30148
@Nashraasoo فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیقتر به مباحث امروز تماس با ما: 📩 editor@aasoo.org 🔻🔻🔻 آدرس سایت: aasoo.org اینستاگرام: instagram.com/NashrAasoo فیسبوک: fb.com/NashrAasoo توییتر: twitter.com/NashrAasoo
اعتراضات در تهران: چهارشب، چهار روایت 🔻
✍️ معلوم نبود کی راست میگه یکی فریاد زد:
برید سمت اباذر!
کی کرکره را بالا داد؟
چراغهای ماشین رو خاموش کن تا مانع عبور مأموران بشی.
بگو جاوید شاه.
گو جاوید شاه!
جاوید شاه.
مردنش به کنار، این همه تحقیر و خشونت واقعاً خانواده را نابود کرد.
مداخلهی بشردوستانه و مسئولیت حفاظت
✍️ گرِت اوانز
«قتل عام و پاکسازی قومی ــ از آن نوعی که در دههی ۱۹۹۰ در رواندا و شبهجزیرهی بالکان، و در قرن بیستویکم در دارفور، سری لانکا، لیبی و سوریه رخ داد ــ وجدانِ ما را به شدت تکان داده است. از زمان وقوع هولوکاست و نسلکشی در کامبوج، دنیا به خوبی میدانسته که این فجایع چطور آغاز میشود و شتاب میگیرد، و بنابراین به آسانی میشد از بسیاری از آنها جلوگیری کرد. این همان چیزی است که عذاب وجدانِ ما را تشدید میکند. هر چند سال یکبار چنین فاجعهای رخ میدهد و دوباره شرمسار و سرافکنده میشویم و قول میدهیم که دیگر هرگز اجازه نخواهیم داد که چنین فاجعهای تکرار شود.»
@NashrAasoo 💭
مهندسی سکوت؛ قطعی اینترنت در ایران
✍🏼 نیما اکبرپور در گفتگو با سپهر عاطفی
«حکومت با قطع اینترنت و اعمال کنترل شدید، بهدنبال در دست گرفتن انحصار روایت است؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که سرکوب را برایش کمهزینهتر و بیصداتر میکند.»
@NashrAasoo 💭
به مادرم زنگ میزنم باز هم به زبان مادریاش حرف میزند، این یعنی خبرهای خوبی ندارد. میگوید: «به پلهپاککن گفتهاند داری چند صد میلیون بدی؟ و گفته نه. بعد به مدیر ساختمان که همراهش بوده گفتن بیاد امضا بده که پسرش مدافع امنیت بوده و دوشنبه صبح ببرن دفنش کنند. اینها هم قبول کردن.» دوشنبه میخواهند همراهشان بروند بهشتزهرا. میگویم: «من هم میآم.» مادرم در جا به فارسی میگوید: «حرفش رو هم نزن.» قطع میکند.
aasoo.org/fa/articles/5276
@NashrAasoo 🔻
مهندسی سکوت؛ قطعی اینترنت در ایران
🔸 قطع اینترنت در ایران بهتدریج به بخشی قابل انتظار از سازوکار سرکوب تبدیل شده است. از آبان ۱۳۹۸ تا امروز، اینترنت نهفقط بهعنوان ابزار ارتباطی، بلکه بهمثابه میدان اصلی نبرد بر سر روایت، قدرت و دیدهشدن عمل کرده است. در این گفتوگو با نیما اکبرپور، از مسیر تاریخی قطع اینترنت در ایران شروع میکنیم و به این پرسش میرسیم که چگونه خاموشی ارتباطات، هم سرکوب را کمهزینهتر میکند و هم واقعیت را از چشم جهان پنهان. نیما اکبرپور در این گفتوگو از «مهندسی سکوت»، اینترنت طبقاتی، نقش استارلینک، مسئولیت شرکتهای فناوری و آیندهی دسترسی به اینترنت در ایران میگوید؛ آیندهای که بهزعم او، نه صرفاً محصول امید، بلکه نتیجهی روندهای واقعی و تغییرناپذیر فناوری است.
