3677
همه عالم تن است و ایران دل ❤️ این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
🔴 پرفروش شدن شاهنامه بهمثابه اضطراب سیاسی مردم ایران
✍ سینا جهاندیده
به گزارش یکی از ناشران و کتابفروشیهای شناختهشده، پرفروشترین کتاب در کتابفروشیهای تهران طی چند ماه اخیر شاهنامهٔ فردوسی بوده است. کسانی که استطاعتِ مالی بیشتری داشتهاند، تصحیح چندجلدی جلال خالقیمطلق را خریدهاند و کسانی که درآمدِ کمتری داشتهاند، به شاهنامهٔ یکجلدیِ چاپ مسکو بسنده کردهاند.
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که قیمت کتاب بهشدت افزایش یافته و حتی کتابهای ۲۵۰ یا ۳۰۰ صفحهای گاه به حدود یک میلیون تومان رسیدهاند؛ در نتیجه، عصر کتاب فیزیکی بیش از هر زمان دیگری در معرضِ اضمحلال قرار گرفته است. در سال ۱۴۰۵، به نظر میرسد خرید کتاب، در مقایسه با سالهای گذشته، برای بخش بزرگی از جامعه به امری دشوار و غیرضروری تبدیل شده است. با این حال، درست در میانهٔ همین بحران، شاهنامه به یک استثنای معنادار تبدیل شده است.
شاید بتوان این پدیده را صرفاً با علاقهٔ ادبی یا افزایش میل به خواندن شاهنامه توضیح نداد. خرید شاهنامه امروز برای بخشی از خریداران، بیش از آنکه صرفاً خرید یک کتاب باشد، به نوعی آیین فرهنگی ـ سیاسی تبدیل شده است؛ گویی در لحظهای که ایران برای بسیاری از مردم در معرض اضطرابهای سیاسی، جغرافیایی و هویتی قرار گرفته، شاهنامه به چیزی بیش از یک متن ادبی بدل شده است: به نماد فشردهای از «ایران».
از این منظر، خریدن شاهنامه نوعی کُنشِ نمادین است؛ کنشی که در آن فرد احساس میکند با به خانه بُردن کتاب، چیزی از ایران را نیز حفظ میکند. شاهنامه در این وضعیت دیگر فقط کتابی برای خواندن نیست؛ تبدیل میشود به شیئی که باید داشت، نگه داشت و به نسل بعد سپرد. به همین دلیل است که حتی در شرایط فروپاشی اقتصاد کتاب، خرید شاهنامه میتواند افزایش پیدا کند.
شاهنامه در اینجا استعارهای از ایران است و خریدنش میتواند پاسخی نمادین به ترس از فقدانِ ایران باشد. بنابراین شاید پرفروش شدن شاهنامه در چنین شرایطی را بتوان نشانهٔ افزایش مطالعهٔ شاهنامه ندانست، بلکه آن را نشانهٔ افزایش اضطراب سیاسی و هویتی دانست؛ اضطرابی که خود را در قالب خرید یک کتاب، یا دقیقتر، در قالب خریدن یک نماد، نشان میدهد.
از این منظر، شاهنامه در وضعیت کنونی فقط یک کتاب نیست؛ آخرین پناهگاه فتیشِ کتاب است: جایی که کتاب، در لحظهٔ افول کتابخوانی، بارِ چیزی بسیار بزرگتر از خود را بر دوش میگیرد؛ بارِ ایران.
@IranDel_Channel
💢
🎙 «شهریار شاعرِ زمانِ غیرایدئولوژیک» | سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر
سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر با سرنویسِ «شهریار شاعرِ زمانِ غیرایدئولوژیک» در نشستِ مجازی و برخطِّ «مؤسسهٔ تاریخ و فرهنگِ دیارِ کُهن» به بهانهٔ روز ملی شعر و ادب فارسی و روزِ بزرگداشتِ استاد شهریار
آدینه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی
● در این سخنرانی میشنویم:
- شهریار، پیرمرد مفلوک نیست!
- شهریار در سالِ مشروطه متولد شده است. به صورت نمادین، او شاعر دورانِ جدید است.
- شهریار، شاعر ملّی است. استفاده از عبارتهایی چون «تُرک پارسیگو» یا تحلیل شعر او بر مبنای تداومِ سنتِ فارسینویسی غلط و دچار امتناع است.
- دو زبانه بودن ویژهٔ شهریار نیست. سعدی و حافظ هم دو زبانه هستند.
- شهریار در تداومِ فردوسی و سنتِ شعر پارسی است؛ حتی در شعرهای تُرکی و مذهبیاش.
- حیدربابا، شاهنامهٔ یک روستای سنتی با آیینهای ارزشمند است در برابر تجدّدِ بیمهار و شدید.
- شهریار شاعری اندیشهمند است و نقدِ تجدد نقطهٔ کانونی اندیشهٔ اوست.
🔴 این سخنرانی را از «اینجا» بشنوید.
@IranDel_Channel
💢
🎥 سخنانِ اصغر دادبه - استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی - دربارۀ ایراندوستی استاد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار):
«شهریار، بعد از ملکالشعرای بهار، بیشترین اشعارِ میهنی، ایرانگرایانه و ایراندوستانه و توجه به زبان فارسی و تاریخِ ایران دارد.»
