jaryaann | Unsorted

Telegram-канал jaryaann - جریانـ

4898

♻️ جريانى براى گسترش آگاهى، مسئولیت، همبستگی و شادى همگانی با هدف مراقبت از ایران‌زمین، ایرانیان و فارسی‌زبانان در پیوند با زمین و دیگرمردمان ♻️ جریانـ | رسانهٔ فرهنگ و جامعه در «جريانـ» باشيد! جریان در اینستاگرام: https://instagram.com/jaryaann_

Subscribe to a channel

جریانـ

بیش از هر چیز از چه متنفرید که نمی‌خواهید بار دیگر چشم‌تان بدان بیفتد؟

از شرارت، خاصه شرارت نسبت به حیوانات، و از آن بالاتر از شکنجه و کشتار که مظاهر اعلای شرارت‌اند. از جماعت اوباش، چه به‌صورت فردیتی محض یا به‌صورتی نمادین، خاصه اوباش سیاسی. از بی‌عدالتی، و از آن بدتر، از بی‌عدالتی که به نام عدالت روا می‌شود. از بردگی، زندان، ترس، فقر، و البته از مرگ...، سیاست، بیماری-خواه جسمی یا روحی-، خزندگان، زنگ تلفن در دیرگاه شب، یا سحرگاه...، اعدام، سخنرانیِ فیدل کاسترو...

چه چیزهایی را دوست دارید؟

زندگی، زندگی در یک دموکراسی، جزایر، توفانی استوایی را از دور تماشا کردن،...خانه‌ام، ادبیات، تماشای یک فیلم قدیمی در تلوزیون. بالاتر از همه، بعضی لحظات خاص فیلم‌های سینمایی: دیدن باران در یک فیلم، باران استوایی، اما بدون آنکه خرابی و نگرانی به‌بار بیاورد. مرتع‌ها و بیابان‌های فیلم‌های وسترن، گفتگوی سانچو با دون کیشوت، رؤیاها و رویاهای سینمایی، شعر انگلیسی شکسپیر، نثر شتابکار همینگوی، نثر عفیف‌نمای بورخس، روشنایی‌های شهر در بعضی نوشته‌های فیتزجرالد، موسیقی باخ، بتهوون، و موتسارت. چند دهکده در جنوب اسپانیا، لندن، و البته خاطراتم از هاوانا.

▪️هفت صدا/ ترجمهٔ نازی عظیما/ انتشارات آگاه/ ۱۳۵۷.
(مصاحبه ریتا گیبرت با کابررا اینفانته( ۱۹۲۹–۲۰۰۵)، نویسندهٔ کوبایی)
🔗 منبع
#زندگی
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

اندازه و بزرگی ایران در قیاس با سایر کشورها

🔗 World of Statistics

@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

🎶 تصنیف «تنیده یاد تو» (میهن ای میهن)
آواز: #محمدرضا_شجریان
آهنگساز: #محمدجلیل_عندلیبی
شعر: #ابوالقاسم_لاهوتی

#میهن #موسیقی #ایران‌دوستی
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

💠 رفتار درست هنگام حمله هوایی

با شنیدن آژیر یا انفجار:

🔹فوراً به محل امن بروید (فرصت: کمتر از ۶۰ ثانیه)

🔹از پنجره‌ها و دیوارهای بیرونی دوری کنید
روی زمین دراز بکشید و دهان را کمی باز نگه دارید.

🔹سر را با دست یا بالشت بپوشانید تا از ترکش محافظت شود.

اگر در فضای باز هستید:

🔹سریعاً نزدیک‌ترین پناهگاه مستحکم را بیابید
در صورت عدم دسترسی، روی زمین دراز بکشید و سر خود را بپوشانید.

@payamema

Читать полностью…

جریانـ

مردم خشمگین‌اند.
این خشم نشانهٔ حساسیت اخلاقی ایرانیان نسبت به جان هم‌وطنان‌شان و خون‌های ریخته‌شده در #دی‌ماه_خونین ۱۴۰۴ و گواه زنده بودن مردم و استواری مفهوم «ملت ایران» است. احساسات برانگیختهٔ ایرانیان مهاجر و جوش و خروش آنان نیز نشان داد از دلبستگی‌شان به میهن‌ ذره‌ای کاسته نشده است.