🔸 نیما اکبرپور:
نشانههایی که امروز میبینیم معمولاً این حس را تقویت میکند که اینترنت نه بهصورت یک اینترنت باز و قابل اتکا، بلکه بهشکل مرحلهای و سهمیهای بازگردانده میشود. در واقع، اینترنت بیشتر شبیه یک «امتیاز» یا یک «لطف» است که انگار به برخی داده میشود. تجربهی جنجال «سیمکارتهای سفید» و هشدارهایی که در طول چندین سال گذشته دربارهی اینترنت طبقاتی داده میشد، دقیقاً به همین معنا بود: وقتی اینترنت طبقاتی میشود، اینطور نیست که فضا در حال باز شدن باشد ــ مثلاً برای عدهای یوتیوب باز باشد و برای عدهای نه ــ بلکه اینترنت به لطفی تبدیل میشود که هر زمان بخواهند میتوانند آن را پس بگیرند.
با این حال، یک نکتهی مهم را باید در نظر داشت: اینترنت مثل برق نیست که یک کلید داشته باشد و بتوان آن را کامل قطع کرد. بله، قطع اینترنت اتفاق افتاد، اما کنترل کامل این اکوسیستم هزینهی بالایی دارد و علاوه بر آن، ذاتاً شکستپذیر و قابل نفوذ است. این وضعیت برای اقتصاد کشور تبعات بسیار سنگینی دارد و بهنظر من حکومت در نهایت میان دو گزینه گیر میکند: از یکسو کنترل بیشتر، و از سوی دیگر پذیرش هزینههای اقتصادی سنگینی که این سطح از کنترل بههمراه دارد. این انتخاب، بهویژه در شرایط تحریم و با بستهبودن مسیرهای اقتصادی متعدد، انتخاب آسانی نیست.
جز جستجوی آزادی راه دیگری نمیشناسیم ــ نامهای از تهران🔺
اینجا همهی آنچه را که بضاعت تجربهام بود برایت نوشتم، تا بماند از روزهایی که همهجا در شهر به یادت بودم، و بارها با خودم تکرار کردم که اگر ما را چنین در چند جهان پرت نکرده بودند، این روزها شاید میتوانستیم مرهم کوچکی برای دلزدگی و استیصال دستکم چند نفری باشیم. دلزدگی و استیصال از چهرهی شهر میبارد، و ما بهجز جستجوی آزادی و برابری و امیدواری راه دیگری نمیشناسیم.
@NashrAasoo 💭
آریل دورفمان:«نومیدی و بیتفاوتی به جایی راه نمیبرد»
آریل دورفمن نماد «هنرمند سیاسی» است. نویسندهای که روزگاری مشاور فرهنگیِ سالوادور آلنده بود و پس از کودتای ژنرال پینوشه از شیلی گریخت اما سیاست را کنار نگذاشت. هنوز هم در آستانهی هشتاد سالگی گهگاه اعلام موضع میکند، خواه مقالهای در انتقاد از دونالد ترامپ باشد خواه امضای طومار در پشتیبانی از نسرین ستوده. کتابهای او اغلب برآمده از زخم عمیق جنایتهای پینوشه بر یاد او و بر پیکر شیلی است. شاید از همین رو است که اهل کتاب در ایران با نوشتههایش پیوندی خاص احساس میکنند و شاید به همین سبب است که دورفمن میگوید: «ایرانیها جایی ویژه در قلبم دارند».
