21022
🌈 به نام خدای رنگين کمان 🌈 🌍✈️ گردشگری مجازی در ایران و جهان 🔴 پیچ اینستاگرام instagram.com/JournalTourism 💌 ادمین 👇
🔺 قلعه غبیرا با قدمتی بیش از 4000 سال، تنها و رها شده در دل روستایی با تمدن که اسراری خاموشی دل خود دارد.🏰
@bardsir.gard
===========
#تاریخ #بردسیر #قلعه غبیرا #شهرنگار #ایران #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 پادکست شاهنامه خودمونی.
🔸 اپیزود ۳۵ - شهر جدید «سیاوشگرد».👇👇
https://castbox.fm/vb/807045760
👈 ماجرای ازدواج سیاوش با فرنگیس، دختر افراسیاب و شهری که سیاوش در توران ساخت و با دیدنش دهن همه وا موند
و آغاز خبرهای بد...
توی این اپیزود در خدمت آقاشجریان و فرزند محترم، خانوم لیلا فروهر، عزت الله انتظامی، داریوش، علیرضا افتخاری، ستار و... هستیم.
⛔️ قابلیت دانلود و ذخیره در گوشی را ندارد و فقط در سایت یا برنامه اجرا میشود. 🚫
📹 @shahname.khodemooni
=========
#شاهنامه #شاهنامه_خودمونی #پادکست #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت چهلویکم.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 پادکست شاهنامه خودمونی.
🔸 اپیزود ۳۴ - سیتیزنشیپ سیاوش.👇👇
https://castbox.fm/vb/796348964
👈 داستان مهاجرت سیاوش از ایران و پناهنده شدنش به توران!
با گزارش بازی چوگان تیم ایران در مقابل تیم توران
توی این اپیزود در خدمت خانوم سوسن، آقاشجریان، عموحسن شماعیزاده، علیرضا افتخاری، سیامک علیقلی و... هستیم.
⛔️ قابلیت دانلود و ذخیره در گوشی را ندارد و فقط در سایت یا برنامه اجرا میشود. 🚫
📹 @shahname.khodemooni
=========
#شاهنامه #شاهنامه_خودمونی #پادکست #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت چهلم.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🌺🍀🌼🍃🌸🍃🕊
بر این اصل زندگی کن:
بودنشان زیباست و نبودنشان ضرری ندارد.
===========
#مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 تاریخ باشکوه ایران زمین با زبان طنز.
🔸 مسابقه تاریخ تأسیس بین کشورها،
👈 ایران نیاد، همش بوده، تاریخ تاسیس نداره. ❤️🔥👑
❤️ برای ایران همیشه جاوید، ماندگار و پایدار.
📹 @miladjamalie
=========
#ایران #ایرانشهر #تاریخ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 پادکست شاهنامه خودمونی.
🔸 اپیزود ۳۳ - توافق پرماجرای سیاوش
.👇👇
https://castbox.fm/vb/781920963
👈 داستان سپهسالاری سیاوش و آزادسازی شهر بلخ و تسلیم شدن افراسیاب و امضای توافق با سیاوش
⛔️ قابلیت دانلود و ذخیره در گوشی را ندارد و فقط در سایت یا برنامه اجرا میشود. 🚫
📹 @shahname.khodemooni
=========
#شاهنامه #شاهنامه_خودمونی #پادکست #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت سیونهم.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
درود بر دوستان گلم ⚘️
بچهها اول و قبل از هر سخنی، باید بگم سپاس 🙏🌺 که در نظرسنجی شرکت کردین و با توجه به نتيجه از امروز کار رو دوباره به امید آفریدگار شروع میکنیم، اما دو تا نکته رو خواستم یادآوری کنم:
👈 اول درمورد پستهای داستانی تاریخی و تصویری شاهنامه؛ با توجه به اینکه افراد مختلفی اونها رو میسازند، برخی نکات در بعضی از ویدئوها نیست و در برخی هست، بنابراین تصمیم بر این شد که همه رو در کانال بزنیم تا اکثر نکتهها رو پوشش بدیم با اینکه ممکنه از یه داستان چند ویدئو بزنیم که خیلی نزدیک به هم هستن.
👈 دوم باید تشکر کنم برای حمایتهاتون تا اینجای کار، شما
با زدن یه واکنش زیر پستها،
با دعوت از یه دوست،
و یا با اشتراک گذاشتن پستها،
میتونید از کانال خودتون بیشتر حمایت کنید و همه اینها به ما انرژی میده تا کار بهتر جلو بره.