اما همزمان مردم در مواجهه با این فاجعه، احساس ناتوانی و درماندگی می‌کنند و نسبت به آینده به شدت نگرانند. خشم از بیداد اگر همراه با استیصال، سلب عاملیت و سرخوردگی شود و امکان دادخواهی نیابد، منجر به انباشت نفرت و کینه می‌شود و خشم همراه با اضطراب، اندیشیدن را دشوار می‌سازد. چنین شرایطی بستر مناسبی برای دستکاری اذهان و هدایت عواطف می‌سازد. اینجاست که پدیدهٔ «جابجایی خشم» (و اینجا جابجا کردن خشم) رخ می‌دهد. خشم سرگردانی که نمی‌تواند با منشاء بیداد مقابله کند، دم‌دست‌ترین و بی‌هزینه‌ترین افراد را نشانه می‌رود و حس کاذب عاملیت و دادخواهی می‌دهد و درست پس از فاجعه‌ای که بزرگ‌ترین درد مشترک‌مان را تجربه می‌کنیم و احساس ناامنی و بی‌پناهی به اوج رسیده و بیشترین نیاز به همبستگی و همدلی را داریم، با تصور/توهم اینکه پیروزی، نزدیک و نیازمند تعیین تکلیف با اطرافیان است، به تنها سنگر همیشگی‌مان در بحران‌ها و فجایع (ما) می‌تازیم و با ایجاد شکاف‌های توهمی، آن را پاره‌پاره می‌کنیم. اینگونه، بیداد ابتدا جان‌‌ها را می‌گیرد و می‌کشد، سپس روان ما را زخمی و آسیب‌پذیر می‌کند و بعد با انواع فریبکاری‌ها، ما قربانیان را در برابر هم می‌گذارد و روح ما را با تقابل‌های کاذب می‌کُشد و در نهایت هم همبستگی ما را می‌کُشد.
در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین مقاومت، مراقبت از خود و اطرافیان، پیوندها و دوستی‌ها، جامعه و «ما»ست؛‌ مای متکثری که اختلاف را انکار نمی‌کند اما آن را دستاویز کین‌توزی، دشمنی و نفی نمی‌کند، هدف را گم نمی‌کند و همبستگی را می‌پاید، تا به اتکای آن شاید با وجود دستان بسته امکانی برای دادخواهی و رهایی بیافریند.

یادمان باشد در برابر فاجعه، ظرفیت روانی افراد یکسان نیست و در فضای امنیتی، محدودیت‌ها و شرایط اشخاص متفاوت است. احساسات، ترس‌ها،‌ نگرانی‌ها و پریشانی‌های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و بجای تحکم، تهدید، پرخاش و متهم کردن یکدیگر، بحث‌های فرسایشی و بی‌حاصل، جدال با سایه‌ها و افتادن به جان هم، توان‌مان را صرف فهم احساسات هم، امنیت‌بخشی به یکدیگر، باهم‌اندیشی، پاسداشت یاد کشته‌شدگان، یاری به بازداشتی‌ها، مصدومان و خانوادهٔ قربانیان کنیم و در این بی‌کسی، پشت و پناه هم باشیم.

زنده باد ملت ایران، پاینده ایران!

✍🏼 #کاوه_گرایلی
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده

#خشم #دگرپذیری #مراقب_هم_باشیم
#وضعیت_امروز_جامعه_ما

@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

✨ این پیام شنیداری #رها_بهلولی‌پور برای دوستش در حال راه رفتن در ازدحام شهر که نشان از ذهنی متمرکز، تیزبین و فلسفی و زبانی، گویا و روان دارد و این سخنان شورانگیز در ستایش #زندگی و به رسمیت شناختن احساساتی مانند ترس را که می‌شنوی و این روشن‌بینی و پختگی در عین جوانی و شور همراه با خرد را که در او می‌یابی، درست همان زمان که بابت کشته‌شدن چنین سرمایه‌های ارزشمندی، تاریکی، ذهن و روانت را می‌گیرد، از تصور وجود این #نسل_نو در کشور، نوری به دلت می‌تابد و به آیندهٔ این سرزمین بیش از پیش امیدوار می‌شوی.

به قول مهدی سلیمانیه، در وصف این پیام صوتی:
چشم‌هایتان را ببندید و به این کلمات سحرانگیزِ یکی از میلیون‌ها نوجوان و جوانی که هر روزه از کنارمان رد می‌شوند و‌ به معنی واقعی کلمه، نمی‌شناسیم‌شان، گوش دهید و به روشنی آینده، دست بکشید... ما، در دل این ظلمت، پیش رفته‌ایم.

رها، دانشجوی ۲۳ ساله رشته زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران پنجشنبه ۱۸ #دی‌ماه_خونین کشته شد و هنگامی که خانواده پیکرش را تحویل گرفتند در کیف او سه کتاب بود. کانال تلگرام او سرشار از عشق به زندگی، کتاب و موسیقی بود.

🔗 منبع صدا
#روشنا
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

بله #ایران ارث پدر ماست.✌️

‌پاینده ایران💚🤍❤️

کاری از زر مطهری (مستندساز)
🔗 برگۀ اینستاگرام خالق
#ایران‌دوستی #کودکان_ایرانی
#ایران_برای_همه_ایرانیان
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

⚫️ چه سیلابی که بر دریا گرفته.
تقدیم به تمامی جاویدنامان وطن

خواننده: رضا شریفیان از بوشهر
🔗 منبع
#موسیقی #سوگ #وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

ویدئوهایی که از #مسعود_ذات‌پرور (از کشته‌شدگان #دی‌ماه_خونین در رشت) بیرون آمده نشان می‌دهد چرا پدرش او را «پسر ایران» می‌نامید. پدری که سخنان سرشار از شرافت و #ایران‌دوستی او در آیین چهلم پسر در رسانه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته بود.

خانواده ذات‌پرور یکی از سرشناس‌ترین خانواده‌ها در ورزش گیلان‌ند. چندین باشگاه دارند. پدر خانواده دکتر مجید ذات‌پرور، از پیشکسوتان و مربیانی است که سابقه قهرمانی و داوری بین‌المللی دارد. برادرش محمد ذات‌پرور هم رئیس هیئت پرورش اندام گیلان، داور بین‌المللی و قهرمان آسیا بود.