@NashrAasoo 💭
در شمارهی اکتبر ۱۹۹۳ نشریهی اسکوایر (Esquire)، واتسلاو هاول، که در آن وقت بهتازگی پس از سقوط نظام کمونیستی بهعنوان ریاستجمهور چکسلواکی انتخاب شده بود، یادداشتی شخصی و سیاسی نوشت که معنا و تصویر دیگری از «امید» را نشان میداد. این یادداشت به یکی از شاخصترین نوشتههای هاول تبدیل شد؛ مردمان بسیاری در میانهی بحرانها و درگیری با ظلم و تبعیض و سرکوب، به این یادداشت ارجاع دادند.
aasoo.org/fa/articles/4075
@NashrAasoo 💭
اعتراضات مکرر در ایران: تداوم، گسست و امکانهای پیش رو🔺
✍️ طارق صدیق در گفتوگو با امید رضایی
«تا کنون این اعتراضات هم عناصر جدیدی داشته است و هم حاکی از شباهتهایی آشکار با چرخههای اعتراضی پیشین بوده. از یک سو، محرکها و شرایط زمینهای متفاوتاند؛ علت آغازین جدیدی وجود دارد و در منطق درونی خود، این اعتراضات در ابتدا موج مستقلی را شکل میدهند. از سوی دیگر، روندهایی ادامه یافتهاند که از دی ۱۳۹۶ دیدهایم، از جمله فاصلهگیریِ پررنگتر از کلیت نظام سیاسی و طرح صریحتر «مسئلهی نظام». زبان انتقاد نیز رادیکالتر شده و کمتر معطوف به کشمکشهای درونساختاری است و بیش از پیش کل سیستم را هدف میگیرد. از منظر سازماندهی نیز تداوم الگوهای سالهای اخیر مشهود است: اعتراضات کنونی خودجوشتر، غیرمتمرکزتر و از نظر تاکتیکی پراکندهترند. این الگوها دستکم طی هشت سال گذشته قابل مشاهده بودهاند. با این حال، در مجموع فعلاً منطقیتر است که این موج را موج مستقلی بدانیم که مطالبات، منطق و دینامیسمهای خودش را تولید کرده است.»
@NashrAasoo 💭
تغییر از دلِ «نه» گفتنهای پیدرپی شکل میگیرد
✍️ جین تئوهریس
« آنچه اهمیت داشت پایداری و ممارست بود، غلبه بر ترس و تردید، تحمل بیکاری و آزار پلیس، دلسرد نشدن از کنشهای بهظاهر بیثمر، انتخاب درست در بزنگاهها؛ همهی اینها بود که در نهایت سرنوشتساز شد. البته سازماندهی و مشارکت سیستم داوطلبانهی همسفری هم بود که امکان دوام تحریم را فراهم کرد.»
@NashrAasoo 💭
سهیلا یک هفتهای است که همچون بسیاری از کسبوکارهای مجازی، فروش آنلاینش را متوقف کرده و هیچ پست و استوری تبلیغاتی هم نمیگذارد. او میگوید: «ممکن است همین امشب اوضاع کاملاً عوض شود و خیابانها و محلههای بیشتری شلوغ شود. این شبها که میخوابم، نمیدانم آیا صبح روز بعد با خبر سقوط حکومت از خواب بیدار میشوم یا نه. و نمیدانم در یک دنیای دیگر که همه فکر و ذکرم آرزوی نابودی حکومت نیست، چطور باید زندگی کنم.»
aasoo.org/fa/articles/5268
@NashrAasoo 🔻
«تعداد ونزوئلاییهایی که از وطن آواره شدهاند، از شهروندان کشورهایی مثل اوکراین یا سوریه که درگیر جنگ واقعیاند، بیشتر است. ونزوئلا درگیر جنگ با کشوری نیست و در صلح به سر میبرد. اما این صلح، صلحی است که هر روز درگیر تاختوتاز تورم است، صلحی که زیر سایهاش مردم از تأمین مایحتاج روزمرهای مثل غذا و دارو یا پول نقد عاجزند. وقتی کشاورزان دیگر حتی نتوانستند آرد ذرت برای خانوادهی خود بخرند، تمام دار و ندارشان را به حراج گذاشتند، خنزر و پنزر باقیمانده را به دیگران بخشیدند، باقیماندهی زندگی را در یک کولهپشتی جا دادند و از کشور رفتند. بعد نوبت معلمها شد و آنها نیز همان راه را طی کردند؛ بعد نوبت به پزشکان و وکلا رسید، بعد کارآفرینان، مخالفان چاوز و سرانجام حتی سرسپردگانِ خود چاوز.»
