2541
──═ঊঈ ﷽ ঊঈ═── تنها کانال سیاسی استراتژیستی تلگرام تاسیس: 17March, 2016 با حضور مسئولان، دیپلماتها، سیاسیون، خبرنگاران، اساتید و سلبریتی های مطرح کشور مفسر و تحلیل گر: کتر احسان جعفری فر -علاقمند به همکاری علمی 09142052930 Instgram:dr.ehsan_jafari_far
#استراتژی_سیاسی
💢نقشهراهی برای صلح در سوریه پسا اسد
✍️تلاشهای مشترک فشرده شورای آتلانتیک، مؤسسه خاورمیانه و مؤسسه صلح اروپا
1️⃣چالشهای استراتژیک و امنیتی پس از سقوط رژیم اسد:
- بحرانهای امنیتی:سقوط رژیم اسد در دسامبر 2024 ممکن است باعث افزایش بحرانهای امنیتی شود. گروههای تروریستی مانند داعش و جبهه تحریر شام (HTS) در شرایط بیثباتی ممکن است دوباره نفوذ کنند و درگیریهای مسلحانه داخلی ادامه یابد
- رقابتهای خارجی:قدرتهای بزرگ نظیر ایالات متحده آمریکا و روسیه همچنان به دنبال نفوذ در سوریه هستند. روابط سوریه با ایران که پیش از این حامی رژیم اسد بود، تغییر و ایران باید استراتژی خود را در سوریه بازتعریف کند.
- چالشهای اقتصادی:وضعیت اقتصادی سوریه پس از جنگ و تخریبهای گسترده بسیار بحرانی است. بهبود زیرساختها و اقتصاد نیازمند زمان و منابع فراوان است.
- بازگشت پناهندگان: بازگشت پناهندگان سوری به کشورشان یکی از چالشهای بزرگ است.
- تهدیدات تروریستی:فعالیتهای گروههای جهادی همچنان تهدیدی بزرگ برای امنیت داخلی و منطقهای سوریه است چون داعش و HTS
- پدیده ویرانی و بیثباتی: ایجاد یک ساختار پایدار و شفاف یک اولویت خواهد بود.
2️⃣نکات مهم در تحلیل وضعیت سوریه پس از سقوط رژیم اسد:
- چالشهای اقتصادی و تحریمها: دولت موقت سوریه با مشکلات اقتصادی شدید مواجه خواهد شد. تحریمهای بینالمللی و آثار جنگ باعث مشکلات اقتصادی زیادی شده است. رفع تحریمها و امکان دسترسی به منابع مالی بینالمللی میتواند به احیای اقتصاد کمک کند.
- فرآیند ائتلافات منطقهای: روابط با کشورهای عربی و ترکیه برای رسیدن به راهحلهای پایدار و حفظ ثبات در سوریه اهمیت زیادی دارد. برخی کشورها مانند عربستان سعودی میتوانند نقش کلیدی ایفا کنند.
- مدیریت نیروهای جهادی و غیرمتمرکز: یکی از تهدیدات اصلی حضور هزاران جنگجوی خارجی است گروههایی مانند حزب اسلامی ترکستان و سایر نیروهای جهادی در شمال غرب سوریه نیاز به استراتژیهایی برای ادغام در ساختار سیاسی و اجتماعی سوریه دارند.
- چالشهای امنیتی و حضور گروههای تروریستی: داعش و سایر گروههای افراطی همچنان تهدیدی بزرگ برای سوریه هستند. حضور این گروهها در مناطق مختلف کشور، به ویژه در مناطق تحت کنترل کردها و ارتش آزاد سوریه، نیازمند تدابیر سختگیرانه برای جلوگیری از بازگشت آنها به قدرت است.
3️⃣تغییرات سیاسی و اجتماعی در دوره پسا اسد:
- انتقال قدرت: این انتقال باید شامل مشارکت تمامی اقشار جامعه، به ویژه زنان، باشد تا ساختار قدرت بهطور دموکراتیک تغییر یابد.
- نقش زنان: در روند انتقال، باید جایگاه زنان بهطور برابر در نظر گرفته شود و از سازوکارهایی مانند سهمیهبندی برای مشارکت در نهادهای سیاسی استفاده شود.
- شمولیت قومی و مذهبی: یکی از چالشهای اساسی در روند انتقال، گنجاندن گروههای قومی و مذهبی مختلف در فرآیند بازسازی کشور است.
- مشارکت شفاف و تصمیمگیری: برای تضمین موفقیت فرآیند انتقال، باید از روشهای شفاف برای انتخاب اعضای نهادهای انتقال استفاده شود. این فرآیند باید شامل مشاوره با گروههای غیرنخبگانی و افراد عادی جامعه باشد تا نمایندگی واقعی از تمامی بخشهای جامعه فراهم شود
✍️تفسیر_خبر
1️⃣تلاش های مشترک فشرده این چند موسسه آرمانگرایانه و با معیارهای غربی است؛ واقعیت های میدانی تحت ارزش های غربی قرار گرفته است؛ نوعی برابری و حضور همه جانبه که گویی تقسیم جامعه سوریه یکدست است.
2️⃣بحران سوریه یک مسئله صرفاً داخلی نیست بلکه به شدت تحت تأثیر قدرتهای خارجی قرار دارد. در واقع، نقش این قدرتها در آینده سوریه باید جدی گرفته شود، چرا که تحولات سوریه بدون در نظر گرفتن این بازیگران بینالمللی به هیچوجه قابل حل نخواهد بود. اگرچه تلاش برای استقلال سوریه ممکن است در نگاه اول مطلوب به نظر برسد، اما در عمل به نظر میرسد که این یک سراب باشد. شرایط سوریه به گونهای است که مانند عراق قابل پیاده سازی نیست بلکه سوریه رقابتها و تنوعات سیاسی داخلی پیچیدگیهای خاص و متعددی را در خود دارد. در این شرایط، به نظر میرسد که بهترین راهحل موقت، بحث و گفتگوی میانجیگری میان بازیگران سیاسی کلیدی به ویژه همچون مذاکرات آستانه است! این میانجیگری باید میان گروههای سیاسی مختلف و طیفهای متنوع ایدئولوژیکی صورت گیرد. در این راستا، تلاش برای ایجاد توافقات سیاسی میان رهبران و جناحهای مختلف در سطوح پایینتر،ضرورت است ولی اولویت فعلا نیست. در این مرحله، مهمترین اولویت باید تمرکز بر لایههای بالاتر ساختار سیاسی باشد تا بعداً در ساختارهای دولتی و پارلمانی، امکان نمایندگی و پذیرش گروههای مختلف مثل نظر سه اندیشکده خارجی تا حدی فراهم شود.
@IRDIPLOMAT
#استراتژی_سیاسی
💢ابوعبیده، سخنگوی کتائب القسام، شاخه نظامی حماس: ما از جنبش انصار الله یمن به خاطر مواضع شرافتمندانهاش در قبال موضوع فلسطین و حمایت از نوار غزه قدردانی میکنیم.
🔻 یمنیها با وجود بهای سنگینی که به خاطر وفاداری نسبت به مسجد الاقصی و فلسطین پرداخت کردهاند، باز هم از حمایت و پشتیبانی مستقیم از برادران خود در نوار غزه دست نکشیدند.
🔻 حضور مشترک موشکهای یمنی و فلسطینی در آسمان تلآویو، تاکیدی بر این نکته است که غزه تنها نیست بلکه مردانی آزادیخواه در میان امت اسلامی هستند که هرگز غزه را در مقابل دشمن صهیونیستی تنها نمیگذارند.
🔻 ما از تمامی آزادگان میخواهیم که در نبرد دفاع از مسجد الاقصی و غزه شرکت کنند، هیبت دشمن جنایتکار صهیونیستی را در هم شکنند و اشغالگران را به توقف تجاوزاتشان وادار سازند.
✍️تفسیر خبر
1️⃣در زمانی که اسرائیل سرخوش از اقدامات نظامی خود و تقریباً تمام رسانه ها بر دست بالای اسرائیل پس از عملیات وحشیانه و ترورها میگفتند اقدامات نظامی یمنی ها امیدی بر قلب ها در برابر این رژیم دمید. این روحیه بالا در شرایطی سختی به نمایش گذاشته شد. پیش تر این حماس بود که درتبادل اسرا روحیه بالای خود را نشان داده بود. اقدام یمنی ها ما را به یاد مقاومتی می اندازد که در برابر عربستان ازخود نشان دادند اما باید در نظر داشت که امروزه یمنی ها با آمریکا و اسرائیل درگیرند و مثل عربستان هدف قرار دادن آرامکو دیگر مطرح نیست مگر طرف آنها تنها اسرائیل و آمریکا نباشد.
2️⃣اما یمنی ها امروز با واکنش جدی گویا روبرو نشده اند چرا؟ این یک زنگ خطر است. از زمانی که اسرائیل و آمریکا آموخته اند باید قلب دشمن خود را هدف قرار دهند اینک قطعاً بدنبال این هستند که بدانند قلب یمن و انصارالله کجا است که به آن حمله کنند . منظور از قلب ممکن است یک پایگاه یا یک شخص یک مذاکره یا هرچیزی باشد. یمنی ها در این مورد شدیداً تحت ذره بین و رصد هستند و باید به بازی گمراه سازی و خطای محاسباتی طرف مقابل دست یابند وگرنه غافلگیر خواهند شد.به علاوه تهدیداتی که یمنی ها بخاطر موقعیت خود دارند باعث احتیاط بیشتر کشورهای منطقبه در بازی اسرائیل و امریکا هم می شود یعنی حمله به پالایشگاه ها و مراکز انرژی منطقه و کشتی ها در دریای سرخ. با این حال بادی در نظر داشت هدف یمنی ها دفاع از مردم غزه فعلا است پس درگیر شدن در مناطق دیگر می تواند آنها را از هدف دور سازد.
3️⃣اگر آمریکا و اسرائیل دچار خطای محاسباتی شوند، هزینهای که یمنیها بر آنها تحمیل خواهند کرد بسیار سنگین خواهد بود. در صورتی که محاسباتشان دقیق باشد، ممکن است اسرائیل در تاریخ بنویسد که همزمان با حماس و یمن و ... جنگید. سرنوشت این جنگ به عوامل متعددی از جمله حمایت ها، تبادل بیانیهها، سلاحهای موجود، نوع تهدید و شدت آسیبپذیری در برابر حملات یمن، و شاید سناریو ی غافلگیری بستگی دارد. سوال این است که اسرائیل و یمن چگونه در حال بالا بردن تدابیر دفع حملات یکدیگر هستند؟ گزینه های مدیریت، موارد انعطاف و عدم پذیرش چیست؟ و چه زمانی رویارویی جدی و بسیار بسیار مهم بلند مدت درگیری با چه هزنیه ای و امکاناتی و چگونه آغاز خواهد شد؟ بنظر میرسد اولین اقدام یمنی ها باید این باشد که سناریو غافلگیری را از خود دور کنند و از زاویه ضربه پذیر ضربه را بزنند!
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢چگونه پوتین، ترامپ را به دادن امتیاز وا داشت؟
✍️ اکونومیست
◾️ابتدا به جای توافق بر سر یک آتشبس بیقید و شرط، پوتین پیشنهاد کرد که هر دو طرف از حمله به زیرساختهای انرژی یکدیگر دست بردارند؛ حرکتی که نشان میدهد او همچنان به دنبال شرایطی است که کنترل بیشتری بر وضعیت داشته باشد. در حالی که اوکراین توانسته در این زمینه ضربات سنگینی به روسیه وارد کند، پوتین شرایطی را مطرح کرده که به او برتری بیشتری میدهد: از اوکراین خواسته کمکهای نظامی خارجی را متوقف کند و سربازگیری و آموزش نظامی را کنار بگذارد، در حالی که روسیه خود را از چنین محدودیتهایی معاف کرده است. او همچنین خواستار رسیدگی به «دلایل اصلی» درگیری شده که در واقع میتوان آن را تلاشی برای حذف موجودیت اوکراین بهعنوان یک کشور مستقل تلقی کرد. این رویکرد نشان میدهد که پوتین تمایلی به سازش ندارد. دونالد ترامپ نیز پیشنهاد کرده که نیروگاههای هستهای اوکراین تحت مالکیت آمریکا قرار بگیرند تا از آنها محافظت شود و همچنین قصد دارد تعدادی موشک پاتریوت از اروپا تهیه کند. او تاکنون در اظهارات علنی خود از حمایت از خواستههای سختتر پوتین خودداری کرده که میتواند نشانهای از تلاش برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها باشد.
◾️ اما خطر اصلی در درازمدت خود را نشان میدهد. ولادیمیر پوتین بهدنبال متقاعد کردن رئیسجمهور آمریکا است که چالشهای جهانی مهمتری از مناقشه اوکراین وجود دارد و در نتیجه، روسیه و ایالات متحده میتوانند در زمینههای دیگر همکاری کنند. مسکو ممکن است در حل بحرانهای خاورمیانه نقشی ایفا کند، حتی شاید به ایران فشار آورد که برنامههای هستهای خود را متوقف کند. چشمانداز گسترش همکاریهای اقتصادی از جمله سرمایهگذاریهای مشترک در پروژههای گازی قطب شمال، برداشتن تحریمها و بازگشت روسیه به گروه هفت، به عنوان انگیزهای برای بهبود روابط مطرح شده است. برخی حتی احتمال تضعیف روابط نزدیک مسکو و پکن را مطرح میکنند. برای دونالد ترامپ، چنین توافقی میتوانست به کاهش خطر «جنگ جهانی سوم» منجر شود.
اما این تصویر بیشتر شبیه یک خیالپردازی خوشبینانه است. این طرح با دقت طراحی شده تا ترامپ را به دادن امتیازاتی در اوکراین متقاعد کند، آن هم در ازای وعدههایی که هرگز تحقق نخواهند یافت. واقعیت این است که روسیه بیش از هر زمان دیگری به چین وابسته است و احتمالاً این وابستگی را ترک نخواهد کرد. توانایی روسیه برای تأثیرگذاری بر ایران بسیار محدود است و اقتصاد این کشور که از نظر اندازه کوچکتر از اقتصاد ایتالیا است، تا حد زیادی به تصمیمات ولادیمیر پوتین وابسته است و فاقد ظرفیتهای اقتصادی چشمگیر برای ایجاد فرصتهای بزرگ است.
◾️در صورتی که دونالد ترامپ در مسیر جستجوی سراب کاهش فشار غرب بر روسیه قدم بردارد، آمریکا در نهایت بازنده خواهد بود. چنین رویکردی، ابتدا شکاف میان ایالات متحده و اروپا را عمیقتر خواهد کرد؛ چرا که اروپا از ترامپ پیروی نخواهد کرد. در همین حال، اوکراین بیثباتتر خواهد شد و این وضعیت، خطرات بیشتری برای کل اروپا به همراه دارد. این تغییرات، اتحادها و ارزشهایی که آمریکا برای دههها از آنها حمایت کرده است، تضعیف خواهد کرد و در نهایت، ایالات متحده را ضعیفتر میکند. شاید ترامپ برای چنین پیامدهایی اهمیت چندانی قائل نباشد، اما بدون شک از این که ضعیف به نظر برسد، واهمه دارد؛ همانطور که «جو بایدن»، رئیس جمهور سابق آمریکا پس از تسلط طالبان بر افغانستان با این نقدها مواجه شد.