🍃 سخن رو کوتاه کنم، بازهم سپاس از اینکه در نظرسنجی شرکت کردین و سپاس برای حمایتهاتون که امیدوارم بیشتر بشه.🌱
🍃 خلاصه که دم همتون گرم و سلامت باشین.🙏⚘️
❄️ یخچالهای باستانی ایران شاهکار مهندسی ۲۴۰۰ ساله.
🔸 ۲۴۰۰ سال پیش، در دل کویر سوزان ایران 🌵، ایرانیان بدون برق ⚡ و بدون یخچال 🧊، یخ تولید میکردند!
🔹 این شاهکار، یخچال یا یخدان نام داشت، گنبدی عظیم از خشت و گل 🏛️ که زیر آن گودالی عمیق با دیوارهایی ضخیم 🧱 و پوشش ساروج 🏺 وجود داشت، ملات ضدآب و عایق گرمایی ساخته دست ایرانیان.
✅️ روش کار:
🌙 شبهای زمستان آب در حوضچههای کمعمق کنار یخچال ریخته میشد و سرمای شب کویر آن را منجمد میکرد. ❄️
🛠️ صبح، یخها شکسته و به داخل گودال منتقل میشد.
🏰 دیوارهای ضخیم و دریچههای تهویه، یخ را در تابستانهای بالای ۴۰ درجه 🌞 سالم نگه میداشتند.
🍶 مردم نوشیدنیها و غذاها را خنک میکردند و حتی فالوده شیرازی 🍧 تهیه مینمودند
👈 این تنها یک سازه نیست، بلکه یادگاری از نبوغ ایرانیان 🇮🇷 است.
👈 درس مهم: نوآوری همیشه دیجیتال نیست 💡، گاهی هزاران سال پیش، در دل خاک ساخته شده است.
📹 @niaks_69
========
#یخدان #ایران #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت سیوهشتم.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 اهمیت منطقه تاریخی خیرآباد.
📹 @gachtour
=========
#تاریخ #آتشکده #پل_خیرآباد #ایران #خیرآباد #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت سیوهفتم.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 شیردال یا گریفون، موجود افسانهای که همیشه اسمش با هما اشتباه گرفته میشه، در واقع ترکیبیه از قدرت شیر و دقت و تیزبینی دال, موجودی که در فرهنگهای کهن، نماد اقتدار، نگهبانی و تسلط بر زمین و آسمون محسوب میشد.
🔸 مردمان باستان این نقش بر روی اشیا و دروازهها میزدند چون باور داشتن شیردال مثل یک نگهبان و محافظ نیرومند پلیدی و نیروهای اهریمنی رو دفع میکنه
✅️ یه نظریه هست که منشا پیداش شیردال رو ربط میده به فسیل نوعی دایناسور به نام پروتوسراتوپس که نقدهای جدی بهش وارده، چون؛
۱- شیردال هزار سال زودتر از اولین مواجه احتمالی انسان با این فسیل پدیدار شده.
۲- شیردال اصلا ویژگی دایناسوری نداره و کاملا از ترکیب آگاهانه دو حیوان ساخته شده.
۳- مسیر جغرافیایی انتقال فرهنگی (صحرای گوبی در مغلوستان جایی که اولین نمونههای فسیلی پیدا شده) با شواهد باستان شناسی منطبق نیستن.
۴- از نظر متخصصان تخیل انسان باستانی در ترکیب این دو پادشاه قلمرو حیوانات یعنی شیر و عقاب احتمال بسیار منطقیتری برای شکلگیری نقش شیردال هست.
📹 @simaajalili
========
#شیردال #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 گرگان، النگدره.
📹 @aminshahrukhi
==========
#گلستان #گرگان #النگدره #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت چهلویکم.
✅️ بازگشت به ایرانزمین؛ تلاقی ماتم و تولد.
🔸 پس از اقامتی طولانی در ارمنستان و فرو نشاندن آتش جنگ و ناآرامی، کوروش سرانجام راه بازگشت به ایرانزمین را در پیش گرفت. سفری که میپنداشت پایانش آرامش است، اما تقدیر، چهرهای دیگر از خود نمایاند. او به میهن رسید، اما نه در روزگار شادی؛ بلکه در هنگامهای که شهرها در شیون و ماتم فرو رفته بودند.