https://aasoo.org/fa/articles/5151
@NashrAasoo 🔻
«دانشآموزانم در تلگرام گروههایی دارند که فراخوانهای حضور در اعتراضات را میگذارند. دیشب در یکی از همین گروهها نظر من را برای شرکت در تجمع فردا پرسیدند. صادقانه به آنها گفتم من مخالفم. چون راستش را بخواهید این بچهها از خانوادههای خیلی فقیرند، اگر دستگیر شوند حتی کس و کاری ندارند که پیگیر وضعیتشان شود یا وثیقه جور کند. اگر هم خدای ناکرده کشته شوند آن وقت من خودم را نمیبخشم ... حکومت تا بن دندان مسلح است و این بچهها دست خالیاند ... جیبهایشان هم خالی است ... ولی میدانم که احتمالاً در اعتراضات شرکت میکنند.»
aasoo.org/index.php/fa/articles/5266
@NashrAasoo 🔻
«در سالهای اخیر، علت شیوع خودکشی در میان گروههای مختلف اجتماعی ــ از روزنامهنگاران و هنرمندان تا فعالان سیاسی و مدنی، کارگران، کادر درمان و حتی نوجوانان ــ به پرسش مهمی در ایران تبدیل شده است. این خودکشیها ابعادی فراتر از بحرانهای فردی پیدا کردهاند و گاه به «کنشی اعتراضی» تعبیر میشوند. همزمان، آمار رسمی و پژوهشهای مستقل از روند صعودی خودکشی و توقف انتشار شفاف این آمار در سالهای اخیر خبر میدهند، نشانهی بحرانی که نمیتوان آن را فقط به «اختلال روانی» فروکاست. دکتر شکیب نصرالله، روانشناس، در گفتوگو با «آسو» توضیح میدهد که چرا خودکشی، حتی وقتی که ریشههای روانشناختی دارد، بدون توجه به بستر اجتماعی و سیاسی قابل فهم نیست. او هشدار میدهد که تقلیل این مرگها به «اختلال فردی» همانقدر گمراهکننده است که نامگذاریِ شتابزدهی هر خودکشیای بهعنوان «کنش قهرمانانهی سیاسی.»
aasoo.org/index.php/fa/articles/5232
@NashrAasoo 🔻
یک دهه حضور بهرام بیضایی در دانشگاه استنفورد🔺
🔹 بهرام بیضایی، کارگردان و نویسنده و پژوهشگر امروز در ۸۷ سالگی در آمریکا درگذشت.
📎 این مطلب با عنوان «یک دهه حضور بهرام بیضایی در دانشگاه استنفورد» گزارشی از کنفرانس آنلاینی است که سال ۲۰۲۱ از سوی دانشگاه استنفورد برای بررسی ابعاد و تأثیر و اهمیت دههها کار و تحقیق بیضایی در حوزهی سینما، تئاتر، ادبیات و پژوهش هنری برگزار شده بود.
@NashrAasoo 💭
«س» دوباره گریه میکند و اینبار گریهاش بند نمیآید. «مردنش به کنار، این همه تحقیر و خشونت واقعاً خانواده را نابود کرد.»
aasoo.org/fa/articles/5277
@NashrAasoo 🔻
«در سال ۲۰۰۵، سران بیش از ۱۵۰ کشور در اجلاس جهانیِ گرامیداشتِ شصتمین سال تأسیس سازمان ملل به اتفاق آراء بر سر اصلی توافق کردند که توضیح میدهد که در چه مواردی میتوان در امور داخلیِ یک کشور مداخله کرد و حتی به قوهی قهریه متوسل شد.»
aasoo.org/fa/articles/5273
@NashrAasoo 🔻
«بیز جفا چوخ چکمیشیک»؛ روزنوشتهایی در میانهی اعتراضها
✍️ پنج مهمان دیگر هم میرسند. کل محله روی هواست. از پشت پنجرهها صدای «جاوید شاه جاوید شاه» میآید. اینترنت قطع که قطع شد بچهها هم کاری را کردند که معمولاً نمیکنند؛ آمدند کنار ما بزرگترها.