🔗 منابع: ۱، ۲ و ۳
#خودآگاهی_ملی
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

جان ایرانیان مهم است.

این باید سنگ بنای هر تحلیل، راهبرد و نظم سیاسی‌ای باشد. یعنی نمی‌توان کشتن شهروندان در #دی‌ماه_خونین را «بهای ناگزیر تأمین امنیت یا مقاومت در برابر غرب» دانست یا در سوی دیگر وجود این جان‌باختگان را هزینهٔ اجتناب‌ناپذیر مبارزه برای آزادی و خوشبختی دانست.

بهای هیچ مطلوب اجتماعی (امنیت، نظم و رفاه) و هیچ آرمانی (آزادی، برابری و استقلال) تجویز یا توجیه گرفتن جان انسان دیگر یا ثانویه تلقی کردن آن نیست. این همه خون بر زمین ریخته جای توجیه ندارد؛ این فاجعه نتیجه سال‌ها توجیه و نادیده گرفتن ارزش جان ایرانیان است؛ آن هم در فرهنگی که آزردن کوچکترین موجود (مور) را از آن رو که #جان_شیرین دارد ناروا می‌داند. البته که واکنش جامعه در برابر این فاجعه نشان می‌دهد اکثریت ایرانیان (با تمام اختلاف‌ها) به شدت روی این موضوع حساسیت اخلاقی به‌جایی دارند. ما نمی‌توانیم چشم بر این‌همه کشته و زخم بر جا گذاشته ببندیم. باید بیاندیشیم که با این زخم چه کنیم؟ چگونه در هیاهوی روزگار از یادش نبریم؟ و چگونه می‌توان مانع تکرار چنین مصیبتی شد؟

ما در هیچ لحظه‌ای نباید ارزش جان ایرانیان را نادیده بگیریم؛ نفسِ جان مهم است، زنده بودن، نفس کشیدن، دم-بازدم، دم-بازدم؛ از این رو باید در برابر تمام سازوکارهایی که با انسانیت‌زدایی‌ و انواع برچسب‌ها، جان شهروند ایرانی‌ (با هر عقیده‌، گرایش سیاسی‌ و از هر طبقه‌ای) را کم‌ارزش و ناچیز می‌شمارند، بایستیم؛ انسان‌ها فارغ از باورشان اعداد و آمار بی‌جان، بی‌روح و بی‌رویا نیستند؛ گوشت قربانی، بازیچه پروژه‌ها، قدرت‌نمایی‌ها و بهانه تصفیه‌حساب‌های سیاسی نیستند؛ ابزار حفظ قدرت یا نیل به قدرت یا تحقق هیچ آرمانی هم نیستند؛ هیچ ایده و آرمانی هم نمی‌تواند علیه زندگی باشد. امنیت، عدالت و آزادی برای زندگی‌ست، نه علیه آن و هر مبارزه‌ای باید در نهایت «مراقب جان» و «پاسبان زندگی» باشد. «زندگی» که ارزشی بیش از زیست و زنده ماندن دارد. پروای جان نقطه عزیمت ماست نه مقصد ما؛ ایرانیان باید زنده بمانند، نه با ترس، خفت و خواری که با کرامت انسانی، امنیت روانی و حد معقولی از رفاه و حتی این هم غایت مطالبات ایرانیان نیست، در کنار تمام این‌ها ما به دنبال «آزادی» به معنای وسیع کلمه‌ایم.

وضعیت کنونی امکان و توجیهی برای ادامه دادن ندارد و باید از آن گذر کنیم و در سوی دیگر گزینه‌ها و سناریوهای پیش رو را نیز باید با این سنجه ارزیابی کنیم که تا چه حد ضامن جان، زندگی و آزادی ایرانیان است.

درود بر زندگی، زنده باد آزادی، پاینده ایران!

➖➖➖➖➖

پی‌نوشت:
۱. این یادداشت را روز دوم بعد از وصل اینترنت نوشتم اما برای انتشارش کمی دست نگه داشتم تا هم خودم با تأمل بیشتر، دوباره بخوانمش و بازنویسی کنم و هم با هیجانات کمتری خواند شود.

۲. بزرگترین نمود عینی و امروزی دغدغه این یادداشت، تلاش برای آزادی معترضان و جلوگیری از احکام اعدام و رسیدگی به آسیب‌دیدگان، خانواده‌های کشته‌شدگان و زندانیان است. به گمانم این باید اولویت جمعی ما در شرایط کنونی باشد.

۳. این‌که فردی خود تصمیم بگیرد از جانش برای آرمانش یا برای «دیگری» (عزیزان، میهن یا هم‌میهنان) بگذرد، موضوع متفاوتی است که «گاهی» و تحت شرایطی بسیار ستایش‌برانگیز هم می‌تواند باشد. (اگر احتمال مثمرثمر بودن این از جان گذشتن برای رسیدن به آن هدف زیاد باشد.) اما هیچ فرد، گروه یا حکومتی نمی‌تواند برای هر هدفی، هر چقدر ارزشمند ریختن خون دیگران را مجاز یا فاقد اهمیت یا اجتناب‌ناپذیر بداند.یعنی نمی‌توان گرفتن جان مسافران هواپیمایی اوکراینی را «بهای مقاومت در برابر آمریکا» دانست و نمی‌توان کشته‌شدن شهروندان در حمله اسرائیل را «هزینهٔ رسیدن به آزادی» (کدام آزادی؟) و کشتن هزاران هزار شهروند (هنوز دقیق نمی‌دانیم چقدر) در دی‌ماه ۱۴۰۴ را «بهای تأمین امنیت» (کدام امنیت؟) یا در سوی دیگر وجود این جان‌باختگان را هزینه‌ای اجتناب‌ناپذیر برای رسیدن به آزادی دانست.