🔹 ماندانا، مادر دلسوزش، به استقبال او آمد؛ اما نگاهش خبر از اندوهی سنگین میداد. پیش از آنکه کوروش سخنی بگوید، مادر از فقدانی جانکاه گفت: از مرگ کمبوجیه. کوروش، که در تمام راه در انتظار دیدار دوباره با پدر بود، ناگهان خود را روبهروی حقیقتی تلخ یافت؛ حقیقتی برخلاف همه آنچه در دل میپروراند.
اندوهی عمیق وجودش را فرا گرفت.
🔸 حسرت ندیدن چهرهی پدر برای آخرین بار، باری شد که قامت روحش را خم کرد. در آغوش مادر پناه گرفت و سکوتش از هزاران فریاد سنگینتر بود. سپس، همراه ماندانا، به سوی آرامگاه پدر رفت تا آخرین احترام را بر سنگ مزار او بهجا آورد؛ احترامی آمیخته با اشک، خاطره و اندوهی فروخورده.
🔹 اما روزگار، همانگونه که همیشه بوده، تنها بر یک حال نمیمانَد. در همان روزهایی که انشان در سوگ فرو رفته بود، ناگهان خبری در شهر پیچید؛ خبری که رنگی از زندگی داشت. گفته شد که دومین فرزند کوروش دیده به جهان گشوده است. شهر، بار دیگر نفسی تازه کشید و در دل ماتم، جرقهای از شادی درخشید.
🔸 کاساندان، همسر خوشنام و نجیب کوروش، پسری به دنیا آورده بود؛ فرزندی که نشان افتخار و تداوم تبار را با خود داشت. کوروش با دیدن کودک، گویی بار دیگر جان گرفت. دل غمزدهاش، با دیدن چهرهی نوزاد، آرام گرفت و لبخندی محو بر لبانش نشست.
🔹 او گفت: «نامش را بردیا میگذارم»؛ نامی که ریشهای کهن دارد و نشانی از پایداری و تبار استوار در خود نهفته است.
🔸 و باز کوروش، در دل این تلاقی غم و شادی، به اندیشه فرو رفت. چه کسی میداند فردا چه در آستین دارد؟ بخت، یار خواهد بود یا سخت و ناگوار؟ گاه تاج شادی بر سر آدمی مینشیند و گاه غبار اندوه بر چهرهاش مینشیند. فلک چنین است؛ ناپایدار، گاه آرام و گاه ویرانگر.
🔹 زندگی، روزی با خنده میگذرد و روزی دیگر با آه. و زمان، آموزگار تلخ این بازی کوتاه است. چنین است سرگذشت انسان؛ نه غم وفادار است و نه شادی ماندگار، و همین ناپایداری است که سرنوشتها را رقم میزند.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🤍💜💚💛🧡❤️
دقیقا مثه یه سکانس از ارباب حلقهها شده.
===========
#شب #شب_بخیر #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت چهلم.
✅️ دگرگونی شاه کلدانی و تصمیمی که تاریخ را تغییر داد.
🔸 شبِ سنگینِ کوهستان به پایان رسیده بود و سپیدهدم، آرام و خاموش، بر فراز قلهها گسترده میشد. همان شبی که شاه کلدانیها تا صبح پلک بر هم نگذاشت؛ شبی که اندیشههایش، چونان طوفانی خاموش، آرام و قرار را از او ربوده بود. تصویر مردانش که نه با زنجیر، بلکه با مرهم و آب و نان از بند رها شده بودند، لحظهای از ذهنش دور نمیشد. فرمانده، چون حال پریشان شاه را دید، گفت:
«اگر فرمان دهی، پیامت را به درگاه کوروش میبرم.»
اما شاه کلدانی پاسخ داد:
«نه… این بار خود خواهم رفت.
آن که به اسیرانش آزاری نرساند،
در دیدار با مهمانش به همان آیین وفادار خواهد ماند.»
🔹 پس همراه او، از دل کوهستان پایین آمد و راه کاخ ارمنستان را در پیش گرفت؛
کوروش و تیگران، پس از استقبال شایسته از مهمانان، در تالار کاخ گرد آمدند. گفتوگو آغاز شد؛ گفتوگویی نه با تیغ و تهدید، که با سخن و خرد.