از توی کوچه صدای آشنایی داد میزند «مرگ بر دیکتاتور چه شاه باشه چه ملا». یکی از پنجرهی ساختمون روبهرو انگار به جواب دوباره داد میزند «مرگ بر سه فاسد...» صدای «ز» است، دوباره داد میزند «زن، زندگی، آزادی.» از ساختمان روبهرو جواب میشنود «جاوید شاه جاوید شاه.» «ر» همسایه روبهروییمان میگوید: «توی میدون ولیعصر نمیزدن، اما توی فلسطین ساچمه بود که پخش میشد. یک چیزی رفت توی لاستیکم و گیر کرده. اما پنچر نشده. یک چیز خاردار عجیبیه. شلیک میکردن به لاستیک ماشینهایی که بوق میزدند.»
✍️ تلفنها از کار افتاده. تلفن خانه هم وصل نمیشود. باید صبر کنیم تا باقی مهمانها هم برسند. «س» که سابقهی زندان هم در اعتراضات قبلی دارد، بچهاش را میسپرد به ما و «ر» را سوار ماشین میکند تا بروند و سروگوشی آب بدهند. ساعت ده شده، شعارهای پشت پنجره کم شده. میرویم بالای پشت بام. از خیابان حافظ صدای تیراندازی میآید، میگویم: «تیر هواییه؟» جواب میشنوم: «رگباره! تیرهوایی کجا بود؟»
✍️ مادرم خبرهای دستاولی دارد، از نازیآباد شنیده، از نسیمشهر خبر دارد. میگوید: «خبرهای جنوب شهر رو از من باید بگیری. اینها توی ونک که آدم نمیکشن، میگذارن گوله رو برای بچهی فقیر و بیچاره که دستش به جایی بند نیست.»
میگویم: «دیشب "ر" توی تجریش چیزهای دیگهای دیده.»
پدرم میگوید: «فرقی براشون نداره. آقای "ب" گفت دیشب سعادتآباد هم کشتوکشتار بوده.»
مادرم میگوید دیشب جلوی مسجد سیدالشهدای نازیآباد مردم را بستهاند به رگبار. چهارده جنازه را فامیل پرستارشان در درمانگاه سلیم علیآباد دیده، همانهایی را که در نازیآباد کشته شدهاند بردهاند به درمانگاه. فامیلشان گفته کف درمانگاه روی خون راه میرفتند. گفته مردی با انگشتهای بریدهای که از کف خیابان جمع کرده بود دنبال چند مجروح آمده بود به درمانگاه. با قمه مردم را میزدند.
✍️ به مادرم زنگ میزنم. صدایش درنمیآید. دیشب پسر پلهپاککن مجتمعشان را به ضرب گلوله در شهرک امام حسین اسلامشهر کشتهاند.
مادرم میگوید: خانم «ب» گفته وضع پزشک قانونی هولناکه. برادر پزشک خانم «ب» دیشب ۹۳ تا گواهی فوت توی بیمارستان امضا کرده. یازده تا دختر، شش تا بچه. باقی همه مرد با شلیک مستقیم.» مادرم اینها را به فارسی نمیگوید، به خیالش که تلفن شنود میشود و لابد آنکه گوش میکند زبان مادری او را نمیداند. مادرم وقتی عزادار میشود هم به زبان مادری حرف میزند، میگوید: «بیز جفا چوخ چکمیشیک. چوخ تهجه میلتیک.» (ما خیلی جفا کشیدهایم. خیلی ملت تنهائی هستیم)
به «ن» تلفن میکنم. میگوید: «دیشب مردم خیلی پراکنده بودن. خانواده نبود. انسجام نبود، اما مردم زیاد بودن و خشونت ده برابر بیشتر. اصلاً باتوم و ساچمه نبود. فقط شلیک.»
