10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
چگونه بگوییم - مثلاً - شهر بوشهر مرکز استانی است به همین نام؟
برای بیان چنین مفهومی از صفت eponymous (اِپانیمِس) استفاده میکنیم.
◽️Boushehr is the capital city of an eponymous province.
مثالی دیگر
◽️حَسَکه مرکز استانی به همین نام در سوریه است.
Hasakah is the capital city of an eponymous province in Syria.
🔳 کاربرد این صفت به همین موارد محدود نمیشود و دربارهی رمان، فیلم و نمایش هم میتواند بهکار رود، یعنی زمانی که میخواهیم نشان دهیم که فلان شخصیتِ قهرمان در بهمان رمان یا فیلم یا نمایش همان است که نامش عنوان آن کتاب یا فیلم یا نمایش شده است.
◽️دُن کیشوت، قهرمانِ رمانِ بزرگِ سروانتِس به همین نام
Don Quixote, eponymous hero of the great novel by Cervantes
☚ آوانگاری صحیح عنوان این رمان «دُن کیخوتّه» است ولی چون این رمان نخست نه از اصلِ اسپانیایی که از زبان واسطِ فرانسه به فارسی ترجمه شد، و در این زبان این نام دُن کیشوت تلفظ میشود، این آوانگاری فرانسوی عیناً وارد زبان فارسی شد، پابرجا ماند و همچنان هم استفاده میشود و به نوعی بهشکل غلط مصطلح در آمده است.
◼️در انگلیسی آمریکایی این نام را «دان کیهَوتَی» و در انگلیسی بریتانیایی بهصورت «دُان کوئیکسِت» تلفظ میکنند.
◽️قهرمان زن فیلم جین ایر که نامش برگرفته از عنوان فیلم است/ عنوان فیلم جین ایر که نام قهرمان زن فیلم نیز هست
the eponymous heroine in the film Jane Eyre
🔳 این صفت حتی ممکن است زمانی استفاده شود که خوانندهای نام نخستین آلبومش را به نام خود نامگذاری میکند.
◽️نخستین آلبوم بیانسه که بهنام خودش منتشر شد/ نخستین آلبوم بیانسه که همنام خودش بود
Beyoncè's eponymous debut album
🔲 صفت eponymous در بافتهای رسمی بهکار میرود (خواه کتبی و خواه شفاهی). در بافتهای نیمهرسمی و غیر رسمی (و حتی رسمی) میتوان از ترکیب of the same name استفاده کرد.
مثلاً همان مثال بوشهر را میتوان اینگونه بازنویسی کرد:
◽️Boushehr is the capital city of a province of the same name.
یا در مورد جین ایر (بازنویسی بهشکل جملهی کامل):
◽️Jane Eyre is the heroine in a film of the same name.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 بستهی دهم (و پایانی) از دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی» را از هم اکنون میتوانید تهیه کنید.
✅ این بسته شامل تحلیل معناییِ بریدههایی از پنج کتاب است که تصویر جلدشان را در بالا میبینید.
✅ تمرکز این بستهی متنخوانیِ پیشرفتهی انگلیسی- همانگونه از عنوان کتابها پیداست - عمدتاً روی ذهن و مغر و آگاهی و تکامل انسان است.
✅ عناوین کتابهایِ منبعِ متنها، به فارسی:
◽️حیات مخفی کیهان (۲۰۲۴)
◽️تکامل انسان (۲۰۲۲)
◽️تاریخ مختصر هوشمندی (۲۰۲۳)
◽️درآمدی به آگاهی (۲۰۲۴)
◽️روانشناسی تکاملی (۲۰۲۵)
✅ این بسته سنگینترین بسته در این دوره است (مجموعاً بیش از ۱۵ ساعت و نیم تدریس).
🟫 برای تهیهی بستهی دهم لطفاً در خصوصی پیام دهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
◼️آشنایی با ساختار این دوره (اینجا)
@Englishnutsbolts
🔳 ترکیبِ more of the same را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم بگوییم فلان کس یا فلان چیز درست یا دقیقاً مثلِ بهمان کس یا بهمان چیز است. این ترکیب دربارهی دو وضعیت یا دو حالت هم استفاده میشود.
در واقع، با استفاده از این ترکیب میخواهیم نشان دهیم که هیچ تغییری رخ نداده یا قرار نیست رخ دهد و هیچ تفاوتی بین دو طرف نیست، یا بهزبان خودمانی، این عینهو اونه.
◽️He has produced a string of thrillers, and this movie is just more of the same.
او تهیهکنندهی یک سری فیلم پلیسی بوده و این فیلم هم هیچ فرقی با کارهای قبلیاش ندارد.
▪️قید just برای تاکیدِ بیشتر اضافه شده است.
◽️-What's the forcast for the next week?
- More of the same sunny weather.