از سوی دیگر، تماس میان پوتین و ترامپ در زمانی صورت گرفت که آتشبس تحت نظارت ایالات متحده در غزه در آستانه فروپاشی قرار دارد و حملات اسرائیل شدت گرفته است. هرچند سبک شخصی ترامپ در دیپلماسی ممکن است گرههای سیاسی را بگشاید، اما تلاش برای ایجاد صلح برای او بیش از حد طاقتفرسا و پرجزئیات خواهد بود. بیانیه کاخ سفید درباره این تماس، به «معاملات اقتصادی عظیم و ثبات ژئوپلیتیکی پس از دستیابی به صلح» اشاره کرد. مشخص است که پوتین چه چیزی را میخواهد. تعجبآور این است که به نظر میرسد ترامپ آماده است این امتیازات را به وی اعطا کند"
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
# استراتژی سیاسی
💢 قیمت مذاکره با ساختن بمب اتمی بالا میرود؟
این روزها بحث بر سر ساختن بمب اتم بالا گرفته است و استدلال این است که اگر بمب اتم بسازیم، دست بالا را در مذاکره و رفع تحریمها خواهیم داشت. آیا واقعاً چنین چیزی امکانپذیر است؟ این موضوع را بررسی میکنیم:
1️⃣مسئله هستهای ایران قریب به بیست سال است که بهانهای برای اعمال تحریم علیه ایران شده است. این تحریمها برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اعمال شدهاند. با این حال، بیان شده است که اگر غرب به تأسیسات هستهای ایران حمله کند، ایران در دکترین هستهای خود تجدیدنظر خواهد کرد، یعنی ممکن است بمب اتم بسازد. بنابراین، یک بحث امنیتی مطرح است: هرگونه حمله، منجر به ساختن بمب خواهد شد. حال سؤال این است که اگر غرب به تأسیسات ایران حمله کند و علاوه بر آن، تحریمها را افزایش دهد، آیا ایران حاضر است بمب هستهای را در ازای رفع تحریم کنار بگذارد؟ قطعاً خیر. یا این فرضیه مطرح میشود که ایران قبل از حمله، بمب بسازد تا بازدارندگی ایجاد شود و سپس حتی اگر تحریمها افزایش یابند، آیا ایران در صورت دستیابی به سلاح هستهای، از آن صرفنظر خواهد کرد؟ آنهم در شرایطی که این بمب بازدارندگی داشته، ولی بعد از مذاکره و نابودی آن، هیچ تضمین امنیتی برای خود هم وجود ندارد؟ به نظر میرسد ایران دارای بمب هستهای، حاضر نخواهد بود صرفاً به خاطر رفع تحریم، از آن دست بکشد.
2️⃣ رابطهای بین درصد غنیسازی ایران و تعداد تحریمهایی که از ابتدا تاکنون اعمال شده، بهصورت آمار و ارقام وجود دارد. هرچقدر که ایران تحریمهای بیشتری دریافت کرد، غنیسازی خود را افزایش داد تا بر سر مسئله هستهای مذاکره کند و در سایر حوزهها امتیاز ندهد. منطق این است که اگر بمب ساخته شود و ایران از خیر آن نگذرد، شاید مجبور به کوتاه آمدن در مواردی دیگر شود. ایران از سال ۸۹ با ۲۰ درصد غنی سازی هزاران تحریم تاکنون دریافت کرد. سپس پس از برجام، غنیسازی را زیر ۵ درصد نگه داشت. حال اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، فکر میکنید چند تحریم اضافه خواهد شد و با چند دور مذاکره میتوان آن را کاهش داد؟ مثل این است که دلار را از ده به سی برسانیم بعد رسیدن به 15 با مذاکره را دستاورد بدانیم
3️⃣ فرض کنیم که ایران بمب هستهای ساخت و آن را به سر میز مذاکره آورد و تمام تحریمها هم برداشته شد! به نظر شما کشوری که میلیاردها دلار ثروت بازیافته دارد، از قدرت نظامی بالایی برخوردار است، ایدئولوژیک است، فعالیتهای منطقهای و نیابتی، اهداف فرامرزی و البته دانش هستهای هم برای ساخت بمب هستهای را دارد، آیا میتواند برای غرب تهدیدی آتی نباشد؟ اعلام اینکه من توانایی ساخت بمب هستهای دارم و هیچ سدی در برابر ساخت آن نیست چگونه میتواند خیال غرب و دشمنان را از آینده آسوده کند؟ دو فاکتور مهم برای تبدیل شدن به یک قدرت بلامنازع، یکی توان اقتصادی و دیگری توان نظامی است. آمریکا در قبال کره شمالی که صاحب بمب هستهای است، توان اقتصادی آن را گرفته است. حال چگونه میتوان توان اقتصادی را به ایران بازگرداند، درحالیکه توان ساخت مجدد آن را دارد؟ آیا این وضعیت، خطر "رژیم چنج" را برای ایران افزایش نمیدهد؟
4️⃣ ایران یک نظام ایدئولوژیک دارد و کشورهای منطقه با آن رقابت شدیدی دارند. اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، کشورهای منطقه نیز بهدنبال دستیابی به این سلاح خواهند رفت با ثروت و لابی هایی که دارند و حتی اگر سلاح هستهای بهدست نیاورند، هزینههای نظامی خود را چند برابر خواهند کرد. حال با معامله بمب وتحریم ها پس از مذاکره در وضعیت پایینتری نسبت به کشورهای رقیب قرار نمیگیرد؟ سلاح هستهای، کالایی نیست که یک کشور بهراحتی بهدست بیاورد و بهسادگی بر سر میز مذاکره از دست بدهد، اما تبعاتی دارد، ازجمله تقویت کشورهای رقیب از نظر قدرت نظامی. مگر امروز درباره اوکراین و تجربه آن چنین بحثی نمیکنیم؟ یادمان باشد داشتن بمب هسته ای صرف نه کارت بازی است نه عامل بازدارندگی...توان استفاده از آن کارت بازی است. کی؟کجا؟چطور؟علیه کی؟
5️⃣چرا با کره شمالی کسی کاری ندارد؟ کشوری بسته که خودش خودش را میزند زدن ندارد!
#استراتژی_سیاسی
💢ایران اهرم فشار خود را برای مذاکرات احیای برجام ساخته است
✍️ سی ان بی سی
◾️«سرنوشت ایران ممکن است در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ کاملا متفاوت به نظر برسد و این تفاوت می تواند خوب یا بد باشد.» سیانبیسی در گزارشی با این مقدمه به سراغ پاسخ این پرسش رفته که پرونده اختلاف میان تهران و واشنگتن برای رفع تحریم در ازای شفاف سازی درباره برنامه هسته ای که با خروج آمریکا از برجام در دولت اول دونالد ترامپ آغاز شد در دولت دوم او به کدام سمت و سو خواهد رفت؟
◾️نویسنده در این مطلب مینویسد: دونالد ترامپ در اقداماتی غافلگیرکننده تاکنون چندین بار تمایل خود را برای توافق با ایران ابراز کرده است، آخرین بار از طریق ارسال نامهای به رهبر ایران که شخص ترامپ میگوید ارسال کرده اما مقام های ایرانی میگویند هنوز به دست تهران نرسیده است. دونالد ترامپ ادعا کرده که در این نامه از آمادگی آمریکا برای مذاکره با تهران درباره برنامه هسته ای مورد اختلاف این کشور با غرب سخن گفته است.
◾️این سیاست ترامپ در تضاد با سیاست هفت سال قبل، در سال ۲۰۱۸ است، زمانی که ترامپ ایالات متحده را از توافق هسته ای با ایران خارج کرد و بر حجم تنش در رابطه ایران و آمریکا افزود.
◾️نویسنده با طرح این ادعا که تحریم تاثیر خود را بر اقتصاد ایران گذاشته و مجموعه تحولات یک سال اخیر در منطقه، به تضعیف جایگاه ایران منتهی شده می نویسد: شاید قدرت ایران در این زمینه ها نسبت به دوره اول ریاست جمهوری ترامپ کاهش یافته باشد اما ایران هرم فشار دیگری در اختیار دارد؛ برنامه هسته ای توسعه یافته این کشور.
◾️نویسنده این مطلب در ادامه با تکرار ادعاها پیرامون برنامه هسته ای ایران می نویسد که به گزارش مدیر کلآژانس بین المللی انرژی اتمی، «ایران تنها کشور غیرهسته ای است که اورانیوم را تا این سطح غنی می کند و نگرانی های قابل توجهی را در مورد توسعه بالقوه برنامه هسته ای که می تواند ابعاد تسلیحاتی پیدا کند، ایجاد می کند.»
◾️صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، به سی ان بی سی گفت: «ایران به غنی سازی اورانیوم به عنوان بخشی از اهرم سازی خود ادامه می دهد. هرچه انباشت این مواد بیشتر باشد، دست تهران هم در میز مذاکرات پربارتر خواهد بود.»
◾️سی ان بی سی میگوید که در تهران هم تمایل به رفع تحریم از طریق توافق قوی است و طرفداران بسیاری دارد.
◾️با اینهمه آنچه ادامه مسیر را سخت کرده بی اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن است. در این باره می نویسد: «بی اعتمادی عمیقی در هر دو طرف وجود دارد. به ویژه، ماجرای رویارویی علنی رئیس جمهور اوکراین با دونالد ترامپ در دفتر بیضی شکل کاخ سفید به ایرانی ها یادآوری کرده که اعتماد کردن به توافق احتمالی آینده با دولت ترامپ دشوار خواهد بود.»
در ادامه این گزارش، صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس ادعا میکند که شاید ایران گزینه خرید زمان را به حصول توافق یا رد فوری هر گونه توافق ترجیح دهد.
◾️این کارشناس روابط بین الملل ادعا می کند که این رویکرد می تواند اهرم فشار بیشتری را در اختیار ایران در حوزه مواد هسته ای قرار دهد و البته فرصتی بیشتر در اختیار برای درک بهتر سیاست های ترامپ هم قرار بدهد. به گفته این کارشناس آغاز مذاکرات ایران با تروئیکای اروپایی به منظور جلوگیری از فعالسازی مکانیسم ماشه و باز نگاه داشتن باب مذاکره از همین منظر قابل تحلیل است.
@irdiplomat
با سلام و احترام
روزنامه سراسری سراج از اساتید و تحلیلگران سیاسی دعوت به ارسال یادداشت مینماید و از بابت یادداشت نیز حق التحریریه ای نیز پرداخت خواهد شد
جهت ارتباط با دبیر سیاسی این روزنامه تماس بگیرید :
09142052930
#استراتژی_سیاسی
💢امریکا برای اجتناب از جنگ با ایران سراغ روسیه رفته است
✍️ رسپانسبل استیت کرفت
«الکساندر لاگلوئس» مینویسد: گزارشها حاکی از آن است که روسیه علاقهمند به کمک به تلاشهای ایالات متحده برای مذاکره درباره یک توافق هستهای جدید و گستردهتر با ایران است.
همکاری واشنگتن و مسکو در مورد برنامه هستهای ایران در حالی مطرح میشود که خاورمیانه یکی از پرآشوبترین دورههای خود را سپری میکند و با مجموعهای از خطرات مواجه است که ممکن است هر لحظه به یک درگیری گستردهتر منجر شوند. در حالی که برخی «ایران و محور مقاومت را در موضع ضعف میبینند» و این امر را دلیلی برای اتخاذ رویکردی تهاجمی خطر فاجعه را افزایش میدهد. این در شرایطی است که واشنگتن باید تمرکز خود را بر کاهش حضورش در منطقه معطوف کند.
◾️گزارشهای مربوط به احتمال میانجیگری روسیه، یک ماه پس از آن منتشر شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، یادداشت یا بخشنامه ریاستجمهوری را امضا کرد که «بازگشت سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران را اعلام میکند. در این یادداشت آمده است که سیاست فشار حداکثری بر مبنای این استدلال اتخاذ شده که رفتار ایران منافع ملی ایالات متحده را تهدید میکند. بنابراین، در راستای منافع ملی است که حداکثر فشار بر ایران اعمال شود تا آنچه آمریکا تهدید هستهای ایران خوانده، پایان یابد و برنامه موشکهای بالستیک این کشور نیز
محدود شود.
◾️فراتر از منافع، هرگونه استراتژی فشار حداکثری که شامل حمله به تأسیسات هستهای و نظامی ایران باشد، نهتنها ناکارآمد، بلکه زیانبار خواهد بود. جامعه اطلاعاتی ایالات متحده برآورد کرده است که یک حمله به تأسیسات هستهای ایران، در بهترین حالت، برنامه هستهای تهران را فقط چند هفته یا چند ماه به تأخیر میاندازد، بدون اینکه توانایی ایران برای بازسازی آن را از بین ببرد.نویسنده در ادامه ادعا میکند که ترامپ گزینه حملات نظامی به تأسیسات هستهای و نظامی ایران را نیز در صورت ناکامی اقدامات غیرنظامی برای مقابله با تهران، بر روی میز گذاشته است. اما در مقام مقایسه گزینه استفاده از نیروی نظامی در برابر سازوکارهای دیپلماتیک برای کنترل برنامه هستهای ایران، این استدلال بهکلی نادرست به نظر میرسد. صرفنظر از آنچه تحلیلگران تندرو به افکار عمومی القا میکنند آمریکا منافع محدودی در خاورمیانه دارد.
در واقع، بر خلاف آنچه در یادداشت جدید ریاست جمهوری ترامپ علیه ایران مطرح شده، پرهیز از جنگ با ایران یک اولویت کلیدی برای سیاست منطقهای آمریکا محسوب میشود.
هیچ مبنای حقوقی برای حمله به ایران وجود ندارد. مهمتر از آن، ایران در هیچ سناریوی کوتاه یا میانمدت، تهدیدی وجودی برای ایالات متحده محسوب نمیشود.
با این حال، حتی با در نظر گرفتن دینامیک ژئوپلیتیکی منطقه، جمهوری اسلامی تهدیدی وجودی برای اسرائیل به شمار نمیرود، در سالهای اخیر نوعی موازنه منطقهای طبیعی شکل گرفته که اقدامات ایران را محدود کرده است، از جمله توافقنامههای ابراهیم، گسترش شبکه دفاع موشکی میان کشورها و توافق عادیسازی روابط بین عربستان سعودی و ایران با میانجیگری چین.
◾️فراتر از منافع، هرگونه استراتژی فشار حداکثری که شامل حمله به تأسیسات هستهای و نظامی ایران باشد، نهتنها ناکارآمد، بلکه زیانبار خواهد بود.
◾️ایران را نمیتوان کاملاً از جهان منزوی کرد بهگونهای که قادر به مقابله با فشار حداکثری یا بازسازی این کشور راههایی برای تداوم برنامه خود خواهد یافت.