میگویم: «خوب از سوریه درس یاد گرفتن و دارن امتحان پس میدن.»
«م» میگوید: «آره دیگه عین کشتار حمص. فقط بمب بشکهای روی سر مردم نریختن. اما دیشب قطعی میگم چند هزار نفری رو زدن. من توی یه ساعت بالای ده تا جوانِ از دست رفته دیدم، تازه وسط هم نبودم.»
@NashrAasoo 💭
ابراهیم الاصیل که اهل سوریه است و در خیزش سوریها علیه رژیم بشار اسد مشارکت داشت از تجربهی پرفرازونشیب و ناکام فعالان سوری و درسهای تلخ اما مهمی نوشته بود که آموختند. او ابراز امیدواری کرده بود که ایرانیها حواسشان به این نکات باشد و اشتباهات مشابهی را تکرار نکنند.
aasoo.org/fa/articles/4204
@NashrAasoo 💭
«وقتی اینترنت برقرار است، هر گوشی یک دوربین است و هر شهروند میتواند یک شاهد باشد. وقتی اینترنت قطع میشود، هزینهی سرکوب پایین میآید، چون شاهدان کمتر میشوند. در چنین شرایطی، روایت رسمی ــ روایتی که حکومت ارائه میدهد ــ راحتتر غالب میشود، چون رقیبی در برابر خود نمیبیند. از سوی دیگر، ترس هم بزرگتر میشود؛ چون مردم عملاً از آنچه در شهرهای دیگر میگذرد خبر ندارند. قطع اینترنت شبیه این است که چراغها را خاموش کنند و بعد بگویند هیچ اتفاقی نیفتاده، و در آن تاریکی فقط یکیدو صدا شنیده شود؛ صداهایی که مورد تأیید حکومتاند. در خلأ اطلاعاتیای که ایجاد میشود، دو اتفاق بهطور همزمان رخ میدهد: از یکسو، خبر واقعی یا دیر میرسد یا اصلاً نمیرسد؛ و از سوی دیگر، روایت حکومتی با سرعت و حجم بیشتری وارد فضا میشود. به همین دلیل است که میگویم قطع اینترنت فقط سانسور نیست، بلکه «مهندسی سکوت» است؛ سکوتی که قرار است جای حقیقت را بگیرد.»
aasoo.org/fa/multimedia/videos/5275
@NashrAasoo 🔻
این نامه را یکشنبه ۲۱ دی ماه برایت نوشتم و حالا که ده روز گذشته در چند دقیقهای که به اینترنت وصل شدم برایت میفرستم. خواستم تصویری از این روزها را در کلمه بریزم تا بخوانی و شاید دوری را کمی دورتر کنی. این بار با همهی آنچه پیشتر تجربه کردیم تفاوتهای معناداری دارد. مردم در خیابان نامی را صدا میزنند که ۴۷ سال پیش از کشور بیرون رانده شده بود. جمهوری اسلامی ۴۷ سال تلاش کرد این نام را به ننگ بدل کند و نتوانست. جنبشهای اجتماعی هم در این سالها تلاش کردند جامعهی مدنی بسازند ــ کتابها نوشتند که خوانده نشد، به زندانهای طولانی رفتند که چندان دیده نشد و همهی آنچه را در چنته داشتند پیش گذاشتند که شاید روزی از استبداد خلاص شویم، اما نشد که نشد. حالا خشم در دل مردم چنان بزرگ شده که دیگر نمیخواهند مسیر آهسته و پیوستهی جنبشهای اجتماعی را پیش بگیرند و از همین جامعهی نحیف مدنی با خطاب و عتاب میپرسند که چه کردید برای ما.»
aasoo.org/fa/articles/5274
@NashrAasoo 🔻
آن چند روز در ایران چه خبر بود؟
این متن از پیام صوتی یکی از دوستان بسیار موثق در تهران که چهارشنبه شب (۲۴ دی) فرستاده بود، پیاده شده است.