-پیشبینی وضع هوا چیه دربارهی هفتهی آینده؟
- عینهو قبل. همچنان هوا آفتابیه.
◽️- How's your new diet going?
- Ah, more of the same. I'm not seeing any results.
- رژیم جدیدت چطور پیش میره؟
- چی بگم، فرقی نکردهم/ عینهو قبل. هیچ نتیجهای تا الان ازش نگرفتهم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️Stepsons of Terra (1958)
◻️Robert Silverberg
▪️توضیحات مربوط به این رمان را اینجا بخوانید.
@Englishnutsbolts
درود بر این همت عالی👏👏
ارسالی از یکی از دوستان که مشغول کار با بستههای تالیفیِ دورهی ضبطشدهی "افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" است.
استفادهی همزمان از فرهنگ زبانآموز پیشرفتهی کیمبریج، یکی از بهترین و معتبرترین فرهنگهای زبانآموز انگلیسی، قطعاً در عمقبخشی به فهم و استحکام آموختهها کمک شایانی خواهد کرد.
مسیر درستِ انگلیسیآموزی چنین است.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
🔳 تفاوت معنایی شرطی نوع دوم با شرطی نوع سوم چیست؟
تفاوت اصلی این دو نوع شرطی را در ادامه، با کمک گرفتن از مفهوم جهانهای ممکن (possible worlds) توضیح میدهم.
🔲 شرطی نوع دوم را بهدرستی حال غیرواقعی (present unreal) یا حال خیالی میگوییم.
◻️If I had money, I would lend you some.
این نوع شرطی، با وجودی که در آن، جملهی شرط گذشتهنماست، ولی روی در حال و آینده دارد. یعنی اگر من اکنون پول داشتم (که الان ندارم)، مقداری به تو قرض میدادم (که نمیدهم چون ندارم).
در اینجا جهان واقعی (real world) این است که من فعلاً پول ندارم، پس پول قرض دادن به تو هم منتفی است.
اما با ساخت این جملهی شرطی در واقع، جهان ممکنی را میسازیم که در آن من پول دارم و بنابراین، به تو هم مقداری قرض خواهم داد.
به بیان دیگر، جهان واقعی در پشت این جهان ممکن پنهان است.
اما نکتهی مهمتر این است که این جهان ممکن منطقاً قابل دسترسی (accessible) است و راه ورود به آن بسته نیست، یعنی این جهان ممکن امکان تبدیل شدن به جهانی واقعی را دارد (جهانی که من اکنون پول دارم و به تو هم میتوانم مقداری قرض بدهم).
◾️یک مثال دیگر:
◻️If you went to bed earlier, you would not be so tired.
در اینجا نیز جهان واقعی این است که بهدلیل دیر خوابیدن، اینهمه خستهای.
ولی جهان ممکن، که در این جملهی شرطی ترسیم شده است، میگوید اگر زودتر به رختخواب بروی، (فردایش) اینهمه خسته نخواهی بود.
آیا این جهان ممکن منطقا قابل دسترسی و قابل حصول است؟ بله. یعنی پروندهی این جهان ممکن بسته نیست. میتوان آن را به جهان واقعی تبدیل کرد.
🔲 شرطی نوع سوم را گذشتهی غیرممکن (past impossible) میگوییم.
◻️If I had had money, I would have lent you some.
در این نوع شرطی ما با جهان ممکنی مواجهیم که برای ما غیرقابل دسترسی (inaccessible) است چون در گذشته رخ داده و پروندهاش برای همیشه مختومه شده است.
در جهان واقعِ آن گذشته، من پولی نداشتم و نتیجتاً قادر نبودم که مقداری پول هم به تو قرض دهم.
جملهی شرطی جهان ممکنی را در گذشته ترسیم میکند که من پول داشتم و قادر به قرض دادن هم بودم ولی این جهان ممکن مسدود است و منطقاً هم نمیتوان وارد آن شد.
◻️If you had gone to bed earlier, you would not have been so tired.
در اینجا و در این جهان واقعی، فرد در گذشته هم دیر خوابیده و هم فردایش حسابی خسته بوده است.
جهان ممکن ترسیمی در این نوع شرطی نیز خلاف واقعیت است و صرفاً در حد یک ای کاش یا حسرت است و امکان ورود به آن وجود ندارد.
در این جهان ممکنِ غیرقابل دسترسی، فرد اگر زود خوابیده بود، فردایش آن همه خسته نبود. ولی هم دیر خوابیده و هم فردایش بسیار خسته بوده است و تمام. پرونده هم بسته شده است.
🔳 ملخص کلام آنکه در شرطی نوع دوم راه ورود به جهان ممکنِ ترسیمی منطقا باز است و محقق ساختن آن در حال یا آینده غیرممکن نیست.
