my_lost_light | Unsorted

Telegram-канал my_lost_light - نور گمشدهٔ من 🤍

306

🤍✨ . ‌. ‌. روزی از شکاف های روحت نور می تابد و آن روز تو زیباتری ...

Subscribe to a channel

نور گمشدهٔ من 🤍

نمی‌گذرد…
نمی‌دانم، شاید هم می‌گذرد؛
اما در پسِ این گذر، از من چه باقی خواهد ماند؟

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

چقدر دیگه زمان میخوای برای فرار از چیزی که درنهایت باید بهش برگردی؟

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

گفتم : به چه فکر میکنی؟‌
گفت : دارم فکر میکنم پرنده ای که پرید، رفت که برود یا رفت که برسد!

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

احساس می‌کنم
دیگر وقت گریه است
و هزار گنجشک،  با هم
به سینه‌ام سر می‌کوبند
تا پنجره بشکند و رها شوند....

معین دهاز.

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

‌‌
بعضی حرف‌ها را
فقط دست‌ها به هم می‌گويند ...

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

آیا کسی
آنقدر دوستت دارد
که از جهان نترسی؟
🩵

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

تو خانه‌ام بودی عزیزِ من
و من از دست دادمت...

و کسی که وطن ندارد،
در تمام جنگ‌ها گلوله می‌خورد.

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

Bakma Öyle Yabancılar Gibi
Sesin Ayazken Içim Üşür

🩵

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

باید باشد؛
کسی که چشم‌هایِ از غصه لبریزِ ما را،
به اندازهٔ چشم‌هایِ بی‌اندوهمان دوست بدارد.

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

من تو را دوست داشتم
در روزهایی که مسئله‌ی ما زنده ماندن بود،
نه عاشق بودن...

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

هر جای این جهان بروی غرقِ غربتی
برگرد سوی من
که وطن چیزِ دیگری‌ست!

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

و گریز از تو بي‌فایده است؛
تو در من وجود داري، مثلِ جنگ در خاورمیانه.

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

من می‌خواستم طور دیگه‌ای باشم، یه طور بهتر. می‌خواستم ماجراجو باشم و هنرمند. می‌خواستم نوجوونیم رو به اکتشاف بگذرونم، دلم می‌خواست به سقف زل بزنم و ستاره‌ها رو ببینم، نه تاریکی. دلم می‌خواست اوورال جین بپوشم و عصرها برم دوچرخه‌سواری. می‌خواستم عکاسی بلد باشم. دلم می‌خواست گوشه‌ی اتاقم بوم و سه پایه باشه و زیر ناخن‌هام همیشه رنگ خشک شده باشه. می‌خواستم موهام رو ولف‌کات بزنم، می‌خواستم ژورنال درست کنم، می‌خواستم یک دیوار اتاقم پر باشه از پوستر خواننده‌های موردعلاقه‌م، می‌خواستم بلد باشم از گلدون‌ها مراقبت کنم، می‌خواستم دوست‌های صمیمیم رو حفظ کنم. می‌خواستم توی یه شهر سرسبز زندگی کنم. دلم می‌خواست عجیب و غریب آرایش کنم، روی گونه‌هام استیکر ستاره بچسبونم و پشت پلک‌هام سایه‌ی رنگی بزنم. دلم می‌خواست توی طبیعت چادر بزنم و توی چاله‌های پر آب بپرم. دلم می‌خواست حیوون خونگیم جوجه باشه و توی جیب هودی‌هام جاش کنم.

من می‌خواستم نجنگم، می‌خواستم تجربه کنم ولی زور زندگی اون سال‌ها بیشتر بود، هنوزم هست.

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

در این مدت زندگی به گونه ای سپری شد که می توانم
سال ها بدون اینکه اتفاق غم انگیزی رخ بدهد غمیگن بمانم :(

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

کاش می‌توانستی مرا از چنگ خودم
نجات بدهی ...

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

فردا آزمون دارم
برام دعا کنید
🫠🩵🥹

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

- کِی یه هیولا دیگه یک هیولا نیست؟
+ موقعی که عاشقش باشی

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

بیشترین میل به فرار، در موقعیت‌هایی که بیشترین نیاز به لمس و تجربه وجود داره، حس میشه.
دقیقا اونجایی که ترسیدی و میخوای عقب بکشی، باید جای پاتو سفت‌تر کنی؛ چون تنها در صورتی که متفاوت ببینی و متفاوت عمل کنی، چیزی در تو برای همیشه تغییر میکنه.

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

با من نجنگ، این روح بیشتر ازین کششِ جنگ نداره.
🌧

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

بعد از سکوت طولانی گفت :

روزهای خوبی نبود،
اما من در همان روزهای سخت هم،
تو را دوست داشتم

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

دوستم بدار☁️

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

اندكی از عمرمان باقی است،
اندکی از مرا بغل کن ...
🥹🫂

۲۵ خرداد ۱۴۰۵

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

«نگفت دوستت دارم،
اما نوشت:
تو بینِ من و مرگ، سال‌ها فاصله انداختی.»

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

_ کی همدیگر را ملاقات می کنیم؟

+ پس از جنگ!

_ و جنگ کی تمام می شود ؟

+ آنجا که با هم دیدار کنیم.... :)

محمود درویش

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

.
اگر به انسان‌هایی که دوستشان داریم دقیقاً زمانی که حقشان نیست عشق نورزیم، دیگر عشق چه معنایی دارد؟­

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

تو تراس یه خونه ... 🤍

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

«و امیدوارم روزی که رنجت به پایان رسید،
تو هنوز ادامه داشته باشی.»

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

‏کارد بزنی، مجموعه‌ای از بلاتکلیفی، ترس، فشار عصبی، استرس ازم میپاشه بیرون

@kafiha

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

وقتی یه چیزی خوب پیش نمی‌ره٫ به تمام چیز‌های دیگه‌ای که قبلا خوب پیش نرفته فکر می‌کنم و بیشتر غصه می‌خورم.

Читать полностью…

نور گمشدهٔ من 🤍

᷂طَـريـدْ:
أشتاقُ إليكِ، لأنّ روحي
لا تجدُ مكاناً تهدأ فيه إلا عندك./


دلتنگت مي‌شوم، چون روحم جایي
براي آرام گرفتن جز نزدِ تو ندارد.

Читать полностью…
Subscribe to a channel