۴. نه تنها جان ایرانی مهم است که جان افغانستانی و عراقی، جان شهروند اسرائیلی و فلسطینی و جان لبنانی و سوری هم مهم است؛ درست به همین خاطر نمی‌توان کشته شدن صد‌ها هزار سوری را بها و تاوان زنده نگه داشتن محور مقاومت در برابر جبهه امپریالیسم دانست و کشته شدن ده‌ها هزار فلسطینی را تاوان طبیعی حمله ۷ اکتبر.

۵. این روزها برخی جامعه را از سوگواری حذر می‌دهند و اکنون را وقت خشم می‌دانند. متوجهم که برخی نگرانند که جامعه دچار خمودگی و انفعال نشود اما در کلام برخی از گویندگان این سخن که در ساحل امن نشسته‌اند بی‌تفاوتی نسبت به جان معترضان عیان است. ضمن آن‌که ما به‌هیچ وجه در مقامی نیستیم که برای مردم سوگوار و زخم‌خورده تعیین تکلیف کنیم.

✍🏼 #کاوه_گرایلی
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده
#جان_ایرانیان_مهم_است

@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

بازخوانی سرود #وطنم در کلاس درس

#ایران #موسیقی #وطن #نام_جاوید_وطن

🔗 منبع
#نسل_نو
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

⚪️ بازخوانی سرود #وطنم (ایران جوان) توسط این چهره‌های مصمم و دوست‌داشتنی با این توضیح :

خوندیم به عشق همه مردم #ایران ♥️🤍💚
صدایی از قلب #همدان، تقدیم به تمام ایران❤️🤍💚


🔗 منبع

#ایران‌دوستی #نسل_نو
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

⏺ دکتر محمد دهقانی، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، استاد دانشگاه و عضو سابق هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران که در سال ۱۳۸۶ از دانشگاه تهران اخراج شد از جمله پژوهشگرانی‌ست که عمر خود را برای خدمت به فرهنگ و ادبیات این سرزمین گذاشته‌اند و آثار پرشمار و متنوعی را ترجمه و تألیف کرده‌اند. او به تازگی طی یادداشتی در کانال تلگرام خود از مخاطبان و سایر شهروندان خواسته است که با خرید و مطالعه آثار او به یاری‌اش بیایند.

دریغ بسیار از آنچه این سالیان بر سر فرهنگ و اهالی فرهنگ آمده؛ در پیوند (لینک) زیر می‌توانید فهرست بلندبالای کتاب‌های ایشان را ببینید:
https://www.iranketab.ir/profile/1157-mohamad-dehghani

@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

⁨هم‌خوانی سرود #وطنم در چهلم ⁧#رها_بهلولی‌پور⁩ در بهشت زهرای فیروزآباد استان فارس جلوه‌‌ای دیگر از #خودآگاهی_ملی و #ایران‌دوستی مردم

رها، دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران بود که پنجشنبه ۱۸ #دی‌ماه_خونین کشته شد.
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

#سوگ و حماسه

مراسم چهلم کشته‌شدگان #دی‌ماه_خونین در نجف‌آباد

@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

💠 نمادهای مقدس در ایران باستان

۱. نماد فَرِّ کیانی که به نماد فَرَوَهَر (به اوستایی: 𐬟𐬀𐬭𐬎𐬎𐬀𐬵𐬀𐬭𐬀) مشهور است. نشان پیکر بالداری است که در دیدگاه برخی باستان‌شناسان و ایران‌شناسان به‌نام نماد اهورامزدا معرفی شده است. نماد خورشید بالدار در فرهنگ خاورمیانه و در تمدن مصر، سوریه و آشور تاریخی طولانی دارد و نماد فروهر بازآفرینی‌ای از آن است. نماد فروهر، نماد پادشاهی کشور ایران است. نامیدن این نماد به عنوان نماد فَرَوَهَر به سدهٔ نوزدهم میلادی برمی‌گردد.

#علیرضا_شاهپور_شهبازی، باستان‌شناس ایرانی در کتاب راهنمای مستند #تخت_جمشید این نماد را فر کیانی معرفی می‌کند و نام فَرَوَهَر را نامی نادرست برمی‌شمارد که به اشتباه رایج شده است.

۲. #شیر_و_خورشید از نمادهای ملی ایران است که تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به‌صورت رسمی مورد استفاده بود. نشان شیر و خورشید ریشه در ستاره‌بینی دارد؛ به بیان دقیق‌تر، نمایانگر جایگاه خورشید در صورت فلکی شیر است.