ولی در شرطی نوع سوم، راه ورود به جهان ممکنِ ترسیمی کاملاً مسدود است و هرچه بوده، رخ داده و پرونده نیز مختومه شده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
عبارت لاتینی
prima facie /ˌpraɪmə ˈfeɪʆi $ -ʆə/
که عمدتاً در زبانِ حقوقی بهکار میرود، در نگاه اول، در نظر اول، علیالظاهر، بهظاهر معنی میدهد.
◽️Her claims are prima facie true.
مدعیات او علیالظاهر برحق است.
▪️این عبارت را «محمول بر صحّت» هم ترجمه میکنیم؛ مثلاً در وصفِ دعوی (case)، یعنی دعویِ محمول بر صحّت (یا دعوی بهظاهر مستدل یا دعوی قابل استماع).
نکتهی مهم این است که prima facie ذاتاً قابل نقض (rebuttable) است، یعنی آنچه در نگاه نخست درست یا موجه بهنظر میرسد، تا زمانی معتبر است که خلافش اثبات نشده باشد.
به بیان دیگر، در متون حقوقی و فلسفهی حقوق هرگاه prima facie را عنوان میکنند، آن را تقریباً همیشه بهصورت rebuttable by counter-evidence در نظر میگیرند.
◽️prima facie cases
دعاوی محمول بر صحّت
◽️prima facie evidence
مدارک/ ادلهی محمول بر صحّت
◽️Prima facie cases typically involve civil claims in which the burden of proof lies with the claimant.
دعاوی محمول بر صحّت (قابل استماع) نوعاً دعاوی حقوقیاند که در آنها بار اثبات بر عهدهی مدعی است.
▪️تعبیرِ
The burden of proof lies with the claimant.
خود جملهای مستقل و در واقع، معادلِ انگلیسی قاعدهی فقهی «البینة علی المدعی» است که در بحث و مناظره بهکار میرود.
این قاعده، پاسخ به مغالطهی
shifting the burden of proof
یا طلب برهان از مخالفان است که در آن مدعی بهجای اثبات دعوی خود، از مخالفانش طلبِ ابطال میکند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
برای دسترسی به متن کامل خبر در خیلی از وبسایتهای روزنامههای انگلیسیزبان، مثل The New York Times یا The Washington Post، لازم است حق اشتراکی پرداخت شود که طبعاً برای ما داخل ایران مقدور نیست.
ولی همیشه راهی هست. کافی است URL آن خبر را کپی کنیم و وارد وبسایتِ www.archive.vn شویم و آن را در باکس مربوطه پیست کنیم و دکمهی save را بزنیم (و شاید هم لازم شود که در صفحهی بعدی که ظاهر میشود تیک مربوط به رباتنبودن را بزنیم) تا کل متن خبر ظاهر شود.
البته این وبسایت فقط برای دسترسی به متن خبرِ روزنامههای انگلیسیزبان نیست.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
زمانی که متنی را به فارسی ترجمه میکنیم فراوان پیش میآید که بخواهیم اسامی عَلَم را به فارسی آوانگاری کنیم. نکتهای که در اینجا بیشترین اهمیت را دارد این است که این ضبط باید مبتنی بر تلفظ نام آن فرد در زبان موطن خودش انجام شود. نمیتوان ـ فیالمثل ـ نامی ایتالیایی را مبتنی بر تلفظش در زبان انگلیسی آوانگاری کرد.
نکتهی دیگر این که املای اسامی گاه فریبدهندهاند و تلفظی نادرست را به ذهن متبادر میکنند. از این رو تا جای ممکن باید با مراجعه به کتابهای راهنمای تلفظ اعلام (نظیر فرهنگ تلفظ نامهای خاص/ فریبرز مجیدی/ انتشارات فرهنگ معاصر) یا وبسایتهایی که تلفظ گویای اسامی دارند از تلفظ صحیح اسامی افراد آگاهی یافت و بهدرستی به فارسی آوانگاری کرد.
نمونههای زیر مواردی است از (بخشی از) کتابی که در حوزۀ تاریخ علم به چاپ رسیده است و بهرغم ترجمهی نسبتاً خوب آن، مترجم گرامی در برخی موارد، دقت لازم را در آوانگاری اسامی لحاظ نکرده است.