بدتر از آن، حمله گسترده به تأسیسات هستهای و نظامی ایران، هرگونه امکان مذاکره دیپلماتیک بین ایران و غرب را از بین خواهد برد. مقام های ارشد سیاسی در ایران هماکنون نیز نسبت به غرب بدبین هستند و مشروعیت محدود خود را بر پایه گفتمان ضدآمریکایی و ضداستعماری بنا کردهاند.
◾️این جنگ همچنین یکی از منافع حیاتی اما محدود آمریکا را نیز به خطر میاندازد، حفظ ثبات منطقهای برای تداوم جریان آزاد انرژی و امنیت انرژی جهانی.
نویسنده در پایان ادعا می کند که راههای بهتری برای مواجهه با برنامه هستهای ایران وجود دارد. خبرها درباره همکاری احتمالی آمریکا و روسیه برای حل این مسئله، بر گزینههای دیپلماتیک تأکید میکند. در حالی که واشنگتن باید در تلاش باشد تا ائتلافی از رهبران جهانی برای محدود کردن برنامه هستهای ایران تشکیل دهد، مقامات آمریکایی باید بهطور علنی و خصوصی با سیاستهایی که مسیر دیپلماسی را مسدود میکنند، مخالفت کنند. این تلاشها باید شامل مهار جاهطلبیهای اسرائیل برای تغییر محیط امنیتی منطقه از طریق راهبردهای نظامی کوتهبینانه نیز باشد.
چنین ملاحظاتی برای پیشبرد منافع واقعی ایالات متحده که شامل جلوگیری از یک جنگ دیگر در خاورمیانه است، حیاتی خواهد بود
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢معاریو:
چیزی که زلنسکی متوجه نشد: سیاست در دوره ترامپ معیارهای جدیدی دارد
دیدار تاریخی ترامپ و زلنسکی که با بحرانی بیسابقه به پایان رسید، میتواند سیاست خارجی آمریکا را در قبال کشورهای کوچکتر تغییر دهد
یکی از برجستهترین نمونههای تاریخ یک نشست دیپلماتیک که به یک شکست بزرگ تبدیل شد، نشست سال 1961 وین بین جان اف کندی رئیسجمهور ایالات متحده و نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی است . کندی که رئیس جمهور جوانی بود، بدون آمادگی کافی در جلسه حاضر شد و ناامنی از خود ساطع کرد. خروشچف که متوجه این موضوع شد، در مورد مسائل حساس برای هر دو طرف، مانند مسئله آلمان، به او حمله کرد. نتیجه فاجعهبار بود: خروشچف تحت تأثیر قرار گرفته بود که کندی ضعیف و بیتجربه است، که او را به تشدید تنش دیپلماتیک سوق داد که یک سال بعد با بحران موشکی کوبا به اوج خود رسید.
رفتار ناموفق یک رهبر در یک جلسه می تواند به طور چشمگیری وضعیت بین المللی را تغییر دهد. دیدار دیگری که اخیراً بین ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین و رئیسجمهور دونالد ترامپ در کاخ سفید برگزار شد، شکست دیپلماتیک دیگری را نشان داد که میتواند سرنوشت جنگ در اوکراین را تغییر دهد. زلنسکی با هدف جلب حمایت آمریکا در مبارزه با روسیه به این نشست آمد، اما اشتباهی که در آنجا مرتکب نشده بود، از همان دقایق ابتدایی مشخص بود که او آماده رویارویی با ترامپ که فردی مسلط با زبان بدنی روشن و حساب شده است ندارد.
زلنسکی که به سبک ساده خود - یک پیراهن کار مشکی و شلوار رنگ و رو رفته - ظاهر شد، بین ظاهر او و ترامپ ناهماهنگی ایجاد کرد. این انتخاب از نظر ترامپ که به دلیل علاقه به نمادهای وضعیت، ظاهر و قدرت نمادین لباس و ظاهر شناخته شده است، امتیازی برای او به همراه نداشت - او حتی آن را بی احترامی می دانست. تفاوت بصری بین آنها فقط عدم تطابق در وضعیت را تشدید کرد.
این فقط ظاهر زلنسکی نبود که آزار میداد، بلکه زبان بدن او نیز ناامنی را نشان میداد. او تماس چشمی مستقیمی با ترامپ نداشت، حرکت بدنش سست و دستانش در حالت دفاعی جمع شده بود. او از همان لحظه اول سعی کرد کنترل بحث را در دست بگیرد، عکس های وحشتناک اسرای اوکراینی را برای ترامپ ارسال کرد و در واقع هر کاری که از دستش برمی آمد انجام داد تا برنامه ترامپ برای توافق را به هم بزند. در نهایت، این دیدار به یک درگیری عمومی تحقیرآمیز تبدیل شد که با اخراج زلنسکی از کاخ سفید به پایان رسید. تاثیر فوری ضربه جدی به جایگاه اوکراین در واشنگتن بود.
ترامپ که قبلاً با کمک نظامی به اوکراین مخالفت کرده است، ممکن است از این نشست به عنوان دلیلی بر ناتوانی زلنسکی در هدایت روابط خارجی کشورش استفاده کند و از این طریق استدلال های خود را در مورد نیاز به توقف کمک ها و پایان دادن سریع به جنگ تقویت کند. اکنون، اگر زلنسکی بخواهد حمایت دولت آمریکا را بازگرداند، مجبور خواهد شد امتیازات قابل توجهی بدهد، شاید حتی توافق با پوتین که به موقعیت قدرت اوکراین در مبارزه با روسیه آسیب می رساند.
اگر اوکراین نتواند کمک آمریکا را دریافت کند، مجبور خواهد شد به اروپا مراجعه کند، اما اروپا نمی تواند منابعی را که ایالات متحده می تواند ارائه دهد، در غیاب حمایت آمریکا، ممکن است ترامپ که از پوتین قدردانی می کند، از این دیدار به عنوان توجیهی برای یک سیاست نزدیکتر استفاده کند.
و اسرائیل از این چه چیزی باید بیاموزد؟
این نشست تاریخی می تواند سیاست خارجی ایالات متحده را در قبال کشورهای کوچکتر تغییر دهد، ترامپ که همیشه از "اول آمریکا" دفاع کرده است، می تواند از آن برای توجیه کاهش دخالت در درگیری های بین المللی استفاده کند، به عنوان یک متحد نزدیک ایالات متحده، اسرائیل باید درک کند که ترامپ خارج از منافع تجاری عمل می کند، و بنابراین باید خود را به عنوان یک شریک استراتژیک معرفی کند که منافعی به همراه دارد.
درس اصلی این نشست اهمیت زیاد مشاوران و دیپلمات ها و آمادگی کامل برای دیدارها، به ویژه با رهبران مسلط مانند ترامپ است.
ما باید نقاط ضعف و منافع رئیس جمهور را درک کنیم و راهبردی را تنظیم کنیم که اعتماد به نفس خود را منتقل کنیم و آماده باشیم تا گفتگو پیرامون منافع دوجانبه را توسعه دهیم که به نفع ایالات متحده باشد نه فقط اسرائیل. به همین ترتیب، از رویارویی های عمومی که می تواند به وجهه و جایگاه دیپلماتیک آسیب برساند، باید اجتناب شود. در نهایت، سیاست در دوره ترامپ دیگر تنها با اصول ایدئولوژیک سنجیده نمی شود، بلکه با منافع تجاری و استراتژیک نیز سنجیده می شود. ارائه یک مفهوم کلی جدید از طریق منشور تجاری مشارکت منافع در برابر رقبایی مانند چین و روسیه بسیار مهم است.
@IRDIPLOMAT
💢 رهبر انقلاب: مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ دلیل؟ تجربه!
🔺اولاً مذاکره با آمریکا هیچ تاثیری در رفع مشکلات کشور ندارد. این را باید ما درست بفهمیم.
🔺ما در دهه ۹۰ نشستیم با آمریکا مذاکره کردیم حدود دو سال یک معاهدهای هم تشکیل شد.
🔺در این معاهده طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل. اما همان معاهده را آمریکاییها عمل نکردند. همین شخصی که الان سر کار است، معاهده را پاره کرد.
🔺معاهده برای این بود که تحریمهای آمریکا برداشته بشود، برداشته نشد تحریمهای آمریکا؛ تحریمهای آمریکا برداشته نشد! در مورد سازمان ملل هم یک استخوانی لای زخم گذاشتند که مثل تهدیدی همیشه بالا سر ایران وجود داشته باشد. این معاهده محصول مذاکرهای بود که دو سال - بیشتر یا کمتر - طول کشید.
🔺با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد، مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.
✍️تفسیر_خبر
1️⃣آمریکا که دستاورد بزرگ خود را بعد از دهه ها آرزوی گفت و گو با ایران بلاخره با پرونده هسته ای ایران بدست آورده بود با یک خاطره تلخ تاریخی در انجام وعده های خود حیثیت خود را در خوش عهدی خدشه دار کرده است با این حال اگرچه بعد ا زخروج ترامپ از برجام امیدها به روی کار امدن بایدن بود اما گویا اتاق های فکر آمریکا در مشاوره های خود حفظ وضع موجود را به لحاظ کارکرد برجام در عدم دست یابی ایران به سلاح هسته ای و همچنین تحریم های ایران با آب باریکه ی اقتصادی را سفارش کرده بودند که از بایدن هم حرکتی دیده نشد و اینک ترامپ با شعار مذاکره مجدد به میدان می آید هرچند یکی به میخ و یکی به نعل میزند تا هم بگوید نمیخواهد و هم امکان شدنش را نفی نکند تا از طریق این بازی روانی واکنش سنجی ایرانیان را انجام دهد.
2️⃣چرا ترامپ به مذاکره با ایران نیاز دارد ؟ پنج دلیل: 1- شهرت طلبی اولین رئیس جمهوری که توانست با ایران رابطه برقرار کند . 2- دور کردن ایران از چین و روسیه 3-فرصت دیدن ظرفیت های ایران برای خود 4- حفظ منافع خود در منطقه و مهار قدرت منطقه ای ایران 5- دست یابی به امتیازات بیشتر از ایران و تضمین امنیت اسرائیل. با این حال ترامپ امید دارد که فشارهای اقتصادی در نهایت ایران را به سمت آمریکا بکشاند به عبارتی ترامپ تلاش دارد این اتفاق خود بخود از طریق سیستم سازی رخ دهد نه ابراز نیاز به مذاکره. از این رو میخواهد این تلقی ایجاد شود که ایرانیان میخواهند بنابراین با این شروطی که روی میز است آماده مذاکره می باشد. امری که دست ترامپ را در مذاکره با انگاره بالادست بودن بازتر می گذارد و بیشتر امتیاز میگیرد و کمتر امتیاز می دهد. به علاوه با عمل "پانسمان تحریم" چیزی عوض نمیشود فقط قالب رفع تحریم ها از موردی به مورد دیگر انجام میشود. این زیاده خواهی های آمریکا در شرایطی است که رهبر انقلاب (مد ظله العالی) با یادآوری تاریخی تلاش داشتند گوشزد کنند که بازی دست بالا برای آمریکا نیست.
3️⃣چرا بازی دست بالا با آمریکا نیست؟ اولین مورد این است که ابراز نیاز به مذاکره از طرف آمریکایی یا ایرانی به منزله دست بالا یا پایین قرار گرفتن هر کدام آنهاست مگر میانجیگری این توازن بالا و پایین دستی را بهم بزند. نکته دوم این است که یادآوری گذشته به آمریکا نشان میدهد که مذاکره ای در کار نیست بنابراین آمریکا در فشار روانی قرار میگیرد که برای نشان دادن پالس مثبت قدم اول را بردارد. این اقدام ایران در عدم تمایل به مذاکره یک موضع قدرت است و از دو جهت یکی به سبب اینکه توپ خوش قدمی را اول به زمین طرف می اندازد چراکه ایران رسماً اعلام میدارد خوش بینی به دستاوردی از مذاکره واقعا ندارد و دوم اینکه نگرانی ها از برنامه های هسته ای ایران، حفظ و ارتقای قدرت موشکی ایران و از همه مهمتر نزدیک شدن روابط با چین و خودکفایی اقتصادی را بیش از بیش تقویت میکند. آمریکا می داند که تحریم ها اگرچه فشار زیادی را به ایران وارد کرده است اما این مسئله در طی زمان به سبب یادگیری ایران برای دور زدن تحریم و تقویت بنیه داخلی اقتصادی کار را سخت تر خواهد کرد و مذاکره بالادستی در برابر ایران کاهش خواهد یافت در واقع همه چیز به زمان بستگی دارد که ایران شریان های اقتصادی را از نفت نیز دور میسازد و جامعه ایران به سمت ایجاد شغل های جدید حرکت خواهند کرد. در واقع چون ایران راه حل مشکلات را در داخل نیز میبیند کار آمریکا سخت تر می شود بنابراین این خود آمریکا است که باید تعجیل در مذاکره با جبران خسارات کند.
با کمال افتخار و به مناسبت انتشار کتاب ارزشمند “حقوق بشر و مدلهای سیاستگذاری اقوام” نوشته سرکار خانم دکتر سهام طرفی حردانی و جناب آقای اسماعیل شفاعی، که رونمایی این اثر ارزشمند با حضور رئیس جمهور محترم جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان در مرکز ریاست جمهوری صورت گرفت، از طرف انتشارات رجال صمیمانه تبریک عرض میکنیم.
انتشارات رجال، همواره با تکیه بر اصول حرفهای و علمی، از انتشار آثار برجسته و تاثیرگذار حمایت کرده است و این کتاب نیز گواهی بر این رویکرد علمی و پایبندی به این اصل است.
به نویسندگان محترم این اثر نیز تبریک میگوییم و امیدواریم این کتاب موجب گسترش مباحث حقوق بشری و سیاستگذاری اقوام در سطح جهانی نیز گردد.
با آرزوی موفقیتهای بیشتر برای تمامی دستاندرکاران این اثر ارزشمند.
با تشکر دکتر احسان جعفری فر
مدیر انتشارات رجال
09142052930
انتشارات رجال را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/pub_rejal_article
آثار ارزشمند علمی خود را در انتشارات علمی و پژوهشی رجال منتشر نمایید
انتشارات رجال
ناشر معتبر رجال علمی
#استراتژی_سیاسی
💢ترامپ به اسرائیل بمب سنگرشکن برای تاسیسات هستهای ایران نمیدهد!
✍️فرید زکریا
تحلیل فرید زکریا نشان میدهد که آینده روابط بینالمللی به شدت پیچیده و چندوجهی است. در چنین شرایطی، تصمیمگیریهای هوشمندانه و عملگرایانه از سوی رهبران جهان میتواند نقش حیاتی در تعیین مسیر تحولات ایفا کند. از خاورمیانه گرفته تا آسیا و نظم جهانی، هر اقدام و تصمیمی بازتاب گستردهای در صحنه بینالمللی خواهد داشت.