۳. آذر یا آتش، ایزد آتش، نماد نظم راستین و فرزند اهورامزدا در آیین زرتشتی است و از یاوران ارته و هیشته است. او برای نیکی می‌جنگد و در اوستا از او با نام آترش نیز یاد شده است. در تقویم اوستایی روز نهم در هر ماه و ماه نهم در هر سال به نام این ایزد است که در ایران باستان هنگامی که روز نهم از ماه نهم هر سال فرا می‌رسید جشنی به نام آذرگان برپا می‌شد. در دین زرتشتی پنج آتش مینویی، پنج آتش آیینی و سه آتش اساطیری وجود دارد. آذر در نبردهایی که برای از بین بردن پلیدی انجام داده است در برابر اژی‌دهاک و اپوش قرار گرفته است و پیروز میدان بوده است.

۴. گاوِ ایوداد (به زبان اوستایی: gav-aēvō.dātā؛ به فارسی میانه: Gāw-ī ēwdād) در کیهان‌شناسی زرتشتی، نام نخستین گاو آفریده شده و یکی از شش آفرینش ازلی اهورا مزدا در جهان مادی (استومند)، و پدرِ اساطیریِ همه ستوران سودبخش است.

۵. #سیمرغ نام یک پرندهٔ اسطوره‌ای-افسانه‌ای ایرانی است. شاید بتوان سیمرغ را از مهم‌ترین موجودات در ادبیات پارسی برشمرد. دانشمندان زیادی از دیرباز به این پرنده در اساطیر ایرانی و شباهت‌های آن با مرغان دیگری همچون: شاهین، گرودای هندی، وارغن، کرشیفت، امرو و کمروی اوستایی، چمروش و کَمَک در ادبیات پهلوی، عنقای عربی، هما و ققنوس در ادب پارسی، فونیکس یونانی، انزوی اکدی و سیرنگ در ادبیات عامیانه پرداخته‌اند. او نقش مهمی در داستان‌های شاهنامه دارد. کُنام (آشیانه) او کوه اسطوره‌ای قاف است.

۶. درخت #سرو

۷. گیاه هوم

🔗 مجله اینترنتی باستان‌شناس

🔻 روی تصویر بزنید و ورق بزنید تا تمام تصاویر را با توضیحات ببینید.
#اسطوره #ایران‌شناسی
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

خشونت، حتی وقتی با نیت نجات آغاز شود،
در نهایت زبان خودش را بازتولید می‌کند.

مسئله تعداد نیست؛
مسئله مشروعیت دادن به ابزار است.

وقتی برای متوقف کردن خون،
به همان منطق خون متوسل می‌شوی،
دیگر نجات‌دهنده نیستی —
فقط حلقه‌ای از همان چرخه‌ای.

در جهانی که «درستِ مطلق» وجود ندارد،
هر انتخاب، بهایی دارد؛
و آن بها، همیشه نظری نیست…
گاهی نفس می‌کشد،
و بعد دیگر نفس نمی‌کشد.

این، تراژدیِ اخلاق در زمان بحران است.

🔗 منبع

Читать полностью…

جریانـ

▫️نوروز ۱۴۰۵ در حالی فرا می‌رسد که کشور سالی پرتلاطم و مصیبت‌بار را پشت سر گذاشته است؛ از #جنگ_دوازده‌روزه و ماه‌ها زندگی در تعلیق زیر سایهٔ تکرار دوبارهٔ جنگ تا تورم افسارگسیخته و فشار اقتصادی مهلک، از فاجعهٔ #دی‌ماه_خونین تا اکنون که #جنگ_دوم سرانجام رخ داده است، جنگی پردامنه‌تر و پرهزینه‌تر با آینده‌ای نامشخص و در شرایطی که دسترسی شهروندان به اینترنت در کشور برای سومین بار در سال، قطع و عملاً بسیار دشوار و محدود شده است. (مجموعاً بیش از چهل روز در یک سال)

از آخرین فرستۀ کانال پس از شنیدن صدای جنگنده و انفجارهای اولیه، چشم‌انداز گنگ و مبهمی پیش رویمان بود و تصوری از چنین روزها و شرایط پیچیده‌ای نداشتیم و اکنون از داخل ایران، از سرزمینی غوطه‌ور در آتش و دود و با فیلترشکنی که ممکن است هر آن قطع شود این کلمات را با بغضی امیدوارانه می‌نویسیم. چرا که #نوروز سنت و آیینی تاریخی و الهام‌بخش برای تسلیم نشدن در برابر سختی‌ها و تاریکی‌ها و پاسبانی از امید به آغازی دوباره است که به قول #فریدون_مشیری:

با همین دیدگان اشک‌آلود
از همین روزن گشوده به دود
به پرستو، به گل، به سبزه درود

به شکوفه، به صبحدم، به نسیم
به بهاری که می‌رسد از راه
چند روز دگر به ساز و سرود

ما که دل‌هایمان زمستان است
ما که خورشیدمان نمی‌خندد
ما که باغ و بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
ما که در پیش چشممان رقصید
این همه دود زیر چرخ کبود
[…]
پیش پای سحر بیفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به پرستو، به گل، به سبزه درود


با یاد تمام کشته‌شدگان در راه وطن در سال گذشته، امیدواریم در سال پیش رو، سایۀ جنگ، ویرانی، ناامنی و کشتار از سر کشور برداشته شود و زیبایی، راستی، خرد، دوستی و مهر بر زشتی، دروغ، جهل، دشمنی و نفرت چیره گردد و در پس تمام این گرفتاری‌ها، با همت و مشارکت ایرانیان داخل و خارج از کشور، گشایشی در کار کشور باشد و شاهد ایرانی آزاد، آباد، یکپارچه، قدرتمند، مستقل و سرافراز در پهنۀ گیتی باشیم.