1- الکساندر توم (Alexander Thom). ملیت: اسکاتلندی. صحیح ← الکساندر تام
2- اراسموس راینهولد (Erasmus Reinhold). ملیت: آلمانی. صحیح ← اراسموس راینهولت
3- آندریاس اوسیاندر (Andreas Osiander). ملیت: آلمانی. صحیح ← آندرئاس اوزیاندر
4- تیکو براهه (Tycho Brahe). ملیت: دانمارکی. صحیح ← توکو برائه
5- ادموند هالی (Edmond Halley). ملیت: انگلیسی. صحیح ← ادموند هَلی
6- جان فلامستید (John Flamsteed). ملیت: انگلیسی. صحیح ← جان فِلَمستید
7- گُتفرید ویلهلم لایبنیتس (Gottfried Wilhelm Leibniz). ملیت: آلمانی. صحیح ← گوتفریت ویلهلم لایبنیتس
8- نِویل ماسکلِین (Nevil Maskelyne). ملیت: انگلیسی. صحیح ← نویل مَسکیلین
9- جوزپه پیازی (Giuseppe Piazzi). ملیت: ایتالیایی. صحیح ← جوزّپه پیاتسی
◾اسامیِ بسیار جاافتاده و قدیمی مثل ارسطو و افلاطون و سیسرون و از این دست را مستثنی میکنیم و به همین شکلی که در فارسی رایج شدهاند بهکار میبریم چون تلفظ این نامها مطابق با موطِن صاحبانشان گاه آنقدر متفاوت است که برای خوانندهی فارسیخوان کاملاً ناآشنا و غریب است.
تصور کنید نام خطیبِ نامدار روم باستان، سیسرون، را (که آوانگاریاش را مبتنی بر تلفظش در زبان فرانسه انجام دادهایم) بنویسیم کیکِرو (یعنی آوانگاری مبتنی بر زبان ایتالیایی یا لاتین). چند نفر متوجه خواهند شد منظور ما کیست؟
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◽️Lays of Ancient Rome
▫️Thomas Babington Macaulay (1800-1859)
@Englishnutsbolts
🔳 کتاب کلاسیکِ «مبادی مابعدالطبیعیِ علوم نوین» را ادوین آرتور بِرت، استاد فلسفهی دانشگاه کرنل، در نیمهی اول قرن بیستم به رشتهی تحریر در آورد و آقای عبدالکریم سروش آن را در اواخر دههی ۶۰ شمسی به فارسی برگرداند.
متن انگلیسی در سال ۱۹۲۴ به چاپ رسید و در سال ۱۹۳۲ با حک و اصلاحاتی در قامت ویراستی جدید عرضه شد. ترجمهی فارسی نیز از روی متن ویراسته انجام شده است.
سروش مقدمهی عالمانهای در بیش از ۵۰ صفحه بر این ترجمه نوشته که حکایت از تسلط بالای او بر موضوع کتاب یعنی فلسفهی علم دارد. ترجمهاش نیز دقیق و هموار است.
نثر مترجم پخته، هرچند تا حدی عربیزده، است.
مشتاقان ترجمه بیشک از مقابلهی این ترجمه بسیار خواهند آموخت و نثرِ رِشکبرانگیز فارسیِ سروش بیتردید به تقویتِ فارسیِ نوشتاری مخاطب کمک خواهد کرد.
◽️قبلاً جملهای از این ترجمه را در اینجا تحلیل کردهام.
◻️پیدیافِ متن انگلیسی کتاب نیز در ادامه آمده است.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
The legendary magician Mac King performs a cut-and-restored rope trick.
@Englishnutsbolts
🔳 اگر شما هم مثل من حالوهوای دههی پنجاه میلادی را دوست دارید، از شنیدن این آهنگهای ملایم و لطیف - در قالب یک فایل صوتیِ دوساعته - لذت خواهید برد و هنگام مطالعه یا استراحت آنها را گوش خواهید داد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
ساختارِ
to be to do (sth)
(یعنی فعل to be که به دنبالش مصدر با to بیاید)
در بافتهای رسمی (یا نسبتاً رسمی) استفاده میشود و در ادامه چند کاربرد آن را مرور میکنیم:
🔲 وقتی میخواهیم بگوییم فلان کار طبق قرار و برنامهریزیِ قبلی در آینده انجام میشود.
◽️They are to be married next month.
قرار است ماه آینده ازدواج کنند.
◽️The expedition is to start in a week's time.
سفر اکتشافی قرار است یک هفتهی دیگر آغاز شود.
◽️OPEC representatives are to meet in Geneva next Tuesday.
نمایندگان اُوپک قرار است سهشنبهی آینده در ژنو تشکیل جلسه بدهند.
🔲 وقتی میخواهیم به کسی امر کنیم یا دستور بدهیم فلان کار را انجام دهد یا ندهد (have to)، یا قانون و مقرراتی را به کسی گوشزد کنیم.
◽️You are to wait here in this room until I return.
لازم است اینجا در این اتاق منتظر بمانید تا من برگردم./ باید تا برگشتن من، اینجا در این اتاق منتظر بمانید.
◽️All staff are to wear uniforms.
همهی کارکنان لازم است لباس فُرم بپوشند.
◽️No one is to leave this building without the permission of the police.
هیچکس حق ندارد/ نباید جز با اجازهی پلیس از این ساختمان خارج شود.