1️⃣ رویکرد چین در برابر سیاستهای ترامپ
زکریا بر این باور است که چین، برخلاف انتظار، در واکنش به سیاستهای تعرفهای و محدودیتهای فناوری آمریکا، از اقدامات متقابل صرفاً اقتصادی پرهیز میکند و بهجای آن روی صادرات مواد حیاتی فناوری به آمریکا کنترل اعمال خواهد کرد. این استراتژی نشاندهنده عقلانیت اقتصادی چین است که سعی دارد ضمن حفظ منافع اقتصادی، از تشدید تنشهای غیرضروری پرهیز کند. در عین حال، چین برای جلوگیری از انزوای اقتصادی، توافقهای دوجانبهای با آمریکا یا دیگر کشورها دنبال میکند. این نشان میدهد که چین بهطور موازی به دفاع از منافع خود و اجتناب از قطع کامل روابط اقتصادی با آمریکا فکر میکند.
2️⃣ تأثیر ایلان ماسک بر رویکرد ترامپ در قبال چین
زکریا به تأثیر منافع اقتصادی ایلان ماسک، بهویژه کارخانه بزرگ تسلا در شانگهای، بر سیاست ترامپ اشاره میکند. از آنجایی که ماسک برای رشد تسلا و سایر پروژههایش به بازارهای آمریکا و چین نیاز حیاتی دارد، احتمالاً نفوذ او بر ترامپ، موضعگیریهای سختگیرانهتر حزب جمهوریخواه نسبت به چین را تعدیل کند. این یک مثال آشکار از تأثیر مستقیم منافع اقتصادی بر سیاست خارجی آمریکا است. به همین دلیل، ممکن است ترامپ برخلاف لفاظیهای معمول، رویکردی عملگرایانهتر و حتی صلحآمیزتر در قبال چین در پیش گیرد.
3️⃣ چالشهای سیاست آمریکا در خاورمیانه
روابط آمریکا و اسرائیل:
ترامپ که پیشتر حمایت بیچونوچرای خود از اسرائیل را نشان داده است، ممکن است همچنان این مسیر را دنبال کند. اما زکریا پیشبینی میکند که او ممکن است از ارائه حمایت نظامی سنگین مانند بمبهای سنگرشکن به اسرائیل خودداری کند. ترامپ که به دنبال شهرت بهعنوان یک «صلحساز» است، احتمالاً ترجیح میدهد با مدیریت بحرانهای منطقهای، جایگاه خود را در صحنه بینالمللی تقویت کند.
مسئله ایران:
سیاست فشار حداکثری ترامپ، در صورت بازگشت به قدرت، میتواند تنشها را افزایش دهد، اما زکریا تأکید میکند که بدون ارائه انگیزهای مشخص برای ایران، تغییر رفتار تهران بعید است. ایران بهعنوان یک بازیگر منطقهای با ساختار حکومتی پیچیده و پایدار، نهتنها با تحریمهای اقتصادی مقابله کرده بلکه توانسته است حمایت داخلی و منطقهای خود را حفظ کند. به همین دلیل، سیاستی که تنها به فشار متکی باشد، به احتمال زیاد نتیجهبخش نخواهد بود.
4️⃣ عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل
محمد بن سلمان (MBS) در تلاش است تا سیاست خارجی عربستان را از نقش رهبری در جهان اسلام به سمت منافع ملی و توسعه داخلی سوق دهد. در این راستا، عادیسازی روابط با اسرائیل یکی از اهداف اصلی اوست. اما با توجه به افزایش احساسات عمومی ضد اسرائیل پس از وقایع غزه، تحقق این هدف به سازشهای قابلتوجهی از سوی اسرائیل بستگی دارد.
زکریا پیشبینی میکند که برای پیشبرد این توافق، اسرائیل ممکن است نیاز به پذیرش حداقل خواستههای فلسطینیان، مانند تأیید تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی، داشته باشد. این مسئله میتواند چالشهای سیاسی داخلی را برای نتانیاهو ایجاد کند، اما در نهایت ممکن است از سوی دولت ترامپ بهعنوان راهی برای تقویت روابط منطقهای تلقی شود.
5️⃣تغییر نظم منطقهای و جهانی
زکریا به تلاشهای چین، روسیه، ایران، و کره شمالی برای تضعیف نظم جهانی تحت رهبری غرب اشاره میکند و از اهمیت اتحادهای غربی و نهادهایی مانند بریکس سخن میگوید. به باور او، غرب باید این ائتلافها را جدی گرفته و مانع از آن شود که این کشورها به تهدیدی جدی برای ساختارهای موجود تبدیل شوند.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢 ترامپ فرصت دیپلماسی با ایران را از دست ندهد
✍️ریچارد هاس
◾️ ریچارد هاس در ابتدای این مقاله با اشاره به اینکه ایران "تا همین اواخر مهمترین بازیگر منطقهای در خاورمیانه و تأثیرگذارتر از مصر، اسرائیل، عربستان سعودی یا ترکیه بود"، به تحولات اخیر منطقه و حوادث غزه، لبنان و سوریه پرداخته و مدعی شده است که ایران طی چند ماه گذشته شرایط متفاوتی را تجربه کرده است.
◾️ به نوشته مدیر برنامهریزی سیاسی وزارت امور خارجه دولت بوش، این شرایط دوباره بحث نحوه برخورد آمریکا و شرکای آن با چالشهای ناشی از ایران را باز کرده است.
◾️ هاس نوشت: بهترین رویکرد، رویکردی است که هدف تغییر خطمشی امنیتی ایران را از طریق دیپلماسی و در کنار توانایی و تمایل به استفاده از نیروی نظامی در صورت عدم همکاری تهران، دنبال کند.
◾️ این دیپلمات پیشین سه رفتار ایران را مایه نگرانی مداوم دانسته است: حمایت از گروههای نیابتی، برنامه هستهای، و اوضاع داخلی. به نظر او، سیاست آمریکا باید به هر سه مورد پرداخته و محدودیتهایی برای این موارد ایجاد کند.
◾️ نویسنده تأکید کرد که تلاش برای موفقیت در هر سه حوزه احتمالاً شکست خواهد خورد و افزود: برنامه هستهای باید در صدر اولویتهای سیاستگذاران آمریکایی قرار گیرد. او هشدار داد که ایران دارای سلاح هستهای میتواند تهدیدی جدی برای اسرائیل، عربستان سعودی و ترکیه باشد.
◾️ هاس نوشت: برخی تحلیلگران به تغییر حکومت ایران اولویت میدهند، اما شواهد اندکی وجود دارد که واشنگتن بتواند چنین تغییری را تسهیل کند. او پیشنهاد کرد که محدود کردن تواناییهای ایران و شکل دادن به رفتار خارجی آن، مشابه راهبرد مهار شوروی در دوران جنگ سرد، باید اولویت اصلی باشد.
◾️ او افزود: دیپلماسی با پشتوانه تهدید معتبر استفاده از نیروی نظامی شانس موفقیت بیشتری دارد. دیپلماسی باید به دنبال توافقی جامع باشد که شامل محدودیتهای دائمی و قابل راستیآزمایی بر برنامه هستهای ایران، محدودیت حمایت نظامی از نیروهای نیابتی، و کاهش برنامه موشکی باشد.
◾️ بر اساس چنین توافقی، ایران میتواند برنامه انرژی هستهای خود را تحت نظارتهای شدید حفظ کرده و از حمایت سیاسی و اقتصادی بازیگران منطقهای بهرهمند شود. تحریمها نیز به میزان قابل توجهی کاهش یافته و باقیمانده تحریمها در صورت بهبود وضعیت داخلی ایران رفع خواهد شد.
◾️ هاس بر فوریت تعامل با ایران تأکید کرده و هشدار داد که فرصتهای راهبردی دائمی نیستند. او نوشت: ایران ممکن است به بازسازی نیروهای نیابتی خود پرداخته و با از بین رفتن بازدارندگی متعارف، به دنبال سلاح هستهای به عنوان تضمین بقا باشد.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢نفوذ آمریکا در جهان عرب با افزایش نفوذ چین رو به افول است
✍️نشریه فارن افرز
◾️نشریه فارن افرز در یادداشت قابل توجهی نوشت با افزایش طول مدت درگیری عملیات نظامی ارتش اسرائیل در داخل غزه، تأثیر پیامدهای آن را بر جهان عرب و ایالات متحده میبینیم و اینکه جنگ باعث شد روند روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و چند کشور عربی مختل شود.
◾️پیش از این، بحرین، مراکش، سودان و امارات متحده عربی روند عادی سازی روابط با اسرائیل را آغاز کرده بودند و به نظر می رسید عربستان سعودی نیز آماده پیوستن به آنها باشد. با این حال، حمله و پاسخ نظامی اسرائیل در غزه، این پیشرفت را متوقف کرد.
◾️از آن زمان، عربستان سعودی تا زمانی که اسرائیل اقدامات ملموسی برای تأسیس دولت فلسطین انجام ندهد، از عادیسازی روابط خودداری کرده است. اردن در نوامبر ۲۰۲۳ سفیر خود را از اسرائیل فراخواند و سفر برنامهریزی شده بنیامین نتانیاهو به مراکش لغو شد.
◾️تظاهراتهای گستردهای در سراسر جهان عرب در اعتراض به اقدامات اسرائیل و بحران انسانی در غزه برگزار شد. در اردن و مراکش، معترضان خواستار پایان دادن به معاهدات صلح کشورهایشان با اسرائیل شدند و از بی توجهی به نظر مردم، توسط دولتهایشان ابراز ناراحتی کردند.
◾️پیامدهای جنگ در غزه به ایالات متحده نیز سرایت کرد، زیرا افکار عمومی عرب به شدت علیه مهمترین و قویترین متحد اسرائیل تغییر جهت داده است.
◾️نظرسنجیهای مؤسسه «عرب بارومتر» نشاندهنده کاهش چشمگیر جایگاه آمریکا در میان شهروندان عرب است که به درگیری غزه نسبت داده میشود. در تونس، دیدگاههای مثبت نسبت به ایالات متحده از ۴۰ درصد قبل از روز ۷ اکتبر به ۱۰ درصد کاهش یافت. کاهش مشابهی در اردن (از ۵۱ درصد در سال ۲۰۲۲ به ۲۸ درصد در اوایل ۲۰۲۴) و لبنان (از ۴۲ درصد به ۲۷ درصد) مشاهده شد.
◾️این تغییر به نفع چین تمام شده است که محبوبیت آن در منطقه افزایش یافته است. پس از عملیات نظامی اسرائیل در داخل غزه، حداقل نیمی از پاسخ دهندگان در همه کشورهای مورد بررسی، دیدگاه مثبتی نسبت به چین داشتند. در اردن و مراکش، محبوبیت چین حداقل ۱۵ درصد افزایش یافتهاست.
◾️با وجود حمایت محدود از تلاشهای چین برای حمایت از حقوق فلسطین، این آمار نشاندهنده نارضایتی عمیق از سیاستهای ایالاتمتحده است. بیش از ۶۰ درصد از پاسخدهندگان در پنج کشور عربی، بر این باور بودند که ایالات متحده از حقوق اسرائیل حمایت میکند، در حالی که کمتر از ۱۷ درصد احساس میکردند که ایالات متحده از حقوق فلسطین دفاع میکند، که کمترین آن ۲ درصد در اردن بود./ چین شناسی
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
◾️«شیجینپینگ» رئیس جمهور چین برای اولین بار مفهوم معماری جدید «همکاری و امنیت مشترک و پایدار» در خاورمیانه را در سال ۲۰۱۸ طی هشتمین مجمع همکاری چین و کشورهای عربی را مطرح کرد. در سال ۲۰۲۲، «وانگیی»، وزیر خارجه چین، بر اساس پیشنهاد شی، خواستار «معماری امنیتی جدید در خاورمیانه» شد. وانگ علاوه بر تاکید به احترام به اصولی مانند پایبندی به گفت وگوهای سیاسی و دیپلماتیک، مرکزیت کشورهای منطقه و تقدس منشور ملل متحد، دو پیشنهاد ویژه در مورد گفتگوهای صلح منطقهای ارائه کرد:
اول، کنفرانس صلح بین المللی در مورد حل و فصل مساله فلسطین بر اساس راه حل دو دولتی. دوم، اینجاد یک بستر گفتگوی امنیتی خلیج فارس، برای رسیدگی به تنش بین ایران و کشورهای عربی. بر اساس این دیدگاه ها، هدف چین جایگزینی آمریکا به عنوان ضامن امنیت در منطقه نیست، در عوض چین در تلاش است تا با تسهیل ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در خاورمیانه، سلطه منطقه ای ایالات متحده را تغییر دهد. ساختاری که چین با توجه به وزن رو به رشد اقتصادی و روابط سیاسی با قدرت های مختلف در منطقه می تواند نقش مهم تری در آن ایفا کند.
◾️چین از زمان معرفی چشم انداز جدید خود، دو موفقیت در مسائل صلح و درگیری خاورمیانه داشته است یکی توافق میان ایران و عربستان و دیگری برگزاری اجلاس وحدت ملی فلسطین.چین از زمان معرفی چشم انداز جدید خود، دو موفقیت در مسائل صلح و درگیری خاورمیانه داشته است. در مارس ۲۰۲۳، عربستان سعودی و ایران به توافقنامه صلحی در پکن دست یافتند که اسماً با میانجیگری چین انجام شد. نقش دقیقی که چین در این توافق ایفا کرد موضوع بحثهای مهمی مانند اینکه آیا چین فقط گفتوگو را تسهیل کرده یا در واقع نقش تعیین کنند مهمی در میانجیگری میان دو کشور هم داشته است. با این حال، این اولین موفقیت بزرگ چین در میانجیگری در یک درگیری بین المللی بود. دومین موفقیت چین در ماه جون ۲۰۲۴ رخ داد، زمانی که ۱۴ جناح مختلف فلسطینی اعلامیه پکن در مورد پایان دادن به تفرقه و تقویت وحدت ملی فلسطین را در پکن امضا کردند. تردیدها در مورد عملی بودن و اجرای توافق بسیار زیاد است، اما این واقعیت که چین حداقل ریاست این فرآیند را برعهده داشت، نشان دهنده نفوذ فزاینده آن بر این موضوع است. چین با جایگاه تازه خود به عنوان یک «صلحساز» منطقهای، بدون شک مشارکت خود را در امور صلح خاورمیانه در چهار سال آینده افزایش خواهد داد که به نظر می رسد دیپلماتهای چینی و تحلیلگران خاورمیانه آماده این تحولات جدید هستند و برای کمک به ایدهها و برنامههایی در این راستا بسیج شدهاند. پیشبینی میشود پکن از نفوذ دیپلماتیک و کانالهای متعدد ارتباطی خود برای اثبات نقش و مشارکت خود در این زمینه استفاده خواهد کرد.