نوروز مبارک و پیروز!

@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

🔘ساعت ٩:٣٨ دقیقه بامداد شنبه ٩ اسفند ١۴٠۴
صدای مهیبی در آسمان پایتخت
یادآور صداهای #جنگ_دوازده‌روزه در گذشته
خبر از آینده‌ای نامعلوم می‌دهد

کمی بعد انفجار در مرکز تهران رخ داده

و حالا صداهای پیاپی انفجارهای بیشتر.

نمی‌دانیم چه می‌شود اما امیدواریم روزی نه چندان دور این سرزمین تاریخی و مردمان خوبش از این‌همه فشار و تعلیق و انواع ناامنی رهایی یابند و روی شادی و آرامش را ببیند که ما ایرانیان در تمام این سال‌ها، زندگی را می‌خواستیم، صلح را و آزادی را.

پاینده ایران
#جنگ
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

ایران

آه ای ایران، مبادا نابه‌سامانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم

جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
در مصاف گرگ‌های تیزدندانت ببینم

رستم دستان عصری، هفت‌خوانت را بنازم
تا قیامت در پناه شیر یزدانت ببینم

وای اگر داغ پسر بر سینهٔ مادر نشیند
وای اگر خون جوان را بر خیابانت ببینم

داغ پیشانی مبادا داغ دل را تازه سازد
وای اگر بر سفرهٔ سالوس مهمانت ببینم

وای اگر در کوزه‌ات زهر زر و تزویر باشد
چشم شیخ و شاب را بر پارهٔ نانت ببینم

خاتم فیروزهٔ صبح نشابوری و باید
تا جهان باشد، بر انگشت سلیمانت ببینم

جاشوان بندرت را ناخدا خورشید یابم
کوزه‌های سبزه را بر بام گیلانت ببینم

در خلیج فارس، مستی‌ها کنم با زورق ماه
رویش خورشیدها را در خراسانت ببینم

«غنچگی‌هایت نصیب دیدهٔ بیدل مبادا
چشم آن دارم که تا بینم، گلستانت ببینم»


✍🏼 #محمدکاظم_کاظمی
مشهد، بهمن ۱۴۰۴

این شعر سرشار از #ایران‌دوستی را محمّدکاظم کاظمی (زادهٔ ۱۳۴۶، هرات) شاعر و نویسندهٔ افغانستانی‌تبار و عضو گروه علمی برون‌مرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی پس از #دی‌ماه_خونین سروده و همراه این یادداشت در کانال تلگرام خود همرسانی کرده است:

این شعر برای ایران عزیز و مردم آن است. از منظر من، صرف نظر از همه امور، این ادای دینی کوچک است نسبت به این ملت نجیب و این پارهٔ تن تمدن بزرگ فارسی. گفتنی است که بیت آخر، تضمینی است از غزلی از بیدل.


#ریشه‌های_مشترک
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

⭕️ ریشهٔ خشم نسبت به نظر متفاوت
#روانشناسی #سیاست

✍🏼 مریم امیدقائمی (روان‌درمانگر)
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده قائم
#خشم #رواداری #دگرپذیری
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

و اما باز هم، #ایران✌🏻

کاری از احمدرضا غلامی | طراح گرافیک
🔗 برگهٔ اینستاگرام خالق
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

#محمدعلی_اسلامی_ندوشن درباره ایران چه می‌گفت؟
(بازخوانی ایرانِ فرهنگی در روزگار آشوب)

✍🏼 #حمید_شاکری
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده
#ایده_ایران #ایران‌دوستی
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

🌱 ساختن، رادیکال‌ترین نوع اعتراض به ویرانی است. در تاریخ آموزش ایران، کم نبوده‌اند مربیانی که منتظر «شرایط ایده‌آل» نماندند؛ بلکه در دل قحطی، جنگ، خفقان و ناامیدی، بذر آگاهی کاشتند تا در سخت‌ترین خاک‌ها، عمیق‌ترین ریشه‌ها را بدوانند.

ورق بزنید تا قصه ایستادگی ۶ چهره ماندگار آموزش ایران را بخوانید:
🔹 از #حسن_رشدیه که مدرسه‌اش را بارها غارت کردند، تا #باغچه‌بان که در بحبوحه تحولات پس از جنگ جهانی، چراغ آموزش کودکان استثنایی را روشن کرد.
🔹 #علی‌اکبر_صنعتی‌زاده و پناه دادن به کودکان یتیم، تا #توران_میرهادی که آموخت چگونه غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کند.
🔹 و از #محمد_بهمن‌بیگی در دل کوهستان‌ها و ایل‌های مسلح، تا #صمد_بهرنگی که با ماهی سیاه کوچولو، شجاعت را به کودکان فقیر هدیه داد.

💡 داستان ایستادگی در برابر ناملایمات، بن‌مایه مشترک زندگی این شش چهره است.