◽️Fire alarms are not to be set off unless there is fire.
نباید آژیر حریق را به صدا در بیاورید مگر اینکه آتشسوزی رخ داده باشد./ نباید آژیر حریق به صدا در بیاید مگر اینکه آتشسوزی رخ دهد.
◽️You are not to tell him anything about our plans.
دربارهی برنامههایمان نباید هیچ حرفی به او بزنید.
🔲 وقتی میخواهیم به کسی بگوییم یا از کسی بخواهیم که فلان کار را انجام دهد. در این کاربرد، بایستن و لزوم انجام کار در معنی غیر اجباری آن است، یعنی بهتر است فلان کار انجام شود یا نشود (به عبارتی، بایستن بهمعنی should و نه must).
◽️What are we to do?
چه کاری باید انجام بدهیم؟ (تکلیف چیست؟)
◽️What am I to tell her?
چه باید به او بگویم؟
◽️He is not to be blamed.
نباید سرزنش شود./ نباید مقصر دانسته شود.
◽️You are to be congratulated on your wise decision.
باید برای تصمیم عاقلانهتان به شما تبریک بگویند.
🔲 وقتی فعل to be در این ساختار بهشکل گذشته باشد (was یا were)، به این مفهوم است که تقدیر یا سرنوشت چنان رقم خورده است که فلان اتفاق بیفتد، یعنی عملی که در گذشته انجام شده، پیامدی داشته که بعدها معلوم و مشخص شده است.
◽️They said goodbye, little knowing that they were never to meet again.
از هم خداحافظی کردند، غافل از اینکه دیگر هرگز یکدیگر را نخواهند دید.
☚ عبارت little knowing that که در میانهی جمله میآید بهمعنی غافل از اینکه یا بیخبر از اینکه است.
◽️Little did they know they were to be reunited ten years later.
هیچ خبر نداشتند که ده سال بعد دوباره به هم خواهند رسید.
☚ ساختارِ
Little did sb know ...
که در آغاز جمله میآید تقریباً هممعنای little knowing that است.
بهجای know میتوان از فعلهای دیگری مثل realize یا think هم استفاده کرد.
◽️the boy who was to become king
پسری که مقدّر شده بود پادشاه شود
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
«خوب ترجمه کردنِ آثار شکسپیر یا پوشکین به فارسی، یعنی نوشتن متنی که شکسپیر یا پوشکین اگر بهجای امکاناتِ زبان انگلیسی یا روسی، امکانات زبان فارسی را در اختیار میداشتند آن را مینوشتند.
پس ترجمهی خوب نه ترجمهی لفظبهلفظ است و نه ترجمهی ادیبانه (اما غیر امین)، بلکه عبارت است از ابداعِ متنی (اعم از واژگان و جملهبندی و سبک) که نویسنده اگر زبان مادریاش همان زبانِ مترجم میبود آن را مینوشت.
چنین ترجمهای مستلزمِ [برخورداری از] دانش و هوش و تخیّل بسیار است و البته باید آنرا کمالِ مطلوبِ ترجمه دانست.
من ادعا نمیکنم که چنین ترجمهای تحققپذیر باشد، اما میگویم مترجم خوب کسی است که میکوشد تا هرچه بیشتر به آن نزدیک شود.»
- زندهیاد استاد ابوالحسن نجفی (۱۳۹۴ - ۱۳۰۸)
▫️«مسئلهی امانت در ترجمه»/ ابوالحسن نجفی/ نشر دانش/ سال سوم/ شمارهی اول/ آذر و دی ۱۳۶۱
#ترجمه
#ترجمه_ادبی
#ابوالحسن_نجفی
@Englishnutsbolts
رمان علمیتخیلی و پُرکِششِ «سفر به سیارات ناشناخته» را، بهرغم ترجمهی زمخت و ناهموارش، حدوداً اوایل دبیرستان خواندم.
نویسندهی آن رابرت سیلوربرگ است، که اکنون ۹۰ساله است، و بیتردید از خداوندگاران داستانهای علمیتخیلی در دنیای انگلیسیزبان محسوب میشود (فهرست بلندبالای آثار پرشمارش را در اینجا ببینید).
یافتن اصل انگلیسی این رمان آسان نبود، چون مترجم عنوان داستان را سرخود تغییر داده بود.
چند روز صرف شد تا سرانجام اصل اثر را در سیاههی پرتعداد آثار نویسنده بهزحمت یافتم و فهمیدم این ترجمهی فارسی در واقع برگردان رمانِ Stepsons of Terra (ناپسرانِ زمین یا پسرخواندههای زمین) است. دیگر اینکه نسخهی pdf رایگانِ اصل انگلیسی این اثر یافت نمیشد و بهناچار آن را از جایی خریدم.
این رمان ترکیبی از دو ژانر فضایی و سفر در زمان است.