◾️با این حال، میانجیگری چین در موضوع اسرائیل و فلسطین آسان نخواهد بود. ناتوانی چشمگیر پکن در ایجاد تغییر در جنگ غزه نشان دهنده ضعف چین به عنوان یک میانجی صلح است. در واقع، لحظه ای که چین با خودداری از محکوم کردن حمله ۷ اکتبر حماس، یک طرف را انتخاب کرد، بی طرفی و اعتبار خود را به عنوان میانجی از دست داد. این امر حکم می کند که چین باید روابط و نفوذ خود را بر پویایی داخلی جنبش فلسطین افزایش دهد تا قدرت جنبش را تقویت کند و توانایی پکن برای میانجیگری در مناقشه را افزایش دهد. بازسازی پس از جنگ در غزه، لبنان و سایر مناطق درگیر جنگ فرصت خوبی را برای چین فراهم می کند تا به چنین نفوذی دست یابد، زیرا چین در بازسازی زیرساخت ها تخصص دارد و منابع مالی برای حمایت از آن را نیز دارد.چین همچنین ممکن است تلاش های خود را برای میانجیگری بین ایران و سایر کشورهای خلیج فارس در خاورمیانه افزایش دهد، تهران هم اشتیاق بیشتری برای اقدامات آشتی جویانه در برابر عربستان از خود نشان داده است. روابط چین با ایران احتمالاً شتاب بیشتری خواهد گرفت، زیرا چین می خواهد شاهد احیای نوعی تعادل قدرت منطقه ای باشد. تقویت روابط با ایران و کشورهای عربی راهی برای نفوذ بیشتر در گفتگوهای سیاسی به چین می دهد.
◾️حضور چین در خاورمیانه در دوران دولت ترامپ با چالشهایی روبهرو خواهد شد، اما چین همچنان نقش خود را در منطقه افزایش خواهد داد. تا سال ۲۰۲۹، چین به امنیت انرژی خاورمیانه وابسته خواهد بود و تلاش میکند روابط اقتصادی خود را از انرژی به حوزههای دیگر مانند اقتصاد دیجیتال و فناوری پیشرفته گسترش دهد. چین به دنبال تقویت روابط با ایران و عربستان است که میتواند به توانمندی ایران و بهبود وجهه تهران در منطقه کمک کند.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
ادامه...
در ورای همه طرحها، بیتردید امیال و آرزوهای ژئوپلتیک بر منطقه تسلط یافت. کنشگران مختلف، فکر میکنند که میتوانند با عنوان شکل دادن به خاورمیانه متفاوتی چه از درون و چه از روابط خاورمیانه با بیرون، نقشی ایفا کنند، رقبا را حذف کامل کنند و انحصارگرایانه این جغرافیا را در اختیار بگیرند. روایتپردازی برای تحقق خیالپردازی، رنگارنگ و متنوع است.
◾️اما آنچه این پروژههای کلان در نظر نمیگیرند، این است که خاورمیانه و مردم آن، خود کنشگرند و صرفاً بازیچهای در دست مهندسان استراتژیگرا نیستند. واکنش خاورمیانه به همه پروژهها، موضوعی جدی و در خور است. مقاومت در مقابل پروژههای کلان مهندسی، پدیدهای پایدار، ریشهدار و جا افتاده در منطقه است. در عین حال باید گفت که هرکدام از پروژههای کلان منطقهای، اثرات خاص خود را بر منطقه گذاشته و زخمهای کهنه شدهای بر پیکر خاورمیانه مشاهده میشود که همگی ناشی از این پروژههای خیال بنیاد میباشد. پروژههای غربی و صهیونیستی، روح و روان خاورمیانه را عمیقاً متأثر کرده است.
◾️تحولات بعد از ۷ اکتبر، ویرانگری این پروژهها را به نمایش میگذارد. پروژه ترکی بازگشت به عصر عثمانی، علیرغم روایتسازیهای رنگارنگ و آمادهسازیهای هماهنگ با قدرتهای فرامنطقهای و البته فرصتطلبی از لحظات پرفشار در منطقه و بهرهبرداری از کاستیهای جدی دموکراتیک، نمیتواند خاورمیانه جدیدی را مهندسی کند. در یک کلام شاید رسیدن به این استنباط به واقعیت نزدیک باشد که جوامع انسانی و ازجمله خاورمیانه، مهندسی پذیر نیستند و نهایتاً مردم مهندسان زندگی خود میباشند.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢خاورمیانه اتمی، خاورمیانه امن نیست
✍️موسسه خاورمیانه
در خاورمیانه، مسئله هسته ای تنها به ایران مربوط نمی شود. اسرائیل در حال حاضر یک زرادخانه هسته ای به رسمیت شناخته نشده دارد . رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی گفته اند که به دنبال برابری با توانمندی های هسته ای ایران هستند اما عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر گفته است که کشورش باید مانند آلمان باشد، یک قدرت بزرگ بدون سلاح هسته ای.
◾️احتمال دارد که در دهه آینده یا حتی زودتر، پنج کشور در منطقهای به وسعت ۴۸ ایالات جنوبی آمریکا به سلاح هستهای دست یابند. ترکیه که دارای یک راکتور تحقیقاتی فعال است که قادر به تولید مقادیر کمی پلوتونیوم است، در حال ساخت یک نیروگاه تجاری روسیه با چهار راکتور برای تولید برق در چند سال آینده است و در حال مذاکره برای دو راکتور دیگر است. اما دولت آن به صراحت متعهد شده است که از آن فناوری استفاده نکند. آنکارا، یعنی معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT) را به همراه یک پروتکل الحاقی سختگیرانه تر با آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) امضا و تصویب کرده است. عربستان سعودی نیز در حال آماده سازی برای ساخت اولین نیروگاه هسته ای خود است و قصد دارد تا حدودی سوخت آن را از منابع اورانیوم خود تامین کند. ریاض همچنین NPT را امضا کرده است، اما پروتکل الحاقی را امضا نکرده است. سعودیها گفتهاند تا زمانی که اسرائیل از تسلیحات هستهای خود دست نکشد، هیچ توافق جدیدی را امضا نخواهند کرد، اما گفته میشود در صورتی که واشنگتن ضمانتهای امنیتی مرتبط با عادیسازی با اسرائیل و ایجاد مسیری مناسب برای تشکیل یک کشور فلسطینی را ارائه دهد، آماده هستند تا از این هم فراتر بروند. مصر دو رآکتور تحقیقاتی دارد - یکی روسی و دیگری آرژانتینی. NPT و یک پروتکل الحاقی را امضا کرده است . روسیه در حال ساخت اولین نیروگاه تجاری چهار راکتوری مصر است. امارات متحده عربی که همچنین NPT و پروتکل الحاقی را امضا کرده است، دارای یک نیروگاه تجاری با چهار رآکتور است که توسط کره جنوبی ساخته شده است.
◾️امضاکنندگان NPT و پروتکل الحاقی مجاز به انجام غنی سازی و بازفرآوری برای اهداف غیرنظامی هستند. اگر ترکیه و شاید مصر حداقل مقدار کمی اورانیوم و پلوتونیوم غنی شده را آزمایش نکرده باشند، تعجب آور خواهد بود . امضاکنندگان توافقنامه دوجانبه «123» با ایالات متحده مجاز به انجام این کار بدون موافقت ایالات متحده نیستند. قرارداد 123 ترکیه در سال 2028 منقضی می شود. نه مصر و نه عربستان سعودی آن را امضا نکرده اند.
◾️اسرائیلی ها احتمالاً قبل از سال 1970 سلاح هسته ای داشتند . تصور میشود که اسرائیل و آفریقای جنوبی در سال 1979 مشترکاً در اقیانوس هند آزمایش کردهاند. هند و پاکستان در سال 1998 تسلیحات هستهای آزمایش کردند، اما هند قبلاً در سال 1974 یک انفجار هستهای "صلحآمیز" انجام داده بود. کره شمالی برای اولین بار در سال 2006 یک سلاح هستهای را آزمایش کرد . اینها تنها قدرتهای هستهای شناخته شده هستند: بریتانیا، پنج عضو شورای امنیت ایالات متحده، فرانسه، شورای امنیت دائمی آمریکا و چین. بنبستهای هستهای دوجانبه قابل کنترل هستند. ایالات متحده و روسیه، پاکستان و هند، هند و چین، و کره شمالی و ایالات متحده نشان داده اند که کشورهای دارای سلاح هسته ای لزوماً به یکدیگر یا کشورهای غیرهسته ای حمله نمی کنند.
◾️برخی از کشورها از تسلیحات هسته ای اجتناب می کنند یا دست می کشند. برزیل و آرژانتین توافق کردند که از سلاح های هسته ای عقب نشینی کنند. کشورهای عربی گاهی با صدای بلند از زرادخانه هسته ای اسرائیل شکایت می کنند آفریقای جنوبی پس از پایان آپارتاید از سلاح های هسته ای خود دست کشید . پس از اعلام استقلال از اتحاد جماهیر شوروی، اوکراین، بلاروس و قزاقستان زرادخانه های هسته ای باقی مانده در سرزمین های خود را نیز تسلیم کردند.
◾️سرعت آهسته گسترش سلاح های هسته ای تا به امروز را می توان مدیون جنگ سرد، دهه تک قطبی دهه 1990 و جنگ علیه تروریسم دانست. در طول جنگ سرد، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در برابر اجازه دادن به هر یک از متحدان خود برای به دست گرفتن کنترل سلاح های هسته ای مقاومت کردند . تسلیحات هسته ای در اوکراین و قزاقستان مستقیماً توسط مسکو کنترل می شد. پس از آزمایش کلاهکهای هستهای بریتانیا و فرانسه در سالهای 1952 و 1960، آمریکاییها بهشدت سیاست منع گسترش سلاحهای هستهای را بهویژه با آلمان اجرا کردند. با تضعیف نفوذ آمریکا و روسیه، خاورمیانه درگیر تنشهای شدید شده و حرکت ایران به سمت تسلیحات هستهای میتواند رقابت هستهای منطقهای را تسریع کند و ثبات را بیش از پیش به خطر بیندازد.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢بازی پیچیده اسرائیل در خاورمیانه جدید
✍️ چتم هاوس
◾️اسرائیل در قبال روسیه سیاستی محتاطانه و ثابت را حفظ کرده و حتی در مواجهه با مواضع ضدیهودی برخی مقامات روسی یا حمایت مسکو از گروههای دشمن اسرائیل، تغییری در رویکرد خود نداده است. در حالی که اسرائیل روابط خود با مسکو را حفظ کرده، حتی گامهایی برای تقویت این روابط برداشته و در واشنگتن لابی کرده است تا پایگاههای نظامی روسیه در سوریه حفظ شوند. این اقدام نشاندهنده نگاه اسرائیل به حضور روسیه بهعنوان یک اهرم راهبردی است. در همین راستا، اسرائیل تلاش کرده تا روسیه را از ایران جدا کند، اما شواهد تاریخی نشان میدهد که شراکت راهبردی مسکو و تهران همچنان اولویت روسیه باقی مانده و احتمال موفقیت اسرائیل در این زمینه محدود است.
◾️سیاست اسرائیل در قبال روسیه تا حد زیادی تحت تأثیر نگرانی از کاهش نفوذ منطقهای ایالات متحده است. در دوران ریاست جمهوری ترامپ، تمرکز کاخ سفید بر کاهش تعهدات نظامی در خاورمیانه باعث نگرانی اسرائیل از خلأ قدرتی شد که میتوانست به نفع ایران تمام شود. نیروهای آمریکایی همواره نقش مهمی در کنترل نفوذ ایران داشتهاند و خروج آنها میتوانست تهدیدات امنیتی جدیدی برای اسرائیل ایجاد کند. در این شرایط، اسرائیل روسیه را بهعنوان بازیگری میبیند که حضور آن، هرچند همسو با منافع تلآویو نیست، اما میتواند مانع از گسترش نفوذ ایران شود. علاوه بر این، گسترش روابط روسیه با کشورهای عربی، اسرائیل را به اتخاذ رویکردی محتاطانهتر در قبال مسکو سوق داده تا از قرار گرفتن در تقابل با شرکای منطقهای خود جلوگیری کند.
◾️در دوران دومین ریاستجمهوری ترامپ، روابط اسرائیل و روسیه احتمالاً بدون تغییرات اساسی ادامه خواهد یافت، اما تعاملات آنها افزایش خواهد یافت. سه نتیجه کلیدی در این زمینه پیشبینی میشود: نخست، اسرائیل سیاست تفکیک را حفظ خواهد کرد و همکاریهای امنیتی را از مسائل اختلافی جدا خواهد ساخت تا روابط روسیه با ایران را مدیریت کند. دوم، تلآویو با کاهش تعهدات آمریکا در خاورمیانه، روسیه را بهعنوان بخشی از راهبرد تنوعبخشی در سیاست خارجی خود در کنار کشورهای عربی، هند و چین در نظر خواهد گرفت. سوم، اسرائیل احتمالاً از بهبود روابط واشنگتن و مسکو در دوران ترامپ برای پیشبرد اهداف امنیتی خود استفاده خواهد کرد و در مسائل منطقهای مانند حضور روسیه در سوریه، نقش تسهیلگر ایفا خواهد کرد.
◾️سیاست اسرائیل در قبال روسیه بر مدیریت عملیاتی خطرات و بهرهگیری از روابط با مسکو برای ارتقای امنیت ملی متمرکز است، اما این رویکرد با چالشهای قابلتوجهی همراه است. تناقضات ذاتی در سیاستهای منطقهای روسیه، همراه با رقابت قدرتهای بزرگ، محیطی پیچیده ایجاد کرده که اسرائیل را وادار به اتخاذ سیاستی محتاطانه کرده است. نزدیکی بیشتر تلآویو به مسکو ممکن است موجب ایجاد شکاف با شرکای اروپایی شود، بهویژه کشورهای شرق اروپا که روسیه را تهدیدی امنیتی میدانند. در همین حال، اروپا که در تلاش برای مهار نفوذ روسیه است، ممکن است همکاریهای امنیتی با اسرائیل را محدود کند. با وجود این، اسرائیل همچنان به روابط خود با روسیه بهعنوان ابزاری راهبردی برای مقابله با چالشهای منطقهای، از جمله بیثباتی در سوریه و تهدید هستهای ایران، نگاه میکند. با این حال، تضاد بلندمدت منافع میان مسکو و تلآویو همچنان یک محدودیت اساسی در این رابطه باقی خواهد ماند.