🔗 مدرسه معلمی الف ب
#ساختن #آموزش
#تو_یکی_نهی_هزاری_تو_چراغ_خود_برافروز
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

💠 ریشه‌های کنش متفاوت خانواده‌های داغدار

دکتر #داریوش_رحمانیان در نشست یکشنبه ۳ اسفند ماه در موسسه رحمان، در تحلیل ریشه‌های فرهنگی و تاریخی پایکوبی، دست‌افشانی و سرودخوانی خانواده‌های داغدار، ضمن نقد روایت شکست و #خودخوارانگاری نسبت به جامعه ایرانی، از #تداوم_فرهنگی و وجود نوعی فرهیختگی در جامعه و از نقش سنت‌ها و آیین‌ها در تاب‌آوری ایرانیان در برابر بحران‌ها و از جایگاه #امید و #شادی در فرهنگ ایرانی می‌گوید.

🔗 کانال تلگرام موسسه رحمان
#وضعیت
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

♦️ایران و سمبل‌هایش

آن‌که به بیرون می‌نگرد، خواب می‌بیند؛ آن‌که به درون می‌نگرد، بیدار می‌شود.
#کارل_گوستاو_یونگ


در دل کوچه‌ها و خیابان‌های این سرزمین، در هر خانه و هر دل، ردپای تاریخ و نمادها دیده می‌شود. یونگ نوشته بود انسان از راه نمادها می‌تواند به لایه‌های عمیق‌تر وجودش دست پیدا کند؛ جایی که فقط خاطره‌های شخصی نیست، بلکه تجربه‌های نسل‌های پیش از ما هم آرام گرفته‌اند. او نامش را گذاشته بود «ناخودآگاه جمعی»؛ مخزنی از تصویرها و روایت‌هایی که در لحظه‌های دشوار، بی‌صدا سر برمی‌آورند و یادآوری می‌کنند که تنها نیستیم. شاید ما هم امروز همین را حس می‌کنیم.
برای شاعران و بزرگان ما نیز چنین بوده است. مولوی در زمانه‌ای زندگی می‌کرد که جهانش زیر سم اسبان مغول فرو ریخت. شهرها ویران شد، آدم‌ها پراکنده شدند، امنیت و آرامش از میان رفت. اما در شعرهایش سوگ نیست؛ بلکه نوعی تکیه بر نیروی درونی هست. وقتی می‌گوید «رستم دستانم آرزوست»، از سمبلی حرف می‌زند که انسان را سرپا نگه می‌دارد.
حافظ نیز در زمانه‌ای آشفته از سلیمان و داوود و زرتشت سخن می‌گوید، از آتش و نور و باغ. انگار در دل بی‌ثباتی، به ریشه‌ها اشاره می‌کند؛ به اینکه این سرزمین پیش از این هم سختی دیده و باز ادامه داده است. این یادآوری، بیش از آنکه حماسی باشد، نوعی دلگرمی آرام است: ما پیشینه‌ای داریم، حافظه‌ای داریم و گاه آن را احضار و روایت می‌کنیم.
امروز وقتی به ایران نگاه می‌کنیم، بعضی نمادها دوباره پررنگ شده‌اند: شیر و خورشید، رستم، آرش، ققنوس… این‌ها فقط تصویر نیستند؛ تکه‌هایی از حافظه تاریخی ما هستند. ققنوس، پرنده‌ای که از خاکستر خودش برمی‌خیزد، یادآور توان بازسازی است؛ سوختن همیشه پایان نیست. وقتی دل‌مان می‌گیرد، ناخودآگاه به این تصویرها فکر می‌کنیم؛ چون می‌دانیم که پیش از ما هم تاریکی بوده و بعد روشنایی پدیدار شده است.
اما در کنار این بیداری، باید هشیار نیز باشیم. یونگ از «سایه» سخن می‌گفت؛ بخشی از وجود که اگر نادیده گرفته شود، می‌تواند به خشم، نفرت و فرافکنی تبدیل شود. نمادها، اگر آگاهانه تفسیر نشوند، ممکن است ما را در برابر هم قرار دهند یا ابزار سوءاستفاده رهبران شوند. اما وقتی با خرد و مسئولیت با آنها مواجه شویم، همان نمادها می‌توانند حس همبستگی و رشد جمعی ایجاد کنند؛ ما را به هم نزدیک کنند و به بازسازی کمک کنند.
و این همان چیزی است که تاریخ و ادبیات ما بارها نشان داده‌اند: وقتی کهن‌الگوها آگاهانه و خردمندانه درک می‌شوند، می‌توانند به ما نیرو و امید بدهند، نه خشم و نفرت. نگاه به شاهنامه و داستان‌های ایران، یادآوری همین توان و نکته است:

چو بازارگانی برآید ز دست
توان کرد با یاد او بار بست

آری؛ ایران بارها سوخته است، از حمله‌ها، از تفرقه‌ها، از اشتباه‌های مکرر. اما هر بار کسانی بوده‌اند که دوباره ساخته‌اند، دوباره کاشته‌اند، دوباره نوشته‌اند. راز ماندگاری همین است: نه انکار درد، نه غرق شدن در آن؛ بلکه پذیرفتنش و ادامه دادنی خردمندانه با کمک نمادها و الگوها و حفظ همراهی و همدلی‌های انسانی...

ما در سخت‌ترین سال‌ها هم برای هم دل سوزانده‌ایم.

شاید صبح و روشنی همیشه یک لحظه‌ی ناگهانی نباشد؛ شاید آرام برسد، در دل همین روزهای سخت، در مهربانی‌ها و کمک‌های روزمره و جزئیات به ظاهر کوچک.