شاه کلدانی گفت:
«ما دزد و غارتگر نیستیم.
سالها برای زنده ماندن شکار کردیم و در کوهستان سنگر گرفتیم.
ما چگونه کشت و زراعت کنیم،
وقتی نه دشت داریم و نه زمین هموار؟»
تیگران پاسخ داد:
«زمین هست، اما امنیت نیست.
مردم از حملهها در هراساند و دلآسوده نیستند.»
در این میان، کوروش سخن گفت؛
سخنی آرام، اما قاطع—
سخنی که بوی عدالت میداد.
«این دشمنی از ناچاری زاده شده است، نه از بدذاتی.
کلدانیها به زراعت نیاز دارند، نه غارت.
و ارمنستان به آرامش و امنیت.»
سپس راهحل خویش را چنین بیان کرد:
«زمین و چراگاه، به امانت، در اختیار کلدانیها باشد
تا کشت کنند و زندگی بسازند،
نه آنکه به غارت بازگردند.
و من، کوروش، خود بر اجرای این عدالت نظارت خواهم کرد
تا هیچکس از میان شما دچار زیان و ستم نشود.»
شاه کلدانی در سکوت گوش سپرد.
او دریافت که این مرد، نه فقط فاتح میدان نبرد، که فرمانروای دلهاست.
🔸 پس از آنکه مشکل به صلح و پیمان انجامید، کوروش آمادهٔ بازگشت به ایران شد. با آرامشی در دل و اطمینانی از آیندهٔ ارمنستان. اما نمیدانست که در همان سپیدهدم، سرنوشتی تلخ در انتظار اوست، ماتمی که از مرزهای کوهستان فراتر خواهد رفت و فصل تازهای از زندگیاش را رقم خواهد زد.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 شاهنامه تصویری.
💽 قسمت چهارم؛ پادشاهان.
📹 @irmotherland
==========
#ایران #شاهنامه #فردوسی #شاهنامه_تصویری #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🤍💜💚💛🧡❤️
پشت زیباترین لبخند
بیشترین رازها نهفته است.
زیباترین چشم بیشترین اشک هارا ریخته است
و مهربانترین قلب بیشترین دردهارا کشیده است.
===========
#شب #شب_بخیر #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 جایی که سفیدرود بالاخره به آغوش کاسپین میرسه... 🌊
🔸 ۳۲۰۰ هکتار طبیعت وحشی که ۲۰۰ گونه پرنده آسمونش رو تصاحب کردن.
=========
#گیلان #دریای_کاسپین #سفیدرود #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت سیونهم.
✅️روزی که عدالت بر فراز کوهستان طلوع کرد.
🔸 نبرد سهمگینی که سالها میان ارمنستان و مردان کوهستان جریان داشت، سرانجام در دامنههای بلند و زمخت کوههای ارمنستان به پایان رسید. غبار جنگ فرو نشست و سکوت پس از نبرد، فراز قلهها را در بر گرفت؛
گویی خود کوهستان نیز از این همه سال خون و خشم خسته شده بود.
🔹 کلدانیها، آن جنگاوران سختجان کوهستان، پس از سالیان دراز نبرد در زمستان و تابستان، سرانجام در برابر تدبیر، خرد و فرماندهی کوروش بزرگ
زانو زدند و تسلیم شدند. سپاه ارمنستان، که مدتها تنها طعم شکست و رنج را چشیده بود، این بار با همراهی کوروش، پیروزی و شادکامی را تجربه کرد. تیگران و پدرش با چهرههایی روشن و قلبی قدردان به پیشگاه کوروش آمدند و گفتند:
«پیمان وفاداری ما با تو
تا ابد استوار خواهد ماند.»
تیگران، با نگاهی نگران به اسیران کلدانی، پرسید:
«ای شاه بزرگ، با این اسیران چه کنیم؟»
🔸 کوروش با آرامش و وقار همیشگی پاسخ داد:
«با شأن انسان رفتار کنید.
در نگاه من، همه انسانها محترم و برابرند،
مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.»
🔹 او ادامه داد:
«این مردان جنگاور، دشمنان شما نبودند؛
بلکه سربازان سرزمین خودند
و در این ماجرا تقصیری بر آنان نیست.
به فرمان من،
تمامی اسیران باید درمان شوند،
زخمهایشان بسته گردد
و از آب و خوراک بهرهمند شوند.»