بیست و هفتم شهریورماه، روز ملی شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 زبانِ مادها و زبانهای مادی
زبانِ مادها چه زبانی بوده و کدام یک از زبانهای ایرانی امروز، ممکن است ریشه در زبانِ مادی داشته باشد؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 کتابِ «گل رنجهای کهن»
✍️ جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه
«گل رنجهای کهن؛ برگزیدهٔ مقالات دربارهٔ شاهنامه فردوسی» نوشتهٔ استاد دکتر جلال خالقی مطلق است. این کتاب را انتشارات دکتر محمود افشار با همکاری انتشارات سخن در سال ۱۳۹۷ چاپ کرده است. پیشتر این کتاب را ناشران مختلف چاپ کرده بودهاند.
در کتاب دوازده مقاله است که برخی از آنها چون: «بار و آیین آن در ایران» و «معرفی قطعات الحاقی شاهنامه» اهمیتی ویژه دارد.
نویسنده، نام کتاب را از شاهنامه گرفته است:
گل رنجهای کهن گشته خار…
🔴 پوشهٔ PDF این کتاب را از «اینجا» دریافت کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🔴 کارگروه ادبی انجمن افراز با همکاری نمایندگیهای افراز در استانهای آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی برگزار میکند:
حضور در آرامگاه سرخاب (مقبرةالشعرا) تبریز به بهانهٔ روز ملّی شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار
زمان:
پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ساعت ۱۷ الی ۱۹
جایگاه:
تبریز؛ خیابان ثقةالاسلام؛ آرامگاه سرخاب تبریز (مقبرةالشعرا)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 تحلیل جامع «داستان رستم و اسفندیار»
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر
داستان رستم و اسفندیار مهمترین داستان شاهنامه فردوسی است و خواندن دقیق این داستان به اندازهٔ خواندن کل شاهنامه اهمیت دارد!
داستان رستم و اسفندیار نقطهٔ عطفی در داستانهای شاهنامه است و پیش از خود را خلاصه و روایت میکند!
● در کلاس ویژهٔ تحلیل جامع داستان رستم و اسفندیار ۱۰ موضوع زیر بررسی خواهد شد:
۱) خلاصهٔ داستان
۲) شخصیت اسطورهای اسفندیار و شخصیت حماسی رستم
۳) ادعاهای رستم و اسفندیار درباره گذشته
۴) نقد کتابها و مقالهها دربارهٔ این داستان
۵) رابطه حکومت و سرمایههای اجتماعی با روش تعمیم به تاریخ ایران
۶) زیباییها و حکمت در داستان
۷) روایت در این داستان و سیر تحول شخصیتها
۸) فلسفهٔ سیاسی
۹) نورسیدگی و کهنبودگی
۱۰) پایان داستان و آنچه جاودانه باقی میماند!
● یک دورهٔ ۱۰ جلسهای
یکشنبهها یک پوشهٔ صوتی در تلگرام
آغاز دوره از ۵ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی
برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبتنام در دوره به حساب زیر در تلگرام پیام دهید:
@aknaserionline
درگاه تلگرامی «ملیگرایی ایرانی / شاهنامهپژوهی»
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 به زبان ساده و طنز، تفاوت مهم و سرنوشتسازِ زبانِ Persian و Farsi ؟
Farsi vs. Persian?
برسد به دست کسانی که به جای Persian میگویند Farsi تا اگر دوست داشتند اصلاح کنند و شناسنامهٔ ملّی خود را خراب نکنند.
ما در ایران همواره کشورمان را به نام «ایران» میخواندهایم، اما در جهانِ غرب از روزگار باستان تا همین یک قرن پیش کشور ما را به نام «Persia» میشناختهاند، به همین دلیل امروز واژهٔ «Persian» هم به معنی «زبان فارسی» است و هم «ایرانی».
🔴 بُنمایه:
از صفحهٔ «SadraFr»
@IranDel_Channel
💢
🔴 اوستا
گردآوری و تألیف:
ابراهیم پورداود
ویراست نو:
فرید مرادی
• جلد اول: گاثاها
• جلد دوم: یشتها
• جلد سوم: یسنا
• جلد چهارم: ویسپرد، خردهاوستا و وندیداد
🔴 پوشهٔ «PDF» هر ۴ جلد را از «اینجا» بارگیری کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🔴 همنشینی مهر و ماه و شاهنامه در آذربایجان شرقی
گزارشی از یک همایشِ ملّی
✍️ نیما عظیمی / گروه رسانهای شرق
با نزدیکشدن به فصل گشایش مهر و فرهیختگی و دانش، مدرسه «مردانی آذر» واقع در روستای «نعمتاله» میزبان همایشی فرهنگی با درونمایهٔ آیین ایرانزمین بود. روستای نعمتاله یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش «صوفیان» شهرستان «شبستر» واقع شده است.