در این داستان البته با نوعی از سفر در زمان مواجهیم که فرد در سفر به گذشتهاش با نسخهی قدیمیترِ خود مواجه میشود و به همین دلیل، اگر چرخه متوقف نشود، مرتب نسخههایی از آن شخص تکثیر میشود.
◻️اصل انگلیسی این رمان را در ادامه ببینید و دانلود کنید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◽️روزنامهی The Washington Post (۱۶ آوریل ۲۰۲۵)
عموماً حالت اسمی weather را میدانیم که بهمعنی هوا و وضع هوا است. ولی این کلمه در حالت فعلی هم بهکار میرود، چه در معنی حقیقی و چه در معنی مجازی.
🔲 [حقیقی] هوازده شدن، تغییر شکل یا رنگ دادن
◻️Rock is weathered by ice and changes in temperature.
یخ و تغییرات دما سبب هوازدگی سنگ میشوند.
◼️این فعل اگر دربارهی صورت بهکار رود، معمولاً پیر و چروک و زمخت شدن صورت را به دلیل آفتاب و ... نشان میدهد.
◻️Her face was weathered by the sun.
آفتاب صورتش را پیر و زمخت کرده بود.
🔳 [مجازی] به سلامت گذشتن از، پشت سر گذاشتن، جان به در بردن از
◻️Northern Ireland weathered the recession better than any other region in the UK.
ایرلند شمالی بهتر از هر ناحیهی دیگری از انگلیس رکود را پشت سر گذاشت.
◻️Small businesses were less able to weather the recession.
کسبوکارهای کوچک کمتر توانستند از رکود جان به در ببرند./ ... از رکود بیشتر آسیب دیدند.
◼️کلمهی recession با فعل weather همایندی دارد. در تیتر خبری بالا هم این همایندی را میبینیم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در صورتی که به اطلاعات بیشتری دربارهی دورههای تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) نیاز دارید یا پیرامون مسیر تقویتِ درک مطلبِ انگلیسیِ خود (بهطور کلی) پرسشهایی دارید، میتوانید در خصوصی بپرسید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
در انگلیسی هروقت بخواهیم اسم شمارشپذیری را در حالت مفرد بهکار ببریم ناگزیریم یا قبل از آن، حرف تعریف نکره (a یا an) استفاده کنیم یا حرف تعریف معرفه (the).
با چند جملهی ساده با موضوع بیشتر آشنا میشویم.
◽️I like an apple and a banana.
در اینجا هم سیب و هم موز مفرد و شمارشپذیرند، بنابراین، قبل از apple از an استفاده شده (چون کلمه با واکه شروع شده) و قبل از banana از a استفاده شده (چون کلمه با همخوان شروع شده).
◽️I want the apple.
اینجا چون به سیبی اشاره میشود که معرفه است پس قبل از آن از the استفاده میکنیم.
🔲 البته، بسته به موقعیت، میتوانیم پیش از اسامی شمارشپذیر از ضمایر اشاره نیز (مثل this و that یا these و those) استفاده کنیم.
◽️I want that car.
◽️She liked those paintings.
🔲 در فارسی ولی چون حرف تعریفِ معرفه نداریم، کاملاً دستوری و درست است که مثلاً بگوییم "من سیب دوست دارم". به همین دلیل، این ساختهای فارسی خصوصاً در مراحل اولیهی انگلیسیآموزی وارد تولیدات انگلیسیِ زبانآموز شده و به جملات نادرستی مثل:
◽️I like apple and banana.
ختم میشود.
◾️در فارسی حرف تعریف نکره -ی را بهکار میبریم. مثلاً میگوییم: مردی را دیدم.
🔲 البته جملهی فارسی "من سیب دوست دارم" میتواند مفهومی عام (generic) داشته باشد، یعنی من در مجموع سیب دوست دارم (و مثلاً بر میوههای دیگر ترجیحش میدهم).
اگر چنین باشد، در انگلیسی لازم است بگوییم:
◽️I like apples.
یعنی شکل جمع را بهکار میبریم.
🔲 حرف تعریف نکره برای توصیف افراد و اشیاء هم بهکار میرود (و در این حالت بعد از فعل to be ظاهر میشود).
◽️His mother is a teacher.
در فارسی و در چنین حالتی، ما صرفاً میگوییم: مادرش معلم است.
همین
ولی متاسفانه، از سر ترجمههای خامدستانهای که اسیر نحو انگلیسیاند، "یک" هم وارد ترجمهها و حتی گفتار شده است و میشود.
این در صورتی است که انگلیسی مجبور است a یا an را بهکار ببرد و اصلاً در اینجا لزوماً تاکیدی روی شمار نیست، ولی فارسی هیچ نیازی به این "یک"ها ندارد.