🔸 چند روز بعد،که اسیران بهکلی درمان شدند، کوروش در میان آنان گام نهاد و گفت:
«ما با شما از درِ تحقیر وارد نشدیم.
اکنون که در سلامت کامل هستید،
پیغام مرا به شاهتان برسانید پیغام صلح و پیمان به فرمان من، شما آزاد هستید.زیرا هیچ حکم عادلانهای بدون وجدان صادر نمیشود.»
🔹 آن ها راه قلمرو خویش را در پیش گرفتند. وقتی به سرزمین خود رسیدند،
شاه کلدانی ها با حیرتزدگی نگریست.
او گمان میکرد همگی در نبرد کشته شدهاند، اما اکنون آنان را زنده و سلامت میدید تا آن روز، هرگز در عمرش ندیده بود که پادشاهی پس از پیروزی،اسیران دشمن را درمان کرده و آزادانه به خانه بازفرستد. همین شگفتی،اندیشهای را در دلش افکند، اندیشهای که در پایان،به تصمیمی بزرگ و آیندهٔ روشنتری برای مردمان کوهستان رقم میزد.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🌺🍀🌼🍃🌸🍃🕊
یکی خونه میلیاردی داره، اما لولهش بترکه حقوق یک ماهشو میبره.
یکی ۲۰۷ اش میلیاردی شده، ولی از افتادنش تو چاله چوله میترسه، چون تعمیرش کل پس اندازشو میبلعه.
اقتصاد خراب از همه ما میلیاردر فقیر ساخته.
===========
#صبح #صبح_بخیر #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 جنگل هیرکانی، فسیل زنده.
📹 @yones_bana
==========
#ایران #جنگل_های_هیرکانی #محیط_زیست #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت سیوهشتم.
✅️ نبرد در کوهستان، هنگامی که سرنوشت ملتها رقم خورد.
🔸 سپیده هنوز کامل بر قلهها ننشسته بود که صدای گامهای سنگین سپاه متحد کوروش و ارمنستان در درههای کوهستانی طنین انداخت. پژواک گامها چنان نیرومند بود که مردان کلدانی، که بر فراز صخرهها کمین داشتند، بیدرنگ آن را شنیدند. و درست در همان لحظه، کوروش با صدایی رعدگون فرمان حمله را صادر کرد فرمانی که سکوت کوهستان را در هم شکست.
🔹 سپاه ارمنستان طبق نقشهای که شب پیش در محفل جنگی تنظیم شده بود، پیادهنظام خود را در خط مقدم قرار داد و آنان را به سوی دامنهٔ کوهستان روانه کرد. کلدانیها هنوز حضور سپاه ایران را ندیده بودند، اما جرأت حملهٔ روزانهٔ ارمنیان کافی بود تا هراس در دلشان جوانه بزند. با این حال، جاسوسانشان سریعتر از باد خبر را به سردستههایشان رساندند،
و مردان کوهستان با شتاب سنگرهای همیشگی خود را گرفتند.
🔸 طبق عادت دیرینه، کلدانیها به فراز قلهها رفتند. و آنگاه که سپاه ارمنستان به گذرگاه نزدیک شد، رگبار تختهسنگها از آسمان فرو ریخت، صخرههای عظیم که همچون شهابسنگ بر زمین کوبیده میشد و صفوف پیادهنظام ارمنستان را دچار آشوب کرد. در برابر این باران سهمگین سنگ، چارهای نماند جز عقبنشینی، اما درست اینجا بود که سرنوشت ورق خورد.
🔹 کلدانیها که گمان میکردند پیروز میداناند، دنبال سپاه فراری ارمنستان به پایین ریختن و همان دم، بیخبر از نقشهٔ کوروش، در قلب کمین دشمنان گرفتار شدند. سواران کوروش مادیان از جناح چپ و پارسیان از جناح راست چون دو بالِ شیرِ خشمگین، از دو سوی کوهستان فرو تاختند و راه بازگشت کلدانیها را بریدند. و باقیمانده سپاه ارمنستان، فریادزنان از پشت سر یورش آوردند و کلدانیها را در میان سه جبهه محاصره کردند. کلدانیها، که هیچ تدارکی برای چنین حملهٔ ناگهانی نداشتند، چشمبههمزدنی فهمیدند که در دام افتادهاند، چون صیدی که ناگهان در مشت شکارچی اسیر شود. از هر سوی کوهستان راه بسته شده بود، دیگر نه راه پیش داشتند، نه راه پس. این بار، نه کوهستان حافظشان خواهد بود،
نه کمین و سنگریزهشان نجاتشان میدهد. چارهای جز تسلیم نمانده بود، کلدانیها در برابر اتحاد کوروش و تیگران زانو زدند و.....