این همایش از ساعت ۱۱ جمعه سیزدهم شهریور ۱۴٠۵ برگزار شد. همایشی که سنگبنای آن در سایهٔ «حمایتهای مالی» شخصی نیکوکار و ایراندوست گذاشته شده است. هم او که علیرغم دوری از مام میهن، همچنان مهر زادگاهش را در دل دارد و نزدیک به یک دهه است که با هدفِ سادهٔ نشاندنِ لبخند بر لبانِ کودکان - بیآنکه بینیازی یا نیازمندی آنان ملاک این مهرورزی باشد - بیهیاهو و بیادعا برای دانشآموزان روستای مذکور، اقلام آموزشی و فرهنگی تهیه میکند. امسال برای نخستین بار بر آن شدیم تا این حرکت ارزشمند، به منظور فرهنگسازی بیشتر همرسانی شود. در آغاز همایش، سرپرست آموزش و پرورش صوفیان، سلمان غریبه، سخنرانی کرد.
سپس لیلی خبازی، استاد دانشگاه و متخصص فرهنگ و زبانهای ایران باستان، برای حاضران - که قریببهاتفاق آنان دانشآموزان مدرسه بودند- ابیاتی از شاهنامهٔ حکیم ابوالقاسم فردوسی را خواند و داستان رستم و سهراب را تشریح کرد.
دقت نظر و استقبال پرشور دانشآموزان از شاهنامه و شاهنامهخوانی لیلی خبازی، دربردارندهٔ این نکته بسیار تأملبرانگیز بود که نهادهای دولتی، بهویژه وزارت آموزش و پرورش - به همراه همه سلسلهمراتب خود - در معرفی و شناساندن این شناسنامهٔ تاریخ و فرهنگ ایرانزمین تا چه اندازه کوشا بوده یا کوتاهی کردهاند.
شوربختانه در سیاستگذاریهای وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن، در همه زیرمجموعههای این وزارت، به گنجاندن و ترویج فرهنگ شاهنامه و شاهنامهخوانی در مدارس، آنگونه که در شأن شاهنامه - این میراث ملی ایرانیان - باشد، اهمیت و اولویتی داده نمیشود. بنابراین شهروندان دغدغهمند، در قالب نهادهای اجتماعی و رسانهای، بار سنگین اما شیرین این وظیفهٔ ملی را بیشتر بر دوش گرفته و رستموار و گُردآفریدگون در این راستا عاشقانه میکوشند.
باری! سوا از گلایهها، بپردازیم به گزارش زیباییهای این روز: همایش فرهنگی مدرسه «مردانی آذر» روستای نعمتاله، یک روز خاطرهانگیز را برای دانشآموزان و مردم این روستا به یادگار گذاشت.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در «رسانهٔ شرق» بخوانید.
🔴 ویدئویی را از این همایش از «اینجا» ببینید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 سخنرانی علیرضا قیامتی، استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه در جشن سی و پنجمین سالگی استقلال تاجیکستان
دوشنبه
شانزدهم شهریورماه ۱۴۰۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 تحلیل جامع «داستان رستم و اسفندیار»
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر
داستان رستم و اسفندیار مهمترین داستان شاهنامه فردوسی است و خواندن دقیق این داستان به اندازهٔ خواندن کل شاهنامه اهمیت دارد!
داستان رستم و اسفندیار نقطهٔ عطفی در داستانهای شاهنامه است و پیش از خود را خلاصه و روایت میکند!
● در کلاس ویژهٔ تحلیل جامع داستان رستم و اسفندیار ۱۰ موضوع زیر بررسی خواهد شد:
۱) خلاصهٔ داستان
۲) شخصیت اسطورهای اسفندیار و شخصیت حماسی رستم
۳) ادعاهای رستم و اسفندیار درباره گذشته
۴) نقد کتابها و مقالهها دربارهٔ این داستان
۵) رابطه حکومت و سرمایههای اجتماعی با روش تعمیم به تاریخ ایران
۶) زیباییها و حکمت در داستان
۷) روایت در این داستان و سیر تحول شخصیتها
۸) فلسفهٔ سیاسی
۹) نورسیدگی و کهنبودگی
۱۰) پایان داستان و آنچه جاودانه باقی میماند!
● یک دورهٔ ۱۰ جلسهای
یکشنبهها یک پوشهٔ صوتی در تلگرام
آغاز دوره از ۵ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی
برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبتنام در دوره به حساب زیر در تلگرام پیام دهید:
@aknaserionline
درگاه تلگرامی «ملیگرایی ایرانی / شاهنامهپژوهی»
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 «نژاد» در شاهنامهٔ فردوسی به چه معناست؟
جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه پاسخ میدهد
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامی «ملیگرایی ایرانی و شاهنامهپژوهی»
@IranDel_Channel
💢
🎥 کتاب «داستانهای شاهنامه، ویژهٔ کودکان و نوجوانان»، هدیهٔ ماهنامهٔ «وطنیولی» به دانشآموزان دبستانِ «مردانیآذر» واقع در «روستای نعمتالله» در بخش صوفیان استانِ آذربایجان شرقی
برپایهٔ آگاهیبخشیِ راهبرانِ ماهنامهٔ وطنیولی، هزینهٔ مالیِ همهٔ بخشهای این همایش - از جمله هزینهٔ این کتابها - توسط یک شهروند دغدغهمندِ فرهنگ و هویتِ ملّی ایران (ش.م)، پرداخت شده است.
(۱۳ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی)
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 انجمن ترویج زبان و ادب فارسی شعبهٔ آذربایجان غربی با همکاریِ انجمن علمی دانشجویی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه برگزار میکند:
سلسه نشیتهای «نقشِ آذربایجان در تعالی فرهنگ و ادب فارسی»
نشست سوم:
«حالات و مقامات استاد منوچهر مرتضوی»
سخنران:
محمد طاهری خسروشاهی، دکترای زبان و ادبیات فارسی و رئیس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی
میزبان:
سعید طرزمی، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه
زمان:
چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴٠۵ خورشیدی، از ساعت ۱۸
نشست مجازی و برخط در بسترِ «اسکایروم» برگزار خواهد شد.
🔴 در ساعت ۱۸ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی از «اینجا» وارد این نشست مجازی شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 جعل هدفمندِ مفاهیم سیاسی توسط پانترکیسم با لباس فرهنگ، علیه ایران و مفهومش
✍️ نیما عظیمی
یکی از بزرگترین تحولات سیاسی در خاورمیانه با آغاز قرن بیستم، پیدایش جریان ناسیونالیسم است؛ که این تحول در سراسر منطقه رخ داد. ناسیونالیسم تُرک بهعنوان یکی از شاخههای این تحولات سیاسی ـ برخلاف ناسیونالیسم ایرانی که ماهیتی ملّی داشت ـ با «هویتی قومی» وارد این میدان سیاسی شد. ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک با تهیدستیِ مطلق در پی تکوینِ هویت ملّی یا دولت-ملتسازی بود. همین «غمِ بیآلتی» در مناسباتِ سیاسی باعث شد ناسیونالیسم تصنعی تُرک که از طرفی هیبتِ ناسیونالیسم ایرانی را رقیب خود میدید و از طرفی با تهیدستیِ خود روبهرو بود، پا در شورهزارِ ایدئولوژیِ بیمارگونه و الحاقگرایانهٔ «پانترکیسم» بگذارد. ایران بهعنوان دولت و ایران بهعنوان ملّت در این دوران، نه اینکه یکسره بینیاز از ناسیونالیسم باشد، بلکه به فراخورِ سرشتِ دوران جدید و تحوّلات سیاسی آن، به دنبال آن بود که به بازسازیِ دقیقتر نظام سیاسی خود بپردازد.
ناسیونالیسم در معنای جدید آن، نوعی تلنگر و آگاهیِ ملّی برای ایرانیان بود. ملّت-دولت بودنِ ایران یک واقعیت بدیهی و تاریخی است. درواقع «برای توصیف این واقعیت بدیهی، نیازی به جعلِ اصطلاح جدید نبود. تاریخ ایران، پیوسته تاریخِ ملّی بوده است. ایرانیان ملیّت خود را در نامِ کشور خود فهمیدهاند. در ایران بهعنوان کشور، پیوسته، ایران، عین ملّتِ ایران بوده است. این ملّتِ واحد در وحدت تاریخی-سیاسی آن، یگانه و غیرقابلتجزیه است».
باری! این شرح بسیار کوتاه در تفاوتهای ناسیونالیسم تصنّعی تُرک و دولت-ملت واقعی و تاریخی کشور ایران آورده شد تا به استیصال و درماندگیِ ناسیونالیسم تُرک و ناگزیریاش از روی آوردن به پانترکیسم اشاره شود.
یکی از شگردهای عوامفریبانهٔ جریان واگرای پانترکیسم، به بازیچه گرفتنِ مفاهیم حوزهٔ علوم انسانی و جعل در شاخههای گوناگون این حوزه، از جمله سیاست، تاریخ، زبانشناسی، باستانشناسی، هنر و… است.
این دستبرد زدنهای شیّادانهٔ پانترکیستها در مفاهیم تخصصی علوم انسانی، میراثِ همان دستهای آلوده به جعل است که نزدیک به دو سده ـ بهویژه اوایل قرن بیستم به بعد ـ برای رهایی از بحرانِ شدیدِ هویتی خود، چاره را در دزدیدن تاریخ و فرهنگ ایران، بهویژه در مناطق آذرینشین و ثبت آن به نام خود در جهانِ برساختهٔ تُرک یا ناسیونالیسم تصنعی تُرک دید. همچنین پانترکیسم از همان ابتدا تا امروز، بخشی از تمرکز خود را روی زدودن آثار و نشانههای هویتِ تمامایرانیِ مناطق آذرینشین و جعل آن به هویت تُرک گذاشته است.
امروز نیز راه برای پانترکیستها همان راه است و هدف نیز همان هدف. این میراثِ ایرانستیزانه دستبهدست شده و به روزگار کنونی رسیده است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🎥 چامه، رقص و خنیای ایرانی
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّهصفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم
حافظ شیرازی
● رنگِ سهگاه
آهنگساز و نوازندهٔ تار: غلامحسین بیگجهخانی (تبریزی)
نوازندهٔ دایره: محمود فرنام (تبریزی)
طراحی و انجامِ رقص: شیدا دبیر
@IranDel_Channel
💢
🔴 بیست و هفتم شهریور ماه، روزِ ملّی شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشتِ استاد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
🔴 بُنمایه:
برگِ اینستاگرامی «مجلّهٔ آذرینامه»
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 وقتی چهرۀ دیگری، دیگر انسان را متأثر نمیسازد
✍️ امیرعباس امیرشکاری؛ دکترای حقوق بینالملل
شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که داستایفسکی به ویژه در «برادران کارامازوف» پیش روی انسان میگذارد، این نباشد که چرا انسان مرتکب گناه میشود، بلکه این باشد که پس از دیدن رنج دیگری، چه چیزی در درون او باقی میماند. انسان ممکن است خطا کند، دیگری را برنجاند و حتی دست به ویرانگری بزند؛ اما تا زمانی که رنجِ دیگری بتواند او را متأثر کند، هنوز چیزی در او زنده است؛ هنوز امکان پشیمانی، مسؤولیت و بازگشت وجود دارد.
این همان نقطهای است که در آن، اندیشۀ داستایفسکی به فلسفۀ امانوئل لویناس نزدیک میشود. برای لویناس، چهرۀ دیگری انسان را مورد خطاب قرار میدهد؛ پیش از آنکه فرد تصمیم بگیرد با دیگری چه کند، خودِ حضور او انسان را در برابر مسؤولیتی قرار میدهد که نمیتوان بهآسانی از آن گریخت. اما داستایفسکی پرسشی دشوارتر مطرح میکند: اگر انسان این خطاب را بشنود، رنج دیگری را ببیند و حتی حقیقت آن را بهروشنی دریابد، آیا باز هم میتواند از پاسخدادن سرباز زند؟ پاسخ او متأسفانه مثبت است. تراژدی انسان در این نیست که نمیبیند؛ در این است که گاهی میبیند و بااینحال روی برمیگرداند.
از همینرو، شخصیتهای داستایفسکی نه بهسادگی «خوب»اند و نه «بد». آنان در کشاکش میان گناه و شفقت، قساوت و مسؤولیت، ایمان و تردید زندگی میکنند. آنچه آنان را از یکدیگر متمایز میکند، بیش از آنکه بیگناهی باشد، میزان تواناییشان برای متأثرشدن از دیگری است.
ماجرای مواجهۀ داستایفسکی با تابلوی هانس هولباین از جسد مسیح در گور، این مسأله را به نقطهای دیگر میرساند. مسیح در این تابلو نه بهصورت چهرهای پیروز و رستگار، بلکه بهصورت بدنی مرده و بیپناه ظاهر میشود. تصویر، ایمان را با پرسشی بیرحمانه مواجه میکند: اگر حتی این چهرۀ مقدس نیز در برابر مرگ چنین خاموش و بیپناه باشد، امید دیگر به چه چیزی میتواند پاسخ دهد؟ داستایفسکی این تردید را پنهان نمیکند و برای آن پاسخی ساده نمیتراشد. او اجازه میدهد پرسش باقی بماند.
اما سرانجام، مسأله از ایمان نیز فراتر میرود. نیهیلیسم در این نگاه فقط به معنای انکار خدا نیست؛ شاید شکل عمیقتر آن، ناتوانی انسان از متأثرشدن باشد. زمانی که رنج دیگری دیگر انسان را متوقف نمیکند، وقتی او زخم دیگری را میبیند اما آن را به یک خبر، یک تصویر، یک عدد یا مسألهای برای مدیریت و توضیح تبدیل میکند، چیزی بنیادی در رابطۀ انسان با دیگری از میان رفته است.
و این همان چیزی است که برخی زوایای اندیشۀ داستایفسکی را برای جهان امروز کماکان تازه نگه می دارد. انسانها بیش از هر زمان دیگر چهرۀ یکدیگر را میبینند؛ اما شاید کمتر از گذشته واقعاً با یکدیگر مواجه میشوند. تصاویر جنگ، مرگ، فقر و آوارگی بیوقفه از برابر چشم انسان عبور میکنند؛ اما دیدنِ مداوم میتواند به عادتکردن و عادتکردن به بیتفاوتی بینجامد. خطر اصلی دیگر ندیدن نیست؛ دیدن و متأثرنشدن است.
شاید به همین دلیل است که در پایان داستان، سگ دوباره بازمیگردد. بازگشت سگ به معنای آن نیست که آنچه رخ داده فراموش یا جبران شده است؛ برعکس، یادآوری این است که بعضی رنجها نباید ناپدید شوند. حیوان آسیبدیده، کودک تحقیرشده و چهرۀ خاموش مسیح، همگی بازمیگردند تا چیزی را به یاد انسان بیاورند: آنچه دیده شده است، اگر واقعاً دیده شده باشد، نباید بهسادگی از میان برود.
شاید در نهایت، انسانیت نه در بیگناهبودن، بلکه در تواناییِ فراموشنکردن آغاز میشود؛ در اینکه رنج دیگری هنوز بتواند انسان را از جای خود بلند کند، آرامش او را برهم بزند و او را وادار به پاسخگویی کند.
و شاید به همین معنا، نیهیلیسم واقعی نه با از دستدادن خدا، بلکه با از دستدادن تواناییِ بهیادآوردن دیگری آغاز شود.
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگزامی «دادگان»
@IranDel_Channel
💢
🔴 ما و هورالعظیم
✍️ احسان هوشمند
خوزستان در سدهٔ معاصر، تحولات توسعهای بزرگی را تجربه کرده است. سرمایهگذاری قابل توجه کشور روی سدسازی، صنایع نفت و پتروشیمی و ساخت پلایشگاههای بزرگ، شرکتهای کشت و صنعت، صنایع فولاد و مانند آن و نیز گسترش فعالیتهای کشاورزی، موجب شده بود در میانهٔ دههٔ ۵۰ استان خوزستان به مهاجرپذیرترین استان کشور مبدل شود و هزاران ایرانی در گوشه و کنار کشور به امید یافتن کار و شغل به استان خوزستان روی آورند. توسعهٔ ظرفیتهای رفاهی و گردشگری هم خوزستان را بهتدریج به یکی از مقاصد مهم گردشگری ایران تبدیل کرد. وجود زیستگاهها و چشماندازهای بکر طبیعی هم عاملی مهم در این مورد محسوب میشد. از ابتدای دههٔ ۴۰ که با طرح ساخت سد دز و سپس توسعهٔ شرکتهای بزرگ کشت و صنعت، موتور دگرگونی استان خوزستان روشن شد، کمتر تأمل و توجهی به پیامدهای زیستمحیطی، انسانی و اجتماعی این دگرگونیها شد.
در دهههای بعد، وقوع جنگ هشتساله عراق علیه ایران هم بر پیامدهای زیستمحیطی، اقتصادی و انسانی موجود اثر منفی برجای گذاشت. به این ترتیب خوزستان بهتدریج به یکی از استانهایی مبدل شد که به شکلی گسترده با تخریب محیط زیست مواجه شده است. این وضعیت البته به مهاجرت گستردهٔ دروناستانی هم منجر شد و در نهایت شهر اهواز، مرکز استان خوزستان، پس از مشهد به دومین شهر کشور از نظر شاخص جمعیت بزرگ حاشیهنشین مبدل شد. این وضعیت پیامدهای اجتماعی و آسیبهای دیگری نیز در پی داشته و جالب است مهاجرپذیرترین استان کشور بر اساس سرشماری ۱۳۵۵ درست ۴۰ سال بعد یعنی در سرشماری سال ۱۳۹۵ به مهاجرفرستترین استان کشور مبدل شد. خوزستان و شهر اهواز امروزه در صدر آلودهترین شهرهای کشور با میزان آلودگی بیش از ۲۵۰ روز که ناشی از ریزگردها و گردوخاک است، مبدل شده است.
یکی از مناطق استان خوزستان که در دهههای اخیر با بحرانهای زیستمحیطی و اجتماعی دست به گریبان شده، شهرستان بسیار محروم دشت آزادگان است. بخشی از غرب این شهرستان، یعنی بزرگترین تالاب مرزی ایران، هورالعظیم یا به قول محلیهای هورالهویزه، این روزهای در کانون توجه علاقهمندان و متخصصان مباحث زیستمحیطی قرار گرفته است. این تالاب که امروزه فقط با ۱۲۰ هزار هکتار بهسختی نفس میکشد، در دهههای گذشته با چند بحران بزرگ روبهرو بوده است.
🔴 یادداشت احسان هوشمند را در «رسانهٔ شرق» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🎥 وقتی از نظام سنت پیچیده و چند بُعدی ایران صحبت میکنیم، منظور چیست؟
دو ویدئو از برگ اینستاگرامیِ یک فرشفروشِ تبریزی در تیمچهٔ مظفریهٔ بازار تاریخی تبریز
برای شناخت ایران، شناخت نظام سنتِ پیچیدهٔ ایران ضروری است.
@IranDel_Channel
💢
🎥 همزمان با بیستم شهریور ماه، زادروز زندهیاد استاد جلال خالقی مطلق، بانو ژاله آموزگار خویی با حضور در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، دستهگلی پیشکش کردند
آدینه ۱۴۰۵/۰۶/۲۰
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 تصاویر بهاری از اورامانات استان کردستانِ ایران
در صدای روی ویدئو، حسن زیرک از خوانندگان نامدار موسیقی دسنگاهی و فولکلوریک ایران با ترانههایی به زبان سورانی میگوید:
هی ایران، ایران، ایران
شدی مسکنِ شیران!
حسن زیرک (زادهٔ ۱۳۰۰ و درگذشتهٔ ۱۳۵۱ خورشیدی در بوکان استان آذربایجان غربی) داستان آزادی خودش را از زندانهای عراق تعریف میکند و میگوید:
"میدانستند ایرانی هستم (خطاب به عراقیها) و من را آزاد کردند. وگرنه ایران به خاطرم همه خاک عرب (در اشاره به عراق) را به توبره میکشید!"
حسن زیرک صدها ترانه به زبان سورانی خوانده که بارها نام «ایران» را از زبانِ او میشنویم.
او با رادیو تهران (بخش کُردی) و سپستر رادیو کرمانشاه همکاری میکرد.
(ویدئو برای بهار ۱۴۰۱ خورشیدی - استودیو آوای مادری)
@IranDel_Channel
💢
🎥 از لنگرود تا تبریز
چامهخوانی «محمد شمس لنگرودی» در تبریز با نوازندگی «سجاد باهر»
شهریور ماه ۱۴۰۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🎥 طاقبستان در کرمانشاهِ ایران
در دامنهٔ کوه و در کنار چشمهای که قرنهاست جاری است، بخشی از شکوه ایرانِ دورهٔ ساسانی بر سنگ نقش بسته است.
طاقبستان، تنها مجموعهای از نقشبرجستههای تاریخی نیست؛ روایتی تصویری از قدرت، هنر و زندگی در روزگار ساسانیان است؛ از آیینهای شاهانه و صحنههای شکار تا پوشش، موسیقی و جزئیاتی که پس از قرنها، هنوز بخشی از جهان آن روزگار را پیش چشم ما زنده میکنند.
ویدیو از: فاضل اسکندانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 طنینانداز شدنِ خنیای ملّی ایران در شهرستان اهر به همت جوانانِ هنرمند اهری
همزمان با روز ملّی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار
🔴 مؤسسهٔ «ندای گامِ هفت» برگزار میکند:
خنیابزمِ «گروه موسیقی ایرانی حیرت اهر»
خواننده:
مهرداد خدایی
آهنگساز و سرپرست گروه:
بابک کرباسفروش
نوازندگان تنبور:
حجت شالچی
توحید سالکی
مسعود شریفی راد
نوازندهٔ سنتور:
پیمان محسنی
نوازندهٔ دف:
امین مردانی
نوازندهٔ تنبک:
میلاد کرباسفروش
ساخت نماهنگ:
سانیار فیلم
زمان:
آدینه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ساعت ۱۹:۳۰
جایگاه:
استان آذربایجان شرقی؛ شهر اهر؛ سالنِ اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اهر
🔴 بلیت را از تارنمای «ebilit» بخرید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 شب یادبود جلال خالقیمطلق؛ در نخستین زادروزش بدون او
به یاد و بزرگداشت استاد جلال خالقیمطلق، پژوهشگر برجستهٔ شاهنامه و فرهنگ ایران، نشستی مجازی و برخط برگزار میشود تا از میراث علمی و فرهنگی ارزشمند ایشان سخن رانده شود.
سخنرانان:
بهرام پروین گنابادی
زاگرس زند
مسعود راستیپور
کلثوم غضنفری
حمید کرمیپور
لیلی ورهرام
خداداد رضاخانی
اسماعیل شمس
زمان:
آدینه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی برابر با ۱۱ سپتامبر ۲٠۲۶ میلادی، ساعت ۱۸ به وقت ایران
این نشست مجازی و برخط در «اسکایروم» مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز برگزار خواهد شد.
شب یادبود استاد جلال خالقی مطلق به همت مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز و با همکاری پژوهشخانهٔ حماسهٔ ایرانی چهرزاد، گروه تاریخ دانشگاه تهران، بنیاد پژوهشهای ایران باستان آژیار، انجمن ایرانشناسی ایران و مباحث ایرانشناسی برگزار میشود.
یادش گرامی و نامش ماندگار.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 تصنیفِ «امشب» | شهرام ناظری
خواننده: شهرام ناظری
آهنگساز: تهمورس پورناظری
چامهسرا: حسین منزوی زنجانی
امشب غم تو در دل دیوانه نگنجند
گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد
تنهاییام امشب که پر است از غمِ غربت
آن قدر بزرگ است که در خانه نگنجد
بیرون زدهام تا بدَرم پردهٔ شب را
کاین نعرهٔ دیوانه به کاشانه نگنجد
خُمخانه بیارید که آن باده که باشد
در خورد خماریم به پیمانه نگنجد
میخانهٔ بیسقف و ستون کو که جز آنجا
جایِ دگر این گریهٔ مستانه نگنجد
مجنون چه هنر کرد در آن قصه؟ مرا باش
با طرفه جنونی که به افسانه نگنجد
تا رو به فنایت زدم از حیرت خود پَر
سیمرغم و سیمرغِ تو در لانه نگنجد
در چشمِ منَت باد تماشا که جز اینجا
دیدارِ تو در هیچ پریخانه نگنجد
دور از «تو» چُنانم که غمِ غربتم امشب
حتی به غزلهای غریبانه نگنجد
#موسیقی
@IranDel_Channel
💢
🔴 خوانشِ ابیاتِ نخستین «پادشاهیِ نوذر» در شاهنامهٔ فردوسی از منظرِ اندیشهٔ سیاسی ایرانشهری و سنتِ سیاستنامهنویسی
✍️ بهادر قاسمی
فردوسی در ابتدای «پادشاهیِ نوذر» (جلد اول انتشارات دایرهالمعارف، تصحیح استاد جلال خالقی مطلق) میگوید:
چو سوگِ پدر شاهنوذر بداشت
زِ کَیوان کلاهِ کَیی برفَراشت
به تختِ منوچهربر بار داد
بخواند انجمن را و دینار داد
برین برنیامد بسی روزگار
که بیدادگر شد سرِ شهرْیار
زِ گیتی برآمد به هر جای عَوْ
جهان را کَهُن شد سر از شاهِ نَوْ
چو او رسمهایِ پدر درنَوَشت
ابا موبَدان و رَدان تیز گشت
همه مردمی نزدِ او خوار گشت
دلش بر رهِ گنج و دینار گشت
کدیور یَکایک سپاهی شدند
دلیرانْ سزاوارِ شاهی شدند
چو از رویِ کشور برآمد خروش
جهانی سراسر برآمد به جوش
اگر بخواهیم این بخش از داستانِ نوذر را از منظر اندیشهٔ سیاسی ایرانشهری و سنتِ سیاستنامهنویسی بخوانیم، نکتهٔ بسیار مهم این است که فردوسی صرفاً داستان یک پادشاهِ بد را روایت نمیکند؛ بلکه تصویری از فروپاشی مشروعیتِ سیاسی بر اثر فساد اخلاقی، بیعدالتی و برهمخوردن نظمِ اجتماعی ارائه میدهد.
● در اندیشهٔ سیاسی ایرانشهری شاه خوب، نگهبان نظم است، نه مالک کشور.
پادشاه صرفاً صاحب قدرت نیست؛ وظیفهٔ او نگهبانی از داد، آبادانی کشور و حفظ سامانِ اجتماعی است. شاه زمانی شایستهٔ شهریاری است که قدرتش در خدمتِ کشور باشد. نوذر دقیقاً از همین نقطه منحرف میشود:
«برین برنیامد بسی روزگار
که بیدادگر شد سرِ شهریار»
تغییر بسیار معنادار است: او ابتدا تاج بر سر میگذارد و انجمن را فرامیخواند و دینار میبخشد؛ اما زمان چندانی نمیگذرد که شهریاری از «داد» به «بیداد» تبدیل میشود.
در سنت سیاستنامهنویسی نیز همین اصل بارها تکرار شده است: قدرت اگر با «داد» همراه نباشد، خودش زمینهٔ نابودی حکومت را فراهم میکند.
● نوذر از «رسم» گذشتگان و آداب و رسوم قدما در شیوهٔ مملکتداری فاصله میگیرد.
فردوسی میگوید:
«چن او رسمهای پدر درنَوَشت
ابا موبَدان و رَدان تیز گشت»
این بیت از نظر اندیشهٔ سیاسی بسیار مهم است. «رسمهای پدر» را نباید صرفاً آداب تشریفاتی دانست. در جهان سیاسیِ شاهنامه، این رسمها بخشی از تجربهٔ تاریخی و خِرد سیاسی انباشتهشده در حکومت هستند.
نوذر با کنار گذاشتن این سنتها، در حقیقت خود را از خِردِ جمعی و تجربهٔ پیشینیان جدا میکند. این همان چیزی است که در سنتِ سیاستنامهای نیز اهمیت دارد: حاکم نباید تصور کند که با رسیدن به قدرت، میتواند همه قواعد و تجربههای پیشین را کنار بگذارد. به تعبیر امروزی، حکمرانی حافظه دارد. حکومتی که تجربههای تاریخی، نهادهای مشورتی و سنتهای عقلانی خود را بیارزش کند، دائماً اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
● حذف نخبگان و خردمندان و عدم شایستهسالاری، آغاز انحراف قدرت است.
«موبدان و ردان» در اینجا فقط یک گروه اجتماعی نیستند؛ آنها نمایندهٔ بخشی از خِرد، دانش و سنتِ مشورتی جامعه هستند. نوذر با آنان «تیز» میشود. این نکته با سنتِ سیاستنامهای بسیار سازگار است. در آثار سیاسی کلاسیک ایران، شاه موفق، شاهی نیست که فقط فرمان بدهد؛ بلکه شاهی است که گوش شنوا داشته باشد و سخنِ خردمندان را بشنود. وقتی حاکم همه صداهای مستقل و منتقد را مزاحم تلقی کند، یک اتفاق خطرناک رخ میدهد:
حاکم دیگر واقعیتِ جامعه را آنگونه که هست نمیبیند؛ بلکه آنگونه میبیند که اطرافیانش به او گزارش میکنند.
و این یکی از نخستین مراحلِ فروپاشی عقلانیتِ سیاسی در آن نظامِ سیاسی است.
● وقتی «مردمی» خوار میشود و اخلاق و انسانیت رو به تجزیه و تلاشی مینهد.
به نظر من مهمترین بیت این قطعه این است:
«همه مردمی نزدِ او خوار گشت
دلَش بر رهِ گنج و دینار گشت»
فردوسی در دو مصراع، دو بیماری سیاسی را در برابر هم قرار میدهد: زوالِ اخلاق و شیفتگی به ثروت و مالاندوزی.
«مردمی» را میتوان در اینجا به معنای انسانیت، جوانمردی، مردمداری و دیگر فضایلِ اخلاقی فهمید.
نوذر ابتدا «مردمی» را خوار میکند و سپس «گنج و دینار» بر دلِ او مسلط میشود.
این نگاه با سنتِ سیاستنامهای کاملاً همخوان است: فسادِ حکومت از فساد اخلاق حاکم آغاز میشود. یعنی مسئله فقط این نیست که پادشاه ثروتطلبی پیشه کرده است، مسئله عمیقتر است: ثروت جای فضیلتهای انسانی را گرفته است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🎥 آیا در ایرانِ باستان، فلسفه داشتیم؟
محمد بیانی، دکترای ادبیات حماسی و پژوهشگر زبانهای باستانی پاسخ میدهد
متن خوانده شده:
«اندرز پوریوتکیشان» ۲ بندِ نخست، به زبان فارسی میانه
@IranDel_Channel
💢