✍️تفسیر خبر
1️⃣روسیه آگاه است که ایران یک ررقیب استراتژیکی در سوریه است اما از یک سو هم میداند که اسرائیل سیاست مرحله ای خود را دارد یعنی ابتدا هدفش ایران است بنابراین فعلا تلاش دارد با جذب روسیه به سمت خود اول ایران را حذف کند یا نفوذش را تقلیل دهد این برای روسیه می تواند یک تهدید و فرصت باشد تهدید برای از دست رفتن آینده و ابهام سرنوشت سوریه و فرصت برای برتری در رقابت با ایران و حذف آن. با این حال روسیه خطرات چنین ریسکی را می داند و نمیتواند بی محابا به آب بزند
2️⃣اسرائیل یک نگاه پیشروی در عین حال مدیریتی دارد. به نظر این رژیم اگر بتوان مرزبندی روابط ایران با دیگران را ساخت در مرحله بعدی به گسترش و تنوع روابط دست زند. اسرائیل نگاه تنها امنیتی ندارد بلکه دنبال روابطی برای یارکشی قوی تر در نظام بین الملل است. این سیاست نهفته آن برای مشروعیت بخشی به خود است
3️⃣اسرائیل در روابط خود با روسیه با یک معادله استراتژیک روبهروست: چگونه با مسکو همکاری کند بدون اینکه به روابطش با اروپا آسیب بزند؟ در پاسخ، سه راهبرد احتمالی اولیه را دنبال میکند: نخست، استفاده محدود از روسیه برای مهار تهدید ایران؛ دوم، بهرهگیری از روابط آمریکا با روسیه برای مدیریت تعاملات با اروپا؛ و سوم، تمرکز بر استراتژی حفظ بی طرفی نسبی برای به تعادل رساندن روابط خود با طرفین
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
بسم الله الرحمن الرحیم
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأَبْصَارِ، یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ، یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَالْأَحْوَالِ، حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
بهاری دیگر از راه رسید،
دلهایمان را به روشنی بهار، ولایت امیرالمؤمنین و معنویت شبهای قدر پیوند میزنیم و از خداوند متعال، سالی سرشار از خیر و برکت، عاقبت بخیری، آرامش و تحول احسن مسئلت داریم.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢اروپا، سلاحهای منسوخ به اوکراین میفرستد
✍ آنتیوار
◾️ کشورهای اروپایی، سلاحهای منسوخ و از رده خارج را که برخی بعنوان سلاحهای غیرقابل اعتماد و ناکارآمد در میدان نبرد شناخته میشود، به اوکراین ارسال میکند.
◾️ کشورهای غربی به طور فعال در حال خلاص شدن از شر تسلیحات قدیمی و از رده خارج شده هستند و آنها را به اوکراین ارسال میکنند و گرچه کیفیت و اثربخشی این سلاحها پایین است اما کییف نیز چارهای جز پذیرش این سلاحها از متحدان خود ندارد.
◾️ اسپانیا یک محموله از مسلسلهای سبک CETME L را به اوکراین ارسال کرد که بیش از ۲۰ سال پیش از خدمت خارج شدهاند و به مشکلات قابلیت اطمینان معروف هستند.
◾️ فرانسه نیز توپخانههای خودکششی «سزار» که به عنوان سلاحهای پیشرفته معرفی شدهاند به اوکراین ارسال کرده که در عمل چندان بینقص نبودهاند. بر اساس منابع نظامی اوکراینی، این سیستمها مستعد خرابیهای مکرر هستند و از دقت کافی در شلیک برخوردار نیستند، که این موضوع به ویژه با توجه به نقش مهم توپخانه در این درگیری، بسیار حیاتی است.
◾️ حدود هزار خمپارهای که توسط بلغارستان و رومانی تامین شدهاند، معیوب تشخیص داده شدهاند. برخی گزارشهای نظامی اوکراینی حاکی از آن است که برخی از این خمپارهها منفجر نمیشوند و برخی دیگر دچار اشکال در شلیک میشوند، که نه تنها اثربخشی عملیاتهای نظامی را کاهش میدهد، بلکه خطرات اضافی برای پرسنل نظامی ایجاد میکند.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢 پیشبینی بیش از ۳۵۰ استراتژیست ارشد درباره آینده
◾️ اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» نتایج تازهترین نظرسنجی سالانه خود را با عنوان «پیشبینی جهانی» منتشر کرد. این نظرسنجی از میان ۳۵۷ استراتژیست و کارشناس بینالمللی از ۶۰ کشور جهان انجامشده تا روند تحولات جهانی را در ۱۰ سال آینده پیشبینی کند. پاسخدهندگان شامل افراد شاغل در حوزههای خصوصی، سازمانهای غیرانتفاعی، دانشگاهها، بنیادهای آموزشی، دولتیها و سازمانهای چندملیتی بوده و نزدیک به ۵۵ درصد از آنها آمریکایی هستند.
◾️ ۴۷ درصد از پاسخدهندگان پیشبینی کردند که تا سال ۲۰۳۵، جهان عمدتاً به دو بلوک «همسو با چین و همسو با آمریکا» تقسیم خواهد شد. در میان این گروه، نزدیک به ۶۰ درصد انتظار دارند که روسیه، ایران و کره شمالی بهعنوان متحدان رسمی چین در این بلوک قرار گیرند، البته با این انگاره که چین رهبری این ائتلاف را بر عهده خواهد داشت.
◾️ بهطور کلی، کمتر از نیمی از شرکتکنندگان در این نظرسنجی (۴۶ درصد) موافق بودند که محور در حال ظهور #روسیه، #ایران، #چین و #کره_شمالی تا سال ۲۰۳۵ به متحدان رسمی یکدیگر تبدیل خواهند شد؛ البته بسیاری از پاسخدهندگان این تحولات احتمالی را با خطر وقوع جنگ جهانی مرتبط میدانستند.
◾️در میان کسانی که پیشبینی کردند جهان به دو بلوک همسو با چین و همسو با آمریکا تقسیم خواهد شد و چین، روسیه، ایران و کره شمالی به متحدان رسمی تبدیل خواهند شد، ۶۲ درصد انتظار داشتند که در یک دهه آینده جنگ جهانی دیگری رخ دهد. در مقابل، در میان سایر شرکتکنندگان در این نظرسنجی، این رقم بهمراتب کمتر و در حدود ۳۳ درصد بود.
◾️ سلاح هستهای یکبار تا سال ۲۰۳۵ استفاده خواهد شد
◾️ براساس این نظرسنجی، ایران محتملترین کشور برای تبدیلشدن به یک قدرت هستهای جدید در آینده است؛ اما تنها کشور بالقوه نخواهد بود. در این نظرسنجی، ۸۸ درصد از پاسخدهندگان پیشبینی کردند که دستکم یک کشور جدید در دهه آینده به سلاح هستهای دست خواهد یافت، که اندکی بیشتر از ۸۴ درصد پیشبینیشده در نظرسنجی سال پیش است.
◾️ همانند نظرسنجی قبلی، نزدیک سهچهارم پاسخدهندگان پیشبینی کردند که #ایران از وضعیت کنونی خود فراتر رفته و در ده سال آینده به باشگاه کشورهای دارای سلاح هستهای ملحق خواهد شد، که آن را به بارزترین نامزد برای تبدیلشدن به یک کشور هستهای در آینده تبدیل میکند.
◾️ بیش از یکسوم پاسخدهندگان نظرسنجی امسال پیشبینی کردند که اسرائیل تا سال ۲۰۳۵ وارد جنگ مستقیم با #ایران خواهد شد
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢رژیم ترامپ محکوم به فروپاشی است
✍️هیل
این تارنمای آمریکایی در نوشتاری به قلم الکساندر جی. موتیل استاد دانشگاه آمریکا و کارشناس مسائل اوکراین- روسیه نوشت: بسیاری از آمریکایی ها ممکن است از ماهیت همه جانبه حکومت ترامپ مبهوت باشند اما این موضوع جدیدی نیست. تاریخ نمونه هایی از رژیم هایی را دیده است که متشکل از رهبران مدعی قدرت کامل هستند که همه تصمیمات را اتخاذ می کنند و توسط زیردستانی احاطه شده اند که بر نهادهای ضعیف حکومت می کنند و از مواضع خود به عنوان سکویی برای منافع فردی
استفاده می کنند.
این رژیم ها، فقط رژیم های دیکتاتوری معمولی نیستند زیرا دیکتاتورها همیشه از اقتدار و اطاعت مهارنشده برخوردار
نیستند.
در حقیقت دولت دوم ترامپ، شبیه ساختارهای سیاسی استبدادی و تمامیت خواهی است که مشخصه آن حاکمان دارای قدرت مطلقه ای است که مدعی اند همه چیز را درباره کلیت تجربه بشر می داند و تصور نظارت، هدایت و شکل دادن به چنین کلیتی را دارند.
این موضوع عجیب نیست که رهبران خودکامه اغلب برنامه های انقلابی در دست دارند که هدف آن تغییر همه چیز بنابر ذائقه خودشان است.
چنین حکومت هایی به نظر قوی می رسند زیرا رهبران آنها تصویر از قوی و قدرتمند بودن، عقلانیت استثنایی، شجاعت و توانایی را از خود نشان می دهند. اما در واقعیت، چنین نظام های حکومتی گرفتار یک ضعف مهلک هستند؛ ضعفی که به عنوان اصل سازماندهی مرکزی یک حکومت عمل می کند: چنین ضعفی تمرکز بیش از حد است. (دولتی که به جای چندین سطح قدرت، بر قدرت مرکزی تمرکز دارد).
کارل دویچ، جامعه شناس برجسته دانشگاه هاروارد، مهم ترین سهم را در کمک به نظریه زوال حکومت های تمامیت خواه داشت. وی در مقاله ای که در سال ۱۹۵۴ منتشر کرد کار اصلی حکومت های تمامیت خواه را «وحدت فرماندهی و اطلاعات» توصیف کرد که به ساختاری برای تضمین یک منبع تنها و منحصر بفرد برای تصمیم گیری نیاز دارد و یا به ترتیبات یا مجموعه ای از ابزارها نیاز دارد تا از سازگاری تصمیمات بین چندین منبع مطمئن شوند.
بنابراین به گفته این جامعه شناس، تمایل دولت های دیکتاتور برای تمرکز بر خود برای تصمیم گیری ها یا استفاده از زور امری ذاتی است.
به عبارت دیگر سیستم هایی که بسیار بر خود متمرکز هستند باعث اطلاعات ضعیف، تصمیم گیریهای غلط و تضعیف حکومت های خودکامه و سرکشی زیردستان می شوند که به دنبال آن فروپاشی رخ می دهد.
بی توجهی رئیس جمهوری آمریکا به این حقیقت ممکن است به این دلیل باشد که به او هرچیزی که می خواهد بشنود گفته می شود نه آن چیزی که در واقعیت وجود دارد. ترامپ ادعا می کند که محبوبیت رئیس جمهوری اوکراین ۴ درصد است و اوکراین آغاز کننده جنگ است. به جز این چه چیزی می تواند ادعاهای ترامپ را توضیح دهد.
نویسنده نوشت: از آنجایی که ترامپ در محور سیستم بشدت متمرکزی که خود ایجاد کرده قرار دارد، بقای چنین نظامی بعید است و امید می رود دموکراسی در آمریکا احیا شود.
@irdiplomat
💢 چند درصد از کل کمکهای اهدایی به اوکراین سهم آمریکا است و ماجرای قطع کمکهای نظامی آمریکا به اوکراین چیست؟
💢تفسیر خبر
1️⃣ماجرا چیست؟ امریکا بدنبال صلح در جنگ اوکراین و روسیه است اما قبل از آتش بس کامل بین روسیه واوکراین دنبال بالا بردن سود خود است چگونه؟ ابتدا قبل از پایان جنگ با اوکراین بر سر منابع به قرارداد میرسد و سپس با روسیه بر سر اوکراین و پایان جنگ به تفاهم
میرسد
2️⃣چرا زلنسکی و ترامپ و معاونش مجادله کردند؟ خب در این ویدیو منتشر شده از مجادله ما ضعیف ترین دیپلماسی ها را چه از طرف امریکا و چه اوکراین میبینیم؛ ترامپی که مدام یک جمله را تکرار میکند تا آن کلام را بر فضای جلسه حاکم کند و موفق نمیشود تا زلنسکی که با زبان بدن ضعیف و ادبیات ضعیف در قامت یک مقام بالا مرتبه کشور خارجی ظاهر نمیشود و حتی مقام پایین کشور امریکا نیز به او توهین میکند
3️⃣امریکا از اوکراین و روسیه چه انتظاری دارد؟ پاسخ یک کلمه است: معامله؛ امریکا میخواهد هم از معرکه دور باشد هم به او منافع برسد ؛ تصور اینکه سهم امریکا در جنگ های بزرگ باید کنار گذاشته شود ایده ترامپ است؛ او میخواهد براحتی بدون مدیریت تنش ، مدیریت منافع را بدست بگیرد برای همین است که زلنسکی این را نپذیرفت زیرا مشخص بود که امریکا اوکراین را بعد از این قرارداد رها خواهد کرد و نه تنها تضمینی نمیدهد بلکه مدیریت هم نمیخواهد به طور جدی داشته باشد و احتمالا احاله مسئولیت به اروپا واگذار شود
4️⃣آیا واقعا امریکا به اوکراین لطف کرده است؟ جواب خیر؛ به لحاظ تاریخی زمانی که اوکراین صاحب سلاح هسته ای بود برای خلع آن امریکا تضمین امنیت داده بود به لحاظ سیاسی نیز برای ایجاد باتلاق مشکلات و تحریم روسیه اوکراین را ابزار خود کرد و با حمایت نظامی یک جنگ فرسایشی و بلند مدت هدایت شده ساخت به علاوه بیشترین لطف امریکا برای امنیت ناتو و اروپا بوده نه خود اوکراین .
@irdiplomat
کتاب "خط به خط سوالات چهارگزینه ای جامعه شناسی سیاسی" با افتخار در انتشارات رجال منتشر گردید
شما نیز برای انتشار آثار ارزشمند علمی و پژوهشی خود در انتشارات رجال با ما در ارتباط باشید:
╔═🍃🌺🍃══════╗
🆔ایتا: @pub_rejal_article
👉09142052930
╚══════🍃🌺🍃═╝
#استراتژی_سیاسی
💢 اولین تحریم نفتی دولت ترامپ علیه ایران
✍️وزارت خارجه امریکا
🔻وزارت خزانه داری دولت ترامپپ ادعا کرد: شبکه نفتی را که صدها میلیون دلار برای ارتش ایران تولید می کند، هدف قرار می دهد.
🔻وزارت خزانه داری آمریکا در بیانیه ای افزود: « امروز، دفتر کنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه داری (OFAC) یک شبکه بین المللی را به دلیل تسهیل ارسال میلیون ها بشکه نفت خام ایران به ارزش صدها میلیون دلار به چین را تحریم می کند. این نفت به نمایندگی از ستاد کل نیروهای مسلح ایران و شرکت تحت تحریم آن که سپهر انرژی جهان نما پارس (سپهر انرژی) است، ارسال شده است. این تحریم ها شامل نهادها و افراد در حوزه های متعدد، از جمله چین، هند، و امارات و همچنین چندین کشتی می شود.»
✍️تفسیر_خبر
1️⃣با بازگشت ترامپ به کاخ سفید و نگاه رقابت جویانه اقتصادی امریکا با چین ، ایران به یک اهرم بسیار قوی سیاست خارجی امریکا به چند دلیل تبدیل خواهد شد: نخست بخاطر نقش ایران در تامین انرژی ارزان برای چین است که امریکا تلاش دارد از طریق ایران به چین فشار آورد تا هم امنیت انرژی چین ضربه بخورد هم ایران و چین دچار شکاف روابط بشوند
2️⃣امریکا تلاش دارد برای مذاکره احتمالی کارت بازی خود را افزایش دهد و در ازای گرفتن چیزهای بیشتر که مشخصا به موشک های ایران و تضمین عدم داشتن نیروی نیابتی است دست یابد در نگاه جامع تر امریکا در حال «پانسمان تحریم »است یعنی تحریم های جدید وضع میکند ولی تحریم های قدیمی را شاید بردارد! اصل ماجرا سر جای خود است!