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 پادکست شاهنامه خودمونی.
🔸 اپیزود ۳۲ - سیاوش در آزمون آتش.👇👇
https://castbox.fm/vb/768282581
👈 ماجرای سودابه و بچههای زن جادو و در آتش رفتن سیاوش
موسیقی استفاده شده در صحنههای آتش: قطعه «سووشون» با آهنگسازی «طهمورث پورناظری» و صدای «همایون شجریان»
تصویر کاور: نقاشی در آتش رفتن سیاوش اثر «عباس بلوکیفر»
⛔️ قابلیت دانلود و ذخیره در گوشی را ندارد و فقط در سایت یا برنامه اجرا میشود. 🚫
📹 @shahname.khodemooni
=========
#شاهنامه #شاهنامه_خودمونی #پادکست #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت سیوهفتم.
✅️ آغاز تدبیر کوروش و آماده کردن سپاه برای نبرد کوهستان.
🔸 شبِ آرام ارمنستان دیرزمانی نگذشته بود که به فرمان کوروش، در کاخ شاهی محفلی پنهانی شکل گرفت؛ محفلی که تنها بزرگان، فرماندهان و سرداران برگزیدهٔ ارمنستان اجازهٔ ورود به آن داشتند. شمعها در گوشهٔ تالار میسوختند و سایههای لرزان بر دیوار، نوید شبی سرنوشتساز را میدادند.
🔹 کوروش، با قامتی استوار و نگاهی نافذ، در میان جمع ایستاد و گفت:
«دلیل ضعف و آسیب سپاه ارمنستان پوشیده نیست.
کلدانیها در ارتفاعات کوهستان بر شما برتری دارند؛
از بالا نظاره میکنند، از بالا حمله میآورند،
و تا زمانی که قلل آنان را فتح نکنید،
هیچ پیروزیای بر این سرزمین نازل نخواهد شد.»
🔸 سکوتی سنگین بر تالار نشست.
تیگران قدمی پیش گذاشت و با اندوهی نهفته گفت:
«ای کوروش بزرگ، مشکل ما همین است…
هر ترفندی آزمودهایم،
اما سپاه ما توان صعود به آن قلههای بلند را ندارد؛
دستمان کوتاه است، توانمان اندک.»
🔹 کوروش سری تکان داد و گفت:
«پس باید با اندیشه وارد میدان شد،
نه تنها با شمشیر.
سپاه شما به اندازهٔ کافی نیرو ندارد،
اما اکنون زمان آن رسیده که قوای ما و شما
همگام شوند و در روشنایی روز
با نقشهای دقیق پیشروی کنیم.»
🔸 او روی طوماری خطکشیشده خم شد و ادامه داد:
«برای پیروزی، چهار هزار سوارنظام نیاز است،
ده هزار کماندار،
و ده هزار مرد پیادهنظام ورزیده.
کلدانیها شبها جاسوسانی زیرک بر فراز کوهستان دارند،
پس تنها راه آن است که ارمنستان
دوشادوش سپاه هخامنشی حرکت کند.»
🔹 حضار با تحسین و آرامش به فرمانده ایرانی گوش سپردند. بذر امید آرامآرام در دلها ریشه میزد. سپیده که بر فراز کوهستان دمید، زمین ارمنستان شاهد ورود سپاه ایران شدن، سپاهی آراسته از مادیان و پارسیان، که همچون شیران ژیان در صفهای منظم کنار ارمنیان ایستادند. زرهها در پرتو طلایی خورشید برق میزد، و صدای سم اسبان در دشت میپیچید. آن دم که بوی نبرد در هوا پیچید و صدای طبلهای جنگ به گوش رسید، شیپورها در آسمان طنین انداختند. نبردی که سرنوشت کوهستان و دشتهای ارمنستان را رقم میزد، با فرمان کوروش آغاز شد این نبردی که نه تنها برای خاک ارمنستان، بلکه برای عدالت و پیمانها بهپا میشد.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 پادکست شاهنامه خودمونی.