▫️من یک معلمم ← من معلمم
▫️من یک رانندهام ← من رانندهام
▫️او یک رییسجمهور است ← او رییسجمهور است
🔲 هم حروف تعریف (نکره و معرفه) و هم شکل جمعِ اسامی میتوانند مفهوم عامِ (generic) آن اسم را هم نشان دهند:
◽️The computer is a remarkable machine.
◽️A computer is a remarkable machine.
◽️Computers are remarkable machines.
در هر سه جملهی بالا، کامپیوتر در معنای عامِ آن مد نظر است، نه این یا آن کامپیوترِ خاص.
◾️در generic reference استفاده از the+singular noun رسمیتر و نوشتاریتر است.
ولی در دو جملهی زیر چنین نیست و هر کدام به کامپیوتری خاص اشاره دارند:
◽️The computer isn't working. It needs repair.
◽️A computer has been stolen from the laboratory.
🔲 حرف تعریف معرفه the اگر قبل از صفتی بیاید که آن صفت قرار است در نقش هستهی گروه اسمی ظاهر شود، مفهوم اسمِ عام را نشان میدهد.
◽️the rich ثروتمندان
◽️the poor فقرا
◽️the unemployed بیکاران
◽️the blind نابینایان
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
ترکیب not that (بهمعنیِ «نه اینکه»)، در محاوره، زمانی بهکار میرود که - در کنار حرفی که زدهایم - بخواهیم به مخاطب یادآوری کنیم که جور دیگری برداشت نکند. این جور دیگر، در قالبِ بندی (clause) گفته میشود که بعد از not that میآید.
▫She wouldn't tell me how much it cost, not that I was really interested.
به من نگفت قیمتش چقدر است، نه اینکه من خیلی علاقهمند بودم (که بدانم).
▫Sarah has a new boyfriend, not that I care.
سارا دوستپسر جدیدی پیدا کرده، نه اینکه برام مهم باشه.
▫She had lost some weight, not that it mattered.
وزن کم کرده بود، نه اینکه اهمیتی داشت (برای من).
▫I'll never be allowed back, not that I want to go back.
به من هیچوقت اجازه نخواهند داد که برگردم، نه اینکه خودمم بخواهم که برگردم.
▫I have decided to leave, not that anyone will miss me.
تصمیم گرفتهام (از اینجا) بروم، نه اینکه حالا کسی دلش برای من تنگ میشود.
▫I think I looked very chic for the party, not that anyone noticed.
فکر کنم برای میهمانی حسابی شیک شده بودم، نه اینکه حالا کسی توجهی کرد.
◾آن بخشی که با not that شروع میشود تقریباً همیشه بعد از بند اصلی میآید. ولی برخی مواقع، خصوصاً در پرسش، میتواند در ابتدا هم بیاید.
▫Not that I mind, but why didn't you call yesterday?
نه اینکه مهم باشه، ولی چرا دیروز زنگ نزدی؟
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 مفهومِ «بعد از وقت اداری» یا «بعد از ساعات اداری» یا «بعد از ساعات کاری» را با ترکیبِ قیدیِ after hours بیان میکنیم.
◻️You can contact us by e-mail after hours.
بعد از ساعات اداری میتوانید با ما از طریق ایمیل تماس بگیرید.
◻️I often do some of my own work after hours.
من غالباً بخشی از کارهای خودم را بعد از وقت اداری انجام میدهم.
◻️The store was regularly open after hours.
مغازه بعد از ساعات کاری هم مرتب باز بود.
◻️She told me she would go to the cinema after hours.
به من گفت که بعد از وقت اداری میرود سینما.
◾با اتصال این دو کلمه با هایفن (after-hours) از این ترکیب صفتِ مرکب هم ساختهاند و در وصف کارهایی بهکار میرود که بعد از ساعت اداری/ کاری انجام میشود.
◻️We had many after-hours phone calls.
تماسهای تلفنیِ زیادی بعد از ساعات اداری داشتیم. (تحتاللفظی: تماسهای تلفنیِ بعد-از-ساعات-اداریِ زیادی داشتیم.)
🔲 تکهفیلمهای بالا را هم ببینید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
به این جمله دقت کنید:
◻️I don't think he is right.
در این جمله عنصر منفیساز در بند پایه است ولی اثرش در بند پیرو ظاهر میشود. درواقع، منفیسازی از بند پیرو خارج شده و وارد بند پایه شده است، هرچند اثرش همچنان در بند پیرو پایدار است.
با این حساب، مفهومِ جملهی بالا he is not right است.
به این نوع ساخت منفی، منفیسازی انتقالی (transferred negation) میگوییم و زمانی رخ میدهد که عنصر منفیساز در بند پایه در کنار فعلهای ذهنی مثل think یا believe یا suppose یا expect یا remember یا assume یا imagine بیاید ولی، همچنان که گفتم، تاثیرش در بند پیرو ظاهر شود.