3️⃣امریکا با تحریم های ایران میخواهد نشان بدهد که احتمالاً باکی از قدرت منطقه ای ایران ندارد بنابراین کارت های بازی مستقیم تحت فشارش افزایش یافته با این حال ترامپ اشاره کرده است که ایران کشور قدرتمندی است و به نظر میرسد پشت افکارش موشکهای ایران و توان نظامی آن باشد که باید محدود شوند اینکه ایران چه باید کند در پست های آتی بحث خواهد شد (دنبال کنید)
4️⃣اما ایران باید چه کند؟ شاید بنظر عجیب باشد ولی اگر ایران مثل گذشته بخواهد به چین بیشتر نزدیک شود تا از تحریم های اقتصادی در امان باشد چین نه تنها قیمت خرید را پایین خواهد آورد بلکه ممکن است ایران را بخاطر عدم تنش با امریکا تحریم جزیی کند اما بنظر میرسد به نسبی که امریکا به ایران فشار می آورد ایران باید در ظاهر از چین دور شود و وضع قیمت ها را به چین افزایش دهد اما چرا؟ نخست اینکه چین بداند نباید ایران را رها کند و دوم اینکه امریکا متوجه باشد بخاطر چین به ایران فشار نیاورد. سوم اینکه امریکا و چین باید در وضعیت نسبتا رقابت در خصوص کارت ایران قرار بگیرند این از شدت فشارهای امریکا و بازی منفعت جویانه چین خواهد کاست چهارم اینکه اگر ایران مثلا در حوزه نفتی تعرفه را برای چین افزایش دهد و از سوی دیگر باب خواسته های خود را باز کند بازگشت به قیمت قبلی در ازای اجابت خواسته ها میتواند امتیازگیری خوبی برای چین باشد
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢در دولت دوم ترامپ قواعد بازی برای زلنسکی کاملا متفاوت است
✍️گاردین
تحلیل روزنامه «گاردین» تصویری پیچیده و حساس از وضعیت اوکراین در آغاز سال ۲۰۲۵ و چشمانداز جنگ این کشور با روسیه در دوران دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ ارائه میدهد. این تحلیل به شکلی دقیق وضعیت میدان نبرد، نقش آمریکا، و راهبردهای احتمالی روسیه و اوکراین را بررسی میکند.
1️⃣ وضعیت اوکراین در سال ۲۰۲۵: کاهش روحیه و بحران داخلی
با آغاز سومین سال جنگ، اوکراین با چالشهای فراوانی مواجه است. حملات مداوم روسیه و فشار سنگین بر زیرساختها و خطوط مقدم باعث کاهش روحیه عمومی و فرسایش توان دفاعی اوکراین شده است. همچنین، ناتوانی در جذب نیروی انسانی کافی برای ارتش و مشکلات در مدیریت منابع نظامی نشاندهنده شرایط بحرانی این کشور است.
2️⃣ نقش دولت دوم ترامپ: تغییر قواعد بازی
ترامپ وعده داده است که پایان دادن به جنگ یکی از اولویتهای اصلی سیاست خارجی او خواهد بود. انتصاب ژنرال کیت کلاگ بهعنوان فرستاده ویژه به اوکراین و روسیه نشانهای از این تعهد است.
راهبرد کلاگ: پیشنهاد استفاده از تهدیدهای متقابل برای فشار به اوکراین و روسیه برای ورود به مذاکرات صلح نشاندهنده رویکردی عملگرایانه است. اما اظهارات او مبنی بر برابر دانستن مسئولیت دو طرف در جنگ، نگرانیهایی را در کییف و دیگر پایتختهای متحد اوکراین ایجاد کرده است.
چالش ترامپ: با وجود تأکید ترامپ بر نقش خود بهعنوان یک «داور»، دیدگاههای او و تیمش ممکن است با منافع اوکراین همخوانی نداشته باشد.
3️⃣پیچیدگیهای مذاکرات صلح: تضاد منافع و شروط غیرقابل قبول
شروط روسیه: مسکو خواستار حفظ مناطق اشغالی، خلع سلاح اوکراین و تضمین بیطرفی این کشور است.
موضع اوکراین: زلنسکی، هرچند احتمال اعطای امتیازات را رد نمیکند، این امر را مشروط به دریافت تضمینهای امنیتی قوی مانند عضویت در ناتو یا حضور نیروهای حافظ صلح غربی کرده است.
چشمانداز مذاکرات: تضاد آشکار در مواضع دو طرف و عدم تمایل به پذیرش حداقل شروط یکدیگر، تحقق صلح را در کوتاهمدت بعید میکند.
4️⃣تنش میان اوکراین و آمریکا: رابطهای شکننده
تحلیل گاردین به اختلافات فزاینده میان دولت بایدن و اوکراین اشاره میکند:
انتقاد اوکراین از آمریکا: تصمیمات واشنگتن برای ارسال کمکهای نظامی کند و تدریجی تلقی میشود.
نارضایتی واشنگتن از اوکراین: عدم آمادگی کییف برای پذیرش تصمیمات دشوار مانند کاهش سن بسیج، موجب شکاف بیشتر میان دو دولت شده است.
این رابطه شکننده ممکن است در دولت ترامپ دستخوش تغییرات بیشتری شود.
5️⃣نقش تضمینهای امنیتی غرب: کلید صلح پایدار
برای اوکراین، تضمینهای امنیتی از اهمیت حیاتی برخوردارند. بدون چنین تضمینهایی، هرگونه توافق صلحی شکننده خواهد بود و احتمال حملات مجدد روسیه در آینده را افزایش میدهد. این موضوع یکی از موانع اصلی در هرگونه مذاکره صلح محسوب میشود.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢 ایلان ماسک عرصه سیاسی اروپا را به هم ریخته است
✍️وال استریت ژورنال
▪️ در هفتههای اخیر، ایلان ماسک با انتشار پستهای تحریکآمیز در رسانههای اجتماعی درباره سیاست اروپا، حمایت از احزاب راست افراطی، و انتقاد از رهبران اروپایی، باعث تنش در عرصه سیاسی این قاره شده است.
▪️ والاستریت ژورنال گزارش میدهد که اقدامات ماسک به یک معضل دیپلماتیک تبدیل شده و بسیاری از رهبران اروپایی از رویارویی مستقیم با او پرهیز میکنند تا از آسیب به روابط با ایالات متحده جلوگیری کنند.
▪️ ماسک با ۲۱۱ میلیون دنبالکننده در پلتفرم ایکس (مالک آن)، اخبار چندین کشور را تحت تأثیر قرار داده و نگرانیهایی درباره بسیج رایدهندگان سرخورده در اروپا ایجاد کرده است.
▪️ امانوئل ماکرون با اشاره به تأثیرگذاری ماسک، نگرانیهایی درباره دخالت او در انتخابات آلمان و حمایت از جنبشهای افراطی ابراز کرده است.
▪️ سیاستمداران اروپایی نگرانند که ماسک از ایکس بهعنوان ابزاری قدرتمند برای تبلیغ احزاب مورد حمایت خود استفاده کند، بهویژه در انتخابات آتی آلمان.
▪️ ماسک در آلمان از حزب راستگرای AfD حمایت کرده و میزبان گفتوگوهای زنده با رهبران این حزب بوده است. این حزب مواضع ضد اتحادیه اروپا و ضد مهاجرت دارد و بخشی از آن توسط اطلاعات داخلی آلمان افراطی قلمداد میشود.
▪️ برخی استراتژیستها ماسک را به عنوان تهدیدی برای سیاست اروپا میدانند، زیرا او با شرکت رسانهای خود میتواند تأثیر بیشتری نسبت به چهرههای پیشین مانند استیو بنن داشته باشد.
▪️ کاهش محبوبیت ماسک در بریتانیا و اتحادیه اروپا نشان میدهد که مخاطبان ایکس کاهش یافتهاند، اما تأثیر سیاسی او همچنان بحثبرانگیز است.
▪️ کمیسیون اتحادیه اروپا در حال بررسی اقدامات ماسک در پخش محتوای بحثبرانگیز است و ممکن است جریمههایی علیه او اعمال کند.
▪️ بریتانیا بهویژه هدف انتقادات ماسک درباره مسائل داخلی قرار گرفته و او بارها از سیاستهای این کشور در زمینه عدالت و مهاجرت انتقاد کرده است.
▪️ جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، یکی از معدود رهبران اروپایی است که روابط مثبتی با ماسک دارد و او را به دلیل همراستایی با برخی از دیدگاههایش تحسین کرده است.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢هراس واشنگتن نسبت به اتحاد چین-روسیه
✍️نشریه فارن افرز
◾️ نشانههای اولیه حاکی از آن است که دولت آینده واشنگتن احتمالا به دنبال ضربه زدن به شراکت چین و روسیه از طریق کاهش تنشها و حتی بهبود روابط با مسکو است تا بدین ترتیب بر پکن فشار آورد؛ برخلاف کاری که هنری کسینجر وزیر امورخارجه وقت آمریکا ۵۰ سال پیش انجام داد. زمانی که ایالات متحده به دنبال تنش زدایی با چین بود و تلاش کرد از شکاف میان چین و شوروی سوء استفاده کند.
◾️اولویت اصلی کرملین این است که پیش از ورود ترامپ به کاخ سفید از تشدید تنش با ایالات متحده بر سر اوکراین جلوگیری کند. ولادیمیر پوتین رئیسجمهوری روسیه امیدوار است که آغاز دولت ترامپ با کاهش قابل توجه حمایت غرب از کییف همراه باشد.
◾️ اما نگرانیهای پکن کاملا برعکس است. دیداری که شی جین پینگ رئیسجمهوری چین با جو بایدن در ماه نوامبر (آبان) در جریان اجلاس «سازمان همکاریهای اقتصادی آسیا–پاسفیک» (APEC) داشت نشان داد که دولت دموکرات آمریکا به دنبال قطع روابط و یا ایجاد اختلال با پکن نیست. اما در مورد دولت جمهوریخواه ترامپ وضعیت کاملا متفاوت است. لفاظیهای ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی و چهرههایی که وی برای کابینه آینده خود معرفی کرده همگی نشانگر وضعیتی کاملا عکس چهار سال گذشته است.
◾️ پوتین با در نظر گرفتن ارائه مجوز دولت بایدن به کییف مبنی بر استفاده از تسلیحات دوربرد برای حمله به خاک روسیه و تغییر تلافی جویانه دکترین هستهای خود به منظور هشدار به غرب، اعلام کرده است که هرگونه اقدام تشدید کننده میتواند وضعیت را در میدان نبرد و حتی فراتر از آن وخیمتر سازد.
◾️ از نقطه نظر مسکو، اکنون توپ بار دیگر به زمین واشنگتن انداخته شده و رهبر کرملین امیدوار است با هشدارهای داده شده، تا زمان روی کار آمدن ترامپ، دریچه جدیدی برای مذاکره به نفع مسکو باز گردد.
◾️ پوتین در عین حال باید آگاه باشد که کار با دولت دوم ترامپ نباید آسان باشد؛ به ویژه با در نظر گرفتن ایدههای اعلام شده از سوی برخی اعضای تیم رئیسجمهوری منتخب از جمله جی دی ونس معاون رئیسجمهوری و کیت کلاگ فرستاده انتخابی وی در امور روسیه و اوکراین که به نظر میرسد همانی نباشد که پوتین انتظارش را میکشد. از همین رو چنانچه براساس طرحهای پیشنهادی، روسیه نتواند کلیدیترین پیش شرط خود در مذاکرات یعنی لغو حمایت نظامی غرب از اوکراین را تضمین کند، نمیتوان انتظار پایان جنگ را هم داشت.
◾️ برخلاف پوتین، شی دلایل زیادی دارد که در دولت جدید آمریکا باید منتظر دورهای از سکون نسبی در روابط و یا حتی وضعیت خطرناک باشد.
◾️در حالی که رهبر کرملین دلایلی برای خوشبینی نسبت به ترامپ دارد، رئیسجمهوری چین نگرانیهای بسیاری داشته و با نگاهی به دولت اول ترامپ به خوبی به یادمیآورد که رئیسجمهوری منتخب آمریکا در دوره نخست چگونه علیه پکن اعلام جنگ تجاری کرد و غول فناوری چینی هوآوی را با تحریمها و یک کارزار فشار برای حذف تجهیزاتش از شبکههای متحدان هدف قرار داد.
◾️ در دولت جدید ترامپ بیشتر مقاماتی که معرفی شدهاند، به داشتن دیدگاههای جنگطلبانه علیه چین شهرت دارند و حامی اقدامات مجازاتگرایانه و محدودیتهای کنترل صادراتی بیشتر و حمایت از تایوان هستند.
◾️ فارن افرز با اشاره دوباره به اقدامی که کسینجر ۵۰ سال پیش با هدف ایجاد شکاف میان چین و شوروی بکار گرفت؛ مینویسد: آخرین چیزی که پوتین و شی نگران آن هستند، توانایی واشنگتن در ایجاد شکاف واقعی بین دو کشور با وجود وعدههای انتخاباتی ترامپ است.
◾️ در وهله نخست؛ ترامپ باید بتواند برای پایان جنگ اوکراین طرحی ارائه دهد که پوتین را راضی کند. در غیر این صورت رئیسجمهوری روسیه به پیشرویهای خود در اوکراین ادامه میدهد و بدین ترتیب وضعیت کل برنامه ترامپ برای بهبود روابط با کرملین به قیمت نابودی اتحاد آن با پکن نامعلوم میشود.
◾️ترامپ باید این موضوع را در ذهن داشته باشد که روابط تجاری پکن و مسکو در دو سال گذشته به شدت افزایش یافته است؛ به طوری که در دو سال گذشته ۴۰ درصد واردات روسیه از چین و ۳۰ درصد صادرات روسیه به چین بوده است. بنابراین نابودی چنین وابستگی عمیقی یکشبه امکانپذیر نیست.
◾️ نکته پایانی : هر دو رئیسجمهوری روسیه و چین میدانند که این آخرین دوره ترامپ خواهد بود و هر رئیسجمهوری بعدی آمریکا که پس از سال ۲۰۲۹ بر سر کار آید به راحتی میتواند تمامی اقدامات انجام گرفته در دولت قبل را برهم زده و توافقهای پیشین را نیز لغو کند. از دیدگاه نویسنده، نقطه مشترک هر دو رهبر، بر بیاعتمادی نسبت به واشنگتن استوار است و امید آنها به قدرتمندتر شدن در نظم چندقطبی در حال ظهور، احتمالا پایگاه قدرتمند لازم را برای حفظ شراکت پایدار و در حال رشد چین و روسیه ایجاد میکند.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢پوتین، اوکراین را به سوریه ترجیح داد
✍️فارن افرز نوشت؛
◾️زمانی که روسیه در سال 2015 وارد سوریه شد، پوتین بدنبال این بود که جایگاه از دست رفته شوروی در خاورمیانه به ویژه دریای مدیترانه را احیا کند.
◾️مداخله در سوریه همچنین به روسیه این امکان را داد که نقش محافظ مسیحیان در خاورمیانه را بر عهده بگیرد
◾️روسیه با از دست دادن پایگاه های نظامی خود در خاورمیانه مواجه است و نگرانی چندانی برای مسیحیان سوری که ادعا می کرد از آنها محافظت می کند، نشان نداد زیرا دولت سکولار اسد توسط سازمان اسلامگرای هیات تحریر الشام سرنگون شد
◾️تمرکز یکپارچه پوتین بر دستیابی به پیروزی کامل بر اوکراین، دیگر اهداف سیاست خارجی روسیه را به وضعیت ثانویه تبدیل کرده و به قیمت یکی از بزرگترین موفقیت های سیاست خارجی روسیه تمام شده است
◾️دخالت روسیه در سوریه از ابتدا با اوکراین مرتبط بود. مسکو بهار عربی که از سال آغاز شد2010 را بهعنوان امتداد تظاهرات میدان در کیف و «انقلابهای رنگی» که یک دهه پیش از آن کشورهای پس از شوروی را تکان داده بود، تلقی کرد
◾️روسیه به منظور حمایت از رژیم اسد، روابط خود را با ایران تعمیق بخشید ، یک کمیسیون نظامی مشترک ایجاد کرد، موشکهای اس-300 را علیرغم مخالفتهای آمریکا به تهران تحویل داد و برای دور زدن تحریمهای بینالمللی تلاش کرد
◾️بعد از ورود روسیه به سوریه و حمایت از بشار اسد، کشورهای آفریقا، آسیای مرکزی و تا حدی آمریکای لاتین توانایی مسکو برای دفاع از رژیم متحد در برابر آشفتگی داخلی و سرنگونی را مایه اطمینان یافتند
◾️در سال 2018، امارات متحده عربی یک توافقنامه مشارکت استراتژیک با روسیه امضا کرد و تا سال 2021، به نزدیکترین شریک روسیه در خاورمیانه تبدیل شد و حجم مبادلات تجاری بین دو کشور به 9 میلیارد دلار در سال 2022 افزایش یافت.
◾️سرمایه گذاری قطر در روسیه به این میزان رسیده است. 13 میلیارد دلار روابط سرد سابق بین اتحاد جماهیر شوروی و پادشاهی های خلیج فارس که به حمایت شوروی از گروه ها و دولت های انقلابی در منطقه و همچنین تنش های پس از شوروی ناشی از جنگ روسیه در چچن، رقابت بازار هیدروکربن و روابط نزدیک تر پوتین با ایران نسبت داده می شد، باعث شد.
◾️رها كردن نظام اسد توسط روسيه براي تخصيص منابع بيشتر براي نبرد با اوكراين به وضوح نشان مي دهد كه پوتين آماده است همه چيز را براي پيروزي كامل در جنگ فدا كند
◾️روسیه همچنین نتوانست توسعه اقتصادی در سوریه را ارتقا دهد یا سرمایهگذاری غربی را که در سالهای ابتدایی حکومت اسد پیش از پایان بهار عربی به این کشور سرازیر شد، جایگزین کند
◾️روس ها همیشه با احتیاط و بی تفاوتی به نظامیان اعزامی به سوریه نگاه کرده اند. ایده فرستادن سربازان به یک کشور مسلمان دور هرگز محبوب نبود و خاطرات جنگ شوروی در افغانستان را تداعی می کرد
◾️تمرکز روسیه بر جنگ در اوکراین به پوتین و به طور کلی به روسها کمک میکند تا سوالات ناخوشایند در مورد آینده سوریه را نادیده بگیرند، مانند اینکه چه اتفاقی برای پول و منابعی که روسیه به این کشور اختصاص داده است
◾️در عین حال، تصمیم پوتین برای اولویت دادن به اوکراین نباید برای کنار گذاشتن کامل جاه طلبی های روسیه در خارج از همسایگی نزدیک آن اتخاذ شود
◾️در طرح پوتین، اوکراین به نقطه عطفی در مبارزه جهانی بین نخبگان غربی و نظم جدید تحت رهبری روسیه تبدیل شده است: پس از سقوط اوکراین، روسیه امیدوار است که گرجستان و هر قلمرو دیگری را که میخواهد تصرف کند
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
#استراتژی_سیاسی
💢بازسازی قدرت تهران، اولویت چین در غرب آسیا
✍️بروکینگز
«یون سان» کارشناس اقتصاد بینالملل اندیشکده «بروکینگز» در گزارشی با عنوان «پیشبینی راهبرد چین در خاورمیانه طی چهار سال آینده» به بررسی سیاستهای احتمالی پکن در منطه طی دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ میپردازد.
◾️بحران غزه، دیپلماسی متعادل کننده سنتی چین در منطقه را در معرض یک آزمون جدی قرار داده است. تا سال ۲۰۲۳، چین توانسته بود روابط خود را با همه طرف های منطقه مانند ارتباط میان ایران و عربستان سعودی و بین جهان عرب و اسرائیل را به خوبی حفظ کند. این انعطاف استراتژیک به دلیل موقعیت جغرافیایی چین و عدم درگیری با قدرت های منطقه ای امکان پذیر شد. با این حال، بحران غزه محدودیت دیپلماسی موازنه چین را نشان داده است. با تغییرات و عدم اطمینان مرتبط با تعادل قدرت منطقه ای، دیپلماسی موازنه چین باید خود را با شرایط موجود تطبیق دهد.
◾️تلاش های چین برای شکل دادن به یک معماری جدید امنیتی منطقه ای نفوذ ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد.بسیاری در چین، بحران غزه را به عنوان یک عقبگرد موقت برای روند آشتی اسرائیل و کشورهای عربی میدانند و در نهایت، عادیسازی روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی رخ خواهد داد. چین لزوماً خود را حامی چنین عادی سازی نمیداند، زیرا یک پیمان امنیتی بین ایالات متحده و عربستان سعودی که پیش شرط عادی سازی اسرائیل و عربستان است، تلاش های چین برای شکل دادن به یک معماری جدید امنیتی منطقه ای، دخالت و نفوذ ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد. چین هنوز نفوذ جدی بر تصمیم استراتژیک عربستان سعودی برای همسویی آن با غرب ندارد. با این وجود، چین احتمالا از تعامل خود با عربستان در حوزه های انرژی، اقتصادی و سیاسی برای بی اثر کردن کردن توافق دفاعی عربستان و ایالات متحده استفاده خواهد کرد به ویژه اگر چنین پیمانی شامل بندهایی باشد که مانع از همکاری های امنیتی و فناوری بین چین و عربستان سعودی شود.
◾️چین اقدام علیه سازمان یا مکانیسم امنیتی منطقه ای به رهبری ایالات متحده که آن را «ناتوی خاورمیانه» مینامند، شروع کرده است.این بدان معناست که چین برای ایجاد تعادل در روابط امنیتی عمیق خود با ایالات متحده، ایجاد اهرم فشار تقویت روابط با عربستان سعودی و همچنین سایر کشورهای کلیدی عربی را در اولویت قرار خواهد داد. چین اقدام علیه سازمان یا مکانیسم امنیتی منطقه ای به رهبری ایالات متحده که آن را «ناتوی خاورمیانه» می نامند، شروع کرده است. به همین ترتیب، حمایت چین از تلاشهای ایران برای بازیابی قدرت و اعتبار خود پس از تحولات صورت گرفته در منطقه مهم خواهد بود. چین مایل است معماری امنیتی منطقهای را که بر توازن قوا پایه گذاری شده است، با ایران به عنوان یک ستون قوی و به عنوان شریک چین در مقابله با سلطه ایالات متحده در امور امنیتی منطقه ببیند، بنابراین، تضعیف ایران برای این رویکرد خوب نیست. چین در سال ۲۰۲۱ طرح ۲۵ ساله تعامل اقتصادی با ایران را امضا کرد.
◾️چین اجازه نخواهد داد تهران شکست بخورد چون روابط پکن با تهران احتمالاً به تعادل روابط عربستان سعودی با ایالات متحده و اسرائیل کمک خواهد کرد.در حرکتی رو به جلو، چین ممکن است بازسازی قدرت تهران را برای حفظ توازن قدرت منطقه در اولویت قرار دهد. این امر می تواند مستلزم واردات بیشتر نفت خام ایران، افزایش سرمایه گذاری در زیرساخت های ایران و حمایت از رویکرد منطقه ای این کشور باشد. چین همچنان نگران تهدید تحریمهای ایالات متحده است، اما چنین حمایتی از سوی پکن ممکن است به شیوهای نسبتاً کمتر سیاسی مانند تجارت غیرقانونی و حمایتها دیپلماتیک رخ دهد. مقامات چینی معتقدند که ایران، روسیه و کره شمالی منافع بیشتری در سیاست بینالملل با این کشور دارند تا چین با ایالات متحده. اگر روابط آمریکا متحده و چین دوباره در دولت دوم ترامپ وارد یک «سقوط آزاد» دیگر شود، این نگاه به طور بالقوه می تواند تشدید شود. در مجموع، چین اجازه نخواهد داد تهران شکست بخورد، به ویژه به این دلیل که روابط پکن با تهران احتمالاً به تعادل روابط عربستان سعودی با ایالات متحده و اسرائیل کمک خواهد کرد.
#استراتژی_سیاسی
💢پروژه ترکها برای مهندسی خاورمیانه
✍️سید محمدکاظم سجادپور
◾️خاورمیانه مکان کموبیش مشخصی است. خاورمیانه یا غرب آسیا مجموعهای از کشورهای عربزبان، ایران، ترکیه و رژیم صهیونیستی است. تقریباً ۲۵ واحد سیاسی در منطقهای قرار دارند که با عنوان خاورمیانه یا غرب آسیا شناخته میشود. البته بخشی از خاورمیانه، در برگیرنده کشورهای عربی شمال آفریقا نیز میشود. این منطقه در بیش از ۱۰۰ سال گذشته، پیوسته محلی برای پروژههای کلان منطقهای بوده که آخرین آنها پروژه ترکیه است. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه، با سقوط حکومت بشار اسد وارد مرحله جدید میشود. برگزاری اجلاس مقامات سیاسی و امنیتی ترکیه و قطر در دمشق با رهبران گروههایی که به حکومت بشار اسد حکم دادند، بیش از محتوا از نظر نمادین حائز اهمیت است.
◾️این جنبه نمادین، با برگزاری نماز در مسجد اموی دمشق توسط «ابراهیم کالین» رئیس سازمان اطلاعات ترکیه موسوم به «میت»، به اوج میرسد و یادآوری تسلط ترکها بر دمشق بعد از یک قرنی است که از سقوط عثمانی میگذرد. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه متضمن ترکیبی از ژئوپلتیک، تاریخ، آرزوهای فردی رهبران، شرایط متحول منطقهای و احساسات پیچیده و پرلایه است. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه را باید در چارچوب و روند دیگر پروژههایی دید که سعی کردهاند مشکل متفاوت و دگوگونی شدهای به خاورمیانه بدهند. این پروژههای کلان برای دگرگونی و دگردیسی خاورمیانه را چگونه میتوان ارزیابی کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ باید به «کثرت پروژههای مهندسی خاورمیانه»، «ماهیت پروژهها» و «سرانجام پیامدهای پروژهها» توجه کرد.
◾️کثرت پروژههای تغییر در خاورمیانه را باید در تاریخ چند قرن گذشته این منطقه جستجو کرد. در این منطقه دو امپراتوری بومی یعنی عثمانی و ایران قرار داشتند و چندین امپراتوری غربی که طی حدود ۵۰۰ سال در کشمکشی دوگانه در رابطه با منطقه قرار داشتند. از یک سو، کشمکشی درونی بود که این امپراتوریها برای تسلط بر این منطقه با یکدیگر به رقابت، منازعه و جنگ میپرداختند و از سوی دیگر رابطه آنها با امپراتوریهای بومی بود که مخصوصاً در دو سده گذشته در وضعیت ناتراز و نامتقارنی با امپراتوریهای غربی قرار میگرفتند. جنگ جهانی اول به چند امپراتوری پایان داد که در رأس آنها امپراتوری پنج قرنه عثمانی بود. فروپاشی عثمانی روند سادهای نبود و زایش شرایط نوین، بسیار پردرد، پرمنازعه، پرخون و پرکنشگر بود. با فروپاشی عثمانی، مهندسیهای بزرگ برای خاورمیانه آغاز شد. مذاکرات متعدد و قراردادهایی که بعد از جنگ جهانی اول منعقد شد، همه بر خرابههای عمارت امپراتوری فروپاشیده عثمانی بنا شد و البته همگی با نارضایی و خشم و سرخوردگی وارث عثمانی یعنی ترکیه روبرو شد که از یک امپراتوری پهناور که از مدیترانه تا خلیجفارس را در بر میگرفت، تبدیل به یک کشور نسبتاً عادی تقلیل یافته شد.
◾️دهه ۲۰ سده بیستم میلادی، در فهم این سرخوردگی بسیار کلیدی است. در این دهه و دهه بعد بود که پروژه مهندسی بزرگ خاورمیانه براساس طراحی موسوم به سایکس ـ پیکو، بین وزرای خارجه فرانسه و انگلیس برای تقسیم منطقه و پروژه صهیونیسم با اعلامیه بالفور برای مهندسی فلسطین گره خورد و البته در درون هرکدام از پروژهها، خرده طرحهایی قرار داشت که در خور اهمیتاند. کنفرانس ۱۹۲۱ قاهره که انگلیس برای طراحیهای منطقهای با حضور نظامیان و پژوهشگران امور خاورمیانه بریتانیا راهاندازی کرد، به پیدایش برخی از کشورهای عربی انجامید. نقش خانم «گرترودبل» شرقشناس مشهور بریتانیایی در تأسیس نظام پادشاهی در اردن و عراق، بازتاب این مهندسی منطقهای است.
◾️این مهندسیهای منطقهای ادامه یافت و جالب است که هم از درون دنیای عرب و هم از برون دنیای عرب، پروژههای تغییر و مهندسی خاورمیانه، مخصوصاً بعد از جنگ جهانی دوم رو به افزایش گذاشت. پروژه کلان ناسیونالیسم عربی از درون و پروژه «دموکراسیسازی» و «کمونیستسازی» از بیرون، نمونههایی از این طرحهای کلان هستند که توان و ظرفیت خاورمیانه را گرفته و برای دههها به خود مشغول کرده است. دوران بعد از جنگ جهانی دوم، کشمکش و کنش و واکنش بین پروژههای بینالمللی و پروژههای درونی تغییر بخشی به خاورمیانه پرحادثه و پررخداد است. جنگ بین دولتها و جنگهای داخلی، همگی بر ایده مهندسی شرایط استوار بودند.
◾️اما آنچه کثرت طرحها را بیشتر روشن میکند، پایان جنگ سرد و دگرگونی ساختاری در جهان قدرت است که خاورمیانه را مشحون از حوادث دردناک و در عین حال ایدهپردازیها و خیالپردازیها میکند. در رأس این رویاگرائیها برای تغییر خاورمیانه، ایالات متحده مخصوصاً در دوران بوش دوم قرار دارد. رژیم صهیونیستی نیز ایده تغییر خاورمیانه را با هماهنگی آمریکا دنبال کرده که تجلی نهایی آنها توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۲ میباشد.