و شاید صبح از جایی آغاز شود که دوباره به هم تکیه کنیم و دست یکدیگر را بگیریم.

امید، اگر چیزی باشد، همین است: باور کنیم می‌توانیم بهتر بسازیم؛ با آگاهی، با همدلی، و با یادآوری اینکه ریشه داشتن یعنی مسئولیت داشتن. برای ایران، برای مردمش، برای دل‌هایی که این روزها سنگین است اما هنوز می‌تپد، برای فردایی که قرار نیست تنها و تنها افسانه ای صرف باشد؛ بلکه انسانی‌تر و روشن‌تر.....
«أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ»


✍🏼 حسین معینی
دوم اسفند ۱۴۰۴
🔗 منبع
#خودآگاهی_ملی #اسطوره #باهمسازی
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

⚪️ تخیل جمعی "ایران آینده"

آنچه تصاویر و روایت‌های شگفت این روزها از جای‌جای ایران در شهرها و روستاها به ما می‌گویند این است که تخیل جمعی تازه‌ای از ایران در ایران شکل گرفته‌است. تخیلی که زبانی خاص خود دارد، استعاره‌هایی از آن خود دارد، توانایی نام‌سازی و نام‌گذاری دارد،‌ به روایتی از تاریخ ایران مجهز است و از اساطیر و حماسه‌های آن تغذیه می‌کند و آینده‌ای را برای صاحبان این تخیل ملموس و محسوس کرده‌است.

این تخیل چنان قدرتمند است که توانسته آیین‌های مرسوم را تغییر شکل دهد، عزا را به جشن و حماسه بدل کند و تا بسیاری ویژگی‌های جزئی و فردی، از پوشیدن لباس تا آراستن مو، امتداد یابد. امر محوری در این تخیل "ایران" است و درست در تقابل با تخیل جمعی "اسلام سیاسی" شکل گرفته که انقلاب ۵۷ را شکل داد. همین تخیل وقایع دی‌ماه را از شورشی خیابانی یا اعتراضی اقتصادی جدا می‌کند.

تغییرات بنیادین با اتکا به تخیل جمعی گسترده ممکن می‌شوند، امری که جریان‌های سیاسی دهه‌های اخیر فاقد آن بوده‌اند و هنگام که چنین تخیلی شکل گرفت امری هم‌سنخ آن می‌تواند آن را کنار بزند نه سرکوب و گلوله.
تخیل گرم است و قوی، و در جان‌ها رسوخ می‌کند آن‌ها را به حرکت در می‌آورد، می‌تواند بر ترس غلبه کند و حتی به نثار و ایثار جان بینجامد.

فردای ایران در این ناله‌ها و فریادها و نغمه‌ها و هلهله‌ها و دست‌افشانی‌ها در حال ساخته‌شدن است. باید به آنها خوب نگریست.

✍🏼 #امیر_مازیار
🔗 منبع
#خودآگاهی_ملی #وضعیت #ایران_فردا
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

در تروماهای جمعی، خشم اغلب جایی تخلیه می‌شود که امن‌تر است:
نه در برابر منبع اصلی درد، بلکه در رابطه‌ی نزدیک؛ با شریک زندگی، فرزند، دوست صمیمی. به این پدیده می‌گویند جابجایی هیجان (Emotional Displacement):
وقتی سیستم روانی نمی‌تواند خشم را در جای واقعی‌اش تجربه یا ابراز کند، آن را به کسی منتقل می‌کند که حضورش در دسترس‌تر و امن‌تر است.
اما روابط صمیمی قرار نیست محل تخلیه‌ی زخم‌های جمعی باشند.
در این شرایط اولین قدم چیست؟ تشخیص اینکه این خشم «متعلق به اکنون نیست»، بلکه بازمانده‌ی تجربه‌هایی است که هنوز سوگواری و پردازش نشده‌اند.
«آگاهی»، «مرز»، و «نام‌گذاری هیجان» سه گام برای جلوگیری از انتقال تروما به رابطه است.

✍🏼 دکتر رضا محقق (روان‌درمانگر)

#ترومای_جمعی #سوگ_جمعی #جابجایی_هیجان #سلامت_روان

🔗 برگۀ اینستاگرام نویسنده
#روان‌زخم #خشم #روانشناسی
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

🕯 برگزاری غافلگیرانهٔ چهلم پسر برای پدر

دانش‌آموزان مدرسه‌ای در نارمک تهران که پدر صدرا سلطانی در آن تدریس می‌کرد، پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌‌ماه در همدردی با آموزگار خود، بدون اعلام قبلی، مراسم چهلم پسرش را در کلاس درس برگزار کردند.

جاویدنام #صدرا_سلطانی، ۲۴ ساله، دانشجوی معماری، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ خورشیدی در جریان اعتراضات #دی‌ماه_خونین در محله نارمک کشته شد.

#قدرشناسی #نسل_نو
@Jaryaann

Читать полностью…

جریانـ

🎶 اجرای تصنیف «مردان خدا» در مراسم چهلم مهران سلیمی، جوان هشتگردی کشته‌شده در #دی‌ماه_خونین ۱۴۰۴
آهنگ از #کیخسرو_پورناظری و سیاوش نورپور
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
#سوگ #موسیقی_در_شهر
@Jaryaann

Читать полностью…
Subscribe to a channel