◼️چند مثال دیگر:
◻️She doesn't believe they will win.
▪️در اینجا هم با مفهوم they will not win سروکار داریم. یعنی گوینده میتوانست مستقیم بگوید:
She believes that they will not win.
◻️We don't suppose the exam will be easy.
▪️در اینجا نیز مفهوم جمله the exam will not be easy است.
◻️I don't expect that he remembers my name.
▪️در اینجا نیز مفهوم جمله درواقع این است:
he does not remember my name
🔳 ساخت دیگری که در منفیسازی انتقالی بهکار میرود مصدرِ با to بعد از فعلهای appear و seem است.
◻️He didn't seem to notice.
▪️مفهوم این جمله نیز این است:
◾️He seemed not to notice.
یا
◾️It seemed that he didn't notice.
🔲 منفیسازی انتقالی معمولاً به دو دلیل بهکار میرود: ۱- گوینده نظری غیرقطعی و نامطمئن دارد. ۲- گوینده میکوشد لحنی مودبانه و ملایم و غیرمستقیم داشته باشد.
🔲 استفاده از منفیسازی انتقالی اجباری نیست. کاملاً بستگی دارد به لحنی که گوینده میخواهد اختیار کند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
OF all the Russian revolutionary writers of the nineteenth century, Herzen and Bakunin remain the most arresting. They were divided by many differences both of doctrine and of temperament, but they were at one in placing the ideal of individual liberty at the centre of their thought and action. Both dedicated their lives to rebellion against every form of oppression, social and political, public and private, open and concealed; but the very multiplicity of their gifts has tended to obscure the relative value of their ideas on this crucial topic.«از میان نویسندگان انقلابی روس در قرن نوزدهم، هرتسن و باکونین از همه جالبتراند. این دو هم در مزاج و هم در مشرب از بسیاری جهات با هم تفاوت داشتند، اما از این حیث که هر دو آرمان آزادی فردی را در مرکز اندیشه و کردار خود قرار میدادند با هم یکی بودند. هر دو زندگی خود را وقف شورش بر ضد همۀ اَشکال ستم کردند – ستم اجتماعی و سیاسی، عمومی و خصوصی، آشکار و نهان؛ اما وفور استعدادهای گوناگون آنها باعث شده است که ارزش نسبی اندیشههایشان در این زمینه چندان روشن نباشد.»
فایلهای صوتیِ کارگاههای زیر را قبلاً در کانال قرار دادهام.
این کارگاهها برای علاقهمندانِ ترجمه بسیار مفیدند:
◽️ترجمهی مقدماتی متون فلسفی (خشایار دیهیمی و هومن پناهنده)
◽️قرائت و درکِ متن فلسفی (هومن پناهنده)
◽️ترجمهی ادبی (عبدالله کوثری)
◽️ترجمه و ویرایشِ ترجمه (زندهیاد استاد ابوالحسن نجفی)
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمام هفت بستهی نخستِ دورهی ضبطشدهی «افزایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی»💐
◻️ چقدر لذتبخش است برای منِ معلم که میبینم این دوستان اول به یُمنِ همت و تلاش خود و بعد با آموزشهایی که از این بستهها دریافت کردهاند به چنین موفقیت و پیشرفتی دست یافتهاند.
@Englishnutsbolts
معادل tusk و ivory را «عاج» میگویند ولی این دو با هم تفاوت دارند.
🔳 کلمهی tusk برای اشاره به عاج یا همان دندانهای درازشدهی فیل و برخی از حیوانات دیگر نظیر گراز (warthog) و فیل دریایی (walrus) استفاده میشود.
این کلمه را، تقریباً همیشه، مادامی که عاج به بدن حیوان متصل است، چه زنده و چه مرده، به کار میبرند (هرچند بعد از جدا کردن هم ممکن است بهکار رود).
◻️a pair of tusks
یک جفت عاج
🔳 ولی ivory مادهای است که tusk از آن ساخته شده است. این کلمه همچنین برای اشاره به اشیایی که از این ماده ساخته شدهاند هم بهکار میرود.
◻️a collection of ivories
مجموعهای از عاجیجات (یا اشیایی از جنسِ عاج)
◻️She carved designs in ivory.
او طرحهایی در دل عاج حک کرد/ تراشید.
◾️حرف اضافهی in در اینجا یعنی طرحهایی را با تراشیدن خودِ عاج ایجاد میکند (نه صرفاً روی - on - سطح عاج).
◻️He carved from ivory a statue.
او از عاج مجسمهای ساخت.
◻️ivory trade
تجارت عاج
🔲 معنای مجازی:
◻️ivory tower
برج عاج
◻️I think you live in an ivory tower.
فکر کنم تو در برج عاج زندگی میکنی.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts