومان رسید. این قیمت تا زمان انقلاب برقرار ماند و بعد سیر صعودی به خودش گرفت و حالا قیمتش به فلک رسیده است. وقتی که قیمت دلار هفت تومان بود هیچ دستفروشی در خیابان دلار نمی‌فروخت. هرکس دلار می‌خواست به مغازه‌ی فروش ارز می‌رفت و هر قدر دلار می‌خواست به قیمت کم می‌خرید.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

آیا می‌توان از جنایت‌های ملی عبرت گرفت؟

🔸 وقتی دوستان آلمانی سوزان نایمَن فهمیدند که او سرگرم نگارش کتابی با عنوان درس گرفتن از آلمانی‌ها است، خندیدند. «آنها به من گفتند: نمی‌توانی کتابی با این عنوان منتشر کنی. هیچ چیزی از آلمانی‌ها نمی‌توان یاد گرفت؛ ما خیلی دیر به فکر جبران مافات افتادیم و چندان کاری هم نکردیم.» این نوعی تناقض است که بگوییم: «بله، ما مرتکب این جنایت هولناک شدیم اما مگر به خوبی با آن کنار نیامدیم و به این واقعیت گردن نگذاشتیم؟» واقعاً نمی‌توان چنین حرفی زد. اما کسی که مثل من نیمه‌خودی است، می‌تواند چنین چیزی بگوید.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

عدالت انتقالی، زنجیری برای اسارت در گذشته یا پنجره‌ای روشن به آینده؟

✍ جوامع در حال گذار از جنگ، دیکتاتوری یا سرکوب از طریق سازوکار «عدالت انتقالی» می‌کوشند با گذشته‌ای آکنده از جنایت و نقض حقوق بشر روبه‌رو شوند. سازوکارهای عدالت انتقالی که حاصل دهه‌ها تجربه‌ی جهانی ا‌ست به روشن شدن حقیقت، اجرای عدالت و توقف چرخه‌ی جنایت کمک می‌کند. گرچه این سازوکارها به وارسی رویدادهای گذشته اختصاص دارد اما نگاهش معطوف به آینده است و می‌تواند به ساختارهای سیاسی و حقوقی جدید اعتبار و قدرت بخشد. بر اساس تعریف سازمان ملل، فرایندها و سازوکارهای عدالت انتقالی پنج ستون اصلی دارد: روشن شدن حقیقت، اجرای عدالت، جبران آسیب‌ها، به‌یادسپاری آنچه بر جامعه گذشته و تضمین تکرار نشدن نقض حقوق بشر. عدالت انتقالی معمولاً در دوره‌هایی ضرورت پیدا می‌کند که روال‌های معمول قضائی پاسخگوی ابعاد فاجعه نیستند یا سرکوب و استبداد مانع از ایجاد آن‌ها شده است. وقتی کشوری با سال‌ها سرکوب سازمان‌یافته، اعدام‌های جمعی، ربودن و سر‌به نیست کردن شهروندان یا جنگ داخلی مواجه بوده، نقض حقوق‌ بشر چنان وسیع است که دستگاه قضائی عادی یا توان رسیدگی ندارد یا خودش بخشی از همان نظام سرکوب است و مشروعیتش را از دست داده. به همین علت، یکی از اهداف اصلی عدالت انتقالی، مشروعیت‌زدایی از نظام سرکوبگر گذشته و ایجاد نظم سیاسی و حقوقی جدیدی مبتنی بر کرامت انسانی است.

✍ برای جامعه‌ی ایران «عدالت انتقالی» هنوز مفهومی جدید است. سه سال قبل، در اوج خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نظرسنجی‌ای که به ابتکار سه پژوهشگر مستقل، در میان بیش از ۲۰۰ وکیل و حقوق‌دان در داخل و خارج از ایران درباره‌ی اولویت‌های دوران گذار انجام شد، نشان ‌داد که هنوز آگاهی و دانش چندانی درین زمینه وجود ندارد. بیش از ۹۰ درصد از حقوق‌دانانی که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند معنای درست عدالت انتقالی را نمی‌دانستند. جاستیداد، گروهی که برای آموزش و ترویج عدالت انتقالی تشکیل شده است، دو سال قبل پژوهش دیگری را درباره‌ی همین موضوع در میان فعالان سیاسی، مدنی، حقوق‌بشری، رسانه‌ای و خانواده‌های دادخواه انجام داد. آرش محبی، روزنامه‌نگار و از همکاران «جاستیداد»، به «آسو» می‌گوید که نتایج این پژوهش نشان ‌داد که در آن زمان، جامعه‌ی حقوق بشری ایران، در مرحله‌ی پیشا اندیشیدن به عدالت انتقالی قرار داشت. به گفته‌ی او، «بیشتر این افراد یا عدالت انتقالی را نمی‌شناختند یا به‌رغم شناخت این مفهوم، ارتباطی بین فعالیت‌ها و مطالبات‌شان با عدالت انتقالی نمی‌دیدند. گروهی از این افراد نیز تفسیر اشتباهی از عدالت انتقالی داشتند و مثلاً آن را "بازی اصلاح‌طلب‌ها" می‌دانستند یا معتقد بودند که عدالت انتقالی با «شرایط انقلابی جامعه‌ی ایران» همخوانی ندارد و دادخواهی را تقلیل می‌دهد.» او می‌افزاید: «حتی بعضی از روزنامه‌نگاران فعال در حوزه‌ی حقوق‌بشر یا خانواده‌های دادخواه وقتی به مفاهیمی همچون "روشن شدن حقیقت" و"اجرای عدالت" در مورد اتفاقات گذشته فکر می‌کنند، اینها را بخشی از فرایند عدالت انتقالی نمی‌دانند و توجه یا شناخت درستی از دیگر ارکان عدالت انتقالی مثل "جبران آسیب‌ها" و "تضمین عدم تکرار" ندارند.» مشکل این نوع نگاه این است که درهم‌تنیدگیِ ارکان اصلیِ عدالت انتقالی را که متضمن پایدار بودن نتایج آن است نادیده می‌گیرد و پیامدهای عدالت انتقالی برای روند کلی جامعه‌‌ی در حال گذار را روشن نمی‌کند.

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

اعتصاب غذا در طلب دنیایی بهتر

«اعتصاب غذا به‌ندرت اولین گزینه‌ی اعتراض در زندان است. اعتصابِ غذا معمولاً پس از اعتراض‌ها، دادخواست‌ها، ابراز نارضایتی‌ها و دیگر اعتصاب‌ها رخ می‌دهد. زندانی‌ای که به اعتصاب غذا روی می‌آورد مبارزه با مراجع قدرت را به سطح دیگری ارتقا می‌دهد، مبارزه‌ای که در آن پای مرگ و زندگی در میان است و زندانی در آن دستِ بالا را دارد.»

@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«دفتر بیستم آسو درباره طاهره قره‌العین است. این دفتر می‌کوشد تا با معنی کردنِ طاهره و واکاوی چهره‌ی درونی او و اثری که از خود گذاشت، با چهره‌نگاریِ جان و روح او، تا آنجا که ممکن است با ضربه‌های قلم‌موی دیگری جبرانِ نبودِ پیکرنگاری او را کند.ایرج قانونی در این دفتر در هفت گفتار «طاهره و رویارویی‌ها»، «طاهره، و آزادی در اسارت»، «طاهره در نیمه‌شبان بامدادی»، «طاهره، در پس پرده»، «لحظه‌ی دیدار»، «طاهره و واسازی‌اش» و «اگر به باد دهم زلف عنبرآسا را» به زندگی طاهره قره‌العین پرداخته است.»

📎 دفترهای آسو را می‌توانید به رایگان در آسو بخوانید یا نسخه‌ی کاغذی آن را سفارش دهید.

aasoo.org/fa/books/5200
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

ایران خانم و رادیوی ارومیه 🔻

«در کتاب زندگی‌نامه‌ی ایران خانم، فریادی از ارومیه، دوستانش می‌گویند که او بعد از شنیدن خبر ممنوعیت صدای زنان در رادیو، دو شبانه‌روز گریست، سپس خود را در اتاقی حبس کرد و چند روز بی‌وقفه آواز ‌خواند‌. بعد از مدتی ایران خانم ارومیه را ترک کرد و برای مدتی کسی از او و محل زندگی‌اش خبر نداشت.»

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«آتول گاواندی، استاد جراحی در دانشگاه هاروارد، از مهم‌ترین سیاست‌‌گذاران در بهداشت عمومی‌ست و در دوره ریاست جمهوری بایدن رئیس برنامه‌های بهداشت جهانی در دولت آمریکا بود. او کتاب‌های متعددی هم برای خوانندگان غیرمتخصص درباره فلسفه و تجربه پزشکی نوشته است که دو عنوان مرگ با تشریفات پزشکی و چک‌لیست به زبان فارسی نیز ترجمه شده‌اند. آنچه می‌خوانید بخش‌هايی از گفتگوی روری استوارت و الستر کمبل با او در پادکست The Rest Is Politics است.»

aasoo.org/fa/articles/5171
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۲-۱۹۵۰، ۴۷۳ رهبر خودکامه قدرت را از دست دادند و ۶۹ درصد از آنان تبعید، زندانی یا کشته شدند. خودکامگان در چه شرایطی سقوط می‌کنند و پس از آن چه بر سر کشور می‌آید؟

aasoo.org/fa/podcast/5191
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

در فلسفه‌ی آخشیج زرتشتی، آب یکی از چهار رکن بنیادین آفرینش، و مقدم بر دیگر ارکان بود. زرتشت بر این باور بود که تمام جهان از آب آفریده شده است. بر اساس روایت‌های زرتشتی، اهورامزدا نخست قطره‌ای اشک ریخت که به آب تبدیل شد، و سپس او آسمان را آفرید تا آب‌های آسمانی را از آب‌های زمینی جدا کند. این اسطوره‌ تقدسی ویژه به آب می‌بخشید و آن را به چیزی در خور ستایش، و حتی شایسته‌ی پرستش، تبدیل می‌کرد.

aasoo.org/fa/articles/5198
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

Aasoo - آسو

«لحظه‌ی معلق»،‌ عباس عطار
🎥
نهال تابش

«عباس عطار، عکاس سرشناس و عضو آژانس مگنوم، در کتاب سفرنامه ایران:‌ ۲۰۰۲-۱۹۷۹ روایتی بصری و شخصی از دوره‌ای انقلابی و پرتلاطم در تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد؛ سفری از امید تا سرخوردگی که با نگاه انسان‌گرایانه و ژرف‌اندیش عباس به جامعه‌ی ایرانی معنا یافته است. این مجموعه، بیش از آنکه صرفاً ثبت لحظه‌ها باشد، تلاش برای فهم تحولات عمیق سیاسی-اجتماعی و روح زمانه‌ای است که عباس در آن زیست و عکاسی کرد.»

@NashrAasoo 💭

Читать полностью…
Subscribe to a channel