«روز پنجشنبه (۱۸ دی) فکر میکنم شاید در تاریخ معاصر ایران بزرگترین حضور مردم در خیابانها بود. تقریباً در هر نقطهای از تهران و تقریباً هر نقطهای از ایران که با آدما صحبت کردم و اهل اونجا بودن، مردم آمده بودن.»
aasoo.org/fa/articles/5272
@NashrAasoo 🔺
«پسر هجده سالهی یکی از اقوام من را در تظاهرات کشتهاند. به پدرش گفتهاند بیا جسدش را از یک جایی در نزدیکیهای خیابان شوش تحویل بگیر. آنجا که رفته دیده جسدها را در حیاط یک ساختمان روی زمین انداختهاند. یعنی حتی جسدها را در سردخانه نگذاشتهاند. وقتی فامیل ما آنجا رفت تا جسد فرزندش بگیرد از او یک میلیارد تومان خواستهاند. رسماً دارند جنازهها را میفروشند. این آدم که با کارگری بچه بزرگ کرده، اگر یک میلیارد تومان پول داشت که اصلاً خودش و بچهی جوانش نمیرفتند جلوی گلولهی اینها فریاد بزنند.»
aasoo.org/fa/articles/5270
@NashrAasoo 💭
«اعتراضاتی که جرقهاش ۷ دی در بازار تهران روشن شد، حالا بخش وسیعی از کشور را فرا گرفته و ابعاد بیسابقهای یافته است. در سالهای اخیر با خیزش هر موج جدیدی از اعتراضات، پرسشهای مشابهی مطرح میشود: اعتراضات خیابانی چطور میتواند به فروپاشی حکومت بینجامد؟ آیا پیروزی بدون سازمان و رهبر ممکن است؟ مرز خشونت کجاست؟ طارق صدیق، پژوهشگر پژوهشکدهی جنگ و صلح ماربورگ در آلمان، دربارهی اعتراضات و جنبشهای اجتماعی تحقیق میکند. او در سال ۲۰۲۴ کتابی با عنوان فرهنگ جدید اعتراض منتشر کرد که یک فصل از آن به جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران اختصاص دارد. او همچنین دربارهی اعتراضات دیماه ۱۳۹۶ تحقیقات میدانی انجام داده است. در این گفتوگو به پرسشهایی دربارهی اعتراضات جدید در ایران و سناریوهای احتمالی پرداختهایم.»
aasoo.org/fa/articles/5269
@NashrAasoo 🔻
«حفظ تاریخِ مقاومت و کنار گذاشتن تصور غلطِ «پیروزیِ یکشبه» امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، چرا که تغییر از دلِ «نه» گفتنهای پیدرپی و پافشاریهای بیپاداش شکل میگیرد. هیچکس نمیداند گشایش در کدام لحظه فرا میرسد، درست مانند آب که نمیداند چه زمانی بر سنگ اثر میکند، اما راه خود را با استمرار و پشتکار مییابد.»
🔸 این مقاله بازنشر مطلبی از وبسایت دانشکده است.
aasoo.org/fa/articles/5264
@NashrAasoo 🔻
چه چیزی به فروپاشی ونزوئلا انجامید و چه کسی مقصر است؟🔺
ریچل نولان
«مثل اکثر روایتهای مهاجرت، قصهی پائولا هم روایت جدایی اعضای خانواده از یکدیگر است. در این روایتها اغلب تمرکز روی آنهایی است که مهاجرت کردند، خانوادهی او اما خانوادهی کوچکی بود و هیچکس جز مادرش در ونزوئلا باقی نمانده است. بعضیها زیادی لجبازند و نمیروند، بعضیها به شدت بیمارند و عملاً نمیتوانند زیاد حرکت کنند. در ابتدا مادر پائولا دودستی خانهاش را چسبیده بود و حاضر نبود که آن را ترک کند زیرا میترسید که برای خانهاش اتفاقی بیفتد. بعد که اوضاع بدتر شد، بیماری مزمنش او را زمینگیر کرد و دیگر توان رفتن نداشت. بچههایش حساب کردند و دیدند که اگر مادرشان را به برزیل یا شیلی ببرند تا پیش یکی از آنها بماند، از عهدهی تأمین هزینهی بیمهی درمانی و مخارج پزشکیاش برنمیآیند. مراقبت از مادر از راه دور تنها گزینهی موجود بود.»