🔸 اپیزود ۳۱ - سودابهخانوم، فتنهخانوم.👇👇
https://castbox.fm/vb/761760344
👈 داستان رسوایی ملکه ایران، سودابه خانوم، تهمت به سیاوش و مالهکشی کیکاووس!
⛔️ قابلیت دانلود و ذخیره در گوشی را ندارد و فقط در سایت یا برنامه اجرا میشود. 🚫
📹 @shahname.khodemooni
=========
#شاهنامه #شاهنامه_خودمونی #پادکست #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️
🔺 سرگذشت کوروش بزرگ.
💽 قسمت سیوششم.
✅️ ویرانیهای دامنههای کوهستان ارمنستان و حل یک چاره.
🔸 شب پیش، هنوز سایههای سیاهِ طوفان و اضطراب از کاخ ارمنستان رخت برنبسته بود که قاصدی، نفسنفسزنان و گلآلود، خود را به دربار رساند. صدایش لرز داشت؛ لرزی از جنس وحشت مردمان کوهستان.
«ای شاه ارمنستان…
کلدانیها دوباره از فراز کوهستان تاختهاند…
دشتها و چراگاهها را شبانه غارت کردهاند…
مردم در بیماند و زمین در سوگ.»
🔹 سرزمینی با این همه زیبایی، چرا چنین خالی از سکنه و بیپناه مانده است؟ سپیدهدم که رسید،کوروش دیگر تصمیم گرفت حقیقت را با چشمان خود ببیند. با نخستین تابش خورشید بر دامنههای ارمنستان، کوروش و تیگران سوار بر اسب از کاخ بیرون رفتند و تا ارتفاعات کوهستان بالا رفتند. نسیم سرد صبحگاهی میوزید و دشتهای گسترده زیر پایشان میدرخشید، اما این درخشش، نشانی از زندگی نداشت. ویرانی، آتش و سکوت در جایجای آن دیده میشد. پ
🔸 کوروش، محو منظرهای که پیش چشم گسترده بود، گفت:
«تیگران… بگو، چرا این بخش از ارمنستان چنین خالی و بیجان شده؟
چه اختلاف و چه بلایی این سرزمین را به این روز انداخته؟»
🔹 تیگران، با چهرهای پراندوه، پاسخ داد:
«ای کوروش، همه این خرابیها کار کلدانیهاست.
سالهاست که این کوهستان زیبا را به خاکستر بدل کردهاند.»
🔸 تیگران ادامه داد:
«از فراز این رشتهکوه، که گویی تا آسمان قد کشیده،
شبها یورش میآورند.
گلهها را غارت میکنند و پیش از آنکه کسی به یاری برسد،
باز به پناهگاههای سنگی خود در دل کوهستان میگریزند.»
🔹 سپس با افسوس افزود:
«برای همین، اینهمه روستا و چراگاه خالی شده…
هر بار خانوادهای در اینجا ساکن شده،
کلدانیها شبانه به گلهها حمله کردهاند
و مردم را وادار کردهاند که خانه و کاشانه را رها کنند.»
🔸 تیگران گفت:
«ارتش ارمنستان دیگر توان جنگ ندارد.
دشمنان روی قلل کمین دارند…
از بالای صخرهها هر حرکت کوچکی را میبینند
و بهمحض دیدن نشانهای، حمله میکنند.
هزار چشم در دل کوهستان ما را زیر نظر دارند.»
🔹 کوروش آرام گفت:
«پس آنها نه تنها نیرو دارند، بلکه جاسوسانی کارآزمودهتر از انتظار نیز به کار گرفتهاند…
افرادی که هر تغییر کوچکی را گزارش میدهند
و دشمن را بهسرعت آماده میکنند.»
🔸 تیگران سر تکان داد:
«دقیقاً…
تا آن جاسوسها بر فراز کوهستانند،
هیچ ارتشی در ارمنستان در امان نخواهد بود.»
🔹 کوروش، که اندیشهای تازه در ذهنش جرقه زده بود، سر برآورد و گفت:
«پس عجیب نیست که این سرزمین رها شده…
اما این پایان کار نیست.
من چارهای دارم
راهی برای ریشهکن کردن این ویرانی.
📹 @masome_hosseiny
========
#ایران #کوروش_بزرگ #مجله_گردشگری
#JournalTourism
♻️ @JournalTourism 👈♻️