@NashrAasoo 💭
روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمیماند
✍️ دیاکو علوی ــ مریم فومنی
معلمانی که از پنجگوشهی ایران با آسو گفتوگو کردهاند، میگویند که این بار نیز جوانان و نوجوانان، شرکتکنندگان اصلی در اعتراضات هستند. مریم، معلم یک مدرسهی دخترانه در ازنا است. شهری کوچک در استان لرستان که در هفتهی نخست اعتراضات چندین نفر از معترضان، از جمله یک نوجوان ۱۵ ساله در آن کشته شدهاند. او میگوید: «در این چند روز هر بار که از خانه بیرون رفتم، شهر کمتر از همیشه فضای سنتی و ساکت خود را داشت. انگار که ازنا یکدفعه بیدار شده باشد. جمعیت زیادی از جوانان و نوجوانان هر شب به خیابانها میآمدند، فریاد میزدند و شعار میدادند.»
@NashrAasoo 💭
خودکشی یا «خودکُشانده شدن»؟ تلاقی رنج فردی و ساختار سرکوبگر
✍️ گفتوگوی مریم فومنی با شکیبنصرالله
«وقتی حکومتی با بیعدالتیِ محض اعضای جامعه را به «خودکُشانده شدن» سوق میدهد، باید لحظهای دست نگهداریم و مسئله را وارسی کنیم و بگوییم چرا داری میکشی؟ وظیفهی همه، از مردم عادی تا روانشناسان و کادر درمان و فعالان اجتماعی، این است که گریبان نهادهای مسئول را بگیرند و بپرسند که چرا چنین وضعیتی را پدید آوردهاند و چرا در برابر این وضعیت سکوت کردهاند؟»
@NashrAasoo 💭
بهرام بیضائی؛ به یاد مادرش🔺
📽 بهرام بیضایی، نمایشنامهنویس، فیلمساز، پژوهشگر و یکی از برجستهترین چهرههای فرهنگ و هنر معاصر ایران، پنجم دی ماه درگذشت. درست در سالروز تولد هشتاد و هفت سالگیاش. بیضایی در سالهای پایانی عمر در آمریکا زندگی میکرد، و همچنان پرکار بود. در دانشگاه استنفورد تدریس میکرد، نمایشنامه مینوشت و گارگردانی میکرد و همه کارها و اندیشههای او همچنان در متن گفتوگوهای فرهنگی ایران حضور پررنگ داشت. امروز آنچه از او برجای میماند، نه فقط نمایشنامهها، فیلمها و پژوهشهای کمنظیر او، بلکه نوعی شیوهی دیدن جهان است: نگاهی ریشهدار در تاریخ، اسطوره و زبان، و حساس به رنج اکنون.
🔹 این ویدیوی کوتاه چند سال پیش به همت گروه هنری و فرهنگی «اکنون» تولید شده که در آن بیضایی از مادرش شادروان نیره موافق یاد میکند.
@NashrAasoo 💭
بشنوید: یک کتاب: «صلحِ برخاسته از حق رأی زنان»
🎙 در این قسمت از پادکست «یک کتاب» در گفتوگو با عرفان ثابتی، پژوهشگر علوم اجتماعی، به معرفی کتاب صلح برخاسته از حق رأی زنان: زنان چگونه به سیاست جنگ شکل میدهند، نوشتهی رابرت اف. تریگِر و جاسلین بارنارت میپردازیم.
▪️پادکستها و نسخهی شنیداری مقالات ما را در وبسایت آسو و همچنین در شبکههای اجتماعی و اپهای پادخوان با شناسهی NashrAasoo بشنوید.
[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]
@NashrAasoo 🎧